🔰مبارزه بدون نفرت به شیوه مهاتما گاندی
♦️ مهانداس کارامچاند گاندی (اکتبر ۱۸۶۹ – ژانویهٔ ۱۹۴۸) رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیاش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد رد میکرد. ناتورام قادسی با شلیک سه گلوله به قفسه سینه، وی را که در سن هفتاد و نه سالگی و در میان جمعیت عازم محل عبادت بود، از پای درآورد.
🍃مهاتما گاندی:
🔅«من به طور کلّی انگلیسیها را بدتر از هیچ ملت دیگری بر روی زمین نمیدانم. این افتخار را دارم که بسیاری از انگلیسیها را عزیزترین دوستان خود بدانم»
🔅«دشمنی من علیه آنان نیست، بلکه علیه سلطهی آنهاست. چنین به نظر میرسد که من زاده شدهام تا وسیلهای برای پایان دادن به این سلطه باشم. ولی اگر مویی از سر یک انگلیسی کم شود، به همان اندازه اندوهناک میشوم که اگر چنین اتفاقی برای برادرم بیفتد.»
«در دل من هیچ کینهای حتی نسبت به یک انگلیسی نیست. من علاقهای به بیرون راندن او از هند ندارم، بلکه مایلم او را به خدمتگزار هند بدل سازم و این احساس و اعتقاد را که او حاکم یا عضوی از هیئت حاکمه است، در او محو کنم.»
(ص۱۵۷-۱۵۸)
«من تعریف و تمجیدهای بسیاری درباره خودم میشنوم. این ستایشها، درست مانند آب که بر بال مرغابی نمیماند، در خاطرم جایگزین نمیشوند، بلکه از آن میگذرند و میروند. ولی شما امشب ستایشی را از من بر زبان آوردید که مایلم آن را بپذیرم. شما معتقدید اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم. در این مورد با شما همعقیدهام. من در موقعیتهای فراوان خود را در معرض این امتحان قرار دادهام که آیا میتوانم نسبت به کسی که قصد آزار مرا دارد نفرت— نمیگویم عشق— بورزم یا خیر. باید صادقانه ولی در نهایت فروتنی اعتراف کنم که چنین چیزی از من ساخته نبوده است. حتی یک مورد را هم به خاطر ندارم که در چنبره تنفر از انسانی گرفتار شده باشم. چگونه چنین کاری کردهام، خود نیز نمیدانم. این، فقط شیوه و روالِ یک عمر زندگی است که برایتان بازگو کردم، پس این حرف شما دقیقاً صحیح است که اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم.
معنای برادری، عشقورزی و همدلی و دراز کردن دست همکاری به سوی کسانی نیست که آنها نیز متقابلاً به شما عشق میورزند. چنین چیزی داد و ستد است. برادری، یک امر تجاری نیست. فلسفه من و مذهب من نیز به من میآموزند که برادری تنها به انسانها محدود نمیشود؛ یعنی اگر حقیقتاً روح برادری در ما رسوخ کرده باشد، باید حیوانات را نیز که در مرتبه پایینتر خلقت هستند دربر گیرد.»(ص۱۷۹)
مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ: قدرت مبارزه عاری از خشونت، مری کینگ، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♦️ مهانداس کارامچاند گاندی (اکتبر ۱۸۶۹ – ژانویهٔ ۱۹۴۸) رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیاش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد رد میکرد. ناتورام قادسی با شلیک سه گلوله به قفسه سینه، وی را که در سن هفتاد و نه سالگی و در میان جمعیت عازم محل عبادت بود، از پای درآورد.
🍃مهاتما گاندی:
🔅«من به طور کلّی انگلیسیها را بدتر از هیچ ملت دیگری بر روی زمین نمیدانم. این افتخار را دارم که بسیاری از انگلیسیها را عزیزترین دوستان خود بدانم»
🔅«دشمنی من علیه آنان نیست، بلکه علیه سلطهی آنهاست. چنین به نظر میرسد که من زاده شدهام تا وسیلهای برای پایان دادن به این سلطه باشم. ولی اگر مویی از سر یک انگلیسی کم شود، به همان اندازه اندوهناک میشوم که اگر چنین اتفاقی برای برادرم بیفتد.»
«در دل من هیچ کینهای حتی نسبت به یک انگلیسی نیست. من علاقهای به بیرون راندن او از هند ندارم، بلکه مایلم او را به خدمتگزار هند بدل سازم و این احساس و اعتقاد را که او حاکم یا عضوی از هیئت حاکمه است، در او محو کنم.»
(ص۱۵۷-۱۵۸)
«من تعریف و تمجیدهای بسیاری درباره خودم میشنوم. این ستایشها، درست مانند آب که بر بال مرغابی نمیماند، در خاطرم جایگزین نمیشوند، بلکه از آن میگذرند و میروند. ولی شما امشب ستایشی را از من بر زبان آوردید که مایلم آن را بپذیرم. شما معتقدید اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم. در این مورد با شما همعقیدهام. من در موقعیتهای فراوان خود را در معرض این امتحان قرار دادهام که آیا میتوانم نسبت به کسی که قصد آزار مرا دارد نفرت— نمیگویم عشق— بورزم یا خیر. باید صادقانه ولی در نهایت فروتنی اعتراف کنم که چنین چیزی از من ساخته نبوده است. حتی یک مورد را هم به خاطر ندارم که در چنبره تنفر از انسانی گرفتار شده باشم. چگونه چنین کاری کردهام، خود نیز نمیدانم. این، فقط شیوه و روالِ یک عمر زندگی است که برایتان بازگو کردم، پس این حرف شما دقیقاً صحیح است که اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم.
معنای برادری، عشقورزی و همدلی و دراز کردن دست همکاری به سوی کسانی نیست که آنها نیز متقابلاً به شما عشق میورزند. چنین چیزی داد و ستد است. برادری، یک امر تجاری نیست. فلسفه من و مذهب من نیز به من میآموزند که برادری تنها به انسانها محدود نمیشود؛ یعنی اگر حقیقتاً روح برادری در ما رسوخ کرده باشد، باید حیوانات را نیز که در مرتبه پایینتر خلقت هستند دربر گیرد.»(ص۱۷۹)
مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ: قدرت مبارزه عاری از خشونت، مری کینگ، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰فرخنده میلاد با سعادت امام رضا ع بر همه شما عزیزان ارجمند خجسته باد،
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام را به همه اهل تقوا و موحدین عالم و تمامی مسلمانان و شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت می گویم
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅اگر بیشتر از ۵۵ ساعت در هفته کار میکنید، احتمالا یکی از این چیزها باعث مرگ شما میشوند!
🔸مطالعات زیادی در سالهای اخیر نشان دادند کار زیاد و در ساعتهای طولانی اثرات مثبتی ندارد. کیفیت کار همهی افراد پس از ۴۰ ساعت کار در هفته به طرز چشمگیری افت میکند و هفتههای کاری طولانی هیچ افزایش کارایی به همراه ندارند. حالا، یک مطالعه جدید نشان میدهد که این وضعیت میتواند کشنده هم باشد.
🔸دادههای جدید سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۱۶ حدود ۷۴۵ هزار نفر در اثر ساعتهای کار زیاد، جان خود را از دست دادند. این تعداد از سال ۲۰۰۰ تا کنون نزدیک به ۲۹ درصد افزایش یافته است. در این گزارشها تصریح شده هفتههای کاری ۵۵ ساعته یا بیشتر در مرگ این افراد تاثیر زیادی داشته است.
🔸مطالعه جدید نشان میدهد ۵۵ ساعت کار یا بیشتر در یک هفته منجر به افزایش ۳۵ درصدی سکته مغزی و افزایش ۱۷ درصدی خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبی در مقایسه با هفتههای کاری ۳۵ تا ۴۰ ساعته میشود.
۴۵ درصد افرادی که فوت کردند، مردان میانسال یا مسنتر بودند. آمار دیگری نشان میدهد ۹ درصد کارگران در سراسر جهان طی یک هفته بیش از ۵۵ ساعت کار میکنند.
◀️ ساعتهای کار طولانی چگونه منجر به مرگ افراد میشود؟
🔺استرس مزمن
زندگی طولانیمدت با استرس میتواند آسیبهای جدی به بدن وارد کند. تمام افرادی که بدنشان به طور مداوم آدرنالین و کورتیزول تولید میکند، در معرض افسردگی، بیماریهای قلبی، افزایش وزن و کمبود خواب بیشتری قرار دارند.
شاید تعجبآور نباشد که هفتههای کار طولانی باعث افزایش احتمال سکته مغزی در شما شود. براساس مطالعه جدید، زنانی که ساعتهای کار طولانی دارند، بیشتر دچار افسردگی میشوند.
🔺وقتی برای عادتهای سالم نیست
هفتههای کار طولانی و زیاد نه تنها به طور مستقیم و فعال بدن را نابود میکنند، بلکه مانع از انجام کارها و عادتهای مثبتی مانند ورزش، خواب کافی، پختن وعدههای غذایی سالم و مشابه اینها میشوند. دور شدن از عادتهای زندگی سالم میتواند اثرات منفی بسیار بیشتری به سوی شما روانه کند.
🔺واکنشها و انتخابهای ناسالم
بیرحمانه کار کردن، افراد را در معرض انتخاب روشهای ناسالمی مانند مصرف بیش از اندازه الکل یا کشیدن زیاد سیگار برای مقابله با استرس و خستگی میکند.
شاید یک کارآفرین برای گذراندن یک دوره پرفشار و استرسزا به سیگار زیاد پناه ببرد ولی تحقیق جدید انجام شده میگوید اگر این وضعیت به یک روال و برنامه کاری طولانی مدت و پشت سر هم در سالهای زیادی منجر شود؛ عواقب ناگواری برای سلامتی دارد.
🔸تحقیقات نشان میدهد ساعتهای کار طولانی به معنای بهرهوری بیشتر نیست و در عوض میتواند برای سلامتی کارمندان مضر باشد. همچنین باعث غیبت و زمزمههای بیشتر، گردش مالی بیشتر و افزایش هزینههای بیمه و درمانی میشود.
🔸نکته اصلی، این است که درباره کار زیاد باید با مدیر و رئیس خود صحبت کنید و خطرات ساعتهای طولانی کار را به آنها گوشزد کرده و سعی کنید آنها را مجاب به تغییر رویه و سیاست اشتباه مرگبار کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸مطالعات زیادی در سالهای اخیر نشان دادند کار زیاد و در ساعتهای طولانی اثرات مثبتی ندارد. کیفیت کار همهی افراد پس از ۴۰ ساعت کار در هفته به طرز چشمگیری افت میکند و هفتههای کاری طولانی هیچ افزایش کارایی به همراه ندارند. حالا، یک مطالعه جدید نشان میدهد که این وضعیت میتواند کشنده هم باشد.
🔸دادههای جدید سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۱۶ حدود ۷۴۵ هزار نفر در اثر ساعتهای کار زیاد، جان خود را از دست دادند. این تعداد از سال ۲۰۰۰ تا کنون نزدیک به ۲۹ درصد افزایش یافته است. در این گزارشها تصریح شده هفتههای کاری ۵۵ ساعته یا بیشتر در مرگ این افراد تاثیر زیادی داشته است.
🔸مطالعه جدید نشان میدهد ۵۵ ساعت کار یا بیشتر در یک هفته منجر به افزایش ۳۵ درصدی سکته مغزی و افزایش ۱۷ درصدی خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبی در مقایسه با هفتههای کاری ۳۵ تا ۴۰ ساعته میشود.
۴۵ درصد افرادی که فوت کردند، مردان میانسال یا مسنتر بودند. آمار دیگری نشان میدهد ۹ درصد کارگران در سراسر جهان طی یک هفته بیش از ۵۵ ساعت کار میکنند.
◀️ ساعتهای کار طولانی چگونه منجر به مرگ افراد میشود؟
🔺استرس مزمن
زندگی طولانیمدت با استرس میتواند آسیبهای جدی به بدن وارد کند. تمام افرادی که بدنشان به طور مداوم آدرنالین و کورتیزول تولید میکند، در معرض افسردگی، بیماریهای قلبی، افزایش وزن و کمبود خواب بیشتری قرار دارند.
شاید تعجبآور نباشد که هفتههای کار طولانی باعث افزایش احتمال سکته مغزی در شما شود. براساس مطالعه جدید، زنانی که ساعتهای کار طولانی دارند، بیشتر دچار افسردگی میشوند.
🔺وقتی برای عادتهای سالم نیست
هفتههای کار طولانی و زیاد نه تنها به طور مستقیم و فعال بدن را نابود میکنند، بلکه مانع از انجام کارها و عادتهای مثبتی مانند ورزش، خواب کافی، پختن وعدههای غذایی سالم و مشابه اینها میشوند. دور شدن از عادتهای زندگی سالم میتواند اثرات منفی بسیار بیشتری به سوی شما روانه کند.
🔺واکنشها و انتخابهای ناسالم
بیرحمانه کار کردن، افراد را در معرض انتخاب روشهای ناسالمی مانند مصرف بیش از اندازه الکل یا کشیدن زیاد سیگار برای مقابله با استرس و خستگی میکند.
شاید یک کارآفرین برای گذراندن یک دوره پرفشار و استرسزا به سیگار زیاد پناه ببرد ولی تحقیق جدید انجام شده میگوید اگر این وضعیت به یک روال و برنامه کاری طولانی مدت و پشت سر هم در سالهای زیادی منجر شود؛ عواقب ناگواری برای سلامتی دارد.
🔸تحقیقات نشان میدهد ساعتهای کار طولانی به معنای بهرهوری بیشتر نیست و در عوض میتواند برای سلامتی کارمندان مضر باشد. همچنین باعث غیبت و زمزمههای بیشتر، گردش مالی بیشتر و افزایش هزینههای بیمه و درمانی میشود.
🔸نکته اصلی، این است که درباره کار زیاد باید با مدیر و رئیس خود صحبت کنید و خطرات ساعتهای طولانی کار را به آنها گوشزد کرده و سعی کنید آنها را مجاب به تغییر رویه و سیاست اشتباه مرگبار کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کاش این تصاویر زیبا از عشقبازی ابرها واقعی می بود! زیباترین پدیده ای بود که بشر تاکنون موفق به ثبت و ضبط آن می شد! در هر حال ببینید و لذت ببرید!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چرا افراد باهوش شاد نیستند؟
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش اول)
آیا تابهحال متوجه شدهاید که بعضی از افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوستداشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ بااینحال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آنها گاهی اوقات احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همانطور که ارنست همینگوی میگوید:
«خوشحالی افراد باهوش نایابترین چیزی است که من میشناسم.»
در اینجا به ۶ دلیل عمده که ممکن است علت نادر بودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش را توضیح دهد اشاره می کنیم:
1. افراد باهوش شاد نیستند چون همهچیز را بیش از حد بررسی میکنند
اغلب افراد باهوش که دارای iq بالایی هستند، بیش از حد به تفکر میپردازند. به این معنی که بهصورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن میافتد، آنالیز میکنند. این ویژگی، بهخصوص زمانی که فرآیند تفکر آنها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده میرساند، باعث میشود انرژیشان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند.
آیا این جمله حکمتآمیز را شنیدهاید که میگوید «جهالت نعمت است!». واقعا همینطور است – هر چه کمتر بدانید و بیشتر بیخیال باشید به همان میزان خوشحالتر خواهید بود. داشتن توانایی شناخت افراد و انگیزههای پنهان آنها در اغلب موارد کافی است تا باعث شود که گاهی اوقات از تمام جهان مایوس شوید؛ بماند که احساسات ناشی از تفکر در مورد مسائل فلسفی، معضلات جهانی و محیط زیست و مشکلات معماگونه بیانتهای زندگی، هیچ راهحلی ندارند.
2. افراد باهوش شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند
افراد باهوش فارغ از اینکه در مورد چه حوزهای از زندگانی صحبت میکنیم، میدانند که چه چیزی میخواهند و به کمتر از آن رضایت نمیدهند. این بدان معنی است که برای آنها خوشحالی و رضایتمندی از دستاوردها، روابط و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که در زندگی آنها وجود دارد، بسیار دشوار است.
علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و بهنوعی دیدگاههای ایدهآلگرایانهای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آنها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو میشود، ناگزیر به ناامیدی میانجامد.
3. افراد باهوش شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت میگیرند
یکی از دلایل عدم خوشحالی افراد باهوشی این است که آنها در مورد خودشان خیلی سختگیری میکنند. در اینجا، منظور از سختگیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکستها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل میکنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند.
گاهی اوقات صرفا در رختخواب خود دراز میکشید و درحالیکه تلاش میکنید بخوابید، ناگهان یاد موقعیتی (که احتمالا سالها یا حداقل ماهها قبل اتفاق افتاده) میافتید که بهگونهای که لازم بوده عمل نکردهاید. همین یادآوری کافی است تا خوابتان را به هم بزند و احوالتان را خراب کند.
افراد باهوش اغلب چنین بازگشت (فلاشبک) به اشتباهات گذشته را تجربه میکنند. همه اینها سبب پرورش احساس گناه، نارضایتی و دیگر احساسات منفی میشود که میتواند برای حس خوشحالی و شادی هر فردی در حکم سم باشد.
4. واقعیت برای افراد باهوش ارضا کننده نیست
افراد با iq های بالا هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگتر برنمیدارند – یک الگو، یک ارزش یا یک هدف. متفکرترین و رویاپردازترین این افراد حتی به اینجا هم متوقف نمیشوند – ذهن و تخیل بیقرار آنها اجازه نمیدهد که آرام بگیرند و از «چیزهای خوب در زندگی» خود لذت ببرند. به نظر میرسد که واقعیت و مسائل پیشپاافتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خستهکننده محسوب میشود. چنین افرادی در طلب برای چیزی فوقالعاده، ایدهآل، ابدی و … را طلب میکنند که البته هیچگاه در دنیای واقعی پیدایش نمیکنند.
آیا تابهحال احساس کردهاید که به اینجا تعلق ندارید و باید در یک دوره متفاوت یا شاید در سیارهای دیگر زندگی میکردید؟ متفکران، افراد بسیار باهوش دائما چنین احساسی دارند. چگونه میتوانید خوشحال باشید وقتی که احساس کنید غریبهای هستید که در این دنیا زندگی میکند؟
ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش اول)
آیا تابهحال متوجه شدهاید که بعضی از افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوستداشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ بااینحال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آنها گاهی اوقات احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همانطور که ارنست همینگوی میگوید:
«خوشحالی افراد باهوش نایابترین چیزی است که من میشناسم.»
در اینجا به ۶ دلیل عمده که ممکن است علت نادر بودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش را توضیح دهد اشاره می کنیم:
1. افراد باهوش شاد نیستند چون همهچیز را بیش از حد بررسی میکنند
اغلب افراد باهوش که دارای iq بالایی هستند، بیش از حد به تفکر میپردازند. به این معنی که بهصورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن میافتد، آنالیز میکنند. این ویژگی، بهخصوص زمانی که فرآیند تفکر آنها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده میرساند، باعث میشود انرژیشان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند.
آیا این جمله حکمتآمیز را شنیدهاید که میگوید «جهالت نعمت است!». واقعا همینطور است – هر چه کمتر بدانید و بیشتر بیخیال باشید به همان میزان خوشحالتر خواهید بود. داشتن توانایی شناخت افراد و انگیزههای پنهان آنها در اغلب موارد کافی است تا باعث شود که گاهی اوقات از تمام جهان مایوس شوید؛ بماند که احساسات ناشی از تفکر در مورد مسائل فلسفی، معضلات جهانی و محیط زیست و مشکلات معماگونه بیانتهای زندگی، هیچ راهحلی ندارند.
2. افراد باهوش شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند
افراد باهوش فارغ از اینکه در مورد چه حوزهای از زندگانی صحبت میکنیم، میدانند که چه چیزی میخواهند و به کمتر از آن رضایت نمیدهند. این بدان معنی است که برای آنها خوشحالی و رضایتمندی از دستاوردها، روابط و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که در زندگی آنها وجود دارد، بسیار دشوار است.
علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و بهنوعی دیدگاههای ایدهآلگرایانهای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آنها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو میشود، ناگزیر به ناامیدی میانجامد.
3. افراد باهوش شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت میگیرند
یکی از دلایل عدم خوشحالی افراد باهوشی این است که آنها در مورد خودشان خیلی سختگیری میکنند. در اینجا، منظور از سختگیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکستها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل میکنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند.
گاهی اوقات صرفا در رختخواب خود دراز میکشید و درحالیکه تلاش میکنید بخوابید، ناگهان یاد موقعیتی (که احتمالا سالها یا حداقل ماهها قبل اتفاق افتاده) میافتید که بهگونهای که لازم بوده عمل نکردهاید. همین یادآوری کافی است تا خوابتان را به هم بزند و احوالتان را خراب کند.
افراد باهوش اغلب چنین بازگشت (فلاشبک) به اشتباهات گذشته را تجربه میکنند. همه اینها سبب پرورش احساس گناه، نارضایتی و دیگر احساسات منفی میشود که میتواند برای حس خوشحالی و شادی هر فردی در حکم سم باشد.
4. واقعیت برای افراد باهوش ارضا کننده نیست
افراد با iq های بالا هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگتر برنمیدارند – یک الگو، یک ارزش یا یک هدف. متفکرترین و رویاپردازترین این افراد حتی به اینجا هم متوقف نمیشوند – ذهن و تخیل بیقرار آنها اجازه نمیدهد که آرام بگیرند و از «چیزهای خوب در زندگی» خود لذت ببرند. به نظر میرسد که واقعیت و مسائل پیشپاافتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خستهکننده محسوب میشود. چنین افرادی در طلب برای چیزی فوقالعاده، ایدهآل، ابدی و … را طلب میکنند که البته هیچگاه در دنیای واقعی پیدایش نمیکنند.
آیا تابهحال احساس کردهاید که به اینجا تعلق ندارید و باید در یک دوره متفاوت یا شاید در سیارهای دیگر زندگی میکردید؟ متفکران، افراد بسیار باهوش دائما چنین احساسی دارند. چگونه میتوانید خوشحال باشید وقتی که احساس کنید غریبهای هستید که در این دنیا زندگی میکند؟
ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چرا افراد باهوش شاد نیستند؟
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش پایانی)
5. فقدان ارتباطات عمیق افراد باهوش و درک نشدن توسط دیگران
یکی از بزرگترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک میشود. اینکه با یک فرد همفکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمهای معنیدار داشته باشید، بسیار آرامشبخش است. اینکه متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک میکند و در مورد جهانبینی و نقطه نظرات شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیازهای اساسی انسانی است.
متاسفانه، افراد باهوش بهندرت از این لذت بهرهمند میشوند. بسیاری از آنها احساس تنهایی و عدم درک شدن میکنند، گویی هیچکس قادر به دیدن و درک کردن و بها دادن به عمق ذهن آنها نیست.
نتایج تحقیقات علمی تائید کردهاند که افراد با IQ های بالا برای خوشحال شدن نیاز کمتری به تعامل اجتماعی به نسبت افراد با سطح متوسط هوش دارند. بااینحال، این بدان معنا نیست که افراد باهوش مشتاق تعاملی انسانی و یا یک مکالمه جذاب نباشند. آنها صرفا ترجیح میدهند در مورد چیزهای جذاب و معنیدار صحبت کنند تا اینکه درباره غذا، آبوهوا و برنامههای خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند.
ناگفته پیدا است که امروزه یافتن فردی برای داشتن مکالمه عمیق و معنیدار دشوار است. البته این موهبت را مدیون جامعه مادیگرا و مصرفکنندهای هستیم که در آن عموم افراد ایدهای از خود برای مکالمه ندارند و اگر چیزی برای گفتن باشد صرفا بازگوی مطالب و شنیدههای شبکههای اجتماعی و مطالب سطحی است.
6. بسیاری از افراد با IQ بسیار بالا / نابغه از مشکلات روانشناختی / روحی رنج میبرند
مطالعات زیادی در راستای اختلالات روانپزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی و ارتباط آن با IQ بالا صورت گرفته است. آیا میتوان این تئوری را پذیرفت که این مشکلات بهنوعی عوارض نابغه بودن و داشتن ذهنی خلاق و بااستعداد باشد؟ کسی چه میداند، علم همچنان در پی کشف اسرار ذهن انسان است.
در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمیبرند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی (existential depression) هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیشازحد است. اگر شما هم مدام در حال تفکر باشید و همهچیز را بهدقت تجزیهوتحلیل کنید، از یک نقطه به بعد، مشخصا شروع به تعمق در مورد زندگی، مرگ و معنای وجود خواهید کرد. گاهی اوقات، این طرز تفکر باعث میشود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه، بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید.
دلایل فوق چند مورد اساسی بودند که میتواند عدم خوشحالی افراد باهوش را توجیه کند! اما به نظر شما، چه چیزهایی میتواند افراد باهوش را خوشحال کند؟ آیا افرادی که ادعای هوش و فراست بالاتر دارند نباید خوشحالتر باشند؟
منبع: learning-mind.com
مترجم: mindway.ir/mind/1310
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش پایانی)
5. فقدان ارتباطات عمیق افراد باهوش و درک نشدن توسط دیگران
یکی از بزرگترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک میشود. اینکه با یک فرد همفکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمهای معنیدار داشته باشید، بسیار آرامشبخش است. اینکه متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک میکند و در مورد جهانبینی و نقطه نظرات شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیازهای اساسی انسانی است.
متاسفانه، افراد باهوش بهندرت از این لذت بهرهمند میشوند. بسیاری از آنها احساس تنهایی و عدم درک شدن میکنند، گویی هیچکس قادر به دیدن و درک کردن و بها دادن به عمق ذهن آنها نیست.
نتایج تحقیقات علمی تائید کردهاند که افراد با IQ های بالا برای خوشحال شدن نیاز کمتری به تعامل اجتماعی به نسبت افراد با سطح متوسط هوش دارند. بااینحال، این بدان معنا نیست که افراد باهوش مشتاق تعاملی انسانی و یا یک مکالمه جذاب نباشند. آنها صرفا ترجیح میدهند در مورد چیزهای جذاب و معنیدار صحبت کنند تا اینکه درباره غذا، آبوهوا و برنامههای خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند.
ناگفته پیدا است که امروزه یافتن فردی برای داشتن مکالمه عمیق و معنیدار دشوار است. البته این موهبت را مدیون جامعه مادیگرا و مصرفکنندهای هستیم که در آن عموم افراد ایدهای از خود برای مکالمه ندارند و اگر چیزی برای گفتن باشد صرفا بازگوی مطالب و شنیدههای شبکههای اجتماعی و مطالب سطحی است.
6. بسیاری از افراد با IQ بسیار بالا / نابغه از مشکلات روانشناختی / روحی رنج میبرند
مطالعات زیادی در راستای اختلالات روانپزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی و ارتباط آن با IQ بالا صورت گرفته است. آیا میتوان این تئوری را پذیرفت که این مشکلات بهنوعی عوارض نابغه بودن و داشتن ذهنی خلاق و بااستعداد باشد؟ کسی چه میداند، علم همچنان در پی کشف اسرار ذهن انسان است.
در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمیبرند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی (existential depression) هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیشازحد است. اگر شما هم مدام در حال تفکر باشید و همهچیز را بهدقت تجزیهوتحلیل کنید، از یک نقطه به بعد، مشخصا شروع به تعمق در مورد زندگی، مرگ و معنای وجود خواهید کرد. گاهی اوقات، این طرز تفکر باعث میشود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه، بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید.
دلایل فوق چند مورد اساسی بودند که میتواند عدم خوشحالی افراد باهوش را توجیه کند! اما به نظر شما، چه چیزهایی میتواند افراد باهوش را خوشحال کند؟ آیا افرادی که ادعای هوش و فراست بالاتر دارند نباید خوشحالتر باشند؟
منبع: learning-mind.com
مترجم: mindway.ir/mind/1310
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 قاعده اقلیت متعصب
▪️(گرافیکی _علی بندری)
📁اقلیت متعصب در اجتماع
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️(گرافیکی _علی بندری)
📁اقلیت متعصب در اجتماع
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from HRyar.com
تفاوت ذهنیت مدیران و کارکنان!
گاهی آنچه از نظر مدیران پاداش است، با آنچه در ادراک و ذهنیت کارکنان شکل میگیرد، بسیار متفات است.
در انتخاب و طراحی سازوکارهای انگیزشی و پاداش برای کارکنان، ذهنیت و زاویهِ دیدِ مخاطبان خود را نسبت به آن در نظر بگیریم.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
در نقل مطالب امانتدار باشیم.
گاهی آنچه از نظر مدیران پاداش است، با آنچه در ادراک و ذهنیت کارکنان شکل میگیرد، بسیار متفات است.
در انتخاب و طراحی سازوکارهای انگیزشی و پاداش برای کارکنان، ذهنیت و زاویهِ دیدِ مخاطبان خود را نسبت به آن در نظر بگیریم.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
در نقل مطالب امانتدار باشیم.
Forwarded from اتچ بات
🔰سقف آزادی
🔷"سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
🔷در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود.
🔷وقتی سقف کوتاه باشد، آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند
🔷مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز می کنند تا اینکه کمر خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند"
فیودور داستایوفسکی _بیچارگان
🔷پ.ن: این بند از کتاب "بیچارگان" داستایوفسکی را احتمالا در صفحات مجازی و یا در کتاب ایشان خوانده ایم و شاید سری تکان داده و از آن گذر کرده ایم. اما این بند شایسته آن است که تامل و مکث بیشتری بر آن داشته و به عمق اندیشه فلسفی که در آن جاری است، توجه نماییم.
🔷داستایوفسکی در این بند از رابطه میان مفهوم "آزادی" و "سطح فکر مردمان" یک جامعه سخن می گوید.
🔷داستایوفسکی بود یا نبود آزادی را به حاکمان و حکومت مستقر در یک سرزمین متصل نمی کند بلکه آن را به سطح اندیشه مردم آن جامعه مرتبط می داند.
🔷در عقیده او نهال آزادی ابتدا بر روی بافت های مغز، تک تک شهروندان یک جامعه کاشته می شود و این نهال پس از ریشه گرفتن و قدرتمند شدن است که خود را به صورت عینی و قابل مشاهده در نهادهای مختلف اجتماعی عیان می سازد.
🔷اما اگر اذهان ساکنان یک جامعه زمین لم یزرع و غیرقابل کشت بوده و هیچ بارانی به خود نبیند طبیعتا هیچ بذری را هم شکوفا نخواهد کرد و هیچ درخت سرسبز و استواری را به خود نخواهد دید. در چنین شرایطی است که امکان بارآمدن درخت تنومند و تناور نخواهد بود و جامعه به بیابانی با خارهای کوتاه و پژمرده بدل خواهد گشت، بیابانی که امکان بسیار راحتری را برای تاخت و تاز دشمنان آزادی و اندیشه فراهم خواهد کرد..
🔷"وقتی سقف [یک جامعه] کوتاه باشد، آدمهای بزرگ آنقدر سرشان به سقف می خورد که حذف می شوند"
🔷به تاریخ سرزمین خود اگر نیک بنگریم بسیاری از این "آدمهای بزرگ" که سرشان به سقف خورده و به طرز فجیعی حذف شده اند را مشاهده خواهیم کرد..
🔷"سقفِ آزادی رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
🔷در جامعه ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه می شود.
🔷وقتی سقف کوتاه باشد، آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می خورد که حذف می شوند، آدم های کوتوله اما راحت جولان می دهند
🔷مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند و سقف ها پایین و پایین تر می آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز می کنند تا اینکه کمر خم می شود و دیگر نمی توانند قد راست کنند"
فیودور داستایوفسکی _بیچارگان
🔷پ.ن: این بند از کتاب "بیچارگان" داستایوفسکی را احتمالا در صفحات مجازی و یا در کتاب ایشان خوانده ایم و شاید سری تکان داده و از آن گذر کرده ایم. اما این بند شایسته آن است که تامل و مکث بیشتری بر آن داشته و به عمق اندیشه فلسفی که در آن جاری است، توجه نماییم.
🔷داستایوفسکی در این بند از رابطه میان مفهوم "آزادی" و "سطح فکر مردمان" یک جامعه سخن می گوید.
🔷داستایوفسکی بود یا نبود آزادی را به حاکمان و حکومت مستقر در یک سرزمین متصل نمی کند بلکه آن را به سطح اندیشه مردم آن جامعه مرتبط می داند.
🔷در عقیده او نهال آزادی ابتدا بر روی بافت های مغز، تک تک شهروندان یک جامعه کاشته می شود و این نهال پس از ریشه گرفتن و قدرتمند شدن است که خود را به صورت عینی و قابل مشاهده در نهادهای مختلف اجتماعی عیان می سازد.
🔷اما اگر اذهان ساکنان یک جامعه زمین لم یزرع و غیرقابل کشت بوده و هیچ بارانی به خود نبیند طبیعتا هیچ بذری را هم شکوفا نخواهد کرد و هیچ درخت سرسبز و استواری را به خود نخواهد دید. در چنین شرایطی است که امکان بارآمدن درخت تنومند و تناور نخواهد بود و جامعه به بیابانی با خارهای کوتاه و پژمرده بدل خواهد گشت، بیابانی که امکان بسیار راحتری را برای تاخت و تاز دشمنان آزادی و اندیشه فراهم خواهد کرد..
🔷"وقتی سقف [یک جامعه] کوتاه باشد، آدمهای بزرگ آنقدر سرشان به سقف می خورد که حذف می شوند"
🔷به تاریخ سرزمین خود اگر نیک بنگریم بسیاری از این "آدمهای بزرگ" که سرشان به سقف خورده و به طرز فجیعی حذف شده اند را مشاهده خواهیم کرد..
Telegram
attach 📎
📕 معرفی شاخصهای توسعه جهانی
🔹 شاخصها همواره یکی از بحثبرانگیزترین و پرچالشترین ابزارها برای نمایش وضعیت توسعه در یک کشور بودهاند. از شاخصها در دهههای اخیر در ایران نیز بهعنوان ابزاری برای نمایش کارآمدی یا ناکارآمدی دولتها و حتی کل حکومت استفاده شدهاست که برخی درست و واقعبینانه و برخی دیگر نادرست و غرضورزانه بودهاند.
🔹 یکی از موارد نقض اخلاق حرفهای، ارائه آمار درست اما ناقص است که نمایشدهنده تمامی واقعیت نیست. در تمام دنیا این امر بهعنوان نقض اخلاق حرفهای شناخته میشود و برخورد مردم و حتی نهادهای قانونی با ارائههای آماری ناقص و نتیجهگیریهای تورشدار بسیار تند است. اما در کشور ما این امر تقریباً تبدیل به یک رویه شده است و هرکسی میتواند با استفاده از روشهای مختلف، آمار را بهگونهای نمایش دهد که متناسب با منافع و مصالح خود باشد.
🔹 ضربالمثلی وجود دارد که گویای نقض اخلاق حرفهای در ارائه آمار و شاخصها است: «دادهها را آنقدر شکنجه میکنیم، تا به آنچه مدنظر ماست اقرار کنند». در دنیای امروز چنین نگرشی نسبت به آمار، دروغگویی آماری و نقض اخلاق حرفهای شناخته میشود.
🔹 توسعه در ایران هم پیش از انقلاب و هم بعد از انقلاب مفهومی مظلوم بوده است. پیش از انقلاب با برداشت مکانیکی از توسعه، آن را به سطح رشد اقتصادی فرو کاسته بودند و بعد از انقلاب با نگاهی ایدئولوژیک به توسعه، آن را مفهومی غربی و تا حدودی نامتناسب با فرهنگ اسلامی قلمداد کردند، تا جایی که کوشیدند عنوان برنامههای توسعه را به برنامههای تعالی تغییر دهند.
🔹 توسعه یک فرآیند تکاملی طبیعی جهانی و بشریست. همانگونه که کودک باید آرام آرام مراحل تکاملی خود را تا بلوغ طی کند، ملتها نیز باید چنین کنند و جامعه جهانی بهعنوان یک سیستم یکپارچه نیز مجبور است مسیر تکاملی خود را طی کند. توسعه چیزی بیرون از مسیر تکاملی و خودانگیخته بشری نیست. این فرآیند در چهار دهه گذشته در بخشی از دنیای غرب بهصورت طبیعی رخ داده است و اکنون در قرن بیستویکم، کشورهایی که این فرآیند در آنها دیرتر شروع شده است، تلاش میکنند تا با برنامهریزی و زمینه سازی روند آن را تسریع ببخشند.
🔹 طبیعی است همانگونه که در فرآیند تکامل فردی ممکن است جلوههای متفاوتی از بلوغ یک فرد را شاهد باشیم، در بستر اجتماعی نیز ممکن است نمودهای توسعه از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت باشد. اما مأموریت توسعه که افزایش مستمر قابلیتها و فرصتها برای خودشکوفایی تمام شهروندان یک جامعه است، در همهجا یکسان است. این افزایش مستمر لازم است با کاهش کمّی هزینهها و یا افزایش کیفی دستاوردها همراه باشد، و در نهایت در یک افق بیننسلی به سطوح بالاتری از آزادی و عدالت بینجامد.
🔹 در نهایت یکی از ضروریترین فعالیتها شناخت و معرفی شاخصهای توسعه است که در جهان برای محاسبه و بررسی ابعاد مختلف توسعه استفاده میشود. بنابراین نوشتاری به منظور مرور و بررسی انواع شاخصهایی که به نوعی توسعه را محاسبه و نمایش میدهند، به همراه راهنمای کاملی برای استفاده از آنها توسط پویش فکری توسعه تهیه و ارائه شده است. البته این شاخصها باید چند ویژگی داشته باشند.
🔹 نمایشگری از مفهوم توسعه اولین ویژگی مهم است. به این معنی که شاخصها کدام ابعاد توسعه را نمایش میدهند و به چه میزان. در این قسمت بر اساس تعریف فراگیری که از توسعه طرح کردهایم به صورت مرحلهای شاخصهایی گزینش شدند که در نهایت به ما کمک کنند مجموعهای از شاخصها با بیشترین بازنمایی از ابعاد مختلف توسعه را فراهم کنیم.
🔹 دومین ویژگی مربوط به اصیل بودن دادههای شاخصها است. به این معنی که شاخصها چه میزان از داده های خود را خود تولید کردهاند و چه مقدار را از دیگر منابع (مانند شاخصهای دیگر، بانک جهانی، سازمان ملل، بنگاههای اقتصادی و نظرسنجی های جهانی) وام گرفتهاند. در این مرحله تلاش کرده ایم تا جای ممکن از انتخاب شاخصهایی که همپوشانی زیادی دارند پرهیز کنیم. البته برای اینکه همه شاخصها مرور شوند ناگزیر به معرفی برخی شاخصهایی هستیم که بخشی همپوشانی در آنها دیده میشوند.
🔻برای مطالعه متن کامل هندبوک شاخصهای توسعه به آدرس زیر مراجعه نمایید:
https://pooyeshfekri.com/rasadkhane/wp-content/uploads/2021/05/indexes-handbook.pdf
🔹 شاخصها همواره یکی از بحثبرانگیزترین و پرچالشترین ابزارها برای نمایش وضعیت توسعه در یک کشور بودهاند. از شاخصها در دهههای اخیر در ایران نیز بهعنوان ابزاری برای نمایش کارآمدی یا ناکارآمدی دولتها و حتی کل حکومت استفاده شدهاست که برخی درست و واقعبینانه و برخی دیگر نادرست و غرضورزانه بودهاند.
🔹 یکی از موارد نقض اخلاق حرفهای، ارائه آمار درست اما ناقص است که نمایشدهنده تمامی واقعیت نیست. در تمام دنیا این امر بهعنوان نقض اخلاق حرفهای شناخته میشود و برخورد مردم و حتی نهادهای قانونی با ارائههای آماری ناقص و نتیجهگیریهای تورشدار بسیار تند است. اما در کشور ما این امر تقریباً تبدیل به یک رویه شده است و هرکسی میتواند با استفاده از روشهای مختلف، آمار را بهگونهای نمایش دهد که متناسب با منافع و مصالح خود باشد.
🔹 ضربالمثلی وجود دارد که گویای نقض اخلاق حرفهای در ارائه آمار و شاخصها است: «دادهها را آنقدر شکنجه میکنیم، تا به آنچه مدنظر ماست اقرار کنند». در دنیای امروز چنین نگرشی نسبت به آمار، دروغگویی آماری و نقض اخلاق حرفهای شناخته میشود.
🔹 توسعه در ایران هم پیش از انقلاب و هم بعد از انقلاب مفهومی مظلوم بوده است. پیش از انقلاب با برداشت مکانیکی از توسعه، آن را به سطح رشد اقتصادی فرو کاسته بودند و بعد از انقلاب با نگاهی ایدئولوژیک به توسعه، آن را مفهومی غربی و تا حدودی نامتناسب با فرهنگ اسلامی قلمداد کردند، تا جایی که کوشیدند عنوان برنامههای توسعه را به برنامههای تعالی تغییر دهند.
🔹 توسعه یک فرآیند تکاملی طبیعی جهانی و بشریست. همانگونه که کودک باید آرام آرام مراحل تکاملی خود را تا بلوغ طی کند، ملتها نیز باید چنین کنند و جامعه جهانی بهعنوان یک سیستم یکپارچه نیز مجبور است مسیر تکاملی خود را طی کند. توسعه چیزی بیرون از مسیر تکاملی و خودانگیخته بشری نیست. این فرآیند در چهار دهه گذشته در بخشی از دنیای غرب بهصورت طبیعی رخ داده است و اکنون در قرن بیستویکم، کشورهایی که این فرآیند در آنها دیرتر شروع شده است، تلاش میکنند تا با برنامهریزی و زمینه سازی روند آن را تسریع ببخشند.
🔹 طبیعی است همانگونه که در فرآیند تکامل فردی ممکن است جلوههای متفاوتی از بلوغ یک فرد را شاهد باشیم، در بستر اجتماعی نیز ممکن است نمودهای توسعه از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت باشد. اما مأموریت توسعه که افزایش مستمر قابلیتها و فرصتها برای خودشکوفایی تمام شهروندان یک جامعه است، در همهجا یکسان است. این افزایش مستمر لازم است با کاهش کمّی هزینهها و یا افزایش کیفی دستاوردها همراه باشد، و در نهایت در یک افق بیننسلی به سطوح بالاتری از آزادی و عدالت بینجامد.
🔹 در نهایت یکی از ضروریترین فعالیتها شناخت و معرفی شاخصهای توسعه است که در جهان برای محاسبه و بررسی ابعاد مختلف توسعه استفاده میشود. بنابراین نوشتاری به منظور مرور و بررسی انواع شاخصهایی که به نوعی توسعه را محاسبه و نمایش میدهند، به همراه راهنمای کاملی برای استفاده از آنها توسط پویش فکری توسعه تهیه و ارائه شده است. البته این شاخصها باید چند ویژگی داشته باشند.
🔹 نمایشگری از مفهوم توسعه اولین ویژگی مهم است. به این معنی که شاخصها کدام ابعاد توسعه را نمایش میدهند و به چه میزان. در این قسمت بر اساس تعریف فراگیری که از توسعه طرح کردهایم به صورت مرحلهای شاخصهایی گزینش شدند که در نهایت به ما کمک کنند مجموعهای از شاخصها با بیشترین بازنمایی از ابعاد مختلف توسعه را فراهم کنیم.
🔹 دومین ویژگی مربوط به اصیل بودن دادههای شاخصها است. به این معنی که شاخصها چه میزان از داده های خود را خود تولید کردهاند و چه مقدار را از دیگر منابع (مانند شاخصهای دیگر، بانک جهانی، سازمان ملل، بنگاههای اقتصادی و نظرسنجی های جهانی) وام گرفتهاند. در این مرحله تلاش کرده ایم تا جای ممکن از انتخاب شاخصهایی که همپوشانی زیادی دارند پرهیز کنیم. البته برای اینکه همه شاخصها مرور شوند ناگزیر به معرفی برخی شاخصهایی هستیم که بخشی همپوشانی در آنها دیده میشوند.
🔻برای مطالعه متن کامل هندبوک شاخصهای توسعه به آدرس زیر مراجعه نمایید:
https://pooyeshfekri.com/rasadkhane/wp-content/uploads/2021/05/indexes-handbook.pdf
🔰‼️تفاوت وصيت دو تن از حاکمان ممالک اسلامي به فرزندانشان‼️
❌يک❌
👈 وصيت منصور دوانيقي(يکي از حاکمان سلسله عباسيان)به فرزندش محمد، در سال ۱۵۸ هجري قمري:
💭من مردم را به طُرُق مختلف رام و مطيع ساختهام. اکنون مردم سه دستهاند:
«گروهي فقير و بيچارهاند و هميشه دست نياز به سوي تو دراز خواهند کرد،
گروه ديگر، متواري هستند و هميشه بر جان خود ميترسند،
و گروه سوم در گوشهي زندانها به سر ميبرند و آزادي خود را فقط از رهگذر عفو و بخشش تو آرزو ميکنند.
وقتي که به حکومت رسيدي، خيلي به مردم در طلب رفاه و آسايش ميدان نده.»
# تاريخ يعقوبي - جلد ۳ - صفحه ۱۳۳
❌دو❌
👈 وصيت امام علي عليهالسلام به فرزندش، امام حسن مجتبي عليهالسلام در سال چهلم هجري قمري:
💭«ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪم! ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، مانند ﺗﺮﺍﺯﻭ بدان. ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، همان چیزی را ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ که ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻣﺨﻮﺍﻩ ﺁﻧﭽﻪ را ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰﺧﻮﺍﻫﻰ.
ﺑﻪ هیچکس ﺳﺘﻢ ﻣﻜﻦ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ نمیخواهی ﺑه ﺗﻮ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻦ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ میﺧﻮﺍﻫﻰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺁﻧﭽﻪ برای ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺯﺷﺖ ﻣﻰﺩﺍنی برای ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺯﺷﺖ ﺑﺪﺍﺭ.
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻭ خوشحالت ﻣﻰکند، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺳﺪ.»
# ﻣﺮﻭﺝ ﺍﻟﺬﻫﺐ - جلد ۲ - صفحه ۴۲۵
# ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ - جلد ۴۲ - صفحه ۲۴۸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❌يک❌
👈 وصيت منصور دوانيقي(يکي از حاکمان سلسله عباسيان)به فرزندش محمد، در سال ۱۵۸ هجري قمري:
💭من مردم را به طُرُق مختلف رام و مطيع ساختهام. اکنون مردم سه دستهاند:
«گروهي فقير و بيچارهاند و هميشه دست نياز به سوي تو دراز خواهند کرد،
گروه ديگر، متواري هستند و هميشه بر جان خود ميترسند،
و گروه سوم در گوشهي زندانها به سر ميبرند و آزادي خود را فقط از رهگذر عفو و بخشش تو آرزو ميکنند.
وقتي که به حکومت رسيدي، خيلي به مردم در طلب رفاه و آسايش ميدان نده.»
# تاريخ يعقوبي - جلد ۳ - صفحه ۱۳۳
❌دو❌
👈 وصيت امام علي عليهالسلام به فرزندش، امام حسن مجتبي عليهالسلام در سال چهلم هجري قمري:
💭«ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪم! ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، مانند ﺗﺮﺍﺯﻭ بدان. ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، همان چیزی را ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ که ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻣﺨﻮﺍﻩ ﺁﻧﭽﻪ را ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰﺧﻮﺍﻫﻰ.
ﺑﻪ هیچکس ﺳﺘﻢ ﻣﻜﻦ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ نمیخواهی ﺑه ﺗﻮ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻦ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ میﺧﻮﺍﻫﻰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺁﻧﭽﻪ برای ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺯﺷﺖ ﻣﻰﺩﺍنی برای ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺯﺷﺖ ﺑﺪﺍﺭ.
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻭ خوشحالت ﻣﻰکند، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺳﺪ.»
# ﻣﺮﻭﺝ ﺍﻟﺬﻫﺐ - جلد ۲ - صفحه ۴۲۵
# ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ - جلد ۴۲ - صفحه ۲۴۸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
🔰‼️تفاوت وصيت دو تن از حاکمان ممالک اسلامي به فرزندانشان‼️
❌يک❌
👈 وصيت منصور دوانيقي(يکي از حاکمان سلسله عباسيان)به فرزندش محمد، در سال ۱۵۸ هجري قمري:
💭من مردم را به طُرُق مختلف رام و مطيع ساختهام. اکنون مردم سه دستهاند:
«گروهي فقير و بيچارهاند و هميشه دست نياز به سوي تو دراز خواهند کرد،
گروه ديگر، متواري هستند و هميشه بر جان خود ميترسند،
و گروه سوم در گوشهي زندانها به سر ميبرند و آزادي خود را فقط از رهگذر عفو و بخشش تو آرزو ميکنند.
وقتي که به حکومت رسيدي، خيلي به مردم در طلب رفاه و آسايش ميدان نده.»
# تاريخ يعقوبي - جلد ۳ - صفحه ۱۳۳
❌دو❌
👈 وصيت امام علي عليهالسلام به فرزندش، امام حسن مجتبي عليهالسلام در سال چهلم هجري قمري:
💭«ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪم! ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، مانند ﺗﺮﺍﺯﻭ بدان. ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، همان چیزی را ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ که ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻣﺨﻮﺍﻩ ﺁﻧﭽﻪ را ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰﺧﻮﺍﻫﻰ.
ﺑﻪ هیچکس ﺳﺘﻢ ﻣﻜﻦ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ نمیخواهی ﺑه ﺗﻮ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻦ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ میﺧﻮﺍﻫﻰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺁﻧﭽﻪ برای ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺯﺷﺖ ﻣﻰﺩﺍنی برای ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺯﺷﺖ ﺑﺪﺍﺭ.
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻭ خوشحالت ﻣﻰکند، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺳﺪ.»
# ﻣﺮﻭﺝ ﺍﻟﺬﻫﺐ - جلد ۲ - صفحه ۴۲۵
# ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ - جلد ۴۲ - صفحه ۲۴۸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❌يک❌
👈 وصيت منصور دوانيقي(يکي از حاکمان سلسله عباسيان)به فرزندش محمد، در سال ۱۵۸ هجري قمري:
💭من مردم را به طُرُق مختلف رام و مطيع ساختهام. اکنون مردم سه دستهاند:
«گروهي فقير و بيچارهاند و هميشه دست نياز به سوي تو دراز خواهند کرد،
گروه ديگر، متواري هستند و هميشه بر جان خود ميترسند،
و گروه سوم در گوشهي زندانها به سر ميبرند و آزادي خود را فقط از رهگذر عفو و بخشش تو آرزو ميکنند.
وقتي که به حکومت رسيدي، خيلي به مردم در طلب رفاه و آسايش ميدان نده.»
# تاريخ يعقوبي - جلد ۳ - صفحه ۱۳۳
❌دو❌
👈 وصيت امام علي عليهالسلام به فرزندش، امام حسن مجتبي عليهالسلام در سال چهلم هجري قمري:
💭«ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪم! ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، مانند ﺗﺮﺍﺯﻭ بدان. ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، همان چیزی را ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ که ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻣﺨﻮﺍﻩ ﺁﻧﭽﻪ را ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻰﺧﻮﺍﻫﻰ.
ﺑﻪ هیچکس ﺳﺘﻢ ﻣﻜﻦ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ نمیخواهی ﺑه ﺗﻮ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻦ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ میﺧﻮﺍﻫﻰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﻨﻨﺪ.
ﺁﻧﭽﻪ برای ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺯﺷﺖ ﻣﻰﺩﺍنی برای ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺯﺷﺖ ﺑﺪﺍﺭ.
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻭ خوشحالت ﻣﻰکند، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺳﺪ.»
# ﻣﺮﻭﺝ ﺍﻟﺬﻫﺐ - جلد ۲ - صفحه ۴۲۵
# ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ - جلد ۴۲ - صفحه ۲۴۸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Audio
اپیزود نوزدهم پادکست دغدغه ایران
عنوان اپیزود
نابرابری: چرایی خرید شاسیبلند و ناتوانی جنسی
✅ این اپیزود شرحی است بر کتاب «تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است» نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت که به استناد تحقیقات مفصل در جهان، اثرات مخرب نابرابری اجتماعی و اقتصادی بر جوامع را بررسی میکنند.
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شنیدن روی کستباکس
شنیدن روی شنوتو
شنیدن روی گوگل پادکست
⭕️ برای حمایت از #پادکست_دغدغه_ایران و همکاری تبلیغاتی میتوانید با ایمیل این پادکست ارتباط برقرار کنید:
dirancast@gmail.com
گوینده
محمد فاضلی
موسیقی آغازین
قطعه «سلام» اثر استاد حسن کسایی، با تنظیم استاد حسین علیزاده
موسیقی متن
A Shamaluev Music - I Miss
Tommy Walter - Arrival
Yasumu - Repressed Emotions
Scott Buckley - Felicity
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصد شمسی
عنوان اپیزود
نابرابری: چرایی خرید شاسیبلند و ناتوانی جنسی
✅ این اپیزود شرحی است بر کتاب «تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است» نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت که به استناد تحقیقات مفصل در جهان، اثرات مخرب نابرابری اجتماعی و اقتصادی بر جوامع را بررسی میکنند.
حمایت از پادکست دغدغه ایران
شنیدن روی کستباکس
شنیدن روی شنوتو
شنیدن روی گوگل پادکست
⭕️ برای حمایت از #پادکست_دغدغه_ایران و همکاری تبلیغاتی میتوانید با ایمیل این پادکست ارتباط برقرار کنید:
dirancast@gmail.com
گوینده
محمد فاضلی
موسیقی آغازین
قطعه «سلام» اثر استاد حسن کسایی، با تنظیم استاد حسین علیزاده
موسیقی متن
A Shamaluev Music - I Miss
Tommy Walter - Arrival
Yasumu - Repressed Emotions
Scott Buckley - Felicity
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصد شمسی
Forwarded from محسن قریب(عقل سرخ)
🔅
امیدوار بمانیم و صبور باشیم...
▪️ایران همواره استوارتر و ریشهدار تر از آن بوده است که به نژاد یا مسلکِ سلطان یا خان یا فاتحی اعتنا کند. قلمرو ایران قلمرو فرهنگی بوده و تمدّن و زبان، مرزهای او را مشخص میداشتهاند. تاریخِ جاودانی هر ملّتی تاریخ و تمدّن و فکر اوست، مابقی وقایع گذراندهای هستند که ارزش آنها سنجیده نمیشود مگر در کمکی که به بهبود زندگی و تأمین رفاه مردم زمان خود کردهاند. تاریخ واقعی، تاریخِ سیرِ بشریّت به سوی ارتقا است. ازین رو، ما چون به گذشتهٔ خود نگاه میافکنیم چندان بدان کاری نداریم که در فلان عهد چه کسی بر ایران فرمان میرانده یا مرزبانانِ ایران در کدام خطّه پاسداری میکردهاند. سیرِ معنوی قوم ایرانی و جنبشها و کوششهای او برای ما مهم است. ما دوران اعتلای ایران را دورانی میدانیم که تمدّن و فرهنگ به شکفتگی گراییده و دوران انحطاط او را دورانی میدانیم که تمدّن و فرهنگ دستخوش رکود و فساد گردیده.
▪️ما فرزندان کنونی ایران موهبت آن را یافتهایم که در یکی از دورانهای رستاخیز این کشور زندگی کنیم. این امر هم موهبتی است و هم مسئولیتی گران بر شانهٔ ما مینهد. نخستین نشانهٔ توجه به این مسئولیت آن است که امیدوار بمانیم و صبور باشیم.
▪️این گفتهٔ تولستوی را از یاد نبریم:
نیرویی برتر از نیروی این دو جنگآور نیست،
یکی زمان و دیگری شکیبایی.
از کتاب «ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایهٔ همای»...
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
*همراه شو عزیز:
➖➖➖➖➖👇➖➖➖➖➖➖
https://t.me/mohsenegharib
#ایران_را_از_یاد_نبریم
امیدوار بمانیم و صبور باشیم...
▪️ایران همواره استوارتر و ریشهدار تر از آن بوده است که به نژاد یا مسلکِ سلطان یا خان یا فاتحی اعتنا کند. قلمرو ایران قلمرو فرهنگی بوده و تمدّن و زبان، مرزهای او را مشخص میداشتهاند. تاریخِ جاودانی هر ملّتی تاریخ و تمدّن و فکر اوست، مابقی وقایع گذراندهای هستند که ارزش آنها سنجیده نمیشود مگر در کمکی که به بهبود زندگی و تأمین رفاه مردم زمان خود کردهاند. تاریخ واقعی، تاریخِ سیرِ بشریّت به سوی ارتقا است. ازین رو، ما چون به گذشتهٔ خود نگاه میافکنیم چندان بدان کاری نداریم که در فلان عهد چه کسی بر ایران فرمان میرانده یا مرزبانانِ ایران در کدام خطّه پاسداری میکردهاند. سیرِ معنوی قوم ایرانی و جنبشها و کوششهای او برای ما مهم است. ما دوران اعتلای ایران را دورانی میدانیم که تمدّن و فرهنگ به شکفتگی گراییده و دوران انحطاط او را دورانی میدانیم که تمدّن و فرهنگ دستخوش رکود و فساد گردیده.
▪️ما فرزندان کنونی ایران موهبت آن را یافتهایم که در یکی از دورانهای رستاخیز این کشور زندگی کنیم. این امر هم موهبتی است و هم مسئولیتی گران بر شانهٔ ما مینهد. نخستین نشانهٔ توجه به این مسئولیت آن است که امیدوار بمانیم و صبور باشیم.
▪️این گفتهٔ تولستوی را از یاد نبریم:
نیرویی برتر از نیروی این دو جنگآور نیست،
یکی زمان و دیگری شکیبایی.
از کتاب «ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایهٔ همای»...
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
*همراه شو عزیز:
➖➖➖➖➖👇➖➖➖➖➖➖
https://t.me/mohsenegharib
#ایران_را_از_یاد_نبریم
Forwarded from فیلم های آموزشی هنر اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺کارکرد های مختلف مغز🔻
⁉️آیا می دانیدمغز چگونه مفاهیم را خلق می کند؟
🎥 فیلم های آموزشی هنر و اندیشه
@honareandishe
⁉️آیا می دانیدمغز چگونه مفاهیم را خلق می کند؟
🎥 فیلم های آموزشی هنر و اندیشه
@honareandishe
Forwarded from فیلم های آموزشی هنر اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM