Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰فرارسیدن اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بر تمامی آزاد مردان جهان و بر تمامی رهروان حق و حقیقت و بر همه همراهان گرامی و اعضای محترم کانال "مدیران شایسته" تسلیت و تعزیت باد ...
📚 ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛
🔰مدیر" کانال مدیران شایسته"
🆔@CompetentManagers
📚 ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛
🔰مدیر" کانال مدیران شایسته"
🆔@CompetentManagers
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
شش فراز تکاندهنده حادثه کربلا.pdf
229.7 KB
🔲⭕️شش فراز کلیدی در حادثه کربلا وجود دارد که بسیار بسیار مهم است و طلایی. شاید برخی شان به خاطر تکرار شدن برای ما کمرنگ شده اند. اما چرا می گویم طلایی؟ چون تراز و معیار هستند. معیار انسان بودن و تراز زنده بودن. می شود خود را با این جملات اندازه گرفت، الهام گرفت و جان خود را تازه کرد....
با هم این شش فراز تکان دهنده را بخوانیم. شاید دریچه ای جدید گشوده شود.
.
با هم این شش فراز تکان دهنده را بخوانیم. شاید دریچه ای جدید گشوده شود.
.
🍁هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید!
✅از نظر علمی ثابت شده است که هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید. به این واقعیت اثر دانینگ-کروگر گفته میشود. دو دانشمند به نامهای دانینگ و کروگر در سال ۱۹۹۹ در دانشگاه کرنل تحقیقی بر روی مهارتهای گرامری، توانایی استدلال منطقی و شوخ طبعی شرکت کنندگان انجام دادند و متوجه شدند که کسانی که توانایی بسیار ضعیفی در این زمینهها نسبت به دیگران داشتند تواناییهای خود را بیش از حد تخمین میزدند درحالیکه کسانی که ظرفیتهای بالاتری داشتند مهارتهای خود را دست کم میگرفتند.
✳️اثر دانینگ-کروگر : هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید
🔹اثر دانینگ-کروگر (به انگلیسی: Dunning–Kruger effect)
نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفهای است که از توهم برتری رنج میبرند و به اشتباه، تواناییشان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی میکنند. این جانبداری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفهای در شناسایی ناتوانیشان نسبت داده میشود. برعکس، افراد خیلی حرفهای، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
🈯️دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل اینگونه نتیجه میگیرند: «تخمین نادرست فرد بیلیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی میشود؛ درحالیکه تخمین نادرست افراد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران ناشی می شود.»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅از نظر علمی ثابت شده است که هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید. به این واقعیت اثر دانینگ-کروگر گفته میشود. دو دانشمند به نامهای دانینگ و کروگر در سال ۱۹۹۹ در دانشگاه کرنل تحقیقی بر روی مهارتهای گرامری، توانایی استدلال منطقی و شوخ طبعی شرکت کنندگان انجام دادند و متوجه شدند که کسانی که توانایی بسیار ضعیفی در این زمینهها نسبت به دیگران داشتند تواناییهای خود را بیش از حد تخمین میزدند درحالیکه کسانی که ظرفیتهای بالاتری داشتند مهارتهای خود را دست کم میگرفتند.
✳️اثر دانینگ-کروگر : هر چه کمتر بدانید فکر میکنید بیشتر میدانید
🔹اثر دانینگ-کروگر (به انگلیسی: Dunning–Kruger effect)
نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفهای است که از توهم برتری رنج میبرند و به اشتباه، تواناییشان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی میکنند. این جانبداری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفهای در شناسایی ناتوانیشان نسبت داده میشود. برعکس، افراد خیلی حرفهای، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
🈯️دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل اینگونه نتیجه میگیرند: «تخمین نادرست فرد بیلیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی میشود؛ درحالیکه تخمین نادرست افراد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران ناشی می شود.»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
⭕️یکی از خطرناک ترین تفکرات از آن کسانی است که با مطالعه یکی دو تا کتاب و یا شرکت در چند دوره آموزشی و کسب موفقیت محدود، به اشتباه فکر کنند که باهوشتر و توانمندتر از دیگراناند، و برای همه چیز وهمه کس نسخه میپیچند، در حالی که واقعا این چنین نیست.
⭕️ همه ما کم و بیش با افرادی برخورد داشته ایم که در یک حوزه خاص اطلاعات بسیار کمی دارند ولی به گونه ای رفتار می کنند که گویا در آن زمینه تخصصی صاحب نظر هستند. برعکس افرادی را هم دیده ایم که با وجود توانایی و تسلط در یک حوزه، توانایی خود را بسیار پایین تر از چیزی که واقعا وجود دارد، برآورد می کنند. این خود کمتر بینی و خود بیشتر بینی به اثر دانینگ - کروگر مشهور است.
⭕️ دیوید دانینگ (David Dunning)
و جاستین کروگر (Justin Kruger)،
روان شناسان آمریکایی، در دسامبر 1999، با انتشار مقاله ای بیان کردند که ارزیابی نادرست نسبت به توانایی های فردی ممکن است باعث شود افراد به تخمین اشتباه در مورد توانایی های خود دست یابند.
⭕️اثر دانینگ کروگر در واقع توجیهی برای این مسئله است که «احمقها از حماقت خود آگاهی ندارند». به بیانی دیگر اثر دانینگ -کروگر یک سوگیری یا خطای شناختی است که بیان می کند افرادی که در یک زمینه فاقد صلاحیت و شایستگی هستند، نه تنها متوجه این موضوع نیستند، بلکه حتی اعتقاد دارند که در آن زمینه شایستگی بالایی نیز دارند. برعکس، افراد شایسته و باصلاحیت، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
⭕️در واقع افراد کم سوادی که به تازگی از جهل رهایی یافته اند و دانش ابتدایی در حوزه ای را کسب کرده اند، هیجان ناشی از این آگاهی آنقدر زیاد است که این افراد به ناگهان با جهش بالایی در میزان اعتماد به نفس شان روبرو می شوند. البته وقتی این افراد در معرض آزمون و یا آموزش مهارت هایی که ندارند قرار می گیرند، به تدریج از این توهم خارج می شوند و به ضعف و کم دانشی خود پی می برند و در دره ناامیدی فرو می روند. برخی افراد هنگامی که در این وضعیت قرار می گیرند مایوس شده و نسبت به موفقیت و پیشرفت خود ناامید می شوند. اما افراد باهوش و تلاشگر، هنگامی که از ضعف های خود آگاه می شوند، در راه پیشرفت شخصی و حرفه ای خود قدم برداشته و با تلاش و پشتکار روند دانش افزایی و کسب مهارت های بیشتر را ادامه می دهند و به یک فرد شایسته و خبره تبدیل می شوند.
⭕️منحنی داونینگ_کروگر رابطه یادگیری و اعتماد به نفس را نشان می دهد. طبق این نمودار در مراحل ابتدایی یادگیری هر چیزی نوعی اعتماد به نفس کاذب در ما ایجاد میکند که فقط توهم دانایی و توانایی است! در حالی که تنها اعتماد به نفس حاصل از دانش ناب، مهارت سرآمد و دانش افزایی به روز، اعتماد به نفسی حقیقی است و ماندگار.
⭕️برای در امان ماندن از این اشتباه استرا تژیک می توان با دوستان نزدیک به گفت و گو پرداخت و نقاط ضعف و قوت خود را از آن ها پرسید. در این راستا ما نیاز داریم تا دو مهارت را در خودمان تقویت کنیم، گوش کنیم و در زمین فکر دیگری فکر کنیم و با او دیالوگ کنیم، بپذیریم او هم بهره ای از حقیقت دارد و باید بتوانیم خودمان را جای او بگذاریم. از دریچه نگاه او به دنیا بنگریم، گاهی آن دیگری باشیم.
⭕️یکی دیگر از بهترین راه حل ها برای مقابله با این اثر در سازمانها برگزاری جلسات آموزشی است. که به کمک آن میتوان بسیار محترمانه سایرین را در نزد خودشان به چالش کشید!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ همه ما کم و بیش با افرادی برخورد داشته ایم که در یک حوزه خاص اطلاعات بسیار کمی دارند ولی به گونه ای رفتار می کنند که گویا در آن زمینه تخصصی صاحب نظر هستند. برعکس افرادی را هم دیده ایم که با وجود توانایی و تسلط در یک حوزه، توانایی خود را بسیار پایین تر از چیزی که واقعا وجود دارد، برآورد می کنند. این خود کمتر بینی و خود بیشتر بینی به اثر دانینگ - کروگر مشهور است.
⭕️ دیوید دانینگ (David Dunning)
و جاستین کروگر (Justin Kruger)،
روان شناسان آمریکایی، در دسامبر 1999، با انتشار مقاله ای بیان کردند که ارزیابی نادرست نسبت به توانایی های فردی ممکن است باعث شود افراد به تخمین اشتباه در مورد توانایی های خود دست یابند.
⭕️اثر دانینگ کروگر در واقع توجیهی برای این مسئله است که «احمقها از حماقت خود آگاهی ندارند». به بیانی دیگر اثر دانینگ -کروگر یک سوگیری یا خطای شناختی است که بیان می کند افرادی که در یک زمینه فاقد صلاحیت و شایستگی هستند، نه تنها متوجه این موضوع نیستند، بلکه حتی اعتقاد دارند که در آن زمینه شایستگی بالایی نیز دارند. برعکس، افراد شایسته و باصلاحیت، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
⭕️در واقع افراد کم سوادی که به تازگی از جهل رهایی یافته اند و دانش ابتدایی در حوزه ای را کسب کرده اند، هیجان ناشی از این آگاهی آنقدر زیاد است که این افراد به ناگهان با جهش بالایی در میزان اعتماد به نفس شان روبرو می شوند. البته وقتی این افراد در معرض آزمون و یا آموزش مهارت هایی که ندارند قرار می گیرند، به تدریج از این توهم خارج می شوند و به ضعف و کم دانشی خود پی می برند و در دره ناامیدی فرو می روند. برخی افراد هنگامی که در این وضعیت قرار می گیرند مایوس شده و نسبت به موفقیت و پیشرفت خود ناامید می شوند. اما افراد باهوش و تلاشگر، هنگامی که از ضعف های خود آگاه می شوند، در راه پیشرفت شخصی و حرفه ای خود قدم برداشته و با تلاش و پشتکار روند دانش افزایی و کسب مهارت های بیشتر را ادامه می دهند و به یک فرد شایسته و خبره تبدیل می شوند.
⭕️منحنی داونینگ_کروگر رابطه یادگیری و اعتماد به نفس را نشان می دهد. طبق این نمودار در مراحل ابتدایی یادگیری هر چیزی نوعی اعتماد به نفس کاذب در ما ایجاد میکند که فقط توهم دانایی و توانایی است! در حالی که تنها اعتماد به نفس حاصل از دانش ناب، مهارت سرآمد و دانش افزایی به روز، اعتماد به نفسی حقیقی است و ماندگار.
⭕️برای در امان ماندن از این اشتباه استرا تژیک می توان با دوستان نزدیک به گفت و گو پرداخت و نقاط ضعف و قوت خود را از آن ها پرسید. در این راستا ما نیاز داریم تا دو مهارت را در خودمان تقویت کنیم، گوش کنیم و در زمین فکر دیگری فکر کنیم و با او دیالوگ کنیم، بپذیریم او هم بهره ای از حقیقت دارد و باید بتوانیم خودمان را جای او بگذاریم. از دریچه نگاه او به دنیا بنگریم، گاهی آن دیگری باشیم.
⭕️یکی دیگر از بهترین راه حل ها برای مقابله با این اثر در سازمانها برگزاری جلسات آموزشی است. که به کمک آن میتوان بسیار محترمانه سایرین را در نزد خودشان به چالش کشید!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
💠داستان ویتنام
✍️معین محمودی
🔹ابتدای دهه ۸۰م ویتنام یکی از فقیرترین کشورهای دنیا بود. رکود اقتصادی فراگیر شده بود و تولید برنج به عنوان اصلیترین منبع غذایی عموم مردم برای تامین غذای جمعیت در حال رشد ویتنام کفایت نمیکرد. در پس یک دوره طولانی از فروپاشی اقتصادی نرخ تورم به ۷۰۰٪ رسیده بود. برای برخی از کالاهای اساسی نظیر دارو و محصولات صنعتی ویتنام به شدت وابسته به کمکهای اتحاد جماهیر شوروی بودکه میزان این اعانه به صورت تقریبی به ۴ میلیون دلار در روز میرسید.
🔹نقطه شروع تحولات اقتصاد ویتنام را باید طرح دویموی، به معنای دوباره جوان شدن، دانست. این طرح نقطه عزیمت اقتصاد ویتنام از یک اقتصاد مبتنی بر برنامهریزی متمرکز به یک اقتصاد باز و در عین حال دارای برنامههای حمایت اجتماعی است. اصلاحات ابتدایی از بخش کشاورزی شروع شد، سپس دروازههای اقتصاد بسته ویتنام به روی تجارت جهانی باز شد و اصلاحات جهت بهبود محیط کسبوکار آغاز شد. در پس این اصلاحات ویتنام با رشد اقتصادی خیرهکننده خود را از کشوری فقیر به یک جایگاه هرچند پایین در اقتصادهای نوظهور طی ۲۵ سال رساند. سرانه تولید ناخالص داخلی واقعی از ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ سه برابر شده و مقدار اسمی آن هم رشد دهبرابری را تجربه کرده است. مهمتر ازهمه نرخ فقر از بیش از ۶۰٪ سال ۱۹۸۰ به زیر ۵٪ رسید
🔹نقطه آغازین اصلاحات دویموی به این دلیل از بخش کشاورزی انتخاب شده بود که بیش از ۷۰٪ جمعیت این کشور در زمان شروع اصلاحات در این بخش شاغل بودند. تجهیزات کشاورزی از رده خارج بودند و زمین هم به دهقانان خُرد به صورت ۲۰ساله اجاره داده شده بود. برای شروع اصلاحات به صورت همزمان محدودیتهای قیمتی بر روی کالاهای کشاورزی برداشته شد و تولیدکنندگان لوازم صنعتی اجازه یافتند کالای خود را با سود مورد نظر به فروش برسانند. تولید برنج به عنوان محصول اصلی کشاورزی متاثر از بهبود آبیاری ناشی از یارانههای سنگین دولتی به صورت چشمگیری به ازای هر مترمربع افزایش یافت.اصلاحات در بخش تجارت جهانی هم به کمک بخش کشاورزی آمد. تعرفههای سنگین کاهش یافتند، سیستم بازرسی پیچیدهای که امکان بازرسی از کالا به کرار و در هر نقطهای را میداد تعلیق شد و قوانین محدودکننده روی درآمد شخصی حاصل از توریسم، کالا و فروش خدمات به خارجیها لغو شد. با اصلاحات و آزادسازی تجارت بینالمللی طی کمتر از دو دهه ویتنام از کشوری که بابت زنده ماندن مردم خودش نیازبه واردات بشردوستانه برنج داشت، به یکی از صادرکنندگان بزرگ برنج در عرصه جهانی به میزان سه، چهار میلیون تن صادرات در سال تبدیل شد.
🔹کاهش کسری بودجه در دستور کار قرار گرفت. پایهگذاری بنگاههای خصوصی مورد تشویق قرار گرفت و در این راهها بوروکراسی حاکم تعدیل و سادهسازی شد که در نتیجه آن انحصارات دولتی ناکارا کمتر شده و کسبوکارهای کوچک به ویژه در بخش خدمات رونق گرفتند. تنها یک دهه پس از شروع اصلاحات اقتصادی تورم تکرقمی شد. کنترل دولتی بر اقتصاد کاهش یافت و در پی یک سلسله برنامه مدون و موفق کاهش تصدیگری دولت ازقبیل بازطراحی، نقدکنندگی، کاهش تصدیگری و سهامی کردن تعداد شرکتهای تحت کنترل دولت از تعداد ۱۲هزار سال ۱۹۸۹ به کمتر از ۶۰۰عدد سال ۲۰۱۶ رسید. ویتنام به سرعت به ادغام در اقتصاد جهانی دست یافت و با داشتن نسبت ۲۰۰٪ درمجموع تجارت خارجی به تولیدناخالص داخلی امروزه درجه بالایی از بازبودن اقتصادی را دارد. ادغام تجاری نهتنها به محصولات کشاورزی اجازه صادرات داد بلکه با استفاده از سرمایه خارجی و تعرفه ناچیز و درحد صفر واردات باعث شد تا در ابتدا ویتنام به صادرکننده محصولات با تکنولوژی پایین و بعدتر به صادرکننده محصولات با تکنولوژی متوسط تبدیل شود. نزدیک به ۲۰٪ از بودجه عمومی دولت صرف آموزش میشود.
🔹سال ۲۰۰۶ دولت یک نقشه راه جهت پایهگذاری یک بازار تولید قدرت رقابتی را اعلام کرد و شرکت برق دولتی تنها در زمینه زیرساخت و شبکه انتقال دارای انحصار باقی ماند. سیستمهای تولید، انتقال و توزیع برق به سرعت در ویتنام گسترش یافتند تا پاسخگوی حجم عظیم نیاز به برق و انرژی در این کشور باشند. سرانه مصرف انرژی در ویتنام اکنون نسبت به دهه گذشته بیش از سه برابر شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️معین محمودی
🔹ابتدای دهه ۸۰م ویتنام یکی از فقیرترین کشورهای دنیا بود. رکود اقتصادی فراگیر شده بود و تولید برنج به عنوان اصلیترین منبع غذایی عموم مردم برای تامین غذای جمعیت در حال رشد ویتنام کفایت نمیکرد. در پس یک دوره طولانی از فروپاشی اقتصادی نرخ تورم به ۷۰۰٪ رسیده بود. برای برخی از کالاهای اساسی نظیر دارو و محصولات صنعتی ویتنام به شدت وابسته به کمکهای اتحاد جماهیر شوروی بودکه میزان این اعانه به صورت تقریبی به ۴ میلیون دلار در روز میرسید.
🔹نقطه شروع تحولات اقتصاد ویتنام را باید طرح دویموی، به معنای دوباره جوان شدن، دانست. این طرح نقطه عزیمت اقتصاد ویتنام از یک اقتصاد مبتنی بر برنامهریزی متمرکز به یک اقتصاد باز و در عین حال دارای برنامههای حمایت اجتماعی است. اصلاحات ابتدایی از بخش کشاورزی شروع شد، سپس دروازههای اقتصاد بسته ویتنام به روی تجارت جهانی باز شد و اصلاحات جهت بهبود محیط کسبوکار آغاز شد. در پس این اصلاحات ویتنام با رشد اقتصادی خیرهکننده خود را از کشوری فقیر به یک جایگاه هرچند پایین در اقتصادهای نوظهور طی ۲۵ سال رساند. سرانه تولید ناخالص داخلی واقعی از ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ سه برابر شده و مقدار اسمی آن هم رشد دهبرابری را تجربه کرده است. مهمتر ازهمه نرخ فقر از بیش از ۶۰٪ سال ۱۹۸۰ به زیر ۵٪ رسید
🔹نقطه آغازین اصلاحات دویموی به این دلیل از بخش کشاورزی انتخاب شده بود که بیش از ۷۰٪ جمعیت این کشور در زمان شروع اصلاحات در این بخش شاغل بودند. تجهیزات کشاورزی از رده خارج بودند و زمین هم به دهقانان خُرد به صورت ۲۰ساله اجاره داده شده بود. برای شروع اصلاحات به صورت همزمان محدودیتهای قیمتی بر روی کالاهای کشاورزی برداشته شد و تولیدکنندگان لوازم صنعتی اجازه یافتند کالای خود را با سود مورد نظر به فروش برسانند. تولید برنج به عنوان محصول اصلی کشاورزی متاثر از بهبود آبیاری ناشی از یارانههای سنگین دولتی به صورت چشمگیری به ازای هر مترمربع افزایش یافت.اصلاحات در بخش تجارت جهانی هم به کمک بخش کشاورزی آمد. تعرفههای سنگین کاهش یافتند، سیستم بازرسی پیچیدهای که امکان بازرسی از کالا به کرار و در هر نقطهای را میداد تعلیق شد و قوانین محدودکننده روی درآمد شخصی حاصل از توریسم، کالا و فروش خدمات به خارجیها لغو شد. با اصلاحات و آزادسازی تجارت بینالمللی طی کمتر از دو دهه ویتنام از کشوری که بابت زنده ماندن مردم خودش نیازبه واردات بشردوستانه برنج داشت، به یکی از صادرکنندگان بزرگ برنج در عرصه جهانی به میزان سه، چهار میلیون تن صادرات در سال تبدیل شد.
🔹کاهش کسری بودجه در دستور کار قرار گرفت. پایهگذاری بنگاههای خصوصی مورد تشویق قرار گرفت و در این راهها بوروکراسی حاکم تعدیل و سادهسازی شد که در نتیجه آن انحصارات دولتی ناکارا کمتر شده و کسبوکارهای کوچک به ویژه در بخش خدمات رونق گرفتند. تنها یک دهه پس از شروع اصلاحات اقتصادی تورم تکرقمی شد. کنترل دولتی بر اقتصاد کاهش یافت و در پی یک سلسله برنامه مدون و موفق کاهش تصدیگری دولت ازقبیل بازطراحی، نقدکنندگی، کاهش تصدیگری و سهامی کردن تعداد شرکتهای تحت کنترل دولت از تعداد ۱۲هزار سال ۱۹۸۹ به کمتر از ۶۰۰عدد سال ۲۰۱۶ رسید. ویتنام به سرعت به ادغام در اقتصاد جهانی دست یافت و با داشتن نسبت ۲۰۰٪ درمجموع تجارت خارجی به تولیدناخالص داخلی امروزه درجه بالایی از بازبودن اقتصادی را دارد. ادغام تجاری نهتنها به محصولات کشاورزی اجازه صادرات داد بلکه با استفاده از سرمایه خارجی و تعرفه ناچیز و درحد صفر واردات باعث شد تا در ابتدا ویتنام به صادرکننده محصولات با تکنولوژی پایین و بعدتر به صادرکننده محصولات با تکنولوژی متوسط تبدیل شود. نزدیک به ۲۰٪ از بودجه عمومی دولت صرف آموزش میشود.
🔹سال ۲۰۰۶ دولت یک نقشه راه جهت پایهگذاری یک بازار تولید قدرت رقابتی را اعلام کرد و شرکت برق دولتی تنها در زمینه زیرساخت و شبکه انتقال دارای انحصار باقی ماند. سیستمهای تولید، انتقال و توزیع برق به سرعت در ویتنام گسترش یافتند تا پاسخگوی حجم عظیم نیاز به برق و انرژی در این کشور باشند. سرانه مصرف انرژی در ویتنام اکنون نسبت به دهه گذشته بیش از سه برابر شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰شخصیت شناسی جالب بر اساس تاریخ تولد
در این گزارش، تست شخصیت شناسی متفاوتی نسبت به سایر تستها ارائه شده است.
، اگر کمی جست و جو کنید، احتمالاً به نتیجه میرسید که محتوای اموزشی فراوان و مطالب متنوعی در زمینهی شخصیت شناسی وجود دارند: شخصیت شناسی از روی اسم، شخصیت شناسی از روی سال تولد، شخصیت شناسی از روی قد، شخصیت شناسی از روی ماه تولد، فال شخصیت شناسی، شخصیت شناسی ماه تولد، شخصیت شناسی از روی اسم، خصوصیات روز و ماه تولد و.... اما اینبار گزارشی متفاوت از شخصیت شناسی برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم.
روان شناسان شخصیتی اعتقاد دارند که شماره تولد، شما را از آن شخصیت شناسی از روی تاریخ تولد - تست روانشناسی چیزی که میخواهید باشید دور نمیکند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید:
فرض میکنیم که شما متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۴ هستید. اردیبهشت ماه دوم سال است پس:
۹=۱+۸=۱۸=۵+۹+۳+۱=۱۳۹۵=۱۳۶۴+۲+۲۹
شماره تولد ۹ است و اکنون میتوانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.
تفسیر اعداد:
۱- خالق و مبتکر:
'یک'ها پایه و اساس زندگی هستند. مدام عقیدههای تازه و بدیع دارند و این شرایط در آنها طبیعی است. مدام دوست دارند تمامی کارها و مسایل بر حول محوری که آنها میگویند و تعیین میکنند در گردش باشد و، زیرا مبتکر هستند، گاهی خود خواه میشوند. با این حال' یک'ها به شدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند. مدام دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، زیرا عاشق این هستند که' بهترین' باشند. در استخدام خود بودن و برای خویش کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست، ولی باید یاد بگیرند عقیدههای افراد دیگر ممکن است بهتر باشد و باید با رویی گشوده آنها را هم بشنوند.
۲- پیام آور صلح:
'دو'ها سیاست مدار به دنیا میآیند! از احتیاج افراد دیگر خبر دارند و غالبا قبل از سایرین به آنها فکر میکنند. اصلاً تنهایی را دوست ندارند. دوستی و همراهی با افراد دیگر برای شان بسیار مهم است و میتواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمود سازد. اما از سوی دیگر، اگر در دوستی با کسی حس ناراحتی کنند ترجیح میدهند تنها باشند. از آنجایی که ذاتا خجول هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خویش سعی کنند و با استفاده از لحظهها و فرصتها آنها را از دست ندهند.
۳- قلب تپنده زندگی:
'سه'ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال، اجتماعی، جذاب، رمانتیک وبسیار صبور و پر تحمل. خیلی کارها را با هم آغاز میکنند، ولی تمامی آنها را پیگیری نمیکنند. دوست دارند که افراد دیگر شاد باشند و برای این کار تمام سعی خویش رابه کار میگیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند، ولی باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.
۴- محافظه کار:
' چهار'ها بسیار زودرنج و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزانه، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل میشوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و سعی میکنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. ولی باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خویش مهربانتر باشند.
۵- ناهماهنگ با جماعت:
' پنج'ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و شوق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط پیرامون خویش، غالبا برای شان درد سر ساز میشود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمیشود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و خاطرجمع شوند که قبل از نتیجه گیری، تمامی حقیقتها را مد نظر قرار داده اند.
۶- رمانتیک و احساساتی:
' شش'ها ایده آلیست هستند و زمانی شادمان میشوند که حس سودمندبودن کنند. یک ارتباط خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان مؤثر است و آنها احساس غریب برای نگهداری از افراد دیگر و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی میشوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. ' شش'ها باید بین چیزهایی که میتوانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمیتوانند، تفاوت قائل شوند.
۷- عاقل و خردمند:
' هفت'ها جست و جو گر هستند. آنها مدام به دنبال اطلاعات مخفی و پنهان بوده و به سختی اطلاعات حاصل شده را با ارزش واقعی آن میپذیرند. احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیریهای آنها ندارد.
در این گزارش، تست شخصیت شناسی متفاوتی نسبت به سایر تستها ارائه شده است.
، اگر کمی جست و جو کنید، احتمالاً به نتیجه میرسید که محتوای اموزشی فراوان و مطالب متنوعی در زمینهی شخصیت شناسی وجود دارند: شخصیت شناسی از روی اسم، شخصیت شناسی از روی سال تولد، شخصیت شناسی از روی قد، شخصیت شناسی از روی ماه تولد، فال شخصیت شناسی، شخصیت شناسی ماه تولد، شخصیت شناسی از روی اسم، خصوصیات روز و ماه تولد و.... اما اینبار گزارشی متفاوت از شخصیت شناسی برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم.
روان شناسان شخصیتی اعتقاد دارند که شماره تولد، شما را از آن شخصیت شناسی از روی تاریخ تولد - تست روانشناسی چیزی که میخواهید باشید دور نمیکند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید:
فرض میکنیم که شما متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۴ هستید. اردیبهشت ماه دوم سال است پس:
۹=۱+۸=۱۸=۵+۹+۳+۱=۱۳۹۵=۱۳۶۴+۲+۲۹
شماره تولد ۹ است و اکنون میتوانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.
تفسیر اعداد:
۱- خالق و مبتکر:
'یک'ها پایه و اساس زندگی هستند. مدام عقیدههای تازه و بدیع دارند و این شرایط در آنها طبیعی است. مدام دوست دارند تمامی کارها و مسایل بر حول محوری که آنها میگویند و تعیین میکنند در گردش باشد و، زیرا مبتکر هستند، گاهی خود خواه میشوند. با این حال' یک'ها به شدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند. مدام دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، زیرا عاشق این هستند که' بهترین' باشند. در استخدام خود بودن و برای خویش کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست، ولی باید یاد بگیرند عقیدههای افراد دیگر ممکن است بهتر باشد و باید با رویی گشوده آنها را هم بشنوند.
۲- پیام آور صلح:
'دو'ها سیاست مدار به دنیا میآیند! از احتیاج افراد دیگر خبر دارند و غالبا قبل از سایرین به آنها فکر میکنند. اصلاً تنهایی را دوست ندارند. دوستی و همراهی با افراد دیگر برای شان بسیار مهم است و میتواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمود سازد. اما از سوی دیگر، اگر در دوستی با کسی حس ناراحتی کنند ترجیح میدهند تنها باشند. از آنجایی که ذاتا خجول هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خویش سعی کنند و با استفاده از لحظهها و فرصتها آنها را از دست ندهند.
۳- قلب تپنده زندگی:
'سه'ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال، اجتماعی، جذاب، رمانتیک وبسیار صبور و پر تحمل. خیلی کارها را با هم آغاز میکنند، ولی تمامی آنها را پیگیری نمیکنند. دوست دارند که افراد دیگر شاد باشند و برای این کار تمام سعی خویش رابه کار میگیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند، ولی باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.
۴- محافظه کار:
' چهار'ها بسیار زودرنج و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزانه، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل میشوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و سعی میکنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. ولی باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خویش مهربانتر باشند.
۵- ناهماهنگ با جماعت:
' پنج'ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و شوق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط پیرامون خویش، غالبا برای شان درد سر ساز میشود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمیشود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و خاطرجمع شوند که قبل از نتیجه گیری، تمامی حقیقتها را مد نظر قرار داده اند.
۶- رمانتیک و احساساتی:
' شش'ها ایده آلیست هستند و زمانی شادمان میشوند که حس سودمندبودن کنند. یک ارتباط خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان مؤثر است و آنها احساس غریب برای نگهداری از افراد دیگر و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی میشوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. ' شش'ها باید بین چیزهایی که میتوانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمیتوانند، تفاوت قائل شوند.
۷- عاقل و خردمند:
' هفت'ها جست و جو گر هستند. آنها مدام به دنبال اطلاعات مخفی و پنهان بوده و به سختی اطلاعات حاصل شده را با ارزش واقعی آن میپذیرند. احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیریهای آنها ندارد.
با این که در خصوص همه چیز در زندگی سؤال میکنند، ولی دوست ندارند مورد سوال واقع شوند و هیچوقت کاری را ابتدا به ساکن با سرعت آغاز نمیکنند و شعارآنها این است که به آرامی میتوان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه میخواهند میرسند و سؤال بی جوابی ندارند. مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی میکنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی باورکردنی است و چه چیزی نه!
۸- آدم کله گنده:
' هشت'ها مشکل گشا هستند. اساسی و حرفهای سراغ مشکل رفته و آنرا حل میکنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشههای بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسئولیت اشخاص را بر عهده میگیرند و مردم را با هدف خاص خویش میبینند. با وضعیت ویژهای این قابلیت رابه وجود میآورند که افراد دیگر مدام آنها را رییس ببینند.
۹- اجرا کننده و بازیگر:
' نه'ها ذاتا هنرپیشه هستند. بسیار دلسوز افراد دیگر و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خویش را هم برای کمک به افراد دیگر خرج میکنند. با جذابیت ذاتی شان اصلاً در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها شخص غریبهای به حساب نمیآید. در حالات مختلف شخصیتهای مختلفی از خویش بروز میدهند و برای افرادی که اطرافشان هستند آشنایی این اشخاص اندکی سخت بنظر میرسد. آنها مثل بازیگرانی هستند که در موقعیتهای مختلف رفتارهای متفاوتی نشان میدهند. افرادی خوش شانس هستند، ولی خیلی وقتها از آینده خویش ترسناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که میتواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.
منبع: پرداد
۸- آدم کله گنده:
' هشت'ها مشکل گشا هستند. اساسی و حرفهای سراغ مشکل رفته و آنرا حل میکنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشههای بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسئولیت اشخاص را بر عهده میگیرند و مردم را با هدف خاص خویش میبینند. با وضعیت ویژهای این قابلیت رابه وجود میآورند که افراد دیگر مدام آنها را رییس ببینند.
۹- اجرا کننده و بازیگر:
' نه'ها ذاتا هنرپیشه هستند. بسیار دلسوز افراد دیگر و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خویش را هم برای کمک به افراد دیگر خرج میکنند. با جذابیت ذاتی شان اصلاً در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها شخص غریبهای به حساب نمیآید. در حالات مختلف شخصیتهای مختلفی از خویش بروز میدهند و برای افرادی که اطرافشان هستند آشنایی این اشخاص اندکی سخت بنظر میرسد. آنها مثل بازیگرانی هستند که در موقعیتهای مختلف رفتارهای متفاوتی نشان میدهند. افرادی خوش شانس هستند، ولی خیلی وقتها از آینده خویش ترسناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که میتواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.
منبع: پرداد
*🍂شکم های فقیر ذهنِ فقیرمیسازد، وذهن های فقیر،دنبال توسعه وترقی نمیرود.*
🚩یه ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
سنی ازش گذشته بود و حالا ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺑﻮﺩ. علاوه بر تجربه، بسیار خوش اخلاق بود، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی بود...!
ما با تمام بچگیمون هرگز نمیخواستیم ناراحتیشو رو ببینیم...
وقتِ کلاس، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻰﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺵ ﮔﻮﺵ میدادیم...
ﻫﻤﯿﺸﻪ میگفت: ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، اگه ﺑﻠﺪ هم ﻧﺒﺎﺷﻢ، ﻣﯿﺮﻡ مطالعه میکنم و جواب میدم...
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻀﯿﻪﯼ *ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﻛﺮﻳﺎﻯ ﺭﺍﺯﻯ قصد ساختنش را داشتند*. ﺯﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ *ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ از ﺷﻬﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪ، هموﻧﺠﺎ درماﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ بسازيد...*
ﺑﻌﺪ ﺳﻮالهای ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻗﺎ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ.⁉️
بچهها: آقا اجازه؟ سگها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ؟!
معلم: ﻧﻪ ﺣﺘﻤﺎً روی یکجای بلند یا محفوظ ﺑﻮﺩﻩ؛ نمیدونم...!
بچهها: ﺩﺯﺩها یا فقیرها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺒﺮﺩﻥ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ؛ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻩ...
بچهها: ﮔﻮشتهایی ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻧﺒﻮﺩ؟!
معلم: ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍشته ﻛﻪ ﻓﺎﺳﺪ بشه...
بچهها: ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻮشتها، ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻦ، ﮐﺠﺎ ﺩﺭﻣﻮﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ میسازند؟!
معلم: ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﻤﺎً باز هم ﺻﺒﺮ میکردند ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﺪﻭﻡ ﺗﻴﻜﻪ ﮔﻮﺷﺖ زودتر فاسد میشه...
بچهها: ﺍﻭﻥ ﮔﻮشتی ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪه ﺭﻭ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺭﻧﺪ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ، ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ ﺩﻳﮕﻪ...
بچهها از این دست سوالها پرسیدند تا اینکه معلم *عصبانی و ناراحت شده و از جایش بلند شد و رفت بیرون کلاس قدم زد. ﯾﻪ ﮐﻢ ﻛﻪ آﺭوﻡ ﺷﺪ، برگشت و سرجایش ﻧﺸﺴﺖ* ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻭﺭهی ﺧﺪﻣﺘﻢ تموﻡ میشه. ﺑﻪ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﻫﻢ چیز ﺯﯾﺎﺩی نموﻧﺪه! *ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ میسوزه، ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻤﻠﮑﺘﻢ! ﮐﻪ ﺫﻫﻦ بچهﻫﺎﯼ* *ﮐﻮﭼﯿﮑﺶ، اینقدر ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ...!*
*همهشون ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮔﻮشت ﻫﺴﺘﻨﺪ. از بین این همه سوال که درباره گوشت پرسیدید یک نفر نپرسید درمانگاه چی شد؟ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ؟ ﻧﺸﺪ؟ ﺍﺻﻼً اون زمان ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎهی میساختند؟ چه سبکی داشته؟ چه بخشهایی براش درست میکردند؟*
*ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺗﻮی ذهنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﻭﻃﻦ باقی نمیمونه...*
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺨﻮﺭه ﺳﺮﺵ ﺭا ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﻭبه نقطه ای عمیق خیــــره شدو ﮔﻔﺖ:
ﺁﺭوﻡ ﺑﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ...
ﻭﻟﻰ ﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ...
آنروز ﺧﯿﻠﯽ نمیﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﯽ ﺷﺪ. ﻓﻘﻂ به احترام او، اونقدر ساکت سرجامون ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺗﺎ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭد...!
🔺حکایت این روزهای مملکت ما هم همینه...
اینقدر گرسنگی عمدی ومصنوعی بوجود اوردند که هیچکس دنبال توسعه و سازندگی، راهکاری برای عمران و آبادی، برای اشتغال و گشایش نرفتو نیست. توی هیچ جمعی برای برون رفت از این بنبستها و خلاصی از مشکلات بحثی نمیشود! *فقط ذهنمون درگیر دلار و ارز و سکه و بورس و جدیداً هم مرغ و تخممرغ و روغن وقیمت نامعقول پراید هست...*
كلاً ذهن آحادمان گرسنه و فقير است. “فقیر”!!
🚩یه ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ...
سنی ازش گذشته بود و حالا ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺑﻮﺩ. علاوه بر تجربه، بسیار خوش اخلاق بود، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی بود...!
ما با تمام بچگیمون هرگز نمیخواستیم ناراحتیشو رو ببینیم...
وقتِ کلاس، ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻰﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺵ ﮔﻮﺵ میدادیم...
ﻫﻤﯿﺸﻪ میگفت: ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، اگه ﺑﻠﺪ هم ﻧﺒﺎﺷﻢ، ﻣﯿﺮﻡ مطالعه میکنم و جواب میدم...
ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻗﻀﯿﻪﯼ *ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﻛﺮﻳﺎﻯ ﺭﺍﺯﻯ قصد ساختنش را داشتند*. ﺯﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ *ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻘﻄﻪ از ﺷﻬﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪ، هموﻧﺠﺎ درماﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ بسازيد...*
ﺑﻌﺪ ﺳﻮالهای ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻗﺎ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ.⁉️
بچهها: آقا اجازه؟ سگها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ؟!
معلم: ﻧﻪ ﺣﺘﻤﺎً روی یکجای بلند یا محفوظ ﺑﻮﺩﻩ؛ نمیدونم...!
بچهها: ﺩﺯﺩها یا فقیرها ﮔﻮشتها ﺭﻭ ﻧﺒﺮﺩﻥ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ؛ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻩ...
بچهها: ﮔﻮشتهایی ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻓﺎﺳﺪ ﺷﺪﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻧﺒﻮﺩ؟!
معلم: ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﯿﮑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﻧﺪﺍشته ﻛﻪ ﻓﺎﺳﺪ بشه...
بچهها: ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻮشتها، ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻦ، ﮐﺠﺎ ﺩﺭﻣﻮﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭ میسازند؟!
معلم: ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﻤﺎً باز هم ﺻﺒﺮ میکردند ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﺪﻭﻡ ﺗﻴﻜﻪ ﮔﻮﺷﺖ زودتر فاسد میشه...
بچهها: ﺍﻭﻥ ﮔﻮشتی ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪه ﺭﻭ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺭﻧﺪ؟!
معلم: نمیدﻭﻧﻢ، ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ ﺩﻳﮕﻪ...
بچهها از این دست سوالها پرسیدند تا اینکه معلم *عصبانی و ناراحت شده و از جایش بلند شد و رفت بیرون کلاس قدم زد. ﯾﻪ ﮐﻢ ﻛﻪ آﺭوﻡ ﺷﺪ، برگشت و سرجایش ﻧﺸﺴﺖ* ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻭﺭهی ﺧﺪﻣﺘﻢ تموﻡ میشه. ﺑﻪ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﻫﻢ چیز ﺯﯾﺎﺩی نموﻧﺪه! *ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ میسوزه، ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻤﻠﮑﺘﻢ! ﮐﻪ ﺫﻫﻦ بچهﻫﺎﯼ* *ﮐﻮﭼﯿﮑﺶ، اینقدر ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ...!*
*همهشون ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮔﻮشت ﻫﺴﺘﻨﺪ. از بین این همه سوال که درباره گوشت پرسیدید یک نفر نپرسید درمانگاه چی شد؟ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ؟ ﻧﺸﺪ؟ ﺍﺻﻼً اون زمان ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎهی میساختند؟ چه سبکی داشته؟ چه بخشهایی براش درست میکردند؟*
*ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺗﻮی ذهنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩﯼ ﻭﻃﻦ باقی نمیمونه...*
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺨﻮﺭه ﺳﺮﺵ ﺭا ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﻭبه نقطه ای عمیق خیــــره شدو ﮔﻔﺖ:
ﺁﺭوﻡ ﺑﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ...
ﻭﻟﻰ ﻣﺎ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ...
آنروز ﺧﯿﻠﯽ نمیﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﯽ ﺷﺪ. ﻓﻘﻂ به احترام او، اونقدر ساکت سرجامون ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺗﺎ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭد...!
🔺حکایت این روزهای مملکت ما هم همینه...
اینقدر گرسنگی عمدی ومصنوعی بوجود اوردند که هیچکس دنبال توسعه و سازندگی، راهکاری برای عمران و آبادی، برای اشتغال و گشایش نرفتو نیست. توی هیچ جمعی برای برون رفت از این بنبستها و خلاصی از مشکلات بحثی نمیشود! *فقط ذهنمون درگیر دلار و ارز و سکه و بورس و جدیداً هم مرغ و تخممرغ و روغن وقیمت نامعقول پراید هست...*
كلاً ذهن آحادمان گرسنه و فقير است. “فقیر”!!
Forwarded from دانشگاه مدیریت
💠 ثبت نام اینترنت رایگان ۳۰ گیگ ۶ ماهه آغاز شد
📎 ictgifts.ir/UniversityStudents
🔹بسته هدیه با حجم ۳۰ گیگابایت و برای بازه زمانی شش ماهه پیشبینی شده و پس از اتمام مهلت ثبتنام، در حساب کاربری مربوط به تلفن همراه یا ثابت شما منظور میگردد.
🔹امکان فعالسازی بسته هدیه بر روی تلفن همراه دانشجویان یا بر روی تلفن ثابت (ADSL) وجود دارد.
🔹فقط یک بار امکان ثبتنام برای هر یک از متقاضیان وجود دارد. مهلت ثبتنام حداکثر ۷ روز و بر اساس رقم آخر کدهای ملی به شرح زیر میباشد:
چهارشنبه ۷ مهر
┘ فقط کدهای ملی با رقم آخر 0 و 1 و 2
پنجشنبه ۸ مهر
┘ فقط کدهای ملی با رقم آخر 3 و 4 و 5
جمعه ۹ مهر
┘ فقط کدهای ملی با رقم آخر 6 و 7 و8 و 9
از ۱۰ مهر تا ۱۴ مهر
┘ امکان ثبتنام برای کلیه دانشجویان
#منتشر_کنید
کانال دانشگاه مدیریت
👇👇👇👇👇
@unimanage
📎 ictgifts.ir/UniversityStudents
🔹بسته هدیه با حجم ۳۰ گیگابایت و برای بازه زمانی شش ماهه پیشبینی شده و پس از اتمام مهلت ثبتنام، در حساب کاربری مربوط به تلفن همراه یا ثابت شما منظور میگردد.
🔹امکان فعالسازی بسته هدیه بر روی تلفن همراه دانشجویان یا بر روی تلفن ثابت (ADSL) وجود دارد.
🔹فقط یک بار امکان ثبتنام برای هر یک از متقاضیان وجود دارد. مهلت ثبتنام حداکثر ۷ روز و بر اساس رقم آخر کدهای ملی به شرح زیر میباشد:
چهارشنبه ۷ مهر
┘ فقط کدهای ملی با رقم آخر 0 و 1 و 2
پنجشنبه ۸ مهر
┘ فقط کدهای ملی با رقم آخر 3 و 4 و 5
جمعه ۹ مهر
┘ فقط کدهای ملی با رقم آخر 6 و 7 و8 و 9
از ۱۰ مهر تا ۱۴ مهر
┘ امکان ثبتنام برای کلیه دانشجویان
#منتشر_کنید
کانال دانشگاه مدیریت
👇👇👇👇👇
@unimanage
Forwarded from اتچ بات
🖊معرفی کتابی به نام «پشت پرده ریاکاری».
🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفلها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمیشود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.
🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. میتوانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدمها پتانسیل کجروی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.
🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بیخبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمیدارد، میتواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامهریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب میکند.
🔷البته به نظر میرسد که دو کار را میتوان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندانمان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را بهگونهای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفلگذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندانمان شمشیر دولبهای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.
🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد و به گونهای تظاهر میکند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند.
🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است.
🔷نویسنده اینگونه نتیجه میگیرد که وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند.
🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی جامعه ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومتها با مردم بازمیگردد. میتوان نتیجه گرفت که رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایهها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاقمداری در جامعه پررنگ میشود؛
🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی میماند.✍️داود قرايلو
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفلها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمیشود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.
🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. میتوانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدمها پتانسیل کجروی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.
🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بیخبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمیدارد، میتواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامهریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب میکند.
🔷البته به نظر میرسد که دو کار را میتوان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندانمان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را بهگونهای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفلگذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندانمان شمشیر دولبهای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.
🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد و به گونهای تظاهر میکند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند.
🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است.
🔷نویسنده اینگونه نتیجه میگیرد که وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند.
🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی جامعه ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومتها با مردم بازمیگردد. میتوان نتیجه گرفت که رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایهها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاقمداری در جامعه پررنگ میشود؛
🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی میماند.✍️داود قرايلو
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
قسمت_اول
🔰رهبری
🔺قسمت_اول
اینطور به نظر می رسد که آینده سریع تر از هر زمان دیگری به سراغ ما می آید. آیا کسی هست که بتواند بگوید آهنگ و روند سرعت فردا از امروز کم تر خواهد بود؟
در سال 1952 دانشگاه هاروارد سه پیش بینی خودرا منتشر کرد. این دانشگاه بیان کرد که سال آینده یعنی سال1953 سه تغییربزرگ در دنیا ایجاد خواهد شد. اول اینکه سرعت تغییرات نسبت به آنچه که تا کنون تجربه کرده اید بیشتر خواهد بود. دوم اینکه در پی این تغییرات رقابت بیشتری ایجاد خواهد شد. وسوم این که فرصت ها و شانس های بیشتری وجود خواهد داشت. این پیش بینی تا امروز ادامه داشته و شدت بیشتری گرفته است.
* افرادی که خود را به سطح بالایی از رهبری در سازمان رسانده اند، در صف اول افرادی هستند که از تغییرات باسرعت زیاد در جهان استقبال خواهند کرد. یک رهبر باید بتواند پیش از همه حرکت کند، ببیند و عمل کند. یک رهبر باید بتواند در مواجهه با تغییرات از خود انعطاف نشان دهد.
یک فرد را زمانی می توان رهبر نامید که توانایی تحت تاثیر قرار دادن دیگران را درجهت رشد و شکوفایی آن هارا داشته باشد. کسانی می توانند در سازمان خود تغییراتی وسیع ایجاد کنند که ابتدا درون خودشان تغییر و تحول ایجاد کرده اند.
برای تغییر دنیای خودتان وافرادی که با آن ها سر و کار دارید باید از خودتان شروع کنید.
مهم ترین نکاتی که درباره تغییر درونی درجهت تبدیل شدن به یک رهبر موثر در یک سازمان باید به آن توجه کرد این است که، لحظه به لحظه باید در حال یادگیری و فراگیری چیز های جدید باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰رهبری
🔺قسمت_اول
اینطور به نظر می رسد که آینده سریع تر از هر زمان دیگری به سراغ ما می آید. آیا کسی هست که بتواند بگوید آهنگ و روند سرعت فردا از امروز کم تر خواهد بود؟
در سال 1952 دانشگاه هاروارد سه پیش بینی خودرا منتشر کرد. این دانشگاه بیان کرد که سال آینده یعنی سال1953 سه تغییربزرگ در دنیا ایجاد خواهد شد. اول اینکه سرعت تغییرات نسبت به آنچه که تا کنون تجربه کرده اید بیشتر خواهد بود. دوم اینکه در پی این تغییرات رقابت بیشتری ایجاد خواهد شد. وسوم این که فرصت ها و شانس های بیشتری وجود خواهد داشت. این پیش بینی تا امروز ادامه داشته و شدت بیشتری گرفته است.
* افرادی که خود را به سطح بالایی از رهبری در سازمان رسانده اند، در صف اول افرادی هستند که از تغییرات باسرعت زیاد در جهان استقبال خواهند کرد. یک رهبر باید بتواند پیش از همه حرکت کند، ببیند و عمل کند. یک رهبر باید بتواند در مواجهه با تغییرات از خود انعطاف نشان دهد.
یک فرد را زمانی می توان رهبر نامید که توانایی تحت تاثیر قرار دادن دیگران را درجهت رشد و شکوفایی آن هارا داشته باشد. کسانی می توانند در سازمان خود تغییراتی وسیع ایجاد کنند که ابتدا درون خودشان تغییر و تحول ایجاد کرده اند.
برای تغییر دنیای خودتان وافرادی که با آن ها سر و کار دارید باید از خودتان شروع کنید.
مهم ترین نکاتی که درباره تغییر درونی درجهت تبدیل شدن به یک رهبر موثر در یک سازمان باید به آن توجه کرد این است که، لحظه به لحظه باید در حال یادگیری و فراگیری چیز های جدید باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰رهبری
🔺قسمت_دوم
* یکی از تفاوتی هایی که بین رهبران سنتی و رهبران خلاق به چشم میخورد همین نکته است که رهبران خلاق شبانه روز درحال به روز شدن با دنیای جدید هستند.
* نباید به پیامد های شکست فکر کرد. من شکست می خورم برای آینده ای روشن.از چالش ها پیروی کنید و در مقابل مشکلات استقامت نشان دهید. درست است که شخصیت فرد خودش را در حوادث بزرگ نشان میدهد اما قطعا این شخصیت که امروز بزرگ شده، درحوادث کوچک ساخته شده است.
یک رهبر موفق قدم های هوشمندانه برمی دارد. لازم نیست خیلی سریع عمل کنید. فقط هوشمند و خلاق باشید. یکی از خلاقیت هایی که می توانید به عنوان یک رهبر خلاق از خودتان نشان دهید این است که می توانید از انتقاد های سازنده درس بگیرید و از موفقیت دیگران الگو دریافت کنید.
تا کجا به تلاش ادامه خواهید داد؟
تلاش همان چیزی است که شما به عنوان یک رهبر باید خوب آن را بشناسید. تلاش لازمه کسب مهارت است.
فراموش نکنید که هرچه بیشتر تلاش کنید سخت تر سقوط خواهید کرد
شروع کنید و انتظار برای اینکه فردی از راه برسد و معجزه کند را پایان دهید.
معجزه خود شما هستید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺قسمت_دوم
* یکی از تفاوتی هایی که بین رهبران سنتی و رهبران خلاق به چشم میخورد همین نکته است که رهبران خلاق شبانه روز درحال به روز شدن با دنیای جدید هستند.
* نباید به پیامد های شکست فکر کرد. من شکست می خورم برای آینده ای روشن.از چالش ها پیروی کنید و در مقابل مشکلات استقامت نشان دهید. درست است که شخصیت فرد خودش را در حوادث بزرگ نشان میدهد اما قطعا این شخصیت که امروز بزرگ شده، درحوادث کوچک ساخته شده است.
یک رهبر موفق قدم های هوشمندانه برمی دارد. لازم نیست خیلی سریع عمل کنید. فقط هوشمند و خلاق باشید. یکی از خلاقیت هایی که می توانید به عنوان یک رهبر خلاق از خودتان نشان دهید این است که می توانید از انتقاد های سازنده درس بگیرید و از موفقیت دیگران الگو دریافت کنید.
تا کجا به تلاش ادامه خواهید داد؟
تلاش همان چیزی است که شما به عنوان یک رهبر باید خوب آن را بشناسید. تلاش لازمه کسب مهارت است.
فراموش نکنید که هرچه بیشتر تلاش کنید سخت تر سقوط خواهید کرد
شروع کنید و انتظار برای اینکه فردی از راه برسد و معجزه کند را پایان دهید.
معجزه خود شما هستید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰رهبری
🔺قسمت_سوم
🔻ویژگی های رهبر بزرگ در یک سازمان موفق
طبق تحقیقات انجام شده روی رهبران بزرگ دنیا، مهم ترین ویژگی یک رهبر داشتن "بینش قوی" روی آینده سازمان و کارکنانش است.باید تصویر روشنی از آینده داشته باشید ؛ باید احساسات افرادی را که با آنها کار می کنید در دست بگیرید.
در ادامه تحقیقات، محققات به موضوعی رسیدند که امروزه در کمتر کسی پیدامیشود: "شجاعت"
آیاشمااز آخر کاری که می کنید آگاهید؟؟
آیا اطمینان می دهید که در پایان، خوشی همراه شماست؟؟
رهبران افراد شجاعی هستند و برای رسیدن به اهدافشان ریسک می کنند. فراموش نکنید که اگر ترس هایتان راکنار نگذارید، هیچوقت شروع نخواهید کرد.
آینده متعلق به ریسک کنندگان است !
شجاعت خود را با صبروشکیبایی ترکیب کنید این باعث میشود حتی وقتی که همه چیز بر ضد شماست به راهتان ادامه دهید.
نکته بعدی که باید به عنوان رهبر سازمانتان درنظر داشته باشید این است که همیشه و در هر زمان سعی کنید "صداقت" را رعایت کنید.
"صداقت داشته باش و دیگران را جلب کن"
یادتان باشد که برندگان هیچگاه تقلب نمی کنند.
همیشه به دنبال "حقیقت" باشید. به جای آن که خودتان را گول بزنید، دنیا را آن گونه که هست ببینید نه آن گونه که انتظار دارید.
تمرکزتان را از روی اتفاقاتی که احتمالا درآینده خواهد افتاد بردارید و به زمان حال بپردازید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺قسمت_سوم
🔻ویژگی های رهبر بزرگ در یک سازمان موفق
طبق تحقیقات انجام شده روی رهبران بزرگ دنیا، مهم ترین ویژگی یک رهبر داشتن "بینش قوی" روی آینده سازمان و کارکنانش است.باید تصویر روشنی از آینده داشته باشید ؛ باید احساسات افرادی را که با آنها کار می کنید در دست بگیرید.
در ادامه تحقیقات، محققات به موضوعی رسیدند که امروزه در کمتر کسی پیدامیشود: "شجاعت"
آیاشمااز آخر کاری که می کنید آگاهید؟؟
آیا اطمینان می دهید که در پایان، خوشی همراه شماست؟؟
رهبران افراد شجاعی هستند و برای رسیدن به اهدافشان ریسک می کنند. فراموش نکنید که اگر ترس هایتان راکنار نگذارید، هیچوقت شروع نخواهید کرد.
آینده متعلق به ریسک کنندگان است !
شجاعت خود را با صبروشکیبایی ترکیب کنید این باعث میشود حتی وقتی که همه چیز بر ضد شماست به راهتان ادامه دهید.
نکته بعدی که باید به عنوان رهبر سازمانتان درنظر داشته باشید این است که همیشه و در هر زمان سعی کنید "صداقت" را رعایت کنید.
"صداقت داشته باش و دیگران را جلب کن"
یادتان باشد که برندگان هیچگاه تقلب نمی کنند.
همیشه به دنبال "حقیقت" باشید. به جای آن که خودتان را گول بزنید، دنیا را آن گونه که هست ببینید نه آن گونه که انتظار دارید.
تمرکزتان را از روی اتفاقاتی که احتمالا درآینده خواهد افتاد بردارید و به زمان حال بپردازید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 ذهنیت خرچنگی (Crab mentality) چیست؟
🔷اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها میتوانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمیافتد. میدانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگها او را پایین میکشند و مانع نجات او میشوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا میکند که همه خرچنگها یکی پس از دیگری میمیرند و هیچ یک نجات پیدا نمیکنند، در حالی که همه آنها میتوانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.
🔹ذهنیت خرچنگی به وفور در شرکت ها، سازمانها و کسب و کارها دیده میشود. اعضای یک گروه کاری، هدف یکسانی را دنبال میکنند اما به دلیل حسادت، کینه توزی، دشمنی و... در مسیر تلاشهای یک یا چند نفر از اعضای گروه سنگ اندازی میکنند. در حالت حاد یعنی زمانی که این رویه به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل شود همه تلاشهای فردی، بینتیجه میماند و کل مجموعه شکست میخورد.
🔹پیش فرض تمام افرادی که از این عارضه فکری رنج میبرند ان است که «اگر من نمیتوانم دیگران هم نباید بتوانند». ذهنیت خرچنگی به شدت مسری است چون کارمندان سالم هم به مرور مقابله به مثل خواهند کرد. بنابراین در سیستم مدیریتی مدرن و هوشمند تلاش میشود که ذهنیت خرچنگی به سرعت شناسایی و با ان مقابله شود تا سلامت مجموعه به خطر نیفتد.
🔷مدیرانی که به دنبال پیشرفت سازمان خود هستند باید به پیشرفت فردی هریک از اعضای سازمان کمک کنند
شما نمی توانید نردبان موفقیت خود را بدون توجه به ساختن نردبان دیگران بسازید
ذهنیت خرچنگی نداشته باشید و به پیشرفت تک تک اعضا کمک کنید.
🔹ذهنیت خرچنگی صرفا از روی حسادت کور نیست. به عنوان مثال نبود فرهنگ شایسته سالاری در فلان سازمان و شرکت به ذهنیت خرچنگی منجر میشود. مدیر یا مسولی که توانمندی لازم را نداشته باشد اما از نردبان موفقیت بالا رفته است خواهی نخواهی به ذهنیت خرچنگی متوسل میشود چون میداند اگر به زیردستان فرصت رشد و پیشرفت دهد ضعف و ناکارامدی خودش اشکار میشود و باید جای خود را به دیگران دهد. در واقع یکی از دلایل اصلی ابتلا به ذهنیت گفته شده ان است که خود فرد به ضعفش اذعان دارد و خود را در برابر رقبای بالقوه و هر کسی که قصد موفقیت دارد اسیب پذیر میبیند، بنابراین با عقیم گذاشتن تلاشهای مدعیان در واقع موقعیت نامشروع خود را حفظ میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها میتوانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمیافتد. میدانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگها او را پایین میکشند و مانع نجات او میشوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا میکند که همه خرچنگها یکی پس از دیگری میمیرند و هیچ یک نجات پیدا نمیکنند، در حالی که همه آنها میتوانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.
🔹ذهنیت خرچنگی به وفور در شرکت ها، سازمانها و کسب و کارها دیده میشود. اعضای یک گروه کاری، هدف یکسانی را دنبال میکنند اما به دلیل حسادت، کینه توزی، دشمنی و... در مسیر تلاشهای یک یا چند نفر از اعضای گروه سنگ اندازی میکنند. در حالت حاد یعنی زمانی که این رویه به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل شود همه تلاشهای فردی، بینتیجه میماند و کل مجموعه شکست میخورد.
🔹پیش فرض تمام افرادی که از این عارضه فکری رنج میبرند ان است که «اگر من نمیتوانم دیگران هم نباید بتوانند». ذهنیت خرچنگی به شدت مسری است چون کارمندان سالم هم به مرور مقابله به مثل خواهند کرد. بنابراین در سیستم مدیریتی مدرن و هوشمند تلاش میشود که ذهنیت خرچنگی به سرعت شناسایی و با ان مقابله شود تا سلامت مجموعه به خطر نیفتد.
🔷مدیرانی که به دنبال پیشرفت سازمان خود هستند باید به پیشرفت فردی هریک از اعضای سازمان کمک کنند
شما نمی توانید نردبان موفقیت خود را بدون توجه به ساختن نردبان دیگران بسازید
ذهنیت خرچنگی نداشته باشید و به پیشرفت تک تک اعضا کمک کنید.
🔹ذهنیت خرچنگی صرفا از روی حسادت کور نیست. به عنوان مثال نبود فرهنگ شایسته سالاری در فلان سازمان و شرکت به ذهنیت خرچنگی منجر میشود. مدیر یا مسولی که توانمندی لازم را نداشته باشد اما از نردبان موفقیت بالا رفته است خواهی نخواهی به ذهنیت خرچنگی متوسل میشود چون میداند اگر به زیردستان فرصت رشد و پیشرفت دهد ضعف و ناکارامدی خودش اشکار میشود و باید جای خود را به دیگران دهد. در واقع یکی از دلایل اصلی ابتلا به ذهنیت گفته شده ان است که خود فرد به ضعفش اذعان دارد و خود را در برابر رقبای بالقوه و هر کسی که قصد موفقیت دارد اسیب پذیر میبیند، بنابراین با عقیم گذاشتن تلاشهای مدعیان در واقع موقعیت نامشروع خود را حفظ میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سندروم ذهنیت خرچنگی (Crab mentality) چیست؟
اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها میتوانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمیافتد. میدانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگها او را پایین میکشند و مانع نجات او میشوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا میکند که همه خرچنگها یکی پس از دیگری میمیرند و هیچ یک نجات پیدا نمیکنند، در حالی که همه آنها میتوانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.
مدیرانی که به دنبال پیشرفت سازمان خود هستند باید به پیشرفت فردی هریک از اعضای سازمان کمک کنند
شما نمی توانید نردبان موفقیت خود را بدون توجه به ساختن نردبان دیگران بسازید
ذهنیت خرچنگی نداشته باشید و به پیشرفت تک تک اعضا کمک کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها میتوانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمیافتد. میدانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگها او را پایین میکشند و مانع نجات او میشوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا میکند که همه خرچنگها یکی پس از دیگری میمیرند و هیچ یک نجات پیدا نمیکنند، در حالی که همه آنها میتوانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.
مدیرانی که به دنبال پیشرفت سازمان خود هستند باید به پیشرفت فردی هریک از اعضای سازمان کمک کنند
شما نمی توانید نردبان موفقیت خود را بدون توجه به ساختن نردبان دیگران بسازید
ذهنیت خرچنگی نداشته باشید و به پیشرفت تک تک اعضا کمک کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سندروم ذهنیت خرچنگی (Crab mentality) چیست؟
اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها میتوانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمیافتد. میدانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگها او را پایین میکشند و مانع نجات او میشوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا میکند که همه خرچنگها یکی پس از دیگری میمیرند و هیچ یک نجات پیدا نمیکنند، در حالی که همه آنها میتوانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.
مدیرانی که به دنبال پیشرفت سازمان خود هستند باید به پیشرفت فردی هریک از اعضای سازمان کمک کنند
شما نمی توانید نردبان موفقیت خود را بدون توجه به ساختن نردبان دیگران بسازید
ذهنیت خرچنگی نداشته باشید و به پیشرفت تک تک اعضا کمک کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها میتوانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمیافتد. میدانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگها او را پایین میکشند و مانع نجات او میشوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا میکند که همه خرچنگها یکی پس از دیگری میمیرند و هیچ یک نجات پیدا نمیکنند، در حالی که همه آنها میتوانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.
مدیرانی که به دنبال پیشرفت سازمان خود هستند باید به پیشرفت فردی هریک از اعضای سازمان کمک کنند
شما نمی توانید نردبان موفقیت خود را بدون توجه به ساختن نردبان دیگران بسازید
ذهنیت خرچنگی نداشته باشید و به پیشرفت تک تک اعضا کمک کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پویش فکری توسعه
📢 پویش فکری توسعه و پژوهشکده اقتصادی دانشگاه تربیت مدرس برگزار میکنند:
🎬 نشست رونمایی از اولین کتاب
📚 از مجموعه کتابهای گفتگوهای توسعه
✍ روایت محمود (سریع القلم) از مسأله توسعه در ایران
☑️ باحضور:
▪️دکتر محمود سریع القلم
▪️دکتر عباس عصاری آرانی
▪️ دکتر محسن رنانی
▫️و جمعی از صاحب نظران برجسته کشور
✅ نگارنده و ارائه دهنده: دکتر مانی کلانی
📆 پنج شنبه، ۸ مهرماه ساعت ۱۱ تا ۱۳
📺 پخش زنده:
Aparat.com/pooyeshfekri/live
@pooyeshfekri
🎬 نشست رونمایی از اولین کتاب
📚 از مجموعه کتابهای گفتگوهای توسعه
✍ روایت محمود (سریع القلم) از مسأله توسعه در ایران
☑️ باحضور:
▪️دکتر محمود سریع القلم
▪️دکتر عباس عصاری آرانی
▪️ دکتر محسن رنانی
▫️و جمعی از صاحب نظران برجسته کشور
✅ نگارنده و ارائه دهنده: دکتر مانی کلانی
📆 پنج شنبه، ۸ مهرماه ساعت ۱۱ تا ۱۳
📺 پخش زنده:
Aparat.com/pooyeshfekri/live
@pooyeshfekri