✍شیدایی
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
#حافظ
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
#حافظ
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
.
👈 ایران در منطقهی هشدارِ توسعه
✍️ مقدمه محسن رنانی بر کتاب
«ایران و مسئله پایداری»
به گمانم اکنون دیگر نه رشد و رفاه، نه بحران آب و فرونشست زمین، نه تخریب محیطزیست، نه فساد، نه تبعیض و نابرابری، نه آزادی و دموکراسی، نه دین و اخلاق، نه به خاک مالیدن پوزه آمریکا، نه نابودی اسرائیل و نه حتی توسعه، اولویت هیچکس نباید باشد. همه آنها در بلندمدت میتواند اولویت جامعه یا حکومت باشد؛ اما اکنون و در کوتاه مدت، ما یک اولویت داریم: حفظ پایداری ایران.
ایران با سرعتی نگرانکننده دارد به سوی ناپایداری میرود. گرچه در ۲۰ سال گذشته آرام آرام مقدمات این ناپایداری را فراهم کردیم، اما اکنون فرصتی نداریم که بخواهیم آرام آرام شرایط پایداری ایران را تامین و تضمین کنیم؛ بلکه همه ما، از حکومتی و غیرحکومتی، از شیعه و سنی، از ایرانیان داخل و خارج، از حامی و منتقد، از مذاب و برانداز، از ظالم و مظلوم، باید یک هدف را نشانه برویم و خود را آماده کنیم برای تحقق آن یک هدف. و آن این است: همهمان از جایی که ایستادهایم، یک گام عقب برویم.
در دنیای مدرن، مهارت عقب نشینی، بخشی از مهارت همشنوی (دیالوگ) و شرط لازم برای رفتار توسعهخواهانه است. آری همهمان باید یک گام عقب برویم. هر کس توانایی عقبنشینی ندارد، یک انقلابی ایران ستیز است.
با این سرعتی که همه در هجوم به یکدیگر داریم، به زودی ایران را وارد ناپایداری فراگیر خواهیم کرد و آنگاه وقتی که ستونهای انسجام اجتماعی و سیاسی فروبریزد، دیگر هیچکس، تاکید می کنم «هیچکس»، توان جمع کردن کشور و انسجام بخشی به آن را ندارد. تجربه عراق، سوریه و لیبی و به تازگی افغانستان پیش چشم ماست. بنابراین همهمان باید دست به افقگشایی در خویش، یعنی تغییر رتبهبندی اولویتهایمان و تعدیل خواستههایمان بزنیم. یعنی اولویتهای قدیمیمان را دستکم برای مدتی کنار بگذاریم و ببینیم «اکنون برای پایداری ایران چه باید کرد؟».
اگر «توسعه خواه» هستیم، بسمالله همه یک گام به عقب برویم. اما اگر همچنان مثل ۴۰ سال گذشته، «خودخواه» و خودمحور هستیم، بسمالله همگی یک گام دیگر به جلو برویم؛ که معنی آن این است: شورش، سرکوب، بیٔثباتی ، انقلاب، جنگ، انزوا، تحریم، فروپاشی اجتماعی و سرانجام فرپاشی سیاسی و پاره پاره شدن ایران. گرچه مخاطب من بیش از همه مقامات ارشد جمهوری اسلامی هستند، اما البته همه کنشگران مدنی و نخبگان منتقد داخلی و مخالفان و معارضان خارج از کشور نیز مسئولیت دارند و رفتار آنها برای حرکت به سوی پایداری ایران تعیین کننده است.
در نقد نظام جمهوری اسلامی نوشتههای فراوانی منتشر شده است؛ نقدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. اما به گمانم بیشترِ آنها یا نقد «سطح گفتمانی» بوده است یا نقد «سطح عملکردی». کمتر نقدهایی معطوف به سطح معماری سیستم بوده است. یکی از نوشتارهای جدی که با نگاه سیستمی، سطح معماری نظام جمهوری اسلامی را مورد ارزیابی قرار داده است، تحلیلی است که در کتاب «ایران و مساله پایداری» آمده است. من نیز مقدمهای بر این کتاب نوشتهام که لینک آن را در زیر میآورم. خواندن این کتاب را به همه، بویژه سیاستگذاران ارشد کشور، به طور جدی توصیه میکنم.
محسن رنانی / ۲۳ دی ۱۴۰۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن کامل مقدمه ای را که من بر کتاب «ایران و مساله پایداری» نوشتهام، در یکی از لینکهای زیر بخوانید:
در فایل پیدیاف
در تارنمای رسمی محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن ۳۰ صفحه اول کتاب در کانال تلگرامی نویسنده کتاب، به لینک زیر بروید:
https://t.me/SIAGS/356
ــــــــــــــــــــــــ
برای تهیه کتاب «ایران و مساله پایداری» اینجا را کلیک کنید.
.
.
.
👈 ایران در منطقهی هشدارِ توسعه
✍️ مقدمه محسن رنانی بر کتاب
«ایران و مسئله پایداری»
به گمانم اکنون دیگر نه رشد و رفاه، نه بحران آب و فرونشست زمین، نه تخریب محیطزیست، نه فساد، نه تبعیض و نابرابری، نه آزادی و دموکراسی، نه دین و اخلاق، نه به خاک مالیدن پوزه آمریکا، نه نابودی اسرائیل و نه حتی توسعه، اولویت هیچکس نباید باشد. همه آنها در بلندمدت میتواند اولویت جامعه یا حکومت باشد؛ اما اکنون و در کوتاه مدت، ما یک اولویت داریم: حفظ پایداری ایران.
ایران با سرعتی نگرانکننده دارد به سوی ناپایداری میرود. گرچه در ۲۰ سال گذشته آرام آرام مقدمات این ناپایداری را فراهم کردیم، اما اکنون فرصتی نداریم که بخواهیم آرام آرام شرایط پایداری ایران را تامین و تضمین کنیم؛ بلکه همه ما، از حکومتی و غیرحکومتی، از شیعه و سنی، از ایرانیان داخل و خارج، از حامی و منتقد، از مذاب و برانداز، از ظالم و مظلوم، باید یک هدف را نشانه برویم و خود را آماده کنیم برای تحقق آن یک هدف. و آن این است: همهمان از جایی که ایستادهایم، یک گام عقب برویم.
در دنیای مدرن، مهارت عقب نشینی، بخشی از مهارت همشنوی (دیالوگ) و شرط لازم برای رفتار توسعهخواهانه است. آری همهمان باید یک گام عقب برویم. هر کس توانایی عقبنشینی ندارد، یک انقلابی ایران ستیز است.
با این سرعتی که همه در هجوم به یکدیگر داریم، به زودی ایران را وارد ناپایداری فراگیر خواهیم کرد و آنگاه وقتی که ستونهای انسجام اجتماعی و سیاسی فروبریزد، دیگر هیچکس، تاکید می کنم «هیچکس»، توان جمع کردن کشور و انسجام بخشی به آن را ندارد. تجربه عراق، سوریه و لیبی و به تازگی افغانستان پیش چشم ماست. بنابراین همهمان باید دست به افقگشایی در خویش، یعنی تغییر رتبهبندی اولویتهایمان و تعدیل خواستههایمان بزنیم. یعنی اولویتهای قدیمیمان را دستکم برای مدتی کنار بگذاریم و ببینیم «اکنون برای پایداری ایران چه باید کرد؟».
اگر «توسعه خواه» هستیم، بسمالله همه یک گام به عقب برویم. اما اگر همچنان مثل ۴۰ سال گذشته، «خودخواه» و خودمحور هستیم، بسمالله همگی یک گام دیگر به جلو برویم؛ که معنی آن این است: شورش، سرکوب، بیٔثباتی ، انقلاب، جنگ، انزوا، تحریم، فروپاشی اجتماعی و سرانجام فرپاشی سیاسی و پاره پاره شدن ایران. گرچه مخاطب من بیش از همه مقامات ارشد جمهوری اسلامی هستند، اما البته همه کنشگران مدنی و نخبگان منتقد داخلی و مخالفان و معارضان خارج از کشور نیز مسئولیت دارند و رفتار آنها برای حرکت به سوی پایداری ایران تعیین کننده است.
در نقد نظام جمهوری اسلامی نوشتههای فراوانی منتشر شده است؛ نقدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. اما به گمانم بیشترِ آنها یا نقد «سطح گفتمانی» بوده است یا نقد «سطح عملکردی». کمتر نقدهایی معطوف به سطح معماری سیستم بوده است. یکی از نوشتارهای جدی که با نگاه سیستمی، سطح معماری نظام جمهوری اسلامی را مورد ارزیابی قرار داده است، تحلیلی است که در کتاب «ایران و مساله پایداری» آمده است. من نیز مقدمهای بر این کتاب نوشتهام که لینک آن را در زیر میآورم. خواندن این کتاب را به همه، بویژه سیاستگذاران ارشد کشور، به طور جدی توصیه میکنم.
محسن رنانی / ۲۳ دی ۱۴۰۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن کامل مقدمه ای را که من بر کتاب «ایران و مساله پایداری» نوشتهام، در یکی از لینکهای زیر بخوانید:
در فایل پیدیاف
در تارنمای رسمی محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن ۳۰ صفحه اول کتاب در کانال تلگرامی نویسنده کتاب، به لینک زیر بروید:
https://t.me/SIAGS/356
ــــــــــــــــــــــــ
برای تهیه کتاب «ایران و مساله پایداری» اینجا را کلیک کنید.
.
.
♦️زوال امید اجتماعی
✍ حسن محدثیی گیلوایی
۲۳ دی ۱۴۰۰
🔻آفرینش خود، مهمترین کنش انسانی است. اینکه میخواهیم از خویش چهگونه چیزی بسازیم و چه طرحی برای بودن و زیستن خویش داریم، معنابخشترین و مهمترین وجه زندهگیی هر کسی است.
🔻طرحهایی که برای آیندهی خویش میریزیم، متاثر است از جامعهپذیریمان و شناختمان از خودمان و علایق و آرزوهایمان. این طرحها میتوانند واقعبینانه باشند یا آرزواندیشانه و فراتر از امکاناتمان.
🔻بستر اجتماعیی مطلوب آن است که به ما کمک کند برای آیندهی خویش آبستن طرحی بشویم و بهاصطلاح طرحمند شویم و درک درستی از خود و استعدادها و امکانات خود پیدا کنیم. همچنین بستر اجتماعیی مطلوب آن است که امکانات لازم برای تحقق طرح خاص ما را کم و بیش فراهم سازد.
🔻امید اجتماعی اینجا است که شکل میگیرد. من امید اجتماعی را اینطور تعریف میکنم: داشتن طرحی برای آیندهی خویش و برآورد هر فرد از میزان تحقق آن طرح در کوتاهمدت، میان مدت، و درازمدت.
🔻اما بر سر راه تحقق طرحی که از خویش داریم، معمولاً موانعی وجود دارد و برخی از این موانع فرافردی و ساختاریاند.
🔻برای اینکه بتوانیم طرح خود را محقق بکنیم، سه مولفه اهمیت اساسی دارند:
۱. سرمایهی شخصی: این مورد اشاره دارد به تواناییها و مهارتها و امکانات مادی و غیرمادیی هر شخص (اعم از روابط و دانش و تخصص و مهارت و ویژهگیهای شخصیتی و غیره)،
۲. سرمایهی خانوادهگی: معمولاً افراد واجد خانواده هستند و در خانوادهای بهدنیا آمدهاند (خانوادهی خاستگاهی). سرمایههای خانوادهگیی هر فرد ناظر است به مجموعهی امکانات مادی و غیرمادیای که اعضای خانوادهی هر فرد در اختیار دارند و میتوانند آن امکانات را برای حمایت از عضو خانواده بهکار گیرند؛
۳. فرصتهای اجتماعیی مساعد: علاوه بر دو مولفهی فوق، برای اینکه فرد بتواند طرح خود را محقق بکند، میبایست شرایط اجتماعیی مساعدی وجود داشته باشد و فرصتهای مناسبی برای وی فراهم شود.
مثلاً من همیشه دوست داشتم مدرس دانشگاه بشوم. برای تحقق طرحام در کنکور شرکت کردم و بار اول موفق نشدم. بهناگزیر در دوران جنگ به سربازی رفتم. با آنکه ادامهی جنگ را قبول نداشتم، برای اینکه بتوانم طرحام را محقق کنم به سربازی رفتم و بیست و هشت ماه سرباز بودم و پس از اتمام سربازی دو باره در کنکور شرکت کردم و سرانجام قبول شدم و سیزده سال دانشجویی کردم. در حین دانشجویی فرصت استخدام در دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد و من از این فرصت استفاده کردم. بعد از ورود باز هم مشکل جایابی در واحدهای دانشگاه آزاد را داشتم. دو ترم در دانشگاه آزاد زنجان تدریس کردم، به امید آنکه در آنجا استخدام شوم. در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه هر هفته با قطار از تهران به زنجان میرفتم و تدریس میکردم و برمیگشتم. اما هیچ پاسخی نگرفتم. سرانجام بعد از مراجعات و پیگیریهای مکرر (در حالیکه بورسیه بودم) در تهران مرکز جایابی شدم. فرآیند بسیار دشوار و طاقتفرسا و ناامیدکنندهای بود. متاسفانه روابط برای جایابی بسیار تعیینکننده بود و من نه روابطی داشتم و نه مایل بودم از آن استفاده کنم. ولی به هر حال فرصتهای کوچکی برای مدرس شدن هنوز وجود داشت. این فرصت را جامعه به من داد.
اما اکنون کسی که در شرایط آنزمان من بوده باشد، متاسفانه فرصت مدرس شدن ندارد یا اگر فرصتی باشد، کار او بسیار دشوارتر و احتمال جایابیی او بسیار کمتر است.
🔻امید اجتماعی وقتی بالا خواهد بود که فرد چشماندازی برای تحقق طرح خاص خود ببیند و برآورد او از امکان تحقق طرحاش مثبت و بالا باشد.
🔻اما اکنون جوانان ما در چه وضعی قرار دارند: متاسفانه در حال حاضر بسیاری از جوانان ایرانی:
- فاقد سرمایهی شخصیی تاثیرگذار هستند،
- فاقد سرمایهی خانوادهگیی تعیینکننده هستند،
- فاقد فرصتهای اجتماعی هستند.
🔻بدین ترتیب، از نظر من، ما اکنون با زوال امید اجتماعی در کشور مواجه هستیم. از این رو، در چنین شرایطی یاس و ناامیدی و بیانگیزهگی افزایش مییابد و آسیبهای روانی و اجتماعی به اوج خود میرسد و سرانجام اقدام به خودکشی و اندیشیدن به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان بسیار افزایش مییابد.
🔻در شرایط زوال امید اجتماعی، اگر غیر از این باشد، باید تعجب کنیم. بنابراین، سخنان دکتر جوزی در بارهی این پدیده بسیار مهم و اساسی است و هر کسی هر اقدامی که از دستاش برمیآید باید انجام دهد تا به امید اجتماعیی فرد فرد ایرانیان بیافزاید. روشن است مسوولیت اصلی در این باره متوجه مسوولان کشور در جایجای این سرزمین است. بهرغم این هر یک از ما، چنانچه کاری از دستمان برمیآید، باید انجام دهیم.
🔻از نظر من تلاش برای افزایش میزان امید اجتماعی فوریترین اقدامی است که باید انجام داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ حسن محدثیی گیلوایی
۲۳ دی ۱۴۰۰
🔻آفرینش خود، مهمترین کنش انسانی است. اینکه میخواهیم از خویش چهگونه چیزی بسازیم و چه طرحی برای بودن و زیستن خویش داریم، معنابخشترین و مهمترین وجه زندهگیی هر کسی است.
🔻طرحهایی که برای آیندهی خویش میریزیم، متاثر است از جامعهپذیریمان و شناختمان از خودمان و علایق و آرزوهایمان. این طرحها میتوانند واقعبینانه باشند یا آرزواندیشانه و فراتر از امکاناتمان.
🔻بستر اجتماعیی مطلوب آن است که به ما کمک کند برای آیندهی خویش آبستن طرحی بشویم و بهاصطلاح طرحمند شویم و درک درستی از خود و استعدادها و امکانات خود پیدا کنیم. همچنین بستر اجتماعیی مطلوب آن است که امکانات لازم برای تحقق طرح خاص ما را کم و بیش فراهم سازد.
🔻امید اجتماعی اینجا است که شکل میگیرد. من امید اجتماعی را اینطور تعریف میکنم: داشتن طرحی برای آیندهی خویش و برآورد هر فرد از میزان تحقق آن طرح در کوتاهمدت، میان مدت، و درازمدت.
🔻اما بر سر راه تحقق طرحی که از خویش داریم، معمولاً موانعی وجود دارد و برخی از این موانع فرافردی و ساختاریاند.
🔻برای اینکه بتوانیم طرح خود را محقق بکنیم، سه مولفه اهمیت اساسی دارند:
۱. سرمایهی شخصی: این مورد اشاره دارد به تواناییها و مهارتها و امکانات مادی و غیرمادیی هر شخص (اعم از روابط و دانش و تخصص و مهارت و ویژهگیهای شخصیتی و غیره)،
۲. سرمایهی خانوادهگی: معمولاً افراد واجد خانواده هستند و در خانوادهای بهدنیا آمدهاند (خانوادهی خاستگاهی). سرمایههای خانوادهگیی هر فرد ناظر است به مجموعهی امکانات مادی و غیرمادیای که اعضای خانوادهی هر فرد در اختیار دارند و میتوانند آن امکانات را برای حمایت از عضو خانواده بهکار گیرند؛
۳. فرصتهای اجتماعیی مساعد: علاوه بر دو مولفهی فوق، برای اینکه فرد بتواند طرح خود را محقق بکند، میبایست شرایط اجتماعیی مساعدی وجود داشته باشد و فرصتهای مناسبی برای وی فراهم شود.
مثلاً من همیشه دوست داشتم مدرس دانشگاه بشوم. برای تحقق طرحام در کنکور شرکت کردم و بار اول موفق نشدم. بهناگزیر در دوران جنگ به سربازی رفتم. با آنکه ادامهی جنگ را قبول نداشتم، برای اینکه بتوانم طرحام را محقق کنم به سربازی رفتم و بیست و هشت ماه سرباز بودم و پس از اتمام سربازی دو باره در کنکور شرکت کردم و سرانجام قبول شدم و سیزده سال دانشجویی کردم. در حین دانشجویی فرصت استخدام در دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد و من از این فرصت استفاده کردم. بعد از ورود باز هم مشکل جایابی در واحدهای دانشگاه آزاد را داشتم. دو ترم در دانشگاه آزاد زنجان تدریس کردم، به امید آنکه در آنجا استخدام شوم. در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه هر هفته با قطار از تهران به زنجان میرفتم و تدریس میکردم و برمیگشتم. اما هیچ پاسخی نگرفتم. سرانجام بعد از مراجعات و پیگیریهای مکرر (در حالیکه بورسیه بودم) در تهران مرکز جایابی شدم. فرآیند بسیار دشوار و طاقتفرسا و ناامیدکنندهای بود. متاسفانه روابط برای جایابی بسیار تعیینکننده بود و من نه روابطی داشتم و نه مایل بودم از آن استفاده کنم. ولی به هر حال فرصتهای کوچکی برای مدرس شدن هنوز وجود داشت. این فرصت را جامعه به من داد.
اما اکنون کسی که در شرایط آنزمان من بوده باشد، متاسفانه فرصت مدرس شدن ندارد یا اگر فرصتی باشد، کار او بسیار دشوارتر و احتمال جایابیی او بسیار کمتر است.
🔻امید اجتماعی وقتی بالا خواهد بود که فرد چشماندازی برای تحقق طرح خاص خود ببیند و برآورد او از امکان تحقق طرحاش مثبت و بالا باشد.
🔻اما اکنون جوانان ما در چه وضعی قرار دارند: متاسفانه در حال حاضر بسیاری از جوانان ایرانی:
- فاقد سرمایهی شخصیی تاثیرگذار هستند،
- فاقد سرمایهی خانوادهگیی تعیینکننده هستند،
- فاقد فرصتهای اجتماعی هستند.
🔻بدین ترتیب، از نظر من، ما اکنون با زوال امید اجتماعی در کشور مواجه هستیم. از این رو، در چنین شرایطی یاس و ناامیدی و بیانگیزهگی افزایش مییابد و آسیبهای روانی و اجتماعی به اوج خود میرسد و سرانجام اقدام به خودکشی و اندیشیدن به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان بسیار افزایش مییابد.
🔻در شرایط زوال امید اجتماعی، اگر غیر از این باشد، باید تعجب کنیم. بنابراین، سخنان دکتر جوزی در بارهی این پدیده بسیار مهم و اساسی است و هر کسی هر اقدامی که از دستاش برمیآید باید انجام دهد تا به امید اجتماعیی فرد فرد ایرانیان بیافزاید. روشن است مسوولیت اصلی در این باره متوجه مسوولان کشور در جایجای این سرزمین است. بهرغم این هر یک از ما، چنانچه کاری از دستمان برمیآید، باید انجام دهیم.
🔻از نظر من تلاش برای افزایش میزان امید اجتماعی فوریترین اقدامی است که باید انجام داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from فلورانس توفیقی
4_5978964835356904437.mp4
6.3 MB
زمانی برای تفکر بگذارید
منبع قدرت است.
زمانی برای مطالعه بگذارید
منبع خردمندی است.
زمانی برای تفریح بگذارید
راز جوان ماندن است
زمانی برای سکوت بگذارید
فرصتی برای دیدن خداست
زمانی برای آگاهی بگذارید
فرصتی برای کمک به دیگران است.
زمانی برای عشق ورزیدن بگذارید؛
بزرگ ترین هدیه است.
زمانی برای خندیدن بگذارید؛
موسیقی روح است.
زمانی برای دوستی بگذارید؛
جاده ای برای رسیدن به خوشحالی است.
زمانی برای رویا پردازی بگذارید؛
آینده از آن ساخته می شود.
زمانی برای دعا بگذارید؛
بزرگ ترین قدرت بر روی زمین است.
سلام عزیزان🌸🌿
صبح عالی بخیر و برکت🌹
آدینه تان خوش و خرم💐
منبع قدرت است.
زمانی برای مطالعه بگذارید
منبع خردمندی است.
زمانی برای تفریح بگذارید
راز جوان ماندن است
زمانی برای سکوت بگذارید
فرصتی برای دیدن خداست
زمانی برای آگاهی بگذارید
فرصتی برای کمک به دیگران است.
زمانی برای عشق ورزیدن بگذارید؛
بزرگ ترین هدیه است.
زمانی برای خندیدن بگذارید؛
موسیقی روح است.
زمانی برای دوستی بگذارید؛
جاده ای برای رسیدن به خوشحالی است.
زمانی برای رویا پردازی بگذارید؛
آینده از آن ساخته می شود.
زمانی برای دعا بگذارید؛
بزرگ ترین قدرت بر روی زمین است.
سلام عزیزان🌸🌿
صبح عالی بخیر و برکت🌹
آدینه تان خوش و خرم💐
🔴چرا ۸ ساعت کار مداوم بازدهی ندارد؟
✏️ کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
✏️تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
✏️بنا بر مطالعهای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
✏️نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم
بازنشرانال اکانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✏️ کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
✏️تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
✏️بنا بر مطالعهای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
✏️نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم
بازنشرانال اکانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵🔹دستورالعملی برای بهبود روابط شغلی
امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروریترین مولفه های مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکه سازی است، کیفیت روابط کاری میتواند بهطور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.
اکنون که از دلایل اهمیت سرمایه گذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفهای آگاه شدهاید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:
۱) سخت نگیرید.
اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصصهای خاص آنها و اینکه آیا بهعنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟
۲) تواضع و قدردانی را تمرین کنید.
هیچ کس نمیخواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت به ویژه در آغاز فعالیت تان در سازمان یاری میکنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکل گیری روابط مثبت را افزایش میدهد.
۳) مشاهدهگر خوبی باشید.
قبل از هرگونه اظهارنظری، زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفهای ختم خواهند شد.
۴) در سختترین شرایط هم صریح و صادق باشید.
باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص مسالهای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسهای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفتوگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.
۵) از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.
کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکتهای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواستههای شما استفاده خواهند کرد.
۶) تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.
تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.
۷) به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند
صرف نظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمی های مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیقتر و بهتری خواهید داشت.
۸) تفاوت های فردی را بپذیرید.
دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارت های خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیش زمینه های مختلفی داریم که شکل دهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوتها احترام بگذارید.
منبع: Fastcompany
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروریترین مولفه های مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکه سازی است، کیفیت روابط کاری میتواند بهطور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.
اکنون که از دلایل اهمیت سرمایه گذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفهای آگاه شدهاید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:
۱) سخت نگیرید.
اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصصهای خاص آنها و اینکه آیا بهعنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟
۲) تواضع و قدردانی را تمرین کنید.
هیچ کس نمیخواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت به ویژه در آغاز فعالیت تان در سازمان یاری میکنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکل گیری روابط مثبت را افزایش میدهد.
۳) مشاهدهگر خوبی باشید.
قبل از هرگونه اظهارنظری، زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفهای ختم خواهند شد.
۴) در سختترین شرایط هم صریح و صادق باشید.
باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص مسالهای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسهای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفتوگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.
۵) از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.
کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکتهای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواستههای شما استفاده خواهند کرد.
۶) تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.
تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.
۷) به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند
صرف نظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمی های مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیقتر و بهتری خواهید داشت.
۸) تفاوت های فردی را بپذیرید.
دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارت های خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیش زمینه های مختلفی داریم که شکل دهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوتها احترام بگذارید.
منبع: Fastcompany
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خدا رو هزاران بار شکر که زمین عروس شد و آسمان به حرف آمد. چه شاد باشی ازین خوب تر که برف آمد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*توهّم توانمندی*
🖊️دکتر امیر ناظمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند!
●ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته میشود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهّم یکی از گستردهترین و رایجترین توهّمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
*نمونههایی از توهم توانمندی:*
• *توهّم دانش:* زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهّم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصّص در آن زمینه و احتمالاً زمینههای مشابه میداند. توهّم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
• *توهّم مدیریت:* توهّمی که در آن فرد تمامی موفقیّتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهّمی یکسانی دارند.
• *توهم کنترل:* فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهّمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
■سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهّمهای توانمندی عبارتند از:
• *رقابت:* رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسان های متوهّم را درمان میکند. انسانی که توهّم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهّم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهّم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهّم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساساً هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهّم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
• *مقایسه با دیگران:* مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهّم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهّم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهّم توانمندی خویش محافظت کند.
• *نقد:* تنها نقد است که میتواند فرد متوهّم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد. نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهّم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهّم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهّم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
□هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهّم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهبمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهّم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند. شرکت نوپایی که توهّمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهّم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهّم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهّمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊️دکتر امیر ناظمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند!
●ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته میشود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهّم یکی از گستردهترین و رایجترین توهّمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
*نمونههایی از توهم توانمندی:*
• *توهّم دانش:* زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهّم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصّص در آن زمینه و احتمالاً زمینههای مشابه میداند. توهّم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
• *توهّم مدیریت:* توهّمی که در آن فرد تمامی موفقیّتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهّمی یکسانی دارند.
• *توهم کنترل:* فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهّمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
■سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهّمهای توانمندی عبارتند از:
• *رقابت:* رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسان های متوهّم را درمان میکند. انسانی که توهّم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهّم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهّم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهّم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساساً هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهّم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
• *مقایسه با دیگران:* مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهّم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهّم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهّم توانمندی خویش محافظت کند.
• *نقد:* تنها نقد است که میتواند فرد متوهّم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد. نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهّم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهّم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهّم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
□هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهّم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهبمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهّم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند. شرکت نوپایی که توهّمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهّم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهّم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهّمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
با بررسی ۵۰۰ کسبوکار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۵ درصد موفقیت این شرکتها، به سرمایهگذاری روی مهارتهای نرم مربوط میشود.
امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارتها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارتهای سخت (Hard Skills) و مهارتهای نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارتها چه هستند و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
▫️مهارتهای سخت کدامند؟
مهارتهای سخت، تواناییهای قابل آموزش هستند؛ مهارتهایی هستند که کمیت آنها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارتهای سخت را در کلاسهای درس، از طریق کتابها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود میآموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامهنویسی کامپیوتر و غیره.
▫️مهارتهای نرم کدامند؟
از سوی دیگر مهارتهای نرم، مهارتهای ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آنها بسیار دشوارتر از مهارتهای سخت است. از مهارتهای نرم با عنوان «مهارتهای انسانی» یا «مهارتهای بین فردی» نیز یاد میشود و مهارتهایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطافپذیری، مذاکره، کار تیمی، فنبیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.
مهارتهای نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل میکنند.
بسته به نوع شرکت یا کسبوکار، کارفرمایان به دنبال جذب افرادی با مهارتهای کلیدی و با تجربه برای سمتهای موجود هستند؛ اما با وجود اهمیت بالای این مهارتها، مهارتهای نرم ویژهای نیز وجود دارند که کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آنها هستند. مهارتهای نرم میتوانند به خوبی مهارتهای سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارتها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارتها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارتهای سخت (Hard Skills) و مهارتهای نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارتها چه هستند و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
▫️مهارتهای سخت کدامند؟
مهارتهای سخت، تواناییهای قابل آموزش هستند؛ مهارتهایی هستند که کمیت آنها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارتهای سخت را در کلاسهای درس، از طریق کتابها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود میآموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامهنویسی کامپیوتر و غیره.
▫️مهارتهای نرم کدامند؟
از سوی دیگر مهارتهای نرم، مهارتهای ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آنها بسیار دشوارتر از مهارتهای سخت است. از مهارتهای نرم با عنوان «مهارتهای انسانی» یا «مهارتهای بین فردی» نیز یاد میشود و مهارتهایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطافپذیری، مذاکره، کار تیمی، فنبیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.
مهارتهای نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل میکنند.
بسته به نوع شرکت یا کسبوکار، کارفرمایان به دنبال جذب افرادی با مهارتهای کلیدی و با تجربه برای سمتهای موجود هستند؛ اما با وجود اهمیت بالای این مهارتها، مهارتهای نرم ویژهای نیز وجود دارند که کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آنها هستند. مهارتهای نرم میتوانند به خوبی مهارتهای سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارتها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ *تیم اقتصادی دولت و معضلات پیچیده اقتصادی* بخش اول ...
*ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:*
*مرتضی افقه*
۱۴۰۰/۱۰/۲۷
ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:
1- مشکلات اصلی کشور اگر چه نمودی اقتصادی دارند اما عمدتا ریشههای غیراقتصادی دارند. بنابراین حل آنها با نسخهها و فرمولهای صرفا اقتصادی امکانپذیر نیست. بهعلاوه و با همین استدلال، حل مشکلات اقتصادی از توان و محدوده اختیار قوه مجریه خارج است و همه اجزای حاکمیت در پیشرفت یا عدم پیشرفت اقتصادی کشور سهیم هستند. یکی از دلایل ناکامیهای سه دهه گذشته، غفلت یا بیاعتنایی به این پیش فرض مهم بوده است.
2- حتی برای حل مشکلاتی که ریشهای صرفا اقتصادی دارند، داشتن تخصص اقتصاد کافی نیست بلکه علاوه بر تسلط بر نظریههای اقتصادی، شناخت کافی از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بوروکراسی کشور اجتنابناپذیر است. همچنین از آنجایی که تمامی تئوریهای اقتصادی بر مبنای مفروضاتی است که بعضا ممکن است با مفروضات غیراقتصادی حاکم بر کشور سازگار نباشند، بدون بومی کردن آنها، قابل به کارگیری در شرایط فعلی کشور نیستند. بنابراین وزیر یا مشاورینش و تمامی تصمیمگیران اقتصادی کشور باید این توانایی را داشته باشند که در صورت لزوم، پیش از به کارگیری تئوری مربوطه، اصلاحات لازم را متناسب با مفروضات داخلی انجام بدهند. شاید همین کاربرد کورکورانه نظریههای ناسازگار باعث شده تا بهرغم تجربه و آزمون تئوریهای اقتصادی متنوع در طول سه دهه گذشته، نهتنها مشکلات اقتصادی کشور حل نشده و بعضا تشدید شدهاند، بلکه اتلاف وسیع منابع و فرصت سوزیهای غیرقابل جبرانی را به دنبال داشتهاند.
3- برخلاف تصور رایج، تیم اقتصادی دولت محدود به وزیر اقتصاد، روسای برنامه و بودجه و رییس بانک مرکزی نیست بلکه بر این سه دستگاه و نهاد، تمام وزارتخانه هایی که سیاستها و اقداماتشان مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذارند نیز مسوولان و وزرای اقتصادی تلقی میشوند. اگر این سه گزاره را بپذیریم، آنگاه باید اذعان کنیم که در اغلب دورههای سه دهه پس از جنگ، بسیاری از وزرای معرفی شده فاقد یک یا دو یا هر سه ویژگی فوق بودهاند. این نکته نیز قابل بیان است که در ساختار غیرحزبی کشور و نیز ساختار خاص انتخاب و معرفی وزرا در ایران که افراد، گروهها، و دستگاههای متعدد رسمی و غیررسمی بر معرفی وزرا به رییسجمهور دخالت یا تأثیرگذارند، انتخاب وزرا با داشتن ویژگیهای لازم، به امر بسیار دشواری در کشور تبدیل شده است.
اما شرایط برای ریاست جمهور فعلی متفاوت است. همه ارکان و اجزای نظام حامی آقای رییسی هستند و بنابراین مسیر برای انتخاب و انتصاب مدیران برای ایشان کاملا هموار بوده و هست. بهرغم این امتیاز، به نظر میرسد ریاست جمهور از این فرصت استثنایی استفاده نکرده و نتوانسته بهترینها را برای کابینه خود (بهخصوص وزرای اقتصادی و غیراقتصادی مرتبط با تولید) انتخاب کند. لازم به ذکر است که وزرای اقتصادی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: 1- سیاستگذاران اقتصادی شامل وزیر اقتصاد، رییس برنامه و بودجه، رییس بانک مرکزی و نیز معاون اقتصادی و معاون اول (که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را در دست دارد) حتی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نیز میتوان در این گروه قرار داد. 2- تصمیمگیران و مجریان مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با امر تولید شامل وزرای صمت، نفت، نیرو، امور خارجه و... اما در این مطلب کوتاه تمرکز عمدتا بر بررسی توان و تخصص گروه اول یعنی سیاستگذاران اقتصادی کابینه است:
وزیر اقتصاد، اگرچه اقتصادخوانده، جوان و پرانگیزه است اما نه تنها فاقد تجربه و شناخت کافی از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه حاکم برکشور است، بلکه به نظر میرسد ایشان، همچون بسیاری از وزرای سلف خود، اعتقادی چندانی به ریشههای غیراقتصادی مشکلات اقتصادی و نیز، نیاز به بومی کردن تئوریهای وارداتی ندارد. به همین دلیل پیش و پس از وزارت شعارها و وعدههایی داد که بدون ایجاد تغییرات لازم در بسیاری از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه موجود، امکان تحقق آن وجود نداشته و ندارد. همین امر باعث خواهد شد که او هم به مرور از بسیاری از وعدههای خود عقبنشینی کند و حاصل این بیتجربگی فرصت سوزیهای تکراری در فرآیند اجرایی کشور است. ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ادامه مطلب در پست بعدی ...
*ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:*
*مرتضی افقه*
۱۴۰۰/۱۰/۲۷
ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:
1- مشکلات اصلی کشور اگر چه نمودی اقتصادی دارند اما عمدتا ریشههای غیراقتصادی دارند. بنابراین حل آنها با نسخهها و فرمولهای صرفا اقتصادی امکانپذیر نیست. بهعلاوه و با همین استدلال، حل مشکلات اقتصادی از توان و محدوده اختیار قوه مجریه خارج است و همه اجزای حاکمیت در پیشرفت یا عدم پیشرفت اقتصادی کشور سهیم هستند. یکی از دلایل ناکامیهای سه دهه گذشته، غفلت یا بیاعتنایی به این پیش فرض مهم بوده است.
2- حتی برای حل مشکلاتی که ریشهای صرفا اقتصادی دارند، داشتن تخصص اقتصاد کافی نیست بلکه علاوه بر تسلط بر نظریههای اقتصادی، شناخت کافی از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بوروکراسی کشور اجتنابناپذیر است. همچنین از آنجایی که تمامی تئوریهای اقتصادی بر مبنای مفروضاتی است که بعضا ممکن است با مفروضات غیراقتصادی حاکم بر کشور سازگار نباشند، بدون بومی کردن آنها، قابل به کارگیری در شرایط فعلی کشور نیستند. بنابراین وزیر یا مشاورینش و تمامی تصمیمگیران اقتصادی کشور باید این توانایی را داشته باشند که در صورت لزوم، پیش از به کارگیری تئوری مربوطه، اصلاحات لازم را متناسب با مفروضات داخلی انجام بدهند. شاید همین کاربرد کورکورانه نظریههای ناسازگار باعث شده تا بهرغم تجربه و آزمون تئوریهای اقتصادی متنوع در طول سه دهه گذشته، نهتنها مشکلات اقتصادی کشور حل نشده و بعضا تشدید شدهاند، بلکه اتلاف وسیع منابع و فرصت سوزیهای غیرقابل جبرانی را به دنبال داشتهاند.
3- برخلاف تصور رایج، تیم اقتصادی دولت محدود به وزیر اقتصاد، روسای برنامه و بودجه و رییس بانک مرکزی نیست بلکه بر این سه دستگاه و نهاد، تمام وزارتخانه هایی که سیاستها و اقداماتشان مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذارند نیز مسوولان و وزرای اقتصادی تلقی میشوند. اگر این سه گزاره را بپذیریم، آنگاه باید اذعان کنیم که در اغلب دورههای سه دهه پس از جنگ، بسیاری از وزرای معرفی شده فاقد یک یا دو یا هر سه ویژگی فوق بودهاند. این نکته نیز قابل بیان است که در ساختار غیرحزبی کشور و نیز ساختار خاص انتخاب و معرفی وزرا در ایران که افراد، گروهها، و دستگاههای متعدد رسمی و غیررسمی بر معرفی وزرا به رییسجمهور دخالت یا تأثیرگذارند، انتخاب وزرا با داشتن ویژگیهای لازم، به امر بسیار دشواری در کشور تبدیل شده است.
اما شرایط برای ریاست جمهور فعلی متفاوت است. همه ارکان و اجزای نظام حامی آقای رییسی هستند و بنابراین مسیر برای انتخاب و انتصاب مدیران برای ایشان کاملا هموار بوده و هست. بهرغم این امتیاز، به نظر میرسد ریاست جمهور از این فرصت استثنایی استفاده نکرده و نتوانسته بهترینها را برای کابینه خود (بهخصوص وزرای اقتصادی و غیراقتصادی مرتبط با تولید) انتخاب کند. لازم به ذکر است که وزرای اقتصادی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: 1- سیاستگذاران اقتصادی شامل وزیر اقتصاد، رییس برنامه و بودجه، رییس بانک مرکزی و نیز معاون اقتصادی و معاون اول (که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را در دست دارد) حتی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نیز میتوان در این گروه قرار داد. 2- تصمیمگیران و مجریان مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با امر تولید شامل وزرای صمت، نفت، نیرو، امور خارجه و... اما در این مطلب کوتاه تمرکز عمدتا بر بررسی توان و تخصص گروه اول یعنی سیاستگذاران اقتصادی کابینه است:
وزیر اقتصاد، اگرچه اقتصادخوانده، جوان و پرانگیزه است اما نه تنها فاقد تجربه و شناخت کافی از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه حاکم برکشور است، بلکه به نظر میرسد ایشان، همچون بسیاری از وزرای سلف خود، اعتقادی چندانی به ریشههای غیراقتصادی مشکلات اقتصادی و نیز، نیاز به بومی کردن تئوریهای وارداتی ندارد. به همین دلیل پیش و پس از وزارت شعارها و وعدههایی داد که بدون ایجاد تغییرات لازم در بسیاری از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه موجود، امکان تحقق آن وجود نداشته و ندارد. همین امر باعث خواهد شد که او هم به مرور از بسیاری از وعدههای خود عقبنشینی کند و حاصل این بیتجربگی فرصت سوزیهای تکراری در فرآیند اجرایی کشور است. ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ادامه مطلب در پست بعدی ...
✅ *تیم اقتصادی دولت و معضلات پیچیده اقتصادی* بخش دوم ...
٭ رییس سازمان برنامه و بودجه، حتی ویژگی اولیه یعنی تخصص در اقتصاد و به خصوص گرایش بخش عمومی را ندارد. وزرایی که تخصصی در اقتصاد و گرایش ذیربط و نیز شناخت از موانع غیراقتصادی ندارند، بیش از متخصصان در معرض تأثیرپذیری از توصیههای غیرتخصصی هستند. بنابراین، علاوه بر فقدان تخصص بعید است دو ویژگی دیگر یعنی توان تطبیق تئوریهای اقتصادی با ساختارهای موجود و نیز شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای حاکم بر کشور را داشته باشد. دیدگاههای بعضا خام که ایشان در توصیف لایحه بودجه 1401 ارایه کرده، گواه این امر است.
٭ رییس بانک مرکزی، همچون رییس سازمان برنامه و بودجه تخصصی در اقتصاد و بهخصوص گرایش پول و بانک ندارد.
به نظر نمیرسد ایشان نیز دیگر ویژگیهای لازم برای سیاستگذاری در امر اقتصاد را داشته باشند.
٭ معاون اقتصادی رییسجمهور: ایشان اگرچه اقتصاد خوانده اما فاقد کمترین تجربه در سیاستگذاری یا امور اجرایی مرتبط با معضلات اقتصادی کشور است. بهعلاوه، از گفتهها و مصاحبههای متعدد ایشان برمیآید که نه شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای کشور دارد و نه قادر است تئوریهایی که در طول تحصیل آموخته را با مفروضات داخلی تطبیق بدهد یا سازگار کند. به همین دلیل ایشان هم پیش و پس از مسوولیت اجرایی، وعده هایی داده و میدهد که بیشتر رویایی است تا علمی و عملی.
٭ معاون اول رییسجمهور که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را دارد نیز فاقد ویژگیهای تخصصی و تجربی لازم برای این مسوولیت خطیر را دارد. به همین دلیل ایشان همچون برخی همکاران خود وعدههایی داده و میدهد که امکان عمل در شرایط و ساختارهای فعلی را ندارد.
٭ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز همچون وزیر اقتصاد، جوان، با انگیزه و اقتصادخوانده است اما ایشان هم فاقد ویژگیهای بیان شده در فوق برای سیاستگذاری در امور اقتصادی است. وعدههای رویایی و غیرعملیاتی پیش و پس از وزارت ایشان موید این ادعاست.
به هر حال، اگرچه آرزوی همه مردم ایران آن است که کابینه فعلی بتواند معضلات بسیار پیچیده فعلی را حل کند، اما با توجه به تخصص، تجارب و ویژگیهای گفته شده، بعید است که این تیم سیاستگذار اقتصادی بتواند گام چندانی در مسیر کاهش مشکلات و معضلات کنونی کشور بردارد. بهخصوص آنکه بر اساس شواهد موجود، بین این تیم اقتصادی نیز هماهنگی و سازگاری لازم وجود ندارد. با این وصف، احیای احتمالی برجام و رفع تحریمهای فعلی و نیز رفع محدودیت مراودات و مبادلات پولی و مالی بین ایران و سایر کشورها (FATF)، امکان کاهش برخی معضلات اقتصادی را فراهم کند و از این طریق زمینه برای پوشاندن و کتمان ناتوانیها و فقدان تخصص سیاستگذاران اقتصادی کابینه را تا اندازه زیادی فراهم آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
٭ رییس سازمان برنامه و بودجه، حتی ویژگی اولیه یعنی تخصص در اقتصاد و به خصوص گرایش بخش عمومی را ندارد. وزرایی که تخصصی در اقتصاد و گرایش ذیربط و نیز شناخت از موانع غیراقتصادی ندارند، بیش از متخصصان در معرض تأثیرپذیری از توصیههای غیرتخصصی هستند. بنابراین، علاوه بر فقدان تخصص بعید است دو ویژگی دیگر یعنی توان تطبیق تئوریهای اقتصادی با ساختارهای موجود و نیز شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای حاکم بر کشور را داشته باشد. دیدگاههای بعضا خام که ایشان در توصیف لایحه بودجه 1401 ارایه کرده، گواه این امر است.
٭ رییس بانک مرکزی، همچون رییس سازمان برنامه و بودجه تخصصی در اقتصاد و بهخصوص گرایش پول و بانک ندارد.
به نظر نمیرسد ایشان نیز دیگر ویژگیهای لازم برای سیاستگذاری در امر اقتصاد را داشته باشند.
٭ معاون اقتصادی رییسجمهور: ایشان اگرچه اقتصاد خوانده اما فاقد کمترین تجربه در سیاستگذاری یا امور اجرایی مرتبط با معضلات اقتصادی کشور است. بهعلاوه، از گفتهها و مصاحبههای متعدد ایشان برمیآید که نه شناخت کافی از ساختارهای ضدتولیدی و ضدتوسعهای کشور دارد و نه قادر است تئوریهایی که در طول تحصیل آموخته را با مفروضات داخلی تطبیق بدهد یا سازگار کند. به همین دلیل ایشان هم پیش و پس از مسوولیت اجرایی، وعده هایی داده و میدهد که بیشتر رویایی است تا علمی و عملی.
٭ معاون اول رییسجمهور که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را دارد نیز فاقد ویژگیهای تخصصی و تجربی لازم برای این مسوولیت خطیر را دارد. به همین دلیل ایشان همچون برخی همکاران خود وعدههایی داده و میدهد که امکان عمل در شرایط و ساختارهای فعلی را ندارد.
٭ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز همچون وزیر اقتصاد، جوان، با انگیزه و اقتصادخوانده است اما ایشان هم فاقد ویژگیهای بیان شده در فوق برای سیاستگذاری در امور اقتصادی است. وعدههای رویایی و غیرعملیاتی پیش و پس از وزارت ایشان موید این ادعاست.
به هر حال، اگرچه آرزوی همه مردم ایران آن است که کابینه فعلی بتواند معضلات بسیار پیچیده فعلی را حل کند، اما با توجه به تخصص، تجارب و ویژگیهای گفته شده، بعید است که این تیم سیاستگذار اقتصادی بتواند گام چندانی در مسیر کاهش مشکلات و معضلات کنونی کشور بردارد. بهخصوص آنکه بر اساس شواهد موجود، بین این تیم اقتصادی نیز هماهنگی و سازگاری لازم وجود ندارد. با این وصف، احیای احتمالی برجام و رفع تحریمهای فعلی و نیز رفع محدودیت مراودات و مبادلات پولی و مالی بین ایران و سایر کشورها (FATF)، امکان کاهش برخی معضلات اقتصادی را فراهم کند و از این طریق زمینه برای پوشاندن و کتمان ناتوانیها و فقدان تخصص سیاستگذاران اقتصادی کابینه را تا اندازه زیادی فراهم آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅نمي توانيم با تقابل با دنيا ادامه مسير بدهيم
✍ محسن صفایی فراهانی
ارکان حکومتی ایران با سه دیدگاه متفاوت سیاستهای استراتژیک را پیگیری میکنند. یک دیدگاه، دیدگاه ایدئولوژیک است که خود را مسئول اسلام و جهان اسلام میداند و برای توسعهی تشیع تلاش میکند. تلاش گسترده در جنگ بالکان، سوریه، عراق، افغانستان، یمن، و ... . بخشی دیگر در همان دهه اول انقلاب باقی مانده و دولت را متولی کل کشور میداند و بقیهی مردم را به نوعی تحت سلطهی دولت میبینند. گروه سومی هم هست که توسعه را به خصوص توسعهی اقتصادی را مبنای پیشرفت میداند؛ الگوهای این گروه هم کشورهای مالزی، ترکیه، کره جنوبی و مانند اینها هستند. به اعتقاد گروه سوم، با توسعهی اقتصادی میتوانیم به توسعهی سیاسی رسیده و در کنار آن تواناییهای ملی کشور را ارتقا دهیم.
این سه استراتژی هیچ فصل مشترکی باهم ندارند. مثل سه دایره متحدالمرکز هستند که هر کدام برای خود حرکت میکند. در حالی که در شرایط امروز، امکان اداره کشور با سه استراتژی متفاوت که در بسیاری مواقع یکدیگر را خنثی میکنند، وجود ندارد.
جمعیت نسبت به اول انقلاب ۴/۲ برابر شده ولی تولید ناخالص ملی به قیمت-های ثابت نزدیک ۸/۱ برابر شده است، نرخ بیکاری جوانان زیر ۲۷ سال بالای 60درصد است، پول ملی در ۱۰ سال گذشته به یکدهم ارزش خود رسیده، بحران بانکها و صندوقهای بازنشستگی که اکثر آنها به مرز ورشکستگی رسیدهاند، عدم توفیق تلاشها برای فقرزدایی در بخش محرومان کشور، فساد گسترده، بحران آب که با بیبرنامه عمل کردن در این دههها، عمدهی ذخایر از بین رفته و ... پس به جای اینکه عامل همهی این بحرانها دولت و رفتار دولتها باشد، باید به مبحثی فراتر نگاه کرد. تا وقتی که استراتژی ارکان حکومت توسعه ایدئولوژیک و انحصارات گسترده حکومتی باشد، بدیهی است مسائل اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی و ... اولویت در حد حرف خواهند داشت.
من در سالهای ۵۳-۵۴ در خوزستان کار میکردم. آن موقع سد دز به بهرهبرداری رسیده بود و حدود ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی زیر سد را با کانالهای آبیاری تحت پوشش قرار داده بودند.. یکی از این کشتوصنعتها، مارچوبه کاشته بودند. یک شب با مهندسان آنجا صحبت میکردم. گفتم، شما خیانت میکنید، مردم ما مارچوبه نیاز ندارند. پاسخ داد که مارچوبه را تنی ۵۰۰۰ دلار صادر میکنم. آن موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود. میگفت یک تن مارچوبه صادر کنیم و میتوانیم بیش از ۳۰ تن گندم وارد کنیم. این میشد خودکفایی، نه این که بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.
موقعی که شرکت مپنا را راهاندازی کردیم من به فرانسویها پیشنهاد دادم با مپنا شریک شوند تا در آذربایجان و سیستان و بلوچستان، ۲۰ تا ۱۵هزار مگاوات نیروگاه احداث کنیم. چون ما گاز داریم میتوانیم برق را که ارزش افزوده بیشتری دارد تولید کرده و به پاکستان، افغانستان، ترکیه و عراق صادر کنیم. آنموقع فقط شرق ترکیه نزدیک ۱۰هزار مگاوات برق نیاز داشت. شما تصور کنید اگر ایران به این کشورها برق صادر میکرد و دادوستدش از این طرف به گرجستان و ارمنستان هم متصل میشد، ایران به هاب برق منطقهای تبدیل میشد. در آن صورت حفظ امنیت ایران برای این کشورها و یاران آنها جدی میشد.
راه برونرفت از این وضع واقعاً در تعامل ارکان حاکمیت است؛ یعنی ارکان حاکمیت باید توجه کنند که اگر میخواهند واقعاً کار موثری برای کشور انجام دهند، با این مکانیسم مطمئنا جواب نمیگیرند. یعنی نمیتوانیم با استراتژیهای تقابلی با دنیا، ادامه مسیر دهیم و توقع این باشد که آنها با کشور ما همکاری کنند. برای توسعهی کشور، در درجهی اول باید در داخل تعامل به وجود آورد و بعد راه تعامل با دنیا را در پیش گرفت.
ویتنام بعد از ۱۹۷۵ ده سال پس از جنگ، ابتدا اقدام به ترک مخاصمه با آمریکاییها کرد و بعد هم با آنها قرارداد صلح امضا نمود. در حالی که آمریکاییها نزدیک ۲۵ سال سنگینترین حملات بعد از جنگ جهانی دوم را در جنگ با ویتنام داشتند. دولت کمونیستی ویتنام، سراغ این رفت که از پتانسیل دنیا چگونه استفاده کند؟ امروز ببینید ویتنام چقدر به خود آمریکا صادرات دارد.
تغییر سیاستهای چین از ۱۹۸۰ به بعد و اتخاذ روش درهای باز و تعامل با دنیا در چارچوب همان دولت سوسیالیستی، امروز چین را بعد از ۳۵ سال به دومین اقتصاد دنیا تبدیل کرده است، اولین باری که رفتم شانگهای، مردم آن قدر فقیر بودند که هیچ یخچالی در خانه نداشتند. در فصل زمستان گوشت خود را از پنجره به بیرون آویزان میکردند. الان چین سالیانه حدود ۶۰۰ میلیارد دلار صادرات کالا به آمریکا دارد، یعنی نزدیک ۱۵ درصد صادرات چین فقط به آمریکاست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ محسن صفایی فراهانی
ارکان حکومتی ایران با سه دیدگاه متفاوت سیاستهای استراتژیک را پیگیری میکنند. یک دیدگاه، دیدگاه ایدئولوژیک است که خود را مسئول اسلام و جهان اسلام میداند و برای توسعهی تشیع تلاش میکند. تلاش گسترده در جنگ بالکان، سوریه، عراق، افغانستان، یمن، و ... . بخشی دیگر در همان دهه اول انقلاب باقی مانده و دولت را متولی کل کشور میداند و بقیهی مردم را به نوعی تحت سلطهی دولت میبینند. گروه سومی هم هست که توسعه را به خصوص توسعهی اقتصادی را مبنای پیشرفت میداند؛ الگوهای این گروه هم کشورهای مالزی، ترکیه، کره جنوبی و مانند اینها هستند. به اعتقاد گروه سوم، با توسعهی اقتصادی میتوانیم به توسعهی سیاسی رسیده و در کنار آن تواناییهای ملی کشور را ارتقا دهیم.
این سه استراتژی هیچ فصل مشترکی باهم ندارند. مثل سه دایره متحدالمرکز هستند که هر کدام برای خود حرکت میکند. در حالی که در شرایط امروز، امکان اداره کشور با سه استراتژی متفاوت که در بسیاری مواقع یکدیگر را خنثی میکنند، وجود ندارد.
جمعیت نسبت به اول انقلاب ۴/۲ برابر شده ولی تولید ناخالص ملی به قیمت-های ثابت نزدیک ۸/۱ برابر شده است، نرخ بیکاری جوانان زیر ۲۷ سال بالای 60درصد است، پول ملی در ۱۰ سال گذشته به یکدهم ارزش خود رسیده، بحران بانکها و صندوقهای بازنشستگی که اکثر آنها به مرز ورشکستگی رسیدهاند، عدم توفیق تلاشها برای فقرزدایی در بخش محرومان کشور، فساد گسترده، بحران آب که با بیبرنامه عمل کردن در این دههها، عمدهی ذخایر از بین رفته و ... پس به جای اینکه عامل همهی این بحرانها دولت و رفتار دولتها باشد، باید به مبحثی فراتر نگاه کرد. تا وقتی که استراتژی ارکان حکومت توسعه ایدئولوژیک و انحصارات گسترده حکومتی باشد، بدیهی است مسائل اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی و ... اولویت در حد حرف خواهند داشت.
من در سالهای ۵۳-۵۴ در خوزستان کار میکردم. آن موقع سد دز به بهرهبرداری رسیده بود و حدود ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی زیر سد را با کانالهای آبیاری تحت پوشش قرار داده بودند.. یکی از این کشتوصنعتها، مارچوبه کاشته بودند. یک شب با مهندسان آنجا صحبت میکردم. گفتم، شما خیانت میکنید، مردم ما مارچوبه نیاز ندارند. پاسخ داد که مارچوبه را تنی ۵۰۰۰ دلار صادر میکنم. آن موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود. میگفت یک تن مارچوبه صادر کنیم و میتوانیم بیش از ۳۰ تن گندم وارد کنیم. این میشد خودکفایی، نه این که بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.
موقعی که شرکت مپنا را راهاندازی کردیم من به فرانسویها پیشنهاد دادم با مپنا شریک شوند تا در آذربایجان و سیستان و بلوچستان، ۲۰ تا ۱۵هزار مگاوات نیروگاه احداث کنیم. چون ما گاز داریم میتوانیم برق را که ارزش افزوده بیشتری دارد تولید کرده و به پاکستان، افغانستان، ترکیه و عراق صادر کنیم. آنموقع فقط شرق ترکیه نزدیک ۱۰هزار مگاوات برق نیاز داشت. شما تصور کنید اگر ایران به این کشورها برق صادر میکرد و دادوستدش از این طرف به گرجستان و ارمنستان هم متصل میشد، ایران به هاب برق منطقهای تبدیل میشد. در آن صورت حفظ امنیت ایران برای این کشورها و یاران آنها جدی میشد.
راه برونرفت از این وضع واقعاً در تعامل ارکان حاکمیت است؛ یعنی ارکان حاکمیت باید توجه کنند که اگر میخواهند واقعاً کار موثری برای کشور انجام دهند، با این مکانیسم مطمئنا جواب نمیگیرند. یعنی نمیتوانیم با استراتژیهای تقابلی با دنیا، ادامه مسیر دهیم و توقع این باشد که آنها با کشور ما همکاری کنند. برای توسعهی کشور، در درجهی اول باید در داخل تعامل به وجود آورد و بعد راه تعامل با دنیا را در پیش گرفت.
ویتنام بعد از ۱۹۷۵ ده سال پس از جنگ، ابتدا اقدام به ترک مخاصمه با آمریکاییها کرد و بعد هم با آنها قرارداد صلح امضا نمود. در حالی که آمریکاییها نزدیک ۲۵ سال سنگینترین حملات بعد از جنگ جهانی دوم را در جنگ با ویتنام داشتند. دولت کمونیستی ویتنام، سراغ این رفت که از پتانسیل دنیا چگونه استفاده کند؟ امروز ببینید ویتنام چقدر به خود آمریکا صادرات دارد.
تغییر سیاستهای چین از ۱۹۸۰ به بعد و اتخاذ روش درهای باز و تعامل با دنیا در چارچوب همان دولت سوسیالیستی، امروز چین را بعد از ۳۵ سال به دومین اقتصاد دنیا تبدیل کرده است، اولین باری که رفتم شانگهای، مردم آن قدر فقیر بودند که هیچ یخچالی در خانه نداشتند. در فصل زمستان گوشت خود را از پنجره به بیرون آویزان میکردند. الان چین سالیانه حدود ۶۰۰ میلیارد دلار صادرات کالا به آمریکا دارد، یعنی نزدیک ۱۵ درصد صادرات چین فقط به آمریکاست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 هفت منبع اصلی پیشرفت اقتصادی
🔵1- نظام قضایی : زیربنای فرآیند پیشرفت اقتصادی، نظام قضایی است که به صورت گسترده و پیشرفته، از مالکیت خصوصی حمایت و ضمانت اجرایی قراردادها را فراهم میکند.
🟢 2- بازارهای رقابتی : رقابت مشوق استفادهی موثر از منابع است و محرکی دائمی فراهم میآورد تا افراد، دنبال نوآوری در بهبود و اصلاح وضع موجود باشند.
🔴 3- محدودیت های مقررات دولتی : مقرراتی که تجارت را کاهش میدهد، پیشرفت اقتصادی را نیز کُند میکند.
🟣 4- بازار کارآمد سرمایه : برای آنکه جامعهای بتواند توان بالقوهی خود را محقق سازد، باید به سازوکاری مجهز باشد که سرمایهها را به سمت پروژههای ثروتزا هدایت کند.
🟤 5- ثبات پولی : ثبات در سیاست پولی برای کنترل تورم، تخصیص کارآمد سرمایهها و رسیدن به ثبات اقتصادی ضروری است.
🟡 6- نرخهای پایین مالیات، کاهش مالیات : تولیدات زمانی افزایش خواهد یافت که مردم بتوانند هرچه بیشتر درآمد خود را در اختیار داشته باشند. مردم هرگاه اجازه داشته باشند مقدار بیشتری از آنچه به دست میآورند را برای خود نگاه دارند، بیشتر به تولید همت خواهند گماشت.
🟠 7- تجارت آزاد : رشد اقتصادی یک ملت در گرو فروش کالا و خدماتی است که میتواند با هزینهی نسبتا پایین تولیدشان کند و خرید کالا و خدماتی که تولید ملی آن برایش پُر هزینه تمام میشود.
📚📖 عقل معاش ، جیمز دی. گارتنی ، ریچارد ال. استروپ، دوایت آر. لی، تانیاچ. فرارینی ترجمه ماشینچیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵1- نظام قضایی : زیربنای فرآیند پیشرفت اقتصادی، نظام قضایی است که به صورت گسترده و پیشرفته، از مالکیت خصوصی حمایت و ضمانت اجرایی قراردادها را فراهم میکند.
🟢 2- بازارهای رقابتی : رقابت مشوق استفادهی موثر از منابع است و محرکی دائمی فراهم میآورد تا افراد، دنبال نوآوری در بهبود و اصلاح وضع موجود باشند.
🔴 3- محدودیت های مقررات دولتی : مقرراتی که تجارت را کاهش میدهد، پیشرفت اقتصادی را نیز کُند میکند.
🟣 4- بازار کارآمد سرمایه : برای آنکه جامعهای بتواند توان بالقوهی خود را محقق سازد، باید به سازوکاری مجهز باشد که سرمایهها را به سمت پروژههای ثروتزا هدایت کند.
🟤 5- ثبات پولی : ثبات در سیاست پولی برای کنترل تورم، تخصیص کارآمد سرمایهها و رسیدن به ثبات اقتصادی ضروری است.
🟡 6- نرخهای پایین مالیات، کاهش مالیات : تولیدات زمانی افزایش خواهد یافت که مردم بتوانند هرچه بیشتر درآمد خود را در اختیار داشته باشند. مردم هرگاه اجازه داشته باشند مقدار بیشتری از آنچه به دست میآورند را برای خود نگاه دارند، بیشتر به تولید همت خواهند گماشت.
🟠 7- تجارت آزاد : رشد اقتصادی یک ملت در گرو فروش کالا و خدماتی است که میتواند با هزینهی نسبتا پایین تولیدشان کند و خرید کالا و خدماتی که تولید ملی آن برایش پُر هزینه تمام میشود.
📚📖 عقل معاش ، جیمز دی. گارتنی ، ریچارد ال. استروپ، دوایت آر. لی، تانیاچ. فرارینی ترجمه ماشینچیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢چرا ۸ ساعت کار مداوم بازدهی ندارد؟
✏️ کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
✏️تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
✏️بنا بر مطالعهای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
✏️نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم.
منبع اکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✏️ کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
✏️تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
✏️بنا بر مطالعهای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
✏️نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم.
منبع اکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰📌شاخص رفاه لگاتوم: وضعیت رفاهی یران
اندیشکدهی لگاتوم هر سال با توجه به فاکتورهایی چون امنیت، آزادی فردی، سرمایهی اجتماعی و ... شاخصی قابل اعتماد و معتبر در رابطه با رفاه شهروندان کشورهای مختلف ارائه میدهد.
جدیدترین گزارش آن که در سال ۲۰۲۱ منتشر شده، ۱۶۷ کشور (بیش از ۹۹.۴ درصد جمعیت جهان) را پوشش میدهد.
این گزارش براساس ۷۱ منبع داده تهیه شده و ۱۰۵ مشاور متخصص در تهیهی آن همکاری داشتهاند. برخی از نکات جالب توجه این گزارش:
رتبهی ایران در بین ۱۶۷ کشور: ۱۲۳ (رتبهی ایران در سال ۲۰۲۰: ۱۲۱ و در سال ۲۰۱۱: ۱۲۵)
🔰رتبهی ایران در هریک از زیرمجموعههای این شاخص:
امنیت: ۱۳۱؛ آزادی فردی: ۱۶۵؛ حکومت: ۱۴۵؛ سرمایهی اجتماعی: ۸۹؛ شرایط سرمایهگذاری: ۱۲۶؛ شرایط کسبوکار: ۱۵۲؛ زیرساختها و دسترسی به بازار: ۱۰۴؛ کیفیت اقتصادی: ۱۳۸؛ شرایط زندگی: ۷۵؛ سلامت: ۶۱؛ آموزش: ۷۵؛ محیطزیست طبیعی: ۱۵۶
برترین کشورهای ۲۰۲۱: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند، سوئیس
ضعیفترین کشورهای ۲۰۲۱: سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی، یمن، چاد، افغانستان
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: اوکراین (رتبه: ۷۸)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: لبنان (رتبه: ۱۰۹)
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: ساحل عاج (رتبه: ۱۲۰)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: سوریه (رتبه: ۱۵۸)
کشوری که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱، بیشترین میزان پیشرفت را در بین کشورهای خاورمیانه و آفریقای جنوبی داشته: عربستان سعودی (رتبه: ۷۵)
جیبوتی هم با عملکردی بهتر از ایران در رتبهی ۱۲۲ قرار دارد!
کشورهای تونس، لبنان و مصر هم عملکردی بهتر از ایران داشتهاند.
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اندیشکدهی لگاتوم هر سال با توجه به فاکتورهایی چون امنیت، آزادی فردی، سرمایهی اجتماعی و ... شاخصی قابل اعتماد و معتبر در رابطه با رفاه شهروندان کشورهای مختلف ارائه میدهد.
جدیدترین گزارش آن که در سال ۲۰۲۱ منتشر شده، ۱۶۷ کشور (بیش از ۹۹.۴ درصد جمعیت جهان) را پوشش میدهد.
این گزارش براساس ۷۱ منبع داده تهیه شده و ۱۰۵ مشاور متخصص در تهیهی آن همکاری داشتهاند. برخی از نکات جالب توجه این گزارش:
رتبهی ایران در بین ۱۶۷ کشور: ۱۲۳ (رتبهی ایران در سال ۲۰۲۰: ۱۲۱ و در سال ۲۰۱۱: ۱۲۵)
🔰رتبهی ایران در هریک از زیرمجموعههای این شاخص:
امنیت: ۱۳۱؛ آزادی فردی: ۱۶۵؛ حکومت: ۱۴۵؛ سرمایهی اجتماعی: ۸۹؛ شرایط سرمایهگذاری: ۱۲۶؛ شرایط کسبوکار: ۱۵۲؛ زیرساختها و دسترسی به بازار: ۱۰۴؛ کیفیت اقتصادی: ۱۳۸؛ شرایط زندگی: ۷۵؛ سلامت: ۶۱؛ آموزش: ۷۵؛ محیطزیست طبیعی: ۱۵۶
برترین کشورهای ۲۰۲۱: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند، سوئیس
ضعیفترین کشورهای ۲۰۲۱: سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی، یمن، چاد، افغانستان
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: اوکراین (رتبه: ۷۸)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را در سال ۲۰۲۱ داشته: لبنان (رتبه: ۱۰۹)
کشوری که بیشترین میزان پیشرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: ساحل عاج (رتبه: ۱۲۰)
کشوری که بیشترین میزان پسرفت را از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ داشته: سوریه (رتبه: ۱۵۸)
کشوری که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱، بیشترین میزان پیشرفت را در بین کشورهای خاورمیانه و آفریقای جنوبی داشته: عربستان سعودی (رتبه: ۷۵)
جیبوتی هم با عملکردی بهتر از ایران در رتبهی ۱۲۲ قرار دارد!
کشورهای تونس، لبنان و مصر هم عملکردی بهتر از ایران داشتهاند.
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 پنج نشانه فرسودگی شغلی
🔸فرسودگی شغلی که به عنوان فرسودگی محیط کار نیز شناخته میشود زمانی اتفاق میافتد که منابع فیزیکی، عاطفی و ذهنی فرد مصرف شود. فرسودگی شغلی از دست دادن کامل علاقه و انگیزه برای کار است.
فرسودگی شغلی اغلب در نتیجه کار زیاد یا رفتار نادرست اتفاق میافتد و این یک مشکل فراگیر است. یک کارمند ناامید میتواند باعث بیانگیزگی افراد دیگر نیز بشود.
🔸در شرایط اقتصادی پرتلاطم امروزی، راضی نگه داشتن کارکنان برای موفقیت بلندمدت تیم ضروری است. خروج کارمندان میتواند بسیار پرهزینه باشد و منجر به خروج بیشتر اعضای تیم شود.
بهطور خلاصه، تلاش برای حفظ کارکنان و کاهش فرسودگی شغلی برای رهبران امروزی مهمتر از همیشه است.
🔸در زیر شاخصهای متداول فرسودگی شغلی کارکنان آمده است که باید در تیم خود مراقب آن باشید.
1⃣ زبان بدن بیعلاقه یا عصبی:
بیش از نیمی (۵۵ درصد) از ارتباطات از طریق زبان بدن انجام میشود، بنابراین بسیار مهم است که به همان اندازه که به صحبتهای کارمندان خود گوش میدهید به آن توجه کنید. اگر کارمندان بیش از حد معمول تحریکپذیر به نظر میرسند، احتمالا کاسه صبرشان در حال لبریز شدن است و شما باید فورا با آنها صحبت کنید.
2⃣ عدم مشارکت در فعالیتهای اجتماعی:
اگر کارمندان شما از شرکت در گردهماییهای اجتماعی شرکت شما دست بکشند، این میتواند نشانه آن باشد که مشکلی پیش آمده است. ابتکارات فرهنگی و رویدادهای اجتماعی باید راهی سرگرمکننده و آرام برای کمک به کارکنان در برقراری آرامش و ارتباط با همکارانشان باشد.
3⃣ غیبت مکرر:
اگر کارمندان شما مکررا غیبت میکنند، احتمالا به این دلیل است که به حد ظرفیت خود رسیده و نیاز به استراحت دارند.
4⃣ بیماریهای شایع:
یکی دیگر از دلایل غیبت که نشانه واضح فرسودگی شغلی است، استرس مزمن است که میتواند عوارض سلامتی بزرگتری ایجاد کند و توانایی بدن را برای مبارزه با عفونت کاهش دهد، که به این معنی است که افراد بیشتر مستعد ابتلا به بیماری هستند. در واقع، کارکنان فرسوده ۲۳ درصد بیشتر پایشان به اورژانس کشیده میشود.
5⃣ کاهش بهرهوری:
اگر خروجی یک کارمند شروع به کاهش کرد، ممکن است نشانهای از لبریز شدن ظرفیت او باشد. از طرف دیگر، ممکن است به این معنی باشد که آنها احساس بیانگیزگی میکنند و در تلاش هستند تا با همان انرژی به کار خود بپردازند. برای درک بهتر وضعیت، با کارمندان خود صحبت کنید چرا که ممکن است عوامل دیگری باعث کاهش بهرهوری شده باشد.
✍منبع: builtin
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸فرسودگی شغلی که به عنوان فرسودگی محیط کار نیز شناخته میشود زمانی اتفاق میافتد که منابع فیزیکی، عاطفی و ذهنی فرد مصرف شود. فرسودگی شغلی از دست دادن کامل علاقه و انگیزه برای کار است.
فرسودگی شغلی اغلب در نتیجه کار زیاد یا رفتار نادرست اتفاق میافتد و این یک مشکل فراگیر است. یک کارمند ناامید میتواند باعث بیانگیزگی افراد دیگر نیز بشود.
🔸در شرایط اقتصادی پرتلاطم امروزی، راضی نگه داشتن کارکنان برای موفقیت بلندمدت تیم ضروری است. خروج کارمندان میتواند بسیار پرهزینه باشد و منجر به خروج بیشتر اعضای تیم شود.
بهطور خلاصه، تلاش برای حفظ کارکنان و کاهش فرسودگی شغلی برای رهبران امروزی مهمتر از همیشه است.
🔸در زیر شاخصهای متداول فرسودگی شغلی کارکنان آمده است که باید در تیم خود مراقب آن باشید.
1⃣ زبان بدن بیعلاقه یا عصبی:
بیش از نیمی (۵۵ درصد) از ارتباطات از طریق زبان بدن انجام میشود، بنابراین بسیار مهم است که به همان اندازه که به صحبتهای کارمندان خود گوش میدهید به آن توجه کنید. اگر کارمندان بیش از حد معمول تحریکپذیر به نظر میرسند، احتمالا کاسه صبرشان در حال لبریز شدن است و شما باید فورا با آنها صحبت کنید.
2⃣ عدم مشارکت در فعالیتهای اجتماعی:
اگر کارمندان شما از شرکت در گردهماییهای اجتماعی شرکت شما دست بکشند، این میتواند نشانه آن باشد که مشکلی پیش آمده است. ابتکارات فرهنگی و رویدادهای اجتماعی باید راهی سرگرمکننده و آرام برای کمک به کارکنان در برقراری آرامش و ارتباط با همکارانشان باشد.
3⃣ غیبت مکرر:
اگر کارمندان شما مکررا غیبت میکنند، احتمالا به این دلیل است که به حد ظرفیت خود رسیده و نیاز به استراحت دارند.
4⃣ بیماریهای شایع:
یکی دیگر از دلایل غیبت که نشانه واضح فرسودگی شغلی است، استرس مزمن است که میتواند عوارض سلامتی بزرگتری ایجاد کند و توانایی بدن را برای مبارزه با عفونت کاهش دهد، که به این معنی است که افراد بیشتر مستعد ابتلا به بیماری هستند. در واقع، کارکنان فرسوده ۲۳ درصد بیشتر پایشان به اورژانس کشیده میشود.
5⃣ کاهش بهرهوری:
اگر خروجی یک کارمند شروع به کاهش کرد، ممکن است نشانهای از لبریز شدن ظرفیت او باشد. از طرف دیگر، ممکن است به این معنی باشد که آنها احساس بیانگیزگی میکنند و در تلاش هستند تا با همان انرژی به کار خود بپردازند. برای درک بهتر وضعیت، با کارمندان خود صحبت کنید چرا که ممکن است عوامل دیگری باعث کاهش بهرهوری شده باشد.
✍منبع: builtin
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from نسیم بیداری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹اذان مغرب به وقت شرعی تهران
🌹 با صدای عارفانه و پُرسوز
وحال شهید سرفراز مهدی باکری
چنان مستم چنان مستم من امشب،
که از گردون برون جَستم من امشب،
"مولانای جان"
🌷نسیم بیداری👇
@nasim_e_bidary
🌹 با صدای عارفانه و پُرسوز
وحال شهید سرفراز مهدی باکری
چنان مستم چنان مستم من امشب،
که از گردون برون جَستم من امشب،
"مولانای جان"
🌷نسیم بیداری👇
@nasim_e_bidary
✅اخراج دکتر محمد فاضلی استاد گروه جامعه شناسی، از دانشگاه شهید بهشتی.
🔷صبح امروز، خبری در خصوص اخراج یکی از جامعهشناسان مطرح ایرانی در فضای مجازی منتشر شد. دانشگاه شهید بهشتی، حکمی مبنی بر عدم نیاز به محمد فاضلی، استاد جامعه شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشکده صادر کرد که این حکم به معنی اخراج وی از دانشگاه تلقی میشود
🔷دکتر محمد فاضلی در دو قامت جامعهشناس سیاستگذار و جامعهشناس مردممدار با مقالات و کتاب ها و پژوهش های خود، با فعالیت گسترده در فضای مجازی، با کانال های تلگرامی دغدغه ایران و موفقیت های کوچک ، کوشید نقش خود را بر جامعه افسرده دل ایرانی بزند. او نماد تلاش برای موفقیتهای کوچک، دادن امید به مردم و تذکر به سیاستمداران بود. اخراج فاضلی بیرون کردن یک فرد از دانشگاه نیست. بلکه تکثیر گرد ناامیدی بیشتر بر بدنه جامعهی بدحال است. اندک جوانانی که به ماندن و ساختن ایران عزیز امید دارند در برابر موج عظیم و سیل ویرانگر ناامیدی خلع سلاح میشوند.
🔷دکتر فاضلی نماینده جامعهشناس معتدل و میانهرو و طرفدار اصلاح وضع موجود بود. اخراج او پیام مستقیم برای ایجاد یاس و ناامیدی و انفعالی شدن جامعه است.
🔷صبح امروز، خبری در خصوص اخراج یکی از جامعهشناسان مطرح ایرانی در فضای مجازی منتشر شد. دانشگاه شهید بهشتی، حکمی مبنی بر عدم نیاز به محمد فاضلی، استاد جامعه شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشکده صادر کرد که این حکم به معنی اخراج وی از دانشگاه تلقی میشود
🔷دکتر محمد فاضلی در دو قامت جامعهشناس سیاستگذار و جامعهشناس مردممدار با مقالات و کتاب ها و پژوهش های خود، با فعالیت گسترده در فضای مجازی، با کانال های تلگرامی دغدغه ایران و موفقیت های کوچک ، کوشید نقش خود را بر جامعه افسرده دل ایرانی بزند. او نماد تلاش برای موفقیتهای کوچک، دادن امید به مردم و تذکر به سیاستمداران بود. اخراج فاضلی بیرون کردن یک فرد از دانشگاه نیست. بلکه تکثیر گرد ناامیدی بیشتر بر بدنه جامعهی بدحال است. اندک جوانانی که به ماندن و ساختن ایران عزیز امید دارند در برابر موج عظیم و سیل ویرانگر ناامیدی خلع سلاح میشوند.
🔷دکتر فاضلی نماینده جامعهشناس معتدل و میانهرو و طرفدار اصلاح وضع موجود بود. اخراج او پیام مستقیم برای ایجاد یاس و ناامیدی و انفعالی شدن جامعه است.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر محمد فاضلی (جامعه شناس): کشورهای توسعه یافته ای همچون کره جنوبی و سنگاپور بالاترین نمره در شایسته گزینی مدیران دارند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📺@competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰صحبتهای فوق العاده شنیدنی دکتر محمد فاضلی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی درباره اوضاع و شرایط حاکم بر جامعه که ارزش بارها گوش کردن دارد!
🔰مردم به مسئولان و مسئولان نسبت به هم بی اعتمادند! هر روز انواعی از اخبار بد به ملت ایران می رساند که ۸۰ میلیون ایرانی را تحت فشار می گذارد!
🔰اگر کسی امروز از ایران مهاجرت کند من او را سرزنش نمی کنم! مردم تا کی باید تحمل کنند!؟ این تلخی بی پایان پایانی هم دارد!؟ خیلی ها تعلق شان به ایران را از دست داده اند! خطرناک ترین جمله ای که یک ملت می گوید این است که بگوید دیگه نمی شود درستش کرد! مردم و حاکمان از آن روز بترسند!
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔰مردم به مسئولان و مسئولان نسبت به هم بی اعتمادند! هر روز انواعی از اخبار بد به ملت ایران می رساند که ۸۰ میلیون ایرانی را تحت فشار می گذارد!
🔰اگر کسی امروز از ایران مهاجرت کند من او را سرزنش نمی کنم! مردم تا کی باید تحمل کنند!؟ این تلخی بی پایان پایانی هم دارد!؟ خیلی ها تعلق شان به ایران را از دست داده اند! خطرناک ترین جمله ای که یک ملت می گوید این است که بگوید دیگه نمی شود درستش کرد! مردم و حاکمان از آن روز بترسند!
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers