Forwarded from Azadi | آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آماده شوک اینترنتی باشید
ایلان ماسک، مدیر عامل شرکت «اسپیس اکس»، از پروژه «استارلینک» میگوید.
@SepehrAzadi
ایلان ماسک، مدیر عامل شرکت «اسپیس اکس»، از پروژه «استارلینک» میگوید.
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد انوشه بدجور به سیم آخر زد و برای نخستین بار در آنتن زنده شبکه ۳ صدا و سیما، به سران سه قوّه کشور، درباره شدت خط فقر و فساد مالی گسترده بین مسئولان ایران، هشدارهای شدید اللحن و کوبنده ای داد که تاکنون بی سابقه بود! آقایان مسئول، راه پله را از پایین به بالا نمی شورند، از بالا به پایین می شورند! اگر می خواهید با فساد مبارزه کنید، از بالا به پایین بشورید و دانه درشتها را دستگیر کنید! مردم تا چه باید قناعت کنند و ساکت بمانند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌈 سلسله مباحث "بررسی مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران"(3)
🔸الف. تعاریف مدرنیزاسیون و سنت : مدرنیزاسیون مجموعه تحولاتی است، که در امور رو بنایی جامعه، در اقتصاد، نظام اداری سیاسی صورت می گیرد. اینها همه مستقیما با مدرنیسم مرتبطاند و هم غیرمستقیم تحت اثرات مدرنیتهاند. مدرنیزاسیون به این فضا ها مربوط است.
🔸حال آنکه مدرنیته دیرتر و بالاخره به گونه ای غیر قابل رویت به جوامع غیر غربی میرسند. پدیدار شدن گرایشهای فکری، فلسفی نوگرا تغییرات پایه ای در تعلیم و تربیت، نوگرایی فکری مذهبی، پیدایش سینما در ایران مجموعه تحولاتی اند که دیرتر و بسیار تدریجی تر از تحول در ارتش، اقتصاد و صنعت پدید آمدند، و کمک به تصمیم های سیاسی، دولتی و یا فردی شبیه یا مرتبط اند.
🔸 (هودشتیان،1380، 76) همواره تکنیک و اقتصاد، سریع تر از فکر تکنیک ساز و اقتصاد ساز قادراند از فضای جغرافیایی غربی خارج شوند و شبکههای خود را سراسری کنند و فضای جدید ارتباطی در سطح جهان بنا سازند. این پدیدههای قابل رویت ایجادگر ضرورتهای جدیدند که بنای نوگرایی یا مدرنیزاسیون را در کشورهای غیر غربی ریختهاند.
🔸بنابراین مدرنیزاسیون عبارت است از تحولات نو که در کشورهای غیرغربی در حوزههای ساختاری و رو بنایی ایجاد میشوند. (همان، 75-74)به نظر میرسد تاکنون تعریف واحدی از آن ارائه نشده است. از اینرو برای رسیدن به فهمی روشن باید آنرا در بستر تاریخ و سایر مفاهیم دید و به تحلیل پرداخت.
🔸اگر مدرنیزاسیون را مجموعه تحولات در امور روبنایی جامعه از قبیل اقتصاد، نظام اداری و سیاسی بدانیم، آنگاه باید به فهم و شناخت زیر بنا و اساس آن پرداخته شود. نوسازی در واقع یک فرآیند چند بعدی است؛ و آن عبارت است از: نوشدن و تحول دائمی در همه ی ابعاد تمدن بشری، از این رو نیل اسملسر معتقد است. نوسازی شامل همه ی تحولاتی است، که در زمینههای سیاسی، آموزشی، دینی، خانوادگی و طبقاتی به وقوع میپیوندد. (اسملسر، 1353، 166)
🔸سنت، در تعریف، انتقال درست سلوک و رفتار جمعی است که موجبات بقای گروه را فراهم میسازد. همچنین شیوه زندگی و مخصوصا روشها و فنونی نیز که امکان موفقیت در محیطی خاص را فراهم ساختهاند. از طریق سنت ها به نسل های دیگر انتقال می یابند.
🔸سنت انتقال تجربه اجتماعی و معنوی گروه و همچنین مجموعه ی عآداب و رسوم، باور ها، ارزشها و آرمآنهای غالب را نیز موجب میشود. (بیرو، 1370، 432)منظور از سنت، شامل فرهنگ و آداب و رسوم، ارزشها و حتی دین و مذهب را شامل میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸الف. تعاریف مدرنیزاسیون و سنت : مدرنیزاسیون مجموعه تحولاتی است، که در امور رو بنایی جامعه، در اقتصاد، نظام اداری سیاسی صورت می گیرد. اینها همه مستقیما با مدرنیسم مرتبطاند و هم غیرمستقیم تحت اثرات مدرنیتهاند. مدرنیزاسیون به این فضا ها مربوط است.
🔸حال آنکه مدرنیته دیرتر و بالاخره به گونه ای غیر قابل رویت به جوامع غیر غربی میرسند. پدیدار شدن گرایشهای فکری، فلسفی نوگرا تغییرات پایه ای در تعلیم و تربیت، نوگرایی فکری مذهبی، پیدایش سینما در ایران مجموعه تحولاتی اند که دیرتر و بسیار تدریجی تر از تحول در ارتش، اقتصاد و صنعت پدید آمدند، و کمک به تصمیم های سیاسی، دولتی و یا فردی شبیه یا مرتبط اند.
🔸 (هودشتیان،1380، 76) همواره تکنیک و اقتصاد، سریع تر از فکر تکنیک ساز و اقتصاد ساز قادراند از فضای جغرافیایی غربی خارج شوند و شبکههای خود را سراسری کنند و فضای جدید ارتباطی در سطح جهان بنا سازند. این پدیدههای قابل رویت ایجادگر ضرورتهای جدیدند که بنای نوگرایی یا مدرنیزاسیون را در کشورهای غیر غربی ریختهاند.
🔸بنابراین مدرنیزاسیون عبارت است از تحولات نو که در کشورهای غیرغربی در حوزههای ساختاری و رو بنایی ایجاد میشوند. (همان، 75-74)به نظر میرسد تاکنون تعریف واحدی از آن ارائه نشده است. از اینرو برای رسیدن به فهمی روشن باید آنرا در بستر تاریخ و سایر مفاهیم دید و به تحلیل پرداخت.
🔸اگر مدرنیزاسیون را مجموعه تحولات در امور روبنایی جامعه از قبیل اقتصاد، نظام اداری و سیاسی بدانیم، آنگاه باید به فهم و شناخت زیر بنا و اساس آن پرداخته شود. نوسازی در واقع یک فرآیند چند بعدی است؛ و آن عبارت است از: نوشدن و تحول دائمی در همه ی ابعاد تمدن بشری، از این رو نیل اسملسر معتقد است. نوسازی شامل همه ی تحولاتی است، که در زمینههای سیاسی، آموزشی، دینی، خانوادگی و طبقاتی به وقوع میپیوندد. (اسملسر، 1353، 166)
🔸سنت، در تعریف، انتقال درست سلوک و رفتار جمعی است که موجبات بقای گروه را فراهم میسازد. همچنین شیوه زندگی و مخصوصا روشها و فنونی نیز که امکان موفقیت در محیطی خاص را فراهم ساختهاند. از طریق سنت ها به نسل های دیگر انتقال می یابند.
🔸سنت انتقال تجربه اجتماعی و معنوی گروه و همچنین مجموعه ی عآداب و رسوم، باور ها، ارزشها و آرمآنهای غالب را نیز موجب میشود. (بیرو، 1370، 432)منظور از سنت، شامل فرهنگ و آداب و رسوم، ارزشها و حتی دین و مذهب را شامل میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌈 سلسله مباحث "بررسی مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران" (4)
🔸ب. مبانی فلسفی مدرنیته : در زمان رنسانس، غرب وارد دوره ایی شد، که از ان به مدرن یاد میکنند. و تفکر حاکم بر این دوره را Modernity میگویند. مدرنیته عصر جدیدی است که در ان تفکر بشر، مدرن و نسبت به هستی نگرش جدیدی شکل گرفت. که عوامل گوناگونی از جمله مسایل دینی، علمی، سیاسی و اقتصادی در شکلگیری ان دخیل بوده است.
🔸در واقع در قرن هفدهم انقلابی بزرگ علمیتوانست ساختارهای ذهنی بشر را متحول کند و برای رسیدن به یقین ازشک اغاز کرد؛ که اساس آن، شک در ارزش های دوران سنتی و در هر آنچه از گذشته بر جا مانده بود می باشد.
🔸این فضای فکری را به خوبی میتوان از این کلام رنه دکارت (1650-1596) فرانسوی که از متفکران سرآمد مدرنیته به شمار میآید دریافت. وی میگوید: «اکنون مدتی است دریافته ام که از همان نخستین سال های زندگی بسیاری عقاید نادرست را به عنوان آرای حقیقی پذیرفته ام و از همان زمان متقاعد شدم که باید یک بار در زندگی، خودم را به جد از همه عقایدی که قبلا پذیرفته بودم رها سازم. و اگر چیزی استوار و پایدار را در علوم مستقر سازم از نو از مبانی آغاز کنم.»
🔸 (دکارت، 29، 1380) (چون فکر میکنم پس هستم) در این ساختار جدید همه چیز بشکل دیگری دیده شد. دکارت در شکلگیری این نگرش نقش ویژهای دارد. کلیسا ی قرون وسطی که اساس را فقط وحی و آموزههای کلیسا میدانست، در شکلگیری فضای ذهنی جدید تاثیر ویژه ای داشت؛ که درتاریخ ثبت شده است، که تفکر ریشه در ایمان دینی داشت. دکارت باشک در ایمان دینی کلیسا به وادی یقین مدرنیته گام نهاد که همه چیز بر مبنای عقل بشری است.
🔸در ادامه کار و تحکیم اندیشههای وی چهرههایی مانند بیکن، ماکیاول، هابز، لوتر و دیگران، این چهرههای فکری و فلسفی غرباند که در تکوین اندیشه مدرن نقش بسیار مهمی داشتهاند، اینان مبانی نظری مدرنیته را در قالبهای هنر، ادبیات، فلسفه، تفسیر مدرن از دین و نیز اندیشه سیاسی مدرنیته را پایه گذاری کردند.
🔸به قول بیکن «یافتههای علوم تجربی جدید به انسان قدرت بخشیدند تا با تسلط بر طبیعت از آن در راه بهبود شرایط زندگی خویش بهره برداری کند.» دامنه این تغییرات به وقوع انقلاب بزرگ علمی سدههای هفدهم و هجدهم میلادی انجامید که نتایج آن همه عرصههای زندگی انسان مدرن را دستخوش دگرگونی عمیق کرد. (Plamenatz, 1963, 45) نگرش غرب در دنیا خصوصا در ایران معاصر، در دوران پهلوی به مقابله و معارضه بادین وسنت به اشکال مختلف ظهور و بروز کرد.
🔸قابل ذکراست که تفکرمدرنیته درقرن هفدهم شکل گرفت؛ و در قرن هیجدهم به بار نشست. در دوران مدرنیته اتفاقات بزرگی رخ داد. انقلابهای سیاسی مانند انقلاب امریکا در 1776، انقلاب فرانسه در 1789و سرمایهداری در غرب به نظام مسلط اقتصادی تبدیل میشود؛ در عصر تجدد تنها پایه ی مشروعیت دولت و قانون نوعی قرار داد اجتماعی است، که خود برخاسته از اصول اراده عمومی و حاکمیت ملی است. (Lyotard, 1987, 118) دولتهای مدرن، شکلگیری رابطه ویژه و جدید بین شهروند و دولت و دهها موارد دیگر.
🔸اما در نظام سیاسی سنتی دولت با تکیه بر مشروعیت الهی خود، مالک جان و مال مردم است، دولت متجدد دست کم در عرصه ی نظری، خدمت گذار شهروندان است. بعبارت دیگر، عالم مقال و زبانی که دولت برای احراز و اثبات مشروعیت خود بکار می گیرد یکسره دگرگون میشود. حاکمیت مردم بهجای حکومت ظل الهی می نشیند. (Orbid, 1-2)
🔸اینها همه محصول دوران جدید مدرنیته است. گرچه مدرنیته در شکوفایی بسرمیبرد، اما از 1850به این ور اسیر بحران نیزشده است؛ بهطوریکه از ان به نابودکننده خود نیز یاد میشود. بعضی از مبانی فکری مدرنیته غرب شامل اومانیسم، سکولاریسم و اصالت تجربه و نیهیلیسم است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸ب. مبانی فلسفی مدرنیته : در زمان رنسانس، غرب وارد دوره ایی شد، که از ان به مدرن یاد میکنند. و تفکر حاکم بر این دوره را Modernity میگویند. مدرنیته عصر جدیدی است که در ان تفکر بشر، مدرن و نسبت به هستی نگرش جدیدی شکل گرفت. که عوامل گوناگونی از جمله مسایل دینی، علمی، سیاسی و اقتصادی در شکلگیری ان دخیل بوده است.
🔸در واقع در قرن هفدهم انقلابی بزرگ علمیتوانست ساختارهای ذهنی بشر را متحول کند و برای رسیدن به یقین ازشک اغاز کرد؛ که اساس آن، شک در ارزش های دوران سنتی و در هر آنچه از گذشته بر جا مانده بود می باشد.
🔸این فضای فکری را به خوبی میتوان از این کلام رنه دکارت (1650-1596) فرانسوی که از متفکران سرآمد مدرنیته به شمار میآید دریافت. وی میگوید: «اکنون مدتی است دریافته ام که از همان نخستین سال های زندگی بسیاری عقاید نادرست را به عنوان آرای حقیقی پذیرفته ام و از همان زمان متقاعد شدم که باید یک بار در زندگی، خودم را به جد از همه عقایدی که قبلا پذیرفته بودم رها سازم. و اگر چیزی استوار و پایدار را در علوم مستقر سازم از نو از مبانی آغاز کنم.»
🔸 (دکارت، 29، 1380) (چون فکر میکنم پس هستم) در این ساختار جدید همه چیز بشکل دیگری دیده شد. دکارت در شکلگیری این نگرش نقش ویژهای دارد. کلیسا ی قرون وسطی که اساس را فقط وحی و آموزههای کلیسا میدانست، در شکلگیری فضای ذهنی جدید تاثیر ویژه ای داشت؛ که درتاریخ ثبت شده است، که تفکر ریشه در ایمان دینی داشت. دکارت باشک در ایمان دینی کلیسا به وادی یقین مدرنیته گام نهاد که همه چیز بر مبنای عقل بشری است.
🔸در ادامه کار و تحکیم اندیشههای وی چهرههایی مانند بیکن، ماکیاول، هابز، لوتر و دیگران، این چهرههای فکری و فلسفی غرباند که در تکوین اندیشه مدرن نقش بسیار مهمی داشتهاند، اینان مبانی نظری مدرنیته را در قالبهای هنر، ادبیات، فلسفه، تفسیر مدرن از دین و نیز اندیشه سیاسی مدرنیته را پایه گذاری کردند.
🔸به قول بیکن «یافتههای علوم تجربی جدید به انسان قدرت بخشیدند تا با تسلط بر طبیعت از آن در راه بهبود شرایط زندگی خویش بهره برداری کند.» دامنه این تغییرات به وقوع انقلاب بزرگ علمی سدههای هفدهم و هجدهم میلادی انجامید که نتایج آن همه عرصههای زندگی انسان مدرن را دستخوش دگرگونی عمیق کرد. (Plamenatz, 1963, 45) نگرش غرب در دنیا خصوصا در ایران معاصر، در دوران پهلوی به مقابله و معارضه بادین وسنت به اشکال مختلف ظهور و بروز کرد.
🔸قابل ذکراست که تفکرمدرنیته درقرن هفدهم شکل گرفت؛ و در قرن هیجدهم به بار نشست. در دوران مدرنیته اتفاقات بزرگی رخ داد. انقلابهای سیاسی مانند انقلاب امریکا در 1776، انقلاب فرانسه در 1789و سرمایهداری در غرب به نظام مسلط اقتصادی تبدیل میشود؛ در عصر تجدد تنها پایه ی مشروعیت دولت و قانون نوعی قرار داد اجتماعی است، که خود برخاسته از اصول اراده عمومی و حاکمیت ملی است. (Lyotard, 1987, 118) دولتهای مدرن، شکلگیری رابطه ویژه و جدید بین شهروند و دولت و دهها موارد دیگر.
🔸اما در نظام سیاسی سنتی دولت با تکیه بر مشروعیت الهی خود، مالک جان و مال مردم است، دولت متجدد دست کم در عرصه ی نظری، خدمت گذار شهروندان است. بعبارت دیگر، عالم مقال و زبانی که دولت برای احراز و اثبات مشروعیت خود بکار می گیرد یکسره دگرگون میشود. حاکمیت مردم بهجای حکومت ظل الهی می نشیند. (Orbid, 1-2)
🔸اینها همه محصول دوران جدید مدرنیته است. گرچه مدرنیته در شکوفایی بسرمیبرد، اما از 1850به این ور اسیر بحران نیزشده است؛ بهطوریکه از ان به نابودکننده خود نیز یاد میشود. بعضی از مبانی فکری مدرنیته غرب شامل اومانیسم، سکولاریسم و اصالت تجربه و نیهیلیسم است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌷نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
فغان که بخت من از خواب در نمیآید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمیآید
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمیآید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمیآید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمیآید
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمیآید
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمیآید
سلاااااااااام برشما
پگاهتان خندان تر از همیشه باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فغان که بخت من از خواب در نمیآید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمیآید
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمیآید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمیآید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمیآید
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمیآید
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمیآید
سلاااااااااام برشما
پگاهتان خندان تر از همیشه باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
برای خندیدن وقت بگذار
برای گریه کردن هم وقت بگذار
که نشانه یک قلب بزرگ است.
برای خواندن وقت بگذار،
که منبع کسب دانش است.
برای رؤیا پردازی هم وقت بگذار،
زیرا سرچشمه شادی است.
برای فکر کردن وقت بگذار،
که کلید موفقیت است.
برای کودکانه بازی کردن هم وقت بگذار
زیرا یادآور شادابی دوران کودکی است.
برای گوش کردن وقت بگذار
زیرا نیروی هوش است.
و برای زندگی کردن وقت بگذار
که زمان هرگز باز نخواهد گشت!!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
برای گریه کردن هم وقت بگذار
که نشانه یک قلب بزرگ است.
برای خواندن وقت بگذار،
که منبع کسب دانش است.
برای رؤیا پردازی هم وقت بگذار،
زیرا سرچشمه شادی است.
برای فکر کردن وقت بگذار،
که کلید موفقیت است.
برای کودکانه بازی کردن هم وقت بگذار
زیرا یادآور شادابی دوران کودکی است.
برای گوش کردن وقت بگذار
زیرا نیروی هوش است.
و برای زندگی کردن وقت بگذار
که زمان هرگز باز نخواهد گشت!!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅رئیس بیمارستان شریعتی:
🔗کاش نمیخواستیم در دهان این و آن بکوبیم.
سعیدرضا مهرپور:
🔗برایم جای سوال شده که این ویروس چگونه است که دست از سرِ ما بر نمیدارد و با هر جهش مُسری تر و خطرناک تر میشود و غم انگیز است که ما هیچ داروی موثری برای درمانِ مردم نداریم و تنها سلاح ما در حالِ حاضر واکسیناسیون فوری و گسترده مردم است.
🔗کاش نمی خواستیم که الگوی جهانی شویم، کاش نمیخواستیم در دهان این و آن بکوبیم، کاش انقدر شعار نمی دادیم، کاش با دنیا ارتباط بهتری داشتیم، کاش سرمان را پایین می انداختیم و برای مردم کشورمان از شرکت های معتبر واکسن می خریدیم، کاش نمیخواستیم که قهرمان دنیا باشیم.
❌دارد خیلی دیر می شود اگر نگوییم که دیر شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔗کاش نمیخواستیم در دهان این و آن بکوبیم.
سعیدرضا مهرپور:
🔗برایم جای سوال شده که این ویروس چگونه است که دست از سرِ ما بر نمیدارد و با هر جهش مُسری تر و خطرناک تر میشود و غم انگیز است که ما هیچ داروی موثری برای درمانِ مردم نداریم و تنها سلاح ما در حالِ حاضر واکسیناسیون فوری و گسترده مردم است.
🔗کاش نمی خواستیم که الگوی جهانی شویم، کاش نمیخواستیم در دهان این و آن بکوبیم، کاش انقدر شعار نمی دادیم، کاش با دنیا ارتباط بهتری داشتیم، کاش سرمان را پایین می انداختیم و برای مردم کشورمان از شرکت های معتبر واکسن می خریدیم، کاش نمیخواستیم که قهرمان دنیا باشیم.
❌دارد خیلی دیر می شود اگر نگوییم که دیر شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مصطفی معین:
« افراد واکسینه شده در برابر کرونای هندی مصونیت دارند؛ اینجا به عمق فاجعه وزیر بهداشت پی می بریم!
مصطفی معین با انتشار این ویدیو در کانال تلگرامی خود نوشت: سلام و هشدار!
در این موج پنجم کرونا، ویروس جهش یافته دلتا(نوع هندی کرونا) حتی در مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه در فاصله نزدیک با افراد دیگر اگر بدون ماسک باشیم و حتی در هوای آزاد می تواند منتقل شود!
اگر در خانواده ای فردی به ویروس آلوده و بیمار شود، خیلی سریع می تواند همه خانواده را مبتلا نماید!
افرادی که واکسینه شده اند در برابر بیماری شدید توسط ویروس دلتا مصونیت دارند!
و اینجاست که به عمق فاجعه غفلت و/یا تعلل وزیر بهداشت در خرید سریع و انجام واکسیناسیون فوری و تراژدی جانباختن بسیاری از سرمایه های انسانی ارزشمند کشور، سرگردانی سالمندان دردمند و عموم ملت بی پناه در ازدحام صف های بی فرجام مراکز بهداشتی و تحقیر ملی برای زدن واکسن در ارمنستان، دوبی و ترکیه و..!؟ می توان پی برد!
آیا سیستم نظارت، رسیدگی و یا پاسخگوئی وجود دارد!؟ مسئولیت مدعی العموم در این میان چیست!؟
تاریخ_معاصرایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
« افراد واکسینه شده در برابر کرونای هندی مصونیت دارند؛ اینجا به عمق فاجعه وزیر بهداشت پی می بریم!
مصطفی معین با انتشار این ویدیو در کانال تلگرامی خود نوشت: سلام و هشدار!
در این موج پنجم کرونا، ویروس جهش یافته دلتا(نوع هندی کرونا) حتی در مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه در فاصله نزدیک با افراد دیگر اگر بدون ماسک باشیم و حتی در هوای آزاد می تواند منتقل شود!
اگر در خانواده ای فردی به ویروس آلوده و بیمار شود، خیلی سریع می تواند همه خانواده را مبتلا نماید!
افرادی که واکسینه شده اند در برابر بیماری شدید توسط ویروس دلتا مصونیت دارند!
و اینجاست که به عمق فاجعه غفلت و/یا تعلل وزیر بهداشت در خرید سریع و انجام واکسیناسیون فوری و تراژدی جانباختن بسیاری از سرمایه های انسانی ارزشمند کشور، سرگردانی سالمندان دردمند و عموم ملت بی پناه در ازدحام صف های بی فرجام مراکز بهداشتی و تحقیر ملی برای زدن واکسن در ارمنستان، دوبی و ترکیه و..!؟ می توان پی برد!
آیا سیستم نظارت، رسیدگی و یا پاسخگوئی وجود دارد!؟ مسئولیت مدعی العموم در این میان چیست!؟
تاریخ_معاصرایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from تحکیم ملت
🔖 آمارهای پیشرفت جهانی چه می گویند؟
✍ دکتر مهران صولتی
📌 تا حدود سی سال پیش وقتی علل عقب ماندگی ایران را جویا می شدیم تجربه اروپا را به یادمان می آوردند و این که حداقل باید چهار صد سال صبوری کنیم تا پیشرفت کنیم اما معجزه اقتصادی کشورهای شرق آسیا از جمله چین، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان و ... نشان داد که مسیر کوتاه تر و موثرتری هم برای توسعه یافتگی وجود دارد. اگر فقط وضعیت اقتصادی ایران و کره را در چهل سال اخیر با یکدیگر مقایسه کنیم به نتایج شگفت آوری می رسیم؛
🔺 مساحت جغرافیایی ایران حدود ۱۶ برابر مساحت کره است
🔺 ایران ۸۳ میلیون و کره ۵۳ میلیون نفر جمعیت دارد
🔺 ایران از نظر برخورداری از منابع طبیعی مانند نفت و گاز رتبه ۲۷ و کره رتبه ۱۶۶ جهان را دارد
🔺تولید ناخالص داخلی ایران چهل سال پیش ۱.۵ برابر کره بوده و اکنون کره ۴ برابر ایران است
🔺 درآمد سرانه ایران در چهاردهه پیش ۲۴۰۰ دلار و کره ۱۷۰۰ دلار بوده است. اکنون در آمد سرانه کره معادل ۳۱۰۰۰ دلار و درآمد ما فقط حدود ۵۵۰۰ دلار است
🔺 صادرات کالاهای صنعتی کره چهل سال پیش ۱۹ برابر بوده، و اکنون حدود ۳۱ برابر ایران است
پ.ن: مواجهه مسئولانه با علل عقب ماندگی کشور در چهار دهه گذشته ایجاب می کند که به جای بهانه تراشی از طریق آویختن به تاریخ اندکی جهانگردی پیشه کنیم و فروتنانه در صدد جبران کاستی ها برآییم.
📌 رسانهی خبری_ تحلیلی تحکیمِ ملت 👇
🆔 @tahkimmelat
✍ دکتر مهران صولتی
📌 تا حدود سی سال پیش وقتی علل عقب ماندگی ایران را جویا می شدیم تجربه اروپا را به یادمان می آوردند و این که حداقل باید چهار صد سال صبوری کنیم تا پیشرفت کنیم اما معجزه اقتصادی کشورهای شرق آسیا از جمله چین، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان و ... نشان داد که مسیر کوتاه تر و موثرتری هم برای توسعه یافتگی وجود دارد. اگر فقط وضعیت اقتصادی ایران و کره را در چهل سال اخیر با یکدیگر مقایسه کنیم به نتایج شگفت آوری می رسیم؛
🔺 مساحت جغرافیایی ایران حدود ۱۶ برابر مساحت کره است
🔺 ایران ۸۳ میلیون و کره ۵۳ میلیون نفر جمعیت دارد
🔺 ایران از نظر برخورداری از منابع طبیعی مانند نفت و گاز رتبه ۲۷ و کره رتبه ۱۶۶ جهان را دارد
🔺تولید ناخالص داخلی ایران چهل سال پیش ۱.۵ برابر کره بوده و اکنون کره ۴ برابر ایران است
🔺 درآمد سرانه ایران در چهاردهه پیش ۲۴۰۰ دلار و کره ۱۷۰۰ دلار بوده است. اکنون در آمد سرانه کره معادل ۳۱۰۰۰ دلار و درآمد ما فقط حدود ۵۵۰۰ دلار است
🔺 صادرات کالاهای صنعتی کره چهل سال پیش ۱۹ برابر بوده، و اکنون حدود ۳۱ برابر ایران است
پ.ن: مواجهه مسئولانه با علل عقب ماندگی کشور در چهار دهه گذشته ایجاب می کند که به جای بهانه تراشی از طریق آویختن به تاریخ اندکی جهانگردی پیشه کنیم و فروتنانه در صدد جبران کاستی ها برآییم.
📌 رسانهی خبری_ تحلیلی تحکیمِ ملت 👇
🆔 @tahkimmelat
Telegram
attach 📎
📌 راهی جز تغییر ساختارهای اجتماعی و اصلاح نهادهای نداریم و گرنه به اردوگاه ملتهای نگونبخت ملحق میشویم. این درخورِ ایرانیان با همۀ غنای تمدنی و تنوعات قومی و فرهنگیشان نیست. ساختارها نه مقدساند و نه غیرقابل تغییر. امروز دانش جامعهشناسی نشان میدهد که ساختارها سرشتی تکوینی دارند و میتوانند تحول یابند و توسعه پیدا بکنند. جای خود را به ساختارهایی بهتر برای نیکبختی اجتماعی ایرانیان بدهند؛ به یک شرط: افزایش سطح عقلانیت در جامعه و ارتقای سطح خلاقیت و کنش ارتباطی و انتقادی در آن
🔖 روزهای بد یک ملت؛ آزموده را آزمودن خطا است
📌 خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه به ویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله و خارجه.
📌 شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بار کجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم میانجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل و خارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند.
📌 ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
📌 «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
📌 بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوء تفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
📌 برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایت بخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان، جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.
📌 ما راهی جز تغییر ساختارهای اجتماعی و اصلاح نهادهای مان نداریم و گرنه به اردوگاه ملتهای نگونبخت ملحق می شویم. این درخورِ ایرانیان با همۀ غنای تمدنی و تنوعات قومی و فرهنگی شان نیست. ساختارها نه مقدس اند و نه غیرقابل تغییر. امروز دانش جامعه شناسی نشان می دهد که ساختارها سرشتی تکوینی دارند و می توانند تحول یابند و توسعه پیدا بکنند. جای خود را به ساختارهایی بهتر برای نیکبختی اجتماعی ایرانیان بدهند؛ به یک شرط؛افزایش سطح عقلانیت در جامعه و ارتقای سطح خلاقیت و کنش ارتباطی و انتقادی در آن.
📌 جامعه باید خود را به درجات پختگی و بلوغ بکشد تا بدون خشونت از عهده اصلاحات اساسی ساختاری بربیاید. چگونه؟ اصلاح نهادها و شرایط اجتماعی؛ اولا به پشتوانۀ پرورش احساسات انسانی(نه تحریکْ بلکه توسعۀ احساساتِ معقول و هوش هیجانی مردمان).ثانیاً به پشتگرمیِ توسعۀ ادراکات مان و ظرفیتهای بازاندیشی و آینده اندیشی مان. تأمل در باورها و عقایدِ نابالغی مان، مفروضات نیازمودۀ مان، توسعۀ نظام معرفتی و عادتواره ها و ابتکارات مدنی و محلی و سَمَنی و شهری و صنفی و حرفهای و جمعیمان.
✍️ مقصود فراستخواه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔖 روزهای بد یک ملت؛ آزموده را آزمودن خطا است
📌 خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه به ویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله و خارجه.
📌 شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بار کجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم میانجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل و خارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند.
📌 ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
📌 «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
📌 بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوء تفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
📌 برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایت بخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان، جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.
📌 ما راهی جز تغییر ساختارهای اجتماعی و اصلاح نهادهای مان نداریم و گرنه به اردوگاه ملتهای نگونبخت ملحق می شویم. این درخورِ ایرانیان با همۀ غنای تمدنی و تنوعات قومی و فرهنگی شان نیست. ساختارها نه مقدس اند و نه غیرقابل تغییر. امروز دانش جامعه شناسی نشان می دهد که ساختارها سرشتی تکوینی دارند و می توانند تحول یابند و توسعه پیدا بکنند. جای خود را به ساختارهایی بهتر برای نیکبختی اجتماعی ایرانیان بدهند؛ به یک شرط؛افزایش سطح عقلانیت در جامعه و ارتقای سطح خلاقیت و کنش ارتباطی و انتقادی در آن.
📌 جامعه باید خود را به درجات پختگی و بلوغ بکشد تا بدون خشونت از عهده اصلاحات اساسی ساختاری بربیاید. چگونه؟ اصلاح نهادها و شرایط اجتماعی؛ اولا به پشتوانۀ پرورش احساسات انسانی(نه تحریکْ بلکه توسعۀ احساساتِ معقول و هوش هیجانی مردمان).ثانیاً به پشتگرمیِ توسعۀ ادراکات مان و ظرفیتهای بازاندیشی و آینده اندیشی مان. تأمل در باورها و عقایدِ نابالغی مان، مفروضات نیازمودۀ مان، توسعۀ نظام معرفتی و عادتواره ها و ابتکارات مدنی و محلی و سَمَنی و شهری و صنفی و حرفهای و جمعیمان.
✍️ مقصود فراستخواه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Zamani
کرونا و افسردگی ملی
✍️ دکتر نظام بهرامی کمیل
به سلامتی کم کم کافه رستورانهای کشورهای اروپایی باز میشود و انگلیسیها قانون ماسک اجباری را برمیدارند. دوستم از سَن دیگو آمریکا خبر میدهد که در شهرشان جشن پایان کرونا گرفتهاند و تصاویر شبکههای معاند سراسر جهان هم این ادعا را ثابت میکند. تقریبا همزمان با روز بغل کردن و بوسیدن؛ افرادی که هم را دوست داشتند؛ دوباره همدیگر را در آغوش گرفته و اینبار محکمتر یکدیگر را فشار میدهند و میبوسند و تازه میفهمند چه نعمتی داشتند و قدر آن را نمیدانستند. خوب به سلامتی ما که بخیل نیستیم.
⭕️منتقدانی که تا چند ماه پیش کرونا را پایان نظام سرمایهداری غربی میدانستند و از چامسکی و ژیژک و هاروی تا هزارتا استاد چپ و بومی و ارزشی دیگه نقل و رفرنس میآوردند که مدرنیته روبه افول است و تمدن و دموکراسی غربی در حال فروپاشیست و کرونا حکومتهای غربی را زیر سئوال برده و انقلابی در راه است و عنقریب نظام سلامت نئولیبرالیستی غربیها سرنگون خواهد شد (و حتما نسخههای بدلیل حکمرانی غیرغربی که جهان به خود دیده از نوع داعشی و چینی تا پوتینی و اردوغانی عالمگیر خواهند شد)؛ همه سکوت کرده و صدایشان در نمیآید.
صدا و سیما که در ابتدای شیوع کرونا به ترامپ حمله میکرد که چرا با اغراض سیاسی به کرونا میگوید «ویروس چینی»؛ خودش چند ماه بعد با چنان غلظت و تکیه کلامی میگفت «کرونای انگلیسی» که انگار انگلیسیها ویروس کووید ۱۹ را با هدف نابودی ایرانیها باز طراحی و ارسال کردهاند؛ اما حالا تٓبش فروکش کرده است. حیف که دیگر آمار چندان دندانگیری از مرگ و میر سایر کشورها ندارد تا به صورت مخاطب بزند و باید منتظر بماند تا با خبر تیراندازی در یک مدرسه در آمریکا و یا شیوع آتشسوزیهای فصلی در کالیفرنیا ساز جدید را کوک کند.
لشگر سایبری که ممنوعیت صادرات ماسک آمریکا به کانادا را راهزنی یانکیها میدانست و سکته یک پزشک آمریکایی، به دلیل زدن واکسن فایزر را سوژه خبری کرده بود، با دیدن پیشتازی آمریکا در اهدا واکسن به جهانیان و بدقولی چینیها در دادن واکسن به ایرانیان، شیپورها را غلاف کرده است.
اما ما ماندهایم و پیک پنجم کرونا. ما ماندهایم و وزیر تراز انقلابی که مدام میگوید: «بزک نمیر بهار میاد؛ واکسن ما از راه میاد.» آقای دکتر میداند دیدن قیافش مزید استرس و افسردگی ملت درمانده است؛ اما استعفا نمیدهد که نمیدهد. استعفای وزیر جهنم، دلخوشیمونو بردند! حتی دیگر نمیتوانیم با شمردن درگذشتگان آمریکایی و ایتالیایی و هندی و برزیلی کمی خُنک شویم.
میخواستیم هفتا واکسن اختراع کنیم تا حداقل عربستان و اسراییل و سایر بدخواهان را که یک واکسن هم اختراع نکردند، هفت هیچ کُت کنیم.
میخواستیم بمب خبری در کنیم.
یکی نیست بگه؛ اصلا چرا باید سوژه خبری جهانیان باشیم؟
چرا همه دنیا باید درباره ما صحبت کنند؟
مگه خودشون ناموس ندارند؟
چرا ما باید همیشه تیتر اول اخبار جهان باشیم؟
چرا نمیتوانیم مانند بقیه مردم دنیا زندگی کنیم؟
دلمان گرفته برای کمی زندگی. افسرده شدیم.😜
✍️ دکتر نظام بهرامی کمیل
به سلامتی کم کم کافه رستورانهای کشورهای اروپایی باز میشود و انگلیسیها قانون ماسک اجباری را برمیدارند. دوستم از سَن دیگو آمریکا خبر میدهد که در شهرشان جشن پایان کرونا گرفتهاند و تصاویر شبکههای معاند سراسر جهان هم این ادعا را ثابت میکند. تقریبا همزمان با روز بغل کردن و بوسیدن؛ افرادی که هم را دوست داشتند؛ دوباره همدیگر را در آغوش گرفته و اینبار محکمتر یکدیگر را فشار میدهند و میبوسند و تازه میفهمند چه نعمتی داشتند و قدر آن را نمیدانستند. خوب به سلامتی ما که بخیل نیستیم.
⭕️منتقدانی که تا چند ماه پیش کرونا را پایان نظام سرمایهداری غربی میدانستند و از چامسکی و ژیژک و هاروی تا هزارتا استاد چپ و بومی و ارزشی دیگه نقل و رفرنس میآوردند که مدرنیته روبه افول است و تمدن و دموکراسی غربی در حال فروپاشیست و کرونا حکومتهای غربی را زیر سئوال برده و انقلابی در راه است و عنقریب نظام سلامت نئولیبرالیستی غربیها سرنگون خواهد شد (و حتما نسخههای بدلیل حکمرانی غیرغربی که جهان به خود دیده از نوع داعشی و چینی تا پوتینی و اردوغانی عالمگیر خواهند شد)؛ همه سکوت کرده و صدایشان در نمیآید.
صدا و سیما که در ابتدای شیوع کرونا به ترامپ حمله میکرد که چرا با اغراض سیاسی به کرونا میگوید «ویروس چینی»؛ خودش چند ماه بعد با چنان غلظت و تکیه کلامی میگفت «کرونای انگلیسی» که انگار انگلیسیها ویروس کووید ۱۹ را با هدف نابودی ایرانیها باز طراحی و ارسال کردهاند؛ اما حالا تٓبش فروکش کرده است. حیف که دیگر آمار چندان دندانگیری از مرگ و میر سایر کشورها ندارد تا به صورت مخاطب بزند و باید منتظر بماند تا با خبر تیراندازی در یک مدرسه در آمریکا و یا شیوع آتشسوزیهای فصلی در کالیفرنیا ساز جدید را کوک کند.
لشگر سایبری که ممنوعیت صادرات ماسک آمریکا به کانادا را راهزنی یانکیها میدانست و سکته یک پزشک آمریکایی، به دلیل زدن واکسن فایزر را سوژه خبری کرده بود، با دیدن پیشتازی آمریکا در اهدا واکسن به جهانیان و بدقولی چینیها در دادن واکسن به ایرانیان، شیپورها را غلاف کرده است.
اما ما ماندهایم و پیک پنجم کرونا. ما ماندهایم و وزیر تراز انقلابی که مدام میگوید: «بزک نمیر بهار میاد؛ واکسن ما از راه میاد.» آقای دکتر میداند دیدن قیافش مزید استرس و افسردگی ملت درمانده است؛ اما استعفا نمیدهد که نمیدهد. استعفای وزیر جهنم، دلخوشیمونو بردند! حتی دیگر نمیتوانیم با شمردن درگذشتگان آمریکایی و ایتالیایی و هندی و برزیلی کمی خُنک شویم.
میخواستیم هفتا واکسن اختراع کنیم تا حداقل عربستان و اسراییل و سایر بدخواهان را که یک واکسن هم اختراع نکردند، هفت هیچ کُت کنیم.
میخواستیم بمب خبری در کنیم.
یکی نیست بگه؛ اصلا چرا باید سوژه خبری جهانیان باشیم؟
چرا همه دنیا باید درباره ما صحبت کنند؟
مگه خودشون ناموس ندارند؟
چرا ما باید همیشه تیتر اول اخبار جهان باشیم؟
چرا نمیتوانیم مانند بقیه مردم دنیا زندگی کنیم؟
دلمان گرفته برای کمی زندگی. افسرده شدیم.😜
Forwarded from پرویز قدرتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌹دکتر فاروق قاسم دانشمند
زمین شناس عراقی الاصل تابعیت نروژی دارد. ایشان مطلبی با عنوان «سرمایه گذاری عقلها» نوشته است؛
میگوید:
با من از ثروت سرزمینی که مردمش در نفرت، نژادپرستی، نادانی و جنگ غوطه ورند صحبت نکنید.
نیجریه یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست و بیشترین معادن را در اختیار دارد؛ این کشور یکی از بزرگترین صادرکننده های نفت در دنیاست،
اما حال و اوضاعش را نگاه کن!
چرا این گونه است؟
زیرا مردمش در نفرتهای نژادی غوطه ورند و این کشور عرصه نزاع و درگیری و تاخت و تاز گروههای مختلف است.
در مقابل سنگاپور، کشوری که روزی رئیس جمهورش می گریست، زیرا رئیس کشوری بود که در آن آب شُرب یافت نمی شد، امروز میزان درآمد سرانه اش بیشتر از ژاپن است !
امروزه کشورهای عقب مانده نگاهشان را معطوف به درون زمین کرده اند تا از موهبت آن خود را سیر کنند.
این درحالی است که انسان به خودی خود تبدیل به سرمایه ای موفق و سودآور گشته است.
آیا تا به حال اندیشیده اید که برای گوشی گلکسی و یا آیفنی که از بازار می خری چقدر هزینه شده است؟
شاید هزینه ی ساخت آن به یک دلار هم نرسد؛ چند گرم آهن، یک تکه شیشه و مقداری پلاستیک،
اما شما برای خرید آن صدها دلار هزینه می کنید، چیزی معادل دهها بشکه نفت و گاز.
اما دلیلش چیست؟
دلیلش این است که کشور سازنده آن، از تولیدات عقل بشر بهره میبرد و صاحب ثروت اندیشه است.
آیا می دانید که شخصی مثل
بیل گیتس مؤسس
شرکت مایکروسافت هر ثانیه 226 دلار درآمد دارد، چیزی معادل ذخایر کشور یمن و کشورهای خلیج فارس.
آیا می دانید که ثروتمندان دنیا، صاحب چاههای نفت و ثروتهای طبیعی نیستند، بلکه صاحبان همین نرم افزارهای ساده ای هستند که در گوشی شما نصب است؟!
آیا می دانید که سود شرکتی چون سامسونگ در طول یک سال 327 میلیارد دلار است.
صد سال طول می کشد تا ما چنین مبلغی را از تولید داخلی خود به دست آوریم.
برادر و خواهر گرامی؛
هر کجا که هستید، در شرق، غرب، شمال، جنوب؛ و فکر می کنید ثروتی دارید که بدون نیاز به عقلتان، شما را بی نیاز میگرداند، این اوهام را از خود دور کنید؛
بدون عقلانیت هیچ ثروتی به دست نخواهد آمد.
ژاپن در جنگ جهانی دوم شکست خورد، اما در کمتر از پنجاه سال با علم و تکنولوژی از دنیا انتقام گرفت؛
اما انسانهای کودن همچنان از شما می پرسند مذهبت چیست؟
از کدام قبیله ای؟!
دین درست را از میوه اش باید شناخت نه از صحبتهای بزرگانش!
وقتی افراد بی نظم منظم شدند،
فقر کم شد، دزدی کم شد،
بی اخلاقی کم شد؛
آنوقت می گوییم دین این جامعه درست است...!!!
دکتر فاروق_قاسم🌹🌹
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زمین شناس عراقی الاصل تابعیت نروژی دارد. ایشان مطلبی با عنوان «سرمایه گذاری عقلها» نوشته است؛
میگوید:
با من از ثروت سرزمینی که مردمش در نفرت، نژادپرستی، نادانی و جنگ غوطه ورند صحبت نکنید.
نیجریه یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست و بیشترین معادن را در اختیار دارد؛ این کشور یکی از بزرگترین صادرکننده های نفت در دنیاست،
اما حال و اوضاعش را نگاه کن!
چرا این گونه است؟
زیرا مردمش در نفرتهای نژادی غوطه ورند و این کشور عرصه نزاع و درگیری و تاخت و تاز گروههای مختلف است.
در مقابل سنگاپور، کشوری که روزی رئیس جمهورش می گریست، زیرا رئیس کشوری بود که در آن آب شُرب یافت نمی شد، امروز میزان درآمد سرانه اش بیشتر از ژاپن است !
امروزه کشورهای عقب مانده نگاهشان را معطوف به درون زمین کرده اند تا از موهبت آن خود را سیر کنند.
این درحالی است که انسان به خودی خود تبدیل به سرمایه ای موفق و سودآور گشته است.
آیا تا به حال اندیشیده اید که برای گوشی گلکسی و یا آیفنی که از بازار می خری چقدر هزینه شده است؟
شاید هزینه ی ساخت آن به یک دلار هم نرسد؛ چند گرم آهن، یک تکه شیشه و مقداری پلاستیک،
اما شما برای خرید آن صدها دلار هزینه می کنید، چیزی معادل دهها بشکه نفت و گاز.
اما دلیلش چیست؟
دلیلش این است که کشور سازنده آن، از تولیدات عقل بشر بهره میبرد و صاحب ثروت اندیشه است.
آیا می دانید که شخصی مثل
بیل گیتس مؤسس
شرکت مایکروسافت هر ثانیه 226 دلار درآمد دارد، چیزی معادل ذخایر کشور یمن و کشورهای خلیج فارس.
آیا می دانید که ثروتمندان دنیا، صاحب چاههای نفت و ثروتهای طبیعی نیستند، بلکه صاحبان همین نرم افزارهای ساده ای هستند که در گوشی شما نصب است؟!
آیا می دانید که سود شرکتی چون سامسونگ در طول یک سال 327 میلیارد دلار است.
صد سال طول می کشد تا ما چنین مبلغی را از تولید داخلی خود به دست آوریم.
برادر و خواهر گرامی؛
هر کجا که هستید، در شرق، غرب، شمال، جنوب؛ و فکر می کنید ثروتی دارید که بدون نیاز به عقلتان، شما را بی نیاز میگرداند، این اوهام را از خود دور کنید؛
بدون عقلانیت هیچ ثروتی به دست نخواهد آمد.
ژاپن در جنگ جهانی دوم شکست خورد، اما در کمتر از پنجاه سال با علم و تکنولوژی از دنیا انتقام گرفت؛
اما انسانهای کودن همچنان از شما می پرسند مذهبت چیست؟
از کدام قبیله ای؟!
دین درست را از میوه اش باید شناخت نه از صحبتهای بزرگانش!
وقتی افراد بی نظم منظم شدند،
فقر کم شد، دزدی کم شد،
بی اخلاقی کم شد؛
آنوقت می گوییم دین این جامعه درست است...!!!
دکتر فاروق_قاسم🌹🌹
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در باب تاب آوری و فقر
مجتبی شکوری
«سندهیل مولایناتان»: ما از کشاورزان هند یک آزمایش هوش گرفتیم وقتی محصولشان را تازه فروخته و پول داشتند. بار دوم آخر سال بود که پولهایش را خرج کرده و معمولا در بدهکاری و قرض هستند. آیکیوشان ۱۰ تا فرق میکرد. همان آدم وقتی پول در جیبش بوده، ۱۰ تا باهوشتر بود و این شوکهکننده است. ۱۰ تا در آزمون هوش فاصله بین متوسط تا تیزهوش است.
اگر ما درگیر کمبود باشیم قسمت زیادی از ظرفیت ذهن و توجه ما و درواقع پهنای باند ما، درگیر آن کمبود میشود.
بچههای کار را برای بازدید آورده بودیم باغ کتاب. خانمی که در ساینس سنتر درمورد زیستشناسی به بچهها اطلاعات میداد، از آنان پرسید: چه کسانی میدانند که «سلول» چیست؟ همه دستشان را بالا بردند و گفتند: سلول همان زندان است دیگر! سلول زندان. این اثر کمبود و فقر و شرایطی است که آدمها در آن زندگی میکنند.
یک اثر فقر بر مغز از بینبردن «خودکنترلی» است. مولایناتان میگوید: ما در رفتار اقتصادی-اجتماعی فقرا یک چیز تکرارشدنی میبینیم. رفتار خوب دارند و ناگهان یک رفتار اقتصادی انفجاری و غلط میکنند. مثلا پسانداز اندکشان را یکجایی صرف میکنند که خیلی غلط است و پولشان از دست میرود. چرا؟
میگوید تصور کنید در مغز ما یک عضله خودکنترلی وجود دارد. ما دایم خودمان را کنترل کنیم تا زیاد خرج نکنیم، تصمیم غلط نگیریم و... برای فقرا این عضله آنقدر کار میکند، حتی در خرید خواربار و مایحتاج زندگی، تا خسته میشود و از یکجا دیگر مغز را عملا رها کرده و کنترل نمیکند. برای همین تصمیمات انفجاری میگیرند.
آدمها در زندگی برای رسیدن به جایگاه خوب باید خطا کنند و درعینحال اصلاحش کنند و باز خطا-اصلاح کنند تا به هدف خود برسند. من و شما در فرایند زندگیمان خیلی اشتباهات کردهایم که بعدا اصلاحش کردهایم. اما این امکان را طبقه اقتصادیمان که متوسط بوده به ما داده تا تصحیحش کنیم.
مولایناتان میگوید: فقرا امکان تصحیح اشتباهاتشان را ندارند. یعنی گشودگی در زندگیشان خیلی کم است. اگر یک تصمیم غلط بگیرند، امکان اینکه بتواند دوباره این مسیر را طی کند، ندارند. یک اشتباه میتواند به معنی پایان کار آنها باشد.
من برای پایاننامه دکترایم از بچهها پرسیدم اگر شما در مدرسه تنبیه فیزیکی شوید، واکنشتان به آن چیست؟ ۹۳٪ بچههای طبقه متوسط گفتند این غیرمنصفانه است. ما برخورد کرده و به مدیر یا خانواده میگوییم ولی فقط ۳۱٪ بچههای محروم فکر میکردند اگر کتک بخورند غیرمنصفانه است. بقیه معتقد بودند حتما ما کاری کردهایم و حتما ایرادی در من هست که شایسته آن تنبیه هستم!
شکسپیر میگوید: هیچ زندانی به اندازه زندانی که دیوارهایش را نمیبینیم، ما را محدود نمیکند. وقتی فقر به "درماندگی آموختهشده" تبدیل میشود یک زندان با دیوارهای نامرئی میسازد.
بسیاری از بچههای محروم دچار "انسداد خیال" هستند، یعنی نمیتوانند رویا بسازند. از ایشان میپرسیدم آرزویتان چیست؟ میدیدم آنها حتی متریال لازم برای رویاپردازی را ندارند و آرزوها به قدری ساده بود که یکجایی گریه میکردم. میپرسیدم: فکر کن یک غول چراغ جادو هست، رویای تو چیست؟ میگفت: جوجهکباب! دوست دارم بخورم و ببینم چی هست!
بعضی وقتها انفجارخیال داشتند، در مقابل انسدادخیال. یعنی رویاپردازی بسیار بلندپروازانه میشد. خشم در رویاهایی که انفجار خیال است خیلی جدی بود. اینکه مثلا میخواهم به یک باند خلافکاری ملحق شوم و آنجا حقم را از این جامعه بگیرم.
در یک آزمایش معروف درباره تابآوری به یکسری آدم، شوکهایی وارد میکردند. برای بعضی یک دکمه برای توقف وجود داشت، در مورد گروهی دیگر هیچ دکمهای روی میز نبود.
کسانی که دکمه توقف روی میزشان بود تا درد را متوقف کنند، چندین برابر بیشتر تحمل میکردند، چون فکر میکردند من خودم میتوانم [درد را] کنترل کنم. ولی آدمی که آن کنترل را نداشت در اولین [فشار] تابآوریش میشکست و فرو میریخت.
فقر هم دکمه توقف ندارد و تحت شرایط فشار و کمبود اینکه آدم یکجا این دکمه توقف را بزند و متوقفش کند، وجود ندارد. معمولا بدهیها، فشارها و ... پشت هم جمع میشود و این تابآوری آنها را کاهش میدهد.
تابآوری هم بخش مهمی از موفقیت است. ما میگوییم آدمها باید پوستکلفت باشند و تحمل کنند، ولی کسی که احساس میکند کنترلی بر شرایطش ندارد، آستانه تحملش خیلی کم میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مجتبی شکوری
«سندهیل مولایناتان»: ما از کشاورزان هند یک آزمایش هوش گرفتیم وقتی محصولشان را تازه فروخته و پول داشتند. بار دوم آخر سال بود که پولهایش را خرج کرده و معمولا در بدهکاری و قرض هستند. آیکیوشان ۱۰ تا فرق میکرد. همان آدم وقتی پول در جیبش بوده، ۱۰ تا باهوشتر بود و این شوکهکننده است. ۱۰ تا در آزمون هوش فاصله بین متوسط تا تیزهوش است.
اگر ما درگیر کمبود باشیم قسمت زیادی از ظرفیت ذهن و توجه ما و درواقع پهنای باند ما، درگیر آن کمبود میشود.
بچههای کار را برای بازدید آورده بودیم باغ کتاب. خانمی که در ساینس سنتر درمورد زیستشناسی به بچهها اطلاعات میداد، از آنان پرسید: چه کسانی میدانند که «سلول» چیست؟ همه دستشان را بالا بردند و گفتند: سلول همان زندان است دیگر! سلول زندان. این اثر کمبود و فقر و شرایطی است که آدمها در آن زندگی میکنند.
یک اثر فقر بر مغز از بینبردن «خودکنترلی» است. مولایناتان میگوید: ما در رفتار اقتصادی-اجتماعی فقرا یک چیز تکرارشدنی میبینیم. رفتار خوب دارند و ناگهان یک رفتار اقتصادی انفجاری و غلط میکنند. مثلا پسانداز اندکشان را یکجایی صرف میکنند که خیلی غلط است و پولشان از دست میرود. چرا؟
میگوید تصور کنید در مغز ما یک عضله خودکنترلی وجود دارد. ما دایم خودمان را کنترل کنیم تا زیاد خرج نکنیم، تصمیم غلط نگیریم و... برای فقرا این عضله آنقدر کار میکند، حتی در خرید خواربار و مایحتاج زندگی، تا خسته میشود و از یکجا دیگر مغز را عملا رها کرده و کنترل نمیکند. برای همین تصمیمات انفجاری میگیرند.
آدمها در زندگی برای رسیدن به جایگاه خوب باید خطا کنند و درعینحال اصلاحش کنند و باز خطا-اصلاح کنند تا به هدف خود برسند. من و شما در فرایند زندگیمان خیلی اشتباهات کردهایم که بعدا اصلاحش کردهایم. اما این امکان را طبقه اقتصادیمان که متوسط بوده به ما داده تا تصحیحش کنیم.
مولایناتان میگوید: فقرا امکان تصحیح اشتباهاتشان را ندارند. یعنی گشودگی در زندگیشان خیلی کم است. اگر یک تصمیم غلط بگیرند، امکان اینکه بتواند دوباره این مسیر را طی کند، ندارند. یک اشتباه میتواند به معنی پایان کار آنها باشد.
من برای پایاننامه دکترایم از بچهها پرسیدم اگر شما در مدرسه تنبیه فیزیکی شوید، واکنشتان به آن چیست؟ ۹۳٪ بچههای طبقه متوسط گفتند این غیرمنصفانه است. ما برخورد کرده و به مدیر یا خانواده میگوییم ولی فقط ۳۱٪ بچههای محروم فکر میکردند اگر کتک بخورند غیرمنصفانه است. بقیه معتقد بودند حتما ما کاری کردهایم و حتما ایرادی در من هست که شایسته آن تنبیه هستم!
شکسپیر میگوید: هیچ زندانی به اندازه زندانی که دیوارهایش را نمیبینیم، ما را محدود نمیکند. وقتی فقر به "درماندگی آموختهشده" تبدیل میشود یک زندان با دیوارهای نامرئی میسازد.
بسیاری از بچههای محروم دچار "انسداد خیال" هستند، یعنی نمیتوانند رویا بسازند. از ایشان میپرسیدم آرزویتان چیست؟ میدیدم آنها حتی متریال لازم برای رویاپردازی را ندارند و آرزوها به قدری ساده بود که یکجایی گریه میکردم. میپرسیدم: فکر کن یک غول چراغ جادو هست، رویای تو چیست؟ میگفت: جوجهکباب! دوست دارم بخورم و ببینم چی هست!
بعضی وقتها انفجارخیال داشتند، در مقابل انسدادخیال. یعنی رویاپردازی بسیار بلندپروازانه میشد. خشم در رویاهایی که انفجار خیال است خیلی جدی بود. اینکه مثلا میخواهم به یک باند خلافکاری ملحق شوم و آنجا حقم را از این جامعه بگیرم.
در یک آزمایش معروف درباره تابآوری به یکسری آدم، شوکهایی وارد میکردند. برای بعضی یک دکمه برای توقف وجود داشت، در مورد گروهی دیگر هیچ دکمهای روی میز نبود.
کسانی که دکمه توقف روی میزشان بود تا درد را متوقف کنند، چندین برابر بیشتر تحمل میکردند، چون فکر میکردند من خودم میتوانم [درد را] کنترل کنم. ولی آدمی که آن کنترل را نداشت در اولین [فشار] تابآوریش میشکست و فرو میریخت.
فقر هم دکمه توقف ندارد و تحت شرایط فشار و کمبود اینکه آدم یکجا این دکمه توقف را بزند و متوقفش کند، وجود ندارد. معمولا بدهیها، فشارها و ... پشت هم جمع میشود و این تابآوری آنها را کاهش میدهد.
تابآوری هم بخش مهمی از موفقیت است. ما میگوییم آدمها باید پوستکلفت باشند و تحمل کنند، ولی کسی که احساس میکند کنترلی بر شرایطش ندارد، آستانه تحملش خیلی کم میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🥀🍀🌺🌼❤️
زندگی مابا
"تولد" شروع نمی شود
با "تحول" آغازمیشود
لازم نیست بزرگ
باشی تا شروع کنی
شروع کن تابزرگ شوی
بادباچراغ خاموش
کاری ندارد
"اگردرسختی هستی،بدان که روشنی"
#سلاااااام_زندگي...
#پگاه_صبحتان
#امیدوعشق_وایثار
#طلوع_صبحتان_بکام
#هفته_تان_سرشار
#ازعطرگل_یاس
🥀🌼❤️
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زندگی مابا
"تولد" شروع نمی شود
با "تحول" آغازمیشود
لازم نیست بزرگ
باشی تا شروع کنی
شروع کن تابزرگ شوی
بادباچراغ خاموش
کاری ندارد
"اگردرسختی هستی،بدان که روشنی"
#سلاااااام_زندگي...
#پگاه_صبحتان
#امیدوعشق_وایثار
#طلوع_صبحتان_بکام
#هفته_تان_سرشار
#ازعطرگل_یاس
🥀🌼❤️
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔆پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی
دکتر لشکربلوکی
روزانه فقط در تلگرام بیش از ۳ میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت ۴ صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز ۲۵ هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم.
این در صورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
۱. حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
۲. سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
۳. سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
به همین خاطر است که اخبار درست، غلط، شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم.
⁉️چه می توان کرد؟
۱. تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید و نه تأیید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
۲. در حالت غیر طبیعی قضاوت نکنید. مطالعات نشان داده اند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخوردارند، کیفیت قضاوت های حرفه ای شان افزایش می یابد. بنابراین زمانی که شتاب زده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتاب زدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست [غیر عادی]، غیرقابل اتکاست.
۳. به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
۴. برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟
ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟
ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟
د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
۵. از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
۶. در فلسفه منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجش گرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید تا با بیش از ۷۰ نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
۷. حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دکتر لشکربلوکی
روزانه فقط در تلگرام بیش از ۳ میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت ۴ صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز ۲۵ هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم.
این در صورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
۱. حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
۲. سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
۳. سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
به همین خاطر است که اخبار درست، غلط، شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم.
⁉️چه می توان کرد؟
۱. تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید و نه تأیید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
۲. در حالت غیر طبیعی قضاوت نکنید. مطالعات نشان داده اند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخوردارند، کیفیت قضاوت های حرفه ای شان افزایش می یابد. بنابراین زمانی که شتاب زده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتاب زدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست [غیر عادی]، غیرقابل اتکاست.
۳. به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
۴. برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟
ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟
ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟
د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
۵. از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
۶. در فلسفه منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجش گرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید تا با بیش از ۷۰ نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
۷. حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers