Forwarded from موسسه مطالعات دین و اقتصاد
Telegraph
هشدار فرشاد مومنی: گرفتاری کشور با جابجایی افراد حل نمیشود/ این خطر وجود دارد که به زودی مردم برای دولت قبل طلب مغفرت کنند!
فرشاد مومنی استاد دانشگاه و اقتصاددان گفت: صرف نظر از آن ماجراهای باندی و جناحی مسئلهی اساسیتر، مسئلهی کشور، مردم و آیندهی ما است که به ما نهیب میزند و میگوید باید به اینها بفهمانیم که گرفتاری کشور به صرف جابجایی افراد حل و فصل نمیشود. ما نقصانهای…
@sokhanranihaa - محمود سریع القلم - پیش نیاز حل مشکلات کشور …
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی
محمود سریع القلم
پیش نیاز حل مشکلات کشور
محمود سریع القلم
پیش نیاز حل مشکلات کشور
Forwarded from نیازمندی های علوم پزشکی کشور
محضر مبارک ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای آیت اله دکتر سید ابراهیم رئیسی
ریاست محترم سازمان برنامه و بودجه کشور جناب آقای دکتر میرکاظمی
وزیر محترم بهداشت و درمان جناب آقای دکتر عین اللهی
ریاست محترم کمیسیون بهداشت جناب آقای دکتر شهریاری
سلام علیکم
احتراما"همانطور که کاملا"مستحضرید ، بیماری کرونا حدود 20 ماهه کل دنیا، از جمله کشور عزیزمان ایران را فراگرفته و در طی این مدت ، علی رغم تلاش های قابل تحسین کادر بزرگ سلامت کشور، حدود 120 هزار نفر از هموطنان عزیزمان جانشان را از دست داده اند و خانواده و جامعه را با رفتنشان داغدار کرده اند، بر هیچ کس پوشیده و پنهان نیست، در طی این مدت، کادر بزرگ سلامت کشور با استفاده از تمام پتانسیل مجموعه و با بیش از 400 هزار نیرو و با تمام توان به عنوان مدافعین خط مقدم سلامت در بحران کرونا، بدون وقفه و 24 ساعته با هدف محافظت از جان آحاد امت اسلامی و بویژه بیماران کرونایی، بدون کوچکترین چشمداشتی، در صف اول این جنگ بیولوژیک قرار داشته و با تمام توان مبارزه کرده، در حال مبارزه است و تا ریشه کنی این ویروس منحوس تا آخرین نفس مبارزه خواهد کرد ، لازم به یادآوری است، اکثر کادر سلامت کشور در راه انجام وظیفه به طور مستقیم با این ویروس منحوس در تماس هستند و چندین بار خودشان به این بیماری مبتلا شده و سلامتی خودشان به خطر افتاده و حتی تا پای مرگ هم پیش رفته اند (بیش از 350 هزار نفر) و بیش از 400 نفر از پرسنل جان برکف کادر بزرگ سلامت کشور در راه خدمت به همنوعان خود جانشان را تقدیم نظام سلامت کرده و به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند و باشهادت خود خانواده هایشان را داغدار کرده، و با رفتن خود، سیستم نظام سلامت را از وجود خدمات خود محروم نموده و کارشان به دوش سایر همکاران قرار گرفته است، علی رغم اینکه، عزیزان مجاهد مدافع سلامت در طی 20 ماه گذشته به لحاظ کمی و کیفی مورد حمایت مسئولین وقت قرار نگرفته اند اما با همان روحیه جهادی و انقلابی ، حتی قوی تر و با انگیزه تر از قبل برای خدمت به هموطنان عزیزمان ، در حال جانفشانی و جان نثاری هستند، اما این ظرفیت چه به لحاظ صبر و حوصله و چه به لحاظ توان و تاب آوری فیزیکی و طاقت بدنی محدود و قابل سرریز شدن است که در این صورت قطعا" تبعات سختی در پی خواهد داشت. نظر به اینکه کادر بزرگ سلامت دو خواسته قانونی بسیار مهم به شرح ذیل دارند ، لذا خواهشمند است صدای حقانیت و عدالت خواهی این قشر مظلوم و محجوب به گوش؛ رئیس جمهور محبوب و مردمی، نمایندگان دلسوز و انقلابی در مجلس شورای اسلامی، رئیس محترم سازمان برنامه و بودجه، وزیر بهداشت و درمان و اعضاء محترم ستاد ملی مبارزه با کرونا رسانده شود تا درخور شأن و منزلتشان مطالبات قانونی آنها پرداخت گردد، الحق و والانصاف، همه، از جمله رهبر معظم انقلاب و کلیه مسئولین محترم نظام، اذعان دارند دراین مقطع زمانی اگر گروهی مستحق رسیدگی به حق حقوقشان به اندازه خدماتی که در طی این مدت ارائه نموده اند ، باشند ، آن گروه ؛ قطعا" کادر بزرگ سلامت کشور است. کادر بزرگ سلامت تا الان انقلابی و جهادی عمل کرده است ، لذا منتظر اقدام جهادی و انقلابی از جانب مسئولین قدر شناسشان هستند.
*******************
دو مطالبه مهم کادر سلامت کشور:
1-برقراری فوق العاده خاص با ضریب 3 ، طبق آئین نامه اداری، استخدامی، کارکنان غیر هیات علمی (بند 16 ماده 54) که سال 1393 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است
2-تبدیل وضعیت کلیه نیروهای غیر رسمی به پاس قدردانی از زحمات آنها و ایجاد امنیت شغلی
لذا باتوجه به اینکه این دو خواسته به حق کادر سلامت کشور طی نامه مورخه ۲۳آبان ۱۴۰۰ وزیر محترم بهداشت طی عنوان بسته حمایتی از کادر سلامت کشور به ستاد ملی کرونا ارسال شده است خواهشمندیم قبل از فرارسیدن روز پرستار که مبارک وهمزمان با سالروز میلاد عمه سادات حضرت زینب (س) میباشد لبیک گفته وجامه عمل بپوشانید تابابرقراری این دومطالبه انگیزه برای خدمت مضاعف در کارکنان همیشه قهرمان کادر سلامت کشور گردد.
#لطفا_انتشار_دهید
📚تهیه منابع تخصصی و عمومی آزمون استخدامی در کانال زیر
👇
@medical_book_store
📱آگهی های استخدامی، اخبار متفاوت، استوری های داغ، لایو با موضوعات آزمون های استخدامی، تبدیل وضیعت، مطالبات صنفی کادر سلامت، پرسش و پاسخ و....در پیج اینستاگرام نیازمندیهای علوم پزشکی کشور
👇👇👇
instagram.com/healthjob
✴️آخرین اخبار استخدامی، تبدیل وضعیت و مطالبات صنفی بخش دولتی و خصوصی علوم پزشکی در کانال تلگرام ️نیازمندی های علوم پزشکی کشور
👇👇👇👇👇👇👇
@healthjob @healthjob
https://t.me/healthjob
@healthjob @healthjob
ریاست محترم سازمان برنامه و بودجه کشور جناب آقای دکتر میرکاظمی
وزیر محترم بهداشت و درمان جناب آقای دکتر عین اللهی
ریاست محترم کمیسیون بهداشت جناب آقای دکتر شهریاری
سلام علیکم
احتراما"همانطور که کاملا"مستحضرید ، بیماری کرونا حدود 20 ماهه کل دنیا، از جمله کشور عزیزمان ایران را فراگرفته و در طی این مدت ، علی رغم تلاش های قابل تحسین کادر بزرگ سلامت کشور، حدود 120 هزار نفر از هموطنان عزیزمان جانشان را از دست داده اند و خانواده و جامعه را با رفتنشان داغدار کرده اند، بر هیچ کس پوشیده و پنهان نیست، در طی این مدت، کادر بزرگ سلامت کشور با استفاده از تمام پتانسیل مجموعه و با بیش از 400 هزار نیرو و با تمام توان به عنوان مدافعین خط مقدم سلامت در بحران کرونا، بدون وقفه و 24 ساعته با هدف محافظت از جان آحاد امت اسلامی و بویژه بیماران کرونایی، بدون کوچکترین چشمداشتی، در صف اول این جنگ بیولوژیک قرار داشته و با تمام توان مبارزه کرده، در حال مبارزه است و تا ریشه کنی این ویروس منحوس تا آخرین نفس مبارزه خواهد کرد ، لازم به یادآوری است، اکثر کادر سلامت کشور در راه انجام وظیفه به طور مستقیم با این ویروس منحوس در تماس هستند و چندین بار خودشان به این بیماری مبتلا شده و سلامتی خودشان به خطر افتاده و حتی تا پای مرگ هم پیش رفته اند (بیش از 350 هزار نفر) و بیش از 400 نفر از پرسنل جان برکف کادر بزرگ سلامت کشور در راه خدمت به همنوعان خود جانشان را تقدیم نظام سلامت کرده و به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند و باشهادت خود خانواده هایشان را داغدار کرده، و با رفتن خود، سیستم نظام سلامت را از وجود خدمات خود محروم نموده و کارشان به دوش سایر همکاران قرار گرفته است، علی رغم اینکه، عزیزان مجاهد مدافع سلامت در طی 20 ماه گذشته به لحاظ کمی و کیفی مورد حمایت مسئولین وقت قرار نگرفته اند اما با همان روحیه جهادی و انقلابی ، حتی قوی تر و با انگیزه تر از قبل برای خدمت به هموطنان عزیزمان ، در حال جانفشانی و جان نثاری هستند، اما این ظرفیت چه به لحاظ صبر و حوصله و چه به لحاظ توان و تاب آوری فیزیکی و طاقت بدنی محدود و قابل سرریز شدن است که در این صورت قطعا" تبعات سختی در پی خواهد داشت. نظر به اینکه کادر بزرگ سلامت دو خواسته قانونی بسیار مهم به شرح ذیل دارند ، لذا خواهشمند است صدای حقانیت و عدالت خواهی این قشر مظلوم و محجوب به گوش؛ رئیس جمهور محبوب و مردمی، نمایندگان دلسوز و انقلابی در مجلس شورای اسلامی، رئیس محترم سازمان برنامه و بودجه، وزیر بهداشت و درمان و اعضاء محترم ستاد ملی مبارزه با کرونا رسانده شود تا درخور شأن و منزلتشان مطالبات قانونی آنها پرداخت گردد، الحق و والانصاف، همه، از جمله رهبر معظم انقلاب و کلیه مسئولین محترم نظام، اذعان دارند دراین مقطع زمانی اگر گروهی مستحق رسیدگی به حق حقوقشان به اندازه خدماتی که در طی این مدت ارائه نموده اند ، باشند ، آن گروه ؛ قطعا" کادر بزرگ سلامت کشور است. کادر بزرگ سلامت تا الان انقلابی و جهادی عمل کرده است ، لذا منتظر اقدام جهادی و انقلابی از جانب مسئولین قدر شناسشان هستند.
*******************
دو مطالبه مهم کادر سلامت کشور:
1-برقراری فوق العاده خاص با ضریب 3 ، طبق آئین نامه اداری، استخدامی، کارکنان غیر هیات علمی (بند 16 ماده 54) که سال 1393 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است
2-تبدیل وضعیت کلیه نیروهای غیر رسمی به پاس قدردانی از زحمات آنها و ایجاد امنیت شغلی
لذا باتوجه به اینکه این دو خواسته به حق کادر سلامت کشور طی نامه مورخه ۲۳آبان ۱۴۰۰ وزیر محترم بهداشت طی عنوان بسته حمایتی از کادر سلامت کشور به ستاد ملی کرونا ارسال شده است خواهشمندیم قبل از فرارسیدن روز پرستار که مبارک وهمزمان با سالروز میلاد عمه سادات حضرت زینب (س) میباشد لبیک گفته وجامه عمل بپوشانید تابابرقراری این دومطالبه انگیزه برای خدمت مضاعف در کارکنان همیشه قهرمان کادر سلامت کشور گردد.
#لطفا_انتشار_دهید
📚تهیه منابع تخصصی و عمومی آزمون استخدامی در کانال زیر
👇
@medical_book_store
📱آگهی های استخدامی، اخبار متفاوت، استوری های داغ، لایو با موضوعات آزمون های استخدامی، تبدیل وضیعت، مطالبات صنفی کادر سلامت، پرسش و پاسخ و....در پیج اینستاگرام نیازمندیهای علوم پزشکی کشور
👇👇👇
instagram.com/healthjob
✴️آخرین اخبار استخدامی، تبدیل وضعیت و مطالبات صنفی بخش دولتی و خصوصی علوم پزشکی در کانال تلگرام ️نیازمندی های علوم پزشکی کشور
👇👇👇👇👇👇👇
@healthjob @healthjob
https://t.me/healthjob
@healthjob @healthjob
Forwarded from کانال اطلاعرسانی اکبر اعلمی/خط آزادگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نهم آذر سالروز درگذشت اسطوره حنجره طلایی مصر و ستاره آسمان تلاوت قران؛ استادعبدالباسط محمد عبدالصمد، بر همه دوستدارانش تسلیت باد.
صوت زيبا و ترنم دلنشين آيههای قرآن که توسط او تلاوت میشد هرگز از یاد و خاطره قراندوستان و دوستداران این قاری بیهمتا زدوده نخواهد شد.
✅کانال اطلاعرسانی جدید #اکبر_اعلمی
@alami_akbar
صوت زيبا و ترنم دلنشين آيههای قرآن که توسط او تلاوت میشد هرگز از یاد و خاطره قراندوستان و دوستداران این قاری بیهمتا زدوده نخواهد شد.
✅کانال اطلاعرسانی جدید #اکبر_اعلمی
@alami_akbar
ما در دامِ صادقانه ننوشتن افتادهایم!
✍️ سجاد فتاحی
در فاصلۀ سالهای 1394 تا 1399 که با مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری همکاری داشتم جز موارد معدودی هیچ متن مهمی را ندیدم که در آن نویسنده، صادقانه و شفاف نقطهنظرات خود را در رابطه با مسائل مهم کشور به مخاطب، که عموماً مقامهای عالیرتبۀ سیاسی بودند، منعکس کرده باشد.
در فضای دانشگاهی ایران و در پژوهشگاهها هم به صورت غیررسمی به دانشجویان و پژوهشگران آموخته میشود که اگر خواهان استخدام در نهادهای دولتی و از جمله دانشگاه هستند باید به سبکی بنویسند که میتوان آن را «سبک صادقانه ننوشتن» نامید. سبکی که برخی مشخصات آن در اسلاید بالا آمده است.
در فضای پژوهشی و دانشگاهی ایران افرادی که به این سبک نمینویسند با استدلالهایی شبیه به این که «ملاحظات نوشتن به مقامهای عالیرتبه را رعایت نمیکنند»؛ «احساسی مینویسند» و «مطالبشان علمی نیست» به حاشیه رانده میشوند.
امروز با قطعیت بسیار بالایی میتوان گفت که بسیاری از اساتید دانشگاه و پژوهشگران فعال در نهادهای دولتیِ ایران در دامِ صادقانه ننوشتن افتادهاند؛ افتادن در این دام آغاز خودسانسوری و بیخاصیت شدن نوشتهها و مطالب آنان است؛ که مخاطرات بزرگی برای ایران و نظام سیاسی آن در پی دارد؛ چرا که باعث میشود سیاستمداران عالیرتبه در مواجهه با متنهایی چند پهلو و سطحی که مخاطرهای را متوجه نویسنده نمیکند با علتهای اصلی پیدایش وضعیت کنونی به صورت روشن مواجه نشوند و راهکارهای برون رفت از این وضعیت را نیز درنیابند.
اساتید و پژوهشگران باورمند به سبک صادقانه ننوشتن که بواسطۀ سازوکارهای تشویق در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی دولتی، جایگاه و اعتباری مییابند از آنرو که سطح آگاهی جامعۀ ایرانی بالا رفته و با چند بار مواجهه با متنهای آنها عدم صداقت و شفافیت در نوشتههای آنها را تشخیص میدهند رفته رفته مورد انتقاد جامعه قرار گرفته و نادیده گرفته میشوند.
نظام سیاسی اگر دارای انگیزهای برای برون رفت از وضعیت کنونی باشد نخستین گام برچیدنِ «دامِ صادقانه ننوشتن» از پیش پای اساتید، پژوهشگران و حتی سیاستمداران ایرانی و حذف سازوکارهای تشویق نویسندگان متنهای غیرصادقانه، سطحی و مبهم است.
اساتید و پژوهشگران ایرانی نیز بهتر است نهایت تلاش خود را برای نغلتیدن به «دامِ صادقانه ننوشتن» انجام دهند چون با غلتیدن در این دام همه بازنده خواهیم بود.
پینوشت: ایدۀ نوشتن این متن و مفهوم «صادقانه ننوشتن» را از مطالب صفحۀ اینستاگرام «مدرسۀ نویسندگی» برگرفتهام.
#دام_صادقانه_ننوشتن
#مدرسه_نویسندگی
#سجاد_فتاحی
✍️ سجاد فتاحی
در فاصلۀ سالهای 1394 تا 1399 که با مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری همکاری داشتم جز موارد معدودی هیچ متن مهمی را ندیدم که در آن نویسنده، صادقانه و شفاف نقطهنظرات خود را در رابطه با مسائل مهم کشور به مخاطب، که عموماً مقامهای عالیرتبۀ سیاسی بودند، منعکس کرده باشد.
در فضای دانشگاهی ایران و در پژوهشگاهها هم به صورت غیررسمی به دانشجویان و پژوهشگران آموخته میشود که اگر خواهان استخدام در نهادهای دولتی و از جمله دانشگاه هستند باید به سبکی بنویسند که میتوان آن را «سبک صادقانه ننوشتن» نامید. سبکی که برخی مشخصات آن در اسلاید بالا آمده است.
در فضای پژوهشی و دانشگاهی ایران افرادی که به این سبک نمینویسند با استدلالهایی شبیه به این که «ملاحظات نوشتن به مقامهای عالیرتبه را رعایت نمیکنند»؛ «احساسی مینویسند» و «مطالبشان علمی نیست» به حاشیه رانده میشوند.
امروز با قطعیت بسیار بالایی میتوان گفت که بسیاری از اساتید دانشگاه و پژوهشگران فعال در نهادهای دولتیِ ایران در دامِ صادقانه ننوشتن افتادهاند؛ افتادن در این دام آغاز خودسانسوری و بیخاصیت شدن نوشتهها و مطالب آنان است؛ که مخاطرات بزرگی برای ایران و نظام سیاسی آن در پی دارد؛ چرا که باعث میشود سیاستمداران عالیرتبه در مواجهه با متنهایی چند پهلو و سطحی که مخاطرهای را متوجه نویسنده نمیکند با علتهای اصلی پیدایش وضعیت کنونی به صورت روشن مواجه نشوند و راهکارهای برون رفت از این وضعیت را نیز درنیابند.
اساتید و پژوهشگران باورمند به سبک صادقانه ننوشتن که بواسطۀ سازوکارهای تشویق در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی دولتی، جایگاه و اعتباری مییابند از آنرو که سطح آگاهی جامعۀ ایرانی بالا رفته و با چند بار مواجهه با متنهای آنها عدم صداقت و شفافیت در نوشتههای آنها را تشخیص میدهند رفته رفته مورد انتقاد جامعه قرار گرفته و نادیده گرفته میشوند.
نظام سیاسی اگر دارای انگیزهای برای برون رفت از وضعیت کنونی باشد نخستین گام برچیدنِ «دامِ صادقانه ننوشتن» از پیش پای اساتید، پژوهشگران و حتی سیاستمداران ایرانی و حذف سازوکارهای تشویق نویسندگان متنهای غیرصادقانه، سطحی و مبهم است.
اساتید و پژوهشگران ایرانی نیز بهتر است نهایت تلاش خود را برای نغلتیدن به «دامِ صادقانه ننوشتن» انجام دهند چون با غلتیدن در این دام همه بازنده خواهیم بود.
پینوشت: ایدۀ نوشتن این متن و مفهوم «صادقانه ننوشتن» را از مطالب صفحۀ اینستاگرام «مدرسۀ نویسندگی» برگرفتهام.
#دام_صادقانه_ننوشتن
#مدرسه_نویسندگی
#سجاد_فتاحی
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰روز حسابدار مبااااااررررررک!
🔰روز ترازنامه و صورت های مالی مبارک!
🔰روز ثبت زدن رویداد های مالی مبارک!
🔰روز fifo و lifo مبارک!
🔰روز ماشین حساب و نرم افزار ها حسابداری مبارک!
🔰دارایی هامون روز افزون😄
🔰بدهی هامون هم صفر😁
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔰روز ترازنامه و صورت های مالی مبارک!
🔰روز ثبت زدن رویداد های مالی مبارک!
🔰روز fifo و lifo مبارک!
🔰روز ماشین حساب و نرم افزار ها حسابداری مبارک!
🔰دارایی هامون روز افزون😄
🔰بدهی هامون هم صفر😁
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
تفاوت خلاقیت (creativity)
و نوآوری (Innovation)
«خلاقیت» و «نوآوری» مفاهیم متفاوتی دارند. تفاوت آنها به صورت خلاصه بدین صورت است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن ایده جدید و بدیع است. حال آنکه نوآوری، تبدیل خلاقیت (ایده نو) به عمل و یا نتیجه است. به عبارت دیگر، نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته. شخص خلاق ممکن است نوآور نباشد، یعنی دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانایی عرضه آنها را نداشته باشد، ولی فرد نوآور غالباً خلاق است. خلاقیت و دگرگونی پا به پای هم پیش می روند، اندیشه های خلاق در صورت اجرا به دگرگونی منتهی می شوند و اندیشه خلاق اغلب از تغییر شرایط حاصل می آید، خلاقیت به سازمانها امکان می دهد پیش از وقوع تغییر، نسبت به آن واکنش نشان دهند و تغییراتی سازنده را که برای موجودیتشان فوری است به وجود آورند.
و نوآوری (Innovation)
«خلاقیت» و «نوآوری» مفاهیم متفاوتی دارند. تفاوت آنها به صورت خلاصه بدین صورت است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن ایده جدید و بدیع است. حال آنکه نوآوری، تبدیل خلاقیت (ایده نو) به عمل و یا نتیجه است. به عبارت دیگر، نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته. شخص خلاق ممکن است نوآور نباشد، یعنی دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانایی عرضه آنها را نداشته باشد، ولی فرد نوآور غالباً خلاق است. خلاقیت و دگرگونی پا به پای هم پیش می روند، اندیشه های خلاق در صورت اجرا به دگرگونی منتهی می شوند و اندیشه خلاق اغلب از تغییر شرایط حاصل می آید، خلاقیت به سازمانها امکان می دهد پیش از وقوع تغییر، نسبت به آن واکنش نشان دهند و تغییراتی سازنده را که برای موجودیتشان فوری است به وجود آورند.
🌸شانزدهم آذر ماه روز دانشجو مبارک🌸
جنبش دانشجویی، ندای علم و آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
جنبش دانشجویی، ندای علم و آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✔️چرا همدیگر را قبول نداریم؟
✍️ دکتر محمود سریع القلم
🔸در حکمرانی چینیها جز اقتدارگرایی تجربۀ دیگری ندارند. اما چند سرمایۀ اجتماعی باعث شده که در توسعۀ اقتصادی، دستاوردهای منحصر به فردی را کسب کنند:
فرهنگِ همکاری و حمایت از یکدیگر که 2600 سال پیش توسط کنفوسیوس،عموم مردم از کشاورز، کارآفرین، متخصص تا مجری را بهم متصل کرد.
🔸اقتدار گرایی چینی بر خلافِ اقتدارگرایی خاورمیانهای، تابعِ تشکیلات و طبقاتِ مرتبط با شاه بود. این سنت در دوران حکومت کمونیستی نیز ادامه پیدا کرد. شاهِ چینی نه تنها با طیف وسیعی از نخبگان و سیاست مداران مشورت می کرد بلکه بدونِ دستیابی به اجماع، سیاستی را پیش نمیبرد. این روش حکمرانی و تصمیم گیری یک اثر مهم داشت و افراد را نسبت به ثقلِ حکومت، علاقمند، وفادار و تعلق پذیرمی کرد. در مقامِ مقایسه، در اقتدارگرایی صدام یا ناصرالدین شاه، نه وزیر امنیت داشت نه وکیل و نه مشاور.
🔸تحولاتِ چشمگیر اقتصادی برزیل، هند، ویتنام، کرۀ جنوبی، اندونزی و چین در سی سال گذشته صرفاً در درون حاکمیت متشکل از جریان های مختلف و وجودِ هیات حاکمه و اِلیت اتفاق افتاده است. وقتی کارگزاران یک کشور به مجموعۀ حاکمیت احساسِ تعلق نکنند، زمینۀ نفوذِ خارجی فراهم می شود. وقتی کشوری اِلیت داشته باشد و بهترین ها و دانا ترین ها را در هیات حاکمه جمع کند، دقیق حرف زدن و صحیح عمل کردن، قاعده می شود. اگر اِلیتهای چینی نه از طریق لیبرالیسم غربی، بلکه با تعالیمِ کنفوسیوسی به تقسیم کار، وظیفه شناسی، تخصص، نظم و هرم سازمانی اعتقاد نداشتند، نمی توانستند سه تریلیون دلار ذخائر ارزی جمع کنند و به اکثریت کشورهای جهان وام بدهند
🔸تاریخ سیاسی ایران، تاریخ افراد است: از خوارزمشاه و ملکشاه و بهرامشاه و سلطان حسین و شاه اسماعیل و شاه سلیمان گرفته تا کریمخان و آقا محمد خان و مظفرالدین شاه و رضا شاه و محمدرضا شاه. جزئیات تاریخی به وضوح نشان میدهد که تناسبی میان سطح قدرت شاه و اطرافیان، حتی وزرا و دربار نبوده است: شاه بوده و عده وسیعی از افراد اُپراتور.
🔸رضا شاه و محمدرضا شاه هر چند دوره ای با اِلیت ها کارها را پیش بردند اما به خصوص در پنج سال آخر حکمرانی خود، با قضاوت و ذهنیت شخصِ خودشان تصمیم می گرفتند. وقتی کشوری اِلیت نداشته باشد، اُپراتورها با صلاحیت و دانش انتخاب نمیشوند بلکه صرفاً بر اساس وفاداری و پیروی تام از دستورات منصوب میشوند. در چنین قالبی، اُپراتورها نیز زیرمجموعۀ خود را بر اساس وفاداری به سِمَت می گمارند. هرچند در ظاهر، عموم این افراد حکمرانی می کنند اما در باطن نه یکدیگر را قبول دارند و نه تعهدی به یک سیستم سیاسی یا سرزمینی دارند.
🔸پنج ماه قبل از انقلاب، کارمندان بانک مرکزی فهرست 177 تن از افراد سرشناس پهلوی که بالغ بر 2 میلیارد دلار از کشور خارج کرده بودند را منتشر کردند. همین که اُپراتورها از اواسطِ 1357 آسیب پذیری های شاه را حس کردند، صحنه را ترک گفتند.
🔸از منظر روان شناسی اجتماعی، ممکن است بحث کنیم که افراد یکدیگر را قبول ندارند چون این خصلت ها را دارا هستند: انحصار طلب، خود محور، خود بزرگ بین، شهرت طلب، جاه طلب. اما اینها معلول اند و علل ظهور این خصایص را باید در سیستم حکمرانی جستجو کرد. این خصلتها را میتوان در شهروندان عموم کشورها پیدا کرد ولی سیستم مدیریت اجازۀ ظهور آنها را یا نمیدهد یا محدود میکند.
🔸 ویتنام و چین هردو اقتدارگرا هستند ولی حداقل در حیطۀ مسائلِ اقتصادی و روابط بینالمللی، به شدت تخصصی اداره می شوند. وقتی وزیری در موضوع وزارت خود حتی چند کتاب نخوانده و سال ها وزیر می ماند، رهیافت تصمیمسازی در سازمان خود را به طور طبیعی به سَمت ناکارآمدی و تملق سوق می دهد.
🔸شاید دلیلِ اصلی که روسیه با قدمتِ تاریخی، وسعتِ جغرافیایی، ذخائرِ منحصر به فرد طبیعی و حدودِ ده هزار کلاهک هسته ای، حتی یک کالای قابلِ عرضه در سطح جهانی ندارد به خاطر فقدانِ اِلیت باشد به طوری که با بحث و گفتگو، مشورت و یادگیری، این کشور فوق العاده را مدیریت کند. تاریخ روسیه نیز تاریخ افراد است.
🔸مکزیک در 300 سال گذشته با سه قدرت ( فرانسه، اسپانیا و آمریکا) در گیر بوده اما با دیالوگهای درون حکومتی و به کار گیری بهترینها در یک سیستمِ اِلیت، هم اکنون بالای یک تریلیون دلار تولید نا خالص داخلی دارد. کرۀ جنوبی همیشه درگیر ژاپن، چین و روسیه بوده اما با انسجام خارق العاده در سطح الیت ها، به یک کشور با اهمیتِ جهانی تبدیل شده است. از منظر تاریخی، اگر ایرانی ها اِلیت داشتند، روسیه و انگلیس نمی توانستند رضاشاه را در چهار ساعت عزل کنند .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمود سریع القلم
🔸در حکمرانی چینیها جز اقتدارگرایی تجربۀ دیگری ندارند. اما چند سرمایۀ اجتماعی باعث شده که در توسعۀ اقتصادی، دستاوردهای منحصر به فردی را کسب کنند:
فرهنگِ همکاری و حمایت از یکدیگر که 2600 سال پیش توسط کنفوسیوس،عموم مردم از کشاورز، کارآفرین، متخصص تا مجری را بهم متصل کرد.
🔸اقتدار گرایی چینی بر خلافِ اقتدارگرایی خاورمیانهای، تابعِ تشکیلات و طبقاتِ مرتبط با شاه بود. این سنت در دوران حکومت کمونیستی نیز ادامه پیدا کرد. شاهِ چینی نه تنها با طیف وسیعی از نخبگان و سیاست مداران مشورت می کرد بلکه بدونِ دستیابی به اجماع، سیاستی را پیش نمیبرد. این روش حکمرانی و تصمیم گیری یک اثر مهم داشت و افراد را نسبت به ثقلِ حکومت، علاقمند، وفادار و تعلق پذیرمی کرد. در مقامِ مقایسه، در اقتدارگرایی صدام یا ناصرالدین شاه، نه وزیر امنیت داشت نه وکیل و نه مشاور.
🔸تحولاتِ چشمگیر اقتصادی برزیل، هند، ویتنام، کرۀ جنوبی، اندونزی و چین در سی سال گذشته صرفاً در درون حاکمیت متشکل از جریان های مختلف و وجودِ هیات حاکمه و اِلیت اتفاق افتاده است. وقتی کارگزاران یک کشور به مجموعۀ حاکمیت احساسِ تعلق نکنند، زمینۀ نفوذِ خارجی فراهم می شود. وقتی کشوری اِلیت داشته باشد و بهترین ها و دانا ترین ها را در هیات حاکمه جمع کند، دقیق حرف زدن و صحیح عمل کردن، قاعده می شود. اگر اِلیتهای چینی نه از طریق لیبرالیسم غربی، بلکه با تعالیمِ کنفوسیوسی به تقسیم کار، وظیفه شناسی، تخصص، نظم و هرم سازمانی اعتقاد نداشتند، نمی توانستند سه تریلیون دلار ذخائر ارزی جمع کنند و به اکثریت کشورهای جهان وام بدهند
🔸تاریخ سیاسی ایران، تاریخ افراد است: از خوارزمشاه و ملکشاه و بهرامشاه و سلطان حسین و شاه اسماعیل و شاه سلیمان گرفته تا کریمخان و آقا محمد خان و مظفرالدین شاه و رضا شاه و محمدرضا شاه. جزئیات تاریخی به وضوح نشان میدهد که تناسبی میان سطح قدرت شاه و اطرافیان، حتی وزرا و دربار نبوده است: شاه بوده و عده وسیعی از افراد اُپراتور.
🔸رضا شاه و محمدرضا شاه هر چند دوره ای با اِلیت ها کارها را پیش بردند اما به خصوص در پنج سال آخر حکمرانی خود، با قضاوت و ذهنیت شخصِ خودشان تصمیم می گرفتند. وقتی کشوری اِلیت نداشته باشد، اُپراتورها با صلاحیت و دانش انتخاب نمیشوند بلکه صرفاً بر اساس وفاداری و پیروی تام از دستورات منصوب میشوند. در چنین قالبی، اُپراتورها نیز زیرمجموعۀ خود را بر اساس وفاداری به سِمَت می گمارند. هرچند در ظاهر، عموم این افراد حکمرانی می کنند اما در باطن نه یکدیگر را قبول دارند و نه تعهدی به یک سیستم سیاسی یا سرزمینی دارند.
🔸پنج ماه قبل از انقلاب، کارمندان بانک مرکزی فهرست 177 تن از افراد سرشناس پهلوی که بالغ بر 2 میلیارد دلار از کشور خارج کرده بودند را منتشر کردند. همین که اُپراتورها از اواسطِ 1357 آسیب پذیری های شاه را حس کردند، صحنه را ترک گفتند.
🔸از منظر روان شناسی اجتماعی، ممکن است بحث کنیم که افراد یکدیگر را قبول ندارند چون این خصلت ها را دارا هستند: انحصار طلب، خود محور، خود بزرگ بین، شهرت طلب، جاه طلب. اما اینها معلول اند و علل ظهور این خصایص را باید در سیستم حکمرانی جستجو کرد. این خصلتها را میتوان در شهروندان عموم کشورها پیدا کرد ولی سیستم مدیریت اجازۀ ظهور آنها را یا نمیدهد یا محدود میکند.
🔸 ویتنام و چین هردو اقتدارگرا هستند ولی حداقل در حیطۀ مسائلِ اقتصادی و روابط بینالمللی، به شدت تخصصی اداره می شوند. وقتی وزیری در موضوع وزارت خود حتی چند کتاب نخوانده و سال ها وزیر می ماند، رهیافت تصمیمسازی در سازمان خود را به طور طبیعی به سَمت ناکارآمدی و تملق سوق می دهد.
🔸شاید دلیلِ اصلی که روسیه با قدمتِ تاریخی، وسعتِ جغرافیایی، ذخائرِ منحصر به فرد طبیعی و حدودِ ده هزار کلاهک هسته ای، حتی یک کالای قابلِ عرضه در سطح جهانی ندارد به خاطر فقدانِ اِلیت باشد به طوری که با بحث و گفتگو، مشورت و یادگیری، این کشور فوق العاده را مدیریت کند. تاریخ روسیه نیز تاریخ افراد است.
🔸مکزیک در 300 سال گذشته با سه قدرت ( فرانسه، اسپانیا و آمریکا) در گیر بوده اما با دیالوگهای درون حکومتی و به کار گیری بهترینها در یک سیستمِ اِلیت، هم اکنون بالای یک تریلیون دلار تولید نا خالص داخلی دارد. کرۀ جنوبی همیشه درگیر ژاپن، چین و روسیه بوده اما با انسجام خارق العاده در سطح الیت ها، به یک کشور با اهمیتِ جهانی تبدیل شده است. از منظر تاریخی، اگر ایرانی ها اِلیت داشتند، روسیه و انگلیس نمی توانستند رضاشاه را در چهار ساعت عزل کنند .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴مدیران فیلسوف
از کتاب نقش دل در مدیریت – مجتبی کاشانی
مدیران فیلسوف، مدیرانی هستند که در کار و تجارت و اداره امور سازمانشان دارای آرمانهایی فراتر از سود و اهداف مادی هستند.
برای مدیران فیلسوف، مدیریت و محیط کار، سنگری برای تحقق اهداف و رسالتها و فلسفههای الهی، انسانی و اجتماعی آنهاست.
بدیهی و طبیعی است که موسسات اقتصادی و صنعتی برای مقاصدی مادی تشکیل میگردند و اصولاً باید سودآور باشند.
از طرفی، موسسات اقتصادی را نباید با موسسات خیریه اشتباه گرفت.
اما تاکید سرمایه داری بر سود و اولویت قراردادن سود و نادیده انگاشتن امور معنوی انسانی و اجتماعی موجب میشود تا نتیجه عملکرد سازمانهای اقتصادی چیزی باشد که من به آن، سود سوزآور میگویم.
✅تفاوت مدیران فیلسوف با دیگران آن است که به علت داشتن رسالتها و اهداف معنوی و اجتماعی، در کنار امور اقتصادی به اموری نظیر توجه به انسانیت، محیط زیست، رفاه جامعه، آموزش و تامین عدالت میپردازند که میتوان آنها را سوز سودآور تلقی کرد و همین امر را کلید راز موفقیت پایدار این مدیران برشمرد...
✏️بین انسان خوب و مدیر خوب تفاوت بسیار اساسی وجود دارد.
بارها تجربه کردهایم که انسانهای خوب و الهی و متعهدی را که با آرمانهای انسانی – الهی مصدر کاری قرار دادهایم و آنان، ناموفق دریای سازمان را طوفانی رها کردهاند.
💢ناآشنایی با شیوههای مدیریت بخصوص در زمینه روابط انسانی در یک سازمان متوسط و بزرگ با روابط پیچیده صنعتی از یک مدیر واقعاً انسانگرا و نوعدوست میتواند یک مدیر بیلیاقت، تبعیضگرا و ناراضیتراش و بیعدالت بسازد.
⭕️انسان گرایی و نوعدوستی در مدیریت، لزوماً سهل انگاری، آسانگیری، تشویق بیمحابا، ملاحظات انسانی عمومی بیمورد، گذشت و چشمپوشی همیشگی عارفانه و مدارا و ملایمت نیست.
⭕یکی از ملاکهای کوتاه مدت موفقیت مدیران در سازمانهای صنعتی و اقتصادی، سودآوری است و بخصوص در کشور ما به خاطر عدم نگرش بلندمدت و تاکید بر نتیجه مادی عملیات شرکتها، مدیران بر حسب سودآوری ارزیابی میگردند...
آیا حق داریم که این تعبیر را به کار ببریم که سود سازمانهای اقتصادی و صنعتی ما، سود سوزآور بوده است؟
❇️مطالعه سازمانهای موفق و مدیران برنده دنیا و آنچه من امروز برخی از آنها را مدیران فیلسوف میخوانم نشان میدهد که آنان شیوه و روش دیگر، یعنی سوز سودآور را برای کامیابی بلندمدت برگزیدهاند.
🧨سوز سودآور، یعنی سرمایه گذاری بر روی اموری که ثمره آن در بلندمدت به بار خواهد نشست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از کتاب نقش دل در مدیریت – مجتبی کاشانی
مدیران فیلسوف، مدیرانی هستند که در کار و تجارت و اداره امور سازمانشان دارای آرمانهایی فراتر از سود و اهداف مادی هستند.
برای مدیران فیلسوف، مدیریت و محیط کار، سنگری برای تحقق اهداف و رسالتها و فلسفههای الهی، انسانی و اجتماعی آنهاست.
بدیهی و طبیعی است که موسسات اقتصادی و صنعتی برای مقاصدی مادی تشکیل میگردند و اصولاً باید سودآور باشند.
از طرفی، موسسات اقتصادی را نباید با موسسات خیریه اشتباه گرفت.
اما تاکید سرمایه داری بر سود و اولویت قراردادن سود و نادیده انگاشتن امور معنوی انسانی و اجتماعی موجب میشود تا نتیجه عملکرد سازمانهای اقتصادی چیزی باشد که من به آن، سود سوزآور میگویم.
✅تفاوت مدیران فیلسوف با دیگران آن است که به علت داشتن رسالتها و اهداف معنوی و اجتماعی، در کنار امور اقتصادی به اموری نظیر توجه به انسانیت، محیط زیست، رفاه جامعه، آموزش و تامین عدالت میپردازند که میتوان آنها را سوز سودآور تلقی کرد و همین امر را کلید راز موفقیت پایدار این مدیران برشمرد...
✏️بین انسان خوب و مدیر خوب تفاوت بسیار اساسی وجود دارد.
بارها تجربه کردهایم که انسانهای خوب و الهی و متعهدی را که با آرمانهای انسانی – الهی مصدر کاری قرار دادهایم و آنان، ناموفق دریای سازمان را طوفانی رها کردهاند.
💢ناآشنایی با شیوههای مدیریت بخصوص در زمینه روابط انسانی در یک سازمان متوسط و بزرگ با روابط پیچیده صنعتی از یک مدیر واقعاً انسانگرا و نوعدوست میتواند یک مدیر بیلیاقت، تبعیضگرا و ناراضیتراش و بیعدالت بسازد.
⭕️انسان گرایی و نوعدوستی در مدیریت، لزوماً سهل انگاری، آسانگیری، تشویق بیمحابا، ملاحظات انسانی عمومی بیمورد، گذشت و چشمپوشی همیشگی عارفانه و مدارا و ملایمت نیست.
⭕یکی از ملاکهای کوتاه مدت موفقیت مدیران در سازمانهای صنعتی و اقتصادی، سودآوری است و بخصوص در کشور ما به خاطر عدم نگرش بلندمدت و تاکید بر نتیجه مادی عملیات شرکتها، مدیران بر حسب سودآوری ارزیابی میگردند...
آیا حق داریم که این تعبیر را به کار ببریم که سود سازمانهای اقتصادی و صنعتی ما، سود سوزآور بوده است؟
❇️مطالعه سازمانهای موفق و مدیران برنده دنیا و آنچه من امروز برخی از آنها را مدیران فیلسوف میخوانم نشان میدهد که آنان شیوه و روش دیگر، یعنی سوز سودآور را برای کامیابی بلندمدت برگزیدهاند.
🧨سوز سودآور، یعنی سرمایه گذاری بر روی اموری که ثمره آن در بلندمدت به بار خواهد نشست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝چه عواملی باعث می شود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود؟
✍محمود سریع القلم
♈️شاید مشکل تاریخی ایران در این دوگانگی نهفته باشد که نه یک دولت به معنای ایجاد کنندۀ یک سیستم با محوریتِ بخشِ خصوصی و سرمایه داری را داشته و نه جامعه ای شرقی با سرمایۀ اجتماعی سیستم پذیری، سازمان پذیری و تمایل به انسجام و هارمونی.
♈️سیستم سازی صرفاً یک تصمیم در ساختارهای داخلی نیست. عمومِ کشورهای غربی و شرقی با ورود در شبکۀ تجارت، بانکداری، خدمات، سازمان های منطقه ای و بین المللی سیستم وارترعمل کردهاند.
♈️از ویتنام تا آلمان، از سنگاپور تا انگلستان، از کرۀ جنوبی تا ژاپن و از برزیل تا آمریکا در یک شبکۀ جهانی عمل می کنند.
♈️عموم کشورهای جهان سوم متوجه شده اند که بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی(WTO)، نمی توان رشد اقتصادی پیدا کرد زیرا این عضویت، وسیله و ساختاری است برای رقابت و کارآمدی.
♈️وقتی کشورها در یک سیستمِ جهانی عمل کنند، کارآمدی، زمان شناسی، دقت، وفای به عهد، رقابت، تخصص و نوآوری اهمیت پیدا می کنند و خصوصیاتی مانند عصبانیت، احساسات، تعصب، دشنام، حسادت، انتقام، انشعاب، خصومت، بد قولی، غیرقابل پیش بینی بودن، دمدمی بودن، خودخواهی، خود بزرگ بینی، تخریب و حذف، کاربرد خود را از دست می دهند و یا حداقل به شدت کاهش پیدا می کنند.
♈️عمومِ ویژگی های مثبت توسعه یافتگی در سایۀ سیستم سازی امکان پذیر است که با بینالمللی شدن حتی منسجم تر و دقیق تر می شوند. وقتی سیستم ساخته شود، افرادِ توانا رشد می کنند چون هم تخصص و مهارت دارند و هم اعتماد به نفس، علاقه به کار، زحمت کشیدن، رقابت و نوآوری.
♈️وقتی سیستم نباشد، اتحادیۀ افرادِ ضعیف شکل می گیرد و در نهایت فقر و جهل با هم رفیق می شوند. چون توانایی نیست، تملق، چاپلوسی و سوء استفاده از امکانات دولتی مبنای رشد و قدرت می شوند.
♈️وقتی اقتصاد یک کشور بین المللی شود، پیآمد های تعیین کننده ای نیز برای سیاست آن دارد زیرا که شفافیت اقتصادی مقدم و زمینه ساز شفافیت سیاسی است. تخصص، شفافیت و بین المللی شدن باعث می شود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود.
♈️آنقدر سیستمِ نروژ به خود اعتماد به نفس دارد که چنین تصمیمی را می گیرد. چرا در ایران تَفَرُّد (فرد گرایی منفی) در افراد موج می زند و بسیاری مستغرق در منافع و مصالح شخصی هستند؟ چون برای رشد نیاز به سیستم ندارند و صرفاً با شبکهای از ارتباطات می توانند به عمومِ اهداف خود برسند.
♈️تفرد در ایران ریشه های بسیار قدیمی و تاریخی دارد و در ساختارِ سیستم پادشاهی نهفته است. وقتی پادشاه قبلۀ عالم می شود همه از کودکی می آموزند که خود را به افراد و نه به سیستم، مقررات و رویه ها وفق دهند.
♈️از این رو چگونه در فضایِ بدون سیستم و مملو از تفرد می توان انتظارِ کارآمدی، ثبات اقتصادی، جامعۀ سالم، قانون مداری، افرادِ معنوی و آیندهای روشن داشت؟/ جماران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍محمود سریع القلم
♈️شاید مشکل تاریخی ایران در این دوگانگی نهفته باشد که نه یک دولت به معنای ایجاد کنندۀ یک سیستم با محوریتِ بخشِ خصوصی و سرمایه داری را داشته و نه جامعه ای شرقی با سرمایۀ اجتماعی سیستم پذیری، سازمان پذیری و تمایل به انسجام و هارمونی.
♈️سیستم سازی صرفاً یک تصمیم در ساختارهای داخلی نیست. عمومِ کشورهای غربی و شرقی با ورود در شبکۀ تجارت، بانکداری، خدمات، سازمان های منطقه ای و بین المللی سیستم وارترعمل کردهاند.
♈️از ویتنام تا آلمان، از سنگاپور تا انگلستان، از کرۀ جنوبی تا ژاپن و از برزیل تا آمریکا در یک شبکۀ جهانی عمل می کنند.
♈️عموم کشورهای جهان سوم متوجه شده اند که بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی(WTO)، نمی توان رشد اقتصادی پیدا کرد زیرا این عضویت، وسیله و ساختاری است برای رقابت و کارآمدی.
♈️وقتی کشورها در یک سیستمِ جهانی عمل کنند، کارآمدی، زمان شناسی، دقت، وفای به عهد، رقابت، تخصص و نوآوری اهمیت پیدا می کنند و خصوصیاتی مانند عصبانیت، احساسات، تعصب، دشنام، حسادت، انتقام، انشعاب، خصومت، بد قولی، غیرقابل پیش بینی بودن، دمدمی بودن، خودخواهی، خود بزرگ بینی، تخریب و حذف، کاربرد خود را از دست می دهند و یا حداقل به شدت کاهش پیدا می کنند.
♈️عمومِ ویژگی های مثبت توسعه یافتگی در سایۀ سیستم سازی امکان پذیر است که با بینالمللی شدن حتی منسجم تر و دقیق تر می شوند. وقتی سیستم ساخته شود، افرادِ توانا رشد می کنند چون هم تخصص و مهارت دارند و هم اعتماد به نفس، علاقه به کار، زحمت کشیدن، رقابت و نوآوری.
♈️وقتی سیستم نباشد، اتحادیۀ افرادِ ضعیف شکل می گیرد و در نهایت فقر و جهل با هم رفیق می شوند. چون توانایی نیست، تملق، چاپلوسی و سوء استفاده از امکانات دولتی مبنای رشد و قدرت می شوند.
♈️وقتی اقتصاد یک کشور بین المللی شود، پیآمد های تعیین کننده ای نیز برای سیاست آن دارد زیرا که شفافیت اقتصادی مقدم و زمینه ساز شفافیت سیاسی است. تخصص، شفافیت و بین المللی شدن باعث می شود تا یک فردِ متولد ایران، به ریاست پارلمان نروژ انتخاب شود.
♈️آنقدر سیستمِ نروژ به خود اعتماد به نفس دارد که چنین تصمیمی را می گیرد. چرا در ایران تَفَرُّد (فرد گرایی منفی) در افراد موج می زند و بسیاری مستغرق در منافع و مصالح شخصی هستند؟ چون برای رشد نیاز به سیستم ندارند و صرفاً با شبکهای از ارتباطات می توانند به عمومِ اهداف خود برسند.
♈️تفرد در ایران ریشه های بسیار قدیمی و تاریخی دارد و در ساختارِ سیستم پادشاهی نهفته است. وقتی پادشاه قبلۀ عالم می شود همه از کودکی می آموزند که خود را به افراد و نه به سیستم، مقررات و رویه ها وفق دهند.
♈️از این رو چگونه در فضایِ بدون سیستم و مملو از تفرد می توان انتظارِ کارآمدی، ثبات اقتصادی، جامعۀ سالم، قانون مداری، افرادِ معنوی و آیندهای روشن داشت؟/ جماران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ شخصیت را استخدام کنید، مهارت را آموزش دهید:
💬 هرب کِلِنهر (Herb Kelleher) یکی از مؤسسان شرکت هواپیمایی Southwest، نقل قول جالبی درباره معیار #استخدام #کارکنان جدید دارد. او میگوید؛ «اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمیکنیم، حتی اگر از مهارتهای زیادی برخوردار باشی! چرا که میتوانیم سطح مهارت را با #آموزش ارتقاء دهیم، اما نمیتوانیم نگرش شما را عوض کنیم».
📌مشخص است تشخیص آنکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارتهای فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً سادهای است.
📚 مارک مورفی (Mark Murphy) در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش- Hiring For Attitude» متذکر میشود که در حدود نیمی از (۴۷ درصد) استخدامهای جدید، در طول ۱۸ ماه نخست، با شکست مواجه میشوند.
⁉️ اما چرا این اتفاق میافتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارتها نیست (تنها ۱۱ درصد مسئله به عدم وجود #مهارت در کارکنان تازه استخدام شده بر میگردد).
این در حالی است که حدود ۸۹ درصد از شکستها به دلایل نگرشی (مانند هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) بر میگردد. بیشتر شرکتها به خوبی با اندازهگیری مهارتهای سخت کارکنان، متقاضیان استخدامی را براساس این معیار رتبهبندی میکنند، اما اغلب آنها در تشخیص مهارتهای نرم و موضوعات نگرشی و انگیزشی با دشواری روبرو هستند.
💥لذا اگر دنبال نگرشهای مثبت هستید، باید ارزشهای محوری شرکت خود را استخراج کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزشهای اساسی مورد پرسش قرار دهید.
📌شرکت هواپیمایی Southwest برای سنجش نگرشهای متقاضیان استخدامی شیوه جالبی دارد. این شرکت هواپیمایی پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارتهای فنی آنها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی میکند.
مدیر منابع انسانی از این متقاضیان میخواهد که لباسهای مخصوصی (شورتهای قهوهایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباسها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط میخورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است. کسی که از پوشیدن این لباسها امتناع میکند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در شرکت مناسب نیست.
✔️ یکی از سؤالهای کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگیهای شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسکپذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگیها مورد پرسش قرار گیرند. برای مثال از متقاضی خواسته شود که در مورد زمانی که ریسکپذیر بوده است توضیح دهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💬 هرب کِلِنهر (Herb Kelleher) یکی از مؤسسان شرکت هواپیمایی Southwest، نقل قول جالبی درباره معیار #استخدام #کارکنان جدید دارد. او میگوید؛ «اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمیکنیم، حتی اگر از مهارتهای زیادی برخوردار باشی! چرا که میتوانیم سطح مهارت را با #آموزش ارتقاء دهیم، اما نمیتوانیم نگرش شما را عوض کنیم».
📌مشخص است تشخیص آنکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارتهای فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً سادهای است.
📚 مارک مورفی (Mark Murphy) در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش- Hiring For Attitude» متذکر میشود که در حدود نیمی از (۴۷ درصد) استخدامهای جدید، در طول ۱۸ ماه نخست، با شکست مواجه میشوند.
⁉️ اما چرا این اتفاق میافتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارتها نیست (تنها ۱۱ درصد مسئله به عدم وجود #مهارت در کارکنان تازه استخدام شده بر میگردد).
این در حالی است که حدود ۸۹ درصد از شکستها به دلایل نگرشی (مانند هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) بر میگردد. بیشتر شرکتها به خوبی با اندازهگیری مهارتهای سخت کارکنان، متقاضیان استخدامی را براساس این معیار رتبهبندی میکنند، اما اغلب آنها در تشخیص مهارتهای نرم و موضوعات نگرشی و انگیزشی با دشواری روبرو هستند.
💥لذا اگر دنبال نگرشهای مثبت هستید، باید ارزشهای محوری شرکت خود را استخراج کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزشهای اساسی مورد پرسش قرار دهید.
📌شرکت هواپیمایی Southwest برای سنجش نگرشهای متقاضیان استخدامی شیوه جالبی دارد. این شرکت هواپیمایی پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارتهای فنی آنها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی میکند.
مدیر منابع انسانی از این متقاضیان میخواهد که لباسهای مخصوصی (شورتهای قهوهایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباسها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط میخورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است. کسی که از پوشیدن این لباسها امتناع میکند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در شرکت مناسب نیست.
✔️ یکی از سؤالهای کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگیهای شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسکپذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگیها مورد پرسش قرار گیرند. برای مثال از متقاضی خواسته شود که در مورد زمانی که ریسکپذیر بوده است توضیح دهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰«ایران پیشرفته را از مدارس جست و جو کنید»
●عقب ماندگی ایران سرسری گرفتن علم و اموزش در مدارس و دانشگاه هاست
●۷۱ درصد ثروت ملل توسعه یافته منابع انسانی است
✍🏻محمد فرجپور باسمنجی
اظهارات پروفسور فیروز نادری دانشمند ترک قشقایی تبار ایرانی ناسا در گفتگوی مفصل با یک شبکه خبری ماهواره ای و اینکه ایران پیشرفته را باید از مدارس و تحول بنیادین نظام اموزش شروع کنیم بار دیگر نشان داد که هر نوع برنامه ریزی برای توسعه و بیرون رفت از مشکلات خرد و کلان کنونی کشور نیاز به اموزش و تقویت استاندارد مراکز اموزشی خصوصا از اول ابتدایی تا انتهای دوره دبیرستان و بعد نظام دانشگاهی دارد.
پروفسور نادری میگوید: از ناسا بازنشسته شده و ارزو دارد به ایران برگردد و مستقیم به دبیرستانهای ایران برود و با دانش اموزان به گفتگو بنشیند و به انها بگوید راز و رمز توسعه یافتگی، اموزش و فراگیری علوم و فنون و پشتکار و تلاش مستمر و نوآوری است و دانش آموزان مستعد ایرانی می توانند پیش روند، ترقی کنند،ایده ها را پخته کنند و محصول و ثروت ببار آورند.
پروفسور نادری که در سال ۲۰۰۴م با توان علم و دانش و تجربه خود توانست بر طرحهای شکست ناسا در فتح مریخ پایان دهد و سفینه را در مریخ بنشاند و علاوه بر آن مدیر اکتشافات منظومهی شمسی را سال ها عهده دار بوده و جزو چند دانشمند جهانی ناسا معرفی شده معتقد است که نوجوانان و جوانان ایرانی می توانند ناممکن ها را در علم و دانش و فن و نواوری به ممکن تبدیل کنند.وی که ۷۰درصد عمر ۷دهه ای خود را در امریکا گذرانده قلبش برای توسعه ایران همچون صدهها هزار دانشمند و پژوهشگر مقیم کشورهای جهان می تپد و لب کلام ان که نگارنده این سطور شاهد بود برای سرافرازی بین المللی ایران امثال نادری عشق و حال و هوای توسعهی ایران عزیز را در سر دارند. واقعیت این است که اگر ما به آموزش و مدیریت منابع انسانی بیشتر توحه میکردیم عقب نمی ماندیم.
کارشناسان علم مدیریت میگویند:داشتن عملکرد برتر، داشتن قابلیتهای زیاد و مهارت کمیاب میتواند به ارزشآفرینی در کسب و کار منجر شود و اگر ما آموزش کیفی و استاندارد داشته باشیم میتوانیم نخبگان زیادی را پرورش دهیم چرا که افراد مستعد و باهوش شامهی تیزی برای یادگیری و انجام کارهای خوب و اشتهای سیری ناپذیری برای آموختن، تجربه اندوزی و کار کردن دارند.
افراد مستعد و نخبه نیازهای متنوع دارند و اکثر کارآفرینیها و نوآوریها در کسب و کارهای اقتصادی و خدماتی توسط اینها صورت میگیرد. در واقع مستعدان افرادی مطلع، متوقع، سختکوشاند و امروزه اکثر بنگاههای اقتصادی و شرکتهای چند ملیتی و حتی کشورهای پیشرفته دنبال این افراد میگردند. وقتی کشوری مثل آمریکا یا کانادا امکانات وسیع علمی، تحقیقاتی، رفاهی و مالی را در اختیار افراد مستعد میگذارد فائق آمدن بر چالشهای رقابتی فزاینده در این دنیای پر تلاطم و اثربخشی و بالا بردن راندمان تولید و خدمات و حرکت به سمت نوآوری و خلاقیت و حذف رقبا را دنبال میکنند. امروزه در بنگاهها و سازمانهای بزرگ، بخشی از استراتژی و بودجه سازمان به این بخش اختصاص مییابد
📕استعدادیابی و جانشین پروری، توسعه، تشخیص، ارزیابی و نگهداشت استعدادها ،از برنامههای مدیریت استراتژیک در حوزه منابع انسانیست و در ۵۰ سال اخیرچنین سازمانها و بنگاهها پستهای کلیدی را به افرادی مستعد که شایستگیهای فنی و مهارتی و ارتباطی و اداری و انسانی دارند سپردهاند و رمز و راز توسعه یافتگی آنها همین مدیریت استعدادیابی و توجه به نخبگان است و آنها دریافتهاند که اثرگذاری افراد مستعد و نخبه در تولید و گسترش علم و فناوری با اتکا به هوش و خلاقیت و مهارتهای فنی موجب سبقت در رقابتهای امروزی در حوزه صنعت، اقتصاد، فرهنگ و کسب و کارهای جدید است.
📕توجه به علم مدیریت منابع انسانی میتواند یک کشور و یا یک سازمان را به اوج برساند و سرمایه انسانی نشاندهنده حجم دانش، مهارت فنی، خلاقیت و تجربه است. بیشترین سهم ارزش اقتصاد جهانی، سرمایه انسانی است که طبق برآوردهای بانک جهانی و مؤسسات بینالمللی پژوهش در حوزه اقتصاد، ۷۱ درصد ثروت کشورهای توسعه یافته را منابع انسانی تشکیل میدهند و در همین راستا حسابداری منابع انسانی تلاش میکند تا مقدار ارزش یک فرد متخصص و با استعداد را در سازمان و بنگاه کمی کند و در واقع سرمایه انسانی، سرمایهی اصلی به حساب میآید.
اگر به مقایسهی پارادایمهای سازمانی هزاره سوم نگاهی کنیم میبینیم خلق مستمر مزیت و همکاری، رقابتجویی، تشکیل ائتلافها و اتحادیههای استراتژیک، اقدامهای مجازی، رقابت، کارآفرینی و نوآوری، توجه به صادرات و بازارهای بینالمللی، انعطافپذیری، استعدادیابی، اعتماد و مسئولیتپذیری همه و همه در هزاره سوم سرلوحه برنامههای سازمانها و بنگاههای اقتصادی و حتی کشور هاست.
●عقب ماندگی ایران سرسری گرفتن علم و اموزش در مدارس و دانشگاه هاست
●۷۱ درصد ثروت ملل توسعه یافته منابع انسانی است
✍🏻محمد فرجپور باسمنجی
اظهارات پروفسور فیروز نادری دانشمند ترک قشقایی تبار ایرانی ناسا در گفتگوی مفصل با یک شبکه خبری ماهواره ای و اینکه ایران پیشرفته را باید از مدارس و تحول بنیادین نظام اموزش شروع کنیم بار دیگر نشان داد که هر نوع برنامه ریزی برای توسعه و بیرون رفت از مشکلات خرد و کلان کنونی کشور نیاز به اموزش و تقویت استاندارد مراکز اموزشی خصوصا از اول ابتدایی تا انتهای دوره دبیرستان و بعد نظام دانشگاهی دارد.
پروفسور نادری میگوید: از ناسا بازنشسته شده و ارزو دارد به ایران برگردد و مستقیم به دبیرستانهای ایران برود و با دانش اموزان به گفتگو بنشیند و به انها بگوید راز و رمز توسعه یافتگی، اموزش و فراگیری علوم و فنون و پشتکار و تلاش مستمر و نوآوری است و دانش آموزان مستعد ایرانی می توانند پیش روند، ترقی کنند،ایده ها را پخته کنند و محصول و ثروت ببار آورند.
پروفسور نادری که در سال ۲۰۰۴م با توان علم و دانش و تجربه خود توانست بر طرحهای شکست ناسا در فتح مریخ پایان دهد و سفینه را در مریخ بنشاند و علاوه بر آن مدیر اکتشافات منظومهی شمسی را سال ها عهده دار بوده و جزو چند دانشمند جهانی ناسا معرفی شده معتقد است که نوجوانان و جوانان ایرانی می توانند ناممکن ها را در علم و دانش و فن و نواوری به ممکن تبدیل کنند.وی که ۷۰درصد عمر ۷دهه ای خود را در امریکا گذرانده قلبش برای توسعه ایران همچون صدهها هزار دانشمند و پژوهشگر مقیم کشورهای جهان می تپد و لب کلام ان که نگارنده این سطور شاهد بود برای سرافرازی بین المللی ایران امثال نادری عشق و حال و هوای توسعهی ایران عزیز را در سر دارند. واقعیت این است که اگر ما به آموزش و مدیریت منابع انسانی بیشتر توحه میکردیم عقب نمی ماندیم.
کارشناسان علم مدیریت میگویند:داشتن عملکرد برتر، داشتن قابلیتهای زیاد و مهارت کمیاب میتواند به ارزشآفرینی در کسب و کار منجر شود و اگر ما آموزش کیفی و استاندارد داشته باشیم میتوانیم نخبگان زیادی را پرورش دهیم چرا که افراد مستعد و باهوش شامهی تیزی برای یادگیری و انجام کارهای خوب و اشتهای سیری ناپذیری برای آموختن، تجربه اندوزی و کار کردن دارند.
افراد مستعد و نخبه نیازهای متنوع دارند و اکثر کارآفرینیها و نوآوریها در کسب و کارهای اقتصادی و خدماتی توسط اینها صورت میگیرد. در واقع مستعدان افرادی مطلع، متوقع، سختکوشاند و امروزه اکثر بنگاههای اقتصادی و شرکتهای چند ملیتی و حتی کشورهای پیشرفته دنبال این افراد میگردند. وقتی کشوری مثل آمریکا یا کانادا امکانات وسیع علمی، تحقیقاتی، رفاهی و مالی را در اختیار افراد مستعد میگذارد فائق آمدن بر چالشهای رقابتی فزاینده در این دنیای پر تلاطم و اثربخشی و بالا بردن راندمان تولید و خدمات و حرکت به سمت نوآوری و خلاقیت و حذف رقبا را دنبال میکنند. امروزه در بنگاهها و سازمانهای بزرگ، بخشی از استراتژی و بودجه سازمان به این بخش اختصاص مییابد
📕استعدادیابی و جانشین پروری، توسعه، تشخیص، ارزیابی و نگهداشت استعدادها ،از برنامههای مدیریت استراتژیک در حوزه منابع انسانیست و در ۵۰ سال اخیرچنین سازمانها و بنگاهها پستهای کلیدی را به افرادی مستعد که شایستگیهای فنی و مهارتی و ارتباطی و اداری و انسانی دارند سپردهاند و رمز و راز توسعه یافتگی آنها همین مدیریت استعدادیابی و توجه به نخبگان است و آنها دریافتهاند که اثرگذاری افراد مستعد و نخبه در تولید و گسترش علم و فناوری با اتکا به هوش و خلاقیت و مهارتهای فنی موجب سبقت در رقابتهای امروزی در حوزه صنعت، اقتصاد، فرهنگ و کسب و کارهای جدید است.
📕توجه به علم مدیریت منابع انسانی میتواند یک کشور و یا یک سازمان را به اوج برساند و سرمایه انسانی نشاندهنده حجم دانش، مهارت فنی، خلاقیت و تجربه است. بیشترین سهم ارزش اقتصاد جهانی، سرمایه انسانی است که طبق برآوردهای بانک جهانی و مؤسسات بینالمللی پژوهش در حوزه اقتصاد، ۷۱ درصد ثروت کشورهای توسعه یافته را منابع انسانی تشکیل میدهند و در همین راستا حسابداری منابع انسانی تلاش میکند تا مقدار ارزش یک فرد متخصص و با استعداد را در سازمان و بنگاه کمی کند و در واقع سرمایه انسانی، سرمایهی اصلی به حساب میآید.
اگر به مقایسهی پارادایمهای سازمانی هزاره سوم نگاهی کنیم میبینیم خلق مستمر مزیت و همکاری، رقابتجویی، تشکیل ائتلافها و اتحادیههای استراتژیک، اقدامهای مجازی، رقابت، کارآفرینی و نوآوری، توجه به صادرات و بازارهای بینالمللی، انعطافپذیری، استعدادیابی، اعتماد و مسئولیتپذیری همه و همه در هزاره سوم سرلوحه برنامههای سازمانها و بنگاههای اقتصادی و حتی کشور هاست.
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
عقب ماندگی کشورهای نظیر ایران سرسری کردن اموزشها، حرفهها و فنون علم و دانش در مدارس و دانشگاهها را میتوان عنوان کرد به طوری که زمینگیر شدن سازمان عریض و طویل آموزش و پرورش را امروزه با چشمان خود میبینیم که در ۱۶ سال آموزش پیشدبستانی، دبستانی تا اخذ دیپلم توان آموزش زبان انگلیسی را به دانشآموزان ندارد و حتی این سازمان در یاد دادن فرایض دینی از جمله نماز در این ۱۶ سال که خانوادهها بچههای خود را به آموزش و پرورش میسپارند ناتوان است.
در حالیکه در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش پایه و اساس توسعه هر کشور است و سرمایهگذاری کلان ملی و توجه عموم سیاستمداران و برنامهریزان آموزشی به آموزش و پرورش قابل توجه است.
متاسفانه سالانه شاهد مهاجرت سیلآسای نخبگان و دانشآموختگان ممتاز دانشگاهی ایران به کشورهای غربی هستیم.نهادها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی در ایران توان جذب و نگهداری و حفظ نخبگان و افراد مستعد را ندارد و ساختار سازمان و شرکت در این مقوله بسیار ضعیف است و تشکیلات سازمان ها،شرکت ها و نهاد های مربوطه در ضعف نظام آموزشی و دانشگاهی و عدم توجه به مهارت آموزشی و یادگیری فنون، گسست بین حکمرانان و روشنفکران، نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه، بها ندادن به شایستگیهای فردی و فنی و مهارت، نبود ارتباطات مناسب بینالمللی همه و همه به عقب ماندگی ما منجر شده است.
نظام تصمیمگیری با اسلوب خرد جمعی و عقلانیت، باز شدن فضاهای نقادی و تضارب آراء و اندیشهها در رسانههای جمعی، سربرآوردن رادیو و تلویزیونهای خصوصی، توسعه رشتههای دانش محور و… توجه به رشتههای مدیریتی، استعدادیابی و توانمندسازی، پیریزی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری، پژوهش و نوآوری و کارآفرینی، ارتباطات گسترده علمی و بینالمللی و کاستن از تنشهای سیاسی در منطقه و توجه به ابعاد توسعه جمعی کار کردن، توجه به اعتماد و مشارکت عموم همه و همه از راههای برون رفت از این نابسامانیها و توسعه نیافتگی هاست. وقتی سیاستهای گلاستنوست و پروستریکای میخائیل گورباچف نظام کمونیستی را به شکست انجامید گورباچف گفت: باید انسان در محور اصلی قرار گیرد. یادگیری، کار، کوشش، تلاش و اثربخشی باید در سر لوحه امور ما قرار گیرد و وقتی خداوند میفرماید انسان بدون تلاش و کوشش به جایی نمیرسد، با این حال چرا در دهههای اخیر ما ملتی تنبل و بیکار شدهایم و میزان کار و تلاش در کشورهای توسعه یافته ۱۰ ساعت و در کشور ما یک ساعت گزارش میشود. این دلیلی بر عقب ماندگی ما نیست!؟
در کنار این ها، تحرک عمومی برای کار و تلاش، توجه به صادرات و شفافسازی و اخذ مالیات صحیح و اهتمام به گسترش گردشگری، شکلدهی به دانشگاههای کارآفرین، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال بخشی از سرمایههای ۲ هزار میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج کشور و جلوگیری از صدور مواد خام نفتی و معدنی و فرآوری آنها و بالا بردن ارزش افزوده همه و همه با اتکا به نیروی آموزش دیدهی کیفی و متخصص میتواند به توسعه یافتگی کشورمان کمک شایان نماید.
در حالیکه در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش پایه و اساس توسعه هر کشور است و سرمایهگذاری کلان ملی و توجه عموم سیاستمداران و برنامهریزان آموزشی به آموزش و پرورش قابل توجه است.
متاسفانه سالانه شاهد مهاجرت سیلآسای نخبگان و دانشآموختگان ممتاز دانشگاهی ایران به کشورهای غربی هستیم.نهادها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی در ایران توان جذب و نگهداری و حفظ نخبگان و افراد مستعد را ندارد و ساختار سازمان و شرکت در این مقوله بسیار ضعیف است و تشکیلات سازمان ها،شرکت ها و نهاد های مربوطه در ضعف نظام آموزشی و دانشگاهی و عدم توجه به مهارت آموزشی و یادگیری فنون، گسست بین حکمرانان و روشنفکران، نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه، بها ندادن به شایستگیهای فردی و فنی و مهارت، نبود ارتباطات مناسب بینالمللی همه و همه به عقب ماندگی ما منجر شده است.
نظام تصمیمگیری با اسلوب خرد جمعی و عقلانیت، باز شدن فضاهای نقادی و تضارب آراء و اندیشهها در رسانههای جمعی، سربرآوردن رادیو و تلویزیونهای خصوصی، توسعه رشتههای دانش محور و… توجه به رشتههای مدیریتی، استعدادیابی و توانمندسازی، پیریزی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری، پژوهش و نوآوری و کارآفرینی، ارتباطات گسترده علمی و بینالمللی و کاستن از تنشهای سیاسی در منطقه و توجه به ابعاد توسعه جمعی کار کردن، توجه به اعتماد و مشارکت عموم همه و همه از راههای برون رفت از این نابسامانیها و توسعه نیافتگی هاست. وقتی سیاستهای گلاستنوست و پروستریکای میخائیل گورباچف نظام کمونیستی را به شکست انجامید گورباچف گفت: باید انسان در محور اصلی قرار گیرد. یادگیری، کار، کوشش، تلاش و اثربخشی باید در سر لوحه امور ما قرار گیرد و وقتی خداوند میفرماید انسان بدون تلاش و کوشش به جایی نمیرسد، با این حال چرا در دهههای اخیر ما ملتی تنبل و بیکار شدهایم و میزان کار و تلاش در کشورهای توسعه یافته ۱۰ ساعت و در کشور ما یک ساعت گزارش میشود. این دلیلی بر عقب ماندگی ما نیست!؟
در کنار این ها، تحرک عمومی برای کار و تلاش، توجه به صادرات و شفافسازی و اخذ مالیات صحیح و اهتمام به گسترش گردشگری، شکلدهی به دانشگاههای کارآفرین، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال بخشی از سرمایههای ۲ هزار میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج کشور و جلوگیری از صدور مواد خام نفتی و معدنی و فرآوری آنها و بالا بردن ارزش افزوده همه و همه با اتکا به نیروی آموزش دیدهی کیفی و متخصص میتواند به توسعه یافتگی کشورمان کمک شایان نماید.
Forwarded from دانشگاه مدیریت
Telegram.apk
59.7 MB
🔴آپدیت جدید تلگرام اصلی
♻️Telegram version V8.3.0♻️
❇️محتوای محافظت شده، حذف پیام بر اساس تاریخ، مدیریت دستگاه و موارد بیشتر.
📌اطلاعات بیشتر در مورد این بروزرسانی
📥 لینک دانلود برای تمام سیستم عامل ها
📥 لینک دانلود برای اندروید
📥 لینک دانلود برای آیفون
📥 لینک دانلود برای دسکتاپ
حتما اپدیت کنید و از ویژگی های جدید و خفن تلگرام استفاده کنید😍
قبلنا خیلی ها مجبور بودن از تلگرام های غیر رسمی به بهانه ی اپشن های بیشترشون (مثل فوروارد پیشرفته و دسته بندی و... ) استفاده کنن،ولی الان با اپدیت های جدید تلگرام با اختلاف بهتر از پلتفرم های دیگه و تلگرام های غیر رسمی هست و دیگه هیچ نیازی به اپلیکیشن های دیگه نیست
کانال دانشگاه مدیریت
👇👇👇👇👇
@unimanage
♻️Telegram version V8.3.0♻️
❇️محتوای محافظت شده، حذف پیام بر اساس تاریخ، مدیریت دستگاه و موارد بیشتر.
📌اطلاعات بیشتر در مورد این بروزرسانی
📥 لینک دانلود برای تمام سیستم عامل ها
📥 لینک دانلود برای اندروید
📥 لینک دانلود برای آیفون
📥 لینک دانلود برای دسکتاپ
حتما اپدیت کنید و از ویژگی های جدید و خفن تلگرام استفاده کنید😍
قبلنا خیلی ها مجبور بودن از تلگرام های غیر رسمی به بهانه ی اپشن های بیشترشون (مثل فوروارد پیشرفته و دسته بندی و... ) استفاده کنن،ولی الان با اپدیت های جدید تلگرام با اختلاف بهتر از پلتفرم های دیگه و تلگرام های غیر رسمی هست و دیگه هیچ نیازی به اپلیکیشن های دیگه نیست
کانال دانشگاه مدیریت
👇👇👇👇👇
@unimanage
🔰اگر از شغل خود تنفر دارید، باز هم میتوانید به موفقیت و پیشرفت برسید
شاید هر فردی برای داشتن درآمد ناچار باشد در جایی کار کند که علاقهای به آن ندارد. زمانی که استرس و نارضایتی کاری در کارمندی بروز کند به خوبی نمیتواند توانایی خود را در انجام وظایف و کارهایش به نمایش گذارد.
در این مواقع عدهای تصمیم میگیرند شغل خود را تغییر دهند، اما قبل از این که خود را بیکار کنید، روی نکات و راهنماییهای زیر تأمل کنید تا بتوانید در شغلی که اکنون موردعلاقهتان نیست، موفق شوید.
با همکاران خود ارتباط دوستانه برقرار کنید
شما نیمی از روز را در محل کارتان سپری میکنید، پس توصیه میشود با همکاران فعلی خود ارتباط برقرار کنید تا احساس کسالت و شکست نکنید.
تمام مهارتهایتان را به کار بگیرید
در هر صورت باید بتوانید تمام تجربه و تخصص خود را به نمایش بگذارید. وقتی در زمینه تخصصی خود عملکرد موفقی داشته باشید، به یکی از داراییهای ارزشمند آن شرکت تبدیل خواهید شد که مدیر از آن غافل نمیماند.
به خودتان انرژی مثبت دهید
شاید به شغلتان علاقهای نداشته باشید، اما لازم است زندگی شخصی خود را پربار کنید. توصیه میکنیم هر فعالیتی در زمینه ورزش، نقاشی و ... که به آن علاقه دارید و در شما اشتیاق و انرژی به وجود میآورد را دنبال کنید تا استرس را از خود دور کرده و با انگیزهی بیشتری در حرفهی خود گام بردارید.
موفقیت در رسیدن به اهداف کوچک را جشن بگیرید
اهداف کوچک و کوتاه مدتی برای خود در نظر بگیرید و بعد از رسیدن به آنها به خودتان جایزه دهید، با این کار تلاشها و نتیجه سختکوشی خود را جشن میگیرید و به خود میفهمانید که هنوز قدرت دست یابی به آرزوها و خواستههایتان را دارید.
مزایا و معایب شغل خود را در کنار هم ببینید
وقتی به شغل فعلیتان علاقه ندارید، توصیه میشود نکات مثبت و منفی آن را در کنار هم قرار دهید و نسبت به هم بسنجید.
در این زمان اگر میگویید نکات منفی شغل من خیلی بیشتر است، قطعاً وقت آن رسیده تا به دنبال موقعیت شغلی دیگری باشید، حتی اگر هنوز امکان کار در شغل رویایی خود را ندارید.
دلسرد نشوید و همواره رویاهایتان را در نظر بگیرید
یاس و نا امیدی سبب میشود تمام انرژیتان از دست برود و در نهایت به اهداف و خواستههای خود نرسید. پس هیچ وقت رویاهای خود را فراموش نکنید.
استیون جاف، نویسنده و مدیرعامل کمپانی Farmer Jaffe Weissing میگوید:
"خیلی مهم است که به شغل خود علاقه داشته باشید. از تمام فرصت هایی که برایتان ایجاد میشود طوری استفاده کنید که ارزش وقت و انرژیتان را داشته باشد. ما در این زندگی زمان محدودی داریم و تا ابد زندگی نمیکنیم، پس باید بیشترین بهره را از آن ببریم. پس یاد بگیریم در کارهای کوچک و بی اهمیت نیز زندگی خوبی را به نمایش گذاریم."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شاید هر فردی برای داشتن درآمد ناچار باشد در جایی کار کند که علاقهای به آن ندارد. زمانی که استرس و نارضایتی کاری در کارمندی بروز کند به خوبی نمیتواند توانایی خود را در انجام وظایف و کارهایش به نمایش گذارد.
در این مواقع عدهای تصمیم میگیرند شغل خود را تغییر دهند، اما قبل از این که خود را بیکار کنید، روی نکات و راهنماییهای زیر تأمل کنید تا بتوانید در شغلی که اکنون موردعلاقهتان نیست، موفق شوید.
با همکاران خود ارتباط دوستانه برقرار کنید
شما نیمی از روز را در محل کارتان سپری میکنید، پس توصیه میشود با همکاران فعلی خود ارتباط برقرار کنید تا احساس کسالت و شکست نکنید.
تمام مهارتهایتان را به کار بگیرید
در هر صورت باید بتوانید تمام تجربه و تخصص خود را به نمایش بگذارید. وقتی در زمینه تخصصی خود عملکرد موفقی داشته باشید، به یکی از داراییهای ارزشمند آن شرکت تبدیل خواهید شد که مدیر از آن غافل نمیماند.
به خودتان انرژی مثبت دهید
شاید به شغلتان علاقهای نداشته باشید، اما لازم است زندگی شخصی خود را پربار کنید. توصیه میکنیم هر فعالیتی در زمینه ورزش، نقاشی و ... که به آن علاقه دارید و در شما اشتیاق و انرژی به وجود میآورد را دنبال کنید تا استرس را از خود دور کرده و با انگیزهی بیشتری در حرفهی خود گام بردارید.
موفقیت در رسیدن به اهداف کوچک را جشن بگیرید
اهداف کوچک و کوتاه مدتی برای خود در نظر بگیرید و بعد از رسیدن به آنها به خودتان جایزه دهید، با این کار تلاشها و نتیجه سختکوشی خود را جشن میگیرید و به خود میفهمانید که هنوز قدرت دست یابی به آرزوها و خواستههایتان را دارید.
مزایا و معایب شغل خود را در کنار هم ببینید
وقتی به شغل فعلیتان علاقه ندارید، توصیه میشود نکات مثبت و منفی آن را در کنار هم قرار دهید و نسبت به هم بسنجید.
در این زمان اگر میگویید نکات منفی شغل من خیلی بیشتر است، قطعاً وقت آن رسیده تا به دنبال موقعیت شغلی دیگری باشید، حتی اگر هنوز امکان کار در شغل رویایی خود را ندارید.
دلسرد نشوید و همواره رویاهایتان را در نظر بگیرید
یاس و نا امیدی سبب میشود تمام انرژیتان از دست برود و در نهایت به اهداف و خواستههای خود نرسید. پس هیچ وقت رویاهای خود را فراموش نکنید.
استیون جاف، نویسنده و مدیرعامل کمپانی Farmer Jaffe Weissing میگوید:
"خیلی مهم است که به شغل خود علاقه داشته باشید. از تمام فرصت هایی که برایتان ایجاد میشود طوری استفاده کنید که ارزش وقت و انرژیتان را داشته باشد. ما در این زندگی زمان محدودی داریم و تا ابد زندگی نمیکنیم، پس باید بیشترین بهره را از آن ببریم. پس یاد بگیریم در کارهای کوچک و بی اهمیت نیز زندگی خوبی را به نمایش گذاریم."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from عکس نگار
🔰 بحث برانگیزترین موضوع در زمانه اندیشیدن آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم" هایدگر
📕"اندیشیدن" چیست؟
🔹هایدگر می گوید که ما "اندیشه نمی کنیم"، تاکید می کند حتی آنان که به صورت تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و یا عدد و ارقام یا حتی فلسفه است و دانش، آنان نیز نمی اندیشند، و همگی دچار "فقر تفکریم" اما یعنی چه که ما نمی اندیشیم، مگر اندیشه چیست؟
🔹هایدگر در کتاب «چه باشد آن چه خوانندش تفکر» به خوبی نشان میدهد که؛ انباشتن اطلاعات ذهن، به معنای اندیشیدن نیست، کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این وجود در حقِ او گفته شده است که"کل تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط"
🔹به یک اعتبار اشتباه و خطای انسان این عصر آن است که انباشتن اطلاعات در ذهن و کسب هر اطلاعاتی را اولا): دانش می پندارد و ثانیا): این انباشتگی را نیز «اندیشه» می انگارد.
🔹چیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست، هزاران هزار پست در شبکه های اجتماعی است که ادعای آگاهی دارد و در عین حال بسط جهل می کند، هرگز «اندیشه» نیست!
🔹اگر مشغولیات ذهنی، اندیشه نیست و نمی توان آن را اندیشه نامید، پس چه چیز است که آدمی را به اندیشه فرا می خواند؟ طبیعت؟ تکنولوژی؟ جامعه؟ اقتصاد؟ فرهنگ؟ دین و دیانت؟ فلسفه؟ علوم انسانی؟ تجربه؟
🔹این ها که همه در ذیل همان انباشتن اطلاعات و کسب دانش قرار میگیرد، پس " چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟" چه چیز ما را به "اندیشه کردن و اندیشیدن دعوت می کند"؟
🔹همانطور که در رابطه با فهمیدن، "عمل فهم داریم" و "فهمیدن هم یک نوع عمل" است، اندیشه نیز چنین است، هایدگر اندیشه را یک عمل و تجربه می داند، از "تجربه ی تفکر" سخن می گوید، او از تجربه ی تفکر و آموزش اندیشه سخن می گوید، و همین است که برای او مهم است، یعنی آموزش اندیشه است که مهم است، و نه "انباشتن اطلاعات"
🔹این تجربه ی تفکر چه نوع تجربه ای است؟ و چه چیز ما را به "اندیشیدن" و یا "عمل اندیشیدن و تجربه ی تفکر" دعوت می کند؟ هایدگر می گوید؛ این خود "اندیشیدن" است که ما را به اندیشیدن دعوت می کند!
🔹وقتی اندیشیدن و تفکر، یک عمل و تجربه باشد و ما بدانیم و بیاموزیم که به چه طریق می شود آن اندیشه را تجربه کرد، در آن صورت خواهیم دانست که چگونه اندشیدین ما را به اندیشیدن، دعوت میکند، گفتیم که اندیشیدن یک عمل و تجربه است، اما چه نوع تجربه ای ست؟ تجربه ای است که در "راه" به دست می آید، بنابراین اندیشیدن می شود چیزی که در راه به دست می آید، اما نباید فراموش کرد که هایدگر سریعا می گوید که «غایت» اهمیتی ندارد، پایانِ راه مهم نیست، اصلا این راه پایانی ندارد، که مهم باشد یا نباشد، اندیشیدن "کسب اطلاعات" نیست، آنچه ارج و قرب دارد فرایندِ استدلال است و نه حتی فراوده، فی المثل بارها مشاهده کرده اید افرادی را که با گزاره ی «میدانم چه میخواهی بگویی» مانع از استدلالِ شما و شنیدنِ شدن سخن شما شده اند، یعنی خود، ادعا کرده اند اما گوشی برای شنیدن نداشته اند و این یعنی فلج کردنِ دیالوگ! «گفتن، دوختن، بریدن، حکم صادر کردن، و در عین حال نشنیدن!» در اینجا نفسِ فرایند است که بها دارد حتی اگر نادرست باشد و دگمیت و سیستم سازان، دقیقا با همین فرایند مشکل دارند و به همین جهت هم است که با نفسِ اندیشه زاویه پیدا میکنند!
🔹باری، بشر امروز، دچارِ بمبارانِ اطلاعات شده است و سودای آن دارد که هر چه در هر جا رخ میدهد سریع همان را بفهمد و سریع هم هضم اش کند، یعنی در پی "سرعت بخشیدن به امور است" حتی سرعت بخشیدن به "خواندن" و حتی "سرعت بخشی به تامل و تمرکز و تفکر"
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
🔹اما آیا تامل و تمرکز و تفکر سرعت بر دار است؟ آیا راه اندیشه، اتوبان است که سرعت بردار باشد؟ سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به معنای مبتذل کردن و سطحی نمودن آن است، و این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشیدن امور و وادی اندیشه بهترین گواه بر نیاندیشیدن انسان امروز و سخنِ آغازینِ ما است.
✍ابوذرشریعتی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕"اندیشیدن" چیست؟
🔹هایدگر می گوید که ما "اندیشه نمی کنیم"، تاکید می کند حتی آنان که به صورت تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و یا عدد و ارقام یا حتی فلسفه است و دانش، آنان نیز نمی اندیشند، و همگی دچار "فقر تفکریم" اما یعنی چه که ما نمی اندیشیم، مگر اندیشه چیست؟
🔹هایدگر در کتاب «چه باشد آن چه خوانندش تفکر» به خوبی نشان میدهد که؛ انباشتن اطلاعات ذهن، به معنای اندیشیدن نیست، کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این وجود در حقِ او گفته شده است که"کل تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط"
🔹به یک اعتبار اشتباه و خطای انسان این عصر آن است که انباشتن اطلاعات در ذهن و کسب هر اطلاعاتی را اولا): دانش می پندارد و ثانیا): این انباشتگی را نیز «اندیشه» می انگارد.
🔹چیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست، هزاران هزار پست در شبکه های اجتماعی است که ادعای آگاهی دارد و در عین حال بسط جهل می کند، هرگز «اندیشه» نیست!
🔹اگر مشغولیات ذهنی، اندیشه نیست و نمی توان آن را اندیشه نامید، پس چه چیز است که آدمی را به اندیشه فرا می خواند؟ طبیعت؟ تکنولوژی؟ جامعه؟ اقتصاد؟ فرهنگ؟ دین و دیانت؟ فلسفه؟ علوم انسانی؟ تجربه؟
🔹این ها که همه در ذیل همان انباشتن اطلاعات و کسب دانش قرار میگیرد، پس " چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟" چه چیز ما را به "اندیشه کردن و اندیشیدن دعوت می کند"؟
🔹همانطور که در رابطه با فهمیدن، "عمل فهم داریم" و "فهمیدن هم یک نوع عمل" است، اندیشه نیز چنین است، هایدگر اندیشه را یک عمل و تجربه می داند، از "تجربه ی تفکر" سخن می گوید، او از تجربه ی تفکر و آموزش اندیشه سخن می گوید، و همین است که برای او مهم است، یعنی آموزش اندیشه است که مهم است، و نه "انباشتن اطلاعات"
🔹این تجربه ی تفکر چه نوع تجربه ای است؟ و چه چیز ما را به "اندیشیدن" و یا "عمل اندیشیدن و تجربه ی تفکر" دعوت می کند؟ هایدگر می گوید؛ این خود "اندیشیدن" است که ما را به اندیشیدن دعوت می کند!
🔹وقتی اندیشیدن و تفکر، یک عمل و تجربه باشد و ما بدانیم و بیاموزیم که به چه طریق می شود آن اندیشه را تجربه کرد، در آن صورت خواهیم دانست که چگونه اندشیدین ما را به اندیشیدن، دعوت میکند، گفتیم که اندیشیدن یک عمل و تجربه است، اما چه نوع تجربه ای ست؟ تجربه ای است که در "راه" به دست می آید، بنابراین اندیشیدن می شود چیزی که در راه به دست می آید، اما نباید فراموش کرد که هایدگر سریعا می گوید که «غایت» اهمیتی ندارد، پایانِ راه مهم نیست، اصلا این راه پایانی ندارد، که مهم باشد یا نباشد، اندیشیدن "کسب اطلاعات" نیست، آنچه ارج و قرب دارد فرایندِ استدلال است و نه حتی فراوده، فی المثل بارها مشاهده کرده اید افرادی را که با گزاره ی «میدانم چه میخواهی بگویی» مانع از استدلالِ شما و شنیدنِ شدن سخن شما شده اند، یعنی خود، ادعا کرده اند اما گوشی برای شنیدن نداشته اند و این یعنی فلج کردنِ دیالوگ! «گفتن، دوختن، بریدن، حکم صادر کردن، و در عین حال نشنیدن!» در اینجا نفسِ فرایند است که بها دارد حتی اگر نادرست باشد و دگمیت و سیستم سازان، دقیقا با همین فرایند مشکل دارند و به همین جهت هم است که با نفسِ اندیشه زاویه پیدا میکنند!
🔹باری، بشر امروز، دچارِ بمبارانِ اطلاعات شده است و سودای آن دارد که هر چه در هر جا رخ میدهد سریع همان را بفهمد و سریع هم هضم اش کند، یعنی در پی "سرعت بخشیدن به امور است" حتی سرعت بخشیدن به "خواندن" و حتی "سرعت بخشی به تامل و تمرکز و تفکر"
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
🔹اما آیا تامل و تمرکز و تفکر سرعت بر دار است؟ آیا راه اندیشه، اتوبان است که سرعت بردار باشد؟ سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به معنای مبتذل کردن و سطحی نمودن آن است، و این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشیدن امور و وادی اندیشه بهترین گواه بر نیاندیشیدن انسان امروز و سخنِ آغازینِ ما است.
✍ابوذرشریعتی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers