(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
🌺۱۶ می مصادف با ۲۶ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ روز در تقویم به عنوان روز جهانی پسر نام گذاری شده است. بنده این روز خوب را خدمت تمامی پسران نجیب و شریف سرزمینم تبریک عرض میکنم.🌺

🔷در روز جهانی پسر سعی کنید به پسرهای تان آموزش دهید که غیر از مرد شدن احساس داشته باشند، آنها رفتارهای مهربانانه یاد بگیرند، خشن نباشند زیرا این روزها دنیا به مردان با احساس نیز احتیاج مبرم دارد، دنیای مهربان زیباتر از دنیای خشن خواهد بود، دنیایی که در آن مردان با شرافت زندگی کنند زندگی ایمن تر خواهد شد.

🔷در روز پسر می توانید هدایایی به آنها هدیه بدهید که بدانند وجودشان برای شما ارزشمند خواهد بود برای دادن هدیه سعی کنید اوج بدعت را خرج کنید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰چرا اقتصاد برای ما اولویت نیست؟

✍دکتر محمود سریع القلم
چه در داخل یک کشور و چه در روابط خارجی آن، رشد و توسعه اقتصادی تابع share کردن (سهیم کردن) است و share کردن فعلاً در DNA ما نیست. طبعِ صیقل نیافته بشر، تسلطِ بر دیگران و کنترل کردن آن ها را دوست دارد و بلکه از آن بسیار لذت می برد. طبع بشر وقتی مجبور باشد، خواسته های خود را محدود می کند. غرب از طریق اصل تفکیک قوا، قوۀ قضائیه مستقل، نظام حقوقی فراگیر و قانون گرایی، share کردن را نه تنها به یک امر ضروری بلکه اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است. چین به واسطۀ فرهنگِ کنفوسیوسی از یک سو و اجبار به صورت هرمی از سوی دیگر، مردم خود را مجبور کرده تا در پیشرفت امور، روحیه Share کردن داشته باشند. در غرب، ترس از قانون و در چین ترس از حکومت، مردم را به سوی share کردن سوق می دهد. دو سیستمِ غربی و چینی، دو نماد از مدیریتِ طبعِ بشر را به نمایش می گذارند. رشد و توسعه اقتصادی کاری جمعی است. تمام نهادهایی که کار می کنند تا کالایی ساخته شود باید باهم هماهنگ باشند. بانکها باید به ضرورت های کار تولیدی و ارائه خدمات از طرف بخش خصوصی حساس باشند. بخش خصوصی باید کارآمد باشد و پروژه ها را حتی المقدور تا سه سال(عرف جهانی) تمام کند تا بانک به اصل و سود پول خود برسد. بنادر، فرودگاه ها، گمرک و نظام مالیاتی باید در تسهیل فعالیت بخش خصوصی به زمان حساس باشند. نهادهای سیاست گذار نیز به نیازهای تولید کننده و ارائه کنندگان خدمات، توجه روزمره داشته باشند. هم دولت به بخش خصوصی نیاز دارد و هم بخش خصوصی به دولت. اخیراً دولت بایدن طی مطالعه ای یک ساله متوجه شد دولت چین از طریق موسسات کنفوسیوس شناسی در دانشگاه های آمریکا، پروژه های مشترک در حوزه های فناوری و مهندسی را در داخل همان دانشگاه ها با تزریق منابع مالی و کار جمعی میان اساتید چینی و آمریکایی پیش می برد. دولت بایدن سپس لایحه ای را به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا رساند که اگر دانشگاهی با چین، همکاری در حوزۀ فناوری داشته باشد، از دریافت کمک های مالی و پروژه های دولت فدرال آمریکا محروم خواهد شد. از 113 دانشگاه آمریکایی که پروژه های مشترک از طریقِ موسسات کنفوسیوس شناسی با چین داشتند، 79 دانشگاه برنامه‌­های خود را با چین تعطیل کردند ولی 34 دانشگاه آن را حفظ نمودند. نکتۀ حائزاهمیت در این است که دولت آمریکا نمی­‌تواند به دانشگاهی دستور دهد تا با یک دانشگاه خارجی همکاری کند یا خیر. بلکه می تواند صرفاً آن را از امکانات خود محروم کند. در این بحث، حریم خصوصی-دولتی و نقشِ قانون گذاری بسیار اهمیت دارد به طوری که دولت، حتی مانع share کردن یک دانشگاه با دولت رقیبی مانند چین نمی شود بلکه آنچه که امنیت ملی خطاب می کند را محافظت می کند.
در کشورهایی که پدیدۀ قدرت، پخش نشده است امکان رشد و توسعه اقتصادی نیز نخواهد بود. حدود هفتاد و پنج درصد اقتصاد چین نزد بخش خصوصی است. این به این معناست که حزب کمونیست چین که نود میلیون نفرعضو دارد و کنترل اجتماعی- سیاسی جامعه را در دست دارد، حاضر شده است قدرت اقتصادی را با مردم و بخش خصوصی share کند. در روسیه اشتباه میخائیل خودورکوفسکی (Mikhail Khodorkovsky) این بود که بدون اجازه دولت ثروتمند شد. او که با توانمندی‌­های خود بنگاهی اقتصادی در حوزه انرژی به پا کرد حاضر نشد خارج از قوانین جاری و مالیاتی امتیازی به کرملین بدهد. در نهایت دستگیر و پس از ده سال حبس به اروپا تبعید شد. از آنجا که هیچ جنبه ای از قدرت در روسیه پخش نیست، کشوری توسعه یافته نیز در ردۀ چین، آلمان یا ژاپن محسوب نمی شود. چه بسا اگر روسیه توان ارائه کالا و خدمات داشت به طور طبیعی تلاش می کرد در بازارهای کشورهای اروپای شرقی حضور و نفوذ داشته باشد. ولی چون عاری از اقتصاد تولیدی است در یک حُبابِ حسِ نا امنی محبوس است. اگر قدرت در روسیه پخش بود و کالا و خدمات روسی(با توجه به توانمندی­‌های منحصر به فرد منابع طبیعی و انرژی) تولید می شد، دیگرنیازی به تسخیر نظامی اوکراین نبود بلکه کافی بود 44 میلیون اوکراینی به استفاده از موبایل، خودرو، لوازم منزل، مصالح ساختمانی، کفش و پوشاک و کتب درسی روسی عادت کنند و به تدریج وابسته شوند؛ کاری که چین انجام داده به طوری که حدود 60 درصد از آنچه مردم آمریکا به طور روزانه مصرف می کنند در چین ساخته شده است.
در فضاهای خاورمیانه‌­ای، امارات و ترکیه حاضر شده اند تا اندازه ای قدرت را در داخل و خارج share کنند و نسبت به دیگران از وضعیت به مراتب بهتری برخوردارهستند هرچند چالش ترکیه نود میلیون نفری در مقایسه با امارات یک و نیم میلیون نفری به مراتب جدی تر است. چرا مصر و پاکستان وضعیت بسیار نامساعدی دارند؟ چون سیستم هر دو نه حاضر است در سیاست share کند و نه در ثروت.
یکبار رئیس یک بنگاه اقتصادی بزرگ مصری، به این نویسنده می گفت که برای هر پروژه باید با شخص آقای سیسی رئیس جمهور و سلسله مراتب ارتش مصر «هماهنگ» باشد تا بتواند کار را پیش ببرد. البته همین هماهنگی در غرب هم هست اما روابط شخصی نیست بلکه در قالب بحث و گفتگو و سنجش مصالح جامعه و کشور میان دولت، پارلمان، بخش خصوصی و نهادهای غیردولتی است و همین عدم تمرکز است که افراد و بنگاه ها را امیدوار می کند که می توانند با بحث، اقناع، جریان سازی علنی، بسیج نیروهای مدنی، گردش آزاد اطلاعات و رعایت حتی مصالح و منافع ملی، قانون و قاعده را بسازند یا تغییر دهند.
برای طبع صیقل نیافتۀ بشر به مراتب سخت تر است که در عرصه سیاست share کند چون بود و نبود خود را با قدرت تعریف می کند. گویی اگر نتواند دیگران را کنترل کند و آن ها را به تبعیت از خود هدایت کند هویت خود را از دست می دهد. فرقی نمی کند این کنترل در سیاست باشد، یا در سازمان ها یا در مدیریت یک ساختمان و یا در خانواده. نیاز به احاطه و کنترل دیگران ریشه در نوعی بیگانگی از خود و رسوبات دست نخوردۀ تاریخی ناخودآگاه انسان دارد. به میزانی که فرد خودش را کشف کند متوجه می شود چقدر نمی داند و تا چه اندازه نیاز به فهم، دانش، قضاوت و استنباط دیگران دارد. به همین دلیل یک جوان 25 ساله سوئیسی می­تواند 50 صفحه در مورد خودش بنویسد چون از کودکی فرصت خود فهمی و خود اکتشافی داشته است ولی صدام را در نیم صفحه می توان تعریف کرد و به تصویر کشید چون کل عالم در «منِ او» خلاصه شده است. شاید از جنبه روان شناختی و جامعه شناختی، صدام تقصیری ندارد چون نه خانواده، نه مدرسه، نه جامعه، نه رسانه، نه سیاست و نه فرهنگ او را متوجه نکرده اند که خارج از «منِ او» دیگرانی هم وجود دارند. در چین دموکراسی نیست ولی «ما» است. «ما» ی چینی از نوعی نیست که آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) و تَلکوت پارسونز (Talcott Parsons) بنا کرده باشند، بلکه کنفوسیوسی است که «مصلحت جمع» را تبلیغ می کند. اگر تعریف از یک نظام اقتصادی، فروش نفت و خرید کالا باشد نیازی به share کردن نیست. دولت خودش این کار را انجام می دهد. اگر صنایع و کارخانه ها دولتی باشند، اعطای نقش های مدیریتی و توزیع امکانات در مدارهای بستۀ دولتی انجام می گیرد و چه ضرورتی به share کردن است. بی دلیل نیست که صنعتی شدن بعد از 1800 میلادی، دولت های انگلیس، آمریکا، آلمان و فرانسه را «مجبور» کرد که در تعیین مصالح و اولویت های کشور با بخش خصوصی و مردم سهیم شوند و پارلمان نهادی شد که در آن بده بستان های میان مردم و حکومت رد و بدل و تعیین تکلیف می شد و می شود. هیچ دولتی داوطلبانه سطح قدرت و اختیارات خود را پخش نمی کند. ساختار اقتصادی آلمان و ژاپن است که به توزیع قدرت سیاسی در آن کشورها منجر شده است و نه بالعکس. یکبار نخست وزیر چین در داوس برای جمعی از اساتید می گفت:
«اگر سراغ بخش خصوصی نمی رفتیم و به آن­ها آزادی عمل نمی دادیم و اگر ما عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) نمی شدیم، با کشوری رو به رو می شدیم که حداقل یک میلیارد نفر فقیر دارد. به عبارت دیگر برای رشد و توسعه اقتصادی، قبول کردیم هم در داخل، اقتدار و قدرت را share کنیم و هم در خارج».
دموکراسی یعنی «ما» و نه «من». ممکن است در کشوری حتی قانون اساسی دموکراتیک هم روی کاغذ نوشته شود ولی فرهنگ عمومی با share کردن بیگانه باشد; عراق از این نمونه است. مادامی که باور و فرهنگ share کردن در بخش آگاه و ناخودآگاه انسان ها، رسوب نکند و نهادینه نشود، ممکن است حتی فردی دموکراسی درس دهد ولی سراپا «من» باشد. از این رو، رانندگی شهروندی که «ما» فکر می کند با دیگری که در «من» مستغرق شده است بسیار متفاوت است. در جوامعی که تَفَرُد موج می زند، سخن از دموکراسی، توهمی بیش نیست. چرا باید از آقای پوتین انتظار دیگری داشته باشیم. او در شوروی به دنیا آمده و در «من ترین» نهاد کار و رشد کرده و بیست و سه سال نیازی به share کردن نداشته است. جا باز کردن برای دیگران، صرفاً یک امر اخلاقی نیست، هم آگاهی می خواهد و هم ساختار. هیچ کشوری پیدا نمی شود که بدون share کردن اقتصاد خود با بخش خصوصی و توزیع قدرت، توانسته باشد به پیشرفت­های حتی متوسط از رشد و توسعه اقتصادی برسد. طبعاً قطر با 300 هزار نفر جمعیت و حدودِ 80 میلیارد دلار درآمد از انرژی، ملاک نیست. اما برزیل، مکزیک، ویتنام، اندونزی و ترکیه حداقل با یکصد میلیون نفر جمعیت و با شریک شدن حداقل در مدیریت اقتصادی کشور، بسیار رشد کرده اند. از زمانی که این کشورها sharing در داخل را آغاز کرده اند نیاز به دشمن خارجی را احساس نمی کنند.
حتی اقتدارگرایی فردی تاریخی آن ها هم اکنون به اقتدارگرایی بوروکراتیک که چند قدم جلوتر است تبدیل شده و هر وقت حاضر شدند در سیاست هم sharing کنند، به مصلحت عامه و قرارداد اجتماعی مد نظر یورگن هابرماس (Jurgen Habermas) نزدیک می شوند. آیزایا برلین (Isaiah Berlin) فیلسوف روسی تبار انگلیسی که هم روسیه را خوب می شناسد و هم غرب را، می گوید: هر وقت قدرت اقتصادی از قدرت سیاسی جدا شد، آزادی متولد می شود. زمانی اقتصاد اولویت پیدا می کند که «من» ها، «ما» شوند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
*سیزده اصل مهم استفاده از فضای مجازی که آداب معاشرت اینترنتی نام دارد:*

اصل اول:
انسان بودن را به خاطر بسپارید. در فضای اینترنت با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما آن طور رفتار کنند.

اصل دوم:
در فضای اینترنت به همان معیار‌های رفتار پایبند باشید که که در زندگی واقعی به آن پایبند هستید. هر چند قواعد ارتباطات مجازی نمی‌تواند دقیقاً مانند دنیای واقعی ما باشد ولی شما تلاش خودتان را داشته باشید.

اصل سوم:
موقعیت‌های مختلف را در نظر بگیرید. برای مثال پیام فرستادن برای استاد، پیام فرستادن به یک دوست صمیمی، پیام فرستادن به همکار با هم فرق دارد.

اصل چهارم:
به زمان و حجم اینترنت دیگران احترام بگذارید. تلاش کنید وقت دیگران را بی‌جهت نگیرید. پاسخ دادن به پیام‌ها واقعا وقت‌گیر است.

اصل پنجم:
در ارتباطات آنلاین خوب رفتار کنید. در هر صورت پیامی که می‌رود قضاوتی درباره‌ی شما ایجاد می‌کند. روی پیام دقت داشته باشید.

اصل ششم:
دانش تخصصی را به اشتراک بگذارید. هر خبر یا اطلاعاتی دریافت می‌کنید سریع آن را برای دیگران نفرستید. کمی مکث، بررسی و تأمل کنید.

اصل هفتم:
خیلی اوقات در گروه‌ها ممکن است آتش جنگ به شکل‌های مختلف شعله‌ور شود. سعی کنید شعله‌ی تنش را پایین بیاورید. بر روی خود کنترل داشته باشید.

اصل هشتم:
به حریم خصوصی دیگران احترام بگذارید. دوست‌تان عکسی از خودش برای شما ارسال کرده است. شما آن را برای دوست دیگرتان نفرستید. عکس‌های قدیمی را بدون اجازه‌ی کسانی که در عکس هستند منتشر نکنید.

اصل نهم:
از قدرت خود سوء استفاده نکنید. اگر متخصص هستید. اگر دانش بالایی دارید. سعی نکنید دیگران را مرعوب خود کنید.

اصل دهم:
نسبت به اشتباهات دیگران گذشت کنید. هر کس ممکن است ناخواسته و به اشتباه پیامی منتشر کند. سعی کنید فراموش کنید و سریع قضاوت نکنید.

اصل یازدهم:
فضای اینترنت با هر نوع شوخی و تمسخر و توهین انباشته شده است. اشتراک‌گذاری این موارد به معنی تایید شما بر اهانت و تمسخر و توهین به دیگران است.

اصل دوازدهم:
به دلیل تفاوت دیدگاه نباید دیگران را مورد مواخذه و یا نقد مخرب قرار بدهید و شاید اعتقاد و دیدگاه شما اشتباه باشد.

اصل سیزدهم:
تشویق به خشونت، بیان و خواست مرگ دیگران نوعی گسترش خشونتی است که دیر یا زود سراغ شما، خانواده و عزیزان شما هم می‌آید به جای آن عشق، دوستی و اتحاد را ترویج کنید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
*سلام وصبح بخیر* *در این روزهای خاص وفراموش نشدنی، مهربانانه به فقرا و محرومین کمک کنیم*. *خوشبختی ضمانت ندارد شاید ماهم روزی نیاز به یاری داشته باشیم*. *روز خوش وایام بکام*.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♨️ آدم ها بیشتر دیگران را فریب می دهند یا خودشان را؟

بخشی از سخنان استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی
@CBHRM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دموکراسی زاییده توسعه اقتصادی است، دکتر سریع القلم
💢چه چیزی باعث استعفای یک کارمند می‌شود؟

۱. فرهنگ سازمانی بد ۵۹ درصد
۲. مدیریت بد ۵۸ درصد
۳. حس قدرنشناسی ۵۱٪
۴. اضافه کاری بدون اضافه پرداخت ۴۳ درصد
۵. ساعت کاری غیرشناور ۴۱ درصد

🔻 همانطور که از تحقیق به‌عمل آمده مشاهده می شود مهم‌ترین اصل برای بقای یک کارمند در سازمان، ایجاد فرهنگ‌ سازمانی مناسب برای آن ‌سازمان‌ است و اینکه تغییر یک فرهنگ سازمانی فرآیندی طولانی و زمان‌بَر است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰📌فرایند توسعه از کودکی

📍محسن رنانی در این گفتار، در خصوص عدم توسعه یافتگی سخن می‌گوید.
وی پیدایشِ توسعه را از زمانِ کودکی می‌داند.
او عدم توجه به این دوران را باعث عدم توسعه تلقی می‌کند.

🌐جامعه‌ شناسی اقتصادی و توسعه
@sociology_economic
🔰*امارات چگونه امارات شد؟*

🖊️محمدمهدی حاتمی
*نشر:* گاهنامه مدیر

■کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، تاریخچه بلندی ندارند. بسیاری از این کشورها در یک قرن اخیر ایجاد شده‌اند. تا ربع آخر قرن بیستم، هفت امارت (ابوظبی، عجمان، دوبی، فجیره، رأس‌الخیمه، شارجه و ام‌القیوین)، در کنار قطرِ امروزی و بحرین امروزی، در واقع یک کشور بودند.

□با خروج بریتانیا از خلیج فارس (در عصر موسوم به «پسا-استعمار»)، قطر و بحرین کشورهایی مستقل شدند و بحرین در واقع از ایران جدا شد. هفت امارتی که در بالا به آنها اشاره شد هم به یکدیگر پیوستند و یک کشور جدید را شکل دادند.

●تا آن زمان، شهری مانند دوبی، یک دهکده کوچک و خاک‌گرفته بود و قطعا آن‌اندازه اهمیت نداشت که بریتانیایی‌ها به این راحتی رهایش کردند. (بریتانیا ده‌ها جزیره دیگر را در چهارسویِ عالم، هنوز حفظ کرده است.) در امارت‌های هفت‌گانه، استخراجِ نفت حتی دهه‌ها پس از آنکه در ایران کشف شد، کلید خورد.

●دوبیِ امروزی (یکی از آن ۷ امارتی که امارات متحده عربی را شکل می‌دهند)، حالا یکی از پیشرفته‌ترین شهرهای جهان است و احتمالا آینده‌ای درخشان‌تر هم در انتظار دارد. اما امارات فقط دوبی نیست.

■امارات متحده عربی امروز نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد و درآمد سرانه شهروندان آن (بر مبنای شاخص PPP) حدود ۷۸ هزار دلار است. به این ترتیب، اماراتی‌ها در رده هفتمین شهروندان ثروتمند در جهان (پس از لوگزامبورگی‌ها، سنگاپوری‌ها، ایرلندی‌ها، قطری‌ها، اهالی ماکائو و سوئیسی‌ها) قرار دارند.

□در مقام مقایسه با ایران، اگر امارات متحده عربی همین مسیر را ادامه بدهد، در کمتر از یک دهه آینده تولید ناخالص داخلی آن (بر اساس شاخص PPP) از ایران بالاتر خواهد بود.

●امارات متحده عربی، امروز نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد که کمتر از ۱٫۵ میلیون نفر از آنها در واقع اهل این کشور هستند و بقیه خارجی‌اند. تخمین زده می‌شود که تنها نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر ایرانی در امارات متحده عربی ساکن باشند، که تقریبا معادل ۵ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. همین عده اما دست‌کم حدود ۸ هزار شرکت در امارات متحده عربی به ثبت رسانده‌اند.

○اما فقط این‌ها هم نیست. همین چند روز پیش بود که «شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان»، رییس امارات متحده عربی درگذشت. او در سال ۲۰۰۴ میلادی سکته کرده بود و از همان زمان (که ۶۵ ساله بود)، عملا در صحنه سیاسی امارات حضور نداشت. جانشین او، «محمد بن زاید آل نهیان» است، یعنی برادر ناتنی‌اش که در ۸ سال گذشته، عملا امارات را اداره کرده است.

■شیوه حکومت‌داری این دو از اساس متفاوت است. حاکمِ درگذشته، ترجیح می‌داد امارات بی‌ سر و صدا و به عنوان یک قدرت اقتصادی رشد کند، اما حاکم جدید، امارات را کشوری می‌خواهد که رویاپردازی‌های قدرت‌طلبانه هم دارد.

□«محمد بن زاید» (که آمریکایی‌ها به اختصار به او MBZ هم می‌گویند)، ارتش امارات را تا بنِ دندان مسلح کرده و از جمله، شریکِ جاه‌طلبی‌های ولیعهد عربستان (محمد بن سلمان) در حمله به یمن هم بوده است. امارات در لیبی هم حضور نظامی دارد و از چندین و چند گروه نظامی ریز و درشت هم در جنگ‌های نیابتی خاورمیانه حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کند.

●اماراتِ امروزی (که کارشناسان می‌گویند تحت حکومت حاکمِ جدید، بسته‌تر ولی متمرکزتر خواهد شد)، سودای فرستادن ماهواره اختصاصی به فضا را هم دارد و می‌خواهد ویزای طلایی به فعالان حوزه استارتاپ و IT هم بدهد.

○در واقع، در سال‌های آینده، بیشتر و بیشتر از امارات متحده عربی خواهیم شنید و این کشور کوچک در جنوب خلیج فارس، احتمالا قدرتمندتر از امروز خواهد بود.

■اما راز موفقیت آنها چه بود؟ چند سال پیش کتابی در ایران ترجمه شد به نام «دوبی، سریع‌ترین شهر دنیا» [این کتاب ترجمه و توسط نشر «نی» منتشر شده است] که داستانِ توسعه سریع دوبی را تعریف می‌کرد.
چرا این شهر ناگهان و با این سرعت، از یک روستایِ خاک‌گرفته به یک ابرشهر با برج‌ها، آسمانخراش‌ها، موزه‌ها و گالری‌های هنری تبدیل شد؟
پاسخ به این پرسش، کمابیش پاسخ به پرسشِ «امارات، چگونه امارات شد؟» را هم می‌دهد. اما نکته این است که پاسخِ دقیقی وجود ندارد.

□امور زیادی در این قبیل موضوعات دخالت دارند: اماراتی‌ها شانس آوردند که بریتانیایی‌ها بنیان برخی نهادهای مدنی را در آنجا گذاشته بودند. سرمایه‌های جهانی هم به دنبال سرمایه‌های بازرگانان هنگ‌کنگی روانه دوبی و بعد هم امارت‌های دیگر شدند.

●از طرفی، امارات در دوره‌ای رشد و توسعه پیدا کرد که اقتصاد دنیا در آغوش «جهانی‌شدن» بود و سرمایه و نیروی کار به سرعت جا‌به‌جا می شد. اماراتی‌های اختلافات مرزی و ارضی چندانی هم نداشتند و از فرصت اتکا به آمریکا هم نهایتِ استفاده را بردند.
○اما تدبیرِ خود حاکمان امارات را هم نمی‌شود نادیده گرفت. معروف است که حاکمان امارات، برای توسعه این کشور «ولع دارند» و این چیزی نیست که همه حاکمان در همه‌جای دنیا داشته باشند. مثلا، لیبیِ تحت حکومت «معمر قذافی» هم بسیار بسیار ثروتمند بود، اما اکنون دوپاره و به تلی از خاکستر بدل شده است.

■عربستان سعودی هم با وجود ثروت بیشترِ نفت، جمعیت بیشتر و نفوذ بیشتر در سیاست جهانی، آن‌جایی نیست که امارات و شهروندانش امروز هستند.
می‌توان خلاصه کرد: توسعه محصول تدبیر و شانس است، اما شانس زمانی به کار می‌آید که بتوانی با تدبیر، نهایت استفاده را از آن ببری. در غیرِ این صورت، حاصلِ کار، چیزی شبیه به سوریه، عراق یا لیبیِ امروزی می‌شود: سرزمین‌هایی شبح‌زده که توان توسعه را از دست داده‌اند.
*منبع:* تجارت نیوز
Forwarded from HR 34000
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادب مرد به ز دولت اوست.

والدین، مدارس و دانشگاهها عوامل اصلی تربیت انسانها در جهان مدرن هستند و می توانند کژکارکرد رسانه ها در اشاعه بی حرمتی و خشونت در جامعه را خنثی کنند.

سکانس ماندگار از فیلم گلادیاتور به کارگردانی ریدلی اسکات نامزد ۱۲ و برنده ۵ جایزه اسکار سال ۲۰۰۰.

کومودوس؛ اشتباهات تو به عنوان پسر، شکست من به عنوان پدر است.

گرچه بالا نشستن از نسب است
ليك پائين نشستن از ادب است

گر فروتر نشست خاقاني
نه مـرا عيب و نه ترا ادب است

قل هوالله نگر كه در قرآن
زيـر تبّت يــدا ابـــي لهب است

https://www.instagram.com/gholipouraryan
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 تصنیف شکوه - عبدالحسین مختاباد

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم

اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم

شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم

🌸کانال مدیران شایسته

🌹@Competentmanagers
اثر کُبری

تفاوت یک شطرنج باز حرفه ای با فرد مبتدی در چه چیزی است؟ توانایی پیش بینی و محاسبه انواع حرکتهای محتمل طرف مقابل و انتخاب بهترین حرکت در هر نوبت و تکرار این رویه، متمایز کننده یک استاد بزرگ همانند کاسپاروف از یک مبتدی است که فقط به نتیجه اولیه حرکت خود فکر میکند و نه بیشتر از آن.

چند قرن پیش که تعداد مارهای کبری در شهر دهلی هند از کنترل خارج شده بود تصمیم گرفته شد هر کس مار کبری شکار کرده و تحویل بدهد مبلغی دریافت کند ، گرچه با اینکار بعد از مدتی با کاهش تعداد مارها ، تحویل مارهای شکار شده کاهش یافت ولی بعد از مدتی آمار تعداد تحویلی افزایش یافت. بررسی ها نشان داد که تعداد زیادی از افراد فقیر به پرورش مار کبری روی آورده اند و با فروش آن به دولت کسب درآمد میکنند! از اینرو خرید مار کبری متوقف شد و مردم هم تمام مارها را در خیابانها رها کردند و معضل بدتر از قبل بوجود آمد.
تجربه مشابهی در ویتنام برای کنترل موش های شهری از کنترل خارج شده بوجود آمد و جمعیت موش ها بعد از مدتی چند برابر شد.
در استرالیا هم خرگوش های وارداتی برای پرورش و تامین گوشت به طبیعت بکر آنجا راه پیدا کرده و با زاد و ولد سریع و افزایش انفجاری جمعیت به آفت بزرگ کشاورزی تبدیل شدند.
تحربیات بالا که ناشی از عدم توانایی در برآورد آثار بلند مدت و یا دیررس تصمیم های کوته فکرانه و عدم پیش بینی آنها و آمادگی برای اقدام مناسب است ، و نداشتن تفکر سیستمی، به اثر کبری معروف است ( cobra effect ) که نه تنها هدف اولیه را برآورده نمی کند بلکه مشکل اولیه را بدتر از قبل کرده و مشکلات جدیدتری را هم به آن اضافه میکند.
شاید در تصمیم گیری برای موضوعات کوچکتر و یا محدود تر ، نتایج این اثر خیلی مشخص نباشد ، ولی در تصمیم های بزرگتر و مهمتر و یا با دامنه پوشش بیشتر ، میتواند نتایج ویرانگر و غیرقابل جبرانی داشته باشد.
مسلما همانند شطرنج، بدون داشتن دانش بیشتر و تواناییِ تفکر عمیق تر و با افق گسترده تر ، امکان پیش بینی و تحلیل آثار تصمیمات وجود نداشته و شکست و زیان ، نتیجه حتمی آنها خواهد بود.
رویه حاکم در سازمانها و کشورهای موفق، جایگزینی افراد مبتدی که جز تکرار چند حرکت اولیه و ابتدایی توانایی و مهارتی ندارند، با کاسپاروف های مربوطه است.

آیا در این کشور از راس تا ذیل، کسی مواظب اثر کبری در تصمیم های مهم خود است؟

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✅ امارات چگونه امارات شد؟
✍️محمدمهدی حاتمی

■کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، تاریخچه بلندی ندارند. بسیاری از این کشورها در یک قرن اخیر ایجاد شده‌اند. تا ربع آخر قرن بیستم، هفت امارت (ابوظبی، عجمان، دوبی، فجیره، رأس‌الخیمه، شارجه و ام‌القیوین)، در کنار قطرِ امروزی و بحرین امروزی، در واقع یک کشور بودند.

□با خروج بریتانیا از خلیج فارس (در عصر موسوم به «پسا-استعمار»)، قطر و بحرین کشورهایی مستقل شدند و بحرین در واقع از ایران جدا شد. هفت امارتی که در بالا به آنها اشاره شد هم به یکدیگر پیوستند و یک کشور جدید را شکل دادند.

●تا آن زمان، شهری مانند دوبی، یک دهکده کوچک و خاک‌گرفته بود و قطعا آن‌اندازه اهمیت نداشت که بریتانیایی‌ها به این راحتی رهایش کردند. (بریتانیا ده‌ها جزیره دیگر را در چهارسویِ عالم، هنوز حفظ کرده است.) در امارت‌های هفت‌گانه، استخراجِ نفت حتی دهه‌ها پس از آنکه در ایران کشف شد، کلید خورد.

●دوبیِ امروزی (یکی از آن ۷ امارتی که امارات متحده عربی را شکل می‌دهند)، حالا یکی از پیشرفته‌ترین شهرهای جهان است و احتمالا آینده‌ای درخشان‌تر هم در انتظار دارد. اما امارات فقط دوبی نیست.

■امارات متحده عربی امروز نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد و درآمد سرانه شهروندان آن (بر مبنای شاخص PPP) حدود ۷۸ هزار دلار است. به این ترتیب، اماراتی‌ها در رده هفتمین شهروندان ثروتمند در جهان (پس از لوگزامبورگی‌ها، سنگاپوری‌ها، ایرلندی‌ها، قطری‌ها، اهالی ماکائو و سوئیسی‌ها) قرار دارند.

□در مقام مقایسه با ایران، اگر امارات متحده عربی همین مسیر را ادامه بدهد، در کمتر از یک دهه آینده تولید ناخالص داخلی آن (بر اساس شاخص PPP) از ایران بالاتر خواهد بود.

●امارات متحده عربی، امروز نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد که کمتر از ۱٫۵ میلیون نفر از آنها در واقع اهل این کشور هستند و بقیه خارجی‌اند. تخمین زده می‌شود که تنها نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر ایرانی در امارات متحده عربی ساکن باشند، که تقریبا معادل ۵ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. همین عده اما دست‌کم حدود ۸ هزار شرکت در امارات متحده عربی به ثبت رسانده‌اند.

□«محمد بن زاید» ارتش امارات را تا بنِ دندان مسلح کرده و از جمله، شریکِ جاه‌طلبی‌های ولیعهد عربستان (محمد بن سلمان) در حمله به یمن هم بوده است. امارات در لیبی هم حضور نظامی دارد و از چندین و چند گروه نظامی ریز و درشت هم در جنگ‌های نیابتی خاورمیانه حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کند.

●اماراتِ امروزی سودای فرستادن ماهواره اختصاصی به فضا را هم دارد و می‌خواهد ویزای طلایی به فعالان حوزه استارتاپ و IT هم بدهد.

○در واقع، در سال‌های آینده، بیشتر و بیشتر از امارات متحده عربی خواهیم شنید و این کشور کوچک در جنوب خلیج فارس، احتمالا قدرتمندتر از امروز خواهد بود.

■اما راز موفقیت آنها چه بود؟ چند سال پیش کتابی در ایران ترجمه شد به نام «دوبی، سریع‌ترین شهر دنیا» [این کتاب ترجمه و توسط نشر «نی» منتشر شده است] که داستانِ توسعه سریع دوبی را تعریف می‌کرد.
چرا این شهر ناگهان و با این سرعت، از یک روستایِ خاک‌گرفته به یک ابرشهر با برج‌ها، آسمانخراش‌ها، موزه‌ها و گالری‌های هنری تبدیل شد؟

□امور زیادی در این قبیل موضوعات دخالت دارند: اماراتی‌ها شانس آوردند که بریتانیایی‌ها بنیان برخی نهادهای مدنی را در آنجا گذاشته بودند. سرمایه‌های جهانی هم به دنبال سرمایه‌های بازرگانان هنگ‌کنگی روانه دوبی و بعد هم امارت‌های دیگر شدند.

●از طرفی، امارات در دوره‌ای رشد و توسعه پیدا کرد که اقتصاد دنیا در آغوش «جهانی‌شدن» بود و سرمایه و نیروی کار به سرعت جا‌به‌جا می شد. اماراتی‌های اختلافات مرزی و ارضی چندانی هم نداشتند و از فرصت اتکا به آمریکا هم نهایتِ استفاده را بردند.
○اما تدبیرِ خود حاکمان امارات را هم نمی‌شود نادیده گرفت. معروف است که حاکمان امارات، برای توسعه این کشور «ولع دارند» و این چیزی نیست که همه حاکمان در همه‌جای دنیا داشته باشند. مثلا، لیبیِ تحت حکومت «معمر قذافی» هم بسیار بسیار ثروتمند بود، اما اکنون دوپاره و به تلی از خاکستر بدل شده است.

■عربستان سعودی هم با وجود ثروت بیشترِ نفت، جمعیت بیشتر و نفوذ بیشتر در سیاست جهانی، آن‌جایی نیست که امارات و شهروندانش امروز هستند.

مجمع فعالان اقتصادی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔴ویژگی‌‌‌های مدیری که دلسوز کارکنانش است

🔸برخی از منتقدین بر این اعتقادند مدیران دلسوزی که این سبک مدیریتی را انتخاب می‌کنند از سایر همتایان خود در زمینه  دستیابی به اهداف کاری عقب می‌‌‌مانند و در موقعیت‌‌‌های رقابتی، حرف زیادی برای زدن در برابر سایر مدیران ندارند.

🔸اما مدیران دلسوز در اغلب تصمیمات تمام اعضای تیم را به مشارکت می‌‌‌طلبند و از آنها نظر و پیشنهاد می‌‌‌خواهند؛ در نتیجه تیم او یکی از موفق‌‌ترین و ماندگارترین تیم‌های کاری در سازمان به حساب می‌آید و میزان ترک خدمت و غیبت افراد در آن بسیار پایین است و سطح بهره‌‌‌وری تیمی و فردی اعضا و مشارکت‌‌‌جویی آنها بسیار بالاست.
شما برای اینکه به یک مدیر دلسوز تبدیل شوید باید ویژگیهای زیر را در خود تقویت کنید:

◀️ گوش کردن:

این گوش کردن باید از نوع «گوش کردن فعال» و همراه با بازخوردهای مهربانانه‌‌‌ای باشد تا به افراد ثابت شود آنچه می‌‌‌گویند محترم است و بر تصمیم‌گیری‌‌‌های مدیرشان تاثیرگذار خواهد بود.

◀️ همدردی کردن:

مدیران دلسوز به‌‌‌خوبی می‌توانند به هر موقعیتی از دریچه دید افرادشان نگاه کنند. آنها در بهترین زمان و به بهترین شیوه ممکن با کارکنانشان ابراز همدردی می‌کنند و در گرفتاری‌‌‌ها و مشکلات همراهشان هستند و از فرافکنی و انداختن تقصیر به گردن دیگران خودداری می‌کنند.

◀️ حل کردن مشکلات:

یک مدیر دلسوز و آگاه به‌‌‌خوبی از نیازهای عاطفی افرادش آگاه هست و با ایجاد یک محیط کاری سالم و شاد به برآورده شدن نیازهای روحی و احساسی کارکنانش کمک می‌کند. او بیشتر از آنکه یک مدیر و مافوق باشد، یک حل‌‌‌کننده مشکلات و برآورده‌‌‌کننده نیازهاست و کسی است که می‌توان برای برداشتن موانع موجود روی او حساب کرد.

◀️ خودآگاهی:

خودآگاهی یعنی تشخیص اینکه اعمال و رفتار یک مدیر چه تاثیری بر اطرافیانش دارد و بازخورد رفتارها و برخوردهای او با زیردستانش چیست و با دستیابی به همین درک و شناخت است که می‌توان به مدیری دلسوز خوب تبدیل شد.

◀️ متقاعدسازی:

مدیران دلسوز به‌‌‌شدت از متقاعدسازی افرادشان برای تشویق و تحریک آنها استفاده می‌کنند و تمایلی به استفاده از قوه قهریه و دستور دادن برای پیشبرد کارها از خود نشان نمی‌‌‌دهند. برای آنها متقاعدسازی زیردستان و ارائه توضیحات و استدلال‌‌‌های کافی برای توجیه تصمیم‌‌‌های اتخاذشده دارای اهمیت بسیار زیادی است.

◀️ قدرت پیش‌بینی:

عامل اصلی قوی‌‌‌تر بودن مدیران دلسوز درزمینه پیش‌بینی آینده این است که آنها به‌‌‌خوبی می‌توانند از دید دیگران و زاویه‌‌‌های دید متنوعی به قضایا بنگرند و دیدی جامع‌‌‌تری نسبت به آنچه درگذشته روی‌‌‌داده است به دست آورند و هر کس که گذشته را بهتر بشناسد به‌‌‌طور حتم خواهد توانست آینده را بهتر و دقیق‌‌‌تر پیش‌بینی کند.

◀️ نظارت کردن:

یک مدیر دلسوز همیشه مسوولیت اعمال و عملکرد تیمش را بر عهده می‌گیرد و از پذیرش مسوولیت عملکرد زیردستانش باکی ندارد حتی اگر زیردستانش مرتکب اشتباهات فردی شده باشند یا به خاطر سهل‌‌‌انگاری و اتخاذ تصمیم‌‌‌های نادرست به‌‌‌کل تیم ضرر زده باشند.

◀️ تعهد داشتن نسبت به رشد افراد:

مدیران دلسوز افرادشان را تشویق می‌کنند تا مهارت‌‌‌هایشان را توسعه دهند و در این مسیر از آنها به شکل‌‌‌های مختلف حمایت می‌کنند تا به اهداف شغلی‌‌‌شان دست یابند.

◀️ جامعه‌سازی:

مدیران دلسوز به‌‌‌خوبی می‌‌‌دانند که چگونه می‌توان در درون یک سازمان «احساس ما بودن» ایجاد کنند و به همین دلیل افرادشان را تشویق می‌کنند تا با سایر کارکنان در سراسر سازمان ارتباط و تعامل داشته باشند.

✏️منبع: Strategic Management

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰چرا در کشورها ی فاقد منابع اولیه هیچ فرد یا گروهی با اسلحه و ارعاب مردم در پی کسب قدرت نیست ؟

✍مازیار اوستا (ولی پور)
در کشورهای فاقد منابع اولیه و زیر زمینی مانند نفت ،گاز ،معادن و ... دولتمردان باید از طریق فراهم کردن زمینه کار ، تولید ،تجارت و همچنین تعاملات مناسب کشور با جهان زمینه کسب صدها میلیارد دلار رابه وجود آورند تا بخشی از این درآمد بعنوان مالیات در اختیار دولت قرار گرفته ،هزینه خدمات عمومی و فراهم کردن زمینه تولید و اشتغال بیشتر نمایند،بنابراین در اینگونه کشورها کسب درامد سخت بوده و از عهده هرکسی بر نمی آید از همین روی هرکسی هم داوطلب نقش های سیاسی و حاکمیتی نمی شود مگر افرادی که صاحب دانش و تخصص هستند .
در چنین کشورهایی دولت برای کسب درآمد به دانش ،تخصص و تلاش مردم نیاز داشته و بدون کمک مردم کاری از دولت بر نمی آید بر همین اساس دولتمردان و صاحبان قدرت خود را ملزم به پاسخگویی به مردم و عمل بر اساس خواسته و نظر آنها می کنند. پاسخگو بودن دولتمردان در این کشورها مانع از ایجاد هرگونه فساد و بی بندو باری مالی می گردد .
در کشورهای صاحب منابع اولیه و زیرزمینی عکس این موضوع صادق است ،به همین خاطر مشاهده می شود کسانی که زور بیشتری دارند ،پرای کسب قدرت و ماندن بیشتر در دولت تلاش می کنند!
کسب قدرت در اینگونه کشورها موجب کسب ثروت و موقعیت اجتماعی هم می گردد! صاحبان قدرت در کشورهای دارای منابع اولیه می توانند بدون فکر و تلاش از طریق فروش منابع اولیه در دسترس درآمدهای نجومی کسب کرده و این درآمدها را به دلخواه وبدون نظر و اراده مردم هزینه کنند .از آنجایی هم که استخراج و فروش مواد اولیه نیاز به نیروی کار فروان نداشته و دولت برای کسب درآمد بیشتر نیازی به فراهم کردن زمینه اشتغال مردم و تربیت نیروی انسانی ندارد! بنابراین نیازمندی مردم به دولت در پایین ترین سطح خود بوده و مردم برای تامین معاش و ادامه حیات نیازمند دولت هستند !
نیازمندی مردم به دولت در کشورهای صاحب منابع اولیه نتایج منفی فراوانی دارد :
۱-باعث رواج صفات ناپسندی همچون تملق ،چاپلوسی ،ریاکاری ،پارتی بازی ،رشوه خواری و.. می شود.
۲-عدم پاسخگویی دولت به ملت و عمل دولتمردان بر خلاف خواسته و اراده اکثریت مردم محروم از منابع و ثروت کشورشان !
۳-عدم نیاز به دولت به مردم موجب عدم پاسخگویی دولت به مردم شده که افزایش فساد ، رانت خواری و ناکارآمدی دولت و فشار مضاعف بر مردم را در پی دارد .
۴-ااحساس عدم نیاز دولت به مردم و پاسخگویی به آنها موجب عدم نیاز به تعاملات دولت با دیگر کشورها برای تامین امنیت و منافع ملت شده و همین امر موجب ماجراجویی چنین دولت‌هایی در جهان و ایجاد فشار مضاعف بر مردم کشورشان و تهدید امنیت انها می شود !

با توجه به آنچه گفته شد می توان دریافت که چرا در کشوری مانند افغانستان ،یک جماعت وحشی و بدون دانش با زور اسلحه و ارعاب مردم در پی کسب قدرت است! اما در کشوری مثل سوئد ،دانمارک ،آلمان و....دواطلبان کسب قدرت کم بوده و هیچ گروهی با اسلحه برای رسیدن به قدرت تلاش نمی کند ! یا در عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به مدت چندین دهه است که یک یا چند خاندان به صورت مادام العمر و موروثی در قدرت هستند !!
یا در کشوری مانند روسیه با منابع فروان نفت و گاز پوتین بیش از بیست سال است با هزاران ترفند،حیله و دستکاری قانون در قدرت مانده و کنار نمی رود ! درکشور عراق گروههای مختلف دایما بصورت مسلحانه درگیرند تا کنترل دولت را درست گیرند!!

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🍃
⭕️چند مهارت ارتباطی که شما را در شغل‌تان به موفقیت می‌رساند

🔸برای موفقیت در هر شغلی نیاز به تجربه و مهارت‌های تخصصی دارید، اما این کافی نیست. گفته می شود روابط عمومی یا مهارت‌های ارتباطی نیز نقش مؤثری در موفقیت شغلی ما دارند.

🔸در ادامه قصد داریم شما را با اصلی‌ترین مهارت‌های ارتباطی آشنا کنیم که برای موفقیت شغلی نیاز است:

▪️مهارت برقراری ارتباط با دیگران

یکی از مهارت‌های ارتباطی مهم در زمینه‌ی کاری، ارتباط با دیگران و درک موقعیت و نظرات آن‌هاست. اگر با تجربه و باهوش باشید، با هر فردی می توانید ارتباط برقرار کنید.

▪️ایجاد مهارت سخنوری

مهارت حرف زدن در جمع را می توان یکی از مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی در نظر گرفت. تسلط ما بر بیان موضوع، تأثیر فوق‌العاده‌ای روی مخاطب می گذارد و سبب می شود برای شنیدن نظرات و ایده‌های ما رغبت بیشتری داشته باشد.

▪️مدارا با دیگران

کسانی که اهل مدارا هستند، صبر بیشتری از خود نشان می دهند و در شرایط تنش زا می توانند خونسردی خود را حفظ کنند. اگر نتوانید این شرایط را به خوبی مدیریت کنید، قطعاً خبری از موفقیت شغلی نخواهد بود.

▪️اعتماد کنید

یک رابطه‌ی مثبت و مؤثر بر پایه‌ی اعتماد شکل می گیرد. وقتی به موفقیت شغلی می رسید که قابل اعتماد باشید و به مخاطب خود احساس امنیت دهید.

▪️در زمان مناسب، همدلی و مهربانی خود را بروز دهید

وقتی می توانیم موقعیت طرف مقابل را درک کنیم که خود را در جایگاه او بگذاریم. پس شرایط را از دید دیگران بررسی کنید و هر جا نیاز بود، از کمک و همدلی دریغ نکنید. این رفتارها احساس مثبتی را در مخاطب شما به وجود می آورد.

▪️خوب گوش دهید

شنونده‌ی خوب به مخاطب خود توجه می کند. او زمانی را به تحلیل گفته‌های طرف مقابل اختصاص داده و سپس به حرف‌های او واکنش نشان می دهد.

▪️به مخاطبتان توجه کنید

وقتی ارتباطی مثبت و مؤثر خواهید داشت که طرف مقابل توجه شما را نسبت به خودش درک کند. اگر می خواهید تظاهر کنید به او توجه دارید، هیچ شانسی برای موفقیت شغلی نخواهید داشت.

▪️منعطف باشید

اگر بتوانید در زندگی خود فردی انعطاف پذیر باشید، به یک شخصیت دوست داشتنی تبدیل خواهید شد.

▪️قضاوت عادلانه

برای دست یابی به این مهارت باید گوش شنوا داشته باشیم و جهان پیرامون خود را به دقت ببینیم.

▪️مذاکره کنید

مهارت مذاکره به ما کمک می کند تا در مذاکرات با مشتریان، پیشنهادات کاری و دریافت حقوق و مزایای بهتر به هدفمان برسیم.

▪️روشن‌فکر باشید

وقتی روشن فکر باشید و در مقابل هیچ ایده و نظری از خود واکنش نشان ندهید، فردی منعطف به نظر می رسید و افراد بیشتری تمایل خواهند داشت با شما کار کنند.

▪️بیشتر بخندید!

افرادی که روحیه‌ی شاد دارند، به دنبال تنش و جر و بحث نخواهند بود. حتی می‌توانید فشار کار را با خندیدن و شوخ طبعی کمتر کنید و به موفقیت شغلی برسید.

▪️طرف مقابلتان را بشناسید

لازم است مخاطب خود را به خوبی بشناسید و مطابق با شرایط او حرف بزنید.

▪️صداقت داشته باشید

رابطه‌ی مثبت و نتیجه بخش بر پایه‌ی اعتماد شکل می گیرد و برای ایجاد اعتماد نیز صداقت لازم است.

▪️از زبان بدن کمک بگیرید

برای داشتن ارتباطی مؤثر باید مراقب حالت بدن، طرز بیان، ظاهر و صدای خود باشیم.

▪️رفتار مناسب

برای ارتباطی تأثیر گذار باید از کلمات احترام آمیز همانند "لطفاً" و "متشکرم" استفاده کنید. بیان این کلمات به همراه لبخند به طرف مقابل می فهماند روند انجام کار از نتیجه‌ی آن مهم‌تر است.

▪️روش حل مسئله

همیشه مسائل زیادی در پیش روی ما وجود دارد. مهم این است بتوانیم برخورد درستی با آن‌ها داشته باشیم و شیوه حل مسئله را یاد بگیریم. این تأثیر زیادی در ارتباطات شما خواهد داشت.

▪️حامی خوبی باشید

در محل کار همکاران خود را تشویق کنید و به آن‌ها انگیزه دهید. مطمئن باشید همکارانتان دوست دارند با افراد با انگیزه و پر انرژی همانند شما کار کنند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers