Forwarded from عکس نگار
🔰در دنیای پر تحول امروزی، اگر کس نتواند خود را متناسب با تغییرات آن سازگار کند و توانایی یادگیری خود را به طور روزمره حفظ و پویا نگاه ندارد، از متن به حاشیه رانده می شود. سواد جدید ویژگی های خاص خود را دارد، امری که دیگر نمی توان آن را فقط به خواندن و نوشتن محدود کرد، اگرچه این هم کماکان یکی از معیارهای آن می تواند باشد. بر همین اساس، بی سوادان قرن 21 را می توان در چند دسته طبقه بندی کرد:
🔷1. بازماندگان بیسوادان قدیمی:
آن هایی که به سنت پدران خود پایبند مانده اند و زندگی ساده شان را ادامه می دهند و در مقابل خواندن و نوشتن مقاومت می کنند. البته عده ای از این ها با اراده خود چنین راهی را کماکان انتخاب می کنند و بسیاری دیگر نیز به دلیل مسایل و مشکلات مختلف، از نعمت و خواندن نوشتن محروم اند. شمار این افراد زیاد نیست، و یادگار زمان های گذشته اند.
🔷2. بیسوادان تحصیل کرده:
این دسته شمارشان بسیار زیاد است و از خصوصیات بارز جوامع درحال گذار و مدرک زده است. این ها از توانایی خواندن و نوشتن برخوردارند ولی 'کج دار و مریز' را 'کج دار و مریض' می خوانند و به خوبی هم آن را تفسیر و تشریح می کنند! این ها مدرک به دست دارند، ولی توانایی سازگاری با جهان متحول کنونی را ندارند وبه طور معمول، کارشان هیچ ربطی به مدرک شان ندارد. اتفاقا به مرور زمان در مقابل یادگیری از خود مقاومت سختی هم نشان می دهند و اصل محوری زندگی شان این است: «درس خواندن به چه دردی می خورد، ما که خواندیم مثلا چه شد!» و البته نمی دانند که واقعا هیچ چیز نخوانده اند و یاد نگرفته اند و فقط مدرک دارند!
🔷3. بیسوادان روشنفکر(اینتلکچوال):
در این دسته هم کسانی قرار دارند که به قول سقراط حکیم «نمی دانند که نمی دانند» ولی در توهم دانستن هستند آن هم از نوع ناب و اصیل و برترش. آن ها به همه با نخوت و تکبر نگاه می کنند، از زمین و زمان شکایت دارند و خود را نجات دهندگان انسان ها می بینند و مدعی هستند که دیگران به ارزش آن ها آگاه نیستند. به قول جلال آل احمد «انگار از دماغ فیل افتاده اند» و شوربختانه آن ها هم در مقابل یادگیری مقاومت می کنند حتی سخت تر از دسته قبلی. به آموخته های قدیمی شان دل بسته اند و هنوز جهان را با عینک کهنه شان می بینند. این ها در واقع جنس تقلبی یا مشابه ساختگی برای روشنفکران واقعی اند که ضربه مهلکی به علم و دانش وارد می کنند!
🔷4. متعصبین و خشک اندیشان بیسواد:
گروه زیادی هم وجود دارند که می توانند بخوانند و بنویسند، شاید هم خیلی خوب و روان و زیبا، ولی جز آنچه خود قبول دارند (و برای شان تابو است) چیز دیگری را نمی پذیرند. این ها همواره دنبال تحمیل عقاید خود به دیگران هستند و متاسفانه آن ها نیز در مقابل یادگیری سخت و حتی با خشونت مقاومت می کنند. آن ها جهان را از دریچه تنگ عقاید جزمی خود می نگرند و جلوی هر پیشرفتی را می گیرند. این بی سوادان (که آن ها نیز وارث گذشته اند) فقط کتاب های مشخصی را می خوانند و هر روز و هر ماه و هر سال تکرارش می کنند.
🔷5. بیسوادان مدرن:
در جهان کنونی کسانی هم هستند که کاملا ظاهر مدرن دارند، با فناوری های جدید ارتباط خوبی برقرار کرده اند، خودشان را سازگار نشان می دهند، ولی بسیار سطحی به زندگی و همه چیز نگاه می کنند. آن ها حوصله کتاب خواندن و مقاله خواندن و روزنامه خواندن و هر چیز مشابه دیگری را ندارند، فقط سرشان در شبکه های مجازی گرم است و بازگو کننده حرف های دیگران هستند. این ها مانند آفتی هستند که به جان علم و دانش ناب و اصیل افتاده اند.
🔷6. بیسوادان بیسواد:
و نهایتا آخرین دسته کسانی هستند که کماکان در جهل ابدالدهر باقی مانده اند. کسانی که به انسانیت پایبند نیستند و با خوی حیوانی به زندگی در جهان های مختلف می پردازند. کسانی که به نام دین و ایمان، انسان های بی گناه را سلاخی می کنند و زنان و کودکان را به بردگی می کشند. این ها رواج دهنده خشونت و ترس هستند، به هیچ وجه به علم و آگاهی واقعی اهمیتی نمی نهند و تعقل و تفکر را نابود می کنند. این ها دشمنان انسانیت هستند و خطرناک ترین نوع بیسوادان هستند. " افشین زرگر "
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷1. بازماندگان بیسوادان قدیمی:
آن هایی که به سنت پدران خود پایبند مانده اند و زندگی ساده شان را ادامه می دهند و در مقابل خواندن و نوشتن مقاومت می کنند. البته عده ای از این ها با اراده خود چنین راهی را کماکان انتخاب می کنند و بسیاری دیگر نیز به دلیل مسایل و مشکلات مختلف، از نعمت و خواندن نوشتن محروم اند. شمار این افراد زیاد نیست، و یادگار زمان های گذشته اند.
🔷2. بیسوادان تحصیل کرده:
این دسته شمارشان بسیار زیاد است و از خصوصیات بارز جوامع درحال گذار و مدرک زده است. این ها از توانایی خواندن و نوشتن برخوردارند ولی 'کج دار و مریز' را 'کج دار و مریض' می خوانند و به خوبی هم آن را تفسیر و تشریح می کنند! این ها مدرک به دست دارند، ولی توانایی سازگاری با جهان متحول کنونی را ندارند وبه طور معمول، کارشان هیچ ربطی به مدرک شان ندارد. اتفاقا به مرور زمان در مقابل یادگیری از خود مقاومت سختی هم نشان می دهند و اصل محوری زندگی شان این است: «درس خواندن به چه دردی می خورد، ما که خواندیم مثلا چه شد!» و البته نمی دانند که واقعا هیچ چیز نخوانده اند و یاد نگرفته اند و فقط مدرک دارند!
🔷3. بیسوادان روشنفکر(اینتلکچوال):
در این دسته هم کسانی قرار دارند که به قول سقراط حکیم «نمی دانند که نمی دانند» ولی در توهم دانستن هستند آن هم از نوع ناب و اصیل و برترش. آن ها به همه با نخوت و تکبر نگاه می کنند، از زمین و زمان شکایت دارند و خود را نجات دهندگان انسان ها می بینند و مدعی هستند که دیگران به ارزش آن ها آگاه نیستند. به قول جلال آل احمد «انگار از دماغ فیل افتاده اند» و شوربختانه آن ها هم در مقابل یادگیری مقاومت می کنند حتی سخت تر از دسته قبلی. به آموخته های قدیمی شان دل بسته اند و هنوز جهان را با عینک کهنه شان می بینند. این ها در واقع جنس تقلبی یا مشابه ساختگی برای روشنفکران واقعی اند که ضربه مهلکی به علم و دانش وارد می کنند!
🔷4. متعصبین و خشک اندیشان بیسواد:
گروه زیادی هم وجود دارند که می توانند بخوانند و بنویسند، شاید هم خیلی خوب و روان و زیبا، ولی جز آنچه خود قبول دارند (و برای شان تابو است) چیز دیگری را نمی پذیرند. این ها همواره دنبال تحمیل عقاید خود به دیگران هستند و متاسفانه آن ها نیز در مقابل یادگیری سخت و حتی با خشونت مقاومت می کنند. آن ها جهان را از دریچه تنگ عقاید جزمی خود می نگرند و جلوی هر پیشرفتی را می گیرند. این بی سوادان (که آن ها نیز وارث گذشته اند) فقط کتاب های مشخصی را می خوانند و هر روز و هر ماه و هر سال تکرارش می کنند.
🔷5. بیسوادان مدرن:
در جهان کنونی کسانی هم هستند که کاملا ظاهر مدرن دارند، با فناوری های جدید ارتباط خوبی برقرار کرده اند، خودشان را سازگار نشان می دهند، ولی بسیار سطحی به زندگی و همه چیز نگاه می کنند. آن ها حوصله کتاب خواندن و مقاله خواندن و روزنامه خواندن و هر چیز مشابه دیگری را ندارند، فقط سرشان در شبکه های مجازی گرم است و بازگو کننده حرف های دیگران هستند. این ها مانند آفتی هستند که به جان علم و دانش ناب و اصیل افتاده اند.
🔷6. بیسوادان بیسواد:
و نهایتا آخرین دسته کسانی هستند که کماکان در جهل ابدالدهر باقی مانده اند. کسانی که به انسانیت پایبند نیستند و با خوی حیوانی به زندگی در جهان های مختلف می پردازند. کسانی که به نام دین و ایمان، انسان های بی گناه را سلاخی می کنند و زنان و کودکان را به بردگی می کشند. این ها رواج دهنده خشونت و ترس هستند، به هیچ وجه به علم و آگاهی واقعی اهمیتی نمی نهند و تعقل و تفکر را نابود می کنند. این ها دشمنان انسانیت هستند و خطرناک ترین نوع بیسوادان هستند. " افشین زرگر "
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام و عرض ادب خدمت یاران مهربان و دوستان فرهیخته.
🌺تصنیف زیبا و ماندگار در خیال مرحوم استاد محمد رضا شجریان تقدیم شما عزیزان میگردد.
🔺آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوييم که ني ني شکنم شکر برم
🔺آمده ام چو عقل و جان از همه ديده ها نهان
تا سوي جان و ديدگان مشعله نظر برم
🔺اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
🔺آنک ز زخم تير او کوه شکاف مي کند
پيش گشاد تير او واي اگر سپر برم
🔺در هوس خيال او همچو خيال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
🔰با تقدیم احترام: محمد حسین کاشفی
🔹با مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
🌺تصنیف زیبا و ماندگار در خیال مرحوم استاد محمد رضا شجریان تقدیم شما عزیزان میگردد.
🔺آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوييم که ني ني شکنم شکر برم
🔺آمده ام چو عقل و جان از همه ديده ها نهان
تا سوي جان و ديدگان مشعله نظر برم
🔺اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
🔺آنک ز زخم تير او کوه شکاف مي کند
پيش گشاد تير او واي اگر سپر برم
🔺در هوس خيال او همچو خيال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
🔰با تقدیم احترام: محمد حسین کاشفی
🔹با مدیران شایسته همراه باشید
🔰@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز
🔰ایران ای سرای امید
🔰مرحوم استاد شجریان
🌺 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرفراز 🌺
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰ایران ای سرای امید
🔰مرحوم استاد شجریان
🌺 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرفراز 🌺
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
📕بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعه يافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعه يافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕 توهم دانایی ؛
🔰در ممالکی مانند ایران متاسفانه پدیده «اثر شوفر» خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است.
🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیدهاند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».
صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند «اثر شوفر» است!
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد. افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.
🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.
📕سقراط می گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در ممالکی مانند ایران متاسفانه پدیده «اثر شوفر» خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است.
🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیدهاند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».
صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند «اثر شوفر» است!
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد. افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.
🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.
📕سقراط می گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز : از نگاه یاران
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دوستان فرهیخته جناب آقایان:
🌹۱_ منوچهر ابراهیمی آذر
🌹۲_ ناصر حسنزاده
🌹۳_ بهنام بابایی
🌹۴_ علی عشقی
🌹۵_ بهارعلی محمدی
🔰سلام علیکم
🔷حال که سرمايه اعتماد مردم شریف و نجیب چهاربرج، که به حق يک امانت الهي است بر دوش شما بزرگواران قرار گرفته است، ضمن تبریک صميمانه، از درگاه خداوند متعال سلامتي و موفقيت شما را در راه دشواري که در پيش داريد آرزومندیم، و از خداوند بزرگ توفيقات روز افزون شما را مسئلت می نمایم.
🔷بی تردید خدمتگزاری به همشریان عزیز چهاربرجی فرصت مغتنمی است که در این برهه حساس نصیب شما بزرگواران شده است.
🔷 امیدوارم به همراهی و همدلی همدیگر با بهره گیری از ظرفیت ها و پتانسیل علمی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و بویژه نیروی انسانی فرهیخته و نخبه که با تحصیلات عالی دانشگاهی در این شهر وجود دارند، تحت یک نگرش علمی و راهبردی با تدبیر بهینه امور محوله، هم مشمول لطف حق تعالی قرار گیرید و هم اسباب رضایت خاطر آحاد مردم عزیز این خطه از سرزمین ایران را فراهم سازید، که آنچه باعث سرافرازی و سربلندی است خرسندی مخلوق و خشنودی خالق یکتا است.
🔰با احترام ؛ محمد حسین کاشفی
📕Competentmanagers
🌹۱_ منوچهر ابراهیمی آذر
🌹۲_ ناصر حسنزاده
🌹۳_ بهنام بابایی
🌹۴_ علی عشقی
🌹۵_ بهارعلی محمدی
🔰سلام علیکم
🔷حال که سرمايه اعتماد مردم شریف و نجیب چهاربرج، که به حق يک امانت الهي است بر دوش شما بزرگواران قرار گرفته است، ضمن تبریک صميمانه، از درگاه خداوند متعال سلامتي و موفقيت شما را در راه دشواري که در پيش داريد آرزومندیم، و از خداوند بزرگ توفيقات روز افزون شما را مسئلت می نمایم.
🔷بی تردید خدمتگزاری به همشریان عزیز چهاربرجی فرصت مغتنمی است که در این برهه حساس نصیب شما بزرگواران شده است.
🔷 امیدوارم به همراهی و همدلی همدیگر با بهره گیری از ظرفیت ها و پتانسیل علمی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و بویژه نیروی انسانی فرهیخته و نخبه که با تحصیلات عالی دانشگاهی در این شهر وجود دارند، تحت یک نگرش علمی و راهبردی با تدبیر بهینه امور محوله، هم مشمول لطف حق تعالی قرار گیرید و هم اسباب رضایت خاطر آحاد مردم عزیز این خطه از سرزمین ایران را فراهم سازید، که آنچه باعث سرافرازی و سربلندی است خرسندی مخلوق و خشنودی خالق یکتا است.
🔰با احترام ؛ محمد حسین کاشفی
📕Competentmanagers
🔸گذار از انسانهای تنومند به شهروندان توانمند؛ گمشدهی توسعه انسانی در ایران
📝 یادداشتی از دکتر الهه شعبانی
☑️ روسو شاید اولین فیلسوفی بود که به برابریِ مشارکت همه شهروندان در ساخت قانون اشاره کرد و آن را لازمه حفظ حالت مشفقانه طبیعت انسانی دانست.
☑️ دیویی، دموکراسی را به شکوفایی استعدادهای انسانی گره میزند و معتقد است انسان وقتی به شکوفایی میرسد که قوای او در تعیین امور مشترک جمعی به کار آید. او لازمه دموکراسی در فضای سیاسی را وجود خانواده و مدرسه دموکرات میداند.
☑️ پائولو فریره توسعه را معادل آزادی میداند و منظور از آزادی را خودآگاهی از موقعیت طبقاتی خود میداند.
☑️ رونالد اینگلهارت معتقد است رشد اقتصادی تا حدودی به شهروندان رضایت میدهد اما از یک جایی به بعد شهروندان نیازهای فرامادی نظیر خودمختاری و برابری را پیگیری میکنند.
☑️ هکمن، وجود انسانهای توانمند را لازمه توسعه میداند و توانمندی را در کسب مهارتهای غیرشناختی و شناختی از سالهای اولیه زندگی کودک تعریف میکند.
☑️ مازلو، انسان خودشکوفا را کسی میداند که دغدغههایش از سطح نیازهای زیستی، روحی و اجتماعی فراتر رفته و با شناخت توانمندیاش در صدد تبدیل شدن به بهترینِ خود است.
🔴 اما شاخصهای جهانی توسعه درباره کیفیت خودشکوفایی شهروند ایرانی چه میگویند؟
▫️نگاهی به نقشه توسعه ایران، منتشر شده در کتاب اول توسعه، حکایت از شکافی عمیق میان زیرشاخصهای انسانی توسعه دارد. ایران در زیرشاخصهایی نظیر امید به زندگی، دسترسی به خدمات بهداشتی و پزشکی، دسترسی به سرپناه و غذا و آب آشامیدنی، آموزش اولیه و پیشرفته، ایمنی فردی، دسترسی به تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات و دیگر تکنولوژیهای ضروری زندگی روزمره وضعیت خوب و حتی گاهی نزدیک به استانداردهای کشورهای توسعه یافته را دارد اما وقتی به زیرشاخصهای معطوف به فردیت و خودبیانگری شهروندان میرسیم کُمیت توسعه لنگ میشود. زیرشاخصهایی چون آزادیهای فردی، حق انتخاب در زندگی، حقوق بشر، برابری گروههای اجتماعی، و حق اظهارنظر نشان از عملکرد ضعیف ایران دارند.
▫️عملکرد ایران در زیرشاخصهای اقتصادی توسعه نیز نشان میدهد مواردی که انگیزه بخش کنشگری اقتصادی هستند مانند ثبات اقتصادی، حمایت از حقوق مالکیت مادی و معنوی، حمایت از حق ثبت نوآوری، حمایت از کسبوکارهای جدید و حمایت از سرمایهگذاران خرد در وضعیت مطلوبی به سر نمیبرند و حتی برخی پایینتر از میانگین عملکرد جهانی هستند.
▫️انسانی که این زیرشاخصها و وضعیت ایران در آنها به تصویر میکشد یک انسان حقیقتا تنومند اما نیمه توانمند است. اگرچه نیروی انسانی در ایران میتواند نقطه قوت توسعه ایران باشد اما هنوز راه طولانی در پیش است تا این انسان تنومند تبدیل به یک شهروند توانمند شود.
▫️شهروند توانمندی که دغدغه کنشگری دارد و خود را مسئول سرنوشت خود، دیگران، و جامعه میداند. شهروندی که خود را در مقابل دولت نه، که در کنار دولت میبیند. شهروندی که همه چیز را از دولت تقاضا نمیکند بلکه حتی در مقابل دولت مسئول است. شهروندی که برای کنشگری در محیط سیاسی و اقتصادی توانمند شده و اختیار و حق انتخاب دارد. هنوز راه طولانی در پیش است تا دروندادهای توسعه انسانی در ایران به ثمر بنشینند.
▫️رشد اقتصادی و آزادیهای فردی همواره یکدیگر را تقویت کردهاند. پیشبرد رشد اقتصادی نیازمند کنشگرانی آزاد و صاحب حق انتخاب است و از سوی دیگر لازمه بهرهمندی از حقوق و آزادیهای فردی تضمین شده، وجود سطح قابل توجهی از رفاه است. شواهد آماری نشان میدهند بین میزان آزادی شهروندان و استاندارد زندگی آنها همبستگی وجود دارد. کشورهایی که به لحاظ سیاسی باز هستند، قانون بر همه حکمفرماست، از حقوق مالکیت خصوصی افراد حمایت می شود و اقتصاد بازار غالب است سه برابر بیش از کشورهایی که از این آزادیها محروماند رشد میکنند.
▪️تمرین شهروندی امری اجتماعی اما بیش و پیش از آن امر قانونی است. افراد جامعه باید به عنوان شهروندانی به رسمیت شناخته شوند که خود قانون را میسازند و همه به طور برابر در مقابل آن مسئول اند. همینطور تربیت شهروندی باید تبدیل به اولویتهای آموزش رسمی و غیررسمی شود. با به رسمیت شناخته شدن حقوق و وظایف شهروندی این امکان برای اعضای جامعه ایجاد میشود تا تمرین شهروندی کنند و به دور از قید و بندهای تحدیدکننده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از تواناییهای خود در جهت کنشگری سیاسی و اقتصادی استفاده کنند تا در مسیر خودشکوفایی، و همزمان توسعه ملی قدم بردارند.
🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
یادداشتهای توسعه
https://pooyeshfekri.com/rasadkhane/
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝 یادداشتی از دکتر الهه شعبانی
☑️ روسو شاید اولین فیلسوفی بود که به برابریِ مشارکت همه شهروندان در ساخت قانون اشاره کرد و آن را لازمه حفظ حالت مشفقانه طبیعت انسانی دانست.
☑️ دیویی، دموکراسی را به شکوفایی استعدادهای انسانی گره میزند و معتقد است انسان وقتی به شکوفایی میرسد که قوای او در تعیین امور مشترک جمعی به کار آید. او لازمه دموکراسی در فضای سیاسی را وجود خانواده و مدرسه دموکرات میداند.
☑️ پائولو فریره توسعه را معادل آزادی میداند و منظور از آزادی را خودآگاهی از موقعیت طبقاتی خود میداند.
☑️ رونالد اینگلهارت معتقد است رشد اقتصادی تا حدودی به شهروندان رضایت میدهد اما از یک جایی به بعد شهروندان نیازهای فرامادی نظیر خودمختاری و برابری را پیگیری میکنند.
☑️ هکمن، وجود انسانهای توانمند را لازمه توسعه میداند و توانمندی را در کسب مهارتهای غیرشناختی و شناختی از سالهای اولیه زندگی کودک تعریف میکند.
☑️ مازلو، انسان خودشکوفا را کسی میداند که دغدغههایش از سطح نیازهای زیستی، روحی و اجتماعی فراتر رفته و با شناخت توانمندیاش در صدد تبدیل شدن به بهترینِ خود است.
🔴 اما شاخصهای جهانی توسعه درباره کیفیت خودشکوفایی شهروند ایرانی چه میگویند؟
▫️نگاهی به نقشه توسعه ایران، منتشر شده در کتاب اول توسعه، حکایت از شکافی عمیق میان زیرشاخصهای انسانی توسعه دارد. ایران در زیرشاخصهایی نظیر امید به زندگی، دسترسی به خدمات بهداشتی و پزشکی، دسترسی به سرپناه و غذا و آب آشامیدنی، آموزش اولیه و پیشرفته، ایمنی فردی، دسترسی به تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات و دیگر تکنولوژیهای ضروری زندگی روزمره وضعیت خوب و حتی گاهی نزدیک به استانداردهای کشورهای توسعه یافته را دارد اما وقتی به زیرشاخصهای معطوف به فردیت و خودبیانگری شهروندان میرسیم کُمیت توسعه لنگ میشود. زیرشاخصهایی چون آزادیهای فردی، حق انتخاب در زندگی، حقوق بشر، برابری گروههای اجتماعی، و حق اظهارنظر نشان از عملکرد ضعیف ایران دارند.
▫️عملکرد ایران در زیرشاخصهای اقتصادی توسعه نیز نشان میدهد مواردی که انگیزه بخش کنشگری اقتصادی هستند مانند ثبات اقتصادی، حمایت از حقوق مالکیت مادی و معنوی، حمایت از حق ثبت نوآوری، حمایت از کسبوکارهای جدید و حمایت از سرمایهگذاران خرد در وضعیت مطلوبی به سر نمیبرند و حتی برخی پایینتر از میانگین عملکرد جهانی هستند.
▫️انسانی که این زیرشاخصها و وضعیت ایران در آنها به تصویر میکشد یک انسان حقیقتا تنومند اما نیمه توانمند است. اگرچه نیروی انسانی در ایران میتواند نقطه قوت توسعه ایران باشد اما هنوز راه طولانی در پیش است تا این انسان تنومند تبدیل به یک شهروند توانمند شود.
▫️شهروند توانمندی که دغدغه کنشگری دارد و خود را مسئول سرنوشت خود، دیگران، و جامعه میداند. شهروندی که خود را در مقابل دولت نه، که در کنار دولت میبیند. شهروندی که همه چیز را از دولت تقاضا نمیکند بلکه حتی در مقابل دولت مسئول است. شهروندی که برای کنشگری در محیط سیاسی و اقتصادی توانمند شده و اختیار و حق انتخاب دارد. هنوز راه طولانی در پیش است تا دروندادهای توسعه انسانی در ایران به ثمر بنشینند.
▫️رشد اقتصادی و آزادیهای فردی همواره یکدیگر را تقویت کردهاند. پیشبرد رشد اقتصادی نیازمند کنشگرانی آزاد و صاحب حق انتخاب است و از سوی دیگر لازمه بهرهمندی از حقوق و آزادیهای فردی تضمین شده، وجود سطح قابل توجهی از رفاه است. شواهد آماری نشان میدهند بین میزان آزادی شهروندان و استاندارد زندگی آنها همبستگی وجود دارد. کشورهایی که به لحاظ سیاسی باز هستند، قانون بر همه حکمفرماست، از حقوق مالکیت خصوصی افراد حمایت می شود و اقتصاد بازار غالب است سه برابر بیش از کشورهایی که از این آزادیها محروماند رشد میکنند.
▪️تمرین شهروندی امری اجتماعی اما بیش و پیش از آن امر قانونی است. افراد جامعه باید به عنوان شهروندانی به رسمیت شناخته شوند که خود قانون را میسازند و همه به طور برابر در مقابل آن مسئول اند. همینطور تربیت شهروندی باید تبدیل به اولویتهای آموزش رسمی و غیررسمی شود. با به رسمیت شناخته شدن حقوق و وظایف شهروندی این امکان برای اعضای جامعه ایجاد میشود تا تمرین شهروندی کنند و به دور از قید و بندهای تحدیدکننده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از تواناییهای خود در جهت کنشگری سیاسی و اقتصادی استفاده کنند تا در مسیر خودشکوفایی، و همزمان توسعه ملی قدم بردارند.
🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
یادداشتهای توسعه
https://pooyeshfekri.com/rasadkhane/
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
اپیزود ۵۷ پادکست بیپلاس
خلاصه کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد
توضیحات اپیزود
چرا ذهن و روان ما اینقدر آسیبپذیر است؟ نمیشد طوری تکامل پیدا کنیم که امکان افسردگی یا اضطراب نداشته باشیم؟
نویسنده: راندولف نسه
متن: عباس سیدین | روایت: علی بندری
تدوین: امید صدیقفر | موسیقی : پیمان عربزاده
خلاصه کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد Good Reasons for Bad Feelings
احساسها و عواطف ما چه مثبت و چه منفی، کارکردهای مفیدی دارند. راندولف نسه نویسنده کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد نشانمان میدهد که احساسهای خوب و بد ما برای نفع رساندن به ژنهایمان ساخته شدهاند نه خود ما! برای همین هم گاهی در مسیر نفع رساندن به ژن، ما رنج میکشیم. البته رابطهی کارکرد و احساس رابطهی تناظر یک به یک نیست یعنی هر احساس فقط یک کارکرد ندارد. برای همین هم نفع رساندن به ژن یکی از کارکردهای احساسهای بدی است که تجربه میکنیم.
چرا کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد را پیشنهاد میکنیم؟
چرا انتخاب طبیعی ما را این همه در برابر آسیبها و اختلالهای ذهنی آسیبپذیر گذاشته؟ این امکان وجود نداشت که در مسیر تکامل ذهن ما مقابل این آسیبها مقاوم شود؟ درک درست این سوال و تلاش برای پاسخ به آن کمک میکند تا اختلالهای ذهنی و روانی را بهتر و عمیقتر بفهمیم. هرچند به جواب قطعی نمیرسیم اما دیدمان بازتر و روشنتر میشود.
نویسنده کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد کیست؟
راندولف نسه را بنیانگذار پزشکی تکاملی میدانند. نسه به عنوان استاد علوم زندگی و استاد بنیاد ASU در دانشگاه ایالتی آریزونا فعالیت میکند و سال 2014 مدیر بنیانگذار مرکز تکامل و پزشکی شد. نویسنده کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد سابقه تدریس روانپزشکی، روانشناسی و همچنین روش تحقیق در دانشگاه میشیگان را دارد. راندولف نسه کتاب دیگری به نام چرا بیمار میشویم را با همکاری جورج سی ویلیامز، زیست شناس تکاملی، تالیف کرده. که این کتاب تاثیر زیادی در گسترش پزشکی تکاملی داشت.
📌 منبع
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
اپیزود ۵۷ پادکست بیپلاس
خلاصه کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد
توضیحات اپیزود
چرا ذهن و روان ما اینقدر آسیبپذیر است؟ نمیشد طوری تکامل پیدا کنیم که امکان افسردگی یا اضطراب نداشته باشیم؟
نویسنده: راندولف نسه
متن: عباس سیدین | روایت: علی بندری
تدوین: امید صدیقفر | موسیقی : پیمان عربزاده
خلاصه کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد Good Reasons for Bad Feelings
احساسها و عواطف ما چه مثبت و چه منفی، کارکردهای مفیدی دارند. راندولف نسه نویسنده کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد نشانمان میدهد که احساسهای خوب و بد ما برای نفع رساندن به ژنهایمان ساخته شدهاند نه خود ما! برای همین هم گاهی در مسیر نفع رساندن به ژن، ما رنج میکشیم. البته رابطهی کارکرد و احساس رابطهی تناظر یک به یک نیست یعنی هر احساس فقط یک کارکرد ندارد. برای همین هم نفع رساندن به ژن یکی از کارکردهای احساسهای بدی است که تجربه میکنیم.
چرا کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد را پیشنهاد میکنیم؟
چرا انتخاب طبیعی ما را این همه در برابر آسیبها و اختلالهای ذهنی آسیبپذیر گذاشته؟ این امکان وجود نداشت که در مسیر تکامل ذهن ما مقابل این آسیبها مقاوم شود؟ درک درست این سوال و تلاش برای پاسخ به آن کمک میکند تا اختلالهای ذهنی و روانی را بهتر و عمیقتر بفهمیم. هرچند به جواب قطعی نمیرسیم اما دیدمان بازتر و روشنتر میشود.
نویسنده کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد کیست؟
راندولف نسه را بنیانگذار پزشکی تکاملی میدانند. نسه به عنوان استاد علوم زندگی و استاد بنیاد ASU در دانشگاه ایالتی آریزونا فعالیت میکند و سال 2014 مدیر بنیانگذار مرکز تکامل و پزشکی شد. نویسنده کتاب دلایل خوب برای احساسهای بد سابقه تدریس روانپزشکی، روانشناسی و همچنین روش تحقیق در دانشگاه میشیگان را دارد. راندولف نسه کتاب دیگری به نام چرا بیمار میشویم را با همکاری جورج سی ویلیامز، زیست شناس تکاملی، تالیف کرده. که این کتاب تاثیر زیادی در گسترش پزشکی تکاملی داشت.
📌 منبع
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همکاران نیک سیرت و نیک اندیش.
🌺💐یاران مهربان صبحتان به خیر ! 💐🌺
🌷🌻... او (محمد ص) از قلب ها وارد میشود، نه از دیوارها. و این پیروزی جاودانه است
🔺نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند:
🔰هیچ فقری، سخت تر از نادانی و هیچ مالی، سودمندتر از عقل نیست .
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشد
🆔@CompetentManagers
🌺💐یاران مهربان صبحتان به خیر ! 💐🌺
🌷🌻... او (محمد ص) از قلب ها وارد میشود، نه از دیوارها. و این پیروزی جاودانه است
🔺نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند:
🔰هیچ فقری، سخت تر از نادانی و هیچ مالی، سودمندتر از عقل نیست .
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشد
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰 پنج خصلت آدم هاى با پشتکار و البته موفق
👁 یکی از پیشروان و صاحب نظران رفتارشناسی، محقق دانشگاه پنسیلوانیا خانم Angela Duckworth که سخنرانی اش در TED از مرز 9 میلیون بیننده هم گذشته است Grit را: «پشتکارِ مشتاقانه برای دستیابی به اهداف درازمدت» تعریف کرده است.
⭕️برای اینکه بتوانیم به درک واضح تری از کلمه ( Grit ) برسیم
اجازه دهید همراه با خصوصیاتی که خانم (دکورث) در نظر گرفته اند
و به کارگیری تعاریف سایر محققین، ۵ خصلت اصلی Grit را شرح دهم.
1⃣ تفاوت بین بهترین یا بی نقص ترین
به طور عمومی افراد سخت_کوش و سمج به دنبال بی نقص بودن نیستند اما همه تلاش شان را به خرج می دهند که بهترین باشند. بهترین بودن یک خصلت است نه یک هدف و امکان خطا را مد نظر قرار می دهد. اما افراد کمال_گرا از قدرت انعطاف لازم برخوردار نمی شوند خطا را غیرقابل گذشت می دانند و با دقتی متعصبانه درگیر جزئیات می گردند.برای یک ورزشکار یا ژیمناست بی نقص بودن معنی دارد ولی در حالت عمومی، کمال مطلوب، برداشت و ایده ایی است که از طرف دیگران تعیین می شود و تلاش برای دست یافتن به کمال دیگران نوعی توهم است. به همین خاطر، اضطراب، عدم اعتماد_به_نفس، خودکم بینی، وسواس بیش از حد، اعتیاد و افسردگی از مشخصات اصلی کمال گرایان است.
2⃣ افزایش شهامت
اندازه گرفتن صفتِ شجاعت شاید امکان ناپذیر باشد ولی این خصوصیت فردی رابطه مستقیمی با مفهوم Grit دارد.
افرادی که خطا را بخشی از مسیر دستیابی به هدف می دانند نه تنها واهمه ایی از شکست ندارند بلکه آن را با آغوش باز می پذیرند چون پذیرفتن احتمال شکست، اجازه ریسک کردن را به اینگونه افراد می دهد.
🔅همه افراد قادر نیستند به این خصلت دست یابند چون شکست خوردن می تواند باعث اضطراب و محافظه کاری شود.
🔅ترس از شکست، اعتقاد به بهترین بودن و جسارتِ برای رسیدن به اهداف بزرگ را در وجودمان سرکوب می کند.
برای همین باید مدام برای افزایش شهامت تلاش کنیم.
🔅شجاعت شبیه تمرین بدن سازی است که اگر هر روز تمرین و تکرار نشود بدن را از بهترین حالت بودن دور می سازد.
پشتکارِ مشتاقانه برای دستیابی به اهداف درازمدت نیاز به جرات دارد.
3⃣ تشخیصِ انجام یک کار به شکل درست
داشتن یک شعور ذاتی برای انجام کارهای محول شده آن هم به بهترین شکل ممکن یکی دیگر از ۵ خصلت افراد بسیار موفق است خصلتی که با دنباله روی از دیگران فرق دارد.
♨️از دید محقق دانشگاه پنسیلوانیا خانم Angela Duckworth تشخیصِ انجام یک کار به شکل درست، شبیه شرکت در یک مسابقه است با نیت گرفتن مدال طلا… برای همین انسان هدفمند به طور خستگی ناپذیر کار می کند و واهمه ای از خطا ندارد در صورتی که آدم دنباله رو با چنگ و دندان سعی می کنند که فقط اشتباه نکند.
4⃣ پیگیری اهداف درازمدت
دستیابی به یک هدف بدون همت و استعداد میسر نیست. بی شک شانس می تواند نقش کلیدی داشته باشد اما شانس در خانه خیلی هارا می زند. برای سرآمدِ دیگران بودن تلاش و تمرین بدون وقفه و تمرکز بر اهداف درازمدت حرف اصلی را می زند.
تلاش و از خودگذشتگی در صورتی ابعاد وسیع پیدا می کند که افراد بتوانند ضمن داشتن اهداف مشخص، برای پشتکار خود معنا و مفهوم بیافرینند. درکِ رابطه بین تلاش و استعداد و درهم آمیزی آنها با یک هدف مشخص، ایجاد انگیزه، شوق و شجاعت خواهد کرد.
5⃣ تحمل سختی ها
تحمل و مدارا توانایی است که به بعضی از افراد اجازه می دهد از موانع بازدارندهِ هدف عبور کنند و سلامت منطقی شان را بعد از هر شوک و حملهِ پیش بینی نشده حفظ کنند. خوشبینی، خلاقیت و اعتماد_به_نفس بر تحمل دشواری ها خواهد افزود. تحملی که به فراد اجازه می دهند با دلبازی تمام به خودش بقبولاند که: «در پایان همه چیز درست خواهد شد و اگر هنوز درست نشده است پس هنوز به پایان مسیر نرسیده ام»/کانال مدیران فرهیخته
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👁 یکی از پیشروان و صاحب نظران رفتارشناسی، محقق دانشگاه پنسیلوانیا خانم Angela Duckworth که سخنرانی اش در TED از مرز 9 میلیون بیننده هم گذشته است Grit را: «پشتکارِ مشتاقانه برای دستیابی به اهداف درازمدت» تعریف کرده است.
⭕️برای اینکه بتوانیم به درک واضح تری از کلمه ( Grit ) برسیم
اجازه دهید همراه با خصوصیاتی که خانم (دکورث) در نظر گرفته اند
و به کارگیری تعاریف سایر محققین، ۵ خصلت اصلی Grit را شرح دهم.
1⃣ تفاوت بین بهترین یا بی نقص ترین
به طور عمومی افراد سخت_کوش و سمج به دنبال بی نقص بودن نیستند اما همه تلاش شان را به خرج می دهند که بهترین باشند. بهترین بودن یک خصلت است نه یک هدف و امکان خطا را مد نظر قرار می دهد. اما افراد کمال_گرا از قدرت انعطاف لازم برخوردار نمی شوند خطا را غیرقابل گذشت می دانند و با دقتی متعصبانه درگیر جزئیات می گردند.برای یک ورزشکار یا ژیمناست بی نقص بودن معنی دارد ولی در حالت عمومی، کمال مطلوب، برداشت و ایده ایی است که از طرف دیگران تعیین می شود و تلاش برای دست یافتن به کمال دیگران نوعی توهم است. به همین خاطر، اضطراب، عدم اعتماد_به_نفس، خودکم بینی، وسواس بیش از حد، اعتیاد و افسردگی از مشخصات اصلی کمال گرایان است.
2⃣ افزایش شهامت
اندازه گرفتن صفتِ شجاعت شاید امکان ناپذیر باشد ولی این خصوصیت فردی رابطه مستقیمی با مفهوم Grit دارد.
افرادی که خطا را بخشی از مسیر دستیابی به هدف می دانند نه تنها واهمه ایی از شکست ندارند بلکه آن را با آغوش باز می پذیرند چون پذیرفتن احتمال شکست، اجازه ریسک کردن را به اینگونه افراد می دهد.
🔅همه افراد قادر نیستند به این خصلت دست یابند چون شکست خوردن می تواند باعث اضطراب و محافظه کاری شود.
🔅ترس از شکست، اعتقاد به بهترین بودن و جسارتِ برای رسیدن به اهداف بزرگ را در وجودمان سرکوب می کند.
برای همین باید مدام برای افزایش شهامت تلاش کنیم.
🔅شجاعت شبیه تمرین بدن سازی است که اگر هر روز تمرین و تکرار نشود بدن را از بهترین حالت بودن دور می سازد.
پشتکارِ مشتاقانه برای دستیابی به اهداف درازمدت نیاز به جرات دارد.
3⃣ تشخیصِ انجام یک کار به شکل درست
داشتن یک شعور ذاتی برای انجام کارهای محول شده آن هم به بهترین شکل ممکن یکی دیگر از ۵ خصلت افراد بسیار موفق است خصلتی که با دنباله روی از دیگران فرق دارد.
♨️از دید محقق دانشگاه پنسیلوانیا خانم Angela Duckworth تشخیصِ انجام یک کار به شکل درست، شبیه شرکت در یک مسابقه است با نیت گرفتن مدال طلا… برای همین انسان هدفمند به طور خستگی ناپذیر کار می کند و واهمه ای از خطا ندارد در صورتی که آدم دنباله رو با چنگ و دندان سعی می کنند که فقط اشتباه نکند.
4⃣ پیگیری اهداف درازمدت
دستیابی به یک هدف بدون همت و استعداد میسر نیست. بی شک شانس می تواند نقش کلیدی داشته باشد اما شانس در خانه خیلی هارا می زند. برای سرآمدِ دیگران بودن تلاش و تمرین بدون وقفه و تمرکز بر اهداف درازمدت حرف اصلی را می زند.
تلاش و از خودگذشتگی در صورتی ابعاد وسیع پیدا می کند که افراد بتوانند ضمن داشتن اهداف مشخص، برای پشتکار خود معنا و مفهوم بیافرینند. درکِ رابطه بین تلاش و استعداد و درهم آمیزی آنها با یک هدف مشخص، ایجاد انگیزه، شوق و شجاعت خواهد کرد.
5⃣ تحمل سختی ها
تحمل و مدارا توانایی است که به بعضی از افراد اجازه می دهد از موانع بازدارندهِ هدف عبور کنند و سلامت منطقی شان را بعد از هر شوک و حملهِ پیش بینی نشده حفظ کنند. خوشبینی، خلاقیت و اعتماد_به_نفس بر تحمل دشواری ها خواهد افزود. تحملی که به فراد اجازه می دهند با دلبازی تمام به خودش بقبولاند که: «در پایان همه چیز درست خواهد شد و اگر هنوز درست نشده است پس هنوز به پایان مسیر نرسیده ام»/کانال مدیران فرهیخته
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1️⃣ جایگاه: شما مدیر یا رییس هستید و باید از شما پیروی کنند. برای اینکه بتوانید به سطح رهبری بالاتر بروید، از تیم خود قدردانی کنید، انها را در تصمیمات شریک کنید و از آنها بازخورد بگیرید.
2️⃣ توافق: با شما هماهنگ هستند چون به انها حس امنیت و قدرشناسی میدهید. روابط امن و حس اعتماد، مشارکت و صداقت پایههای قدرت شما هستند.
3️⃣ اثربخشی: مدیرانی هستند که حضور آنها در تیم موجب به ثمر نشستن تلاشها و دستاورد میشود. تیم، از شما در سطحی بالاتر از اعتماد شخصی و بواسطه اعتماد به دانش و توان مدیریتی شما پیروی میکنند.
4️⃣ توسعه افراد: مدیران در این سطح رهبری به دیگران برای رشد و توسعه فردی کمک میکنند. آنها انرژی، وقت و پول خود را روی استعدادهای تیمها سرمایهگذاری میکنند. آنها مربیانی عالی و با انگیزهاند.
5️⃣ اوج: مدیران و رهبران در این سطح به دیگران کمک میکنند تا سطح رهبری خود را افزایش دهند، آنها اعتبار سازمانها و تیمها هستند. هر سازمانی با وجود انها بهرهورتر و موفقتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
2️⃣ توافق: با شما هماهنگ هستند چون به انها حس امنیت و قدرشناسی میدهید. روابط امن و حس اعتماد، مشارکت و صداقت پایههای قدرت شما هستند.
3️⃣ اثربخشی: مدیرانی هستند که حضور آنها در تیم موجب به ثمر نشستن تلاشها و دستاورد میشود. تیم، از شما در سطحی بالاتر از اعتماد شخصی و بواسطه اعتماد به دانش و توان مدیریتی شما پیروی میکنند.
4️⃣ توسعه افراد: مدیران در این سطح رهبری به دیگران برای رشد و توسعه فردی کمک میکنند. آنها انرژی، وقت و پول خود را روی استعدادهای تیمها سرمایهگذاری میکنند. آنها مربیانی عالی و با انگیزهاند.
5️⃣ اوج: مدیران و رهبران در این سطح به دیگران کمک میکنند تا سطح رهبری خود را افزایش دهند، آنها اعتبار سازمانها و تیمها هستند. هر سازمانی با وجود انها بهرهورتر و موفقتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠به نظر من مهم ترین تفاوت ما با دیگر موجودات این است که با جهان سر و کار نداریم بلکه با تفسیرمان از جهان سر و کار داریم
✍ مصطفی ملکیان
🔹انسانها تنها موجوداتیاند که با جهان (world) تعامل نمیکنند، بلکه با تصویر و تفسیری که از جهان دارند (world view) تعامل میکنند. به نظر من این مهمترین فرق ما با دیگر موجودات است. ما با جهان سر و کار نداریم، بلکه با تفسیرمان از جهان سر و کار داریم. کنش و واکنشها، درد و رنجها، لذت و خشمها همه نسبت به تفسیر ما از جهان صورت میگیرد. جهان در محاسبات ما راه ندارد، جهاننگری ما در محاسباتمان راه دارد. هر رویدادی که در زندگی ما رخ میدهد، ابتدا آن را تفسیر میکنیم، سپس متناسب با تفسیرمان واکنش نشان میدهیم. ما با خود رویداد سر و کار نداریم.
🔹برای همه کماکان این امر پیش آمده که شاهد رویدادی باشند، و همزمان برخی از این رویداد شاد باشند، برخی ناراحت و برخی هم بیتفاوت و خنثی. همه یک رویداد را میبینیم، اما واکنشهای متفاوت نشان میدهیم، چون تفسیرهای متفاوت داریم. ما از جهان ادراکاتی را بوسیله حواس دریافت میکنیم، سپس با استفاده از هرمنوتیک مخصوص خودمان آن را تفسیر میکنیم و نسبت به آن تفسیر واکنش نشان میدهیم. سبب خوشبختی و بدبختی ما خود دنیا نیست، تفسیری که از دنیا داریم، موجب بدبختی و خوشبختیها و پیروزی و شکستها میشود. ما رویداد نامُفَسَّر نداریم. همه رویدادها از جانب ما تفسیر میشود.
🌂درسگفتار مبانی فلسفی علوم انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ مصطفی ملکیان
🔹انسانها تنها موجوداتیاند که با جهان (world) تعامل نمیکنند، بلکه با تصویر و تفسیری که از جهان دارند (world view) تعامل میکنند. به نظر من این مهمترین فرق ما با دیگر موجودات است. ما با جهان سر و کار نداریم، بلکه با تفسیرمان از جهان سر و کار داریم. کنش و واکنشها، درد و رنجها، لذت و خشمها همه نسبت به تفسیر ما از جهان صورت میگیرد. جهان در محاسبات ما راه ندارد، جهاننگری ما در محاسباتمان راه دارد. هر رویدادی که در زندگی ما رخ میدهد، ابتدا آن را تفسیر میکنیم، سپس متناسب با تفسیرمان واکنش نشان میدهیم. ما با خود رویداد سر و کار نداریم.
🔹برای همه کماکان این امر پیش آمده که شاهد رویدادی باشند، و همزمان برخی از این رویداد شاد باشند، برخی ناراحت و برخی هم بیتفاوت و خنثی. همه یک رویداد را میبینیم، اما واکنشهای متفاوت نشان میدهیم، چون تفسیرهای متفاوت داریم. ما از جهان ادراکاتی را بوسیله حواس دریافت میکنیم، سپس با استفاده از هرمنوتیک مخصوص خودمان آن را تفسیر میکنیم و نسبت به آن تفسیر واکنش نشان میدهیم. سبب خوشبختی و بدبختی ما خود دنیا نیست، تفسیری که از دنیا داریم، موجب بدبختی و خوشبختیها و پیروزی و شکستها میشود. ما رویداد نامُفَسَّر نداریم. همه رویدادها از جانب ما تفسیر میشود.
🌂درسگفتار مبانی فلسفی علوم انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بچهها این دایره ایران ماست
◽️همه برشهای این دایره، مردم این سرزمین هستند و دغدغه این آب و خاک را دارند. با استثناها کاری نداریم؛ استثناهایی از ۳۰ درصد یا ۲ درصد یا ۵۱ درصد که به کینه و خشم علیه ساکنان برشهای دیگر دایره دامن میزنند. این استثناها خیرخواه این دیار باستانی و مردمانش نیستند. راه نجات از گسست، گفتوگوست. هم گفتگوی ساکنان برشها با هم و هم گفتوگوی متفکران برشها با هم ضروری است. مسئولیت حاکمیت، بسترسازی برای انجام این گفتوگوهاست. حرفهای همه باید شنیده شود به ویژه حرفهای نیمدایره کمی بزرگتر. در خلأ گفتوگوی ملی و رسمی، تریبونهای بدخواهان این سرزمین میداندار خواهند شد. دیگه خود دانید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
◽️همه برشهای این دایره، مردم این سرزمین هستند و دغدغه این آب و خاک را دارند. با استثناها کاری نداریم؛ استثناهایی از ۳۰ درصد یا ۲ درصد یا ۵۱ درصد که به کینه و خشم علیه ساکنان برشهای دیگر دایره دامن میزنند. این استثناها خیرخواه این دیار باستانی و مردمانش نیستند. راه نجات از گسست، گفتوگوست. هم گفتگوی ساکنان برشها با هم و هم گفتوگوی متفکران برشها با هم ضروری است. مسئولیت حاکمیت، بسترسازی برای انجام این گفتوگوهاست. حرفهای همه باید شنیده شود به ویژه حرفهای نیمدایره کمی بزرگتر. در خلأ گفتوگوی ملی و رسمی، تریبونهای بدخواهان این سرزمین میداندار خواهند شد. دیگه خود دانید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مبارزه بدون نفرت به شیوه مهاتما گاندی
♦️ مهانداس کارامچاند گاندی (اکتبر ۱۸۶۹ – ژانویهٔ ۱۹۴۸) رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیاش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد رد میکرد. ناتورام قادسی با شلیک سه گلوله به قفسه سینه، وی را که در سن هفتاد و نه سالگی و در میان جمعیت عازم محل عبادت بود، از پای درآورد.
🍃مهاتما گاندی:
🔅«من به طور کلّی انگلیسیها را بدتر از هیچ ملت دیگری بر روی زمین نمیدانم. این افتخار را دارم که بسیاری از انگلیسیها را عزیزترین دوستان خود بدانم»
🔅«دشمنی من علیه آنان نیست، بلکه علیه سلطهی آنهاست. چنین به نظر میرسد که من زاده شدهام تا وسیلهای برای پایان دادن به این سلطه باشم. ولی اگر مویی از سر یک انگلیسی کم شود، به همان اندازه اندوهناک میشوم که اگر چنین اتفاقی برای برادرم بیفتد.»
«در دل من هیچ کینهای حتی نسبت به یک انگلیسی نیست. من علاقهای به بیرون راندن او از هند ندارم، بلکه مایلم او را به خدمتگزار هند بدل سازم و این احساس و اعتقاد را که او حاکم یا عضوی از هیئت حاکمه است، در او محو کنم.»
(ص۱۵۷-۱۵۸)
«من تعریف و تمجیدهای بسیاری درباره خودم میشنوم. این ستایشها، درست مانند آب که بر بال مرغابی نمیماند، در خاطرم جایگزین نمیشوند، بلکه از آن میگذرند و میروند. ولی شما امشب ستایشی را از من بر زبان آوردید که مایلم آن را بپذیرم. شما معتقدید اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم. در این مورد با شما همعقیدهام. من در موقعیتهای فراوان خود را در معرض این امتحان قرار دادهام که آیا میتوانم نسبت به کسی که قصد آزار مرا دارد نفرت— نمیگویم عشق— بورزم یا خیر. باید صادقانه ولی در نهایت فروتنی اعتراف کنم که چنین چیزی از من ساخته نبوده است. حتی یک مورد را هم به خاطر ندارم که در چنبره تنفر از انسانی گرفتار شده باشم. چگونه چنین کاری کردهام، خود نیز نمیدانم. این، فقط شیوه و روالِ یک عمر زندگی است که برایتان بازگو کردم، پس این حرف شما دقیقاً صحیح است که اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم.
معنای برادری، عشقورزی و همدلی و دراز کردن دست همکاری به سوی کسانی نیست که آنها نیز متقابلاً به شما عشق میورزند. چنین چیزی داد و ستد است. برادری، یک امر تجاری نیست. فلسفه من و مذهب من نیز به من میآموزند که برادری تنها به انسانها محدود نمیشود؛ یعنی اگر حقیقتاً روح برادری در ما رسوخ کرده باشد، باید حیوانات را نیز که در مرتبه پایینتر خلقت هستند دربر گیرد.»(ص۱۷۹)
مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ: قدرت مبارزه عاری از خشونت، مری کینگ، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♦️ مهانداس کارامچاند گاندی (اکتبر ۱۸۶۹ – ژانویهٔ ۱۹۴۸) رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیاش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد رد میکرد. ناتورام قادسی با شلیک سه گلوله به قفسه سینه، وی را که در سن هفتاد و نه سالگی و در میان جمعیت عازم محل عبادت بود، از پای درآورد.
🍃مهاتما گاندی:
🔅«من به طور کلّی انگلیسیها را بدتر از هیچ ملت دیگری بر روی زمین نمیدانم. این افتخار را دارم که بسیاری از انگلیسیها را عزیزترین دوستان خود بدانم»
🔅«دشمنی من علیه آنان نیست، بلکه علیه سلطهی آنهاست. چنین به نظر میرسد که من زاده شدهام تا وسیلهای برای پایان دادن به این سلطه باشم. ولی اگر مویی از سر یک انگلیسی کم شود، به همان اندازه اندوهناک میشوم که اگر چنین اتفاقی برای برادرم بیفتد.»
«در دل من هیچ کینهای حتی نسبت به یک انگلیسی نیست. من علاقهای به بیرون راندن او از هند ندارم، بلکه مایلم او را به خدمتگزار هند بدل سازم و این احساس و اعتقاد را که او حاکم یا عضوی از هیئت حاکمه است، در او محو کنم.»
(ص۱۵۷-۱۵۸)
«من تعریف و تمجیدهای بسیاری درباره خودم میشنوم. این ستایشها، درست مانند آب که بر بال مرغابی نمیماند، در خاطرم جایگزین نمیشوند، بلکه از آن میگذرند و میروند. ولی شما امشب ستایشی را از من بر زبان آوردید که مایلم آن را بپذیرم. شما معتقدید اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم. در این مورد با شما همعقیدهام. من در موقعیتهای فراوان خود را در معرض این امتحان قرار دادهام که آیا میتوانم نسبت به کسی که قصد آزار مرا دارد نفرت— نمیگویم عشق— بورزم یا خیر. باید صادقانه ولی در نهایت فروتنی اعتراف کنم که چنین چیزی از من ساخته نبوده است. حتی یک مورد را هم به خاطر ندارم که در چنبره تنفر از انسانی گرفتار شده باشم. چگونه چنین کاری کردهام، خود نیز نمیدانم. این، فقط شیوه و روالِ یک عمر زندگی است که برایتان بازگو کردم، پس این حرف شما دقیقاً صحیح است که اگر کسی حق سخن گفتن از برادری انسانها را داشته باشد، دست کم من هم چنین کسی هستم.
معنای برادری، عشقورزی و همدلی و دراز کردن دست همکاری به سوی کسانی نیست که آنها نیز متقابلاً به شما عشق میورزند. چنین چیزی داد و ستد است. برادری، یک امر تجاری نیست. فلسفه من و مذهب من نیز به من میآموزند که برادری تنها به انسانها محدود نمیشود؛ یعنی اگر حقیقتاً روح برادری در ما رسوخ کرده باشد، باید حیوانات را نیز که در مرتبه پایینتر خلقت هستند دربر گیرد.»(ص۱۷۹)
مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ: قدرت مبارزه عاری از خشونت، مری کینگ، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰فرخنده میلاد با سعادت امام رضا ع بر همه شما عزیزان ارجمند خجسته باد،
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام را به همه اهل تقوا و موحدین عالم و تمامی مسلمانان و شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت می گویم
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅اگر بیشتر از ۵۵ ساعت در هفته کار میکنید، احتمالا یکی از این چیزها باعث مرگ شما میشوند!
🔸مطالعات زیادی در سالهای اخیر نشان دادند کار زیاد و در ساعتهای طولانی اثرات مثبتی ندارد. کیفیت کار همهی افراد پس از ۴۰ ساعت کار در هفته به طرز چشمگیری افت میکند و هفتههای کاری طولانی هیچ افزایش کارایی به همراه ندارند. حالا، یک مطالعه جدید نشان میدهد که این وضعیت میتواند کشنده هم باشد.
🔸دادههای جدید سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۱۶ حدود ۷۴۵ هزار نفر در اثر ساعتهای کار زیاد، جان خود را از دست دادند. این تعداد از سال ۲۰۰۰ تا کنون نزدیک به ۲۹ درصد افزایش یافته است. در این گزارشها تصریح شده هفتههای کاری ۵۵ ساعته یا بیشتر در مرگ این افراد تاثیر زیادی داشته است.
🔸مطالعه جدید نشان میدهد ۵۵ ساعت کار یا بیشتر در یک هفته منجر به افزایش ۳۵ درصدی سکته مغزی و افزایش ۱۷ درصدی خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبی در مقایسه با هفتههای کاری ۳۵ تا ۴۰ ساعته میشود.
۴۵ درصد افرادی که فوت کردند، مردان میانسال یا مسنتر بودند. آمار دیگری نشان میدهد ۹ درصد کارگران در سراسر جهان طی یک هفته بیش از ۵۵ ساعت کار میکنند.
◀️ ساعتهای کار طولانی چگونه منجر به مرگ افراد میشود؟
🔺استرس مزمن
زندگی طولانیمدت با استرس میتواند آسیبهای جدی به بدن وارد کند. تمام افرادی که بدنشان به طور مداوم آدرنالین و کورتیزول تولید میکند، در معرض افسردگی، بیماریهای قلبی، افزایش وزن و کمبود خواب بیشتری قرار دارند.
شاید تعجبآور نباشد که هفتههای کار طولانی باعث افزایش احتمال سکته مغزی در شما شود. براساس مطالعه جدید، زنانی که ساعتهای کار طولانی دارند، بیشتر دچار افسردگی میشوند.
🔺وقتی برای عادتهای سالم نیست
هفتههای کار طولانی و زیاد نه تنها به طور مستقیم و فعال بدن را نابود میکنند، بلکه مانع از انجام کارها و عادتهای مثبتی مانند ورزش، خواب کافی، پختن وعدههای غذایی سالم و مشابه اینها میشوند. دور شدن از عادتهای زندگی سالم میتواند اثرات منفی بسیار بیشتری به سوی شما روانه کند.
🔺واکنشها و انتخابهای ناسالم
بیرحمانه کار کردن، افراد را در معرض انتخاب روشهای ناسالمی مانند مصرف بیش از اندازه الکل یا کشیدن زیاد سیگار برای مقابله با استرس و خستگی میکند.
شاید یک کارآفرین برای گذراندن یک دوره پرفشار و استرسزا به سیگار زیاد پناه ببرد ولی تحقیق جدید انجام شده میگوید اگر این وضعیت به یک روال و برنامه کاری طولانی مدت و پشت سر هم در سالهای زیادی منجر شود؛ عواقب ناگواری برای سلامتی دارد.
🔸تحقیقات نشان میدهد ساعتهای کار طولانی به معنای بهرهوری بیشتر نیست و در عوض میتواند برای سلامتی کارمندان مضر باشد. همچنین باعث غیبت و زمزمههای بیشتر، گردش مالی بیشتر و افزایش هزینههای بیمه و درمانی میشود.
🔸نکته اصلی، این است که درباره کار زیاد باید با مدیر و رئیس خود صحبت کنید و خطرات ساعتهای طولانی کار را به آنها گوشزد کرده و سعی کنید آنها را مجاب به تغییر رویه و سیاست اشتباه مرگبار کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸مطالعات زیادی در سالهای اخیر نشان دادند کار زیاد و در ساعتهای طولانی اثرات مثبتی ندارد. کیفیت کار همهی افراد پس از ۴۰ ساعت کار در هفته به طرز چشمگیری افت میکند و هفتههای کاری طولانی هیچ افزایش کارایی به همراه ندارند. حالا، یک مطالعه جدید نشان میدهد که این وضعیت میتواند کشنده هم باشد.
🔸دادههای جدید سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۱۶ حدود ۷۴۵ هزار نفر در اثر ساعتهای کار زیاد، جان خود را از دست دادند. این تعداد از سال ۲۰۰۰ تا کنون نزدیک به ۲۹ درصد افزایش یافته است. در این گزارشها تصریح شده هفتههای کاری ۵۵ ساعته یا بیشتر در مرگ این افراد تاثیر زیادی داشته است.
🔸مطالعه جدید نشان میدهد ۵۵ ساعت کار یا بیشتر در یک هفته منجر به افزایش ۳۵ درصدی سکته مغزی و افزایش ۱۷ درصدی خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبی در مقایسه با هفتههای کاری ۳۵ تا ۴۰ ساعته میشود.
۴۵ درصد افرادی که فوت کردند، مردان میانسال یا مسنتر بودند. آمار دیگری نشان میدهد ۹ درصد کارگران در سراسر جهان طی یک هفته بیش از ۵۵ ساعت کار میکنند.
◀️ ساعتهای کار طولانی چگونه منجر به مرگ افراد میشود؟
🔺استرس مزمن
زندگی طولانیمدت با استرس میتواند آسیبهای جدی به بدن وارد کند. تمام افرادی که بدنشان به طور مداوم آدرنالین و کورتیزول تولید میکند، در معرض افسردگی، بیماریهای قلبی، افزایش وزن و کمبود خواب بیشتری قرار دارند.
شاید تعجبآور نباشد که هفتههای کار طولانی باعث افزایش احتمال سکته مغزی در شما شود. براساس مطالعه جدید، زنانی که ساعتهای کار طولانی دارند، بیشتر دچار افسردگی میشوند.
🔺وقتی برای عادتهای سالم نیست
هفتههای کار طولانی و زیاد نه تنها به طور مستقیم و فعال بدن را نابود میکنند، بلکه مانع از انجام کارها و عادتهای مثبتی مانند ورزش، خواب کافی، پختن وعدههای غذایی سالم و مشابه اینها میشوند. دور شدن از عادتهای زندگی سالم میتواند اثرات منفی بسیار بیشتری به سوی شما روانه کند.
🔺واکنشها و انتخابهای ناسالم
بیرحمانه کار کردن، افراد را در معرض انتخاب روشهای ناسالمی مانند مصرف بیش از اندازه الکل یا کشیدن زیاد سیگار برای مقابله با استرس و خستگی میکند.
شاید یک کارآفرین برای گذراندن یک دوره پرفشار و استرسزا به سیگار زیاد پناه ببرد ولی تحقیق جدید انجام شده میگوید اگر این وضعیت به یک روال و برنامه کاری طولانی مدت و پشت سر هم در سالهای زیادی منجر شود؛ عواقب ناگواری برای سلامتی دارد.
🔸تحقیقات نشان میدهد ساعتهای کار طولانی به معنای بهرهوری بیشتر نیست و در عوض میتواند برای سلامتی کارمندان مضر باشد. همچنین باعث غیبت و زمزمههای بیشتر، گردش مالی بیشتر و افزایش هزینههای بیمه و درمانی میشود.
🔸نکته اصلی، این است که درباره کار زیاد باید با مدیر و رئیس خود صحبت کنید و خطرات ساعتهای طولانی کار را به آنها گوشزد کرده و سعی کنید آنها را مجاب به تغییر رویه و سیاست اشتباه مرگبار کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کاش این تصاویر زیبا از عشقبازی ابرها واقعی می بود! زیباترین پدیده ای بود که بشر تاکنون موفق به ثبت و ضبط آن می شد! در هر حال ببینید و لذت ببرید!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چرا افراد باهوش شاد نیستند؟
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش اول)
آیا تابهحال متوجه شدهاید که بعضی از افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوستداشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ بااینحال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آنها گاهی اوقات احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همانطور که ارنست همینگوی میگوید:
«خوشحالی افراد باهوش نایابترین چیزی است که من میشناسم.»
در اینجا به ۶ دلیل عمده که ممکن است علت نادر بودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش را توضیح دهد اشاره می کنیم:
1. افراد باهوش شاد نیستند چون همهچیز را بیش از حد بررسی میکنند
اغلب افراد باهوش که دارای iq بالایی هستند، بیش از حد به تفکر میپردازند. به این معنی که بهصورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن میافتد، آنالیز میکنند. این ویژگی، بهخصوص زمانی که فرآیند تفکر آنها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده میرساند، باعث میشود انرژیشان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند.
آیا این جمله حکمتآمیز را شنیدهاید که میگوید «جهالت نعمت است!». واقعا همینطور است – هر چه کمتر بدانید و بیشتر بیخیال باشید به همان میزان خوشحالتر خواهید بود. داشتن توانایی شناخت افراد و انگیزههای پنهان آنها در اغلب موارد کافی است تا باعث شود که گاهی اوقات از تمام جهان مایوس شوید؛ بماند که احساسات ناشی از تفکر در مورد مسائل فلسفی، معضلات جهانی و محیط زیست و مشکلات معماگونه بیانتهای زندگی، هیچ راهحلی ندارند.
2. افراد باهوش شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند
افراد باهوش فارغ از اینکه در مورد چه حوزهای از زندگانی صحبت میکنیم، میدانند که چه چیزی میخواهند و به کمتر از آن رضایت نمیدهند. این بدان معنی است که برای آنها خوشحالی و رضایتمندی از دستاوردها، روابط و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که در زندگی آنها وجود دارد، بسیار دشوار است.
علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و بهنوعی دیدگاههای ایدهآلگرایانهای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آنها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو میشود، ناگزیر به ناامیدی میانجامد.
3. افراد باهوش شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت میگیرند
یکی از دلایل عدم خوشحالی افراد باهوشی این است که آنها در مورد خودشان خیلی سختگیری میکنند. در اینجا، منظور از سختگیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکستها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل میکنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند.
گاهی اوقات صرفا در رختخواب خود دراز میکشید و درحالیکه تلاش میکنید بخوابید، ناگهان یاد موقعیتی (که احتمالا سالها یا حداقل ماهها قبل اتفاق افتاده) میافتید که بهگونهای که لازم بوده عمل نکردهاید. همین یادآوری کافی است تا خوابتان را به هم بزند و احوالتان را خراب کند.
افراد باهوش اغلب چنین بازگشت (فلاشبک) به اشتباهات گذشته را تجربه میکنند. همه اینها سبب پرورش احساس گناه، نارضایتی و دیگر احساسات منفی میشود که میتواند برای حس خوشحالی و شادی هر فردی در حکم سم باشد.
4. واقعیت برای افراد باهوش ارضا کننده نیست
افراد با iq های بالا هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگتر برنمیدارند – یک الگو، یک ارزش یا یک هدف. متفکرترین و رویاپردازترین این افراد حتی به اینجا هم متوقف نمیشوند – ذهن و تخیل بیقرار آنها اجازه نمیدهد که آرام بگیرند و از «چیزهای خوب در زندگی» خود لذت ببرند. به نظر میرسد که واقعیت و مسائل پیشپاافتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خستهکننده محسوب میشود. چنین افرادی در طلب برای چیزی فوقالعاده، ایدهآل، ابدی و … را طلب میکنند که البته هیچگاه در دنیای واقعی پیدایش نمیکنند.
آیا تابهحال احساس کردهاید که به اینجا تعلق ندارید و باید در یک دوره متفاوت یا شاید در سیارهای دیگر زندگی میکردید؟ متفکران، افراد بسیار باهوش دائما چنین احساسی دارند. چگونه میتوانید خوشحال باشید وقتی که احساس کنید غریبهای هستید که در این دنیا زندگی میکند؟
ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش اول)
آیا تابهحال متوجه شدهاید که بعضی از افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوستداشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ بااینحال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آنها گاهی اوقات احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همانطور که ارنست همینگوی میگوید:
«خوشحالی افراد باهوش نایابترین چیزی است که من میشناسم.»
در اینجا به ۶ دلیل عمده که ممکن است علت نادر بودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش را توضیح دهد اشاره می کنیم:
1. افراد باهوش شاد نیستند چون همهچیز را بیش از حد بررسی میکنند
اغلب افراد باهوش که دارای iq بالایی هستند، بیش از حد به تفکر میپردازند. به این معنی که بهصورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن میافتد، آنالیز میکنند. این ویژگی، بهخصوص زمانی که فرآیند تفکر آنها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده میرساند، باعث میشود انرژیشان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند.
آیا این جمله حکمتآمیز را شنیدهاید که میگوید «جهالت نعمت است!». واقعا همینطور است – هر چه کمتر بدانید و بیشتر بیخیال باشید به همان میزان خوشحالتر خواهید بود. داشتن توانایی شناخت افراد و انگیزههای پنهان آنها در اغلب موارد کافی است تا باعث شود که گاهی اوقات از تمام جهان مایوس شوید؛ بماند که احساسات ناشی از تفکر در مورد مسائل فلسفی، معضلات جهانی و محیط زیست و مشکلات معماگونه بیانتهای زندگی، هیچ راهحلی ندارند.
2. افراد باهوش شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند
افراد باهوش فارغ از اینکه در مورد چه حوزهای از زندگانی صحبت میکنیم، میدانند که چه چیزی میخواهند و به کمتر از آن رضایت نمیدهند. این بدان معنی است که برای آنها خوشحالی و رضایتمندی از دستاوردها، روابط و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که در زندگی آنها وجود دارد، بسیار دشوار است.
علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و بهنوعی دیدگاههای ایدهآلگرایانهای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آنها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو میشود، ناگزیر به ناامیدی میانجامد.
3. افراد باهوش شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت میگیرند
یکی از دلایل عدم خوشحالی افراد باهوشی این است که آنها در مورد خودشان خیلی سختگیری میکنند. در اینجا، منظور از سختگیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکستها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل میکنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند.
گاهی اوقات صرفا در رختخواب خود دراز میکشید و درحالیکه تلاش میکنید بخوابید، ناگهان یاد موقعیتی (که احتمالا سالها یا حداقل ماهها قبل اتفاق افتاده) میافتید که بهگونهای که لازم بوده عمل نکردهاید. همین یادآوری کافی است تا خوابتان را به هم بزند و احوالتان را خراب کند.
افراد باهوش اغلب چنین بازگشت (فلاشبک) به اشتباهات گذشته را تجربه میکنند. همه اینها سبب پرورش احساس گناه، نارضایتی و دیگر احساسات منفی میشود که میتواند برای حس خوشحالی و شادی هر فردی در حکم سم باشد.
4. واقعیت برای افراد باهوش ارضا کننده نیست
افراد با iq های بالا هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگتر برنمیدارند – یک الگو، یک ارزش یا یک هدف. متفکرترین و رویاپردازترین این افراد حتی به اینجا هم متوقف نمیشوند – ذهن و تخیل بیقرار آنها اجازه نمیدهد که آرام بگیرند و از «چیزهای خوب در زندگی» خود لذت ببرند. به نظر میرسد که واقعیت و مسائل پیشپاافتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خستهکننده محسوب میشود. چنین افرادی در طلب برای چیزی فوقالعاده، ایدهآل، ابدی و … را طلب میکنند که البته هیچگاه در دنیای واقعی پیدایش نمیکنند.
آیا تابهحال احساس کردهاید که به اینجا تعلق ندارید و باید در یک دوره متفاوت یا شاید در سیارهای دیگر زندگی میکردید؟ متفکران، افراد بسیار باهوش دائما چنین احساسی دارند. چگونه میتوانید خوشحال باشید وقتی که احساس کنید غریبهای هستید که در این دنیا زندگی میکند؟
ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چرا افراد باهوش شاد نیستند؟
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش پایانی)
5. فقدان ارتباطات عمیق افراد باهوش و درک نشدن توسط دیگران
یکی از بزرگترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک میشود. اینکه با یک فرد همفکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمهای معنیدار داشته باشید، بسیار آرامشبخش است. اینکه متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک میکند و در مورد جهانبینی و نقطه نظرات شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیازهای اساسی انسانی است.
متاسفانه، افراد باهوش بهندرت از این لذت بهرهمند میشوند. بسیاری از آنها احساس تنهایی و عدم درک شدن میکنند، گویی هیچکس قادر به دیدن و درک کردن و بها دادن به عمق ذهن آنها نیست.
نتایج تحقیقات علمی تائید کردهاند که افراد با IQ های بالا برای خوشحال شدن نیاز کمتری به تعامل اجتماعی به نسبت افراد با سطح متوسط هوش دارند. بااینحال، این بدان معنا نیست که افراد باهوش مشتاق تعاملی انسانی و یا یک مکالمه جذاب نباشند. آنها صرفا ترجیح میدهند در مورد چیزهای جذاب و معنیدار صحبت کنند تا اینکه درباره غذا، آبوهوا و برنامههای خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند.
ناگفته پیدا است که امروزه یافتن فردی برای داشتن مکالمه عمیق و معنیدار دشوار است. البته این موهبت را مدیون جامعه مادیگرا و مصرفکنندهای هستیم که در آن عموم افراد ایدهای از خود برای مکالمه ندارند و اگر چیزی برای گفتن باشد صرفا بازگوی مطالب و شنیدههای شبکههای اجتماعی و مطالب سطحی است.
6. بسیاری از افراد با IQ بسیار بالا / نابغه از مشکلات روانشناختی / روحی رنج میبرند
مطالعات زیادی در راستای اختلالات روانپزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی و ارتباط آن با IQ بالا صورت گرفته است. آیا میتوان این تئوری را پذیرفت که این مشکلات بهنوعی عوارض نابغه بودن و داشتن ذهنی خلاق و بااستعداد باشد؟ کسی چه میداند، علم همچنان در پی کشف اسرار ذهن انسان است.
در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمیبرند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی (existential depression) هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیشازحد است. اگر شما هم مدام در حال تفکر باشید و همهچیز را بهدقت تجزیهوتحلیل کنید، از یک نقطه به بعد، مشخصا شروع به تعمق در مورد زندگی، مرگ و معنای وجود خواهید کرد. گاهی اوقات، این طرز تفکر باعث میشود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه، بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید.
دلایل فوق چند مورد اساسی بودند که میتواند عدم خوشحالی افراد باهوش را توجیه کند! اما به نظر شما، چه چیزهایی میتواند افراد باهوش را خوشحال کند؟ آیا افرادی که ادعای هوش و فراست بالاتر دارند نباید خوشحالتر باشند؟
منبع: learning-mind.com
مترجم: mindway.ir/mind/1310
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شش دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد نابغه (بخش پایانی)
5. فقدان ارتباطات عمیق افراد باهوش و درک نشدن توسط دیگران
یکی از بزرگترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک میشود. اینکه با یک فرد همفکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمهای معنیدار داشته باشید، بسیار آرامشبخش است. اینکه متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک میکند و در مورد جهانبینی و نقطه نظرات شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیازهای اساسی انسانی است.
متاسفانه، افراد باهوش بهندرت از این لذت بهرهمند میشوند. بسیاری از آنها احساس تنهایی و عدم درک شدن میکنند، گویی هیچکس قادر به دیدن و درک کردن و بها دادن به عمق ذهن آنها نیست.
نتایج تحقیقات علمی تائید کردهاند که افراد با IQ های بالا برای خوشحال شدن نیاز کمتری به تعامل اجتماعی به نسبت افراد با سطح متوسط هوش دارند. بااینحال، این بدان معنا نیست که افراد باهوش مشتاق تعاملی انسانی و یا یک مکالمه جذاب نباشند. آنها صرفا ترجیح میدهند در مورد چیزهای جذاب و معنیدار صحبت کنند تا اینکه درباره غذا، آبوهوا و برنامههای خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند.
ناگفته پیدا است که امروزه یافتن فردی برای داشتن مکالمه عمیق و معنیدار دشوار است. البته این موهبت را مدیون جامعه مادیگرا و مصرفکنندهای هستیم که در آن عموم افراد ایدهای از خود برای مکالمه ندارند و اگر چیزی برای گفتن باشد صرفا بازگوی مطالب و شنیدههای شبکههای اجتماعی و مطالب سطحی است.
6. بسیاری از افراد با IQ بسیار بالا / نابغه از مشکلات روانشناختی / روحی رنج میبرند
مطالعات زیادی در راستای اختلالات روانپزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی و ارتباط آن با IQ بالا صورت گرفته است. آیا میتوان این تئوری را پذیرفت که این مشکلات بهنوعی عوارض نابغه بودن و داشتن ذهنی خلاق و بااستعداد باشد؟ کسی چه میداند، علم همچنان در پی کشف اسرار ذهن انسان است.
در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمیبرند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی (existential depression) هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیشازحد است. اگر شما هم مدام در حال تفکر باشید و همهچیز را بهدقت تجزیهوتحلیل کنید، از یک نقطه به بعد، مشخصا شروع به تعمق در مورد زندگی، مرگ و معنای وجود خواهید کرد. گاهی اوقات، این طرز تفکر باعث میشود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه، بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید.
دلایل فوق چند مورد اساسی بودند که میتواند عدم خوشحالی افراد باهوش را توجیه کند! اما به نظر شما، چه چیزهایی میتواند افراد باهوش را خوشحال کند؟ آیا افرادی که ادعای هوش و فراست بالاتر دارند نباید خوشحالتر باشند؟
منبع: learning-mind.com
مترجم: mindway.ir/mind/1310
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers