💠بمباران خاموش اقتصاد ایران
✍️دکتر تیمور رحمانی:
🔹ایران در گیر دشواریهایى است که در سال ١٣٩٣ آنها را عرصه هاى چالش ساز اقتصاد ایران نامیدم و بعدها بزرگانى با همان تم همایش چالش ها و ابرچالش ها براى اقتصاد ایران برگزار کردند و همه براى سخنان آتشین سخنرانان کف زدیم و همه خشنود از این همه دانش در حوزه هاى متعدد علم و از جمله علم اقتصاد بر خود بالیدیم. سال ها گذشته است و همان عرصه هاى چالش ساز تبدیل به بحران واقعى شده اند.
🔹اکنون دیگر کار از چند درصد تورم بالاتر و کسرى بودجه زیاد دولت و رشد پایین بهره ورى و مجموع رشد تقریبا صفر اقتصادى گذشته است و به موضوعات پیش پا افتاده اى مانند قطعى گسترده برق و نزاع آب و ناتوانى خانوارهاى متوسط از تهیه کالاهاى بادوام معمولى و حتى ناتوانى طیف قابل توجهى از شهروندان در تامین برنج و عدس و سیب زمینى هم رسیده است. چرا چنین شده است؟
🔹واقعیت آن است که اقتصاد ایران بمباران گسترده شده است و آنهم بمباران بى سر و صدایى که هشدار پناه گرفتن و محفوظ ماندن به ما نداده است. این بمباران بى رحمانه ترین نوع بمباران ها است و به ندرت کشورى مى توان یافت که آن را تجربه کرده باشد و در نتیجه تجربه اى منحصر به فرد براى اقتصاد ایران است که امید داریم اگر ما بابت آن خیلى تلفات دادیم سایر کشورها از تجربه ما درس بگیرند و تلفات ندهند.
🔹اما این بمباران بى سر وصدا چیست؟ به زبان ساده اقتصاد ایران با انکار و مختل کردن نظام قیمتها بمباران شده است و تک تک کژى هایى که در اقتصاد ایران مشاهده مى کنیم پیامد این بمباران است. بلافاصله ممکن است این پرسش مطرح شود که کشورهاى زیادى در گذشته این کار را کرده اند و هنوز معدودى هستند که چنین مى کنند. کشورهاى بلوک شرق سابق نمونه بارز چنین وضعیتى هستند و آنگاه چرا باید تجربه ایران را منحصر به فرد بدانیم.
🔹کشورهایى که متاثر از ایدئولوژى مارکسیستى با انواعى از نسخه ها به اختلال در نظام قیمتها پرداختند، به دلیل مالکیت گسترده دولت و نفى مالکیت بخش خصوصى فقط انگیزه ها را سرکوب کردند و نتیجه آن فقدان انگیزه براى افزایش بهره ورى و رشد اقتصادى بود. اما این کشورها در عوض بى ثباتى هاى اقتصاد کلان را تجربه نکردند.
🔹آنچه ایران را متمایز مى کند آن است که نظام قیمتها انکار شده و مختل شده است و در عین حال کسب و کارهاى خصوصى بخش بزرگى از فعالیتهاى اقتصادى را در اختیار دارد و آنچه به عنوان فعالیت بخش دولتى و شبه دولتى در اقتصاد ایران وجود دارد طى یک چارچوب مبادله کالاها و خدمات وسیله اى براى انباشت ثروت و مالکیت بخش خصوصى است. در چنین شیوه اى از سازماندهى فعالیتهاى اقتصادى، اختلال نظام قیمتها بهشتى براى رانت جویى و کسب منفعت توسط کسانى است که در تحلیل هاى مرتبط علم اقتصاد predator نامیده مى شوند و شوربختانه اختلال نظام قیمتها تقریبا همه آحاد جامعه را به predator بالقوه تبدیل کرده است. در این سازماندهى ویژه اقتصاد ایران،همه و حتى کارآفرینان در یک بازى جمعى خواهان تداوم اختلال نظام قیمتها هستند چون هیچکدام منطقا نمى خواهند شروع کننده هزینه هاى کنارگذاشتن اختلال نظام قیمتها شوند.
🔹نتیجه چیست؟ مطابق تحلیل متعارف علم اقتصاد نتیجه رشد پایین بهره ورى و اتلاف گسترده منابع است که در مجموع مانعى براى بهبود رفاه اجتماعى است و خود را در قالب انواعى از بحرانها که دیگر بر کسى پوشیده نیست نشان مى دهد. اما در عین حال نتیجه دیگر این بازى جمعى ناشى از انکار و اختلال نظام قیمت، انباشت مطالباتى است که چون با رشد اقتصادى قابل پاسخ گویى نیست، خود را به شکل خلق نقدینگى براى تخفیف موقتى بحرانها نشان مى دهد و نتیجه آن هم شکل گیرى تورم بالا و سفته بازى در بازارها که بویژه دهکهاى پایین را قربانى اصلى این بمباران خاموش و بى سر و صدا کرده است.
🔹آنچه اشاره شد، دلالت بر بى عیب و نقص بودن نظام قیمتها و پذیرش بى قید و شرط آن ندارد، چرا که در علم اقتصاد نقایص نظام قیمتها و چگونگى درمان آنها نیز شناخته شده است. آنچه مهم است پرهیز از انکار نظام قیمتها و مختل نکردن کل نظام قیمتها است.
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️دکتر تیمور رحمانی:
🔹ایران در گیر دشواریهایى است که در سال ١٣٩٣ آنها را عرصه هاى چالش ساز اقتصاد ایران نامیدم و بعدها بزرگانى با همان تم همایش چالش ها و ابرچالش ها براى اقتصاد ایران برگزار کردند و همه براى سخنان آتشین سخنرانان کف زدیم و همه خشنود از این همه دانش در حوزه هاى متعدد علم و از جمله علم اقتصاد بر خود بالیدیم. سال ها گذشته است و همان عرصه هاى چالش ساز تبدیل به بحران واقعى شده اند.
🔹اکنون دیگر کار از چند درصد تورم بالاتر و کسرى بودجه زیاد دولت و رشد پایین بهره ورى و مجموع رشد تقریبا صفر اقتصادى گذشته است و به موضوعات پیش پا افتاده اى مانند قطعى گسترده برق و نزاع آب و ناتوانى خانوارهاى متوسط از تهیه کالاهاى بادوام معمولى و حتى ناتوانى طیف قابل توجهى از شهروندان در تامین برنج و عدس و سیب زمینى هم رسیده است. چرا چنین شده است؟
🔹واقعیت آن است که اقتصاد ایران بمباران گسترده شده است و آنهم بمباران بى سر و صدایى که هشدار پناه گرفتن و محفوظ ماندن به ما نداده است. این بمباران بى رحمانه ترین نوع بمباران ها است و به ندرت کشورى مى توان یافت که آن را تجربه کرده باشد و در نتیجه تجربه اى منحصر به فرد براى اقتصاد ایران است که امید داریم اگر ما بابت آن خیلى تلفات دادیم سایر کشورها از تجربه ما درس بگیرند و تلفات ندهند.
🔹اما این بمباران بى سر وصدا چیست؟ به زبان ساده اقتصاد ایران با انکار و مختل کردن نظام قیمتها بمباران شده است و تک تک کژى هایى که در اقتصاد ایران مشاهده مى کنیم پیامد این بمباران است. بلافاصله ممکن است این پرسش مطرح شود که کشورهاى زیادى در گذشته این کار را کرده اند و هنوز معدودى هستند که چنین مى کنند. کشورهاى بلوک شرق سابق نمونه بارز چنین وضعیتى هستند و آنگاه چرا باید تجربه ایران را منحصر به فرد بدانیم.
🔹کشورهایى که متاثر از ایدئولوژى مارکسیستى با انواعى از نسخه ها به اختلال در نظام قیمتها پرداختند، به دلیل مالکیت گسترده دولت و نفى مالکیت بخش خصوصى فقط انگیزه ها را سرکوب کردند و نتیجه آن فقدان انگیزه براى افزایش بهره ورى و رشد اقتصادى بود. اما این کشورها در عوض بى ثباتى هاى اقتصاد کلان را تجربه نکردند.
🔹آنچه ایران را متمایز مى کند آن است که نظام قیمتها انکار شده و مختل شده است و در عین حال کسب و کارهاى خصوصى بخش بزرگى از فعالیتهاى اقتصادى را در اختیار دارد و آنچه به عنوان فعالیت بخش دولتى و شبه دولتى در اقتصاد ایران وجود دارد طى یک چارچوب مبادله کالاها و خدمات وسیله اى براى انباشت ثروت و مالکیت بخش خصوصى است. در چنین شیوه اى از سازماندهى فعالیتهاى اقتصادى، اختلال نظام قیمتها بهشتى براى رانت جویى و کسب منفعت توسط کسانى است که در تحلیل هاى مرتبط علم اقتصاد predator نامیده مى شوند و شوربختانه اختلال نظام قیمتها تقریبا همه آحاد جامعه را به predator بالقوه تبدیل کرده است. در این سازماندهى ویژه اقتصاد ایران،همه و حتى کارآفرینان در یک بازى جمعى خواهان تداوم اختلال نظام قیمتها هستند چون هیچکدام منطقا نمى خواهند شروع کننده هزینه هاى کنارگذاشتن اختلال نظام قیمتها شوند.
🔹نتیجه چیست؟ مطابق تحلیل متعارف علم اقتصاد نتیجه رشد پایین بهره ورى و اتلاف گسترده منابع است که در مجموع مانعى براى بهبود رفاه اجتماعى است و خود را در قالب انواعى از بحرانها که دیگر بر کسى پوشیده نیست نشان مى دهد. اما در عین حال نتیجه دیگر این بازى جمعى ناشى از انکار و اختلال نظام قیمت، انباشت مطالباتى است که چون با رشد اقتصادى قابل پاسخ گویى نیست، خود را به شکل خلق نقدینگى براى تخفیف موقتى بحرانها نشان مى دهد و نتیجه آن هم شکل گیرى تورم بالا و سفته بازى در بازارها که بویژه دهکهاى پایین را قربانى اصلى این بمباران خاموش و بى سر و صدا کرده است.
🔹آنچه اشاره شد، دلالت بر بى عیب و نقص بودن نظام قیمتها و پذیرش بى قید و شرط آن ندارد، چرا که در علم اقتصاد نقایص نظام قیمتها و چگونگى درمان آنها نیز شناخته شده است. آنچه مهم است پرهیز از انکار نظام قیمتها و مختل نکردن کل نظام قیمتها است.
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی
یکی از سوالات پر تکرار این است که در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟
من برای پاسخ دادن به این مساله 4 تست مطرح می کنم و می گویم کاری را انتخاب کن که از این 4 تست سر بلند بیرون بیاید.
📌تست 1: توانمندی، در آن حوزه تخصصی احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) دارم. مثلا برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی.
📌تست2: علاقه مندی، علاوه بر توانمندی باید یک ذوق و شوق درونی در تو نسبت به آن رشته وجود داشته باشد. چه چیزی در درون شما وجود دارد که شما را ساعت 6 صبح به اشتیاق آن بلند می شوید. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟
📌تست 3: نیازمندی، آن رشته کاری باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد یکی اینکه کاری را انتخاب کرده ای که علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کند جیبت را پر می کند.
📌تست 4: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.
شخصاً حوزه کاری ام را گونه ای انتخاب کرده ام که در برابر هر چهار تست سربلند است. هم لذت می برم هم منفعت می برم و هم احساس هویت و رسالت میکنم و هم افق های متعددی و گزینه های مختلفی پیش روی من است … بهمین خاطر کارم را زندگی می کنم. نه اینکه کار کنم برای اینکه زندگی کنم.
نکته: ممکن است کسی بگوید که من نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جوابش اینه که این نشان می دهد که خودت را نمی شناسی. و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت.
تو هم راهت را انتخاب کن یا الان و یا اگر نه به صورت هوشمندانه تجربه های متفاوتی را برای خودت طراحی کن و بعد از کسب تجارب و شناخت بیشتر توانمندی-علاقه مندی ات با توکل به خداوند دست به یک انتخاب سرنوشت ساز بزن.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی
یکی از سوالات پر تکرار این است که در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟
من برای پاسخ دادن به این مساله 4 تست مطرح می کنم و می گویم کاری را انتخاب کن که از این 4 تست سر بلند بیرون بیاید.
📌تست 1: توانمندی، در آن حوزه تخصصی احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) دارم. مثلا برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی.
📌تست2: علاقه مندی، علاوه بر توانمندی باید یک ذوق و شوق درونی در تو نسبت به آن رشته وجود داشته باشد. چه چیزی در درون شما وجود دارد که شما را ساعت 6 صبح به اشتیاق آن بلند می شوید. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟
📌تست 3: نیازمندی، آن رشته کاری باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد یکی اینکه کاری را انتخاب کرده ای که علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کند جیبت را پر می کند.
📌تست 4: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.
شخصاً حوزه کاری ام را گونه ای انتخاب کرده ام که در برابر هر چهار تست سربلند است. هم لذت می برم هم منفعت می برم و هم احساس هویت و رسالت میکنم و هم افق های متعددی و گزینه های مختلفی پیش روی من است … بهمین خاطر کارم را زندگی می کنم. نه اینکه کار کنم برای اینکه زندگی کنم.
نکته: ممکن است کسی بگوید که من نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جوابش اینه که این نشان می دهد که خودت را نمی شناسی. و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت.
تو هم راهت را انتخاب کن یا الان و یا اگر نه به صورت هوشمندانه تجربه های متفاوتی را برای خودت طراحی کن و بعد از کسب تجارب و شناخت بیشتر توانمندی-علاقه مندی ات با توکل به خداوند دست به یک انتخاب سرنوشت ساز بزن.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from دانشگاه صوتی چکیده ماندگار | خلاصه کتاب تاریخی، سیاسی
🌎 چرا کرونا در بعضی کشورها کشتار کمتری داشت؟
پاسخی به یک پرسش بزرگ؛ خلاصهای از مقاله مهم اکونومیست
✍️ حامد پاک طینت
🔸منبع: مجمع فعالان اقتصادی
@econviews
🌿 پرسشی که مدتهاست ذهن من و احتمالا بسیاری از شما را درگیر نموده است:
🔺چرا برخی از نقاط دنیا بیشتر از سایر نقاط به مرگ ناشی از کرونا مبتلا شده اند؟
📌به گمانم مقاله بی نظیر امروز اکونومیست جالبترین موضوع روز است
بعد از هفده ماه از همه گیری کرونا و بسیاری از پرسشهای بی پاسخ حالا نتیجه تحقیقات دانشمندان شنیدنی است و چه پند بزرگی برای دولتمردان محترم و نامحترم !
یک نفر به این معمای بزرگ پاسخ دهد: چرا اهالی فلوریدا به ازای میانگین آمریکایی ها بر اثر ابتلا به کرونا کمتر جان خود را از دست داده اند؟ اگرچه محدودیت ها کمتری وجود داشته است؟
همه می دانند که افراد مسن بیشتر در معرض خطر هستند. اما ژاپن ، جایی که 28 % از افراد بالای 65 سال سن دارند در مقایسه با 9 % در سطح جهان ، تاکنون مرگ و میر بسیار کمی داشته است
اشتباه نکنید کسی نگفته واکسن بی تاثیر است اما به نظر می رسد که این امر ارتباط چندانی با اقدامات بهداشتی، آب و هوا یا جغرافیا نداشته است
با نهایت تعجب هیچ همبستگی دقیقی بین میزان قرنطینه و مرگ و میر پیدا نشده است
🔺عامل "جادویی" اقتصاد است
📌"نابرابری درآمد" در بین اجتماع بخش بزرگی از پاسخ است
بدون شک نابرابری درآمد منشا بسیاری از مشکلات فرهنگی و اقتصادی در میان آحاد جامعه است که تبعات آن دامان همه اجتماع را خواهد گرفت .این مقاله خواندنی را حتما بخوانید و به این بیاندیشید که ما با سیاستهای نادرستمان که به فسادی عمیق و بیسابقه در کشور منجر شد، حالا با این همه نابرابری چگونه داریم جان انسانها را می گیریم.
🔻در بالا ترجمه خلاصه ای از مقاله اکونومیست در خصوص رابطه شگفت انگیز نابرابری درآمد و همه گیری کرونا ارائه شد.
🔸ذکر موضوع پراهمیت دیگری در این مقاله به گمانم خالی از لطف و توجه ما و ایضا مسئولین مملکت نیست که آخرین پژوهشها به چه میزان اهمیت "سرمایه اجتماعی" حکومتها را در پاندمی کرونا ثابت کرده است
🔸آمار همه گیری کرونا نشان داده که در کشورهای با نابرابری بالا، تمایل چندانی برای همکاری مردم با دولت دیده نمیشود و از آن بدتر حس دلسوزی قابل توجهی بدلیل فاصله طبقاتی و احساس ضایع شدن حق خود در جامعه به همشهریان خود نیز ندارند و به همین دلیل قوائد محدودیتها و استفاده از ماسک را چندان رعایت نمی کنند،حتی نافرمانی را ترجیح میدهند و از قضا ریشه همه این نابسامانی ها را در عدم کفایت دولتها می یابند جایی که ریشه سرمایه اجتماعی یک حکمرانی است
🔸بد نیست در خصوص وضعیت سرمایه اجتماعی امروز دولت در ایران و رفتار عمومی مردم در خصوص کرونا اینبار از این زاویه مرور دیگری کنیم و کمی به آن بیاندیشیم.
👇لینک مقاله اکونومیست👇
https://www.economist.com/finance-and-economics/2021/07/31/why-have-some-places-suffered-more-covid-19-deaths-than-others
پاسخی به یک پرسش بزرگ؛ خلاصهای از مقاله مهم اکونومیست
✍️ حامد پاک طینت
🔸منبع: مجمع فعالان اقتصادی
@econviews
🌿 پرسشی که مدتهاست ذهن من و احتمالا بسیاری از شما را درگیر نموده است:
🔺چرا برخی از نقاط دنیا بیشتر از سایر نقاط به مرگ ناشی از کرونا مبتلا شده اند؟
📌به گمانم مقاله بی نظیر امروز اکونومیست جالبترین موضوع روز است
بعد از هفده ماه از همه گیری کرونا و بسیاری از پرسشهای بی پاسخ حالا نتیجه تحقیقات دانشمندان شنیدنی است و چه پند بزرگی برای دولتمردان محترم و نامحترم !
یک نفر به این معمای بزرگ پاسخ دهد: چرا اهالی فلوریدا به ازای میانگین آمریکایی ها بر اثر ابتلا به کرونا کمتر جان خود را از دست داده اند؟ اگرچه محدودیت ها کمتری وجود داشته است؟
همه می دانند که افراد مسن بیشتر در معرض خطر هستند. اما ژاپن ، جایی که 28 % از افراد بالای 65 سال سن دارند در مقایسه با 9 % در سطح جهان ، تاکنون مرگ و میر بسیار کمی داشته است
اشتباه نکنید کسی نگفته واکسن بی تاثیر است اما به نظر می رسد که این امر ارتباط چندانی با اقدامات بهداشتی، آب و هوا یا جغرافیا نداشته است
با نهایت تعجب هیچ همبستگی دقیقی بین میزان قرنطینه و مرگ و میر پیدا نشده است
🔺عامل "جادویی" اقتصاد است
📌"نابرابری درآمد" در بین اجتماع بخش بزرگی از پاسخ است
بدون شک نابرابری درآمد منشا بسیاری از مشکلات فرهنگی و اقتصادی در میان آحاد جامعه است که تبعات آن دامان همه اجتماع را خواهد گرفت .این مقاله خواندنی را حتما بخوانید و به این بیاندیشید که ما با سیاستهای نادرستمان که به فسادی عمیق و بیسابقه در کشور منجر شد، حالا با این همه نابرابری چگونه داریم جان انسانها را می گیریم.
🔻در بالا ترجمه خلاصه ای از مقاله اکونومیست در خصوص رابطه شگفت انگیز نابرابری درآمد و همه گیری کرونا ارائه شد.
🔸ذکر موضوع پراهمیت دیگری در این مقاله به گمانم خالی از لطف و توجه ما و ایضا مسئولین مملکت نیست که آخرین پژوهشها به چه میزان اهمیت "سرمایه اجتماعی" حکومتها را در پاندمی کرونا ثابت کرده است
🔸آمار همه گیری کرونا نشان داده که در کشورهای با نابرابری بالا، تمایل چندانی برای همکاری مردم با دولت دیده نمیشود و از آن بدتر حس دلسوزی قابل توجهی بدلیل فاصله طبقاتی و احساس ضایع شدن حق خود در جامعه به همشهریان خود نیز ندارند و به همین دلیل قوائد محدودیتها و استفاده از ماسک را چندان رعایت نمی کنند،حتی نافرمانی را ترجیح میدهند و از قضا ریشه همه این نابسامانی ها را در عدم کفایت دولتها می یابند جایی که ریشه سرمایه اجتماعی یک حکمرانی است
🔸بد نیست در خصوص وضعیت سرمایه اجتماعی امروز دولت در ایران و رفتار عمومی مردم در خصوص کرونا اینبار از این زاویه مرور دیگری کنیم و کمی به آن بیاندیشیم.
👇لینک مقاله اکونومیست👇
https://www.economist.com/finance-and-economics/2021/07/31/why-have-some-places-suffered-more-covid-19-deaths-than-others
The Economist
Why have some places suffered more covid-19 deaths than others?
Income inequality is a big part of the answer
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕شوق تغییر و تحول
🔰در جستجوی هوای تازه و برای نفس کشیدن در هوایی که بوی عطر و طعم عشق بدهد، پرنده مهاجر از نهایت سیاهی شب به روشنایی و طلوع خورشید می رسد و نفس می کشد در هوایی که مملو از حس خوب زندگیست و می خواند بی بهانه از عشق که همه بهانه بودن و نفس کشیدن و پرواز کردن و اواز خواندنش عشقست که بدون عشق و پرواز، هیچ چیز نیست، حتی پرنده
🌹تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟
من حسن تو را چند خریدار بمانم؟
این پنجره را وا کن و آن آینه بشکن!
حیف است که در حسرت دیدار بمانم
یک لحظه نظربازی ما آه! سبب شد
یک عمر به آن لحظه وفادار بمانم
هم شوق تماشاست و هم شرم حضور است
سخت است که بگریزم و دشوار بمانم
مرغی شدهام جَلد تو و قسمتم این است
هرجا بروم باز گرفتار بمانم
جز رنج سفر چیست در آزادی و پرواز؟
بگذار که کنج قفس این بار بمانم
ای بوسهی هنگام وداعش! کمکم کن
چون غنچهی گل رازنگهدار بمانم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در جستجوی هوای تازه و برای نفس کشیدن در هوایی که بوی عطر و طعم عشق بدهد، پرنده مهاجر از نهایت سیاهی شب به روشنایی و طلوع خورشید می رسد و نفس می کشد در هوایی که مملو از حس خوب زندگیست و می خواند بی بهانه از عشق که همه بهانه بودن و نفس کشیدن و پرواز کردن و اواز خواندنش عشقست که بدون عشق و پرواز، هیچ چیز نیست، حتی پرنده
🌹تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟
من حسن تو را چند خریدار بمانم؟
این پنجره را وا کن و آن آینه بشکن!
حیف است که در حسرت دیدار بمانم
یک لحظه نظربازی ما آه! سبب شد
یک عمر به آن لحظه وفادار بمانم
هم شوق تماشاست و هم شرم حضور است
سخت است که بگریزم و دشوار بمانم
مرغی شدهام جَلد تو و قسمتم این است
هرجا بروم باز گرفتار بمانم
جز رنج سفر چیست در آزادی و پرواز؟
بگذار که کنج قفس این بار بمانم
ای بوسهی هنگام وداعش! کمکم کن
چون غنچهی گل رازنگهدار بمانم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مهارتهای سه گانه مدیریت
مهارتهای مورد نیاز مدیران را میتوان به صورت فنی، انسانی و ادراکی طبقهبندی کرد. مهارت به تواناییهای قابل پرورش شخص که در عملکرد و بقای وظائف منعکس میشود بنابراین منظور از مهارت توانایی به کار بردن مؤثر دانش و تجربه شخصی است. ضابطه اصلی مهارت داشتن، اقدام و عمل مؤثر در شرایط متغیر است.
تعریف مهارتهای سهگانه مدیریت به شرح زیر است:
مهارت فنی یعنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاص که لازمه آن ورزیدگی در کاربرد فنون و ابزار ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است. مهارتهای فنی از طریق تحصیل، کارورزی و تجربه حاصل میشوند. مدیران معمولاً این مهارتها را طی دورههای آموزشی یا کارآموزی فرا میگیرند نظیر دانش، فنون و روشهای برنامهریزی، بودجهبندی، کنترل، حسابداری، امور مالی، کارگزینی کارپردازی و غیره ویژگی بارز مهارت، فنی آن است که به بالاترین درجه شایستگی و خبرگی در آن میتوان دست یافت زیرا این نوع مهارت دقیق، مشخص، دارای ضوابط عینی و قابل اندازهگیری است. از این رو، کنترل و ارزشیابی آن، هم در جریان آموزش و هم در مرحله کاربرد و عمل آسان است. مهارتهای فنی مورد نیاز مدیران آموزشی، ارزشیابی آموزشی، راهنمایی آموزشی، فنون و روشهای تدریس و فنون اداری و مالی آموزش و پرورش است. مدیر آموزشی برای انجام وظایف خاصی که دارد باید از مهارتهای فنی کافی برخوردار باشد.
مهارت انسانی یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه، درک انگیزههای افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان. مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است. یعنی کار کردن با مردم در مقابل کار کردن با اشیا و چیزها. داشتن مهارتهای انسانی مستلزم آن است که شخص بیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقاید و افکارش برخوردار و روشن باشند، اعتماد به نفس داشته باشد، به دیگران اعتماد کند، به عقاید، ارزشها و احساسات آنان احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد. مهارتهای انسانی به آسانی قابل حصول نیستند و فنون و روشهای مشخصی ندارند. امروز دانش علمی در قلمرو روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و مردمشناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی، به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارتهای انسانی را فراهم میسازند. کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزهها، انتظارات و رفتارهای آنان کمک میکنند تا شخص به مرور بتوانند علل و عوامل شکلدهنده رفتار افراد انسان را درک کرده راه و رسم کار کردن با مردم و اثرگذاری بر رفتار آنان را بیاموزد. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شماره یکی از اعضای مؤثر محیط آموزشی درآمده بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد، باید به حد کافی از مهارتهای انسانی بهرهمند باشد.
مهارت ادراکی یعنی توانایی درک پیچیدگیهای کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیلدهنده کار و فعالیت سازمانی به صورت یک کل واحد (سیستم) به عبارت دیگر، توانایی درک و تشخیص اینکه کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته بوده تغییر در هر یک از بخشها، الزاماً بخشهای دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد. آگاهی از این روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعیتهای مختلف، مدیر را قادر میسازد که به طریقی تصمیمگیری یا اقدام کند که موجبات اثربخشی سازمان و رضایت کارکنان آن را فراهم نماید.
اکتساب مهارت ادراکی (یا مفهومی) مستلزم آموزش نظریههای علوم رفتاری بویژه تئوریهای سازمان، مدیریت و تصمیمگیری و کاربرد عملی آنهاست. امروزه دورههای آموزش دانشگاهی در رشتههای تخصصی، آشنایی با نگرش و روشهای سیستمی و استفاده از یافتههای مطالعات و تحقیقات راجع به سازمانها، زمینه دستیابی به مهارت ادراکی در مدیریت را فراهم میسازند. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند محیط آموزشی را بشناسد، روابط متقابل میان عوامل مختلف را درک کند، اولویتهای آموزشی را تشخیص دهد، تصمیمات مؤثر اتخاذ کند و با اقدامات خود بهترین نتایج را عاید نظام آموزشی سازد، باید از مهارت ادراکی قابل ملاحظهای برخوردار باشد.../ادامه دارد..
مهارتهای مورد نیاز مدیران را میتوان به صورت فنی، انسانی و ادراکی طبقهبندی کرد. مهارت به تواناییهای قابل پرورش شخص که در عملکرد و بقای وظائف منعکس میشود بنابراین منظور از مهارت توانایی به کار بردن مؤثر دانش و تجربه شخصی است. ضابطه اصلی مهارت داشتن، اقدام و عمل مؤثر در شرایط متغیر است.
تعریف مهارتهای سهگانه مدیریت به شرح زیر است:
مهارت فنی یعنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاص که لازمه آن ورزیدگی در کاربرد فنون و ابزار ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است. مهارتهای فنی از طریق تحصیل، کارورزی و تجربه حاصل میشوند. مدیران معمولاً این مهارتها را طی دورههای آموزشی یا کارآموزی فرا میگیرند نظیر دانش، فنون و روشهای برنامهریزی، بودجهبندی، کنترل، حسابداری، امور مالی، کارگزینی کارپردازی و غیره ویژگی بارز مهارت، فنی آن است که به بالاترین درجه شایستگی و خبرگی در آن میتوان دست یافت زیرا این نوع مهارت دقیق، مشخص، دارای ضوابط عینی و قابل اندازهگیری است. از این رو، کنترل و ارزشیابی آن، هم در جریان آموزش و هم در مرحله کاربرد و عمل آسان است. مهارتهای فنی مورد نیاز مدیران آموزشی، ارزشیابی آموزشی، راهنمایی آموزشی، فنون و روشهای تدریس و فنون اداری و مالی آموزش و پرورش است. مدیر آموزشی برای انجام وظایف خاصی که دارد باید از مهارتهای فنی کافی برخوردار باشد.
مهارت انسانی یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه، درک انگیزههای افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان. مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است. یعنی کار کردن با مردم در مقابل کار کردن با اشیا و چیزها. داشتن مهارتهای انسانی مستلزم آن است که شخص بیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقاید و افکارش برخوردار و روشن باشند، اعتماد به نفس داشته باشد، به دیگران اعتماد کند، به عقاید، ارزشها و احساسات آنان احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد. مهارتهای انسانی به آسانی قابل حصول نیستند و فنون و روشهای مشخصی ندارند. امروز دانش علمی در قلمرو روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و مردمشناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی، به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارتهای انسانی را فراهم میسازند. کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزهها، انتظارات و رفتارهای آنان کمک میکنند تا شخص به مرور بتوانند علل و عوامل شکلدهنده رفتار افراد انسان را درک کرده راه و رسم کار کردن با مردم و اثرگذاری بر رفتار آنان را بیاموزد. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شماره یکی از اعضای مؤثر محیط آموزشی درآمده بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد، باید به حد کافی از مهارتهای انسانی بهرهمند باشد.
مهارت ادراکی یعنی توانایی درک پیچیدگیهای کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیلدهنده کار و فعالیت سازمانی به صورت یک کل واحد (سیستم) به عبارت دیگر، توانایی درک و تشخیص اینکه کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته بوده تغییر در هر یک از بخشها، الزاماً بخشهای دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد. آگاهی از این روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعیتهای مختلف، مدیر را قادر میسازد که به طریقی تصمیمگیری یا اقدام کند که موجبات اثربخشی سازمان و رضایت کارکنان آن را فراهم نماید.
اکتساب مهارت ادراکی (یا مفهومی) مستلزم آموزش نظریههای علوم رفتاری بویژه تئوریهای سازمان، مدیریت و تصمیمگیری و کاربرد عملی آنهاست. امروزه دورههای آموزش دانشگاهی در رشتههای تخصصی، آشنایی با نگرش و روشهای سیستمی و استفاده از یافتههای مطالعات و تحقیقات راجع به سازمانها، زمینه دستیابی به مهارت ادراکی در مدیریت را فراهم میسازند. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند محیط آموزشی را بشناسد، روابط متقابل میان عوامل مختلف را درک کند، اولویتهای آموزشی را تشخیص دهد، تصمیمات مؤثر اتخاذ کند و با اقدامات خود بهترین نتایج را عاید نظام آموزشی سازد، باید از مهارت ادراکی قابل ملاحظهای برخوردار باشد.../ادامه دارد..
ارزش نسبی مهارتها
همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارتهاست. گرچه در انجام دادن بعضی از وظایف، مهارتهای سهگانه لازم و ملزوم یکدیگر به نظر میرسند، با وجود این، ارزش نسبی آنها در سطوح و ردههای مختلف مدیریت فرق میکند. مدیران ردههای سرپرستی به مهارتهای فنی قابل ملاحظهای نیاز دارند زیرا که وظایف آنها غالباً ایجاب میکند که زیردستان خود را راهنمایی کنند یا آموزش دهند. در مقابل مدیران ردهبالای سازمانها چندان نیازی به مهارتهای فنی ندارند بلکه وظایف تصمیمگیری، برنامهریزی و سازماندهی ایجاب میکند که به مهارت ادراکی قابل ملاحظهای مجهز باشند. مهارتهای انسانی تقریباً لازمه انجام دادن همه وظایف در همه سطوح مدیریت است زیرا که مدیران صرفنظر از نوع وظایف یا سطح مسئولیت و مقام با افراد انسان سر و کار داشته برای جلب همکاری و اثرگذاری بر رفتار آنها باید از مهارتهای انسانی برخوردار باشند. از این رو، امروزه، در مدیریت سازمانها، تأکید بر مهارتهای انسانی اولویت ویژهای پیدا کرده است.
همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارتهاست. گرچه در انجام دادن بعضی از وظایف، مهارتهای سهگانه لازم و ملزوم یکدیگر به نظر میرسند، با وجود این، ارزش نسبی آنها در سطوح و ردههای مختلف مدیریت فرق میکند. مدیران ردههای سرپرستی به مهارتهای فنی قابل ملاحظهای نیاز دارند زیرا که وظایف آنها غالباً ایجاب میکند که زیردستان خود را راهنمایی کنند یا آموزش دهند. در مقابل مدیران ردهبالای سازمانها چندان نیازی به مهارتهای فنی ندارند بلکه وظایف تصمیمگیری، برنامهریزی و سازماندهی ایجاب میکند که به مهارت ادراکی قابل ملاحظهای مجهز باشند. مهارتهای انسانی تقریباً لازمه انجام دادن همه وظایف در همه سطوح مدیریت است زیرا که مدیران صرفنظر از نوع وظایف یا سطح مسئولیت و مقام با افراد انسان سر و کار داشته برای جلب همکاری و اثرگذاری بر رفتار آنها باید از مهارتهای انسانی برخوردار باشند. از این رو، امروزه، در مدیریت سازمانها، تأکید بر مهارتهای انسانی اولویت ویژهای پیدا کرده است.
Forwarded from اتچ بات
🔰دو اخلاق از امام حسین که کمتر به آن میپردازیم؛(بخش اول)
✍ مرحوم دکتر رضا بابایی(با تلخیص)
🔺این مطلب در دو بخش متوالی تقدیم میگردد.
🔷در طول داستان عاشورا، از زمانی که امام حسین(ع) از مدینه به سمت مکه و سپس به سمت کوفه و عراق حرکت کردند، دو اخلاق را در رفتار، گفتار و منش خود به منصه ظهور رسانیدند که متأسفانه ما معمولاً به این دو نوع اخلاق کمتر میپردازیم؛ اخلاق جوانمردی و اخلاق خردمندی. که از قضا در جامعه ما امروز بسیار به این اخلاقها نیازمندیم.
📕۱- اخلاق جوانمردی:
ما در اخلاق امام حسین و در مواجهه با دشمن نوعی مروت و فتوت میبینیم چون اخلاق زمانی جوهر و گوهر خود را آشکار میکند که شما با مخالف و منتقد خودتان مواجه میشوید و گرنه انسان میتواند هر اخلاقی را با دوستانش، همدلانش و خویشانش اجرا کند، به عنوان مثال شما میتوانید با اعضای خانواده خود مهربان باشید، حمل بر صحت کنید، کارهای آنها را تا آنجایی که ممکن است، بپوشانید، اما حمل بر صحت کردن، رازپوشی یا پرهیز از عیبجویی در مواجهه با دشمن، منتقد و مخالف است که ارزشمندتر هست.
🔷قرآن در سوره مائده میفرماید: «لا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلی أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوی؛ تقوا این است که شما وقتی با دشمنانتان مواجه میشوید آنجا هم عدالت را مراعات کنید نه اینکه چشمتان را ببندید، دهانتان را باز کنید و هرچیزی که دوست دارید درباره کسانی که دوستشان ندارید، بگویید».
🔷اخلاق قرآنی و جوانمردی این است که ما مروت و فتوت و همه اصول اخلاقی را با کسانی که نسبت به آنها هیچگونه گرایش یا نسبتی نداریم، مراعات کنیم، امام حسین(ع) در مواجهه با حر و سپاهیان ابن سعد که آب در دست آنها بود، بدون اتمام حجت دست به شمشیر نبرد و تا توانست سعی و کوشش کرد که از خونریزی جلوگیری کند، این اصول در اخلاق جوانمردی میگنجد. امام حسین(ع) لحظهای هم که مجبور شد به میدان بیاید و جنگ کند، باز هم یکسری اصول را رعایت کرد، اصولی که امروز نام آن را «قوانین جنگی» میگذاریم و همه آنها را رعایت میکنیم و من یقین دارم که اگر امام حسین(ع) بر آنها دست مییافت، تمام اصول جوانمردی و مروت را در حق مغلوبین رعایت میکرد
🔷در ماجرای جناب حر. اگر امام علی(ع) و امام حسین این اخلاقیات را رعایت نمیکردند حتی اگر در جنگ پیروز میشدند، باز هم مغلوب بودند؛ چرا ما همچنان نام این بزرگان را زنده نگه میداریم؟ چون اخلاق جوانمردی را رعایت کردند؛ امام علی(ع) میگوید: «الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ؛ کسی که از طریق شر غالب میشود، در واقع غالب نشده، مغلوب شده است»؛ در حقیقت پیروزی و شکست مهم، پیروزی و شکست اخلاقی است. اینکه بعد از عاشورا توابین به میدان آمدند، بنیعباس به بهانه خونخواهی امام حسین(ع) بنیامیه را برانداخت، همگی به این معناست که عاشورا به لحاظ اخلاقی پیروزی بود، گرچه به لحاظ ظواهر و از منظر حکومت، امام حسین(ع) شکست خورد، اما این شکست اهمیتی در مقابل پیروزی اخلاقی ندارد. ممکن است شما بتوانید همه دشمنانتان را بکشید یا ساکت کنید، اما اگر در این سکوت و شکست دشمنانتان، سر سوزنی از اخلاق فاصله بگیرید در واقع شکست خوردید و زمینههای شکست خود را در زمانی نزدیک فراهم کردید.
🔷اصولاً اسلام، از طریق اخلاق پیروز شد؛ مردم نه به دلیل معجزات بلکه به دلیل اخلاق و امین بودن پیامبر به ایشان ایمان آوردند؛ در حال حاضر در دنیای معاصر اگر برای برخی از انسانها صد معجزه هم بیاورید از عقیدهشان برنمیگردند و قانع نمیشوند، اما اگر رفتار نیک و خلقوخوی جوانمردانه ببینند، دلشان و سپس عقلشان به این سمت مایل میشود؛ در حال حاضر هم معتقدم اگر در مواجهه با مخالفین و کسانی که با آنها همدلی نداریم، انصاف را رعایت کنیم، بسیار مؤثرتر است. بر فرض هم مؤثر نباشد، ما وظیفه نداریم از هر راهی پیروز شویم.
📕۲- اخلاق خردمندی :
🔷اخلاق خردمندی یک نوع اولویت بخشی به اخلاقیات و فضائل است؛ ممکن است از منظر ما یک جامعهای، یا حکومتی، یا مردمی دچار بیاخلاقیها و یا ناهنجاری هایی در رفتارشان باشد و ما آنها را نپذیریم، اما اینکه شما در اصلاح آن جامعه یا نظام از کجا شروع کنید، نیاز به خردمندی دارد. / ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ مرحوم دکتر رضا بابایی(با تلخیص)
🔺این مطلب در دو بخش متوالی تقدیم میگردد.
🔷در طول داستان عاشورا، از زمانی که امام حسین(ع) از مدینه به سمت مکه و سپس به سمت کوفه و عراق حرکت کردند، دو اخلاق را در رفتار، گفتار و منش خود به منصه ظهور رسانیدند که متأسفانه ما معمولاً به این دو نوع اخلاق کمتر میپردازیم؛ اخلاق جوانمردی و اخلاق خردمندی. که از قضا در جامعه ما امروز بسیار به این اخلاقها نیازمندیم.
📕۱- اخلاق جوانمردی:
ما در اخلاق امام حسین و در مواجهه با دشمن نوعی مروت و فتوت میبینیم چون اخلاق زمانی جوهر و گوهر خود را آشکار میکند که شما با مخالف و منتقد خودتان مواجه میشوید و گرنه انسان میتواند هر اخلاقی را با دوستانش، همدلانش و خویشانش اجرا کند، به عنوان مثال شما میتوانید با اعضای خانواده خود مهربان باشید، حمل بر صحت کنید، کارهای آنها را تا آنجایی که ممکن است، بپوشانید، اما حمل بر صحت کردن، رازپوشی یا پرهیز از عیبجویی در مواجهه با دشمن، منتقد و مخالف است که ارزشمندتر هست.
🔷قرآن در سوره مائده میفرماید: «لا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلی أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوی؛ تقوا این است که شما وقتی با دشمنانتان مواجه میشوید آنجا هم عدالت را مراعات کنید نه اینکه چشمتان را ببندید، دهانتان را باز کنید و هرچیزی که دوست دارید درباره کسانی که دوستشان ندارید، بگویید».
🔷اخلاق قرآنی و جوانمردی این است که ما مروت و فتوت و همه اصول اخلاقی را با کسانی که نسبت به آنها هیچگونه گرایش یا نسبتی نداریم، مراعات کنیم، امام حسین(ع) در مواجهه با حر و سپاهیان ابن سعد که آب در دست آنها بود، بدون اتمام حجت دست به شمشیر نبرد و تا توانست سعی و کوشش کرد که از خونریزی جلوگیری کند، این اصول در اخلاق جوانمردی میگنجد. امام حسین(ع) لحظهای هم که مجبور شد به میدان بیاید و جنگ کند، باز هم یکسری اصول را رعایت کرد، اصولی که امروز نام آن را «قوانین جنگی» میگذاریم و همه آنها را رعایت میکنیم و من یقین دارم که اگر امام حسین(ع) بر آنها دست مییافت، تمام اصول جوانمردی و مروت را در حق مغلوبین رعایت میکرد
🔷در ماجرای جناب حر. اگر امام علی(ع) و امام حسین این اخلاقیات را رعایت نمیکردند حتی اگر در جنگ پیروز میشدند، باز هم مغلوب بودند؛ چرا ما همچنان نام این بزرگان را زنده نگه میداریم؟ چون اخلاق جوانمردی را رعایت کردند؛ امام علی(ع) میگوید: «الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ؛ کسی که از طریق شر غالب میشود، در واقع غالب نشده، مغلوب شده است»؛ در حقیقت پیروزی و شکست مهم، پیروزی و شکست اخلاقی است. اینکه بعد از عاشورا توابین به میدان آمدند، بنیعباس به بهانه خونخواهی امام حسین(ع) بنیامیه را برانداخت، همگی به این معناست که عاشورا به لحاظ اخلاقی پیروزی بود، گرچه به لحاظ ظواهر و از منظر حکومت، امام حسین(ع) شکست خورد، اما این شکست اهمیتی در مقابل پیروزی اخلاقی ندارد. ممکن است شما بتوانید همه دشمنانتان را بکشید یا ساکت کنید، اما اگر در این سکوت و شکست دشمنانتان، سر سوزنی از اخلاق فاصله بگیرید در واقع شکست خوردید و زمینههای شکست خود را در زمانی نزدیک فراهم کردید.
🔷اصولاً اسلام، از طریق اخلاق پیروز شد؛ مردم نه به دلیل معجزات بلکه به دلیل اخلاق و امین بودن پیامبر به ایشان ایمان آوردند؛ در حال حاضر در دنیای معاصر اگر برای برخی از انسانها صد معجزه هم بیاورید از عقیدهشان برنمیگردند و قانع نمیشوند، اما اگر رفتار نیک و خلقوخوی جوانمردانه ببینند، دلشان و سپس عقلشان به این سمت مایل میشود؛ در حال حاضر هم معتقدم اگر در مواجهه با مخالفین و کسانی که با آنها همدلی نداریم، انصاف را رعایت کنیم، بسیار مؤثرتر است. بر فرض هم مؤثر نباشد، ما وظیفه نداریم از هر راهی پیروز شویم.
📕۲- اخلاق خردمندی :
🔷اخلاق خردمندی یک نوع اولویت بخشی به اخلاقیات و فضائل است؛ ممکن است از منظر ما یک جامعهای، یا حکومتی، یا مردمی دچار بیاخلاقیها و یا ناهنجاری هایی در رفتارشان باشد و ما آنها را نپذیریم، اما اینکه شما در اصلاح آن جامعه یا نظام از کجا شروع کنید، نیاز به خردمندی دارد. / ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰دو اخلاق از امام حسین که کمتر به آن میپردازیم؛(بخش دوم)
🔷 اینکه شما چه رذیلتهایی را در اولویت قرار دهید، چه رذیلتهایی را بزرگ کنید یا کوچک شمارید، نیاز به تفکر و اندیشه دارد. انتقادهایی که امام حسین(ع) در عاشورا از یزید میکند، مقداری با جنس انتقادهای ما تفاوت دارد. امام حسین(ع) مراتب فضائل اخلاقی را مراعات کرده، مثلاً به ظلم بنیامیه، بیاهلی و خلف وعده بنیامیه اشاره میکند که خلاف عهدنامه عمل کردند. معاویه و امام حسن مجتبی(ع) در صلحنامه پذیرفته بودند که معاویه ولیعهد تعیین نکند. امام حسین(ع) میفرماید: این به ناحق است و بی شرمی است که شما خلاف وعدهتان عمل میکنید؛ چرا که قرار این بود که بعد از معاویه امت در مورد خلیفه تصمیم بگیرند نه معاویه ولیعهد تعیین کند. ما این اولویتها را در اخلاق امام حسین(ع) میبینیم، اما امروز که میخواهیم در مورد یزید، ابن زیاد و ابن سعد گفتوگو کنیم، مسایل دیگری را برجسته میکنیم مثلاً صحبت از میمونبازی و شرابخواری آنها میکنیم؛ این نوع صحبتها، در کلام ائمه ما کم است یا اصلاً نیست چون رذیلتهای بسیار بزرگتری در میان آنها بود که امام آنها را در اولویت میگذاشت و با آنها میجنگید، مانند اینکه میگفتند: «تو حق و صلاحیت حکومت بر این امت را نداری».
🔷اکنون جامعه ما هم دچار چنین مشکلی است. ما با یکسری رذایل، ناهنجاریها، نامردمیها و بیمرامیها مواجه هستیم، اما نمیدانیم باید از کجا شروع کنیم، بهجای اینکه به سرچشمه ها بپردازیم، به شاخ و برگ میپردازیم. به عنوان مثال هیچکسی موافق دزدی، دروغگویی و دیگر رفتارها و ناهنجاریها اجتماعی نیست و باید توجه داشته باشیم که هر جامعهای که مبتلا به شماری از ناهنجاریها میشود، زمینه و علتی در آن جامعه هست، ما به جای اینکه به دنبال علتها باشیم، با معلولها برخورد میکنیم. در جامعهای که قانون حکمفرما نیست، قانون فصلالخطاب نیست، قانون محترم و مقدس نیست و هر کس که زور بیشتری دارد، بیشتر ظلم میکند، برخورد شدید با بزهکاریهای کوچک، دور از اخلاق خرمندی است. اخلاق خردمندی به ما میگوید سراغ منشاءها و علت العلل ها بروید و امام حسین اینگونه بود. نوع انتقادهای امام حسین(ع) به خلافت بنیامیه از همین دست است، مثلاً ظلم و نااهلی و اینکه مردم در تعیین خلیفه حقی ندارند، از جمله مسایلی بود که امام را برآشفته کرد.
🔷در ذهن شمر و امثال شمر مسایلی بود که اخلاق را کمرنگ میکرد و آنان بر این اساس به این نتیجه رسیده بودند که این دستگاه خلافت باید حفظ شود و برای حفظ این دستگاه انجام هر کاری را مجاز میدانستند. فلذا بسیاری از کسانی که به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند، اعتقاد و باوری به خلیفه و دستگاه خلافت داشتند که آن عقیده آنها را به بی اخلاقی وادار میکرد. باور آنان این بود که حیات دین وابسته به حیات خلافت است و اکنون خلافت از آنها این امر را خواسته است.
🔷بعد از ماجرای عاشورا شخصی نقل میکند که روزی شمر را دیدم که کنار خانه خدا مناجات میکند، به او گفتم: ای ملعون با خدا مناجات میکنی در حالی که چندی پیش فرزند رسول پیامبر(ص) را آنگونه کشتی. شمر به او گفت: وای بر تو! من از این خران آبکش کمتر بودم اگر فرمان خلیفه را اجرا نمیکردم. در ذهن افرادی مانند شمر این بود که در این عالم مسایلی هست که از اخلاق مهمتر است؛ این همان چیزی است که ما باید با آن مبارزه کنیم. در این دنیا هیچ چیز مهمتر از اخلاق، انصاف، حفظ حیات و آبروی بشر نیست و هیچ چیز نمیتواند ظلم و بیاخلاقی را توجیه کند حتی بقای نسل بشر. ممکن است هر فرد و گروهی باورهایی داشته باشد، مثلاً یک کمونیست بگوید حیات بشر بر روی این کره خاکی ممکن نیست مگر با روی کار آمدن حکومت کارگری. اگر یک کمونیست این گونه بیندیشد و این باورش را برای رسیدن به این مقصود بپذیرد، هر وسیلهای را موجه میداند چون آنقدر هدف خود را میپرستد که از هر وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده میکند. اسلام اینگونه نیست. اسلام همان قدر که به هدف می اندیشد به وسیله ها هم می اندیشد، ما اجازه نداریم با هر وسیله ای به هر هدفی برسیم و این درس بزرگ عاشورا بود که هیچ هدفی در جهان آنقدر مهم و مقدس نیست که بتواند هر وسیلهای را توجیه کند.
🔷کسانی که در مقابل امام حسین، آن قساوت بی مانند را نشان دادند، تفکرشان بر این بود که حیات اسلام موقوف به حفظ حیات خلافت است؛ چون به این نتیجه رسیده بودند که اسلام باید بماند و ماندن اسلام به حفظ بقای خلافت است، دیگر به هیچ چیز فکر نمی کردند. میگفتند هر کس را که در این مسیر قرار گرفت، باید از میان برداشت، ولو با قساوت و ظلم به او.این تفکر که من باید امارت و حکومت را از هر طریقی حفظ کنم، شیوه مردان خدا نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷 اینکه شما چه رذیلتهایی را در اولویت قرار دهید، چه رذیلتهایی را بزرگ کنید یا کوچک شمارید، نیاز به تفکر و اندیشه دارد. انتقادهایی که امام حسین(ع) در عاشورا از یزید میکند، مقداری با جنس انتقادهای ما تفاوت دارد. امام حسین(ع) مراتب فضائل اخلاقی را مراعات کرده، مثلاً به ظلم بنیامیه، بیاهلی و خلف وعده بنیامیه اشاره میکند که خلاف عهدنامه عمل کردند. معاویه و امام حسن مجتبی(ع) در صلحنامه پذیرفته بودند که معاویه ولیعهد تعیین نکند. امام حسین(ع) میفرماید: این به ناحق است و بی شرمی است که شما خلاف وعدهتان عمل میکنید؛ چرا که قرار این بود که بعد از معاویه امت در مورد خلیفه تصمیم بگیرند نه معاویه ولیعهد تعیین کند. ما این اولویتها را در اخلاق امام حسین(ع) میبینیم، اما امروز که میخواهیم در مورد یزید، ابن زیاد و ابن سعد گفتوگو کنیم، مسایل دیگری را برجسته میکنیم مثلاً صحبت از میمونبازی و شرابخواری آنها میکنیم؛ این نوع صحبتها، در کلام ائمه ما کم است یا اصلاً نیست چون رذیلتهای بسیار بزرگتری در میان آنها بود که امام آنها را در اولویت میگذاشت و با آنها میجنگید، مانند اینکه میگفتند: «تو حق و صلاحیت حکومت بر این امت را نداری».
🔷اکنون جامعه ما هم دچار چنین مشکلی است. ما با یکسری رذایل، ناهنجاریها، نامردمیها و بیمرامیها مواجه هستیم، اما نمیدانیم باید از کجا شروع کنیم، بهجای اینکه به سرچشمه ها بپردازیم، به شاخ و برگ میپردازیم. به عنوان مثال هیچکسی موافق دزدی، دروغگویی و دیگر رفتارها و ناهنجاریها اجتماعی نیست و باید توجه داشته باشیم که هر جامعهای که مبتلا به شماری از ناهنجاریها میشود، زمینه و علتی در آن جامعه هست، ما به جای اینکه به دنبال علتها باشیم، با معلولها برخورد میکنیم. در جامعهای که قانون حکمفرما نیست، قانون فصلالخطاب نیست، قانون محترم و مقدس نیست و هر کس که زور بیشتری دارد، بیشتر ظلم میکند، برخورد شدید با بزهکاریهای کوچک، دور از اخلاق خرمندی است. اخلاق خردمندی به ما میگوید سراغ منشاءها و علت العلل ها بروید و امام حسین اینگونه بود. نوع انتقادهای امام حسین(ع) به خلافت بنیامیه از همین دست است، مثلاً ظلم و نااهلی و اینکه مردم در تعیین خلیفه حقی ندارند، از جمله مسایلی بود که امام را برآشفته کرد.
🔷در ذهن شمر و امثال شمر مسایلی بود که اخلاق را کمرنگ میکرد و آنان بر این اساس به این نتیجه رسیده بودند که این دستگاه خلافت باید حفظ شود و برای حفظ این دستگاه انجام هر کاری را مجاز میدانستند. فلذا بسیاری از کسانی که به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند، اعتقاد و باوری به خلیفه و دستگاه خلافت داشتند که آن عقیده آنها را به بی اخلاقی وادار میکرد. باور آنان این بود که حیات دین وابسته به حیات خلافت است و اکنون خلافت از آنها این امر را خواسته است.
🔷بعد از ماجرای عاشورا شخصی نقل میکند که روزی شمر را دیدم که کنار خانه خدا مناجات میکند، به او گفتم: ای ملعون با خدا مناجات میکنی در حالی که چندی پیش فرزند رسول پیامبر(ص) را آنگونه کشتی. شمر به او گفت: وای بر تو! من از این خران آبکش کمتر بودم اگر فرمان خلیفه را اجرا نمیکردم. در ذهن افرادی مانند شمر این بود که در این عالم مسایلی هست که از اخلاق مهمتر است؛ این همان چیزی است که ما باید با آن مبارزه کنیم. در این دنیا هیچ چیز مهمتر از اخلاق، انصاف، حفظ حیات و آبروی بشر نیست و هیچ چیز نمیتواند ظلم و بیاخلاقی را توجیه کند حتی بقای نسل بشر. ممکن است هر فرد و گروهی باورهایی داشته باشد، مثلاً یک کمونیست بگوید حیات بشر بر روی این کره خاکی ممکن نیست مگر با روی کار آمدن حکومت کارگری. اگر یک کمونیست این گونه بیندیشد و این باورش را برای رسیدن به این مقصود بپذیرد، هر وسیلهای را موجه میداند چون آنقدر هدف خود را میپرستد که از هر وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده میکند. اسلام اینگونه نیست. اسلام همان قدر که به هدف می اندیشد به وسیله ها هم می اندیشد، ما اجازه نداریم با هر وسیله ای به هر هدفی برسیم و این درس بزرگ عاشورا بود که هیچ هدفی در جهان آنقدر مهم و مقدس نیست که بتواند هر وسیلهای را توجیه کند.
🔷کسانی که در مقابل امام حسین، آن قساوت بی مانند را نشان دادند، تفکرشان بر این بود که حیات اسلام موقوف به حفظ حیات خلافت است؛ چون به این نتیجه رسیده بودند که اسلام باید بماند و ماندن اسلام به حفظ بقای خلافت است، دیگر به هیچ چیز فکر نمی کردند. میگفتند هر کس را که در این مسیر قرار گرفت، باید از میان برداشت، ولو با قساوت و ظلم به او.این تفکر که من باید امارت و حکومت را از هر طریقی حفظ کنم، شیوه مردان خدا نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام و عرض ادب همراهان گرامی 🌺
🌺 صبح تان بخیر و شادی باد 🙏
🔰آدم هایی که روح بزرگی دارند، عقده های کمتری دارند،
شعور بیشتری دارند و قلب مهربان تری...
برای همین نباید از آنها ترسید،
اما آدم های کوچک و حقیر با عقده های بزرگ ترسناکند؛
چون از صدمه زدن به دیگران هراسی ندارند....!!
🔷خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید
افلاطون می گوید :
اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ .
ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ ! . . .
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ؛ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ
چقدر اين جمله دلنشينه:
🔷افکار هر انسان میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند.
خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺 صبح تان بخیر و شادی باد 🙏
🔰آدم هایی که روح بزرگی دارند، عقده های کمتری دارند،
شعور بیشتری دارند و قلب مهربان تری...
برای همین نباید از آنها ترسید،
اما آدم های کوچک و حقیر با عقده های بزرگ ترسناکند؛
چون از صدمه زدن به دیگران هراسی ندارند....!!
🔷خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید
افلاطون می گوید :
اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ .
ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ ! . . .
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ؛ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ
چقدر اين جمله دلنشينه:
🔷افکار هر انسان میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند.
خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
📘📘آگاهی:
🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
📕عاشورا، مظهر مبارزه با خبره اشرار
🔷پیش از حکومت یزید نیز اشرار در جامعه حضور داشتند؛ ولی اقدامات آنها رسمیت نداشت و نمی توانستند حکم ستم خود را قانونی سازند. گویا اشرار پیش از یزید، با حفظ ظاهر، ستم میکردند، ولی ستمگری را ناروا جلوه میدادند.
🔷اکنون با به خلافت رسیدن یزید، اشرار اشرافیت یافته، میتوانستند بیدغدغه و متهورانه، به ستم بپردازند و رفتارهای تبهکارانه خود را علنی و آشکار سازند و حتی شکل قانونی بدان دهند.
🔷بدین سان، بدون رعایت ظاهر و جوانب اخلاقی، حتی به صورت شکلی و نمادین، رویههای مرسوم در مرام یزیدی، اعتبار قانونی مییافتند و ستمگری خبرهاشرار، در ردای اشراف دینباور قانونمند، نظاممند و سامانمند میشد و ستمگری آنان، رواداری دینی و قانونی میشد!
🔷بنا بر این، سکوت نکردن و تایید نکردن و رواداری نکردن این امر ضروری بود و پرهیز از هر گونه همراهی با آن، واجب؛ هر چند این مقاومت، هزینههای تاریخی بسیار سنگینی را بر وجدان جامعه بشری تحمیل میکرد.
🔷بنابراین، نمیتوان در برابر اعتبار یابی پایدار و قانونی اشرار سکوت کرد؛ زیرا هرچند که اشرار همواره خطرناک اند، ولی وقتی در ردای اشراف معتبر، اعتبار قانونی مییابند، خطرناکتر میشوند. زیرا این اشرار قانونمند یا خبرهاشرار، با جلوس در منزلت اشراف قانونی، مبسوطالید میشوند؛ یعنی دستشان برای تعرض به حریم اموال، جانها و نوامیس مردم باز میشود و اگر کسی مانع آنان نشود، دیو و ددهای انسانصورت و شیطانسیرت، بر جامعه انسانی مستولی میگردند؛ چنانکه از دیرباز چنین بوده است، ولی این بار، دیوها دینگذار میشدند!
🔷پس حکومت دیوسیرتانی مشروعیت مییافت که می توانستند با طراحی تباهسیستمهای قانونی، از خون مردم تغذیه کنند و حیثیت و ناموس آنان را تباه نمایند.
🔷پس ایستادگی و امتناع از بیعت با چنین حاکمی و ایستادگی در برابر چنین تباه سیستمی، هرچند بسیار پر هزینه بود، ولی ضرورت داشت؛ و چنین است که اکنون، پس از گذشت ١٣٨٢ سال قمری* از این واقعه، مردم هنوز قدردان این فداکاری و ایثارند؛ ایثاری که از مشروعیت دادن به سیستم فاسد، به نام دین، جلوگیری کرد.
🔷زین پس نیز اشرار میتوانستند فساد و ستمگری پیشه کنند، ولی نمی توانستند فساد خود را به نام دین معرفی نمایند. پس از آن واقعه، اگر در هر جای دنیا، به نام دین، ستمگری پیشه شود، منکوب است و مردم آگاه و خبرگان مردمی، می دانند که دوباره بساط تزویر آراسته شده و گواهی خواهند داد که هیچ نسبتی بین تباهسیستم فساد پرور و سکوتکننده در برابر اشراف شکمباره و دین، وجود ندارد.
🔷پس از عاشورا، فقط کسانی می توانند بگویند که حکومت دینی برپا کردهاند که بتوانند ثابت کنند، در حکومت آنان به هیچکس ستم نمیشود و اگر گاهی! ناخواسته و در اثر غفلت، ستمی شد، بلافاصله برای جبران آن، تلاش میشود.
🔷در واقع، شاخص دینی بودن حکومت، عدالتگستری و ستمستیزی و فسادزدایی است، نه رعایت آداب و رسوم ظاهری عوامفریبانه دینداری ریاکاران و تبهکاران سیاسی./دکتر اصغر پور عزت استاد دانشکده مدیریت تهران
🔷و درود بر هر آنکه پذیرای هدایت است.
*اکنون در حدود ١٣۴٠ سال شمسی از عاشورای ۵٩ شمسی یا ۶٠ قمری میگذرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷پیش از حکومت یزید نیز اشرار در جامعه حضور داشتند؛ ولی اقدامات آنها رسمیت نداشت و نمی توانستند حکم ستم خود را قانونی سازند. گویا اشرار پیش از یزید، با حفظ ظاهر، ستم میکردند، ولی ستمگری را ناروا جلوه میدادند.
🔷اکنون با به خلافت رسیدن یزید، اشرار اشرافیت یافته، میتوانستند بیدغدغه و متهورانه، به ستم بپردازند و رفتارهای تبهکارانه خود را علنی و آشکار سازند و حتی شکل قانونی بدان دهند.
🔷بدین سان، بدون رعایت ظاهر و جوانب اخلاقی، حتی به صورت شکلی و نمادین، رویههای مرسوم در مرام یزیدی، اعتبار قانونی مییافتند و ستمگری خبرهاشرار، در ردای اشراف دینباور قانونمند، نظاممند و سامانمند میشد و ستمگری آنان، رواداری دینی و قانونی میشد!
🔷بنا بر این، سکوت نکردن و تایید نکردن و رواداری نکردن این امر ضروری بود و پرهیز از هر گونه همراهی با آن، واجب؛ هر چند این مقاومت، هزینههای تاریخی بسیار سنگینی را بر وجدان جامعه بشری تحمیل میکرد.
🔷بنابراین، نمیتوان در برابر اعتبار یابی پایدار و قانونی اشرار سکوت کرد؛ زیرا هرچند که اشرار همواره خطرناک اند، ولی وقتی در ردای اشراف معتبر، اعتبار قانونی مییابند، خطرناکتر میشوند. زیرا این اشرار قانونمند یا خبرهاشرار، با جلوس در منزلت اشراف قانونی، مبسوطالید میشوند؛ یعنی دستشان برای تعرض به حریم اموال، جانها و نوامیس مردم باز میشود و اگر کسی مانع آنان نشود، دیو و ددهای انسانصورت و شیطانسیرت، بر جامعه انسانی مستولی میگردند؛ چنانکه از دیرباز چنین بوده است، ولی این بار، دیوها دینگذار میشدند!
🔷پس حکومت دیوسیرتانی مشروعیت مییافت که می توانستند با طراحی تباهسیستمهای قانونی، از خون مردم تغذیه کنند و حیثیت و ناموس آنان را تباه نمایند.
🔷پس ایستادگی و امتناع از بیعت با چنین حاکمی و ایستادگی در برابر چنین تباه سیستمی، هرچند بسیار پر هزینه بود، ولی ضرورت داشت؛ و چنین است که اکنون، پس از گذشت ١٣٨٢ سال قمری* از این واقعه، مردم هنوز قدردان این فداکاری و ایثارند؛ ایثاری که از مشروعیت دادن به سیستم فاسد، به نام دین، جلوگیری کرد.
🔷زین پس نیز اشرار میتوانستند فساد و ستمگری پیشه کنند، ولی نمی توانستند فساد خود را به نام دین معرفی نمایند. پس از آن واقعه، اگر در هر جای دنیا، به نام دین، ستمگری پیشه شود، منکوب است و مردم آگاه و خبرگان مردمی، می دانند که دوباره بساط تزویر آراسته شده و گواهی خواهند داد که هیچ نسبتی بین تباهسیستم فساد پرور و سکوتکننده در برابر اشراف شکمباره و دین، وجود ندارد.
🔷پس از عاشورا، فقط کسانی می توانند بگویند که حکومت دینی برپا کردهاند که بتوانند ثابت کنند، در حکومت آنان به هیچکس ستم نمیشود و اگر گاهی! ناخواسته و در اثر غفلت، ستمی شد، بلافاصله برای جبران آن، تلاش میشود.
🔷در واقع، شاخص دینی بودن حکومت، عدالتگستری و ستمستیزی و فسادزدایی است، نه رعایت آداب و رسوم ظاهری عوامفریبانه دینداری ریاکاران و تبهکاران سیاسی./دکتر اصغر پور عزت استاد دانشکده مدیریت تهران
🔷و درود بر هر آنکه پذیرای هدایت است.
*اکنون در حدود ١٣۴٠ سال شمسی از عاشورای ۵٩ شمسی یا ۶٠ قمری میگذرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♣ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
♣ بار دیگر فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سرور آزادگان عالم حضرت سید الشهدا (ع ) و یاران باوفایشان را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♣ بار دیگر فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سرور آزادگان عالم حضرت سید الشهدا (ع ) و یاران باوفایشان را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰سه موضوع آموختنی در شکل گیری حادثه عاشور ؛
🔺از کلمات و گفته های امام حسین (ع) و اخبار معتبری که در منابع تاریخی نقل شده ؛ سه موضوع مهم در این حادثه ؛ بیش از هر چیزی جلوه می کند که بسیار آموختنی است و حیف است که پس از پایان مراسم ماه محرم به فراموشی سپرده شود
🔷١- نخستین پدیده درد آور روزگار امام حسین ؛
چهره مردمی است که دین دارند ولی به دلیل غوطه ور شدن در کسب غنایم و اندوختن مال و منال بسیار ؛ فرصت فهمیدن و پرسیدن را از کف داده اند و سهم داوری خود را به روسای قبیله خود فروخته اند.
به همین دلیل چراغ عقلشان خاموش شده و سقف زندگی آنها در حد یک زندگی سطحی بی مقدار تنزل یافته است.
هنگامی که نور عقل و چراغ پرسیدن در میان مردم یک سرزمین خاموش شود و خواستن و ارضاء هوس دل مشغولی آدمها شود ؛ فهمیدن می میرد و تاریکی از راه می رسد ؛ در چنین شرایطی بیدار کردن آنها کاری سخت و هیولاها در آن سرزمین سر بلند خواهند کرد و فرزانگان تنها خواهند ماند
برای همین نخستین تیر کشنده ای که امام را از پای در آورد ؛ تیر جهل مردم زمانه وی بود ( قابل توجه کسانی که فقط از طریق مداحی و گریه و زاری خود را یاور امام می دانند )
🔷۲- موضوع دوم نمایش روح والا و عاشق و پر از ایمان
امام حسین (ع) بود که به جهت غنای معنوی و کرامت نفسانی ؛ در ظرف حقیر و بی محتوای دنیای کوچک یزید جا نمی گرفت و ذلت و خواری را بر نمی تاقت ؛؛
آنها حق انتخاب شیوه زیستن آزاد را از امام ستانده بودند و فقط دو راه در برابر امام حسین گشوده بودند ؛ یا مرگ و یا پذیرفتن بیعت و قبول سرسپردگی و خواری ۰
در این تراژدی دردناک ؛ امام از خود عقب نشینی نمی کند و مرگ را بر زندگی برده وار و زندگی بی اراده و بدون آزادی ترجیج می دهند ۰
برای امام حسین چه میزان زندگی کردن آنقدر مهم نیست ولی چگونه زندگی کردن بسیار مهم است و در چگونه زندگی کردن ؛ برای وی زیستن با سرود عزت و سر بلندی و کرامت و آزادی از همه چیز با ارزش تر و گرامی تر است ۰
او نمی خواهد بمیرد ؛ می خواهد بماند و آزاد و شرافتمندانه زندگی کند ولی راه چنین در خواستی بسته است و مسیر دست یابی به آن نا هموار .
🔷۳-سومین موضوعی که بسیار اهمیت دارد حاکمان ستم گر روزگار امام حسین بودند که لباس دین به تن کرده اند و خطاهای فاحش و جفاهای علنی خود را بر مردم تحمیل می کردند و به بهانه جانشیني خدا ؛؛؛ از انتقاد و اعتراض مردم ممانعت بعمل می آوردند ۰
امام در این مرتبه با دلیری و درایت بسیار تاکید می کنند که خصلت حکومت و خلافت ؛ خصلتی دنیوی است و حاکم نه در برابر خدا که در برابر مردم باید پاسخگو باشد زیرا خلافت و مدیریت حق مردم یک سرزمین است و در صورت نا کارمد بودن ؛ مردم حق دارند به حاکم بی هیچ واهمه و ترسی انتقاد و اعتراض کنند و دست او را از چپاول حقوق مردم کوتاه سازند ؛ به همین دلیل امام به معاویه به تندی اعتراض می کنند که در امانتی که سهم مردم است خیانت کردی و باعث گسترش فساد و تباهی در میان مردم گشتی ( امام به دنبال قیام و خلافت نبودند بلکه در پی تحقق عدالت بودند )
🔷به این ترتیب جهل مردم روزگار امام ؛ به همراه جور ستمگران و نا ممکن بودن تجربه زندگی شرافتمندانه ؛ فقط یک راه در سر راه امام حسین گشود و آن هم مرگ قهرمان بود و چنین بود که واقعه سوزناک ولی پر از پند و عبرت عاشورا رقم خورد ۰
✍دكترناصرمهدوی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺از کلمات و گفته های امام حسین (ع) و اخبار معتبری که در منابع تاریخی نقل شده ؛ سه موضوع مهم در این حادثه ؛ بیش از هر چیزی جلوه می کند که بسیار آموختنی است و حیف است که پس از پایان مراسم ماه محرم به فراموشی سپرده شود
🔷١- نخستین پدیده درد آور روزگار امام حسین ؛
چهره مردمی است که دین دارند ولی به دلیل غوطه ور شدن در کسب غنایم و اندوختن مال و منال بسیار ؛ فرصت فهمیدن و پرسیدن را از کف داده اند و سهم داوری خود را به روسای قبیله خود فروخته اند.
به همین دلیل چراغ عقلشان خاموش شده و سقف زندگی آنها در حد یک زندگی سطحی بی مقدار تنزل یافته است.
هنگامی که نور عقل و چراغ پرسیدن در میان مردم یک سرزمین خاموش شود و خواستن و ارضاء هوس دل مشغولی آدمها شود ؛ فهمیدن می میرد و تاریکی از راه می رسد ؛ در چنین شرایطی بیدار کردن آنها کاری سخت و هیولاها در آن سرزمین سر بلند خواهند کرد و فرزانگان تنها خواهند ماند
برای همین نخستین تیر کشنده ای که امام را از پای در آورد ؛ تیر جهل مردم زمانه وی بود ( قابل توجه کسانی که فقط از طریق مداحی و گریه و زاری خود را یاور امام می دانند )
🔷۲- موضوع دوم نمایش روح والا و عاشق و پر از ایمان
امام حسین (ع) بود که به جهت غنای معنوی و کرامت نفسانی ؛ در ظرف حقیر و بی محتوای دنیای کوچک یزید جا نمی گرفت و ذلت و خواری را بر نمی تاقت ؛؛
آنها حق انتخاب شیوه زیستن آزاد را از امام ستانده بودند و فقط دو راه در برابر امام حسین گشوده بودند ؛ یا مرگ و یا پذیرفتن بیعت و قبول سرسپردگی و خواری ۰
در این تراژدی دردناک ؛ امام از خود عقب نشینی نمی کند و مرگ را بر زندگی برده وار و زندگی بی اراده و بدون آزادی ترجیج می دهند ۰
برای امام حسین چه میزان زندگی کردن آنقدر مهم نیست ولی چگونه زندگی کردن بسیار مهم است و در چگونه زندگی کردن ؛ برای وی زیستن با سرود عزت و سر بلندی و کرامت و آزادی از همه چیز با ارزش تر و گرامی تر است ۰
او نمی خواهد بمیرد ؛ می خواهد بماند و آزاد و شرافتمندانه زندگی کند ولی راه چنین در خواستی بسته است و مسیر دست یابی به آن نا هموار .
🔷۳-سومین موضوعی که بسیار اهمیت دارد حاکمان ستم گر روزگار امام حسین بودند که لباس دین به تن کرده اند و خطاهای فاحش و جفاهای علنی خود را بر مردم تحمیل می کردند و به بهانه جانشیني خدا ؛؛؛ از انتقاد و اعتراض مردم ممانعت بعمل می آوردند ۰
امام در این مرتبه با دلیری و درایت بسیار تاکید می کنند که خصلت حکومت و خلافت ؛ خصلتی دنیوی است و حاکم نه در برابر خدا که در برابر مردم باید پاسخگو باشد زیرا خلافت و مدیریت حق مردم یک سرزمین است و در صورت نا کارمد بودن ؛ مردم حق دارند به حاکم بی هیچ واهمه و ترسی انتقاد و اعتراض کنند و دست او را از چپاول حقوق مردم کوتاه سازند ؛ به همین دلیل امام به معاویه به تندی اعتراض می کنند که در امانتی که سهم مردم است خیانت کردی و باعث گسترش فساد و تباهی در میان مردم گشتی ( امام به دنبال قیام و خلافت نبودند بلکه در پی تحقق عدالت بودند )
🔷به این ترتیب جهل مردم روزگار امام ؛ به همراه جور ستمگران و نا ممکن بودن تجربه زندگی شرافتمندانه ؛ فقط یک راه در سر راه امام حسین گشود و آن هم مرگ قهرمان بود و چنین بود که واقعه سوزناک ولی پر از پند و عبرت عاشورا رقم خورد ۰
✍دكترناصرمهدوی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♣ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
در این روزهای سنگین و پر از اندوه، تاسوعا و عاشورای حسینی را به یاد میآوریم، روزهایی که تاریخ به خون شهیدان کربلا نگاشته شد. تاسوعا، روز وفاداری و جانبازی حضرت عباس (ع)، و عاشورا، روز شهادت و مظلومیت امام حسین (ع) و یاران باوفایش.
یا حسین! ای سرور شهیدان، یاد تو قلب هایمان را به درد میآورد و اشکهایمان را جاری میسازد. در این روزهای عزاداری، با دلی پر از غم و اندوه، تاسوعا و عاشورای حسینی را به تمامی عاشقان و دلدادگان اهل بیت (ع) تسلیت میگویم. باشد که با یاد و پیروی از راه تو، در مسیر حق و عدالت گام برداریم و از ظلم و ستم بپرهیزیم.
ارادتمند شما عزیزان و خوبان ارجمند؛ کاشفی
با سپاس ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
🆔@Competentmanagers
در این روزهای سنگین و پر از اندوه، تاسوعا و عاشورای حسینی را به یاد میآوریم، روزهایی که تاریخ به خون شهیدان کربلا نگاشته شد. تاسوعا، روز وفاداری و جانبازی حضرت عباس (ع)، و عاشورا، روز شهادت و مظلومیت امام حسین (ع) و یاران باوفایش.
یا حسین! ای سرور شهیدان، یاد تو قلب هایمان را به درد میآورد و اشکهایمان را جاری میسازد. در این روزهای عزاداری، با دلی پر از غم و اندوه، تاسوعا و عاشورای حسینی را به تمامی عاشقان و دلدادگان اهل بیت (ع) تسلیت میگویم. باشد که با یاد و پیروی از راه تو، در مسیر حق و عدالت گام برداریم و از ظلم و ستم بپرهیزیم.
ارادتمند شما عزیزان و خوبان ارجمند؛ کاشفی
با سپاس ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐این نیست آنچه ما می گفتیم....
دیالوگی ماندگار از فیلمی در خصوص عصر عاشورا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دیالوگی ماندگار از فیلمی در خصوص عصر عاشورا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🖤 معنای دقیق کلمات عاشورا و تاسوعا چیست ؟
🔷اکثر قریب به اتفاق اهل لغت این تصور را داشتهاند که چون عشر و عاشر از یک ریشهاند و واقعه کربلا هم در دهم ماه محرم اتفاق افتاده است پس عاشورا یعنی دهم محرم؛ و بر همین قیاس تاسوعا را نیز که با تسع و تاسع شباهت ظاهری دارند روز نهم ماه محرم گفتهاند. اما این معنا به دلایل زیر اشتباه است:
🖤 آیا واژه عاشورا برای دهم ماهها دیگر نیز به کار میرود؟ مثلاً آیا شنیده شده است که کسی به دهم ماه رجب هم عاشورا گفته باشد؟ یا این مفهوم مختص دهم ماه محرم است؟
🖤 آیا اگر امام حسین(ع) مثلاً در یازدهم محرم شهید میشد، آنگاه تاسوعا با عاشورا عوض میشد و عاشورا واژه دیگری داشت؟
🖤 در ریاضی اعداد قاعده خود را دارند و هر قاعدهای که بر شمارش اعداد حکم کند بر سلسله اعداد هم حاکم خواهد بود. اعداد بر خلاف کلمات استثناپذیر نیستند؛ به طور مثال در کلام عرب اعداد این گونه شمارش میشوند: اول – ثانی - ثالث - رابع ... و یا اولاً – ثانیاً - ثالثاً - رابعاً و... چنان چه تاسوعا و عاشورا در زمره اعداد باشند باید قاعدهپذیر باشند؛ یعنی باید بتوان بقیه اعداد را هم به همان سیاق تلفظ کرد؛ مثل تاسوعا – عاشورا – ثامونا – سابوعا-..، اما میبینیم که بقیه اعداد از این قاعده پیروی نمیکنند؛ لذا نمیتوانیم دلیلی داشته باشیم که تاسوعا و عاشورا عدد هستند تا از قاعده شمارش پیروی کنند و این دو روز هیچ ربطی به اعداد ندارد بلکه معنای دیگری دارند.
🖤 عاشورا؛ روز معاشرت با امام(ع) است .
عشر به کسر عین و عشرت، به معنای معاشرت و مصاحبت است. معاشر به ضم میم یعنی مصاحب و عاشر اسم فاعل عشر است که خودش ثلاثی مجرد اسم مصدر عشرت است. خداوند میفرماید: «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (نساء/۱۹) با زنان آن گونه که شایسته آنان است معاشرت کنید. عشیر یعنی همدم و رفیق؛ «وَ لَبِئْسَ الْعَشِیر ُ» (حج/۱۳) چه بد دوستی انتخاب کردهاند و چه بد معاشر و رفیقی است.
العاشور از ریشه عشر به کسی گفته میشود که معاشرت خصلت او باشد. العاشوراء جایی که میل به معاشرت و رفاقت و مصاحبت نمایان میشود و افراد میل معاشرت خود را با کسی که مورد نظر است عرضه میکنند؛ و عاشورا مبالغه است از میل به معاشرت؛ یعنی روزی که میل معاشرت و رفاقت با امام(ع) به شدت بالا میرود.
🖤 تاسوعا؛ روزی برای وسعت ظرفیت است .
با خارج شدن عاشورا از سلسله اعداد، عدد بودن تاسوعا نیز مورد تردید قرار میگیرد و معنی نهم را از دست میدهد. اتسع به فتح الف یعنی گروههای ۹ نفره شدند. اما اتسع به کسر الف یعنی وسعت پیدا کرد - گشاد شد - فراخ گردید. اتساع یعنی گسترده شدن و گشاد شدن. بالا رفتن ظرفیت. اتساع شرائین؛ یعنی رگها گشاد شدند و ظرفیت شان برای عبور خون زیاد باشد. التاسوع چیزی که فراخی و گستردگی و ظرفیت اش زیاد باشد؛ و بالاخره التاسوعا یعنی جایی که بتوان ظرفیت را بالا برد و فراخی ایجاد کرد؛ و تاسوعا این معنی را پیدا میکند:
روزی که ظرفیت بالا میرود و در سینهها فراخی ایجاد میشود و به جای تنگی، وسعت مییابد.
🖤 این دو نام از ابداعات امام سجاد (علیهالسلام) است و اگر در بعضی از روایات از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) از عاشورا گفته شده است، اکثرا جعلیات بنیامیه برای کم کردن اثرات عاشورای امام حسین (علیه السلام) است، اما در مورد تاسوعا تقریباً نداریم که قبلاً از امام سجاد (علیه السلام) لغت تاسوعا به کار برده شده باشد و این معنا از عاشورا و تاسوعا خیلی عاشقانه است...
🖤 برگرفته از کتاب : «سفری از عاشورا تا اربعین»/به نقل از آقای لطف اله پور
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷اکثر قریب به اتفاق اهل لغت این تصور را داشتهاند که چون عشر و عاشر از یک ریشهاند و واقعه کربلا هم در دهم ماه محرم اتفاق افتاده است پس عاشورا یعنی دهم محرم؛ و بر همین قیاس تاسوعا را نیز که با تسع و تاسع شباهت ظاهری دارند روز نهم ماه محرم گفتهاند. اما این معنا به دلایل زیر اشتباه است:
🖤 آیا واژه عاشورا برای دهم ماهها دیگر نیز به کار میرود؟ مثلاً آیا شنیده شده است که کسی به دهم ماه رجب هم عاشورا گفته باشد؟ یا این مفهوم مختص دهم ماه محرم است؟
🖤 آیا اگر امام حسین(ع) مثلاً در یازدهم محرم شهید میشد، آنگاه تاسوعا با عاشورا عوض میشد و عاشورا واژه دیگری داشت؟
🖤 در ریاضی اعداد قاعده خود را دارند و هر قاعدهای که بر شمارش اعداد حکم کند بر سلسله اعداد هم حاکم خواهد بود. اعداد بر خلاف کلمات استثناپذیر نیستند؛ به طور مثال در کلام عرب اعداد این گونه شمارش میشوند: اول – ثانی - ثالث - رابع ... و یا اولاً – ثانیاً - ثالثاً - رابعاً و... چنان چه تاسوعا و عاشورا در زمره اعداد باشند باید قاعدهپذیر باشند؛ یعنی باید بتوان بقیه اعداد را هم به همان سیاق تلفظ کرد؛ مثل تاسوعا – عاشورا – ثامونا – سابوعا-..، اما میبینیم که بقیه اعداد از این قاعده پیروی نمیکنند؛ لذا نمیتوانیم دلیلی داشته باشیم که تاسوعا و عاشورا عدد هستند تا از قاعده شمارش پیروی کنند و این دو روز هیچ ربطی به اعداد ندارد بلکه معنای دیگری دارند.
🖤 عاشورا؛ روز معاشرت با امام(ع) است .
عشر به کسر عین و عشرت، به معنای معاشرت و مصاحبت است. معاشر به ضم میم یعنی مصاحب و عاشر اسم فاعل عشر است که خودش ثلاثی مجرد اسم مصدر عشرت است. خداوند میفرماید: «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (نساء/۱۹) با زنان آن گونه که شایسته آنان است معاشرت کنید. عشیر یعنی همدم و رفیق؛ «وَ لَبِئْسَ الْعَشِیر ُ» (حج/۱۳) چه بد دوستی انتخاب کردهاند و چه بد معاشر و رفیقی است.
العاشور از ریشه عشر به کسی گفته میشود که معاشرت خصلت او باشد. العاشوراء جایی که میل به معاشرت و رفاقت و مصاحبت نمایان میشود و افراد میل معاشرت خود را با کسی که مورد نظر است عرضه میکنند؛ و عاشورا مبالغه است از میل به معاشرت؛ یعنی روزی که میل معاشرت و رفاقت با امام(ع) به شدت بالا میرود.
🖤 تاسوعا؛ روزی برای وسعت ظرفیت است .
با خارج شدن عاشورا از سلسله اعداد، عدد بودن تاسوعا نیز مورد تردید قرار میگیرد و معنی نهم را از دست میدهد. اتسع به فتح الف یعنی گروههای ۹ نفره شدند. اما اتسع به کسر الف یعنی وسعت پیدا کرد - گشاد شد - فراخ گردید. اتساع یعنی گسترده شدن و گشاد شدن. بالا رفتن ظرفیت. اتساع شرائین؛ یعنی رگها گشاد شدند و ظرفیت شان برای عبور خون زیاد باشد. التاسوع چیزی که فراخی و گستردگی و ظرفیت اش زیاد باشد؛ و بالاخره التاسوعا یعنی جایی که بتوان ظرفیت را بالا برد و فراخی ایجاد کرد؛ و تاسوعا این معنی را پیدا میکند:
روزی که ظرفیت بالا میرود و در سینهها فراخی ایجاد میشود و به جای تنگی، وسعت مییابد.
🖤 این دو نام از ابداعات امام سجاد (علیهالسلام) است و اگر در بعضی از روایات از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) از عاشورا گفته شده است، اکثرا جعلیات بنیامیه برای کم کردن اثرات عاشورای امام حسین (علیه السلام) است، اما در مورد تاسوعا تقریباً نداریم که قبلاً از امام سجاد (علیه السلام) لغت تاسوعا به کار برده شده باشد و این معنا از عاشورا و تاسوعا خیلی عاشقانه است...
🖤 برگرفته از کتاب : «سفری از عاشورا تا اربعین»/به نقل از آقای لطف اله پور
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
♣ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
♣ بار دیگر فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی، که یادآور رشادتها و مظلومیتهای سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام ، حضرت اباالفضل العباس ( ع ) و یاران با وفایشان است، را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♣ بار دیگر فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی، که یادآور رشادتها و مظلومیتهای سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام ، حضرت اباالفضل العباس ( ع ) و یاران با وفایشان است، را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers