Forwarded from جامعه مدنی
♦️هرگز مردمت را دشمن نخوان!
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا با این کار دو اصل را در مورد خود روشن کردهای:
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل میکنند.
✍️پاول جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی
#جامعه_مدنی👇
@jamey_e_madani
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا با این کار دو اصل را در مورد خود روشن کردهای:
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل میکنند.
✍️پاول جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی
#جامعه_مدنی👇
@jamey_e_madani
Forwarded from جامعه مدنی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 امام علی(ع): تندروی موجب فرار مغزها و ستمكارى باعث قیام مسلحانه میشود
✍ رحمتاله بیگدلی
💠 امام علی(ع) بهزياد بن ابيه- وقتى كه او را بهجاى عبداللّه بن عباس بهعنوان والی فارس تعيين كرد- در ضمن سخنى طولانى كه بين آنها ردّ و بدل شد و امام او را از پيشاپيشگرفتن ماليات نهى كرد، فرمود:
«اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَيْفَ- فَإِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْفِ؛
با عدل و انصاف رفتار كن، و از تندروى و ستم بپرهيز؛ زيرا تندروى منجر بهآوارگى مردم [فرار مغزها]، و ستمكارى باعث بهكار بردن شمشير و قیام مسلحانه مىگردد.»
📽 برشی از فیلم ماندگار تنگسیر، محصول سال ۱۳۵۲ بهکارگردانی امیر نادری و براساس اولین رمان صادق چوبک را حتما ببینید.
منبع: کانال رحمتاله بیگدلی
به #جامعه_مدنی👇بپیوندید
@jamey_e_madani
✍ رحمتاله بیگدلی
💠 امام علی(ع) بهزياد بن ابيه- وقتى كه او را بهجاى عبداللّه بن عباس بهعنوان والی فارس تعيين كرد- در ضمن سخنى طولانى كه بين آنها ردّ و بدل شد و امام او را از پيشاپيشگرفتن ماليات نهى كرد، فرمود:
«اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَيْفَ- فَإِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْفِ؛
با عدل و انصاف رفتار كن، و از تندروى و ستم بپرهيز؛ زيرا تندروى منجر بهآوارگى مردم [فرار مغزها]، و ستمكارى باعث بهكار بردن شمشير و قیام مسلحانه مىگردد.»
📽 برشی از فیلم ماندگار تنگسیر، محصول سال ۱۳۵۲ بهکارگردانی امیر نادری و براساس اولین رمان صادق چوبک را حتما ببینید.
منبع: کانال رحمتاله بیگدلی
به #جامعه_مدنی👇بپیوندید
@jamey_e_madani
به چه کسی میگویند یک رئیس بد؟!
🔸روسای بد همیشه برای سازمانها و کارکنان، مشکلساز بوده و هستند و به یکی از دغدغههای کسبوکارهای امروزی تبدیل شدهاند چرا که بسیاری از آنها باعث ایجاد ترس و اضطراب در بین کارکنان شده که در طولانیمدت موجب خواهند شد کارکنان، خود را پشت داده و آمار و ارقام پنهان کنند.
🔸حال سوال اینجاست که به چه رئیسی میتوان عنوان «رئیس بد» داد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که روسای بد براساس ویژگیهای بارزی که دارند به چهار گروه عمده تقسیم میشوند که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد:
1⃣ روسایی که ادعای دانای کل بودن دارند:
این گروه از روسا مدعی هستند که فقط آنها جواب سوالات را میدانند و فقط آنها قادر به مدیریت و کنترل امور خواهند بود و از همه بدتر اینکه معتقد هستند تمام اعتبار ناشی از اجرای موفق پروژهها باید به حساب آنها نوشته شود. آنها خود را بهعنوان دانای کل و ستون فقرات سازمان میپندارند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند باید در حد پرستش از آنها پیروی کرده و کسانی که بهطور مستقیم به چنین مدیرانی گزارش میدهند، در عمل، مطیع اوامر آنها هستند و نمیتوانند از مهارتها و تجربیات خود برای حل مسائل بهره ببرند.
2⃣ روسای عاشق خردهکاری و پرداختن به جزئیات:
این روسا دارای دانش خوبی برای انجام کارها هستند، اما خود را بیش از حد درگیر جزئیات امور میکنند. آنها دوست دارند تمام جزئیات مربوط به انجام کار را به کارکنان دیکته کنند و پس از آن نیز دوست دارند تمام فعالیتها را به همراه کوچکترین جزئیات آن چک کنند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند نیز دچار تفکر دادهمحور شده، و چنانچه بخواهند با طرح ایدههای جسورانه و ریسکی این قاعده را برهم بزنند با سانسور و توبیخ و اخراج روبهرو خواهند شد.
3⃣ روسای پرهیاهو و خودخواه:
این گروه از روسا کسانی هستند که اهل هیاهو و جلب توجه دیگران به سمت خود هستند. آنها میکوشند تا خبرهای بد را پنهان کرده و در مقابل خبرهای خوب را بوق و کرنا کرده و آنها را به اسم خود ثبت کنند. در واقع، شخصیت نمایشی چنین روسایی بسیار قوی است و هر آنچه انجام میدهند، حتی اگر مثبت و سازنده باشد، با هدف مطرح کردن خود انجام میشود.
در چنین شرایطی، هیچ مجالی برای عرض اندام کارکنان و طرح ایدهها و تجربیات آنها وجود نخواهد داشت، چراکه داستان رئیس بر همه چیز و همهکس برتری دارد.
4⃣ رئیسهای ریاکار و دوشخصیتی:
این گروه از روسا بسیار خوب و زیبا سخن میگویند و با دیگران رفتار خوبی دارند و از خودکنترلی خوبی برخوردار هستند. با این همه، آنها پشت درهای بسته، شخصیت و افکار متفاوتی دارند بهطوریکه موفقیت عملکردی کارکنان را به خود نسبت میدهند، از کارکنان خود بدگویی میکنند و از تبدیل آنها به نردبان ترقی خود بهره میبرند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند بهشدت از آنها حساب میبرند، زیرا میدانند در صورت قرار گرفتن در نقطه مقابل چنین مدیران ظاهرفریبی، بهطور حتم محکوم خواهند شد.
🔸همه این چهار نوع روسا به خوبی میدانند چنانچه آمار و ارقام خوبی از عملکرد خود ارائه دهند و اهداف مقرر را تحقق بخشند، خواهند توانست در سازمان خود بهعنوان رئیس به کارشان ادامه دهند، بهخصوص اگر فرهنگهای سازمانی دیتامحور و نتیجهخواه در آنها حاکم باشد.
🔸علاوه براین، تمام کارکنانی که برای این چهار نوع رئیس کار میکنند، دچار احساس اضطراب دائمی بوده و خود را مطیع روسای خود میپندارند چراکه در غیر اینصورت با خطر اخراج از کار یا رودررویی با رئیس مواجه خواهند شد. این کارکنان معمولا به تدریج به روباتهایی تبدیل میشوند که کارکرد اصلی آنها واکنش نشان دادن به کنشها و دستورات رئیس است و بس.
🔸یکی از علامتهای وجود رئیس بد در یک مجموعه کاری این است که کارکنان همیشه در مورد رئیس خود و چگونگی برآورده شدن خواستههای او صحبت میکنند، حال آنکه کارکنان باید به بازار و مشتریان توجه داشته و فکر و ذکر اصلی آنها برآورده کردن نیازهای مشتریان و عوامل بازار باشد./ آموزه های سازمانی
منبع: Restoring the soul of Business
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸روسای بد همیشه برای سازمانها و کارکنان، مشکلساز بوده و هستند و به یکی از دغدغههای کسبوکارهای امروزی تبدیل شدهاند چرا که بسیاری از آنها باعث ایجاد ترس و اضطراب در بین کارکنان شده که در طولانیمدت موجب خواهند شد کارکنان، خود را پشت داده و آمار و ارقام پنهان کنند.
🔸حال سوال اینجاست که به چه رئیسی میتوان عنوان «رئیس بد» داد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که روسای بد براساس ویژگیهای بارزی که دارند به چهار گروه عمده تقسیم میشوند که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد:
1⃣ روسایی که ادعای دانای کل بودن دارند:
این گروه از روسا مدعی هستند که فقط آنها جواب سوالات را میدانند و فقط آنها قادر به مدیریت و کنترل امور خواهند بود و از همه بدتر اینکه معتقد هستند تمام اعتبار ناشی از اجرای موفق پروژهها باید به حساب آنها نوشته شود. آنها خود را بهعنوان دانای کل و ستون فقرات سازمان میپندارند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند باید در حد پرستش از آنها پیروی کرده و کسانی که بهطور مستقیم به چنین مدیرانی گزارش میدهند، در عمل، مطیع اوامر آنها هستند و نمیتوانند از مهارتها و تجربیات خود برای حل مسائل بهره ببرند.
2⃣ روسای عاشق خردهکاری و پرداختن به جزئیات:
این روسا دارای دانش خوبی برای انجام کارها هستند، اما خود را بیش از حد درگیر جزئیات امور میکنند. آنها دوست دارند تمام جزئیات مربوط به انجام کار را به کارکنان دیکته کنند و پس از آن نیز دوست دارند تمام فعالیتها را به همراه کوچکترین جزئیات آن چک کنند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند نیز دچار تفکر دادهمحور شده، و چنانچه بخواهند با طرح ایدههای جسورانه و ریسکی این قاعده را برهم بزنند با سانسور و توبیخ و اخراج روبهرو خواهند شد.
3⃣ روسای پرهیاهو و خودخواه:
این گروه از روسا کسانی هستند که اهل هیاهو و جلب توجه دیگران به سمت خود هستند. آنها میکوشند تا خبرهای بد را پنهان کرده و در مقابل خبرهای خوب را بوق و کرنا کرده و آنها را به اسم خود ثبت کنند. در واقع، شخصیت نمایشی چنین روسایی بسیار قوی است و هر آنچه انجام میدهند، حتی اگر مثبت و سازنده باشد، با هدف مطرح کردن خود انجام میشود.
در چنین شرایطی، هیچ مجالی برای عرض اندام کارکنان و طرح ایدهها و تجربیات آنها وجود نخواهد داشت، چراکه داستان رئیس بر همه چیز و همهکس برتری دارد.
4⃣ رئیسهای ریاکار و دوشخصیتی:
این گروه از روسا بسیار خوب و زیبا سخن میگویند و با دیگران رفتار خوبی دارند و از خودکنترلی خوبی برخوردار هستند. با این همه، آنها پشت درهای بسته، شخصیت و افکار متفاوتی دارند بهطوریکه موفقیت عملکردی کارکنان را به خود نسبت میدهند، از کارکنان خود بدگویی میکنند و از تبدیل آنها به نردبان ترقی خود بهره میبرند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند بهشدت از آنها حساب میبرند، زیرا میدانند در صورت قرار گرفتن در نقطه مقابل چنین مدیران ظاهرفریبی، بهطور حتم محکوم خواهند شد.
🔸همه این چهار نوع روسا به خوبی میدانند چنانچه آمار و ارقام خوبی از عملکرد خود ارائه دهند و اهداف مقرر را تحقق بخشند، خواهند توانست در سازمان خود بهعنوان رئیس به کارشان ادامه دهند، بهخصوص اگر فرهنگهای سازمانی دیتامحور و نتیجهخواه در آنها حاکم باشد.
🔸علاوه براین، تمام کارکنانی که برای این چهار نوع رئیس کار میکنند، دچار احساس اضطراب دائمی بوده و خود را مطیع روسای خود میپندارند چراکه در غیر اینصورت با خطر اخراج از کار یا رودررویی با رئیس مواجه خواهند شد. این کارکنان معمولا به تدریج به روباتهایی تبدیل میشوند که کارکرد اصلی آنها واکنش نشان دادن به کنشها و دستورات رئیس است و بس.
🔸یکی از علامتهای وجود رئیس بد در یک مجموعه کاری این است که کارکنان همیشه در مورد رئیس خود و چگونگی برآورده شدن خواستههای او صحبت میکنند، حال آنکه کارکنان باید به بازار و مشتریان توجه داشته و فکر و ذکر اصلی آنها برآورده کردن نیازهای مشتریان و عوامل بازار باشد./ آموزه های سازمانی
منبع: Restoring the soul of Business
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰فلش فوروارد به سال ۱۴۰۴
◽️فرض کنیم الان سال ۱۴۰۴ است و کارنامه دولتی که بهزودی تشکیل خواهد شد در معرض قضاوت عموم گذاشته شده است. آیا این دولت خواهد توانست ناکارآمدیهای اقتصاد ایران را که بهصورت تورم بالا، رشد پایین و بیکاری گسترده نمود یافته است، برطرف کند؟
◽️پاسخ را در دو سناریوی متفاوت میتوان بررسی کرد. بهصورت پیشفرض، نیت همه دولتها را باید بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم دانست؛ اما مساله آن است که خروجی اقتصاد، تابع نیتهای سیاستمداران نیست، بلکه تابع «کیفیت سیاستگذاری» است.
◽️کیفیت سیاستگذاری در اقتصاد ایران طی نیم قرن اخیر یعنی از اواخر دهه ۴۰ به نازلترین سطح ممکن سقوط کرده و تلاشهای مقطعی دولتها برای بهبود کیفیت سیاستگذاری به دلایل مختلف ناپایدار و ناکام مانده است. علت اصلی این ناپایداری و ناکامی، ریشه دواندن یک لایه «محافظ رانت» در تار و پود بوروکراسی کشور است که برای همه شعارهای خوب، یک دستورالعمل رانتساز روی میز دارد. دولتها میآیند و میروند اما این لایه میانی همیشه هست و هر نوع اصلاحی را بهگونهای استحاله میکند که با هاضمه رانتی ساختار اقتصادی موجود سازگار شود.
◽️آیا راه نجاتی از کیفیت نامناسب سیاستگذاری وجود دارد؟ پاسخ روی کاغذ مثبت است؛ بهدلیل اینکه انباشت دانش و تجربه موجود در کشور، بستر این امکان را فراهم آورده است. اما از نگاه واقعبینانه، پاسخ به این پرسش بسیار پیچیده است چراکه بیش از نیم قرن است صدای این دانش در لایه اصلی تصمیمگیران انعکاسی نداشته است. بدون توجه به این صدا، بیهیچ تردیدی باید گفت حتی تشکیل دولتی با بهترین نیتها و قدرتمندترین ارادهها هم تفاوت چندانی در خروجی اقتصاد ایجاد نخواهد کرد.
◽️این صدا و اندیشه چیست که میتواند اقتصاد زمینگیر را احیا کند و معجزه بیافریند اما بدون آن، سرنوشت محتوم قبلی در قالب تورم و بیکاری و بیرشدی تکرار خواهد شد؟ طبیعی است این پرسش به هیچوجه پاسخ تکجملهای ندارد؛ اما یک قاعده طلایی وجود دارد که چنانچه سیاستمداری خود را متعهد به این قاعده بداند از افتادن در تله رانتآفرینان واکسینه خواهد شد.
◽️«پرهیز از نگاه پروژهای به مسائل اقتصادی» عصاره این قاعده طلایی است. نگاه پروژهای به چالشهای اقتصادی که طی نیم قرن اخیر باعث زمینگیر شدن اقتصاد ایران شده است، مسائل اقتصادی را بهصورت جزیرههای مجزا از هم میبیند که نتیجه تبعی آن تجویز تکنسخههای پروژهای- جزیرهای و بیارتباط با هم برای حل آنهاست.
◽️این نوع نگاه معکوس به چالشهای اقتصادی که معلولدرمانی را جایگزین علتدرمانی میکند و ناگزیر باعث تحمیل نوعی سیاستگذاری دارای ناسازگاری درونی بر تصمیمگیران میشود، همان تلهای است که پنجاه سال است پیش پای سیاستمداران و تصمیمگیران کار گذاشته میشود. نکته عجیب این است که عموم دولتهای دهههای اخیر با گرایشهای سیاسی مختلف عینا تجربیات اشتباه دولتهای قبلی را تکرار کرده و جملگی در این تله افتادهاند که نتیجه محتوم آن، شوکهای ویرانگر در بازارهای مختلف بوده است.
◽️تنها تفاوت، عمدتا در شروع به کار دولتها ظهور میکند که معمولا تصور میشود دولتهای قبلی بهدلیل ناتوانی یا فقدان اراده یا احیانا فساد برخی مدیرانش در این تله گرفتار شدهاند و یک دولت مبرا از این عارضهها بهطور قطع و یقین، مصون از این نتیجه تلخ خواهد بود؛ در حالی که اصولا مساله این نیست. این نوع سادهسازی مسائل معمولا ازسوی لایههای میانی بوروکراسی القا و پشتیبانی میشود که همان گونه که در ابتدا توضیح داده شد خود ذینفع این نگاه به چالشها هستند.
◽️خروج از تله نگاه پروژهای و جایگزین کردن نگاه منظومهای به چالشهای اقتصادی تنها راه رستگاری دولت و ملت است. نگاه منظومهای نیازمند یک چارچوب فکری برای سیاستگذاری معطوف به حل علتها نه معلولهاست که این چارچوب فکری را پایبندی به اصول حکمرانی اقتصادی و تئوریهای علم اقتصاد در اختیار میگذارد که در مقالات پیشین این قلم و این ستون با جزئیات کامل تشریح شده است.
◽️به عبارت خلاصه باید گفت چالشهای اقتصاد ایران ریشه در بحران تئوریک دارد نه بحران مدیریتی. مهارت مدیران اجرایی حتی اگر از میان بهترین تکنوکراتها هم انتخاب شوند برای مرحله پساسیاستگذاری کاربرد دارد که در خلأ تئوریک اصلا امکان ورود به این مرحله وجود ندارد. خشکاندن ریشه معلولهایی چون تورم، بیکاری، فقر و فساد صرفا در این منظومه و با سیاستگذاریهای مبتنی بر تئوری علمی امکانپذیر است که در عین حال، جایگاه هزاران پروژه سیاستی و اجرایی را در «تصویر بزرگ» پازل تعیین میکند و بدون داشتن این تصویر بزرگ (Big Picture)، هر حرکتی و اقدامی میتواند شبیه انداختن تیر در تاریکی باشد.
*سرمقاله اول تیرماه ۱۴۰۰ دنیای اقتصاد
✍🏻دکتر علی میرزاخانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
◽️فرض کنیم الان سال ۱۴۰۴ است و کارنامه دولتی که بهزودی تشکیل خواهد شد در معرض قضاوت عموم گذاشته شده است. آیا این دولت خواهد توانست ناکارآمدیهای اقتصاد ایران را که بهصورت تورم بالا، رشد پایین و بیکاری گسترده نمود یافته است، برطرف کند؟
◽️پاسخ را در دو سناریوی متفاوت میتوان بررسی کرد. بهصورت پیشفرض، نیت همه دولتها را باید بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم دانست؛ اما مساله آن است که خروجی اقتصاد، تابع نیتهای سیاستمداران نیست، بلکه تابع «کیفیت سیاستگذاری» است.
◽️کیفیت سیاستگذاری در اقتصاد ایران طی نیم قرن اخیر یعنی از اواخر دهه ۴۰ به نازلترین سطح ممکن سقوط کرده و تلاشهای مقطعی دولتها برای بهبود کیفیت سیاستگذاری به دلایل مختلف ناپایدار و ناکام مانده است. علت اصلی این ناپایداری و ناکامی، ریشه دواندن یک لایه «محافظ رانت» در تار و پود بوروکراسی کشور است که برای همه شعارهای خوب، یک دستورالعمل رانتساز روی میز دارد. دولتها میآیند و میروند اما این لایه میانی همیشه هست و هر نوع اصلاحی را بهگونهای استحاله میکند که با هاضمه رانتی ساختار اقتصادی موجود سازگار شود.
◽️آیا راه نجاتی از کیفیت نامناسب سیاستگذاری وجود دارد؟ پاسخ روی کاغذ مثبت است؛ بهدلیل اینکه انباشت دانش و تجربه موجود در کشور، بستر این امکان را فراهم آورده است. اما از نگاه واقعبینانه، پاسخ به این پرسش بسیار پیچیده است چراکه بیش از نیم قرن است صدای این دانش در لایه اصلی تصمیمگیران انعکاسی نداشته است. بدون توجه به این صدا، بیهیچ تردیدی باید گفت حتی تشکیل دولتی با بهترین نیتها و قدرتمندترین ارادهها هم تفاوت چندانی در خروجی اقتصاد ایجاد نخواهد کرد.
◽️این صدا و اندیشه چیست که میتواند اقتصاد زمینگیر را احیا کند و معجزه بیافریند اما بدون آن، سرنوشت محتوم قبلی در قالب تورم و بیکاری و بیرشدی تکرار خواهد شد؟ طبیعی است این پرسش به هیچوجه پاسخ تکجملهای ندارد؛ اما یک قاعده طلایی وجود دارد که چنانچه سیاستمداری خود را متعهد به این قاعده بداند از افتادن در تله رانتآفرینان واکسینه خواهد شد.
◽️«پرهیز از نگاه پروژهای به مسائل اقتصادی» عصاره این قاعده طلایی است. نگاه پروژهای به چالشهای اقتصادی که طی نیم قرن اخیر باعث زمینگیر شدن اقتصاد ایران شده است، مسائل اقتصادی را بهصورت جزیرههای مجزا از هم میبیند که نتیجه تبعی آن تجویز تکنسخههای پروژهای- جزیرهای و بیارتباط با هم برای حل آنهاست.
◽️این نوع نگاه معکوس به چالشهای اقتصادی که معلولدرمانی را جایگزین علتدرمانی میکند و ناگزیر باعث تحمیل نوعی سیاستگذاری دارای ناسازگاری درونی بر تصمیمگیران میشود، همان تلهای است که پنجاه سال است پیش پای سیاستمداران و تصمیمگیران کار گذاشته میشود. نکته عجیب این است که عموم دولتهای دهههای اخیر با گرایشهای سیاسی مختلف عینا تجربیات اشتباه دولتهای قبلی را تکرار کرده و جملگی در این تله افتادهاند که نتیجه محتوم آن، شوکهای ویرانگر در بازارهای مختلف بوده است.
◽️تنها تفاوت، عمدتا در شروع به کار دولتها ظهور میکند که معمولا تصور میشود دولتهای قبلی بهدلیل ناتوانی یا فقدان اراده یا احیانا فساد برخی مدیرانش در این تله گرفتار شدهاند و یک دولت مبرا از این عارضهها بهطور قطع و یقین، مصون از این نتیجه تلخ خواهد بود؛ در حالی که اصولا مساله این نیست. این نوع سادهسازی مسائل معمولا ازسوی لایههای میانی بوروکراسی القا و پشتیبانی میشود که همان گونه که در ابتدا توضیح داده شد خود ذینفع این نگاه به چالشها هستند.
◽️خروج از تله نگاه پروژهای و جایگزین کردن نگاه منظومهای به چالشهای اقتصادی تنها راه رستگاری دولت و ملت است. نگاه منظومهای نیازمند یک چارچوب فکری برای سیاستگذاری معطوف به حل علتها نه معلولهاست که این چارچوب فکری را پایبندی به اصول حکمرانی اقتصادی و تئوریهای علم اقتصاد در اختیار میگذارد که در مقالات پیشین این قلم و این ستون با جزئیات کامل تشریح شده است.
◽️به عبارت خلاصه باید گفت چالشهای اقتصاد ایران ریشه در بحران تئوریک دارد نه بحران مدیریتی. مهارت مدیران اجرایی حتی اگر از میان بهترین تکنوکراتها هم انتخاب شوند برای مرحله پساسیاستگذاری کاربرد دارد که در خلأ تئوریک اصلا امکان ورود به این مرحله وجود ندارد. خشکاندن ریشه معلولهایی چون تورم، بیکاری، فقر و فساد صرفا در این منظومه و با سیاستگذاریهای مبتنی بر تئوری علمی امکانپذیر است که در عین حال، جایگاه هزاران پروژه سیاستی و اجرایی را در «تصویر بزرگ» پازل تعیین میکند و بدون داشتن این تصویر بزرگ (Big Picture)، هر حرکتی و اقدامی میتواند شبیه انداختن تیر در تاریکی باشد.
*سرمقاله اول تیرماه ۱۴۰۰ دنیای اقتصاد
✍🏻دکتر علی میرزاخانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝 این کشور مدیران متخصص باسواد میخواهد
✍ محسن صفايى فراهانى
♈️ مرحوم ابراهیم یزدی در خاطراتش نکتهای را عنوان میکند، میگوید قبل از پیروزی انقلاب، ما سران انقلاب در پاریس بودیم، یکی از روزنامههای انگلیسی سرمقالهای میزند نزدیک به این مفهوم که پیروزی «ندانستن بر ظلم».
ایشان میگوید: «آنجا من خیلی ناراحت شدم و گفتم که ملتی به پاخواسته است، ببین انگلیسها چقدر جنسشان خراب است که نمیخواهند بپذیرندکه این ملت همه معترض هستند وشرایط دیگری را میخواهند».
♈️دکتریزدی در ادامه میگوید «بعد که ما آمدیم و خودم عضو شورای انقلاب وبعد وزیر امور خارجه شدم، هرچقدر ماجلو رفتیم هر اتفاقی که افتاد، رفتم ته آن را نگاه کردم و دیدم، آن «ندانستن» پررنگ است»! وبعدمیگوید «هر چقدرجلوتر رفتم حتی وقتی ازدولت بیرون آمدم بازهم دیدم همان «ندانستن»عامل اکثر اتفاقات است.»
♈️ من بعنوان کسی که در دولت آقای موسوی، در وزارت صنایع و دردولت هاشمی وزارت نیرو بودم و همچنین در مجلس ششم وبعد دردولت خاتمی به وزارت اقتصاد آمدم،واقعاً این حرف را تأیید میکنم، یعنی میزان تصمیمات اشتباهی که به دلیل کم اطلاعی مسوولین درایران گرفته شد، کم نیست!
♈️این بحث من اصلاً بحث سیاسی نیست که من بگویم این جناح سیاسی بد است یا آن جناح سیاسی خوب است، آن بجای خود، بحث دیگری است. آنچه که باعث شده است که سطح موفقیتها محدود باشد،کمبود دانش تخصصی در اکثر مدیران ارشد است.
♈️چند وزیر ودستیارانش را میشناسید که واقعاً مسایل منطقه راخوب بشناسند،اصلاً کار خودشان را بتوانند در منطقه خوب تحلیل کنند؛ چند وزیرصنایع میشناسید، از اول انقلاب تا حالا، که بگویید عمده صنایع منطقه و رقبایش را میشناخته است، میدانسته که بایدبه چه بخشهایی برای رشد کمک کند، کارخانجات فرش ماشینی وماکارونی در ایران بیش از نیاز منطقه است! ابعاد اقتصادی وبانکی هم چنین است؛ البته مثالی که زدم،فقط مثال بودنه اینکه بخواهم بگویم همینها دچارمشکل هستند و دیگر بخشها نه.
♈️مجموعهای که میخواهندکشور را اداره کنند باید ازپتانسیل قابل قبولی برخوردارباشند. من در صحبت اولیه هم یک اشارهای کردم که سالهای ۴۲ تا ۵۳ رابررسی کنید، اگربه آن دوره برگردید میبینیدکه عالیخانی، مهدی سمیعی، یگانه وخداداد فرمافرماییان را میآورند، اینها عموماً سابقهی بانک جهانی وآشنایی بافرآیندهای بانکی واقتصادی در کشورهای بزرگ را داشتند؛ مثل این میماند که شمایک استاندار را بگویی برو یک بخش را اداره کن و او نیز خودش را دانگرید نداند و قبول کند به آن بخش برود، به استانداری که سابقه دارد بگویید که بخش را اداره کن، مشخص است که آن بخش را خیلی خوب اداره میکند؛ چون فضای بزرگتر از آن را اداره میکرده است. آدمهایی که به ایران آمدنداین شرایط راداشتند.
♈️ شماکتاب تکنوکراسی آقای دکترنیازمند که سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران را بنیاد گذاشته است، بخوانید؛واقعاً اینها آدمهایی با پتانسیل بالا بودهاند.
♈️ من ۱۱سال ازسال ۵۸ تا آخر ۶۹ عضو هیات عامل سازمان گسترش نوسازی ایران بودم، به روسای مختلف سازمان گسترش میگفتم: نیازمند آنقدر اینجا راخوب سازماندهی و آنقدر خوب بنا کرده است که بااین همه خرابکاریهایی که ما داریم میکنیم، خراب نمیشود! پس داشتن آدمهای آگاه وآدمهای مطلع، تشکیلات و سازمان مناسب را به وجود میآورد!
♈️ قانون خزانهداری ایران مربوط به ۸۰ سال پیش است؛ چرا آن رااصلاح نمیکنند؟ مشکل چیست؟ میدانید ابعادخزانهداری در دنیا ازنظر اقتصادی چقدرتغییر کرده است؟ اصلاً مگر ابعاد خزانهداری زمان رضاشاه با الان یکی است؟ حجم پول ، میزان گردش کار، تنوع منابع، نحوهی استفاده ازمنابع، تزریق این منابع دراقتصاد کشور، همهی اینها امروز با ۸۰سال پیش تغییرکرده است. شمابا آن ابزار میخواهید کشور را اداره کنید! هنوزقانون برنامه بودجه ۱۳۲۷ در ایران اجرا میشود. شمادراین ده دوره مجلس بعداز انقلاب ۵ نفر رییس کمیسیون مجلس را نام ببرید که پتانسیل وتوان لازم برای بررسی و اصلاح این قوانین داشتند!
♈️مگرکشور ۶ برنامهی توسعه رابعد از انقلاب تصویب واجرا نکرده است؟ همهی اینها مگر در یک دولت یایک مجلس بوده است؟ میتوانیم متهم کنیم وبگوییم که این مجلس بدبوده آن خوب بوده است؟ چرابا این برنامهها هنوز تولید سرانهی کشوربه سال ۵۶ نرسیده است؟ چرا بهرهوری درحدصفر است؟ اینها حاصل برنامههای توسعه است؟
♈️ آن چیزی که میتواند کشور را متحول کند، دانایی است، آن چیزی که ارکان حکومت نیاز دارند دانش و مدیریت است. ما به جای دانستن، مدرکگرایی را در ایران متداول کردیم! امروز کابینهی انگلستان اکثراً لیسانس هستند. پس لزومی ندارد حتماً دکترا باشند، ولی تصمیماتی که میگیرند آگاهانه و براساس دانش روزاست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ محسن صفايى فراهانى
♈️ مرحوم ابراهیم یزدی در خاطراتش نکتهای را عنوان میکند، میگوید قبل از پیروزی انقلاب، ما سران انقلاب در پاریس بودیم، یکی از روزنامههای انگلیسی سرمقالهای میزند نزدیک به این مفهوم که پیروزی «ندانستن بر ظلم».
ایشان میگوید: «آنجا من خیلی ناراحت شدم و گفتم که ملتی به پاخواسته است، ببین انگلیسها چقدر جنسشان خراب است که نمیخواهند بپذیرندکه این ملت همه معترض هستند وشرایط دیگری را میخواهند».
♈️دکتریزدی در ادامه میگوید «بعد که ما آمدیم و خودم عضو شورای انقلاب وبعد وزیر امور خارجه شدم، هرچقدر ماجلو رفتیم هر اتفاقی که افتاد، رفتم ته آن را نگاه کردم و دیدم، آن «ندانستن» پررنگ است»! وبعدمیگوید «هر چقدرجلوتر رفتم حتی وقتی ازدولت بیرون آمدم بازهم دیدم همان «ندانستن»عامل اکثر اتفاقات است.»
♈️ من بعنوان کسی که در دولت آقای موسوی، در وزارت صنایع و دردولت هاشمی وزارت نیرو بودم و همچنین در مجلس ششم وبعد دردولت خاتمی به وزارت اقتصاد آمدم،واقعاً این حرف را تأیید میکنم، یعنی میزان تصمیمات اشتباهی که به دلیل کم اطلاعی مسوولین درایران گرفته شد، کم نیست!
♈️این بحث من اصلاً بحث سیاسی نیست که من بگویم این جناح سیاسی بد است یا آن جناح سیاسی خوب است، آن بجای خود، بحث دیگری است. آنچه که باعث شده است که سطح موفقیتها محدود باشد،کمبود دانش تخصصی در اکثر مدیران ارشد است.
♈️چند وزیر ودستیارانش را میشناسید که واقعاً مسایل منطقه راخوب بشناسند،اصلاً کار خودشان را بتوانند در منطقه خوب تحلیل کنند؛ چند وزیرصنایع میشناسید، از اول انقلاب تا حالا، که بگویید عمده صنایع منطقه و رقبایش را میشناخته است، میدانسته که بایدبه چه بخشهایی برای رشد کمک کند، کارخانجات فرش ماشینی وماکارونی در ایران بیش از نیاز منطقه است! ابعاد اقتصادی وبانکی هم چنین است؛ البته مثالی که زدم،فقط مثال بودنه اینکه بخواهم بگویم همینها دچارمشکل هستند و دیگر بخشها نه.
♈️مجموعهای که میخواهندکشور را اداره کنند باید ازپتانسیل قابل قبولی برخوردارباشند. من در صحبت اولیه هم یک اشارهای کردم که سالهای ۴۲ تا ۵۳ رابررسی کنید، اگربه آن دوره برگردید میبینیدکه عالیخانی، مهدی سمیعی، یگانه وخداداد فرمافرماییان را میآورند، اینها عموماً سابقهی بانک جهانی وآشنایی بافرآیندهای بانکی واقتصادی در کشورهای بزرگ را داشتند؛ مثل این میماند که شمایک استاندار را بگویی برو یک بخش را اداره کن و او نیز خودش را دانگرید نداند و قبول کند به آن بخش برود، به استانداری که سابقه دارد بگویید که بخش را اداره کن، مشخص است که آن بخش را خیلی خوب اداره میکند؛ چون فضای بزرگتر از آن را اداره میکرده است. آدمهایی که به ایران آمدنداین شرایط راداشتند.
♈️ شماکتاب تکنوکراسی آقای دکترنیازمند که سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران را بنیاد گذاشته است، بخوانید؛واقعاً اینها آدمهایی با پتانسیل بالا بودهاند.
♈️ من ۱۱سال ازسال ۵۸ تا آخر ۶۹ عضو هیات عامل سازمان گسترش نوسازی ایران بودم، به روسای مختلف سازمان گسترش میگفتم: نیازمند آنقدر اینجا راخوب سازماندهی و آنقدر خوب بنا کرده است که بااین همه خرابکاریهایی که ما داریم میکنیم، خراب نمیشود! پس داشتن آدمهای آگاه وآدمهای مطلع، تشکیلات و سازمان مناسب را به وجود میآورد!
♈️ قانون خزانهداری ایران مربوط به ۸۰ سال پیش است؛ چرا آن رااصلاح نمیکنند؟ مشکل چیست؟ میدانید ابعادخزانهداری در دنیا ازنظر اقتصادی چقدرتغییر کرده است؟ اصلاً مگر ابعاد خزانهداری زمان رضاشاه با الان یکی است؟ حجم پول ، میزان گردش کار، تنوع منابع، نحوهی استفاده ازمنابع، تزریق این منابع دراقتصاد کشور، همهی اینها امروز با ۸۰سال پیش تغییرکرده است. شمابا آن ابزار میخواهید کشور را اداره کنید! هنوزقانون برنامه بودجه ۱۳۲۷ در ایران اجرا میشود. شمادراین ده دوره مجلس بعداز انقلاب ۵ نفر رییس کمیسیون مجلس را نام ببرید که پتانسیل وتوان لازم برای بررسی و اصلاح این قوانین داشتند!
♈️مگرکشور ۶ برنامهی توسعه رابعد از انقلاب تصویب واجرا نکرده است؟ همهی اینها مگر در یک دولت یایک مجلس بوده است؟ میتوانیم متهم کنیم وبگوییم که این مجلس بدبوده آن خوب بوده است؟ چرابا این برنامهها هنوز تولید سرانهی کشوربه سال ۵۶ نرسیده است؟ چرا بهرهوری درحدصفر است؟ اینها حاصل برنامههای توسعه است؟
♈️ آن چیزی که میتواند کشور را متحول کند، دانایی است، آن چیزی که ارکان حکومت نیاز دارند دانش و مدیریت است. ما به جای دانستن، مدرکگرایی را در ایران متداول کردیم! امروز کابینهی انگلستان اکثراً لیسانس هستند. پس لزومی ندارد حتماً دکترا باشند، ولی تصمیماتی که میگیرند آگاهانه و براساس دانش روزاست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یک راهکار مفید برای حفظ کارمندان با ارزش
🔸مدیران، مراقب باشید: شما باید برای حفظ کارمندان خوب خود مبارزه کنید. این یک جنگ مداوم برای استعداد است و همانطور که بازار کار بهبود مییابد، تشدید میشود؛ پس آماده باشید که هر چه زودتر برای آن اقدام کنید، قبل از اینکه رقیبانتان برترین استعدادهای شما را بدزدند.
◀️ حفظ کارمندان خوب چگونه ممکن است؟
🔸برای برنده شدن، به منظور تقویت ارتباطات با کارمندان خود مصاحبههای انگیزشی برای ادامه همکاری کارمندان بااستعداد برگزار کنید.
این جلسات منظم، اطلاعات مورد نیاز مانند چه چیزی به کارمندان برتر انگیزه میدهد و آنها را در سازمان نگه میدارد- حتی اگر حقوق بیشتری در جاهای دیگر به آنها ارائه شود به شما میدهد.
🔸مصاحبههای انگیزشی برای تداوم همکاری، راهی آسان برای رفع و اصلاح عادتهای بدی هستند که ممکن است موجب شوند بهترین افرادتان را از دست بدهید.
در اینجا پنج دلیل که شرکتها باید مصاحبههای انگیزشی برای تداوم همکاری انجام دهند را بیان میکنیم:
1⃣ شناختن انگیزهها
مصاحبههای انگیزشی برای تداوم همکاری مشخص میکنند چه چیزی برای هر فرد اهمیت دارد. بعضی از مدیران به اشتباه از یک فرمول برای همه کارکنان استفاده میکنند. والدین ممکن است ساعتهای انعطاف پذیرتری را برای انجام وظایف خانوادگی خود خواهان باشند، در حالی که یک فرد مجرد ترجیح میدهد حقوق و دستمزدش افزایش یابد.
اگر مدیران بخواهند کارکنان را حفظ کنند، باید این مکالمات را به طور مرتب داشته باشند تا بفهمند چه کسی چه چیزی را میخواهد و چگونه میتوانند آن آرزوها را به بهترین نحو برآورده کند.
2⃣ درک نشانههای نارضایتی
مدیران میتوانند با برگزاری این مصاحبه در زمانهای مناسب، نیازهای کارکنان را بهتر درک کنند و از نشانههای نارضایتی با خبر شوند. در حالت ایدهآل، خواسته کارمند، به جای شنیدن موقع استعفا به طور فعال و در زمانی شنیده خواهد شد که میتوان با ایجاد تغییراتی کارمند را حفظ کرد.
3⃣ جلوگیری از غافلگیری
هدف اصلی مصاحبه تداوم همکاری حفظ استعداد است و به شرکتها کمک میکند زمانی که یک کارمند قصد ترک شرکت را دارد زودتر متوجه شوند. این امر به مدیران زمان کافی برای ایجاد تغییر و بهبود شرایط کاری را میدهد و مانع ضربه بر اثر از دست دادن کارمند باارزش میشود.
4⃣ برای تعامل با کارکنان
زمانی که مدیران بخشی از زمان خود و شرکت را صرف این می کنند که در مورد اینکه چه چیزی کارمندانشان را خوشحال میکند بحث کنند، این حس به کارمندان و نیروهای کار دست میدهد که برای شرکت باارزشاند و مدیران به آنها و علایقشان اهمیت میدهند.
مصاحبههای انگیزشی، کارمندان را درگیر میکند و به آنها انگیزه میدهد و همین انگیزه و احساس پویایی نه تنها تداوم همکاری او را با شرکت افزایش میدهد بلکه بهرهوری او را هم بالا میبرد.
5⃣ به دست آوردن اعتماد
اگر کارمند بااستعدادی که مدت کوتاهی است همکاری با شرکت و سازمانی را شروع کرده، اعتماد لازم را نسبت به پرسنل، مدیران و سازمان کسب نکرده باشد، در صورتیکه درخواست بهتری دریافت کند، طبیعتا قطع همکاری میکند و درخواست جدید را میپذیرد. اما اگر طی جلسات انگیزشی به آنها فرصتی برای بیان نگرانی خود در یک محیط امن داده شود، این اعتماد ایجاد میشود و وفاداری را به دنبال خواهد داشت.
منبع: Success
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸مدیران، مراقب باشید: شما باید برای حفظ کارمندان خوب خود مبارزه کنید. این یک جنگ مداوم برای استعداد است و همانطور که بازار کار بهبود مییابد، تشدید میشود؛ پس آماده باشید که هر چه زودتر برای آن اقدام کنید، قبل از اینکه رقیبانتان برترین استعدادهای شما را بدزدند.
◀️ حفظ کارمندان خوب چگونه ممکن است؟
🔸برای برنده شدن، به منظور تقویت ارتباطات با کارمندان خود مصاحبههای انگیزشی برای ادامه همکاری کارمندان بااستعداد برگزار کنید.
این جلسات منظم، اطلاعات مورد نیاز مانند چه چیزی به کارمندان برتر انگیزه میدهد و آنها را در سازمان نگه میدارد- حتی اگر حقوق بیشتری در جاهای دیگر به آنها ارائه شود به شما میدهد.
🔸مصاحبههای انگیزشی برای تداوم همکاری، راهی آسان برای رفع و اصلاح عادتهای بدی هستند که ممکن است موجب شوند بهترین افرادتان را از دست بدهید.
در اینجا پنج دلیل که شرکتها باید مصاحبههای انگیزشی برای تداوم همکاری انجام دهند را بیان میکنیم:
1⃣ شناختن انگیزهها
مصاحبههای انگیزشی برای تداوم همکاری مشخص میکنند چه چیزی برای هر فرد اهمیت دارد. بعضی از مدیران به اشتباه از یک فرمول برای همه کارکنان استفاده میکنند. والدین ممکن است ساعتهای انعطاف پذیرتری را برای انجام وظایف خانوادگی خود خواهان باشند، در حالی که یک فرد مجرد ترجیح میدهد حقوق و دستمزدش افزایش یابد.
اگر مدیران بخواهند کارکنان را حفظ کنند، باید این مکالمات را به طور مرتب داشته باشند تا بفهمند چه کسی چه چیزی را میخواهد و چگونه میتوانند آن آرزوها را به بهترین نحو برآورده کند.
2⃣ درک نشانههای نارضایتی
مدیران میتوانند با برگزاری این مصاحبه در زمانهای مناسب، نیازهای کارکنان را بهتر درک کنند و از نشانههای نارضایتی با خبر شوند. در حالت ایدهآل، خواسته کارمند، به جای شنیدن موقع استعفا به طور فعال و در زمانی شنیده خواهد شد که میتوان با ایجاد تغییراتی کارمند را حفظ کرد.
3⃣ جلوگیری از غافلگیری
هدف اصلی مصاحبه تداوم همکاری حفظ استعداد است و به شرکتها کمک میکند زمانی که یک کارمند قصد ترک شرکت را دارد زودتر متوجه شوند. این امر به مدیران زمان کافی برای ایجاد تغییر و بهبود شرایط کاری را میدهد و مانع ضربه بر اثر از دست دادن کارمند باارزش میشود.
4⃣ برای تعامل با کارکنان
زمانی که مدیران بخشی از زمان خود و شرکت را صرف این می کنند که در مورد اینکه چه چیزی کارمندانشان را خوشحال میکند بحث کنند، این حس به کارمندان و نیروهای کار دست میدهد که برای شرکت باارزشاند و مدیران به آنها و علایقشان اهمیت میدهند.
مصاحبههای انگیزشی، کارمندان را درگیر میکند و به آنها انگیزه میدهد و همین انگیزه و احساس پویایی نه تنها تداوم همکاری او را با شرکت افزایش میدهد بلکه بهرهوری او را هم بالا میبرد.
5⃣ به دست آوردن اعتماد
اگر کارمند بااستعدادی که مدت کوتاهی است همکاری با شرکت و سازمانی را شروع کرده، اعتماد لازم را نسبت به پرسنل، مدیران و سازمان کسب نکرده باشد، در صورتیکه درخواست بهتری دریافت کند، طبیعتا قطع همکاری میکند و درخواست جدید را میپذیرد. اما اگر طی جلسات انگیزشی به آنها فرصتی برای بیان نگرانی خود در یک محیط امن داده شود، این اعتماد ایجاد میشود و وفاداری را به دنبال خواهد داشت.
منبع: Success
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ایلان ماسک: اینترنت ماهوارهای استارلینک از سپتامبر در دسترس جهان
شبکه ماهوارهای استارلینک ایلان ماسک در آستانهی پخش اینترنت پرسرعت در همه جای دنیا بهجز مناطق قطبی است. ایلان ماسک وعده داد که استارلینک تا حدود یک ماه دیگر در اختیار نقاط مختلف جهان قرار بگیرد. ایلان ماسک، مدیرعامل شرکت اسپیس ایکس در کنگره جهانی موبایل ۲۰۲۱ در بارسلون گفت انتظار میرود که پوشش جهانی و پایدار برای سرویس اینترنت پرسرعت ماهوارهای این شرکت حدود یک ماه دیگر میسر شود.
او در ادامه اعلام زمانبندی عرضه اینترنت جهانی استارلینک گفت که هماکنون ۶۹۰۰۰ کاربر از استارلینک به عنوان آزمایشی استفاده میکنند. ماسک امیدوار است که شمار کاربران سال آینده به تقریبا نیم میلیون نفر برسد. او معتقد است که پتانسیل زیادی در این حوزه وجود دارد: شرکت اسپیس اکس انتظار دارد که با گسترش مداوم شبکهی ماهوارهای در ماه اوت سال جاری بخش اعظم جهان را با اینترنت ماهوارهای تأمین کند./
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شبکه ماهوارهای استارلینک ایلان ماسک در آستانهی پخش اینترنت پرسرعت در همه جای دنیا بهجز مناطق قطبی است. ایلان ماسک وعده داد که استارلینک تا حدود یک ماه دیگر در اختیار نقاط مختلف جهان قرار بگیرد. ایلان ماسک، مدیرعامل شرکت اسپیس ایکس در کنگره جهانی موبایل ۲۰۲۱ در بارسلون گفت انتظار میرود که پوشش جهانی و پایدار برای سرویس اینترنت پرسرعت ماهوارهای این شرکت حدود یک ماه دیگر میسر شود.
او در ادامه اعلام زمانبندی عرضه اینترنت جهانی استارلینک گفت که هماکنون ۶۹۰۰۰ کاربر از استارلینک به عنوان آزمایشی استفاده میکنند. ماسک امیدوار است که شمار کاربران سال آینده به تقریبا نیم میلیون نفر برسد. او معتقد است که پتانسیل زیادی در این حوزه وجود دارد: شرکت اسپیس اکس انتظار دارد که با گسترش مداوم شبکهی ماهوارهای در ماه اوت سال جاری بخش اعظم جهان را با اینترنت ماهوارهای تأمین کند./
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴روشهای ایجاد زندگی کاری شاد
✔️آیا شما از کارتان بدتان میآید یا اینکه از کارتان متنفرید؟ اگر چنین است علت و ریشه این مساله چیست؟ آیا رئیستان اعصاب شما را خرد میکند ؟ یا اینکه در کارهای روزمرهتان با محدودیتهای زمانی و ضرب الاجلهای غیرمنطقی و استرسزایی مواجه هستید که عرصه را بر شما تنگ میکنند؟ یا اینکه مشکلات زندگی شخصیتان امان شما را بریده و باعث شده تا شما با همکاران و روسای خود پرخاشگری کنید؟
🔷دلایل متنفر بودن شما از کارتان هر چه که باشد باید هر چه سریع تر از میان برداشته شوند و برای این کار میتوان از مهارتهای شادی در کار بهره برد که در اینجا به پنج مورد از مهمترین و کاربردیترین آنها اشاره خواهد شد.
1️⃣ مشکلات و چالشهای غیرمرتبط با کارتان را مهار کنید
تحقیقات نشان داده که مشکلات زندگی شخصی افراد تا یک سوم از میزان احساس شادی آنها در محل کارشان میکاهد و بر اضطراب آنها میافزاید.
بنابراین همان طور که در زمان رفتن به خانه سعی میکنید که مشکلات و چالشهای بیرون را پشت در خانه جا بگذارید و با رویی گشاده پا به محیط خانه بگذارید همین کار را هنگام ورود به محل کارتان نیز انجام دهید و مشکلات و چالشهای خانه را به محل کارتان نیاورید و به آنها فکر نکنید.
2️⃣ همیشه بهترین و برجستهترین ویژگیهای همکاران و رئیستان را به یاد بیاورید
اگر همکاری یا رئیسی با شما کار میکند که با شما هماهنگ نیست و خصوصیتهایی دارد که از نظر شما غیرقابلتحمل است، نیازی نیست که از آنها متنفر باشید یا از کار کردن با آنها احساس بدی داشته باشید؛ تنها لازم است این واقعیت که انسانها با هم فرق دارند را بپذیرید و فقط روی نقاط قوت و مثبت همکاران و روسای خود تمرکز کنید و آنها را همین طور که هستند دوست بدارید و مطمئن باشید به این ترتیب بر میزان احساس شادیتان در محل کار افزوده خواهد شد.
3️⃣ زمانتان را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنید
نوشتن برنامه کاری روزانه و رعایت دقیق مفاد آن و اولویتبندی فعالیتهای پیشرو میتواند به انجام شدن به موقع همه کارها کمک شایانی کند و نگرش مثبتی نسبت به شما چه بین روسا و چه بین همکارانتان ایجاد کند و به شما نیز اعتماد به نفس بیشتری برای آینده کاریتان میبخشد. بنابراین مدیریت زمان در محل کار میتواند دریچهای باشد به افزایش احساس شادی در کار.
4️⃣ از یک مربی یا مشاور برای برآورده ساختن نیازهای کاریتان کمک بگیرید
بر اساس تحقیقات جدید، کمک گرفتن از یک مربی یا مشاور حرفهای در محل کار میتواند تا ۸۰ درصد بر بهبود زندگی کاری شما تاثیر مثبت بگذارد. یک مربی یا مشاور به شما کمک خواهد کرد تا اهداف کاریتان را بهطور کامل و شفاف تعریف کنید، اعتماد به نفستان را افزایش خواهد داد و توازن خوبی بین تجربیات زندگی شخصی و کارتان پدید آورید.
5️⃣ به خاطر موفقیتهای به ظاهر کوچک و کم اهمیت احساس غرور و شادی داشته باشید
همه ما شاهد بودهایم که شادمانیهای کوچک در میانه گرفتاریها و چالشهای کاری میتواند اثر مثبت فراوانی بر جا بگذارد و احساس شادکاری را در میان کارکنان بالا ببرد. شاد شدن به خاطر چیزهای کوچک بسیار بیشتر از آنچه به نظر میرسد موجب رفع وضعیت منفی و افسردگی میشود و شادکاری را برای آنها به ارمغان میآورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✔️آیا شما از کارتان بدتان میآید یا اینکه از کارتان متنفرید؟ اگر چنین است علت و ریشه این مساله چیست؟ آیا رئیستان اعصاب شما را خرد میکند ؟ یا اینکه در کارهای روزمرهتان با محدودیتهای زمانی و ضرب الاجلهای غیرمنطقی و استرسزایی مواجه هستید که عرصه را بر شما تنگ میکنند؟ یا اینکه مشکلات زندگی شخصیتان امان شما را بریده و باعث شده تا شما با همکاران و روسای خود پرخاشگری کنید؟
🔷دلایل متنفر بودن شما از کارتان هر چه که باشد باید هر چه سریع تر از میان برداشته شوند و برای این کار میتوان از مهارتهای شادی در کار بهره برد که در اینجا به پنج مورد از مهمترین و کاربردیترین آنها اشاره خواهد شد.
1️⃣ مشکلات و چالشهای غیرمرتبط با کارتان را مهار کنید
تحقیقات نشان داده که مشکلات زندگی شخصی افراد تا یک سوم از میزان احساس شادی آنها در محل کارشان میکاهد و بر اضطراب آنها میافزاید.
بنابراین همان طور که در زمان رفتن به خانه سعی میکنید که مشکلات و چالشهای بیرون را پشت در خانه جا بگذارید و با رویی گشاده پا به محیط خانه بگذارید همین کار را هنگام ورود به محل کارتان نیز انجام دهید و مشکلات و چالشهای خانه را به محل کارتان نیاورید و به آنها فکر نکنید.
2️⃣ همیشه بهترین و برجستهترین ویژگیهای همکاران و رئیستان را به یاد بیاورید
اگر همکاری یا رئیسی با شما کار میکند که با شما هماهنگ نیست و خصوصیتهایی دارد که از نظر شما غیرقابلتحمل است، نیازی نیست که از آنها متنفر باشید یا از کار کردن با آنها احساس بدی داشته باشید؛ تنها لازم است این واقعیت که انسانها با هم فرق دارند را بپذیرید و فقط روی نقاط قوت و مثبت همکاران و روسای خود تمرکز کنید و آنها را همین طور که هستند دوست بدارید و مطمئن باشید به این ترتیب بر میزان احساس شادیتان در محل کار افزوده خواهد شد.
3️⃣ زمانتان را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنید
نوشتن برنامه کاری روزانه و رعایت دقیق مفاد آن و اولویتبندی فعالیتهای پیشرو میتواند به انجام شدن به موقع همه کارها کمک شایانی کند و نگرش مثبتی نسبت به شما چه بین روسا و چه بین همکارانتان ایجاد کند و به شما نیز اعتماد به نفس بیشتری برای آینده کاریتان میبخشد. بنابراین مدیریت زمان در محل کار میتواند دریچهای باشد به افزایش احساس شادی در کار.
4️⃣ از یک مربی یا مشاور برای برآورده ساختن نیازهای کاریتان کمک بگیرید
بر اساس تحقیقات جدید، کمک گرفتن از یک مربی یا مشاور حرفهای در محل کار میتواند تا ۸۰ درصد بر بهبود زندگی کاری شما تاثیر مثبت بگذارد. یک مربی یا مشاور به شما کمک خواهد کرد تا اهداف کاریتان را بهطور کامل و شفاف تعریف کنید، اعتماد به نفستان را افزایش خواهد داد و توازن خوبی بین تجربیات زندگی شخصی و کارتان پدید آورید.
5️⃣ به خاطر موفقیتهای به ظاهر کوچک و کم اهمیت احساس غرور و شادی داشته باشید
همه ما شاهد بودهایم که شادمانیهای کوچک در میانه گرفتاریها و چالشهای کاری میتواند اثر مثبت فراوانی بر جا بگذارد و احساس شادکاری را در میان کارکنان بالا ببرد. شاد شدن به خاطر چیزهای کوچک بسیار بیشتر از آنچه به نظر میرسد موجب رفع وضعیت منفی و افسردگی میشود و شادکاری را برای آنها به ارمغان میآورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اگر به تازگی مدیر شدهاید، بخوانید
اگر میخواهید که تیمتان به شما اعتماد کرده و احترام بگذارند، باید یک ارتباط حرفهای را با آنها شکل دهید و با نیازها و علایق آنها بهعنوان کارمند آشنا شوید. وقتیکه یک پست مدیریتی جدید را بر عهده میگیرید، ممکن است در ابتدا تضادهایی به وجود بیاید. این تضادها اغلب به این خاطر به وجود میآیند که مدیر میخواهد اقتدار خود را به کارمندانی که هرگز با آنها کار نکرده و نمیشناسد اثبات کند.اگر میخواهید که تیمتان به شما اعتماد کرده و احترام بگذارند، باید یک ارتباط حرفهای را با آنها شکل دهید و با نیازها و علایق آنها بهعنوان کارمند آشنا شوید. وقتیکه نقش جدیدی را در شرکت خود بر عهده میگیرید و یا به یک شرکت جدید میپیوندید، چهار ترفند آورده شده در زیر میتواند به شما کمک کند تا بهترین همکاری ممکن را با تیم جدید خود داشته باشید.
🌟1-. جلسات کوتاه یکبهیک را برنامهریزی کنید
سعی کنید کارمندان خود را بشناسید و با نقاط ضعف، قدرت، اهداف و اولویتهای آنها آشنا شوید. با جلسات یکبهیک، خود را با اعضای تیم آشنا کنید و از این طریق میتوانید بدانید که بهترین رویکرد برای مدیریت آنها کدام است."ویپ سانجر" مدیرعامل و مؤسس "های گراند" در این زمینه میگوید: «با برنامهریزی جلسات مکرر با کارمندان، مدیران میتوانند اثبات کنند که به توسعه آنها اهمیت میدهند. همچنین، این جلسات فرصت تغییر و تحول را به مدیران میدهد و از این طریق میتوانند مطمئن شوند که کل تیم در راستای اهداف مشترک کار میکند.»
۲.🌟 مشخص کنید که ترجیح کارمندان برای دادن و گرفتن بازخورد چگونه است
بازخوردها به کارمندان اجازه میدهد تا انتظارات مدیران از خود، کارهایی که بهدرستی در حال انجامشان هستند و کارهایی که باید روی آن تمرکز کنند، را بهخوبی درک کنند. درحالیکه این فرآیند ممکن است به کارمندان آسیب برساند، بهعنوان یک مدیر، میتوانید با گوش دادن به ترجیحات تیم خود، تنشها را کاهش دهید."ویپ سانجر" میگوید: «نحوه تحویل بازخورد را بر اساس نیازهای کارمندان شخصیسازی کنید. در طول این مباحثات، مدیران همچنین باید مشخص کنند که هر کارمند به چه طریقی تمایل به دریافت بازخورد دارد و مدیران باید سبک مدیریتی خود را بر این اساس تنظیم کنند.»وقتیکه بازخورد میدهید، مطمئن شوید که طرف مقابلتان میداند که شما بهترین علایق او را، هم از جنبه کاری و هم از جنبه شخصی، میدانید. این کار باعث میشود که کارمند درک بیشتری نسبت به امور داشته باشد و آنها را تشویق میکند که بازخوردهای خود را به اشتراک بگذارند.
به گفته "ویپ سانجر" این فرصت را برای کارمندان ایجاد کنید که در مورد عملکرد مدیران بازخوردهایی صادقانه را ارائه دهند و از این طریق مدیران میتوانند در صورت لزوم اصلاحات را انجام دهند.ایشان توصیه میکند که در مورد خواستهها و نیازهای کارمندان از شرکت، مشکلات، جریان کاری و غیره از آنها سوال بپرسید."ویپ اضافه میکند: «برای اینکه مطمئن شوید کارمندان در ارائه بازخورد در مورد عملکرد خودشان و پیشرفت شما بهعنوان ناظر احساس راحتی میکنند، سعی کنید بهعنوان مربی رفتار کنید تا یک دیکتاتور.»
۳.🌟 گفتگوهای باز داشته باشید
گفتگوهای باز باعث برقراری ایدههای جدید و همکاری میشود که برای هر تیمی حیاتی هستند. هر شخص باید احساس کند که صرفنظر از جایگاهش، در شرکت صدایی دارد. "ویپ سانجر" «در این زمینه میگوید: اینگام مهمی در راستای ایجاد این موضوع است که مدیر جدید فقط یک مسئول نظارت نیست، بلکه مدافع رشد و پیشرفت حرفهای اعضای تیم است.
۴.🌟 موانع موجود را بسنجید و برای آنها راهحل ارائه دهید
بهعنوان یک مدیر جدید، در ابتدا ممکن است به خاطر کاستیها و شکایات احساس دلسردی کنید، اما این مهم است که هر به مشکلات موجود اعتراف کرده و برای حل کردن آنها با تیم خود همکاری کنید.
📝به گفته ویپ ، مدیران خود را در شرایطی قرار نمیدهند که با مشکلاتی جدی مواجه شوند. بااینحال، اگر آنها بهطور غیرمنتظره با مشکلاتی در یک تیم مواجه شوند، ممکن است در حقیقت این یک مزیت باشد. مدیران جدید به علت تازه وارد بودن میتوانند سوالاتی صادقانه در مورد مشکلات بپرسند.
برای گرفتن حمایت و راهنمایی از همکارانتان، ترسی به خود راه ندهید. قبل از هر چیزی، شما یک تیم هستید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر میخواهید که تیمتان به شما اعتماد کرده و احترام بگذارند، باید یک ارتباط حرفهای را با آنها شکل دهید و با نیازها و علایق آنها بهعنوان کارمند آشنا شوید. وقتیکه یک پست مدیریتی جدید را بر عهده میگیرید، ممکن است در ابتدا تضادهایی به وجود بیاید. این تضادها اغلب به این خاطر به وجود میآیند که مدیر میخواهد اقتدار خود را به کارمندانی که هرگز با آنها کار نکرده و نمیشناسد اثبات کند.اگر میخواهید که تیمتان به شما اعتماد کرده و احترام بگذارند، باید یک ارتباط حرفهای را با آنها شکل دهید و با نیازها و علایق آنها بهعنوان کارمند آشنا شوید. وقتیکه نقش جدیدی را در شرکت خود بر عهده میگیرید و یا به یک شرکت جدید میپیوندید، چهار ترفند آورده شده در زیر میتواند به شما کمک کند تا بهترین همکاری ممکن را با تیم جدید خود داشته باشید.
🌟1-. جلسات کوتاه یکبهیک را برنامهریزی کنید
سعی کنید کارمندان خود را بشناسید و با نقاط ضعف، قدرت، اهداف و اولویتهای آنها آشنا شوید. با جلسات یکبهیک، خود را با اعضای تیم آشنا کنید و از این طریق میتوانید بدانید که بهترین رویکرد برای مدیریت آنها کدام است."ویپ سانجر" مدیرعامل و مؤسس "های گراند" در این زمینه میگوید: «با برنامهریزی جلسات مکرر با کارمندان، مدیران میتوانند اثبات کنند که به توسعه آنها اهمیت میدهند. همچنین، این جلسات فرصت تغییر و تحول را به مدیران میدهد و از این طریق میتوانند مطمئن شوند که کل تیم در راستای اهداف مشترک کار میکند.»
۲.🌟 مشخص کنید که ترجیح کارمندان برای دادن و گرفتن بازخورد چگونه است
بازخوردها به کارمندان اجازه میدهد تا انتظارات مدیران از خود، کارهایی که بهدرستی در حال انجامشان هستند و کارهایی که باید روی آن تمرکز کنند، را بهخوبی درک کنند. درحالیکه این فرآیند ممکن است به کارمندان آسیب برساند، بهعنوان یک مدیر، میتوانید با گوش دادن به ترجیحات تیم خود، تنشها را کاهش دهید."ویپ سانجر" میگوید: «نحوه تحویل بازخورد را بر اساس نیازهای کارمندان شخصیسازی کنید. در طول این مباحثات، مدیران همچنین باید مشخص کنند که هر کارمند به چه طریقی تمایل به دریافت بازخورد دارد و مدیران باید سبک مدیریتی خود را بر این اساس تنظیم کنند.»وقتیکه بازخورد میدهید، مطمئن شوید که طرف مقابلتان میداند که شما بهترین علایق او را، هم از جنبه کاری و هم از جنبه شخصی، میدانید. این کار باعث میشود که کارمند درک بیشتری نسبت به امور داشته باشد و آنها را تشویق میکند که بازخوردهای خود را به اشتراک بگذارند.
به گفته "ویپ سانجر" این فرصت را برای کارمندان ایجاد کنید که در مورد عملکرد مدیران بازخوردهایی صادقانه را ارائه دهند و از این طریق مدیران میتوانند در صورت لزوم اصلاحات را انجام دهند.ایشان توصیه میکند که در مورد خواستهها و نیازهای کارمندان از شرکت، مشکلات، جریان کاری و غیره از آنها سوال بپرسید."ویپ اضافه میکند: «برای اینکه مطمئن شوید کارمندان در ارائه بازخورد در مورد عملکرد خودشان و پیشرفت شما بهعنوان ناظر احساس راحتی میکنند، سعی کنید بهعنوان مربی رفتار کنید تا یک دیکتاتور.»
۳.🌟 گفتگوهای باز داشته باشید
گفتگوهای باز باعث برقراری ایدههای جدید و همکاری میشود که برای هر تیمی حیاتی هستند. هر شخص باید احساس کند که صرفنظر از جایگاهش، در شرکت صدایی دارد. "ویپ سانجر" «در این زمینه میگوید: اینگام مهمی در راستای ایجاد این موضوع است که مدیر جدید فقط یک مسئول نظارت نیست، بلکه مدافع رشد و پیشرفت حرفهای اعضای تیم است.
۴.🌟 موانع موجود را بسنجید و برای آنها راهحل ارائه دهید
بهعنوان یک مدیر جدید، در ابتدا ممکن است به خاطر کاستیها و شکایات احساس دلسردی کنید، اما این مهم است که هر به مشکلات موجود اعتراف کرده و برای حل کردن آنها با تیم خود همکاری کنید.
📝به گفته ویپ ، مدیران خود را در شرایطی قرار نمیدهند که با مشکلاتی جدی مواجه شوند. بااینحال، اگر آنها بهطور غیرمنتظره با مشکلاتی در یک تیم مواجه شوند، ممکن است در حقیقت این یک مزیت باشد. مدیران جدید به علت تازه وارد بودن میتوانند سوالاتی صادقانه در مورد مشکلات بپرسند.
برای گرفتن حمایت و راهنمایی از همکارانتان، ترسی به خود راه ندهید. قبل از هر چیزی، شما یک تیم هستید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
خلقیات ایرانیان
استاد بزرگوارم آقای دکتر محمود سریع القلم در مقدمه کتاب فرهنگ سیاسی میگوید:
"اگر احیاناً بخواهیم همگام با اکثریت مطلق جهان زندگی کنیم، طریقت و افق ما باید تغییر کند. در این چارچوب مشکلات ما بسیار ساده و روشن است و ضرورتی برای پیچیده جلوه دادن مسائل ما نیست.
بسیاری از ایرانیان تفاوتهای فکری یکدیگر را نمیپذیرند و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم دارند.
بسیاری از ما ایرانیان بسیار علاقمندیم که دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج اجبار کنیم. ریشههای این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخیاند."
در توصیف روحیات فردی ایرانیان، آقای سریع القلم معتقد است که عمدۀ نگاه ایرانیان به یکدیگر ابزاری است و علیرغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد.
"آنچه که درمورد انسانها به زبان میآوریم، غالباً حالت انتزاعی، نظری و پشت تریبونی دارد."
نویسنده در شرح چگونگی فرهنگ غالب در ایران میگوید که در مقایسۀ ادعاهای اخلاقی و دینی روزمره، وابستگی عمیقی به مظاهر دنیا مانند پول، امکانات، سمت و قدرت دارند و دایرۀ لذت بسیاری از افراد در پول و سمت و قدرت خلاصه میشود. بر اساس این تحقیق، علیرغم ضریب هوش بالای ایرانیها در سطح جهانی، بسیاری عمدتاً با غریزه و مشتقات آن زندگی میکنند: عصبانیت، هیجان، لجبازی، حسد، تخریب دیگران و جلوگیری از رشد آنها. "
وقت قابل توجهی را صرف سر درآوردن از امور خصوصی و غیر خصوصی دیگران میکنیم... با نقد و انتقاد به عنوان استوانههای فرهنگ و تمدنسازی بسیار مشکل داریم، برای کسانی که سؤال نمیکنند، فکری ندارند، با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت میورزند، جایگاه ویژهای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت میبریم و نه ابواب، بلکه دروازهها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها میگشائیم."
به اعتقاد آقای سریعالقلم این سنتهای فرهنگ سیاسی قرنهاست که در این کشور ریشه دارد.
فرهنگ عشیرهای، مناسبات قبیلهای، خلقیات و رفتار انسانها عمدتاً ناشی از ساختارهایی است که در آن زندگی میکنند و برای شناخت این ساختارها و درمان مسائل آن به اعتقاد جامعهشناسان، دانستن تاریخ واجب است و بدون آن سخت میتوان وضع فعلی را درک کرد و برای آن چارهای یافت. ایران کشوری کهن با تاریخی طولانی است و این تاریخ در فرهنگ، آداب و رفتار ایرانیان حضور دارد.
به اعتقاد آقای سریعالقلم، به عنوان یک ایرانی در حوزههایی مانند عرفان، متون بسیار عمیقی داریم؛ در معماری و هنر در دنیا الگو بودهایم و در ادبیات سوابق درخشانی داریم، اما در حکمرانی باید سکوت کنیم. شاه عباس برای این که فرزندانش با سلاطین عثمانی علیه او ائتلاف نکنند، سه پسر خود را کور کرد. آغامحمدخان قاجار استخوانهای لطفعلیخان زند را از کرمان به تهران آورد و هر روز به آن لگد میزد و میگفت، بدان که امروز چه کسی بر ایران حکم میراند. به او گفته بودند، ممکن است عموی شما ادعای سلطنت کند و بهتر است با او صحبت کنید و او عمویش را به دربار خواست و با او ناهار خورد و بعد از ناهار در سیاهچال دربار، چشمان او را درآورد و او را به ساری فرستاد. تاریخ ایران جز دو دورۀ کوتاهی در عهد باستان، سرشار است از حذف و نخبهکش است
✍جواد راستی
پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
استاد بزرگوارم آقای دکتر محمود سریع القلم در مقدمه کتاب فرهنگ سیاسی میگوید:
"اگر احیاناً بخواهیم همگام با اکثریت مطلق جهان زندگی کنیم، طریقت و افق ما باید تغییر کند. در این چارچوب مشکلات ما بسیار ساده و روشن است و ضرورتی برای پیچیده جلوه دادن مسائل ما نیست.
بسیاری از ایرانیان تفاوتهای فکری یکدیگر را نمیپذیرند و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم دارند.
بسیاری از ما ایرانیان بسیار علاقمندیم که دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج اجبار کنیم. ریشههای این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخیاند."
در توصیف روحیات فردی ایرانیان، آقای سریع القلم معتقد است که عمدۀ نگاه ایرانیان به یکدیگر ابزاری است و علیرغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد.
"آنچه که درمورد انسانها به زبان میآوریم، غالباً حالت انتزاعی، نظری و پشت تریبونی دارد."
نویسنده در شرح چگونگی فرهنگ غالب در ایران میگوید که در مقایسۀ ادعاهای اخلاقی و دینی روزمره، وابستگی عمیقی به مظاهر دنیا مانند پول، امکانات، سمت و قدرت دارند و دایرۀ لذت بسیاری از افراد در پول و سمت و قدرت خلاصه میشود. بر اساس این تحقیق، علیرغم ضریب هوش بالای ایرانیها در سطح جهانی، بسیاری عمدتاً با غریزه و مشتقات آن زندگی میکنند: عصبانیت، هیجان، لجبازی، حسد، تخریب دیگران و جلوگیری از رشد آنها. "
وقت قابل توجهی را صرف سر درآوردن از امور خصوصی و غیر خصوصی دیگران میکنیم... با نقد و انتقاد به عنوان استوانههای فرهنگ و تمدنسازی بسیار مشکل داریم، برای کسانی که سؤال نمیکنند، فکری ندارند، با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت میورزند، جایگاه ویژهای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت میبریم و نه ابواب، بلکه دروازهها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها میگشائیم."
به اعتقاد آقای سریعالقلم این سنتهای فرهنگ سیاسی قرنهاست که در این کشور ریشه دارد.
فرهنگ عشیرهای، مناسبات قبیلهای، خلقیات و رفتار انسانها عمدتاً ناشی از ساختارهایی است که در آن زندگی میکنند و برای شناخت این ساختارها و درمان مسائل آن به اعتقاد جامعهشناسان، دانستن تاریخ واجب است و بدون آن سخت میتوان وضع فعلی را درک کرد و برای آن چارهای یافت. ایران کشوری کهن با تاریخی طولانی است و این تاریخ در فرهنگ، آداب و رفتار ایرانیان حضور دارد.
به اعتقاد آقای سریعالقلم، به عنوان یک ایرانی در حوزههایی مانند عرفان، متون بسیار عمیقی داریم؛ در معماری و هنر در دنیا الگو بودهایم و در ادبیات سوابق درخشانی داریم، اما در حکمرانی باید سکوت کنیم. شاه عباس برای این که فرزندانش با سلاطین عثمانی علیه او ائتلاف نکنند، سه پسر خود را کور کرد. آغامحمدخان قاجار استخوانهای لطفعلیخان زند را از کرمان به تهران آورد و هر روز به آن لگد میزد و میگفت، بدان که امروز چه کسی بر ایران حکم میراند. به او گفته بودند، ممکن است عموی شما ادعای سلطنت کند و بهتر است با او صحبت کنید و او عمویش را به دربار خواست و با او ناهار خورد و بعد از ناهار در سیاهچال دربار، چشمان او را درآورد و او را به ساری فرستاد. تاریخ ایران جز دو دورۀ کوتاهی در عهد باستان، سرشار است از حذف و نخبهکش است
✍جواد راستی
پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ مهارت های تفکر سیستمی - بخش اول
«مهارتهای تفکر سیستمی» مجموعهای از «مهارتهای فکری» هستند که در کنار هم به تقویت «تفکر سیستمی» کمک میکنند. یکی از راههای تقویت تفکر سیستمی این است که با انجام تمرینهایی، این مهارتها را در امور روزمره به کار بگیریم و به این ترتیب، آنها را در طول زمان تقویت کنیم. هفت مهارت اثر گذار بر شکل گیری تفکر سیستمی وجود دارد:
🔸تفکر در طول زمان (تفکر پویا)
🔸تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت)
🔸تفکر کل نگر
🔸تفکر عملیاتی
🔸تفکر حلقه بسته
🔸تفکر کمی
🔸تفکر علمی
📌 تفکر در طول زمان (تفکر پویا) یا Dynamic Thinking
«تفکر در طول زمان» یا «تفکر پویا» مهارت ایجاد ارتباط بین «رویداد»های مختلف و دیدن «روند»هایی است که در طی زمان در حال شکل گرفتن هستند. افرادی که دارای این مهارت هستند، علاوه بر توجه به شرایط موجود، میتوانند روندهایی که در گذشته شکل گرفته و ما را به وضع موجود رسانده را شناسایی کنند. این مهارت ایدههایی هم برای روندهای آینده و مسیر نیل به اهداف به دست میدهد. مثالی از تفکر در طول زمان:
به عنوان مثال وقتی با خبر آتشسوزی جنگل مواجه میشویم، مهارت تفکر در طول زمان کمک میکند حوادث گذشته را کنار هم قرار دهیم و متوجه شویم شدت و تواتر آتشسوزیها در طی زمان چگونه تغییر کرده است. شناخت این روندها دو مزیت ایجاد میکند:
کمک میکند درجه اهمیت مساله را متوجه شویم و به دیگران نشان دهیم.
کمک میکند به فرضیههایی پویا در مورد ساختار ایجاد کننده مساله دست پیدا کنیم.
📌تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت) یا Endogenous (System as Cause) Thinking
«تفکر درونزا» یا «تفکر ساختار به عنوان علت» به این واقعیت توجه دارد که این «ساختار سیستم» است که «رفتار سیستم» را میسازد. به این ترتیب، «تفکر ساختار به عنوان علت» مسوولیت نتایج به دست آمده و رفتار سیستم را به عهده عوامل درون سیستم میگذارد و معتقد است با تغییر در «ساختار سیستم» میتوانیم به اهداف مورد نظر دست پیدا کنیم.
مثالی از تفکر درونزا:
به عنوان مثال کسی که ورشکسته شده است، ممکن است فکر کند عوامل بیرونی مثل نوسانات نرخ ارز و تغییرات تکنولوژی موجب ورشکستگی او شدهاند. درصورتیکه این تغییرات بیرونی، تا زمانی که ایرادی در روش کار او وجود نداشته باشد، نمیتوانند باعث ورشکستگی او شوند. در واقع یادگیری این فرد از ورشکستگی باید این باشد که چگونه باید روشهای کار خود را تغییر دهد تا از نوسانات بیرونی آسیب کمتری ببیند. در غیر این صورت، این فرد نمیتواند از شکستهای خود یادگیری داشته باشد و دفعه بعد هم همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
«مهارتهای تفکر سیستمی» مجموعهای از «مهارتهای فکری» هستند که در کنار هم به تقویت «تفکر سیستمی» کمک میکنند. یکی از راههای تقویت تفکر سیستمی این است که با انجام تمرینهایی، این مهارتها را در امور روزمره به کار بگیریم و به این ترتیب، آنها را در طول زمان تقویت کنیم. هفت مهارت اثر گذار بر شکل گیری تفکر سیستمی وجود دارد:
🔸تفکر در طول زمان (تفکر پویا)
🔸تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت)
🔸تفکر کل نگر
🔸تفکر عملیاتی
🔸تفکر حلقه بسته
🔸تفکر کمی
🔸تفکر علمی
📌 تفکر در طول زمان (تفکر پویا) یا Dynamic Thinking
«تفکر در طول زمان» یا «تفکر پویا» مهارت ایجاد ارتباط بین «رویداد»های مختلف و دیدن «روند»هایی است که در طی زمان در حال شکل گرفتن هستند. افرادی که دارای این مهارت هستند، علاوه بر توجه به شرایط موجود، میتوانند روندهایی که در گذشته شکل گرفته و ما را به وضع موجود رسانده را شناسایی کنند. این مهارت ایدههایی هم برای روندهای آینده و مسیر نیل به اهداف به دست میدهد. مثالی از تفکر در طول زمان:
به عنوان مثال وقتی با خبر آتشسوزی جنگل مواجه میشویم، مهارت تفکر در طول زمان کمک میکند حوادث گذشته را کنار هم قرار دهیم و متوجه شویم شدت و تواتر آتشسوزیها در طی زمان چگونه تغییر کرده است. شناخت این روندها دو مزیت ایجاد میکند:
کمک میکند درجه اهمیت مساله را متوجه شویم و به دیگران نشان دهیم.
کمک میکند به فرضیههایی پویا در مورد ساختار ایجاد کننده مساله دست پیدا کنیم.
📌تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت) یا Endogenous (System as Cause) Thinking
«تفکر درونزا» یا «تفکر ساختار به عنوان علت» به این واقعیت توجه دارد که این «ساختار سیستم» است که «رفتار سیستم» را میسازد. به این ترتیب، «تفکر ساختار به عنوان علت» مسوولیت نتایج به دست آمده و رفتار سیستم را به عهده عوامل درون سیستم میگذارد و معتقد است با تغییر در «ساختار سیستم» میتوانیم به اهداف مورد نظر دست پیدا کنیم.
مثالی از تفکر درونزا:
به عنوان مثال کسی که ورشکسته شده است، ممکن است فکر کند عوامل بیرونی مثل نوسانات نرخ ارز و تغییرات تکنولوژی موجب ورشکستگی او شدهاند. درصورتیکه این تغییرات بیرونی، تا زمانی که ایرادی در روش کار او وجود نداشته باشد، نمیتوانند باعث ورشکستگی او شوند. در واقع یادگیری این فرد از ورشکستگی باید این باشد که چگونه باید روشهای کار خود را تغییر دهد تا از نوسانات بیرونی آسیب کمتری ببیند. در غیر این صورت، این فرد نمیتواند از شکستهای خود یادگیری داشته باشد و دفعه بعد هم همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ مهارت های تفکر سیستمی - بخش دوم
📌تفکر کل نگر Holistic Thinking (Forest Thinking)
«تفکر کل نگر» کمک میکند به جای غرق شدن در جزییات، به کل سیستم و «ساختار» اصلی شکل دهنده «رفتار سیستم» توجه کنیم. در نگاه سیستمی، اگرچه کل سیستم از اجزائی تشکیل شده است، «کل» چیزی بیشتر از جمع اجزاء دارد. فهم رابطه بین «کل» و «جزء» نقش مهمی در شکلگیری تفکر سیستمی دارد.
💡مثالی از تفکر کل نگر
به عنوان مثال یک مدیر منابع انسانی حرفهای، به جای اینکه به دنبال شناخت ویژگیهای شخصیتی هر یک از کارکنان سازمان باشد، به این فکر میکند که چه ساختارهای انگیزشی در سازمان باید ایجاد کند تا روحیه کارکنان بهبود پیدا کند و انگیزه بیشتری برای فعالیت در جهت اهداف سازمان داشته باشند.
📌تفکر عملیاتی Operational Thinking
«تفکر عملیاتی» مهارتی است که باعث میشود به جای جستجوی عوامل موفقیت و شکست، به چگونگی ساختن مسیر موفقیت توجه کنیم. افرادی که مهارت تفکر عملیاتی در آنها رشد پیدا کرده است، با توجه به وضع موجود، مسیری از «تصمیم»ها و «اقدام»ها طراحی میکنند که وضعیت را بهبود میدهد و اهداف را در طی زمان محقق میکند. تفکر عملیاتی در ارتباط تنگاتنگ با مهارت فهم چگونگی شکل گیری تاخیر و محاسبه زمان تاخیر و انباشتهای ناشی از تاخیر است.
💡مثالی از تفکر عملیاتی
به عنوان مثال، برای تولید یک قطعه در یک کارگاه نیاز به مواد اولیه، تجهیزات تولید و کارگران ماهر داریم. اگر مدیران کارگاه تصمیم بگیرند که ظرفیت تولید را افزایش دهند، در مرحله اول بدون تغییر در منابع، میتوانند با اضافهکاری مقداری افزایش ظرفیت دهند. اما اضافهکاری راه حلی موقت است. برای افزایش تولید بیشتر، در مرحله بعدی ممکن است به افزایش شیفتهای کاری فکر شود که نیاز به جذب و آموزش کارگران جدید دارد. افزایش ظرفیت بیش از این مقدار نیاز به تجهیزات جدید و فضای کاری جدید خواهد داشت و تمام اینها نیاز به سرمایه گذاری جدید دارند.
📌تفکر حلقه بسته Closed Loop Thinking
«تفکر حلقه بسته» سیستم را به صورت مجموعهای از حلقههای بسته میبیند که در هر «حلقه بسته»، بر مبنای وضعیت سیستم، «تصمیم»هایی در مورد «اقدام»های آینده گرفته میشود. این تصمیمها و اقدامها به نوبه خود وضعیت آینده سیستم را رقم خواهند زد و موجب تصمیمها و اقدامهای بعدی میشوند. حلقههای بسته به دو گروه «حلقههای مثبت» و «حلقههای منفی» تقسیم میشوند. حلقههای مثبت «رشد نمایی» را در پی دارند و حلقههای منفی رفتار «هدفجو» را به وجود میآورند.
💡مثالی از تفکر حلقه بسته
به عنوان مثال وقتی درآمد ناشی از یک سرمایه گذاری را مجددا سرمایه گذاری کنیم، یک حلقه مثبت ایجاد میشود که در مرحله بعد، درآمد بیشتری ایجاد خواهد کرد. از طرف دیگر اگر درآمدهای به دست آمده هزینه شوند، این هزینهها یک حلقه کنترل کننده ایجاد میکنند که مانع رشد میشود.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌تفکر کل نگر Holistic Thinking (Forest Thinking)
«تفکر کل نگر» کمک میکند به جای غرق شدن در جزییات، به کل سیستم و «ساختار» اصلی شکل دهنده «رفتار سیستم» توجه کنیم. در نگاه سیستمی، اگرچه کل سیستم از اجزائی تشکیل شده است، «کل» چیزی بیشتر از جمع اجزاء دارد. فهم رابطه بین «کل» و «جزء» نقش مهمی در شکلگیری تفکر سیستمی دارد.
💡مثالی از تفکر کل نگر
به عنوان مثال یک مدیر منابع انسانی حرفهای، به جای اینکه به دنبال شناخت ویژگیهای شخصیتی هر یک از کارکنان سازمان باشد، به این فکر میکند که چه ساختارهای انگیزشی در سازمان باید ایجاد کند تا روحیه کارکنان بهبود پیدا کند و انگیزه بیشتری برای فعالیت در جهت اهداف سازمان داشته باشند.
📌تفکر عملیاتی Operational Thinking
«تفکر عملیاتی» مهارتی است که باعث میشود به جای جستجوی عوامل موفقیت و شکست، به چگونگی ساختن مسیر موفقیت توجه کنیم. افرادی که مهارت تفکر عملیاتی در آنها رشد پیدا کرده است، با توجه به وضع موجود، مسیری از «تصمیم»ها و «اقدام»ها طراحی میکنند که وضعیت را بهبود میدهد و اهداف را در طی زمان محقق میکند. تفکر عملیاتی در ارتباط تنگاتنگ با مهارت فهم چگونگی شکل گیری تاخیر و محاسبه زمان تاخیر و انباشتهای ناشی از تاخیر است.
💡مثالی از تفکر عملیاتی
به عنوان مثال، برای تولید یک قطعه در یک کارگاه نیاز به مواد اولیه، تجهیزات تولید و کارگران ماهر داریم. اگر مدیران کارگاه تصمیم بگیرند که ظرفیت تولید را افزایش دهند، در مرحله اول بدون تغییر در منابع، میتوانند با اضافهکاری مقداری افزایش ظرفیت دهند. اما اضافهکاری راه حلی موقت است. برای افزایش تولید بیشتر، در مرحله بعدی ممکن است به افزایش شیفتهای کاری فکر شود که نیاز به جذب و آموزش کارگران جدید دارد. افزایش ظرفیت بیش از این مقدار نیاز به تجهیزات جدید و فضای کاری جدید خواهد داشت و تمام اینها نیاز به سرمایه گذاری جدید دارند.
📌تفکر حلقه بسته Closed Loop Thinking
«تفکر حلقه بسته» سیستم را به صورت مجموعهای از حلقههای بسته میبیند که در هر «حلقه بسته»، بر مبنای وضعیت سیستم، «تصمیم»هایی در مورد «اقدام»های آینده گرفته میشود. این تصمیمها و اقدامها به نوبه خود وضعیت آینده سیستم را رقم خواهند زد و موجب تصمیمها و اقدامهای بعدی میشوند. حلقههای بسته به دو گروه «حلقههای مثبت» و «حلقههای منفی» تقسیم میشوند. حلقههای مثبت «رشد نمایی» را در پی دارند و حلقههای منفی رفتار «هدفجو» را به وجود میآورند.
💡مثالی از تفکر حلقه بسته
به عنوان مثال وقتی درآمد ناشی از یک سرمایه گذاری را مجددا سرمایه گذاری کنیم، یک حلقه مثبت ایجاد میشود که در مرحله بعد، درآمد بیشتری ایجاد خواهد کرد. از طرف دیگر اگر درآمدهای به دست آمده هزینه شوند، این هزینهها یک حلقه کنترل کننده ایجاد میکنند که مانع رشد میشود.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️ محل دقیق تولد پدرخوانده؛ آشپزخانه دوزخ
🖋️دکتر مجتبی لشکربلوکی
حتما می دانید سه گانه پدرخوانده بر اساس واقعیت ساخته شده و صرفا حاصل تخیل نویسنده اش نیست. بسیاری از کاراکترهای فیلم کاملا اشاره به یک فرد مشخص بیرونی دارد. سوال اینجاست که چگونه و کجا پدرخوانده متولد شد؟ چگونه دون کورلئونه به پدرخواندگی میرسد و چرا مایکل، جزو معدود کاراکترهای تحصیل کرده، آرام و اتوکشیده خانواده به خونخوارگی کشیده شد؟
☑️⭕️فساد و هر گونه رفتار غیرقانونی ریشه در پنج پارامتر دارد:
◾️ امکان: یعنی آنکه عملا امکان یک رفتار دیگر غیر از رفتار قانونی وجود داشته باشد؟ مثلا شما نمی توانید به یک دستگاه خودپرداز رشوه بدهید و از او بخواهید که به جای ۲۰۰ هزار تومان، ۳۰۰ هزار تومان پول بدهد. ماشین است و نفهم و غیرقابل مذاکره. پس شما عملا امکان خلاف ندارید.
◾️ وسوسه: یک فکر موذی و اغواکننده که ما را به کاری یا استفاده از موقعیتی دعوت می کند. وقتی شما می بینید که با استفاده از ارز ارزان دولتی می توانید یک ماهه، معادل ۳۰ سال حقوق کارمندی تان درآمد داشته باشید، حداقل یک بار وسوسه نمی شوید؟ وسوسه با پیشنهادهای اغواکننده تحریک جدی می شود این جمله طلایی فیلم را به خاطر بیاورید: I'm gonna make him an offer he can't refuse
◾️ فشار: فرض کنید کالای شما پشت گمرک گیر کرده و اگر تا هفته بعد ترخیص نشود ده میلیارد ضرر می کنید. تحت فشار هستید. کسی به شما پیشنهاد رشوه می کند! فشار فضا را مساعد می کند برای پذیرش رشوه، تبانی، تقلب، رابطه غیراخلاقی و .... فشار ریشه در نیاز ارضا نشده دارد. نویسنده کتاب دام های اجتماعی و مسئله اعتماد معتقد است مافیا جایگزین نهادهای رسمی است که قادر نیستند امنیت، عدالت و کارآیی را برای مردم فراهم کنند.
◾️ توجیه: یعنی اینکه وجدان خود را با یک سری دلایل قانع کنیم و به عبارت دیگر شستشوی اخلاقی دهیم. همه تقلب می کنند من چرا نکنم؟ همه رشوه می دهند حالا من که بچه پیغمبر نیستم. بابا همه دارند می خورند و می برند، فقط سر ما بی کلاه مونده.
◾️ خالص منفعت مورد انتظار مثبت: یعنی اینکه هر کاری می کنیم، در ذهن مان و به صورت ناخودآگاه منافع و هزینههای احتمالی را در نظر می گیریم و ضرب در احتمال وقوع منافع و هزینه ها می کنیم و اگر جمع جبری منافع احتمالی و هزینه های احتمالی مثبت بود آنگاه اقدام می کنیم.
سه پارامتر از این ۵ مورد، کاملا تحت تاثیر ترتیبات نهادی (قواعد جمعی پذیرفته شده) هستند.
برگردیم به پدرخوانده: دولت آمریکا ۱۹۲۰ فروش مشروبات الکلی را ممنوع اعلام کرد. بسیاری برای تصویب این قانون لحظه شماری میکردند و بعد از تصویب به سرعت وارد عمل شدند و با توجه به مرزهای گسترده (۱۸۷۰۰ مایل) و بی در و پیکر آمریکا قاچاق مشروبات الکلی به صورت غیرقابل مهار آغاز شد. مافیا به ثروت و سپس قدرت رسید. پنج خانواده اصلی که در پدرخوانده به وضوح از آنها نام برده شده دقیقا در همین ایام شکل گرفتند.
مافیــا با کسب ثروت توانست مردان سیاست را بخرد و قمارخانهها، مسابقات اسبدوانی، خانههای فحشا، کازینوها و کلوبها و هتلها را یکی پس از دیگری فتح کند. مافيا براي پاک کردن منشا پولها اقدام به راه اندازی کسب وکارهای معمولی نیز کرد از جمله خشکشويي و گونه ای حسابسازی میکردند که انگار تمام پولها از این کسب وکارها بدست آمده و حتي مالياتش را نيز ميپرداختند و پولهایشان را تطهير (پول شویی) ميکردند.
کانون مافیای جدید آمریکا سیسیلی ها بودند که از ایتالیا می آمدند با فرهنگ و تاریخ خاص خود. با آمدن حکومت موسوليني عرضه بر مافيا تنگ شد و بسياري از آن ها به آمريکا (نيويورک) مهاجرت کردند. سیسیلی های فقیر یک نسخه جدید از مافیای سیسیلی مدرن در آمریکا تاسیس کردند.
پدرخوانده کجا متولد شد؟ جایی که وسوسه و امکان فساد وجود داشت (=فرصت قاچاق مشروبات الکلی از مرزهای بی در و پیکر آمریکا)، توجیه و فشار وجود داشت (=رهایی از شرایط دشوار معیشتی) و خالص منفعت مورد انتظار نیز مثبت بود (درآمد سرشار از قاچاق، پول شویی و حتی دادن مالیات و خرید پلیس و سیستم قضايی به گونه ای که در مجموع منافع این کار بیشتر از هزینهها، مخاطرات و تبعات آن بود).
شخصیت پدرخوانده حوالی ۱۹۲۰ در محله ای به نام آشپزخانه دوزخ Hell’s Kitchen نیویورک شکل گرفت. اسم با مسمایی است! آشپرخانه دوزخ موقعیتی است که به خاطر ترتیبات نهادی، خالص منفعت مورد انتظار «فساد سازمان یافته» مثبت است. توصیه می کنم برای آشنایی با نهادها به زبان ساده جلد پنجم کتاب چرا ایران عقب ماند (لینک دانلود) را بخوانید. خواهید دید این نهادها هستند که آشپزخانه فسادند و محل تولد پدرخوانده ها و سلطان های اقتصادی!
بازنشر از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖋️دکتر مجتبی لشکربلوکی
حتما می دانید سه گانه پدرخوانده بر اساس واقعیت ساخته شده و صرفا حاصل تخیل نویسنده اش نیست. بسیاری از کاراکترهای فیلم کاملا اشاره به یک فرد مشخص بیرونی دارد. سوال اینجاست که چگونه و کجا پدرخوانده متولد شد؟ چگونه دون کورلئونه به پدرخواندگی میرسد و چرا مایکل، جزو معدود کاراکترهای تحصیل کرده، آرام و اتوکشیده خانواده به خونخوارگی کشیده شد؟
☑️⭕️فساد و هر گونه رفتار غیرقانونی ریشه در پنج پارامتر دارد:
◾️ امکان: یعنی آنکه عملا امکان یک رفتار دیگر غیر از رفتار قانونی وجود داشته باشد؟ مثلا شما نمی توانید به یک دستگاه خودپرداز رشوه بدهید و از او بخواهید که به جای ۲۰۰ هزار تومان، ۳۰۰ هزار تومان پول بدهد. ماشین است و نفهم و غیرقابل مذاکره. پس شما عملا امکان خلاف ندارید.
◾️ وسوسه: یک فکر موذی و اغواکننده که ما را به کاری یا استفاده از موقعیتی دعوت می کند. وقتی شما می بینید که با استفاده از ارز ارزان دولتی می توانید یک ماهه، معادل ۳۰ سال حقوق کارمندی تان درآمد داشته باشید، حداقل یک بار وسوسه نمی شوید؟ وسوسه با پیشنهادهای اغواکننده تحریک جدی می شود این جمله طلایی فیلم را به خاطر بیاورید: I'm gonna make him an offer he can't refuse
◾️ فشار: فرض کنید کالای شما پشت گمرک گیر کرده و اگر تا هفته بعد ترخیص نشود ده میلیارد ضرر می کنید. تحت فشار هستید. کسی به شما پیشنهاد رشوه می کند! فشار فضا را مساعد می کند برای پذیرش رشوه، تبانی، تقلب، رابطه غیراخلاقی و .... فشار ریشه در نیاز ارضا نشده دارد. نویسنده کتاب دام های اجتماعی و مسئله اعتماد معتقد است مافیا جایگزین نهادهای رسمی است که قادر نیستند امنیت، عدالت و کارآیی را برای مردم فراهم کنند.
◾️ توجیه: یعنی اینکه وجدان خود را با یک سری دلایل قانع کنیم و به عبارت دیگر شستشوی اخلاقی دهیم. همه تقلب می کنند من چرا نکنم؟ همه رشوه می دهند حالا من که بچه پیغمبر نیستم. بابا همه دارند می خورند و می برند، فقط سر ما بی کلاه مونده.
◾️ خالص منفعت مورد انتظار مثبت: یعنی اینکه هر کاری می کنیم، در ذهن مان و به صورت ناخودآگاه منافع و هزینههای احتمالی را در نظر می گیریم و ضرب در احتمال وقوع منافع و هزینه ها می کنیم و اگر جمع جبری منافع احتمالی و هزینه های احتمالی مثبت بود آنگاه اقدام می کنیم.
سه پارامتر از این ۵ مورد، کاملا تحت تاثیر ترتیبات نهادی (قواعد جمعی پذیرفته شده) هستند.
برگردیم به پدرخوانده: دولت آمریکا ۱۹۲۰ فروش مشروبات الکلی را ممنوع اعلام کرد. بسیاری برای تصویب این قانون لحظه شماری میکردند و بعد از تصویب به سرعت وارد عمل شدند و با توجه به مرزهای گسترده (۱۸۷۰۰ مایل) و بی در و پیکر آمریکا قاچاق مشروبات الکلی به صورت غیرقابل مهار آغاز شد. مافیا به ثروت و سپس قدرت رسید. پنج خانواده اصلی که در پدرخوانده به وضوح از آنها نام برده شده دقیقا در همین ایام شکل گرفتند.
مافیــا با کسب ثروت توانست مردان سیاست را بخرد و قمارخانهها، مسابقات اسبدوانی، خانههای فحشا، کازینوها و کلوبها و هتلها را یکی پس از دیگری فتح کند. مافيا براي پاک کردن منشا پولها اقدام به راه اندازی کسب وکارهای معمولی نیز کرد از جمله خشکشويي و گونه ای حسابسازی میکردند که انگار تمام پولها از این کسب وکارها بدست آمده و حتي مالياتش را نيز ميپرداختند و پولهایشان را تطهير (پول شویی) ميکردند.
کانون مافیای جدید آمریکا سیسیلی ها بودند که از ایتالیا می آمدند با فرهنگ و تاریخ خاص خود. با آمدن حکومت موسوليني عرضه بر مافيا تنگ شد و بسياري از آن ها به آمريکا (نيويورک) مهاجرت کردند. سیسیلی های فقیر یک نسخه جدید از مافیای سیسیلی مدرن در آمریکا تاسیس کردند.
پدرخوانده کجا متولد شد؟ جایی که وسوسه و امکان فساد وجود داشت (=فرصت قاچاق مشروبات الکلی از مرزهای بی در و پیکر آمریکا)، توجیه و فشار وجود داشت (=رهایی از شرایط دشوار معیشتی) و خالص منفعت مورد انتظار نیز مثبت بود (درآمد سرشار از قاچاق، پول شویی و حتی دادن مالیات و خرید پلیس و سیستم قضايی به گونه ای که در مجموع منافع این کار بیشتر از هزینهها، مخاطرات و تبعات آن بود).
شخصیت پدرخوانده حوالی ۱۹۲۰ در محله ای به نام آشپزخانه دوزخ Hell’s Kitchen نیویورک شکل گرفت. اسم با مسمایی است! آشپرخانه دوزخ موقعیتی است که به خاطر ترتیبات نهادی، خالص منفعت مورد انتظار «فساد سازمان یافته» مثبت است. توصیه می کنم برای آشنایی با نهادها به زبان ساده جلد پنجم کتاب چرا ایران عقب ماند (لینک دانلود) را بخوانید. خواهید دید این نهادها هستند که آشپزخانه فسادند و محل تولد پدرخوانده ها و سلطان های اقتصادی!
بازنشر از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ درس هایی از حاکم دوبی:
مسئله اصلي ما «توسعه بود» ؛ به جای «پول مردم» از «ظرفیت مردم» استفاده کردیم
محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" ضمن مروز گذشته فقير كشورش، به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی مي پردازد كه مي تواند تجربه خوبي براي ديگر كشورهاي اسلامي نيز باشد.
برخي از مهمترين ايده هاي او را مرور مي كنيم:
1️⃣ به مردم حق اشتباه کردن دادیم
او معتقد است از عوامل موفقیت پدرم و بنده تاکید بر نقاط قوت بوده است نه ضعف، زیرا نقاط ضعف باعث ناامیدی و انزوا می شود. افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
2️⃣ فساد اداري را مستقيما كنترل مي كرديم
برای جذب سرمایه خارجی و بهره گیری از دستاوردهای بشری شرایط ویژه ای را در دوبی فراهم کردیم. ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. من یک سازمان مخفی برای بررسی عملکرد ادارت دولتی ایجاد کردم بنام «خریداران سری» که کارش بررسی عملکرد ادارت و شناسایی افراد موثر و همچنین مقابله با مفاسد است و این افراد با مراجعه به ادارات و یا تحت عنوان خدمه در ادارات به کار مشغولند. من به واسطه این افراد از کل عملکرد ادارات دولتی دوبی مطلع هستم.
3️⃣ مردم را در توسعه كشور شريك كرديم
برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور، مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند و گرنه عملش بی حاصل است.
رهبر باید به جای قصر نشینی، درون میدان کار و منازعه باشد. محیط زندگی ما متاثر از زندگی شیر و آهو در آفریقا است و هر دو باید با سرعت بدوند تا بتوانند زنده بمانند. یکی شکار کند و دیگری از شکار شدن بگریزد.
4️⃣ مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم
مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات، وقتی کسی اشتباه میکند باید برای اصلاح او، تنبیه آخرین اقدام باشد.
5️⃣ پیروز صلح بودیم نه جنگ
تاکید اسلام بر صلح است. زیرا هیچ کس در جنگ برنده نیست. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم و به تمامی برادران عرب خود این رویه را پیشنهاد می کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند.
6️⃣ برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم
ما در دوبی با هدف جذب سرمایه خارجی، معافیت های مالیاتی قابل توجهی بر تمامی اشکال سرمایه گذاری وضع کرده ایم و حق انتقال صد در صد سود شرکت های خارجی فراهم است. امنیت از مهمترین ویژگی های امارات است و تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
7️⃣ از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم
برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مسئله اصلي ما «توسعه بود» ؛ به جای «پول مردم» از «ظرفیت مردم» استفاده کردیم
محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" ضمن مروز گذشته فقير كشورش، به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی مي پردازد كه مي تواند تجربه خوبي براي ديگر كشورهاي اسلامي نيز باشد.
برخي از مهمترين ايده هاي او را مرور مي كنيم:
1️⃣ به مردم حق اشتباه کردن دادیم
او معتقد است از عوامل موفقیت پدرم و بنده تاکید بر نقاط قوت بوده است نه ضعف، زیرا نقاط ضعف باعث ناامیدی و انزوا می شود. افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
2️⃣ فساد اداري را مستقيما كنترل مي كرديم
برای جذب سرمایه خارجی و بهره گیری از دستاوردهای بشری شرایط ویژه ای را در دوبی فراهم کردیم. ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. من یک سازمان مخفی برای بررسی عملکرد ادارت دولتی ایجاد کردم بنام «خریداران سری» که کارش بررسی عملکرد ادارت و شناسایی افراد موثر و همچنین مقابله با مفاسد است و این افراد با مراجعه به ادارات و یا تحت عنوان خدمه در ادارات به کار مشغولند. من به واسطه این افراد از کل عملکرد ادارات دولتی دوبی مطلع هستم.
3️⃣ مردم را در توسعه كشور شريك كرديم
برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور، مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند و گرنه عملش بی حاصل است.
رهبر باید به جای قصر نشینی، درون میدان کار و منازعه باشد. محیط زندگی ما متاثر از زندگی شیر و آهو در آفریقا است و هر دو باید با سرعت بدوند تا بتوانند زنده بمانند. یکی شکار کند و دیگری از شکار شدن بگریزد.
4️⃣ مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم
مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات، وقتی کسی اشتباه میکند باید برای اصلاح او، تنبیه آخرین اقدام باشد.
5️⃣ پیروز صلح بودیم نه جنگ
تاکید اسلام بر صلح است. زیرا هیچ کس در جنگ برنده نیست. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم و به تمامی برادران عرب خود این رویه را پیشنهاد می کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند.
6️⃣ برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم
ما در دوبی با هدف جذب سرمایه خارجی، معافیت های مالیاتی قابل توجهی بر تمامی اشکال سرمایه گذاری وضع کرده ایم و حق انتقال صد در صد سود شرکت های خارجی فراهم است. امنیت از مهمترین ویژگی های امارات است و تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
7️⃣ از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم
برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ ایران در وین میجنگد و روسیه در پاکستان گاز میفروشد!!!
✍️احسان شادی
یکی از نشانههای هوشمندی و کارآمدی نظامهای سیاسی بدون چون و چرا به چگونگی استفاده بهنگام و با بهرهوری بالا از ثروتها و داشتههای کشوری است که بر آن استیلا دارد. به طور مثال گفته میشود نظام سیاسی نروژ گونهای رفتار کرده که درآمدهای حاصل از صادرات نفت را در صندوق ثروت ملی پسانداز کرده و داراییهای این صندوق نروژی از هزار میلیارد دلار فراتر رفته است.در مقابل نظام سیاسی ونزوئلا گونهای بوده و هست که با وجود داشتن بیشترین منابع نفت و درآمد بالاتر حتی سرانه از کشور نروژ، اکنون این ثروت ملی ونزوئلاییها انگار به تاراج رفته باشد، دردی از دردهای شهروندان این کشور را درمان نکرده است.
متاسفانه باید گفت ایران نیز یکی از آن کشورهایی است که به دلایل گوناگون نتوانسته و نمیتواند از ثروتهای طبیعیاش خوب استفاده کند. ایران در دهه ۱۳۹۰ به آرامی از بازار جهانی نفت کنار گذاشته شد.
شاید برخی بگویند اینطور نیست و ایران در همین سالها نیز به چین نفت صادر کرده است اما نیک میدانیم کیفیت صادرات نفت به چین هرگز در اندازههای استاندارد به لحاظ قیمت فروش نیست.
از سوی دیگر ناظران آگاه باور دارند دوستان هر کشور نشاندهنده میزان هوشمندی نظام سیاسی حاکم بر یک کشور است. به طور مثال در حالی که کرهجنوبی در ۴۰ سال تازهسپریشده چسبیده به غرب حرکت کرد و از بازار و تکنولوژی این منطقه استفاده کرده و به زودی دهمین اقتصاد جهان خواهد شد ایران به سوی کشورهایی کشیده شد که منفعت ایران را تامین نکردهاند. در این باره ایران خطای راهبردی را بر خود تحمیل کرده و با کشور روسیه که رقیب اصلی ایران در صادرات نفت و گاز است بیشتر از کشورهای غربی دوستی کرده و میکند. این گونه شده است که روسیه هرگز تمایل ندارد ایران با غرب به یک نقطه صلح با رعایت همهجانبه برسد. شاید روسیه این را در حرف به زبان نیاورد اما محمدجواد ظریف با صراحت گفت سران مسکو علاقهای به برجام صلحآمیز نداشتند که با تکذیب روسها مواجه نشد. واقعیت این است که ایران میتواند و باید در انتخاب شریک راهبردی به اروپا پیوند بخورد تا روسیه. اروپا به گاز ایران نیاز داشت و میتوانستیم دستکم دو دهه پیش به اروپا گاز صادر کنیم. اما روسیه در غیاب ایران صادرکننده انحصاری گاز به اروپا شده است. شوربختانه روسیه حتی از اینکه به پاکستان در همسایگی ایران گاز صادر کند نیز غفلت نکرده و کشور پاکستان با وجود سه دهه گفتوگو با ایران و هزینههایی که ایران برای کشیدن لوله صادرات گاز به این کشور متحمل شده است گاز خود را از روسیه خریداری میکند. ایران اما درحالی که سالهاست درگیر رفع تحریم غرب و به ویژه آمریکاست، اکنون چند ماه است در وین میجنگد تا تحریمها برداشته شود که روسیه بازار گاز اروپا را تصاحب کرده و نیز سرمایههای قابل اعتنایی برای صادرات به پاکستان و هند انجام داده است. کاش دولت سیزدهم در نخستین گامهای خود به این مقوله بپردازد و نفت و گاز ایران را که براساس اطلاعات بازار تکنولوژی حداکثر ده سال دیگر از دست میرود نجات دهد. انتخاب دوست راهبردی باید همهجانبه باشد. /جهان صنعت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️احسان شادی
یکی از نشانههای هوشمندی و کارآمدی نظامهای سیاسی بدون چون و چرا به چگونگی استفاده بهنگام و با بهرهوری بالا از ثروتها و داشتههای کشوری است که بر آن استیلا دارد. به طور مثال گفته میشود نظام سیاسی نروژ گونهای رفتار کرده که درآمدهای حاصل از صادرات نفت را در صندوق ثروت ملی پسانداز کرده و داراییهای این صندوق نروژی از هزار میلیارد دلار فراتر رفته است.در مقابل نظام سیاسی ونزوئلا گونهای بوده و هست که با وجود داشتن بیشترین منابع نفت و درآمد بالاتر حتی سرانه از کشور نروژ، اکنون این ثروت ملی ونزوئلاییها انگار به تاراج رفته باشد، دردی از دردهای شهروندان این کشور را درمان نکرده است.
متاسفانه باید گفت ایران نیز یکی از آن کشورهایی است که به دلایل گوناگون نتوانسته و نمیتواند از ثروتهای طبیعیاش خوب استفاده کند. ایران در دهه ۱۳۹۰ به آرامی از بازار جهانی نفت کنار گذاشته شد.
شاید برخی بگویند اینطور نیست و ایران در همین سالها نیز به چین نفت صادر کرده است اما نیک میدانیم کیفیت صادرات نفت به چین هرگز در اندازههای استاندارد به لحاظ قیمت فروش نیست.
از سوی دیگر ناظران آگاه باور دارند دوستان هر کشور نشاندهنده میزان هوشمندی نظام سیاسی حاکم بر یک کشور است. به طور مثال در حالی که کرهجنوبی در ۴۰ سال تازهسپریشده چسبیده به غرب حرکت کرد و از بازار و تکنولوژی این منطقه استفاده کرده و به زودی دهمین اقتصاد جهان خواهد شد ایران به سوی کشورهایی کشیده شد که منفعت ایران را تامین نکردهاند. در این باره ایران خطای راهبردی را بر خود تحمیل کرده و با کشور روسیه که رقیب اصلی ایران در صادرات نفت و گاز است بیشتر از کشورهای غربی دوستی کرده و میکند. این گونه شده است که روسیه هرگز تمایل ندارد ایران با غرب به یک نقطه صلح با رعایت همهجانبه برسد. شاید روسیه این را در حرف به زبان نیاورد اما محمدجواد ظریف با صراحت گفت سران مسکو علاقهای به برجام صلحآمیز نداشتند که با تکذیب روسها مواجه نشد. واقعیت این است که ایران میتواند و باید در انتخاب شریک راهبردی به اروپا پیوند بخورد تا روسیه. اروپا به گاز ایران نیاز داشت و میتوانستیم دستکم دو دهه پیش به اروپا گاز صادر کنیم. اما روسیه در غیاب ایران صادرکننده انحصاری گاز به اروپا شده است. شوربختانه روسیه حتی از اینکه به پاکستان در همسایگی ایران گاز صادر کند نیز غفلت نکرده و کشور پاکستان با وجود سه دهه گفتوگو با ایران و هزینههایی که ایران برای کشیدن لوله صادرات گاز به این کشور متحمل شده است گاز خود را از روسیه خریداری میکند. ایران اما درحالی که سالهاست درگیر رفع تحریم غرب و به ویژه آمریکاست، اکنون چند ماه است در وین میجنگد تا تحریمها برداشته شود که روسیه بازار گاز اروپا را تصاحب کرده و نیز سرمایههای قابل اعتنایی برای صادرات به پاکستان و هند انجام داده است. کاش دولت سیزدهم در نخستین گامهای خود به این مقوله بپردازد و نفت و گاز ایران را که براساس اطلاعات بازار تکنولوژی حداکثر ده سال دیگر از دست میرود نجات دهد. انتخاب دوست راهبردی باید همهجانبه باشد. /جهان صنعت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ایرانیان چرا و به کجا مهاجرت میکنند؟
🔺رصدخانه مهاجرتی ایران در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف سالنامه مهاجرتی ایران را منتشر کردکه در آن تصویری از مهاجران جهان، ایرانیان ساکن در کشورهای دیگر، مهاجرتهای اجباری و انگیزههای مهاجرتی ارایه داده است./روزنامه شهروند
🔺کشورهای دارای بیشترین جمعیت ایرانی (افراد متولد ایران) امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، کانادا، آلمان، انگلستان، ترکیه، سوئد، استرالیا، کویت، هلند، قطر، فرانسه، نروژ، اتریش، دانمارک، ایتالیا، عراق، سوییس و بلژیک هستند.
🔺آمارهای جهانی همچنین میگوید غالب ایرانیان مهاجر تحصیلکرده و متخصصاند. وضع مهاجران ایرانی در کشورهای حوزه OECD یعنی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد اولین گروه شغلی در میان ایرانیان در این کشورها متخصصان هستند.
🔺سالنامه مهاجرتی ایران در ادامه در اینباره نوشته است:
«همچنین بهطور کلی روند تعداد متخصصان از نیروی کار ایرانی در این کشورها صعودی بوده است و از ۲۵درصد در سال ۲۰۰۰ به ۲۹.۶درصد در سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است.
🔺 دومین گروه شغلی ایرانیان در این کشورها کارکنان ارایه خدمات و کارکنان فروش و بازاریابی بودهاند و کارکنان ماهر بخش کشاورزی و شیلات کمترین درصد ایرانیان در بازار کار کشورهای OECD بودهاند.»
🔺نخستین مقصد مهاجران ایرانی
دادههای سازمان ملل میگوید آمریکا نخستین مقصد مهاجران ایرانی است.
اغلب این ایرانیان یعنی بیش از۷۴درصد آنان دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم هستند و حدود ۷۲درصد آنان در سن کار یعنی از ۱۸ تا ۶۴سال قرار دارند.
🔺دریافت تابعیت آمریکایی ایرانیان در دوران ریاستجمهوری ترامپ کاهش یافته است، اما آمارها میگوید از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ هر سال بین ۸ تا ۱۰هزار نفر ایرانی تابعیت این کشور را دریافت میکردند.
🔺عمدهترین محل فعالیت نیروی کار ایرانی «خدمات آموزشی، مراقبتهای بهداشتی و خدمات اجتماعی و پس از آن متخصصان، دانشمندان و مدیران اجرایی و مدیران خدمات پسماند و در جایگاه سوم خُردهفروشی بوده است.»
🔺در مقابل تعداد ایرانیان در کانادا از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹ در حال افزایش بوده و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۰هزار نفر افزایش داشته است.
🔺ایرانیان در اروپا
بر اساس آمار سازمان ملل در سال ۲۰۱۹، بیشترین ایرانیان مهاجر در اروپا در کشورهای آلمان، انگلیس، سوئد، هلند و فرانسه ساکناند، اما آمارها از نظر اجازه اقامت معتبر اندکی متفاوت است و آمارهای سال ۲۰۱۸ نشان میدهد بیش از ۷۳هزار ایرانی در آلمان زندگی میکنند.
«ایران همچنین جزو ۱۰ کشور اول در میان کشورهای غیر اتحادیه اروپاست که شهروندانش به علت داشتن شغل در آلمان اقامت دائم دریافت میکنند.»
🔺 همچنین جزو ۱۰ کشور اول دنیاست که شهروندانش این اقامت را از طریق خوداشتغالی و راهاندازی یک کسب و کار میگیرند.
🔺 بعد از آلمان با فاصله زیاد ایرانیان در انگلستان، سوئد و ایتالیا سکونت دارند.
🔺مهاجرت به کشور همسایه
یکی از مقاصد مهم مهاجرت ایرانیان در سالهای اخیر ترکیه است.
«با گشوده شدن کانال پناهجویی در ترکیه پس از تحولات منطقهای دهه اخیر در سوریه و عراق، تعداد ایرانیانی که بهعنوان پناهجو در این کشور ثبت شدهاند افزایش چشمگیری داشته است.
آمارهای سه ماه اول سال ۲۰۲۰ نشان میدهد ایرانیان به جای عراقیها در رتبه اول خرید خانه در ترکیه نشستهاند.
🔺ایرانیان در آسیا و استرالیا
کشورهایی که بیشترین ایرانی را در آسیا دارند امارات متحده عربی، کویت، قطر، عراق، مالزی، ارمنستان، ژاپن، ترکمنستان و پاکستان و ... هستند.
🔺 مهاجرت ایرانیان به استرالیا هم سالهاست در وضع صعودی قرار دارد و در سال ۲۰۱۹ بیش از ۷۳هزار ایرانی در این کشور زندگی میکردند. این عدد به نسبت سال ۲۰۱۰ بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته است.
🔺دانشجویان ایرانی به کدام کشورها میروند
پنج مقصد اصلی دانشجویان ایرانی کشورهای آمریکا، ترکیه، آلمان، ایتالیا و کاناداست.
مقاصد بعدی دانشجویان ایرانی آلمان و ایتالیاست.کانادا هم میزبان نزدیک به ۴هزار دانشجوی ایرانی است
🔺هشت عامل اصلی برای مهاجرت دانشجویان و فارغالتحصیلان ایرانی وجود دارد:
_ناامیدی از سطح درآمد و تناسب آن با هزینهها
_ امکان پیشرفت شغلی
_ نظم وثبات و قانونمداری جامعه ی مقصد
_علاقه به کسب سابقه تحصیلی یا کاری در خارج از کشور
_ شایستهسالاری
_ امکان یافتن شغل و میل به تجربه زندگی در خارج از کشور
«پیش از وقوع تحولات اقتصادی در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به واسطه بازگشت تحریمها حدود ۳۰درصد از دانشجویان تمایل به مهاجرت داشتهاند، اما این تحولات موجب افزایش میل مهاجرت تا ۶۳درصد شده .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺رصدخانه مهاجرتی ایران در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف سالنامه مهاجرتی ایران را منتشر کردکه در آن تصویری از مهاجران جهان، ایرانیان ساکن در کشورهای دیگر، مهاجرتهای اجباری و انگیزههای مهاجرتی ارایه داده است./روزنامه شهروند
🔺کشورهای دارای بیشترین جمعیت ایرانی (افراد متولد ایران) امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، کانادا، آلمان، انگلستان، ترکیه، سوئد، استرالیا، کویت، هلند، قطر، فرانسه، نروژ، اتریش، دانمارک، ایتالیا، عراق، سوییس و بلژیک هستند.
🔺آمارهای جهانی همچنین میگوید غالب ایرانیان مهاجر تحصیلکرده و متخصصاند. وضع مهاجران ایرانی در کشورهای حوزه OECD یعنی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد اولین گروه شغلی در میان ایرانیان در این کشورها متخصصان هستند.
🔺سالنامه مهاجرتی ایران در ادامه در اینباره نوشته است:
«همچنین بهطور کلی روند تعداد متخصصان از نیروی کار ایرانی در این کشورها صعودی بوده است و از ۲۵درصد در سال ۲۰۰۰ به ۲۹.۶درصد در سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است.
🔺 دومین گروه شغلی ایرانیان در این کشورها کارکنان ارایه خدمات و کارکنان فروش و بازاریابی بودهاند و کارکنان ماهر بخش کشاورزی و شیلات کمترین درصد ایرانیان در بازار کار کشورهای OECD بودهاند.»
🔺نخستین مقصد مهاجران ایرانی
دادههای سازمان ملل میگوید آمریکا نخستین مقصد مهاجران ایرانی است.
اغلب این ایرانیان یعنی بیش از۷۴درصد آنان دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم هستند و حدود ۷۲درصد آنان در سن کار یعنی از ۱۸ تا ۶۴سال قرار دارند.
🔺دریافت تابعیت آمریکایی ایرانیان در دوران ریاستجمهوری ترامپ کاهش یافته است، اما آمارها میگوید از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ هر سال بین ۸ تا ۱۰هزار نفر ایرانی تابعیت این کشور را دریافت میکردند.
🔺عمدهترین محل فعالیت نیروی کار ایرانی «خدمات آموزشی، مراقبتهای بهداشتی و خدمات اجتماعی و پس از آن متخصصان، دانشمندان و مدیران اجرایی و مدیران خدمات پسماند و در جایگاه سوم خُردهفروشی بوده است.»
🔺در مقابل تعداد ایرانیان در کانادا از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹ در حال افزایش بوده و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۰هزار نفر افزایش داشته است.
🔺ایرانیان در اروپا
بر اساس آمار سازمان ملل در سال ۲۰۱۹، بیشترین ایرانیان مهاجر در اروپا در کشورهای آلمان، انگلیس، سوئد، هلند و فرانسه ساکناند، اما آمارها از نظر اجازه اقامت معتبر اندکی متفاوت است و آمارهای سال ۲۰۱۸ نشان میدهد بیش از ۷۳هزار ایرانی در آلمان زندگی میکنند.
«ایران همچنین جزو ۱۰ کشور اول در میان کشورهای غیر اتحادیه اروپاست که شهروندانش به علت داشتن شغل در آلمان اقامت دائم دریافت میکنند.»
🔺 همچنین جزو ۱۰ کشور اول دنیاست که شهروندانش این اقامت را از طریق خوداشتغالی و راهاندازی یک کسب و کار میگیرند.
🔺 بعد از آلمان با فاصله زیاد ایرانیان در انگلستان، سوئد و ایتالیا سکونت دارند.
🔺مهاجرت به کشور همسایه
یکی از مقاصد مهم مهاجرت ایرانیان در سالهای اخیر ترکیه است.
«با گشوده شدن کانال پناهجویی در ترکیه پس از تحولات منطقهای دهه اخیر در سوریه و عراق، تعداد ایرانیانی که بهعنوان پناهجو در این کشور ثبت شدهاند افزایش چشمگیری داشته است.
آمارهای سه ماه اول سال ۲۰۲۰ نشان میدهد ایرانیان به جای عراقیها در رتبه اول خرید خانه در ترکیه نشستهاند.
🔺ایرانیان در آسیا و استرالیا
کشورهایی که بیشترین ایرانی را در آسیا دارند امارات متحده عربی، کویت، قطر، عراق، مالزی، ارمنستان، ژاپن، ترکمنستان و پاکستان و ... هستند.
🔺 مهاجرت ایرانیان به استرالیا هم سالهاست در وضع صعودی قرار دارد و در سال ۲۰۱۹ بیش از ۷۳هزار ایرانی در این کشور زندگی میکردند. این عدد به نسبت سال ۲۰۱۰ بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته است.
🔺دانشجویان ایرانی به کدام کشورها میروند
پنج مقصد اصلی دانشجویان ایرانی کشورهای آمریکا، ترکیه، آلمان، ایتالیا و کاناداست.
مقاصد بعدی دانشجویان ایرانی آلمان و ایتالیاست.کانادا هم میزبان نزدیک به ۴هزار دانشجوی ایرانی است
🔺هشت عامل اصلی برای مهاجرت دانشجویان و فارغالتحصیلان ایرانی وجود دارد:
_ناامیدی از سطح درآمد و تناسب آن با هزینهها
_ امکان پیشرفت شغلی
_ نظم وثبات و قانونمداری جامعه ی مقصد
_علاقه به کسب سابقه تحصیلی یا کاری در خارج از کشور
_ شایستهسالاری
_ امکان یافتن شغل و میل به تجربه زندگی در خارج از کشور
«پیش از وقوع تحولات اقتصادی در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به واسطه بازگشت تحریمها حدود ۳۰درصد از دانشجویان تمایل به مهاجرت داشتهاند، اما این تحولات موجب افزایش میل مهاجرت تا ۶۳درصد شده .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰توسعه از منظر دکتر عبدالحسین ساسان:
🔺بخش اول
🔷- توسعه را نمیتوان تعریف کرد، ولی میتوان مصادیق آن را نشان داد. بنیامین هیگینز که شاید از پدران بنیانگذار توسعه اقتصادی باشد، یک جمله معروف دارد که میگوید توسعه شبیه زرافه است، همواره وقتی او را ببینیم میشناسیم و میفهمیم که زرافه است؛ اما اگر کسی به ما بگوید که زرافه را توصیف کن، مشکل پیدا میکنیم و شاید نتوانیم تعریف کنیم. من نیز معتقدم توسعه به طور دقیق قابل تعریف نیست.
🔷- من فکر میکنم که واقعاً توسعه اقتصادی زیربنایی است، که میتواند توسعه اجتماعی و فرهنگی را ایجاد کند. کمیتها باید جمع شوند و برهم انباشته شوند تا به تغییرات کیفی منجر شوند. مثلا در جوامعی که فاقد توسعه اقتصادی هستند، ورزش و رسانهها در ایران به دولت وابستهاند و مثلا کافی است که دولت به رسانهای کاغذ یارانهای ندهد، آن رسانه سقوط میکند و تیمهای فوتبال آن از هم فرو میپاشد.
🔷- ما در تولید فولاد، سدسازی، راههای شوسه، پوشش تلفن همراه، بهرهبرداری از معادن، صنایع دفاعی و ... رشد مثبت داشتهایم، اما در زمینه محافظت از خاک و جنگل، وضعیت آبهای زیر زمینی و ... رکورددار رشد منفی هستیم. آیا مثلاً آن رشدهای مثبت ناپایدار نیست؟ مثلاً در شهرهایی که ترتیباتی برای تولید فولاد دادهایم، آیا بهزودی کارکنان فولاد از آب خوردن محروم نمیشوند؟
🔷- ما برای ارزیابی وضعیت ایران، شدیداً نیاز به تئوری داریم. اگر تئوری والرشتاین را مبنا قرار دهیم، دنیای توسعه تشکیل شده از مرکز و پیرامون، کانون غرب متشکل از آمریکا، اروپا و اسرائیل است و کشورهایی مثل عربستان، امارات متحده عربی، سنگاپور، ترکیه، کره جنوبی در مدار نزدیک به کانون غرب گردش میکنند و کشورهایی مانند مکزیک در مدار دور کانون غرب هستند. کانون شرق متشکل از روسیه و چین است که کشورهایی مانند کره شمالی و کوبا در مدار نزدیک این کانون قرار دارد و عدهای معتقدند ایران نیز در مدار نزدیک شرق قرار گرفته است و در مدار دورتر شرق کشورهایی مانند ونزوئلا و نیکاراگوئه و برخی کشورهای سوسیالیستی آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی قرار دارند.
🔷- کشورهای کانونی کمتر خودشان درگیر جنگ میشوند و جنگهای نیابتی را به عهده کشورهای مدار نزدیک میگذارند. به همین دلیل است که جنگهای نیابتی برای آمریکا را عربستان در یمن انجام میدهد و کشورهای مدار شرق نیز در سوریه به نیابت از روسیه وارد جنگ میشوند.
🔷- داروینیسم اقتصادی این است که طبیعتاً چه در تجارت و چه در دیپلماسی، قدرتهای برتر، قدرتهای پایینتر را استثمار میکنند و این به صور مختلف مثل رشد نامتوازن ظاهر میشود. در جاهایی که کشورهای کانون نیاز دارند، بستر رشدش را برای کشورهای پیرامون باز میگذارند و مواردی که نیاز ندارند را تحریم میکنند و بخشی از اقتصاد را میخوابانند.
🔷- در هیچیک از مدارهای شرق، دموکراسی نمیتواند وارد شود چون در کهکشان شرق شامل کانون، مدارهای نزدیک و مدارهای دور، آزادیها قطره چکانی وجود دارد. شما نمیتوانید بگویید که یک کشور در مدار شرق است و برای دموکراسی تلاش میکند. این بیمعنی است. چون خود کانونهای شرق هم دموکراسی را قبول ندارد. /ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺بخش اول
🔷- توسعه را نمیتوان تعریف کرد، ولی میتوان مصادیق آن را نشان داد. بنیامین هیگینز که شاید از پدران بنیانگذار توسعه اقتصادی باشد، یک جمله معروف دارد که میگوید توسعه شبیه زرافه است، همواره وقتی او را ببینیم میشناسیم و میفهمیم که زرافه است؛ اما اگر کسی به ما بگوید که زرافه را توصیف کن، مشکل پیدا میکنیم و شاید نتوانیم تعریف کنیم. من نیز معتقدم توسعه به طور دقیق قابل تعریف نیست.
🔷- من فکر میکنم که واقعاً توسعه اقتصادی زیربنایی است، که میتواند توسعه اجتماعی و فرهنگی را ایجاد کند. کمیتها باید جمع شوند و برهم انباشته شوند تا به تغییرات کیفی منجر شوند. مثلا در جوامعی که فاقد توسعه اقتصادی هستند، ورزش و رسانهها در ایران به دولت وابستهاند و مثلا کافی است که دولت به رسانهای کاغذ یارانهای ندهد، آن رسانه سقوط میکند و تیمهای فوتبال آن از هم فرو میپاشد.
🔷- ما در تولید فولاد، سدسازی، راههای شوسه، پوشش تلفن همراه، بهرهبرداری از معادن، صنایع دفاعی و ... رشد مثبت داشتهایم، اما در زمینه محافظت از خاک و جنگل، وضعیت آبهای زیر زمینی و ... رکورددار رشد منفی هستیم. آیا مثلاً آن رشدهای مثبت ناپایدار نیست؟ مثلاً در شهرهایی که ترتیباتی برای تولید فولاد دادهایم، آیا بهزودی کارکنان فولاد از آب خوردن محروم نمیشوند؟
🔷- ما برای ارزیابی وضعیت ایران، شدیداً نیاز به تئوری داریم. اگر تئوری والرشتاین را مبنا قرار دهیم، دنیای توسعه تشکیل شده از مرکز و پیرامون، کانون غرب متشکل از آمریکا، اروپا و اسرائیل است و کشورهایی مثل عربستان، امارات متحده عربی، سنگاپور، ترکیه، کره جنوبی در مدار نزدیک به کانون غرب گردش میکنند و کشورهایی مانند مکزیک در مدار دور کانون غرب هستند. کانون شرق متشکل از روسیه و چین است که کشورهایی مانند کره شمالی و کوبا در مدار نزدیک این کانون قرار دارد و عدهای معتقدند ایران نیز در مدار نزدیک شرق قرار گرفته است و در مدار دورتر شرق کشورهایی مانند ونزوئلا و نیکاراگوئه و برخی کشورهای سوسیالیستی آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی قرار دارند.
🔷- کشورهای کانونی کمتر خودشان درگیر جنگ میشوند و جنگهای نیابتی را به عهده کشورهای مدار نزدیک میگذارند. به همین دلیل است که جنگهای نیابتی برای آمریکا را عربستان در یمن انجام میدهد و کشورهای مدار شرق نیز در سوریه به نیابت از روسیه وارد جنگ میشوند.
🔷- داروینیسم اقتصادی این است که طبیعتاً چه در تجارت و چه در دیپلماسی، قدرتهای برتر، قدرتهای پایینتر را استثمار میکنند و این به صور مختلف مثل رشد نامتوازن ظاهر میشود. در جاهایی که کشورهای کانون نیاز دارند، بستر رشدش را برای کشورهای پیرامون باز میگذارند و مواردی که نیاز ندارند را تحریم میکنند و بخشی از اقتصاد را میخوابانند.
🔷- در هیچیک از مدارهای شرق، دموکراسی نمیتواند وارد شود چون در کهکشان شرق شامل کانون، مدارهای نزدیک و مدارهای دور، آزادیها قطره چکانی وجود دارد. شما نمیتوانید بگویید که یک کشور در مدار شرق است و برای دموکراسی تلاش میکند. این بیمعنی است. چون خود کانونهای شرق هم دموکراسی را قبول ندارد. /ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰توسعه از منظر دکتر عبدالحسین ساسان:
🔺بخش دوم
🔷 توسعه اروپا و آمریکا از طریق جامعه مدنیاش شکل گرفت. اکثر پادشاهان آن زمان در مقابل توسعه و رنسانس و روشنفکری مقاومت میکردند. دموکراسی و ساختارهای سیاسی را درست کرد و کاملاً دربارها را نیز کنترل کرد. در جاهایی نیز که دربارها تن به کنترل ندادند، آنها را همچون انقلاب فرانسه به زیر کشید و جامعه مدنی راه خودش را رفت. چین و کره جنوبی توسعه دولت محور داشته و ژاپن به عنوان یک استثنا دولت و جامعه مدنی همراه بودند.
🔷- برعکس اروپا و آمریکا به لحاظ تاریخی، جامعه مدنی ایران بیست و چهارساله است. ممکن است بگویید که یک انسان ۲۴ ساله جوان است، ولی جنبش اجتماعی یا تحولات اجتماعی ۲۴ ساله، حتی کودک هم نیست و هنوز نوزاد است. ولی به طور ویژه اینترنت و دنیای ارتباطات باعث شد که این نوزاد خیلی سریع رشد کند و شرایط ایران باعث شده که ایران امروز یک جامعه مدنی فوقالعاده قوی و مستحکم در اختیار داشته باشد. بنابر این به نظر من ما توانایی توسعه از طریق جامعه مدنی را داریم.
🔷- در سپهر اندیشه ایران صدها نحله فکری (متفق، پراکنده، وابسته، تحت تأثیر) داریم، ولی میتوان آنها را در سه طیف طبقهبندی کرد. گروه اول اصولگرایی است و ریشه در سنتها دارند و خودش طیفی از بنیادگرایی تا عملگرایی تشکیل میدهد. گروه دوم اصلاحطلبان هستند که خود بین دو قطب میانهروها تا تندروها پراکنده است. گروه سوم براندازان هستند که بین دو قطب براندازهای سکولار و براندازهای لائیک پراکنده میشوند. شمار بسیاری از هواداران این اندیشه در خارج از کشور هستند، ولی در داخل هم هوادارانی دارد. آینده ایران به چه سمتی میرود؟ بستگی دارد که کدامیک از این سه طیف اندیشگی، بتواند جامعه ایران را هدایت کند و بتواند بر جامعه مدنی ایران فرمانروایی کند. البته شاید هم مانند ژاپن جنبش چهارمی (مانند ماچیزوکیوری) ایجاد شود که هوادار اقدامات جزئی و کوچک توسط لایههای مردم در متن جامعه مدنی هستند.
🔷- این اندیشه در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. سعدی در گلستان میگوید: «به چشمِ خویش دیدم در بیابان / که آهسته سَبَق بُرد از شتابان / سمندِ بادپای از تک فرو ماند / شتربان همچنان آهسته میراند»، به نظر من در ایران حرکت سیاسی باید مانند شترها صورت گیرد. شتر میتواند در طوفان کورمال راه برود و در جریان توسعه ایران فقط شترها باقی میمانند. جاده سنگلاخ و مسیر طوفانیست، حرکت سریع شکست خواهد خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺بخش دوم
🔷 توسعه اروپا و آمریکا از طریق جامعه مدنیاش شکل گرفت. اکثر پادشاهان آن زمان در مقابل توسعه و رنسانس و روشنفکری مقاومت میکردند. دموکراسی و ساختارهای سیاسی را درست کرد و کاملاً دربارها را نیز کنترل کرد. در جاهایی نیز که دربارها تن به کنترل ندادند، آنها را همچون انقلاب فرانسه به زیر کشید و جامعه مدنی راه خودش را رفت. چین و کره جنوبی توسعه دولت محور داشته و ژاپن به عنوان یک استثنا دولت و جامعه مدنی همراه بودند.
🔷- برعکس اروپا و آمریکا به لحاظ تاریخی، جامعه مدنی ایران بیست و چهارساله است. ممکن است بگویید که یک انسان ۲۴ ساله جوان است، ولی جنبش اجتماعی یا تحولات اجتماعی ۲۴ ساله، حتی کودک هم نیست و هنوز نوزاد است. ولی به طور ویژه اینترنت و دنیای ارتباطات باعث شد که این نوزاد خیلی سریع رشد کند و شرایط ایران باعث شده که ایران امروز یک جامعه مدنی فوقالعاده قوی و مستحکم در اختیار داشته باشد. بنابر این به نظر من ما توانایی توسعه از طریق جامعه مدنی را داریم.
🔷- در سپهر اندیشه ایران صدها نحله فکری (متفق، پراکنده، وابسته، تحت تأثیر) داریم، ولی میتوان آنها را در سه طیف طبقهبندی کرد. گروه اول اصولگرایی است و ریشه در سنتها دارند و خودش طیفی از بنیادگرایی تا عملگرایی تشکیل میدهد. گروه دوم اصلاحطلبان هستند که خود بین دو قطب میانهروها تا تندروها پراکنده است. گروه سوم براندازان هستند که بین دو قطب براندازهای سکولار و براندازهای لائیک پراکنده میشوند. شمار بسیاری از هواداران این اندیشه در خارج از کشور هستند، ولی در داخل هم هوادارانی دارد. آینده ایران به چه سمتی میرود؟ بستگی دارد که کدامیک از این سه طیف اندیشگی، بتواند جامعه ایران را هدایت کند و بتواند بر جامعه مدنی ایران فرمانروایی کند. البته شاید هم مانند ژاپن جنبش چهارمی (مانند ماچیزوکیوری) ایجاد شود که هوادار اقدامات جزئی و کوچک توسط لایههای مردم در متن جامعه مدنی هستند.
🔷- این اندیشه در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. سعدی در گلستان میگوید: «به چشمِ خویش دیدم در بیابان / که آهسته سَبَق بُرد از شتابان / سمندِ بادپای از تک فرو ماند / شتربان همچنان آهسته میراند»، به نظر من در ایران حرکت سیاسی باید مانند شترها صورت گیرد. شتر میتواند در طوفان کورمال راه برود و در جریان توسعه ایران فقط شترها باقی میمانند. جاده سنگلاخ و مسیر طوفانیست، حرکت سریع شکست خواهد خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
💠«جامعه شناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی است»
🌎اتحادیه جامعه شناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در حوزه های گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیده است. با انتشار آن در کانال های مختلف، به ترویج بینش جامعه شناختی کمک کنیم.
🌸🌸پنج شنبه1400/4/10🌸🌸
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
🖊احمد فعال
📍کانال بیان آزادی
🆔 @BayaneAzadi
🖊مصلح فتاح پور
📍کانال آسیب های اجتماعی گیلان
🆔 @socialproblemsguilan
🖊حجت اله عباسی
📍مطالعات رسانه و ارتباطات
🆔 @mediaresearches
🖊محمدرضا کلاهی
📍درباره ما
🆔 @mohammadrezakolahi
🖊ح.ا.تنهایی
📍گروه جامعه شناسی تفسیری و نظری ایران
🆔 @hatanhai
🖊عباس بختیاری
📍 کانال کنکاشی در روش
🆔 @Exploring_the_method
🖊نعمت الله فاضلی
📍تحلیل فرهنگی جامعه ایران
🆔 @DrNematallahFazeli
📍کانال تلگرامی گروه مطالعات زنان
🆔 @womenstudiesisaorg
🖊سیدحمیدرضا رضوی
📍جامعهشناسی آموزش و پرورش
🆔 @Sociology_Of_Education
🖊عادل سجودی
📍جامعه شناسی گیلان
🆔 @GILsociologist
🖊فاطمه موسوی ویایه
📍زنان و مسائل اجتماعی
🆔 @women_socialproblems
🖊عباس نعیمی جورشری
📍جامعهشناسی صلح
🆔 @abbasnaeemi
🖊سید محمود نجاتی حسینی ( خراسانی )
📍فلسفه اجتماعی
[ جامعه شناسی فلسفی -الاهیاتی ]
🆔 @smnejatihosseini
🖊سعید معدنی
📍هفت اقلیم
🆔 @Saeed_Maadani
🖊حسین شیران
📍جامعه شناسی شرقی
🆔 @orientalsociology
🖊رضا کردبچه
📍جامعه شناسی/ سینما / ادبیات
🆔 @R_kordbacheh
🖊شیرین ولی پوری
📍جامعه شناسی جنایی ایران
🆔 @criminalsociology
🖊رضا تسلیمی طهرانی
📍جامعهشناسی عمومی
🆔 @taslimi_tehrani
🖊بی تا مدنی
📍جامعه شناسی ورزش و بدن
🆔 @sociology_of_sport
🖊پرستو فرخی
📍جامعه شناسی زن روز
🆔 @Zane_Ruz_Channel
🖊امیر رزاقی
📍جستارهایی در جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
🆔 @sociology_economic_development
💠💠💠💠💠💠💠💠💠
🔗Click here to join us:
🆔 @madanibita
🆔 @dr_shirinvalipouri
🆔 @Mohamadzeinaliunari
🌎اتحادیه جامعه شناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در حوزه های گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیده است. با انتشار آن در کانال های مختلف، به ترویج بینش جامعه شناختی کمک کنیم.
🌸🌸پنج شنبه1400/4/10🌸🌸
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
🖊احمد فعال
📍کانال بیان آزادی
🆔 @BayaneAzadi
🖊مصلح فتاح پور
📍کانال آسیب های اجتماعی گیلان
🆔 @socialproblemsguilan
🖊حجت اله عباسی
📍مطالعات رسانه و ارتباطات
🆔 @mediaresearches
🖊محمدرضا کلاهی
📍درباره ما
🆔 @mohammadrezakolahi
🖊ح.ا.تنهایی
📍گروه جامعه شناسی تفسیری و نظری ایران
🆔 @hatanhai
🖊عباس بختیاری
📍 کانال کنکاشی در روش
🆔 @Exploring_the_method
🖊نعمت الله فاضلی
📍تحلیل فرهنگی جامعه ایران
🆔 @DrNematallahFazeli
📍کانال تلگرامی گروه مطالعات زنان
🆔 @womenstudiesisaorg
🖊سیدحمیدرضا رضوی
📍جامعهشناسی آموزش و پرورش
🆔 @Sociology_Of_Education
🖊عادل سجودی
📍جامعه شناسی گیلان
🆔 @GILsociologist
🖊فاطمه موسوی ویایه
📍زنان و مسائل اجتماعی
🆔 @women_socialproblems
🖊عباس نعیمی جورشری
📍جامعهشناسی صلح
🆔 @abbasnaeemi
🖊سید محمود نجاتی حسینی ( خراسانی )
📍فلسفه اجتماعی
[ جامعه شناسی فلسفی -الاهیاتی ]
🆔 @smnejatihosseini
🖊سعید معدنی
📍هفت اقلیم
🆔 @Saeed_Maadani
🖊حسین شیران
📍جامعه شناسی شرقی
🆔 @orientalsociology
🖊رضا کردبچه
📍جامعه شناسی/ سینما / ادبیات
🆔 @R_kordbacheh
🖊شیرین ولی پوری
📍جامعه شناسی جنایی ایران
🆔 @criminalsociology
🖊رضا تسلیمی طهرانی
📍جامعهشناسی عمومی
🆔 @taslimi_tehrani
🖊بی تا مدنی
📍جامعه شناسی ورزش و بدن
🆔 @sociology_of_sport
🖊پرستو فرخی
📍جامعه شناسی زن روز
🆔 @Zane_Ruz_Channel
🖊امیر رزاقی
📍جستارهایی در جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
🆔 @sociology_economic_development
💠💠💠💠💠💠💠💠💠
🔗Click here to join us:
🆔 @madanibita
🆔 @dr_shirinvalipouri
🆔 @Mohamadzeinaliunari
Telegram
attach 📎