🔵🔹دستورالعملی برای بهبود روابط شغلی
امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروریترین مولفه های مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکه سازی است، کیفیت روابط کاری میتواند بهطور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.
اکنون که از دلایل اهمیت سرمایه گذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفهای آگاه شدهاید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:
۱) سخت نگیرید.
اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصصهای خاص آنها و اینکه آیا بهعنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟
۲) تواضع و قدردانی را تمرین کنید.
هیچ کس نمیخواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت به ویژه در آغاز فعالیت تان در سازمان یاری میکنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکل گیری روابط مثبت را افزایش میدهد.
۳) مشاهدهگر خوبی باشید.
قبل از هرگونه اظهارنظری، زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفهای ختم خواهند شد.
۴) در سختترین شرایط هم صریح و صادق باشید.
باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص مسالهای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسهای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفتوگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.
۵) از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.
کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکتهای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواستههای شما استفاده خواهند کرد.
۶) تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.
تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.
۷) به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند
صرف نظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمی های مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیقتر و بهتری خواهید داشت.
۸) تفاوت های فردی را بپذیرید.
دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارت های خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیش زمینه های مختلفی داریم که شکل دهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوتها احترام بگذارید.
منبع: Fastcompany
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروریترین مولفه های مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکه سازی است، کیفیت روابط کاری میتواند بهطور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.
اکنون که از دلایل اهمیت سرمایه گذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفهای آگاه شدهاید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:
۱) سخت نگیرید.
اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصصهای خاص آنها و اینکه آیا بهعنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟
۲) تواضع و قدردانی را تمرین کنید.
هیچ کس نمیخواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت به ویژه در آغاز فعالیت تان در سازمان یاری میکنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکل گیری روابط مثبت را افزایش میدهد.
۳) مشاهدهگر خوبی باشید.
قبل از هرگونه اظهارنظری، زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفهای ختم خواهند شد.
۴) در سختترین شرایط هم صریح و صادق باشید.
باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص مسالهای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسهای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفتوگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.
۵) از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.
کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکتهای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواستههای شما استفاده خواهند کرد.
۶) تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.
تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.
۷) به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند
صرف نظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمی های مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیقتر و بهتری خواهید داشت.
۸) تفاوت های فردی را بپذیرید.
دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارت های خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیش زمینه های مختلفی داریم که شکل دهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوتها احترام بگذارید.
منبع: Fastcompany
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خدا رو هزاران بار شکر که زمین عروس شد و آسمان به حرف آمد. چه شاد باشی ازین خوب تر که برف آمد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*توهّم توانمندی*
🖊️دکتر امیر ناظمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند!
●ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته میشود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهّم یکی از گستردهترین و رایجترین توهّمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
*نمونههایی از توهم توانمندی:*
• *توهّم دانش:* زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهّم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصّص در آن زمینه و احتمالاً زمینههای مشابه میداند. توهّم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
• *توهّم مدیریت:* توهّمی که در آن فرد تمامی موفقیّتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهّمی یکسانی دارند.
• *توهم کنترل:* فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهّمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
■سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهّمهای توانمندی عبارتند از:
• *رقابت:* رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسان های متوهّم را درمان میکند. انسانی که توهّم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهّم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهّم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهّم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساساً هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهّم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
• *مقایسه با دیگران:* مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهّم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهّم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهّم توانمندی خویش محافظت کند.
• *نقد:* تنها نقد است که میتواند فرد متوهّم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد. نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهّم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهّم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهّم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
□هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهّم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهبمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهّم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند. شرکت نوپایی که توهّمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهّم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهّم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهّمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊️دکتر امیر ناظمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند!
●ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته میشود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهّم یکی از گستردهترین و رایجترین توهّمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
*نمونههایی از توهم توانمندی:*
• *توهّم دانش:* زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهّم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصّص در آن زمینه و احتمالاً زمینههای مشابه میداند. توهّم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
• *توهّم مدیریت:* توهّمی که در آن فرد تمامی موفقیّتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهّمی یکسانی دارند.
• *توهم کنترل:* فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهّمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
■سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهّمهای توانمندی عبارتند از:
• *رقابت:* رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسان های متوهّم را درمان میکند. انسانی که توهّم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهّم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهّم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهّم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساساً هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهّم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
• *مقایسه با دیگران:* مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهّم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهّم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهّم توانمندی خویش محافظت کند.
• *نقد:* تنها نقد است که میتواند فرد متوهّم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد. نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهّم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهّم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهّم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
□هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهّم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهبمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهّم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند. شرکت نوپایی که توهّمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهّم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهّم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهّمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
با بررسی ۵۰۰ کسبوکار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۵ درصد موفقیت این شرکتها، به سرمایهگذاری روی مهارتهای نرم مربوط میشود.
امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارتها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارتهای سخت (Hard Skills) و مهارتهای نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارتها چه هستند و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
▫️مهارتهای سخت کدامند؟
مهارتهای سخت، تواناییهای قابل آموزش هستند؛ مهارتهایی هستند که کمیت آنها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارتهای سخت را در کلاسهای درس، از طریق کتابها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود میآموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامهنویسی کامپیوتر و غیره.
▫️مهارتهای نرم کدامند؟
از سوی دیگر مهارتهای نرم، مهارتهای ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آنها بسیار دشوارتر از مهارتهای سخت است. از مهارتهای نرم با عنوان «مهارتهای انسانی» یا «مهارتهای بین فردی» نیز یاد میشود و مهارتهایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطافپذیری، مذاکره، کار تیمی، فنبیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.
مهارتهای نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل میکنند.
بسته به نوع شرکت یا کسبوکار، کارفرمایان به دنبال جذب افرادی با مهارتهای کلیدی و با تجربه برای سمتهای موجود هستند؛ اما با وجود اهمیت بالای این مهارتها، مهارتهای نرم ویژهای نیز وجود دارند که کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آنها هستند. مهارتهای نرم میتوانند به خوبی مهارتهای سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارتها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارتها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارتهای سخت (Hard Skills) و مهارتهای نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارتها چه هستند و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
▫️مهارتهای سخت کدامند؟
مهارتهای سخت، تواناییهای قابل آموزش هستند؛ مهارتهایی هستند که کمیت آنها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارتهای سخت را در کلاسهای درس، از طریق کتابها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود میآموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامهنویسی کامپیوتر و غیره.
▫️مهارتهای نرم کدامند؟
از سوی دیگر مهارتهای نرم، مهارتهای ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آنها بسیار دشوارتر از مهارتهای سخت است. از مهارتهای نرم با عنوان «مهارتهای انسانی» یا «مهارتهای بین فردی» نیز یاد میشود و مهارتهایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطافپذیری، مذاکره، کار تیمی، فنبیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.
مهارتهای نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل میکنند.
بسته به نوع شرکت یا کسبوکار، کارفرمایان به دنبال جذب افرادی با مهارتهای کلیدی و با تجربه برای سمتهای موجود هستند؛ اما با وجود اهمیت بالای این مهارتها، مهارتهای نرم ویژهای نیز وجود دارند که کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آنها هستند. مهارتهای نرم میتوانند به خوبی مهارتهای سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارتها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ *تیم اقتصادی دولت و معضلات پیچیده اقتصادی* بخش اول ...
*ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:*
*مرتضی افقه*
۱۴۰۰/۱۰/۲۷
ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:
1- مشکلات اصلی کشور اگر چه نمودی اقتصادی دارند اما عمدتا ریشههای غیراقتصادی دارند. بنابراین حل آنها با نسخهها و فرمولهای صرفا اقتصادی امکانپذیر نیست. بهعلاوه و با همین استدلال، حل مشکلات اقتصادی از توان و محدوده اختیار قوه مجریه خارج است و همه اجزای حاکمیت در پیشرفت یا عدم پیشرفت اقتصادی کشور سهیم هستند. یکی از دلایل ناکامیهای سه دهه گذشته، غفلت یا بیاعتنایی به این پیش فرض مهم بوده است.
2- حتی برای حل مشکلاتی که ریشهای صرفا اقتصادی دارند، داشتن تخصص اقتصاد کافی نیست بلکه علاوه بر تسلط بر نظریههای اقتصادی، شناخت کافی از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بوروکراسی کشور اجتنابناپذیر است. همچنین از آنجایی که تمامی تئوریهای اقتصادی بر مبنای مفروضاتی است که بعضا ممکن است با مفروضات غیراقتصادی حاکم بر کشور سازگار نباشند، بدون بومی کردن آنها، قابل به کارگیری در شرایط فعلی کشور نیستند. بنابراین وزیر یا مشاورینش و تمامی تصمیمگیران اقتصادی کشور باید این توانایی را داشته باشند که در صورت لزوم، پیش از به کارگیری تئوری مربوطه، اصلاحات لازم را متناسب با مفروضات داخلی انجام بدهند. شاید همین کاربرد کورکورانه نظریههای ناسازگار باعث شده تا بهرغم تجربه و آزمون تئوریهای اقتصادی متنوع در طول سه دهه گذشته، نهتنها مشکلات اقتصادی کشور حل نشده و بعضا تشدید شدهاند، بلکه اتلاف وسیع منابع و فرصت سوزیهای غیرقابل جبرانی را به دنبال داشتهاند.
3- برخلاف تصور رایج، تیم اقتصادی دولت محدود به وزیر اقتصاد، روسای برنامه و بودجه و رییس بانک مرکزی نیست بلکه بر این سه دستگاه و نهاد، تمام وزارتخانه هایی که سیاستها و اقداماتشان مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذارند نیز مسوولان و وزرای اقتصادی تلقی میشوند. اگر این سه گزاره را بپذیریم، آنگاه باید اذعان کنیم که در اغلب دورههای سه دهه پس از جنگ، بسیاری از وزرای معرفی شده فاقد یک یا دو یا هر سه ویژگی فوق بودهاند. این نکته نیز قابل بیان است که در ساختار غیرحزبی کشور و نیز ساختار خاص انتخاب و معرفی وزرا در ایران که افراد، گروهها، و دستگاههای متعدد رسمی و غیررسمی بر معرفی وزرا به رییسجمهور دخالت یا تأثیرگذارند، انتخاب وزرا با داشتن ویژگیهای لازم، به امر بسیار دشواری در کشور تبدیل شده است.
اما شرایط برای ریاست جمهور فعلی متفاوت است. همه ارکان و اجزای نظام حامی آقای رییسی هستند و بنابراین مسیر برای انتخاب و انتصاب مدیران برای ایشان کاملا هموار بوده و هست. بهرغم این امتیاز، به نظر میرسد ریاست جمهور از این فرصت استثنایی استفاده نکرده و نتوانسته بهترینها را برای کابینه خود (بهخصوص وزرای اقتصادی و غیراقتصادی مرتبط با تولید) انتخاب کند. لازم به ذکر است که وزرای اقتصادی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: 1- سیاستگذاران اقتصادی شامل وزیر اقتصاد، رییس برنامه و بودجه، رییس بانک مرکزی و نیز معاون اقتصادی و معاون اول (که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را در دست دارد) حتی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نیز میتوان در این گروه قرار داد. 2- تصمیمگیران و مجریان مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با امر تولید شامل وزرای صمت، نفت، نیرو، امور خارجه و... اما در این مطلب کوتاه تمرکز عمدتا بر بررسی توان و تخصص گروه اول یعنی سیاستگذاران اقتصادی کابینه است:
وزیر اقتصاد، اگرچه اقتصادخوانده، جوان و پرانگیزه است اما نه تنها فاقد تجربه و شناخت کافی از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه حاکم برکشور است، بلکه به نظر میرسد ایشان، همچون بسیاری از وزرای سلف خود، اعتقادی چندانی به ریشههای غیراقتصادی مشکلات اقتصادی و نیز، نیاز به بومی کردن تئوریهای وارداتی ندارد. به همین دلیل پیش و پس از وزارت شعارها و وعدههایی داد که بدون ایجاد تغییرات لازم در بسیاری از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه موجود، امکان تحقق آن وجود نداشته و ندارد. همین امر باعث خواهد شد که او هم به مرور از بسیاری از وعدههای خود عقبنشینی کند و حاصل این بیتجربگی فرصت سوزیهای تکراری در فرآیند اجرایی کشور است. ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ادامه مطلب در پست بعدی ...
*ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:*
*مرتضی افقه*
۱۴۰۰/۱۰/۲۷
ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:
1- مشکلات اصلی کشور اگر چه نمودی اقتصادی دارند اما عمدتا ریشههای غیراقتصادی دارند. بنابراین حل آنها با نسخهها و فرمولهای صرفا اقتصادی امکانپذیر نیست. بهعلاوه و با همین استدلال، حل مشکلات اقتصادی از توان و محدوده اختیار قوه مجریه خارج است و همه اجزای حاکمیت در پیشرفت یا عدم پیشرفت اقتصادی کشور سهیم هستند. یکی از دلایل ناکامیهای سه دهه گذشته، غفلت یا بیاعتنایی به این پیش فرض مهم بوده است.
2- حتی برای حل مشکلاتی که ریشهای صرفا اقتصادی دارند، داشتن تخصص اقتصاد کافی نیست بلکه علاوه بر تسلط بر نظریههای اقتصادی، شناخت کافی از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بوروکراسی کشور اجتنابناپذیر است. همچنین از آنجایی که تمامی تئوریهای اقتصادی بر مبنای مفروضاتی است که بعضا ممکن است با مفروضات غیراقتصادی حاکم بر کشور سازگار نباشند، بدون بومی کردن آنها، قابل به کارگیری در شرایط فعلی کشور نیستند. بنابراین وزیر یا مشاورینش و تمامی تصمیمگیران اقتصادی کشور باید این توانایی را داشته باشند که در صورت لزوم، پیش از به کارگیری تئوری مربوطه، اصلاحات لازم را متناسب با مفروضات داخلی انجام بدهند. شاید همین کاربرد کورکورانه نظریههای ناسازگار باعث شده تا بهرغم تجربه و آزمون تئوریهای اقتصادی متنوع در طول سه دهه گذشته، نهتنها مشکلات اقتصادی کشور حل نشده و بعضا تشدید شدهاند، بلکه اتلاف وسیع منابع و فرصت سوزیهای غیرقابل جبرانی را به دنبال داشتهاند.
3- برخلاف تصور رایج، تیم اقتصادی دولت محدود به وزیر اقتصاد، روسای برنامه و بودجه و رییس بانک مرکزی نیست بلکه بر این سه دستگاه و نهاد، تمام وزارتخانه هایی که سیاستها و اقداماتشان مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذارند نیز مسوولان و وزرای اقتصادی تلقی میشوند. اگر این سه گزاره را بپذیریم، آنگاه باید اذعان کنیم که در اغلب دورههای سه دهه پس از جنگ، بسیاری از وزرای معرفی شده فاقد یک یا دو یا هر سه ویژگی فوق بودهاند. این نکته نیز قابل بیان است که در ساختار غیرحزبی کشور و نیز ساختار خاص انتخاب و معرفی وزرا در ایران که افراد، گروهها، و دستگاههای متعدد رسمی و غیررسمی بر معرفی وزرا به رییسجمهور دخالت یا تأثیرگذارند، انتخاب وزرا با داشتن ویژگیهای لازم، به امر بسیار دشواری در کشور تبدیل شده است.
اما شرایط برای ریاست جمهور فعلی متفاوت است. همه ارکان و اجزای نظام حامی آقای رییسی هستند و بنابراین مسیر برای انتخاب و انتصاب مدیران برای ایشان کاملا هموار بوده و هست. بهرغم این امتیاز، به نظر میرسد ریاست جمهور از این فرصت استثنایی استفاده نکرده و نتوانسته بهترینها را برای کابینه خود (بهخصوص وزرای اقتصادی و غیراقتصادی مرتبط با تولید) انتخاب کند. لازم به ذکر است که وزرای اقتصادی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: 1- سیاستگذاران اقتصادی شامل وزیر اقتصاد، رییس برنامه و بودجه، رییس بانک مرکزی و نیز معاون اقتصادی و معاون اول (که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را در دست دارد) حتی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نیز میتوان در این گروه قرار داد. 2- تصمیمگیران و مجریان مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با امر تولید شامل وزرای صمت، نفت، نیرو، امور خارجه و... اما در این مطلب کوتاه تمرکز عمدتا بر بررسی توان و تخصص گروه اول یعنی سیاستگذاران اقتصادی کابینه است:
وزیر اقتصاد، اگرچه اقتصادخوانده، جوان و پرانگیزه است اما نه تنها فاقد تجربه و شناخت کافی از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه حاکم برکشور است، بلکه به نظر میرسد ایشان، همچون بسیاری از وزرای سلف خود، اعتقادی چندانی به ریشههای غیراقتصادی مشکلات اقتصادی و نیز، نیاز به بومی کردن تئوریهای وارداتی ندارد. به همین دلیل پیش و پس از وزارت شعارها و وعدههایی داد که بدون ایجاد تغییرات لازم در بسیاری از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه موجود، امکان تحقق آن وجود نداشته و ندارد. همین امر باعث خواهد شد که او هم به مرور از بسیاری از وعدههای خود عقبنشینی کند و حاصل این بیتجربگی فرصت سوزیهای تکراری در فرآیند اجرایی کشور است. ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ادامه مطلب در پست بعدی ...
✅ *تیم اقتصادی دولت و معضلات پیچیده اقتصادی* بخش دوم ...
٭ رییس سازمان برنامه و بودجه، حتی ویژگی اولیه یعنی تخصص در اقتصاد و به خصوص گرایش بخش عمومی را ندارد. وزرایی که تخصصی در اقتصاد و گرایش ذیربط و نیز شناخت از موانع غیراقتصادی ندارند، بیش از متخصصان در معرض تأثیرپذیری از توصیههای غیرتخصصی هستند. بنابراین، علاوه بر فقدان تخصص بعید است دو ویژگی دیگر یعنی توان تطبیق تئوریهای اقتصادی با ساختارهای موجود و نیز شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای حاکم بر کشور را داشته باشد. دیدگاههای بعضا خام که ایشان در توصیف لایحه بودجه 1401 ارایه کرده، گواه این امر است.
٭ رییس بانک مرکزی، همچون رییس سازمان برنامه و بودجه تخصصی در اقتصاد و بهخصوص گرایش پول و بانک ندارد.
به نظر نمیرسد ایشان نیز دیگر ویژگیهای لازم برای سیاستگذاری در امر اقتصاد را داشته باشند.
٭ معاون اقتصادی رییسجمهور: ایشان اگرچه اقتصاد خوانده اما فاقد کمترین تجربه در سیاستگذاری یا امور اجرایی مرتبط با معضلات اقتصادی کشور است. بهعلاوه، از گفتهها و مصاحبههای متعدد ایشان برمیآید که نه شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای کشور دارد و نه قادر است تئوریهایی که در طول تحصیل آموخته را با مفروضات داخلی تطبیق بدهد یا سازگار کند. به همین دلیل ایشان هم پیش و پس از مسوولیت اجرایی، وعده هایی داده و میدهد که بیشتر رویایی است تا علمی و عملی.
٭ معاون اول رییسجمهور که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را دارد نیز فاقد ویژگیهای تخصصی و تجربی لازم برای این مسوولیت خطیر را دارد. به همین دلیل ایشان همچون برخی همکاران خود وعدههایی داده و میدهد که امکان عمل در شرایط و ساختارهای فعلی را ندارد.
٭ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز همچون وزیر اقتصاد، جوان، با انگیزه و اقتصادخوانده است اما ایشان هم فاقد ویژگیهای بیان شده در فوق برای سیاستگذاری در امور اقتصادی است. وعدههای رویایی و غیرعملیاتی پیش و پس از وزارت ایشان موید این ادعاست.
به هر حال، اگرچه آرزوی همه مردم ایران آن است که کابینه فعلی بتواند معضلات بسیار پیچیده فعلی را حل کند، اما با توجه به تخصص، تجارب و ویژگیهای گفته شده، بعید است که این تیم سیاستگذار اقتصادی بتواند گام چندانی در مسیر کاهش مشکلات و معضلات کنونی کشور بردارد. بهخصوص آنکه بر اساس شواهد موجود، بین این تیم اقتصادی نیز هماهنگی و سازگاری لازم وجود ندارد. با این وصف، احیای احتمالی برجام و رفع تحریمهای فعلی و نیز رفع محدودیت مراودات و مبادلات پولی و مالی بین ایران و سایر کشورها (FATF)، امکان کاهش برخی معضلات اقتصادی را فراهم کند و از این طریق زمینه برای پوشاندن و کتمان ناتوانیها و فقدان تخصص سیاستگذاران اقتصادی کابینه را تا اندازه زیادی فراهم آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
٭ رییس سازمان برنامه و بودجه، حتی ویژگی اولیه یعنی تخصص در اقتصاد و به خصوص گرایش بخش عمومی را ندارد. وزرایی که تخصصی در اقتصاد و گرایش ذیربط و نیز شناخت از موانع غیراقتصادی ندارند، بیش از متخصصان در معرض تأثیرپذیری از توصیههای غیرتخصصی هستند. بنابراین، علاوه بر فقدان تخصص بعید است دو ویژگی دیگر یعنی توان تطبیق تئوریهای اقتصادی با ساختارهای موجود و نیز شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای حاکم بر کشور را داشته باشد. دیدگاههای بعضا خام که ایشان در توصیف لایحه بودجه 1401 ارایه کرده، گواه این امر است.
٭ رییس بانک مرکزی، همچون رییس سازمان برنامه و بودجه تخصصی در اقتصاد و بهخصوص گرایش پول و بانک ندارد.
به نظر نمیرسد ایشان نیز دیگر ویژگیهای لازم برای سیاستگذاری در امر اقتصاد را داشته باشند.
٭ معاون اقتصادی رییسجمهور: ایشان اگرچه اقتصاد خوانده اما فاقد کمترین تجربه در سیاستگذاری یا امور اجرایی مرتبط با معضلات اقتصادی کشور است. بهعلاوه، از گفتهها و مصاحبههای متعدد ایشان برمیآید که نه شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای کشور دارد و نه قادر است تئوریهایی که در طول تحصیل آموخته را با مفروضات داخلی تطبیق بدهد یا سازگار کند. به همین دلیل ایشان هم پیش و پس از مسوولیت اجرایی، وعده هایی داده و میدهد که بیشتر رویایی است تا علمی و عملی.
٭ معاون اول رییسجمهور که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را دارد نیز فاقد ویژگیهای تخصصی و تجربی لازم برای این مسوولیت خطیر را دارد. به همین دلیل ایشان همچون برخی همکاران خود وعدههایی داده و میدهد که امکان عمل در شرایط و ساختارهای فعلی را ندارد.
٭ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز همچون وزیر اقتصاد، جوان، با انگیزه و اقتصادخوانده است اما ایشان هم فاقد ویژگیهای بیان شده در فوق برای سیاستگذاری در امور اقتصادی است. وعدههای رویایی و غیرعملیاتی پیش و پس از وزارت ایشان موید این ادعاست.
به هر حال، اگرچه آرزوی همه مردم ایران آن است که کابینه فعلی بتواند معضلات بسیار پیچیده فعلی را حل کند، اما با توجه به تخصص، تجارب و ویژگیهای گفته شده، بعید است که این تیم سیاستگذار اقتصادی بتواند گام چندانی در مسیر کاهش مشکلات و معضلات کنونی کشور بردارد. بهخصوص آنکه بر اساس شواهد موجود، بین این تیم اقتصادی نیز هماهنگی و سازگاری لازم وجود ندارد. با این وصف، احیای احتمالی برجام و رفع تحریمهای فعلی و نیز رفع محدودیت مراودات و مبادلات پولی و مالی بین ایران و سایر کشورها (FATF)، امکان کاهش برخی معضلات اقتصادی را فراهم کند و از این طریق زمینه برای پوشاندن و کتمان ناتوانیها و فقدان تخصص سیاستگذاران اقتصادی کابینه را تا اندازه زیادی فراهم آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅نمي توانيم با تقابل با دنيا ادامه مسير بدهيم
✍ محسن صفایی فراهانی
ارکان حکومتی ایران با سه دیدگاه متفاوت سیاستهای استراتژیک را پیگیری میکنند. یک دیدگاه، دیدگاه ایدئولوژیک است که خود را مسئول اسلام و جهان اسلام میداند و برای توسعهی تشیع تلاش میکند. تلاش گسترده در جنگ بالکان، سوریه، عراق، افغانستان، یمن، و ... . بخشی دیگر در همان دهه اول انقلاب باقی مانده و دولت را متولی کل کشور میداند و بقیهی مردم را به نوعی تحت سلطهی دولت میبینند. گروه سومی هم هست که توسعه را به خصوص توسعهی اقتصادی را مبنای پیشرفت میداند؛ الگوهای این گروه هم کشورهای مالزی، ترکیه، کره جنوبی و مانند اینها هستند. به اعتقاد گروه سوم، با توسعهی اقتصادی میتوانیم به توسعهی سیاسی رسیده و در کنار آن تواناییهای ملی کشور را ارتقا دهیم.
این سه استراتژی هیچ فصل مشترکی باهم ندارند. مثل سه دایره متحدالمرکز هستند که هر کدام برای خود حرکت میکند. در حالی که در شرایط امروز، امکان اداره کشور با سه استراتژی متفاوت که در بسیاری مواقع یکدیگر را خنثی میکنند، وجود ندارد.
جمعیت نسبت به اول انقلاب ۴/۲ برابر شده ولی تولید ناخالص ملی به قیمت-های ثابت نزدیک ۸/۱ برابر شده است، نرخ بیکاری جوانان زیر ۲۷ سال بالای 60درصد است، پول ملی در ۱۰ سال گذشته به یکدهم ارزش خود رسیده، بحران بانکها و صندوقهای بازنشستگی که اکثر آنها به مرز ورشکستگی رسیدهاند، عدم توفیق تلاشها برای فقرزدایی در بخش محرومان کشور، فساد گسترده، بحران آب که با بیبرنامه عمل کردن در این دههها، عمدهی ذخایر از بین رفته و ... پس به جای اینکه عامل همهی این بحرانها دولت و رفتار دولتها باشد، باید به مبحثی فراتر نگاه کرد. تا وقتی که استراتژی ارکان حکومت توسعه ایدئولوژیک و انحصارات گسترده حکومتی باشد، بدیهی است مسائل اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی و ... اولویت در حد حرف خواهند داشت.
من در سالهای ۵۳-۵۴ در خوزستان کار میکردم. آن موقع سد دز به بهرهبرداری رسیده بود و حدود ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی زیر سد را با کانالهای آبیاری تحت پوشش قرار داده بودند.. یکی از این کشتوصنعتها، مارچوبه کاشته بودند. یک شب با مهندسان آنجا صحبت میکردم. گفتم، شما خیانت میکنید، مردم ما مارچوبه نیاز ندارند. پاسخ داد که مارچوبه را تنی ۵۰۰۰ دلار صادر میکنم. آن موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود. میگفت یک تن مارچوبه صادر کنیم و میتوانیم بیش از ۳۰ تن گندم وارد کنیم. این میشد خودکفایی، نه این که بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.
موقعی که شرکت مپنا را راهاندازی کردیم من به فرانسویها پیشنهاد دادم با مپنا شریک شوند تا در آذربایجان و سیستان و بلوچستان، ۲۰ تا ۱۵هزار مگاوات نیروگاه احداث کنیم. چون ما گاز داریم میتوانیم برق را که ارزش افزوده بیشتری دارد تولید کرده و به پاکستان، افغانستان، ترکیه و عراق صادر کنیم. آنموقع فقط شرق ترکیه نزدیک ۱۰هزار مگاوات برق نیاز داشت. شما تصور کنید اگر ایران به این کشورها برق صادر میکرد و دادوستدش از این طرف به گرجستان و ارمنستان هم متصل میشد، ایران به هاب برق منطقهای تبدیل میشد. در آن صورت حفظ امنیت ایران برای این کشورها و یاران آنها جدی میشد.
راه برونرفت از این وضع واقعاً در تعامل ارکان حاکمیت است؛ یعنی ارکان حاکمیت باید توجه کنند که اگر میخواهند واقعاً کار موثری برای کشور انجام دهند، با این مکانیسم مطمئنا جواب نمیگیرند. یعنی نمیتوانیم با استراتژیهای تقابلی با دنیا، ادامه مسیر دهیم و توقع این باشد که آنها با کشور ما همکاری کنند. برای توسعهی کشور، در درجهی اول باید در داخل تعامل به وجود آورد و بعد راه تعامل با دنیا را در پیش گرفت.
ویتنام بعد از ۱۹۷۵ ده سال پس از جنگ، ابتدا اقدام به ترک مخاصمه با آمریکاییها کرد و بعد هم با آنها قرارداد صلح امضا نمود. در حالی که آمریکاییها نزدیک ۲۵ سال سنگینترین حملات بعد از جنگ جهانی دوم را در جنگ با ویتنام داشتند. دولت کمونیستی ویتنام، سراغ این رفت که از پتانسیل دنیا چگونه استفاده کند؟ امروز ببینید ویتنام چقدر به خود آمریکا صادرات دارد.
تغییر سیاستهای چین از ۱۹۸۰ به بعد و اتخاذ روش درهای باز و تعامل با دنیا در چارچوب همان دولت سوسیالیستی، امروز چین را بعد از ۳۵ سال به دومین اقتصاد دنیا تبدیل کرده است، اولین باری که رفتم شانگهای، مردم آن قدر فقیر بودند که هیچ یخچالی در خانه نداشتند. در فصل زمستان گوشت خود را از پنجره به بیرون آویزان میکردند. الان چین سالیانه حدود ۶۰۰ میلیارد دلار صادرات کالا به آمریکا دارد، یعنی نزدیک ۱۵ درصد صادرات چین فقط به آمریکاست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ محسن صفایی فراهانی
ارکان حکومتی ایران با سه دیدگاه متفاوت سیاستهای استراتژیک را پیگیری میکنند. یک دیدگاه، دیدگاه ایدئولوژیک است که خود را مسئول اسلام و جهان اسلام میداند و برای توسعهی تشیع تلاش میکند. تلاش گسترده در جنگ بالکان، سوریه، عراق، افغانستان، یمن، و ... . بخشی دیگر در همان دهه اول انقلاب باقی مانده و دولت را متولی کل کشور میداند و بقیهی مردم را به نوعی تحت سلطهی دولت میبینند. گروه سومی هم هست که توسعه را به خصوص توسعهی اقتصادی را مبنای پیشرفت میداند؛ الگوهای این گروه هم کشورهای مالزی، ترکیه، کره جنوبی و مانند اینها هستند. به اعتقاد گروه سوم، با توسعهی اقتصادی میتوانیم به توسعهی سیاسی رسیده و در کنار آن تواناییهای ملی کشور را ارتقا دهیم.
این سه استراتژی هیچ فصل مشترکی باهم ندارند. مثل سه دایره متحدالمرکز هستند که هر کدام برای خود حرکت میکند. در حالی که در شرایط امروز، امکان اداره کشور با سه استراتژی متفاوت که در بسیاری مواقع یکدیگر را خنثی میکنند، وجود ندارد.
جمعیت نسبت به اول انقلاب ۴/۲ برابر شده ولی تولید ناخالص ملی به قیمت-های ثابت نزدیک ۸/۱ برابر شده است، نرخ بیکاری جوانان زیر ۲۷ سال بالای 60درصد است، پول ملی در ۱۰ سال گذشته به یکدهم ارزش خود رسیده، بحران بانکها و صندوقهای بازنشستگی که اکثر آنها به مرز ورشکستگی رسیدهاند، عدم توفیق تلاشها برای فقرزدایی در بخش محرومان کشور، فساد گسترده، بحران آب که با بیبرنامه عمل کردن در این دههها، عمدهی ذخایر از بین رفته و ... پس به جای اینکه عامل همهی این بحرانها دولت و رفتار دولتها باشد، باید به مبحثی فراتر نگاه کرد. تا وقتی که استراتژی ارکان حکومت توسعه ایدئولوژیک و انحصارات گسترده حکومتی باشد، بدیهی است مسائل اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی و ... اولویت در حد حرف خواهند داشت.
من در سالهای ۵۳-۵۴ در خوزستان کار میکردم. آن موقع سد دز به بهرهبرداری رسیده بود و حدود ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی زیر سد را با کانالهای آبیاری تحت پوشش قرار داده بودند.. یکی از این کشتوصنعتها، مارچوبه کاشته بودند. یک شب با مهندسان آنجا صحبت میکردم. گفتم، شما خیانت میکنید، مردم ما مارچوبه نیاز ندارند. پاسخ داد که مارچوبه را تنی ۵۰۰۰ دلار صادر میکنم. آن موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود. میگفت یک تن مارچوبه صادر کنیم و میتوانیم بیش از ۳۰ تن گندم وارد کنیم. این میشد خودکفایی، نه این که بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.
موقعی که شرکت مپنا را راهاندازی کردیم من به فرانسویها پیشنهاد دادم با مپنا شریک شوند تا در آذربایجان و سیستان و بلوچستان، ۲۰ تا ۱۵هزار مگاوات نیروگاه احداث کنیم. چون ما گاز داریم میتوانیم برق را که ارزش افزوده بیشتری دارد تولید کرده و به پاکستان، افغانستان، ترکیه و عراق صادر کنیم. آنموقع فقط شرق ترکیه نزدیک ۱۰هزار مگاوات برق نیاز داشت. شما تصور کنید اگر ایران به این کشورها برق صادر میکرد و دادوستدش از این طرف به گرجستان و ارمنستان هم متصل میشد، ایران به هاب برق منطقهای تبدیل میشد. در آن صورت حفظ امنیت ایران برای این کشورها و یاران آنها جدی میشد.
راه برونرفت از این وضع واقعاً در تعامل ارکان حاکمیت است؛ یعنی ارکان حاکمیت باید توجه کنند که اگر میخواهند واقعاً کار موثری برای کشور انجام دهند، با این مکانیسم مطمئنا جواب نمیگیرند. یعنی نمیتوانیم با استراتژیهای تقابلی با دنیا، ادامه مسیر دهیم و توقع این باشد که آنها با کشور ما همکاری کنند. برای توسعهی کشور، در درجهی اول باید در داخل تعامل به وجود آورد و بعد راه تعامل با دنیا را در پیش گرفت.
ویتنام بعد از ۱۹۷۵ ده سال پس از جنگ، ابتدا اقدام به ترک مخاصمه با آمریکاییها کرد و بعد هم با آنها قرارداد صلح امضا نمود. در حالی که آمریکاییها نزدیک ۲۵ سال سنگینترین حملات بعد از جنگ جهانی دوم را در جنگ با ویتنام داشتند. دولت کمونیستی ویتنام، سراغ این رفت که از پتانسیل دنیا چگونه استفاده کند؟ امروز ببینید ویتنام چقدر به خود آمریکا صادرات دارد.
تغییر سیاستهای چین از ۱۹۸۰ به بعد و اتخاذ روش درهای باز و تعامل با دنیا در چارچوب همان دولت سوسیالیستی، امروز چین را بعد از ۳۵ سال به دومین اقتصاد دنیا تبدیل کرده است، اولین باری که رفتم شانگهای، مردم آن قدر فقیر بودند که هیچ یخچالی در خانه نداشتند. در فصل زمستان گوشت خود را از پنجره به بیرون آویزان میکردند. الان چین سالیانه حدود ۶۰۰ میلیارد دلار صادرات کالا به آمریکا دارد، یعنی نزدیک ۱۵ درصد صادرات چین فقط به آمریکاست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 هفت منبع اصلی پیشرفت اقتصادی
🔵1- نظام قضایی : زیربنای فرآیند پیشرفت اقتصادی، نظام قضایی است که به صورت گسترده و پیشرفته، از مالکیت خصوصی حمایت و ضمانت اجرایی قراردادها را فراهم میکند.
🟢 2- بازارهای رقابتی : رقابت مشوق استفادهی موثر از منابع است و محرکی دائمی فراهم میآورد تا افراد، دنبال نوآوری در بهبود و اصلاح وضع موجود باشند.
🔴 3- محدودیت های مقررات دولتی : مقرراتی که تجارت را کاهش میدهد، پیشرفت اقتصادی را نیز کُند میکند.
🟣 4- بازار کارآمد سرمایه : برای آنکه جامعهای بتواند توان بالقوهی خود را محقق سازد، باید به سازوکاری مجهز باشد که سرمایهها را به سمت پروژههای ثروتزا هدایت کند.
🟤 5- ثبات پولی : ثبات در سیاست پولی برای کنترل تورم، تخصیص کارآمد سرمایهها و رسیدن به ثبات اقتصادی ضروری است.
🟡 6- نرخهای پایین مالیات، کاهش مالیات : تولیدات زمانی افزایش خواهد یافت که مردم بتوانند هرچه بیشتر درآمد خود را در اختیار داشته باشند. مردم هرگاه اجازه داشته باشند مقدار بیشتری از آنچه به دست میآورند را برای خود نگاه دارند، بیشتر به تولید همت خواهند گماشت.
🟠 7- تجارت آزاد : رشد اقتصادی یک ملت در گرو فروش کالا و خدماتی است که میتواند با هزینهی نسبتا پایین تولیدشان کند و خرید کالا و خدماتی که تولید ملی آن برایش پُر هزینه تمام میشود.
📚📖 عقل معاش ، جیمز دی. گارتنی ، ریچارد ال. استروپ، دوایت آر. لی، تانیاچ. فرارینی ترجمه ماشینچیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵1- نظام قضایی : زیربنای فرآیند پیشرفت اقتصادی، نظام قضایی است که به صورت گسترده و پیشرفته، از مالکیت خصوصی حمایت و ضمانت اجرایی قراردادها را فراهم میکند.
🟢 2- بازارهای رقابتی : رقابت مشوق استفادهی موثر از منابع است و محرکی دائمی فراهم میآورد تا افراد، دنبال نوآوری در بهبود و اصلاح وضع موجود باشند.
🔴 3- محدودیت های مقررات دولتی : مقرراتی که تجارت را کاهش میدهد، پیشرفت اقتصادی را نیز کُند میکند.
🟣 4- بازار کارآمد سرمایه : برای آنکه جامعهای بتواند توان بالقوهی خود را محقق سازد، باید به سازوکاری مجهز باشد که سرمایهها را به سمت پروژههای ثروتزا هدایت کند.
🟤 5- ثبات پولی : ثبات در سیاست پولی برای کنترل تورم، تخصیص کارآمد سرمایهها و رسیدن به ثبات اقتصادی ضروری است.
🟡 6- نرخهای پایین مالیات، کاهش مالیات : تولیدات زمانی افزایش خواهد یافت که مردم بتوانند هرچه بیشتر درآمد خود را در اختیار داشته باشند. مردم هرگاه اجازه داشته باشند مقدار بیشتری از آنچه به دست میآورند را برای خود نگاه دارند، بیشتر به تولید همت خواهند گماشت.
🟠 7- تجارت آزاد : رشد اقتصادی یک ملت در گرو فروش کالا و خدماتی است که میتواند با هزینهی نسبتا پایین تولیدشان کند و خرید کالا و خدماتی که تولید ملی آن برایش پُر هزینه تمام میشود.
📚📖 عقل معاش ، جیمز دی. گارتنی ، ریچارد ال. استروپ، دوایت آر. لی، تانیاچ. فرارینی ترجمه ماشینچیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢چرا ۸ ساعت کار مداوم بازدهی ندارد؟
✏️ کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
✏️تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
✏️بنا بر مطالعهای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
✏️نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم.
منبع اکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✏️ کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
✏️تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
✏️بنا بر مطالعهای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
✏️نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم.
منبع اکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰📌شاخص رفاه لگاتوم: وضعیت رفاهی یران
اندیشکدهی لگاتوم هر سال با توجه به فاکتورهایی چون امنیت، آزادی فردی، سرمایهی اجتماعی و ... شاخصی قابل اعتماد و معتبر در رابطه با رفاه شهروندان کشورهای مختلف ارائه میدهد.
جدیدترین گزارش آن که در سال ۲۰۲۱ منتشر شده، ۱۶۷ کشور (بیش از ۹۹.۴ درصد جمعیت جهان) را پوشش میدهد.
این گزارش براساس ۷۱ منبع داده تهیه شده و ۱۰۵ مشاور متخصص در تهیهی آن همکاری داشتهاند. برخی از نکات جالب توجه این گزارش:
رتبهی ایران در بین ۱۶۷ کشور: ۱۲۳ (رتبهی ایران در سال ۲۰۲۰: ۱۲۱ و در سال ۲۰۱۱: ۱۲۵)
🔰رتبهی ایران در هریک از زیرمجموعههای این شاخص:
امنیت: ۱۳۱؛ آزادی فردی: ۱۶۵؛ حکومت: ۱۴۵؛ سرمایهی اجتماعی: ۸۹؛ شرایط سرمایهگذاری: ۱۲۶؛ شرایط کسبوکار: ۱۵۲؛ زیرساختها و دسترسی به بازار: ۱۰۴؛ کیفیت اقتصادی: ۱۳۸؛ شرایط زندگی: ۷۵؛ سلامت: ۶۱؛ آموزش: ۷۵؛ محیطزیست طبیعی: ۱۵۶
برترین کشورهای ۲۰۲۱: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند، سوئیس
ضعیفترین کشورهای ۲۰۲۱: سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی، یمن، چاد، افغانستان
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: اوکراین (رتبه: ۷۸)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: لبنان (رتبه: ۱۰۹)
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: ساحل عاج (رتبه: ۱۲۰)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: سوریه (رتبه: ۱۵۸)
کشوری که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱، بیشترین میزان پیشرفت را در بین کشورهای خاورمیانه و آفریقای جنوبی داشته: عربستان سعودی (رتبه: ۷۵)
جیبوتی هم با عملکردی بهتر از ایران در رتبهی ۱۲۲ قرار دارد!
کشورهای تونس، لبنان و مصر هم عملکردی بهتر از ایران داشتهاند.
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اندیشکدهی لگاتوم هر سال با توجه به فاکتورهایی چون امنیت، آزادی فردی، سرمایهی اجتماعی و ... شاخصی قابل اعتماد و معتبر در رابطه با رفاه شهروندان کشورهای مختلف ارائه میدهد.
جدیدترین گزارش آن که در سال ۲۰۲۱ منتشر شده، ۱۶۷ کشور (بیش از ۹۹.۴ درصد جمعیت جهان) را پوشش میدهد.
این گزارش براساس ۷۱ منبع داده تهیه شده و ۱۰۵ مشاور متخصص در تهیهی آن همکاری داشتهاند. برخی از نکات جالب توجه این گزارش:
رتبهی ایران در بین ۱۶۷ کشور: ۱۲۳ (رتبهی ایران در سال ۲۰۲۰: ۱۲۱ و در سال ۲۰۱۱: ۱۲۵)
🔰رتبهی ایران در هریک از زیرمجموعههای این شاخص:
امنیت: ۱۳۱؛ آزادی فردی: ۱۶۵؛ حکومت: ۱۴۵؛ سرمایهی اجتماعی: ۸۹؛ شرایط سرمایهگذاری: ۱۲۶؛ شرایط کسبوکار: ۱۵۲؛ زیرساختها و دسترسی به بازار: ۱۰۴؛ کیفیت اقتصادی: ۱۳۸؛ شرایط زندگی: ۷۵؛ سلامت: ۶۱؛ آموزش: ۷۵؛ محیطزیست طبیعی: ۱۵۶
برترین کشورهای ۲۰۲۱: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند، سوئیس
ضعیفترین کشورهای ۲۰۲۱: سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی، یمن، چاد، افغانستان
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: اوکراین (رتبه: ۷۸)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: لبنان (رتبه: ۱۰۹)
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: ساحل عاج (رتبه: ۱۲۰)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: سوریه (رتبه: ۱۵۸)
کشوری که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱، بیشترین میزان پیشرفت را در بین کشورهای خاورمیانه و آفریقای جنوبی داشته: عربستان سعودی (رتبه: ۷۵)
جیبوتی هم با عملکردی بهتر از ایران در رتبهی ۱۲۲ قرار دارد!
کشورهای تونس، لبنان و مصر هم عملکردی بهتر از ایران داشتهاند.
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 پنج نشانه فرسودگی شغلی
🔸فرسودگی شغلی که به عنوان فرسودگی محیط کار نیز شناخته میشود زمانی اتفاق میافتد که منابع فیزیکی، عاطفی و ذهنی فرد مصرف شود. فرسودگی شغلی از دست دادن کامل علاقه و انگیزه برای کار است.
فرسودگی شغلی اغلب در نتیجه کار زیاد یا رفتار نادرست اتفاق میافتد و این یک مشکل فراگیر است. یک کارمند ناامید میتواند باعث بیانگیزگی افراد دیگر نیز بشود.
🔸در شرایط اقتصادی پرتلاطم امروزی، راضی نگه داشتن کارکنان برای موفقیت بلندمدت تیم ضروری است. خروج کارمندان میتواند بسیار پرهزینه باشد و منجر به خروج بیشتر اعضای تیم شود.
بهطور خلاصه، تلاش برای حفظ کارکنان و کاهش فرسودگی شغلی برای رهبران امروزی مهمتر از همیشه است.
🔸در زیر شاخصهای متداول فرسودگی شغلی کارکنان آمده است که باید در تیم خود مراقب آن باشید.
1⃣ زبان بدن بیعلاقه یا عصبی:
بیش از نیمی (۵۵ درصد) از ارتباطات از طریق زبان بدن انجام میشود، بنابراین بسیار مهم است که به همان اندازه که به صحبتهای کارمندان خود گوش میدهید به آن توجه کنید. اگر کارمندان بیش از حد معمول تحریکپذیر به نظر میرسند، احتمالا کاسه صبرشان در حال لبریز شدن است و شما باید فورا با آنها صحبت کنید.
2⃣ عدم مشارکت در فعالیتهای اجتماعی:
اگر کارمندان شما از شرکت در گردهماییهای اجتماعی شرکت شما دست بکشند، این میتواند نشانه آن باشد که مشکلی پیش آمده است. ابتکارات فرهنگی و رویدادهای اجتماعی باید راهی سرگرمکننده و آرام برای کمک به کارکنان در برقراری آرامش و ارتباط با همکارانشان باشد.
3⃣ غیبت مکرر:
اگر کارمندان شما مکررا غیبت میکنند، احتمالا به این دلیل است که به حد ظرفیت خود رسیده و نیاز به استراحت دارند.
4⃣ بیماریهای شایع:
یکی دیگر از دلایل غیبت که نشانه واضح فرسودگی شغلی است، استرس مزمن است که میتواند عوارض سلامتی بزرگتری ایجاد کند و توانایی بدن را برای مبارزه با عفونت کاهش دهد، که به این معنی است که افراد بیشتر مستعد ابتلا به بیماری هستند. در واقع، کارکنان فرسوده ۲۳ درصد بیشتر پایشان به اورژانس کشیده میشود.
5⃣ کاهش بهرهوری:
اگر خروجی یک کارمند شروع به کاهش کرد، ممکن است نشانهای از لبریز شدن ظرفیت او باشد. از طرف دیگر، ممکن است به این معنی باشد که آنها احساس بیانگیزگی میکنند و در تلاش هستند تا با همان انرژی به کار خود بپردازند. برای درک بهتر وضعیت، با کارمندان خود صحبت کنید چرا که ممکن است عوامل دیگری باعث کاهش بهرهوری شده باشد.
✍منبع: builtin
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸فرسودگی شغلی که به عنوان فرسودگی محیط کار نیز شناخته میشود زمانی اتفاق میافتد که منابع فیزیکی، عاطفی و ذهنی فرد مصرف شود. فرسودگی شغلی از دست دادن کامل علاقه و انگیزه برای کار است.
فرسودگی شغلی اغلب در نتیجه کار زیاد یا رفتار نادرست اتفاق میافتد و این یک مشکل فراگیر است. یک کارمند ناامید میتواند باعث بیانگیزگی افراد دیگر نیز بشود.
🔸در شرایط اقتصادی پرتلاطم امروزی، راضی نگه داشتن کارکنان برای موفقیت بلندمدت تیم ضروری است. خروج کارمندان میتواند بسیار پرهزینه باشد و منجر به خروج بیشتر اعضای تیم شود.
بهطور خلاصه، تلاش برای حفظ کارکنان و کاهش فرسودگی شغلی برای رهبران امروزی مهمتر از همیشه است.
🔸در زیر شاخصهای متداول فرسودگی شغلی کارکنان آمده است که باید در تیم خود مراقب آن باشید.
1⃣ زبان بدن بیعلاقه یا عصبی:
بیش از نیمی (۵۵ درصد) از ارتباطات از طریق زبان بدن انجام میشود، بنابراین بسیار مهم است که به همان اندازه که به صحبتهای کارمندان خود گوش میدهید به آن توجه کنید. اگر کارمندان بیش از حد معمول تحریکپذیر به نظر میرسند، احتمالا کاسه صبرشان در حال لبریز شدن است و شما باید فورا با آنها صحبت کنید.
2⃣ عدم مشارکت در فعالیتهای اجتماعی:
اگر کارمندان شما از شرکت در گردهماییهای اجتماعی شرکت شما دست بکشند، این میتواند نشانه آن باشد که مشکلی پیش آمده است. ابتکارات فرهنگی و رویدادهای اجتماعی باید راهی سرگرمکننده و آرام برای کمک به کارکنان در برقراری آرامش و ارتباط با همکارانشان باشد.
3⃣ غیبت مکرر:
اگر کارمندان شما مکررا غیبت میکنند، احتمالا به این دلیل است که به حد ظرفیت خود رسیده و نیاز به استراحت دارند.
4⃣ بیماریهای شایع:
یکی دیگر از دلایل غیبت که نشانه واضح فرسودگی شغلی است، استرس مزمن است که میتواند عوارض سلامتی بزرگتری ایجاد کند و توانایی بدن را برای مبارزه با عفونت کاهش دهد، که به این معنی است که افراد بیشتر مستعد ابتلا به بیماری هستند. در واقع، کارکنان فرسوده ۲۳ درصد بیشتر پایشان به اورژانس کشیده میشود.
5⃣ کاهش بهرهوری:
اگر خروجی یک کارمند شروع به کاهش کرد، ممکن است نشانهای از لبریز شدن ظرفیت او باشد. از طرف دیگر، ممکن است به این معنی باشد که آنها احساس بیانگیزگی میکنند و در تلاش هستند تا با همان انرژی به کار خود بپردازند. برای درک بهتر وضعیت، با کارمندان خود صحبت کنید چرا که ممکن است عوامل دیگری باعث کاهش بهرهوری شده باشد.
✍منبع: builtin
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from نسیم بیداری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹اذان مغرب به وقت شرعی تهران
🌹 با صدای عارفانه و پُرسوز
وحال شهید سرفراز مهدی باکری
چنان مستم چنان مستم من امشب،
که از گردون برون جَستم من امشب،
"مولانای جان"
🌷نسیم بیداری👇
@nasim_e_bidary
🌹 با صدای عارفانه و پُرسوز
وحال شهید سرفراز مهدی باکری
چنان مستم چنان مستم من امشب،
که از گردون برون جَستم من امشب،
"مولانای جان"
🌷نسیم بیداری👇
@nasim_e_bidary
✅اخراج دکتر محمد فاضلی استاد گروه جامعه شناسی، از دانشگاه شهید بهشتی.
🔷صبح امروز، خبری در خصوص اخراج یکی از جامعهشناسان مطرح ایرانی در فضای مجازی منتشر شد. دانشگاه شهید بهشتی، حکمی مبنی بر عدم نیاز به محمد فاضلی، استاد جامعه شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشکده صادر کرد که این حکم به معنی اخراج وی از دانشگاه تلقی میشود
🔷دکتر محمد فاضلی در دو قامت جامعهشناس سیاستگذار و جامعهشناس مردممدار با مقالات و کتاب ها و پژوهش های خود، با فعالیت گسترده در فضای مجازی، با کانال های تلگرامی دغدغه ایران و موفقیت های کوچک ، کوشید نقش خود را بر جامعه افسرده دل ایرانی بزند. او نماد تلاش برای موفقیتهای کوچک، دادن امید به مردم و تذکر به سیاستمداران بود. اخراج فاضلی بیرون کردن یک فرد از دانشگاه نیست. بلکه تکثیر گرد ناامیدی بیشتر بر بدنه جامعهی بدحال است. اندک جوانانی که به ماندن و ساختن ایران عزیز امید دارند در برابر موج عظیم و سیل ویرانگر ناامیدی خلع سلاح میشوند.
🔷دکتر فاضلی نماینده جامعهشناس معتدل و میانهرو و طرفدار اصلاح وضع موجود بود. اخراج او پیام مستقیم برای ایجاد یاس و ناامیدی و انفعالی شدن جامعه است.
🔷صبح امروز، خبری در خصوص اخراج یکی از جامعهشناسان مطرح ایرانی در فضای مجازی منتشر شد. دانشگاه شهید بهشتی، حکمی مبنی بر عدم نیاز به محمد فاضلی، استاد جامعه شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشکده صادر کرد که این حکم به معنی اخراج وی از دانشگاه تلقی میشود
🔷دکتر محمد فاضلی در دو قامت جامعهشناس سیاستگذار و جامعهشناس مردممدار با مقالات و کتاب ها و پژوهش های خود، با فعالیت گسترده در فضای مجازی، با کانال های تلگرامی دغدغه ایران و موفقیت های کوچک ، کوشید نقش خود را بر جامعه افسرده دل ایرانی بزند. او نماد تلاش برای موفقیتهای کوچک، دادن امید به مردم و تذکر به سیاستمداران بود. اخراج فاضلی بیرون کردن یک فرد از دانشگاه نیست. بلکه تکثیر گرد ناامیدی بیشتر بر بدنه جامعهی بدحال است. اندک جوانانی که به ماندن و ساختن ایران عزیز امید دارند در برابر موج عظیم و سیل ویرانگر ناامیدی خلع سلاح میشوند.
🔷دکتر فاضلی نماینده جامعهشناس معتدل و میانهرو و طرفدار اصلاح وضع موجود بود. اخراج او پیام مستقیم برای ایجاد یاس و ناامیدی و انفعالی شدن جامعه است.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر محمد فاضلی (جامعه شناس): کشورهای توسعه یافته ای همچون کره جنوبی و سنگاپور بالاترین نمره در شایسته گزینی مدیران دارند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰صحبتهای فوق العاده شنیدنی دکتر محمد فاضلی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی درباره اوضاع و شرایط حاکم بر جامعه که ارزش بارها گوش کردن دارد!
🔰مردم به مسئولان و مسئولان نسبت به هم بی اعتمادند! هر روز انواعی از اخبار بد به ملت ایران می رساند که ۸۰ میلیون ایرانی را تحت فشار می گذارد!
🔰اگر کسی امروز از ایران مهاجرت کند من او را سرزنش نمی کنم! مردم تا کی باید تحمل کنند!؟ این تلخی بی پایان پایانی هم دارد!؟ خیلی ها تعلق شان به ایران را از دست داده اند! خطرناک ترین جمله ای که یک ملت می گوید این است که بگوید دیگه نمی شود درستش کرد! مردم و حاکمان از آن روز بترسند!
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔰مردم به مسئولان و مسئولان نسبت به هم بی اعتمادند! هر روز انواعی از اخبار بد به ملت ایران می رساند که ۸۰ میلیون ایرانی را تحت فشار می گذارد!
🔰اگر کسی امروز از ایران مهاجرت کند من او را سرزنش نمی کنم! مردم تا کی باید تحمل کنند!؟ این تلخی بی پایان پایانی هم دارد!؟ خیلی ها تعلق شان به ایران را از دست داده اند! خطرناک ترین جمله ای که یک ملت می گوید این است که بگوید دیگه نمی شود درستش کرد! مردم و حاکمان از آن روز بترسند!
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
🌷معرفی کتاب؛ ایران بر لبه تیغ_ نویسنده: دکتر محمد فاضلی _ انتشارات روزنه، چاپ اول1400_ 376 صفحه، 84.500ت
#جامعه_شناسی
آینده ایران چه میشود؟ این سؤال دشوار و طاقتفرساست و نمیتوان آنرا از ذهن پاک کرد، خاصه آنکه زندگی روزمره هر شهروندی هم به آن گره خورده است. این کتاب شرح شماری از مهمترین مسائلی است که پیشروی ایرانیان و حکمرانانشان قرار دارد، مسائلی که برخی بدخیم شدهاند، محصول وضعیت نهادها و کیفیت حکمرانی هستند و برای دست یافتن به کیفیت زندگی بهتر باید آنها را تعدیل و اصلاح کرد. کتاب نسبت به واکنش نامناسب حکمرانان نسبت به مسائل پیشروی ایران هشدار میدهد و مدعی است «ما نسلی هستیم که بر لبه تیغ راه میرویم.» نویسنده معتقد است در گذشته زیرساختهای بسیاری فراهم شده و فرصتهایی از دست رفته است، اما هنوز فرصت هست برای کنشگری حاکمان، ارتقای کیفیت حکومت و گذار سلامت از روی لبه تیغی که بر آن قرار داریم. کتاب آشکارا از رویکردی نهادگرا به سیاست و تحلیل اجتماعی، ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای ظرفیت و توانمندسازی حکومت دفاع میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#جامعه_شناسی
آینده ایران چه میشود؟ این سؤال دشوار و طاقتفرساست و نمیتوان آنرا از ذهن پاک کرد، خاصه آنکه زندگی روزمره هر شهروندی هم به آن گره خورده است. این کتاب شرح شماری از مهمترین مسائلی است که پیشروی ایرانیان و حکمرانانشان قرار دارد، مسائلی که برخی بدخیم شدهاند، محصول وضعیت نهادها و کیفیت حکمرانی هستند و برای دست یافتن به کیفیت زندگی بهتر باید آنها را تعدیل و اصلاح کرد. کتاب نسبت به واکنش نامناسب حکمرانان نسبت به مسائل پیشروی ایران هشدار میدهد و مدعی است «ما نسلی هستیم که بر لبه تیغ راه میرویم.» نویسنده معتقد است در گذشته زیرساختهای بسیاری فراهم شده و فرصتهایی از دست رفته است، اما هنوز فرصت هست برای کنشگری حاکمان، ارتقای کیفیت حکومت و گذار سلامت از روی لبه تیغی که بر آن قرار داریم. کتاب آشکارا از رویکردی نهادگرا به سیاست و تحلیل اجتماعی، ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای ظرفیت و توانمندسازی حکومت دفاع میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️استادی که حرف های قلمبه و سلمبه نمی زد اخراج شد
دکتر مجتبی لشکربلوکی
خبر شوکه کننده بود: دانشگاه شهید بهشتی، اعلام کرده دیگر نیازی به دکتر محمد فاضلی، استاد جامعهشناسی دانشکده علوم انسانی این دانشکده ندارد این یعنی همان حکم اخراج از دانشگاه.
احتمالا نام و نوشته و سخنان دکتر محمد فاضلی را شنیده باشید اما صرفا چند نکته را یادآوری می کنم. (لینک نوشته ها و لینک پادکست ها)
▫️محمدفاضلی در زمانه ای که به آفت فرهنگ شفاهی گرفتاریم می نویسد و حال نداریم بیش از دو پاراگراف به صورت سیستماتیک و فکر شده بنویسیم. وقت میگذارد. مینویسد و منتشر میکند.
▫️محمد فاضلی در عصری که طنازی سلبریتیها و مطالب زرد هوش و حواس را میربایند، تلنگر به ما میزند که اینقدر زرد نشویم! هر جا میرویم می آید. میرویم اینستاگرام مطالبش هست. میرویم تلگرام وقت بگذاریم نوشته اش را میبینیم. می خواهیم کتاب صوتی گوش کنیم او پیشنهاد دارد. او برای خود رسالتی بزرگ تعریف کرده است که هر جا ایرانی هست او باشد با چراغی در دست.
▫️محمد فاضلی در زمانه ای که بسیاری زبان در کام کشیده اند و سکوت می کنند تا نام و نان شان به خطر نیفتد می نویسد، نقد می کند، می تازد و روشنگری می کند.
محمد فاضلی در روزگاری که همه مقاله به اصطلاح علمی-پژوهشی و آی.اس.آی مینویسند، پادکست منتشر میکند، سخنرانی میکند، کتاب ها را خلاصه و معرفی می کند، به آب و آتش می زند تا ما را از خواب غفلت، خواب نااگاهی و از رخوت در بیاورد.
▫️محمد فاضلی زمانی که برخی اساتید دانشگاه از حرف های قلمبه و سلمبه استفاده می کنند که حتی خودشان هم نمی فهمند، ساده صحبت می کند، به گونهای که من نیز میفهمم.
▫️محمد فاضلی به جای آن که به سراغ مسایل دانشگاهی و آکادمیک برود می رود سراغ مسایل واقعی جامعه ایران.
اگر بخواهم یکی از بیست نویسنده معاصر را نام ببرم بی شک نام محمد در این لیست می درخشد. با این که هم رشته ای من نیست. با اینکه تمام ایده هایش را قبول ندارم و منتقد نوشته هایش هستم. با اینکه مسیری که برای توسعه ایران پیشنهاد می کند را قبول ندارم اما بی شک جزو بیست نویسنده موثر هم روزگار ماست.
نمی دانم که دانشگاه محترم به چه دلیلی اعلام کرده به ایشان نیاز ندارد. حتما برای چنین امری دلایل و شواهد و پرونده پر و پیمانی آماده کرده اند. اما یک سوال میپرسم. اگر به دکتر محمد فاضلی نیاز ندارید دقیقا به چه استادی نیاز دارید؟ استادی که مقاله علمی پژوهشی منتشر کند؟ استادی که منتقد نباشد؟ استادی که دغدغه جامعه نداشته باشد و فقط درسش را بدهد و آهسته برود و بیاید که ...
☑️⭕️تجویز راهبردی:
۱- ناامید نشویم. اگر خشمگین، متاسف و ناراحت شویم، ایرادی ندارد. اما ناامید نباید شد، این رفتارها با چنین افراد تاثیرگذاری نه اولین بار است که رخ خواهد داد و نه آخرین بار. بنابراین امیدوار باقی بمانیم. ناامیدی آغاز رها کردن، تسلیم شدن و فروپاشی است.
۲-این سرزمین هزاران محمد فاضلی دارد. آن ها را دریابیم. آن هایی که کله شان کار می کند. آن هایی که دغدغه دارند. آن هایی که روشنگری می کنند آن ها را دریابیم. تشویق کنیم آدم ها را به نوشتن، به فکر کردن، به نقد کردن، به تبدیل علم به آگاهی عمومی.
۳-هر کدام از ما میتواند یک محمد فاضلی باشد. هر مطلبی که از او فوروارد می کنیم، هر دقیقه ای که منتقدانه به نوشته اش فکر می کنیم، هر گفتگویی که در مورد مطالبش با دیگران انجام می دهیم نقش من و شماست برای توسعه ایران و ادامه محمد فاضلی.
۴-از فاضلی کنشگری (در برابر سکوت و انفعال)، تمرکز بر مسایل واقعی (در برابر مسالهنماهای شیک آکادمیک بدردنخور)، دردمندی (در برابر مطالب زرد) و فرهنگ نوشتاری (در برابر فرهنگ شفاهی) را بیاموزیم.
۵-کسی که چراغ به دست دارد اگر از یک خانه بیرون رود، آن چیزی که تاریک می شود «خانه» است. چراغ کوچه و خیابان و کوی و برزن را روشن خواهد کرد. محمد فاضلی اکنون با چراغ از خانه قدیمی اش بیرون آمده و اینک در میان ماست. گرامی اش بداریم. گرامی داشتن او یعنی مطالبش را بخوانیم، تامل کنیم، نقد کنیم و آنچه می پسندیم، نشر کنیم.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
دکتر مجتبی لشکربلوکی
خبر شوکه کننده بود: دانشگاه شهید بهشتی، اعلام کرده دیگر نیازی به دکتر محمد فاضلی، استاد جامعهشناسی دانشکده علوم انسانی این دانشکده ندارد این یعنی همان حکم اخراج از دانشگاه.
احتمالا نام و نوشته و سخنان دکتر محمد فاضلی را شنیده باشید اما صرفا چند نکته را یادآوری می کنم. (لینک نوشته ها و لینک پادکست ها)
▫️محمدفاضلی در زمانه ای که به آفت فرهنگ شفاهی گرفتاریم می نویسد و حال نداریم بیش از دو پاراگراف به صورت سیستماتیک و فکر شده بنویسیم. وقت میگذارد. مینویسد و منتشر میکند.
▫️محمد فاضلی در عصری که طنازی سلبریتیها و مطالب زرد هوش و حواس را میربایند، تلنگر به ما میزند که اینقدر زرد نشویم! هر جا میرویم می آید. میرویم اینستاگرام مطالبش هست. میرویم تلگرام وقت بگذاریم نوشته اش را میبینیم. می خواهیم کتاب صوتی گوش کنیم او پیشنهاد دارد. او برای خود رسالتی بزرگ تعریف کرده است که هر جا ایرانی هست او باشد با چراغی در دست.
▫️محمد فاضلی در زمانه ای که بسیاری زبان در کام کشیده اند و سکوت می کنند تا نام و نان شان به خطر نیفتد می نویسد، نقد می کند، می تازد و روشنگری می کند.
محمد فاضلی در روزگاری که همه مقاله به اصطلاح علمی-پژوهشی و آی.اس.آی مینویسند، پادکست منتشر میکند، سخنرانی میکند، کتاب ها را خلاصه و معرفی می کند، به آب و آتش می زند تا ما را از خواب غفلت، خواب نااگاهی و از رخوت در بیاورد.
▫️محمد فاضلی زمانی که برخی اساتید دانشگاه از حرف های قلمبه و سلمبه استفاده می کنند که حتی خودشان هم نمی فهمند، ساده صحبت می کند، به گونهای که من نیز میفهمم.
▫️محمد فاضلی به جای آن که به سراغ مسایل دانشگاهی و آکادمیک برود می رود سراغ مسایل واقعی جامعه ایران.
اگر بخواهم یکی از بیست نویسنده معاصر را نام ببرم بی شک نام محمد در این لیست می درخشد. با این که هم رشته ای من نیست. با اینکه تمام ایده هایش را قبول ندارم و منتقد نوشته هایش هستم. با اینکه مسیری که برای توسعه ایران پیشنهاد می کند را قبول ندارم اما بی شک جزو بیست نویسنده موثر هم روزگار ماست.
نمی دانم که دانشگاه محترم به چه دلیلی اعلام کرده به ایشان نیاز ندارد. حتما برای چنین امری دلایل و شواهد و پرونده پر و پیمانی آماده کرده اند. اما یک سوال میپرسم. اگر به دکتر محمد فاضلی نیاز ندارید دقیقا به چه استادی نیاز دارید؟ استادی که مقاله علمی پژوهشی منتشر کند؟ استادی که منتقد نباشد؟ استادی که دغدغه جامعه نداشته باشد و فقط درسش را بدهد و آهسته برود و بیاید که ...
☑️⭕️تجویز راهبردی:
۱- ناامید نشویم. اگر خشمگین، متاسف و ناراحت شویم، ایرادی ندارد. اما ناامید نباید شد، این رفتارها با چنین افراد تاثیرگذاری نه اولین بار است که رخ خواهد داد و نه آخرین بار. بنابراین امیدوار باقی بمانیم. ناامیدی آغاز رها کردن، تسلیم شدن و فروپاشی است.
۲-این سرزمین هزاران محمد فاضلی دارد. آن ها را دریابیم. آن هایی که کله شان کار می کند. آن هایی که دغدغه دارند. آن هایی که روشنگری می کنند آن ها را دریابیم. تشویق کنیم آدم ها را به نوشتن، به فکر کردن، به نقد کردن، به تبدیل علم به آگاهی عمومی.
۳-هر کدام از ما میتواند یک محمد فاضلی باشد. هر مطلبی که از او فوروارد می کنیم، هر دقیقه ای که منتقدانه به نوشته اش فکر می کنیم، هر گفتگویی که در مورد مطالبش با دیگران انجام می دهیم نقش من و شماست برای توسعه ایران و ادامه محمد فاضلی.
۴-از فاضلی کنشگری (در برابر سکوت و انفعال)، تمرکز بر مسایل واقعی (در برابر مسالهنماهای شیک آکادمیک بدردنخور)، دردمندی (در برابر مطالب زرد) و فرهنگ نوشتاری (در برابر فرهنگ شفاهی) را بیاموزیم.
۵-کسی که چراغ به دست دارد اگر از یک خانه بیرون رود، آن چیزی که تاریک می شود «خانه» است. چراغ کوچه و خیابان و کوی و برزن را روشن خواهد کرد. محمد فاضلی اکنون با چراغ از خانه قدیمی اش بیرون آمده و اینک در میان ماست. گرامی اش بداریم. گرامی داشتن او یعنی مطالبش را بخوانیم، تامل کنیم، نقد کنیم و آنچه می پسندیم، نشر کنیم.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
☃️ سلام و وقت بخیر ☃️
پروردگارا این صبح بسیار سرد و یخبندان زمستانی
را با نام زیبا ، گرمابخش و انرژی بخش تو آغاز می ڪنیم
ڪہ زیباترین و مطمئنترین
سر آغاز رستن و زیستن است
خدایا فقط با توکل به تو آغاز می کنیم.
سلام و درود صبح زیبای سرد و یخبندان تان بخیر و نیکی و شادی و سلامتی
و روزتان پر انرژی و پر نشاط و سرشار از نور و لطف و رحمت الهی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پروردگارا این صبح بسیار سرد و یخبندان زمستانی
را با نام زیبا ، گرمابخش و انرژی بخش تو آغاز می ڪنیم
ڪہ زیباترین و مطمئنترین
سر آغاز رستن و زیستن است
خدایا فقط با توکل به تو آغاز می کنیم.
سلام و درود صبح زیبای سرد و یخبندان تان بخیر و نیکی و شادی و سلامتی
و روزتان پر انرژی و پر نشاط و سرشار از نور و لطف و رحمت الهی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سرمقاله امروز:
مشکل کجاست؟
👤 دکتر موسی غنینژاد
✍️ اقتصاد ایران در وضعیت دشوار کمسابقهای قرار گرفته که وجه بارز آن گسترش فقر و کاهش پیوسته قدرت خرید مردم است. دولت جدید در تلاش است برای این وضعیت چارهجویی کند و سیاستهای اقتصادی مشخصی هم پیشنهاد میدهد که «بسته سیاستهای تشویقی و رفع موانع تولید برای تحقق شعار سال تولید؛ پشتیبانیها، مانعزداییها» یکی از جدیدترین آنهاست.
✍️ نویسندگان این «بسته» فرض را بر این گذاشتهاند که مسائل اقتصاد ایران یا به طور مشخص مشکلات فعالان اقتصادی را با یک رشته تصمیمات اداری در دستگاههای اجرایی و حکومتی میتوان برطرف کرد. به سخن دیگر، تصور غالب این است که مشکل به مسوولان پیشین برمیگردد که بصیرت یا اراده لازم برای اصلاح امور را نداشتهاند؛ وگرنه، با روی کار آمدن مسوولان جدید همه مشکلات در طرفهالعینی قابل حل است.
✍️ مشکل اقتصاد ایران در بازاری که عملا با دخالتهای دولت کارکردهای واقعی خود را از دست داده و فعالان اقتصادی «سودجو» که صرفا میخواهند کلاه خود را در این معرکه نگه دارند نیست، بلکه مشکل در طرز تفکر دولتمردان و سیاستگذارانی است که تصور میکنند با ضرب و زور دستورات اداری میتوانند معضلات اقتصادی کشور را حل کنند...
✍️ نگاهی به رویکرد این «بسته» و تحلیل آن میتواند به یافتن پاسخ این پرسش اساسی که «مشکل کجاست؟» کمک کند👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3836166
مشکل کجاست؟
👤 دکتر موسی غنینژاد
✍️ اقتصاد ایران در وضعیت دشوار کمسابقهای قرار گرفته که وجه بارز آن گسترش فقر و کاهش پیوسته قدرت خرید مردم است. دولت جدید در تلاش است برای این وضعیت چارهجویی کند و سیاستهای اقتصادی مشخصی هم پیشنهاد میدهد که «بسته سیاستهای تشویقی و رفع موانع تولید برای تحقق شعار سال تولید؛ پشتیبانیها، مانعزداییها» یکی از جدیدترین آنهاست.
✍️ نویسندگان این «بسته» فرض را بر این گذاشتهاند که مسائل اقتصاد ایران یا به طور مشخص مشکلات فعالان اقتصادی را با یک رشته تصمیمات اداری در دستگاههای اجرایی و حکومتی میتوان برطرف کرد. به سخن دیگر، تصور غالب این است که مشکل به مسوولان پیشین برمیگردد که بصیرت یا اراده لازم برای اصلاح امور را نداشتهاند؛ وگرنه، با روی کار آمدن مسوولان جدید همه مشکلات در طرفهالعینی قابل حل است.
✍️ مشکل اقتصاد ایران در بازاری که عملا با دخالتهای دولت کارکردهای واقعی خود را از دست داده و فعالان اقتصادی «سودجو» که صرفا میخواهند کلاه خود را در این معرکه نگه دارند نیست، بلکه مشکل در طرز تفکر دولتمردان و سیاستگذارانی است که تصور میکنند با ضرب و زور دستورات اداری میتوانند معضلات اقتصادی کشور را حل کنند...
✍️ نگاهی به رویکرد این «بسته» و تحلیل آن میتواند به یافتن پاسخ این پرسش اساسی که «مشکل کجاست؟» کمک کند👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3836166
روزنامه دنیای اقتصاد
مشکل کجاست؟
اقتصاد ایران در وضعیت دشوار کمسابقهای قرار گرفته که وجه بارز آن گسترش فقر و کاهش پیوسته قدرت خرید مردم است. دولت جدید که با وعده بهبود شرایط اقتصادی بر سر کار آمده، در تلاش است برای این وضعیت چارهجویی کند و جدا از شعارهای کلی که طبیعتا راه به جایی…
Forwarded from کانال آگاهی اجتماعی (رحیم زایرکعبه)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکنولوژی واقعیت افزوده ، نظام آموزشی را متحول خواهد ساخت.