This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گلهها را بگذار!
نالهها را بس کن!
روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود!
تا بجنبیم تمام است تمام!
مِهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت
یا همین سال جدید!
باز کم مانده به عید!
این شتاب عمر است…
من و تو باورمان نیست که نیست!
*
زندگی گاه به کام است و بس است
زندگی گاه به نام است و کم است
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام…
زندگی معرکهی همت ماست…
زندگی میگذرد…
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛
چه به نان و
چه به جان و
چه به آن…
زندگی صحنهی بی تابی ماست…
زندگی میگذرد…
زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد
چه به راز و
چه به ساز و
چه به ناز…
زندگی لحظه بیداری ماست…
زندگی میگذرد…
«فرامرز عرب عامری»
🆔@Competentmanagers
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گلهها را بگذار!
نالهها را بس کن!
روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود!
تا بجنبیم تمام است تمام!
مِهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت
یا همین سال جدید!
باز کم مانده به عید!
این شتاب عمر است…
من و تو باورمان نیست که نیست!
*
زندگی گاه به کام است و بس است
زندگی گاه به نام است و کم است
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام…
زندگی معرکهی همت ماست…
زندگی میگذرد…
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛
چه به نان و
چه به جان و
چه به آن…
زندگی صحنهی بی تابی ماست…
زندگی میگذرد…
زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد
چه به راز و
چه به ساز و
چه به ناز…
زندگی لحظه بیداری ماست…
زندگی میگذرد…
«فرامرز عرب عامری»
🆔@Competentmanagers
Forwarded from روزگار سکوت (محمدجواد روح)
📄 مقاله: "میراث مرکل در حکمرانی"
👈 محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهیدبهشتی و نظریهپرداز سیاسی، در مقالهای تلگرامی نوشت:
✍ مهمترین ویژگی مثبت آنگلا مرکل، جملهبندیهای اوست: نسبی، کوتاه، شخص سوم، مؤدب، غیرمستقیم، با ثبات، با اعتماد به نفس، ملایم و امیدوار. واژهها و جملهبندیها، اعماقِ فکری و روحی یک فرد را نمایان میکنند و درعینحال، شاید دقیقترین روش برای شناخت انسان باشند.
✍ مرکل در اوایل سال۲۰۱۷ و با به روی کار آمدن رئیسجمهوری جدید در آمریکا این چنین گفت: "ما با آمریکا دوستی خواهیم کرد؛ ولی بعنوان اروپایی باید بدانیم که خودمان برای آیندۀ خود باید تلاش کنیم و سرنوشت خود را رقم بزنیم". (به عبارتی دیگر، ما نمیتوانیم اتفاقاتی را که در کشورهای دیگر میافتد، کنترل یا مدیریت کنیم؛ اما مسئول کارهای خودمان هستیم).
✍ مرکل پیرامون حکمرانی میگوید: "دموکراسی یعنی روش جمعی و تفاهمآمیز برای تغییر". سیاستمدار فردی است که واقعیت را قبول میکند و با داشتن افق و اهداف عالی، "قدم به قدم" واقعیت بد را به واقعیت خوب تبدیل میکند.
✍ سیاستورزی از نظر مرکل یعنی"حل مشکلات". او می گوید اگر مشکلی نبود، نیاز به سیاستمداران نبود.
✍ مهمترین وجه کار سیاست، "ایجاد تفاهم میان دیدگاههای مختلف" و "اجماعسازی" است. این خصلت مرکل شاید باعث شد چندین بار در انتخابات پیروز شود و صدراعظمی آلمان را برای ۱۶سال برعهده داشته باشد(۲۰۲۱-۲۰۰۵).
✍ عموم جریانها و احزاب به این نتیجه رسیده بودند که با وجود او در هرم قدرت، حتما دیدگاه و مصالح آنها دیده میشود و چه رضایتی بالاتر از اینکه انسانها حس کنند که دیده میشوند.
✍ مرکل موفقیت هر سیاستی را تابع دو امر میدانست: اولا، حتیالمقدور مورد اجماع جریانها و احزاب باشد و دوم، با افکار عمومی در تناقض نباشد.
✍ جریان آزاد فکر و راهحل، کلیدیترین ارزشهای مدیریتی مرکل به حساب میآمدند؛ به طوری که اعتقاد داشت: "بعنوان صدراعظم من باید توسط مردم و رسانهها زیر میکروسکوپ باشم. ضمن اینکه دفتر و تیم همکار من، باید بهوضوح تمام ضعفها، قوتها و راهحلها را با من در میان بگذارند.
✍ هرچند بطور طبیعی بعضی احزاب با کلیت نظام فکری او و حزبش، تفاوتهایی داشتند؛ اما روشِ شفافِ حکمرانی او براساس تعامل، تفاهم و اجماعسازی را تحسین میکردند.
✍ مرکل نه به صورت تصنعی و بازیگونه بلکه با روشهایی شفاف، در پی "فهم و درک و یادگیری و اثرپذیری" از دیگران بود و خود را نه ایدئولوگ بلکه حلقۀ وصل دیدگاههای مختلف برای حل مشکلات میدانست.
✍ مرکل معتقد بود اگر فردی سیاستورزی و حل مشکلات یک جامعه و کشور را به عهده میگیرد، نباید به دنبال پول و ثروت باشد. او اعلام کرده بود که اگر پول ملاک باشد، شخص باید به بخش خصوصی و صنعت کوچ کند و سیاست و حکمرانی را برعهدۀ کسانی بگذارد که علاقمندند با مدیریت صحیح، جامعه را در مسیر بهتری قرار دهند.
✍ در این چارچوب، مرکل فردی بود که وقتی هدف خود را مشخص میکرد، قدمبهقدم جلو میرفت و به طور سیستماتیک عمل میکرد.
✍ او باور عمیقی به روشهای مسالمتآمیز و دموکراتیک در حل مشکلات داشت؛ به صورتی که دموکراسی را فرآیندی میدانست که همگان از بزرگ و کوچک و از احزاب قدرتمند و ضعیف، نقشآفرینی میکنند.
✍ به همین مناسبت، چه در صحنۀ داخلی آلمان و چه در قالبِ اتحادیۀ اروپا، مرکل را شخصیت و سیاستمداری اجماعساز میدانستند.
✍ در طول زمامداری خود، مرکل عملا رهبر اتحادیۀ اروپا هم شناخته میشد و با بهرهگیری از توان مالی و صنعتی و بنابراین، سیاسی آلمان، در عزلونصبها و در جهتگیریهای اتحادیه، نقشآفرینی کرد؛ بدون آنکه نمایشی و تبلیغاتی باشد.
✍ مرکل در عین داشتن روحیه تفاهم و تعامل، سر موقع انتقادات خود را با جملهبندیهای کوتاه ولی دقیق مطرح میکرد. سه رئیسجمهور آمریکا (بوش- اوباما و ترامپ) با پروژۀ لوله گاز روسیه از سیبری به شمال آلمان از طریق دریای بالتیک مخالفت کردند؛ اما مرکل با اتکاء به اجماع جریانهای سیاسی و افکارعمومی آلمان در مقابل آمریکا ایستاد و در نهایت، خط لوله گاز به پایان رسید. دولت بایدن بالاخره مجبور شد موافقت خود را اعلام کند.
✍ مرکل معتقد بود افزایش هزینه نظامی برای تقابل یا تعدیل روسیه اشتباه است؛ بلکه باید با ایجاد وابستگی اقتصادی متقابل، رفتار مسکو را نسبت به اروپا تعدیل کرد.
✍ معمولا کسانی که اعتمادبهنفس دارند، خیلی محدود واکنش نشان میدهند و مرکل از آن دست افرادی بود که بهندرت به اشتباهها، رفتار و افکار نادرست دیگران، واکنش نشان میداد؛ بلکه با تمرکز و اعتمادبهنفس ستودنی به افقهای آلمان فکر میکرد.
🔅متن کامل مقاله را در "وبلاگ راهبرد" بخوانید:
http://mjrahbord.blogfa.com/post/18
@javadrooh
👈 محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهیدبهشتی و نظریهپرداز سیاسی، در مقالهای تلگرامی نوشت:
✍ مهمترین ویژگی مثبت آنگلا مرکل، جملهبندیهای اوست: نسبی، کوتاه، شخص سوم، مؤدب، غیرمستقیم، با ثبات، با اعتماد به نفس، ملایم و امیدوار. واژهها و جملهبندیها، اعماقِ فکری و روحی یک فرد را نمایان میکنند و درعینحال، شاید دقیقترین روش برای شناخت انسان باشند.
✍ مرکل در اوایل سال۲۰۱۷ و با به روی کار آمدن رئیسجمهوری جدید در آمریکا این چنین گفت: "ما با آمریکا دوستی خواهیم کرد؛ ولی بعنوان اروپایی باید بدانیم که خودمان برای آیندۀ خود باید تلاش کنیم و سرنوشت خود را رقم بزنیم". (به عبارتی دیگر، ما نمیتوانیم اتفاقاتی را که در کشورهای دیگر میافتد، کنترل یا مدیریت کنیم؛ اما مسئول کارهای خودمان هستیم).
✍ مرکل پیرامون حکمرانی میگوید: "دموکراسی یعنی روش جمعی و تفاهمآمیز برای تغییر". سیاستمدار فردی است که واقعیت را قبول میکند و با داشتن افق و اهداف عالی، "قدم به قدم" واقعیت بد را به واقعیت خوب تبدیل میکند.
✍ سیاستورزی از نظر مرکل یعنی"حل مشکلات". او می گوید اگر مشکلی نبود، نیاز به سیاستمداران نبود.
✍ مهمترین وجه کار سیاست، "ایجاد تفاهم میان دیدگاههای مختلف" و "اجماعسازی" است. این خصلت مرکل شاید باعث شد چندین بار در انتخابات پیروز شود و صدراعظمی آلمان را برای ۱۶سال برعهده داشته باشد(۲۰۲۱-۲۰۰۵).
✍ عموم جریانها و احزاب به این نتیجه رسیده بودند که با وجود او در هرم قدرت، حتما دیدگاه و مصالح آنها دیده میشود و چه رضایتی بالاتر از اینکه انسانها حس کنند که دیده میشوند.
✍ مرکل موفقیت هر سیاستی را تابع دو امر میدانست: اولا، حتیالمقدور مورد اجماع جریانها و احزاب باشد و دوم، با افکار عمومی در تناقض نباشد.
✍ جریان آزاد فکر و راهحل، کلیدیترین ارزشهای مدیریتی مرکل به حساب میآمدند؛ به طوری که اعتقاد داشت: "بعنوان صدراعظم من باید توسط مردم و رسانهها زیر میکروسکوپ باشم. ضمن اینکه دفتر و تیم همکار من، باید بهوضوح تمام ضعفها، قوتها و راهحلها را با من در میان بگذارند.
✍ هرچند بطور طبیعی بعضی احزاب با کلیت نظام فکری او و حزبش، تفاوتهایی داشتند؛ اما روشِ شفافِ حکمرانی او براساس تعامل، تفاهم و اجماعسازی را تحسین میکردند.
✍ مرکل نه به صورت تصنعی و بازیگونه بلکه با روشهایی شفاف، در پی "فهم و درک و یادگیری و اثرپذیری" از دیگران بود و خود را نه ایدئولوگ بلکه حلقۀ وصل دیدگاههای مختلف برای حل مشکلات میدانست.
✍ مرکل معتقد بود اگر فردی سیاستورزی و حل مشکلات یک جامعه و کشور را به عهده میگیرد، نباید به دنبال پول و ثروت باشد. او اعلام کرده بود که اگر پول ملاک باشد، شخص باید به بخش خصوصی و صنعت کوچ کند و سیاست و حکمرانی را برعهدۀ کسانی بگذارد که علاقمندند با مدیریت صحیح، جامعه را در مسیر بهتری قرار دهند.
✍ در این چارچوب، مرکل فردی بود که وقتی هدف خود را مشخص میکرد، قدمبهقدم جلو میرفت و به طور سیستماتیک عمل میکرد.
✍ او باور عمیقی به روشهای مسالمتآمیز و دموکراتیک در حل مشکلات داشت؛ به صورتی که دموکراسی را فرآیندی میدانست که همگان از بزرگ و کوچک و از احزاب قدرتمند و ضعیف، نقشآفرینی میکنند.
✍ به همین مناسبت، چه در صحنۀ داخلی آلمان و چه در قالبِ اتحادیۀ اروپا، مرکل را شخصیت و سیاستمداری اجماعساز میدانستند.
✍ در طول زمامداری خود، مرکل عملا رهبر اتحادیۀ اروپا هم شناخته میشد و با بهرهگیری از توان مالی و صنعتی و بنابراین، سیاسی آلمان، در عزلونصبها و در جهتگیریهای اتحادیه، نقشآفرینی کرد؛ بدون آنکه نمایشی و تبلیغاتی باشد.
✍ مرکل در عین داشتن روحیه تفاهم و تعامل، سر موقع انتقادات خود را با جملهبندیهای کوتاه ولی دقیق مطرح میکرد. سه رئیسجمهور آمریکا (بوش- اوباما و ترامپ) با پروژۀ لوله گاز روسیه از سیبری به شمال آلمان از طریق دریای بالتیک مخالفت کردند؛ اما مرکل با اتکاء به اجماع جریانهای سیاسی و افکارعمومی آلمان در مقابل آمریکا ایستاد و در نهایت، خط لوله گاز به پایان رسید. دولت بایدن بالاخره مجبور شد موافقت خود را اعلام کند.
✍ مرکل معتقد بود افزایش هزینه نظامی برای تقابل یا تعدیل روسیه اشتباه است؛ بلکه باید با ایجاد وابستگی اقتصادی متقابل، رفتار مسکو را نسبت به اروپا تعدیل کرد.
✍ معمولا کسانی که اعتمادبهنفس دارند، خیلی محدود واکنش نشان میدهند و مرکل از آن دست افرادی بود که بهندرت به اشتباهها، رفتار و افکار نادرست دیگران، واکنش نشان میداد؛ بلکه با تمرکز و اعتمادبهنفس ستودنی به افقهای آلمان فکر میکرد.
🔅متن کامل مقاله را در "وبلاگ راهبرد" بخوانید:
http://mjrahbord.blogfa.com/post/18
@javadrooh
🔻۷۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر نسبی قرار دارند.
دکتر مراد راهداری استاد اقتصاد:
🔹تقسیم بندی ها به گونه ای است که هیچ جنگی به مصلحت کشور ها نیست، باید هر چه سریعتر مشکل تحریم ها را ببندیم و خودمان را به دنیا برسانیم.
🔹حتی اگر امروز تحریم ها برداشته شود و مشکلات ما حل شود، بیست یا سی سال طول می کشد تا ما فقر را صفر کنیم.
🔹میزان درآمد یا خط فقر در برای یک خانوار چهار نفری حداقل ۱۲ میلیون تومان است. وقتی سر انگشتی حساب می کنید تقریبا ۷۰% از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند؛ این پدیده خوبی نیست.
دکتر مراد راهداری استاد اقتصاد:
🔹تقسیم بندی ها به گونه ای است که هیچ جنگی به مصلحت کشور ها نیست، باید هر چه سریعتر مشکل تحریم ها را ببندیم و خودمان را به دنیا برسانیم.
🔹حتی اگر امروز تحریم ها برداشته شود و مشکلات ما حل شود، بیست یا سی سال طول می کشد تا ما فقر را صفر کنیم.
🔹میزان درآمد یا خط فقر در برای یک خانوار چهار نفری حداقل ۱۲ میلیون تومان است. وقتی سر انگشتی حساب می کنید تقریبا ۷۰% از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند؛ این پدیده خوبی نیست.
(Competent Managers) مدیران شایسته
🔻۷۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر نسبی قرار دارند. دکتر مراد راهداری استاد اقتصاد: 🔹تقسیم بندی ها به گونه ای است که هیچ جنگی به مصلحت کشور ها نیست، باید هر چه سریعتر مشکل تحریم ها را ببندیم و خودمان را به دنیا برسانیم. 🔹حتی اگر امروز تحریم ها برداشته شود و مشکلات…
🔰70 درصد مردم ایران زیر فقر نسبی هستند
🔷وقت نیوز - یک استاد اقتصاد دانشگاه گفت : با وجود گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب هم اکنون 70 درصد از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند.
🔷به گزارش وقت نیوز ، دکتر مراد راهداری، استاد اقتصاد در پاسخ به این سوال که چهار دهه از انقلاب گذشته است قرار بود فقر و فاصله طبقاتی کاهش یابد و قشر مستضعف درآمدی مکفی و پایدار داشته باشند، ولی در این سالها علاوه بر اینکه فقر کاهش نیافته است، فاصله طبقاتی هنوز نامطلوب است. طبقه متوسط در جامعه ما کوچک شده و قشر فقیر جامعه وسعت پیدا کرده است. در مجموع فکر میکنید این وضعیت ناشی از چیست؟ چرا برنامهها و سیاست گذاریهای اقتصادی دولتها این معضل فقر را حل نکرده است؟
🔷 وی گفت: عوامل فقر متعدد است، اما از مهمترین موارد؛ یک مورد عملکرد حاکمان است که به سیاست گذاری ها، برنامه ریزیها و چگونگی اجرای آنها بر میگردد. محتوای سیاست گذاری و برنامه یک ماجرا است که باید قوی و صحیح باشد و عملکرد نیز ماجرای دیگری است، یعنی بعضاً برنامه مناسب است، ولی اجرایش نامطلوب است. به هر ترتیب این دو در عملکرد حاکمان خلاصه میشود. چه بحث سیاست گذاری و برنامه ریزی باشد و چه بحث عملکرد.
🔷وی افزود: مسأله دیگر به نظام اجتماعی ما بر میگردد که ما آن را شکل داده ایم. اگر نظام سرمایه داری را شکل داده باشیم، که امام (ره) بسیار مخالف این چنین نظامی بودند و میگفتند به سمت اسلام سرمایه داری نروید، یعنی حاکمیتی را به نام اسلام درست نکنید که مبتنی بر سرمایه داری باشد، چون نظام بازار آزاد و سرمایه داری مبتنی بر پول داری و کسب سود حداکثری است و برای رشد بیشتر به فاصله طبقاتی نیاز دارد.
🔷ما مشکل را طوری حل نکرده ایم که موضوع زندگی خانوار ضعیف و آسیب دیده و فرودست حل شود، تورم عمومی برای اندازه گیری فقر خانوار چندان گویا نیست؛ اگر به سراغ سبد خانوار برویم میبینیم ۷۰% تورمی داریم که به خانوار وارد میشود.
📕تقریبا ۷۰% از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند.
🔷وی افزود: ما یک فقر نسبی و یک فقر مطلق داریم. فقر مطلق یعنی شخص نان شب هم ندارد و شاید در طول ماه تنها به اندازه ده روز خوراک داشته باشد، چه برسد به بحث مسکن و پوشاک و…؛ این یعنی فقر مطلق و شخص در این شرایط مشکل حیات دارد. در فقر نسبی شخص فقیر است، ولی به این صورت نیست که نان و پنیر گیرش نیاید و نتواند حداقل زندگی و خوراک و پوشاک و مسکن خود را تأمین کند. فرزندش را در مدارس دولتی ثبت نام میکند و در بیماری به بیمارستان دولتی میرود. شاید بتواند چهار یا پنج سال یک بار با قطار یا اتوبوس به مشهد هم برود، اما نمیتواند طبق نیاز و در مقایسه با دیگران و در شأنی که انتظار دارد و منطقی است، زندگی کند. این یعنی فقر نسبی که میزان درآمد یا خط فقر در برای یک خانوار چهار نفری حداقل ۱۲ میلیون تومان است. وقتی سر انگشتی حساب میکنید تقریبا ۷۰% از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند؛ این پدیده خوبی نیست. نظام اجتماعی متأثر از سیاست گذاری حاکمان است
🔷این استاد اقتصاد ادامه داد: اگر چه گفتیم نظام اجتماعی متأثر از سیاست گذاری حاکمان است، اما اینجا این موضوع را کنار میگذاریم و به آثار دیگر سیاست و برنامه حاکمان میپردازیم. وقتی میگوئیم حاکمان، منظور ما تنها دولت نیست، بلکه منظور ما اعم از قوه قضاییه، قوه مقننه و مجریه یا نهاد و دستگاههای حاکمیتی دیگری مانند شورای نگهبان یا مصلحت نظام است. حاکمیت میتواند به نوعی رفتار و سیاست گذاری کند که به فرمایش حضرت علی (ع) ظلم کارفرمائی و سرمایه داری به طبقه کارگر روی ندهد. میتوان از تجارت و فعالیتهای اقتصادی جریان سرمایه داری به روشی مالیات گرفت که تعادل اجتماعی تا حدودی حفظ شود و مثلًا بودجه بهزیستی از این طریق تأمین مالی شود. فاصله طبقاتی به سیاست گذاری حاکمیت مربوط میشود.
📕۲۰ میلیون نفر بیکار داریم
🔷وی در خصوص اینکه پیش بینی شما در مورد آینده چیست و همچنین نقش تحریمها در این معضل چیست؟ گفت: دو پدیده فقر را در ایران سال به سال بیشتر میکند:
🟪زمانی ما سی درصد زیر خط فقر داشتیم، ولی امروز حداقل هفتاد درصد زیر خط فقر داریم. اولین معضل مؤثر بیکاری است. اگر آمار واقعی بیکاری را در نظر بگیریم چیزی در حدود ۲۰ میلیون نفر بیکار داریم، نه سه میلیون نفر. طبق تعریف، هر کسی در هفته یک ساعت کار کند از آمار بیکاری خارج میشود. چطور یک فرد در هفته یک ساعت کار میکند و فقیر نیست. زندگی با چهار پنج ساعت کار در ماه نمیچرخد! زندگی حتی با چهار پنج روز کار در ماه هم نمیچرخد. از طرفی هر کسی وام خود اشتغالی بگیرد، شاغل فرض میکنند، درحالیکه ممکن است فرد یا خانواده اش چند مشکل داشته باشد و وامی گرفته تا یکی از مشکلاتش را حل کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷وقت نیوز - یک استاد اقتصاد دانشگاه گفت : با وجود گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب هم اکنون 70 درصد از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند.
🔷به گزارش وقت نیوز ، دکتر مراد راهداری، استاد اقتصاد در پاسخ به این سوال که چهار دهه از انقلاب گذشته است قرار بود فقر و فاصله طبقاتی کاهش یابد و قشر مستضعف درآمدی مکفی و پایدار داشته باشند، ولی در این سالها علاوه بر اینکه فقر کاهش نیافته است، فاصله طبقاتی هنوز نامطلوب است. طبقه متوسط در جامعه ما کوچک شده و قشر فقیر جامعه وسعت پیدا کرده است. در مجموع فکر میکنید این وضعیت ناشی از چیست؟ چرا برنامهها و سیاست گذاریهای اقتصادی دولتها این معضل فقر را حل نکرده است؟
🔷 وی گفت: عوامل فقر متعدد است، اما از مهمترین موارد؛ یک مورد عملکرد حاکمان است که به سیاست گذاری ها، برنامه ریزیها و چگونگی اجرای آنها بر میگردد. محتوای سیاست گذاری و برنامه یک ماجرا است که باید قوی و صحیح باشد و عملکرد نیز ماجرای دیگری است، یعنی بعضاً برنامه مناسب است، ولی اجرایش نامطلوب است. به هر ترتیب این دو در عملکرد حاکمان خلاصه میشود. چه بحث سیاست گذاری و برنامه ریزی باشد و چه بحث عملکرد.
🔷وی افزود: مسأله دیگر به نظام اجتماعی ما بر میگردد که ما آن را شکل داده ایم. اگر نظام سرمایه داری را شکل داده باشیم، که امام (ره) بسیار مخالف این چنین نظامی بودند و میگفتند به سمت اسلام سرمایه داری نروید، یعنی حاکمیتی را به نام اسلام درست نکنید که مبتنی بر سرمایه داری باشد، چون نظام بازار آزاد و سرمایه داری مبتنی بر پول داری و کسب سود حداکثری است و برای رشد بیشتر به فاصله طبقاتی نیاز دارد.
🔷ما مشکل را طوری حل نکرده ایم که موضوع زندگی خانوار ضعیف و آسیب دیده و فرودست حل شود، تورم عمومی برای اندازه گیری فقر خانوار چندان گویا نیست؛ اگر به سراغ سبد خانوار برویم میبینیم ۷۰% تورمی داریم که به خانوار وارد میشود.
📕تقریبا ۷۰% از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند.
🔷وی افزود: ما یک فقر نسبی و یک فقر مطلق داریم. فقر مطلق یعنی شخص نان شب هم ندارد و شاید در طول ماه تنها به اندازه ده روز خوراک داشته باشد، چه برسد به بحث مسکن و پوشاک و…؛ این یعنی فقر مطلق و شخص در این شرایط مشکل حیات دارد. در فقر نسبی شخص فقیر است، ولی به این صورت نیست که نان و پنیر گیرش نیاید و نتواند حداقل زندگی و خوراک و پوشاک و مسکن خود را تأمین کند. فرزندش را در مدارس دولتی ثبت نام میکند و در بیماری به بیمارستان دولتی میرود. شاید بتواند چهار یا پنج سال یک بار با قطار یا اتوبوس به مشهد هم برود، اما نمیتواند طبق نیاز و در مقایسه با دیگران و در شأنی که انتظار دارد و منطقی است، زندگی کند. این یعنی فقر نسبی که میزان درآمد یا خط فقر در برای یک خانوار چهار نفری حداقل ۱۲ میلیون تومان است. وقتی سر انگشتی حساب میکنید تقریبا ۷۰% از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند؛ این پدیده خوبی نیست. نظام اجتماعی متأثر از سیاست گذاری حاکمان است
🔷این استاد اقتصاد ادامه داد: اگر چه گفتیم نظام اجتماعی متأثر از سیاست گذاری حاکمان است، اما اینجا این موضوع را کنار میگذاریم و به آثار دیگر سیاست و برنامه حاکمان میپردازیم. وقتی میگوئیم حاکمان، منظور ما تنها دولت نیست، بلکه منظور ما اعم از قوه قضاییه، قوه مقننه و مجریه یا نهاد و دستگاههای حاکمیتی دیگری مانند شورای نگهبان یا مصلحت نظام است. حاکمیت میتواند به نوعی رفتار و سیاست گذاری کند که به فرمایش حضرت علی (ع) ظلم کارفرمائی و سرمایه داری به طبقه کارگر روی ندهد. میتوان از تجارت و فعالیتهای اقتصادی جریان سرمایه داری به روشی مالیات گرفت که تعادل اجتماعی تا حدودی حفظ شود و مثلًا بودجه بهزیستی از این طریق تأمین مالی شود. فاصله طبقاتی به سیاست گذاری حاکمیت مربوط میشود.
📕۲۰ میلیون نفر بیکار داریم
🔷وی در خصوص اینکه پیش بینی شما در مورد آینده چیست و همچنین نقش تحریمها در این معضل چیست؟ گفت: دو پدیده فقر را در ایران سال به سال بیشتر میکند:
🟪زمانی ما سی درصد زیر خط فقر داشتیم، ولی امروز حداقل هفتاد درصد زیر خط فقر داریم. اولین معضل مؤثر بیکاری است. اگر آمار واقعی بیکاری را در نظر بگیریم چیزی در حدود ۲۰ میلیون نفر بیکار داریم، نه سه میلیون نفر. طبق تعریف، هر کسی در هفته یک ساعت کار کند از آمار بیکاری خارج میشود. چطور یک فرد در هفته یک ساعت کار میکند و فقیر نیست. زندگی با چهار پنج ساعت کار در ماه نمیچرخد! زندگی حتی با چهار پنج روز کار در ماه هم نمیچرخد. از طرفی هر کسی وام خود اشتغالی بگیرد، شاغل فرض میکنند، درحالیکه ممکن است فرد یا خانواده اش چند مشکل داشته باشد و وامی گرفته تا یکی از مشکلاتش را حل کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from دغدغه ایران
درباره موانع رشد سرمایهداری در ایران
محمد فاضلی - مدیر پادکست دغدغه ایران
احمد اشرف از مهمترین جامعهشناسان ایرانی است و از پیشگامان جامعهشناسی تاریخی در ایران که کتاب «موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران» او که به بررسی سرمایهداری دوره قاجار میپردازد از مهمترین آثار اوست.
در چارچوب طرح مطالعاتی ایران پایدار، این کتاب را خلاصه کردهام که فایل این خلاصه، پادکست و کلیپ آن منتشر شده است. علاقمندان به مباحث توسعه ایران میتوانند به کانال ایران پایدار مراجعه کنند.
خلاصه کتاب موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران
کلیپ ایران به روایت احمد اشرف
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - مدیر پادکست دغدغه ایران
احمد اشرف از مهمترین جامعهشناسان ایرانی است و از پیشگامان جامعهشناسی تاریخی در ایران که کتاب «موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران» او که به بررسی سرمایهداری دوره قاجار میپردازد از مهمترین آثار اوست.
در چارچوب طرح مطالعاتی ایران پایدار، این کتاب را خلاصه کردهام که فایل این خلاصه، پادکست و کلیپ آن منتشر شده است. علاقمندان به مباحث توسعه ایران میتوانند به کانال ایران پایدار مراجعه کنند.
خلاصه کتاب موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران
کلیپ ایران به روایت احمد اشرف
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from برگ برگ
چین، تاریخ، استراتژی و دیپلماسی
برگ برگ – کانال اختصاصی معرفی کتاب
📚 کتاب چین، نوشته هنری کیسینجر، ترجمه حسین رأسی، انتشارات فرهنگ معاصر، چاپ اول ۱۳۹۱، چاپ چهارم ۱۴۰۰. ۷۱۴ صفحه.
چرا این کتاب خواندنی است؟
📚 کتابی است که خواندن آن برای سیاستمداران، نخبگان، اهل کتاب و مردمی که کشورشان قرار است قراردادی ۲۵ سال با چین امضا کند، شناختها و بینشهای فراوان به همراه دارد.
**********
برگ برگ کانال اختصاصی معرفی کتاب است.
فهرست و تصاویر منتخبی از کتاب در صفحه اینستاگرام برگ برگ.
**********
هنری کیسینجر آلمانیتباری است که وزیر امور خارجه آمریکا در دهه ۱۹۷۰ شد و یکی از طراحان و مجریان عادیسازی روابط آمریکا و چین نویسنده کتاب «چین» است. کتابی حاصل کاوش تاریخی، تحلیل سیاسی و تجربیات شخصی با رهبران چین.
📚 صدوبیست صفحه از کتاب ۷۱۴ صفحهای به مرور تاریخ چین پیش از مائو اختصاص دارد، اما بنیانهای اندیشه استراتژیک چین در همین صفحات تشریح میشود. اندیشه برآمده از کشوری که آنقدر وسیع، غنی، پرجمعیت و ثروتمند بوده است که خود را از جهان بینیاز میدیده، مرکز عالم یا پادشاهی میانه میپنداشته، و جهان بیرون برای آن دنیای بَربَرها بوده است. کشوری که در ۱۸ قرن از ۲۰ قرن گذشته بیش از هر کشور دیگری تولید ناخالص داخلی داشته، هیچگاه دینی به سبک شرق و غرب در آن ظهور نکرده، دیوانسالاری آن عظیم، تخصصی و آموزشدیده بوده، اما همواره دغدغه امنیت و مقابله با قدرتهای خارجی داشته و از طریق اختلافافکنی بین رقبای استراتژیک خود امنیتاش را تأمین کرده بود.
📚 یکی از مباحث خواندنی تمرکز کیسینجر در بازخوانی تاریخ چین هم ارزیابی اثر این نوع تصورات رهبران تاریخی چین بر عقبماندگی این کشور از فناوری و پیشرفتهای جهان مدرن تا قبل از قرن نوزدهم است. عقبماندگیای که سبب شد بزرگترین و ثروتمندترین کشور جهان قرن نوزدهم را با فلاکت و در قالب «قرن تحقیر» در برابر قدرتهای اروپایی سپری کند. این عاقبت کشوری بود که «به تجارت خارجی و نوآوریهای فناوری بیاعتنا بود ... به طلیعه عصر اکتشافات در غرب بیاعتنا بود ... از جریانهای فناوری، تاریخی و سیاسی که دست به دست هم میتاختند تا این موجودیت را به ورطه نابودی سوق بدهند، بیخبر بود.» (ص. ۴۴)
📚 عمدهترین بخش کتاب به بررسی چین بعد از مائو اختصاص دارد. رهبری که خیال سرنگونی کل نظام ارزشی و سنتی جامعه چین را در سر داشت. (ص. ۱۲۷) کسی که چنان حکومت کرد که «چین مائو بنا به تعریف کشوری بود که در بحران دائمی به سر ببرد.» (ص. ۱۳۰) و «علیه هنر سنتی، فرهنگ، و اندیشههای کهن کشور اعلان جنگ داد.» (ص. ۱۳۲) و البته در تناقض ناشی از آن گیر افتاد زیرا «کشوری که در تحول و تلاطم همیشگی به سر میبرد چگونه میتواند در نظام بینالمللی جاری مشارکت داشته باشد؟ اگر دکترین انقلاب همیشگی عیناً و به معنای واقعی کلمه اعمال شور، کشور در یک حالت آشفتگی و نابهسامانی دائمی، شاید هم جنگ و خونریزی، به سر خواهد برد، و کشورهایی که در مسیر ثبات و پایداری گام برمیدارند، علیه آن متحد خواهند شد.» (ص. ۱۳۵)
📚 مائو که «انقلاب جهانی» را هم در دنیای خارج از چین دنبال میکرد «به اندازه کافی واقعبین بود که درک کند انقلاب جهانی به عنوان یک هدف عملی قابل پیگیری نیست. در نتیجه، تأثیر ملموس جمهوری خلق چین بر انقلاب جهانی، بیشتر در خبرچینی و حمایتهای اطلاعاتی از احزاب کمونیست محلی خلاصه میشد.» (ص. ۱۴۵)
📚 این واقعبینی به حدی بود که مائو بگوید «هر جا که انقلابی رخ بدهد، ما به پشتیبانی از آن بیانیه صادر خواهیم کرد و جلساتی در طرفداری از آن تشکیل خواهیم داد. ... ما دوست داریم کلمات تهی به زبان بیاوریم و توپهای تهی شلیک کنیم اما سربازانمان را به جهایی نخواهیم فرستاد.» (ص. ۲۸۰)
ادامه مطلب
خرید کتاب با تخفیف
چین
@barggbargg
برگ برگ – کانال اختصاصی معرفی کتاب
📚 کتاب چین، نوشته هنری کیسینجر، ترجمه حسین رأسی، انتشارات فرهنگ معاصر، چاپ اول ۱۳۹۱، چاپ چهارم ۱۴۰۰. ۷۱۴ صفحه.
چرا این کتاب خواندنی است؟
📚 کتابی است که خواندن آن برای سیاستمداران، نخبگان، اهل کتاب و مردمی که کشورشان قرار است قراردادی ۲۵ سال با چین امضا کند، شناختها و بینشهای فراوان به همراه دارد.
**********
برگ برگ کانال اختصاصی معرفی کتاب است.
فهرست و تصاویر منتخبی از کتاب در صفحه اینستاگرام برگ برگ.
**********
هنری کیسینجر آلمانیتباری است که وزیر امور خارجه آمریکا در دهه ۱۹۷۰ شد و یکی از طراحان و مجریان عادیسازی روابط آمریکا و چین نویسنده کتاب «چین» است. کتابی حاصل کاوش تاریخی، تحلیل سیاسی و تجربیات شخصی با رهبران چین.
📚 صدوبیست صفحه از کتاب ۷۱۴ صفحهای به مرور تاریخ چین پیش از مائو اختصاص دارد، اما بنیانهای اندیشه استراتژیک چین در همین صفحات تشریح میشود. اندیشه برآمده از کشوری که آنقدر وسیع، غنی، پرجمعیت و ثروتمند بوده است که خود را از جهان بینیاز میدیده، مرکز عالم یا پادشاهی میانه میپنداشته، و جهان بیرون برای آن دنیای بَربَرها بوده است. کشوری که در ۱۸ قرن از ۲۰ قرن گذشته بیش از هر کشور دیگری تولید ناخالص داخلی داشته، هیچگاه دینی به سبک شرق و غرب در آن ظهور نکرده، دیوانسالاری آن عظیم، تخصصی و آموزشدیده بوده، اما همواره دغدغه امنیت و مقابله با قدرتهای خارجی داشته و از طریق اختلافافکنی بین رقبای استراتژیک خود امنیتاش را تأمین کرده بود.
📚 یکی از مباحث خواندنی تمرکز کیسینجر در بازخوانی تاریخ چین هم ارزیابی اثر این نوع تصورات رهبران تاریخی چین بر عقبماندگی این کشور از فناوری و پیشرفتهای جهان مدرن تا قبل از قرن نوزدهم است. عقبماندگیای که سبب شد بزرگترین و ثروتمندترین کشور جهان قرن نوزدهم را با فلاکت و در قالب «قرن تحقیر» در برابر قدرتهای اروپایی سپری کند. این عاقبت کشوری بود که «به تجارت خارجی و نوآوریهای فناوری بیاعتنا بود ... به طلیعه عصر اکتشافات در غرب بیاعتنا بود ... از جریانهای فناوری، تاریخی و سیاسی که دست به دست هم میتاختند تا این موجودیت را به ورطه نابودی سوق بدهند، بیخبر بود.» (ص. ۴۴)
📚 عمدهترین بخش کتاب به بررسی چین بعد از مائو اختصاص دارد. رهبری که خیال سرنگونی کل نظام ارزشی و سنتی جامعه چین را در سر داشت. (ص. ۱۲۷) کسی که چنان حکومت کرد که «چین مائو بنا به تعریف کشوری بود که در بحران دائمی به سر ببرد.» (ص. ۱۳۰) و «علیه هنر سنتی، فرهنگ، و اندیشههای کهن کشور اعلان جنگ داد.» (ص. ۱۳۲) و البته در تناقض ناشی از آن گیر افتاد زیرا «کشوری که در تحول و تلاطم همیشگی به سر میبرد چگونه میتواند در نظام بینالمللی جاری مشارکت داشته باشد؟ اگر دکترین انقلاب همیشگی عیناً و به معنای واقعی کلمه اعمال شور، کشور در یک حالت آشفتگی و نابهسامانی دائمی، شاید هم جنگ و خونریزی، به سر خواهد برد، و کشورهایی که در مسیر ثبات و پایداری گام برمیدارند، علیه آن متحد خواهند شد.» (ص. ۱۳۵)
📚 مائو که «انقلاب جهانی» را هم در دنیای خارج از چین دنبال میکرد «به اندازه کافی واقعبین بود که درک کند انقلاب جهانی به عنوان یک هدف عملی قابل پیگیری نیست. در نتیجه، تأثیر ملموس جمهوری خلق چین بر انقلاب جهانی، بیشتر در خبرچینی و حمایتهای اطلاعاتی از احزاب کمونیست محلی خلاصه میشد.» (ص. ۱۴۵)
📚 این واقعبینی به حدی بود که مائو بگوید «هر جا که انقلابی رخ بدهد، ما به پشتیبانی از آن بیانیه صادر خواهیم کرد و جلساتی در طرفداری از آن تشکیل خواهیم داد. ... ما دوست داریم کلمات تهی به زبان بیاوریم و توپهای تهی شلیک کنیم اما سربازانمان را به جهایی نخواهیم فرستاد.» (ص. ۲۸۰)
ادامه مطلب
خرید کتاب با تخفیف
چین
@barggbargg
Telegram
برگ برگ
رسانه معرفی و فروش کتاب
ارتباط با ادمین
@Bargbargg
صفحه اینستاگرام برگبرگ barggbargg@
ارتباط با ادمین
@Bargbargg
صفحه اینستاگرام برگبرگ barggbargg@
Forwarded from یادداشتها (کاظم نادرعلی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اختصاص ۱۵ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی به کارت ملی
لازم به توضیح که
دولت قبلا ماهانه به ۳۰ میلیون دستگاه وسیله نقلیه حدود ۱.۸ میلیارد لیتر بنزین میداد.
🔹 تو طرح جدید به ۸۵ میلیون ایرانی ۱۵ لیتر بنزین یعنی ماهانه ۱.۲۷ میلیارد لیتر بنزین قراره بده
🔹حالا هر کی وسیله نقلیه داره استفاده میکنه هر کسی هم استفاده نکنه دولت با نرخ آزاد مبلغش تو حساب سرپرست خانوار واریز میکنه
لازم به توضیح که
دولت قبلا ماهانه به ۳۰ میلیون دستگاه وسیله نقلیه حدود ۱.۸ میلیارد لیتر بنزین میداد.
🔹 تو طرح جدید به ۸۵ میلیون ایرانی ۱۵ لیتر بنزین یعنی ماهانه ۱.۲۷ میلیارد لیتر بنزین قراره بده
🔹حالا هر کی وسیله نقلیه داره استفاده میکنه هر کسی هم استفاده نکنه دولت با نرخ آزاد مبلغش تو حساب سرپرست خانوار واریز میکنه
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
صدراعظمیکهماست_میخورد_ومانکننبود.pdf
8.3 MB
🔳⭕️حکمرانان کشور درکلاس درس این خانم شرکت کنند!
۵ درس مهم صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
چندی پیش مردم آلمان به بالکنهای خود رفتند و ۶ دقیقه یک خانم را تشویق کردند. او در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ در قدرت بود. درآمد سرانه کشور (تعدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۰۵، ۴۴ هزار و ۷۵۰ دلار بود و اکنون به حدود ۵۳ هزار دلار رسیده است؛ بالاتر از کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن. او نرخ بیکاری ۱۱٪ تحویل گرفت، ۴٪ تحویل داد. متوسط تورم در دوران صدارت او، کمتر از ۱.۵٪ است. برخی معتقدند که یک Wirtschaftswunder (به زبان آلمانی یعنی معجزه اقتصادی) رخ داده است. چندی پیش یک نظرسنجی در ۱۴ کشور بزرگ اروپایی انجام شد. نتایج نشان داد که ۷۵ درصد از بزرگسالان در ۱۴ کشور اروپایی بیش از هر رهبر دیگری در منطقه به مرکل اعتماد دارند.
در گزارش پیوست به نام «صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!» ۵ درس مهم وی برای مدیران ارشد کشور را آورده ام. امیدوارم نسل بعدی حکمرانان ایران و مدیران ارشد آینده این سرزمین از آنگلا مرکل بسیار بیاموزند.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
۵ درس مهم صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
چندی پیش مردم آلمان به بالکنهای خود رفتند و ۶ دقیقه یک خانم را تشویق کردند. او در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ در قدرت بود. درآمد سرانه کشور (تعدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۰۵، ۴۴ هزار و ۷۵۰ دلار بود و اکنون به حدود ۵۳ هزار دلار رسیده است؛ بالاتر از کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن. او نرخ بیکاری ۱۱٪ تحویل گرفت، ۴٪ تحویل داد. متوسط تورم در دوران صدارت او، کمتر از ۱.۵٪ است. برخی معتقدند که یک Wirtschaftswunder (به زبان آلمانی یعنی معجزه اقتصادی) رخ داده است. چندی پیش یک نظرسنجی در ۱۴ کشور بزرگ اروپایی انجام شد. نتایج نشان داد که ۷۵ درصد از بزرگسالان در ۱۴ کشور اروپایی بیش از هر رهبر دیگری در منطقه به مرکل اعتماد دارند.
در گزارش پیوست به نام «صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!» ۵ درس مهم وی برای مدیران ارشد کشور را آورده ام. امیدوارم نسل بعدی حکمرانان ایران و مدیران ارشد آینده این سرزمین از آنگلا مرکل بسیار بیاموزند.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
✳️ پایان عمر دانشگاه !
مدیریت_عمومی
✍دکتر_علی_قربانی
در قواعد مدیریت دولتی نوین (به عبارتی کسب و کار) برای هر محصول چرخه عمری ترسیم می شود شامل مراحل: تولد، رشد، بلوغ، افول و مرگ. صرف نظر از فراز و نشیبی های جزئی که ممکن است در طول عمر محصولات مختلف رخ دهد، کلیت این چرخه برای همه محصولات صادق است. از نگاه مدیریت دولتی نوین نیز نهاد دانشگاه به عنوان عرضه کننده یک محصول (خدمت) از این قاعده مستثنی نیست.
هر سازمان ذاتا یک "نیاز" از مشتریان را تامین می کند. این نیاز در عصرهای مختلف در قالب "خواسته" های مختلف ظهور می کند و سازمان ها تلاش می کنند، «برای بقاء» تغییر خواسته های محیط و بازار در طول زمان را تشخیص دهند و متناسب با آن محصولات جدیدی عرضه کنند. به عنوان مثال «نیاز گرم شدن» در مقاطع مختلف از زمان به ترتیب از طریق خواسته های «هیزم»، ⬅️ «بخاری سیاه نفتی»، ⬅️ «بخاری پیشرفته نفتی»، ⬅️«بخاری گازی»، ⬅️ «پکیج شوفاژی»، ⬅️ «پکیج گرمایش از کف»، ⬅️ و «صفحات گرمایش خورشیدی» ارضا می شود. کسب و کارهایی که به جای تمرکز بر نیاز اصلی صرفا بر روی یک خواسته تمرکز می کنند، حتی در صورت تولید باکیفیت ترین خواسته در مقطعی خاص، در بلند مدت «محکوم به فنا» هستند (مثال شرکت ارج).
دانشگاه در راستای تامین «نیاز آموزش» در اعصار مختلف خواسته های ذیل را ارضا کرده است: «خواندن و نوشتن»، ⬅️ «آگاهی و فهم»، ⬅️«مدرک تحصیلی برای استخدام دولتی»، و در عصری که به دوره افول خود نزدیک می شود خواسته ⬅️«پرستیژ اجتماعی». در عصر فعلی که دانشگاه خواسته «پرستیژ» را تامین می کند، تغییر ابزار پرستیژ اجتماعی از مدرک کارشناسی به کارشناسی ارشد، و از کارشناسی ارشد به دکتری شاید مرگ این نهاد را صرفا با اندکی تاخیر مواجه سازد ولی مانع از مرگ نخواهد شد. این امر همانند تغییراتی است که محصولات دیگر در بازار از طریق تغییر رنگ و شکل و طراحی محصول در پی آن هستند.
با توجه به تحولات بازار و ظهور انبوهی از مردمان فاقد مهارت تخصصی برای کسب درآمد (که دانشگاه هم در ظهور آن بی تقصیر نیست)، در عصر حاضر جامعه تقاضای شدید ⬅️«خواسته ی مهارت تخصصی» را فریاد می زند. تعداد 6 برابری تعداد مشاغل در اروپا نسبت به ایران نیز موید وجود خواسته ای بکر و تقاضای گسترده برای مهارت های تخصصی درآمدزا و مشاغل جدید است. خواسته ای که در حال حاضر بعضا با مهاجرت موقت نیروی انسانی برای آموزش و یادگیری مشاغل و مهارت های جدید به کشورهای اروپایی و حتی ترکیه و امارات در حال تامین است. مهارت های تخصصی و مشاغلی که از طریق همین افراد به طرق مختلف ابتدا در کلان شهرها و سپس شهرهای کوچک تر به گروه های بعدی منابع انسانی آموزش داده می شود.
بدین ترتیب نیاز به آموزش نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه به شدت افزایش داشته است، ولی تشخیص خواسته های نوظهور وجه تمایز اصلی باقیان در فانیان محیط بازار است. اگر دانشگاه آهنگ تغییر را بشوند، شاید بتواند به بقاء امیدوار باشد، ولی در غیر اینصورت با اندکی اختلاف فاز خواسته مهارت تخصصی به شکلی دیگر و از طریق کسب و کارهای نوظهور دیگری تامین گردد. بنابراین نهاد دانشگاه از قاعده چرخه عمر محصول و تغییر خواسته ها مستثنی نیست، خواه متصدیان آن آهنگ تغییر بازار را بشنود یا گوش خود را به شدت بگیرند تا در آرامش، روزهای آخر تصدی گری خود را سپری کنند!
از دلایل ظهور وضع فعلی برای دانشگاه ها جدا از ناکارمدی های مدیریتی و کلان در خط مشی گذاری حوزه آموزش عالی، می توان به تقابل و نزاع ویرانگر بخش دولت و بازار اشاره کرد که البته رقابت دولت و بازار در عرصه ی واحد از دید دانشمندان مدیریت دولتی نوین (NPM) مردود است.
راهکار:
١-تمرکز نگاه دانشگاه به درون به جای نگاه به بیرون (دولت)
٢-تشخیص خواسته جدید مهارتهای تخصصی به منظور پاسخگویی به تقاضای جامعه
٣-چابکی در تشخیص و ارضا به موقع و مداوم مهارت های جدید تخصصی
٤-تغییرات ساختاری در دانشگاه ها به منظور مطابقت با نقش های جدید
٥-تحول در ماهیت و محتوای رشته ها یا دوره های دانشگاهی به سمت کارآفرینی (شروع از طريق دوره هاى آموزش آزاد)
٦-تحول در شیوه های آموزش
٧-آیین نامه های جدید و متفاوت در خصوص موظفی، نحوه ارزیابی و ارتقاء اعضا هیئت علمی دانشگاهها
٨-گرایش دانشگاه از تک محصولی به چند محصولی به منظور کاهش آسیب پذیری از تغییر خواسته ها در طول اعصار
٩-گرایش نهاد دانشگاه به سمت بازار
١٠-واگذاری دانشگاهها در بلند مدت به بخش خصوصی و هیئت امنا ها و رهایی حداکثری از دولت (واگذاری رشته های دانشگاهی که منافع عمومی و جوامع را دنبال می کند، مدنظر نظر نیست)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیریت_عمومی
✍دکتر_علی_قربانی
در قواعد مدیریت دولتی نوین (به عبارتی کسب و کار) برای هر محصول چرخه عمری ترسیم می شود شامل مراحل: تولد، رشد، بلوغ، افول و مرگ. صرف نظر از فراز و نشیبی های جزئی که ممکن است در طول عمر محصولات مختلف رخ دهد، کلیت این چرخه برای همه محصولات صادق است. از نگاه مدیریت دولتی نوین نیز نهاد دانشگاه به عنوان عرضه کننده یک محصول (خدمت) از این قاعده مستثنی نیست.
هر سازمان ذاتا یک "نیاز" از مشتریان را تامین می کند. این نیاز در عصرهای مختلف در قالب "خواسته" های مختلف ظهور می کند و سازمان ها تلاش می کنند، «برای بقاء» تغییر خواسته های محیط و بازار در طول زمان را تشخیص دهند و متناسب با آن محصولات جدیدی عرضه کنند. به عنوان مثال «نیاز گرم شدن» در مقاطع مختلف از زمان به ترتیب از طریق خواسته های «هیزم»، ⬅️ «بخاری سیاه نفتی»، ⬅️ «بخاری پیشرفته نفتی»، ⬅️«بخاری گازی»، ⬅️ «پکیج شوفاژی»، ⬅️ «پکیج گرمایش از کف»، ⬅️ و «صفحات گرمایش خورشیدی» ارضا می شود. کسب و کارهایی که به جای تمرکز بر نیاز اصلی صرفا بر روی یک خواسته تمرکز می کنند، حتی در صورت تولید باکیفیت ترین خواسته در مقطعی خاص، در بلند مدت «محکوم به فنا» هستند (مثال شرکت ارج).
دانشگاه در راستای تامین «نیاز آموزش» در اعصار مختلف خواسته های ذیل را ارضا کرده است: «خواندن و نوشتن»، ⬅️ «آگاهی و فهم»، ⬅️«مدرک تحصیلی برای استخدام دولتی»، و در عصری که به دوره افول خود نزدیک می شود خواسته ⬅️«پرستیژ اجتماعی». در عصر فعلی که دانشگاه خواسته «پرستیژ» را تامین می کند، تغییر ابزار پرستیژ اجتماعی از مدرک کارشناسی به کارشناسی ارشد، و از کارشناسی ارشد به دکتری شاید مرگ این نهاد را صرفا با اندکی تاخیر مواجه سازد ولی مانع از مرگ نخواهد شد. این امر همانند تغییراتی است که محصولات دیگر در بازار از طریق تغییر رنگ و شکل و طراحی محصول در پی آن هستند.
با توجه به تحولات بازار و ظهور انبوهی از مردمان فاقد مهارت تخصصی برای کسب درآمد (که دانشگاه هم در ظهور آن بی تقصیر نیست)، در عصر حاضر جامعه تقاضای شدید ⬅️«خواسته ی مهارت تخصصی» را فریاد می زند. تعداد 6 برابری تعداد مشاغل در اروپا نسبت به ایران نیز موید وجود خواسته ای بکر و تقاضای گسترده برای مهارت های تخصصی درآمدزا و مشاغل جدید است. خواسته ای که در حال حاضر بعضا با مهاجرت موقت نیروی انسانی برای آموزش و یادگیری مشاغل و مهارت های جدید به کشورهای اروپایی و حتی ترکیه و امارات در حال تامین است. مهارت های تخصصی و مشاغلی که از طریق همین افراد به طرق مختلف ابتدا در کلان شهرها و سپس شهرهای کوچک تر به گروه های بعدی منابع انسانی آموزش داده می شود.
بدین ترتیب نیاز به آموزش نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه به شدت افزایش داشته است، ولی تشخیص خواسته های نوظهور وجه تمایز اصلی باقیان در فانیان محیط بازار است. اگر دانشگاه آهنگ تغییر را بشوند، شاید بتواند به بقاء امیدوار باشد، ولی در غیر اینصورت با اندکی اختلاف فاز خواسته مهارت تخصصی به شکلی دیگر و از طریق کسب و کارهای نوظهور دیگری تامین گردد. بنابراین نهاد دانشگاه از قاعده چرخه عمر محصول و تغییر خواسته ها مستثنی نیست، خواه متصدیان آن آهنگ تغییر بازار را بشنود یا گوش خود را به شدت بگیرند تا در آرامش، روزهای آخر تصدی گری خود را سپری کنند!
از دلایل ظهور وضع فعلی برای دانشگاه ها جدا از ناکارمدی های مدیریتی و کلان در خط مشی گذاری حوزه آموزش عالی، می توان به تقابل و نزاع ویرانگر بخش دولت و بازار اشاره کرد که البته رقابت دولت و بازار در عرصه ی واحد از دید دانشمندان مدیریت دولتی نوین (NPM) مردود است.
راهکار:
١-تمرکز نگاه دانشگاه به درون به جای نگاه به بیرون (دولت)
٢-تشخیص خواسته جدید مهارتهای تخصصی به منظور پاسخگویی به تقاضای جامعه
٣-چابکی در تشخیص و ارضا به موقع و مداوم مهارت های جدید تخصصی
٤-تغییرات ساختاری در دانشگاه ها به منظور مطابقت با نقش های جدید
٥-تحول در ماهیت و محتوای رشته ها یا دوره های دانشگاهی به سمت کارآفرینی (شروع از طريق دوره هاى آموزش آزاد)
٦-تحول در شیوه های آموزش
٧-آیین نامه های جدید و متفاوت در خصوص موظفی، نحوه ارزیابی و ارتقاء اعضا هیئت علمی دانشگاهها
٨-گرایش دانشگاه از تک محصولی به چند محصولی به منظور کاهش آسیب پذیری از تغییر خواسته ها در طول اعصار
٩-گرایش نهاد دانشگاه به سمت بازار
١٠-واگذاری دانشگاهها در بلند مدت به بخش خصوصی و هیئت امنا ها و رهایی حداکثری از دولت (واگذاری رشته های دانشگاهی که منافع عمومی و جوامع را دنبال می کند، مدنظر نظر نیست)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢نظریه مقایسه اجتماعی
أساس بحث نظریه مقایسه اجتماعی آن است که افراد پیوسته از اطلاعاتی که در مورد افکار و توانایی های افراد دیگر دارند برای ارزیابی افکار و توانایی های خود استفاده می کنند (فستینگر، ۱۹۸۴).
💢این نظریه فرض می کند که افراد دست به مقایسه های اجتماعی می زنند چون نوعی نیاز به حفظ ارزیابی های پایدار و صحیح از خود در مقایسه با دیگران و حفظ و حفاظت از عزت نفس و ارزشمندی خود نوعی نیاز دارند.
💢این نظریه مدعی است که افراد به احتمال زیاد ترجیح میدهند که در قیاس با استانداردها و اطلاعات عینی به ارزشیابی خود بپردازند. در عین حال، اگر چنین اطلاعاتی دور از دسترس، مبهم یا نامشخص باشند، افراد نیز خود را با دیگران مقایسه می کنند.
💢فستینگر (۱۹۵۴) در ابتدا مطرح کرد که افراد تمایل دارند خودشان را با کسانی که شبیه به آنها هستند مقایسه کنند. دلیل استفاده از افراد مشابه برای مقایسه این است که آنها نسبت به حالتی که از افراد نامشابه استفاده میشود، مبنای دقیق تر و پایدارتری برای مقایسه در اختیار می گذارند. در عین حال افراد می توانند خودشان را با کسانی که از نظر ویژگی مود نظر شبیه به هم هستند مقایسه کنند.
❌این نظریه مدعی است که افراد از دیگران استفاده می کنند تا توانایی های خود را ارزشیابی کنند و بفهمند که چگونه باید احساس کنند و بیندیشند. وقتی افراد در مورد آنچه که احساس می کنند و می اندیشند، تا مطمئن هستند؛ تحت شرایط استرس شدید، تجربه تازه یا تغییر قرار دارند و در موقعیت هایی هستند که رقابت را تشدید می کنند، دست به مقایسه های اجتماعی می زنند.
⭕️«بهتر وبدتراز متوسط»
پژوهش هایی دراین باره تأیید کرد که افراد گرایش دارند خودشان را به منزله کسانی تصور کنند که تقریبا بهتر از هر کس دیگری کار را انجام میدهند
✅در عین حال، مور (۲۰۰۷) دریافت که معمولا در بسیاری از شرایط به ویژه در مورد رفتارهای نادر و توانایی های نامعمول، اثر «بدتر از متوسطه وجود دارد.
✅لاریکه برسون و سول (۲۰۰۷) دریافتند که وظایف سخت می توانند اعتماد بیش از اندازه اما برداشتهای بدتر از متوسط»، ایجاد کنند، در حالی که وظایف ساده می توانند اعتماد کمتر از حد ولی برداشتهای بهتر از متوسط ایجادکنند.
✅پژوهش ها نشان داده اند که نتایج مقایسه های اجتماعی می توانند از نوعناهمگون سازی با همگون سازی باشند.ناهمگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله فاصله گرفتن از فردی که با آن مقایسه صورت گرفته یا چیزی که شخص باید از آن احتراز کند، تعبیر می شود. همگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله نزدیک شدن به فرد شبیه یا چیزی که شخص آرزوی شدن آن را دارد، تعبیر می شود. برای مثال، دیدن یک فرد الگو میتواند شخص راترغیب به اصلاح خودش کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
أساس بحث نظریه مقایسه اجتماعی آن است که افراد پیوسته از اطلاعاتی که در مورد افکار و توانایی های افراد دیگر دارند برای ارزیابی افکار و توانایی های خود استفاده می کنند (فستینگر، ۱۹۸۴).
💢این نظریه فرض می کند که افراد دست به مقایسه های اجتماعی می زنند چون نوعی نیاز به حفظ ارزیابی های پایدار و صحیح از خود در مقایسه با دیگران و حفظ و حفاظت از عزت نفس و ارزشمندی خود نوعی نیاز دارند.
💢این نظریه مدعی است که افراد به احتمال زیاد ترجیح میدهند که در قیاس با استانداردها و اطلاعات عینی به ارزشیابی خود بپردازند. در عین حال، اگر چنین اطلاعاتی دور از دسترس، مبهم یا نامشخص باشند، افراد نیز خود را با دیگران مقایسه می کنند.
💢فستینگر (۱۹۵۴) در ابتدا مطرح کرد که افراد تمایل دارند خودشان را با کسانی که شبیه به آنها هستند مقایسه کنند. دلیل استفاده از افراد مشابه برای مقایسه این است که آنها نسبت به حالتی که از افراد نامشابه استفاده میشود، مبنای دقیق تر و پایدارتری برای مقایسه در اختیار می گذارند. در عین حال افراد می توانند خودشان را با کسانی که از نظر ویژگی مود نظر شبیه به هم هستند مقایسه کنند.
❌این نظریه مدعی است که افراد از دیگران استفاده می کنند تا توانایی های خود را ارزشیابی کنند و بفهمند که چگونه باید احساس کنند و بیندیشند. وقتی افراد در مورد آنچه که احساس می کنند و می اندیشند، تا مطمئن هستند؛ تحت شرایط استرس شدید، تجربه تازه یا تغییر قرار دارند و در موقعیت هایی هستند که رقابت را تشدید می کنند، دست به مقایسه های اجتماعی می زنند.
⭕️«بهتر وبدتراز متوسط»
پژوهش هایی دراین باره تأیید کرد که افراد گرایش دارند خودشان را به منزله کسانی تصور کنند که تقریبا بهتر از هر کس دیگری کار را انجام میدهند
✅در عین حال، مور (۲۰۰۷) دریافت که معمولا در بسیاری از شرایط به ویژه در مورد رفتارهای نادر و توانایی های نامعمول، اثر «بدتر از متوسطه وجود دارد.
✅لاریکه برسون و سول (۲۰۰۷) دریافتند که وظایف سخت می توانند اعتماد بیش از اندازه اما برداشتهای بدتر از متوسط»، ایجاد کنند، در حالی که وظایف ساده می توانند اعتماد کمتر از حد ولی برداشتهای بهتر از متوسط ایجادکنند.
✅پژوهش ها نشان داده اند که نتایج مقایسه های اجتماعی می توانند از نوعناهمگون سازی با همگون سازی باشند.ناهمگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله فاصله گرفتن از فردی که با آن مقایسه صورت گرفته یا چیزی که شخص باید از آن احتراز کند، تعبیر می شود. همگون سازی بدان معناست که ارزشیابی از خود به منزله نزدیک شدن به فرد شبیه یا چیزی که شخص آرزوی شدن آن را دارد، تعبیر می شود. برای مثال، دیدن یک فرد الگو میتواند شخص راترغیب به اصلاح خودش کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰نرخ فلاکت در ایران به اوج رسید
شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 درصد رسید. بررسی این متغیر در یک دهه اخیر نشان می دهد این بیشترین میزان شاخص مذکور در بازه ده ساله اقتصاد ایران بوده که نشان از وضع نامناسب اقتصاد در این مقطع داشته است.
اکو ایران: شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 واحد درصد رسیده است. این مقدار از شاخص فلاکت در یک دهه اخیر بی سابقه بوده است. شاخص فلاکت در کنار نرخ تورم و نرخ بیکاری از شاخص های مهم در اقتصاد هر کشوری است که می توان از طریق آن سطح معیشت افراد جامعه را مورد بررسی قرار داد.
به طور کلی شاخص فلاکت برابر با مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری است. این مفهوم برای اولین بار در سال های 1970 به منظور نشان دادن میزان سلامت یک اقتصاد توسط آرتور اوکان مطرح گردید. عدد بیشتر در اینجا به معنای آن است که مردم احساس سختی بیشتری دارند. هرگاه شاخص فلاکت افزایش یابد به این معنی است که یا تورم افزایش زیادی یافته و یا نرخ بیکاری و یا هردوی آن ها با هم دیگر افزایش داشته اند. اما در هر حالت سطح بالای این شاخص نمایان گر وضعیت نامطلوب سلامت اقتصاد در هر کشوری است. به عبارت دیگر افزایش شاخص فلاکت به صورت کلی نشان دهنده این است که با افرادی که در سن کار و در جستجوی کار هستند، نمی توانند کار پیدا کنند و یا قدرت خرید مردم که تحت تاثیر تورم است کاهش یافته است.
رکوردزنی شاخص فلاکت در تابستان 1400
شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی کل کشور در تابستان 1400 رقم 338.7 بوده است. درصد تغییرات شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی در چهار فصل منتهی به تابستان سال جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم میانگین) 45.8 واحد درصد بوده است. همچنین در فصل تابستان امسال نرخ بیکاری جمعیت پانزده ساله و بیشتر حدود 9.6 درصد بوده است .
با این اوصاف و جمع کردن این دو متغیر مهم اقتصادی در تابستان سال 1400 می توان شاخص فلاکت را بدست آورد. اگر روند افزایش شاخص فلاکت را از سال 1397 تا تابستان 1400 بررسی کنیم، در مییابیم که این افزایش شاخص فلاکت ناشی از افزایش نرخ بیکاری نبوده است. زیرا نرخ بیکاری در سال 1397 حدود دوازده درصد بوده است اما در تابستان سال جاری به حدود 9.6 درصد رسیده است. از طرفی نرخ تورم در سال 1397 تقریبا 26.9 درصد بوده است و در تابستان سال جاری به حدود 45.8 درصد رسیده است. پس افزایش شاخص فلاکت در چهار سال اخیر را می توان با قطعیت متوجه افزایش تورم دانست.
اما روند شاخص فلاکت طبق پژوهش امین نوری کوچی(1397) نشان میدهد که در دوره چهار رئیس جمهوری قبلی ایران چه روند داشته است. طبق این پژوهش شاخص فلاکت در دوره اول و دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی یک روند نزولی داشته است. و در دو دوره دوران زمام داری آقای محمد خاتمی شاخص فلاکت تقریبا روند ثابتی داشته است. اما در دوران ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد این شاخص روند رو به رشدی داشته است و در سال های پایانی ریاست جمهوری او کشور تقریبا بیشترین مقدار شاخص فلاکت را تجربه کرده است.
همچنین در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی شاخص فلاکت یک روند نزولی قابل توجهی را تجربه کرده است، اما دوره دوم ایشان روند شاخص فلاکت افزایشی بود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 درصد رسید. بررسی این متغیر در یک دهه اخیر نشان می دهد این بیشترین میزان شاخص مذکور در بازه ده ساله اقتصاد ایران بوده که نشان از وضع نامناسب اقتصاد در این مقطع داشته است.
اکو ایران: شاخص فلاکت در تابستان سال 1400 به 55.4 واحد درصد رسیده است. این مقدار از شاخص فلاکت در یک دهه اخیر بی سابقه بوده است. شاخص فلاکت در کنار نرخ تورم و نرخ بیکاری از شاخص های مهم در اقتصاد هر کشوری است که می توان از طریق آن سطح معیشت افراد جامعه را مورد بررسی قرار داد.
به طور کلی شاخص فلاکت برابر با مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری است. این مفهوم برای اولین بار در سال های 1970 به منظور نشان دادن میزان سلامت یک اقتصاد توسط آرتور اوکان مطرح گردید. عدد بیشتر در اینجا به معنای آن است که مردم احساس سختی بیشتری دارند. هرگاه شاخص فلاکت افزایش یابد به این معنی است که یا تورم افزایش زیادی یافته و یا نرخ بیکاری و یا هردوی آن ها با هم دیگر افزایش داشته اند. اما در هر حالت سطح بالای این شاخص نمایان گر وضعیت نامطلوب سلامت اقتصاد در هر کشوری است. به عبارت دیگر افزایش شاخص فلاکت به صورت کلی نشان دهنده این است که با افرادی که در سن کار و در جستجوی کار هستند، نمی توانند کار پیدا کنند و یا قدرت خرید مردم که تحت تاثیر تورم است کاهش یافته است.
رکوردزنی شاخص فلاکت در تابستان 1400
شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی کل کشور در تابستان 1400 رقم 338.7 بوده است. درصد تغییرات شاخص قیمت کالا و خدمات مصرفی در چهار فصل منتهی به تابستان سال جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم میانگین) 45.8 واحد درصد بوده است. همچنین در فصل تابستان امسال نرخ بیکاری جمعیت پانزده ساله و بیشتر حدود 9.6 درصد بوده است .
با این اوصاف و جمع کردن این دو متغیر مهم اقتصادی در تابستان سال 1400 می توان شاخص فلاکت را بدست آورد. اگر روند افزایش شاخص فلاکت را از سال 1397 تا تابستان 1400 بررسی کنیم، در مییابیم که این افزایش شاخص فلاکت ناشی از افزایش نرخ بیکاری نبوده است. زیرا نرخ بیکاری در سال 1397 حدود دوازده درصد بوده است اما در تابستان سال جاری به حدود 9.6 درصد رسیده است. از طرفی نرخ تورم در سال 1397 تقریبا 26.9 درصد بوده است و در تابستان سال جاری به حدود 45.8 درصد رسیده است. پس افزایش شاخص فلاکت در چهار سال اخیر را می توان با قطعیت متوجه افزایش تورم دانست.
اما روند شاخص فلاکت طبق پژوهش امین نوری کوچی(1397) نشان میدهد که در دوره چهار رئیس جمهوری قبلی ایران چه روند داشته است. طبق این پژوهش شاخص فلاکت در دوره اول و دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی یک روند نزولی داشته است. و در دو دوره دوران زمام داری آقای محمد خاتمی شاخص فلاکت تقریبا روند ثابتی داشته است. اما در دوران ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد این شاخص روند رو به رشدی داشته است و در سال های پایانی ریاست جمهوری او کشور تقریبا بیشترین مقدار شاخص فلاکت را تجربه کرده است.
همچنین در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی شاخص فلاکت یک روند نزولی قابل توجهی را تجربه کرده است، اما دوره دوم ایشان روند شاخص فلاکت افزایشی بود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰در کتاب " فقر احمق میکند" می خوانیم:
🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند؟
🔰طرز فکری قدیمی میگوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد میکند. از نظر آنها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی میگیرند که فقیر هستند.
🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل میشود؛ از گرسنگی کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
🔰روانشناسان بهخوبی این مفهوم را توضیح دادهاند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، تواناییها و مهارتهای دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامهریزی بلندمدت مختل میشود. بهگفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانهای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند میشود. در واقع ما ظرفیتهای ذهنیمان را از دست نمیدهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشتههای معمولمان را نخواهیم داشت.
🔰اما مهمترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخصساختن این ادعا است که کمیابی میتواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آنها این است: ویژگیهایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی میشوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن میقبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شدهاند.
🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال دادهها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنایباند» را بهدنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیمگیری و اقدام را میکاهد. او برای تبیین این موضوع چنین میگوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر میتواند تو را احمقتر کند»
🔰مولاینیتن و شفیر توضیح میدهند که «افزایش دغدغههای مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آنها را حتی بیش از بیخوابیِ شدید کاهش میدهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن میکاهد.
🔰آنطور که مولاینیتن توضیح میدهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی میتواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان میدهند
🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی مییابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان میشود، تمرکزشان کاهش مییابد و برنامههای بلندمدت آنان، جایش را به برنامهای کوتاهمدت روزمرگی میدهد: "خاموشکردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود میآورد
🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر بهخوبی مطلعاند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد میکند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن میگوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاستگذاران برای حل مشکلات به آن تکیه میکنند. دانشمندان منابع گستردهای را صَرف توسعۀ داروها، فناوریهای تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی میکنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شدهاند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوریها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده میکنند.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند؟
🔰طرز فکری قدیمی میگوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد میکند. از نظر آنها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی میگیرند که فقیر هستند.
🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل میشود؛ از گرسنگی کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
🔰روانشناسان بهخوبی این مفهوم را توضیح دادهاند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، تواناییها و مهارتهای دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامهریزی بلندمدت مختل میشود. بهگفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانهای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند میشود. در واقع ما ظرفیتهای ذهنیمان را از دست نمیدهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشتههای معمولمان را نخواهیم داشت.
🔰اما مهمترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخصساختن این ادعا است که کمیابی میتواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آنها این است: ویژگیهایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی میشوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن میقبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شدهاند.
🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال دادهها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنایباند» را بهدنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیمگیری و اقدام را میکاهد. او برای تبیین این موضوع چنین میگوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر میتواند تو را احمقتر کند»
🔰مولاینیتن و شفیر توضیح میدهند که «افزایش دغدغههای مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آنها را حتی بیش از بیخوابیِ شدید کاهش میدهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن میکاهد.
🔰آنطور که مولاینیتن توضیح میدهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی میتواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان میدهند
🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی مییابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان میشود، تمرکزشان کاهش مییابد و برنامههای بلندمدت آنان، جایش را به برنامهای کوتاهمدت روزمرگی میدهد: "خاموشکردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود میآورد
🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر بهخوبی مطلعاند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد میکند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن میگوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاستگذاران برای حل مشکلات به آن تکیه میکنند. دانشمندان منابع گستردهای را صَرف توسعۀ داروها، فناوریهای تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی میکنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شدهاند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوریها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده میکنند.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
Forwarded from یادداشتها (کاظم نادرعلی)
♻️یک کارگر با حقوق چند ماه قادر است یک هیوندا سانتافه مدل ۲۰۲۰ بخرد؟
🔹نیویورک آمریکا :حقوق ۱۲ ماه
🔹تورنتو کانادا : حقوق ۱۴ ماه
🔹برلین آلمان : حقوق ۱۷ ماه
🔹لندن انگلیس : حقوق ۱۸ ماه
🔹ایران اسلامی : حدود ۵۷۰ ماه
قیمت خودرو ۲ میلیارد تومان و حداقل حقوق کارگر ۳.۵ میلیون
حدود ۵۷۰ ماه
تازه بعید میدونم ۲ میلیارد تومن هم بشه مدل ۲۰۲۰ اینجا خرید.
به هر حال تا این میزان تفاوت در قدرت خرید واقعا جای بحث دارد.
🔹نیویورک آمریکا :حقوق ۱۲ ماه
🔹تورنتو کانادا : حقوق ۱۴ ماه
🔹برلین آلمان : حقوق ۱۷ ماه
🔹لندن انگلیس : حقوق ۱۸ ماه
🔹ایران اسلامی : حدود ۵۷۰ ماه
قیمت خودرو ۲ میلیارد تومان و حداقل حقوق کارگر ۳.۵ میلیون
حدود ۵۷۰ ماه
تازه بعید میدونم ۲ میلیارد تومن هم بشه مدل ۲۰۲۰ اینجا خرید.
به هر حال تا این میزان تفاوت در قدرت خرید واقعا جای بحث دارد.
▪️شهادت جانسوز بانوی بزرگ عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)، دخت پیامبر نبی مکرم اسلام تسلیت باد
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌐 @Competentmanagers
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌐 @Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، اینها همه هست و این همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی
🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.
🔰با تقدیم احترام؛ کاشفی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، اینها همه هست و این همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی
🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.
🔰با تقدیم احترام؛ کاشفی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers