فرهاد قنبری
ما و اخبار
در جهان پر زرق و برق امروز انسانها علاوه بر مصرف روزانه کالاهای مختلف که با تبلیغات فراوان به خورد مخاطبان داده میشود، کالای مصرفی و پرخریدار دیگری نیز هست که روزانه با ولع خاصی سرو و مصرف می شود و آن کالا خود «خبر» است. امروزه خبرگزاری ها و خبرنگاران، کاسبان و فروشندگان اصلی خبر هستند. آنها گاهی خبری را با هزینه های هنگفت می خرند و با قیمت گزافتر به فروش می رسانند. خبر در جهان امروز فاسد شدنی ترین کالاهاست. کافیست خبرنگار و خبرگزاری فقط چند دقیقه زودتر را یا دیرتر به کالای خود دست پیدا کند تا زندگیش زیر و رو شود. امروزه خبر به مانند اکثر کالاهای مصرفی با تبلیغات مشتری خود را می یابد و هر فروشگاه خبری می داند که کجا دنبال مشتری خود بگردد.
اخبار روزانه در حد بسیار وسیع تولید میشوند و در کل چند نقش و کارکرد اساسی را برعهده دارند.
۱- درآمد زایی:
امروزه خبر عام ترین کالای مصرفی است که از دورافتاده ترین روستاها تا مراکز جهانی و همه افراد از هر رنگ و دین و نژاد و جنس و طبقه و سن مشغول مصرف آن هستند. از اخبار حول سلبریتی ها و ورزشکاران و خواننده ها و بازیگران گرفته تا اخبار حول زندگی سیاستمداران و جنگ ها و خشونت ها در نقاط مختلف جهان هر کدام مشتری و مصرف کننده خود را دارند.
۲- عادی سازی فاجعه:
نقش پنهانی که امروزه اخبار در جهان ایفا می کنند عادی سازی فاجعه است. امروزه به ندرت پیش می آید که روزانه خبری مبنی بر قتل فجیع و خشونت و ترور و جنگ و اعدام و امثالهم به گوشمان نخورد. شنیدن روزانه این اخبار اگر یک کارکرد پنهان داشته باشد، همان طبیعی کردن و عادی نشان دادن فاجعه و خشونت در جهان است. (این خاصیت آدمی است که بر هر چیزی عادت می کند. بنگاههای خبری به این امر کاملا واقفند)
۳- سرعت و سلب اندیشه:
یکی دیگر از نتایج بمباران روزانه اذهان عمومی توسط اخبار، اجازه ندادن به تفکر و تعقل و چرایی اخبار ایجاد شده است. در جهان امروز تا افراد در بهت از چرایی وقوع یک خبر هستند، سریعا اخباری با رنگ و بوی و شکل دیگری سرآزیر می شود و اذهان را به کل از خبر قبلی منحرف کرده و به سوی اخبار جدید می کشاند. این میزان ازسرعت سرسام آور اخبار اجازه هرگونه نگاه انتقادی به رویدادها را مخاطبان سلب می کند.
۴- جهت دهی به افکار:
کارکرد مهم دیگر اخبار جهت دهی به افکار عمومی است. برای انسان امروزی که اغلب ساعات روزانه خود را مشغول فعالیت اقتصادی در کارگاه و اداره و کارخانه و خیابان و.. است به ندرت وقتی برای مطالعه باقی می ماند. چنین افرادی عمده اطلاعات خود را از شبکه های خبری کسب می کنند و با توجه به شبکه خبری متبوع خود فکر و ذهنشان شکل می گیرد. تاثیر شبکه های خبری بر افراد به آن میزان است که امروز با صحبت چند دقیقه ای با یک فرد به راحتی می توان متوجه شد که او مخاطب صداوسیماست یا برنامه های شبکه ایران اینترنشال یا بی بی سی فارسی را دنبال می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ما و اخبار
در جهان پر زرق و برق امروز انسانها علاوه بر مصرف روزانه کالاهای مختلف که با تبلیغات فراوان به خورد مخاطبان داده میشود، کالای مصرفی و پرخریدار دیگری نیز هست که روزانه با ولع خاصی سرو و مصرف می شود و آن کالا خود «خبر» است. امروزه خبرگزاری ها و خبرنگاران، کاسبان و فروشندگان اصلی خبر هستند. آنها گاهی خبری را با هزینه های هنگفت می خرند و با قیمت گزافتر به فروش می رسانند. خبر در جهان امروز فاسد شدنی ترین کالاهاست. کافیست خبرنگار و خبرگزاری فقط چند دقیقه زودتر را یا دیرتر به کالای خود دست پیدا کند تا زندگیش زیر و رو شود. امروزه خبر به مانند اکثر کالاهای مصرفی با تبلیغات مشتری خود را می یابد و هر فروشگاه خبری می داند که کجا دنبال مشتری خود بگردد.
اخبار روزانه در حد بسیار وسیع تولید میشوند و در کل چند نقش و کارکرد اساسی را برعهده دارند.
۱- درآمد زایی:
امروزه خبر عام ترین کالای مصرفی است که از دورافتاده ترین روستاها تا مراکز جهانی و همه افراد از هر رنگ و دین و نژاد و جنس و طبقه و سن مشغول مصرف آن هستند. از اخبار حول سلبریتی ها و ورزشکاران و خواننده ها و بازیگران گرفته تا اخبار حول زندگی سیاستمداران و جنگ ها و خشونت ها در نقاط مختلف جهان هر کدام مشتری و مصرف کننده خود را دارند.
۲- عادی سازی فاجعه:
نقش پنهانی که امروزه اخبار در جهان ایفا می کنند عادی سازی فاجعه است. امروزه به ندرت پیش می آید که روزانه خبری مبنی بر قتل فجیع و خشونت و ترور و جنگ و اعدام و امثالهم به گوشمان نخورد. شنیدن روزانه این اخبار اگر یک کارکرد پنهان داشته باشد، همان طبیعی کردن و عادی نشان دادن فاجعه و خشونت در جهان است. (این خاصیت آدمی است که بر هر چیزی عادت می کند. بنگاههای خبری به این امر کاملا واقفند)
۳- سرعت و سلب اندیشه:
یکی دیگر از نتایج بمباران روزانه اذهان عمومی توسط اخبار، اجازه ندادن به تفکر و تعقل و چرایی اخبار ایجاد شده است. در جهان امروز تا افراد در بهت از چرایی وقوع یک خبر هستند، سریعا اخباری با رنگ و بوی و شکل دیگری سرآزیر می شود و اذهان را به کل از خبر قبلی منحرف کرده و به سوی اخبار جدید می کشاند. این میزان ازسرعت سرسام آور اخبار اجازه هرگونه نگاه انتقادی به رویدادها را مخاطبان سلب می کند.
۴- جهت دهی به افکار:
کارکرد مهم دیگر اخبار جهت دهی به افکار عمومی است. برای انسان امروزی که اغلب ساعات روزانه خود را مشغول فعالیت اقتصادی در کارگاه و اداره و کارخانه و خیابان و.. است به ندرت وقتی برای مطالعه باقی می ماند. چنین افرادی عمده اطلاعات خود را از شبکه های خبری کسب می کنند و با توجه به شبکه خبری متبوع خود فکر و ذهنشان شکل می گیرد. تاثیر شبکه های خبری بر افراد به آن میزان است که امروز با صحبت چند دقیقه ای با یک فرد به راحتی می توان متوجه شد که او مخاطب صداوسیماست یا برنامه های شبکه ایران اینترنشال یا بی بی سی فارسی را دنبال می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📃در مورد انسان
✍زهرا نجاتی
کلمه انسان چقدر عمیق و چقدر معنی دار است.
فقط انسان است که زیبایی های مناظر، کوههای سبز، گلهای رنگارنگ، چمن زارهای مستور از ریاحین، افق های بی انتها، آفتاب،ماه، ستارگان، غرش رعدآسای دریاها، نغمات دلفریب مرغان خوش الحان، خلاصه تمام زیبایی های طبیعت را درک میکند وبرای آنها ارزش قائل میگردد. انسان با قلب تپنده ومغز باشعور کلیهء موجودات است. انسان، از تمام موجودات زیروح باعظمت تر ،باقدرت تر و باهنرتر است. درمیان کلیه جانداران فقط انسان است که مُهر خود را بر طبیعت زده و طبیعت را رام مسخر خود کرده است. انسان است که کلیه موجودات ذیروح وغیر زیروح را بخود تابع نموده وبدلخواه خود تغییر میدهد.
انسان با بالهای نیرومندی که خود خلق کرده در هوا پرواز میکند و به مرغانی که درهوا طیران میکنند امر میدهد:از پیش من دور شوید از لابه لای ابرهای سیاه می گذرد و در اندک مدتی مسافات بعید را طی میکند. هیچ پرنده ای بااین سرعت و بااین جرات قادر به پرواز نیست. آفریننده ی این کشتی های پر ابهت و باعظمت کیست؟ کشتی های که دل دریا را شکافته و موج های سهمگین و کوه آسا را زیر گرفته ازاین سوی دنیا حرکت می کنند؟فقط انسان توانسته است که صاحب ثروتهای هنگفتی که در اعماق دریاها و درزیر زمین و دل کوها وجود دارند بشود . فقط انسان است که با نعره های خود تمام حیوانات رابه سکوت مجبور کرده وشیران وپلنگان قوی پنجه را در مقابل خود به زانو زدن وا می دارد.و تمام حیوانات را رام کرده و ازآنها به نفع خود استفاده کند. میوه های گوناگونی که در باغ ها وجود دارد،سیب ،به،گلابی...گندم، جو،ارزن،...همه پرورده دست انسان هستند.و راه آهن ها،تونلها، قنات ها احداث کرده چه تبادلات بزرگی در طبیعت وحشی بوجود آورده است. انسانی که دارای این همه هنر و ذکاوت گردیده درچه زمان، چطور،و ازکجا بوجود آمده است؟انسان درمیان حیوانات تازه ترین مهمان کره ی زمین است. تاریخ بزرگی را طی نموده است. آنا کسیماندر می گوید:انسان اولیه در دریاهابوجود آمده و ابتدا مانند ماهی در آب شنا میکرده است. زمانی که انسان در آب میزیسته، بدن انسان شبیه بدن ماهی بوده،پس به تدریج از آب به خشکی آمده است فلش های که در روی بدن انسان وجود داشته کم کم ریخته وبجای آن موها روییده اند.
لوکرسیوس میگوید انسان درخت مادری بوده است که شاخه های آن به زمین ریخته ومبدل به انسان شده است ،و شیر زمین را تغذیه کرده اند و رشد کرده وبصورت انسان بالغ در آمده اند. لارمارک بخاطرترس از مردم به طور صریح از ارتباط انسان با حیوانات خودداری کرده ولی نتوانست این حقیقت مسلم را پنهان کند.
داروین پنج سال در کشورهای آمریکایجنوبی، استرالیا وجنوب آسیا به تحقیق پرداخت،که بعدها سبب نشر کتاب "پیدایش انسان وکتاب بنیاد انواع " گردید. وبه این نتیجه رسید که انسان از عالم حیوانات بوجود آمده و یکی از شاخه های میمون است. وکارل مارکس چنین می نویسد:که استفاده از آلات کار وحتی ساختن آن در حالت نطفه در بعضی از حیوانات وجود دارد، ولی جریان زحمت انسانی، او در کلیه ی عالم حیوانات در درجه ی مشخص ومعینی نگه میدارد. برای همین است که فرانکلن انسان را حیوان سازنده ابزار مینامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍زهرا نجاتی
کلمه انسان چقدر عمیق و چقدر معنی دار است.
فقط انسان است که زیبایی های مناظر، کوههای سبز، گلهای رنگارنگ، چمن زارهای مستور از ریاحین، افق های بی انتها، آفتاب،ماه، ستارگان، غرش رعدآسای دریاها، نغمات دلفریب مرغان خوش الحان، خلاصه تمام زیبایی های طبیعت را درک میکند وبرای آنها ارزش قائل میگردد. انسان با قلب تپنده ومغز باشعور کلیهء موجودات است. انسان، از تمام موجودات زیروح باعظمت تر ،باقدرت تر و باهنرتر است. درمیان کلیه جانداران فقط انسان است که مُهر خود را بر طبیعت زده و طبیعت را رام مسخر خود کرده است. انسان است که کلیه موجودات ذیروح وغیر زیروح را بخود تابع نموده وبدلخواه خود تغییر میدهد.
انسان با بالهای نیرومندی که خود خلق کرده در هوا پرواز میکند و به مرغانی که درهوا طیران میکنند امر میدهد:از پیش من دور شوید از لابه لای ابرهای سیاه می گذرد و در اندک مدتی مسافات بعید را طی میکند. هیچ پرنده ای بااین سرعت و بااین جرات قادر به پرواز نیست. آفریننده ی این کشتی های پر ابهت و باعظمت کیست؟ کشتی های که دل دریا را شکافته و موج های سهمگین و کوه آسا را زیر گرفته ازاین سوی دنیا حرکت می کنند؟فقط انسان توانسته است که صاحب ثروتهای هنگفتی که در اعماق دریاها و درزیر زمین و دل کوها وجود دارند بشود . فقط انسان است که با نعره های خود تمام حیوانات رابه سکوت مجبور کرده وشیران وپلنگان قوی پنجه را در مقابل خود به زانو زدن وا می دارد.و تمام حیوانات را رام کرده و ازآنها به نفع خود استفاده کند. میوه های گوناگونی که در باغ ها وجود دارد،سیب ،به،گلابی...گندم، جو،ارزن،...همه پرورده دست انسان هستند.و راه آهن ها،تونلها، قنات ها احداث کرده چه تبادلات بزرگی در طبیعت وحشی بوجود آورده است. انسانی که دارای این همه هنر و ذکاوت گردیده درچه زمان، چطور،و ازکجا بوجود آمده است؟انسان درمیان حیوانات تازه ترین مهمان کره ی زمین است. تاریخ بزرگی را طی نموده است. آنا کسیماندر می گوید:انسان اولیه در دریاهابوجود آمده و ابتدا مانند ماهی در آب شنا میکرده است. زمانی که انسان در آب میزیسته، بدن انسان شبیه بدن ماهی بوده،پس به تدریج از آب به خشکی آمده است فلش های که در روی بدن انسان وجود داشته کم کم ریخته وبجای آن موها روییده اند.
لوکرسیوس میگوید انسان درخت مادری بوده است که شاخه های آن به زمین ریخته ومبدل به انسان شده است ،و شیر زمین را تغذیه کرده اند و رشد کرده وبصورت انسان بالغ در آمده اند. لارمارک بخاطرترس از مردم به طور صریح از ارتباط انسان با حیوانات خودداری کرده ولی نتوانست این حقیقت مسلم را پنهان کند.
داروین پنج سال در کشورهای آمریکایجنوبی، استرالیا وجنوب آسیا به تحقیق پرداخت،که بعدها سبب نشر کتاب "پیدایش انسان وکتاب بنیاد انواع " گردید. وبه این نتیجه رسید که انسان از عالم حیوانات بوجود آمده و یکی از شاخه های میمون است. وکارل مارکس چنین می نویسد:که استفاده از آلات کار وحتی ساختن آن در حالت نطفه در بعضی از حیوانات وجود دارد، ولی جریان زحمت انسانی، او در کلیه ی عالم حیوانات در درجه ی مشخص ومعینی نگه میدارد. برای همین است که فرانکلن انسان را حیوان سازنده ابزار مینامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌈 سلسله مباحث " بررسی مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران " (1)
🔸تجدد یکی از ویژگیهای عصر جدید است. ما در عصر مدرنیته زندگی میکنیم، از اینرو مدرنیته روح عصر جدید است. از عمر نوسازی در جامعه ایران بیش از یک قرن میگذرد و از انقلاب مشروطه به این ور رشد و شتاب گرفت. در این فاصله ایران توانسته است از تحولات و دستاوردهای علمی و فنی و اقتصادی و سیاسی و... غرب تاثیر پذیرفته و بر اساس ظرفیت و توان خویش از آن تحولات عظیم دست به گزینش زده است.
🔸تحولات غرب بهطور مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از تحولات فکری و فلسفی درغرب بعد از رنسانس است، که از آن به مدرنیته یاد میشود.این عنصردرتمدن غرب درون زابوده است. از این روتوسعه مدرنیزاسیون و متعاقب آن جهانی شدن محصولات جدی مدرنیتهاند که درجهان گسترش یافتهاند.
🔸از آنجایی که مدرنیته در ایران دیرتر و نارس ورود کرد، لذا مدرنیزاسیون در ایران با چالشهایی از قبیل سنت، استبداد، عدم درک درست روشنفگران، رهبران و برنامه ریزان جامعه و... همگی بخشی از موانع سر راه مدرنیزاسیون در ایران خصوصا در دوره پهلوی و اواخر دوران قاجار بوده است؛ باتوجه به روش تاریخی، تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای- اسنادی، بیشتر به بررسی دو مورد نخست آنها خواهم پرداخت.
🔸این سوال اساسی مطرح است که مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران معاصر چیست؟ و این مشکلات چه تاثیری بر جهانی شدن در ایران دارد؟ فرضیه اصلی ما بر این سوال مرکب در این پژوهش به این قرار است که میان سنت، فرهنگ، ارزشها، زیربنا و ساختارهای موجود جامعه ایران با مدرنیزاسیون و عقبه آن "مدرنیته " نوعی ناسازگاری وجود داشته و دارد.
🔸 بدین معنا که مدرنیزاسیون و حتی جهانی شدن از نوعی فلسفه وفکری برخاستهاند که ان فلسفه و رویکرد ذهنی با رویکرد ذهنی جامعه ایران همخوانی ندارد. از اینرو میان مدرنیزاسیون و حتی جهانی شدن با اقتدار و مشروعیت سنتی تعارض وضدیت وجود دارد.
🔸بدین معنا که مدرنیزاسیون " نوسازی " و ارزشهای حاکم بر ان در مواردی باعث تضعیف و تزلزل در پایههای مشروعیت سنتی وخود سنت و... جامعه میگردد. این مهمان تازه وارد غربی متعلق به یک فکر و فرهنگ دیگری با مبانی فلسفی دیگر، نمیتواند همچون سرزمین مادری به رشد و نمو و بالندگی در ایران بپردازد.
🔸این مولود در دل یک فضای نامتجانس، مشکل افرین است. اما از طرفی میدانیم که مدرنیته، مدرنیزاسیون و جهانی شدن و سایر محصولات ان، ماهیتی جهانی دارند و نمیتوانند تنها در فضای جغرافیایی غرب محدود و خلاصه شوند. فاصله گرفتن از مدرنیزاسیون و جهانی شدن باعث حاشیه ای شدن و عقب افتادگی خواهد شد.
🔸اما ایران تاکنون در عصر معاصر با شدت و ضعفهایی با مدرنیزاسیون همراهی داشته است. حال اگر پاسخ ازمون نشده را بپذیریم؛ درنتیجه اجرایی شدن مدرنیزاسیون "نوسازی" باعث تقویت سنت و مشروعیت سنتی و تقویت اقتدار ناشی ازسنت نمی گردد. البته بهنظر میرسد که، خود مدرنیزاسیون نمیتواند چندان درتعارض باسنت و مشروعیت قرار گیرد.
🔸انچه بیش از همه ایجاد ناسازگاری میکند، مربوط به اصول مدرنیته است، که مدرنیزاسیون و جهانی شدن از ان متولد شدهاند. در این پژوهش سنت ایستا، غیرمنعطف و استبداد را بعنوان متغیرهای مستقل، و رشد ناموزون و تاخیر مدرنیزاسیون وهمراهانش و نیز شکلگیری انواع تعارضها و بحران دراقتدار و مشروعیت سنتی را در قالب متغیر وابسته جای دادیم.
🔸واژگان مدرنیزاسیون و جهانی شدن از جمله مفاهیمی هستند که در حوزههای گوناگون علمی و سیاسی و اقتصادی و... مورد گفتگو و چالش است. و از عمر آنها بعنوان مفاهیم اساسی در علوم انسانی چندان نمی گذرد. در یکی دو دهه ی اخیر مساله تجدد نظریهپردازان غربی را نیز چنان به خود مشغول داشته که، به گمانم اغراق نیست اگر بحث این قضیه را یکی از داغ ترین مباحث نظری چند سال اخیر بشماریم.
🔸البته رواج این بحث به هیچ روی به پیدایی نوعی هم رایی در باره ی کم و کیف و تعریف تجدد نینجامید، برعکس، چنان هزار تویی پدید امده که خروج از آن کار چندان اسانی نیست.
🔸برخی حتی ادعا کردند که ابهام و گونهگونی کاربرد این مفهوم آن را به برچسبی بدل کرده که فاقد دقت تبیینی است.(Kolakowski, 1990, 3-13) اما دامنه و پهنای آنها بسیار زیاد است. و بیشتر مورد توجه مجامع علمی و دانشگاهی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸تجدد یکی از ویژگیهای عصر جدید است. ما در عصر مدرنیته زندگی میکنیم، از اینرو مدرنیته روح عصر جدید است. از عمر نوسازی در جامعه ایران بیش از یک قرن میگذرد و از انقلاب مشروطه به این ور رشد و شتاب گرفت. در این فاصله ایران توانسته است از تحولات و دستاوردهای علمی و فنی و اقتصادی و سیاسی و... غرب تاثیر پذیرفته و بر اساس ظرفیت و توان خویش از آن تحولات عظیم دست به گزینش زده است.
🔸تحولات غرب بهطور مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از تحولات فکری و فلسفی درغرب بعد از رنسانس است، که از آن به مدرنیته یاد میشود.این عنصردرتمدن غرب درون زابوده است. از این روتوسعه مدرنیزاسیون و متعاقب آن جهانی شدن محصولات جدی مدرنیتهاند که درجهان گسترش یافتهاند.
🔸از آنجایی که مدرنیته در ایران دیرتر و نارس ورود کرد، لذا مدرنیزاسیون در ایران با چالشهایی از قبیل سنت، استبداد، عدم درک درست روشنفگران، رهبران و برنامه ریزان جامعه و... همگی بخشی از موانع سر راه مدرنیزاسیون در ایران خصوصا در دوره پهلوی و اواخر دوران قاجار بوده است؛ باتوجه به روش تاریخی، تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای- اسنادی، بیشتر به بررسی دو مورد نخست آنها خواهم پرداخت.
🔸این سوال اساسی مطرح است که مشکلات فرایند مدرنیزاسیون در ایران معاصر چیست؟ و این مشکلات چه تاثیری بر جهانی شدن در ایران دارد؟ فرضیه اصلی ما بر این سوال مرکب در این پژوهش به این قرار است که میان سنت، فرهنگ، ارزشها، زیربنا و ساختارهای موجود جامعه ایران با مدرنیزاسیون و عقبه آن "مدرنیته " نوعی ناسازگاری وجود داشته و دارد.
🔸 بدین معنا که مدرنیزاسیون و حتی جهانی شدن از نوعی فلسفه وفکری برخاستهاند که ان فلسفه و رویکرد ذهنی با رویکرد ذهنی جامعه ایران همخوانی ندارد. از اینرو میان مدرنیزاسیون و حتی جهانی شدن با اقتدار و مشروعیت سنتی تعارض وضدیت وجود دارد.
🔸بدین معنا که مدرنیزاسیون " نوسازی " و ارزشهای حاکم بر ان در مواردی باعث تضعیف و تزلزل در پایههای مشروعیت سنتی وخود سنت و... جامعه میگردد. این مهمان تازه وارد غربی متعلق به یک فکر و فرهنگ دیگری با مبانی فلسفی دیگر، نمیتواند همچون سرزمین مادری به رشد و نمو و بالندگی در ایران بپردازد.
🔸این مولود در دل یک فضای نامتجانس، مشکل افرین است. اما از طرفی میدانیم که مدرنیته، مدرنیزاسیون و جهانی شدن و سایر محصولات ان، ماهیتی جهانی دارند و نمیتوانند تنها در فضای جغرافیایی غرب محدود و خلاصه شوند. فاصله گرفتن از مدرنیزاسیون و جهانی شدن باعث حاشیه ای شدن و عقب افتادگی خواهد شد.
🔸اما ایران تاکنون در عصر معاصر با شدت و ضعفهایی با مدرنیزاسیون همراهی داشته است. حال اگر پاسخ ازمون نشده را بپذیریم؛ درنتیجه اجرایی شدن مدرنیزاسیون "نوسازی" باعث تقویت سنت و مشروعیت سنتی و تقویت اقتدار ناشی ازسنت نمی گردد. البته بهنظر میرسد که، خود مدرنیزاسیون نمیتواند چندان درتعارض باسنت و مشروعیت قرار گیرد.
🔸انچه بیش از همه ایجاد ناسازگاری میکند، مربوط به اصول مدرنیته است، که مدرنیزاسیون و جهانی شدن از ان متولد شدهاند. در این پژوهش سنت ایستا، غیرمنعطف و استبداد را بعنوان متغیرهای مستقل، و رشد ناموزون و تاخیر مدرنیزاسیون وهمراهانش و نیز شکلگیری انواع تعارضها و بحران دراقتدار و مشروعیت سنتی را در قالب متغیر وابسته جای دادیم.
🔸واژگان مدرنیزاسیون و جهانی شدن از جمله مفاهیمی هستند که در حوزههای گوناگون علمی و سیاسی و اقتصادی و... مورد گفتگو و چالش است. و از عمر آنها بعنوان مفاهیم اساسی در علوم انسانی چندان نمی گذرد. در یکی دو دهه ی اخیر مساله تجدد نظریهپردازان غربی را نیز چنان به خود مشغول داشته که، به گمانم اغراق نیست اگر بحث این قضیه را یکی از داغ ترین مباحث نظری چند سال اخیر بشماریم.
🔸البته رواج این بحث به هیچ روی به پیدایی نوعی هم رایی در باره ی کم و کیف و تعریف تجدد نینجامید، برعکس، چنان هزار تویی پدید امده که خروج از آن کار چندان اسانی نیست.
🔸برخی حتی ادعا کردند که ابهام و گونهگونی کاربرد این مفهوم آن را به برچسبی بدل کرده که فاقد دقت تبیینی است.(Kolakowski, 1990, 3-13) اما دامنه و پهنای آنها بسیار زیاد است. و بیشتر مورد توجه مجامع علمی و دانشگاهی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeJokp0hoJ0pAKmHZfWgcRRnSenx5is-UzY33AJDCPrvlokAw/viewform?usp=sf_link
استاد ارجمند/ همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
🌺 سلام علیکم؛
🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد در راستای کمک به انجام یک پژوهش با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاقی حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه تدوینی به شرح پیوست لینک فوق، را تکمیل فرمایند.
📕این پرسشنامه تستی، کمتر از ده دقیقه از وقت شریف شما را خواهد گرفت؛🙏
🔰پیشاپیش از همکاری و حوصله شما در تکمیل این پرسشنامه کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
🔰با احترام و سپاس؛ محمد حسین کاشفی
☎️شماره تماس در صورت لزوم
09149959369
استاد ارجمند/ همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
🌺 سلام علیکم؛
🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد در راستای کمک به انجام یک پژوهش با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاقی حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه تدوینی به شرح پیوست لینک فوق، را تکمیل فرمایند.
📕این پرسشنامه تستی، کمتر از ده دقیقه از وقت شریف شما را خواهد گرفت؛🙏
🔰پیشاپیش از همکاری و حوصله شما در تکمیل این پرسشنامه کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
🔰با احترام و سپاس؛ محمد حسین کاشفی
☎️شماره تماس در صورت لزوم
09149959369
Google Docs
پرسشنامه پژوهشی
همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
این پرسشنامه فقط ده دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت؛
با سلام،
احتراما در راستای کمک به اجرای یک پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاق حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه ایی با 24 سوال…
جناب آقاي/ سركار خانم ....
این پرسشنامه فقط ده دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت؛
با سلام،
احتراما در راستای کمک به اجرای یک پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاق حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه ایی با 24 سوال…
چکیدهای از کتاب...
《جهل مقدس نوشته مصطفی محقق
داماد》
🌅 ۴۱۱سال پيش، در روز ۱۷فوريهی ســـال ۱۶۰۰ ميلادی، "جوردانو برونو" فيلسوف ايتاليايی پس از گذراندن ۸ ســـال در سياهچالهای خوفناك دادگاه انگیزاسيون (تفتيش عقايد) در ميدان كامپو دی فيوری شـــهر رم زنده زنده در آتش سوزانده شد. برونو كسی بود كه از 《حق تمام انسانها برای انديشيدن ؛ بدانگونه كه دلشان میخواهد》
دفاع میكرد.
🌅نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی از هيزم برای سوزاندن او جمع كرده بودند، او هم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمیگفت؛
ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
🌅آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی در دست داشت و با آوردن *نام خدا* بر لب، آن را به روی هيزمها انداخت.
برونو سكوتش را شكست، گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود و گفت:
*«لعنت بر اين جهل مقدست!»*
🌅مهمترين و يا لااقل يكی از اهم آفتهای اجتماعی نهتنها در منطقهی اسلامی بلكه شايد بتوان گفت در سراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، جهل مقدس است ( *جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد* ).
🌅در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی در خیال خودش برای خدا میسوزد.
گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذا و آزار به همنوع، همه را به خیال خودش به قصد قربت تحمل میكند و جالب اين است كه از هرگونه روشـــنگری هم میهراسد، آن هم درخیال خودش برای خدا!
🌅در جهل قدسی، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام «اعتقاد»؛
یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر مینشيند.
اعتقاد از ريشه «عقد» یعنی《بستن》 است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده و میبندد و معتقداتش را خط قرمز خويش میسازد.
🌅كسانی كه به جهل مقدس گرفتار میشوند، جاهلانه برای خويشتن، خدای خیالی میسازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
🌅جهل مقدس همـراه با اعتقادهاي دينی است؛
ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی، انسان معتقد بنا میشود و بالاترين جنايت را ممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود! .
🌅يكي از آفات اجتماعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسفبار برای جوامع دينی امروز بنامم، جهل مقدس است؛
جهلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات میزنند، به خيال آنكه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان خیال میکنند برای خدا تلاش میکنند.
در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود و در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزیهايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🌅امـــروز در جامعه ايران نيز جهل مقدس گاه منشأ فاجعه میشود، كه به ذكر يك نمونه بسنده میکنیم.
🌅 در دادنامهی ۱۷۲ ۱۶/۲/۱۳۸۲ پروندهی كلاســـهی ۱۱۳۱-۸۱-۹ دادگاه عمومی كرمان، از قول متهمين قتلهای محفلی كرمان مكرراً اين مطلب آمده است كه در مورد برخی مقتولين با تسبيح استخاره گرفتيم و چون عدد۶ آمد و عدد۶ به معنای لزوم تعجيل در عمل است، تصميم گرفتيم كه او را بكشيم و كشتيم!
🌅گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد. نمونهاش در زمان ما، مردم كرهشمالی و . . . هستند.
🌅در كشور كره شمالی مردمی زندگي میکنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال میکنند در بهشت بريناند!
اين افراد در تاريكی و بدبختی و فقر هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
🌅در كره شمالی تنها كسی كه حق فكر كردن دارد، رهبر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده میشود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئلهای حرفی زد، ديگر هيچكس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
《جهل مقدس نوشته مصطفی محقق
داماد》
🌅 ۴۱۱سال پيش، در روز ۱۷فوريهی ســـال ۱۶۰۰ ميلادی، "جوردانو برونو" فيلسوف ايتاليايی پس از گذراندن ۸ ســـال در سياهچالهای خوفناك دادگاه انگیزاسيون (تفتيش عقايد) در ميدان كامپو دی فيوری شـــهر رم زنده زنده در آتش سوزانده شد. برونو كسی بود كه از 《حق تمام انسانها برای انديشيدن ؛ بدانگونه كه دلشان میخواهد》
دفاع میكرد.
🌅نوشتهاند كه وقتی برونو را به يك ستون آهنين بسته بودند و انبوهی از هيزم برای سوزاندن او جمع كرده بودند، او هم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمیگفت؛
ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله گفت كه در تاريخ باقی ماند.
🌅آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی در دست داشت و با آوردن *نام خدا* بر لب، آن را به روی هيزمها انداخت.
برونو سكوتش را شكست، گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود و گفت:
*«لعنت بر اين جهل مقدست!»*
🌅مهمترين و يا لااقل يكی از اهم آفتهای اجتماعی نهتنها در منطقهی اسلامی بلكه شايد بتوان گفت در سراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، جهل مقدس است ( *جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد* ).
🌅در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی در خیال خودش برای خدا میسوزد.
گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذا و آزار به همنوع، همه را به خیال خودش به قصد قربت تحمل میكند و جالب اين است كه از هرگونه روشـــنگری هم میهراسد، آن هم درخیال خودش برای خدا!
🌅در جهل قدسی، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام «اعتقاد»؛
یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر مینشيند.
اعتقاد از ريشه «عقد» یعنی《بستن》 است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده و میبندد و معتقداتش را خط قرمز خويش میسازد.
🌅كسانی كه به جهل مقدس گرفتار میشوند، جاهلانه برای خويشتن، خدای خیالی میسازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است.
🌅جهل مقدس همـراه با اعتقادهاي دينی است؛
ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی، انسان معتقد بنا میشود و بالاترين جنايت را ممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود! .
🌅يكي از آفات اجتماعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسفبار برای جوامع دينی امروز بنامم، جهل مقدس است؛
جهلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات میزنند، به خيال آنكه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان خیال میکنند برای خدا تلاش میکنند.
در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود و در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزیهايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است.
🌅امـــروز در جامعه ايران نيز جهل مقدس گاه منشأ فاجعه میشود، كه به ذكر يك نمونه بسنده میکنیم.
🌅 در دادنامهی ۱۷۲ ۱۶/۲/۱۳۸۲ پروندهی كلاســـهی ۱۱۳۱-۸۱-۹ دادگاه عمومی كرمان، از قول متهمين قتلهای محفلی كرمان مكرراً اين مطلب آمده است كه در مورد برخی مقتولين با تسبيح استخاره گرفتيم و چون عدد۶ آمد و عدد۶ به معنای لزوم تعجيل در عمل است، تصميم گرفتيم كه او را بكشيم و كشتيم!
🌅گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد. نمونهاش در زمان ما، مردم كرهشمالی و . . . هستند.
🌅در كشور كره شمالی مردمی زندگي میکنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال میکنند در بهشت بريناند!
اين افراد در تاريكی و بدبختی و فقر هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه روشنگری به هيچ فردی نمیدهد.
🌅در كره شمالی تنها كسی كه حق فكر كردن دارد، رهبر حكومت است كه فرمانده بزرگ ناميده میشود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئلهای حرفی زد، ديگر هيچكس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌓 چه بر سر اینترنت در ایران خواهد آمد؟
🔆 گزارشی از جزئیات نگران کننده طرح مجلس برای فضای مجازی و پیام رسان ها که در دستور کار است
🔅سه هفته پیش رضا تقی پور نماینده تهران ازاحتمال تصویب طرحی درمورد فضای مجازی در مجلس با عنوان "صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و سامان دهی پیامرسانهای اجتماعی" سخن گفته بود.
🔅 بر اساس جزییاتی که منتشر شده، کاربران و سازمان هایی که در پیامرسان های مسدودشده فعالیت کنند،به مجازات تعزیری درجه ۷ که شامل جریمه نقدی و زندان است، محکوم میشوند.
🔆 گزارشی از جزئیات نگران کننده طرح مجلس برای فضای مجازی و پیام رسان ها که در دستور کار است
🔅سه هفته پیش رضا تقی پور نماینده تهران ازاحتمال تصویب طرحی درمورد فضای مجازی در مجلس با عنوان "صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و سامان دهی پیامرسانهای اجتماعی" سخن گفته بود.
🔅 بر اساس جزییاتی که منتشر شده، کاربران و سازمان هایی که در پیامرسان های مسدودشده فعالیت کنند،به مجازات تعزیری درجه ۷ که شامل جریمه نقدی و زندان است، محکوم میشوند.
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeJokp0hoJ0pAKmHZfWgcRRnSenx5is-UzY33AJDCPrvlokAw/viewform?usp=sf_link
استاد ارجمند/ همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
🌺 سلام علیکم؛
🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد در راستای کمک به انجام یک پژوهش با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاقی حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه تدوینی به شرح پیوست لینک فوق، را تکمیل فرمایند.
📕این پرسشنامه تستی، کمتر از ده دقیقه از وقت شریف شما را خواهد گرفت؛🙏
🔰پیشاپیش از همکاری و حوصله شما در تکمیل این پرسشنامه کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
🔰با احترام و سپاس؛ محمد حسین کاشفی
☎️شماره تماس در صورت لزوم
09149959369
استاد ارجمند/ همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
🌺 سلام علیکم؛
🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد در راستای کمک به انجام یک پژوهش با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاقی حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه تدوینی به شرح پیوست لینک فوق، را تکمیل فرمایند.
📕این پرسشنامه تستی، کمتر از ده دقیقه از وقت شریف شما را خواهد گرفت؛🙏
🔰پیشاپیش از همکاری و حوصله شما در تکمیل این پرسشنامه کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
🔰با احترام و سپاس؛ محمد حسین کاشفی
☎️شماره تماس در صورت لزوم
09149959369
Google Docs
پرسشنامه پژوهشی
همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
این پرسشنامه فقط ده دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت؛
با سلام،
احتراما در راستای کمک به اجرای یک پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاق حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه ایی با 24 سوال…
جناب آقاي/ سركار خانم ....
این پرسشنامه فقط ده دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت؛
با سلام،
احتراما در راستای کمک به اجرای یک پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاق حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه ایی با 24 سوال…
(Competent Managers) مدیران شایسته pinned «https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeJokp0hoJ0pAKmHZfWgcRRnSenx5is-UzY33AJDCPrvlokAw/viewform?usp=sf_link استاد ارجمند/ همکار گرامی ؛ جناب آقاي/ سركار خانم .... 🌺 سلام علیکم؛ 🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد…»
نگاه کن
هنوز آن بلنددور
آن سپیده آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
هنوز آن بلنددور
آن سپیده آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️زهرا نجاتی
🖊در مورد انسان
کلمه انسان چقدر عمیق و چقدر معنی دار است.
فقط انسان است که زیبایی های مناظر، کوههای سبز، گلهای رنگارنگ، چمن زارهای مستور از ریاحین، افق های بی انتها، آفتاب،ماه، ستارگان، غرش رعدآسای دریاها، نغمات دلفریب مرغان خوش الحان، خلاصه تمام زیبایی های طبیعت را درک میکند وبرای آنها ارزش قائل میگردد. انسان با قلب تپنده ومغز باشعور کلیهء موجودات است. انسان، از تمام موجودات زیروح باعظمت تر ،باقدرت تر و باهنرتر است. درمیان کلیه جانداران فقط انسان است که مُهر خود را بر طبیعت زده و طبیعت را رام مسخر خود کرده است. انسان است که کلیه موجودات ذیروح وغیر زیروح را بخود تابع نموده وبدلخواه خود تغییر میدهد.
انسان با بالهای نیرومندی که خود خلق کرده در هوا پرواز میکند و به مرغانی که درهوا طیران میکنند امر میدهد:از پیش من دور شوید از لابه لای ابرهای سیاه می گذرد و در اندک مدتی مسافات بعید را طی میکند. هیچ پرنده ای بااین سرعت و بااین جرات قادر به پرواز نیست. آفریننده ی این کشتی های پر ابهت و باعظمت کیست؟ کشتی های که دل دریا را شکافته و موج های سهمگین و کوه آسا را زیر گرفته ازاین سوی دنیا حرکت می کنند؟فقط انسان توانسته است که صاحب ثروتهای هنگفتی که در اعماق دریاها و درزیر زمین و دل کوها وجود دارند بشود . فقط انسان است که با نعره های خود تمام حیوانات رابه سکوت مجبور کرده وشیران وپلنگان قوی پنجه را در مقابل خود به زانو زدن وا می دارد.و تمام حیوانات را رام کرده و ازآنها به نفع خود استفاده کند. میوه های گوناگونی که در باغ ها وجود دارد،سیب ،به،گلابی...گندم، جو،ارزن،...همه پرورده دست انسان هستند.و راه آهن ها،تونلها، قنات ها احداث کرده چه تبادلات بزرگی در طبیعت وحشی بوجود آورده است. انسانی که دارای این همه هنر و ذکاوت گردیده درچه زمان، چطور،و ازکجا بوجود آمده است؟انسان درمیان حیوانات تازه ترین مهمان کره ی زمین است. تاریخ بزرگی را طی نموده است. آنا کسیماندر می گوید:انسان اولیه در دریاهابوجود آمده و ابتدا مانند ماهی در آب شنا میکرده است. زمانی که انسان در آب میزیسته، بدن انسان شبیه بدن ماهی بوده،پس به تدریج از آب به خشکی آمده است فلش های که در روی بدن انسان وجود داشته کم کم ریخته وبجای آن موها روییده اند.
لوکرسیوس میگوید انسان درخت مادری بوده است که شاخه های آن به زمین ریخته ومبدل به انسان شده است ،و شیر زمین را تغذیه کرده اند و رشد کرده وبصورت انسان بالغ در آمده اند. لارمارک بخاطرترس از مردم به طور صریح از ارتباط انسان با حیوانات خودداری کرده ولی نتوانست این حقیقت مسلم را پنهان کند.
داروین پنج سال در کشورهای آمریکایجنوبی، استرالیا وجنوب آسیا به تحقیق پرداخت،که بعدها سبب نشر کتاب "پیدایش انسان وکتاب بنیاد انواع " گردید. وبه این نتیجه رسید که انسان از عالم حیوانات بوجود آمده و یکی از شاخه های میمون است. وکارل مارکس چنین می نویسد:که استفاده از آلات کار وحتی ساختن آن در حالت نطفه در بعضی از حیوانات وجود دارد، ولی جریان زحمت انسانی، او در کلیه ی عالم حیوانات در درجه ی مشخص ومعینی نگه میدارد. برای همین است که فرانکلن انسان را حیوان سازنده ابزار مینامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊در مورد انسان
کلمه انسان چقدر عمیق و چقدر معنی دار است.
فقط انسان است که زیبایی های مناظر، کوههای سبز، گلهای رنگارنگ، چمن زارهای مستور از ریاحین، افق های بی انتها، آفتاب،ماه، ستارگان، غرش رعدآسای دریاها، نغمات دلفریب مرغان خوش الحان، خلاصه تمام زیبایی های طبیعت را درک میکند وبرای آنها ارزش قائل میگردد. انسان با قلب تپنده ومغز باشعور کلیهء موجودات است. انسان، از تمام موجودات زیروح باعظمت تر ،باقدرت تر و باهنرتر است. درمیان کلیه جانداران فقط انسان است که مُهر خود را بر طبیعت زده و طبیعت را رام مسخر خود کرده است. انسان است که کلیه موجودات ذیروح وغیر زیروح را بخود تابع نموده وبدلخواه خود تغییر میدهد.
انسان با بالهای نیرومندی که خود خلق کرده در هوا پرواز میکند و به مرغانی که درهوا طیران میکنند امر میدهد:از پیش من دور شوید از لابه لای ابرهای سیاه می گذرد و در اندک مدتی مسافات بعید را طی میکند. هیچ پرنده ای بااین سرعت و بااین جرات قادر به پرواز نیست. آفریننده ی این کشتی های پر ابهت و باعظمت کیست؟ کشتی های که دل دریا را شکافته و موج های سهمگین و کوه آسا را زیر گرفته ازاین سوی دنیا حرکت می کنند؟فقط انسان توانسته است که صاحب ثروتهای هنگفتی که در اعماق دریاها و درزیر زمین و دل کوها وجود دارند بشود . فقط انسان است که با نعره های خود تمام حیوانات رابه سکوت مجبور کرده وشیران وپلنگان قوی پنجه را در مقابل خود به زانو زدن وا می دارد.و تمام حیوانات را رام کرده و ازآنها به نفع خود استفاده کند. میوه های گوناگونی که در باغ ها وجود دارد،سیب ،به،گلابی...گندم، جو،ارزن،...همه پرورده دست انسان هستند.و راه آهن ها،تونلها، قنات ها احداث کرده چه تبادلات بزرگی در طبیعت وحشی بوجود آورده است. انسانی که دارای این همه هنر و ذکاوت گردیده درچه زمان، چطور،و ازکجا بوجود آمده است؟انسان درمیان حیوانات تازه ترین مهمان کره ی زمین است. تاریخ بزرگی را طی نموده است. آنا کسیماندر می گوید:انسان اولیه در دریاهابوجود آمده و ابتدا مانند ماهی در آب شنا میکرده است. زمانی که انسان در آب میزیسته، بدن انسان شبیه بدن ماهی بوده،پس به تدریج از آب به خشکی آمده است فلش های که در روی بدن انسان وجود داشته کم کم ریخته وبجای آن موها روییده اند.
لوکرسیوس میگوید انسان درخت مادری بوده است که شاخه های آن به زمین ریخته ومبدل به انسان شده است ،و شیر زمین را تغذیه کرده اند و رشد کرده وبصورت انسان بالغ در آمده اند. لارمارک بخاطرترس از مردم به طور صریح از ارتباط انسان با حیوانات خودداری کرده ولی نتوانست این حقیقت مسلم را پنهان کند.
داروین پنج سال در کشورهای آمریکایجنوبی، استرالیا وجنوب آسیا به تحقیق پرداخت،که بعدها سبب نشر کتاب "پیدایش انسان وکتاب بنیاد انواع " گردید. وبه این نتیجه رسید که انسان از عالم حیوانات بوجود آمده و یکی از شاخه های میمون است. وکارل مارکس چنین می نویسد:که استفاده از آلات کار وحتی ساختن آن در حالت نطفه در بعضی از حیوانات وجود دارد، ولی جریان زحمت انسانی، او در کلیه ی عالم حیوانات در درجه ی مشخص ومعینی نگه میدارد. برای همین است که فرانکلن انسان را حیوان سازنده ابزار مینامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳️دوعاملی که کره جنوبی را از ایران پیش انداخت
✒️مجتبی لشکر بلوکی، دکتر زینتبخش
ما با هم شروع کردیم؛ حدود ۶۰ سال پیش! اما کره جنوبی اکنون جزو ۱۰ قدرت برتر اقتصادی جهان و مردمش دارای کیفیت زندگی بسیار بالایی است و ایران اقتصادی رانتی و نفت محور دارد با مردمی که از سرانه درآمد پایین رنج میبرد. این در حالی است که ایران با وجود داشتن منابع غنی تر و شرایط مناسب تر نتوانست توسعه یافته شود! شاید بلافاصله چالشهای خاص پیش روی ایران را برشمریم که از کنترل ما خارج بود. اما مشکلات پیش روی کره اگر از ما بیشتر نبود کمتر هم نبود.
کره جنوبی در عرض کمتر از ۲۰ سال، چهار بحران را تجربه کرد: استقلال از ژاپن، جنگ کره جنوبی و شمالی، انقلاب آوریل ۱۹۶۰ و کودتای نظامی.
پس از جنگ دو کره و در نهایت جدایی این دو از یکدیگر، ۹۰ درصد برق شبه جزیره و ۸۰ درصد تولیدات معدنی و شیمیایی و فلزی در بخش شمالی قرار گرفت و کره جنوبی از این امکانات محروم شد و خروج تکنسینهای ژاپنی نیز بر وخامت اوضاع افزود.
حاصل این جنگ خانمانسوز چیزی جز کشته شدن ۵ میلیون نفر کرهای نبود! اوضاع اقتصادی بسیار اسفبار بود. فقر کره جنوبی در زمینه منابع طبیعی باعث شد که تأمین غذای مردم نیز با دشواری همراه باشد.
درآمد سرانه اهالی این کشور در دهه ١٩٦٠ تنها ۷۰ دلار بود یعنی کمتر از درآمد سرانه کشورهایی مانند هاییتی و اتیوپی. یعنی فقر مطلق!
اما چگونه کشوری اینچنین به درآمد سرانه ملی ۳۰ هزار دلار رسید؟ برای پیشرفت کره ریشه های متعددی برشمرده اند. در این نوشته کوتاه فقط می خواهم روی دو نکته تاکید کنم و برای ایران آینده درس بیاموزيم.
1. جلب اعتماد عمیق ملی و همگام سازی ملت
هنر حاکمیت کره جنوبی آن بود که اکثریت مردم کره را همراه خود کرد و مناسبات ملی را به گونه ای چید که مردم، حاکمیت را باور کردند و همراه او شدند و در زمان های حساس نه در برابر و نه در کنار که در پشت حاکمیت ایستادند. کاری که ایران تاکنون موفق نشده است، بگذارید چند مثال کوچک بزنم:
دولت کره برای گرفتن وام های بینالمللی به شدت در مخمصه افتاده بود. آمریکا آنان را پس زده بود. دولت کره هزاران کارگر معدن و پرستار به سوی آلمان غربی اعزام کرد. مزیت کارگران کرهای این بود که آنها از همه ملیتها با سوادتر بودند. این کارگران درآمدهای خود را به کره میفرستادند و دولت کره با وجود کم بودن مقدار آن، با وثیقه گذاشتن این درآمدها به اخذ وام از بانکهای خارجی از جمله دویچه بانک آلمان موفق شد.
طی بحران مالی ۱۹۹۷ ارزش پول کره سقوط کرد و قیمت طلا سیر صعودی سرسامآوری را آغاز کرد. در پاسخ به این اوضاع، مردم کره در کمپین ملی طلا با بخشیدن داوطلبانه طلا به دولت جهت فائق آمدن بر بحران جهان را شگفتزده کردند!
با شیوع آنفلوآنزای خوکی از مکزیک در سال ۲۰۰۹، کارکنان شرکتهای کره ای در مکزیک با پوشیدن ماسک به کار خود ادامه دادند که نتیجه آن افزایش نفوذ شرکتهای کره ای در آن بازار بود. این در حالی بود که کارکنان سایر ملتها ترجیح دادند که برای حفظ سلامتی خود مکزیک را ترک کنند.
۲. مهارت تبدیل کردن بحرانهای مالی به سکوهای پیشرفت
دومین متغیر، مهارت تبدیل بحران به سکوی پرش است:
سال ۱۹۷۳ میلادی جنگی بین اعراب و اسرائیل شروع شد و قیمت نفت بیش از سه برابر شد! این ضربه مهلکی بود به اقتصاد کره که یک قطره نفت نداشت و تازه شروع به سرمایهگذاری در صنایع مربوطه آن کرده بود. اما دولت کره یک تصمیم استراتژیک گرفت: تمرکز روی فرصت رشد بالای ساخت و ساز در خاورمیانه (به خاطر بالا رفتن قیمت نفت) و اعزام کارگران خود به منطقه و احداث پروژههایی به ارزش سالیانه ۱۰ میلیارد دلار.
حدود سال ۱۹۹۷ بحران مالی آسیا از تایلند آغاز شد و کشورهای آسیای شرقی را فرا گرفت. شش شرکت از ده شرکت بزرگ کره ای تا مرز سقوط رفتند. دولت کره تا مرز ورشکستگی پیش رفت و زیر بار بزرگ ترین وام (قرض) تاریخ رفت.
کره این وضعیت را به یک فرصت اصلاحات عمیق تبدیل کرد: شرکت های ورشکسته بسته و یا ادغام شدند و شرکت های بزرگ دست به تجدید ساختار زدند. دولت کره این تحولات را با قاطعیت عملیاتی کرد. نتیجه اصلاحات فوق العاده بود: ذخایر ارزی کره از چهار میلیارد دلار، به ۱۰۰ میلیارد رسید و کره ۳ سال زودتر وامش را پس داد! امداد اندیشه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✒️مجتبی لشکر بلوکی، دکتر زینتبخش
ما با هم شروع کردیم؛ حدود ۶۰ سال پیش! اما کره جنوبی اکنون جزو ۱۰ قدرت برتر اقتصادی جهان و مردمش دارای کیفیت زندگی بسیار بالایی است و ایران اقتصادی رانتی و نفت محور دارد با مردمی که از سرانه درآمد پایین رنج میبرد. این در حالی است که ایران با وجود داشتن منابع غنی تر و شرایط مناسب تر نتوانست توسعه یافته شود! شاید بلافاصله چالشهای خاص پیش روی ایران را برشمریم که از کنترل ما خارج بود. اما مشکلات پیش روی کره اگر از ما بیشتر نبود کمتر هم نبود.
کره جنوبی در عرض کمتر از ۲۰ سال، چهار بحران را تجربه کرد: استقلال از ژاپن، جنگ کره جنوبی و شمالی، انقلاب آوریل ۱۹۶۰ و کودتای نظامی.
پس از جنگ دو کره و در نهایت جدایی این دو از یکدیگر، ۹۰ درصد برق شبه جزیره و ۸۰ درصد تولیدات معدنی و شیمیایی و فلزی در بخش شمالی قرار گرفت و کره جنوبی از این امکانات محروم شد و خروج تکنسینهای ژاپنی نیز بر وخامت اوضاع افزود.
حاصل این جنگ خانمانسوز چیزی جز کشته شدن ۵ میلیون نفر کرهای نبود! اوضاع اقتصادی بسیار اسفبار بود. فقر کره جنوبی در زمینه منابع طبیعی باعث شد که تأمین غذای مردم نیز با دشواری همراه باشد.
درآمد سرانه اهالی این کشور در دهه ١٩٦٠ تنها ۷۰ دلار بود یعنی کمتر از درآمد سرانه کشورهایی مانند هاییتی و اتیوپی. یعنی فقر مطلق!
اما چگونه کشوری اینچنین به درآمد سرانه ملی ۳۰ هزار دلار رسید؟ برای پیشرفت کره ریشه های متعددی برشمرده اند. در این نوشته کوتاه فقط می خواهم روی دو نکته تاکید کنم و برای ایران آینده درس بیاموزيم.
1. جلب اعتماد عمیق ملی و همگام سازی ملت
هنر حاکمیت کره جنوبی آن بود که اکثریت مردم کره را همراه خود کرد و مناسبات ملی را به گونه ای چید که مردم، حاکمیت را باور کردند و همراه او شدند و در زمان های حساس نه در برابر و نه در کنار که در پشت حاکمیت ایستادند. کاری که ایران تاکنون موفق نشده است، بگذارید چند مثال کوچک بزنم:
دولت کره برای گرفتن وام های بینالمللی به شدت در مخمصه افتاده بود. آمریکا آنان را پس زده بود. دولت کره هزاران کارگر معدن و پرستار به سوی آلمان غربی اعزام کرد. مزیت کارگران کرهای این بود که آنها از همه ملیتها با سوادتر بودند. این کارگران درآمدهای خود را به کره میفرستادند و دولت کره با وجود کم بودن مقدار آن، با وثیقه گذاشتن این درآمدها به اخذ وام از بانکهای خارجی از جمله دویچه بانک آلمان موفق شد.
طی بحران مالی ۱۹۹۷ ارزش پول کره سقوط کرد و قیمت طلا سیر صعودی سرسامآوری را آغاز کرد. در پاسخ به این اوضاع، مردم کره در کمپین ملی طلا با بخشیدن داوطلبانه طلا به دولت جهت فائق آمدن بر بحران جهان را شگفتزده کردند!
با شیوع آنفلوآنزای خوکی از مکزیک در سال ۲۰۰۹، کارکنان شرکتهای کره ای در مکزیک با پوشیدن ماسک به کار خود ادامه دادند که نتیجه آن افزایش نفوذ شرکتهای کره ای در آن بازار بود. این در حالی بود که کارکنان سایر ملتها ترجیح دادند که برای حفظ سلامتی خود مکزیک را ترک کنند.
۲. مهارت تبدیل کردن بحرانهای مالی به سکوهای پیشرفت
دومین متغیر، مهارت تبدیل بحران به سکوی پرش است:
سال ۱۹۷۳ میلادی جنگی بین اعراب و اسرائیل شروع شد و قیمت نفت بیش از سه برابر شد! این ضربه مهلکی بود به اقتصاد کره که یک قطره نفت نداشت و تازه شروع به سرمایهگذاری در صنایع مربوطه آن کرده بود. اما دولت کره یک تصمیم استراتژیک گرفت: تمرکز روی فرصت رشد بالای ساخت و ساز در خاورمیانه (به خاطر بالا رفتن قیمت نفت) و اعزام کارگران خود به منطقه و احداث پروژههایی به ارزش سالیانه ۱۰ میلیارد دلار.
حدود سال ۱۹۹۷ بحران مالی آسیا از تایلند آغاز شد و کشورهای آسیای شرقی را فرا گرفت. شش شرکت از ده شرکت بزرگ کره ای تا مرز سقوط رفتند. دولت کره تا مرز ورشکستگی پیش رفت و زیر بار بزرگ ترین وام (قرض) تاریخ رفت.
کره این وضعیت را به یک فرصت اصلاحات عمیق تبدیل کرد: شرکت های ورشکسته بسته و یا ادغام شدند و شرکت های بزرگ دست به تجدید ساختار زدند. دولت کره این تحولات را با قاطعیت عملیاتی کرد. نتیجه اصلاحات فوق العاده بود: ذخایر ارزی کره از چهار میلیارد دلار، به ۱۰۰ میلیارد رسید و کره ۳ سال زودتر وامش را پس داد! امداد اندیشه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اساتید ارجمند/ همکاران محترم شاغل در نظام سلامت کشور؛
📕این پرسشنامه تستی با ۲۴ سوال، کمتر از ده دقیقه از وقت شریف شما را خواهد گرفت؛🙏
🔰جناب آقاي/ سركار خانم ....
🌺 سلام علیکم؛
🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد در راستای کمک به انجام یک پژوهش با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاقی حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه تدوینی به شرح پیوست (لینک زیر)، را تکمیل فرمایند.
🔰پیشاپیش از همکاری و حوصله شما در تکمیل این پرسشنامه کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
🔰با احترام و سپاس؛ محمد حسین کاشفی
☎️شماره تماس در صورت لزوم
09149959369
📕لینک پرسشنامه:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeJokp0hoJ0pAKmHZfWgcRRnSenx5is-UzY33AJDCPrvlokAw/viewform?usp=sf_link
💎در تلگرام با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕این پرسشنامه تستی با ۲۴ سوال، کمتر از ده دقیقه از وقت شریف شما را خواهد گرفت؛🙏
🔰جناب آقاي/ سركار خانم ....
🌺 سلام علیکم؛
🔰ضمن عرض ادب و احترام، از محضر آن استاد فرهیخته/ همکار گرامی استدعا دارد در راستای کمک به انجام یک پژوهش با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاقی حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه تدوینی به شرح پیوست (لینک زیر)، را تکمیل فرمایند.
🔰پیشاپیش از همکاری و حوصله شما در تکمیل این پرسشنامه کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
🔰با احترام و سپاس؛ محمد حسین کاشفی
☎️شماره تماس در صورت لزوم
09149959369
📕لینک پرسشنامه:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeJokp0hoJ0pAKmHZfWgcRRnSenx5is-UzY33AJDCPrvlokAw/viewform?usp=sf_link
💎در تلگرام با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Google Docs
پرسشنامه پژوهشی
همکار گرامی ؛
جناب آقاي/ سركار خانم ....
این پرسشنامه فقط ده دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت؛
با سلام،
احتراما در راستای کمک به اجرای یک پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاق حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه ایی با 24 سوال…
جناب آقاي/ سركار خانم ....
این پرسشنامه فقط ده دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت؛
با سلام،
احتراما در راستای کمک به اجرای یک پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی جامع اعتماد سازمانی با رویکرد اخلاق حرفه ایی در نظام سلامت» پرسشنامه ایی با 24 سوال…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🌸✨سلام ؛صبح زیباتون بخیر
🌸✨امروزتون زیبا
🌿✨امیدوارم
🌸✨لحظات زندگیتون
🌿✨مدام حول محور
🌸✨عشق, شادی, آرامش
🌿✨در حرکت باشه
🌸✨و روز یکشنبه براتون پراز
🌿✨برکت خوشبختی موفقيت
🌸✨و سرشار از خیر و برکت باشه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌸✨سلام ؛صبح زیباتون بخیر
🌸✨امروزتون زیبا
🌿✨امیدوارم
🌸✨لحظات زندگیتون
🌿✨مدام حول محور
🌸✨عشق, شادی, آرامش
🌿✨در حرکت باشه
🌸✨و روز یکشنبه براتون پراز
🌿✨برکت خوشبختی موفقيت
🌸✨و سرشار از خیر و برکت باشه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️تصنیف زیبای :
♦️ما زیاران چشم یاری داشتیم، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
♦️با هنرمندی : صدیق تعریف
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🌸@Competentmanagers
♦️ما زیاران چشم یاری داشتیم، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
♦️با هنرمندی : صدیق تعریف
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🌸@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
.
🔰توسعه همان است که "ژیسکاردستن" به شاه گفت!!
🔰در سال 1355 ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه به ایران سفر میکند. شاه نیز که در آن زمان در اوج شهرت و قدرت بود شخصا در فرودگاه به استقبال ایشان میرود و با هم در یک ماشین مینشینند تا به کاخ شاهنشاهی بیایند.
◀در مسیر فرودگاه به کاخ، اتفاق جالبی می افتد؛
🔰همزمان با این ماجرا سومین کتاب شاه یعنی کتاب «بهسوی دروازههای تمدن» از چاپ خارج شده بود. و از قضا یک جلد آن نیز در همین خودروی شاه موجود بود، شاه در مورد کتابش با ژیسکاردستن صحبت میکند و توضیح میدهد که محتوای آن در مورد مسایل توسعه و برنامه های آتی کشور برای پیشرفت کشور می باشد و کلا در مورد آرزو و آمالش در آن کتاب بحث کرده است.
🔰شاه میگوید؛ ما در کشورمان پلساختیم، جاده ساختیم، کارخانه ساختیم و... و حالا با این روند توسعه می یابیم و به دروازههای تمدن بزرگ خواهیم رسید.
🔰 در گرما گرم این گفتگو ها بودند که از نزدیکی یک از میدانهای تهران (میدان انقلاب فعلی) رد می شوند، در این هنگام رئیس جمهور فرانسه از پنجره ماشین می بیند که در جایی از این میدان در یک بلواری گل کاری شده و دور تا دور گلها با نرده های فلزی حصار کشیده شده است.
🔰 ژیسکاردستن خطاب به شاه میگوید؛ اعلی حضرت! آیا شما فکر نمی کنید؛ در کشوری که برای محافظت از گل های کنار خیابانش، با هزینه گزاف این چنین نرده کشی می کنند، حرف از توسعه و رسیدن به دروازه های تمدن، هنوز خیلی زود باشد؟؟.
🔰به نظرم شما باید پول این گل کاری و نرده کشی اطراف آن را، ابتدا" روی منابع و سرمایههای انسانی صرف کنید.
🔰در کشور شما اول باید فکر و اندیشه انسانها توسعه یابند، باید خود انسانها توسعه یابند، باید اخلاق و منش انسانها توسعه یابد، باید تفکری پرورش یابد که خود آن تفکر مانع و حریمی باشد که محیط زیست خودش را به راحتی تخریب نکند و از آن محافظت نماید، آن وقت است که شما قدم در مسیر توسعه وپیشرفت میگذارید و به سوی تمدن بزرگ رهسپار خواهید شد.
🔰 آری فی الواقع توسعه دو بعد دارد،
🔷یک بعدی از توسعه، پیشرفت های مادی و گسترش امکانات زندگی بشر را شامل میشود، و بخش دیگر آن نهادینه سازی اخلاق و معنویات در وجود انسانها را شامل میشود.
🔷 و تا زمانی که این بعد از توسعه یعنی؛ گسترش اخلاق و فضایل انسانی و احترام گذاشتن و حرمت قایل شدن به شخصیت انسانها، در جامعه شکل نگیرد، پیشرفت های مادی و امکانات فیزیکی، هیچگاه نخواهند توانست سعادت و خوشبختی را برای زیست جمعی جامعه به ارمغان بیاورد.
🔷و به نظرم مهمترین مسیر نهادینه سازی و حاکمیت ارزشهای اخلاقی در جامعه، گسترش فرهنگ مطالعه و آگاهی بخشی عمومی می باشد. به طوری که می توان گفت بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد، اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
منبع؛ سخنرانی دکتر رنانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰توسعه همان است که "ژیسکاردستن" به شاه گفت!!
🔰در سال 1355 ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه به ایران سفر میکند. شاه نیز که در آن زمان در اوج شهرت و قدرت بود شخصا در فرودگاه به استقبال ایشان میرود و با هم در یک ماشین مینشینند تا به کاخ شاهنشاهی بیایند.
◀در مسیر فرودگاه به کاخ، اتفاق جالبی می افتد؛
🔰همزمان با این ماجرا سومین کتاب شاه یعنی کتاب «بهسوی دروازههای تمدن» از چاپ خارج شده بود. و از قضا یک جلد آن نیز در همین خودروی شاه موجود بود، شاه در مورد کتابش با ژیسکاردستن صحبت میکند و توضیح میدهد که محتوای آن در مورد مسایل توسعه و برنامه های آتی کشور برای پیشرفت کشور می باشد و کلا در مورد آرزو و آمالش در آن کتاب بحث کرده است.
🔰شاه میگوید؛ ما در کشورمان پلساختیم، جاده ساختیم، کارخانه ساختیم و... و حالا با این روند توسعه می یابیم و به دروازههای تمدن بزرگ خواهیم رسید.
🔰 در گرما گرم این گفتگو ها بودند که از نزدیکی یک از میدانهای تهران (میدان انقلاب فعلی) رد می شوند، در این هنگام رئیس جمهور فرانسه از پنجره ماشین می بیند که در جایی از این میدان در یک بلواری گل کاری شده و دور تا دور گلها با نرده های فلزی حصار کشیده شده است.
🔰 ژیسکاردستن خطاب به شاه میگوید؛ اعلی حضرت! آیا شما فکر نمی کنید؛ در کشوری که برای محافظت از گل های کنار خیابانش، با هزینه گزاف این چنین نرده کشی می کنند، حرف از توسعه و رسیدن به دروازه های تمدن، هنوز خیلی زود باشد؟؟.
🔰به نظرم شما باید پول این گل کاری و نرده کشی اطراف آن را، ابتدا" روی منابع و سرمایههای انسانی صرف کنید.
🔰در کشور شما اول باید فکر و اندیشه انسانها توسعه یابند، باید خود انسانها توسعه یابند، باید اخلاق و منش انسانها توسعه یابد، باید تفکری پرورش یابد که خود آن تفکر مانع و حریمی باشد که محیط زیست خودش را به راحتی تخریب نکند و از آن محافظت نماید، آن وقت است که شما قدم در مسیر توسعه وپیشرفت میگذارید و به سوی تمدن بزرگ رهسپار خواهید شد.
🔰 آری فی الواقع توسعه دو بعد دارد،
🔷یک بعدی از توسعه، پیشرفت های مادی و گسترش امکانات زندگی بشر را شامل میشود، و بخش دیگر آن نهادینه سازی اخلاق و معنویات در وجود انسانها را شامل میشود.
🔷 و تا زمانی که این بعد از توسعه یعنی؛ گسترش اخلاق و فضایل انسانی و احترام گذاشتن و حرمت قایل شدن به شخصیت انسانها، در جامعه شکل نگیرد، پیشرفت های مادی و امکانات فیزیکی، هیچگاه نخواهند توانست سعادت و خوشبختی را برای زیست جمعی جامعه به ارمغان بیاورد.
🔷و به نظرم مهمترین مسیر نهادینه سازی و حاکمیت ارزشهای اخلاقی در جامعه، گسترش فرهنگ مطالعه و آگاهی بخشی عمومی می باشد. به طوری که می توان گفت بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد، اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
منبع؛ سخنرانی دکتر رنانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from جامعه مدنی
♦️هرگز مردمت را دشمن نخوان!
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا با این کار دو اصل را در مورد خود روشن کردهای:
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل میکنند.
✍️پاول جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی
#جامعه_مدنی👇
@jamey_e_madani
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا با این کار دو اصل را در مورد خود روشن کردهای:
یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت مردمت را کنترل میکنند.
✍️پاول جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی
#جامعه_مدنی👇
@jamey_e_madani
Forwarded from جامعه مدنی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 امام علی(ع): تندروی موجب فرار مغزها و ستمكارى باعث قیام مسلحانه میشود
✍ رحمتاله بیگدلی
💠 امام علی(ع) بهزياد بن ابيه- وقتى كه او را بهجاى عبداللّه بن عباس بهعنوان والی فارس تعيين كرد- در ضمن سخنى طولانى كه بين آنها ردّ و بدل شد و امام او را از پيشاپيشگرفتن ماليات نهى كرد، فرمود:
«اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَيْفَ- فَإِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْفِ؛
با عدل و انصاف رفتار كن، و از تندروى و ستم بپرهيز؛ زيرا تندروى منجر بهآوارگى مردم [فرار مغزها]، و ستمكارى باعث بهكار بردن شمشير و قیام مسلحانه مىگردد.»
📽 برشی از فیلم ماندگار تنگسیر، محصول سال ۱۳۵۲ بهکارگردانی امیر نادری و براساس اولین رمان صادق چوبک را حتما ببینید.
منبع: کانال رحمتاله بیگدلی
به #جامعه_مدنی👇بپیوندید
@jamey_e_madani
✍ رحمتاله بیگدلی
💠 امام علی(ع) بهزياد بن ابيه- وقتى كه او را بهجاى عبداللّه بن عباس بهعنوان والی فارس تعيين كرد- در ضمن سخنى طولانى كه بين آنها ردّ و بدل شد و امام او را از پيشاپيشگرفتن ماليات نهى كرد، فرمود:
«اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَيْفَ- فَإِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْفِ؛
با عدل و انصاف رفتار كن، و از تندروى و ستم بپرهيز؛ زيرا تندروى منجر بهآوارگى مردم [فرار مغزها]، و ستمكارى باعث بهكار بردن شمشير و قیام مسلحانه مىگردد.»
📽 برشی از فیلم ماندگار تنگسیر، محصول سال ۱۳۵۲ بهکارگردانی امیر نادری و براساس اولین رمان صادق چوبک را حتما ببینید.
منبع: کانال رحمتاله بیگدلی
به #جامعه_مدنی👇بپیوندید
@jamey_e_madani
به چه کسی میگویند یک رئیس بد؟!
🔸روسای بد همیشه برای سازمانها و کارکنان، مشکلساز بوده و هستند و به یکی از دغدغههای کسبوکارهای امروزی تبدیل شدهاند چرا که بسیاری از آنها باعث ایجاد ترس و اضطراب در بین کارکنان شده که در طولانیمدت موجب خواهند شد کارکنان، خود را پشت داده و آمار و ارقام پنهان کنند.
🔸حال سوال اینجاست که به چه رئیسی میتوان عنوان «رئیس بد» داد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که روسای بد براساس ویژگیهای بارزی که دارند به چهار گروه عمده تقسیم میشوند که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد:
1⃣ روسایی که ادعای دانای کل بودن دارند:
این گروه از روسا مدعی هستند که فقط آنها جواب سوالات را میدانند و فقط آنها قادر به مدیریت و کنترل امور خواهند بود و از همه بدتر اینکه معتقد هستند تمام اعتبار ناشی از اجرای موفق پروژهها باید به حساب آنها نوشته شود. آنها خود را بهعنوان دانای کل و ستون فقرات سازمان میپندارند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند باید در حد پرستش از آنها پیروی کرده و کسانی که بهطور مستقیم به چنین مدیرانی گزارش میدهند، در عمل، مطیع اوامر آنها هستند و نمیتوانند از مهارتها و تجربیات خود برای حل مسائل بهره ببرند.
2⃣ روسای عاشق خردهکاری و پرداختن به جزئیات:
این روسا دارای دانش خوبی برای انجام کارها هستند، اما خود را بیش از حد درگیر جزئیات امور میکنند. آنها دوست دارند تمام جزئیات مربوط به انجام کار را به کارکنان دیکته کنند و پس از آن نیز دوست دارند تمام فعالیتها را به همراه کوچکترین جزئیات آن چک کنند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند نیز دچار تفکر دادهمحور شده، و چنانچه بخواهند با طرح ایدههای جسورانه و ریسکی این قاعده را برهم بزنند با سانسور و توبیخ و اخراج روبهرو خواهند شد.
3⃣ روسای پرهیاهو و خودخواه:
این گروه از روسا کسانی هستند که اهل هیاهو و جلب توجه دیگران به سمت خود هستند. آنها میکوشند تا خبرهای بد را پنهان کرده و در مقابل خبرهای خوب را بوق و کرنا کرده و آنها را به اسم خود ثبت کنند. در واقع، شخصیت نمایشی چنین روسایی بسیار قوی است و هر آنچه انجام میدهند، حتی اگر مثبت و سازنده باشد، با هدف مطرح کردن خود انجام میشود.
در چنین شرایطی، هیچ مجالی برای عرض اندام کارکنان و طرح ایدهها و تجربیات آنها وجود نخواهد داشت، چراکه داستان رئیس بر همه چیز و همهکس برتری دارد.
4⃣ رئیسهای ریاکار و دوشخصیتی:
این گروه از روسا بسیار خوب و زیبا سخن میگویند و با دیگران رفتار خوبی دارند و از خودکنترلی خوبی برخوردار هستند. با این همه، آنها پشت درهای بسته، شخصیت و افکار متفاوتی دارند بهطوریکه موفقیت عملکردی کارکنان را به خود نسبت میدهند، از کارکنان خود بدگویی میکنند و از تبدیل آنها به نردبان ترقی خود بهره میبرند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند بهشدت از آنها حساب میبرند، زیرا میدانند در صورت قرار گرفتن در نقطه مقابل چنین مدیران ظاهرفریبی، بهطور حتم محکوم خواهند شد.
🔸همه این چهار نوع روسا به خوبی میدانند چنانچه آمار و ارقام خوبی از عملکرد خود ارائه دهند و اهداف مقرر را تحقق بخشند، خواهند توانست در سازمان خود بهعنوان رئیس به کارشان ادامه دهند، بهخصوص اگر فرهنگهای سازمانی دیتامحور و نتیجهخواه در آنها حاکم باشد.
🔸علاوه براین، تمام کارکنانی که برای این چهار نوع رئیس کار میکنند، دچار احساس اضطراب دائمی بوده و خود را مطیع روسای خود میپندارند چراکه در غیر اینصورت با خطر اخراج از کار یا رودررویی با رئیس مواجه خواهند شد. این کارکنان معمولا به تدریج به روباتهایی تبدیل میشوند که کارکرد اصلی آنها واکنش نشان دادن به کنشها و دستورات رئیس است و بس.
🔸یکی از علامتهای وجود رئیس بد در یک مجموعه کاری این است که کارکنان همیشه در مورد رئیس خود و چگونگی برآورده شدن خواستههای او صحبت میکنند، حال آنکه کارکنان باید به بازار و مشتریان توجه داشته و فکر و ذکر اصلی آنها برآورده کردن نیازهای مشتریان و عوامل بازار باشد./ آموزه های سازمانی
منبع: Restoring the soul of Business
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸روسای بد همیشه برای سازمانها و کارکنان، مشکلساز بوده و هستند و به یکی از دغدغههای کسبوکارهای امروزی تبدیل شدهاند چرا که بسیاری از آنها باعث ایجاد ترس و اضطراب در بین کارکنان شده که در طولانیمدت موجب خواهند شد کارکنان، خود را پشت داده و آمار و ارقام پنهان کنند.
🔸حال سوال اینجاست که به چه رئیسی میتوان عنوان «رئیس بد» داد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که روسای بد براساس ویژگیهای بارزی که دارند به چهار گروه عمده تقسیم میشوند که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد:
1⃣ روسایی که ادعای دانای کل بودن دارند:
این گروه از روسا مدعی هستند که فقط آنها جواب سوالات را میدانند و فقط آنها قادر به مدیریت و کنترل امور خواهند بود و از همه بدتر اینکه معتقد هستند تمام اعتبار ناشی از اجرای موفق پروژهها باید به حساب آنها نوشته شود. آنها خود را بهعنوان دانای کل و ستون فقرات سازمان میپندارند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند باید در حد پرستش از آنها پیروی کرده و کسانی که بهطور مستقیم به چنین مدیرانی گزارش میدهند، در عمل، مطیع اوامر آنها هستند و نمیتوانند از مهارتها و تجربیات خود برای حل مسائل بهره ببرند.
2⃣ روسای عاشق خردهکاری و پرداختن به جزئیات:
این روسا دارای دانش خوبی برای انجام کارها هستند، اما خود را بیش از حد درگیر جزئیات امور میکنند. آنها دوست دارند تمام جزئیات مربوط به انجام کار را به کارکنان دیکته کنند و پس از آن نیز دوست دارند تمام فعالیتها را به همراه کوچکترین جزئیات آن چک کنند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند نیز دچار تفکر دادهمحور شده، و چنانچه بخواهند با طرح ایدههای جسورانه و ریسکی این قاعده را برهم بزنند با سانسور و توبیخ و اخراج روبهرو خواهند شد.
3⃣ روسای پرهیاهو و خودخواه:
این گروه از روسا کسانی هستند که اهل هیاهو و جلب توجه دیگران به سمت خود هستند. آنها میکوشند تا خبرهای بد را پنهان کرده و در مقابل خبرهای خوب را بوق و کرنا کرده و آنها را به اسم خود ثبت کنند. در واقع، شخصیت نمایشی چنین روسایی بسیار قوی است و هر آنچه انجام میدهند، حتی اگر مثبت و سازنده باشد، با هدف مطرح کردن خود انجام میشود.
در چنین شرایطی، هیچ مجالی برای عرض اندام کارکنان و طرح ایدهها و تجربیات آنها وجود نخواهد داشت، چراکه داستان رئیس بر همه چیز و همهکس برتری دارد.
4⃣ رئیسهای ریاکار و دوشخصیتی:
این گروه از روسا بسیار خوب و زیبا سخن میگویند و با دیگران رفتار خوبی دارند و از خودکنترلی خوبی برخوردار هستند. با این همه، آنها پشت درهای بسته، شخصیت و افکار متفاوتی دارند بهطوریکه موفقیت عملکردی کارکنان را به خود نسبت میدهند، از کارکنان خود بدگویی میکنند و از تبدیل آنها به نردبان ترقی خود بهره میبرند.
افرادی که برای چنین روسایی کار میکنند بهشدت از آنها حساب میبرند، زیرا میدانند در صورت قرار گرفتن در نقطه مقابل چنین مدیران ظاهرفریبی، بهطور حتم محکوم خواهند شد.
🔸همه این چهار نوع روسا به خوبی میدانند چنانچه آمار و ارقام خوبی از عملکرد خود ارائه دهند و اهداف مقرر را تحقق بخشند، خواهند توانست در سازمان خود بهعنوان رئیس به کارشان ادامه دهند، بهخصوص اگر فرهنگهای سازمانی دیتامحور و نتیجهخواه در آنها حاکم باشد.
🔸علاوه براین، تمام کارکنانی که برای این چهار نوع رئیس کار میکنند، دچار احساس اضطراب دائمی بوده و خود را مطیع روسای خود میپندارند چراکه در غیر اینصورت با خطر اخراج از کار یا رودررویی با رئیس مواجه خواهند شد. این کارکنان معمولا به تدریج به روباتهایی تبدیل میشوند که کارکرد اصلی آنها واکنش نشان دادن به کنشها و دستورات رئیس است و بس.
🔸یکی از علامتهای وجود رئیس بد در یک مجموعه کاری این است که کارکنان همیشه در مورد رئیس خود و چگونگی برآورده شدن خواستههای او صحبت میکنند، حال آنکه کارکنان باید به بازار و مشتریان توجه داشته و فکر و ذکر اصلی آنها برآورده کردن نیازهای مشتریان و عوامل بازار باشد./ آموزه های سازمانی
منبع: Restoring the soul of Business
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰فلش فوروارد به سال ۱۴۰۴
◽️فرض کنیم الان سال ۱۴۰۴ است و کارنامه دولتی که بهزودی تشکیل خواهد شد در معرض قضاوت عموم گذاشته شده است. آیا این دولت خواهد توانست ناکارآمدیهای اقتصاد ایران را که بهصورت تورم بالا، رشد پایین و بیکاری گسترده نمود یافته است، برطرف کند؟
◽️پاسخ را در دو سناریوی متفاوت میتوان بررسی کرد. بهصورت پیشفرض، نیت همه دولتها را باید بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم دانست؛ اما مساله آن است که خروجی اقتصاد، تابع نیتهای سیاستمداران نیست، بلکه تابع «کیفیت سیاستگذاری» است.
◽️کیفیت سیاستگذاری در اقتصاد ایران طی نیم قرن اخیر یعنی از اواخر دهه ۴۰ به نازلترین سطح ممکن سقوط کرده و تلاشهای مقطعی دولتها برای بهبود کیفیت سیاستگذاری به دلایل مختلف ناپایدار و ناکام مانده است. علت اصلی این ناپایداری و ناکامی، ریشه دواندن یک لایه «محافظ رانت» در تار و پود بوروکراسی کشور است که برای همه شعارهای خوب، یک دستورالعمل رانتساز روی میز دارد. دولتها میآیند و میروند اما این لایه میانی همیشه هست و هر نوع اصلاحی را بهگونهای استحاله میکند که با هاضمه رانتی ساختار اقتصادی موجود سازگار شود.
◽️آیا راه نجاتی از کیفیت نامناسب سیاستگذاری وجود دارد؟ پاسخ روی کاغذ مثبت است؛ بهدلیل اینکه انباشت دانش و تجربه موجود در کشور، بستر این امکان را فراهم آورده است. اما از نگاه واقعبینانه، پاسخ به این پرسش بسیار پیچیده است چراکه بیش از نیم قرن است صدای این دانش در لایه اصلی تصمیمگیران انعکاسی نداشته است. بدون توجه به این صدا، بیهیچ تردیدی باید گفت حتی تشکیل دولتی با بهترین نیتها و قدرتمندترین ارادهها هم تفاوت چندانی در خروجی اقتصاد ایجاد نخواهد کرد.
◽️این صدا و اندیشه چیست که میتواند اقتصاد زمینگیر را احیا کند و معجزه بیافریند اما بدون آن، سرنوشت محتوم قبلی در قالب تورم و بیکاری و بیرشدی تکرار خواهد شد؟ طبیعی است این پرسش به هیچوجه پاسخ تکجملهای ندارد؛ اما یک قاعده طلایی وجود دارد که چنانچه سیاستمداری خود را متعهد به این قاعده بداند از افتادن در تله رانتآفرینان واکسینه خواهد شد.
◽️«پرهیز از نگاه پروژهای به مسائل اقتصادی» عصاره این قاعده طلایی است. نگاه پروژهای به چالشهای اقتصادی که طی نیم قرن اخیر باعث زمینگیر شدن اقتصاد ایران شده است، مسائل اقتصادی را بهصورت جزیرههای مجزا از هم میبیند که نتیجه تبعی آن تجویز تکنسخههای پروژهای- جزیرهای و بیارتباط با هم برای حل آنهاست.
◽️این نوع نگاه معکوس به چالشهای اقتصادی که معلولدرمانی را جایگزین علتدرمانی میکند و ناگزیر باعث تحمیل نوعی سیاستگذاری دارای ناسازگاری درونی بر تصمیمگیران میشود، همان تلهای است که پنجاه سال است پیش پای سیاستمداران و تصمیمگیران کار گذاشته میشود. نکته عجیب این است که عموم دولتهای دهههای اخیر با گرایشهای سیاسی مختلف عینا تجربیات اشتباه دولتهای قبلی را تکرار کرده و جملگی در این تله افتادهاند که نتیجه محتوم آن، شوکهای ویرانگر در بازارهای مختلف بوده است.
◽️تنها تفاوت، عمدتا در شروع به کار دولتها ظهور میکند که معمولا تصور میشود دولتهای قبلی بهدلیل ناتوانی یا فقدان اراده یا احیانا فساد برخی مدیرانش در این تله گرفتار شدهاند و یک دولت مبرا از این عارضهها بهطور قطع و یقین، مصون از این نتیجه تلخ خواهد بود؛ در حالی که اصولا مساله این نیست. این نوع سادهسازی مسائل معمولا ازسوی لایههای میانی بوروکراسی القا و پشتیبانی میشود که همان گونه که در ابتدا توضیح داده شد خود ذینفع این نگاه به چالشها هستند.
◽️خروج از تله نگاه پروژهای و جایگزین کردن نگاه منظومهای به چالشهای اقتصادی تنها راه رستگاری دولت و ملت است. نگاه منظومهای نیازمند یک چارچوب فکری برای سیاستگذاری معطوف به حل علتها نه معلولهاست که این چارچوب فکری را پایبندی به اصول حکمرانی اقتصادی و تئوریهای علم اقتصاد در اختیار میگذارد که در مقالات پیشین این قلم و این ستون با جزئیات کامل تشریح شده است.
◽️به عبارت خلاصه باید گفت چالشهای اقتصاد ایران ریشه در بحران تئوریک دارد نه بحران مدیریتی. مهارت مدیران اجرایی حتی اگر از میان بهترین تکنوکراتها هم انتخاب شوند برای مرحله پساسیاستگذاری کاربرد دارد که در خلأ تئوریک اصلا امکان ورود به این مرحله وجود ندارد. خشکاندن ریشه معلولهایی چون تورم، بیکاری، فقر و فساد صرفا در این منظومه و با سیاستگذاریهای مبتنی بر تئوری علمی امکانپذیر است که در عین حال، جایگاه هزاران پروژه سیاستی و اجرایی را در «تصویر بزرگ» پازل تعیین میکند و بدون داشتن این تصویر بزرگ (Big Picture)، هر حرکتی و اقدامی میتواند شبیه انداختن تیر در تاریکی باشد.
*سرمقاله اول تیرماه ۱۴۰۰ دنیای اقتصاد
✍🏻دکتر علی میرزاخانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
◽️فرض کنیم الان سال ۱۴۰۴ است و کارنامه دولتی که بهزودی تشکیل خواهد شد در معرض قضاوت عموم گذاشته شده است. آیا این دولت خواهد توانست ناکارآمدیهای اقتصاد ایران را که بهصورت تورم بالا، رشد پایین و بیکاری گسترده نمود یافته است، برطرف کند؟
◽️پاسخ را در دو سناریوی متفاوت میتوان بررسی کرد. بهصورت پیشفرض، نیت همه دولتها را باید بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم دانست؛ اما مساله آن است که خروجی اقتصاد، تابع نیتهای سیاستمداران نیست، بلکه تابع «کیفیت سیاستگذاری» است.
◽️کیفیت سیاستگذاری در اقتصاد ایران طی نیم قرن اخیر یعنی از اواخر دهه ۴۰ به نازلترین سطح ممکن سقوط کرده و تلاشهای مقطعی دولتها برای بهبود کیفیت سیاستگذاری به دلایل مختلف ناپایدار و ناکام مانده است. علت اصلی این ناپایداری و ناکامی، ریشه دواندن یک لایه «محافظ رانت» در تار و پود بوروکراسی کشور است که برای همه شعارهای خوب، یک دستورالعمل رانتساز روی میز دارد. دولتها میآیند و میروند اما این لایه میانی همیشه هست و هر نوع اصلاحی را بهگونهای استحاله میکند که با هاضمه رانتی ساختار اقتصادی موجود سازگار شود.
◽️آیا راه نجاتی از کیفیت نامناسب سیاستگذاری وجود دارد؟ پاسخ روی کاغذ مثبت است؛ بهدلیل اینکه انباشت دانش و تجربه موجود در کشور، بستر این امکان را فراهم آورده است. اما از نگاه واقعبینانه، پاسخ به این پرسش بسیار پیچیده است چراکه بیش از نیم قرن است صدای این دانش در لایه اصلی تصمیمگیران انعکاسی نداشته است. بدون توجه به این صدا، بیهیچ تردیدی باید گفت حتی تشکیل دولتی با بهترین نیتها و قدرتمندترین ارادهها هم تفاوت چندانی در خروجی اقتصاد ایجاد نخواهد کرد.
◽️این صدا و اندیشه چیست که میتواند اقتصاد زمینگیر را احیا کند و معجزه بیافریند اما بدون آن، سرنوشت محتوم قبلی در قالب تورم و بیکاری و بیرشدی تکرار خواهد شد؟ طبیعی است این پرسش به هیچوجه پاسخ تکجملهای ندارد؛ اما یک قاعده طلایی وجود دارد که چنانچه سیاستمداری خود را متعهد به این قاعده بداند از افتادن در تله رانتآفرینان واکسینه خواهد شد.
◽️«پرهیز از نگاه پروژهای به مسائل اقتصادی» عصاره این قاعده طلایی است. نگاه پروژهای به چالشهای اقتصادی که طی نیم قرن اخیر باعث زمینگیر شدن اقتصاد ایران شده است، مسائل اقتصادی را بهصورت جزیرههای مجزا از هم میبیند که نتیجه تبعی آن تجویز تکنسخههای پروژهای- جزیرهای و بیارتباط با هم برای حل آنهاست.
◽️این نوع نگاه معکوس به چالشهای اقتصادی که معلولدرمانی را جایگزین علتدرمانی میکند و ناگزیر باعث تحمیل نوعی سیاستگذاری دارای ناسازگاری درونی بر تصمیمگیران میشود، همان تلهای است که پنجاه سال است پیش پای سیاستمداران و تصمیمگیران کار گذاشته میشود. نکته عجیب این است که عموم دولتهای دهههای اخیر با گرایشهای سیاسی مختلف عینا تجربیات اشتباه دولتهای قبلی را تکرار کرده و جملگی در این تله افتادهاند که نتیجه محتوم آن، شوکهای ویرانگر در بازارهای مختلف بوده است.
◽️تنها تفاوت، عمدتا در شروع به کار دولتها ظهور میکند که معمولا تصور میشود دولتهای قبلی بهدلیل ناتوانی یا فقدان اراده یا احیانا فساد برخی مدیرانش در این تله گرفتار شدهاند و یک دولت مبرا از این عارضهها بهطور قطع و یقین، مصون از این نتیجه تلخ خواهد بود؛ در حالی که اصولا مساله این نیست. این نوع سادهسازی مسائل معمولا ازسوی لایههای میانی بوروکراسی القا و پشتیبانی میشود که همان گونه که در ابتدا توضیح داده شد خود ذینفع این نگاه به چالشها هستند.
◽️خروج از تله نگاه پروژهای و جایگزین کردن نگاه منظومهای به چالشهای اقتصادی تنها راه رستگاری دولت و ملت است. نگاه منظومهای نیازمند یک چارچوب فکری برای سیاستگذاری معطوف به حل علتها نه معلولهاست که این چارچوب فکری را پایبندی به اصول حکمرانی اقتصادی و تئوریهای علم اقتصاد در اختیار میگذارد که در مقالات پیشین این قلم و این ستون با جزئیات کامل تشریح شده است.
◽️به عبارت خلاصه باید گفت چالشهای اقتصاد ایران ریشه در بحران تئوریک دارد نه بحران مدیریتی. مهارت مدیران اجرایی حتی اگر از میان بهترین تکنوکراتها هم انتخاب شوند برای مرحله پساسیاستگذاری کاربرد دارد که در خلأ تئوریک اصلا امکان ورود به این مرحله وجود ندارد. خشکاندن ریشه معلولهایی چون تورم، بیکاری، فقر و فساد صرفا در این منظومه و با سیاستگذاریهای مبتنی بر تئوری علمی امکانپذیر است که در عین حال، جایگاه هزاران پروژه سیاستی و اجرایی را در «تصویر بزرگ» پازل تعیین میکند و بدون داشتن این تصویر بزرگ (Big Picture)، هر حرکتی و اقدامی میتواند شبیه انداختن تیر در تاریکی باشد.
*سرمقاله اول تیرماه ۱۴۰۰ دنیای اقتصاد
✍🏻دکتر علی میرزاخانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝 این کشور مدیران متخصص باسواد میخواهد
✍ محسن صفايى فراهانى
♈️ مرحوم ابراهیم یزدی در خاطراتش نکتهای را عنوان میکند، میگوید قبل از پیروزی انقلاب، ما سران انقلاب در پاریس بودیم، یکی از روزنامههای انگلیسی سرمقالهای میزند نزدیک به این مفهوم که پیروزی «ندانستن بر ظلم».
ایشان میگوید: «آنجا من خیلی ناراحت شدم و گفتم که ملتی به پاخواسته است، ببین انگلیسها چقدر جنسشان خراب است که نمیخواهند بپذیرندکه این ملت همه معترض هستند وشرایط دیگری را میخواهند».
♈️دکتریزدی در ادامه میگوید «بعد که ما آمدیم و خودم عضو شورای انقلاب وبعد وزیر امور خارجه شدم، هرچقدر ماجلو رفتیم هر اتفاقی که افتاد، رفتم ته آن را نگاه کردم و دیدم، آن «ندانستن» پررنگ است»! وبعدمیگوید «هر چقدرجلوتر رفتم حتی وقتی ازدولت بیرون آمدم بازهم دیدم همان «ندانستن»عامل اکثر اتفاقات است.»
♈️ من بعنوان کسی که در دولت آقای موسوی، در وزارت صنایع و دردولت هاشمی وزارت نیرو بودم و همچنین در مجلس ششم وبعد دردولت خاتمی به وزارت اقتصاد آمدم،واقعاً این حرف را تأیید میکنم، یعنی میزان تصمیمات اشتباهی که به دلیل کم اطلاعی مسوولین درایران گرفته شد، کم نیست!
♈️این بحث من اصلاً بحث سیاسی نیست که من بگویم این جناح سیاسی بد است یا آن جناح سیاسی خوب است، آن بجای خود، بحث دیگری است. آنچه که باعث شده است که سطح موفقیتها محدود باشد،کمبود دانش تخصصی در اکثر مدیران ارشد است.
♈️چند وزیر ودستیارانش را میشناسید که واقعاً مسایل منطقه راخوب بشناسند،اصلاً کار خودشان را بتوانند در منطقه خوب تحلیل کنند؛ چند وزیرصنایع میشناسید، از اول انقلاب تا حالا، که بگویید عمده صنایع منطقه و رقبایش را میشناخته است، میدانسته که بایدبه چه بخشهایی برای رشد کمک کند، کارخانجات فرش ماشینی وماکارونی در ایران بیش از نیاز منطقه است! ابعاد اقتصادی وبانکی هم چنین است؛ البته مثالی که زدم،فقط مثال بودنه اینکه بخواهم بگویم همینها دچارمشکل هستند و دیگر بخشها نه.
♈️مجموعهای که میخواهندکشور را اداره کنند باید ازپتانسیل قابل قبولی برخوردارباشند. من در صحبت اولیه هم یک اشارهای کردم که سالهای ۴۲ تا ۵۳ رابررسی کنید، اگربه آن دوره برگردید میبینیدکه عالیخانی، مهدی سمیعی، یگانه وخداداد فرمافرماییان را میآورند، اینها عموماً سابقهی بانک جهانی وآشنایی بافرآیندهای بانکی واقتصادی در کشورهای بزرگ را داشتند؛ مثل این میماند که شمایک استاندار را بگویی برو یک بخش را اداره کن و او نیز خودش را دانگرید نداند و قبول کند به آن بخش برود، به استانداری که سابقه دارد بگویید که بخش را اداره کن، مشخص است که آن بخش را خیلی خوب اداره میکند؛ چون فضای بزرگتر از آن را اداره میکرده است. آدمهایی که به ایران آمدنداین شرایط راداشتند.
♈️ شماکتاب تکنوکراسی آقای دکترنیازمند که سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران را بنیاد گذاشته است، بخوانید؛واقعاً اینها آدمهایی با پتانسیل بالا بودهاند.
♈️ من ۱۱سال ازسال ۵۸ تا آخر ۶۹ عضو هیات عامل سازمان گسترش نوسازی ایران بودم، به روسای مختلف سازمان گسترش میگفتم: نیازمند آنقدر اینجا راخوب سازماندهی و آنقدر خوب بنا کرده است که بااین همه خرابکاریهایی که ما داریم میکنیم، خراب نمیشود! پس داشتن آدمهای آگاه وآدمهای مطلع، تشکیلات و سازمان مناسب را به وجود میآورد!
♈️ قانون خزانهداری ایران مربوط به ۸۰ سال پیش است؛ چرا آن رااصلاح نمیکنند؟ مشکل چیست؟ میدانید ابعادخزانهداری در دنیا ازنظر اقتصادی چقدرتغییر کرده است؟ اصلاً مگر ابعاد خزانهداری زمان رضاشاه با الان یکی است؟ حجم پول ، میزان گردش کار، تنوع منابع، نحوهی استفاده ازمنابع، تزریق این منابع دراقتصاد کشور، همهی اینها امروز با ۸۰سال پیش تغییرکرده است. شمابا آن ابزار میخواهید کشور را اداره کنید! هنوزقانون برنامه بودجه ۱۳۲۷ در ایران اجرا میشود. شمادراین ده دوره مجلس بعداز انقلاب ۵ نفر رییس کمیسیون مجلس را نام ببرید که پتانسیل وتوان لازم برای بررسی و اصلاح این قوانین داشتند!
♈️مگرکشور ۶ برنامهی توسعه رابعد از انقلاب تصویب واجرا نکرده است؟ همهی اینها مگر در یک دولت یایک مجلس بوده است؟ میتوانیم متهم کنیم وبگوییم که این مجلس بدبوده آن خوب بوده است؟ چرابا این برنامهها هنوز تولید سرانهی کشوربه سال ۵۶ نرسیده است؟ چرا بهرهوری درحدصفر است؟ اینها حاصل برنامههای توسعه است؟
♈️ آن چیزی که میتواند کشور را متحول کند، دانایی است، آن چیزی که ارکان حکومت نیاز دارند دانش و مدیریت است. ما به جای دانستن، مدرکگرایی را در ایران متداول کردیم! امروز کابینهی انگلستان اکثراً لیسانس هستند. پس لزومی ندارد حتماً دکترا باشند، ولی تصمیماتی که میگیرند آگاهانه و براساس دانش روزاست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ محسن صفايى فراهانى
♈️ مرحوم ابراهیم یزدی در خاطراتش نکتهای را عنوان میکند، میگوید قبل از پیروزی انقلاب، ما سران انقلاب در پاریس بودیم، یکی از روزنامههای انگلیسی سرمقالهای میزند نزدیک به این مفهوم که پیروزی «ندانستن بر ظلم».
ایشان میگوید: «آنجا من خیلی ناراحت شدم و گفتم که ملتی به پاخواسته است، ببین انگلیسها چقدر جنسشان خراب است که نمیخواهند بپذیرندکه این ملت همه معترض هستند وشرایط دیگری را میخواهند».
♈️دکتریزدی در ادامه میگوید «بعد که ما آمدیم و خودم عضو شورای انقلاب وبعد وزیر امور خارجه شدم، هرچقدر ماجلو رفتیم هر اتفاقی که افتاد، رفتم ته آن را نگاه کردم و دیدم، آن «ندانستن» پررنگ است»! وبعدمیگوید «هر چقدرجلوتر رفتم حتی وقتی ازدولت بیرون آمدم بازهم دیدم همان «ندانستن»عامل اکثر اتفاقات است.»
♈️ من بعنوان کسی که در دولت آقای موسوی، در وزارت صنایع و دردولت هاشمی وزارت نیرو بودم و همچنین در مجلس ششم وبعد دردولت خاتمی به وزارت اقتصاد آمدم،واقعاً این حرف را تأیید میکنم، یعنی میزان تصمیمات اشتباهی که به دلیل کم اطلاعی مسوولین درایران گرفته شد، کم نیست!
♈️این بحث من اصلاً بحث سیاسی نیست که من بگویم این جناح سیاسی بد است یا آن جناح سیاسی خوب است، آن بجای خود، بحث دیگری است. آنچه که باعث شده است که سطح موفقیتها محدود باشد،کمبود دانش تخصصی در اکثر مدیران ارشد است.
♈️چند وزیر ودستیارانش را میشناسید که واقعاً مسایل منطقه راخوب بشناسند،اصلاً کار خودشان را بتوانند در منطقه خوب تحلیل کنند؛ چند وزیرصنایع میشناسید، از اول انقلاب تا حالا، که بگویید عمده صنایع منطقه و رقبایش را میشناخته است، میدانسته که بایدبه چه بخشهایی برای رشد کمک کند، کارخانجات فرش ماشینی وماکارونی در ایران بیش از نیاز منطقه است! ابعاد اقتصادی وبانکی هم چنین است؛ البته مثالی که زدم،فقط مثال بودنه اینکه بخواهم بگویم همینها دچارمشکل هستند و دیگر بخشها نه.
♈️مجموعهای که میخواهندکشور را اداره کنند باید ازپتانسیل قابل قبولی برخوردارباشند. من در صحبت اولیه هم یک اشارهای کردم که سالهای ۴۲ تا ۵۳ رابررسی کنید، اگربه آن دوره برگردید میبینیدکه عالیخانی، مهدی سمیعی، یگانه وخداداد فرمافرماییان را میآورند، اینها عموماً سابقهی بانک جهانی وآشنایی بافرآیندهای بانکی واقتصادی در کشورهای بزرگ را داشتند؛ مثل این میماند که شمایک استاندار را بگویی برو یک بخش را اداره کن و او نیز خودش را دانگرید نداند و قبول کند به آن بخش برود، به استانداری که سابقه دارد بگویید که بخش را اداره کن، مشخص است که آن بخش را خیلی خوب اداره میکند؛ چون فضای بزرگتر از آن را اداره میکرده است. آدمهایی که به ایران آمدنداین شرایط راداشتند.
♈️ شماکتاب تکنوکراسی آقای دکترنیازمند که سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران را بنیاد گذاشته است، بخوانید؛واقعاً اینها آدمهایی با پتانسیل بالا بودهاند.
♈️ من ۱۱سال ازسال ۵۸ تا آخر ۶۹ عضو هیات عامل سازمان گسترش نوسازی ایران بودم، به روسای مختلف سازمان گسترش میگفتم: نیازمند آنقدر اینجا راخوب سازماندهی و آنقدر خوب بنا کرده است که بااین همه خرابکاریهایی که ما داریم میکنیم، خراب نمیشود! پس داشتن آدمهای آگاه وآدمهای مطلع، تشکیلات و سازمان مناسب را به وجود میآورد!
♈️ قانون خزانهداری ایران مربوط به ۸۰ سال پیش است؛ چرا آن رااصلاح نمیکنند؟ مشکل چیست؟ میدانید ابعادخزانهداری در دنیا ازنظر اقتصادی چقدرتغییر کرده است؟ اصلاً مگر ابعاد خزانهداری زمان رضاشاه با الان یکی است؟ حجم پول ، میزان گردش کار، تنوع منابع، نحوهی استفاده ازمنابع، تزریق این منابع دراقتصاد کشور، همهی اینها امروز با ۸۰سال پیش تغییرکرده است. شمابا آن ابزار میخواهید کشور را اداره کنید! هنوزقانون برنامه بودجه ۱۳۲۷ در ایران اجرا میشود. شمادراین ده دوره مجلس بعداز انقلاب ۵ نفر رییس کمیسیون مجلس را نام ببرید که پتانسیل وتوان لازم برای بررسی و اصلاح این قوانین داشتند!
♈️مگرکشور ۶ برنامهی توسعه رابعد از انقلاب تصویب واجرا نکرده است؟ همهی اینها مگر در یک دولت یایک مجلس بوده است؟ میتوانیم متهم کنیم وبگوییم که این مجلس بدبوده آن خوب بوده است؟ چرابا این برنامهها هنوز تولید سرانهی کشوربه سال ۵۶ نرسیده است؟ چرا بهرهوری درحدصفر است؟ اینها حاصل برنامههای توسعه است؟
♈️ آن چیزی که میتواند کشور را متحول کند، دانایی است، آن چیزی که ارکان حکومت نیاز دارند دانش و مدیریت است. ما به جای دانستن، مدرکگرایی را در ایران متداول کردیم! امروز کابینهی انگلستان اکثراً لیسانس هستند. پس لزومی ندارد حتماً دکترا باشند، ولی تصمیماتی که میگیرند آگاهانه و براساس دانش روزاست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers