Forwarded from یادداشتها (کاظم نادرعلی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اختصاص ۱۵ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی به کارت ملی
لازم به توضیح که
دولت قبلا ماهانه به ۳۰ میلیون دستگاه وسیله نقلیه حدود ۱.۸ میلیارد لیتر بنزین میداد.
🔹 تو طرح جدید به ۸۵ میلیون ایرانی ۱۵ لیتر بنزین یعنی ماهانه ۱.۲۷ میلیارد لیتر بنزین قراره بده
🔹حالا هر کی وسیله نقلیه داره استفاده میکنه هر کسی هم استفاده نکنه دولت با نرخ آزاد مبلغش تو حساب سرپرست خانوار واریز میکنه
لازم به توضیح که
دولت قبلا ماهانه به ۳۰ میلیون دستگاه وسیله نقلیه حدود ۱.۸ میلیارد لیتر بنزین میداد.
🔹 تو طرح جدید به ۸۵ میلیون ایرانی ۱۵ لیتر بنزین یعنی ماهانه ۱.۲۷ میلیارد لیتر بنزین قراره بده
🔹حالا هر کی وسیله نقلیه داره استفاده میکنه هر کسی هم استفاده نکنه دولت با نرخ آزاد مبلغش تو حساب سرپرست خانوار واریز میکنه
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
صدراعظمیکهماست_میخورد_ومانکننبود.pdf
8.3 MB
🔳⭕️حکمرانان کشور درکلاس درس این خانم شرکت کنند!
۵ درس مهم صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
چندی پیش مردم آلمان به بالکنهای خود رفتند و ۶ دقیقه یک خانم را تشویق کردند. او در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ در قدرت بود. درآمد سرانه کشور (تعدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۰۵، ۴۴ هزار و ۷۵۰ دلار بود و اکنون به حدود ۵۳ هزار دلار رسیده است؛ بالاتر از کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن. او نرخ بیکاری ۱۱٪ تحویل گرفت، ۴٪ تحویل داد. متوسط تورم در دوران صدارت او، کمتر از ۱.۵٪ است. برخی معتقدند که یک Wirtschaftswunder (به زبان آلمانی یعنی معجزه اقتصادی) رخ داده است. چندی پیش یک نظرسنجی در ۱۴ کشور بزرگ اروپایی انجام شد. نتایج نشان داد که ۷۵ درصد از بزرگسالان در ۱۴ کشور اروپایی بیش از هر رهبر دیگری در منطقه به مرکل اعتماد دارند.
در گزارش پیوست به نام «صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!» ۵ درس مهم وی برای مدیران ارشد کشور را آورده ام. امیدوارم نسل بعدی حکمرانان ایران و مدیران ارشد آینده این سرزمین از آنگلا مرکل بسیار بیاموزند.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
۵ درس مهم صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
چندی پیش مردم آلمان به بالکنهای خود رفتند و ۶ دقیقه یک خانم را تشویق کردند. او در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ در قدرت بود. درآمد سرانه کشور (تعدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۰۵، ۴۴ هزار و ۷۵۰ دلار بود و اکنون به حدود ۵۳ هزار دلار رسیده است؛ بالاتر از کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن. او نرخ بیکاری ۱۱٪ تحویل گرفت، ۴٪ تحویل داد. متوسط تورم در دوران صدارت او، کمتر از ۱.۵٪ است. برخی معتقدند که یک Wirtschaftswunder (به زبان آلمانی یعنی معجزه اقتصادی) رخ داده است. چندی پیش یک نظرسنجی در ۱۴ کشور بزرگ اروپایی انجام شد. نتایج نشان داد که ۷۵ درصد از بزرگسالان در ۱۴ کشور اروپایی بیش از هر رهبر دیگری در منطقه به مرکل اعتماد دارند.
در گزارش پیوست به نام «صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!» ۵ درس مهم وی برای مدیران ارشد کشور را آورده ام. امیدوارم نسل بعدی حکمرانان ایران و مدیران ارشد آینده این سرزمین از آنگلا مرکل بسیار بیاموزند.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
✳️ پایان عمر دانشگاه !
مدیریت_عمومی
✍دکتر_علی_قربانی
در قواعد مدیریت دولتی نوین (به عبارتی کسب و کار) برای هر محصول چرخه عمری ترسیم می شود شامل مراحل: تولد، رشد، بلوغ، افول و مرگ. صرف نظر از فراز و نشیبی های جزئی که ممکن است در طول عمر محصولات مختلف رخ دهد، کلیت این چرخه برای همه محصولات صادق است. از نگاه مدیریت دولتی نوین نیز نهاد دانشگاه به عنوان عرضه کننده یک محصول (خدمت) از این قاعده مستثنی نیست.
هر سازمان ذاتا یک "نیاز" از مشتریان را تامین می کند. این نیاز در عصرهای مختلف در قالب "خواسته" های مختلف ظهور می کند و سازمان ها تلاش می کنند، «برای بقاء» تغییر خواسته های محیط و بازار در طول زمان را تشخیص دهند و متناسب با آن محصولات جدیدی عرضه کنند. به عنوان مثال «نیاز گرم شدن» در مقاطع مختلف از زمان به ترتیب از طریق خواسته های «هیزم»، ⬅️ «بخاری سیاه نفتی»، ⬅️ «بخاری پیشرفته نفتی»، ⬅️«بخاری گازی»، ⬅️ «پکیج شوفاژی»، ⬅️ «پکیج گرمایش از کف»، ⬅️ و «صفحات گرمایش خورشیدی» ارضا می شود. کسب و کارهایی که به جای تمرکز بر نیاز اصلی صرفا بر روی یک خواسته تمرکز می کنند، حتی در صورت تولید باکیفیت ترین خواسته در مقطعی خاص، در بلند مدت «محکوم به فنا» هستند (مثال شرکت ارج).
دانشگاه در راستای تامین «نیاز آموزش» در اعصار مختلف خواسته های ذیل را ارضا کرده است: «خواندن و نوشتن»، ⬅️ «آگاهی و فهم»، ⬅️«مدرک تحصیلی برای استخدام دولتی»، و در عصری که به دوره افول خود نزدیک می شود خواسته ⬅️«پرستیژ اجتماعی». در عصر فعلی که دانشگاه خواسته «پرستیژ» را تامین می کند، تغییر ابزار پرستیژ اجتماعی از مدرک کارشناسی به کارشناسی ارشد، و از کارشناسی ارشد به دکتری شاید مرگ این نهاد را صرفا با اندکی تاخیر مواجه سازد ولی مانع از مرگ نخواهد شد. این امر همانند تغییراتی است که محصولات دیگر در بازار از طریق تغییر رنگ و شکل و طراحی محصول در پی آن هستند.
با توجه به تحولات بازار و ظهور انبوهی از مردمان فاقد مهارت تخصصی برای کسب درآمد (که دانشگاه هم در ظهور آن بی تقصیر نیست)، در عصر حاضر جامعه تقاضای شدید ⬅️«خواسته ی مهارت تخصصی» را فریاد می زند. تعداد 6 برابری تعداد مشاغل در اروپا نسبت به ایران نیز موید وجود خواسته ای بکر و تقاضای گسترده برای مهارت های تخصصی درآمدزا و مشاغل جدید است. خواسته ای که در حال حاضر بعضا با مهاجرت موقت نیروی انسانی برای آموزش و یادگیری مشاغل و مهارت های جدید به کشورهای اروپایی و حتی ترکیه و امارات در حال تامین است. مهارت های تخصصی و مشاغلی که از طریق همین افراد به طرق مختلف ابتدا در کلان شهرها و سپس شهرهای کوچک تر به گروه های بعدی منابع انسانی آموزش داده می شود.
بدین ترتیب نیاز به آموزش نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه به شدت افزایش داشته است، ولی تشخیص خواسته های نوظهور وجه تمایز اصلی باقیان در فانیان محیط بازار است. اگر دانشگاه آهنگ تغییر را بشوند، شاید بتواند به بقاء امیدوار باشد، ولی در غیر اینصورت با اندکی اختلاف فاز خواسته مهارت تخصصی به شکلی دیگر و از طریق کسب و کارهای نوظهور دیگری تامین گردد. بنابراین نهاد دانشگاه از قاعده چرخه عمر محصول و تغییر خواسته ها مستثنی نیست، خواه متصدیان آن آهنگ تغییر بازار را بشنود یا گوش خود را به شدت بگیرند تا در آرامش، روزهای آخر تصدی گری خود را سپری کنند!
از دلایل ظهور وضع فعلی برای دانشگاه ها جدا از ناکارمدی های مدیریتی و کلان در خط مشی گذاری حوزه آموزش عالی، می توان به تقابل و نزاع ویرانگر بخش دولت و بازار اشاره کرد که البته رقابت دولت و بازار در عرصه ی واحد از دید دانشمندان مدیریت دولتی نوین (NPM) مردود است.
راهکار:
١-تمرکز نگاه دانشگاه به درون به جای نگاه به بیرون (دولت)
٢-تشخیص خواسته جدید مهارتهای تخصصی به منظور پاسخگویی به تقاضای جامعه
٣-چابکی در تشخیص و ارضا به موقع و مداوم مهارت های جدید تخصصی
٤-تغییرات ساختاری در دانشگاه ها به منظور مطابقت با نقش های جدید
٥-تحول در ماهیت و محتوای رشته ها یا دوره های دانشگاهی به سمت کارآفرینی (شروع از طريق دوره هاى آموزش آزاد)
٦-تحول در شیوه های آموزش
٧-آیین نامه های جدید و متفاوت در خصوص موظفی، نحوه ارزیابی و ارتقاء اعضا هیئت علمی دانشگاهها
٨-گرایش دانشگاه از تک محصولی به چند محصولی به منظور کاهش آسیب پذیری از تغییر خواسته ها در طول اعصار
٩-گرایش نهاد دانشگاه به سمت بازار
١٠-واگذاری دانشگاهها در بلند مدت به بخش خصوصی و هیئت امنا ها و رهایی حداکثری از دولت (واگذاری رشته های دانشگاهی که منافع عمومی و جوامع را دنبال می کند، مدنظر نظر نیست)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیریت_عمومی
✍دکتر_علی_قربانی
در قواعد مدیریت دولتی نوین (به عبارتی کسب و کار) برای هر محصول چرخه عمری ترسیم می شود شامل مراحل: تولد، رشد، بلوغ، افول و مرگ. صرف نظر از فراز و نشیبی های جزئی که ممکن است در طول عمر محصولات مختلف رخ دهد، کلیت این چرخه برای همه محصولات صادق است. از نگاه مدیریت دولتی نوین نیز نهاد دانشگاه به عنوان عرضه کننده یک محصول (خدمت) از این قاعده مستثنی نیست.
هر سازمان ذاتا یک "نیاز" از مشتریان را تامین می کند. این نیاز در عصرهای مختلف در قالب "خواسته" های مختلف ظهور می کند و سازمان ها تلاش می کنند، «برای بقاء» تغییر خواسته های محیط و بازار در طول زمان را تشخیص دهند و متناسب با آن محصولات جدیدی عرضه کنند. به عنوان مثال «نیاز گرم شدن» در مقاطع مختلف از زمان به ترتیب از طریق خواسته های «هیزم»، ⬅️ «بخاری سیاه نفتی»، ⬅️ «بخاری پیشرفته نفتی»، ⬅️«بخاری گازی»، ⬅️ «پکیج شوفاژی»، ⬅️ «پکیج گرمایش از کف»، ⬅️ و «صفحات گرمایش خورشیدی» ارضا می شود. کسب و کارهایی که به جای تمرکز بر نیاز اصلی صرفا بر روی یک خواسته تمرکز می کنند، حتی در صورت تولید باکیفیت ترین خواسته در مقطعی خاص، در بلند مدت «محکوم به فنا» هستند (مثال شرکت ارج).
دانشگاه در راستای تامین «نیاز آموزش» در اعصار مختلف خواسته های ذیل را ارضا کرده است: «خواندن و نوشتن»، ⬅️ «آگاهی و فهم»، ⬅️«مدرک تحصیلی برای استخدام دولتی»، و در عصری که به دوره افول خود نزدیک می شود خواسته ⬅️«پرستیژ اجتماعی». در عصر فعلی که دانشگاه خواسته «پرستیژ» را تامین می کند، تغییر ابزار پرستیژ اجتماعی از مدرک کارشناسی به کارشناسی ارشد، و از کارشناسی ارشد به دکتری شاید مرگ این نهاد را صرفا با اندکی تاخیر مواجه سازد ولی مانع از مرگ نخواهد شد. این امر همانند تغییراتی است که محصولات دیگر در بازار از طریق تغییر رنگ و شکل و طراحی محصول در پی آن هستند.
با توجه به تحولات بازار و ظهور انبوهی از مردمان فاقد مهارت تخصصی برای کسب درآمد (که دانشگاه هم در ظهور آن بی تقصیر نیست)، در عصر حاضر جامعه تقاضای شدید ⬅️«خواسته ی مهارت تخصصی» را فریاد می زند. تعداد 6 برابری تعداد مشاغل در اروپا نسبت به ایران نیز موید وجود خواسته ای بکر و تقاضای گسترده برای مهارت های تخصصی درآمدزا و مشاغل جدید است. خواسته ای که در حال حاضر بعضا با مهاجرت موقت نیروی انسانی برای آموزش و یادگیری مشاغل و مهارت های جدید به کشورهای اروپایی و حتی ترکیه و امارات در حال تامین است. مهارت های تخصصی و مشاغلی که از طریق همین افراد به طرق مختلف ابتدا در کلان شهرها و سپس شهرهای کوچک تر به گروه های بعدی منابع انسانی آموزش داده می شود.
بدین ترتیب نیاز به آموزش نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه به شدت افزایش داشته است، ولی تشخیص خواسته های نوظهور وجه تمایز اصلی باقیان در فانیان محیط بازار است. اگر دانشگاه آهنگ تغییر را بشوند، شاید بتواند به بقاء امیدوار باشد، ولی در غیر اینصورت با اندکی اختلاف فاز خواسته مهارت تخصصی به شکلی دیگر و از طریق کسب و کارهای نوظهور دیگری تامین گردد. بنابراین نهاد دانشگاه از قاعده چرخه عمر محصول و تغییر خواسته ها مستثنی نیست، خواه متصدیان آن آهنگ تغییر بازار را بشنود یا گوش خود را به شدت بگیرند تا در آرامش، روزهای آخر تصدی گری خود را سپری کنند!
از دلایل ظهور وضع فعلی برای دانشگاه ها جدا از ناکارمدی های مدیریتی و کلان در خط مشی گذاری حوزه آموزش عالی، می توان به تقابل و نزاع ویرانگر بخش دولت و بازار اشاره کرد که البته رقابت دولت و بازار در عرصه ی واحد از دید دانشمندان مدیریت دولتی نوین (NPM) مردود است.
راهکار:
١-تمرکز نگاه دانشگاه به درون به جای نگاه به بیرون (دولت)
٢-تشخیص خواسته جدید مهارتهای تخصصی به منظور پاسخگویی به تقاضای جامعه
٣-چابکی در تشخیص و ارضا به موقع و مداوم مهارت های جدید تخصصی
٤-تغییرات ساختاری در دانشگاه ها به منظور مطابقت با نقش های جدید
٥-تحول در ماهیت و محتوای رشته ها یا دوره های دانشگاهی به سمت کارآفرینی (شروع از طريق دوره هاى آموزش آزاد)
٦-تحول در شیوه های آموزش
٧-آیین نامه های جدید و متفاوت در خصوص موظفی، نحوه ارزیابی و ارتقاء اعضا هیئت علمی دانشگاهها
٨-گرایش دانشگاه از تک محصولی به چند محصولی به منظور کاهش آسیب پذیری از تغییر خواسته ها در طول اعصار
٩-گرایش نهاد دانشگاه به سمت بازار
١٠-واگذاری دانشگاهها در بلند مدت به بخش خصوصی و هیئت امنا ها و رهایی حداکثری از دولت (واگذاری رشته های دانشگاهی که منافع عمومی و جوامع را دنبال می کند، مدنظر نظر نیست)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢نظریه مقایسه اجتماعی
أساس بحث نظریه مقایسه اجتماعی آن است که افراد پیوسته از اطلاعاتی که در مورد افکار و توانایی های افراد دیگر دارند برای ارزیابی افکار و توانایی های خود استفاده می کنند (فستینگر، ۱۹۸۴).
💢این نظریه فرض می کند که افراد دست به مقایسه های اجتماعی می زنند چون نوعی نیاز به حفظ ارزیابی های پایدار و صحیح از خود در مقایسه با دیگران و حفظ و حفاظت از عزت نفس و ارزشمندی خود نوعی نیاز دارند.
💢این نظریه مدعی است که افراد به احتمال زیاد ترجیح میدهند که در قیاس با استانداردها و اطلاعات عینی به ارزشیابی خود بپردازند. در عین حال، اگر چنین اطلاعاتی دور از دسترس، مبهم یا نامشخص باشند، افراد نیز خود را با دیگران مقایسه می کنند.
💢فستینگر (۱۹۵۴) در ابتدا مطرح کرد که افراد تمایل دارند خودشان را با کسانی که شبیه به آنها هستند مقایسه کنند. دلیل استفاده از افراد مشابه برای مقایسه این است که آنها نسبت به حالتی که از افراد نامشابه استفاده میشود، مبنای دقیق تر و پایدارتری برای مقایسه در اختیار می گذارند. در عین حال افراد می توانند خودشان را با کسانی که از نظر ویژگی مود نظر شبیه به هم هستند مقایسه کنند.
❌این نظریه مدعی است که افراد از دیگران استفاده می کنند تا توانایی های خود را ارزشیابی کنند و بفهمند که چگونه باید احساس کنند و بیندیشند. وقتی افراد در مورد آنچه که احساس می کنند و می اندیشند، تا مطمئن هستند؛ تحت شرایط استرس شدید، تجربه تازه یا تغییر قرار دارند و در موقعیت هایی هستند که رقابت را تشدید می کنند، دست به مقایسه های اجتماعی می زنند.
⭕️«بهتر وبدتراز متوسط»
پژوهش هایی دراین باره تأیید کرد که افراد گرایش دارند خودشان را به منزله کسانی تصور کنند که تقریبا بهتر از هر کس دیگری کار را انجام میدهند
✅در عین حال، مور (۲۰۰۷) دریافت که معمولا در بسیاری از شرایط به ویژه در مورد رفتارهای نادر و توانایی های نامعمول، اثر «بدتر از متوسطه وجود دارد.
✅لاریکه برسون و سول (۲۰۰۷) دریافتند که وظایف سخت می توانند اعتماد بیش از اندازه اما برداشتهای بدتر از متوسط»، ایجاد کنند، در حالی که وظایف ساده می توانند اعتماد کمتر از حد ولی برداشتهای بهتر از متوسط ایجادکنند.
✅پژوهش ها نشان داده اند که نتایج مقایسه های اجتماعی می توانند از نوعناهمگون سازی با همگون سازی باشند.ناهمگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله فاصله گرفتن از فردی که با آن مقایسه صورت گرفته یا چیزی که شخص باید از آن احتراز کند، تعبیر می شود. همگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله نزدیک شدن به فرد شبیه یا چیزی که شخص آرزوی شدن آن را دارد، تعبیر می شود. برای مثال، دیدن یک فرد الگو میتواند شخص راترغیب به اصلاح خودش کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
أساس بحث نظریه مقایسه اجتماعی آن است که افراد پیوسته از اطلاعاتی که در مورد افکار و توانایی های افراد دیگر دارند برای ارزیابی افکار و توانایی های خود استفاده می کنند (فستینگر، ۱۹۸۴).
💢این نظریه فرض می کند که افراد دست به مقایسه های اجتماعی می زنند چون نوعی نیاز به حفظ ارزیابی های پایدار و صحیح از خود در مقایسه با دیگران و حفظ و حفاظت از عزت نفس و ارزشمندی خود نوعی نیاز دارند.
💢این نظریه مدعی است که افراد به احتمال زیاد ترجیح میدهند که در قیاس با استانداردها و اطلاعات عینی به ارزشیابی خود بپردازند. در عین حال، اگر چنین اطلاعاتی دور از دسترس، مبهم یا نامشخص باشند، افراد نیز خود را با دیگران مقایسه می کنند.
💢فستینگر (۱۹۵۴) در ابتدا مطرح کرد که افراد تمایل دارند خودشان را با کسانی که شبیه به آنها هستند مقایسه کنند. دلیل استفاده از افراد مشابه برای مقایسه این است که آنها نسبت به حالتی که از افراد نامشابه استفاده میشود، مبنای دقیق تر و پایدارتری برای مقایسه در اختیار می گذارند. در عین حال افراد می توانند خودشان را با کسانی که از نظر ویژگی مود نظر شبیه به هم هستند مقایسه کنند.
❌این نظریه مدعی است که افراد از دیگران استفاده می کنند تا توانایی های خود را ارزشیابی کنند و بفهمند که چگونه باید احساس کنند و بیندیشند. وقتی افراد در مورد آنچه که احساس می کنند و می اندیشند، تا مطمئن هستند؛ تحت شرایط استرس شدید، تجربه تازه یا تغییر قرار دارند و در موقعیت هایی هستند که رقابت را تشدید می کنند، دست به مقایسه های اجتماعی می زنند.
⭕️«بهتر وبدتراز متوسط»
پژوهش هایی دراین باره تأیید کرد که افراد گرایش دارند خودشان را به منزله کسانی تصور کنند که تقریبا بهتر از هر کس دیگری کار را انجام میدهند
✅در عین حال، مور (۲۰۰۷) دریافت که معمولا در بسیاری از شرایط به ویژه در مورد رفتارهای نادر و توانایی های نامعمول، اثر «بدتر از متوسطه وجود دارد.
✅لاریکه برسون و سول (۲۰۰۷) دریافتند که وظایف سخت می توانند اعتماد بیش از اندازه اما برداشتهای بدتر از متوسط»، ایجاد کنند، در حالی که وظایف ساده می توانند اعتماد کمتر از حد ولی برداشتهای بهتر از متوسط ایجادکنند.
✅پژوهش ها نشان داده اند که نتایج مقایسه های اجتماعی می توانند از نوعناهمگون سازی با همگون سازی باشند.ناهمگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله فاصله گرفتن از فردی که با آن مقایسه صورت گرفته یا چیزی که شخص باید از آن احتراز کند، تعبیر می شود. همگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله نزدیک شدن به فرد شبیه یا چیزی که شخص آرزوی شدن آن را دارد، تعبیر می شود. برای مثال، دیدن یک فرد الگو میتواند شخص راترغیب به اصلاح خودش کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰نرخ فلاکت در ایران به اوج رسید
شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 درصد رسید. بررسی این متغیر در یک دهه اخیر نشان می دهد این بیشترین میزان شاخص مذکور در بازه ده ساله اقتصاد ایران بوده که نشان از وضع نامناسب اقتصاد در این مقطع داشته است.
اکو ایران: شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 واحد درصد رسیده است. این مقدار از شاخص فلاکت در یک دهه اخیر بی سابقه بوده است. شاخص فلاکت در کنار نرخ تورم و نرخ بیکاری از شاخص های مهم در اقتصاد هر کشوری است که می توان از طریق آن سطح معیشت افراد جامعه را مورد بررسی قرار داد.
به طور کلی شاخص فلاکت برابر با مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری است. این مفهوم برای اولین بار در سال های 1970 به منظور نشان دادن میزان سلامت یک اقتصاد توسط آرتور اوکان مطرح گردید. عدد بیشتر در اینجا به معنای آن است که مردم احساس سختی بیشتری دارند. هرگاه شاخص فلاکت افزایش یابد به این معنی است که یا تورم افزایش زیادی یافته و یا نرخ بیکاری و یا هردوی آن ها با هم دیگر افزایش داشته اند. اما در هر حالت سطح بالای این شاخص نمایان گر وضعیت نامطلوب سلامت اقتصاد در هر کشوری است. به عبارت دیگر افزایش شاخص فلاکت به صورت کلی نشان دهنده این است که با افرادی که در سن کار و در جستجوی کار هستند، نمی توانند کار پیدا کنند و یا قدرت خرید مردم که تحت تاثیر تورم است کاهش یافته است.
رکوردزنی شاخص فلاکت در تابستان 1400
شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی کل کشور در تابستان 1400 رقم 338.7 بوده است. درصد تغییرات شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی در چهار فصل منتهی به تابستان سال جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم میانگین) 45.8 واحد درصد بوده است. همچنین در فصل تابستان امسال نرخ بیکاری جمعیت پانزده ساله و بیشتر حدود 9.6 درصد بوده است .
با این اوصاف و جمع کردن این دو متغیر مهم اقتصادی در تابستان سال 1400 می توان شاخص فلاکت را بدست آورد. اگر روند افزایش شاخص فلاکت را از سال 1397 تا تابستان 1400 بررسی کنیم، در مییابیم که این افزایش شاخص فلاکت ناشی از افزایش نرخ بیکاری نبوده است. زیرا نرخ بیکاری در سال 1397 حدود دوازده درصد بوده است اما در تابستان سال جاری به حدود 9.6 درصد رسیده است. از طرفی نرخ تورم در سال 1397 تقریبا 26.9 درصد بوده است و در تابستان سال جاری به حدود 45.8 درصد رسیده است. پس افزایش شاخص فلاکت در چهار سال اخیر را می توان با قطعیت متوجه افزایش تورم دانست.
اما روند شاخص فلاکت طبق پژوهش امین نوری کوچی(1397) نشان میدهد که در دوره چهار رئیس جمهوری قبلی ایران چه روند داشته است. طبق این پژوهش شاخص فلاکت در دوره اول و دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی یک روند نزولی داشته است. و در دو دوره دوران زمام داری آقای محمد خاتمی شاخص فلاکت تقریبا روند ثابتی داشته است. اما در دوران ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد این شاخص روند رو به رشدی داشته است و در سال های پایانی ریاست جمهوری او کشور تقریبا بیشترین مقدار شاخص فلاکت را تجربه کرده است.
همچنین در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی شاخص فلاکت یک روند نزولی قابل توجهی را تجربه کرده است، اما دوره دوم ایشان روند شاخص فلاکت افزایشی بود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 درصد رسید. بررسی این متغیر در یک دهه اخیر نشان می دهد این بیشترین میزان شاخص مذکور در بازه ده ساله اقتصاد ایران بوده که نشان از وضع نامناسب اقتصاد در این مقطع داشته است.
اکو ایران: شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 واحد درصد رسیده است. این مقدار از شاخص فلاکت در یک دهه اخیر بی سابقه بوده است. شاخص فلاکت در کنار نرخ تورم و نرخ بیکاری از شاخص های مهم در اقتصاد هر کشوری است که می توان از طریق آن سطح معیشت افراد جامعه را مورد بررسی قرار داد.
به طور کلی شاخص فلاکت برابر با مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری است. این مفهوم برای اولین بار در سال های 1970 به منظور نشان دادن میزان سلامت یک اقتصاد توسط آرتور اوکان مطرح گردید. عدد بیشتر در اینجا به معنای آن است که مردم احساس سختی بیشتری دارند. هرگاه شاخص فلاکت افزایش یابد به این معنی است که یا تورم افزایش زیادی یافته و یا نرخ بیکاری و یا هردوی آن ها با هم دیگر افزایش داشته اند. اما در هر حالت سطح بالای این شاخص نمایان گر وضعیت نامطلوب سلامت اقتصاد در هر کشوری است. به عبارت دیگر افزایش شاخص فلاکت به صورت کلی نشان دهنده این است که با افرادی که در سن کار و در جستجوی کار هستند، نمی توانند کار پیدا کنند و یا قدرت خرید مردم که تحت تاثیر تورم است کاهش یافته است.
رکوردزنی شاخص فلاکت در تابستان 1400
شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی کل کشور در تابستان 1400 رقم 338.7 بوده است. درصد تغییرات شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی در چهار فصل منتهی به تابستان سال جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم میانگین) 45.8 واحد درصد بوده است. همچنین در فصل تابستان امسال نرخ بیکاری جمعیت پانزده ساله و بیشتر حدود 9.6 درصد بوده است .
با این اوصاف و جمع کردن این دو متغیر مهم اقتصادی در تابستان سال 1400 می توان شاخص فلاکت را بدست آورد. اگر روند افزایش شاخص فلاکت را از سال 1397 تا تابستان 1400 بررسی کنیم، در مییابیم که این افزایش شاخص فلاکت ناشی از افزایش نرخ بیکاری نبوده است. زیرا نرخ بیکاری در سال 1397 حدود دوازده درصد بوده است اما در تابستان سال جاری به حدود 9.6 درصد رسیده است. از طرفی نرخ تورم در سال 1397 تقریبا 26.9 درصد بوده است و در تابستان سال جاری به حدود 45.8 درصد رسیده است. پس افزایش شاخص فلاکت در چهار سال اخیر را می توان با قطعیت متوجه افزایش تورم دانست.
اما روند شاخص فلاکت طبق پژوهش امین نوری کوچی(1397) نشان میدهد که در دوره چهار رئیس جمهوری قبلی ایران چه روند داشته است. طبق این پژوهش شاخص فلاکت در دوره اول و دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی یک روند نزولی داشته است. و در دو دوره دوران زمام داری آقای محمد خاتمی شاخص فلاکت تقریبا روند ثابتی داشته است. اما در دوران ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد این شاخص روند رو به رشدی داشته است و در سال های پایانی ریاست جمهوری او کشور تقریبا بیشترین مقدار شاخص فلاکت را تجربه کرده است.
همچنین در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی شاخص فلاکت یک روند نزولی قابل توجهی را تجربه کرده است، اما دوره دوم ایشان روند شاخص فلاکت افزایشی بود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰در کتاب " فقر احمق میکند" می خوانیم:
🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند؟
🔰طرز فکری قدیمی میگوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد میکند. از نظر آنها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی میگیرند که فقیر هستند.
🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل میشود؛ از گرسنگی کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
🔰روانشناسان بهخوبی این مفهوم را توضیح دادهاند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، تواناییها و مهارتهای دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامهریزی بلندمدت مختل میشود. بهگفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانهای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند میشود. در واقع ما ظرفیتهای ذهنیمان را از دست نمیدهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشتههای معمولمان را نخواهیم داشت.
🔰اما مهمترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخصساختن این ادعا است که کمیابی میتواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آنها این است: ویژگیهایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی میشوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن میقبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شدهاند.
🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال دادهها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنایباند» را بهدنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیمگیری و اقدام را میکاهد. او برای تبیین این موضوع چنین میگوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر میتواند تو را احمقتر کند»
🔰مولاینیتن و شفیر توضیح میدهند که «افزایش دغدغههای مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آنها را حتی بیش از بیخوابیِ شدید کاهش میدهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن میکاهد.
🔰آنطور که مولاینیتن توضیح میدهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی میتواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان میدهند
🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی مییابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان میشود، تمرکزشان کاهش مییابد و برنامههای بلندمدت آنان، جایش را به برنامهای کوتاهمدت روزمرگی میدهد: "خاموشکردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود میآورد
🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر بهخوبی مطلعاند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد میکند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن میگوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاستگذاران برای حل مشکلات به آن تکیه میکنند. دانشمندان منابع گستردهای را صَرف توسعۀ داروها، فناوریهای تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی میکنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شدهاند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوریها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده میکنند.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند؟
🔰طرز فکری قدیمی میگوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد میکند. از نظر آنها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی میگیرند که فقیر هستند.
🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل میشود؛ از گرسنگی کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
🔰روانشناسان بهخوبی این مفهوم را توضیح دادهاند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، تواناییها و مهارتهای دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامهریزی بلندمدت مختل میشود. بهگفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانهای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند میشود. در واقع ما ظرفیتهای ذهنیمان را از دست نمیدهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشتههای معمولمان را نخواهیم داشت.
🔰اما مهمترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخصساختن این ادعا است که کمیابی میتواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آنها این است: ویژگیهایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی میشوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن میقبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شدهاند.
🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال دادهها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنایباند» را بهدنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیمگیری و اقدام را میکاهد. او برای تبیین این موضوع چنین میگوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر میتواند تو را احمقتر کند»
🔰مولاینیتن و شفیر توضیح میدهند که «افزایش دغدغههای مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آنها را حتی بیش از بیخوابیِ شدید کاهش میدهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن میکاهد.
🔰آنطور که مولاینیتن توضیح میدهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی میتواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان میدهند
🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی مییابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان میشود، تمرکزشان کاهش مییابد و برنامههای بلندمدت آنان، جایش را به برنامهای کوتاهمدت روزمرگی میدهد: "خاموشکردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود میآورد
🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر بهخوبی مطلعاند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد میکند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن میگوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاستگذاران برای حل مشکلات به آن تکیه میکنند. دانشمندان منابع گستردهای را صَرف توسعۀ داروها، فناوریهای تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی میکنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شدهاند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوریها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده میکنند.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
Forwarded from یادداشتها (کاظم نادرعلی)
♻️یک کارگر با حقوق چند ماه قادر است یک هیوندا سانتافه مدل ۲۰۲۰ بخرد؟
🔹نیویورک آمریکا :حقوق ۱۲ ماه
🔹تورنتو کانادا : حقوق ۱۴ ماه
🔹برلین آلمان : حقوق ۱۷ ماه
🔹لندن انگلیس : حقوق ۱۸ ماه
🔹ایران اسلامی : حدود ۵۷۰ ماه
قیمت خودرو ۲ میلیارد تومان و حداقل حقوق کارگر ۳.۵ میلیون
حدود ۵۷۰ ماه
تازه بعید میدونم ۲ میلیارد تومن هم بشه مدل ۲۰۲۰ اینجا خرید.
به هر حال تا این میزان تفاوت در قدرت خرید واقعا جای بحث دارد.
🔹نیویورک آمریکا :حقوق ۱۲ ماه
🔹تورنتو کانادا : حقوق ۱۴ ماه
🔹برلین آلمان : حقوق ۱۷ ماه
🔹لندن انگلیس : حقوق ۱۸ ماه
🔹ایران اسلامی : حدود ۵۷۰ ماه
قیمت خودرو ۲ میلیارد تومان و حداقل حقوق کارگر ۳.۵ میلیون
حدود ۵۷۰ ماه
تازه بعید میدونم ۲ میلیارد تومن هم بشه مدل ۲۰۲۰ اینجا خرید.
به هر حال تا این میزان تفاوت در قدرت خرید واقعا جای بحث دارد.
▪️شهادت جانسوز بانوی بزرگ عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)، دخت پیامبر نبی مکرم اسلام تسلیت باد
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌐 @Competentmanagers
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌐 @Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، اینها همه هست و این همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی
🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.
🔰با تقدیم احترام؛ کاشفی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، اینها همه هست و این همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی
🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.
🔰با تقدیم احترام؛ کاشفی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰چه عواملی باعث میشود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود؟
✍دکتر محمود سریع القلم
شاید مشکل تاریخی ایران در این دوگانگی نهفته باشد که نه یک دولت به معنای ایجاد کنندۀ یک سیستم با محوریتِ بخشِ خصوصی و سرمایهداری را داشته و نه جامعهای شرقی با سرمایۀ اجتماعی سیستمپذیری، سازمانپذیری و تمایل به انسجام و هارمونی....
سیستمسازی صرفاً یک تصمیم در ساختارهای داخلی نیست...
عمومِ کشورهای غربی و شرقی با ورود در شبکۀ تجارت، بانکداری، خدمات، سازمانهای منطقهای و بینالمللی سیستموارتر عمل کردهاند.
از ویتنام تا آلمان، از سنگاپور تا انگلستان، از کرۀ جنوبی تا ژاپن و از برزیل تا آمریکا در یک شبکۀ جهانی عمل میکنند...
عموم کشورهای جهان سوم متوجه شدهاند که بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی (WTO)، نمیتوان رشد اقتصادی پیدا کرد زیرا این عضویت، وسیله و ساختاری است برای رقابت و کارآمدی...
وقتی کشورها در یک سیستمِ جهانی عمل کنند، کارآمدی، زمانشناسی، دقت، وفای به عهد، رقابت، تخصص و نوآوری اهمیت پیدا میکنند و خصوصیاتی مانند عصبانیت، احساسات، تعصب، دشنام، حسادت، انتقام، انشعاب، خصومت، بدقولی، غیرقابل پیشبینی بودن، دمدمی بودن، خودخواهی، خودبزرگبینی، تخریب و حذف، کاربرد خود را از دست میدهند و یا حداقل به شدت کاهش پیدا میکنند...
عمومِ ویژگیهای مثبت توسعه یافتگی در سایۀ سیستمسازی امکانپذیر است که با بینالمللی شدن حتی منسجمتر و دقیقتر میشوند...
وقتی سیستم ساخته شود، افرادِ توانا رشد میکنند چون هم تخصص و مهارت دارند و هم اعتماد به نفس، علاقه به کار، زحمت کشیدن، رقابت و نوآوری...
وقتی سیستم نباشد، اتحادیۀ افرادِ ضعیف شکل میگیرد و در نهایت فقر و جهل با هم رفیق میشوند...
چون توانایی نیست، تملق، چاپلوسی و سوء استفاده از امکانات دولتی مبنای رشد و قدرت میشوند...
وقتی اقتصاد یک کشور بینالمللی شود، پیآمدهای تعیین کنندهای نیز برای سیاست آن دارد زیرا که شفافیت اقتصادی مقدم و زمینهساز شفافیت سیاسی است....
تخصص، شفافیت و بینالمللی شدن باعث میشود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود.
آنقدر سیستمِ نروژ به خود اعتماد به نفس دارد که چنین تصمیمی را میگیرد....
چرا در ایران تَفَرُّد (فردگرایی منفی) در افراد موج میزند و بسیاری مستغرق در منافع و مصالح شخصی هستند؟
چون برای رشد نیاز به سیستم ندارند و صرفاً با شبکهای از ارتباطات میتوانند به عمومِ اهداف خود برسند...
تفرد در ایران ریشههای بسیار قدیمی و تاریخی دارد و در ساختارِ سیستم پادشاهی نهفته است....
وقتی پادشاه قبلۀ عالم میشود همه از کودکی میآموزند که خود را با افراد و نه سیستم، مقررات و رویهها وفق دهند...
✍دکتر محمود سریع القلم
شاید مشکل تاریخی ایران در این دوگانگی نهفته باشد که نه یک دولت به معنای ایجاد کنندۀ یک سیستم با محوریتِ بخشِ خصوصی و سرمایهداری را داشته و نه جامعهای شرقی با سرمایۀ اجتماعی سیستمپذیری، سازمانپذیری و تمایل به انسجام و هارمونی....
سیستمسازی صرفاً یک تصمیم در ساختارهای داخلی نیست...
عمومِ کشورهای غربی و شرقی با ورود در شبکۀ تجارت، بانکداری، خدمات، سازمانهای منطقهای و بینالمللی سیستموارتر عمل کردهاند.
از ویتنام تا آلمان، از سنگاپور تا انگلستان، از کرۀ جنوبی تا ژاپن و از برزیل تا آمریکا در یک شبکۀ جهانی عمل میکنند...
عموم کشورهای جهان سوم متوجه شدهاند که بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی (WTO)، نمیتوان رشد اقتصادی پیدا کرد زیرا این عضویت، وسیله و ساختاری است برای رقابت و کارآمدی...
وقتی کشورها در یک سیستمِ جهانی عمل کنند، کارآمدی، زمانشناسی، دقت، وفای به عهد، رقابت، تخصص و نوآوری اهمیت پیدا میکنند و خصوصیاتی مانند عصبانیت، احساسات، تعصب، دشنام، حسادت، انتقام، انشعاب، خصومت، بدقولی، غیرقابل پیشبینی بودن، دمدمی بودن، خودخواهی، خودبزرگبینی، تخریب و حذف، کاربرد خود را از دست میدهند و یا حداقل به شدت کاهش پیدا میکنند...
عمومِ ویژگیهای مثبت توسعه یافتگی در سایۀ سیستمسازی امکانپذیر است که با بینالمللی شدن حتی منسجمتر و دقیقتر میشوند...
وقتی سیستم ساخته شود، افرادِ توانا رشد میکنند چون هم تخصص و مهارت دارند و هم اعتماد به نفس، علاقه به کار، زحمت کشیدن، رقابت و نوآوری...
وقتی سیستم نباشد، اتحادیۀ افرادِ ضعیف شکل میگیرد و در نهایت فقر و جهل با هم رفیق میشوند...
چون توانایی نیست، تملق، چاپلوسی و سوء استفاده از امکانات دولتی مبنای رشد و قدرت میشوند...
وقتی اقتصاد یک کشور بینالمللی شود، پیآمدهای تعیین کنندهای نیز برای سیاست آن دارد زیرا که شفافیت اقتصادی مقدم و زمینهساز شفافیت سیاسی است....
تخصص، شفافیت و بینالمللی شدن باعث میشود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود.
آنقدر سیستمِ نروژ به خود اعتماد به نفس دارد که چنین تصمیمی را میگیرد....
چرا در ایران تَفَرُّد (فردگرایی منفی) در افراد موج میزند و بسیاری مستغرق در منافع و مصالح شخصی هستند؟
چون برای رشد نیاز به سیستم ندارند و صرفاً با شبکهای از ارتباطات میتوانند به عمومِ اهداف خود برسند...
تفرد در ایران ریشههای بسیار قدیمی و تاریخی دارد و در ساختارِ سیستم پادشاهی نهفته است....
وقتی پادشاه قبلۀ عالم میشود همه از کودکی میآموزند که خود را با افراد و نه سیستم، مقررات و رویهها وفق دهند...
✍شیدایی
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
#حافظ
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
#حافظ
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
.
👈 ایران در منطقهی هشدارِ توسعه
✍️ مقدمه محسن رنانی بر کتاب
«ایران و مسئله پایداری»
به گمانم اکنون دیگر نه رشد و رفاه، نه بحران آب و فرونشست زمین، نه تخریب محیطزیست، نه فساد، نه تبعیض و نابرابری، نه آزادی و دموکراسی، نه دین و اخلاق، نه به خاک مالیدن پوزه آمریکا، نه نابودی اسرائیل و نه حتی توسعه، اولویت هیچکس نباید باشد. همه آنها در بلندمدت میتواند اولویت جامعه یا حکومت باشد؛ اما اکنون و در کوتاه مدت، ما یک اولویت داریم: حفظ پایداری ایران.
ایران با سرعتی نگرانکننده دارد به سوی ناپایداری میرود. گرچه در ۲۰ سال گذشته آرام آرام مقدمات این ناپایداری را فراهم کردیم، اما اکنون فرصتی نداریم که بخواهیم آرام آرام شرایط پایداری ایران را تامین و تضمین کنیم؛ بلکه همه ما، از حکومتی و غیرحکومتی، از شیعه و سنی، از ایرانیان داخل و خارج، از حامی و منتقد، از مذاب و برانداز، از ظالم و مظلوم، باید یک هدف را نشانه برویم و خود را آماده کنیم برای تحقق آن یک هدف. و آن این است: همهمان از جایی که ایستادهایم، یک گام عقب برویم.
در دنیای مدرن، مهارت عقب نشینی، بخشی از مهارت همشنوی (دیالوگ) و شرط لازم برای رفتار توسعهخواهانه است. آری همهمان باید یک گام عقب برویم. هر کس توانایی عقبنشینی ندارد، یک انقلابی ایران ستیز است.
با این سرعتی که همه در هجوم به یکدیگر داریم، به زودی ایران را وارد ناپایداری فراگیر خواهیم کرد و آنگاه وقتی که ستونهای انسجام اجتماعی و سیاسی فروبریزد، دیگر هیچکس، تاکید می کنم «هیچکس»، توان جمع کردن کشور و انسجام بخشی به آن را ندارد. تجربه عراق، سوریه و لیبی و به تازگی افغانستان پیش چشم ماست. بنابراین همهمان باید دست به افقگشایی در خویش، یعنی تغییر رتبهبندی اولویتهایمان و تعدیل خواستههایمان بزنیم. یعنی اولویتهای قدیمیمان را دستکم برای مدتی کنار بگذاریم و ببینیم «اکنون برای پایداری ایران چه باید کرد؟».
اگر «توسعه خواه» هستیم، بسمالله همه یک گام به عقب برویم. اما اگر همچنان مثل ۴۰ سال گذشته، «خودخواه» و خودمحور هستیم، بسمالله همگی یک گام دیگر به جلو برویم؛ که معنی آن این است: شورش، سرکوب، بیٔثباتی ، انقلاب، جنگ، انزوا، تحریم، فروپاشی اجتماعی و سرانجام فرپاشی سیاسی و پاره پاره شدن ایران. گرچه مخاطب من بیش از همه مقامات ارشد جمهوری اسلامی هستند، اما البته همه کنشگران مدنی و نخبگان منتقد داخلی و مخالفان و معارضان خارج از کشور نیز مسئولیت دارند و رفتار آنها برای حرکت به سوی پایداری ایران تعیین کننده است.
در نقد نظام جمهوری اسلامی نوشتههای فراوانی منتشر شده است؛ نقدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. اما به گمانم بیشترِ آنها یا نقد «سطح گفتمانی» بوده است یا نقد «سطح عملکردی». کمتر نقدهایی معطوف به سطح معماری سیستم بوده است. یکی از نوشتارهای جدی که با نگاه سیستمی، سطح معماری نظام جمهوری اسلامی را مورد ارزیابی قرار داده است، تحلیلی است که در کتاب «ایران و مساله پایداری» آمده است. من نیز مقدمهای بر این کتاب نوشتهام که لینک آن را در زیر میآورم. خواندن این کتاب را به همه، بویژه سیاستگذاران ارشد کشور، به طور جدی توصیه میکنم.
محسن رنانی / ۲۳ دی ۱۴۰۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن کامل مقدمه ای را که من بر کتاب «ایران و مساله پایداری» نوشتهام، در یکی از لینکهای زیر بخوانید:
در فایل پیدیاف
در تارنمای رسمی محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن ۳۰ صفحه اول کتاب در کانال تلگرامی نویسنده کتاب، به لینک زیر بروید:
https://t.me/SIAGS/356
ــــــــــــــــــــــــ
برای تهیه کتاب «ایران و مساله پایداری» اینجا را کلیک کنید.
.
.
.
👈 ایران در منطقهی هشدارِ توسعه
✍️ مقدمه محسن رنانی بر کتاب
«ایران و مسئله پایداری»
به گمانم اکنون دیگر نه رشد و رفاه، نه بحران آب و فرونشست زمین، نه تخریب محیطزیست، نه فساد، نه تبعیض و نابرابری، نه آزادی و دموکراسی، نه دین و اخلاق، نه به خاک مالیدن پوزه آمریکا، نه نابودی اسرائیل و نه حتی توسعه، اولویت هیچکس نباید باشد. همه آنها در بلندمدت میتواند اولویت جامعه یا حکومت باشد؛ اما اکنون و در کوتاه مدت، ما یک اولویت داریم: حفظ پایداری ایران.
ایران با سرعتی نگرانکننده دارد به سوی ناپایداری میرود. گرچه در ۲۰ سال گذشته آرام آرام مقدمات این ناپایداری را فراهم کردیم، اما اکنون فرصتی نداریم که بخواهیم آرام آرام شرایط پایداری ایران را تامین و تضمین کنیم؛ بلکه همه ما، از حکومتی و غیرحکومتی، از شیعه و سنی، از ایرانیان داخل و خارج، از حامی و منتقد، از مذاب و برانداز، از ظالم و مظلوم، باید یک هدف را نشانه برویم و خود را آماده کنیم برای تحقق آن یک هدف. و آن این است: همهمان از جایی که ایستادهایم، یک گام عقب برویم.
در دنیای مدرن، مهارت عقب نشینی، بخشی از مهارت همشنوی (دیالوگ) و شرط لازم برای رفتار توسعهخواهانه است. آری همهمان باید یک گام عقب برویم. هر کس توانایی عقبنشینی ندارد، یک انقلابی ایران ستیز است.
با این سرعتی که همه در هجوم به یکدیگر داریم، به زودی ایران را وارد ناپایداری فراگیر خواهیم کرد و آنگاه وقتی که ستونهای انسجام اجتماعی و سیاسی فروبریزد، دیگر هیچکس، تاکید می کنم «هیچکس»، توان جمع کردن کشور و انسجام بخشی به آن را ندارد. تجربه عراق، سوریه و لیبی و به تازگی افغانستان پیش چشم ماست. بنابراین همهمان باید دست به افقگشایی در خویش، یعنی تغییر رتبهبندی اولویتهایمان و تعدیل خواستههایمان بزنیم. یعنی اولویتهای قدیمیمان را دستکم برای مدتی کنار بگذاریم و ببینیم «اکنون برای پایداری ایران چه باید کرد؟».
اگر «توسعه خواه» هستیم، بسمالله همه یک گام به عقب برویم. اما اگر همچنان مثل ۴۰ سال گذشته، «خودخواه» و خودمحور هستیم، بسمالله همگی یک گام دیگر به جلو برویم؛ که معنی آن این است: شورش، سرکوب، بیٔثباتی ، انقلاب، جنگ، انزوا، تحریم، فروپاشی اجتماعی و سرانجام فرپاشی سیاسی و پاره پاره شدن ایران. گرچه مخاطب من بیش از همه مقامات ارشد جمهوری اسلامی هستند، اما البته همه کنشگران مدنی و نخبگان منتقد داخلی و مخالفان و معارضان خارج از کشور نیز مسئولیت دارند و رفتار آنها برای حرکت به سوی پایداری ایران تعیین کننده است.
در نقد نظام جمهوری اسلامی نوشتههای فراوانی منتشر شده است؛ نقدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. اما به گمانم بیشترِ آنها یا نقد «سطح گفتمانی» بوده است یا نقد «سطح عملکردی». کمتر نقدهایی معطوف به سطح معماری سیستم بوده است. یکی از نوشتارهای جدی که با نگاه سیستمی، سطح معماری نظام جمهوری اسلامی را مورد ارزیابی قرار داده است، تحلیلی است که در کتاب «ایران و مساله پایداری» آمده است. من نیز مقدمهای بر این کتاب نوشتهام که لینک آن را در زیر میآورم. خواندن این کتاب را به همه، بویژه سیاستگذاران ارشد کشور، به طور جدی توصیه میکنم.
محسن رنانی / ۲۳ دی ۱۴۰۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن کامل مقدمه ای را که من بر کتاب «ایران و مساله پایداری» نوشتهام، در یکی از لینکهای زیر بخوانید:
در فایل پیدیاف
در تارنمای رسمی محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن ۳۰ صفحه اول کتاب در کانال تلگرامی نویسنده کتاب، به لینک زیر بروید:
https://t.me/SIAGS/356
ــــــــــــــــــــــــ
برای تهیه کتاب «ایران و مساله پایداری» اینجا را کلیک کنید.
.
.
♦️زوال امید اجتماعی
✍ حسن محدثیی گیلوایی
۲۳ دی ۱۴۰۰
🔻آفرینش خود، مهمترین کنش انسانی است. اینکه میخواهیم از خویش چهگونه چیزی بسازیم و چه طرحی برای بودن و زیستن خویش داریم، معنابخشترین و مهمترین وجه زندهگیی هر کسی است.
🔻طرحهایی که برای آیندهی خویش میریزیم، متاثر است از جامعهپذیریمان و شناختمان از خودمان و علایق و آرزوهایمان. این طرحها میتوانند واقعبینانه باشند یا آرزواندیشانه و فراتر از امکاناتمان.
🔻بستر اجتماعیی مطلوب آن است که به ما کمک کند برای آیندهی خویش آبستن طرحی بشویم و بهاصطلاح طرحمند شویم و درک درستی از خود و استعدادها و امکانات خود پیدا کنیم. همچنین بستر اجتماعیی مطلوب آن است که امکانات لازم برای تحقق طرح خاص ما را کم و بیش فراهم سازد.
🔻امید اجتماعی اینجا است که شکل میگیرد. من امید اجتماعی را اینطور تعریف میکنم: داشتن طرحی برای آیندهی خویش و برآورد هر فرد از میزان تحقق آن طرح در کوتاهمدت، میان مدت، و درازمدت.
🔻اما بر سر راه تحقق طرحی که از خویش داریم، معمولاً موانعی وجود دارد و برخی از این موانع فرافردی و ساختاریاند.
🔻برای اینکه بتوانیم طرح خود را محقق بکنیم، سه مولفه اهمیت اساسی دارند:
۱. سرمایهی شخصی: این مورد اشاره دارد به تواناییها و مهارتها و امکانات مادی و غیرمادیی هر شخص (اعم از روابط و دانش و تخصص و مهارت و ویژهگیهای شخصیتی و غیره)،
۲. سرمایهی خانوادهگی: معمولاً افراد واجد خانواده هستند و در خانوادهای بهدنیا آمدهاند (خانوادهی خاستگاهی). سرمایههای خانوادهگیی هر فرد ناظر است به مجموعهی امکانات مادی و غیرمادیای که اعضای خانوادهی هر فرد در اختیار دارند و میتوانند آن امکانات را برای حمایت از عضو خانواده بهکار گیرند؛
۳. فرصتهای اجتماعیی مساعد: علاوه بر دو مولفهی فوق، برای اینکه فرد بتواند طرح خود را محقق بکند، میبایست شرایط اجتماعیی مساعدی وجود داشته باشد و فرصتهای مناسبی برای وی فراهم شود.
مثلاً من همیشه دوست داشتم مدرس دانشگاه بشوم. برای تحقق طرحام در کنکور شرکت کردم و بار اول موفق نشدم. بهناگزیر در دوران جنگ به سربازی رفتم. با آنکه ادامهی جنگ را قبول نداشتم، برای اینکه بتوانم طرحام را محقق کنم به سربازی رفتم و بیست و هشت ماه سرباز بودم و پس از اتمام سربازی دو باره در کنکور شرکت کردم و سرانجام قبول شدم و سیزده سال دانشجویی کردم. در حین دانشجویی فرصت استخدام در دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد و من از این فرصت استفاده کردم. بعد از ورود باز هم مشکل جایابی در واحدهای دانشگاه آزاد را داشتم. دو ترم در دانشگاه آزاد زنجان تدریس کردم، به امید آنکه در آنجا استخدام شوم. در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه هر هفته با قطار از تهران به زنجان میرفتم و تدریس میکردم و برمیگشتم. اما هیچ پاسخی نگرفتم. سرانجام بعد از مراجعات و پیگیریهای مکرر (در حالیکه بورسیه بودم) در تهران مرکز جایابی شدم. فرآیند بسیار دشوار و طاقتفرسا و ناامیدکنندهای بود. متاسفانه روابط برای جایابی بسیار تعیینکننده بود و من نه روابطی داشتم و نه مایل بودم از آن استفاده کنم. ولی به هر حال فرصتهای کوچکی برای مدرس شدن هنوز وجود داشت. این فرصت را جامعه به من داد.
اما اکنون کسی که در شرایط آنزمان من بوده باشد، متاسفانه فرصت مدرس شدن ندارد یا اگر فرصتی باشد، کار او بسیار دشوارتر و احتمال جایابیی او بسیار کمتر است.
🔻امید اجتماعی وقتی بالا خواهد بود که فرد چشماندازی برای تحقق طرح خاص خود ببیند و برآورد او از امکان تحقق طرحاش مثبت و بالا باشد.
🔻اما اکنون جوانان ما در چه وضعی قرار دارند: متاسفانه در حال حاضر بسیاری از جوانان ایرانی:
- فاقد سرمایهی شخصیی تاثیرگذار هستند،
- فاقد سرمایهی خانوادهگیی تعیینکننده هستند،
- فاقد فرصتهای اجتماعی هستند.
🔻بدین ترتیب، از نظر من، ما اکنون با زوال امید اجتماعی در کشور مواجه هستیم. از این رو، در چنین شرایطی یاس و ناامیدی و بیانگیزهگی افزایش مییابد و آسیبهای روانی و اجتماعی به اوج خود میرسد و سرانجام اقدام به خودکشی و اندیشیدن به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان بسیار افزایش مییابد.
🔻در شرایط زوال امید اجتماعی، اگر غیر از این باشد، باید تعجب کنیم. بنابراین، سخنان دکتر جوزی در بارهی این پدیده بسیار مهم و اساسی است و هر کسی هر اقدامی که از دستاش برمیآید باید انجام دهد تا به امید اجتماعیی فرد فرد ایرانیان بیافزاید. روشن است مسوولیت اصلی در این باره متوجه مسوولان کشور در جایجای این سرزمین است. بهرغم این هر یک از ما، چنانچه کاری از دستمان برمیآید، باید انجام دهیم.
🔻از نظر من تلاش برای افزایش میزان امید اجتماعی فوریترین اقدامی است که باید انجام داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ حسن محدثیی گیلوایی
۲۳ دی ۱۴۰۰
🔻آفرینش خود، مهمترین کنش انسانی است. اینکه میخواهیم از خویش چهگونه چیزی بسازیم و چه طرحی برای بودن و زیستن خویش داریم، معنابخشترین و مهمترین وجه زندهگیی هر کسی است.
🔻طرحهایی که برای آیندهی خویش میریزیم، متاثر است از جامعهپذیریمان و شناختمان از خودمان و علایق و آرزوهایمان. این طرحها میتوانند واقعبینانه باشند یا آرزواندیشانه و فراتر از امکاناتمان.
🔻بستر اجتماعیی مطلوب آن است که به ما کمک کند برای آیندهی خویش آبستن طرحی بشویم و بهاصطلاح طرحمند شویم و درک درستی از خود و استعدادها و امکانات خود پیدا کنیم. همچنین بستر اجتماعیی مطلوب آن است که امکانات لازم برای تحقق طرح خاص ما را کم و بیش فراهم سازد.
🔻امید اجتماعی اینجا است که شکل میگیرد. من امید اجتماعی را اینطور تعریف میکنم: داشتن طرحی برای آیندهی خویش و برآورد هر فرد از میزان تحقق آن طرح در کوتاهمدت، میان مدت، و درازمدت.
🔻اما بر سر راه تحقق طرحی که از خویش داریم، معمولاً موانعی وجود دارد و برخی از این موانع فرافردی و ساختاریاند.
🔻برای اینکه بتوانیم طرح خود را محقق بکنیم، سه مولفه اهمیت اساسی دارند:
۱. سرمایهی شخصی: این مورد اشاره دارد به تواناییها و مهارتها و امکانات مادی و غیرمادیی هر شخص (اعم از روابط و دانش و تخصص و مهارت و ویژهگیهای شخصیتی و غیره)،
۲. سرمایهی خانوادهگی: معمولاً افراد واجد خانواده هستند و در خانوادهای بهدنیا آمدهاند (خانوادهی خاستگاهی). سرمایههای خانوادهگیی هر فرد ناظر است به مجموعهی امکانات مادی و غیرمادیای که اعضای خانوادهی هر فرد در اختیار دارند و میتوانند آن امکانات را برای حمایت از عضو خانواده بهکار گیرند؛
۳. فرصتهای اجتماعیی مساعد: علاوه بر دو مولفهی فوق، برای اینکه فرد بتواند طرح خود را محقق بکند، میبایست شرایط اجتماعیی مساعدی وجود داشته باشد و فرصتهای مناسبی برای وی فراهم شود.
مثلاً من همیشه دوست داشتم مدرس دانشگاه بشوم. برای تحقق طرحام در کنکور شرکت کردم و بار اول موفق نشدم. بهناگزیر در دوران جنگ به سربازی رفتم. با آنکه ادامهی جنگ را قبول نداشتم، برای اینکه بتوانم طرحام را محقق کنم به سربازی رفتم و بیست و هشت ماه سرباز بودم و پس از اتمام سربازی دو باره در کنکور شرکت کردم و سرانجام قبول شدم و سیزده سال دانشجویی کردم. در حین دانشجویی فرصت استخدام در دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد و من از این فرصت استفاده کردم. بعد از ورود باز هم مشکل جایابی در واحدهای دانشگاه آزاد را داشتم. دو ترم در دانشگاه آزاد زنجان تدریس کردم، به امید آنکه در آنجا استخدام شوم. در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه هر هفته با قطار از تهران به زنجان میرفتم و تدریس میکردم و برمیگشتم. اما هیچ پاسخی نگرفتم. سرانجام بعد از مراجعات و پیگیریهای مکرر (در حالیکه بورسیه بودم) در تهران مرکز جایابی شدم. فرآیند بسیار دشوار و طاقتفرسا و ناامیدکنندهای بود. متاسفانه روابط برای جایابی بسیار تعیینکننده بود و من نه روابطی داشتم و نه مایل بودم از آن استفاده کنم. ولی به هر حال فرصتهای کوچکی برای مدرس شدن هنوز وجود داشت. این فرصت را جامعه به من داد.
اما اکنون کسی که در شرایط آنزمان من بوده باشد، متاسفانه فرصت مدرس شدن ندارد یا اگر فرصتی باشد، کار او بسیار دشوارتر و احتمال جایابیی او بسیار کمتر است.
🔻امید اجتماعی وقتی بالا خواهد بود که فرد چشماندازی برای تحقق طرح خاص خود ببیند و برآورد او از امکان تحقق طرحاش مثبت و بالا باشد.
🔻اما اکنون جوانان ما در چه وضعی قرار دارند: متاسفانه در حال حاضر بسیاری از جوانان ایرانی:
- فاقد سرمایهی شخصیی تاثیرگذار هستند،
- فاقد سرمایهی خانوادهگیی تعیینکننده هستند،
- فاقد فرصتهای اجتماعی هستند.
🔻بدین ترتیب، از نظر من، ما اکنون با زوال امید اجتماعی در کشور مواجه هستیم. از این رو، در چنین شرایطی یاس و ناامیدی و بیانگیزهگی افزایش مییابد و آسیبهای روانی و اجتماعی به اوج خود میرسد و سرانجام اقدام به خودکشی و اندیشیدن به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان بسیار افزایش مییابد.
🔻در شرایط زوال امید اجتماعی، اگر غیر از این باشد، باید تعجب کنیم. بنابراین، سخنان دکتر جوزی در بارهی این پدیده بسیار مهم و اساسی است و هر کسی هر اقدامی که از دستاش برمیآید باید انجام دهد تا به امید اجتماعیی فرد فرد ایرانیان بیافزاید. روشن است مسوولیت اصلی در این باره متوجه مسوولان کشور در جایجای این سرزمین است. بهرغم این هر یک از ما، چنانچه کاری از دستمان برمیآید، باید انجام دهیم.
🔻از نظر من تلاش برای افزایش میزان امید اجتماعی فوریترین اقدامی است که باید انجام داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from فلورانس توفیقی
4_5978964835356904437.mp4
6.3 MB
زمانی برای تفکر بگذارید
منبع قدرت است.
زمانی برای مطالعه بگذارید
منبع خردمندی است.
زمانی برای تفریح بگذارید
راز جوان ماندن است
زمانی برای سکوت بگذارید
فرصتی برای دیدن خداست
زمانی برای آگاهی بگذارید
فرصتی برای کمک به دیگران است.
زمانی برای عشق ورزیدن بگذارید؛
بزرگ ترین هدیه است.
زمانی برای خندیدن بگذارید؛
موسیقی روح است.
زمانی برای دوستی بگذارید؛
جاده ای برای رسیدن به خوشحالی است.
زمانی برای رویا پردازی بگذارید؛
آینده از آن ساخته می شود.
زمانی برای دعا بگذارید؛
بزرگ ترین قدرت بر روی زمین است.
سلام عزیزان🌸🌿
صبح عالی بخیر و برکت🌹
آدینه تان خوش و خرم💐
منبع قدرت است.
زمانی برای مطالعه بگذارید
منبع خردمندی است.
زمانی برای تفریح بگذارید
راز جوان ماندن است
زمانی برای سکوت بگذارید
فرصتی برای دیدن خداست
زمانی برای آگاهی بگذارید
فرصتی برای کمک به دیگران است.
زمانی برای عشق ورزیدن بگذارید؛
بزرگ ترین هدیه است.
زمانی برای خندیدن بگذارید؛
موسیقی روح است.
زمانی برای دوستی بگذارید؛
جاده ای برای رسیدن به خوشحالی است.
زمانی برای رویا پردازی بگذارید؛
آینده از آن ساخته می شود.
زمانی برای دعا بگذارید؛
بزرگ ترین قدرت بر روی زمین است.
سلام عزیزان🌸🌿
صبح عالی بخیر و برکت🌹
آدینه تان خوش و خرم💐