(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
مفهوم مدیریت چیست؟ 3 سطح اصلی مدیریت؟
اصطلاح مدیریت به معنی فرایند انجام کارها بطور اثربخش و کارآمد بوسیله دیگران است. در تعریف مدیریت اصطلاح فرایند، نشان دهندهی فعالیتهای اولیهای است که مدیر آنها را اجرا میکند. این فعالیتها را در اصطلاح مدیریت، وظایف مدیریت مینامیم که در ادامه درباره آن صحبت خواهیم کرد. اثربخشی و کارآیی به آنچه که انجام میدهیم و اینکه چگونه انجام میدهیم، مربوط میشود. کارآیی یعنی درست انجام دادن وظیفه که به رابطه بین ورودی و خروجی اشاره دارد.
مدیران با منبع ورودی، پول، افراد و تجهیزات که کمیاب هستند، سروکار دارند. لذا آنها به استفاده کارآمد از این منابع توجه بیشتری دارند. بنابراین مدیریت در پی به حداقل رساندن هزینههای منابع میباشد. اگرچه به حداقل رساندن هزینه منابع شرط لازم برای کارآرایی است اما شرط کافی نیست. بنابراین مدیریت به تکمیل فعالیتها اشاره دارد. در اصطلاح مدیریت، این توانایی را اثربخشی مینامند.
اثربخشی یعنی انجام درست وظیفه. اثربخشی در یک سازمان یعنی رسیدن به هدف. اگرچه اثربخشی و کارآیی دومقوله متفاوت هستند ولی ارتباط نزدیکی باهم دارند. شکل زیر ارتباط بین دو مفهوم را به خوبی نشان میدهد.
مفهوم مدیریت
تعاریف دیگری که در حوزه مدیریت مطرح است به شرح زیر است:
مفهوم مدیریت عبارت است از؛ هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران.
مفهوم مدیریت عبارت است از؛ فرایند برنامهریزی، سازماندهی، رهبری، کنترل و ارزشیابی با استفاده از کلیه منابع انسانی مالی مادی و اطلاعاتی به منظور تحقق اثربخش و کارآمد هدفهای سازمان یا شرکت.
سطوح مدیریت
سه سطح کلی برای مدیران در سازمانها در نظر میگیرند:
مدیران ارشد
مدیران میانی
مدیران عملیاتی
مدیران ارشد
این افراد در بالاترین نقطه سازمان و یا نزدیک به آن قرار دارند و مسئول تصمیمگیری در مورد اهداف و جهتگیریهای سازمان و نیز اجرای سیاستهایی هستند که بر همهی اعضای سازمان تاثیر میگذارند. ممکن است عناوین مدیران ارشد به این صورتها باشد: معاون رئیس، مدیر کل، مدیر عامل و یا رئیس هیئت مدیره.
مدیران میانی
این افراد بین مدیر عملیاتی و مدیر ارشد قرار دارند و بر سایر مدیران (و احتمالاً برخی کارکنان عملیاتی) مدیریت میکنند و مسئولیت تبدیل اهداف تعیین شده توسط مدیر ارشد به جزئیات را دارند که مدیران رده پایین تر فاقد آن هستند. عناوین بکار رفته برای مدیران میانی عبارت است از: مدیر گروه، مسئول پروژه، رئیس واحد، مدیر منطقه، رئیس دانشکده و مدیر بخش هستند.
مدیران عملیاتی
این مدیران را معمولاً سرپرست مینامند. آنها مسئول هدایت فعالیتهای روزانه کارکنان عملیاتی هستند. برای مثال رئیس یک واحد از دانشگاه شما، سرپرست عملیاتی است که بر فعالیتهای ادارای دانشکده (کارکنان عملیاتی) نظارت میکند. این سطوح بیشتر در سازمانهای بزرگ به چشم میخورند. در سازمانهای کوچک نیز شاهد حداقل دو سطح آن خواهیم بود. با حرکت از سطح پایین به بالا در این سطوح، میزان قدرت و اختیار افزایش مییابد.
مهارتهای سطوح مدیریت
مدیران برای داشتن کارآیی؛ نیازمند دارا بودن طیفی از مهارتها از فنی تا ادراکی میباشند. سه نوع مهم از این مهارتها عبارتند از:
1. مهارت فنی: عبارت است از دانش و فن موجود در فعالیتها در ارتباط با روشها فرایندها و رویهها مثل نحوه کارکردن با ابزارها و تکنیکها.
2. مهارت انسانی: عبارت است از توانایی کار کردن با مردم. این مهارت یک تلاش هماهنگ کننده یک کار گروهی و خلق کردن محیطی است که در آن مردم برای بیان عقایدشان احساس امنیت و آزادی میکنند.
3. مهارت ادراکی: عبارت است از دیدن تصویر کلی، یعنی شناخت عناصر مهم در وضعیت و فهم روابط بین عناصر.
اهمیت این مهارتها متناسب با سطح سازمانی متفاوت است.
با توجه به توضیحات بالا مهارتهای فنی در سطح سرپرستان عملیاتی، دارای اهمیت زیاد. در سطح مدیران میانی، متوسط و در سطح مدیران ارشد دارای اهمیت کمتری است. مهارتهای انسانی در سه سطح، تقریباً از اهمیت یکسانی برخوردار هستند. مهارتهای طراحی و ادراکی در سطح مدیران عالی دارای اهمیت زیاد، در سطح مدیران میانی متوسط و در سطح مدیران عملیاتی دارای اهمیت کم میباشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اصطلاح مدیریت به معنی فرایند انجام کارها بطور اثربخش و کارآمد بوسیله دیگران است. در تعریف مدیریت اصطلاح فرایند، نشان دهندهی فعالیتهای اولیهای است که مدیر آنها را اجرا میکند. این فعالیتها را در اصطلاح مدیریت، وظایف مدیریت مینامیم که در ادامه درباره آن صحبت خواهیم کرد. اثربخشی و کارآیی به آنچه که انجام میدهیم و اینکه چگونه انجام میدهیم، مربوط میشود. کارآیی یعنی درست انجام دادن وظیفه که به رابطه بین ورودی و خروجی اشاره دارد.
مدیران با منبع ورودی، پول، افراد و تجهیزات که کمیاب هستند، سروکار دارند. لذا آنها به استفاده کارآمد از این منابع توجه بیشتری دارند. بنابراین مدیریت در پی به حداقل رساندن هزینههای منابع میباشد. اگرچه به حداقل رساندن هزینه منابع شرط لازم برای کارآرایی است اما شرط کافی نیست. بنابراین مدیریت به تکمیل فعالیتها اشاره دارد. در اصطلاح مدیریت، این توانایی را اثربخشی مینامند.
اثربخشی یعنی انجام درست وظیفه. اثربخشی در یک سازمان یعنی رسیدن به هدف. اگرچه اثربخشی و کارآیی دومقوله متفاوت هستند ولی ارتباط نزدیکی باهم دارند. شکل زیر ارتباط بین دو مفهوم را به خوبی نشان میدهد.
مفهوم مدیریت
تعاریف دیگری که در حوزه مدیریت مطرح است به شرح زیر است:
مفهوم مدیریت عبارت است از؛ هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران.
مفهوم مدیریت عبارت است از؛ فرایند برنامهریزی، سازماندهی، رهبری، کنترل و ارزشیابی با استفاده از کلیه منابع انسانی مالی مادی و اطلاعاتی به منظور تحقق اثربخش و کارآمد هدفهای سازمان یا شرکت.
سطوح مدیریت
سه سطح کلی برای مدیران در سازمانها در نظر میگیرند:
مدیران ارشد
مدیران میانی
مدیران عملیاتی
مدیران ارشد
این افراد در بالاترین نقطه سازمان و یا نزدیک به آن قرار دارند و مسئول تصمیمگیری در مورد اهداف و جهتگیریهای سازمان و نیز اجرای سیاستهایی هستند که بر همهی اعضای سازمان تاثیر میگذارند. ممکن است عناوین مدیران ارشد به این صورتها باشد: معاون رئیس، مدیر کل، مدیر عامل و یا رئیس هیئت مدیره.
مدیران میانی
این افراد بین مدیر عملیاتی و مدیر ارشد قرار دارند و بر سایر مدیران (و احتمالاً برخی کارکنان عملیاتی) مدیریت میکنند و مسئولیت تبدیل اهداف تعیین شده توسط مدیر ارشد به جزئیات را دارند که مدیران رده پایین تر فاقد آن هستند. عناوین بکار رفته برای مدیران میانی عبارت است از: مدیر گروه، مسئول پروژه، رئیس واحد، مدیر منطقه، رئیس دانشکده و مدیر بخش هستند.
مدیران عملیاتی
این مدیران را معمولاً سرپرست مینامند. آنها مسئول هدایت فعالیتهای روزانه کارکنان عملیاتی هستند. برای مثال رئیس یک واحد از دانشگاه شما، سرپرست عملیاتی است که بر فعالیتهای ادارای دانشکده (کارکنان عملیاتی) نظارت میکند. این سطوح بیشتر در سازمانهای بزرگ به چشم میخورند. در سازمانهای کوچک نیز شاهد حداقل دو سطح آن خواهیم بود. با حرکت از سطح پایین به بالا در این سطوح، میزان قدرت و اختیار افزایش مییابد.
مهارتهای سطوح مدیریت
مدیران برای داشتن کارآیی؛ نیازمند دارا بودن طیفی از مهارتها از فنی تا ادراکی میباشند. سه نوع مهم از این مهارتها عبارتند از:
1. مهارت فنی: عبارت است از دانش و فن موجود در فعالیتها در ارتباط با روشها فرایندها و رویهها مثل نحوه کارکردن با ابزارها و تکنیکها.
2. مهارت انسانی: عبارت است از توانایی کار کردن با مردم. این مهارت یک تلاش هماهنگ کننده یک کار گروهی و خلق کردن محیطی است که در آن مردم برای بیان عقایدشان احساس امنیت و آزادی میکنند.
3. مهارت ادراکی: عبارت است از دیدن تصویر کلی، یعنی شناخت عناصر مهم در وضعیت و فهم روابط بین عناصر.
اهمیت این مهارتها متناسب با سطح سازمانی متفاوت است.
با توجه به توضیحات بالا مهارتهای فنی در سطح سرپرستان عملیاتی، دارای اهمیت زیاد. در سطح مدیران میانی، متوسط و در سطح مدیران ارشد دارای اهمیت کمتری است. مهارتهای انسانی در سه سطح، تقریباً از اهمیت یکسانی برخوردار هستند. مهارتهای طراحی و ادراکی در سطح مدیران عالی دارای اهمیت زیاد، در سطح مدیران میانی متوسط و در سطح مدیران عملیاتی دارای اهمیت کم میباشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
وظایف مدیریت
کار پیچیده مدیر اغلب در پنج حوزه طبقهبندی میشود که اصطلاحاً آنها را وظایف مدیریتی یا وظایف مدیریت مینامند. این وظایف عبارتند از برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل که به تشریح هر یک از این وظایف پرداخته میشود.
1. برنامــهریزی
یکی از وظایف مهم مدیریت برنامهریزی میباشد. که انجام آن باید با در نظر گرفتن بقیه وظایف مدیریت یعنی سازماندهی هدایت کنترل انجام پذیرد. برنامهریزی عبارت است از پیشبینی تدوین برنامهها و اقدامات لازم میباشد. در این صورت فرایند تصمیمگیری در ارزیابی راهکارها و انتخاب بهترین راهکار لازم و ضروری است. اجرای صحیح دیگر وظایف مدیریت مانند سازماندهی، هدایت، کنترل و بسیج منابع نیز بستگی به برنامهریزی دارد.
2. سازماندهـی
سازمان باید بعد از تعیین اهداف، توانایی انجام اهداف تعیین شده و دستیابی به آنها را داشته باشد. بنابراین سازماندهی نیل به هدف را میسر میسازد. از این رو باید قادر به ایجاد ساختار سازمان باشد که بر اساس ارتباط بین مشاغــل و واحدها، حدود اختیارات شاغلین و میزان پیچیدگیهای آنها طراحی شود. از این رو گفته میشود سازماندهــی عبارت است از شناسایی و گروهبندی فعالیتها تعیین اختیار و مسئولیتهای شاغلین و تعیین مراتب سطوح و ایجاد هماهنگی بین وظایف و فعالیتهاست.
3. هــدایت
هدایت سازمان از وظایف مهم مدیریت است که به عقیده برخی صاحب نظران شامل سه بحث رهبری، انگیزش و ارتباطات میباشد. یا به عبارتی هدایت ارتباط و تعامل مناسب در بین اجزای انسانی سازمان در جهت انجام فعالیتهای هدفمند برنامهریزی شده است. مدیران با ایجاد نظام ارتباطات مناسب زمینه نفوذ خود را در کارکنان فراهم نموده و در نتیجه توان برانگیختن آنان را در جهت نیل به هدف میسر میسازند.
4. کنتــرل
سنجش عملکرد بر اساس برنامهها از جمله وظایف مهم همه مدیران در هر رده و سطح سازمانی است. مدیران با انجام این وظیفه توان جلوگیــری از انحرافات برنامهها را پیدا کرده و قادر به انجام اقدامات اصلاحی در راستای برنامهها خواهند شد. فرایند کنترل را میتوان در 4 مرحله بیان نمود:
تعیین استاندارها، ملاکها، معیارها
سنجش عملکرد با استانداردها
تشخیص انحرافات و تحلیل علل آنها
اقدامات اصلاحـی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کار پیچیده مدیر اغلب در پنج حوزه طبقهبندی میشود که اصطلاحاً آنها را وظایف مدیریتی یا وظایف مدیریت مینامند. این وظایف عبارتند از برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل که به تشریح هر یک از این وظایف پرداخته میشود.
1. برنامــهریزی
یکی از وظایف مهم مدیریت برنامهریزی میباشد. که انجام آن باید با در نظر گرفتن بقیه وظایف مدیریت یعنی سازماندهی هدایت کنترل انجام پذیرد. برنامهریزی عبارت است از پیشبینی تدوین برنامهها و اقدامات لازم میباشد. در این صورت فرایند تصمیمگیری در ارزیابی راهکارها و انتخاب بهترین راهکار لازم و ضروری است. اجرای صحیح دیگر وظایف مدیریت مانند سازماندهی، هدایت، کنترل و بسیج منابع نیز بستگی به برنامهریزی دارد.
2. سازماندهـی
سازمان باید بعد از تعیین اهداف، توانایی انجام اهداف تعیین شده و دستیابی به آنها را داشته باشد. بنابراین سازماندهی نیل به هدف را میسر میسازد. از این رو باید قادر به ایجاد ساختار سازمان باشد که بر اساس ارتباط بین مشاغــل و واحدها، حدود اختیارات شاغلین و میزان پیچیدگیهای آنها طراحی شود. از این رو گفته میشود سازماندهــی عبارت است از شناسایی و گروهبندی فعالیتها تعیین اختیار و مسئولیتهای شاغلین و تعیین مراتب سطوح و ایجاد هماهنگی بین وظایف و فعالیتهاست.
3. هــدایت
هدایت سازمان از وظایف مهم مدیریت است که به عقیده برخی صاحب نظران شامل سه بحث رهبری، انگیزش و ارتباطات میباشد. یا به عبارتی هدایت ارتباط و تعامل مناسب در بین اجزای انسانی سازمان در جهت انجام فعالیتهای هدفمند برنامهریزی شده است. مدیران با ایجاد نظام ارتباطات مناسب زمینه نفوذ خود را در کارکنان فراهم نموده و در نتیجه توان برانگیختن آنان را در جهت نیل به هدف میسر میسازند.
4. کنتــرل
سنجش عملکرد بر اساس برنامهها از جمله وظایف مهم همه مدیران در هر رده و سطح سازمانی است. مدیران با انجام این وظیفه توان جلوگیــری از انحرافات برنامهها را پیدا کرده و قادر به انجام اقدامات اصلاحی در راستای برنامهها خواهند شد. فرایند کنترل را میتوان در 4 مرحله بیان نمود:
تعیین استاندارها، ملاکها، معیارها
سنجش عملکرد با استانداردها
تشخیص انحرافات و تحلیل علل آنها
اقدامات اصلاحـی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
مشکل دقیقا از جایی شروع میشود که فردی به ناشایست، پست مدیریتی را اشغال میکند و برای حفظ آن به شیوه های ماکیاولیستی دست می یازد .
او میآموزد که برای حفظ پست خود تنها باید به جلب رضایت و حمایت مدیر بالا دستش متکی باشد و به عقاید و رفتار خود جلوه ایدئولوژیک و ارزشی حاکم بدهد و نقیصه تخصص گرائی خود را با آن پوشش دهد. حتی میتوان آن را به نوع خاصی از مدیریت عمودی دانست که در آن مردم و کارکنان زیاد مهم نیستند یا نقش ابزاری دارند.
به تدریج این مدیران به مدیران اقتدارگرائی تبدیل میشوند که به اتکای پست و مقام میکوشند با زور گوئی، پرخاش و تحكّم، داد زدن، تحقير و توهين، تهدید به كسر اضافهکاری و مأموریت و...در آنان ايجاد رعب وحشت کنند. چون این مدیران فاقد صلاحیتهای لازم برای اداره امور میباشند. به اجرای شیوههای نادرست غیر اخلاقی دست میزنند که شناخته شده ترین آنها عبارتند از:
🔷1. تلاش برای حذف رقبای احتمالی یا مخالفین، از طریق بدگویی، سخنچینی، تحریف یا قلب واقعیت، افترازنیهای مختلف از عدم کارآئی گرفته تا متهم کردن به فساد اخلاقی یا مالی ... نزد مدیران.
🔷2. روش «تفرقه بینداز و حکومت کن» با ایجاد جو بدبینی، کدورت، نزاع از طروق مختلف چون تقسیم ناعادلانه پاداش و مزایا، اضافهکاری و مأموریت و ... بین زیردستان است که به نوبه خود آنان را در یک حالت نامتعادل نگه میدارد و قدرت تدارک حمله را از آنان میگیرد.
🔷3. روش دور نگهداشتن مرئوسین از تماس با مقامات بالاتر و کتمان اطلاعات مهم و تزریق قطرهچکانی اطلاعات برای وابسته نگهداشتن آنان به خود و حتی تحریف واقعیات و دادن آمار و اطلاعات غلط.
مثال واضح: متفرقه بنداز حكومت كن، دروغ بگو، دروغ هر چقد بزرگتر بهتر(مملكت گل و بلبله، بيكار نداريم تورم نداريم، مرزها در امنيت كامله). از پشت خنجر بزن ( تو رسانه ها معلم فرشته هاي روي زمينن، در پشت به خاطر اعتراضات يا تو تيمارستان يا تو زندان)، باخت ها مال ملت و بردهاش مال دیگران و.....
او میآموزد که برای حفظ پست خود تنها باید به جلب رضایت و حمایت مدیر بالا دستش متکی باشد و به عقاید و رفتار خود جلوه ایدئولوژیک و ارزشی حاکم بدهد و نقیصه تخصص گرائی خود را با آن پوشش دهد. حتی میتوان آن را به نوع خاصی از مدیریت عمودی دانست که در آن مردم و کارکنان زیاد مهم نیستند یا نقش ابزاری دارند.
به تدریج این مدیران به مدیران اقتدارگرائی تبدیل میشوند که به اتکای پست و مقام میکوشند با زور گوئی، پرخاش و تحكّم، داد زدن، تحقير و توهين، تهدید به كسر اضافهکاری و مأموریت و...در آنان ايجاد رعب وحشت کنند. چون این مدیران فاقد صلاحیتهای لازم برای اداره امور میباشند. به اجرای شیوههای نادرست غیر اخلاقی دست میزنند که شناخته شده ترین آنها عبارتند از:
🔷1. تلاش برای حذف رقبای احتمالی یا مخالفین، از طریق بدگویی، سخنچینی، تحریف یا قلب واقعیت، افترازنیهای مختلف از عدم کارآئی گرفته تا متهم کردن به فساد اخلاقی یا مالی ... نزد مدیران.
🔷2. روش «تفرقه بینداز و حکومت کن» با ایجاد جو بدبینی، کدورت، نزاع از طروق مختلف چون تقسیم ناعادلانه پاداش و مزایا، اضافهکاری و مأموریت و ... بین زیردستان است که به نوبه خود آنان را در یک حالت نامتعادل نگه میدارد و قدرت تدارک حمله را از آنان میگیرد.
🔷3. روش دور نگهداشتن مرئوسین از تماس با مقامات بالاتر و کتمان اطلاعات مهم و تزریق قطرهچکانی اطلاعات برای وابسته نگهداشتن آنان به خود و حتی تحریف واقعیات و دادن آمار و اطلاعات غلط.
مثال واضح: متفرقه بنداز حكومت كن، دروغ بگو، دروغ هر چقد بزرگتر بهتر(مملكت گل و بلبله، بيكار نداريم تورم نداريم، مرزها در امنيت كامله). از پشت خنجر بزن ( تو رسانه ها معلم فرشته هاي روي زمينن، در پشت به خاطر اعتراضات يا تو تيمارستان يا تو زندان)، باخت ها مال ملت و بردهاش مال دیگران و.....
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با درود واحترام
آدم های خوب زندگی همان افرادی هستند که باعث میشوند احساس خوبی داشته باشید. هر کسی که به اندازه ی پشیزی برایتان حس بدی آفرید، این شخص دیگر نمی تواند برای شما نقش یک انسان خوب را بازی کند! مگر اینکه به اشتباه این کار را کرده باشد. آدم های خوب، همیشه نقششان را به درستی ایفا می کنند و نمی گذارند که شما احساس بدی از ارتباط با آنها داشته باشید.
آدم های خوب را از رفتارشان می توان شناخت. این آدم ها همان کسانی هستند که تو را قضاوت نکرده و در موردت پیش داوری نمی کنند. آنها همیشه حد و مرز ها را میشناسند و از آنها تخطی نمی کنند! چرا که به حریم شخصی تو احترام می گذارند و تو را همانطور که هستی دوست دارند نه آنطور که خود می خواهند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
آدم های خوب زندگی همان افرادی هستند که باعث میشوند احساس خوبی داشته باشید. هر کسی که به اندازه ی پشیزی برایتان حس بدی آفرید، این شخص دیگر نمی تواند برای شما نقش یک انسان خوب را بازی کند! مگر اینکه به اشتباه این کار را کرده باشد. آدم های خوب، همیشه نقششان را به درستی ایفا می کنند و نمی گذارند که شما احساس بدی از ارتباط با آنها داشته باشید.
آدم های خوب را از رفتارشان می توان شناخت. این آدم ها همان کسانی هستند که تو را قضاوت نکرده و در موردت پیش داوری نمی کنند. آنها همیشه حد و مرز ها را میشناسند و از آنها تخطی نمی کنند! چرا که به حریم شخصی تو احترام می گذارند و تو را همانطور که هستی دوست دارند نه آنطور که خود می خواهند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پادکست دغدغه ایران
۲۸ اپیزود #پادکست_دغدغه_ایران
پادکست دغدغه ایران، از دیماه ۱۳۹۹ با مدیریت و گویندگی محمد فاضلی با تمرکز بر مسائل توسعه دوشنبه هر هفته منتشر میشود. ۲۸ اپیزود این پادکست تاکنون منتشر شده است. این اپیزودها را میتوانید از طریق لینکهای زیر بشنوید.
اپیزود ۲۸: جایگاه ایران در شاخصهای توسعه – قسمت دوم
اپیزود ۲۷: تحلیلی بر مدیریت کرونا بهمثابه مسأله بدخیم
اپیزود ۲۶: جایگاه ایران در شاخصهای توسعه – قسمت اول
اپیزود ۲۵: پیچیدگی مسأله آب و همبستگی اجتماعی در ایران
اپیزودهای ۲۱ تا ۲۴: شرح اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در گرجستان
اپیزود ۱۹ و ۲۰: کتاب تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است (نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت)
اپیزود ۱۸: ویژگیهای رئیسجمهور
اپیزود ۱۷: وضعیت صنعت برق ایران
اپیزود ۱۶: کتاب تجربه توسعه آسیای شرقی: معجزه، بحران و آینده (نوشته ها-جون چانگ) درباره صنعتی شدن کره جنوبی
اپیزودهای ۱۲ تا ۱۵: کتاب دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد (نوشته بو روثستاین) – درباره اعتماد و ظرفیت حکومت
اپیزودهای ۶ تا ۱۱: کتاب نظم و زوال سیاسی (نوشته فرانسیس فوکویاما) – درباره توسعه سیاسی و حکومت باظرفیت
اپیزودهای ۳ تا ۵: کتاب معمای فراوانی: دولتهای نفتی و رونقهای نفتی (نوشته تری لین کارل) – درباره توسعه در دولتهای نفتی
اپیزود ۲: کتاب ما ایرانیان (نوشته مقصود فراستخواه)
اپیزود ۱: معرفی کتابهای حوزه خلقیات ایرانیان
(اگر میپسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.)
@dirancast
پادکست دغدغه ایران، از دیماه ۱۳۹۹ با مدیریت و گویندگی محمد فاضلی با تمرکز بر مسائل توسعه دوشنبه هر هفته منتشر میشود. ۲۸ اپیزود این پادکست تاکنون منتشر شده است. این اپیزودها را میتوانید از طریق لینکهای زیر بشنوید.
اپیزود ۲۸: جایگاه ایران در شاخصهای توسعه – قسمت دوم
اپیزود ۲۷: تحلیلی بر مدیریت کرونا بهمثابه مسأله بدخیم
اپیزود ۲۶: جایگاه ایران در شاخصهای توسعه – قسمت اول
اپیزود ۲۵: پیچیدگی مسأله آب و همبستگی اجتماعی در ایران
اپیزودهای ۲۱ تا ۲۴: شرح اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در گرجستان
اپیزود ۱۹ و ۲۰: کتاب تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است (نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت)
اپیزود ۱۸: ویژگیهای رئیسجمهور
اپیزود ۱۷: وضعیت صنعت برق ایران
اپیزود ۱۶: کتاب تجربه توسعه آسیای شرقی: معجزه، بحران و آینده (نوشته ها-جون چانگ) درباره صنعتی شدن کره جنوبی
اپیزودهای ۱۲ تا ۱۵: کتاب دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد (نوشته بو روثستاین) – درباره اعتماد و ظرفیت حکومت
اپیزودهای ۶ تا ۱۱: کتاب نظم و زوال سیاسی (نوشته فرانسیس فوکویاما) – درباره توسعه سیاسی و حکومت باظرفیت
اپیزودهای ۳ تا ۵: کتاب معمای فراوانی: دولتهای نفتی و رونقهای نفتی (نوشته تری لین کارل) – درباره توسعه در دولتهای نفتی
اپیزود ۲: کتاب ما ایرانیان (نوشته مقصود فراستخواه)
اپیزود ۱: معرفی کتابهای حوزه خلقیات ایرانیان
(اگر میپسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.)
@dirancast
💢سه اشتباه مهلک در زمینه جذب نیروهای جدید
📌هیچ مدیر یا رئیسی نیست که دوست داشته باشد افراد نامناسبی را استخدام کند و زیردستانش، یکسری افراد نالایق و ضعیف باشند.
از سوی دیگر، فرآیند جذب نیرو، فرآیندی پیچیده، طاقتفرسا و مملو از آزمون و خطاست که معمولا مدیران دل خوشی نسبت به این کار ندارند. اما واقعیت آن است که هر مدیری باید این فرآیند را خیلی جدی بگیرد و نهایت دقت و تلاش خود را برای شناسایی و جذب و نگهداشت بهترین نیروهای انسانیاش مبذول دارد.
✔️در این میان، بسیاری از مدیران دچار یکسری اشتباهات در زمینه جذب نیروها میشوند که ارتکاب آنها موجب میشود تا آنها در مراحل بعدی کارشان با افراد جذب شده دچار مشکلات و گرفتاریهای عدیدهای شوند و در نهایت نتوانند آنچنان که باید و شاید، دوران مدیریتی موفقی داشته باشند.
⭕️در ادامه به سه مورد از شایعترین و خطرناکترین اشتباهات مدیران در هنگام برنامهریزی و اجرای فرآیند جذب نیرو اشاره خواهد شد.
1⃣اشتباه اول: میخواهم افرادی کاملا شبیه خودم را جذب کنم
برخی از مدیران و مصاحبهگران شغلی، خواسته یا ناخواسته بهدنبال یافتن و جذب کسانی هستند که کاملا شبیه خودشان باشند و مانند آنها فکر و عمل کنند.
این رویکرد از چند جهت کاملا اشتباه و زیانبار است؛ چراکه از یکسو افرادی که برای مدیری کاملا شبیه به خود کار میکنند پس از مدت کوتاهی به شدت احساس کسالت و بیهودگی میکنند چراکه چنین تیم کاری یکنواختی فاقد عنصر تنوع و تکمیلکنندگی بوده و نمیتواند بسیاری از پروژهها را به خوبی به پیش ببرد.
از سویی دیگر کارکنان زیردست مدیری که کاملا شبیه به آنهاست پس از مدتی به این نتیجه میرسند که کار کردن با مدیری همسان و همسطح آنها بیفایده است و راهی برای ارتقا و پیشرفت آنها وجود ندارد.
2⃣ اشتباه دوم: دنبال کسانی هستم که به جای من، کارهای سخت و تکراری را انجام دهند
این اشتباه در مقایسه با اشتباه شماره اول به مراتب خطرناکتر و زیانبارتر است چراکه هم باعث میشود تا مدیران به نوعی از مسوولیتهای ذاتی خود شانه خالی کنند و هم انجام کارهای بیهوده و تکراری را به گردن نیروهای توانمند خود میاندازند و با این فرصتسوزی، ضربه مهلکی به کارکنان و کل مجموعه تحترهبریشان وارد میکنند.
3⃣اشتباه سوم: دنبال جذب کسانی هستم که مطیع محض اوامر من باشند
اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران هستید که خود را عقلکل میدانند و معتقدند که باید کسانی را جذب کرد که حرفگوشکن باشند و خیلی خوب بتوانند دستورات داده شده را انجام دهند، بدانید که به شدت دراشتباهید.
✅واقعیت آن است که در هر تیم کاری موفقی، طیف متنوعی از افراد باید حضور داشته باشند که هر کدام در زمینه خاصی دارای استعداد، تجربه و توانایی هستند و قادرند حتی بهتر از مدیر مافوقشان یکسری کارها را انجام دهند. بنابراین مدیران نباید به هیچ عنوان از جذب استعدادهایی توانمندتر از خودشان هراس داشته باشند و به جذب افرادی کمتوان بسنده کنند که فقط گوششنوا دارند و نه زبانی برای صحبت کردن.
⬅️بنابراین همیشه در زمان جذب نیروهای جدید سعی کنید کسانی را جذب کنید که شبیه شما نباشند، شما را به چالش بکشند، جور دیگری فکر کنند، آنچه شما نمیدانید را به شما بگویند، خودکارآمدی بالایی داشته باشند و یکسری از کارها را حتی بهتر از شما انجام دهند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌هیچ مدیر یا رئیسی نیست که دوست داشته باشد افراد نامناسبی را استخدام کند و زیردستانش، یکسری افراد نالایق و ضعیف باشند.
از سوی دیگر، فرآیند جذب نیرو، فرآیندی پیچیده، طاقتفرسا و مملو از آزمون و خطاست که معمولا مدیران دل خوشی نسبت به این کار ندارند. اما واقعیت آن است که هر مدیری باید این فرآیند را خیلی جدی بگیرد و نهایت دقت و تلاش خود را برای شناسایی و جذب و نگهداشت بهترین نیروهای انسانیاش مبذول دارد.
✔️در این میان، بسیاری از مدیران دچار یکسری اشتباهات در زمینه جذب نیروها میشوند که ارتکاب آنها موجب میشود تا آنها در مراحل بعدی کارشان با افراد جذب شده دچار مشکلات و گرفتاریهای عدیدهای شوند و در نهایت نتوانند آنچنان که باید و شاید، دوران مدیریتی موفقی داشته باشند.
⭕️در ادامه به سه مورد از شایعترین و خطرناکترین اشتباهات مدیران در هنگام برنامهریزی و اجرای فرآیند جذب نیرو اشاره خواهد شد.
1⃣اشتباه اول: میخواهم افرادی کاملا شبیه خودم را جذب کنم
برخی از مدیران و مصاحبهگران شغلی، خواسته یا ناخواسته بهدنبال یافتن و جذب کسانی هستند که کاملا شبیه خودشان باشند و مانند آنها فکر و عمل کنند.
این رویکرد از چند جهت کاملا اشتباه و زیانبار است؛ چراکه از یکسو افرادی که برای مدیری کاملا شبیه به خود کار میکنند پس از مدت کوتاهی به شدت احساس کسالت و بیهودگی میکنند چراکه چنین تیم کاری یکنواختی فاقد عنصر تنوع و تکمیلکنندگی بوده و نمیتواند بسیاری از پروژهها را به خوبی به پیش ببرد.
از سویی دیگر کارکنان زیردست مدیری که کاملا شبیه به آنهاست پس از مدتی به این نتیجه میرسند که کار کردن با مدیری همسان و همسطح آنها بیفایده است و راهی برای ارتقا و پیشرفت آنها وجود ندارد.
2⃣ اشتباه دوم: دنبال کسانی هستم که به جای من، کارهای سخت و تکراری را انجام دهند
این اشتباه در مقایسه با اشتباه شماره اول به مراتب خطرناکتر و زیانبارتر است چراکه هم باعث میشود تا مدیران به نوعی از مسوولیتهای ذاتی خود شانه خالی کنند و هم انجام کارهای بیهوده و تکراری را به گردن نیروهای توانمند خود میاندازند و با این فرصتسوزی، ضربه مهلکی به کارکنان و کل مجموعه تحترهبریشان وارد میکنند.
3⃣اشتباه سوم: دنبال جذب کسانی هستم که مطیع محض اوامر من باشند
اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران هستید که خود را عقلکل میدانند و معتقدند که باید کسانی را جذب کرد که حرفگوشکن باشند و خیلی خوب بتوانند دستورات داده شده را انجام دهند، بدانید که به شدت دراشتباهید.
✅واقعیت آن است که در هر تیم کاری موفقی، طیف متنوعی از افراد باید حضور داشته باشند که هر کدام در زمینه خاصی دارای استعداد، تجربه و توانایی هستند و قادرند حتی بهتر از مدیر مافوقشان یکسری کارها را انجام دهند. بنابراین مدیران نباید به هیچ عنوان از جذب استعدادهایی توانمندتر از خودشان هراس داشته باشند و به جذب افرادی کمتوان بسنده کنند که فقط گوششنوا دارند و نه زبانی برای صحبت کردن.
⬅️بنابراین همیشه در زمان جذب نیروهای جدید سعی کنید کسانی را جذب کنید که شبیه شما نباشند، شما را به چالش بکشند، جور دیگری فکر کنند، آنچه شما نمیدانید را به شما بگویند، خودکارآمدی بالایی داشته باشند و یکسری از کارها را حتی بهتر از شما انجام دهند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢 ۱۰ نکته کوتاه که هر کارمند لازم است بداند
کارمندهای هر سازمان و شرکت، معمولاً یک منشور اخلاقی و حرفهای دارند که بیشتر اوقات حتی دو جمله آن را هم حفظ نیستند.
کارمند بد با هزار منشور احتمالاً هنوز بد برخورد میکند و کارمند خوب، بدون منشور و دستور مافوق باز هم عملکرد خوب و محترمی دارد اما این 10 نکته در کمتر منشوری آمده است:
1️⃣برای انجام دادن کاری که وظیفه شماست سر اربابرجوع منت نگذارید. منت نگذارید و باز هم منت نگذارید. به ویژه اگر کارمند دولت هستید. شرایط این شغل را پذیرفتهاید، حقوقش عموماً از بیتالمال تامین میشود و رایگان و عامالمنفعه کار نمیکنید. پس لطفاً منت نگذارید.
2️⃣ پیش فرض عموم مراجعان این است که کارمندها به جای کار راه انداختن، گره توی کار میاندازند. خودتان وقتی به یک اداره دیگر مراجعه میکنید این حس را پس ذهنتان ندارید؟ حال مردم خوب نیست، کمی بیشتر صبوری به خرج دهید.
اگر ارباب رجوعی عصبانی است، سواد کمی دارد، شما آرامش به خرج بدهید، لبخند بزنید و بگویید کمکش میکنید. همین سه کار معجزه میکند.
3️⃣ ما میدانیم شما انسان هستید، مشکلات و ناراحتیهای شخصی یا کاری دارید، از آهن ساخته نشدهاید و حق دارید نفسی چاق کنید و از فرصت ناهار استفاده کنید یا چای بنوشید. حس خوبی به اربابرجوع میدهید اگر همین را به او بگویید. عموماً میپذیرند و درک میکند. به ویژه وقتی موقع کار سرتان توی گوشی نیست یا دارید سایتهای خبری را چک میکنید
4️⃣ شما انتخاب نمیکنید چه اربابرجوعی داشته باشید. حتماً بین دهها نفری که به محل کار شما میآیند انسان ناهموار، بدخلق و کمطاقت هم هست. آنها نمایندۀ همه نیستند. با بداخلاقی انتقام آنها را از دیگران نگیرید.
پاسخ دادن به تماسهای تلفنیِ کاری یکی از وظایف شماست. وقتی تلفن زنگ میخورد، بردارید و جواب بدهید!
5️⃣ وقتی کسی به شما مراجعه میکند سرتان را بلند کنید و به او نگاه کنید. یک لبخند، یک سلام، یک تماس چشمی به هر دو نفر شما کمک میکند. هرگز تحقیرآمیز با اربابرجوع برخورد نکنید و یادتان نرود بعضی از آنها حتی مقام و جایگاه اداری بالاتری از شما دارند. اگر کارشان به شما افتاده دلیل نمیشود به شکلی برخورد کنید که انگار حیات و مماتش به شما گره خورده.
6️⃣ اینکه حقوق شما را دیر دادهاند، رئیس، اضافهکاری کمی داده، وزیر، پاداش سال قبل را نداده، ساعت کار شما زیاد است، کولر اتاق شما خراب است و ... ابداً ربطی به ارباب رجوع ندارد. گناه او نیست.
هنگام انجام کار به هیچ وجه صحبت را به سمتی نبرید که مراجعهکننده گمان کند شما توقع ویژهای برای انجام وظیفهتان از او دارید. منظورم روشن است!
7️⃣ تمیز، آراسته و خوشبو سر کار حاضر شوید. کارمندی که ژولیده و خسته و نامرتب سرکار حاضر میشود، خمیازه میکشد، سرش را میخاراند و ... انصافاً روحفرساست. اغراق برخی کارمندان خانم در آرایش نیز همین حس را منتقل میکند.
8️⃣ اگر به هر دلیلی اربابرجوع جسارت و توهین کرد حق گلاویز شدن با او را ندارید. بلند شوید و این موضوع را به رئیس بگویید. تجربه نشان داده که ماجرا به شکل مسالمتآمیزتر و کم خسارتتری حل میشود.
9️⃣ جلوی اربابرجوع با همکارانتان شوخی نکنید. کار را به خاطر تعریف یک خاطره متوقف نکنید. یادتان نرود هر فردی که به شما مراجعه میکند برای خودش «کسی» است و او هم در «سرای خود سری دارد و سامانی!» و انتظار توجه و احترام ویژه دارد.
🔟 «به من مربوط نیست»، «این مشکل شماست»، «من که قانون رو وضع نکردم»، «برید شکایت کنید» و ... جملاتی از این دست را نگویید. شما هم یک روز برای انجام یک کار به اداره دیگری میروید و میبینید که این جملات چقدر سمیاند. گره از کار خلق باز کنید تا دیگری هم گره از کار شما بگشاید.
#فرهنگ سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کارمندهای هر سازمان و شرکت، معمولاً یک منشور اخلاقی و حرفهای دارند که بیشتر اوقات حتی دو جمله آن را هم حفظ نیستند.
کارمند بد با هزار منشور احتمالاً هنوز بد برخورد میکند و کارمند خوب، بدون منشور و دستور مافوق باز هم عملکرد خوب و محترمی دارد اما این 10 نکته در کمتر منشوری آمده است:
1️⃣برای انجام دادن کاری که وظیفه شماست سر اربابرجوع منت نگذارید. منت نگذارید و باز هم منت نگذارید. به ویژه اگر کارمند دولت هستید. شرایط این شغل را پذیرفتهاید، حقوقش عموماً از بیتالمال تامین میشود و رایگان و عامالمنفعه کار نمیکنید. پس لطفاً منت نگذارید.
2️⃣ پیش فرض عموم مراجعان این است که کارمندها به جای کار راه انداختن، گره توی کار میاندازند. خودتان وقتی به یک اداره دیگر مراجعه میکنید این حس را پس ذهنتان ندارید؟ حال مردم خوب نیست، کمی بیشتر صبوری به خرج دهید.
اگر ارباب رجوعی عصبانی است، سواد کمی دارد، شما آرامش به خرج بدهید، لبخند بزنید و بگویید کمکش میکنید. همین سه کار معجزه میکند.
3️⃣ ما میدانیم شما انسان هستید، مشکلات و ناراحتیهای شخصی یا کاری دارید، از آهن ساخته نشدهاید و حق دارید نفسی چاق کنید و از فرصت ناهار استفاده کنید یا چای بنوشید. حس خوبی به اربابرجوع میدهید اگر همین را به او بگویید. عموماً میپذیرند و درک میکند. به ویژه وقتی موقع کار سرتان توی گوشی نیست یا دارید سایتهای خبری را چک میکنید
4️⃣ شما انتخاب نمیکنید چه اربابرجوعی داشته باشید. حتماً بین دهها نفری که به محل کار شما میآیند انسان ناهموار، بدخلق و کمطاقت هم هست. آنها نمایندۀ همه نیستند. با بداخلاقی انتقام آنها را از دیگران نگیرید.
پاسخ دادن به تماسهای تلفنیِ کاری یکی از وظایف شماست. وقتی تلفن زنگ میخورد، بردارید و جواب بدهید!
5️⃣ وقتی کسی به شما مراجعه میکند سرتان را بلند کنید و به او نگاه کنید. یک لبخند، یک سلام، یک تماس چشمی به هر دو نفر شما کمک میکند. هرگز تحقیرآمیز با اربابرجوع برخورد نکنید و یادتان نرود بعضی از آنها حتی مقام و جایگاه اداری بالاتری از شما دارند. اگر کارشان به شما افتاده دلیل نمیشود به شکلی برخورد کنید که انگار حیات و مماتش به شما گره خورده.
6️⃣ اینکه حقوق شما را دیر دادهاند، رئیس، اضافهکاری کمی داده، وزیر، پاداش سال قبل را نداده، ساعت کار شما زیاد است، کولر اتاق شما خراب است و ... ابداً ربطی به ارباب رجوع ندارد. گناه او نیست.
هنگام انجام کار به هیچ وجه صحبت را به سمتی نبرید که مراجعهکننده گمان کند شما توقع ویژهای برای انجام وظیفهتان از او دارید. منظورم روشن است!
7️⃣ تمیز، آراسته و خوشبو سر کار حاضر شوید. کارمندی که ژولیده و خسته و نامرتب سرکار حاضر میشود، خمیازه میکشد، سرش را میخاراند و ... انصافاً روحفرساست. اغراق برخی کارمندان خانم در آرایش نیز همین حس را منتقل میکند.
8️⃣ اگر به هر دلیلی اربابرجوع جسارت و توهین کرد حق گلاویز شدن با او را ندارید. بلند شوید و این موضوع را به رئیس بگویید. تجربه نشان داده که ماجرا به شکل مسالمتآمیزتر و کم خسارتتری حل میشود.
9️⃣ جلوی اربابرجوع با همکارانتان شوخی نکنید. کار را به خاطر تعریف یک خاطره متوقف نکنید. یادتان نرود هر فردی که به شما مراجعه میکند برای خودش «کسی» است و او هم در «سرای خود سری دارد و سامانی!» و انتظار توجه و احترام ویژه دارد.
🔟 «به من مربوط نیست»، «این مشکل شماست»، «من که قانون رو وضع نکردم»، «برید شکایت کنید» و ... جملاتی از این دست را نگویید. شما هم یک روز برای انجام یک کار به اداره دیگری میروید و میبینید که این جملات چقدر سمیاند. گره از کار خلق باز کنید تا دیگری هم گره از کار شما بگشاید.
#فرهنگ سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌸دوشنبه تـون عـالی
🌺امروزتان پراز موفقیت
🌸و پـراز اتفاقات زیبـا
🌺بـراتـون روزی
🌸پـراز لطف خـداوند
🌺دلی آرام
🌸زنـدگی گـرم و
🌺یک دنیـا سلامتی آرزومندم
🌸روزتــون زیبـا و در پنـاه خــدا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌻📚🌻📚🌻
🌺امروزتان پراز موفقیت
🌸و پـراز اتفاقات زیبـا
🌺بـراتـون روزی
🌸پـراز لطف خـداوند
🌺دلی آرام
🌸زنـدگی گـرم و
🌺یک دنیـا سلامتی آرزومندم
🌸روزتــون زیبـا و در پنـاه خــدا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌻📚🌻📚🌻
Forwarded from A.R Ghasemi
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى (طه: 12)
تقدیر و سپاس:
قبل از هر چیز مراتب شکر و سپاس قلبی خویش را نسبت به آن یگانه حقیقت تقدیرگر تقدیرآفرین، آن یگانه کانون معنابخش جهان، همان که جان آدمی بسته بدان است و تنها با مأوا گزیدن در آن میتوان از بیخانمانی و بیمأوایی رهایی یافت اظهار میدارم و از ژرفنای وجود ناوجود خویش فریاد تمنای خضوع و خشوع خویشتن را در برابر آن یگانه معبود بزرگ هستی بلند مینمایم، تمنایی که یگانه ضامن آزادی و آزادگی جان انسان است.
خداوند بزرگ را شاکرم که قصۀ احمقانۀ اخراج اینجانب رسواگر پیوند شوم میان نیروهای جهل و نادانی و خارجیگری از یکسو و اشرافیت تکنوکرات-بوروکرات فاسد و ریاکار از سوی دیگر گردید که بیش از چهار دهه است گفتمان انقلاب را خفه کرده و چهرهای بسیار زشت و کریه از انقلاب به جامعه ما و جهانیان ارائه داده است و شکافی را میان ملت بزرگ ایران و آرمانهای متعالی انقلابیاش ایجاد کرده است، شکافی که محل تجمع بسیاری از جرثومههای فساد و تباهی قرار گرفته است و امید دارم تجربه شیرین و پیروزمندانه وفاق عمومی در حمایت از اینجانب که منجر به عقبنشینی نیروهای جهل و فساد در دانشگاه آزاد اسلامی گردید، سرآغاز و نقطه عطفی در مبارزه با پیوند شوم مذکور گشته، و نیروهای اصیل انقلاب، بعد از 43 سال مبارزه با دشمنان بیرونی و خارجی، نگاه و ارادۀ والای خود را با جلب نظر آحاد مردم این سرزمین معطوف به مبارزه با نیروهایی سازند که همچون موریانه چوب انقلاب را از درون تهی ساختهاند.
بدین وسیله سپاس و قدردانی خویش را قبل از همه کس از دانشجویان و فرزندان معنوی عزیزم در سراسر ایران، آن نادیدهانگاشتهشدگان نادیدهانگاشتهناشدنی، که معصومیت نگاههایشان معنابخش حیات مناند اظهار میدارم و امیدوارم لایق ابراز احساسات صادقانه، صمیمانه و بیشائبۀ یکایک آن عزیزان باشم.
همچنین، از همۀ متفکران، صاحبنظران، اصحاب قلم و اساتید بزرگواری که تفکر و آزادگیشان قوامبخش عقلانیت جمعی و خرد قومی ماست و به حمایتی تمامقد از اینجانب پرداختند، قلباً و متواضعانه سپاسگزارم.
حمایت برخی از سرداران بزرگ جنگ، جانبازان و فعالان عرصه جهاد و ایثار، فرزندان و نیز همکاران دانشگاهی بسیجیام و نیز برخی از نیروهای فهیم و هوشمند انقلاب بخشی شورانگیز و فراموش ناشدنی از قصۀ اخراج و بازگشت اینجانب به دانشگاه بوده است. یقین دارم در برابر عزمیت، حمیت و حمایت این عزیزان هیچ یک از پایگاههای ارتجاع و اشرافیت خارجی و داخلی قدرت تجاوز به حقوق حقۀ آحاد این ملت را نخواهند یافت.
همچنین بر خود فرض میدانم که از حمایت یکایک افراد، چه در فضای مجازی و چه در فضای غیرمجازی، از اطلاعرسانی خبرنگاران و خبرگزاریها و همه رسانهها، از حمایتهای همه انجمنهای علمی و صنفی و سیاسی و نیز از زحمات و تلاشهای صمیمانه همه همکاران، کارمندان و برخی مسئولین صدیقی که با تمام وجود در جهت بازگشت اینجانب به دانشگاه تلاش کردند به حکم ادب باطن، و نه صرفاً بر اساس ادب ظاهر، قدردان و سپاسگزار باشم.
امیدوارم رسوایی مسببین اخراج اینجانب بهانهای برای تأمل و بازاندیشی در خصوص برخی از رویههای بسیار غلط اجتماعی در حوزه گزینش افراد برای جایگاههای اجتماعی گوناگون، و نیز شیوههای رسیدگی به اتهامات و تخلفات آنان در جمیع نهادها و ارگانها، از جمله در سراسر دانشگاههای کشور گردد.
همچنین، امیدوارم مسئولین امر پیشنهاد سپردن مدیریت دانشگاههای سراسر کشور، از جمله دانشگاه آزاد اسلامی، به اساتید حقیقی خود همان دانشگاهها را جدی بگیرند، پیشنهادی که پذیرش آن میتواند گامی اصیل در جهت اصلاح امور و شروعی تازه برای پر کردن شکاف میان جامعه دانشگاهی با گفتمان انقلاب و بیرون راندن نیروهای نفاق از ساحت مقدس دانشگاه باشد.
السلام علی من اتبع الهدی و اجتنب من الکذب و النفاق
بیژن عبدالکریمی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران شمال)
1400/6/24
@aydinluyeh
تقدیر و سپاس:
قبل از هر چیز مراتب شکر و سپاس قلبی خویش را نسبت به آن یگانه حقیقت تقدیرگر تقدیرآفرین، آن یگانه کانون معنابخش جهان، همان که جان آدمی بسته بدان است و تنها با مأوا گزیدن در آن میتوان از بیخانمانی و بیمأوایی رهایی یافت اظهار میدارم و از ژرفنای وجود ناوجود خویش فریاد تمنای خضوع و خشوع خویشتن را در برابر آن یگانه معبود بزرگ هستی بلند مینمایم، تمنایی که یگانه ضامن آزادی و آزادگی جان انسان است.
خداوند بزرگ را شاکرم که قصۀ احمقانۀ اخراج اینجانب رسواگر پیوند شوم میان نیروهای جهل و نادانی و خارجیگری از یکسو و اشرافیت تکنوکرات-بوروکرات فاسد و ریاکار از سوی دیگر گردید که بیش از چهار دهه است گفتمان انقلاب را خفه کرده و چهرهای بسیار زشت و کریه از انقلاب به جامعه ما و جهانیان ارائه داده است و شکافی را میان ملت بزرگ ایران و آرمانهای متعالی انقلابیاش ایجاد کرده است، شکافی که محل تجمع بسیاری از جرثومههای فساد و تباهی قرار گرفته است و امید دارم تجربه شیرین و پیروزمندانه وفاق عمومی در حمایت از اینجانب که منجر به عقبنشینی نیروهای جهل و فساد در دانشگاه آزاد اسلامی گردید، سرآغاز و نقطه عطفی در مبارزه با پیوند شوم مذکور گشته، و نیروهای اصیل انقلاب، بعد از 43 سال مبارزه با دشمنان بیرونی و خارجی، نگاه و ارادۀ والای خود را با جلب نظر آحاد مردم این سرزمین معطوف به مبارزه با نیروهایی سازند که همچون موریانه چوب انقلاب را از درون تهی ساختهاند.
بدین وسیله سپاس و قدردانی خویش را قبل از همه کس از دانشجویان و فرزندان معنوی عزیزم در سراسر ایران، آن نادیدهانگاشتهشدگان نادیدهانگاشتهناشدنی، که معصومیت نگاههایشان معنابخش حیات مناند اظهار میدارم و امیدوارم لایق ابراز احساسات صادقانه، صمیمانه و بیشائبۀ یکایک آن عزیزان باشم.
همچنین، از همۀ متفکران، صاحبنظران، اصحاب قلم و اساتید بزرگواری که تفکر و آزادگیشان قوامبخش عقلانیت جمعی و خرد قومی ماست و به حمایتی تمامقد از اینجانب پرداختند، قلباً و متواضعانه سپاسگزارم.
حمایت برخی از سرداران بزرگ جنگ، جانبازان و فعالان عرصه جهاد و ایثار، فرزندان و نیز همکاران دانشگاهی بسیجیام و نیز برخی از نیروهای فهیم و هوشمند انقلاب بخشی شورانگیز و فراموش ناشدنی از قصۀ اخراج و بازگشت اینجانب به دانشگاه بوده است. یقین دارم در برابر عزمیت، حمیت و حمایت این عزیزان هیچ یک از پایگاههای ارتجاع و اشرافیت خارجی و داخلی قدرت تجاوز به حقوق حقۀ آحاد این ملت را نخواهند یافت.
همچنین بر خود فرض میدانم که از حمایت یکایک افراد، چه در فضای مجازی و چه در فضای غیرمجازی، از اطلاعرسانی خبرنگاران و خبرگزاریها و همه رسانهها، از حمایتهای همه انجمنهای علمی و صنفی و سیاسی و نیز از زحمات و تلاشهای صمیمانه همه همکاران، کارمندان و برخی مسئولین صدیقی که با تمام وجود در جهت بازگشت اینجانب به دانشگاه تلاش کردند به حکم ادب باطن، و نه صرفاً بر اساس ادب ظاهر، قدردان و سپاسگزار باشم.
امیدوارم رسوایی مسببین اخراج اینجانب بهانهای برای تأمل و بازاندیشی در خصوص برخی از رویههای بسیار غلط اجتماعی در حوزه گزینش افراد برای جایگاههای اجتماعی گوناگون، و نیز شیوههای رسیدگی به اتهامات و تخلفات آنان در جمیع نهادها و ارگانها، از جمله در سراسر دانشگاههای کشور گردد.
همچنین، امیدوارم مسئولین امر پیشنهاد سپردن مدیریت دانشگاههای سراسر کشور، از جمله دانشگاه آزاد اسلامی، به اساتید حقیقی خود همان دانشگاهها را جدی بگیرند، پیشنهادی که پذیرش آن میتواند گامی اصیل در جهت اصلاح امور و شروعی تازه برای پر کردن شکاف میان جامعه دانشگاهی با گفتمان انقلاب و بیرون راندن نیروهای نفاق از ساحت مقدس دانشگاه باشد.
السلام علی من اتبع الهدی و اجتنب من الکذب و النفاق
بیژن عبدالکریمی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران شمال)
1400/6/24
@aydinluyeh
🔴 *حرکت خاموش به سوی فقر*
🔸 *این که یک ملت فقیر شود* *رخداد دردناکی است*
_اما عجیب و . غریب نیست_ ؛ همانطور که هند در قرن هفدهم یکی از ثروتمند ترین کشورها بود و از قرن نوزدهم به بعد یکی از فقیرترین
🔸 میتوان این راه را طی کرد بدون سر و صدا، فقط گاهگاهی با یک رخداد چشم باز کرد و متوجه شویم به فقر نزدیکتر شدهایم.
🔸 اخیراً اتوبوسی واژگون شد و تعدادی انسان از جمله خبرنگاران جوانی کشته شدند و بسیار خانوادههایی عزادار شدند. گفته شده فرسودگی لاستیکها و قطعات عامل بوده است. هزاران اتوبوس و اتومبیل و ده ها قطار و هواپیما دچار این مشکل هستند
یعنی موجودی امکانات حمل و نقل کشور و سایر امکانات در حال فرسایش تدریجی است چون امکان جایگزینی وجود ندارد. بسیاری کارگاهها و کارخانهها هم با مشکل فرسایش ماشینآلات و ابزار روبهرو هستند و با مشکل عدم امکان جایگزینی و تنزل ظرفیت تولید و کارکرد.
🔸 این فقیر شدنِ یا همان *فقر خاموش* در بسیاری از خانههای ما هم در جریان است.
مصداقی بگویم: سه سال پیش سماوری خریدم ۲۲۰ هزار تومان. امسال شیر آن خراب شد برای خرید شیر سماور مراجعه کردم میگوید ۳۵۰ هزار تومان. خود سماور اگر پیدا کردید ۲.۵ میلیون تومان. شیر سماور را نخریدم. یک سطل کفشور پدالی سه سال پیش حدود ۲۰۰ هزار تومان بود که شکست، امروز صبح فروشنده گفت یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان. آن را نخریدم. اگر یخچال منزل که بیش از ۲۰ سال عمر دارد و هر آینه ممکن است خراب شود، خراب شد بیش از ۶۰ میلیون تومان باید برای یک یخچال مناسب پرداخت کرد؛ نخواهم خرید. جارو برقی، لباسشوئی… *من یک استاد دانشگاه بازنشسته هستم* اگر عمری باقی باشد به زودی خانه خود را خالی از بسیاری وسائل ضروری خواهم یافت. قدرت خرید درآمد ماهانه بسیاری از ما طی سه چهار سال به یک سوم رسیده. وقتی به زیر ۱۰۰ دلار در ماه رسید چشم باز میکنیم زیر خط فقر خواهیم بود، بدون این که تلاشی کرده باشیم یا جرمی مرتکب شده باشیم.
🔸 اگر بگویم در مسیر *«به سمت هندی شدن»* هستیم تعجب نکنید. در برخی مناطق شهرها قیافه انسانها هم دارد هندی می شود، چهرهها در اثر ضعف تغذیه مستمر که گرانی مواد غذایی به تدریج سبب میشود. و ظاهر به دلیل بالا پوش مستعمل و کهنه.
🔸 سال ۱۳۶۰ در سازمان برنامه فعالیتهایی برای تدوین برنامه توسعه اقتصادی کشور در جریان بود. روزی چند دانشجوی انقلابی از یک دانشگاه به دفتر من آمدند. گفتند شنیدهایم گفتهای هدف برنامه این است که طی ۲۰ سال به ژاپن برسیم! تاکید کردند که این هدف کم است و باید انقلابی جهش کنیم و زودتر از ژاپن جلو بزنیم. گفتم من چنین مطلبی را بیان نکردهام تصور هم نمیکنم تا ۵۰ سال دیگر هم به ژاپن برسیم.
اکنون ۴۰ سال از آن تاریخ گذشته *مثل این که سر پیچ قبلی اشتباه پیچیدهایم به سمت هند.*
آن دانشجویان را هم خبر دارم در کانادا زندگی میکنند، به ژاپنشان رسیدهاند. هند هم دارد پیشرفت میکند، نگرانی من این است که هند هم از کنار ما بگذرد و ما خود را عقبتر بیابیم.
🔸 دقت کردید در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری *کسی از بلندنظری، اهداف بلند برای پیشرفت و ترقی کشور سخنی به میان نیاورد*؟ 😟
همه در حد قول *سبد معیشتی ، تامین مقداری پول کمک معاش* یا قولهای محاسبه نشده برای تامین مسکن و مانند آن یا نظارت بر بازار و کنترل توزیع و قیمت صحبت کردند. 😔
🔸 شاید شایسته باشد گفتمان پیشرفت و ترقی برای کشور و بهبود مستمر زندگی هموطنان را به صورت یک آرمان ملی زنده نگهداریم و اجازه ندهیم در مسیر هندی شدن به کناری جارو شود.
خاک پای ملت ایران
*دکتر محمد_طبیبیان*
*اقتصاددان و استاد دانشگاه*
🔸 *این که یک ملت فقیر شود* *رخداد دردناکی است*
_اما عجیب و . غریب نیست_ ؛ همانطور که هند در قرن هفدهم یکی از ثروتمند ترین کشورها بود و از قرن نوزدهم به بعد یکی از فقیرترین
🔸 میتوان این راه را طی کرد بدون سر و صدا، فقط گاهگاهی با یک رخداد چشم باز کرد و متوجه شویم به فقر نزدیکتر شدهایم.
🔸 اخیراً اتوبوسی واژگون شد و تعدادی انسان از جمله خبرنگاران جوانی کشته شدند و بسیار خانوادههایی عزادار شدند. گفته شده فرسودگی لاستیکها و قطعات عامل بوده است. هزاران اتوبوس و اتومبیل و ده ها قطار و هواپیما دچار این مشکل هستند
یعنی موجودی امکانات حمل و نقل کشور و سایر امکانات در حال فرسایش تدریجی است چون امکان جایگزینی وجود ندارد. بسیاری کارگاهها و کارخانهها هم با مشکل فرسایش ماشینآلات و ابزار روبهرو هستند و با مشکل عدم امکان جایگزینی و تنزل ظرفیت تولید و کارکرد.
🔸 این فقیر شدنِ یا همان *فقر خاموش* در بسیاری از خانههای ما هم در جریان است.
مصداقی بگویم: سه سال پیش سماوری خریدم ۲۲۰ هزار تومان. امسال شیر آن خراب شد برای خرید شیر سماور مراجعه کردم میگوید ۳۵۰ هزار تومان. خود سماور اگر پیدا کردید ۲.۵ میلیون تومان. شیر سماور را نخریدم. یک سطل کفشور پدالی سه سال پیش حدود ۲۰۰ هزار تومان بود که شکست، امروز صبح فروشنده گفت یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان. آن را نخریدم. اگر یخچال منزل که بیش از ۲۰ سال عمر دارد و هر آینه ممکن است خراب شود، خراب شد بیش از ۶۰ میلیون تومان باید برای یک یخچال مناسب پرداخت کرد؛ نخواهم خرید. جارو برقی، لباسشوئی… *من یک استاد دانشگاه بازنشسته هستم* اگر عمری باقی باشد به زودی خانه خود را خالی از بسیاری وسائل ضروری خواهم یافت. قدرت خرید درآمد ماهانه بسیاری از ما طی سه چهار سال به یک سوم رسیده. وقتی به زیر ۱۰۰ دلار در ماه رسید چشم باز میکنیم زیر خط فقر خواهیم بود، بدون این که تلاشی کرده باشیم یا جرمی مرتکب شده باشیم.
🔸 اگر بگویم در مسیر *«به سمت هندی شدن»* هستیم تعجب نکنید. در برخی مناطق شهرها قیافه انسانها هم دارد هندی می شود، چهرهها در اثر ضعف تغذیه مستمر که گرانی مواد غذایی به تدریج سبب میشود. و ظاهر به دلیل بالا پوش مستعمل و کهنه.
🔸 سال ۱۳۶۰ در سازمان برنامه فعالیتهایی برای تدوین برنامه توسعه اقتصادی کشور در جریان بود. روزی چند دانشجوی انقلابی از یک دانشگاه به دفتر من آمدند. گفتند شنیدهایم گفتهای هدف برنامه این است که طی ۲۰ سال به ژاپن برسیم! تاکید کردند که این هدف کم است و باید انقلابی جهش کنیم و زودتر از ژاپن جلو بزنیم. گفتم من چنین مطلبی را بیان نکردهام تصور هم نمیکنم تا ۵۰ سال دیگر هم به ژاپن برسیم.
اکنون ۴۰ سال از آن تاریخ گذشته *مثل این که سر پیچ قبلی اشتباه پیچیدهایم به سمت هند.*
آن دانشجویان را هم خبر دارم در کانادا زندگی میکنند، به ژاپنشان رسیدهاند. هند هم دارد پیشرفت میکند، نگرانی من این است که هند هم از کنار ما بگذرد و ما خود را عقبتر بیابیم.
🔸 دقت کردید در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری *کسی از بلندنظری، اهداف بلند برای پیشرفت و ترقی کشور سخنی به میان نیاورد*؟ 😟
همه در حد قول *سبد معیشتی ، تامین مقداری پول کمک معاش* یا قولهای محاسبه نشده برای تامین مسکن و مانند آن یا نظارت بر بازار و کنترل توزیع و قیمت صحبت کردند. 😔
🔸 شاید شایسته باشد گفتمان پیشرفت و ترقی برای کشور و بهبود مستمر زندگی هموطنان را به صورت یک آرمان ملی زنده نگهداریم و اجازه ندهیم در مسیر هندی شدن به کناری جارو شود.
خاک پای ملت ایران
*دکتر محمد_طبیبیان*
*اقتصاددان و استاد دانشگاه*
۱۰ فرمان اخلاق حرفهای در محیط کار
افراد حرفهای با رفتار، اهداف و تواناییهای خود معرفی می شوند. وقتی بهعنوان فردی معرفی شوید که در هر شرایطی حرفهای عمل میکند، در زندگی شغلی و شخصی خود به دستاوردهای بیشتری خواهید رسید. در ادامهی مقاله با ۱۰ فرمان اخلاق حرفهای در محل کار آشنا شوید:
🔺همیشه بهترینها را بخواهید
این بهترین قانون برای برتری در هر کاری است. برتری به معنای ارائهی کیفیتی بالاتر از استانداردهاست، چیزی که باید به عادت تبدیل شود تا اثر خوبی روی همکاران و مدیران بالا رده داشته باشد.
🔺قابل اعتماد باشید
قابل اعتماد بودن به معنای به انجام رساندن وظایفی است که به شما محول شده در کنار برآورده کردن انتظارات. با اثبات صداقت و درستکاری خود در طی زمان، می توانید اعتماد مدیران و همکارانتان را جلب کنید.
🔺با ادب و احترام رفتار کنید
بهتر است با دیگران رفتاری مؤدبانه و توأم با مهربانی داشته باشید. این کار باعث می شود تعاملات اجتماعیتان در محیط کار به خوبی پیش برود و احترام دیگران را جلب کنید. احترام، حس مثبت و متمایزی است که نسبت به یک فرد یا سازمان ایجاد می شود، البته این امر در طی زمان محقق می شود.
🔺مسئولیتپذیر باشید
باید در مقابل کارها و وظایف خود پاسخ گو باشید. پس همواره مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرید، فارغ از این که کارهایتان مثبت است یا منفی.
🔺صادقانه، صریح و شفاف حرف بزنید
صداقت نشانهای از یک شخصیت پایبند به اخلاقیات است. این امر به ویژگیهای مثبت چون راستگویی، وفاداری، یکرنگی، و خلوص دلالت دارد. این خصوصیت اهمیت زیادی برای کارفرمایان و کارمندان دارد و می تواند باعث جلب اعتماد و بیشتر شدن ارزش شما در نظر آنها شود.
🔺شایسته باشید و همواره شایستگی خود را ارتقا دهید
شایستگی به معنای توانایی فرد برای انجام درست یک شغل و ترکیبی است از دانش، مهارت و رفتاری که باعث بهبود عملکرد می شود. شایستگی با بالا رفتن تجربه بیشتر می شود و با تمایل شما به یادگیری رابطهی مستقیم دارد. پیشرفت شخصی به طور پیوسته و دائمی، پیش شرط ارائهی حرفهای خدمات است.
🔺در هر شرایطی اخلاقمدار باشید
اخلاق مداری به معنای عمل کردن مطابق قوانینی است که مورد قبول عموم هستند. "عمل کردن بر مبنای قوانین" بهترین روشی است که یک فرد می تواند در محل کار در پیش بگیرد. وقتی آیین نامهها کافی نیستند، به گونهای رفتار کنید که وجدانتان آرام باشد.
🔺شریف و امانتدار باشید
رفتار شرافتمندانه نشانهی "اصالت روح، جوانمردی و مخالفت با کم کاری" است و از ثبات شخصیت شما نشات می گیرد. این به معنای تمامیت شخصیت است که در عمل با بعضی ارزشها، باورها و اصول همراه است.
🔺از اسرار محافظت کنید و به محرمانگی پایبند باشید
ممکن است در محل کار به دلیل اعتماد، اطلاعاتی با شما به اشتراک گذاشته شود؛ مهم این است از این اعتماد سوء استفاده نکنید. با این کار اعتماد افرادی که به شما اطمینان می کنند را جلب میکنید و در سازمان اثرگذار خواهید بود.
🔺الگوی خوبی برای دیگران باشید
حرفهای بودن یعنی در زندگی خود، چه در محل کار و چه بیرون آن، عبرت و الگوی دیگران باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
افراد حرفهای با رفتار، اهداف و تواناییهای خود معرفی می شوند. وقتی بهعنوان فردی معرفی شوید که در هر شرایطی حرفهای عمل میکند، در زندگی شغلی و شخصی خود به دستاوردهای بیشتری خواهید رسید. در ادامهی مقاله با ۱۰ فرمان اخلاق حرفهای در محل کار آشنا شوید:
🔺همیشه بهترینها را بخواهید
این بهترین قانون برای برتری در هر کاری است. برتری به معنای ارائهی کیفیتی بالاتر از استانداردهاست، چیزی که باید به عادت تبدیل شود تا اثر خوبی روی همکاران و مدیران بالا رده داشته باشد.
🔺قابل اعتماد باشید
قابل اعتماد بودن به معنای به انجام رساندن وظایفی است که به شما محول شده در کنار برآورده کردن انتظارات. با اثبات صداقت و درستکاری خود در طی زمان، می توانید اعتماد مدیران و همکارانتان را جلب کنید.
🔺با ادب و احترام رفتار کنید
بهتر است با دیگران رفتاری مؤدبانه و توأم با مهربانی داشته باشید. این کار باعث می شود تعاملات اجتماعیتان در محیط کار به خوبی پیش برود و احترام دیگران را جلب کنید. احترام، حس مثبت و متمایزی است که نسبت به یک فرد یا سازمان ایجاد می شود، البته این امر در طی زمان محقق می شود.
🔺مسئولیتپذیر باشید
باید در مقابل کارها و وظایف خود پاسخ گو باشید. پس همواره مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرید، فارغ از این که کارهایتان مثبت است یا منفی.
🔺صادقانه، صریح و شفاف حرف بزنید
صداقت نشانهای از یک شخصیت پایبند به اخلاقیات است. این امر به ویژگیهای مثبت چون راستگویی، وفاداری، یکرنگی، و خلوص دلالت دارد. این خصوصیت اهمیت زیادی برای کارفرمایان و کارمندان دارد و می تواند باعث جلب اعتماد و بیشتر شدن ارزش شما در نظر آنها شود.
🔺شایسته باشید و همواره شایستگی خود را ارتقا دهید
شایستگی به معنای توانایی فرد برای انجام درست یک شغل و ترکیبی است از دانش، مهارت و رفتاری که باعث بهبود عملکرد می شود. شایستگی با بالا رفتن تجربه بیشتر می شود و با تمایل شما به یادگیری رابطهی مستقیم دارد. پیشرفت شخصی به طور پیوسته و دائمی، پیش شرط ارائهی حرفهای خدمات است.
🔺در هر شرایطی اخلاقمدار باشید
اخلاق مداری به معنای عمل کردن مطابق قوانینی است که مورد قبول عموم هستند. "عمل کردن بر مبنای قوانین" بهترین روشی است که یک فرد می تواند در محل کار در پیش بگیرد. وقتی آیین نامهها کافی نیستند، به گونهای رفتار کنید که وجدانتان آرام باشد.
🔺شریف و امانتدار باشید
رفتار شرافتمندانه نشانهی "اصالت روح، جوانمردی و مخالفت با کم کاری" است و از ثبات شخصیت شما نشات می گیرد. این به معنای تمامیت شخصیت است که در عمل با بعضی ارزشها، باورها و اصول همراه است.
🔺از اسرار محافظت کنید و به محرمانگی پایبند باشید
ممکن است در محل کار به دلیل اعتماد، اطلاعاتی با شما به اشتراک گذاشته شود؛ مهم این است از این اعتماد سوء استفاده نکنید. با این کار اعتماد افرادی که به شما اطمینان می کنند را جلب میکنید و در سازمان اثرگذار خواهید بود.
🔺الگوی خوبی برای دیگران باشید
حرفهای بودن یعنی در زندگی خود، چه در محل کار و چه بیرون آن، عبرت و الگوی دیگران باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴9 حقیقت زندگی که شما را با انگیزه نگه میدارد
🔸ما در دنیایی قانونمند و با قاعده زندگی می کنیم. به قول اسکاول شین در کتاب «چهار اثر»، زندگی صحنه پیکار نیست بلکه بازی است، و قطعا بازی زندگی نیز قواعد خاص خودش را دارد. هر کس که این قواعد را رعایت کند، برنده بازی است و هر کس که آن را نادیده بگیرد، تلاشش در عرصه زندگی محکوم به شکست است.
🔸در این مقاله قصد داریم به شما قوانین طلایی را برای بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء انگیزه شما مطرح کنیم. هر رفتاری را که تناسب بیشتری با تیپ شخصیتی شما دارد، برگزینید و آن رفتار را تبدیل به عادت زندگی خود نمایید تا شاهد حضور معجزه وار موفقیت و سعادت در زندگی خود باشید:
1️⃣ آشنایی و بکارگیری قانون 90-10
میزان اهمیت اتفاقاتی که در زندگی هر کس رخ می دهد تنها 10 درصد است، 90 درصد اصلی این اتفاقات، واکنش و رفتاری است که شما در قبال این اتفاقات در زندگی خود انجام می دهید. در زندگی همه ما اتفاقات خوب و یا بدی رخ می دهد، و از کنترل ما خارج است. اما چیزی که در مورد آن مختار هستیم، این است که انتخاب کنیم که چه واکنش مثبت یا منفی ای در قبال این رخدادها داشته باشیم.
2️⃣ بیشتر از آنچه که دریافت میکنید، بدهید
این بخشش و از خودگذشتگی می تواند به شکل بخشش زمان، غذا، استعدادها، آموزش و .... باشد. تجربه ثابت کرده است آنهایی که روح بخشنده تری دارند جسم سالمتر و زندگی بی دغدغه تری از سایرین دارند.
3️⃣ بیشتر از میزانی که قول دادهاید، تحویل بدهید
اگر همیشه سعی کنید که بیشتر از حدی که به انجام آن متعهد شده اید، کار انجام دهید، به این معنی است که موفق شده اید انتظارات دیگران را بیشتر از آنچه که از شما توقع دارند، برآورده سازید.
4️⃣ آنقدر پولدار نیستیم که جنس ارزون بخریم
این مثل فقط در مورد خرید اجناس صادق نیست. در مورد رفتارهای انسانی نیز این موضوع به شدت صدق می کند. باور داشته باشید که رفتارهای غیرعقلانی، تصویر شخصیتی شما را در ذهن دیگران ویران کرده و شما را به فردی بی ارزش تبدیل می کند.
5️⃣ بین زندگی شخصی و زندگی حرفه ای تان حد و مرزی را مشخص کنید
تلفیق زندگی شخصی و حرفه ای می تواند باعث بروز اشتباهات و آشفتگی هایی در زندگی شود که شما را به مرز جنون برساند. لذا توصیه می گردد حد مشخصی از زمان، پول و توجه تان را معطوف به هر دو جنبه آن بکنید.
6️⃣ کار بکنید برای اینکه زندگی کنید، نه زندگی برای کار
قطعاً کار و تلاش جزء جدایی ناپذیر زندگی هر انسان موفقی تلقی می شود. اما به خودتان اجازه ندهید که انجام کار بیش از حد و پایبندی به تعهدات کاریتان شما را از زندگی بازدارد. لذت بردن از لحظات زندگی باید دلیل اصلی کار و فعالیت شما باشد.
7️⃣ یا کاری را به درستی انجام دهید و یا اینکه هرگز آنرا انجام ندهید
کاری را انتخاب کنید که دوست دارید و از انجام آن احساس غرور و رضایت می کنید. تنها در این صورت است که در انجام آن به توفیق می رسید.
8️⃣ علاقه از پول قویتر است
هر انسانی علایق فراوان و منحصر به فردی دارد. علایق هر فرد برای خودش قابل ملاحظه و قابل احترام است. قطعاً دنبال کردن علاقه و انجام کارهایی که حس خوبی از انجامش داریم جریان پول را به طرز غیر منتظره ای وارد زندگی ما انسان ها می کند.
9️⃣ با ناملایمات زندگی کنار بیایید
در هنگام مواجه با اتفاقات ناگوار در زندگی خونسردی و متانت خود را حفظ کنید. سعی کنید تغییرات را پذیرا باشید و از آنها نهراسید. باور داشته باشید که اگر بتوانید خود را با تغییرات همگون سازید و ذهن خود را به تغییر عادت دهید، می توانید افق جدیدی را پیش روی خود گشوده و مسایل از چشم انداز مثبت آنها بررسی کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸ما در دنیایی قانونمند و با قاعده زندگی می کنیم. به قول اسکاول شین در کتاب «چهار اثر»، زندگی صحنه پیکار نیست بلکه بازی است، و قطعا بازی زندگی نیز قواعد خاص خودش را دارد. هر کس که این قواعد را رعایت کند، برنده بازی است و هر کس که آن را نادیده بگیرد، تلاشش در عرصه زندگی محکوم به شکست است.
🔸در این مقاله قصد داریم به شما قوانین طلایی را برای بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء انگیزه شما مطرح کنیم. هر رفتاری را که تناسب بیشتری با تیپ شخصیتی شما دارد، برگزینید و آن رفتار را تبدیل به عادت زندگی خود نمایید تا شاهد حضور معجزه وار موفقیت و سعادت در زندگی خود باشید:
1️⃣ آشنایی و بکارگیری قانون 90-10
میزان اهمیت اتفاقاتی که در زندگی هر کس رخ می دهد تنها 10 درصد است، 90 درصد اصلی این اتفاقات، واکنش و رفتاری است که شما در قبال این اتفاقات در زندگی خود انجام می دهید. در زندگی همه ما اتفاقات خوب و یا بدی رخ می دهد، و از کنترل ما خارج است. اما چیزی که در مورد آن مختار هستیم، این است که انتخاب کنیم که چه واکنش مثبت یا منفی ای در قبال این رخدادها داشته باشیم.
2️⃣ بیشتر از آنچه که دریافت میکنید، بدهید
این بخشش و از خودگذشتگی می تواند به شکل بخشش زمان، غذا، استعدادها، آموزش و .... باشد. تجربه ثابت کرده است آنهایی که روح بخشنده تری دارند جسم سالمتر و زندگی بی دغدغه تری از سایرین دارند.
3️⃣ بیشتر از میزانی که قول دادهاید، تحویل بدهید
اگر همیشه سعی کنید که بیشتر از حدی که به انجام آن متعهد شده اید، کار انجام دهید، به این معنی است که موفق شده اید انتظارات دیگران را بیشتر از آنچه که از شما توقع دارند، برآورده سازید.
4️⃣ آنقدر پولدار نیستیم که جنس ارزون بخریم
این مثل فقط در مورد خرید اجناس صادق نیست. در مورد رفتارهای انسانی نیز این موضوع به شدت صدق می کند. باور داشته باشید که رفتارهای غیرعقلانی، تصویر شخصیتی شما را در ذهن دیگران ویران کرده و شما را به فردی بی ارزش تبدیل می کند.
5️⃣ بین زندگی شخصی و زندگی حرفه ای تان حد و مرزی را مشخص کنید
تلفیق زندگی شخصی و حرفه ای می تواند باعث بروز اشتباهات و آشفتگی هایی در زندگی شود که شما را به مرز جنون برساند. لذا توصیه می گردد حد مشخصی از زمان، پول و توجه تان را معطوف به هر دو جنبه آن بکنید.
6️⃣ کار بکنید برای اینکه زندگی کنید، نه زندگی برای کار
قطعاً کار و تلاش جزء جدایی ناپذیر زندگی هر انسان موفقی تلقی می شود. اما به خودتان اجازه ندهید که انجام کار بیش از حد و پایبندی به تعهدات کاریتان شما را از زندگی بازدارد. لذت بردن از لحظات زندگی باید دلیل اصلی کار و فعالیت شما باشد.
7️⃣ یا کاری را به درستی انجام دهید و یا اینکه هرگز آنرا انجام ندهید
کاری را انتخاب کنید که دوست دارید و از انجام آن احساس غرور و رضایت می کنید. تنها در این صورت است که در انجام آن به توفیق می رسید.
8️⃣ علاقه از پول قویتر است
هر انسانی علایق فراوان و منحصر به فردی دارد. علایق هر فرد برای خودش قابل ملاحظه و قابل احترام است. قطعاً دنبال کردن علاقه و انجام کارهایی که حس خوبی از انجامش داریم جریان پول را به طرز غیر منتظره ای وارد زندگی ما انسان ها می کند.
9️⃣ با ناملایمات زندگی کنار بیایید
در هنگام مواجه با اتفاقات ناگوار در زندگی خونسردی و متانت خود را حفظ کنید. سعی کنید تغییرات را پذیرا باشید و از آنها نهراسید. باور داشته باشید که اگر بتوانید خود را با تغییرات همگون سازید و ذهن خود را به تغییر عادت دهید، می توانید افق جدیدی را پیش روی خود گشوده و مسایل از چشم انداز مثبت آنها بررسی کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ سطوح توانمندی مدیران:
اگر توانمندی های یک مدیر را به ۵ طبقه تقسیم کنیم، بالاترین درجه ی توانمندی ها برای رهبری سطح پنجم است.
💢 سطح اول: فردی با توانمندی های فوق العاده
این فرد با کمک استعداد، علم، مهارت و عادات کاری شایسته، همکاری موفقیت آمیزی از خود نشان میدهد.
💢 سطح دوم: عضو گروه مشارکت
توانمندی های فردی را صرف نیل به اهداف می کند و در یک کار گروهی بطور موثر با دیگران همکاری میکند.
💢 سطح سوم: مدیر کارآمد
افراد و نیروها را به پیگیری موثر و پربازده اهداف از پیش تعیین شده سوق میدهد.
💢 سطح چهارم: مدیر با نفوذ
مسئولیت های خود را انجام میدهد، دیدگاه روشن و گیرایی را به شدت دنبال میکند و معیارهای عملی بزرگتری را ایجاد میکند.
💢 سطح پنجم: مدیر خلاق یا رهبر
با آمیزه ای از فروتنی فردی و جسارت حرفه ای به دستاوردهای عالی و پایدار دست می یابد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر توانمندی های یک مدیر را به ۵ طبقه تقسیم کنیم، بالاترین درجه ی توانمندی ها برای رهبری سطح پنجم است.
💢 سطح اول: فردی با توانمندی های فوق العاده
این فرد با کمک استعداد، علم، مهارت و عادات کاری شایسته، همکاری موفقیت آمیزی از خود نشان میدهد.
💢 سطح دوم: عضو گروه مشارکت
توانمندی های فردی را صرف نیل به اهداف می کند و در یک کار گروهی بطور موثر با دیگران همکاری میکند.
💢 سطح سوم: مدیر کارآمد
افراد و نیروها را به پیگیری موثر و پربازده اهداف از پیش تعیین شده سوق میدهد.
💢 سطح چهارم: مدیر با نفوذ
مسئولیت های خود را انجام میدهد، دیدگاه روشن و گیرایی را به شدت دنبال میکند و معیارهای عملی بزرگتری را ایجاد میکند.
💢 سطح پنجم: مدیر خلاق یا رهبر
با آمیزه ای از فروتنی فردی و جسارت حرفه ای به دستاوردهای عالی و پایدار دست می یابد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Video
🌺آیا ما کشور تحول پذیری هستیم ؟
«تحول» یعنی تغییرِ بزرگ و شگرف.«تحول» یعنی تغییرِ در ماهیتْ و منطقِ یک پدیده. اگر چه که «اصلاح و بهبود»، مفاهیمِ قابلِ احترامی هستند، اما «تحول» چیز دیگری است.
«تحول»، بیشترْ به ریشهها و ساقهها میپردازد و «اصلاح و بهبود» به شاخ و برگها. این مورد را هم در نظر بگیرید که بدونِ «ساختارشکنی»، به احتمال زیاد «تحول» ممکن نخواهد بود.
من هر بار که کلمه «تحول» را از زبانِ مسئولین میشنوم به این فکر میکنم «امیدوارم بدانند» که چه میگویند و «امیدوارم بخواهند» که انجامش دهند. وگرنه این واژه نیز مانند بسیاری از واژههای اصیل دیگر، از معنا تهی و توسطِ بزرگواران، به زمینِ گرم زده خواهد شد.
در خصوص امرِ تحول در کشور دو دغدغه جدی وجود دارد. یکی اینکه تحولِ مدِّ نظر مسئولان بیش از آنکه منافعِ مردم را تامین کند، منجر به بسطِ ید و توسعهی قدرتِ بلامنازعِ خودشان شود (بهعنوانِ مثال: طرح صیانت).
دغدغه دوم نیز «تعصب» است. تعصبِ به گذشته. تعصبِ به مانیفستها. تعصبِ به شعارها. تعصب به چارچوبها و مدلهای کلان. تعصبِ به ساختارها و در نهایت، تعصب به افراد. لطفا دقت فرمایید که «تعصب نداشتن» به معنای بدونِ اصول بودن و وادادگی نیست؛ بلکه به معنای داشتنِ ذهنی باز و آمادهی شنیدنِ نظرات مختلف و انتخابِ بهترین آن است، حتی اگر به این نتیجه برسیم که بخش قابل توجه از راهی که در گذشته پیمودهایم، غلط و نادرست بوده است. تحول یعنی توانِ پذیرش چنین موضوعی و تلاش برای تغییر جدی آن، بدون لاپوشانی و پاک کردنِ صورت مساله تحتِ نامِ «مصلحت».
📕دکتر مهدی شامی زنجانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
«تحول» یعنی تغییرِ بزرگ و شگرف.«تحول» یعنی تغییرِ در ماهیتْ و منطقِ یک پدیده. اگر چه که «اصلاح و بهبود»، مفاهیمِ قابلِ احترامی هستند، اما «تحول» چیز دیگری است.
«تحول»، بیشترْ به ریشهها و ساقهها میپردازد و «اصلاح و بهبود» به شاخ و برگها. این مورد را هم در نظر بگیرید که بدونِ «ساختارشکنی»، به احتمال زیاد «تحول» ممکن نخواهد بود.
من هر بار که کلمه «تحول» را از زبانِ مسئولین میشنوم به این فکر میکنم «امیدوارم بدانند» که چه میگویند و «امیدوارم بخواهند» که انجامش دهند. وگرنه این واژه نیز مانند بسیاری از واژههای اصیل دیگر، از معنا تهی و توسطِ بزرگواران، به زمینِ گرم زده خواهد شد.
در خصوص امرِ تحول در کشور دو دغدغه جدی وجود دارد. یکی اینکه تحولِ مدِّ نظر مسئولان بیش از آنکه منافعِ مردم را تامین کند، منجر به بسطِ ید و توسعهی قدرتِ بلامنازعِ خودشان شود (بهعنوانِ مثال: طرح صیانت).
دغدغه دوم نیز «تعصب» است. تعصبِ به گذشته. تعصبِ به مانیفستها. تعصبِ به شعارها. تعصب به چارچوبها و مدلهای کلان. تعصبِ به ساختارها و در نهایت، تعصب به افراد. لطفا دقت فرمایید که «تعصب نداشتن» به معنای بدونِ اصول بودن و وادادگی نیست؛ بلکه به معنای داشتنِ ذهنی باز و آمادهی شنیدنِ نظرات مختلف و انتخابِ بهترین آن است، حتی اگر به این نتیجه برسیم که بخش قابل توجه از راهی که در گذشته پیمودهایم، غلط و نادرست بوده است. تحول یعنی توانِ پذیرش چنین موضوعی و تلاش برای تغییر جدی آن، بدون لاپوشانی و پاک کردنِ صورت مساله تحتِ نامِ «مصلحت».
📕دکتر مهدی شامی زنجانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰هزینه استخدام یک فرد نامناسب، معادل 24 برابر حقوق و مزایای سالیانه فرد است؟!
اگر شما صاحب کسب و کار هستید یا در شرکتی کار میکند که دست کم یک کارمند دارند حتماً تا کنون با یکی از موارد زیر روبرو شده اید:
🔷کارکنانتان عملکرد ضعیفی از خود نشان می دهند.
🔷شغل فعلی کارمندان را راضی نمیکند
🔷کارمند که استعداد لازم را ندارد و یا برای انجام کارهای روزانه از توانایی کافی برخوردار نیست
🔷کارمندان بعد از صرف هزینه و وقت زیاد برای آموزش شرکت و سازمان را ترک می کند و...
🔷برای تمام موارد بالا می توان دلیل و دلایل زیادی بر شمرد. اما یکی از دلایل و شاید مهمترین دلیل این گونه مسائل در سازمان ها «استخدام نامناسب»است. جیم کالینز در کتاب « از خوب به عالی», یکی از مهمترین دلایل موفقیت شرکتهای بزرگ را استخدام افراد مناسب میداند. و از نظر وی این عامل به قدری مهم است که اظهار میکند «ابتدا فرد مناسب را بیابید، سپس هدفگذاری کنید» و اگر بتوانید فرد مناسبی را بیابید شما را در یافتن راه های جدید و رسیدن به موفقیت کمک میکند. استخدام فرد مناسب در جایگاه مناسب، به رفع بسیاری از مسائل و مشکلات بعدی منابع انسانی مانند کارایی پایین، تعهد پایبن، بیانگیزگی، فرسودگی شغلی، تعارض و ترک خدمت کمک میکند. این گونه است که اقای پیتر دراکر میگوید؛ «هیچ دوره آموزشی خطای دوران جذب را جبران نخواهد کرد»
🔷 به عبارتی می توان ادعا کرد که صرف زمان و هزینه کافی برای فرایند جذب و استخدام از اتلاف هزینه و زمان بیشتر در آینده جلوگیری می کند به عقیده آقای پیتر دراکر، هیچ سازمانی نمیتواند کاری بیش از توانایی کارکنانش انجام دهد. استخدام افراد مناسب و شایسته کمک میکند تا استراتژیهای سازمان بخوبی تحقق یابد. استخدام کارکنان خلاق سازمان را خلاق و استخدام کارکنان منظم سازمان را منظم میکند، سازمانها و مدیران آنها مایلند کسانی را استخدام کنند که با فضا، فرهنگ و ارزشهای سازمان سازگارند و به تقویت و تحکیم آن کمک میکند..
🔷 انتخاب درست کارکنان به این معنی است که آنها بر اساس استعداد، سلایق ، توانمندبها و شایستگی ها، با شغل، همکارشان و سازمان تناسب داشته باشند، و تناسب یکی از عواملی است که موجب حفظ ارتباط و پایداری رابطه استخدامی میشود.
🔷فلذا میتوان گفت که انتخاب افراد مناسب یکی از راز و رمزهای موفقیت موفقترین شرکت های دنیاست و بسیاری از رهبران و مدیران شایسته و موفق جهان، موفقیت خود را تا حدود زیادی به جذب افراد شایسته نسبت میدهند./ برگرفته از آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر شما صاحب کسب و کار هستید یا در شرکتی کار میکند که دست کم یک کارمند دارند حتماً تا کنون با یکی از موارد زیر روبرو شده اید:
🔷کارکنانتان عملکرد ضعیفی از خود نشان می دهند.
🔷شغل فعلی کارمندان را راضی نمیکند
🔷کارمند که استعداد لازم را ندارد و یا برای انجام کارهای روزانه از توانایی کافی برخوردار نیست
🔷کارمندان بعد از صرف هزینه و وقت زیاد برای آموزش شرکت و سازمان را ترک می کند و...
🔷برای تمام موارد بالا می توان دلیل و دلایل زیادی بر شمرد. اما یکی از دلایل و شاید مهمترین دلیل این گونه مسائل در سازمان ها «استخدام نامناسب»است. جیم کالینز در کتاب « از خوب به عالی», یکی از مهمترین دلایل موفقیت شرکتهای بزرگ را استخدام افراد مناسب میداند. و از نظر وی این عامل به قدری مهم است که اظهار میکند «ابتدا فرد مناسب را بیابید، سپس هدفگذاری کنید» و اگر بتوانید فرد مناسبی را بیابید شما را در یافتن راه های جدید و رسیدن به موفقیت کمک میکند. استخدام فرد مناسب در جایگاه مناسب، به رفع بسیاری از مسائل و مشکلات بعدی منابع انسانی مانند کارایی پایین، تعهد پایبن، بیانگیزگی، فرسودگی شغلی، تعارض و ترک خدمت کمک میکند. این گونه است که اقای پیتر دراکر میگوید؛ «هیچ دوره آموزشی خطای دوران جذب را جبران نخواهد کرد»
🔷 به عبارتی می توان ادعا کرد که صرف زمان و هزینه کافی برای فرایند جذب و استخدام از اتلاف هزینه و زمان بیشتر در آینده جلوگیری می کند به عقیده آقای پیتر دراکر، هیچ سازمانی نمیتواند کاری بیش از توانایی کارکنانش انجام دهد. استخدام افراد مناسب و شایسته کمک میکند تا استراتژیهای سازمان بخوبی تحقق یابد. استخدام کارکنان خلاق سازمان را خلاق و استخدام کارکنان منظم سازمان را منظم میکند، سازمانها و مدیران آنها مایلند کسانی را استخدام کنند که با فضا، فرهنگ و ارزشهای سازمان سازگارند و به تقویت و تحکیم آن کمک میکند..
🔷 انتخاب درست کارکنان به این معنی است که آنها بر اساس استعداد، سلایق ، توانمندبها و شایستگی ها، با شغل، همکارشان و سازمان تناسب داشته باشند، و تناسب یکی از عواملی است که موجب حفظ ارتباط و پایداری رابطه استخدامی میشود.
🔷فلذا میتوان گفت که انتخاب افراد مناسب یکی از راز و رمزهای موفقیت موفقترین شرکت های دنیاست و بسیاری از رهبران و مدیران شایسته و موفق جهان، موفقیت خود را تا حدود زیادی به جذب افراد شایسته نسبت میدهند./ برگرفته از آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from HR 34000
"Why being respectful to your coworkers is good for business?"
By: Christine Porath (Management Professor, Researcher) (Jan 2018)
#TED
📜 بی ادبی یک اشکال است. مسری است و با بودن در اطراف آن ما نیز مبتلا می شویم. و این تنها محدود به محیط کار نیست. ما می توانیم این ویروس را در هر جایی(خانه،اینترنت،مدرسه و جامعه) ببریم. بی ادبی روی احساسات ما، انگیزه ما، عملکرد ما و رفتار ما با دیگران تاثیر می گذارد. حتی روی توجه ما تاثیر می گذارد و مقداری از قدرت مغز ما را می گیرد.
📌 دلایل وجود بی ادبی در کارکنان:
1⃣ استرس: کارکنان فشار زیادی را احساس میکنند.
2⃣ نگران از مودب بودن یا خوب به نظر رسیدن: کارکنان معتقدند با مودب بودن کمتر مثل رهبران به نظر می رسند.
✅ نزاکت داشتن بر کارکنان تاثیر مثبت دارد. مودب بودن واقعی یعنی کارهای کوچک انجام دهیم، مانند لبخند زدن و سلام دادن در راهرو و کاملاً گوش دادن وقتی کسی با شما حرف میزند. مودب بودن تنها برای انگیزه دادن به دیگران نیست. برای شماست. اگر مودب باشید، احتمال بیشتری دارد که به عنوان یک رهبر دیده شوید. عملکرد بهتری خواهید داشت، و گرم و شایسته دیده می شوید.
لینک دریافت سخنرانی👇👇
https://www.ted.com/talks/christine_porath_why_being_respectful_to_your_coworkers_is_good_for_business?utm_campaign=tedspread&utm_medium=referral&utm_source=tedcomshare
مهراد کاظمی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی
دانشگاه شهید بهشتی تهران
دبیر بخش نقد سخنرانی
مجله رفتار سازمانی و منابع انسانی
#انجمن_علمی_مدیریت_دولتی_ایران
#سخنرانی_شماره_59
به معتبرترین گروه مدیریت منابع انسانی ایران بپیوندید:
🆔 @HR34000
https://t.me/joinchat/AAAAAE9WKqagq66bv1YafQ
By: Christine Porath (Management Professor, Researcher) (Jan 2018)
#TED
📜 بی ادبی یک اشکال است. مسری است و با بودن در اطراف آن ما نیز مبتلا می شویم. و این تنها محدود به محیط کار نیست. ما می توانیم این ویروس را در هر جایی(خانه،اینترنت،مدرسه و جامعه) ببریم. بی ادبی روی احساسات ما، انگیزه ما، عملکرد ما و رفتار ما با دیگران تاثیر می گذارد. حتی روی توجه ما تاثیر می گذارد و مقداری از قدرت مغز ما را می گیرد.
📌 دلایل وجود بی ادبی در کارکنان:
1⃣ استرس: کارکنان فشار زیادی را احساس میکنند.
2⃣ نگران از مودب بودن یا خوب به نظر رسیدن: کارکنان معتقدند با مودب بودن کمتر مثل رهبران به نظر می رسند.
✅ نزاکت داشتن بر کارکنان تاثیر مثبت دارد. مودب بودن واقعی یعنی کارهای کوچک انجام دهیم، مانند لبخند زدن و سلام دادن در راهرو و کاملاً گوش دادن وقتی کسی با شما حرف میزند. مودب بودن تنها برای انگیزه دادن به دیگران نیست. برای شماست. اگر مودب باشید، احتمال بیشتری دارد که به عنوان یک رهبر دیده شوید. عملکرد بهتری خواهید داشت، و گرم و شایسته دیده می شوید.
لینک دریافت سخنرانی👇👇
https://www.ted.com/talks/christine_porath_why_being_respectful_to_your_coworkers_is_good_for_business?utm_campaign=tedspread&utm_medium=referral&utm_source=tedcomshare
مهراد کاظمی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی
دانشگاه شهید بهشتی تهران
دبیر بخش نقد سخنرانی
مجله رفتار سازمانی و منابع انسانی
#انجمن_علمی_مدیریت_دولتی_ایران
#سخنرانی_شماره_59
به معتبرترین گروه مدیریت منابع انسانی ایران بپیوندید:
🆔 @HR34000
https://t.me/joinchat/AAAAAE9WKqagq66bv1YafQ