(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Audio
☘ #محمد_فاضلی
#سیدعلیرضا_بهشتی
#مسعود_سپهر:

🔴 معرفی و بررسی کتاب "ایران، بر لبه تیغ"

حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (شعبه فارس)
نشست‌های گفتار و اندیشه، جلسه ۵۵
@goftar_andisheh
کانال «گلچین سخنرانی‌ها»:
@sokhanranihaa2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸آدینه تون شـاد و زیبـا
🌺الهی
🌸هر چی حس خـوبه
🌺خدای مهربون براتون
🌸مـقدر کنـه
🌺دلتــون شـاد
🌸لحظه هاتون آرام
🌺وجودتون سلامت و
🌸زندگیتون پراز محبت باشه
🌺آدینه تون زیبـا در کنار عزیزانتون



@funnypink
🔅

شمعدانی‌ها امروز گل می‌دهند
بوی وهمناک شمعدانی‌ها
مرا به دهلیزی از ابر و ستاره می‌برد
 که نمی‌دانم پایانش کجاست
خودم را در دهلیز جستجو می کنم
دهلیز نه پایان دارد و نه زوال
 از کسی تا کنون نپرسیده‌ام
که عمر چگونه گذشت!
ای‌کاش در دهلیز یک خورشید و ستاره
همراهم بود، یا تو
تا توانستم ثانیه‌ها را مبدل به دقیقه کردم
 انگورهای کال را مبدل به شراب کردم
 و سپس از حافظه‌ام تو را مدام بیرون‌ آوردم
 و بر گیسوانت گل شمعدانی آویختم
و سپس به خواب رفتم...


 
"
#احمدرضا_احمدی"
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰 انتخابهای دردناک جزیره بدبخت سنگاپور

استراتژي مثل سرطان به جز هزينه، ‌درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد! بگذارید مثالي بزنم!

يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت. چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 1.5 دلار.

اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.

اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟ سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخاب‌ها چه بوده است.

🔹زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد مي‌شد. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته است. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته است. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.

🔹اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته است براي صادرات توليد كند (انتخاب دردناک 1).

🔹در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت (انتخاب دردناک 2).

🔹تبديل شدن به بهشت سرمايه‌گذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايه‌گذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانك‌هاي سنگاپور خارجي هستند(انتخاب دردناک 3).

🔹چهارم، تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كرده‌اند و گفته‌اند شما خودفروخته‌ هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است(انتخاب دردناک 4).

🔹مورد بعدي اعمال سياست‌هاي خاص مهاجرتي بوده. چون مي‌دانستند نيروي انساني غيرماهر دارند با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود (انتخاب دردناک 5).

🔹انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباب‌بازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفته‌تر وارد شد (انتخاب دردناک 6).

🔹اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا مي‌كند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش اول)

🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:

✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.

🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.

✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.

✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.

✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.

✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📘@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش دوم)

✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.

✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.

✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.

✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.

✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود.✍ اصغر مناف زاده

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📘@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🌺گل ها شناسنامه ندارند, به خاطر همین شناسنامه‌ی گل هارا با نام دخترها زده اند!🌺

❤️روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را خدمت یکا یک دختـران میهنم تبریک عرض میکنم ❤️

🌸هر کس که ندارد به جهان نعمت خواهر
افسوس که تنها بود و بی کس و یاور

🌸در موقع تنگی و بلا محنت و سختی
یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر

🌸هم رونق کاشانه و نعمت و رحمت
دلسوز برادر بود و حامی مادر

🌸خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است
حاضر نبود خار رود پای برادر

🌸چو شمع شود آب و به اطراف دهد نور
پروانه صفت بر جگر خود زند اذر

🌸دوران خوشی با پدرش هست چه کوته
کوتاهتر از عمر گل و میوه نوبر

🌸در روی زمین نزد پدر مثل ندارد
یک موی سرش با همه دنیاست برابر

🌸از بس که بها داده خدا بر زن و دختر
نازل شده در منزلتش سوره کوثر

🌸هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی
زیرا که خدا داده به من دختر و خواهر

🌺پیشاپیش میلاد فرخنده حضرت
معصومه و روز دختر بر شما مبارک🌺
‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺شروع هفته تون گلبارون

🍀روزتون پراز لطف خدا

🌺روزتون پراز لبخند

🍀روزتون پراز امید

🌺روزتون پراز موفقیت

🍀روزتون پراز پیشرفت

🌺روزتون پراز مهربانی

🍀شنبه تون عالی

🌺و در پناه خداوند

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🌈ماندلا و قذافی

💠هر دو آفریقایی بودند،
هر دو آزادی خواه بودند،
هر دو مبارز بودند،
هر دو در مبارزه پیروز شدند،
هر دو به محبوبیت فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند که رهبری کشورهایشان را به دست بگیرند.

💠ماندلا اما بدون خون ریزی به پیروزی رسید و بدون خون ریزی ادامه داد و قدافی با خون بر مسند نشست و با خون ادامه داد.

💠ماندلا گوشش را برای شنیدن صدای مردم باز کرد و قذافی دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر باشد.

💠ماندلا کتابِ مردم را خواند و قذافی کتابی نوشت و مردم را وادار به خواندن آن کرد، ماندلا خودش را کشت تا مردمش زنده باشند و قذافی مردم را کشت تا خودش زنده باشد.

💠ماندلا گفت : « ما » و قذافی گفت : « من » ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافی مردم را سوسک و موش خطاب کرد، ماندلا پیش از این که از زندگی کناره بگیرد از قدرت کناره گرفت و قذافی تا آخرین لحظات به تخت و خیمه اش می اندیشید.

💠و حالا نلسون ماندلا و معمّر قذافی هر دو نفر در پیشگاه ابدیّت تاریخ ایستاده اند و ما تنها به احترام ماندلا می ایستیم...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔷در نقد "مسئله شناسی" نظام سیاسی

یکی از معیارهای بنیادین در فهم نظام‌های سیاسی، "مسئله شناسی" آنان است. "مسئله شناسی" یعنی این که نظام سیاسی، به چه چیزی اهمیت می‌دهد و در پی حل و فصل چه چیزی است؟

یکی از راه‌هایی که بدانیم مسئله‌ی نظام سیاسی چیست، این است که از او بخواهیم مسئله‌های خود را بیان کند. اما این شیوه چندان ما را به شناخت نمی‌رساند؛ بلکه لازم است به عمل و رفتار واقعی او توجه کنیم و دریابیم عملا و در وقت تعارض میانِ مسئله‌ها، به کدام یک، اهمیت بیشتری می‌دهد؛ کدام را اصل و کدام را فرع می‌داند؛ امکانات و مقدورات اش را در پای کدام یک هزینه می‌کند و در مجموع و در بازه ی زمانی دراز مدت، "نظام ترجیحات" او در صحنه ی کنش سیاسی کدام است.

لازم است پیش از آن که از میزان کارآمدی نظام سیاسی پرسش کنیم، "ترجیحات مسئله‌ای" او را مورد توجه قرار دهیم. این نکته، ناظر است به محدودیت‌ها و امکاناتی که همه‌ی نظام‌های سیاسی را در تنگنا قرار می‌دهد و از این رو باید دست به انتخاب بزنند و برخی از امور را به نفع برخی دیگر، نادیده بگیرند؛ زیرا دست یافتن به همه‌ی مطلوب‌ها ممکن نیست. بنابر این، نظام‌های سیاسی، ضرورتا برای رسیدن به مطلوب خود، باید چیزهایی را فدا کنند و آن‌ها را در درجه ی پایین اهمیت قرار دهند. پرسش دقیق این است که یک نظام سیاسی، برای رسیدن به مطلوب خویش، حاضر است چه چیزهایی را نادیده بگیرد؟ مسئله‌ی نظام سیاسی از دل این نادیده گرفتن ها و سلسله مراتب ترجیحاتِ در صحنه ی عمل، قابل شناسایی است.

✅ بحران از جایی آغاز می‌شود که "مسئله شناسی" حاکمان با "مسئله شناسی" شهروندان، متفاوت و بلکه متضاد می‌شود. این گسست و شکاف است که احساس بیگانگی و دوری میان شهروندان را با نظام سیاسی دامن می‌زند. نظام سیاسی، عملا، در پی حل مسئله‌هایی روان می‌شود که شهروندان، آن را مسئله نمی‌دانند. یکی از راه‌های مسالمت آمیز برای تخفیف این شکاف بحران خیز، انتخابات است. انتخابات، مسیر عبور آن چه جامعه آن را مسئله می‌داند به سمت مبادی تصمیم گیری و متن قدرت حاکم. انتخابات، روندی است که طی آن، نظام اولویت بندی، مسئله شناسی و نظام ترجیحات نظام سیاسی به گونه‌ای تغییر کند که به مسئله‌های واقعی شهروندان نزدیک تر گردد. شهروندان در انتخابات می‌خواهند کاری را بکنند که مارکس با هگل کرد. مارکس در مقدمه‌ی کتاب "کاپیتال" به این نکته می‌پردازد که مخروط فلسفی هگل را که وارونه بود، برگردانده است. در نظر او، فلسفه ی هگل، روی سر راه می‌رفت و او این فلسفه را بر روی پا قرار داده است. قرار است انتخابات، "مسئله شناسیِ" وارونه ی نظام سیاسی را که روی سر راه می‌رود، برگرداند و آن را روی پا قرار دهد. اما اگر انتخابات نتواند نظام ترجیحی و مسئله شناسی حاکمان را تغییر دهد، به انتخاباتی سرد و بی رمق تبدیل می‌گردد.

✅ مثال ملموس و انضمامی برای آن چه گفته شد:

در بسیاری از نگرش سنجی هایی که از سوی مراکز مختلف پژوهشی انجام می‌گیرد، طرح یک پرسش نشان می‌دهد که مسئله‌ی جامعه چیست. پرسش این است:
"به نظر شما در حال حاضر مهمترین مشکل جامعه چیست؟" همین پرسش در پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، که از سوی وزارت ارشاد انجام گرفته، نیز آمده است. ( این پیمایش در سه نوبت و آخرین شان در سال ۹۵ انجام شده است). پنج مشکل اساسی که از نظر شهروندان مسئله‌ی اصلی است عبارت است از:
بیکاری و مسائل شغلی، گرانی و تورم، فقر و کمبود امکانات، مسائل و مشکلات اقتصادی، بی عدالتی و تبعیض.
نظام سیاسی، هنگامی می‌تواند ادعا کند که مسئله‌های او با جامعه همسو و سازگار است که تمام تلاش و همت خود را به‌نحو عملی و منظم برای حل و فصل آن انجام دهد. چنان حرکت نماید که در نهایت، منجر به حل این مسئله‌ها گردد و در هنگام تعارض میان این مسئله‌ها و مطلوب های ایدئولوژیک خود، از خواسته های خود بگذرد و چنان کند که همه چیز در خدمت حل این مسئله‌ها درآید.
وقتی می‌تواند ادعا کند که مسئله‌ی او همان مسئله‌ی مردم است که به جای غنی سازی اورانیوم، به غنی سازی زندگی ساکنان این مرز و بوم همت گمارد. چه فایده دارد اورانیوم غنی شده، هنگامی که زندگی ها تهی شده و از کیفیت آن شدیدا کاسته شده باشد؟

✔️ شهروندان از خود می پرسند با بهره گیری از شیوه ی خردمندانه و دموکراتیک انتخابات، آیا می‌توانند مسئله‌های نظام را تغییر دهند و نظام ارزشی و ترجیحات او را که روی سر راه می‌رود بر روی پا برگردانند؟ پاسخ به این پرسش، هر چه به سمت مثبت میل کند، میزان شرکت در انتخابات افزایش می‌یابد و در مقابل، اگر آن را ابزاری کند و شیوه‌ای ناکارآمد برای تغییر سلسله مراتب ترجیحات نظام سیاسی تشخیص دهند، از میزان مشارکت در انتخابات کاهش می‌یابد. ✍️ علی زمانیان.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔵 مناظره و نمایش فروپاشی

🔺با دوستان مروت، با دشمنان مدارا


✅کاندیداهای ریاست جمهوری در تمامی فرصت‌هایی که به‌دست آوردند، روندها، عملکردها و سیاست‌های دولت‌های پیشین را، یک سره با عناوینی مانند دروغگویی، غارت گری، فساد، بی کفایتی و انواع دیگر تند زبانی ها و بد زبانی ها، شخم زدند. چنان گفتند که محصولی جز نمایش فروپاشی نداشت. آنان به صراحت به مردم گفتند که تا کنون فریب خورده‌اید و چنان گفتند که دیگران، جز جاهل و دشمن چیزی نبودند. گذشته را تماما تاریک؛ و خود را دریچه ی نور، امید، آفتاب خرد و اخلاق نشان دادند. کاندیداها، جدال فرشته و دیو، و دو قطبی تاریکی و روشنایی، اهورا و شیطان و دوگانه‌ی خیر و شر را بازی کردند؛ و می‌خواستند به مخاطبان بباورانند که خودشان در قسمت روشن تاریخ ایستاده‌اند.

✅ کاندیداها، کشور را فرو ریختند تا کاخ ریاست شان را بر مخروبه ها بنا کنند. همه چیز را تخریب کردند تا بگویند من، قهرمانانه خواهم آمد و چونان نجات بخشی ماورایی، ظهور خواهم کرد و شما کشتی شکستگانِ سیاست را از این طوفان، نجات خواهم داد. سخنانی گفتند که اگر شخصی دیگر بر زبان بیاورد، هزینه‌ای سنگین بر او تحمیل خواهند کرد. کاندیداها، هر یک در شیطان نشان دیگری، و بدنهاد معرفی کردن کارگزاران پیشین و متولیان دیروز و امروز، چیزی کم نگذاشتند.

✅ در این مناظره، همه شکست خوردند. اگر مردم، ادعای کاندیداها را در این که کشور، غرق در تباهی و فساد و غارت گری است، قبول کنند؛ آن گاه چرا باید منتظر بود مردم به نظام و سیستمی چنین فاسد رای بدهند؟ و اگر سخنان کاندیداها را نپذیرند، آن گاه این پرسش پیش می‌آید که چگونه می‌توان به کسانی رای داد که چنین بی‌مهابا، شلاق بر آبروی همگان می‌زنند؟

لذت قدرت، آنان را از این سخن متعالی باز داشته بود که:
"دشمنی با دیگری، سبب نشود عدالت را فراموش کنید"
و لذت ریاست احتمالی، آنان را از این گفتار انسانی و حکیمانه باز داشته بود که:
"آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

کاندیداها برای رسیدن به صندلی قدرت، همه‌ی مرزهای اخلاق، حکمت و مصلحت را شکستند، فقط مانده ام پاسخ این پرسش را از چه کسی بپرسم که چرا ادعا می‌کنند ما به قصد قدرت نیامده ایم؟ ✍️ علی زمانیان.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📕وعده های پوچ کیلویی چند؟

🔷با نزدیک شدن به 28 خرداد، کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری از هر فرصتی برای جلب نظر رای دهندگان استفاده می‌کنند. یکی وعده ساخت سالانه 1 میلیون مسکن می دهد. دیگری برای اینکه کم نیاورد اعلام می کند 2 میلیون مسکن می سازم!

🔷خلاصه که بازار وعده ها داغ است: از ایجاد سالانه یک میلیون شغل جدید، تک رقمی کردن تورم، پرداخت حقوق به زنان خانه دار، رفع فیلترینگ تلگرام، پرداخت وام 500 میلیونی به جوانان، ارائه ماهانه بسته 300 هزارتومانی غذا به هر ایرانی، ایجاد 485 پایتخت در کشور، تبدیل ریال ایران به قویترین پول پس از دلار و یورو، حل 3 روزه مشکل بورس و...، اما مشکل اساسی این است که وعده های منتخبین مردم، به محض تکیه بر سریر ریاست جمهوری و مواجهه با واقعیتها و محدودیتها، رنگ می بازد و پوچ درمی آید.

🔷این مشکل، علل متعددی دارد اما بدون تردید می توان یکی از علل پوچ بودن این وعده های رنگارنگ را فقدان احزاب قوی و شناسنامه دار در کشورمان دانست.

🔷قریب به دو سده است که احزاب دموکرات و جمهوری خواه در آمریکا شکل گرفته اند. این دو حزب هر کدام سیاستهای مشخص و شفافی دارند که بر اساس آن به اولویت بندی و تمشیت امور می پردازند. مردم هم می‌دانند که رای دادن به هر کدام از این دو حزب منجر به تحقق چه سیاستهایی خواهد شد.

🔺به عنوان نمونه برخی تفاوتهای دو حزب از این قرار است:

🔹دموکرات‌ها به دنبال افزایش عدالت در جامعه اند و بر وضع مالیات بیشتر بر ثروتمندان و بازتوزیع منابع برای افزایش رفاه طبقات محروم هستند. در مقابل جمهوری خواهان به جای عدالت، بر شکوفایی اقتصادی حاصل از کارآفرینی ثروتمندان و کاهش مالیاتها تاکید دارند.

🔹دموکرات‌ها طرفدار گسترش آزادی در تمام زمینه‌ها (اعم از آزادی ازدواج همجنسگرایان، سقط جنین و...) هستند. در حالیکه جمهوری خواهان تحت تاثیر دین و سنت، مخالف چنین آزادی هایی هستند.

🔹 دموکرات‌ها طرفدار بزرگتر شدن دولت هستند. در مقابل جمهوری خواهان به دنبال کوچک کردن دولتند.

🔹 دموکراتها قدرت آمریکا را در قالب افزایش تعامل با سایر کشورها پیگیری می کنند، اما جمهوری خواهان به دنبال سیاست خارجی تهاجمی و نظامی هستند.

🔹دموکراتها به دنبال انرژی های نوین (خورشیدی و..) هستند، در حالیکه جمهوری خواهان طرفدار توسعه منابع سنتی انرژی (نفت و هسته ای و...) هستند.

🔹محیط زیست از اولویتهای اساسی دموکـرات‌هـا است. اما جمهوری خواهان اهمیتی برای این مقوله قائل نیستند.

🔹 دموکراتها سخت گیری کمتری درقبال مهاجران دارند، در حالیکه جمهوری خواهان طرفدار کنترل شدید ورود مهاجرین به آمریکا هستند.

🔷در واقع مواضع هر یک از احزاب در زمینه های مختلف به وضوح مشخص است. در چنین شرایطی، فردی که از حزب جمهوری خواه نامزد انتخابات می شود وعده افزایش خدمات عمومی به محرومین یا مدارا با مهاجرین و افزایش آزادی نمی دهد. چراکه مواضع و چارچوبهای حزب مشخص است و به راحتی امکان ارائه وعده های پوچ میسر نمی باشد و مردم هم می دانند اگر به هر یک از دو حزب رای می‌دهند، دقیقا مواضع و سیاستهایشان چیست. به بیان دیگر، احزاب و مردم به آن سطح از بلوغ رسیده اند که بدانند جمع اضداد امکان پذیر نیست، کسی نمی‌تواند بگوید مالیات را کم می کنم، ولی یارانه ها را افزایش می دهم.

🔷اما در کشور ما افرادی که کاندیدای انتخابات می شوند فخرشان اینست که مستقل آمده‌اند و مثل نقل و نبات وعده پوچ می دهند و می روند. احزاب قوی هم وجود ندارند که برنامه های مدون و مشخصی داشته باشند و وقتی کاندیدایی معرفی می کنند، پاسخگوی عملکردش باشند. مردم هم این وسط نمی دانند باید یقه کی را بگیرند.

🔷در چنین شرایطی کارزار انتخاباتی تبدیل به مسابقه ای کسل کننده در ارائه وعده های پوچ به عوام می شود.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰سعید مدنی: سرمایه اجتماعی و اعتماد کاهش پیدا کرده است/ اعتماد دیر به دست می‌آید و زود از دست می‌رود

🔺جامعه شناس و فعال مدنی:

🔸واقعیت این است که سرمایه اجتماعی و اعتماد کاهش پیدا کرده است. یک نوع از سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی عمودی است که به‌شدت کاهش یافته است؛ یعنی اعتماد مردم به دستگاه‌های رسمی اعم از دولتی و غیردولتی و به عبارت دیگر هر آنچه به نظام حکمرانی مربوط می‌شود، با کاهش جدی روبه‌رو است. مطالعات نشان داده این نوع از سرمایه اجتماعی افول پیدا کرده است.

🔸وقتی از مردم سؤال می‌شود فکر می‌کنید در آینده، مثلا پنج سال آینده، وضعیت فقر، نابرابری و تبعیض بهتر می‌شود یا نه؟ تعداد درخور توجهی از مردم پاسخ می‌دهند که خیر بهتر نمی‌شود. این نشان‌دهنده فقدان اعتماد است. بنابراین مطابق این مطالعات، سرمایه اجتماعی عمودی رو به افول است. حالا چه اتفاقی می‌افتد؟ زمانی که اعتماد وجود ندارد، سعی می‌شود از‌طریق قوانین یا حتی اشکال دیگری، مردم را وادار کرد فلان کار انجام شود یا نشود، یا مثلا فرض کنید فلان مقررات باید اجرائی شود، یا به فلان توصیه عمل بکنند.

🔸تلاش همه رسانه‌های رسمی‌، صداوسیما و روزنامه‌های رسمی دولت این است که بگویند آنچه گفته شده است، صحت دارد، اما متأسفانه این کار جواب نمی‌دهد؛ یعنی در‌نهایت فقدان اعتماد که یک رکن سرمایه اجتماعی است، موجب می‌شود هزینه‌ها برای حل مسائل جاری به‌شدت بالا برود. از این گذشته، یک اصل کلی درباره اعتماد وجود دارد که بسیار مهم است؛ اینکه اعتماد دیر به دست می‌آید و زود از دست می‌رود. شما ممکن است در روابط شخصی تلاش کنید با یک نفر ارتباط برقرار کنید و رابطه‌تان مبتنی‌بر اعتماد باشد، ولی زمانی که اعتماد مخدوش شود، مثلا شما چندین‌بار به طرف مقابلتان دروغ بگویید، کلا آن روابط مورد ظن و شک قرار می‌گیرد و اعتماد زائل می‌شود.

🔸اتفاقی که در کشور ما هم افتاده، به این مثال بدون شباهت نیست؛ به نظرم در سال‌های گذشته رفتار‌هایی صورت گرفته که اعتماد عمومی را کاهش داده است؛ چرا؟ چون وعده‌هایی داده شده که عمل نشده یا مثلا خبر‌هایی داده شده که بعدها مشخص شده صحت ندارند.

🔸اعتماد دیر به دست می‌آید و زود از دست می‌رود. متأسفانه اعتماد از دست رفته است. این را من به‌عنوان یک ادعای کلی نمی‌گویم؛ مطالعات مختلفی که توسط سازمان‌های رسمی مثل وزارت کشور انجام شده دقیقا نشان‌دهنده این است که اعتماد کاهش یافته است. اعتماد با امید پیوند می‌خورد. امید یک تصور ذهنی از وضعیت مطلوب نسبت به وضعیت موجود است که قابل دسترس است و راه‌های دسترسی به آن هم روشن است. یعنی یک فرد امیدوار، متوهم نیست بلکه فکر می‌کند وضعیت مطلوب در دسترس است و راه‌های رسیدن به آن را هم می‌داند.

🔸به موازات کاهش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد، میزان امید مردم کاهش پیدا کرده و به سمت مراجع دیگری رفته است. در‌واقع جامعه مثل فرد نیست که امیدش تمام شود، ناامید شود و خودکشی کند. دینامیسم اجتماعی موجب می‌شود ظرف‌های امید تغییر کند. بنابراین ظرف امید کاهش پیدا کرده و ظرف‌های امید به دیگر مراجع بالا رفته؛ به نوعی نگاه یا جهت امید در جامعه ایران تغییر کرده است.

🔸زمانی که امید نباشد، اعتماد هم وجود ندارد و پرکردن این ظرف امید، ایجاد اعتماد با یک حادثه یا با یک دعوت به یک روز رأی‌دادن ترمیم نمی‌شود. برای بهبود سرمایه اجتماعی و اعتماد یک فرایند طولانی‌مدت باید در نظر گرفته شود. در‌واقع ایجاد اعتماد مبتنی‌بر یک تصمیم بزرگ است. راه‌حلش خیلی ساده است. راه‌حلش اصلاح ساختار است به سمت نقش‌دادن به مردم و اعمال حاکمیت مردم. به این ترتیب بازسازی این اعتماد یک‌روزه انجام نمی‌شود. مثلا یک نفر بگوید من به شما اعتماد دارم لطفا رأی بدهید در‌حالی‌که تا چهار روز قبل کمترین اعتمادی ایجاد نکرده تا قابل پیش‌بینی باشد.

🔸بنابراین اگر اراده لازم وجود داشته باشد و آن تصمیم بزرگ سیاسی برای اصلاح گرفته شود، یک پروسه ۱۰، ۲۰ ساله لازم داریم تا دوباره سرمایه اجتماعی و اعتماد ایجاد شود و جامعه به یک آرامش و سکون نسبی برسد.

🔰در لینک زیر بخوانید:
http://sobhema.news/?p=14690

#صبح_ما
@sobhema_ir
✔ نا امیدی، بحران توسعه ایران وکاندیداهای ریاست جمهور
جواد راستی پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه

👈 گفته می‌شود که امید، مهم‌ترین ثروت هر جامعه‌ای در مسیر پیش رو است. هر جامعه‌ای که از امید تهی شده باشد، امکان پیشرفت و توسعه را از دست می‌دهد و سرزمینی که مردمی امیدوار در دورن داشته باشد، قادر است کوه‌ها را جابه‌جا کند. در شرایطی که این روزها موضوع توسعه پایدار یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های کشورمان محسوب می‌شود و از مردم کوچه و بازار تا اساتید اقتصادی از آن سخن می‌گویند، اما متاسفانه موضوعاتی که در سطوح کلان سیاسی مانند مناظرات انتخاباتی جریان دارد، تناسبی با این ضرورت‌ها ندارند.

در شرایطی که این روزها سایه عدم اطمینان بر سر بسیاری از ایرانیان فراگیر شده است، باید دید آیا کسانی که برای تغییر در دورنمای آینده انتخاب شده‌اند، اساسا توانایی ایجاد اطمینان لازم میان شهروندان این سرزمین را دارند، این روزها هر که را می‌بینی یا از رفتن می‌گوید، یا از چرا مانده‌ای، صحبت می‌کند و یا اینکه تلاش می‌کند اقامت دو گانه‌ای را به دست آورد. حساب مردم فرودست جامعه که نه پایی برای رفتن دارند و نه امیدی برای ماندن، جداست. مردمی که در گرداندن معیشت روزانه خود وامانده‌اند، چشم‌های خیره شان را به تحولاتی دوخته‌اند که از دل تحولات سیاسی و انتخاباتی جامعه قرار است ظهور و بروز پیدا کند. اما آیا آنچه که در بطن تحولات سیاسی کشور جریان دارد، نشانه‌ای از توسعه پایدار را در خود دارد؟ آیا می‌توان به نامزدهایی چشم دوخت که همچنان از وعده‌های عوامانه پرداخت یارانه‌های نقدی سخن می‌گویند و عامدانه اثرات تحریم‌های اقتصادی را هیچ می‌انگارند؟ همانطور که در ابتدای بحث اشاره شد امید بزرگترین گزاره و عنصر در مسیر توسعه بشری است، ضرورتی که برخی تصمیم سازی‌ها باعث شده تا در نزد دامنه وسیعی از ایرانیان این ضرورت جای خود را به نوعی انتظار (اگر نگوییم ناامیدی و بی تفاوتی) نسبت به آینده بدهد. حتی در سخنان کاندیداهای ریاست‌ جمهوری نیز این امر گرچه غیر مستقیم دیده می‌شود. اغلب نامزدها در اظهاراتشان به فقدان امیدوری اشاره می‌کنند و از آن سخن می‌گویند. تقریبا روزی نیست که یک پیشامد جدید افق تصمیم‌گیری اقتصادی را تیره‌تر نکند و کاش این همه معلول‌ها را جای علت‌ها نمی‌دیدیم.

ایران بدون شک کشور بزرگیست اما کشورهای بزرگی بوده‌اند که نتوانسته‌اند برای دهه‌ها از ورطه عدم رشد اقتصادی خارج شوند و ایران امروز متاسفانه ۱۶ سال است که در ورطه عدم رشد اقتصادی گیر افتاده است. یک و نیم دهه برای چون منی یعنی مهم‌ترین سال‌های زندگی... سال‌هایی ارزشمند برای همه ایرانیان که اگر با رشد اقتصاد متوسط ۵ درصد هموار می‌شد امروز درآمد سرانه ایرانیان دو برابر بود و اقتصاد ملی معادل ۷۰۰ میلیارد دلار و اقتصاد ملی بزرگتر یعنی کار بیشتر، رفاه بیشتر و امید بیشتر. در سخنان کاندیدا‌های ریاست‌ جمهوری از ثروت سازی حرفی زده نمی‌شود و بیشتر روی هزینه کرد منابع معطوف است و همه می‌دانیم که جامعه‌ای که نتواند ثروت بیافریند در این جهان حتما عقب و عقب‌ تر خواهد افتاد.

چین عصر پسا مائو این امر را درک کرد و چرخید به سمت اقتصاد بازار. البته نه یک شبه و به بهای لگدمال شدن فقرا، نیازمندان و قشر متوسط. این روند ۱۲ سال طول کشید و ما نیز می‌توانیم. همانطور که مالزی، اندونزی، بتوسانا، برزیل، شیلی و یا ... اما هنوز به نقطه قبول واقعیت‌ها و درک فرصت‌ها نرسیده ایم و حتی متاسفانه فرسنگ‌ها فاصله داریم.

آقایان، خانم ها؛ ما فرصت زیادی نداریم، فردا شاید دیر باشد...📚 کانال"عصر دانائی و توسعه ایران - راستی"

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📕اندیشه برتر و خون جگر

✅ مناظرات انتخاباتی چند نکته را که اصلاح‌جویان سال‌هاست می‌گویند و در چند سال گذشته با شدت بیشتری گفته‌اند به خوبی آشکار کرد. همه این‌ نکات برآمده از اندیشه اصلاح‌جویی است که نامزدهای اصول‌گرا هم به آن معترف شده‌اند:

⭕️ یک. روندهای غلط گذشته انباشته عظیمی از مشکلات ساختاری برای ایران ایجاد کرده است. (ضرورت بازگشتن از مسیرهای گذشته و اخذ تصمیمات سخت)

⭕️ دو. تعامل با جهان ضروری است (نکته‌ای که آقای رئیسی به صراحت آن‌را در قالب اجرای کامل برجام ذکر کرد.)

⭕️ سه. صدای جوانان، اهل سنت، اقوام و سایر صداهای ناشنیده جامعه ایران را باید شنید و جامعه ایرانی فقط آن طیفی نیست که اصحاب قدرت می‌پسندند و می‌بینند. (به رسمیت شناختن تکثرگرایی)

⭕️ چهار. پذیرش رسوخ و رسوب کردن فساد ساختاری و سیستماتیک در لایه‌های مختلف نظام اقتصادی، سیاسی،‌ بوروکراتیک.

⭕️ پنج. نارضایتی گسترده از کیفیت حکمرانی و ضرورت اصلاحات منجر به ارتقای کیفیت حکومت.

⭕️ شش. ضرورت بازنگری جدی در ساختار مدیران و گزینش‌های منجر به رسوب مدیران از گروه‌های خاص در حاکمیت.

⭕️ هفت. توجه به محیط‌زیست به عنوان عنصر مغفول نظام برنامه‌ریزی توسعه در چهل سال گذشته.

⭕️ هشت. ضرورت بازطراحی و اصلاح ساختاری سامانه‌های اساسی حکمرانی مثل نظام بانکی، نظام مالیاتی و نظام اداری.

⭕️ نه. ضرورت تغییر نگاه و بازتعریف سیاست‌ها در قبال نیمی از جامعه ایران یعنی زنان.

⭕️ ده. ضرورت سخن گفتن شفاف با مردم و بازطراحی نظام ارتباطی از جمله کارآمدسازی نظام رسانه‌ای که قادر به ایجاد ارتباط مؤثر با مردم باشد؛ و آزادی رسانه.

✅ نامزدهای اصول‌گرا هم همین موارد را کم و بیش گفتند. شاید بدیهیات به نظر برسند، اما در کل تاریخ این بدیهیات به خون جگر خوردن مردمان و نخبگان، فهم و تثبیت شده‌اند.

✅ این‌که در آینده چقدر به رفتار متناسب با این موارد مهم پای‌بند باشند به توازن قدرت جامعه و حکومت، شرایط بین‌المللی و مسیرهای پیش‌بینی نشده تاریخ برمی‌گردد،‌اما تا این‌جا اندیشه برتر، اندیشه اصلاح‌جویی، که همواره بر این موارد تأکید کرده، در سطح اندیشه، پیروزی مطلق به دست آورده است.

✅ این پیروزی محصول ایستادن بر آرمان‌های اصلاح‌جویی، هزینه دادن بسیاری، و نیروی عظیم جمهور و جمهوریت است که در این مسیر خون جگر خورده‌اند.

✍محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
https://t.me/CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🟪شهر هوشمند چه ویژگی های دارد ؟

🔰شهر هوشمند (Smart City) به شهری گفته می‌شود که بر اساس آخرین نظریه‌های تکامل یافته مدیریت شهری بر پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات، داری شش معیار اصلی ذیل باشد:

🔸حکمروایی هوشمند (Smart Governance)
🔸شهروند هوشمند (Smart Citizen)
🔸محیط زندگی (Smart Environment)
🔸محل زندگی (Smart Home) هوشمند
🔸اقتصاد هوشمند (Smart Economy)
🔸حمل و نقل هوشمند (Smart Mobility)
🔸انرژی هوشمند (Smart Energy)

🔰شهر هوشمند یک منطقه شهری است که از انواع مختلف سنسور‌های الکترونیکی برای جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل آن‌ها استفاده می‌کند، که این اطلاعات برای مدیریت دارایی‌ها و منابع شهری کارآمد است. این پروسه، شامل اطلاعات جمع‌آوری شده از شهروندان، دستگاه‌ها و منابع شهری است که پردازش و تجزیه و تحلیل می‌شود تا به نظارت و مدیریت ترافیک و حمل و نقل، سیستم، نیروگاه، آب، تأمین شبکه های، زباله، مدیریت، قانون اجرای سیستم‌های اطلاعاتی و مدارس و کتابخانه‌ها و بیمارستان‌ها و دیگر خدمات اجتماعی کمک کند.

🔰ایدهٔ شهر هوشمند، ادغام فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و دستگاه‌های مختلف متصل به شبکه (اینترنت اشیاء یا IoT) است، برای بهینه‌سازی بهره‌وری از خدمات و کاربری‌های شهری و اتصال آن به شهروندان است. تکنولوژی شهر هوشمند اجازه می‌دهد تا مقامات یک شهر با جامعه و زیرساخت‌های شهری و نظارت بر آنچه اتفاق می‌افتد و آنچه در حال تحول است، تعامل مستقیم پیدا کنند.

🔰یک "شهر هوشمند" چه چیز‌هایی می‌خواهد؟
مردم به طور فزاینده‌ای از مناطق روستایی به شهر‌ها مهاجرت می‌کنند. تا سال ۲۰۵۰، حدود ۸۶ درصد مردم در کشور‌های توسعه یافته و ۶۴ درصد در کشور‌های در حال توسعه در شهر‌ها زندگی خواهند کرد. از آنجا که شهر‌ها جمعیت زیادی را در آینده جذب می‌کنند، بنابراین استفاده‌ی موثر و بهینه از منابع اهمیت زیادی دارد

🔰تکنولوژی‌های یک شهر هوشمند چگونه می‌توانند به فرآیند شهرنشینی سرعت بخشند؟

 🔷انرژی هوشمند:
سیستم‌های هوشمند انرژی میزان مصرف انرژی را زیر نظر قرار داده و آن را با بازدهی بیشتری مدیریت و حفظ کنند. سیسکو برآورد کرده در شهر‌هایی که بر مبنای اطلاعات دقیق کار مدیریت می‌شوند، بازدهی انرژی در ۲۰ سال آینده ۳۰ درصد افزایش می‌یابد. با استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر، مدیریت ذخایر آب و داشتن یک سیستم مدیریت پسماند شهر‌ها می‌تواند میزان آلودگی را کاهش داده و انرژی کمتری مصرف کنند.

🔷جا به جایی هوشمند:
هدف از جا به جایی هوشمند این است که گزینه‌هایی برای حمل و نقل پایدار فراهم شود. طبق گزارش‌ها یک آمریکایی به طور میانگین در سال ۳۴ ساعت در ترافیک می‌ماند. با رشد سریع شهرها، باید روش‌های حمل و نقل جدیدی معرفی شود تا جا به جایی پویا بماند. به این ترتیب، برای دولت آمریکا ۱۲۴ میلیارد دلار در سال صرفه جویی می‌شود. پیاده روی، دوچرخه‌سواری و دیگر روش‌های جا به جایی ترکیبی بعضی از راه حل‌هایی است که می‌تواند تا حدودی مشکل ترافیک و حمل و نقل را حل کند. پیدا کردن راه حل‌های جدید و بهتر می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد و تاثیر مثبتی بر محیط زیست داشته باشد.

🔷زیرساخت هوشمند:
زیرساخت هوشمند بنیان لازم برای همه‌ی راه حل‌های هوشمندانه را فراهم می‌کند. با استفاده از تکنولوژی‌های جدید برای تبدیل داده خام به اطلاعات می‌توان برنامه‌ریزی‌های شهری و منطقه‌ی انجام داد تا برای نیاز‌هایی که در آینده به وجود می‌آید مناسب باشند. همچنین سیستم‌های فعلی را می‌توان با تحلیل داده‌ها، الگو‌های ترافیک و سیستم‌های ردیابی بهبود داد.

🔷سرویس‌های عمومی هوشمند:
با برقراری ارتباط میان شهروندان و مقامان شهر‌ها می‌توانند به مکان‌ها امن‌تر، پاکیزه‌تر تبدیل شوند و استاندارد‌های کلی شهر بالاتر بروند. اگر شهروندان این امکان را داشته باشند که مشکلات جمع‌آوری زباله یا دیگر مشکلات زیرساختی را گزارش دهند، مقامان مسوول سریع‌تر می‌تواند دست به کار شوند و مشکلات را حل کنند.

🔷بهداشت و سلامت هوشمند:
برای تطابق با تغییرات در جمعیت شهری، باید خدمات هوشمندتری در زمینه بهداشت و درمان ارایه شود. روش‌های هوشمندتر برای فراهم کردن سرویس‌های درمان می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد و بین فعالان صنعت بهداشت و درمان ارتباط موثری برقرار کند و اطلاعات ضروری بیماران فراهم شود. وقتی پرستاران و پزشکان به اطلاعات بیماران دسترسی داشته باشند می‌توانند به شکل‌های جدیدی با یکدیگر همکاری کنند تا به بهترین نحو از بیماران مراقبت کنند./ منبع باشگاه خبر نگاری جوان

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕شایسته سالاری

🔰نظام شایسته سالار، نظامی است که در آن افراد مناسب در مکان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی ، سازمانی و اجتماعی بشود.

🔰در حقیقت شایستگی، مجموعه ای مرکب از؛
دانش، نگرش، مهارت، ويژگی های شخصی و رفتاری افراد است که مستقيما با عملکرد موفق در يک شغل مرتبط بوده و او را قادر می سازد به شیوه ای اثربخش فعالیت های شغلی خود را در حد عالی به انجام دهد.

🔰فرایند شایسته سالاری:

شایسته سالاری را می توان به عنوان یک فرایند ، تلفیقی از زیر فرایند های شایسته خواهی، شایسته سنجی ، شایسته گزینی ، شایسته گیری، شایسته گماری ، شایسته داری و شایسته پروری ترسیم کرد.

🔷1-شایسته خواهی:
اولین مرحله شایسته سالاری، شایسته خواهی است. شایسته خواهی به عنوان یک ارزش اجتماعی ، همانند دیگر ارزشها ست که به صورت فرهنگ یک جامعه بروز می نماید. که در فرهنگ اسلامی نیز به شایسته خواهی به عنوان یک ارزش توجه بسیار شده است در چنین فرهنگی، عدول از بهره گیری از افراد شایسته در مشاغل نوعی تخلف و گناه تلقی می شود و رفتار مدیرانی که تحت تأثیر روابط خویشاوندی، قومی و یا ملاحظات سیاسی، در اعمال این محور شایسته سالاری کوتاهی داشته باشند، نوعی رفتار ضد ارزش قلمداد خواهد شد.

🔷2-شایسته یابی:
که به عنوان یک محور در فرآیند جذب نیروهای مورد نیاز سازمان ها مورد توجه قرار می گیرد. در این مرحله، سازمان ها باید از مؤثرترین روش های اطلاع رسانی و کارآمد ترین روش های جستجو و به شیوه ای انگیزاننده برای یافتن افراد شایسته بالقوه بهره گیرند.

🔷3-شایسته گزینی:
به معنای انتخاب مناسب ترین و با قابلیت ترین افراد از میان متقاضیان شغل است. این امر مستلزم تعریف و تعیین دقیق معیارهای شایستگی و شفافیت انتظارات متقابل فرد و سازمان، انتخاب روش های مناسب گزینش و فرآیند صحیح گزینش می باشد.

🔷4-شایسته گماری:
به این معناست که با حفظ تناسب شغل و شاغل، افراد در جایگاهی گمارده شوند که در آن حداکثر کارآیی را دارند. اگر چه یک گزینش صحیح نیز غالباً با همین انتظار صورت می گیرد، اما از آن جا که غالباً گزینش ها به صورت جمعی و برای رده های مختلف مدیریتی، کارشناسی و کارمندی انجام می گیرد، در مرحله گزینش عمدتاً ویژگی های کلی رده ها مورد توجه است .تحقق این مرحله از فرایند شایسته سالاری لازمه اش وجود زمینه های فرهنگی است. عدم وجود زمینه های فرهنگی باعث ایجاد منافع گروهی و پندارها و باورها وارزش های غیر طبیعی خواهد شد. هرگونه اقدام نسنجیده ، خطر شکست فرایند گماردن شایستگان را به همراه دارد. به همین دلیل باید فرهنگ و قوانین حمایتی لازم را در راستای شایسته گماری ایجاد نمود.

🔷5- شایسته سنجی:
لازم است آن دسته افرادی که فکر می کنند توانمندی شایستگان را دارند بر اساس توانمندی عمومی و تخصصی و یا بررسی ها و آزمونها و مصاحبه های ساختارمند ، باز شناخته شوند که این مرحله نیاز مند باز خوانی دقیق آموزه های دینی و اخلاقی ، فرهنگی و اجتماعی و مقولات مدیریتی و اجرایی برای تعریف معیارهای سنجش می باشد. فراهم نمودن چنین مبانی که به دور از کاستی و ناراستی باشد باید در افق دراز مدت و به تدریج صورت گیرد.

🔷6- شایسته داری:
حفظ شایستگان دارای اهمیت بیشتری از جلب و جذب آنان است. لذا باید تمهیدات لازم فراهم شود و با شفافیت و رعایت عدالت و برابری از خروج مدیران پرورش یافته به عنوان سرمایه های آماده به سازمانهای دیگر ویا سایر کشورها جلوگیری کرد.

🔷7-شایسته پروری:
به ضرورت توسعه مستمرافراد یک سازمان به دلایل مختلف اشاره دارد . چنین ضرورتی امروزه، سازمان های موفق را به سازمان های یاد گیرنده مبدل و مفاهیمی چون سازمان های یادگیرنده، یاد دهنده، تند آموز و دانشگر را در چارچوب فعالیت های توسعه منابع انسانی در سازمان ها مطرح کرده است. به هر حال، شرایط سازمانی امروز ایجاب می کند که افراد سازمان هر روز مطلب تازه ای را بیاموزند، زیرا به تعبیر پیتر دراکر، محیط کار صرفاً برای کارکردن نیست و کارکنان باید از طریق یادگیری و کسب تجربیات، برای بهتر کار کردن آمادگی پیدا کنند.

🔷8-شایسته سالاری:
به این معناست که افراد سازمان از نظر نیازهای محیط کار از جمله، نیازهای روحی - روانی و نیازهای مربوط به معاش و گذراندن زندگی به نحو شایسته تأمین شده باشند. نتیجه شایسته سالاری باید به تقویت تعلق و وابستگی های افراد به سازمان کمک کند، به گونه ای که سازمانهای رقیب به راحتی نتوانند به جلب و جذب آنان مبادرت کنند.در یک نظام متعهد به شایسته داری، محیط کار برای افراد سازمان نشاط انگیز، پر جاذبه و سرشار از صمیمیت است

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ "سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند"

یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم


1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و Propaganda  قرار می گیرند؛

2-حرف های تکراری می زنند؛

3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛

4-خود را نمی شناسند؛

5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛

6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛

7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛

8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛

9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛

10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛

11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛

12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛

13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛

14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛

15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛

16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛

17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛

18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛

19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛

20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛

21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛

22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛

23-زود عصبانی می شوند؛

24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛

25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛

26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛

27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛

28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛

29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛

30-نمی دانند جهل چیست.

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagers
‍‍ 🔰درباره مدیران شایسته و عالی!!

🔶با نگاهی دقیق به شرکت های دچار مشکل، می توان دریافت که مشکل بسیاری از آن ها مدیریت است. مثلاً عمدتاً کارکنان از مدیریت شکایت دارند. برخی معتقدند که مدیریت مانعی در برابر تحول و نوآوری و فکرهای نو است. امروزه مدیریت ضعیف آن چنان فراوان شده که برخی بر این باورند که سازمان ها اصولاً بهتر است مسطح بوده و فاقد هرگونه مدیر باشند! با مشاهده عملکردهای ضعیف مدیران و شکست های پی در پی، معمولاً کارکنان بر این باورند که می توانستند بهتر از آنان عمل کرده و موفق شوند.

🔰امروزه در دنیا، مدیریت به هر شکل آن، یکی از متداول ترین شغل ها است و ما هنوز هم چیزهایی از آن می خواهیم که تقریباً غیر ممکن است! معرفی مدیران متوسط و نه چندان موفق مشکل نیست! اما مدیرانی که الگو و نمونه باشند را نمی توان به وفور یافت ، مدیرانی شایسته و عالی و یا به عبارت بهتر رؤسایی استثنایی که در لیاقت و شایستگی های آنها شکی نیست!

❇بیایید به این گروه ازمدیران، نگاهی عمیق تر و دقیق تر بیندازیم. زیرا اگرچه تعداد آن ها اندک است، اما جلوه، عظمت و تأثیر آن ها در زندگی افراد پیرامونشان بسیار بزرگ و عظیم است.

🔰یکی از علل کمیابی مدیران قوی، کمبود در تعلیم و تربیت مدیران است. علوم مدیریتی (آمار، تجزیه و تحلیل اطلاعات،بهره وری، کنترل های مالی و ارایه خدمات) موضوعاتی هستند که این روزها با آن ها زیاد سروکار داریم. ما می دانیم که چگونه این علوم را آموزش دهیم اما هنگامی که پای آموزش چگونگی رفتار برای مدیریت قوی به میان می آید، باید اعتراف کنیم که هنوز هم در عصر جاهلیت به سر می بریم!

✳این گونه به نظر می رسد که مدیران، مسؤول شادی و خرسندی افراد نیستند ومحیط کار، مدرسه پرستاری نیست! آنها باید در فکر سهم بازار، رشد سازمان و سود آن باشند و در یک کلام  باید از قدرت استفاده کنند! اما مدیران قوی و بزرگ ایمان دارند که مدیریت صرفاً یک سری کارها و وظایف مکانیکی نیست بلکه مجموعه ای از واکنش های انسانی است.

✳از ارتباط با تعداد کثیری از مدیران موفق و بررسی تجارب آن ها می توان نتیجه گرفت که مدیریت در واقع یک فعالیت انسانی بوده و واقعیتی است که به ما می گوید چرا در کنار تمام درخواست هایی که از مدیران داریم، شخصیت آن ها بیش از تحصیلاتشان برایمان مهم است. ما برای مدیری که دانش اندکی درباره کامپیوتر یا بازاریابی دارد اما انسانی وارسته و عالی است از دل و جان کار می کنیم اما از مدیرانی که خسیس و بد ذات هستند، متنفر هستیم.

✅ یکی از ویژگیهای مدیران قوی، درستی و صداقت است. درستی در مدیریت یعنی مسئول بودن، برقراری ارتباط به طورشفاف و هماهنگ، یعنی یک کارگزار صادق بودن، به وعده های خود عمل نمودن، شناختن افراد و اجتناب از موضوعات پنهانی و گفتن تمام حقایق به افراد. این ویژگی بسیار شبیه به آنچه است که آن را درستکاری می نامیم!

✅ّمدیریت قوی در خود نوعی احترام به همراه دارد.  این نوع مدیریت در برگیرنده نوعی اعطای اختیار به کارکنان می باشد.مدیرانی که مردم از آن ها به شایستگی نام می برند همواره آن هایی هستند که قدرت و اختیار خویش را به دیگران نیز اعطاء می نمایند و کاری می کنند که زیردستان آن ها احساس اختیار و توانایی کنند. این مدیران بدین ترتیب خواستار خلاقیت واحساس مسئولیت فوق العاده زیردستان هستند.بدین ترتیب مدیران بزرگ قادر هستند مدیران بزرگ دیگری را خلق نمایند.

🔰آن چه مدیران بزرگ و قوی را متمایز می سازد تنها بصیرت، راستی، قدرت رهبری و تفکر نیست. بلکه علاوه بر تمام این ویژگی ها، مردانگی و فداکاری نیز لازم است. اما شاید آن هایی که با شنیدن کلماتی نظیر شجاعت و مردانگی به یاد ساختمان های شعله ور و ایثار بی پروا می افتند، این نظر را نپسندند!.فداکاری کار ساده ای نیست و به ناچار باید این واقعیت را پذیرفت که بسیاری از مدیران کارهایی را برای منافع شخصی خویش انجام می دهند. اما گذشته از تمام این ها ، آیا ایجاد ارزش های جدید، به وجود آوردن و حفظ مشاغل و خط مشی ها، انجام کارهای خوب، سودآور و مولد بودن وغالباً بدون حامی در برابر مشکلات ایستادن و پرقدرت ایستادگی نمودن، انجام کارهای مشکل در عین حال رعایت اصول اخلاقی و اصرار و پای بندی به آن، همه و همه با فداکاری و اسطورگی قرین نیست؟
منبع: هاروارد بیزینس ریویو

◀با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛

https://t.me/CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕لزوم حمایت از نیروهای جوان و تحصیلکرده، در رقابت‌های انتخاباتی شوراهای اسلامی شهر و روستا؛

✍ محمد حسین کاشفی، دانشجوی دکتری مدیریت دولتی

🔰در حالی به انتخابات دوره ششم شورای شهر نزدیک می شویم که حضور جوانان تحصیل کرده در این دوره از انتخابات بیش از دوره های قبل به چشم می خورد. مسلما حضور این عزیزان جوان و تحصیلکرده که از روی تعهد و احساس مسئولیت، قدم در این کارزار انتخاباتی گذاشته اند، نوید بخش رشد و توسعه آگاهی و توانمندی‌ سرمایه های انسانی این مرز و بوم می باشد.

🔰شوراهای اسلامی شهر و روستا یکی از برکات انقلاب اسلامی است، این ساختار مهم ثمره افکار بزرگانی است که قانون اساسی را تدوین کرده اند و با نگاه بلند و قدرت شناسایی دقیق از آینده، ظرفیت مهمی مانند این شوراها را در قالب قانون برای مدیریت بهینه امور شهری عرضه کرده اند.

🔰مهمترین پایه توانمندی کشور نیروی انسانی متخصص، خوش فکر، اهل علم، با روحیه ایثار و فداکار است که می توانند با تکیه بر علم و تخصص و انرژی خود با احساس مسئولیت خویش برای همه مشکلات پیرامونی جامعه راه های علمی و کاربردی ارایه نمایند.

🔰یکی از ابعاد مبارک و محاسن مهم شوراهای اسلامی، ایجاد ساختاری است که نخبگان جامعه را شناسایی و در اداره جامعه و در قوای مختلف به کار بگیرد. اینک که حضور جوانان پر انگیزه و تحصیل کرده در این دوره از انتخابات بیش از دوره های قبل به چشم می خورد. لازم است همه مردم و همشهریان گرامی و علی الخصوص جوانان چهاربرجی با رای خود به این عزیزان، موجبات دلگرمی مدیران شایسته آینده را در ارائه خدمت به شهر و دیار خود فراهم سازند‌. تنها در این صورت است که جوانان نسل بعدی منطقه، جرات حضور در عرصه های مهم تصمیم گیری و تصمیم سازی در سطوح کلان کشوری را خواهند داشت.

🔰نمایندگان عضو این شورا بعد از موفقیت در کارزار انتخاباتی، باید به نحوی ایفای نقش کنند که اعتبار این جایگاه رفیع در پیشگاه مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب دو چندان شود و همه مردم به آینده امیدوار شوند. باید قدر این ظرفیت ‌و این فرصت را دانست و از آن خوب استفاده کرد و تمام توانمندی خود را وقف خدمت به این مردم نجیب و شریف کرد؛ مبادا در این مقطع محدود زمانی که توفیق خدمت به مردم را یافتیم به دنبال کسب منافع شخصی باشیم.

🔰بنده بعنوان یک شهروند چهاربرجی حضور  این جوانان عزیز را در این برهه حساس با این شرایط و موقعیت خطیر به فال نیک می گیرم. و معتقدم وجود این جوانان پر نشاط و پر انگیزه همراه با علم و دانش و خردورزی، نوید بخش موفقیت و سربلندی مردم منطقه بوده و در نهایت باعث توسعه و پیشرفت عمران و آبادی چهاربرج خواهد شد.

🔰خداوند همه این جوانان ارجمند را در پناه خودش محفوظ داشته و موفق و پیروز بگرداند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers