Forwarded from HR 34000
سلام عليكم؛
با احترام و عرض ارادت، عيد قربان را به شما و خانواده محترم تبريك عرض مي نمايم. در اين يوم الله، اغتنام فرصت كرده و نمونه اي از حج مقبول (يك در ششصد هزار نفر) در كلام شيخ فريدالدين عطار نيشابوري از عرفاي والا مرتبه سده هفتم را تقديم مي كنم. حجي كه پس از سي سال تلاش صادقانه و كار مفيد علي بن موفق مقبول درگاه حق مي شود و حج بقيه مقبول نمي افتد. حج موفق كه مي تواند در حل برخي از مشكلات كنوني كشور ( بر اثر كاهش ارزش پول ملي) و كاهش فشار بر طبقه كم درامد ولي پرمشقت جامعه تاثيرگذار باشد.
ارادتمند
آرين قلي پور
نقل است که عبدالله در حرم بود. یک سال از حج فارغ شده بود. ساعتی در خواب شد. به خواب دید که دو فرشته از آسمان فرود آمدند. یکی از دیگری پرسید: امسال چند خلق آمده اند؟
یکی گفت: ششصد هزار. گفت: حج چند کس قبول کردند؟
گفت: از آن هیچکس قبول نکردند.
عبدالله گفت: چون این بشنیدم اضطرابی در من پدید آمد. این همه خلایق که از اطراف و اکناف جهان با چندین رنج و تعصب من کل فج عمیق از راههای دور آمده و بیابانها قطع کرده، این همه ضایع گردد؟
پس آن فرشته گفت: در دمشق کفشگری نام او علی بن موفق است او به حج نیامده است اما حج او قبول است و همه را بدو بخشیدند، و این جمله در کار او کردند.
چون این بشنید م از خواب درآمدم، و گفتم: به دمشق باید شد و آن شخص را زیارت باید کرد. پس به دمشق شدم و خانه آن شخص را طلب کردم و آواز دادم. شخصی بیرون آمد. گفتم: نام تو چیست؟
گفت: علی بن موفق.
گفتم: مرا با تو سخنی است.
گفت: بگوی.
گفتم: تو چه کار کنی؟
گفت: پاره دوزی میکنم.
پس: آن واقعه با او. بگفتم: گفت نام تو چیست؟
گفتم: عبدالله مبارک.
نعره ای بزد و بیفتاد و از هوش شد. چون بهوش آمد گفتم: مرا از کار خود خبر ده.
گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم. امسال قصد حج کردم تا بروم. روزی سرپوشیده ای که در خانه است حامله بود، مگر. از همسایه بوی طعامی میآمد. مرا گفت: برو و پاره ای بیار از آن طعام. من رفتم. به در خانه همسایه. آن حال خبر دادم. همسایه گریستن گرفت و گفت: بدانکه سه شبانروز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند. امروز خری مرده دیدم. بار از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد، چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد. آن سیصد و پنجاه درم برداشتم و بدو دادم. گفتم: نفقه اطفال کن که حج ما این است.
عبدالله گفت: صدق الملک فی الرویا و صدق الملک فی الحکم و القضا.
با احترام و عرض ارادت، عيد قربان را به شما و خانواده محترم تبريك عرض مي نمايم. در اين يوم الله، اغتنام فرصت كرده و نمونه اي از حج مقبول (يك در ششصد هزار نفر) در كلام شيخ فريدالدين عطار نيشابوري از عرفاي والا مرتبه سده هفتم را تقديم مي كنم. حجي كه پس از سي سال تلاش صادقانه و كار مفيد علي بن موفق مقبول درگاه حق مي شود و حج بقيه مقبول نمي افتد. حج موفق كه مي تواند در حل برخي از مشكلات كنوني كشور ( بر اثر كاهش ارزش پول ملي) و كاهش فشار بر طبقه كم درامد ولي پرمشقت جامعه تاثيرگذار باشد.
ارادتمند
آرين قلي پور
نقل است که عبدالله در حرم بود. یک سال از حج فارغ شده بود. ساعتی در خواب شد. به خواب دید که دو فرشته از آسمان فرود آمدند. یکی از دیگری پرسید: امسال چند خلق آمده اند؟
یکی گفت: ششصد هزار. گفت: حج چند کس قبول کردند؟
گفت: از آن هیچکس قبول نکردند.
عبدالله گفت: چون این بشنیدم اضطرابی در من پدید آمد. این همه خلایق که از اطراف و اکناف جهان با چندین رنج و تعصب من کل فج عمیق از راههای دور آمده و بیابانها قطع کرده، این همه ضایع گردد؟
پس آن فرشته گفت: در دمشق کفشگری نام او علی بن موفق است او به حج نیامده است اما حج او قبول است و همه را بدو بخشیدند، و این جمله در کار او کردند.
چون این بشنید م از خواب درآمدم، و گفتم: به دمشق باید شد و آن شخص را زیارت باید کرد. پس به دمشق شدم و خانه آن شخص را طلب کردم و آواز دادم. شخصی بیرون آمد. گفتم: نام تو چیست؟
گفت: علی بن موفق.
گفتم: مرا با تو سخنی است.
گفت: بگوی.
گفتم: تو چه کار کنی؟
گفت: پاره دوزی میکنم.
پس: آن واقعه با او. بگفتم: گفت نام تو چیست؟
گفتم: عبدالله مبارک.
نعره ای بزد و بیفتاد و از هوش شد. چون بهوش آمد گفتم: مرا از کار خود خبر ده.
گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم. امسال قصد حج کردم تا بروم. روزی سرپوشیده ای که در خانه است حامله بود، مگر. از همسایه بوی طعامی میآمد. مرا گفت: برو و پاره ای بیار از آن طعام. من رفتم. به در خانه همسایه. آن حال خبر دادم. همسایه گریستن گرفت و گفت: بدانکه سه شبانروز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند. امروز خری مرده دیدم. بار از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد، چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد. آن سیصد و پنجاه درم برداشتم و بدو دادم. گفتم: نفقه اطفال کن که حج ما این است.
عبدالله گفت: صدق الملک فی الرویا و صدق الملک فی الحکم و القضا.
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بایرام هاچاندیر؟؟؟
شعر ودیکلمه...حاتم احمدی
کلیپ..غملی قادین
تنظیم...یعقوب توماری
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شعر ودیکلمه...حاتم احمدی
کلیپ..غملی قادین
تنظیم...یعقوب توماری
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴ایران بر لبه تیغ
🔻۲۰ تیر ۱۴۰۰
🔘این روزها بحثی در گرفت که برای ورود به کارشناسی ارشد لازم است که رشته کارشناسی فرد نیز مرتبط با رشته انتخابی ارشد باشد و دیگر نمیتوان از رشتههای غیرمرتبط متقاضی ورود به رشتههای دیگر و به طور مشخص رشتههای علوم انسانی و اجتماعی شد. گر چه معلوم شد این تصمیم نهایی و قابل اجرا نیست، ولی مسأله مهمتر این بود که هیچ گزارشی برای ضرورت چنین تغییری ارایه نشده است. در این یادداشت میخواهم یکی از موارد نقض این تصمیم را توضیح دهم، موردی که قطعاً موارد مشابه نیز دارد.
🔘اگر علم را طبقهبندی کرده و یک سر طیف را ریاضی بدانیم که دقیقترین و انتزاعی هم هست سر دیگر آن را میتوان علوم اجتماعی و انسانی دانست که قدرت تبیینکنندگی آنها به نسبت کم است ولی همین کم نیز اهمیت فراوان دارد. ویژگی مهم علوم اخیر تفاوت در کاربرد آن است. حل معادلات چند مجهولی یا سریهای زمانی یا انتگرال در ایران یا اروپا یا آمریکا فرقی ندارد، یا واکنش مواد در برابر حرارت و فشار یا ترکیب اتمها نیز چنین است، ولی جامعهشناسی چنین نیست. کیفیت کاربرد اصول این علم به شدت وابسته به زمان و مکان است.
🔘ریاضیدانی ایرانی و آمریکایی و هندی نداریم، ولی جامعهشناسی ایرانی و هندی و آمریکایی داریم، اگر چه از دانش اجتماعی مشترکی سیراب میشوند. ولی موضوعات و مصادیق و راهحلهای آنان متفاوت است. نوعی تعهد علمی و بینش در این علوم وجود دارد که در ریاضیات دیده نمیشود. از این رو انگیزههای حضور افراد در این رشته از علوم، میتواند متفاوت از علوم محض باشد و باید راه را برای حضور همگان در این رشتهها باز و ساده کرد. هر چند رعایت و دارا بودن حداقلهای لازم ضوابط علمی ضروری است. اتفاقاً نمونههای خوبی در جهان و ایران داشتهایم که این حضور چگونه میتواند در خدمت فهم جامعه و توسعه این دسته از علوم قرار گیرد.
🔘آقای دکتر محمد فاضلی دانشآموخته مهندسی مکانیک از دانشگاه امیرکبیر است. ولی همین انگیزههای پیشگفته موجب شد که وی به جامعهشناسی کوچ کند و ارشد و دکترای خود را در این رشته بگیرد. وجود این انگیزه متفاوت برای حضور در این رشته، موجب تفاوت برونداد علمی وی به عنوان یک جامعهشناس شده است که چگونه دانش جامعهشناختی را در خدمت فهم جامعه ایران قرار داده است.
🔘بخشی از این نگاه در کتاب اخیر وی بازتاب یافته است. کتابِ «ایران، بر لبه تیغ» مجموعه گفتارهای وی در خصوص جامعهشناسی سیاسی و سیاست عمومی در ایران است که طی حدود یک دهه به رشته تحریر در آورده است. این کتاب شامل عناوین کلی چون ایرانیان و مسایلشان، حکومت و حکمرانی، و به سوی آینده است. علوم اجتماعی برخلاف ریاضیات فقط از طریق طرح نظرات و گفتگوی عمومی نخبگان و صاحبنظران است که به نتیجه میرسد و نوعی توافق نسبی را میان شهروندان و دانشمندان ایجاد میکند تا به حل مسایل خود بپردازند.
🔘فاضلی در مقدمه خود بر این کتاب طیفی از جامعهشناسان را تعریف میکند که یک سر آن جامعهشناس ـ روشنفکر، و سر دیگرش جامعهشناس باسواد و مزدبگیر است که تواناییاش را در خدمت یک دولت یا حزب قرار میدهد. برای دسته اول ایده و آرمان، و برای دسته دوم قدرت و مواهب حاصل از آن است که بیشترین معنا را میدهد. وی در میان این دوگانه، وضعیتی را در قالب «جامعهشناس ـ روشنفکر بوروکرات» تعریف میکند و آن را موثر و مفید به حال جامعه میداند. و طبعا خود را در این دستهبندی جا میدهد.
🔘ایران مسایل زیادی دارد به همین علت شاید در لبه تیغ توصیف شده است. ولی همین زیاد بودن مسایل آن میتواند به اغتشاش فکری و عدم تفاهم عمومی منجر شود. وظیفه نخبگان است که نشان دهند برای عبور از این وضعیت یا لبه تیغ، نیاز نیست همزمان همه مسایل را حل کرد، زیرا چه بسا حل هر مسألهای در تعارض با حل سایر مسایل باشد، باید یکی دو تا از مهمترین مسایل که اصطلاحاً میگوییم متغیر مستقلتری نسبت به بقیه هستند را یافت و به حل آن اقدام نمود. سپس بقیه مسایل در مسیر حل قرار خواهد گرفت. رسیدن به این نتیجه، جز از طریق گفتگوی عمومی و عمدتاً مکتوب در فضای رسانهای و نقد و ارزیابی نظرات ممکن نیست، از این رو فعالیتهای آقای فاضلی نمونهای مناسب برای قرار گرفتن جامعه در مسیر شکلگیری چنین تفاهمی است.
🔘رسیدن به ذهنیتی چارچوبدار برای ارایه پاسخهای منسجم به مسایل ایران در ذیل یک چارچوب قابل قبول وظیفهای است که همه صاحبنظران اجتماعی باید برای تحقق آن کوشش کنند. و این مجموعه یادداشتها و گفتارهای آقای فاضلی نمونه و مقدمه مناسبی برای گفتگو و همفکری جهت تحقق این هدف است. هدفی که لزوما با خواندن این مجموعه مقالات به دست نمیآید ولی بسط گفتگو درباره آنها زمینه رسیدن به این هدف را فراهم میکند.
🔻۲۰ تیر ۱۴۰۰
🔘این روزها بحثی در گرفت که برای ورود به کارشناسی ارشد لازم است که رشته کارشناسی فرد نیز مرتبط با رشته انتخابی ارشد باشد و دیگر نمیتوان از رشتههای غیرمرتبط متقاضی ورود به رشتههای دیگر و به طور مشخص رشتههای علوم انسانی و اجتماعی شد. گر چه معلوم شد این تصمیم نهایی و قابل اجرا نیست، ولی مسأله مهمتر این بود که هیچ گزارشی برای ضرورت چنین تغییری ارایه نشده است. در این یادداشت میخواهم یکی از موارد نقض این تصمیم را توضیح دهم، موردی که قطعاً موارد مشابه نیز دارد.
🔘اگر علم را طبقهبندی کرده و یک سر طیف را ریاضی بدانیم که دقیقترین و انتزاعی هم هست سر دیگر آن را میتوان علوم اجتماعی و انسانی دانست که قدرت تبیینکنندگی آنها به نسبت کم است ولی همین کم نیز اهمیت فراوان دارد. ویژگی مهم علوم اخیر تفاوت در کاربرد آن است. حل معادلات چند مجهولی یا سریهای زمانی یا انتگرال در ایران یا اروپا یا آمریکا فرقی ندارد، یا واکنش مواد در برابر حرارت و فشار یا ترکیب اتمها نیز چنین است، ولی جامعهشناسی چنین نیست. کیفیت کاربرد اصول این علم به شدت وابسته به زمان و مکان است.
🔘ریاضیدانی ایرانی و آمریکایی و هندی نداریم، ولی جامعهشناسی ایرانی و هندی و آمریکایی داریم، اگر چه از دانش اجتماعی مشترکی سیراب میشوند. ولی موضوعات و مصادیق و راهحلهای آنان متفاوت است. نوعی تعهد علمی و بینش در این علوم وجود دارد که در ریاضیات دیده نمیشود. از این رو انگیزههای حضور افراد در این رشته از علوم، میتواند متفاوت از علوم محض باشد و باید راه را برای حضور همگان در این رشتهها باز و ساده کرد. هر چند رعایت و دارا بودن حداقلهای لازم ضوابط علمی ضروری است. اتفاقاً نمونههای خوبی در جهان و ایران داشتهایم که این حضور چگونه میتواند در خدمت فهم جامعه و توسعه این دسته از علوم قرار گیرد.
🔘آقای دکتر محمد فاضلی دانشآموخته مهندسی مکانیک از دانشگاه امیرکبیر است. ولی همین انگیزههای پیشگفته موجب شد که وی به جامعهشناسی کوچ کند و ارشد و دکترای خود را در این رشته بگیرد. وجود این انگیزه متفاوت برای حضور در این رشته، موجب تفاوت برونداد علمی وی به عنوان یک جامعهشناس شده است که چگونه دانش جامعهشناختی را در خدمت فهم جامعه ایران قرار داده است.
🔘بخشی از این نگاه در کتاب اخیر وی بازتاب یافته است. کتابِ «ایران، بر لبه تیغ» مجموعه گفتارهای وی در خصوص جامعهشناسی سیاسی و سیاست عمومی در ایران است که طی حدود یک دهه به رشته تحریر در آورده است. این کتاب شامل عناوین کلی چون ایرانیان و مسایلشان، حکومت و حکمرانی، و به سوی آینده است. علوم اجتماعی برخلاف ریاضیات فقط از طریق طرح نظرات و گفتگوی عمومی نخبگان و صاحبنظران است که به نتیجه میرسد و نوعی توافق نسبی را میان شهروندان و دانشمندان ایجاد میکند تا به حل مسایل خود بپردازند.
🔘فاضلی در مقدمه خود بر این کتاب طیفی از جامعهشناسان را تعریف میکند که یک سر آن جامعهشناس ـ روشنفکر، و سر دیگرش جامعهشناس باسواد و مزدبگیر است که تواناییاش را در خدمت یک دولت یا حزب قرار میدهد. برای دسته اول ایده و آرمان، و برای دسته دوم قدرت و مواهب حاصل از آن است که بیشترین معنا را میدهد. وی در میان این دوگانه، وضعیتی را در قالب «جامعهشناس ـ روشنفکر بوروکرات» تعریف میکند و آن را موثر و مفید به حال جامعه میداند. و طبعا خود را در این دستهبندی جا میدهد.
🔘ایران مسایل زیادی دارد به همین علت شاید در لبه تیغ توصیف شده است. ولی همین زیاد بودن مسایل آن میتواند به اغتشاش فکری و عدم تفاهم عمومی منجر شود. وظیفه نخبگان است که نشان دهند برای عبور از این وضعیت یا لبه تیغ، نیاز نیست همزمان همه مسایل را حل کرد، زیرا چه بسا حل هر مسألهای در تعارض با حل سایر مسایل باشد، باید یکی دو تا از مهمترین مسایل که اصطلاحاً میگوییم متغیر مستقلتری نسبت به بقیه هستند را یافت و به حل آن اقدام نمود. سپس بقیه مسایل در مسیر حل قرار خواهد گرفت. رسیدن به این نتیجه، جز از طریق گفتگوی عمومی و عمدتاً مکتوب در فضای رسانهای و نقد و ارزیابی نظرات ممکن نیست، از این رو فعالیتهای آقای فاضلی نمونهای مناسب برای قرار گرفتن جامعه در مسیر شکلگیری چنین تفاهمی است.
🔘رسیدن به ذهنیتی چارچوبدار برای ارایه پاسخهای منسجم به مسایل ایران در ذیل یک چارچوب قابل قبول وظیفهای است که همه صاحبنظران اجتماعی باید برای تحقق آن کوشش کنند. و این مجموعه یادداشتها و گفتارهای آقای فاضلی نمونه و مقدمه مناسبی برای گفتگو و همفکری جهت تحقق این هدف است. هدفی که لزوما با خواندن این مجموعه مقالات به دست نمیآید ولی بسط گفتگو درباره آنها زمینه رسیدن به این هدف را فراهم میکند.
Telegram
attach 📎
Forwarded from HR 34000
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظات ناب انسانی از ارزیابی های منابع انسانی در جهت تعالی انسانی در سال ۱۳۹۸
مدل ۳۴۰۰۰ منابع انسانی
مدل ۳۴۰۰۰ منابع انسانی
Forwarded from اتچ بات
« نظام فنلاندی به دنبال کم کردن شکاف و فاصله بین آموزش رسمی و غیر رسمی است و معلمان این کار را با ارتباط با مراکز علوم، مراکز طبیعت، موزه ها، کتابخانه ها و رسانه ها و بردن دانش آموزان به این فضاها صورت می دهند »
40 نکته از فرهنگ آموزش فنلاند
دکتر ابوالفضل بختیاری/ معلم و پژوهشگر
* با انگیزه ترین ، توانمندترین و قوی ترین دانشجویان برای رشته های معلمی گزینش می شوند. از بین متقاضیان شغل معلمی در دوره ابتدایی 10 درصد، دوره های متوسطه 10 تا 50 درصد (بسته به رشته تدریس) و معلمان هنرستانی 30 درصد متقاضیان انتخاب می شوند.
* تحصیل در تمام سطوح از خردسالی تا دانشگاه در فنلاند رایگان است. در پیش دبستانی و دبستان کتاب های درسی، ملزومات مدرسه، غذای روزانه و حمل و نقل (برای دانش آموزانی که محل زندگی آنها دور از مدرسه است) رایگان است.
* مدارس خصوصی در فنلاند 3 درصد از دانش آموزان این کشور را پوشش می دهند که هزینه تحصیل این دانش آموزان مانند مدارس دولتی توسط دولت پرداخت می شود.
* در فنلاند هیچ گونه مدرسه ای مانند مدارس تیزهوشان، نمونه و ... که بر اساس امتیازات خاص یا با استفاده از آزمون دانش آموز انتخاب نمایند، وجود ندارد. همچنین در نظام آموزشی فنلاند هیچ گونه رقابت و رتبه بندی وجود ندارد و اصل بر همکاری و عدالت آموزشی است.
* با وجودی که نظام آموزشی فنلاند موفق ترین نظام آموزشی دنیاست در المپیاد ریاضی دنیا که از 1965 تاکنون در آن شرکت داشته است تنها یک مدال طلا و ایران که از سال 1985 حضور دارد 45 طلا کسب کرده است و جالب تر این که 77 درصد این مدال آوران ایرانی، ایران را ترک کرده اند.
* با وجود این که فنلاند یکی از سردترین کشورهای دنیاست و در بعضی نقاط شمالی فنلاند که پوشیده از برف فراوان است دما به بیست تا سی درجه زیر صفر می رسد اما هیچ گاه مدارس به این علت تعطیل نمی شوند.
* با توجه به این که دانش آموزان به صورت منطقه ای در مدارس ثبت نام می شوند، دانش آموزان حتی در دوره ابتدایی با دوچرخه یا پیاده به مدرسه می روند. برای دانش آموزانی که در فاصله بیش از 5 کیلومتری مدرسه هستند سرویس حمل و نقل رایگان در نظر گرفته می شود.
* هدف اصلی برنامه درسی فنلاند این است که دانش آموز به عنوان یک انسان و به عنوان یک شهروند رشد کند و تاکید بر چگونه یاد گرفتن آنان است به جای این که چه چیزهایی یاد بگیرند. شادی و نشاط یک اصل مهم در مدارس فنلاندی است و معلمان تلاش می کنند که محیط شادی را برای دانش آموزان در مدرسه فراهم کنند. بر این اساس در رتبه بندی شادترین کشورها، فنلاند رتبه نخست را به خود اختصاص داده است در حالی که رتبه ایران 106 است.
* حیاط مدارس ابتدایی به انواع وسایل ورزشی و بازی همچون وسایل پارک ها مجهز است. معماری مدارس فنلاند شامل فضای باز، مکان های اجتماع، کتابخانه در دسترس، کلاس های بزرگ با پنجره های بزرگ، مدارس بدون دیوار و ... است. مدارس و دانشگاه ها فاقد دیوار و حصار هستند و دانش آموزان به راحتی با فضای بیرون مدرسه حتی اگر مدرسه کنار جنگل باشد در ارتباط هستند و رفت و آمد می کنند.
* مدارس بدون یونیفرم یکسان هستند و دانش آموزان در پوشیدن لباس آزادند.
* دانش آموزان فنلاندی بیش از دانش آموزان دیگر کشورها زمان استراحت و بازی دارند. نتایج چنین روشی خود کارآمدی، کاهش استرس، یادگیری اجتماعی و ... است. در برنامه های درسی مدارس تاکید زیادی بر آموزش موسیقی، ورزش و هنر است و از تلفیق موسیقی با آموزش سایر دروس بهره می برند.
* اهمیت موسیقی در برنامه درسی مدارس، به حدی است که مثلا در کلاس پنجم تعداد ساعت درس ریاضی و درس موسیقی یکسان و هر دو سه ساعت در هفته است.
* در نظام آموزشی فنلاند جایی برای رتبه بندی دانش آموزان و معلمان و تعیین شاگرد اول و دوم و ... معلم نمونه ، برگزیده و ... نیست. بر این اساس در و دیوار مدرسه هم از عکس و بنر دانش آموزان خالی است.
* دانش آموزان فنلاند با میانگین زیر نیم ساعت تکلیف در شب، کمترین مقدار تکلیف در جهان را دارند. دانش آموزان فنلاندی معمولا نه معلم خصوصی دارند نه آموزش بیرون از مدرسه.
* تشکیل کلاس برای آموزش مسائل دینی اقلیت ها به شرط وجود سه دانش آموز با گرفتن معلم مخصوص آن و پرداخت هزینه از سوی آموزش و پرورش صورت می گیرد.
* والدین در مدارس ابتدایی تعیین می کنند که برای دانش آموز خودشان چه مذهب و چه زبانی در کنار زبان های دیگر آموزش داده شود. برای افرادی که نمی خواهند آموزش مذهبی ارائه شود، درس اخلاق در نظر گرفته می شود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
40 نکته از فرهنگ آموزش فنلاند
دکتر ابوالفضل بختیاری/ معلم و پژوهشگر
* با انگیزه ترین ، توانمندترین و قوی ترین دانشجویان برای رشته های معلمی گزینش می شوند. از بین متقاضیان شغل معلمی در دوره ابتدایی 10 درصد، دوره های متوسطه 10 تا 50 درصد (بسته به رشته تدریس) و معلمان هنرستانی 30 درصد متقاضیان انتخاب می شوند.
* تحصیل در تمام سطوح از خردسالی تا دانشگاه در فنلاند رایگان است. در پیش دبستانی و دبستان کتاب های درسی، ملزومات مدرسه، غذای روزانه و حمل و نقل (برای دانش آموزانی که محل زندگی آنها دور از مدرسه است) رایگان است.
* مدارس خصوصی در فنلاند 3 درصد از دانش آموزان این کشور را پوشش می دهند که هزینه تحصیل این دانش آموزان مانند مدارس دولتی توسط دولت پرداخت می شود.
* در فنلاند هیچ گونه مدرسه ای مانند مدارس تیزهوشان، نمونه و ... که بر اساس امتیازات خاص یا با استفاده از آزمون دانش آموز انتخاب نمایند، وجود ندارد. همچنین در نظام آموزشی فنلاند هیچ گونه رقابت و رتبه بندی وجود ندارد و اصل بر همکاری و عدالت آموزشی است.
* با وجودی که نظام آموزشی فنلاند موفق ترین نظام آموزشی دنیاست در المپیاد ریاضی دنیا که از 1965 تاکنون در آن شرکت داشته است تنها یک مدال طلا و ایران که از سال 1985 حضور دارد 45 طلا کسب کرده است و جالب تر این که 77 درصد این مدال آوران ایرانی، ایران را ترک کرده اند.
* با وجود این که فنلاند یکی از سردترین کشورهای دنیاست و در بعضی نقاط شمالی فنلاند که پوشیده از برف فراوان است دما به بیست تا سی درجه زیر صفر می رسد اما هیچ گاه مدارس به این علت تعطیل نمی شوند.
* با توجه به این که دانش آموزان به صورت منطقه ای در مدارس ثبت نام می شوند، دانش آموزان حتی در دوره ابتدایی با دوچرخه یا پیاده به مدرسه می روند. برای دانش آموزانی که در فاصله بیش از 5 کیلومتری مدرسه هستند سرویس حمل و نقل رایگان در نظر گرفته می شود.
* هدف اصلی برنامه درسی فنلاند این است که دانش آموز به عنوان یک انسان و به عنوان یک شهروند رشد کند و تاکید بر چگونه یاد گرفتن آنان است به جای این که چه چیزهایی یاد بگیرند. شادی و نشاط یک اصل مهم در مدارس فنلاندی است و معلمان تلاش می کنند که محیط شادی را برای دانش آموزان در مدرسه فراهم کنند. بر این اساس در رتبه بندی شادترین کشورها، فنلاند رتبه نخست را به خود اختصاص داده است در حالی که رتبه ایران 106 است.
* حیاط مدارس ابتدایی به انواع وسایل ورزشی و بازی همچون وسایل پارک ها مجهز است. معماری مدارس فنلاند شامل فضای باز، مکان های اجتماع، کتابخانه در دسترس، کلاس های بزرگ با پنجره های بزرگ، مدارس بدون دیوار و ... است. مدارس و دانشگاه ها فاقد دیوار و حصار هستند و دانش آموزان به راحتی با فضای بیرون مدرسه حتی اگر مدرسه کنار جنگل باشد در ارتباط هستند و رفت و آمد می کنند.
* مدارس بدون یونیفرم یکسان هستند و دانش آموزان در پوشیدن لباس آزادند.
* دانش آموزان فنلاندی بیش از دانش آموزان دیگر کشورها زمان استراحت و بازی دارند. نتایج چنین روشی خود کارآمدی، کاهش استرس، یادگیری اجتماعی و ... است. در برنامه های درسی مدارس تاکید زیادی بر آموزش موسیقی، ورزش و هنر است و از تلفیق موسیقی با آموزش سایر دروس بهره می برند.
* اهمیت موسیقی در برنامه درسی مدارس، به حدی است که مثلا در کلاس پنجم تعداد ساعت درس ریاضی و درس موسیقی یکسان و هر دو سه ساعت در هفته است.
* در نظام آموزشی فنلاند جایی برای رتبه بندی دانش آموزان و معلمان و تعیین شاگرد اول و دوم و ... معلم نمونه ، برگزیده و ... نیست. بر این اساس در و دیوار مدرسه هم از عکس و بنر دانش آموزان خالی است.
* دانش آموزان فنلاند با میانگین زیر نیم ساعت تکلیف در شب، کمترین مقدار تکلیف در جهان را دارند. دانش آموزان فنلاندی معمولا نه معلم خصوصی دارند نه آموزش بیرون از مدرسه.
* تشکیل کلاس برای آموزش مسائل دینی اقلیت ها به شرط وجود سه دانش آموز با گرفتن معلم مخصوص آن و پرداخت هزینه از سوی آموزش و پرورش صورت می گیرد.
* والدین در مدارس ابتدایی تعیین می کنند که برای دانش آموز خودشان چه مذهب و چه زبانی در کنار زبان های دیگر آموزش داده شود. برای افرادی که نمی خواهند آموزش مذهبی ارائه شود، درس اخلاق در نظر گرفته می شود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
👈بهشت فنلاند سرزمین خوشبختی!
🔹مصداق بارز آن گفته حضرت خیام"این نقد بگیر، دست از آن نسیه بدار"
🔹فنلاند کشوری است بالای مدار ۶۰ درجه شمالی، سرزمینی یخزده، کم نور و کم آفتاب که در برخی از مناطق دارای بلندی روز در ازای هر روز ۷۳ روز است و بلعکس در ازای هر شب در زمستان، ۵۳ شب.
🔹خاک فنلاند در زمستان یخزده و در تابستان باتلاقی (توندرا) است. طبیعت در این کشور، ناجوانمردانه گرما، نور و خاک حاصلخیز را به مقدار زیادی از فنلاند دریغ کرده است. آخرین دشنه را هم "استیو جابز" به پیکر این کشور وارد کرد، که اپل را بجای نوکیا، که ۲۵ درصد اقتصاد فنلاند را تشکیل می داد در جهان جا انداخت.
🔹بازار چوب هم که دهها سال بود اقتصاد فنلاند بر پایه آن می چرخید، در حال حاضر از شرایط خوبی برخوردار نیست.
🔹اما و هزار اما.... با این همه ستم وارده از سوی طبیعت و استیو جابز، امروز فنلاند بنا به نظر اکثر کارشناسان از "پیشرفته ترین" دولت - ملت های روی زمین به حساب می آید. شاید بپرسید چگونه؟ به دلایل زیر:
⬅️۱. تنها کشور منطقه یورو است که از دیدگاه اعتبار و درستی سنجی، دارای درجه فوق تصور (AAA) است؛ این یعنی موقعیت بسیار پایدار. رکوردی دیوانه کننده و منحصر به فرد در جهان!
⬅️۲. از دیدگاه "شاخص فساد"، فنلاند به همراه دانمارک و نیوزلند، از پاک ترین کشورهای جهان محسوب می شود و مسوولین اش بسیار درستکار و شرافتمند هستند.(یعنی اصلا" در این کشور هیچ دزدی و اختلاسی وجود ندارد!)
⬅️۳. با بیش از ۳۸۰۰۰ دلار آمریکا درآمد سرانه، در شمار مرفه ترین کشور های جهان است.
⬅️۴. امید به زندگی در زنان این کشور ۸۵ و در مردانش بالای ۸۲ سال است. یک رکورد شگفت انگیز..!!
⬅️۵. دارای سیستم سرتاسری تلویزیونی دیجیتال است، سال هاست که آنالوگ در این کشور از رده خارج شده است.
⬅️۶. فنلاند به همراه با نیوزلند، بیش از ۱۰۰ سال است که زنانش از حق رای و حق انتخاب و از تمام حقوق مساوی با مردان برخوردارند.
⬅️۷. رشد سالانه جمعیت در این کشور، تنها اندکی بالاتر از صفردرصد است.
⬅️۸. دارای بهترین و کامل ترین و پربازده ترین نظام آموزشی جهان است.
⬅️۹. در شاخص توسعه انسانی در چند دهه اخیر، فنلاند همواره رتبه اش بین یکم تا دهم بوده است.
⬅️۱۰. در فنلاند شمار سوناها و استخر بیش از تعداد خودروهاست.!
⬅️۱۱. در فنلاند از هر ۱۰۰ بطری شیشه مایعات دور ریز، همه ۱۰۰ تای آن بازیافت می شوند و از هر ۱۰ بطری پلاستیکی نیز، ۹ بطری اش بازیافت می شود.
⬅️۱۲. اگر قصد دارید با خودروی خود در سال 2030 میلادی به فنلاند سفر کنید، دچار مشکل می شوید.! چون آن زمان تمام خودرو ها در فنلاند با انرژی پاک تغذیه می شوند و پمپ بنزینی دیگر در این کشور وجود نخواهد داشت.!
⬅️۱۳. آموزش عالی تا مقطع دکترا در این کشور، حتا برای دانشجویان خارجی رایگان است.
⬅️۱۴. کشور فنلاند دارای معتبرترین گذرنامه بین المللی است. تقریبا" در همه جا بدون ویزا از شهروندان فنلاندی استقبال می شود.
⬅️۱۵. بیش از ۹۷ درصد از مردم فنلاند از ادیان ابراهیمی هیچ اطلاعاتی ندارند، اما اکثریت آنان تنها معتقدند که خدایی قطعا" موجودیت دارد و در سراسر این کشور تنها یک کنیسه و چهار کلیسا وجود دارد که غالبا" خلوت و بدون مراجعه کننده است!
⬅️۱۶. در فنلاند بیش از ۱۶ هزار کافه موسیقی و سالن های رقص و آواز و هنرهای تجسمی وجود دارد که عموما" پر رفت و آمد و شلوغ است.
⬅️۱۷. دادگاه ها در اکثر شهرهای این کشور از خلوت ترین ادارات و در برخی از شهرها، جمع آوری و تبدیل به کتابخانه شده است.!
⬅️۱۸. هر شهروند فنلاندی به محض تولد به حکم قانون تحت نظر یک پزشک متخصص، یک روانشناس، یک مربی ورزشی و یک وکیل حقوقی می شود.
⬅️۱۹. هر شهروند فنلاندی در طول زندگی خود دوبار حق دارد نام کوچک یا نام خانوادگی اش را به دلخواه تغییر دهد.
⬅️۲۰. هر شهروند فنلاندی این حق را دارد که پس از رسیدن به سن قانونی صاحب شغل شود، در غیراینصورت دولت موظف است او را دارای شغلی متناسب با تخصص و تحصیلاتش یا او را تامین مالی کند.
🔹این ها وهم و خیال نیست؛ امروز این یادداشت شما را به بهشت دموکراسی فراخوانده است.
🔹کشورهای چون فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک از صدرنشینان جدول کشورهای خوشبخت جهان اند. کشورهایی که مذهب در آن ها دارای کمترین نقش است. و از بی آزارترین کشورهای دنیا محسوب می شوند.
🔹کارشناسان علوم اجتماعی دو دلیل عمده را در خوشبختی مردمان این کشورها برمی شمارند:
1️⃣تمامی تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها در تمامی حوزه ها در این کشورها تنها با رهیافت های عقلی و علمی است.
2️⃣به وجوه احساسات آدمیان بهای درخوری می دهند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹مصداق بارز آن گفته حضرت خیام"این نقد بگیر، دست از آن نسیه بدار"
🔹فنلاند کشوری است بالای مدار ۶۰ درجه شمالی، سرزمینی یخزده، کم نور و کم آفتاب که در برخی از مناطق دارای بلندی روز در ازای هر روز ۷۳ روز است و بلعکس در ازای هر شب در زمستان، ۵۳ شب.
🔹خاک فنلاند در زمستان یخزده و در تابستان باتلاقی (توندرا) است. طبیعت در این کشور، ناجوانمردانه گرما، نور و خاک حاصلخیز را به مقدار زیادی از فنلاند دریغ کرده است. آخرین دشنه را هم "استیو جابز" به پیکر این کشور وارد کرد، که اپل را بجای نوکیا، که ۲۵ درصد اقتصاد فنلاند را تشکیل می داد در جهان جا انداخت.
🔹بازار چوب هم که دهها سال بود اقتصاد فنلاند بر پایه آن می چرخید، در حال حاضر از شرایط خوبی برخوردار نیست.
🔹اما و هزار اما.... با این همه ستم وارده از سوی طبیعت و استیو جابز، امروز فنلاند بنا به نظر اکثر کارشناسان از "پیشرفته ترین" دولت - ملت های روی زمین به حساب می آید. شاید بپرسید چگونه؟ به دلایل زیر:
⬅️۱. تنها کشور منطقه یورو است که از دیدگاه اعتبار و درستی سنجی، دارای درجه فوق تصور (AAA) است؛ این یعنی موقعیت بسیار پایدار. رکوردی دیوانه کننده و منحصر به فرد در جهان!
⬅️۲. از دیدگاه "شاخص فساد"، فنلاند به همراه دانمارک و نیوزلند، از پاک ترین کشورهای جهان محسوب می شود و مسوولین اش بسیار درستکار و شرافتمند هستند.(یعنی اصلا" در این کشور هیچ دزدی و اختلاسی وجود ندارد!)
⬅️۳. با بیش از ۳۸۰۰۰ دلار آمریکا درآمد سرانه، در شمار مرفه ترین کشور های جهان است.
⬅️۴. امید به زندگی در زنان این کشور ۸۵ و در مردانش بالای ۸۲ سال است. یک رکورد شگفت انگیز..!!
⬅️۵. دارای سیستم سرتاسری تلویزیونی دیجیتال است، سال هاست که آنالوگ در این کشور از رده خارج شده است.
⬅️۶. فنلاند به همراه با نیوزلند، بیش از ۱۰۰ سال است که زنانش از حق رای و حق انتخاب و از تمام حقوق مساوی با مردان برخوردارند.
⬅️۷. رشد سالانه جمعیت در این کشور، تنها اندکی بالاتر از صفردرصد است.
⬅️۸. دارای بهترین و کامل ترین و پربازده ترین نظام آموزشی جهان است.
⬅️۹. در شاخص توسعه انسانی در چند دهه اخیر، فنلاند همواره رتبه اش بین یکم تا دهم بوده است.
⬅️۱۰. در فنلاند شمار سوناها و استخر بیش از تعداد خودروهاست.!
⬅️۱۱. در فنلاند از هر ۱۰۰ بطری شیشه مایعات دور ریز، همه ۱۰۰ تای آن بازیافت می شوند و از هر ۱۰ بطری پلاستیکی نیز، ۹ بطری اش بازیافت می شود.
⬅️۱۲. اگر قصد دارید با خودروی خود در سال 2030 میلادی به فنلاند سفر کنید، دچار مشکل می شوید.! چون آن زمان تمام خودرو ها در فنلاند با انرژی پاک تغذیه می شوند و پمپ بنزینی دیگر در این کشور وجود نخواهد داشت.!
⬅️۱۳. آموزش عالی تا مقطع دکترا در این کشور، حتا برای دانشجویان خارجی رایگان است.
⬅️۱۴. کشور فنلاند دارای معتبرترین گذرنامه بین المللی است. تقریبا" در همه جا بدون ویزا از شهروندان فنلاندی استقبال می شود.
⬅️۱۵. بیش از ۹۷ درصد از مردم فنلاند از ادیان ابراهیمی هیچ اطلاعاتی ندارند، اما اکثریت آنان تنها معتقدند که خدایی قطعا" موجودیت دارد و در سراسر این کشور تنها یک کنیسه و چهار کلیسا وجود دارد که غالبا" خلوت و بدون مراجعه کننده است!
⬅️۱۶. در فنلاند بیش از ۱۶ هزار کافه موسیقی و سالن های رقص و آواز و هنرهای تجسمی وجود دارد که عموما" پر رفت و آمد و شلوغ است.
⬅️۱۷. دادگاه ها در اکثر شهرهای این کشور از خلوت ترین ادارات و در برخی از شهرها، جمع آوری و تبدیل به کتابخانه شده است.!
⬅️۱۸. هر شهروند فنلاندی به محض تولد به حکم قانون تحت نظر یک پزشک متخصص، یک روانشناس، یک مربی ورزشی و یک وکیل حقوقی می شود.
⬅️۱۹. هر شهروند فنلاندی در طول زندگی خود دوبار حق دارد نام کوچک یا نام خانوادگی اش را به دلخواه تغییر دهد.
⬅️۲۰. هر شهروند فنلاندی این حق را دارد که پس از رسیدن به سن قانونی صاحب شغل شود، در غیراینصورت دولت موظف است او را دارای شغلی متناسب با تخصص و تحصیلاتش یا او را تامین مالی کند.
🔹این ها وهم و خیال نیست؛ امروز این یادداشت شما را به بهشت دموکراسی فراخوانده است.
🔹کشورهای چون فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک از صدرنشینان جدول کشورهای خوشبخت جهان اند. کشورهایی که مذهب در آن ها دارای کمترین نقش است. و از بی آزارترین کشورهای دنیا محسوب می شوند.
🔹کارشناسان علوم اجتماعی دو دلیل عمده را در خوشبختی مردمان این کشورها برمی شمارند:
1️⃣تمامی تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها در تمامی حوزه ها در این کشورها تنها با رهیافت های عقلی و علمی است.
2️⃣به وجوه احساسات آدمیان بهای درخوری می دهند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕معرفی کتاب سیاست شادکامی؛
🔺این مطلب در سه بخش متوالی تقدیم میگردد
📙مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب سیاست شادکامی/بخش اول ...
«همهچیز برایِ انسان، حتّی سیاست»
🔷سیاستِ شادکامی: آنچه حکومت میتواند از تحقیقاتِ جدید دربابِ بهروزی بیاموزد، نوشتهیِ دِرِک باک، ترجمهیِ نرگس سلحشور، چاپِ اوّل، نشرِ نو، ۱۳۹۹، ۳۸۳ ص.
(سیاست شادکامی)، کتابِی که اکنون ترجمهیِ نیکویِ فارسیِ آن، به قلمِ نرگس سلحشور، زیرِ عنوانِ سیاستِ شادکامی: آنچه حکومت میتواند از تحقیقاتِ جدید دربابِ بهروزی بیاموزد، نشر یافتهاست، نه فقط نخستین نوشته با این عنوان، بل، نخستین نوشته با این موضوع است که در غرب منتشر شده است. این کتاب، در واقع، شاملِ یک توصیه است و یک گزارشِ تحقیقات. توصیه این است که حکومتها باید فرآیندِ حکومت و نیز رفتارهایِ حکومتی را معطوف به فرآوردهای، به نامِ ”شادکامی شهروندان‟ کنند و، بنابراین، در مقامِ داوری دربابِ موفّقیّت/شکست یا خوبی/بدیِ یک نظامِ حکومتی و دربابِ مقایسهیِ نظامهایِ حکومتی با یکدیگر، ملاک، معیار، سنجه، و میزان باید وسعت و عمقِ شادکامیِ شهروندان باشد. گزارشِ تحقیقاتِ تجربی، میدانی، و آماریِ انجامگرفته، نیز، عبارت است از این که شادکامیِ شهروندانِ هر حکومت یا جامعهای به هفت عاملِ مهمّ بستگیِ تمام دارد، به نحوی که میتوان این شادکامی را تابعی از این هفت متغیّر قلمداد کرد. این هفت عامل عبارت اند از:
🔷۱) خُلقوخویِ موروثیِ هرکس؛
🔷۲) ازدواج: در تقابل با تجرّد، از دست دادنِ همسر، متارکه با همسر، و زندگیِ مشترک امّا نه با ازدواجِ رسمی؛
🔷۳) داشتنِ روابطِ اجتماعی، مانندِ دوستی و همنشینی، مشارکت در گروههایِ اجتماعی، و انجام دادنِ کارهایِ خیریّه و رایگانبخشانه؛
🔷۴) داشتنِ رضایتِ شغلی-حرفهای، در تقابل با نداشتنِ رضایت از شغل و حرفهیِ خود و از دست دادنِ شغل و حرفه، اعمّ از این که این از دست دادنِ شغل و حرفه ناشی از اخراجِ دستهجمعیِ گروهی از شاغلان به کار، از جمله آن شهروندِ خاصّ، باشد (به اصطلاحِ نادرستِ رایج، ناشی از تعدیلِ نیروها) یا ناشی از اخراجِ فقط همان شهروند، به علّتی خاص؛
🔷۵) تلقّیِ خودِ شخص از چند و چونِ سلامتِ جسمانی و بدنیِ خود، در تقابل با تلقّیی که پزشکان از این امر دارند؛
🔷۶) داشتنِ ایمانِ دینی و مذهبی یا، لااقلّ، داشتنِ آرمانی شخصی که کمابیش به اندازهیِ ایمانِ دینی و مذهبی به آدمی قُوت و قُوَّتِ ذهنی و روانی بدهد، مانندِ آرمانِ آشتی و دوستی با محیطِ زیست و آرمانِ سادهزیستیِ خودخواسته؛
🔷۷) داشتِن نظامِ حکومتیِ مردمسالار، ملتزم و متعهّد به آزادیهایِ سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و اجتماعیِ شهروندان، کاملاً پایبند به قانونِ اساسی و سایرِ قوانینِ کشور، کارآمد و مشکلگشا، دارایِ کمترین میزانِ خشونتورزی، دارایِ کمترین میزانِ فساد، برخوردار از اعتمادِ کاملِ شهروندان (مخصوصاً پلیس و قوّهیِ قضائیّه)، و مسؤولیّتپذیر و پاسخگو.
البتّه، هر یک از این هفت عامل قیود و شروط و حدود و ثغور ای دارند که تفصیل و شرحِ آنها در فصولِ کتاب آمده است.،،، ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺این مطلب در سه بخش متوالی تقدیم میگردد
📙مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب سیاست شادکامی/بخش اول ...
«همهچیز برایِ انسان، حتّی سیاست»
🔷سیاستِ شادکامی: آنچه حکومت میتواند از تحقیقاتِ جدید دربابِ بهروزی بیاموزد، نوشتهیِ دِرِک باک، ترجمهیِ نرگس سلحشور، چاپِ اوّل، نشرِ نو، ۱۳۹۹، ۳۸۳ ص.
(سیاست شادکامی)، کتابِی که اکنون ترجمهیِ نیکویِ فارسیِ آن، به قلمِ نرگس سلحشور، زیرِ عنوانِ سیاستِ شادکامی: آنچه حکومت میتواند از تحقیقاتِ جدید دربابِ بهروزی بیاموزد، نشر یافتهاست، نه فقط نخستین نوشته با این عنوان، بل، نخستین نوشته با این موضوع است که در غرب منتشر شده است. این کتاب، در واقع، شاملِ یک توصیه است و یک گزارشِ تحقیقات. توصیه این است که حکومتها باید فرآیندِ حکومت و نیز رفتارهایِ حکومتی را معطوف به فرآوردهای، به نامِ ”شادکامی شهروندان‟ کنند و، بنابراین، در مقامِ داوری دربابِ موفّقیّت/شکست یا خوبی/بدیِ یک نظامِ حکومتی و دربابِ مقایسهیِ نظامهایِ حکومتی با یکدیگر، ملاک، معیار، سنجه، و میزان باید وسعت و عمقِ شادکامیِ شهروندان باشد. گزارشِ تحقیقاتِ تجربی، میدانی، و آماریِ انجامگرفته، نیز، عبارت است از این که شادکامیِ شهروندانِ هر حکومت یا جامعهای به هفت عاملِ مهمّ بستگیِ تمام دارد، به نحوی که میتوان این شادکامی را تابعی از این هفت متغیّر قلمداد کرد. این هفت عامل عبارت اند از:
🔷۱) خُلقوخویِ موروثیِ هرکس؛
🔷۲) ازدواج: در تقابل با تجرّد، از دست دادنِ همسر، متارکه با همسر، و زندگیِ مشترک امّا نه با ازدواجِ رسمی؛
🔷۳) داشتنِ روابطِ اجتماعی، مانندِ دوستی و همنشینی، مشارکت در گروههایِ اجتماعی، و انجام دادنِ کارهایِ خیریّه و رایگانبخشانه؛
🔷۴) داشتنِ رضایتِ شغلی-حرفهای، در تقابل با نداشتنِ رضایت از شغل و حرفهیِ خود و از دست دادنِ شغل و حرفه، اعمّ از این که این از دست دادنِ شغل و حرفه ناشی از اخراجِ دستهجمعیِ گروهی از شاغلان به کار، از جمله آن شهروندِ خاصّ، باشد (به اصطلاحِ نادرستِ رایج، ناشی از تعدیلِ نیروها) یا ناشی از اخراجِ فقط همان شهروند، به علّتی خاص؛
🔷۵) تلقّیِ خودِ شخص از چند و چونِ سلامتِ جسمانی و بدنیِ خود، در تقابل با تلقّیی که پزشکان از این امر دارند؛
🔷۶) داشتنِ ایمانِ دینی و مذهبی یا، لااقلّ، داشتنِ آرمانی شخصی که کمابیش به اندازهیِ ایمانِ دینی و مذهبی به آدمی قُوت و قُوَّتِ ذهنی و روانی بدهد، مانندِ آرمانِ آشتی و دوستی با محیطِ زیست و آرمانِ سادهزیستیِ خودخواسته؛
🔷۷) داشتِن نظامِ حکومتیِ مردمسالار، ملتزم و متعهّد به آزادیهایِ سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و اجتماعیِ شهروندان، کاملاً پایبند به قانونِ اساسی و سایرِ قوانینِ کشور، کارآمد و مشکلگشا، دارایِ کمترین میزانِ خشونتورزی، دارایِ کمترین میزانِ فساد، برخوردار از اعتمادِ کاملِ شهروندان (مخصوصاً پلیس و قوّهیِ قضائیّه)، و مسؤولیّتپذیر و پاسخگو.
البتّه، هر یک از این هفت عامل قیود و شروط و حدود و ثغور ای دارند که تفصیل و شرحِ آنها در فصولِ کتاب آمده است.،،، ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕معرفی کتاب سیاست شادکامی؛
📙مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب سیاست شادکامی/بخش دوم ...
📕مهمّترین پیشفرض هایِ توصیهیِ اصلیِ کتاب سیاست شادکامی؛
🔷 این توصیه که هر حکومتی باید شادکامیِ شهروندانِ خود را آماج بگیرد و همهیِ سیاستگذاریها و خطِّ مشیها و تنظیمات و مقرّراتِ خود را وسائلی در جهتِ نیل به این هدف تلقّی کند و پیشفرضها ای دارد که مهمّترین آنها بدین قرار اند:
🔷۱) حکومت در روابط و مناسبات اش با سایرِ نهادهایِ اجتماعی قدرتِ وادارندگی و/یا قدرتِ بازدارندگی دارد. شادکامیِ انسانها، چنانکه حتّا از گزارشی که در این کتاب از مطالعات و تحقیقاتِ انجامگرفته ارائه شده است برمیآید، به اموری بستگی دارد که در نهادهایِ اجتماعی ای مانندِ خانواده، اقتصاد، علم و فنّ و هنر، اخلاق، دین و مذهب، و تعلیم و تربیت جریان دارند، اگر نهادِ حکومت در این نهادهایِ دیگر قدرتِ دَخل و تصرّف، چه قدرتِ ایجابی و وادارنده و چه قدرتِ سلبی و بازدارنده، نداشته باشد چهگونه میتواند تصمیماتی اتّخاذ کند و به موقعِ اجراء گذارد که تأمینکنندهیِ عواملِ مؤثّر در شادکامی باشند؟
🔷۲) شادکامیِ انسانها یا منحصراً یا عمدتاً به اوضاع و احوالِ آفاقی، بیرونی، و عینیِ آنان بستگی دارد. تیررسِ اقداماتِ حکومت، اعمّ از تصمیمها و اجراءِ تصمیمها، اوضاع و احوالِ بیرونی و عینیِ شهروندان است.آنها میتوانند، به مَدَدِ فنونِ مختلف، از جمله فنونِ مهندسی، پزشکی، و مدیریّتِ اقتصادی، در طبیعت، بدنِ انسانها، و اوضاع و احوالِ معیشتیِ انسانها، از جمله خوراک و نوشاک، پوشاک، سوخت، مسکن، کار، فراغت، استراحت، سفر و تفرّج، تغییراتِ مثبت و همسو با شادکامی ایجاد کنند، یعنی اوضاع و احوالِ بیرونی و عینیِ آنان را بهبود بخشند. امّا، اگر متفکّری ادّعا کند که شادکامیِ انسانها یا منحصراً یا عمدتاً به اوضاع و احوالِ اَنْفُسی، درونی، و ذهنیِ آنان، یعنی به نگرش و نظرگاهِ خودِ شان، بستگی دارد و، در نتیجه، بهبودبخشی به اوضاع و احوالِ بیرونی و عینی شان یا هیچ تأثیری در شادکامی شان ندارد یا تأثیری اندک دارد، آنگاه، نمیتوان از حکومت مطالبهیِ شادکامیِ شهروندان اش را کرد. متفکّران بزرگ ای همچون بودا، رواقیان، و اسپینوزا، و حتّا شوپنهاور و نیچه، چنین دعویی داشته اند و، بهصورتها ای کمابیش متفاوت و با درجاتِ تأکیدِ متفاوت بر نظرگاهگرایی (perspectivism)، و این که همهچیز در عالمِ انسانی و زندگیِ اجتماعی، بالمآل، دائرمدارِ نگرش و نظرگاهِ فرد به جهان، نه خودِ جهان، است، پای فشرده اند.
🔷۳) همهیِ انسانها یا، دستِکم، همهیِ شهروندانِ یک جامعه فهرستی کمابیش مشترک از خواستهها دارند، بدین معنا که خواستهها شان به تعدّدِ گروههایِ اجتماعی یا به تعدّدِ افراد متعدّد و متکثّر و متفاوت نمیشوند. اگر چنین تعدّد، تکثّر، و تفاوتی در کار باشد، باز، مطالبهیِ شادکامیِ شهروندان از حکومت مطالبهیِ امری محال است.،،، ادامه دارد......
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📙مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب سیاست شادکامی/بخش دوم ...
📕مهمّترین پیشفرض هایِ توصیهیِ اصلیِ کتاب سیاست شادکامی؛
🔷 این توصیه که هر حکومتی باید شادکامیِ شهروندانِ خود را آماج بگیرد و همهیِ سیاستگذاریها و خطِّ مشیها و تنظیمات و مقرّراتِ خود را وسائلی در جهتِ نیل به این هدف تلقّی کند و پیشفرضها ای دارد که مهمّترین آنها بدین قرار اند:
🔷۱) حکومت در روابط و مناسبات اش با سایرِ نهادهایِ اجتماعی قدرتِ وادارندگی و/یا قدرتِ بازدارندگی دارد. شادکامیِ انسانها، چنانکه حتّا از گزارشی که در این کتاب از مطالعات و تحقیقاتِ انجامگرفته ارائه شده است برمیآید، به اموری بستگی دارد که در نهادهایِ اجتماعی ای مانندِ خانواده، اقتصاد، علم و فنّ و هنر، اخلاق، دین و مذهب، و تعلیم و تربیت جریان دارند، اگر نهادِ حکومت در این نهادهایِ دیگر قدرتِ دَخل و تصرّف، چه قدرتِ ایجابی و وادارنده و چه قدرتِ سلبی و بازدارنده، نداشته باشد چهگونه میتواند تصمیماتی اتّخاذ کند و به موقعِ اجراء گذارد که تأمینکنندهیِ عواملِ مؤثّر در شادکامی باشند؟
🔷۲) شادکامیِ انسانها یا منحصراً یا عمدتاً به اوضاع و احوالِ آفاقی، بیرونی، و عینیِ آنان بستگی دارد. تیررسِ اقداماتِ حکومت، اعمّ از تصمیمها و اجراءِ تصمیمها، اوضاع و احوالِ بیرونی و عینیِ شهروندان است.آنها میتوانند، به مَدَدِ فنونِ مختلف، از جمله فنونِ مهندسی، پزشکی، و مدیریّتِ اقتصادی، در طبیعت، بدنِ انسانها، و اوضاع و احوالِ معیشتیِ انسانها، از جمله خوراک و نوشاک، پوشاک، سوخت، مسکن، کار، فراغت، استراحت، سفر و تفرّج، تغییراتِ مثبت و همسو با شادکامی ایجاد کنند، یعنی اوضاع و احوالِ بیرونی و عینیِ آنان را بهبود بخشند. امّا، اگر متفکّری ادّعا کند که شادکامیِ انسانها یا منحصراً یا عمدتاً به اوضاع و احوالِ اَنْفُسی، درونی، و ذهنیِ آنان، یعنی به نگرش و نظرگاهِ خودِ شان، بستگی دارد و، در نتیجه، بهبودبخشی به اوضاع و احوالِ بیرونی و عینی شان یا هیچ تأثیری در شادکامی شان ندارد یا تأثیری اندک دارد، آنگاه، نمیتوان از حکومت مطالبهیِ شادکامیِ شهروندان اش را کرد. متفکّران بزرگ ای همچون بودا، رواقیان، و اسپینوزا، و حتّا شوپنهاور و نیچه، چنین دعویی داشته اند و، بهصورتها ای کمابیش متفاوت و با درجاتِ تأکیدِ متفاوت بر نظرگاهگرایی (perspectivism)، و این که همهچیز در عالمِ انسانی و زندگیِ اجتماعی، بالمآل، دائرمدارِ نگرش و نظرگاهِ فرد به جهان، نه خودِ جهان، است، پای فشرده اند.
🔷۳) همهیِ انسانها یا، دستِکم، همهیِ شهروندانِ یک جامعه فهرستی کمابیش مشترک از خواستهها دارند، بدین معنا که خواستهها شان به تعدّدِ گروههایِ اجتماعی یا به تعدّدِ افراد متعدّد و متکثّر و متفاوت نمیشوند. اگر چنین تعدّد، تکثّر، و تفاوتی در کار باشد، باز، مطالبهیِ شادکامیِ شهروندان از حکومت مطالبهیِ امری محال است.،،، ادامه دارد......
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مصطفی ملکیان
مقاله_همه_چیز_برای_انسان_حتی_سیاست.pdf
325.8 KB
✅متن مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب سیاست شادکامی با عنوان «همه چیز برای انسانُ حتی سیاست» منتشر شده توسط نشر نو
@nashrenow
🔻
@mostafamalekian
@nashrenow
🔻
@mostafamalekian
🔅
حکمرانی نیز مانند دیگر فنون، نیازمند دانش است.
کسی که بخواهد پل بسازد،
باید مقدار زیادی به تحصیل ریاضیات و مکانیک و فیزیک و جز اینها بپردازد.
کسی که بخواهد بر کشوری فرمان براند،
باید مقدار زیادی از انسانشناسی و جامعهشناسی و روانشناسی و حتی اخلاق اطلاع داشته باشد،
زیرا فقط هنگامی به ایجاد آنچه میخواهد کامیاب خواهد شد که پی ببرد آدمیان واقعاً چگونه عمل میکنند و قوانین حاکم بر رفتار و کردارشان چیست.
در غیر اینصورت،
خطاهای وحشتناک مرتکب خواهد شد و بشر را به بدبختیهای بدتر از وضع پیشین خواهد کشانید...
✍🏽 #آیزایا_برلین
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
حکمرانی نیز مانند دیگر فنون، نیازمند دانش است.
کسی که بخواهد پل بسازد،
باید مقدار زیادی به تحصیل ریاضیات و مکانیک و فیزیک و جز اینها بپردازد.
کسی که بخواهد بر کشوری فرمان براند،
باید مقدار زیادی از انسانشناسی و جامعهشناسی و روانشناسی و حتی اخلاق اطلاع داشته باشد،
زیرا فقط هنگامی به ایجاد آنچه میخواهد کامیاب خواهد شد که پی ببرد آدمیان واقعاً چگونه عمل میکنند و قوانین حاکم بر رفتار و کردارشان چیست.
در غیر اینصورت،
خطاهای وحشتناک مرتکب خواهد شد و بشر را به بدبختیهای بدتر از وضع پیشین خواهد کشانید...
✍🏽 #آیزایا_برلین
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
به نام خدا
شک نکنید! بیعدالتی، رهآورد بیکفایتی ریاستجمهوری است.
آنچه امروز در خوزستان ما میگذرد، رهآورد ٣۶ سال یکدندگی و لجاجت در برابر متخصصان امر و فرافکنی مسئولیت از عهده خویشتن و احاله آن به دولتمردان قبل و بعد است.
با مصیبتهای توجیهکننده دوران ٨ سال جنگ کار ندارم؛ هرچند که در آن دوران نیز کشور میتوانست خیلی بهتر اداره شود!
به واقع اکنون از آن روی مینویسم که امیدوارم رئیسجمهور آینده از خواب واگیردار و مُسری آدمهای پیش از خویش مصون بماند و از بیتفاوتی به سرنوشت هموطنان پرهیز نماید و تلاش کند تا به هر وسیله ممکن، در دوران حکمرانی خود، حساس و بیدار بماند و بداند که پیشینیانش، دچار خوابی گران با رویایی فریبنده شدند که شگفتآورانه پس از هر دوره ٨ ساله، کابوس دنیا و آخرتشان میشود؛ ولی گویا «اینجا کسی هشیار نیست»!
امیدوارم او بداند که حکومت، عرصه شعار دادن و سرمستی کردن نیست! بلکه حکومت عرصهای است که کاشتههایش، گاهی پس از ٣۶ سال، درو میشوند.
ثمره ٨ سال لجاجت تکنوکراتهای تازه به دوران رسیده از ١٣۶٨، ٨سال سیاستزدگی مسئولیتناپذیرها از ١٣٧۶، ٨ سال خودشیفتگی فنی عقلستیزها و بیتوجهی به پیامدهای اقدامات از ١٣٨۴، و ٨ سال بیقیدی و حرّافی و عملگریزی و تنآسانی و راحتطلبی بیتدبیران از ١٣٩٢ تا کنون، همین است که اکنون درو میشود!
وقتی در سیطره حکمرانی امام علی علیهالسلام، یک خانواده و فقط یک خانواده از مردم کوفه دچار فقر شد، منقلب گردید، برانگیخته شد، جبران کرد و پوزش خواست! این است علی که «گویا جمله آدمیان شیفته مروت اویند».
به همین جهت است که حکومت او «آبرو بخش واژه حکومت در گستره تاریخ» و «مثل اعلیِ عدالت در حکمرانی» است.
چنین بود که او توانست بگوید در گسترهای که تحت فرمان من است، هیچکس نیست مگر آنکه به سکونتگاه سالم، نان گندم و آب فرات دسترسی داشته باشد.
او شایسته بود و توانست بگوید دست تجاوزگران را از بیتالمال قطع میکنم و حق مردم را به آنها میرسانم و در این امر سستی نمیکنم تا حق هیچ شهروندی، به یغمای قدرتمندان نرود.
او بود و فقط او بود که قدرت حکومت حکمرانان تحت امر خویش را لگام زد و خدمتگزار آستان مقدس مردم کرد و هرگز در میان مردم، با غرور و نخوت و شعار و سهلانگاری و خودشیفتگی و ولنگاری نزیست و جامعه را جولانگاه سوءتدبیر خویش نساخت.
بپذیرید که مقایسه حکمرانان و دولتمردان فعلی با او، ظلمی فجیع و ستمی بزرگ و نابخشودنی است؛ ظلمی که معاویه نتوانست در حق او انجام دهد.
کمی درنگ کنید که عجب منطقی دارد این رباعی:
ای آنکه علی علی کنی، کیست علی؟
آنکس که تواش وصف کنی، نیست علی!
یک روز بزی، چنان که میزیست علی،
آنگاه، بیا به ما بگو کیست علی!
اگر نمیتوانیم در حکمرانی شبیه امام علیع و مقتدای سنتهای او باشیم، دست کم تلاش کنیم تا وجههآفرین و توجیهگر و روادار بدعتهای معاویه نشویم!
به خاطر دارم که استاد عزیز خطمشی، دکتر سید مهدی الوانی، در کلاسهای درس سالهای ١٣٧٩ تاکید میکرد که خطمشیگذاری، از «احساس مشکل» آغاز میشود؛ یعنی آنکه نمیفهمد طعم مشکل مردم(اینک تشنگی) چیست، نمیتواند «یک خطمشیگذار شایسته» باشد! گویا هیات دولتی که درد تشنگی مردم را احساس نکند، هیأتی انسانی نیست!
به خود آئید که «انسانم آرزوست».
و درود بر هر آنکه پذیرای هدایت است.
علیاصغر پورعزت
استاد مدیریت دولتی دانشگاه تهران
پنجشنبه ٣١ تیر ١۴٠٠
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شک نکنید! بیعدالتی، رهآورد بیکفایتی ریاستجمهوری است.
آنچه امروز در خوزستان ما میگذرد، رهآورد ٣۶ سال یکدندگی و لجاجت در برابر متخصصان امر و فرافکنی مسئولیت از عهده خویشتن و احاله آن به دولتمردان قبل و بعد است.
با مصیبتهای توجیهکننده دوران ٨ سال جنگ کار ندارم؛ هرچند که در آن دوران نیز کشور میتوانست خیلی بهتر اداره شود!
به واقع اکنون از آن روی مینویسم که امیدوارم رئیسجمهور آینده از خواب واگیردار و مُسری آدمهای پیش از خویش مصون بماند و از بیتفاوتی به سرنوشت هموطنان پرهیز نماید و تلاش کند تا به هر وسیله ممکن، در دوران حکمرانی خود، حساس و بیدار بماند و بداند که پیشینیانش، دچار خوابی گران با رویایی فریبنده شدند که شگفتآورانه پس از هر دوره ٨ ساله، کابوس دنیا و آخرتشان میشود؛ ولی گویا «اینجا کسی هشیار نیست»!
امیدوارم او بداند که حکومت، عرصه شعار دادن و سرمستی کردن نیست! بلکه حکومت عرصهای است که کاشتههایش، گاهی پس از ٣۶ سال، درو میشوند.
ثمره ٨ سال لجاجت تکنوکراتهای تازه به دوران رسیده از ١٣۶٨، ٨سال سیاستزدگی مسئولیتناپذیرها از ١٣٧۶، ٨ سال خودشیفتگی فنی عقلستیزها و بیتوجهی به پیامدهای اقدامات از ١٣٨۴، و ٨ سال بیقیدی و حرّافی و عملگریزی و تنآسانی و راحتطلبی بیتدبیران از ١٣٩٢ تا کنون، همین است که اکنون درو میشود!
وقتی در سیطره حکمرانی امام علی علیهالسلام، یک خانواده و فقط یک خانواده از مردم کوفه دچار فقر شد، منقلب گردید، برانگیخته شد، جبران کرد و پوزش خواست! این است علی که «گویا جمله آدمیان شیفته مروت اویند».
به همین جهت است که حکومت او «آبرو بخش واژه حکومت در گستره تاریخ» و «مثل اعلیِ عدالت در حکمرانی» است.
چنین بود که او توانست بگوید در گسترهای که تحت فرمان من است، هیچکس نیست مگر آنکه به سکونتگاه سالم، نان گندم و آب فرات دسترسی داشته باشد.
او شایسته بود و توانست بگوید دست تجاوزگران را از بیتالمال قطع میکنم و حق مردم را به آنها میرسانم و در این امر سستی نمیکنم تا حق هیچ شهروندی، به یغمای قدرتمندان نرود.
او بود و فقط او بود که قدرت حکومت حکمرانان تحت امر خویش را لگام زد و خدمتگزار آستان مقدس مردم کرد و هرگز در میان مردم، با غرور و نخوت و شعار و سهلانگاری و خودشیفتگی و ولنگاری نزیست و جامعه را جولانگاه سوءتدبیر خویش نساخت.
بپذیرید که مقایسه حکمرانان و دولتمردان فعلی با او، ظلمی فجیع و ستمی بزرگ و نابخشودنی است؛ ظلمی که معاویه نتوانست در حق او انجام دهد.
کمی درنگ کنید که عجب منطقی دارد این رباعی:
ای آنکه علی علی کنی، کیست علی؟
آنکس که تواش وصف کنی، نیست علی!
یک روز بزی، چنان که میزیست علی،
آنگاه، بیا به ما بگو کیست علی!
اگر نمیتوانیم در حکمرانی شبیه امام علیع و مقتدای سنتهای او باشیم، دست کم تلاش کنیم تا وجههآفرین و توجیهگر و روادار بدعتهای معاویه نشویم!
به خاطر دارم که استاد عزیز خطمشی، دکتر سید مهدی الوانی، در کلاسهای درس سالهای ١٣٧٩ تاکید میکرد که خطمشیگذاری، از «احساس مشکل» آغاز میشود؛ یعنی آنکه نمیفهمد طعم مشکل مردم(اینک تشنگی) چیست، نمیتواند «یک خطمشیگذار شایسته» باشد! گویا هیات دولتی که درد تشنگی مردم را احساس نکند، هیأتی انسانی نیست!
به خود آئید که «انسانم آرزوست».
و درود بر هر آنکه پذیرای هدایت است.
علیاصغر پورعزت
استاد مدیریت دولتی دانشگاه تهران
پنجشنبه ٣١ تیر ١۴٠٠
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 پایان اینترنت
🔰چرا طرح قانون حمایت از حقوق کاربران عملاً به حذف حقوق کاربران منجر خواهد شد؟ چرا با قانون و اجرایی شدن این طرح، اینترنت به آن معنی که میشناسیم پایان خواهد یافت؟
🔰حذف دسترسی مردم به ابزارهای ارتباطی، عملاً به حذف ابزارهای ارتباطی کسب و کارهای کوچک و متوسط با مخاطبان منجر خواهد شد.
🔰بلای شوکه کننده و وحشتناکی که مجلس یکدست انقلابی می خواهد بر سر مردم بیخبر بیاورد و ما از آن اطلاع زیادی نداریم! اگر این طرح تصویب و اجرا شود بیچاره می شویم! استدعا دارم در راستای حقوق شهروندی و برای اینکه جلوی این کار گرفته شود تا می توانید در گروهها پخش کنید!
🆑 @LaLaLandTel
🔰چرا طرح قانون حمایت از حقوق کاربران عملاً به حذف حقوق کاربران منجر خواهد شد؟ چرا با قانون و اجرایی شدن این طرح، اینترنت به آن معنی که میشناسیم پایان خواهد یافت؟
🔰حذف دسترسی مردم به ابزارهای ارتباطی، عملاً به حذف ابزارهای ارتباطی کسب و کارهای کوچک و متوسط با مخاطبان منجر خواهد شد.
🔰بلای شوکه کننده و وحشتناکی که مجلس یکدست انقلابی می خواهد بر سر مردم بیخبر بیاورد و ما از آن اطلاع زیادی نداریم! اگر این طرح تصویب و اجرا شود بیچاره می شویم! استدعا دارم در راستای حقوق شهروندی و برای اینکه جلوی این کار گرفته شود تا می توانید در گروهها پخش کنید!
🆑 @LaLaLandTel
راغفر : ۳۰ سال است که در ایران دولت به معنای واقعی وجود ندارد؛ صاحبان قدرت و ثروت تصمیم می گیرند
حسین راغفر اقتصاد دان و استاد دانشگاه گفت: متاسفانه ما طی سه دههی گذشته عملا دولت نداشتهایم و مردم این را با پوست و گوشت خود درک میکنند و بنابراین بازسازیِ اعتماد مردم به دولت هیچ گاه به وجود نیامده است.
📡با دوستان خود به اشتراک بگذارید👏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
حسین راغفر اقتصاد دان و استاد دانشگاه گفت: متاسفانه ما طی سه دههی گذشته عملا دولت نداشتهایم و مردم این را با پوست و گوشت خود درک میکنند و بنابراین بازسازیِ اعتماد مردم به دولت هیچ گاه به وجود نیامده است.
📡با دوستان خود به اشتراک بگذارید👏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 مرگ مردم و حماسه مسئولین
✍️ مهدی فیروزان
ادبیات مدیران مختلف را کنار هم بچینید. حیرتآور است. هیچ معلوم نیست چرا در این کشور همه میخواهند بجنگند. وزیر ارشادش "سرباز جنگ فرهنگی"ست. وزیر داراییاش در میدان "جنگ اقتصادی" دارد "شمشیر" میزند. مسئولین فدراسیون میگویند تمام افایسی به "پیکار همهجانبه" با ایران دست زدهاند. مسئولین وزارت علوم دارند در عرصه "جنگ علمی" با جهان مقابله میکنند. مسئولین درمانی میگویند پزشکان "جانبرکف" در "خط مقدم" در حال "نبرد" با کرونا هستند. نمکی هم حالا میگوید من از روزی که در "میدان مین" آمدهام آمادهی "تکهتکه شدن" هستم.
ماندهام این چه روحیهی غریبیست که تا بن استخوان یک نسل رسوب کرده. چرا کمتر کسی میخواهد مثل آدمیزاد سرش را پایین بیندازد و فقط "کار" کند. کار متخصصانه بر اساس شرح وظایف. "کار". همین و بس!
این از کی در ادبیات ما وارد شد که هر کاری را به نیت زدن "مشت محکم" بر دهان این و آن انجام دهیم. چرا هر موفقیتی باید حتمن و لزومن یک "سیلی سخت" بر گوش دیگری باشد. چرا هرکسی در هر ردهای، حتی ورزش، هست برای تشریح وضعیتش دارد از ادبیات نظامی بهره میبرد.
این چه روحیهای است که حتی در مقابله با یک بیماری هم میخواهد روی "مین" برود، با آن "پنجه" بیندازد، با آن "برخورد" کند و روی نیروهای "منحوس" و "اجنبی" کرونا "رگبار" ببندد، و در آخر یا ویروس را "مقتل" ببرد یا خودش را "تکهتکه" کند.
متاسفم اما ما سالهاست در وضعیت آمادهباش گیر افتادهایم. به همین دلیل است که این واژگان میلیتاریستی هنوز در سپهر سیاسی کشور خریدار دارد. گویی زندگی چیزی جز نبرد با خودی و بیگانه نیست. هرکس رزمجوتر است لایقتر به شمار میرود و آنکه بهجای کار کردن' مجروح و تنزخمی از رزمگاه برگردد اجرش عظیمتر است.
من یکی که تخصص شما آقایان را ندارم. اما بهگمانم در این مورد خاص کافی بود آن شمشیر مرصع را برای مدت کوتاهی غلاف میکردید، در عوض مقدار بالاتری واکسنِ نیمدلاری تا سهدلاری "موجود" در جهان را میخریدید و با الکل و پنبهی "تولید داخل" به بازوی مردم میزدید. کاری که همهی دنیا دارند میکنند.
آنوقت نه عزت ملتی را لب مرز ارمنستان حراج میکردید، نه داغ مرگ عزیزان مردم را به دلشان مینشاندید، نه مجبور بودید آن دهانهای معطرتان را باز کنید تا با نجاستی به این غلظت آلوده شود.
میدان مینی که هربار نمایش رزمندگی در آن را میدهید، روزانه دارد دویستسیصدنفر از قبیلهی ما را منفجر میکند. مرگی که مثل کلامهای پرطمطراقتان هرگز حماسی نیست. که مرگیست خشمآگین و دردناک
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ مهدی فیروزان
ادبیات مدیران مختلف را کنار هم بچینید. حیرتآور است. هیچ معلوم نیست چرا در این کشور همه میخواهند بجنگند. وزیر ارشادش "سرباز جنگ فرهنگی"ست. وزیر داراییاش در میدان "جنگ اقتصادی" دارد "شمشیر" میزند. مسئولین فدراسیون میگویند تمام افایسی به "پیکار همهجانبه" با ایران دست زدهاند. مسئولین وزارت علوم دارند در عرصه "جنگ علمی" با جهان مقابله میکنند. مسئولین درمانی میگویند پزشکان "جانبرکف" در "خط مقدم" در حال "نبرد" با کرونا هستند. نمکی هم حالا میگوید من از روزی که در "میدان مین" آمدهام آمادهی "تکهتکه شدن" هستم.
ماندهام این چه روحیهی غریبیست که تا بن استخوان یک نسل رسوب کرده. چرا کمتر کسی میخواهد مثل آدمیزاد سرش را پایین بیندازد و فقط "کار" کند. کار متخصصانه بر اساس شرح وظایف. "کار". همین و بس!
این از کی در ادبیات ما وارد شد که هر کاری را به نیت زدن "مشت محکم" بر دهان این و آن انجام دهیم. چرا هر موفقیتی باید حتمن و لزومن یک "سیلی سخت" بر گوش دیگری باشد. چرا هرکسی در هر ردهای، حتی ورزش، هست برای تشریح وضعیتش دارد از ادبیات نظامی بهره میبرد.
این چه روحیهای است که حتی در مقابله با یک بیماری هم میخواهد روی "مین" برود، با آن "پنجه" بیندازد، با آن "برخورد" کند و روی نیروهای "منحوس" و "اجنبی" کرونا "رگبار" ببندد، و در آخر یا ویروس را "مقتل" ببرد یا خودش را "تکهتکه" کند.
متاسفم اما ما سالهاست در وضعیت آمادهباش گیر افتادهایم. به همین دلیل است که این واژگان میلیتاریستی هنوز در سپهر سیاسی کشور خریدار دارد. گویی زندگی چیزی جز نبرد با خودی و بیگانه نیست. هرکس رزمجوتر است لایقتر به شمار میرود و آنکه بهجای کار کردن' مجروح و تنزخمی از رزمگاه برگردد اجرش عظیمتر است.
من یکی که تخصص شما آقایان را ندارم. اما بهگمانم در این مورد خاص کافی بود آن شمشیر مرصع را برای مدت کوتاهی غلاف میکردید، در عوض مقدار بالاتری واکسنِ نیمدلاری تا سهدلاری "موجود" در جهان را میخریدید و با الکل و پنبهی "تولید داخل" به بازوی مردم میزدید. کاری که همهی دنیا دارند میکنند.
آنوقت نه عزت ملتی را لب مرز ارمنستان حراج میکردید، نه داغ مرگ عزیزان مردم را به دلشان مینشاندید، نه مجبور بودید آن دهانهای معطرتان را باز کنید تا با نجاستی به این غلظت آلوده شود.
میدان مینی که هربار نمایش رزمندگی در آن را میدهید، روزانه دارد دویستسیصدنفر از قبیلهی ما را منفجر میکند. مرگی که مثل کلامهای پرطمطراقتان هرگز حماسی نیست. که مرگیست خشمآگین و دردناک
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
📕بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعه يافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعه يافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎