(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
عقب ماندگی کشورهای نظیر ایران سرسری کردن اموزشها، حرفهها و فنون علم و دانش در مدارس و دانشگاهها را میتوان عنوان کرد به طوری که زمینگیر شدن سازمان عریض و طویل آموزش و پرورش را امروزه با چشمان خود میبینیم که در ۱۶ سال آموزش پیشدبستانی، دبستانی تا اخذ دیپلم توان آموزش زبان انگلیسی را به دانشآموزان ندارد و حتی این سازمان در یاد دادن فرایض دینی از جمله نماز در این ۱۶ سال که خانوادهها بچههای خود را به آموزش و پرورش میسپارند ناتوان است.
در حالیکه در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش پایه و اساس توسعه هر کشور است و سرمایهگذاری کلان ملی و توجه عموم سیاستمداران و برنامهریزان آموزشی به آموزش و پرورش قابل توجه است.
متاسفانه سالانه شاهد مهاجرت سیلآسای نخبگان و دانشآموختگان ممتاز دانشگاهی ایران به کشورهای غربی هستیم.نهادها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی در ایران توان جذب و نگهداری و حفظ نخبگان و افراد مستعد را ندارد و ساختار سازمان و شرکت در این مقوله بسیار ضعیف است و تشکیلات سازمان ها،شرکت ها و نهاد های مربوطه در ضعف نظام آموزشی و دانشگاهی و عدم توجه به مهارت آموزشی و یادگیری فنون، گسست بین حکمرانان و روشنفکران، نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه، بها ندادن به شایستگیهای فردی و فنی و مهارت، نبود ارتباطات مناسب بینالمللی همه و همه به عقب ماندگی ما منجر شده است.
نظام تصمیمگیری با اسلوب خرد جمعی و عقلانیت، باز شدن فضاهای نقادی و تضارب آراء و اندیشهها در رسانههای جمعی، سربرآوردن رادیو و تلویزیونهای خصوصی، توسعه رشتههای دانش محور و… توجه به رشتههای مدیریتی، استعدادیابی و توانمندسازی، پیریزی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری، پژوهش و نوآوری و کارآفرینی، ارتباطات گسترده علمی و بینالمللی و کاستن از تنشهای سیاسی در منطقه و توجه به ابعاد توسعه جمعی کار کردن، توجه به اعتماد و مشارکت عموم همه و همه از راههای برون رفت از این نابسامانیها و توسعه نیافتگی هاست. وقتی سیاستهای گلاستنوست و پروستریکای میخائیل گورباچف نظام کمونیستی را به شکست انجامید گورباچف گفت: باید انسان در محور اصلی قرار گیرد. یادگیری، کار، کوشش، تلاش و اثربخشی باید در سر لوحه امور ما قرار گیرد و وقتی خداوند میفرماید انسان بدون تلاش و کوشش به جایی نمیرسد، با این حال چرا در دهههای اخیر ما ملتی تنبل و بیکار شدهایم و میزان کار و تلاش در کشورهای توسعه یافته ۱۰ ساعت و در کشور ما یک ساعت گزارش میشود. این دلیلی بر عقب ماندگی ما نیست!؟
در کنار این ها، تحرک عمومی برای کار و تلاش، توجه به صادرات و شفافسازی و اخذ مالیات صحیح و اهتمام به گسترش گردشگری، شکلدهی به دانشگاههای کارآفرین، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال بخشی از سرمایههای ۲ هزار میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج کشور و جلوگیری از صدور مواد خام نفتی و معدنی و فرآوری آنها و بالا بردن ارزش افزوده همه و همه با اتکا به نیروی آموزش دیدهی کیفی و متخصص میتواند به توسعه یافتگی کشورمان کمک شایان نماید.
در حالیکه در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش پایه و اساس توسعه هر کشور است و سرمایهگذاری کلان ملی و توجه عموم سیاستمداران و برنامهریزان آموزشی به آموزش و پرورش قابل توجه است.
متاسفانه سالانه شاهد مهاجرت سیلآسای نخبگان و دانشآموختگان ممتاز دانشگاهی ایران به کشورهای غربی هستیم.نهادها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی در ایران توان جذب و نگهداری و حفظ نخبگان و افراد مستعد را ندارد و ساختار سازمان و شرکت در این مقوله بسیار ضعیف است و تشکیلات سازمان ها،شرکت ها و نهاد های مربوطه در ضعف نظام آموزشی و دانشگاهی و عدم توجه به مهارت آموزشی و یادگیری فنون، گسست بین حکمرانان و روشنفکران، نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه، بها ندادن به شایستگیهای فردی و فنی و مهارت، نبود ارتباطات مناسب بینالمللی همه و همه به عقب ماندگی ما منجر شده است.
نظام تصمیمگیری با اسلوب خرد جمعی و عقلانیت، باز شدن فضاهای نقادی و تضارب آراء و اندیشهها در رسانههای جمعی، سربرآوردن رادیو و تلویزیونهای خصوصی، توسعه رشتههای دانش محور و… توجه به رشتههای مدیریتی، استعدادیابی و توانمندسازی، پیریزی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری، پژوهش و نوآوری و کارآفرینی، ارتباطات گسترده علمی و بینالمللی و کاستن از تنشهای سیاسی در منطقه و توجه به ابعاد توسعه جمعی کار کردن، توجه به اعتماد و مشارکت عموم همه و همه از راههای برون رفت از این نابسامانیها و توسعه نیافتگی هاست. وقتی سیاستهای گلاستنوست و پروستریکای میخائیل گورباچف نظام کمونیستی را به شکست انجامید گورباچف گفت: باید انسان در محور اصلی قرار گیرد. یادگیری، کار، کوشش، تلاش و اثربخشی باید در سر لوحه امور ما قرار گیرد و وقتی خداوند میفرماید انسان بدون تلاش و کوشش به جایی نمیرسد، با این حال چرا در دهههای اخیر ما ملتی تنبل و بیکار شدهایم و میزان کار و تلاش در کشورهای توسعه یافته ۱۰ ساعت و در کشور ما یک ساعت گزارش میشود. این دلیلی بر عقب ماندگی ما نیست!؟
در کنار این ها، تحرک عمومی برای کار و تلاش، توجه به صادرات و شفافسازی و اخذ مالیات صحیح و اهتمام به گسترش گردشگری، شکلدهی به دانشگاههای کارآفرین، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال بخشی از سرمایههای ۲ هزار میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج کشور و جلوگیری از صدور مواد خام نفتی و معدنی و فرآوری آنها و بالا بردن ارزش افزوده همه و همه با اتکا به نیروی آموزش دیدهی کیفی و متخصص میتواند به توسعه یافتگی کشورمان کمک شایان نماید.
Forwarded from دانشگاه مدیریت
Telegram.apk
59.7 MB
🔴آپدیت جدید تلگرام اصلی
♻️Telegram version V8.3.0♻️
❇️محتوای محافظت شده، حذف پیام بر اساس تاریخ، مدیریت دستگاه و موارد بیشتر.
📌اطلاعات بیشتر در مورد این بروزرسانی
📥 لینک دانلود برای تمام سیستم عامل ها
📥 لینک دانلود برای اندروید
📥 لینک دانلود برای آیفون
📥 لینک دانلود برای دسکتاپ
حتما اپدیت کنید و از ویژگی های جدید و خفن تلگرام استفاده کنید😍
قبلنا خیلی ها مجبور بودن از تلگرام های غیر رسمی به بهانه ی اپشن های بیشترشون (مثل فوروارد پیشرفته و دسته بندی و... ) استفاده کنن،ولی الان با اپدیت های جدید تلگرام با اختلاف بهتر از پلتفرم های دیگه و تلگرام های غیر رسمی هست و دیگه هیچ نیازی به اپلیکیشن های دیگه نیست
کانال دانشگاه مدیریت
👇👇👇👇👇
@unimanage
♻️Telegram version V8.3.0♻️
❇️محتوای محافظت شده، حذف پیام بر اساس تاریخ، مدیریت دستگاه و موارد بیشتر.
📌اطلاعات بیشتر در مورد این بروزرسانی
📥 لینک دانلود برای تمام سیستم عامل ها
📥 لینک دانلود برای اندروید
📥 لینک دانلود برای آیفون
📥 لینک دانلود برای دسکتاپ
حتما اپدیت کنید و از ویژگی های جدید و خفن تلگرام استفاده کنید😍
قبلنا خیلی ها مجبور بودن از تلگرام های غیر رسمی به بهانه ی اپشن های بیشترشون (مثل فوروارد پیشرفته و دسته بندی و... ) استفاده کنن،ولی الان با اپدیت های جدید تلگرام با اختلاف بهتر از پلتفرم های دیگه و تلگرام های غیر رسمی هست و دیگه هیچ نیازی به اپلیکیشن های دیگه نیست
کانال دانشگاه مدیریت
👇👇👇👇👇
@unimanage
🔰اگر از شغل خود تنفر دارید، باز هم میتوانید به موفقیت و پیشرفت برسید
شاید هر فردی برای داشتن درآمد ناچار باشد در جایی کار کند که علاقهای به آن ندارد. زمانی که استرس و نارضایتی کاری در کارمندی بروز کند به خوبی نمیتواند توانایی خود را در انجام وظایف و کارهایش به نمایش گذارد.
در این مواقع عدهای تصمیم میگیرند شغل خود را تغییر دهند، اما قبل از این که خود را بیکار کنید، روی نکات و راهنماییهای زیر تأمل کنید تا بتوانید در شغلی که اکنون موردعلاقهتان نیست، موفق شوید.
با همکاران خود ارتباط دوستانه برقرار کنید
شما نیمی از روز را در محل کارتان سپری میکنید، پس توصیه میشود با همکاران فعلی خود ارتباط برقرار کنید تا احساس کسالت و شکست نکنید.
تمام مهارتهایتان را به کار بگیرید
در هر صورت باید بتوانید تمام تجربه و تخصص خود را به نمایش بگذارید. وقتی در زمینه تخصصی خود عملکرد موفقی داشته باشید، به یکی از داراییهای ارزشمند آن شرکت تبدیل خواهید شد که مدیر از آن غافل نمیماند.
به خودتان انرژی مثبت دهید
شاید به شغلتان علاقهای نداشته باشید، اما لازم است زندگی شخصی خود را پربار کنید. توصیه میکنیم هر فعالیتی در زمینه ورزش، نقاشی و ... که به آن علاقه دارید و در شما اشتیاق و انرژی به وجود میآورد را دنبال کنید تا استرس را از خود دور کرده و با انگیزهی بیشتری در حرفهی خود گام بردارید.
موفقیت در رسیدن به اهداف کوچک را جشن بگیرید
اهداف کوچک و کوتاه مدتی برای خود در نظر بگیرید و بعد از رسیدن به آنها به خودتان جایزه دهید، با این کار تلاشها و نتیجه سختکوشی خود را جشن میگیرید و به خود میفهمانید که هنوز قدرت دست یابی به آرزوها و خواستههایتان را دارید.
مزایا و معایب شغل خود را در کنار هم ببینید
وقتی به شغل فعلیتان علاقه ندارید، توصیه میشود نکات مثبت و منفی آن را در کنار هم قرار دهید و نسبت به هم بسنجید.
در این زمان اگر میگویید نکات منفی شغل من خیلی بیشتر است، قطعاً وقت آن رسیده تا به دنبال موقعیت شغلی دیگری باشید، حتی اگر هنوز امکان کار در شغل رویایی خود را ندارید.
دلسرد نشوید و همواره رویاهایتان را در نظر بگیرید
یاس و نا امیدی سبب میشود تمام انرژیتان از دست برود و در نهایت به اهداف و خواستههای خود نرسید. پس هیچ وقت رویاهای خود را فراموش نکنید.
استیون جاف، نویسنده و مدیرعامل کمپانی Farmer Jaffe Weissing میگوید:
"خیلی مهم است که به شغل خود علاقه داشته باشید. از تمام فرصت هایی که برایتان ایجاد میشود طوری استفاده کنید که ارزش وقت و انرژیتان را داشته باشد. ما در این زندگی زمان محدودی داریم و تا ابد زندگی نمیکنیم، پس باید بیشترین بهره را از آن ببریم. پس یاد بگیریم در کارهای کوچک و بی اهمیت نیز زندگی خوبی را به نمایش گذاریم."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شاید هر فردی برای داشتن درآمد ناچار باشد در جایی کار کند که علاقهای به آن ندارد. زمانی که استرس و نارضایتی کاری در کارمندی بروز کند به خوبی نمیتواند توانایی خود را در انجام وظایف و کارهایش به نمایش گذارد.
در این مواقع عدهای تصمیم میگیرند شغل خود را تغییر دهند، اما قبل از این که خود را بیکار کنید، روی نکات و راهنماییهای زیر تأمل کنید تا بتوانید در شغلی که اکنون موردعلاقهتان نیست، موفق شوید.
با همکاران خود ارتباط دوستانه برقرار کنید
شما نیمی از روز را در محل کارتان سپری میکنید، پس توصیه میشود با همکاران فعلی خود ارتباط برقرار کنید تا احساس کسالت و شکست نکنید.
تمام مهارتهایتان را به کار بگیرید
در هر صورت باید بتوانید تمام تجربه و تخصص خود را به نمایش بگذارید. وقتی در زمینه تخصصی خود عملکرد موفقی داشته باشید، به یکی از داراییهای ارزشمند آن شرکت تبدیل خواهید شد که مدیر از آن غافل نمیماند.
به خودتان انرژی مثبت دهید
شاید به شغلتان علاقهای نداشته باشید، اما لازم است زندگی شخصی خود را پربار کنید. توصیه میکنیم هر فعالیتی در زمینه ورزش، نقاشی و ... که به آن علاقه دارید و در شما اشتیاق و انرژی به وجود میآورد را دنبال کنید تا استرس را از خود دور کرده و با انگیزهی بیشتری در حرفهی خود گام بردارید.
موفقیت در رسیدن به اهداف کوچک را جشن بگیرید
اهداف کوچک و کوتاه مدتی برای خود در نظر بگیرید و بعد از رسیدن به آنها به خودتان جایزه دهید، با این کار تلاشها و نتیجه سختکوشی خود را جشن میگیرید و به خود میفهمانید که هنوز قدرت دست یابی به آرزوها و خواستههایتان را دارید.
مزایا و معایب شغل خود را در کنار هم ببینید
وقتی به شغل فعلیتان علاقه ندارید، توصیه میشود نکات مثبت و منفی آن را در کنار هم قرار دهید و نسبت به هم بسنجید.
در این زمان اگر میگویید نکات منفی شغل من خیلی بیشتر است، قطعاً وقت آن رسیده تا به دنبال موقعیت شغلی دیگری باشید، حتی اگر هنوز امکان کار در شغل رویایی خود را ندارید.
دلسرد نشوید و همواره رویاهایتان را در نظر بگیرید
یاس و نا امیدی سبب میشود تمام انرژیتان از دست برود و در نهایت به اهداف و خواستههای خود نرسید. پس هیچ وقت رویاهای خود را فراموش نکنید.
استیون جاف، نویسنده و مدیرعامل کمپانی Farmer Jaffe Weissing میگوید:
"خیلی مهم است که به شغل خود علاقه داشته باشید. از تمام فرصت هایی که برایتان ایجاد میشود طوری استفاده کنید که ارزش وقت و انرژیتان را داشته باشد. ما در این زندگی زمان محدودی داریم و تا ابد زندگی نمیکنیم، پس باید بیشترین بهره را از آن ببریم. پس یاد بگیریم در کارهای کوچک و بی اهمیت نیز زندگی خوبی را به نمایش گذاریم."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from عکس نگار
🔰 بحث برانگیزترین موضوع در زمانه اندیشیدن آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم" هایدگر
📕"اندیشیدن" چیست؟
🔹هایدگر می گوید که ما "اندیشه نمی کنیم"، تاکید می کند حتی آنان که به صورت تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و یا عدد و ارقام یا حتی فلسفه است و دانش، آنان نیز نمی اندیشند، و همگی دچار "فقر تفکریم" اما یعنی چه که ما نمی اندیشیم، مگر اندیشه چیست؟
🔹هایدگر در کتاب «چه باشد آن چه خوانندش تفکر» به خوبی نشان میدهد که؛ انباشتن اطلاعات ذهن، به معنای اندیشیدن نیست، کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این وجود در حقِ او گفته شده است که"کل تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط"
🔹به یک اعتبار اشتباه و خطای انسان این عصر آن است که انباشتن اطلاعات در ذهن و کسب هر اطلاعاتی را اولا): دانش می پندارد و ثانیا): این انباشتگی را نیز «اندیشه» می انگارد.
🔹چیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست، هزاران هزار پست در شبکه های اجتماعی است که ادعای آگاهی دارد و در عین حال بسط جهل می کند، هرگز «اندیشه» نیست!
🔹اگر مشغولیات ذهنی، اندیشه نیست و نمی توان آن را اندیشه نامید، پس چه چیز است که آدمی را به اندیشه فرا می خواند؟ طبیعت؟ تکنولوژی؟ جامعه؟ اقتصاد؟ فرهنگ؟ دین و دیانت؟ فلسفه؟ علوم انسانی؟ تجربه؟
🔹این ها که همه در ذیل همان انباشتن اطلاعات و کسب دانش قرار میگیرد، پس " چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟" چه چیز ما را به "اندیشه کردن و اندیشیدن دعوت می کند"؟
🔹همانطور که در رابطه با فهمیدن، "عمل فهم داریم" و "فهمیدن هم یک نوع عمل" است، اندیشه نیز چنین است، هایدگر اندیشه را یک عمل و تجربه می داند، از "تجربه ی تفکر" سخن می گوید، او از تجربه ی تفکر و آموزش اندیشه سخن می گوید، و همین است که برای او مهم است، یعنی آموزش اندیشه است که مهم است، و نه "انباشتن اطلاعات"
🔹این تجربه ی تفکر چه نوع تجربه ای است؟ و چه چیز ما را به "اندیشیدن" و یا "عمل اندیشیدن و تجربه ی تفکر" دعوت می کند؟ هایدگر می گوید؛ این خود "اندیشیدن" است که ما را به اندیشیدن دعوت می کند!
🔹وقتی اندیشیدن و تفکر، یک عمل و تجربه باشد و ما بدانیم و بیاموزیم که به چه طریق می شود آن اندیشه را تجربه کرد، در آن صورت خواهیم دانست که چگونه اندشیدین ما را به اندیشیدن، دعوت میکند، گفتیم که اندیشیدن یک عمل و تجربه است، اما چه نوع تجربه ای ست؟ تجربه ای است که در "راه" به دست می آید، بنابراین اندیشیدن می شود چیزی که در راه به دست می آید، اما نباید فراموش کرد که هایدگر سریعا می گوید که «غایت» اهمیتی ندارد، پایانِ راه مهم نیست، اصلا این راه پایانی ندارد، که مهم باشد یا نباشد، اندیشیدن "کسب اطلاعات" نیست، آنچه ارج و قرب دارد فرایندِ استدلال است و نه حتی فراوده، فی المثل بارها مشاهده کرده اید افرادی را که با گزاره ی «میدانم چه میخواهی بگویی» مانع از استدلالِ شما و شنیدنِ شدن سخن شما شده اند، یعنی خود، ادعا کرده اند اما گوشی برای شنیدن نداشته اند و این یعنی فلج کردنِ دیالوگ! «گفتن، دوختن، بریدن، حکم صادر کردن، و در عین حال نشنیدن!» در اینجا نفسِ فرایند است که بها دارد حتی اگر نادرست باشد و دگمیت و سیستم سازان، دقیقا با همین فرایند مشکل دارند و به همین جهت هم است که با نفسِ اندیشه زاویه پیدا میکنند!
🔹باری، بشر امروز، دچارِ بمبارانِ اطلاعات شده است و سودای آن دارد که هر چه در هر جا رخ میدهد سریع همان را بفهمد و سریع هم هضم اش کند، یعنی در پی "سرعت بخشیدن به امور است" حتی سرعت بخشیدن به "خواندن" و حتی "سرعت بخشی به تامل و تمرکز و تفکر"
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
🔹اما آیا تامل و تمرکز و تفکر سرعت بر دار است؟ آیا راه اندیشه، اتوبان است که سرعت بردار باشد؟ سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به معنای مبتذل کردن و سطحی نمودن آن است، و این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشیدن امور و وادی اندیشه بهترین گواه بر نیاندیشیدن انسان امروز و سخنِ آغازینِ ما است.
✍ابوذرشریعتی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕"اندیشیدن" چیست؟
🔹هایدگر می گوید که ما "اندیشه نمی کنیم"، تاکید می کند حتی آنان که به صورت تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و یا عدد و ارقام یا حتی فلسفه است و دانش، آنان نیز نمی اندیشند، و همگی دچار "فقر تفکریم" اما یعنی چه که ما نمی اندیشیم، مگر اندیشه چیست؟
🔹هایدگر در کتاب «چه باشد آن چه خوانندش تفکر» به خوبی نشان میدهد که؛ انباشتن اطلاعات ذهن، به معنای اندیشیدن نیست، کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این وجود در حقِ او گفته شده است که"کل تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط"
🔹به یک اعتبار اشتباه و خطای انسان این عصر آن است که انباشتن اطلاعات در ذهن و کسب هر اطلاعاتی را اولا): دانش می پندارد و ثانیا): این انباشتگی را نیز «اندیشه» می انگارد.
🔹چیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست، هزاران هزار پست در شبکه های اجتماعی است که ادعای آگاهی دارد و در عین حال بسط جهل می کند، هرگز «اندیشه» نیست!
🔹اگر مشغولیات ذهنی، اندیشه نیست و نمی توان آن را اندیشه نامید، پس چه چیز است که آدمی را به اندیشه فرا می خواند؟ طبیعت؟ تکنولوژی؟ جامعه؟ اقتصاد؟ فرهنگ؟ دین و دیانت؟ فلسفه؟ علوم انسانی؟ تجربه؟
🔹این ها که همه در ذیل همان انباشتن اطلاعات و کسب دانش قرار میگیرد، پس " چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟" چه چیز ما را به "اندیشه کردن و اندیشیدن دعوت می کند"؟
🔹همانطور که در رابطه با فهمیدن، "عمل فهم داریم" و "فهمیدن هم یک نوع عمل" است، اندیشه نیز چنین است، هایدگر اندیشه را یک عمل و تجربه می داند، از "تجربه ی تفکر" سخن می گوید، او از تجربه ی تفکر و آموزش اندیشه سخن می گوید، و همین است که برای او مهم است، یعنی آموزش اندیشه است که مهم است، و نه "انباشتن اطلاعات"
🔹این تجربه ی تفکر چه نوع تجربه ای است؟ و چه چیز ما را به "اندیشیدن" و یا "عمل اندیشیدن و تجربه ی تفکر" دعوت می کند؟ هایدگر می گوید؛ این خود "اندیشیدن" است که ما را به اندیشیدن دعوت می کند!
🔹وقتی اندیشیدن و تفکر، یک عمل و تجربه باشد و ما بدانیم و بیاموزیم که به چه طریق می شود آن اندیشه را تجربه کرد، در آن صورت خواهیم دانست که چگونه اندشیدین ما را به اندیشیدن، دعوت میکند، گفتیم که اندیشیدن یک عمل و تجربه است، اما چه نوع تجربه ای ست؟ تجربه ای است که در "راه" به دست می آید، بنابراین اندیشیدن می شود چیزی که در راه به دست می آید، اما نباید فراموش کرد که هایدگر سریعا می گوید که «غایت» اهمیتی ندارد، پایانِ راه مهم نیست، اصلا این راه پایانی ندارد، که مهم باشد یا نباشد، اندیشیدن "کسب اطلاعات" نیست، آنچه ارج و قرب دارد فرایندِ استدلال است و نه حتی فراوده، فی المثل بارها مشاهده کرده اید افرادی را که با گزاره ی «میدانم چه میخواهی بگویی» مانع از استدلالِ شما و شنیدنِ شدن سخن شما شده اند، یعنی خود، ادعا کرده اند اما گوشی برای شنیدن نداشته اند و این یعنی فلج کردنِ دیالوگ! «گفتن، دوختن، بریدن، حکم صادر کردن، و در عین حال نشنیدن!» در اینجا نفسِ فرایند است که بها دارد حتی اگر نادرست باشد و دگمیت و سیستم سازان، دقیقا با همین فرایند مشکل دارند و به همین جهت هم است که با نفسِ اندیشه زاویه پیدا میکنند!
🔹باری، بشر امروز، دچارِ بمبارانِ اطلاعات شده است و سودای آن دارد که هر چه در هر جا رخ میدهد سریع همان را بفهمد و سریع هم هضم اش کند، یعنی در پی "سرعت بخشیدن به امور است" حتی سرعت بخشیدن به "خواندن" و حتی "سرعت بخشی به تامل و تمرکز و تفکر"
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
🔹اما آیا تامل و تمرکز و تفکر سرعت بر دار است؟ آیا راه اندیشه، اتوبان است که سرعت بردار باشد؟ سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به معنای مبتذل کردن و سطحی نمودن آن است، و این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشیدن امور و وادی اندیشه بهترین گواه بر نیاندیشیدن انسان امروز و سخنِ آغازینِ ما است.
✍ابوذرشریعتی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ ۱۰۰ مسئلۀ ایران
؟؟؟؟*
مسائل اصلی و سناریوهای پیشروی ایران در سال آینده با انجام پژوهش «آیندهپژوهی ایران ۱۳۹۶» مشخص شدند. بر این اساس، سه مسئله «ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی»، «بحران تأمین آب» و «بیکاری» درصدر مسائل اصلی و سناریوهای پیشروی ایران در سال ۱۳۹۶ قرار گرفتهاند.
در این پژوهش که از مهرماه سال ۱۳۹۵ و با حمایت مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ با بهرهگیری از هفت مسیر شناسایی و با نظر خبرگان اولویتبندی شد. در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران بهترتیب اولویت به شرح زیر اعلام شده است:
1. ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی
2. بحران تامین آب
3. بیکاری
4. فساد سیستمی
5. ناامیدی درباره آینده
6. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
7. بحران ریزگردها
8. پیامدهای بحران آب
9. فقر و نابرابری
10. رکود / رونق اقتصادی
11. بیتفاوتی اجتماعی
12. سرمایهگذاری اقتصادی داخلی و خارجی
13. ناکاراییهای نظام قضایی
14. اخلاق عمومی
15. بحران آلودگی هوا
16. امنیت روانی و اجتماعی
17. انتخابات ۱۳۹۶
18. اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
19. حقوق اساسی و شهروندی
20. کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
21. بحران بانکها
22. قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
23. پایداری برجام
24. نزاعهای سیاسی جریانهای قدرت
25. مسائل صداوسیما
26. قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
27. تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگلها و گونههای زیستی جانوری
28. امنیت نرم
29. مسائل سلامت روان
30. بیتوجهی به پایداری زیستمحیطی
31. تخریب منابع خاک
32. مشکلات سلامت ناشی از آلودگیهای گوناگون
33. نزاعهای آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
34. اختلافات درونحاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
35. فساد و تقلب علمی
36. پیامدهای تغییرات اقلیمی برای ایران
37. سوء مصرف مواد
38. ضرورت بهرهوری انرژی و توجه به انرژیهای نو
39. آلودگیهای آب
40. چالشهای نظام سلامت
41. امنیت نظامی
42. کالاییشدن علم و بهمحاق رفتن عدالت آموزشی
43. تحولات اجتماعی آموزش عالی
44. بازار جهانی انرژی
45. تمرکزگرایی در تهران
46. تعدد نهادهای سیاستگذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
47. قطبیشدگی جامعه
48. طرح تحول سلامت
49. ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زبالهها
50. مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
51. سیاستهای خصوصیسازی و پیامدهای آن
52. چالشهای توسعه گردشگری
53. چالشهای مراجعان سلامت و بیماران
54. حاشیهنشینی شهری
55. برنامه ششم توسعه
56. مسائل دارو
57. تورم
58. مسائل ازدواج
59. بحران کنش جمعی در حوزه محیط زیست
60. مسائل معلمان
61. بحران اداره کلانشهرها
62. سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
63. بودجه دولت
64. مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
65. پررنگ شدن اقتصاد فرهنگ
66. چالشهای رابطه علمی ایران با جهان
67. ضرورت توسعه نوآوری و فعالیتهای دانشبنیان
68. حجم بالای بدهیهای دولت
69. حرکت به سمت پیری جمعیت
70. مسائل دانشآموزان
71. فقدان سواد رسانهای
72. تقابل ایران و عربستان سعودی
73. بحران صندوقهای بازنشستگی
74. اعتراضها
75. چالشهای قومی
76. نزاعهای هویتی
77. تغییر الگوی خانواده
78. رکود مسکن
79. تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماریهای مزمن
80. گسترش افشاگری و درز اطلاعات
81. مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
82. مناقشات حقوق زنان
83. گسترش ریسکپذیری جنسی
84. نقشآفرینی منطقهای روسیه
85. تحولات دینداری ایرانیان
86. مسائل نسلی
87. توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
88. مخاطرات امنیتی گروههای تکفیری
89. تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
90. جایگاه مرجعیت دینی
91. مسائل دانشگاه آزاد
92. مسائل شبکههای ماهوارهای
93. سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
94. ضرورت نوسازی شهری
95. برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
96. تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
97. بهرهبرداری از شبکه ملی اطلاعات
98. سرنوشت سوریه
99. تقابل کسبوکارهای نوپا و سنتی
100. گسترش اختلافات میانفرهنگی در سطح جهانی
؟؟؟؟*
مسائل اصلی و سناریوهای پیشروی ایران در سال آینده با انجام پژوهش «آیندهپژوهی ایران ۱۳۹۶» مشخص شدند. بر این اساس، سه مسئله «ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی»، «بحران تأمین آب» و «بیکاری» درصدر مسائل اصلی و سناریوهای پیشروی ایران در سال ۱۳۹۶ قرار گرفتهاند.
در این پژوهش که از مهرماه سال ۱۳۹۵ و با حمایت مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ با بهرهگیری از هفت مسیر شناسایی و با نظر خبرگان اولویتبندی شد. در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران بهترتیب اولویت به شرح زیر اعلام شده است:
1. ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی
2. بحران تامین آب
3. بیکاری
4. فساد سیستمی
5. ناامیدی درباره آینده
6. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
7. بحران ریزگردها
8. پیامدهای بحران آب
9. فقر و نابرابری
10. رکود / رونق اقتصادی
11. بیتفاوتی اجتماعی
12. سرمایهگذاری اقتصادی داخلی و خارجی
13. ناکاراییهای نظام قضایی
14. اخلاق عمومی
15. بحران آلودگی هوا
16. امنیت روانی و اجتماعی
17. انتخابات ۱۳۹۶
18. اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
19. حقوق اساسی و شهروندی
20. کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
21. بحران بانکها
22. قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
23. پایداری برجام
24. نزاعهای سیاسی جریانهای قدرت
25. مسائل صداوسیما
26. قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
27. تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگلها و گونههای زیستی جانوری
28. امنیت نرم
29. مسائل سلامت روان
30. بیتوجهی به پایداری زیستمحیطی
31. تخریب منابع خاک
32. مشکلات سلامت ناشی از آلودگیهای گوناگون
33. نزاعهای آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
34. اختلافات درونحاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
35. فساد و تقلب علمی
36. پیامدهای تغییرات اقلیمی برای ایران
37. سوء مصرف مواد
38. ضرورت بهرهوری انرژی و توجه به انرژیهای نو
39. آلودگیهای آب
40. چالشهای نظام سلامت
41. امنیت نظامی
42. کالاییشدن علم و بهمحاق رفتن عدالت آموزشی
43. تحولات اجتماعی آموزش عالی
44. بازار جهانی انرژی
45. تمرکزگرایی در تهران
46. تعدد نهادهای سیاستگذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
47. قطبیشدگی جامعه
48. طرح تحول سلامت
49. ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زبالهها
50. مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
51. سیاستهای خصوصیسازی و پیامدهای آن
52. چالشهای توسعه گردشگری
53. چالشهای مراجعان سلامت و بیماران
54. حاشیهنشینی شهری
55. برنامه ششم توسعه
56. مسائل دارو
57. تورم
58. مسائل ازدواج
59. بحران کنش جمعی در حوزه محیط زیست
60. مسائل معلمان
61. بحران اداره کلانشهرها
62. سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
63. بودجه دولت
64. مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
65. پررنگ شدن اقتصاد فرهنگ
66. چالشهای رابطه علمی ایران با جهان
67. ضرورت توسعه نوآوری و فعالیتهای دانشبنیان
68. حجم بالای بدهیهای دولت
69. حرکت به سمت پیری جمعیت
70. مسائل دانشآموزان
71. فقدان سواد رسانهای
72. تقابل ایران و عربستان سعودی
73. بحران صندوقهای بازنشستگی
74. اعتراضها
75. چالشهای قومی
76. نزاعهای هویتی
77. تغییر الگوی خانواده
78. رکود مسکن
79. تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماریهای مزمن
80. گسترش افشاگری و درز اطلاعات
81. مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
82. مناقشات حقوق زنان
83. گسترش ریسکپذیری جنسی
84. نقشآفرینی منطقهای روسیه
85. تحولات دینداری ایرانیان
86. مسائل نسلی
87. توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
88. مخاطرات امنیتی گروههای تکفیری
89. تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
90. جایگاه مرجعیت دینی
91. مسائل دانشگاه آزاد
92. مسائل شبکههای ماهوارهای
93. سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
94. ضرورت نوسازی شهری
95. برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
96. تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
97. بهرهبرداری از شبکه ملی اطلاعات
98. سرنوشت سوریه
99. تقابل کسبوکارهای نوپا و سنتی
100. گسترش اختلافات میانفرهنگی در سطح جهانی
🍃
⭕️رساندن خبر بد به رئیس!
دادن خبر بد به رئیس هیچگاه خوشایند نیست. اما حقیقت آن است که همیشه کارها آنطور که میخواهیم پیش نمیرود، بنابراین مهم است که بدانیم این خبرهای بد را چطور به گوش بالادستیها برسانیم بدون آنکه در مسیرشغلیمان خللی وارد کند.
✍خبرهایی مثل کاهش عملکرد تولید، وجود مسئله در توسعه محصول جدید، به وجود آمدن بحران در سازمان و خبرهایی از این دست همواره ممکن است در سازمان پیش بیاید و خوب است که بدانیم چگونه باید این خبرها را به گوش رئیس یا مدیر رساند.
📌جان گلیکمن (Jodi Glilckman)، نویسنده کتاب Great on the Job، معتقد است که سوءارتباطها و اتفاقهای بد همیشه هستند و بنابراین ممکن است کنترل امور را از دست سازمان خارج کنند.
نکته آن است که اگر خبر بدی دارید که باید به رئیستان بدهید، نباید وحشتزده شود. پس از آن به دنبال راهحلها میگردید تا به رئیس بگویید، چون معمولاً مدیران و رؤسا از مسئله خوششان نمیآید، بلکه برعکس راهحل را دوست دارند.
📌نکته بعدی آنکه فکر نکنید میتوانید مسئلهای را برای مدت طولانی از گوش مدیر پنهان نگه دارید. یعنی اگر کاری برای مسئله انجام ندهید، مسئله خود به خود ناپدید نخواهد شد. بنابراین حتما باید کاری کنید. در اینجا پنج نکته برای انجام این کار و دادن خبر بد به رئیس ارائه میکنیم تا نه تنها مسیرشغلی شما را از صدمه دیدن حفظ کند، بلکه حتی توجه برخی را به توانایی شما در مدیریت بحران جلب کند:
۱) زمان و مکان مناسبی انتخاب کنید. همانطور که از پنهان کردن خبر بد باید خودداری کنید، نباید این خبر را در وقتی برای مثال مدیر در حال نشان دادن شرکت به یک اربابرجوع یا مشتری است و یا با عجله در حال خروج از شرکت است و یا جلسه مهمی دارد، بروز دهید. بنابراین زمان و مکان خوب و مناسبی را برای دادن خبر بد انتخاب کنید. یعنی وقتی استرس ندارید و مطمئن هستید که خلالی در کار رئیستان ایجاد نمیکنید در مورد موضوع با او صحبت کنید. این به رئیس زمان بیشتری خواهد داد تا در مورد ابعاد موضوع بیاندیشد و نشان خواهد داد که موضوع برای شما هم جدید بوده است.
۲) دلایل و شواهد را آماده کنید. اگر مسئلهای پیش آمده، حتما رئیس در مورد دلیل یا دلایل آن از شما سؤال خواهد کرد. بنابراین باید کاملاً آماده باشید و چرایی این پیشامد را داشته باشید. لذا اطلاعات مورد نیاز را هر چه زودتر، گردآوری کنید یا حداقل به رئیس بگویید که چه زمانی این اطلاعات را در اختیار او قرار خواهید داد.
۳) دقیق و مشخص باشید. رئیستان از شما مسئله دقیق و اثرات آن را خواهد پرسید. برای مثال اگر خطر حضور رقیب در بازار فعالیت شرکت به وجود آمده است، باید به رئیس بگویید که دقیقاً چه درصدی از سهم بازار ممکن است از دست شرکت خارج شود. هیچ وقت از کسی بدگویی نکنید و کسی را مورد سرزنش قرار ندهید. تمام تمرکز خود را روی مسئله بگذارید و اجازه ندهید چیزهای بیمورد و حواشی ذهن شما را از آن دور کنید. در غیر این صورت فقط استرس مدیر را زیاد خواهید کرد و از کاری درستی که باید انجام شود دور میشوید.
۴) راهحل پیشنهاد کنید. از کسانی نباشید مسئله را روی میز رئیس میگذارد و منتظر عواقبش میماند. برای مسئله راهحل داشته باشید یا بگویید که برای مثال فلان کار را انجام دادهاید. بنابراین خالی از نظر نباشید و نشان دهید که ابعاد مسئله را خوب شناختهاید و پاسخهایی برای حل آن دارید.
۵) به جای کش دادن عذرخواهی، بر مسئله متمرکز شوید. اگر تقصیری داشتهاید و بنا دارید که عذرخواهی کنید، این کار را سریع و کوتاه انجام دهید و بلافاصله اقدام یا راهحل خود را برای جبران کار اشتباهتان اعلام کنید. اصرار زیاد بر عذرخواهی چیزی جز بدتر شدن موضوع را به دنبال نخواهد داشت. بنابراین بر آینده متمر کز شود و راهحل را پیش رو قرار دهید.
✍پژوهشها حاکی از آن هستند که بهتر است که پیش از آنکه خبر بدی را به رئیستان بگویید، در مورد موضوعی دیگر صحبت کنید و پس از آن خبر خوشی را به او بگویید. این کار سبب میشود کسی که خبر بد را میشنود کمتر احساس درماندگی کند و خوشبینیاش را حفظ کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️رساندن خبر بد به رئیس!
دادن خبر بد به رئیس هیچگاه خوشایند نیست. اما حقیقت آن است که همیشه کارها آنطور که میخواهیم پیش نمیرود، بنابراین مهم است که بدانیم این خبرهای بد را چطور به گوش بالادستیها برسانیم بدون آنکه در مسیرشغلیمان خللی وارد کند.
✍خبرهایی مثل کاهش عملکرد تولید، وجود مسئله در توسعه محصول جدید، به وجود آمدن بحران در سازمان و خبرهایی از این دست همواره ممکن است در سازمان پیش بیاید و خوب است که بدانیم چگونه باید این خبرها را به گوش رئیس یا مدیر رساند.
📌جان گلیکمن (Jodi Glilckman)، نویسنده کتاب Great on the Job، معتقد است که سوءارتباطها و اتفاقهای بد همیشه هستند و بنابراین ممکن است کنترل امور را از دست سازمان خارج کنند.
نکته آن است که اگر خبر بدی دارید که باید به رئیستان بدهید، نباید وحشتزده شود. پس از آن به دنبال راهحلها میگردید تا به رئیس بگویید، چون معمولاً مدیران و رؤسا از مسئله خوششان نمیآید، بلکه برعکس راهحل را دوست دارند.
📌نکته بعدی آنکه فکر نکنید میتوانید مسئلهای را برای مدت طولانی از گوش مدیر پنهان نگه دارید. یعنی اگر کاری برای مسئله انجام ندهید، مسئله خود به خود ناپدید نخواهد شد. بنابراین حتما باید کاری کنید. در اینجا پنج نکته برای انجام این کار و دادن خبر بد به رئیس ارائه میکنیم تا نه تنها مسیرشغلی شما را از صدمه دیدن حفظ کند، بلکه حتی توجه برخی را به توانایی شما در مدیریت بحران جلب کند:
۱) زمان و مکان مناسبی انتخاب کنید. همانطور که از پنهان کردن خبر بد باید خودداری کنید، نباید این خبر را در وقتی برای مثال مدیر در حال نشان دادن شرکت به یک اربابرجوع یا مشتری است و یا با عجله در حال خروج از شرکت است و یا جلسه مهمی دارد، بروز دهید. بنابراین زمان و مکان خوب و مناسبی را برای دادن خبر بد انتخاب کنید. یعنی وقتی استرس ندارید و مطمئن هستید که خلالی در کار رئیستان ایجاد نمیکنید در مورد موضوع با او صحبت کنید. این به رئیس زمان بیشتری خواهد داد تا در مورد ابعاد موضوع بیاندیشد و نشان خواهد داد که موضوع برای شما هم جدید بوده است.
۲) دلایل و شواهد را آماده کنید. اگر مسئلهای پیش آمده، حتما رئیس در مورد دلیل یا دلایل آن از شما سؤال خواهد کرد. بنابراین باید کاملاً آماده باشید و چرایی این پیشامد را داشته باشید. لذا اطلاعات مورد نیاز را هر چه زودتر، گردآوری کنید یا حداقل به رئیس بگویید که چه زمانی این اطلاعات را در اختیار او قرار خواهید داد.
۳) دقیق و مشخص باشید. رئیستان از شما مسئله دقیق و اثرات آن را خواهد پرسید. برای مثال اگر خطر حضور رقیب در بازار فعالیت شرکت به وجود آمده است، باید به رئیس بگویید که دقیقاً چه درصدی از سهم بازار ممکن است از دست شرکت خارج شود. هیچ وقت از کسی بدگویی نکنید و کسی را مورد سرزنش قرار ندهید. تمام تمرکز خود را روی مسئله بگذارید و اجازه ندهید چیزهای بیمورد و حواشی ذهن شما را از آن دور کنید. در غیر این صورت فقط استرس مدیر را زیاد خواهید کرد و از کاری درستی که باید انجام شود دور میشوید.
۴) راهحل پیشنهاد کنید. از کسانی نباشید مسئله را روی میز رئیس میگذارد و منتظر عواقبش میماند. برای مسئله راهحل داشته باشید یا بگویید که برای مثال فلان کار را انجام دادهاید. بنابراین خالی از نظر نباشید و نشان دهید که ابعاد مسئله را خوب شناختهاید و پاسخهایی برای حل آن دارید.
۵) به جای کش دادن عذرخواهی، بر مسئله متمرکز شوید. اگر تقصیری داشتهاید و بنا دارید که عذرخواهی کنید، این کار را سریع و کوتاه انجام دهید و بلافاصله اقدام یا راهحل خود را برای جبران کار اشتباهتان اعلام کنید. اصرار زیاد بر عذرخواهی چیزی جز بدتر شدن موضوع را به دنبال نخواهد داشت. بنابراین بر آینده متمر کز شود و راهحل را پیش رو قرار دهید.
✍پژوهشها حاکی از آن هستند که بهتر است که پیش از آنکه خبر بدی را به رئیستان بگویید، در مورد موضوعی دیگر صحبت کنید و پس از آن خبر خوشی را به او بگویید. این کار سبب میشود کسی که خبر بد را میشنود کمتر احساس درماندگی کند و خوشبینیاش را حفظ کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ علی زمانیان.
🖊 "نخبه" کیست؟
وقتی از مهاجرتِ "نخبگان"، سخن میگوییم، دقیقا از چه کسانی سخن میگوییم؟
گرچه همهی ما کاربران عمومی زبان فارسی، به نحو کلی و همواره از لفظ "نخبه" استفاده میکنیم، اما این روزها با طرح موضوع "مهاجرت نخبگان"، مجددا به کارگیری این مفهوم افزایش یافته است. اما آیا تا کنون به این پرسش اندیشیدهایم که وقتی از "نخبگان" سخن میگوییم، دقیقا از چه کسانی سخن میگوییم و به چه کسانی اشاره میکنیم؟
با توجه به شیوهی کاربرد این مفهوم در گفتگو در عرصهی عمومی، این گونه به نظر میرسد که معمولا وقتی از نخبگان یاد میکنند، در واقع گویی منظورشان، اندیشمندان و متفکران است. آنان که مهارت و توانایی بالایی در اندیشیدن و در علم کسب کردهاند. این معنا، گرچه خطا نیست، اما شامل همهی معنای این لفظ نیست. به تعبیری دیگر، این نگرش نسبت به نخبگان، مشکل شمولیت دارد.
✅ در این کوتاهنوشته، تلاش خواهم کرد با استفاده از کتاب "نخبگان و جامعه، نوشتهی "تی.بی.باتومور" و کتاب "مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی" نوشتهی "ریمون آرون"، معنا و مفهوم نخبه و میدان معنایی آن را با رویکرد جامعهشناختی بکاوم و برخی از ابعاد آن را از منظر دو اندیشمند بزرگ، "گائِتانو موسکا" (۱۸۵۸ –۱۹۴۱حقوقدان و سیاستمدارایتالیایی) و "ویلفردو پارتو" (۱۸۴۸–۱۹۲۳جامعهشناس، اقتصاددان و فیلسوف ایتالیایی)، بررسی کنم.
آنچنان که "باتومور"، آورده است، لفظ الیت (elite) که امروزه در زبان فارسی از آن به عنوان نخبه یاد میکنیم، ابتدا در قرن هفدهم میلادی و برای توصیف کالاهایی به کار برده میشد که از مرغوبیت بالا برخوردار بودند. بعد از آن، فرهنگ انگلیسی آکسفورد، در سال ۱۸۲۳ از این واژه، برای اشاره به گروههای اجتماعی برتر،عالیتر استفاده کرد. اما بهرگیری از این لفظ از سال ۱۹۳۰ است که توسط موسکا و سپس پارهتو، وارد نظریات جامعه شناسی گردید.
آنچنان که "ریمون آرون" در کتاباش توضیح میدهد، "پارهتو"، از "نخبگان" و یا برگزیدگان، دو معنا مراد میکرد: در یکی"همهی برگزیدگان جامعه را در بر می گیرد، و در دیگری، معنای محدودتری دارد که فقط شامل برگزیدگان حکومت میشود."(آرون ۴۹۳). به تعبیر دیگر، نزد "پارهتو"، هر جامعهای در درون خود، متشکل از دو قشر است: الف) "نخبگان" و ب) "غیرِ نخبگان". نخبگان، نیز به نوبهی خود، دو گونه است: الف)نخبگان غیرِحکومتی (یا نخبگان غیر حاکم) و ب) نخبگان حکومتی (و یا نخبگان حاکم).
نخبگان حکومتی" متشکل از افرادی است که مستقیما و یا به طور غیر مستقیم نقش قابل ملاحظهای در حکومت ایفا میکنند."(باتورمور)
✅ به طور کلی، نخبه، به همهی افرادی اطلاق میشود که "در سپهر فعالیت خویش توفیق یافته و به مرتبهی بالایی از سلسله مراتب حرفهای نائل شدهاند. اگر هر یک از حرفهها را از ۱ تا ۰ ۱ نمرهگذاری کنیم و مثلا به کسی که در حرفهی خودش عالی باشد، نمرهی 10 و به کسی که در همان حرفه، ناتوان و شکست خورده باشد، نمرهی یک بدهیم، آن گاه، از کسانی که در رشتهی فعالیت خویش، بهترین شاخص و نمره را گرفته باشد، طبقهای تشکیل میدهیم و اسمش را میگذاریم "برگزیدگان"(الیت) و یا نخبگان. از رو نخبگان "مرکب است از کسانی که در مسابقهی زندگی نمرهی خوبی گرفتهاند. یا این که در لاطاری زندگی اجتماعی، شمارههای برندهای نصیبشان شده است.(آرون-۴۹۴)
با توضیحاتی که داده شد، معلوم گردید، "نخبه"، صرفا در ساحت "اندیشه" و تفکر نیست و فقط شامل متفکران و اندیشمندان و یا کسانی که از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند، نمیشود بلکه همان گونه که آمد، به همهی کسانی گفته میشود که در حرفهی خود بالاترین موفقیت و بیشترین نمره را اخذ کرده باشند. با توجه به تعریفی که ارائه شد، مهاجرت نخبگان، مشتمل بر انسانهای موفقی میشود که توفیقشان از میانگین جامعه بیشتر است.
✔️ مهاجرت نخبگان، پیامد وخیمی برای تمام ارکان جامعه دارد. وقتی جامعهای بهترینهایش را از دست میدهد، بتدریج افت میکند و سطح عمومی زندگی اجتماعی نیز رو به افول مینهد. نخبگان، نیروهای اصلی و بنیادین برای رشد و شکوفایی محسوب میشوند، و رفتنشان، به معنای از دست دادن سرمایههایی است که بتدریج و با صرف هزینههای مادی و معنوی بسیاری شکل گرفته و انباشت شده است....... ۱۴۰۰/۰۹/۰۶
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊 "نخبه" کیست؟
وقتی از مهاجرتِ "نخبگان"، سخن میگوییم، دقیقا از چه کسانی سخن میگوییم؟
گرچه همهی ما کاربران عمومی زبان فارسی، به نحو کلی و همواره از لفظ "نخبه" استفاده میکنیم، اما این روزها با طرح موضوع "مهاجرت نخبگان"، مجددا به کارگیری این مفهوم افزایش یافته است. اما آیا تا کنون به این پرسش اندیشیدهایم که وقتی از "نخبگان" سخن میگوییم، دقیقا از چه کسانی سخن میگوییم و به چه کسانی اشاره میکنیم؟
با توجه به شیوهی کاربرد این مفهوم در گفتگو در عرصهی عمومی، این گونه به نظر میرسد که معمولا وقتی از نخبگان یاد میکنند، در واقع گویی منظورشان، اندیشمندان و متفکران است. آنان که مهارت و توانایی بالایی در اندیشیدن و در علم کسب کردهاند. این معنا، گرچه خطا نیست، اما شامل همهی معنای این لفظ نیست. به تعبیری دیگر، این نگرش نسبت به نخبگان، مشکل شمولیت دارد.
✅ در این کوتاهنوشته، تلاش خواهم کرد با استفاده از کتاب "نخبگان و جامعه، نوشتهی "تی.بی.باتومور" و کتاب "مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی" نوشتهی "ریمون آرون"، معنا و مفهوم نخبه و میدان معنایی آن را با رویکرد جامعهشناختی بکاوم و برخی از ابعاد آن را از منظر دو اندیشمند بزرگ، "گائِتانو موسکا" (۱۸۵۸ –۱۹۴۱حقوقدان و سیاستمدارایتالیایی) و "ویلفردو پارتو" (۱۸۴۸–۱۹۲۳جامعهشناس، اقتصاددان و فیلسوف ایتالیایی)، بررسی کنم.
آنچنان که "باتومور"، آورده است، لفظ الیت (elite) که امروزه در زبان فارسی از آن به عنوان نخبه یاد میکنیم، ابتدا در قرن هفدهم میلادی و برای توصیف کالاهایی به کار برده میشد که از مرغوبیت بالا برخوردار بودند. بعد از آن، فرهنگ انگلیسی آکسفورد، در سال ۱۸۲۳ از این واژه، برای اشاره به گروههای اجتماعی برتر،عالیتر استفاده کرد. اما بهرگیری از این لفظ از سال ۱۹۳۰ است که توسط موسکا و سپس پارهتو، وارد نظریات جامعه شناسی گردید.
آنچنان که "ریمون آرون" در کتاباش توضیح میدهد، "پارهتو"، از "نخبگان" و یا برگزیدگان، دو معنا مراد میکرد: در یکی"همهی برگزیدگان جامعه را در بر می گیرد، و در دیگری، معنای محدودتری دارد که فقط شامل برگزیدگان حکومت میشود."(آرون ۴۹۳). به تعبیر دیگر، نزد "پارهتو"، هر جامعهای در درون خود، متشکل از دو قشر است: الف) "نخبگان" و ب) "غیرِ نخبگان". نخبگان، نیز به نوبهی خود، دو گونه است: الف)نخبگان غیرِحکومتی (یا نخبگان غیر حاکم) و ب) نخبگان حکومتی (و یا نخبگان حاکم).
نخبگان حکومتی" متشکل از افرادی است که مستقیما و یا به طور غیر مستقیم نقش قابل ملاحظهای در حکومت ایفا میکنند."(باتورمور)
✅ به طور کلی، نخبه، به همهی افرادی اطلاق میشود که "در سپهر فعالیت خویش توفیق یافته و به مرتبهی بالایی از سلسله مراتب حرفهای نائل شدهاند. اگر هر یک از حرفهها را از ۱ تا ۰ ۱ نمرهگذاری کنیم و مثلا به کسی که در حرفهی خودش عالی باشد، نمرهی 10 و به کسی که در همان حرفه، ناتوان و شکست خورده باشد، نمرهی یک بدهیم، آن گاه، از کسانی که در رشتهی فعالیت خویش، بهترین شاخص و نمره را گرفته باشد، طبقهای تشکیل میدهیم و اسمش را میگذاریم "برگزیدگان"(الیت) و یا نخبگان. از رو نخبگان "مرکب است از کسانی که در مسابقهی زندگی نمرهی خوبی گرفتهاند. یا این که در لاطاری زندگی اجتماعی، شمارههای برندهای نصیبشان شده است.(آرون-۴۹۴)
با توضیحاتی که داده شد، معلوم گردید، "نخبه"، صرفا در ساحت "اندیشه" و تفکر نیست و فقط شامل متفکران و اندیشمندان و یا کسانی که از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند، نمیشود بلکه همان گونه که آمد، به همهی کسانی گفته میشود که در حرفهی خود بالاترین موفقیت و بیشترین نمره را اخذ کرده باشند. با توجه به تعریفی که ارائه شد، مهاجرت نخبگان، مشتمل بر انسانهای موفقی میشود که توفیقشان از میانگین جامعه بیشتر است.
✔️ مهاجرت نخبگان، پیامد وخیمی برای تمام ارکان جامعه دارد. وقتی جامعهای بهترینهایش را از دست میدهد، بتدریج افت میکند و سطح عمومی زندگی اجتماعی نیز رو به افول مینهد. نخبگان، نیروهای اصلی و بنیادین برای رشد و شکوفایی محسوب میشوند، و رفتنشان، به معنای از دست دادن سرمایههایی است که بتدریج و با صرف هزینههای مادی و معنوی بسیاری شکل گرفته و انباشت شده است....... ۱۴۰۰/۰۹/۰۶
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
صدراعظمیکهماست_میخورد_ومانکننبود.pdf
8.3 MB
🔳⭕️حکمرانان کشور درکلاس درس این خانم شرکت کنند!
۵ درس مهم صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
چندی پیش مردم آلمان به بالکنهای خود رفتند و ۶ دقیقه یک خانم را تشویق کردند. او در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ در قدرت بود. درآمد سرانه کشور (تعدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۰۵، ۴۴ هزار و ۷۵۰ دلار بود و اکنون به حدود ۵۳ هزار دلار رسیده است؛ بالاتر از کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن. او نرخ بیکاری ۱۱٪ تحویل گرفت، ۴٪ تحویل داد. متوسط تورم در دوران صدارت او، کمتر از ۱.۵٪ است. برخی معتقدند که یک Wirtschaftswunder (به زبان آلمانی یعنی معجزه اقتصادی) رخ داده است. چندی پیش یک نظرسنجی در ۱۴ کشور بزرگ اروپایی انجام شد. نتایج نشان داد که ۷۵ درصد از بزرگسالان در ۱۴ کشور اروپایی بیش از هر رهبر دیگری در منطقه به مرکل اعتماد دارند.
در گزارش پیوست به نام «صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!» ۵ درس مهم وی برای مدیران ارشد کشور را آورده ام. امیدوارم نسل بعدی حکمرانان ایران و مدیران ارشد آینده این سرزمین از آنگلا مرکل بسیار بیاموزند.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
۵ درس مهم صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
چندی پیش مردم آلمان به بالکنهای خود رفتند و ۶ دقیقه یک خانم را تشویق کردند. او در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ در قدرت بود. درآمد سرانه کشور (تعدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۰۵، ۴۴ هزار و ۷۵۰ دلار بود و اکنون به حدود ۵۳ هزار دلار رسیده است؛ بالاتر از کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن. او نرخ بیکاری ۱۱٪ تحویل گرفت، ۴٪ تحویل داد. متوسط تورم در دوران صدارت او، کمتر از ۱.۵٪ است. برخی معتقدند که یک Wirtschaftswunder (به زبان آلمانی یعنی معجزه اقتصادی) رخ داده است. چندی پیش یک نظرسنجی در ۱۴ کشور بزرگ اروپایی انجام شد. نتایج نشان داد که ۷۵ درصد از بزرگسالان در ۱۴ کشور اروپایی بیش از هر رهبر دیگری در منطقه به مرکل اعتماد دارند.
در گزارش پیوست به نام «صدراعظمی که ماست می خورد و مانکن نبود!» ۵ درس مهم وی برای مدیران ارشد کشور را آورده ام. امیدوارم نسل بعدی حکمرانان ایران و مدیران ارشد آینده این سرزمین از آنگلا مرکل بسیار بیاموزند.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
✅ افق پیش رو
🔰امروز مشاهده میکنیم که زخمهای مختلف، سر باز کردهاند و کار حکمرانی محدود به امدادرسانی شده است. این در حالی است که ریشههای اصلی بروز مشکل، هرروز فعالتر میشوند و بحرانها یکی بعد از دیگری از راه میرسند.
🔰مشکلات معمولا در مرحله اول ماهیت اقتصادی دارند و علائمی هم که ظاهر میشوند اقتصادی هستند.
مثلا نظام کارشناسی تشخیص میدهد که میزان مصرف منابع آبی از مقداری که وارد سفرههای زیرمینی میشود بیشتر است. هشدار میدهد و راهحل ارائه میکند. توجه نمیشود و از این مرحله عبور میکنیم و وارد مرحله اجتماعی میشویم.
🔰مردم مهاجرت میکنند، اعتیاد و جرم و جنایت زیاد میشود. باز هم اتفاقی نمیافتد. در مرحله بعد مشکل وارد فاز سیاسی میشود. نارضایتیها گسترش پیدا میکند و نظام حکمرانی خود را در معرض تهدید میبیند. در این مرحله است که تقابل پیش میآید و بحران به شکل امنیتی درمیآید.
🔰نکته تاسف بار این است که از هر مرحله عبور میکنید، دیگر راهحلهای مرحله قبل کارساز نیست یا اثربخشی بسیار ضعیفی خواهد داشت. امروز مشاهده میکنیم که بسیاری از مشکلات کشور متاسفانه وارد فاز آخر شده است. توجه داشته باشید که وقتی نظام حکمرانی وارد فاز آخر میشود، دیگر سرمایه اجتماعی ندارد که بتواند با آن، به حل ریشهای مشکلات از طریق اصلاحات اقتصادی بپردازد. بنابراین خودش هم به یک عنصر موثر در تشدید عدم تعادلها و بدتر شدن شرایط تبدیل میشود.
🔰هر دولتی امروز در ایران باید بگوید برای بحران بیآبی میخواهد چه کند، برای رفع کمبود برق چه برنامهای دارد، کسری بسیار بزرگ بودجه را چگونه میخواهد برطرف کند، مشکل کمبود منابع مالی بنگاهها را چطور میخواهد برطرف کند، برای ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی و ناترازی بزرگ صندوق تامین اجتماعی چه برنامهای دارد و با کاهش شدید حجم تجارت خارجی کشور و فشار زیادی که از این طریق به زندگی مردم وارد میشود میخواهد چکار کند.
🔰 همه مسائل کشور بر این ۶ اولویت استوار است و اگر این ۶موضوع در اقتصاد با مشکل مواجه شود، تمام فعالیتها با اختلال روبهرو خواهند شد.
🔴بگذارید این موضوع را با یک مثال توضیح دهم.
در بدن انسان به طور طبیعی میلیونها فعالیت صورت میگیرد.، وقتی فردی دچار بیماری میشود، به این معناست که برخی از فعالیتها با اختلال مواجه شدهاند. با مختلشدن خیلی از فعالیتها مشکلاتی در بدن ایجاد میشود، اما فرد میتواند ادامه حیات دهد. برای مثال فردی میتواند با یک کلیه هم به زندگی ادامه دهد، اما برخی از فعالیتها در بدن حیاتی به حساب میآیند و با اختلال در این فعالیتها کل سیستم حیاتی بدن در معرض خطر قرار میگیرد. در این خصوص سه فعالیت حیاتی توسط دانشمندان شناخته شده است؛ مغز و ریه و قلب ارگانهای حیاتی بدن هستند و اگر در فعالیت این سه ارگان حیاتی مشکلی رخ دهد، فرد در معرض خطر مرگ قرار میگیرد و به بخش مراقبتهای ویژه منتقل میشود. بهنظرم ۶ موضوع اصلی ذکرشده نیز مانند فعالیت این سه ارگان حیاتی بدن هستند. به عبارت دیگر، تمام فعالیتهای اقتصادی به این موضوع ها وابسته هستند و از این موضوعات تاثیر میپذیرند. متاسفانه این موارد حیاتی در کشور ما دچار اختلال جدیهستند.
دولت، بانکها، محیطزیست، تامین اجتماعی، صندوقهای بازنشستگی و مبادله با دنیا دچار مشکل است.
🔰پس سیاستگذار در اینجا باید تکلیف خود را با این ۶مساله روشن کند.
اگر تامین مالی و بحث بودجه درست نشود، نتیجهاش تورم خواهد بود. اگر محیطزیست، تامین مالی و تامین انرژی با مشکل مواجه شود، موضوع رشد اقتصادی با اختلال مواجه خواهد شد. اگر حمایت از افراد نیازمند نیز انجام نشود، به این معناست که فقر روزبهروز افزایش مییابد، درحالیکه کفی برای آن تعیین نشده است.
🔰پس این ۶ مساله در کنار یکدیگر اقتصاد را سر پا نگه خواهند داشت و اگر این مسائل بهدرستی مورد توجه قرار نگیرند، حرف زدن در مورد رشد اقتصادی و کنترل تورم نتیجهای دربرنخواهد داشت. / دنیای اقتصاد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰امروز مشاهده میکنیم که زخمهای مختلف، سر باز کردهاند و کار حکمرانی محدود به امدادرسانی شده است. این در حالی است که ریشههای اصلی بروز مشکل، هرروز فعالتر میشوند و بحرانها یکی بعد از دیگری از راه میرسند.
🔰مشکلات معمولا در مرحله اول ماهیت اقتصادی دارند و علائمی هم که ظاهر میشوند اقتصادی هستند.
مثلا نظام کارشناسی تشخیص میدهد که میزان مصرف منابع آبی از مقداری که وارد سفرههای زیرمینی میشود بیشتر است. هشدار میدهد و راهحل ارائه میکند. توجه نمیشود و از این مرحله عبور میکنیم و وارد مرحله اجتماعی میشویم.
🔰مردم مهاجرت میکنند، اعتیاد و جرم و جنایت زیاد میشود. باز هم اتفاقی نمیافتد. در مرحله بعد مشکل وارد فاز سیاسی میشود. نارضایتیها گسترش پیدا میکند و نظام حکمرانی خود را در معرض تهدید میبیند. در این مرحله است که تقابل پیش میآید و بحران به شکل امنیتی درمیآید.
🔰نکته تاسف بار این است که از هر مرحله عبور میکنید، دیگر راهحلهای مرحله قبل کارساز نیست یا اثربخشی بسیار ضعیفی خواهد داشت. امروز مشاهده میکنیم که بسیاری از مشکلات کشور متاسفانه وارد فاز آخر شده است. توجه داشته باشید که وقتی نظام حکمرانی وارد فاز آخر میشود، دیگر سرمایه اجتماعی ندارد که بتواند با آن، به حل ریشهای مشکلات از طریق اصلاحات اقتصادی بپردازد. بنابراین خودش هم به یک عنصر موثر در تشدید عدم تعادلها و بدتر شدن شرایط تبدیل میشود.
🔰هر دولتی امروز در ایران باید بگوید برای بحران بیآبی میخواهد چه کند، برای رفع کمبود برق چه برنامهای دارد، کسری بسیار بزرگ بودجه را چگونه میخواهد برطرف کند، مشکل کمبود منابع مالی بنگاهها را چطور میخواهد برطرف کند، برای ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی و ناترازی بزرگ صندوق تامین اجتماعی چه برنامهای دارد و با کاهش شدید حجم تجارت خارجی کشور و فشار زیادی که از این طریق به زندگی مردم وارد میشود میخواهد چکار کند.
🔰 همه مسائل کشور بر این ۶ اولویت استوار است و اگر این ۶موضوع در اقتصاد با مشکل مواجه شود، تمام فعالیتها با اختلال روبهرو خواهند شد.
🔴بگذارید این موضوع را با یک مثال توضیح دهم.
در بدن انسان به طور طبیعی میلیونها فعالیت صورت میگیرد.، وقتی فردی دچار بیماری میشود، به این معناست که برخی از فعالیتها با اختلال مواجه شدهاند. با مختلشدن خیلی از فعالیتها مشکلاتی در بدن ایجاد میشود، اما فرد میتواند ادامه حیات دهد. برای مثال فردی میتواند با یک کلیه هم به زندگی ادامه دهد، اما برخی از فعالیتها در بدن حیاتی به حساب میآیند و با اختلال در این فعالیتها کل سیستم حیاتی بدن در معرض خطر قرار میگیرد. در این خصوص سه فعالیت حیاتی توسط دانشمندان شناخته شده است؛ مغز و ریه و قلب ارگانهای حیاتی بدن هستند و اگر در فعالیت این سه ارگان حیاتی مشکلی رخ دهد، فرد در معرض خطر مرگ قرار میگیرد و به بخش مراقبتهای ویژه منتقل میشود. بهنظرم ۶ موضوع اصلی ذکرشده نیز مانند فعالیت این سه ارگان حیاتی بدن هستند. به عبارت دیگر، تمام فعالیتهای اقتصادی به این موضوع ها وابسته هستند و از این موضوعات تاثیر میپذیرند. متاسفانه این موارد حیاتی در کشور ما دچار اختلال جدیهستند.
دولت، بانکها، محیطزیست، تامین اجتماعی، صندوقهای بازنشستگی و مبادله با دنیا دچار مشکل است.
🔰پس سیاستگذار در اینجا باید تکلیف خود را با این ۶مساله روشن کند.
اگر تامین مالی و بحث بودجه درست نشود، نتیجهاش تورم خواهد بود. اگر محیطزیست، تامین مالی و تامین انرژی با مشکل مواجه شود، موضوع رشد اقتصادی با اختلال مواجه خواهد شد. اگر حمایت از افراد نیازمند نیز انجام نشود، به این معناست که فقر روزبهروز افزایش مییابد، درحالیکه کفی برای آن تعیین نشده است.
🔰پس این ۶ مساله در کنار یکدیگر اقتصاد را سر پا نگه خواهند داشت و اگر این مسائل بهدرستی مورد توجه قرار نگیرند، حرف زدن در مورد رشد اقتصادی و کنترل تورم نتیجهای دربرنخواهد داشت. / دنیای اقتصاد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
«امتناع از مذاکرهی مستقیم با آمریکا
زیانآور و ناقض منافع ملی کشور»
🖋 محمدجواد مظفر
🔹به خاطر دارم در سال ۱۳۵۹ و در ماههای آغازین جنگ، کنفرانس سران کشورهای اسلامی در طائف عربستان تشکیل شد. ایران اعلام کرد اگر صدام در آن شرکت کند، ایران حضور نخواهد یافت و متأسفانه چنین شد. صدام در آنجا با یکهتازی و خدعه و نشان دادن مدارک خودساخته، اثبات کرد این ایران بوده که ابتدا به عراق تجاوز کرده! و به این ترتیب اذهان شرکتکنندگان در کنفرانس را تحت تأثیر قرار داد.
🔹آن سال در روزنامهی اطلاعات مسئولیت داشتم. مرحوم آیتالله صالحی نجف آبادی (صاحب کتاب شهید جاوید و دهها اثر ارزنده و ترجمهی برگزیدهی قرآن کریم در سال ۱۳۹۵) به روزنامه آمد و نامه مفصلی را که به آقای هاشمی رئیس مجلس نوشته بود، برای چاپ در روزنامه ارائه داد. در آن نامه اثبات کرده بود که براساس آیات قرآن و سنت رسول الله (ص) و روش پیشوایان دین، این کار تصمیمی اشتباه و به زیان منافع ملی بوده است.
🔹آن بزرگمرد تا پایان جنگ مدام میگفت: سیاست مسئولان جمهوری اسلامی در جنگ غلط است و به هیچ وجه مذاکره به معنای تسلیم و یا نقطه ضعف نیست؛ و میبایست همزمان با جنگ، بر سر میز مذاکره هم حاضر شد.
🔹از آن زمان تا کنون، این شیوه و روش قهر از مذاکرهی مستقیم، به صورت یک سنت حاکم در آمده و منافع ملی را به شدت آسیب رسانده. در مذاکرات هستهای نیز سالهاست آشکار شده که دولتها، بانکها و بخش خصوصی اروپا، بدون موافقت آمریکا، حاضر به امتیاز دهی به ایران نیستند.
🔹چین و روسیه نیز به انحاء گوناگون نشان دادهاند که تمایل به حل مسائل بین ایران و آمریکا ندارند. چرا که منافع آنها در درماندگی جمهوری اسلامی تأمین میشود.
🔹آنچه مسلم است این است که این شیوهی سیاستورزی نه با سنتهای تاریخی، دینی و روش پیشوایان اسلام منطبق است و نه با مناسبات دنیای مدرن.
🔹در این نوشتهی کوتاه، تنها به یک نمونه اشاره میکنم. آن زمانی که بمبهای ناپالم در ویتنام بر سر مردم فرود میآمد، ویتنامیها و آمریکاییها در نشست پاریس دور یک میز مشغول مذاکره برای پایان دادن به جنگ بودند.
🔹شاید بتوان گفت هیچ کشوری به اندازه آمریکا به ویتنام آسیب نرسانده و امروز، در آمریکا بسیاری از کالاها با برندهای ساخت ویتنام عرضه میشود. صادرات ویتنام به آمریکا در سال بیش از ۶۰ میلیارد دلار و واردات از آمریکا تنها ۱۴/۳ میلیارد دلار است. در این تغییر رویکرد، سیاستگذاری از یک اقتصاد مبتنی بر برنامهریزی مرکزی و دستوری، به بازار آزاد تمایل پیدا کرده و تجارت آزاد در دستور کار قرار گرفته است. در نتیجه این تغییر سیاست با وجود افزایش جمعیت به اندازه ۲۵ درصد از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۹ درآمد سرانه ۳۰ برابر شده و از ۹۵ دلار به ۲۷۱۵ دلار رسیده است. جمعیت زیر خط فقر، از ۶۰٪ به ۵٪ رسیده است. و آن کشور با تغییر رویکرد و سیاستگذاری مبتنی بر تعامل با آمریکا و جهان، به نظر در جنگ اقتصادی به پیروزی دست یافته و در مسیر توسعه و پیشرفت، به سرعت گام بر میدارد.
🔹 امیدوارم اگر دلسوز ملک و میهن هستیم، به خود آییم و دست از لجاجت برداریم؛
اینهمه خسارت برای کشور کافی است!
پ.ن.
کتاب «نامهی سرگشاده» دربارهی کنفرانس طائف و مسائل جنگ، آیتالله صالحی نجف آبادی، چاپ اول ۱۳۸۸، انتشارات امید فردا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زیانآور و ناقض منافع ملی کشور»
🖋 محمدجواد مظفر
🔹به خاطر دارم در سال ۱۳۵۹ و در ماههای آغازین جنگ، کنفرانس سران کشورهای اسلامی در طائف عربستان تشکیل شد. ایران اعلام کرد اگر صدام در آن شرکت کند، ایران حضور نخواهد یافت و متأسفانه چنین شد. صدام در آنجا با یکهتازی و خدعه و نشان دادن مدارک خودساخته، اثبات کرد این ایران بوده که ابتدا به عراق تجاوز کرده! و به این ترتیب اذهان شرکتکنندگان در کنفرانس را تحت تأثیر قرار داد.
🔹آن سال در روزنامهی اطلاعات مسئولیت داشتم. مرحوم آیتالله صالحی نجف آبادی (صاحب کتاب شهید جاوید و دهها اثر ارزنده و ترجمهی برگزیدهی قرآن کریم در سال ۱۳۹۵) به روزنامه آمد و نامه مفصلی را که به آقای هاشمی رئیس مجلس نوشته بود، برای چاپ در روزنامه ارائه داد. در آن نامه اثبات کرده بود که براساس آیات قرآن و سنت رسول الله (ص) و روش پیشوایان دین، این کار تصمیمی اشتباه و به زیان منافع ملی بوده است.
🔹آن بزرگمرد تا پایان جنگ مدام میگفت: سیاست مسئولان جمهوری اسلامی در جنگ غلط است و به هیچ وجه مذاکره به معنای تسلیم و یا نقطه ضعف نیست؛ و میبایست همزمان با جنگ، بر سر میز مذاکره هم حاضر شد.
🔹از آن زمان تا کنون، این شیوه و روش قهر از مذاکرهی مستقیم، به صورت یک سنت حاکم در آمده و منافع ملی را به شدت آسیب رسانده. در مذاکرات هستهای نیز سالهاست آشکار شده که دولتها، بانکها و بخش خصوصی اروپا، بدون موافقت آمریکا، حاضر به امتیاز دهی به ایران نیستند.
🔹چین و روسیه نیز به انحاء گوناگون نشان دادهاند که تمایل به حل مسائل بین ایران و آمریکا ندارند. چرا که منافع آنها در درماندگی جمهوری اسلامی تأمین میشود.
🔹آنچه مسلم است این است که این شیوهی سیاستورزی نه با سنتهای تاریخی، دینی و روش پیشوایان اسلام منطبق است و نه با مناسبات دنیای مدرن.
🔹در این نوشتهی کوتاه، تنها به یک نمونه اشاره میکنم. آن زمانی که بمبهای ناپالم در ویتنام بر سر مردم فرود میآمد، ویتنامیها و آمریکاییها در نشست پاریس دور یک میز مشغول مذاکره برای پایان دادن به جنگ بودند.
🔹شاید بتوان گفت هیچ کشوری به اندازه آمریکا به ویتنام آسیب نرسانده و امروز، در آمریکا بسیاری از کالاها با برندهای ساخت ویتنام عرضه میشود. صادرات ویتنام به آمریکا در سال بیش از ۶۰ میلیارد دلار و واردات از آمریکا تنها ۱۴/۳ میلیارد دلار است. در این تغییر رویکرد، سیاستگذاری از یک اقتصاد مبتنی بر برنامهریزی مرکزی و دستوری، به بازار آزاد تمایل پیدا کرده و تجارت آزاد در دستور کار قرار گرفته است. در نتیجه این تغییر سیاست با وجود افزایش جمعیت به اندازه ۲۵ درصد از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۹ درآمد سرانه ۳۰ برابر شده و از ۹۵ دلار به ۲۷۱۵ دلار رسیده است. جمعیت زیر خط فقر، از ۶۰٪ به ۵٪ رسیده است. و آن کشور با تغییر رویکرد و سیاستگذاری مبتنی بر تعامل با آمریکا و جهان، به نظر در جنگ اقتصادی به پیروزی دست یافته و در مسیر توسعه و پیشرفت، به سرعت گام بر میدارد.
🔹 امیدوارم اگر دلسوز ملک و میهن هستیم، به خود آییم و دست از لجاجت برداریم؛
اینهمه خسارت برای کشور کافی است!
پ.ن.
کتاب «نامهی سرگشاده» دربارهی کنفرانس طائف و مسائل جنگ، آیتالله صالحی نجف آبادی، چاپ اول ۱۳۸۸، انتشارات امید فردا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
VID-20211212-WA0028.mp4
4.1 MB
🔷بشر از مادر ایام نمی زاد ای کاش...
غزل از استاد شهریار
دکلمه: اردشیر رستمی
=============
بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش
تا عنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش
زندگی نیست که زندان مکافات است این
کس به زندان مکافات نماناد ای کاش
در باغی بگشاید به رخت سبز ولی
سخت بن بست که هرگز نگشایاد ای کاش
اول امید که خیری برساند لیکن
وآخرش خوف که شری نرساناد ای کاش
جز ستم نیست توانایی و آن هم که گناه
آدمی هیچ گناهی نتواناد ای کاش
بعد از این خانه خرابی که به دنیا دیدم
خانه آخرت از ما بدی آباد ای کاش
گر فلاطون شوی از شر شیاطین نجهی
که جهیدن بدی از این همه شیاد ای کاش
این جهان فتنه و نخجیرگه شیطان است
سرنوشتی که کس این قصه نداناد ای کاش
نکته گیری و فزونی نتوان با تقدیر
که خدا عذر فزونی بپذیراد ای کاش
شهریارا دم رفتن همه را حرف این است
که دگرباره نزایاد و نمیراد ای کاش
غزل از استاد شهریار
دکلمه: اردشیر رستمی
=============
بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش
تا عنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش
زندگی نیست که زندان مکافات است این
کس به زندان مکافات نماناد ای کاش
در باغی بگشاید به رخت سبز ولی
سخت بن بست که هرگز نگشایاد ای کاش
اول امید که خیری برساند لیکن
وآخرش خوف که شری نرساناد ای کاش
جز ستم نیست توانایی و آن هم که گناه
آدمی هیچ گناهی نتواناد ای کاش
بعد از این خانه خرابی که به دنیا دیدم
خانه آخرت از ما بدی آباد ای کاش
گر فلاطون شوی از شر شیاطین نجهی
که جهیدن بدی از این همه شیاد ای کاش
این جهان فتنه و نخجیرگه شیطان است
سرنوشتی که کس این قصه نداناد ای کاش
نکته گیری و فزونی نتوان با تقدیر
که خدا عذر فزونی بپذیراد ای کاش
شهریارا دم رفتن همه را حرف این است
که دگرباره نزایاد و نمیراد ای کاش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸واکنش مجری تلویزیون به اظهارات نماینده مجلس درباره ممنوعیت ورود آلات موسیقی به کشور
▫️دلاوری: شما به چه حقی برای مردم تعیین تکلیف میکنید؟ مگر سرود ملی ما را با دبه زدهاند؟ آن کسی باید برود که بین مردم تفرقه میاندازد.
🔰موسوی، نماینده مجلس درباره ممنوعیت ورود آلات موسیقی گفت: ورود آلات موسیقی به کشور به صلاح نیست چون کشور ما جمهوری اسلامی است
📛" هرکی نمیخواد جمع کنه بره" جدید هم رسید !!!نماینده مجلس: هر که به دنبال آلات موسیقی است از ایران برود!
▫️ چرا باید با وجود این همه شهدا و علمایی که داریم آلات موسیقی به کشور وارد شود؟
▫️ افرادی که به دنبال آلات موسیقی یا امیال شخصیخودشان هستند، کشورهای دیگر هستند میتوانند از ایران بروند/
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▫️دلاوری: شما به چه حقی برای مردم تعیین تکلیف میکنید؟ مگر سرود ملی ما را با دبه زدهاند؟ آن کسی باید برود که بین مردم تفرقه میاندازد.
🔰موسوی، نماینده مجلس درباره ممنوعیت ورود آلات موسیقی گفت: ورود آلات موسیقی به کشور به صلاح نیست چون کشور ما جمهوری اسلامی است
📛" هرکی نمیخواد جمع کنه بره" جدید هم رسید !!!نماینده مجلس: هر که به دنبال آلات موسیقی است از ایران برود!
▫️ چرا باید با وجود این همه شهدا و علمایی که داریم آلات موسیقی به کشور وارد شود؟
▫️ افرادی که به دنبال آلات موسیقی یا امیال شخصیخودشان هستند، کشورهای دیگر هستند میتوانند از ایران بروند/
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 پاسخ فریدون مشیری از طرف همه ایرانیان به اون نماینده مجلس(آقای حسینی) که گفته بود؛
🔴«هر که به دنبال آلات موسیقی است از ایران برود!» 😳
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم نمیدانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل برمیافشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح میخوانم
و میدانم تو روزی باز خواهی گشت.
فریدون مشیری
♥لطفا با ما همراه باشید در کانال "مدیران شایسته"
@CompetentManagers
🔰 پاسخ فریدون مشیری از طرف همه ایرانیان به اون نماینده مجلس(آقای حسینی) که گفته بود؛
🔴«هر که به دنبال آلات موسیقی است از ایران برود!» 😳
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم نمیدانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل برمیافشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح میخوانم
و میدانم تو روزی باز خواهی گشت.
فریدون مشیری
♥لطفا با ما همراه باشید در کانال "مدیران شایسته"
@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Forwarded from اتچ بات
✳ به نظر شما چرا ایرانیان با استعداد به راحتی در ساختار های برخی سازمانها یا کشورهای پیشرفته قرار می گیرند، خوب عمل کرده و موفق میشود؟ ولی چه بسا در ساختارهای موجود کشور نتوانند وارد شده و موفقیتی کسب کنند؟
🔷دلیل دارد: چون باید از طریق افراد مسائل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها. اصولا توسعه و پیشرفت هر کشوری مرهون قدرت سیستم سازی آن کشور است. کشوری که بتواند با قدرت سیستم سازی خود، انسانهای نخبه و شایسته را از سر تا سر جهان جذب خود کند چه بسا مسیر پیشرفت و توسعه شتاب بیشتری خواهد گرفت.
🔰یکی از وجوه طبیعت بشر دیده شدن است. رضایت ناشی از دیده شدن بالاتر از پول و ثروت و مقام و سِمَت است. سال گذشته، شخصی که از مذهب سیک هندی است وزیر دفاع کانادا شد. توجه کنید این سیک هندی به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد. و اخیراً یک پاکستانی تبار به مقام وزارت کشور در انگلستان دست یافت. در مجله تایم دو هفته اخیر، شهردار سابق نیویورک در رابطه با شهردار فعلی و مسلمان لندن نوشته بود: او ممکن است زمانی نخست وزیر انگلستان شود.
🔰 پی آمدهای روانی، امنیتی، مشروعیتی و مدنی این گونه تحولات بسیار قابل توجه است. در فضای ذهنی و روانی عموم مهاجران در کانادا و انگلستان این برداشت رسوب می کند که: من هم فرصت دارم در این کشور رشد کنم. این اتفاقات ناشی از یک قرارداد اجتماعی و سیستم سازی است که توانایی و مهارت را بر هر ویژگی فرد اولویت می دهد.
🔰به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.
همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر هستند . تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم
🔰وظیفه یک دولت صرفاً این نیست که میوه وارد کند، نفت بفروشد، حقوق ها را پرداخت کند و زباله ها را جمع کند. این ده درصد کار است. اصل وظیفه دولت ایجاد ساختار و شرایطی است که هر شهروندی فرصت کند پتانسیل خود را تا بالاترین امکان متبلور سازد.
🔰بدون شک یکی از والاترین و ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان هنر حکمرانی خوب و شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امور مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار، به گونه ایی مدیریت کنند و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند، که همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود از ته دل خرسند باشند. و به بهانه های مختلف از آن مهاجرت نکنند. و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند.
🔰 وقتی چنین حِسی در وجود افراد شکل گیرد، و در فضاهای روحی، روانی و عینی وجودشان این اطمینان حاصل گردد، بالاترین سطح از مقبولیت و امنیت برای دولت و حکومت به وجود می آید و هیچ قدرت خارجی با هر سطحی از ابزار و امکانات نمی تواند بافت و ماهیت چنین جامعه ای را مخدوش کند
✳️ با همدیگر مروری داشته باشیم بر نخبگان ایرانی شاغل در ناسا که نتوانستند جذب ساختارهای کشورمان بشوند، اما ...؟!
1-پروفسور محمد جمشیدی، مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا و همچنین مدیر کنترل تکنیک ایستگاه فضایی ناسا.
2-دکتر فیروز نادری، مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا.
3- دکتر حمید برنجی، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا.
4-دکتر ابوالقاسم غفاری، استاد سابق دانشگاه های هاروارد و پرینستون آمریکا و نخستین دانشمند ایرانی ناسا که به عنوان تنها دانشمند غیرآمریکایی در ماموریت اعزام انسان به ماه (آپولو) نیز همکاری داشت
5- دکتر قاسم اسرار، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
6-دکتر کاظم امیدوار، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا
7- دکتر رضا غفاریان، مهندس لابراتوار نیرو محرکه جت ایستگاه فضایی ناسا
8- پروفسور پرویز معین، رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا
9- پروفسور صمد حیاتی، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
10- دکتر آزاده تبازاده، دانشمند ارشد فیزیک ایستگاه فضایی ناسا
11- عبد الحمید کریمی، فعالیت در بخش ساخت موشک های فضایی در ناسا
12- خانم دکتر مقدم، فعالیت در آزمایشگاه پیشرانش جت بر روی رادارها در ناسا
و....
🔷برگرفته از مطالب دکتر سریع القلم
🆔@Competentmanagers
🔷دلیل دارد: چون باید از طریق افراد مسائل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها. اصولا توسعه و پیشرفت هر کشوری مرهون قدرت سیستم سازی آن کشور است. کشوری که بتواند با قدرت سیستم سازی خود، انسانهای نخبه و شایسته را از سر تا سر جهان جذب خود کند چه بسا مسیر پیشرفت و توسعه شتاب بیشتری خواهد گرفت.
🔰یکی از وجوه طبیعت بشر دیده شدن است. رضایت ناشی از دیده شدن بالاتر از پول و ثروت و مقام و سِمَت است. سال گذشته، شخصی که از مذهب سیک هندی است وزیر دفاع کانادا شد. توجه کنید این سیک هندی به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد. و اخیراً یک پاکستانی تبار به مقام وزارت کشور در انگلستان دست یافت. در مجله تایم دو هفته اخیر، شهردار سابق نیویورک در رابطه با شهردار فعلی و مسلمان لندن نوشته بود: او ممکن است زمانی نخست وزیر انگلستان شود.
🔰 پی آمدهای روانی، امنیتی، مشروعیتی و مدنی این گونه تحولات بسیار قابل توجه است. در فضای ذهنی و روانی عموم مهاجران در کانادا و انگلستان این برداشت رسوب می کند که: من هم فرصت دارم در این کشور رشد کنم. این اتفاقات ناشی از یک قرارداد اجتماعی و سیستم سازی است که توانایی و مهارت را بر هر ویژگی فرد اولویت می دهد.
🔰به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.
همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر هستند . تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم
🔰وظیفه یک دولت صرفاً این نیست که میوه وارد کند، نفت بفروشد، حقوق ها را پرداخت کند و زباله ها را جمع کند. این ده درصد کار است. اصل وظیفه دولت ایجاد ساختار و شرایطی است که هر شهروندی فرصت کند پتانسیل خود را تا بالاترین امکان متبلور سازد.
🔰بدون شک یکی از والاترین و ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان هنر حکمرانی خوب و شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امور مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار، به گونه ایی مدیریت کنند و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند، که همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود از ته دل خرسند باشند. و به بهانه های مختلف از آن مهاجرت نکنند. و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند.
🔰 وقتی چنین حِسی در وجود افراد شکل گیرد، و در فضاهای روحی، روانی و عینی وجودشان این اطمینان حاصل گردد، بالاترین سطح از مقبولیت و امنیت برای دولت و حکومت به وجود می آید و هیچ قدرت خارجی با هر سطحی از ابزار و امکانات نمی تواند بافت و ماهیت چنین جامعه ای را مخدوش کند
✳️ با همدیگر مروری داشته باشیم بر نخبگان ایرانی شاغل در ناسا که نتوانستند جذب ساختارهای کشورمان بشوند، اما ...؟!
1-پروفسور محمد جمشیدی، مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا و همچنین مدیر کنترل تکنیک ایستگاه فضایی ناسا.
2-دکتر فیروز نادری، مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا.
3- دکتر حمید برنجی، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا.
4-دکتر ابوالقاسم غفاری، استاد سابق دانشگاه های هاروارد و پرینستون آمریکا و نخستین دانشمند ایرانی ناسا که به عنوان تنها دانشمند غیرآمریکایی در ماموریت اعزام انسان به ماه (آپولو) نیز همکاری داشت
5- دکتر قاسم اسرار، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
6-دکتر کاظم امیدوار، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا
7- دکتر رضا غفاریان، مهندس لابراتوار نیرو محرکه جت ایستگاه فضایی ناسا
8- پروفسور پرویز معین، رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا
9- پروفسور صمد حیاتی، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
10- دکتر آزاده تبازاده، دانشمند ارشد فیزیک ایستگاه فضایی ناسا
11- عبد الحمید کریمی، فعالیت در بخش ساخت موشک های فضایی در ناسا
12- خانم دکتر مقدم، فعالیت در آزمایشگاه پیشرانش جت بر روی رادارها در ناسا
و....
🔷برگرفته از مطالب دکتر سریع القلم
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from یادداشتها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طنز استخدام در ادارات دولتی