(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰در کتاب " فقر احمق میکند" می خوانیم:

🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی می‌گیرند؟

🔰طرز فکری قدیمی می‌گوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی می‌گیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روان‌شناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد می‌کند. از نظر آن‌ها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی می‌گیرند که فقیر هستند.

🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل می‌شود؛ از گرسنگی‌ کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.

🔰روان‌شناسان به‌خوبی این مفهوم را توضیح داده‌اند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، توانایی‌ها و مهارت‌های دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامه‌ریزی بلندمدت مختل می‌شود. به‌گفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانه‌ای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند می‌شود. در واقع ما ظرفیت‌های ذهنی‌مان را از دست نمی‌دهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشته‌های معمولمان را نخواهیم داشت.

🔰اما مهم‌ترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخص‌ساختن این ادعا است که کمیابی می‌تواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آن‌ها این است: ویژگی‌هایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی می‌شوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن می‌قبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شده‌اند.

🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال داده‌ها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنای‌باند» را به‌دنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیم‌گیری و اقدام را می‌کاهد. او برای تبیین این موضوع چنین می‌گوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر می‌تواند تو را احمق‌تر کند»

🔰مولاینیتن و شفیر توضیح می‌دهند که «افزایش دغدغه‌های مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آن‌ها را حتی بیش از بی‌خوابیِ شدید کاهش می‌دهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن می‌کاهد.

🔰آنطور که مولاینیتن توضیح می‌دهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی می‌تواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان می‌دهند

🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی می‌یابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان می‌شود، تمرکزشان کاهش می‌یابد و برنامه‌های بلندمدت آنان، جایش را به برنامه‌ای کوتاه‌مدت روزمرگی می‌دهد: "خاموش‌کردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود می‌آورد

🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر به‌خوبی مطلع‌اند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد می‌کند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن می‌گوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاست‌گذاران برای حل مشکلات به آن تکیه می‌کنند. دانشمندان منابع گسترده‌ای را صَرف توسعۀ داروها، فناوری‌های تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی می‌کنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شده‌اند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوری‌ها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده می‌کنند.

♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌸@Competentmanagers
Forwarded from یادداشتها (کاظم نادرعلی)
♻️یک کارگر با حقوق چند ماه قادر است یک هیوندا سانتافه مدل ۲۰۲۰ بخرد؟

🔹نیویورک آمریکا :حقوق ۱۲ ماه
🔹تورنتو کانادا : حقوق ۱۴ ماه
🔹برلین آلمان : حقوق ۱۷ ماه
🔹لندن انگلیس : حقوق ۱۸ ماه
🔹ایران اسلامی : حدود ۵۷۰ ماه
قیمت خودرو ۲ میلیارد تومان و حداقل حقوق کارگر ۳.۵ میلیون
حدود ۵۷۰ ماه
تازه بعید میدونم ۲ میلیارد تومن هم بشه مدل ۲۰۲۰ اینجا خرید.
به هر حال تا این میزان تفاوت در قدرت خرید واقعا جای بحث دارد.
▪️شهادت جان‌سوز بانوی بزرگ عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)، دخت پیامبر نبی مکرم اسلام تسلیت باد

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🌐 @Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، این‌ها همه هست و این‌ همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی


🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.

🔰با تقدیم احترام؛ کاشفی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰چه عواملی باعث می‌شود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود؟

✍دکتر محمود سریع القلم

شاید مشکل تاریخی ایران در این دوگانگی نهفته باشد که نه یک دولت به معنای ایجاد کنندۀ یک سیستم با محوریتِ بخشِ خصوصی و سرمایه‌داری را داشته و نه جامعه‌ای شرقی با سرمایۀ اجتماعی سیستم‌پذیری، سازمان‌پذیری و تمایل به انسجام و هارمونی....

سیستم‌سازی صرفاً یک تصمیم در ساختارهای داخلی نیست...
عمومِ کشورهای غربی و شرقی با ورود در شبکۀ تجارت، بانکداری، خدمات، سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی سیستم‌وارتر عمل کرده­‌اند.

از ویتنام تا آلمان، از سنگاپور تا انگلستان، از کرۀ جنوبی تا ژاپن و از برزیل تا آمریکا در یک شبکۀ جهانی عمل می‌کنند...

عموم کشورهای جهان سوم متوجه شده‌اند که بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی (WTO)، نمی‌توان رشد اقتصادی پیدا کرد زیرا این عضویت، وسیله و ساختاری است برای رقابت و کارآمدی...

وقتی کشورها در یک سیستمِ جهانی عمل کنند، کارآمدی، زمان‌شناسی، دقت، وفای به عهد، رقابت، تخصص و نوآوری اهمیت پیدا می‌کنند و خصوصیاتی مانند عصبانیت، احساسات، تعصب، دشنام، حسادت، انتقام، انشعاب، خصومت، بدقولی، غیرقابل پیش‌بینی بودن، دمدمی بودن، خودخواهی، خودبزرگ‌بینی، تخریب و حذف، کاربرد خود را از دست می‌دهند و یا حداقل به شدت کاهش پیدا می‌کنند...

عمومِ ویژگی‌های مثبت توسعه یافتگی در سایۀ سیستم‌سازی امکان‌پذیر است که با بین‌­المللی شدن حتی منسجم‌تر و دقیق‌تر می‌شوند...

وقتی سیستم ساخته شود، افرادِ توانا رشد می‌کنند چون هم تخصص و مهارت دارند و هم اعتماد به نفس، علاقه به کار، زحمت کشیدن، رقابت و نوآوری...

وقتی سیستم نباشد، اتحادیۀ افرادِ ضعیف شکل می‌گیرد و در نهایت فقر و جهل با هم رفیق می‌شوند...
چون توانایی نیست، تملق، چاپلوسی و سوء استفاده از امکانات دولتی مبنای رشد و قدرت می‌شوند...

وقتی اقتصاد یک کشور بین‌المللی شود، پی‌آمدهای تعیین کننده‌ای نیز برای سیاست آن دارد زیرا که شفافیت اقتصادی مقدم و زمینه‌ساز شفافیت سیاسی است....
تخصص، شفافیت و بین‌المللی شدن باعث می‌شود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود.

آن‌قدر سیستمِ نروژ به خود اعتماد به نفس دارد که چنین تصمیمی را می‌گیرد....

چرا در ایران تَفَرُّد (فردگرایی منفی) در افراد موج می‌زند و بسیاری مستغرق در منافع و مصالح شخصی هستند؟

چون برای رشد نیاز به سیستم ندارند و صرفاً با شبکه­‌ای از ارتباطات می‌توانند به عمومِ اهداف خود برسند...

تفرد در ایران ریشه‌های بسیار قدیمی و تاریخی دارد و در ساختارِ سیستم پادشاهی نهفته است....

وقتی پادشاه قبلۀ عالم می‌شود همه از کودکی می‌آموزند که خود را با افراد و نه سیستم، مقررات و رویه‌ها وفق دهند...
✍شیدایی

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی

زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

#حافظ
.
.
👈 ایران در منطقه‌ی هشدارِ توسعه


✍️ مقدمه محسن رنانی بر کتاب
«ایران و مسئله پایداری»


به گمانم اکنون دیگر نه رشد و رفاه، نه بحران آب و فرونشست زمین، نه تخریب محیط‌زیست، نه فساد، نه تبعیض و نابرابری، نه آزادی و دموکراسی، نه دین و اخلاق، نه به خاک مالیدن پوزه آمریکا، نه نابودی اسرائیل و نه حتی توسعه، اولویت هیچ‌کس نباید باشد. همه آنها در بلندمدت می‌تواند اولویت جامعه یا حکومت باشد؛ اما اکنون و در کوتاه مدت، ما یک اولویت داریم: حفظ پایداری ایران.

ایران با سرعتی نگران‌کننده دارد به سوی ناپایداری می‌رود. گرچه در ۲۰ سال گذشته آرام آرام مقدمات این ناپایداری را فراهم کردیم، اما اکنون فرصتی نداریم که بخواهیم آرام آرام شرایط پایداری ایران را تامین و تضمین کنیم؛ بلکه همه ما، از حکومتی و غیرحکومتی، از شیعه و سنی، از ایرانیان داخل و خارج، از حامی و منتقد، از مذاب و برانداز، از ظالم و مظلوم، باید یک هدف را نشانه برویم و خود را آماده کنیم برای تحقق آن یک هدف. و آن این است: همه‌مان از جایی که ایستاده‌ایم، یک گام عقب برویم.

در دنیای مدرن،‌ مهارت عقب نشینی، بخشی از مهارت هم‌شنوی (دیالوگ) و شرط لازم برای رفتار توسعه‌خواهانه است. آری همه‌مان باید یک گام عقب برویم. هر کس توانایی عقب‌نشینی ندارد، یک انقلابی ایران ستیز است.

با این سرعتی که همه در هجوم به یکدیگر داریم، به زودی ایران را وارد ناپایداری فراگیر خواهیم کرد و آنگاه وقتی که ستون‌های انسجام اجتماعی و سیاسی فروبریزد، دیگر هیچ‌کس،‌ تاکید می کنم «هیچ‌کس»، توان جمع کردن کشور و انسجام بخشی به آن را ندارد. تجربه عراق، سوریه و لیبی و به تازگی افغانستان پیش چشم ماست. بنابراین همه‌مان باید دست به افق‌گشایی در خویش، یعنی تغییر رتبه‌بندی‌ اولویت‌هایمان و تعدیل خواسته‌هایمان بزنیم. یعنی اولویت‌های قدیمی‌مان را دستکم برای مدتی کنار بگذاریم و ببینیم «اکنون برای پایداری ایران چه باید کرد؟».

اگر «توسعه خواه» هستیم، بسم‌الله همه یک گام به عقب برویم. اما اگر همچنان مثل ۴۰ سال گذشته، «خود‌خواه»‌ و خودمحور هستیم، بسم‌الله همگی یک گام دیگر به جلو برویم؛ که معنی آن این است: شورش، سرکوب، بی‌ٔثباتی ، انقلاب، جنگ، انزوا، تحریم، فروپاشی اجتماعی و سرانجام فرپاشی سیاسی و پاره پاره شدن ایران. گرچه مخاطب من بیش از همه مقامات ارشد جمهوری اسلامی هستند، اما البته همه کنشگران مدنی و نخبگان منتقد داخلی و مخالفان و معارضان خارج از کشور نیز مسئولیت دارند و رفتار آنها برای حرکت به سوی پایداری ایران تعیین کننده است.

در نقد نظام جمهوری اسلامی نوشته‌های فراوانی منتشر شده است؛ نقدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. اما به گمانم بیشترِ آن‌ها یا نقد «سطح گفتمانی» بوده است یا نقد «سطح عملکردی». کمتر نقدهایی معطوف به سطح معماری سیستم بوده است. یکی از نوشتارهای جدی که با نگاه سیستمی، سطح معماری نظام جمهوری اسلامی را مورد ارزیابی قرار داده است،‌ تحلیلی است که در کتاب «ایران و مساله پایداری» آمده است. من نیز مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته‌ام که لینک آن را در زیر می‌آورم. خواندن این کتاب را به همه، بویژه سیاست‌گذاران ارشد کشور، به طور جدی توصیه می‌کنم.

محسن رنانی / ۲۳ دی ۱۴۰۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن کامل مقدمه ای را که من بر کتاب «ایران و مساله پایداری» نوشته‌ام، در یکی از لینک‌‌های زیر بخوانید:

در فایل پی‌دی‌اف

در تارنمای رسمی محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــ

برای دیدن ۳۰ صفحه اول کتاب در کانال تلگرامی نویسنده کتاب، به لینک زیر بروید:

https://t.me/SIAGS/356

ــــــــــــــــــــــــ

برای تهیه کتاب «ایران و مساله پایداری» این‌جا را کلیک کنید.
.
.
♦️زوال امید اجتماعی

✍ حسن محدثی‌ی گیلوایی
۲۳ دی ۱۴۰۰

🔻آفرینش خود، مهم‌ترین کنش انسانی است. این‌که می‌خواهیم از خویش چه‌گونه چیزی بسازیم و چه طرحی برای بودن و زیستن خویش داریم، معنابخش‌ترین و مهم‌ترین وجه زنده‌گی‌ی هر کسی است.

🔻طرح‌هایی که برای آینده‌ی خویش می‌ریزیم، متاثر است از جامعه‌پذیری‌مان و شناخت‌مان از خودمان و علایق‌ و آرزوهای‌مان. این طرح‌ها می‌توانند واقع‌بینانه باشند یا آرزواندیشانه و فراتر از امکانات‌مان.

🔻بستر اجتماعی‌ی مطلوب آن است که به ما کمک کند برای آینده‌ی خویش آبستن طرحی بشویم و به‌اصطلاح طرح‌مند شویم و درک درستی از خود و استعدادها و امکانات خود پیدا کنیم. هم‌چنین بستر اجتماعی‌ی مطلوب آن است که امکانات لازم برای تحقق طرح‌ خاص ما را کم و بیش فراهم سازد.

🔻امید اجتماعی این‌جا است که شکل می‌گیرد. من امید اجتماعی را این‌طور تعریف می‌کنم: داشتن طرحی برای آینده‌ی خویش و برآورد هر فرد از میزان تحقق آن طرح در کوتاه‌مدت، میان مدت، و دراز‌مدت.

🔻اما بر سر راه تحقق طرحی که از خویش داریم، معمولاً موانعی وجود دارد و برخی از این موانع فرافردی و ساختاری‌اند.

🔻برای این‌که بتوانیم طرح خود را محقق بکنیم، سه مولفه اهمیت اساسی دارند:

۱. سرمایه‌ی شخصی: این مورد اشاره دارد به توانایی‌ها و مهارت‌ها و امکانات مادی و غیرمادی‌ی هر شخص (اعم از روابط و دانش و تخصص و مهارت و ویژه‌گی‌های شخصیتی و غیره)،
۲. سرمایه‌ی خانواده‌گی: معمولاً افراد واجد خانواده هستند و در خانواده‌ای به‌دنیا آمده‌اند (خانواده‌ی خاست‌گاهی). سرمایه‌های خانواده‌گی‌ی هر فرد ناظر است به مجموعه‌ی امکانات مادی و غیرمادی‌ای که اعضای خانواده‌ی هر فرد در اختیار دارند و می‌توانند آن امکانات را برای حمایت از عضو خانواده به‌کار گیرند؛

۳. فرصت‌های اجتماعی‌ی مساعد: علاوه بر دو مولفه‌ی فوق، برای این‌که فرد بتواند طرح خود را محقق بکند، می‌بایست شرایط اجتماعی‌ی مساعدی وجود داشته باشد و فرصت‌های مناسبی برای وی فراهم شود.

مثلاً من همیشه دوست داشتم مدرس دانش‌گاه بشوم. برای تحقق طرح‌ام در کنکور شرکت کردم و بار اول موفق نشدم. به‌ناگزیر در دوران جنگ به سربازی رفتم. با آن‌که ادامه‌ی جنگ را قبول نداشتم، برای این‌که بتوانم طرح‌ام را محقق کنم به سربازی رفتم و بیست و هشت ماه سرباز بودم و پس از اتمام سربازی دو باره در کنکور شرکت کردم و سرانجام قبول شدم و سیزده سال دانش‌جویی کردم. در حین دانش‌جویی فرصت استخدام در دانش‌گاه آزاد اسلامی اعلام شد و من از این فرصت استفاده کردم. بعد از ورود باز هم مشکل جایابی در واحدهای دانش‌گاه آزاد را داشتم. دو ترم در دانش‌گاه آزاد زنجان تدریس کردم، به امید آن‌که در آن‌جا استخدام شوم. در سال هزار و سی‌صد و هفتاد و نه هر هفته با قطار از تهران به زنجان می‌رفتم و تدریس می‌کردم و برمی‌گشتم. اما هیچ پاسخی نگرفتم. سرانجام بعد از مراجعات و پی‌گیری‌های مکرر (در حالی‌که بورسیه بودم) در تهران مرکز جایابی شدم. فرآیند بسیار دشوار و طاقت‌فرسا و ناامیدکننده‌ای بود. متاسفانه روابط برای جایابی بسیار تعیین‌کننده بود و من نه روابطی داشتم و نه مایل بودم از آن استفاده کنم. ولی به هر حال فرصت‌های کوچکی برای مدرس شدن هنوز وجود داشت. این فرصت را جامعه به من داد.

اما اکنون کسی که در شرایط آن‌زمان من بوده باشد، متاسفانه فرصت مدرس شدن ندارد یا اگر فرصتی باشد، کار او بسیار دشوارتر و احتمال جایابی‌ی او بسیار کم‌تر است.

🔻امید اجتماعی وقتی بالا خواهد بود که فرد چشم‌اندازی برای تحقق طرح خاص خود ببیند و برآورد او از امکان تحقق طرح‌اش مثبت و بالا باشد.

🔻اما اکنون جوانان ما در چه وضعی قرار دارند: متاسفانه در حال حاضر بسیاری از جوانان ایرانی:

- فاقد سرمایه‌ی شخصی‌ی تاثیرگذار هستند،
- فاقد سرمایه‌ی خانواده‌گی‌ی تعیین‌کننده هستند،
- فاقد فرصت‌های اجتماعی هستند.

🔻بدین ترتیب، از نظر من، ما اکنون با زوال امید اجتماعی در کشور مواجه هستیم. از این رو، در چنین شرایطی یاس و ناامیدی و بی‌انگیزه‌‌گی افزایش می‌یابد و آسیب‌های روانی و اجتماعی به اوج خود می‌رسد و سرانجام اقدام به خودکشی و اندیشیدن به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان بسیار افزایش می‌یابد.

🔻در شرایط زوال امید اجتماعی، اگر غیر از این باشد، باید تعجب کنیم. بنابراین، سخنان دکتر جوزی در باره‌ی این پدیده بسیار مهم و اساسی است و هر کسی هر اقدامی که از دست‌اش برمی‌آید باید انجام دهد تا به امید اجتماعی‌ی فرد فرد ایرانیان بیافزاید. روشن است مسوولیت اصلی در این باره متوجه مسوولان کشور در جای‌جای این سرزمین است. به‌رغم این هر یک از ما، چنان‌چه کاری از دست‌مان برمی‌آید، باید انجام دهیم.

🔻از نظر من تلاش برای افزایش میزان امید اجتماعی فوری‌ترین اقدامی است که باید انجام داد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
4_5978964835356904437.mp4
6.3 MB
زمانی برای تفکر بگذارید
منبع قدرت است.
زمانی برای مطالعه بگذارید
منبع خردمندی است.
زمانی برای تفریح بگذارید
راز جوان ماندن است
زمانی برای سکوت بگذارید
فرصتی برای دیدن خداست
زمانی برای آگاهی بگذارید
فرصتی برای کمک به دیگران است.
زمانی برای عشق ورزیدن بگذارید؛
بزرگ ترین هدیه است.
زمانی برای خندیدن بگذارید؛
موسیقی روح است.
زمانی برای دوستی بگذارید؛
جاده ای برای رسیدن به خوشحالی است.
زمانی برای رویا پردازی بگذارید؛
آینده از آن ساخته می شود.
زمانی برای دعا بگذارید؛
بزرگ ترین قدرت بر روی زمین است.



سلام عزیزان🌸🌿

صبح عالی بخیر و برکت🌹

آدینه تان خوش و خرم💐
🔴چرا ۸ ساعت کار مداوم بازدهی ندارد؟

✏️ کار هشت ساعته‌ی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر می‌خواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.

✏️تاریخچه‌ی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر می‌گردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانه‌ها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.

✏️با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.

✏️بنا بر مطالعه‌ای که توسط “گروه دراجیم” صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامه‌ی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازه‌گیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است. در این روند اندازه‌گیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازمان‌دهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیت‌های کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.

✏️نسبت ایده‌آل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش می‌روند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه می‌کنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص می‌دهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیل‌های خود نمی‌روند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله می‌گیرند. این شیوه به آن‌ها کمک می‌کند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.

✏️نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار. کشف این نسبت جادویی بهره‌وری افراد را به شکلی فوق‌العاده افزایش می‌دهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش می‌کند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد. برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواس‌پرتی نشان می‌دهد.

✏️بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواس‌پرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است. هر چه استراحت‌های ما واقعی‌تر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کرده‌ایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشته‌ایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم می‌کنیم
بازنشرانال اکانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔵🔹دستورالعملی برای بهبود روابط شغلی

امروزه ایجاد روابط بهتر شغلی نیز به یکی از ضروری‌ترین مولفه ‌های مورد نیاز برای رشد و ترفیع تبدیل شده است. از آنجاکه پیشرفت شغلی حاصل شبکه‌ سازی است، کیفیت روابط کاری می‌تواند به‌طور گسترده بر شانس بالا رفتن از نردبان پیشرفت شغلی بیفزاید.

اکنون که از دلایل اهمیت سرمایه‌ گذاری در زمینه توسعه و بهبود روابط حرفه‌ای آگاه شده‌اید، باید با راهکارهای تقویت پیوندهای شغلی برای توسعه مسیر شغلی خود آشنا شوید:

۱) سخت نگیرید.
اگر در حال پیوستن به یک سازمان هستید، با یک جلسه غیررسمی برای آشنایی بیشتر این کار را آغاز کنید. از تجارب آنها بپرسید، از تخصص‎های خاص آنها و اینکه آیا به‌عنوان یک عضو جدید پذیرای سوالات شما خواهند بود یا نه؟

۲) تواضع و قدردانی را تمرین کنید.
هیچ‎ کس نمی‎خواهد با شخصیتی «همه چیز دان» وقت بگذراند. اگر چنین خصوصیت رفتاری داشته باشید به احتمال زیاد تعداد زیادی از افرادی را که طالب همکاری با شما هستند از دست خواهید داد. همیشه از افرادی که شما را در یادگیری و پیشرفت به ‌ویژه در آغاز فعالیت‌ تان در سازمان یاری می‎کنند، قدردانی کنید. چرا که این موضوع احتمال شکل‌ گیری روابط مثبت را افزایش می‌دهد.

۳) مشاهده‌گر خوبی باشید.
قبل از هرگونه اظهارنظری، زمان کافی برای درک فرهنگ و هنجارهای موجود اختصاص دهید. اطمینان حاصل کنید که برای تصمیمات سازمان احترام قائل هستید. این احترام و کنجکاوی به پیوندهای عمیق حرفه‌ای ختم خواهند شد.

۴) در سخت‌ترین شرایط هم صریح و صادق باشید.
باید برای اصلاح برخی روابط شکست خورده اقدام کنید. بهترین توصیه در این خصوص تشخیص مساله‌ای است که منجر به ایجاد مشکل شده است، مسوولیت آن را بر عهده بگیرید. جلسه‌ای خصوصی با فرد مورد نظر ترتیب دهید تا با او گفت‌وگو کرده و عذرخواهی کنید. هرگز برای عذرخواهی دیر نیست.

۵) از روابط کاری خود انتظارات روشنی داشته باشید.
کسب اطمینان از شفافیت انتظارات شما از اعضای تیم نکته‌ای مهم است. هر چه صراحت بیشتر باشد اعتماد به نفس اعضای تیم بیشتر خواهد بود و آنان از تمام توان خود برای برای انجام خواسته‌های شما استفاده خواهند کرد.

۶) تعامل و مشارکت را فراموش نکنید.
تقدیر و تشویق راهکاری برای اطمینان دادن به کارکنان است، اطمینان از اینکه ارزشمند هستند. هرچه این اطمینان بیشتر باشد بیشتر برای موفقیت سازمان تلاش خواهند کرد.

۷) به یاد داشته باشید همکاران و اعضای تیم هم انسان هستند
صرف‌ نظر از سمتی که هر شخصی در سازمان دارد، او یک انسان است، درست مثل شما. با آنها مانند هر فرد دیگری تعامل داشته باشید. علایق آنها را بشناسید، با رویاها، زندگی شخصی، عادات و سرگرمی‌ های مورد علاقه آنها آشنا شوید. هر چه بیشتر با آنها آشنا شوید روابط عمیق‌تر و بهتری خواهید داشت.

۸) تفاوت‌ های فردی را بپذیرید.
دانستن اینکه چه رفتاری مناسب تعامل با هر یک از همکاران است، به مهارت‌ های خاصی نیاز دارد. همه ما انسان هستیم و تجربیات و پیش‌ زمینه ‌های مختلفی داریم که شکل‌ دهنده شخصیت ما هستند. به این تفاوت‌ها احترام بگذارید.

منبع: Fastcompany

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خدا رو هزاران بار شکر که زمین عروس شد و آسمان به حرف آمد. چه شاد باشی ازین خوب تر که برف آمد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
*توهّم توانمندی*

🖊️دکتر امیر ناظمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد می‌زند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند می‌زند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانه‌اش می‌ریزد و دستگیرش می‌کند، ناباورانه می‌گوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند!

●ایمان ویلر به معجزه‌ی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته می‌شود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندی‌های خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را می‌ستاید.

○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریت‌اش ناموفق می‌کرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌ربود. این توهّم یکی از گسترده‌ترین و رایج‌ترین توهّم‌ها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.

*نمونه‌هایی از توهم توانمندی:*

• *توهّم دانش:* زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته می‌شود، این توهّم دوچندان می‌شود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصّص در آن زمینه و احتمالاً زمینه‌های مشابه می‌داند. توهّم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلی‌ترین مانع یادگیری است.

• *توهّم مدیریت:* توهّمی که در آن فرد تمامی موفقیّت‌ها را به توانمندی خودش نسبت می‌دهد و شکست‌ها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه می‌داند. استارت‌آپ‌هایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض می‌کند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی می‌بیند، آیینه‌های توهّمی یکسانی دارند.

• *توهم کنترل:* فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش می‌داند. این توهم همان پاشنه‌ی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعه‌ی خود را پیش‌فرض اصلی داشته‌اند.

تمامی این توهّم‌های توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را می‌بندند.

■سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهّم‌های توانمندی عبارتند از:

• *رقابت:* رقابت با دیگران اصلی‌ترین ابزاری است که انسان‌ های متوهّم را درمان می‌کند. انسانی که توهّم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمون‌ها، ممکن است از توهّم دست بکشد، همان‌طور که مدیر متوهّم در رقابت در بازار آزاد است که می‌تواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهّم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساساً هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهّم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.

• *مقایسه با دیگران:* مقایسه‌ی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمان‌های دیگر است که به مدیر متوهّم نشانه می‌دهد. هر چند همواره انسان متوهّم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهّم توانمندی خویش محافظت کند.

• *نقد:* تنها نقد است که می‌تواند فرد متوهّم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسش‌های سخت قرار دهد. نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، می‌تواند توهّم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک می‌کند تا از افتادن در دام توهّم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهّم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانه‌های مختلف می‌بندد.

□هر سه ابزار فوق راه‌های نجات یک جامعه از توهّم است. جامعه‌ای که این راه‌ها را ببند سرشار از بازندگان متوهبمی خواهد شد که در جایگاه‌های مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایده‌ای نباشد، از شکل‌گیری انسان‌های متوهّم توانمندی جلوگیری می‌کند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار می‌گیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات می‌یابند. شرکت نوپایی که توهّم‌های بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعه‌اش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاست‌گذار متوهّم هر چه سریع‌تر شکست بخورد. وقتی توهّم تکثیر می‌شود؛ شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهّمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکس‌هایشان می‌هراسند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
با بررسی ۵۰۰ کسب‌وکار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۵ درصد موفقیت این شرکت‌ها، به سرمایه‌گذاری روی مهارت‌های نرم مربوط می‌شود.

امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارت‌ها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارت‌های سخت (Hard Skills) و مهارت‌های نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارت‌ها چه هستند و چه تفاوتی میان آن‌ها وجود دارد؟

▫️مهارت‌های سخت کدامند؟

مهارت‌های سخت، توانایی‌های قابل آموزش هستند؛ مهارت‌هایی هستند که کمیت آن‌ها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارت‌های سخت را در کلاس‌های درس، از طریق کتاب‌ها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود می‌آموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامه‌نویسی کامپیوتر و غیره.

▫️مهارت‌های نرم کدامند؟

از سوی دیگر مهارت‌های نرم، مهارت‌های ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آن‌ها بسیار دشوارتر از مهارت‌های سخت است. از مهارت‌های نرم با عنوان «مهارت‌های انسانی» یا «مهارت‌های بین فردی» نیز یاد می‌شود و مهارت‌هایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطاف‌پذیری، مذاکره، کار تیمی، فن‌بیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.

مهارت‌های نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل می‌کنند.
بسته به نوع شرکت یا کسب‌وکار، کارفرمایان به دنبال جذب افرادی با مهارت‌های کلیدی و با تجربه برای سمت‌های موجود هستند؛ اما با وجود اهمیت بالای این مهارت‌ها، مهارت‌های نرم ویژه‌ای نیز وجود دارند که کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آن‌ها هستند. مهارت‌های نرم می‌توانند به خوبی مهارت‌های سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارت‌ها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م‌ دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل می‌کند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✅ *تیم اقتصادی دولت و معضلات پیچیده اقتصادی* بخش اول ...

*ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است:*

*مرتضی افقه*
۱۴۰۰/۱۰/۲۷

ابتدا توضیح پیرامون سه نکته اساسی در حوزه حکمرانی ایران، ضروری است: 
1- مشکلات اصلی کشور اگر چه نمودی اقتصادی دارند اما عمدتا ریشه‌های غیراقتصادی دارند. بنابراین حل آنها با نسخه‌ها و فرمول‌های صرفا اقتصادی امکان‌پذیر نیست. به‌علاوه و با همین استدلال، حل مشکلات اقتصادی از توان و محدوده اختیار قوه مجریه خارج است و همه اجزای حاکمیت در پیشرفت یا عدم پیشرفت اقتصادی کشور سهیم هستند. یکی از دلایل ناکامی‌های سه دهه گذشته، غفلت یا بی‌اعتنایی به این پیش فرض مهم بوده است. 
2- حتی برای حل مشکلاتی که ریشه‌ای صرفا اقتصادی دارند، داشتن تخصص اقتصاد کافی نیست بلکه علاوه بر تسلط بر نظریه‌های اقتصادی، شناخت کافی از ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بوروکراسی کشور اجتناب‌ناپذیر است. همچنین از آنجایی که تمامی تئوری‌های اقتصادی بر مبنای مفروضاتی است که بعضا ممکن است با مفروضات غیراقتصادی حاکم بر کشور سازگار نباشند، بدون بومی کردن آنها، قابل به کارگیری در شرایط فعلی کشور نیستند. بنابراین وزیر یا مشاورینش و تمامی تصمیم‌گیران اقتصادی کشور باید این توانایی را داشته باشند که در صورت لزوم، پیش از به کارگیری تئوری مربوطه، اصلاحات لازم را متناسب با مفروضات داخلی انجام بدهند. شاید همین کاربرد کورکورانه نظریه‌های ناسازگار باعث شده تا به‌رغم تجربه و آزمون تئوری‌های اقتصادی متنوع در طول سه دهه گذشته، نه‌تنها مشکلات اقتصادی کشور حل نشده و بعضا تشدید شده‌اند، بلکه اتلاف وسیع منابع و فرصت سوزی‌های غیرقابل جبرانی را به دنبال داشته‌اند.
3- برخلاف تصور رایج، تیم اقتصادی دولت محدود به وزیر اقتصاد، روسای برنامه و بودجه و رییس بانک مرکزی نیست بلکه بر این سه دستگاه و نهاد، تمام وزارتخانه هایی که سیاست‌ها و اقدامات‌شان مستقیم و غیرمستقیم بر تولید اثرگذارند نیز مسوولان و وزرای اقتصادی تلقی می‌شوند. اگر این سه گزاره را بپذیریم، آنگاه باید اذعان کنیم که در اغلب دوره‌های سه دهه پس از جنگ، بسیاری از وزرای معرفی شده فاقد یک یا دو یا هر سه ویژگی فوق بوده‌اند. این نکته نیز قابل بیان است که در ساختار غیرحزبی کشور و نیز ساختار خاص انتخاب و معرفی وزرا در ایران که افراد، گروه‌ها، و دستگاه‌های متعدد رسمی و غیررسمی بر معرفی وزرا به رییس‌جمهور دخالت یا تأثیرگذارند، انتخاب وزرا با داشتن ویژگی‌های لازم، به امر بسیار دشواری در کشور تبدیل شده است.

اما شرایط برای ریاست جمهور فعلی متفاوت است. همه ارکان و اجزای نظام حامی آقای رییسی هستند و بنابراین مسیر برای انتخاب و انتصاب مدیران برای ایشان کاملا هموار بوده و هست. به‌رغم این امتیاز، به نظر می‌رسد ریاست جمهور از این فرصت استثنایی استفاده نکرده و نتوانسته بهترین‌ها را برای کابینه خود (به‌خصوص وزرای اقتصادی و غیراقتصادی مرتبط با تولید) انتخاب کند. لازم به ذکر است که وزرای اقتصادی را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: 1- سیاستگذاران اقتصادی شامل وزیر اقتصاد، رییس برنامه و بودجه، رییس بانک مرکزی و نیز معاون اقتصادی و معاون اول (که حکم فرمانده اقتصادی کابینه را در دست دارد) حتی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نیز می‌توان در این گروه قرار داد. 2- تصمیم‌گیران و مجریان مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با امر تولید شامل وزرای صمت، نفت، نیرو، امور خارجه و... اما در این مطلب کوتاه تمرکز عمدتا بر بررسی توان و تخصص گروه اول یعنی سیاستگذاران اقتصادی کابینه است:

وزیر اقتصاد، اگرچه اقتصادخوانده، جوان و پرانگیزه است اما نه تنها فاقد تجربه و شناخت کافی از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه حاکم برکشور است، بلکه به نظر می‌رسد ایشان، همچون بسیاری از وزرای سلف خود، اعتقادی چندانی به ریشه‌های غیراقتصادی مشکلات اقتصادی و نیز، نیاز به بومی کردن تئوری‌های وارداتی ندارد. به همین دلیل پیش و پس از وزارت شعارها و وعده‌هایی داد که بدون ایجاد تغییرات لازم در بسیاری از ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه موجود، امکان تحقق آن وجود نداشته و ندارد. همین امر باعث خواهد شد که او هم به مرور از بسیاری از وعده‌های خود عقب‌نشینی کند و حاصل این بی‌تجربگی فرصت سوزی‌های تکراری در فرآیند اجرایی کشور است. ...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers

✍ادامه مطلب در پست بعدی ...