(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌷دیر آمده‌ای مرو شتابان
ای رفتن تو چو رفتن جان

دیر آمدن و شتاب رفتن
آیین گل است در گلستان

گفتی چونی چنانک ماهی
افتاده میان ریگ سوزان

چون باشد شهر شهریارا
بی دولت داد و عدل سلطان

من بی‌تو نیم ولیک خواهم
آن باتویی که هست پنهان

شب پرتو آفتاب هم هست
خاصه به تموز گرم و تفسان

قانع نشود به گرمی او
جز خفاشی ز بیم مرغان

گرمی خواهند و روشنی هم
مرغان که معودند با آن

ما وصف دو جنس مرغ گفتیم
بنگر ز کدامی ای غزل خوان

سلاااااااااام برشما
پگاهتان پر از مهر و محبت و عشق و شادی باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from 🌲 اندیشه ایرانی 🌈 (شهرام یزدی Yazdi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟩 تفکر و اندیشه

🟥 آیت‌الله سید #جواد_علوی‌_بروجردی

🟩 #اقتصاد_اسلامی نداریم
🔴 #طب_اسلامی نداریم
🔴
#علم_اسلامی نداریم

🟩 اصلا اسلام نیامده است که علم بیاورد
🔴 پیغمبر اکرم، کارل مارکس و فریدمن نیست!
🔴 پیغمبر اکرم، ابوعلی سینا نیست

🟩 پیغمبر اسلام یک مرشد معنوی هست
🔴 آمده ارزش‌های معنوی جامعه را بالا ببرد.
نه اینکه بیاید اقتصاد درست بکند، نه اینکه بیاید علوم درست بکند. اقتصاد اسلامی هم یک شوخی است.
🟩 متن کامل مصاحبه
👇
🟩
https://bit.ly/3cbwCBI
🟥 صنایع شیمیایی ایران
🟥
@Iranchemicals
🟥 اندیشه ایرانی
🟥
@IranianThought48
بازخورد دهیم و به بازخوردها توجه کنیم

🔘در سیستم‌های گوناگون، بازخوردها نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند و برای بقا یک سیستم حیاتی می‌باشند. اصولاً بدون توجه به بازخوردها، زندگی‌کردن محال است. اما بازخورد یعنی چه؟
🔘بازخورد می‌تواند به‌معنای پیامی باشد که بر اساس خروجی جهت اصلاح ورودی ارسال می‌شود. یک سیستم کولر آبی نیز توسط بازخوردی که به کمک شناور به آن داده می‌شود، آب را وارد می‌کند. در یک سازمان نیز عملکرد سازمان بر اساس بازخوردهایی که از مشتریان یا کارکنان دریافت می‌کند می‌تواند اصلاح شود.
🔘این مساله در یک کشور هم وجود دارد، عملکردی که در آن وجود دارد از نظر مردم آن مورد بررسی قرار گرفته و مردم سعی می‌کنند به طرق مختلف بازخورد دهند. اما اگر مسیرهای مختلف، مانند انواع رسانه‌ها یا تجمعات و ... محدود شوند. مردم سعی می‌کنند از طرق دیگری مانند عدم مشارکت در انتخابات پیام خود را برسانند.
🔘اما دو نکته بسیار مهم در ارسال بازخورد و پیام وجود دارد و آن‌هم درک گیرنده پیام و معنابخشی به پیام دریافتی است.
1- گیرنده پیام می‌تواند تفاسیر مختلفی از پیام دریافتی (کاهش مشارکت) داشته باشد، برای مثال:
بیماری کرونا
عدم سرعت رای‌گیرندگان
و مباحث دیگر
2- گیرنده پیام درک درستی از ارسال داشته است، ولی اینطور نشان می‌دهد اتفاقی نیفتاده است و همه چیز طبق روال خود در حال انجام است ولی در باطن سعی می‌کند بهبودهایی را در سیستم ایجاد کند.
🔘اینکه آیا کاهش مشارکت در انتخابات اتفاقی بوده است و اینکه درک گیرنده به‌چه‌صورتی بوده است، با شما . . .

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
امان از بدبختی!

وقتی آبی بی‌جهت هدر می‌رود، هر شهروندی بنا به سطح توجه و حساسیت خود به این موضوع واکنش نشان می‌دهد. حساست من نسبت به هدر رفتن آب، تا حد مشاهدۀ کتک خوردن طفلی بیگناه توسط والدینی بی‌رحم است. طاقتم واقعاً طاق می‌شود!
این میزان حساسیت در زندان گاهی کار دستم می‌داد. در انفرادی‌های بند 240 زندان اوین، هفته‌ای یک‌بار حق استحمام داشتیم، اما آب همیشه گرم نبود و حمام گرفتن عقب می‌افتاد. نگهبان بی‌آزاری که از این وضع ناراحت می‌شد، گاهی مرا برای دوش گرفتن به سرویس‌های بخش انتهایی بند هدایت می‌کرد، اما چون اثری از آب گرم در آن روز پیدا نمی‌شد، او توصیه می‌کرد که شیر آب را باز بگذارم تا بلکه به تدریج گرم شود!
هیچوقت این توصیه را نپذیرفتم و او از این رفتارم حیرت‌زده می‌شد! از نظر او باز گذاشتن شیر آب به مدت ربع ساعت برای گرم شدن تدریجی آن، کاملاً عادی بود بخصوص اینکه آب زندان اوین از چاه تأمین می‌شد. به او توضیح دادم که آب چاه با آب شبکه ارزش یکسانی دارند و به هیچ وجه نباید بی‌دلیل به فاضلاب تبدیل‌شان کرد. با نگاهی شبیه نگاهِ زیرک اندر هالو، تبسمی به لب می‌آورد و مرا به سلولم برمی‌گرداند.
در زندان رجایی‌شهر اما این مشکل را با برخی همبندی‌ها داشتم. بی‌تفاوتی برخی از آنها نسبت به هدر رفت آب، برایم غیر قابل تحمل بود. یک زندانی برای شستن پتویش آن را زیر دوش حمام می‌گذاشت و مقداری پودر لباس‌شویی هم روی آن می‌ریخت و آنگاه شیر دوش را تا انتها باز می‌کرد تا به خودی خود مثلاً در طول 24 ساعت ریزش آب، تمیز شود! آن دیگری، شیر آب را با تمام فشارش باز می‌گذاشت و مشغول مسواک زدن دندان‌های خود می‌شد بدون آنکه یک لحظه زحمت پیچاندن شیر را به خود دهد. در چنین مواقعی من معمولاً به زندانی نزدیک می‌شدم و به گونه‌ای که به او برنخورد، شیر را می‌بستم و به شوخی می‌گفتم؛ پیچاندن این شیر هیچ زحمت و هزینه‌ای ندارد!
برخی هواداران سازمان مجاهدین خلق این رفتارم را تمسخر می‌کردند. یکی از آنها گفت: فلانی جای تضاد اصلی و فرعی را اشتباه گرفته است! منظورش این بود که مسئلۀ اصلی نظام سیاسی است، اما من به مسئله‌ای فرعی مثل چگونگی مصرف آب توجه نشان می‌دهم.
آب زندان رجایی‌شهر نیز از چشمه‌ای در بالادست تأمین می‌شد و از نظر برخی زندانیان آب چشمه برای هدر رفتن و تبدیل به فاضلاب شدن هیچ مشکلی نداشت!
به آنها چندین بار مشکل آب و بخصوص چشم‌انداز بحرانی آن را در آینده توضیح دادم اما هواداران سازمان کمترین التفاوتی به این نوع بحث‌ها نشان نمی‌دادند. از نظر آنها اگر رژیم ساقط می‌شد، همۀ این مشکلات به راحتی برطرف می‌شد. یک روز به یکی از آنها گفتم؛ آیا فکر می‌کند اگر رژیم ساقط شود و خودِ آنها به حکومت برسند، مثلاً بارش باران و برف چند برابر می‌شود و ایران از منطقه‌ای عمدتاً گرم و خشک و کم بارش به ناحیه‌ای پر برف و باران و سبز و خرم، تغییر ماهیت می‌دهد؟
این نوع حرف‌ها اما برای آنان جا به جا کردن تضاد اصلی با فرعی بود و گوش شنوایی برای آن وجود نداشت.
متأسفانه همان منطقِ تضاد اصلی و فرعی ناخواسته به تمام ایرانیان ناراضی سرایت کرده است. در این شرایط بحرانیِ آب و برق که بدون تردید ناکارآمدی و سیاست‌های نادرست حکومت، عامل مهم آن است، حتی یک کلمه نمی‌توان از مصرف بی‌رویۀ برخی از هموطنان انتقاد و آنها را به صرفه‌جویی توصیه کرد. اغلب چنین توصیه‌ای را به طرفداری از نظام حاکم نسبت می‌دهند.
چوپانی در جنگل‌های شمال، با داسی بزرگ، شاخه‌های درختان جنگلی را قطع می‌کرد و جلو گوسفندانش می‌ریخت. وقتی به او گفته شد هر یک از این درختانی که می‌بُرد به اندازۀ تمام گلۀ او ارزش حیاتی برای کشور دارد، خشمگین شد و گفت؛ امسال علف کم است و می‌گی من چه کنم؟ بعد گفت؛ به جای آنکه یقۀ بالایی‌ها را بگیرید به من گیر می‌دهید؟
گویا چند سال پیش، دولت به دامداران مناطق جنگل‌نشین وامی داده تا گوسفندان خود را از جنگل خارج کرده و به دشت‌های اطراف منتقل کنند. برخی دامداران پس از گرفتن وام و مصرف آن، دوباره دام‌ها را راهی جنگل کرده‌اند. اگر کسی متعرض آنها شود، حرف‌شان این است که زورت به ما رسیده؟ چرا یقۀ بالایی‌ها را نمی‌گیری؟
خلاصه بالا و پایین در تقسیم کاری ویرانگر، دست به دست هم داده‌اند تا اثری از منابع حیاتی این کشور باقی نماند. اگر به بالایی‌ها انتقاد کنی، با محرومیت و زندان روبرو می‌شوی و اگر به پایینی‌ها توصیه‌ای کنی به همدستی با بالایی‌ها متهم می‌شوی! امان از بدبختی!
#احمد_زیدآبادی
#محیط_زیست
#زندان_رجایی_شهر
@ahmadzeidabad
https://instagram.com/ahmadzeidabadiii
🔳⭕️سه تفاوت ایران و سوئیس
دکتر مجتبی لشکربلوکی

زمانی در میدان مخبرالدوله دو تا ساعت بود که شهرداری نصب کرده بود، یکی رو به جنوب و یکی روبه شمال. این دو ساعت هیچ وقت نبود که با هم مطابق باشند، اغلب یکی دو دقیقه و گاهی یکی دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت کند محمد مسعود را، در روزنامه مرد امروز نوشته بود: هر وقت این دو ساعت با هم میزان بشوند، کار مملکت هم میزان خواهد شد.

این نکته آن قدر ظریف بود که دهان به دهان می گشت و شهرداری چون دید که واقعا نمیتواند این نقص را رفع کند، برای رهایی از شماتت مردم، آن ساعت ها و ستون ساعت را از میدان برداشت.

به عقیده من معجزه کشور سوئیس در بانکداری و ثبات اقتصادی آن نیست، در این که تورم در آن جا از همه کشورها کمتر است هم نیست، در بی طرفی نیست، در عدم شرکت در جنگ نیست، در عدم قبول عضویت در اتحادیه اروپا هم نیست، در آب و هوا و نظافت و لطافت و ادب مردم آن نیست، معجزه سوئیس در این است که بیش از پنجاه ساعت، با شکل و شمایل مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن است، و هیچ کدام از این ساعت ها حتی یک ثانیه با هم تفاوت ندارند. توفیق سوئیس در همین امر جزئی ما را آگاه می کند چنین ملت هایی می‌توانند معجزه سیاسی و اقتصادی هم داشته باشند.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه خواندیم نوشته استاد باستانی پاریزی، تاریخ پژوه و ادیب معاصر است. هر چند بدیهی است که منظورشان این نبوده که اگر روزی روزگاری تمام ساعت های ایران دقیق باشند و یک عدد را نشان بدهند، همه مشکلات ما برطرف می شود. اما به نکته ظریفی اشاره کرده و روی مساله مهمی انگشت گذاشته.
ما در ایران اکنون با یک نسل توسعه خواه روبرو هستیم که حسرت و آرزوی توسعه را دارد. اما باید از نسل توسعه خواه عبور کنیم به نسل توسعه آگاه (۲۵٪ جامعه) و نسل توسعه آفرین (۳٪ جامعه).
۵ ویژگی برای نسل توسعه آگاه/آفرین وجود دارد که یکی از این پنج ویژگی انضباط (دیسیپلین) است (باقی ویژگی ها در اینجا تشریح شده) احتمالا همه ما کلمه دیسیپلین را شنیده ایم. اما به چه جامعه ای با دیسیپلین می گوییم؟ جامعه ای که به این مثلث طلایی احترام بگذارد: زمان-قاعده-برنامه.

▫️زمان محترم باشد. تفاوت هفت و هفت و پنج دقیقه کاملا درک شود و بدانیم که یک اختلاف ۳۰۰ ثانیه ای بین همین دو وجود دارد.
▫️قاعده محترم شمرده شود. یعنی آنکه تصمیمات و اقدامات ما بر اساس یک مبنای مشخص، معقول و مقبول باشد و سلیقه و هیجان، فامیل/قوم سالاری، پارتی بازی، هم حزبی گری، بر شئونات جمعی ما تاثیر نگذارد. قاعده سالاری یعنی پیش بینی پذیری آینده و یعنی کاهش هزینه های تعاملاتی.
▫️برنامه محترم شمرده شود. برای امور مهم، جدولی وجود داشته باشد که بگوید دقیقا چه کسی؟ چه کاری؟ را چه زمانی؟ انجام می دهد و منجر به تولید چه چیزی؟ (اقلام قابل تحویل) می شود؟ کلمه برنامه را به لجن نکشیم و به هر ایده خامِ شفاهیِ تست نشده ای، برنامه نگوییم!
احترام به مثلث طلایی «زمان، قاعده و برنامه» باعث می شود که در گذار زمان به این ویژگی ها آراسته شویم:
◾️تعهد به چرخه
• ارایه برنامه مشخص مکتوب (و نه حرف های پراکنده شفاهی مبهم)
• اجرای مبتنی بر برنامه (و نه هر روز هر کاری به ذهن رسید انجام دهیم)
• پایش سیستماتیک و یادگیری (سنجش انحراف بین برنامه مکتوب و نتایج اجرا و تحلیل انحراف)
◾️گذار از فرهنگ شفاهی به مکتوب (فرهنگ شفاهی بسیار مستعد این سه است: فراموشی، ابهام و زیرتعهدات زدن)
◾️تبدیل وعده ها به تعهد
آیا تربیت نسل توسعه آگاه /آفرین، تنها مسیر و سریع ترین مسیر توسعه است؟ جواب قطعا خیر است. اما به دلایلی که قبلا گفته شده، برخی مسیرهای توسعه در ایران محدود و مسدودند بنابراین باید از روزنه هایی که باقی مانده استفاده کرد. نیلوفرآبی، نتوکراسی، مشق شب و تربیت نسل آتی چهار استراتژی توسعه ایران هستند (اینجا بیشتر بخوانید) که در این نوشته به یک مورد از آنها اشاره شد.

می توانیم این نوشته را بخوانیم و فراموش کنیم، یا تصمیم بگیریم که؛
◾️ خودمان از این به بعد در زندگی شخصی و از آن مهم تر در تعاملات جمعی مان به مثلث طلایی زمان-قاعده-برنامه احترام بگذاریم.
◾️ تا آنجا که می توانیم این مثلث طلایی را به دیگر منتقل کنیم و ترویج دهیم. مثلا به جای وعده های هوایی-شفاهی، تعهدات عملی-مکتوب بدهیم.
◾️ نخواهیم یک شبه کل کشور را توسعه بدهیم، ولی هدف گذاری کنیم که یک جامعه کوچک (مثلا مدرسه، خانواده، اداره، دپارتمان، گروه) را با این سه اصل اداره کنیم.
◾️نخواهیم همه به این اصول احترام بگذارند، خودمان را متعهد کنیم که علی رغم فشارهای هنجاری جامعه به این سه متعهد باشیم و تا آنجا که می شود نسل بعدی را با این سه اصل پرورش دهیم.
ملتی که به این مثلث طلایی بی احترامی کند، به آینده خودش بی توجهی کرده است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from خبرپلاس
⭕خودکشی در دانشجویان دکتری ۶ برابر بیشتر از دیگران است

🗣کامدین آرمانی، استاد دانشگاه و متخصص روانشناسی بالینی:

▪️احتمال ارتکاب به خودکشی در دانشجویان دکتری، ۶ برابر بیشتر از دیگران است.

▪️پدیده خودکشی در تمامی اقشار جامعه دیده می‌شود؛ اما برخی عوامل به ویژه در چندسال اخیر، موجب افزایش احتمال خودکشی در بین دانشجویان شده است.

🆔️ @Khabarplus24
🔻 تعارض اخلاق عمومی و اخلاق علمی یکی از عوامل نابسامانی نهاد علمی کشور
بابک داریوش

🔹 حال که نهاد دولتی متولی در کشور به دنبال افزایش کمیت تولیدات علمی در کشور است، این وظیفه بزرگان علم و نهادهای علمی غیردولتی است که در حوزه اخلاق علمی وارد شوند. چرا اخلاق عمومی و اخلاق علمی در ایران در تعارض هستند و این تعارض چه آسیب هایی به نهاد علمی ایران وارد کرده است؟
🔹 پارتو جامعه شناس ایتالیایی در رساله خود در باب سیاست، سیاستمداران را به دو گروه شیر صفت و روباه صفت دسته بندی کرده و معتقد است با عدم حضور شیرصفتان، روباه صفتان حاکم بر جامعه می شوند. دانشگاهیان هم به عنوان نماینده جامعه مدنی و تاثیرگذار در جامعه، از این قاعده مستثنی نیستند.
🔹 علم کلاسیک بر دو اصل نقدپذیری و ابطال پذیری بنا شده و اعتقاد به این دو اصل است که سبب شده کشورهای پیشرفته در علم، خود را از سایر کشورها متمایز کنند و از مزیت های آن بهره برند. پس اخلاق علمی هم در رابطه با این دو اصل شکل می گیرد. بدین معنی که یک فرد اخلاقی علمی، صریح سخن می گوید، صریح نقد می کند و از نقد شدن استقبال می کند و این آمادگی را دارد تا نظریه ای که سالها به دنبال اثبات آن بوده به یکباره نقض شود. اخلاق علمی ایجاب می کند تا یک فرد علمی، کنشگر باشد و نسبت به محیط اطرافش احساس مسئولیت کند. با این تعاریف، یک فرد متواضع علمی، فردی است که با همه آن ویژگی ها، خود را یک پژوهشگر و طالب علم می داند و هیچگاه مطلق سخن نمی گوید و افتخار او، داشتن چنین روحیه ای است. ابوعلی سینا در پایان عمرش می گوید: تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم. و مولانا که می گوید: چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم.
🔹 اما در اخلاق عمومی در ایران، سکوت کردن، چشم بربستن، حفظ آبرو کردن و به روی کسی نیاوردن، ارزش است و فرد متواضع کسی است که سرش پایین است و سعی می کند خیلی چیزها را نبیند و نشنود و ترجیحا در کار مردم جز در مواردی دخالت نمی کند. التقاط اخلاق عمومی ایرانی و اخلاق علمی سبب شده تا دانشگاهیان ایرانی محافظه کار شوند و از این محافظه کاری اکثریت، اقلیتی منفعت طلب ظاهر شده اند که از موقعیت دانشگاهی شان، به دنبال ساختن جایگاه و ثروت برای خودشان هستند. دکتر فراستخواه در یادداشتی با عنوان «اعتماد اجتماعی به علم در کشور سال به سال کمتر می‌شود»، معتقد است رزومه سازی و مقاله گرایی برخی از دانشگاهیان سبب شده تا نهاد علمی که روزی مورد اعتماد جامعه بود، این اعتماد را از دست بدهد.
🔹 با توجه به تعریف پارتو، می توان ظهور و قدرت گرفتن طبقه منفعت طلب در دانشگاهها که ناشی از محافظه کاری اکثریت دانشگاهیان بوده را همان حاکمیت روباهان دانست. در این میان برخی شاخه های علمی مثل علوم اجتماعی که ماهیت علمی تری دارند کمتر مورد گزند واقع شده اند. دانشگاهیان این حوزه با تشکیل شبکه های غیردولتی علمی، مثل انجمن جامعه شناسی و … توانسته اند علاوه بر پالایش تولیدات علمی، به حوزه عمومی وارد شوند و در جامعه تاثیر گذار باشند. بدین معنا که هر نوشته و گفته ای با صراحت در این تشکل ها نقد می شود.
🔹 اما بسیاری از علوم به دلیل همان محافظه کاری که اشاره شد خروجی ندارند، نه نظریه ای تولید می کنند و نه تاثیرگذاری در حل مسائل دارند. در این فضا است که منفعت طلبان ظهور می یابند. نکته جالب اینکه این منفعت طلبان بر اساس آیین نامه های ارتقای اعضای هیات علمی و برنامه های توسعه کشور، قهرمان محسوب می شوند.
🔹 دکتر صبار و همکارانش در مقاله با عنوان «آنجا که نمی دانیم چگونه اخلاقی باشیم» به میزان آگاهی بر مصادیق سرقت معنوی در نوشتن کتب و مقالات پرداخته اند و معتقدند دانشگاه که مرجع آموزش کشور است نتوانسته اخلاق علمی را به دانشگاهیان بیاموزد و این پرسش را مطرح کرده اند که مسئول کیست؟ در پاسخ به این سوال باید گفت حال که نهاد دولتی متولی علم در کشور به دنبال افزایش کمیت تولیدات علمی در کشور است، این وظیفه بزرگان علم و نهادهای علمی غیردولتی است که در این حوزه وارد شوند. در این راستا علاوه بر انجمن های علمی علوم اجتماعی، تجربیات خوب دیگری هم در حال شکل گیری است که با ذکر دو مثال مطلب را به پایان می رسانم.
🔹 به عنوان مثال دکتر نعمت فاضلی در یادداشتی در خبرگزاری مهر با عنوان «چرا جغرافیدانان ما در حوزه عمومی حضور بسیار کمرنگی دارند» به این مساله پرداخته که چرا این حوزه علمی، به حوزه عمومی و حل مسائل وارد نمی شود. به تعبیر ایشان این شاخه علمی به جز محدودی از افراد، روشنفکر حوزه عمومی ندارد و افراد به دنبال ارتقای فردی خود هستند. همچنین در فضای مجازی جریانی با عنوان «دوباره دانشگاه» به دنبال آسیب شناسی نهاد علمی کشور و احیای مجدد آن در جامعه است و توانسته نقد های خوبی منتشر کند.

🆔@Competentmanagers
Forwarded from غرب وحشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یهو گوینده‌ی ورزشگاه میگه که خبر بهم رسیده "سارا گیلبرت" دانشمند کاشف واکسن کرونای دانشگاه آکسفورد که خودتون هم زدید در بینمون تو ورزشگاه هست، و مردم هم شروع میکنن یکسره دست زدن و حتی برای دانشمند "سارا گیلبرت" ایستاده تشویق میکنن و دانشمند کاشف واکسن کرونا برای مردمش بغض میکنه😍👏🏻
@w_worg
Forwarded from Azadi | آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آماده شوک اینترنتی باشید

ایلان ماسک، مدیر عامل شرکت «اسپیس اکس»، از پروژه «استارلینک» می‌گوید.

@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد انوشه بدجور به سیم آخر زد و برای نخستین بار در آنتن زنده شبکه ۳ صدا و سیما، به سران سه قوّه کشور، درباره شدت خط فقر و فساد مالی گسترده بین مسئولان ایران، هشدارهای شدید اللحن و کوبنده ای داد که تاکنون بی سابقه بود! آقایان مسئول، راه پله را از پایین به بالا نمی شورند، از بالا به پایین می شورند! اگر می خواهید با فساد مبارزه کنید، از بالا به پایین بشورید و دانه درشتها را دستگیر کنید! مردم تا چه باید قناعت کنند و ساکت بمانند!

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🌈 سلسله مباحث "بررسی مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران"(3)

🔸الف. تعاریف مدرنیزاسیون و سنت : مدرنیزاسیون مجموعه تحولاتی است، که در امور رو بنایی جامعه، در اقتصاد، نظام اداری سیاسی صورت می گیرد. اینها همه مستقیما با مدرنیسم مرتبط‌اند و هم غیر‌مستقیم  تحت اثرات مدرنیته‌اند. مدرنیزاسیون به این فضا ها مربوط است.

🔸حال آنکه مدرنیته دیرتر و بالاخره به گونه ای غیر قابل رویت به جوامع غیر غربی می‌رسند. پدیدار شدن گرایش‌های فکری، فلسفی نوگرا تغییرات پایه ای در تعلیم و تربیت، نوگرایی فکری مذهبی، پیدایش سینما در ایران مجموعه تحولاتی اند که دیرتر و بسیار تدریجی تر از تحول در ارتش، اقتصاد و صنعت پدید آمدند، و کمک به تصمیم های سیاسی، دولتی و یا فردی شبیه یا مرتبط اند.

🔸 (هودشتیان،1380، 76) همواره تکنیک و اقتصاد، سریع تر از فکر تکنیک ساز و اقتصاد ساز قادراند از فضای جغرافیایی غربی خارج شوند و شبکه‌های خود را سراسری کنند و فضای جدید ارتباطی در سطح جهان بنا سازند. این پدیده‌های قابل رویت ایجادگر ضرورتهای جدیدند که بنای نوگرایی یا مدرنیزاسیون را در کشورهای غیر غربی ریخته‌اند.

🔸بنابراین مدرنیزاسیون عبارت است از تحولات نو که در کشورهای غیرغربی در حوزه‌های ساختاری و رو بنایی  ایجاد می‌شوند. (همان، 75-74)به نظر می‌رسد تاکنون تعریف واحدی از آن ارائه نشده است. از این‌رو برای رسیدن به فهمی روشن باید آنرا در بستر تاریخ و سایر مفاهیم دید و به تحلیل پرداخت.

🔸اگر مدرنیزاسیون را مجموعه تحولات در امور روبنایی جامعه از قبیل اقتصاد، نظام اداری و سیاسی بدانیم، آنگاه باید به فهم و شناخت زیر بنا و اساس آن پرداخته شود. نوسازی در واقع یک فرآیند چند بعدی است؛ و آن عبارت است از: نوشدن و تحول دائمی در همه ی ابعاد تمدن بشری، از این رو نیل اسملسر معتقد است. نوسازی شامل همه ی تحولاتی است، که در زمینه‌های سیاسی، آموزشی، دینی، خانوادگی و طبقاتی به وقوع می‌پیوندد. (اسملسر،  1353، 166)

🔸سنت، در تعریف، انتقال درست سلوک و رفتار جمعی است که موجبات بقای گروه را فراهم می‌سازد. همچنین شیوه زندگی و مخصوصا روش‌ها و فنونی نیز که امکان موفقیت در محیطی خاص را فراهم ساخته‌اند. از طریق سنت ها به نسل های دیگر انتقال می یابند.

🔸سنت انتقال تجربه اجتماعی و معنوی گروه و همچنین مجموعه ی عآداب و رسوم، باور ها، ارزش‌ها و آرمآنهای غالب را نیز موجب می‌شود. (بیرو، 1370، 432)منظور از سنت، شامل فرهنگ و آداب و رسوم، ارزش‌ها و حتی دین و مذهب را شامل می‌شود.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🌈 سلسله مباحث "بررسی مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران" (4)

🔸ب. مبانی فلسفی مدرنیته : در زمان رنسانس، غرب وارد دوره ایی شد، که از ان به مدرن یاد می‌کنند. و تفکر حاکم بر این دوره را Modernity می‌گویند. مدرنیته عصر جدیدی است که در ان تفکر بشر، مدرن و نسبت به هستی نگرش جدیدی شکل گرفت. که عوامل گوناگونی از جمله مسایل دینی، علمی، سیاسی و اقتصادی در شکل‌گیری ان دخیل بوده است.

🔸در واقع در قرن هفدهم انقلابی بزرگ علمی‌توانست ساختارهای ذهنی بشر را متحول کند و برای رسیدن به یقین ازشک اغاز کرد؛ که اساس آن، شک در ارزش های دوران سنتی و در هر آنچه از گذشته بر جا مانده بود می باشد.

🔸این فضای فکری را به خوبی می‌توان از این کلام رنه دکارت (1650-1596) فرانسوی که از متفکران سرآمد مدرنیته به شمار می‌آید دریافت. وی می‌گوید: «اکنون مدتی است دریافته ام که از همان نخستین سال های زندگی بسیاری عقاید نادرست را به عنوان آرای حقیقی پذیرفته ام و از همان زمان متقاعد شدم که باید یک بار در زندگی، خودم را به جد از همه عقایدی که قبلا پذیرفته بودم رها سازم. و اگر چیزی استوار و پایدار را در علوم مستقر سازم از نو از مبانی آغاز کنم.»

🔸 (دکارت، 29، 1380) (چون فکر می‌کنم پس هستم) در این ساختار جدید همه چیز بشکل دیگری دیده شد. دکارت در شکل‌گیری این نگرش نقش ویژه‌ای دارد. کلیسا ی قرون وسطی که اساس را فقط وحی و آموزه‌های کلیسا می‌دانست، در شکل‌گیری فضای ذهنی جدید تاثیر ویژه ای داشت؛ که درتاریخ ثبت شده است، که تفکر ریشه در ایمان دینی داشت. دکارت باشک در ایمان دینی کلیسا به وادی یقین مدرنیته گام نهاد که همه چیز بر مبنای عقل بشری است.

🔸در ادامه کار و تحکیم اندیشه‌های وی چهره‌هایی مانند بیکن، ماکیاول، هابز، لوتر و دیگران، این چهره‌های فکری و فلسفی غرب‌اند که در تکوین اندیشه مدرن نقش بسیار مهمی داشته‌اند، اینان مبانی نظری مدرنیته را در قالبهای هنر، ادبیات، فلسفه، تفسیر مدرن از دین و نیز اندیشه سیاسی مدرنیته را پایه گذاری کردند.

🔸به قول بیکن «یافته‌های علوم تجربی جدید به انسان قدرت بخشیدند تا با تسلط بر طبیعت از آن در راه بهبود شرایط زندگی خویش بهره برداری کند.» دامنه این تغییرات به وقوع انقلاب بزرگ علمی سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی انجامید که نتایج آن همه عرصه‌های زندگی انسان مدرن را دستخوش دگرگونی عمیق کرد. (Plamenatz, 1963, 45)  نگرش غرب در دنیا خصوصا در ایران معاصر، در دوران پهلوی به مقابله و معارضه بادین وسنت به اشکال مختلف ظهور و بروز کرد.

🔸قابل ذکراست که تفکرمدرنیته درقرن هفدهم شکل گرفت؛ و در قرن هیجدهم به بار نشست. در دوران مدرنیته اتفاقات بزرگی رخ داد. انقلابهای سیاسی مانند انقلاب امریکا در 1776، انقلاب فرانسه در 1789و سرمایه‌داری در غرب به نظام مسلط اقتصادی تبدیل می‌شود؛ در عصر تجدد تنها پایه ی مشروعیت دولت و قانون نوعی قرار داد اجتماعی است، که خود برخاسته از اصول اراده عمومی و حاکمیت ملی است. (Lyotard, 1987, 118) دولت‌های مدرن، شکل‌گیری رابطه ویژه و جدید بین شهروند و دولت و دهها موارد دیگر.

🔸اما در نظام سیاسی سنتی دولت با تکیه بر مشروعیت الهی خود، مالک جان و مال مردم است، دولت متجدد دست کم در عرصه ی نظری، خدمت گذار شهروندان است. بعبارت دیگر، عالم مقال و زبانی که دولت برای احراز و اثبات مشروعیت خود بکار می گیرد یکسره دگرگون می‌شود. حاکمیت مردم به‌جای حکومت ظل الهی می نشیند. (Orbid, 1-2)

 🔸اینها همه محصول دوران جدید مدرنیته است. گرچه مدرنیته در شکوفایی بسرمیبرد، اما از 1850به این ور اسیر بحران نیزشده است؛ به‌طوریکه از ان به نابودکننده خود نیز یاد می‌شود. بعضی از مبانی فکری مدرنیته غرب شامل اومانیسم، سکولاریسم و اصالت تجربه و نیهیلیسم است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌷نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
فغان که بخت من از خواب در نمی‌آید

صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی‌آید

مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید

مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمی‌آید

بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آید

در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی‌آید

ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمی‌آید

سلاااااااااام برشما
پگاهتان خندان تر از همیشه باد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
برای خندیدن وقت بگذار

برای گریه کردن هم وقت بگذار
که نشانه یک قلب بزرگ است.

برای خواندن وقت بگذار،
که منبع کسب دانش است.

برای رؤیا پردازی هم وقت بگذار،
زیرا سرچشمه شادی است.

برای فکر کردن وقت بگذار،
که کلید موفقیت است.

برای کودکانه بازی کردن هم وقت بگذار
زیرا یادآور شادابی دوران کودکی است.

برای گوش کردن وقت بگذار
زیرا نیروی هوش است.

و برای زندگی کردن وقت بگذار
که زمان هرگز باز نخواهد گشت!!

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✅رئیس بیمارستان شریعتی:

🔗کاش نمی‌خواستیم در دهان این و آن بکوبیم.

سعیدرضا مهرپور:

🔗برایم جای سوال شده که این ویروس چگونه است که دست از سرِ ما بر نمی‌دارد و با هر جهش مُسری تر و خطرناک تر می‌شود و غم انگیز است که ما هیچ داروی موثری برای درمانِ مردم نداریم و تنها سلاح ما در حالِ حاضر واکسیناسیون فوری و گسترده مردم است.

🔗کاش نمی خواستیم که الگوی جهانی شویم، کاش نمی‌خواستیم در دهان این و آن بکوبیم، کاش انقدر شعار نمی دادیم، کاش با دنیا ارتباط بهتری داشتیم، کاش سرمان را پایین می انداختیم و برای مردم کشورمان از شرکت های معتبر واکسن می خریدیم، کاش نمیخواستیم که قهرمان دنیا باشیم.

❌دارد خیلی دیر می شود اگر نگوییم که دیر شده است.


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مصطفی معین:

« افراد واکسینه شده در برابر کرونای هندی مصونیت دارند؛ اینجا به عمق فاجعه وزیر بهداشت پی می بریم!

مصطفی معین با انتشار این ویدیو در کانال تلگرامی خود نوشت: سلام و هشدار!

در این موج پنجم کرونا، ویروس جهش یافته دلتا(نوع هندی کرونا) حتی در مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه در فاصله نزدیک با افراد دیگر اگر بدون ماسک باشیم و حتی در هوای آزاد می تواند منتقل شود!

اگر در خانواده ای فردی به ویروس آلوده و بیمار شود، خیلی سریع می تواند همه خانواده را مبتلا نماید!

افرادی که واکسینه شده اند در برابر بیماری شدید توسط ویروس دلتا مصونیت دارند!

و اینجاست که به عمق فاجعه غفلت و/یا تعلل وزیر بهداشت در خرید سریع و انجام واکسیناسیون فوری و تراژدی جانباختن بسیاری از سرمایه های انسانی ارزشمند کشور، سرگردانی سالمندان دردمند و عموم ملت بی پناه در ازدحام صف های بی فرجام مراکز بهداشتی و تحقیر ملی برای زدن واکسن در ارمنستان، دوبی و ترکیه و..!؟ می توان پی برد!

آیا سیستم نظارت، رسیدگی و یا پاسخگوئی وجود دارد!؟ مسئولیت مدعی العموم در این میان چیست!؟

تاریخ_معاصرایران

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from تحکیم ملت
‍ 🔖 آمارهای پیشرفت جهانی چه می گویند؟

✍ دکتر مهران صولتی


📌 تا حدود سی سال پیش وقتی علل عقب ماندگی ایران را جویا می شدیم تجربه اروپا را به یادمان می آوردند و این که حداقل باید چهار صد سال صبوری کنیم تا پیشرفت کنیم اما معجزه اقتصادی کشورهای شرق آسیا از جمله چین، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان و ... نشان داد که مسیر کوتاه تر و موثرتری هم برای توسعه یافتگی وجود دارد. اگر فقط وضعیت اقتصادی ایران و کره را در چهل سال اخیر با یکدیگر مقایسه کنیم به نتایج شگفت آوری می رسیم؛

🔺 مساحت جغرافیایی ایران حدود ۱۶ برابر مساحت کره است

🔺 ایران ۸۳ میلیون و کره ۵۳ میلیون نفر جمعیت دارد

🔺 ایران از نظر برخورداری از منابع طبیعی مانند نفت و گاز رتبه ۲۷ و کره رتبه ۱۶۶ جهان را دارد

🔺تولید ناخالص داخلی ایران چهل سال پیش ۱.۵ برابر کره بوده و اکنون کره ۴ برابر ایران است

🔺 درآمد سرانه ایران در چهاردهه پیش ۲۴۰۰ دلار و کره ۱۷۰۰ دلار بوده است. اکنون در آمد سرانه کره معادل ۳۱۰۰۰ دلار و درآمد ما فقط حدود ۵۵۰۰ دلار است

🔺 صادرات کالاهای صنعتی کره چهل سال پیش ۱۹ برابر بوده، و اکنون حدود ۳۱ برابر ایران است

پ.ن: مواجهه مسئولانه با علل عقب ماندگی کشور در چهار دهه گذشته ایجاب می کند که به جای بهانه تراشی از طریق آویختن به تاریخ اندکی جهانگردی پیشه کنیم و فروتنانه در صدد جبران کاستی ها برآییم.

📌 رسانه‌‌ی خبری_ تحلیلی تحکیمِ ملت 👇

🆔 @tahkimmelat
📌 راهی جز تغییر ساختارهای اجتماعی و اصلاح نهادهای نداریم و گرنه به اردوگاه ملت‌های نگون‌بخت ملحق می‌شویم. این درخورِ ایرانیان با همۀ غنای تمدنی و تنوعات قومی و فرهنگیشان نیست. ساختارها نه مقدس‌اند و نه غیرقابل تغییر. امروز دانش جامعه‌شناسی نشان می‌دهد که ساختارها سرشتی تکوینی دارند و می‌توانند تحول یابند و توسعه پیدا بکنند. جای خود را به ساختارهایی بهتر برای نیکبختی اجتماعی ایرانیان بدهند؛ به یک شرط: افزایش سطح عقلانیت در جامعه و ارتقای سطح خلاقیت و کنش ارتباطی و انتقادی در آن


🔖 روزهای بد یک ملت؛ آزموده را آزمودن خطا است

📌 خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه به ویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله و خارجه.

📌 شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بار کجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می‌انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل و خارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند.

📌 ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.

📌 «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.

📌 بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوء تفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.

📌 برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایت بخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان، جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.

📌 ما راهی جز تغییر ساختارهای اجتماعی و اصلاح نهادهای مان نداریم و گرنه به اردوگاه ملتهای نگونبخت ملحق می شویم. این درخورِ ایرانیان با همۀ غنای تمدنی و تنوعات قومی و فرهنگی شان نیست. ساختارها نه مقدس اند و نه غیرقابل تغییر. امروز دانش جامعه شناسی نشان می دهد که ساختارها سرشتی تکوینی دارند و می توانند تحول یابند و توسعه پیدا بکنند. جای خود را به ساختارهایی بهتر برای نیکبختی اجتماعی ایرانیان بدهند؛ به یک شرط؛افزایش سطح عقلانیت در جامعه و ارتقای سطح خلاقیت و کنش ارتباطی و انتقادی در آن.

📌 جامعه باید خود را به درجات پختگی و بلوغ بکشد تا بدون خشونت از عهده اصلاحات اساسی ساختاری بربیاید. چگونه؟‌ اصلاح نهادها و شرایط اجتماعی؛ اولا به پشتوانۀ پرورش احساسات انسانی(نه تحریکْ بلکه توسعۀ احساساتِ معقول و هوش هیجانی مردمان).ثانیاً به پشتگرمیِ توسعۀ ادراکات مان و ظرفیتهای بازاندیشی و آینده اندیشی مان. تأمل در باورها و عقایدِ نابالغی مان، مفروضات نیازمودۀ مان، توسعۀ نظام معرفتی و عادتواره ها و ابتکارات مدنی و محلی و سَمَنی و شهری و صنفی و حرفه‌ای و جمعیمان.

✍️ مقصود فراستخواه

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers