Forwarded from اتچ بات
📕مشروعیت یک سیستم سیاسی به شدت تحت تأثیر کارآمدی و اثر بخشی آن است.
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from سیدجواد میری مینق
زبان ترکی پیشران محوری "گفتمان انتخابات"
✍مناظره دوم ریاست جمهوری یک دال محوری داشت و آن هم "امر زبانی" بود که مبتنی بر آن نامزدان تلاش می کردند مخاطبان را در سطح ملی مورد خطاب قرار دهند. در غیبت مناقشه های بنیادین (مانند دموکراسی و سیاست خارجی و چگونگی عبور از دام تحریم ...) امر زبانی ممکن است قدرت بسیج توده ها را داشته باشد.
✍البته مناقشه اصلی در این بین میان زوج "مهرعلیزاده-همتی" و "رئیسی" در حال شکلگیری است. اما برای فهم این مناقشه چند نکته را باید مورد امعان نظر قرار داد. مهرعلیزاده-همتی از نظر پایگاه سیاسی (اصلاح طلبی) ضدیت بنیادین با "زبان ترکی" دارد و در این یک دهه اخیر که عصر سیطره گفتمان ایرانشهری بود تمام تلاش خود را کرد که مسئله تکثر زبانی (اجرای اصل ۱۵ و تدریس زبان ترکی و ایجاد کرسی زبان های ایرانی در فرهنگستان ادب و زبان های ایرانی) عملیاتی نشود و در اناق فکر اصلاحات هر گونه سخن گفتن از زبان مادری را منتسب به گفتمان "پانترکسیم امتگرا" بنمایند.
✍اما در این دو مناظره این دو تن توانسته اند با لکنت در سطح ملی از امر زبانی و ایجاد تکثر سخن بگویند. از طرف دیگر، رئیسی از نظر پایگاه سیاسی (راست و اصولگرا) در باب زبان ترکی در سطح رسانه ای گشوده تر عمل کرده است ولی در این دو مناظره به دلیل نداشتن مشاوران قوی (و نداشتن عقبه تئوریک) کاملاً ضعیف عمل کرده است.
✍آنچه از منظر تحلیلی و با توجه به مطالبات شهروندی (در نسبت با احیاء اصل پانزده قانون اساسی) می تواند مهم باشد ظهور زبان ترکی به مثابه "پیشران انتخابات کنونی" است که مغتنم است ولی کسی می تواند رای شهروندان ترکِ ایرانی را به سمت خود جلب کند که بدون لکنت از تدریس زبان ترکی به عنوان یکی از زبان های ملی در ایران سخن بگوید؛ از تغییر فرهنگستان زبان و ادب فارسی به فرهنگستان زبان ها و ادب های ایرانی سخن بگوید؛ و دست از حمایت گفتمان باستانگرایانه ایرانشهری در نهاد دولت بردارد و در عوض به تقویت پایه های اسلامیسم مدنی با سویه های ناسیونالیسم مدنی در ایران بپردازد.
✍به نظر میآید نامزدی که بتواند امر زبانی (و مشخصاً زبان ترکی) را به مفهوم حکمرانی خوب و معیشت معقول و مناسبات مطلوب در سطح جهانی پیوند بزند اقبال بیشتری در بین مردمانی که تا اینجای کار با صندوق قهر کرده اند، پیدا کند. اما این مستلزم عبور از پایگاه اصلاح طلبی و اصولگرایی است و پرسش اینجاست که آیا مهرعلیزاده-همتی (قدرت بریدن ناف خود از خاتمی و روحانی) و رئیسی (توانایی عبور از گفتمان بسته اصولگرایی و در آغوش کشیدن امر متکثر) را دارند؟ خلاصه تا اینجای کار دو هیچ به نفع "زبان ترکی" بوده است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
✍مناظره دوم ریاست جمهوری یک دال محوری داشت و آن هم "امر زبانی" بود که مبتنی بر آن نامزدان تلاش می کردند مخاطبان را در سطح ملی مورد خطاب قرار دهند. در غیبت مناقشه های بنیادین (مانند دموکراسی و سیاست خارجی و چگونگی عبور از دام تحریم ...) امر زبانی ممکن است قدرت بسیج توده ها را داشته باشد.
✍البته مناقشه اصلی در این بین میان زوج "مهرعلیزاده-همتی" و "رئیسی" در حال شکلگیری است. اما برای فهم این مناقشه چند نکته را باید مورد امعان نظر قرار داد. مهرعلیزاده-همتی از نظر پایگاه سیاسی (اصلاح طلبی) ضدیت بنیادین با "زبان ترکی" دارد و در این یک دهه اخیر که عصر سیطره گفتمان ایرانشهری بود تمام تلاش خود را کرد که مسئله تکثر زبانی (اجرای اصل ۱۵ و تدریس زبان ترکی و ایجاد کرسی زبان های ایرانی در فرهنگستان ادب و زبان های ایرانی) عملیاتی نشود و در اناق فکر اصلاحات هر گونه سخن گفتن از زبان مادری را منتسب به گفتمان "پانترکسیم امتگرا" بنمایند.
✍اما در این دو مناظره این دو تن توانسته اند با لکنت در سطح ملی از امر زبانی و ایجاد تکثر سخن بگویند. از طرف دیگر، رئیسی از نظر پایگاه سیاسی (راست و اصولگرا) در باب زبان ترکی در سطح رسانه ای گشوده تر عمل کرده است ولی در این دو مناظره به دلیل نداشتن مشاوران قوی (و نداشتن عقبه تئوریک) کاملاً ضعیف عمل کرده است.
✍آنچه از منظر تحلیلی و با توجه به مطالبات شهروندی (در نسبت با احیاء اصل پانزده قانون اساسی) می تواند مهم باشد ظهور زبان ترکی به مثابه "پیشران انتخابات کنونی" است که مغتنم است ولی کسی می تواند رای شهروندان ترکِ ایرانی را به سمت خود جلب کند که بدون لکنت از تدریس زبان ترکی به عنوان یکی از زبان های ملی در ایران سخن بگوید؛ از تغییر فرهنگستان زبان و ادب فارسی به فرهنگستان زبان ها و ادب های ایرانی سخن بگوید؛ و دست از حمایت گفتمان باستانگرایانه ایرانشهری در نهاد دولت بردارد و در عوض به تقویت پایه های اسلامیسم مدنی با سویه های ناسیونالیسم مدنی در ایران بپردازد.
✍به نظر میآید نامزدی که بتواند امر زبانی (و مشخصاً زبان ترکی) را به مفهوم حکمرانی خوب و معیشت معقول و مناسبات مطلوب در سطح جهانی پیوند بزند اقبال بیشتری در بین مردمانی که تا اینجای کار با صندوق قهر کرده اند، پیدا کند. اما این مستلزم عبور از پایگاه اصلاح طلبی و اصولگرایی است و پرسش اینجاست که آیا مهرعلیزاده-همتی (قدرت بریدن ناف خود از خاتمی و روحانی) و رئیسی (توانایی عبور از گفتمان بسته اصولگرایی و در آغوش کشیدن امر متکثر) را دارند؟ خلاصه تا اینجای کار دو هیچ به نفع "زبان ترکی" بوده است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
🔵🔴«دولت اصولگرای آتی و دگردیسی ناگزیر»
دولتداری در ایران مانند بوتۀ دگردیسی است. دولتداری حرارتی دارد که دولتداران ــ یعنی صاحبمنصبان قوۀ مجریه ــ را وادار به تغییر میکند و به ویژه عقلانیتی را به آنها تحمیل میکند که در بیرون از دولت میتوانند از آن برکنار باشند. اگر تردید دارید، به سرنوشت سیاسی احمدینژاد رجوع کنید (مشت نمونۀ خروار). اگر قرار است منتظر برآمدن دولتی اصولگرا باشیم، همین فرایند در انتظار دولت آتی ــ یا بخشهایی از دولت آتی ــ نیز خواهد بود. میتوان بیرون از دولت به «اصولی» پایبند ماند، فارغ از اینکه این اصول در واقعیت دولتداری چقدر کارآمد است، اما وقتی بار اداره به طور مستقیم بر عهدۀ باورمندانِ به آن اصول باشد، هر قدر هم اصولگرا باشند، باید تطابقی میان آن اصول و ادارۀ کشور برقرار کنند.
همین فرایند تاکنون خواه ناخواه در مورد بسیاری از دولتمردان و سیاستمداران رخ داده است و هر قدر میان مسئولیت و پاسخگویی همپوشانی بیشتری وجود داشته باشد، این فرایند مقاومتناپذیرتر میشود. دولت اصولگرای آتی شاید در برخی سیاستهای اجتماعی و کمهزینه بیمحابا عمل کند، اما بعید میدانم میراث اصلی دولت روحانی را ــ که برجام است ــ کنار بگذارد یا بعید است مسیری غیر از تنشزدایی که کموبیش از زبان دولت روحانی بیان میشد، در پیش گیرد. دولت اصولگرا خیلی زودتر از آنچه تصویر کنیم شبیه دولت روحانی خواهد شد، به ویژه اگر سطح مشارکت در انتخابات پایینتر از حد انتظارات باشد.
در صورت مشارکت پایینتر از حدِ معمول رفتار دولت آتی بیمحاباتر نخواهد شد، بلکه مداراگرانهتر خواهد بود. هیچ دولتی ــ دولت دقیقاً یعنی قوۀ مجریه ــ نمیتواند به افکار عمومی بیاعتنا باشد. هیچ دولتی، حتی اگر از سازوکاری کاملاً اقتدارگرایانه سر برآورده باشد، به افکار عمومی بها میدهد، مگر اینکه همپوشانی مطلقی میان دولت و حکومت وجود داشته باشد (یعنی «دولت» آنقدر بزرگ شود که به «حکومت» تبدیل شود، مانند نمونههای کمونیستی) که چنین چیزی در مورد دولت اصولگرا هم وجود نخواهد داشت، زیرا خطمشی حکومت در ایران این است که از دولت متمایز بماند.
دولت آتی باری سنگین بر دوش خواهد داشت و برای به سرانجام رساندن این بار سنگین عملاً مجالی برای سیاستهای پرریسک ندارد. در این مورد اتفاقاً کلیت حاکمیت نیز به این دولت حق بیشتری خواهد داد تا حقی که برای دولت روحانی قائل بودند. هر قدر دولت با حاکمیت همسوتر باشد، حاکمیت نیز همدلانهتر یاریاش خواهد کرد، زیرا میداند ناکارآمدی این دولت بیش از سایر دولتها به پای حکومت نوشته خواهد شد.
دولتداری خرج سنگینی دارد. تورمزدایی نیاز به تصمیمگیریهای کلان و اساسی دارد. آزاد کردن پولهای ایران، بازگشت ایران به بازار نفتی جهان و بازگشت سرمایهگذاری ضروریاتی است که هیچ دولتی نمیتواند از آنها بگریزد. بدون اینها مشکلات عمده حل نخواهد شد یا دستکم سرعت بهبود به حدی نخواهد بود که مردم را راضی کند ــ همان مردمی که احتمالاً به دلیل مشارکت کمتر از همیشه در انتخابات بیشتر از گذشته باید از ناخرسندیشان بیمناک بود. حدس من این است که دولت اصولگرای آتی حتی در سیاستهای اجتماعی نیز دست به جراحیهای عمیقی نخواهد زد و فقط برای حفظ وضع موجود تلاش خواهد کرد.
در نهایت، پیشبینی من این است که اگر دولتی اصولگرا ادارۀ امور را در دست گیرد، در بوتۀ عقلانیسازیِ ناگزیر دولتداری، مسیرهای ملایمی را در پیش خواهد گرفت و اتفاقاً گرههایی را که در سالهای اخیر باز نشد، باز خواهد کرد، زیرا ریش و قیچی بیش از هر دولتی دست خودش است و این همپوشانیاش با سایر ارکان نظام کار را برایش تسهیل خواهد کرد.
دولت اصولگرا برای اثبات خود خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنیم مسیرهای نامنتظرهای را خواهد پیمود. اینکه این مسیر چقدر ربط به دموکراسی دارد، پرسش دیگری است، اما به گمان من دولت اصولگرا به زبان ساده ترس ندارد. بار سنگینی را باید بر دوش بکشد و این بار فشاری دگردیسنده دارد. نوع پیدایش این دولت هم بیش از پیش مجبورش میکند به راههای ناخواستهای تن دهد. این دولت دو راهی سختی را در پیش دارد و این سختی اصلاً اختیار عملِ واقعی را از این دولت میگیرد و فقط مجبور است به حکم عقل عمل کند. دستکم در سیاستهای تأثیرگذار کلان چنین خواهد بود و فقط شاید در سیاستهای خُرد فرصت داشته باشد به ذائقه و سلیقۀ راستین خود عمل کند.
حال اینکه این پیشبینی چقدر درست باشد و چقدر بیراه، آینده مشخص خواهد کرد....
✍مهدی تدینی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دولتداری در ایران مانند بوتۀ دگردیسی است. دولتداری حرارتی دارد که دولتداران ــ یعنی صاحبمنصبان قوۀ مجریه ــ را وادار به تغییر میکند و به ویژه عقلانیتی را به آنها تحمیل میکند که در بیرون از دولت میتوانند از آن برکنار باشند. اگر تردید دارید، به سرنوشت سیاسی احمدینژاد رجوع کنید (مشت نمونۀ خروار). اگر قرار است منتظر برآمدن دولتی اصولگرا باشیم، همین فرایند در انتظار دولت آتی ــ یا بخشهایی از دولت آتی ــ نیز خواهد بود. میتوان بیرون از دولت به «اصولی» پایبند ماند، فارغ از اینکه این اصول در واقعیت دولتداری چقدر کارآمد است، اما وقتی بار اداره به طور مستقیم بر عهدۀ باورمندانِ به آن اصول باشد، هر قدر هم اصولگرا باشند، باید تطابقی میان آن اصول و ادارۀ کشور برقرار کنند.
همین فرایند تاکنون خواه ناخواه در مورد بسیاری از دولتمردان و سیاستمداران رخ داده است و هر قدر میان مسئولیت و پاسخگویی همپوشانی بیشتری وجود داشته باشد، این فرایند مقاومتناپذیرتر میشود. دولت اصولگرای آتی شاید در برخی سیاستهای اجتماعی و کمهزینه بیمحابا عمل کند، اما بعید میدانم میراث اصلی دولت روحانی را ــ که برجام است ــ کنار بگذارد یا بعید است مسیری غیر از تنشزدایی که کموبیش از زبان دولت روحانی بیان میشد، در پیش گیرد. دولت اصولگرا خیلی زودتر از آنچه تصویر کنیم شبیه دولت روحانی خواهد شد، به ویژه اگر سطح مشارکت در انتخابات پایینتر از حد انتظارات باشد.
در صورت مشارکت پایینتر از حدِ معمول رفتار دولت آتی بیمحاباتر نخواهد شد، بلکه مداراگرانهتر خواهد بود. هیچ دولتی ــ دولت دقیقاً یعنی قوۀ مجریه ــ نمیتواند به افکار عمومی بیاعتنا باشد. هیچ دولتی، حتی اگر از سازوکاری کاملاً اقتدارگرایانه سر برآورده باشد، به افکار عمومی بها میدهد، مگر اینکه همپوشانی مطلقی میان دولت و حکومت وجود داشته باشد (یعنی «دولت» آنقدر بزرگ شود که به «حکومت» تبدیل شود، مانند نمونههای کمونیستی) که چنین چیزی در مورد دولت اصولگرا هم وجود نخواهد داشت، زیرا خطمشی حکومت در ایران این است که از دولت متمایز بماند.
دولت آتی باری سنگین بر دوش خواهد داشت و برای به سرانجام رساندن این بار سنگین عملاً مجالی برای سیاستهای پرریسک ندارد. در این مورد اتفاقاً کلیت حاکمیت نیز به این دولت حق بیشتری خواهد داد تا حقی که برای دولت روحانی قائل بودند. هر قدر دولت با حاکمیت همسوتر باشد، حاکمیت نیز همدلانهتر یاریاش خواهد کرد، زیرا میداند ناکارآمدی این دولت بیش از سایر دولتها به پای حکومت نوشته خواهد شد.
دولتداری خرج سنگینی دارد. تورمزدایی نیاز به تصمیمگیریهای کلان و اساسی دارد. آزاد کردن پولهای ایران، بازگشت ایران به بازار نفتی جهان و بازگشت سرمایهگذاری ضروریاتی است که هیچ دولتی نمیتواند از آنها بگریزد. بدون اینها مشکلات عمده حل نخواهد شد یا دستکم سرعت بهبود به حدی نخواهد بود که مردم را راضی کند ــ همان مردمی که احتمالاً به دلیل مشارکت کمتر از همیشه در انتخابات بیشتر از گذشته باید از ناخرسندیشان بیمناک بود. حدس من این است که دولت اصولگرای آتی حتی در سیاستهای اجتماعی نیز دست به جراحیهای عمیقی نخواهد زد و فقط برای حفظ وضع موجود تلاش خواهد کرد.
در نهایت، پیشبینی من این است که اگر دولتی اصولگرا ادارۀ امور را در دست گیرد، در بوتۀ عقلانیسازیِ ناگزیر دولتداری، مسیرهای ملایمی را در پیش خواهد گرفت و اتفاقاً گرههایی را که در سالهای اخیر باز نشد، باز خواهد کرد، زیرا ریش و قیچی بیش از هر دولتی دست خودش است و این همپوشانیاش با سایر ارکان نظام کار را برایش تسهیل خواهد کرد.
دولت اصولگرا برای اثبات خود خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنیم مسیرهای نامنتظرهای را خواهد پیمود. اینکه این مسیر چقدر ربط به دموکراسی دارد، پرسش دیگری است، اما به گمان من دولت اصولگرا به زبان ساده ترس ندارد. بار سنگینی را باید بر دوش بکشد و این بار فشاری دگردیسنده دارد. نوع پیدایش این دولت هم بیش از پیش مجبورش میکند به راههای ناخواستهای تن دهد. این دولت دو راهی سختی را در پیش دارد و این سختی اصلاً اختیار عملِ واقعی را از این دولت میگیرد و فقط مجبور است به حکم عقل عمل کند. دستکم در سیاستهای تأثیرگذار کلان چنین خواهد بود و فقط شاید در سیاستهای خُرد فرصت داشته باشد به ذائقه و سلیقۀ راستین خود عمل کند.
حال اینکه این پیشبینی چقدر درست باشد و چقدر بیراه، آینده مشخص خواهد کرد....
✍مهدی تدینی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پیوند نگار
🔰منزلت علم و دانش!
🔰علم و دانش دو بالی هستند که انسان می تواند با آنها تا بیکران پرواز کند.ارزش هر انسان با چگونگی به کارگیری آنها معین می شود.علم و دانش، آگاهی و معرفت او را به جایی می رسانند که حتی فرشتگان هم بدان دست نمی یابند.هر چه دانایی انسان بیشتر شود، نقش رهبری او در زندگی پر رنگ تر می شود. بسیار اتفاق افتاده که با دیدن شخصی و یا صحبت کردن کسی، به دانش وی پی برده اید. این مسئله بیانگر این نکته است که هر دانشی که انسان فرا می گیرد در رفتار او نمود پیدا می کند و از کردار بسیاری از افراد می توان به میزان علم آنها پی برد. در ارزش علم همین بس که خداوند متعال در سوره زمر ایه 11 می فرماید:«قُل هَل یستَوی الذَّینَ یعلَمُونَ و الذین لا یعلَمُونَ …؛بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟…»
🔰از همان ابتدا که بشر آفریده شد، شروع به یادگیری کرد.خداوند می فرماید:«و عَلَّمَ ادَمَ الاَسماءَ کُلَّها…؛ و آموخت (یاد داد) به آدم همه نام ها را …»
🔰فرشتگان دانستند که مقام انسان با دانشی که خداوند به او عطا کرده است از ملائکه بالاتر است؛لذا انسان باید قدر خود را بداند و از دانشی که در اختیار دارد، استفاده درست ببرد.
🔰خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند، اما وجود فرزندان باهوش در میان آنها، حسرت خانواده های مرفّهی را برمی انگیزاند که هر چه خرج فرزندان خود می کنند به نتیجه ای نمی رسند،بنابراین،هر چند امکانات کمی در اختیار دارید؛ ولی به اهداف عالی و بلند مدت فکر کنید و تا رسیدن به آنها، احساس شکست و دلسردی نکنید.
🔰دانش، انسان را به سوی کمال هدایت می کند.افرادی که در زندگی درست فکر می کنند، گفتار عاقلانه دارند و خوب قضاوت می کنند،در برخوردهای اجتماعی دیگران را به خود جذب می کنند. آنها شمعی هستند که می سوزند تا دنیای تاریک جهل و نادانی را با دانش خود روشن کنند و خفتگان را بیدار کنند؛زیرا که می دانند سودجویان همواره سعی دارند، افرادی را در جهل و بی خبری نگاه دارند تا بدین وسیله راه نفوذ و تسلط زورگویانه خود را بر آنها باز کنند.در دنیایی که عصر «دانش و اطلاعات» نامیده شده است،نه به راه رفتن که به دویدن نیاز داریم تا با کسب آگاهی های بیشتر، هم سو با جوامع پیشرفته بشری به علوم و فنون روز مسلح شویم و تیر دانایی مان را به سوی کسانی که قصد تجاوز به میهن ما را دارند و به فکر مطامع و منافع خود می باشند، پرتاب کنیم.قلم بهترین و محکم ترین سلاح ماست، بکوشیم تا همواره آن را در دست داشته باشیم و از آن بهره بگیریم.
♥باماهمراه باشید در کانال"مدیران شایسته"
@CompetentManagers
🔰علم و دانش دو بالی هستند که انسان می تواند با آنها تا بیکران پرواز کند.ارزش هر انسان با چگونگی به کارگیری آنها معین می شود.علم و دانش، آگاهی و معرفت او را به جایی می رسانند که حتی فرشتگان هم بدان دست نمی یابند.هر چه دانایی انسان بیشتر شود، نقش رهبری او در زندگی پر رنگ تر می شود. بسیار اتفاق افتاده که با دیدن شخصی و یا صحبت کردن کسی، به دانش وی پی برده اید. این مسئله بیانگر این نکته است که هر دانشی که انسان فرا می گیرد در رفتار او نمود پیدا می کند و از کردار بسیاری از افراد می توان به میزان علم آنها پی برد. در ارزش علم همین بس که خداوند متعال در سوره زمر ایه 11 می فرماید:«قُل هَل یستَوی الذَّینَ یعلَمُونَ و الذین لا یعلَمُونَ …؛بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟…»
🔰از همان ابتدا که بشر آفریده شد، شروع به یادگیری کرد.خداوند می فرماید:«و عَلَّمَ ادَمَ الاَسماءَ کُلَّها…؛ و آموخت (یاد داد) به آدم همه نام ها را …»
🔰فرشتگان دانستند که مقام انسان با دانشی که خداوند به او عطا کرده است از ملائکه بالاتر است؛لذا انسان باید قدر خود را بداند و از دانشی که در اختیار دارد، استفاده درست ببرد.
🔰خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند، اما وجود فرزندان باهوش در میان آنها، حسرت خانواده های مرفّهی را برمی انگیزاند که هر چه خرج فرزندان خود می کنند به نتیجه ای نمی رسند،بنابراین،هر چند امکانات کمی در اختیار دارید؛ ولی به اهداف عالی و بلند مدت فکر کنید و تا رسیدن به آنها، احساس شکست و دلسردی نکنید.
🔰دانش، انسان را به سوی کمال هدایت می کند.افرادی که در زندگی درست فکر می کنند، گفتار عاقلانه دارند و خوب قضاوت می کنند،در برخوردهای اجتماعی دیگران را به خود جذب می کنند. آنها شمعی هستند که می سوزند تا دنیای تاریک جهل و نادانی را با دانش خود روشن کنند و خفتگان را بیدار کنند؛زیرا که می دانند سودجویان همواره سعی دارند، افرادی را در جهل و بی خبری نگاه دارند تا بدین وسیله راه نفوذ و تسلط زورگویانه خود را بر آنها باز کنند.در دنیایی که عصر «دانش و اطلاعات» نامیده شده است،نه به راه رفتن که به دویدن نیاز داریم تا با کسب آگاهی های بیشتر، هم سو با جوامع پیشرفته بشری به علوم و فنون روز مسلح شویم و تیر دانایی مان را به سوی کسانی که قصد تجاوز به میهن ما را دارند و به فکر مطامع و منافع خود می باشند، پرتاب کنیم.قلم بهترین و محکم ترین سلاح ماست، بکوشیم تا همواره آن را در دست داشته باشیم و از آن بهره بگیریم.
♥باماهمراه باشید در کانال"مدیران شایسته"
@CompetentManagers
Telegram
attach📎
چرا سازمانهای ما خلاقیت پرور نیستند؟
از تعدادی از همکاران خود بخواهید که ویژگیهای متمایز کننده سازمان را برشمرند. بعید است به خلاقیت به عنوان یکی از این وییژگیها اشاره کنند.
دوباره از همان همکاران بپرسید که ویژگیهایی که انسان را از حیوان متمایز می کند برشمرند. اغلب به خلاقیت به عنوان یک ویژگی مهم انسان اشاره می کنند.
هرچند مدیری که مدیریت منابع انسانی می داند، به خلاقیت و نوآوری به عنوان یک نکته مهم در پرورش منابع انسانی اشاره می کند، ولی سازمان مدرن ویژگیهایی دارد که خلاقیت طبیعی انسان را کاهش می دهد.
اصول و فرایندهای مدیریتی، سلسله مراتب، نظم، وقت شناسی، مقررات، سلسله مراتب، عقلانیت و ... کلیدواژه های سازمان مدرن هستند که مانع خلاقیت اند. خلاقیت با ساختار و چارچوب و محدودیت متناقض است.
هنر، دگر اندیشی، اصالت، شور و شوق، شالوده شکنی و ... ویژگیهای انسانی هستند که به خلق و آفرینش می انجامد.
سازمانهای نوین به طور ساختاری فضای کمی برای خلاقیت کارکنان باقی می گذارند و هر چه سازمانها بیشتر بر ویژگیهای سازمان مدرن تاکید داشته باشند، موانع بیشتری بر سر راه خلاقیت کارکنان و انسانی تر شدن سازمان خواهند داشت.
نکته جالب آنکه نتیجه تحقیقات نشان می دهد که کارکنان اغلب به این وضع عادت کرده اند و تعارض شدید میان ذات انسانی آنها با فضای غیرخلاق سازمانها، آنها را آزار نمی دهد.
در گذشته می شد این ناهمخوانی را نادیده گرفت ولی در جهان امروز که سازگاری پذیری و نوآوری تبدیل به عوامل حیاتی موفقیت شده اند، باید چاره ای اندیشید.
چطور می توان خلاقیت کارکنان را در سازمان تقویت کرد و به کار گرفت؟
(برداشتی از کتاب آینده مدیریت - گری همل)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از تعدادی از همکاران خود بخواهید که ویژگیهای متمایز کننده سازمان را برشمرند. بعید است به خلاقیت به عنوان یکی از این وییژگیها اشاره کنند.
دوباره از همان همکاران بپرسید که ویژگیهایی که انسان را از حیوان متمایز می کند برشمرند. اغلب به خلاقیت به عنوان یک ویژگی مهم انسان اشاره می کنند.
هرچند مدیری که مدیریت منابع انسانی می داند، به خلاقیت و نوآوری به عنوان یک نکته مهم در پرورش منابع انسانی اشاره می کند، ولی سازمان مدرن ویژگیهایی دارد که خلاقیت طبیعی انسان را کاهش می دهد.
اصول و فرایندهای مدیریتی، سلسله مراتب، نظم، وقت شناسی، مقررات، سلسله مراتب، عقلانیت و ... کلیدواژه های سازمان مدرن هستند که مانع خلاقیت اند. خلاقیت با ساختار و چارچوب و محدودیت متناقض است.
هنر، دگر اندیشی، اصالت، شور و شوق، شالوده شکنی و ... ویژگیهای انسانی هستند که به خلق و آفرینش می انجامد.
سازمانهای نوین به طور ساختاری فضای کمی برای خلاقیت کارکنان باقی می گذارند و هر چه سازمانها بیشتر بر ویژگیهای سازمان مدرن تاکید داشته باشند، موانع بیشتری بر سر راه خلاقیت کارکنان و انسانی تر شدن سازمان خواهند داشت.
نکته جالب آنکه نتیجه تحقیقات نشان می دهد که کارکنان اغلب به این وضع عادت کرده اند و تعارض شدید میان ذات انسانی آنها با فضای غیرخلاق سازمانها، آنها را آزار نمی دهد.
در گذشته می شد این ناهمخوانی را نادیده گرفت ولی در جهان امروز که سازگاری پذیری و نوآوری تبدیل به عوامل حیاتی موفقیت شده اند، باید چاره ای اندیشید.
چطور می توان خلاقیت کارکنان را در سازمان تقویت کرد و به کار گرفت؟
(برداشتی از کتاب آینده مدیریت - گری همل)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰«انتخابات کابوس انحصارطلبان »
اخیرا فردی بنام حسن عباسی که برخی لقب استاد هم به او می بندند (استاد تفسیر و تحلیل تام و جری )در رد «انتخابات »گفته است :«در امارات ،بحرین و قطر که انتخابات نیست مردم اعصابشان راحتتر است !!
در جواب این آقا می توان گفت :
۱-اگر قرار بود بعد از ۴۲ سال نظام سیاسی کشورهای مرتجع منطقه برای ما الگو باشند،همان نظام سیاسی ایران قبل از انقلاب بود ، پس چه نیازی به انقلاب و صرف این همه هزینه و زمان برای فهم این مطلب بوده است !؟اتفاقا خود آن نظام الگوی کشورهای منطقه بود و نیاز نبود از دیگران الگو برداری کند!!
۲-شما از تمام خصایص و ویژگی های کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس فقط نداشتن انتخابات را دیده اید؟!اوضاع اجتماعی ،رفاه اقتصادی ،تعامل سازنده با جهان امنیت و آرامش،در آمدهای ملی بالا ،پایین بودن فساد اقتصادی و..... توجه شما را جلب نکرده است !؟؟
۳- جناب عباسی ،این همه کشور توسعه یافته و دموکرات که با داشتن انتخابات آزاد در همه زمینه ها پیشرفت کرده اند نظر مبارکتان را جلب نکرده است !!؟
۴-نکته آخر آنکه انتخابات اعصاب مردم را خورد نمی کند ،زیرا،در تمام دوره های قبل که کمی فضا بازتر بود و فرصت حضور و رقابت نامزدهای متنوع از گرایش ها مختلف داخل نظام وجود داشت ، مردم در ایام انتخابات امیدوار و خوشحال بودند و پس از انتخابات و اعلام نتایج چند روزی هم جشن می گرفتند .
آنچه از سخن آقای عباسی می توان دریافت این است که ظاهرا نوع انتخاب مردم بوده که اعصاب عده ای را خرد می کرده !! عده ای قلیل که خود را همه مردم می دانند !! همانهایی که در این دوره برای آنکه اعصابشان خرد نشود تصمیم گرفتند با حذف رقبای قوی و مانع تراشی برای ورود شخصیت ها صاحب نام و ملی اعصاب خود را در آرامش کامل نگاه دارند!/مازیار اوستا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اخیرا فردی بنام حسن عباسی که برخی لقب استاد هم به او می بندند (استاد تفسیر و تحلیل تام و جری )در رد «انتخابات »گفته است :«در امارات ،بحرین و قطر که انتخابات نیست مردم اعصابشان راحتتر است !!
در جواب این آقا می توان گفت :
۱-اگر قرار بود بعد از ۴۲ سال نظام سیاسی کشورهای مرتجع منطقه برای ما الگو باشند،همان نظام سیاسی ایران قبل از انقلاب بود ، پس چه نیازی به انقلاب و صرف این همه هزینه و زمان برای فهم این مطلب بوده است !؟اتفاقا خود آن نظام الگوی کشورهای منطقه بود و نیاز نبود از دیگران الگو برداری کند!!
۲-شما از تمام خصایص و ویژگی های کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس فقط نداشتن انتخابات را دیده اید؟!اوضاع اجتماعی ،رفاه اقتصادی ،تعامل سازنده با جهان امنیت و آرامش،در آمدهای ملی بالا ،پایین بودن فساد اقتصادی و..... توجه شما را جلب نکرده است !؟؟
۳- جناب عباسی ،این همه کشور توسعه یافته و دموکرات که با داشتن انتخابات آزاد در همه زمینه ها پیشرفت کرده اند نظر مبارکتان را جلب نکرده است !!؟
۴-نکته آخر آنکه انتخابات اعصاب مردم را خورد نمی کند ،زیرا،در تمام دوره های قبل که کمی فضا بازتر بود و فرصت حضور و رقابت نامزدهای متنوع از گرایش ها مختلف داخل نظام وجود داشت ، مردم در ایام انتخابات امیدوار و خوشحال بودند و پس از انتخابات و اعلام نتایج چند روزی هم جشن می گرفتند .
آنچه از سخن آقای عباسی می توان دریافت این است که ظاهرا نوع انتخاب مردم بوده که اعصاب عده ای را خرد می کرده !! عده ای قلیل که خود را همه مردم می دانند !! همانهایی که در این دوره برای آنکه اعصابشان خرد نشود تصمیم گرفتند با حذف رقبای قوی و مانع تراشی برای ورود شخصیت ها صاحب نام و ملی اعصاب خود را در آرامش کامل نگاه دارند!/مازیار اوستا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from امتداد
✅ضمن عذرخواهی از مخاطبان گرامی بابت عدم برگزاری جلسه بدلیل اختلال فنی، جلسه به شرح ذیل در اینستاگرام برگزار میگردد:
📌نشستهای گفتار و اندیشه، جلسه ۵۵
📚 معرفی و بررسی کتاب "ایران، بر لبه تیغ"
🎤 با حضور دکتر محمد فاضلی
🕰 پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ، ساعت ۲۱
بصورت زنده از : 🔻🔻
instagram.com/goftar_andisheh
🔹حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (شعبه فارس)
#امتداد
@emtedadnet
📌نشستهای گفتار و اندیشه، جلسه ۵۵
📚 معرفی و بررسی کتاب "ایران، بر لبه تیغ"
🎤 با حضور دکتر محمد فاضلی
🕰 پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ، ساعت ۲۱
بصورت زنده از : 🔻🔻
instagram.com/goftar_andisheh
🔹حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (شعبه فارس)
#امتداد
@emtedadnet
Forwarded from پیوند نگار
❎آنچه برای توسعه کشور لازم است:
چرا برخی کشورها توسعه می یابند و برخی دیگر درجا می زنند یا حتی عقبگرد می کنند؟
قطعاً توسعه یک امر اتفاقی نیست، بلکه لوازمی دارد که با وجود آنها توسعه میسر بوده و بی آنها، محال است.
در این نوشتار، 6 اصل لازمه توسعه جوامع را آورده ام ، هر چند که ادعایی برای کامل بودن این فهرست ندارم ولی بر این باورم که آنچه در پی می آید، شش ضلعی حداقلی توسعه است که بدون آنها، توسعه ای در کار نخواهد بود.
هر کدام از این موارد را نیز می توان مستقلاً مورد بررسی قرار داد و مصداق و عدد و رقم برایشان آورد ولی در این نوشتار، صرفاً کلیات را مطرح می کنم.
1⃣مدیریت علمی
حرف اول را در دنیای امروز علم می زند. وقتی پذیرفته ایم برای مربیگری یک تیم فوتبال، به دانش روز فوتبال نیاز است یا برای درمان یک سرماخوردگی ساده باید سراغ دانش پزشکی رفت یا نگهداری از ماهیان داخل آکواریوم دانش خاص خود را می طلبد، چگونه می توان برای اداره یک کشور، بی نیاز از علم و مدیریت علمی بود؟!
لازمه بهره مندی از مدیریت علمی نیز این است که اولاً حکومتگران به مدیریت علمی و اصل تخصص حکمرانی باور داشته باشند و ثانیاً از مدیران دانش گرا برای اداره کشور بهره بگیرند.
کشوری که مدیریت علمی نداشته باشد، ناچار باید درگیر آزمون و خطا شود یا چیزهای دیگری را جایگزین علم نماید، مانند شعارگرایی، هیجان های کاذب و مرید پروری؛ بدیهی است که با این جایگزین ها نمی توان روی توسعه را دید.
2⃣ تطابق
"تطابق خواست های مردم و سیاست های حکومت"، نکته کلیدی در موفقیت جوامع است.
تطابق، دایره بسیار وسیعی را شامل می شود. از طرز لباس پوشیدن تا سیاست خارجی.
مردم باید خودشان را در حکومتگران و کارهای آنان شریک ببینند. اگر در جامعه ای باورهای غالب، سبک زندگی، معیشت، موسیقی، سفر، لباس و تفریحاتِ عموم مردم به گونه ای باشد ولی حکومتگران جور دیگری دیکته کنند ، آن جامعه فاقد تطابق است. مثال ساده "عدم تطابق" این است که اکثر مردم در خانه ها و خودروهای شان، نوع خاصی از موسیقی را گوش می کنند که در تلویزیون ملی شان، ممنوع است یا مردم کشوری درباره نوع روابط خارجی، یک رأی داشته باشند ولی حکومتگران خلاف آن عمل کنند.
نتیجه عدم تطابق، "اصطکاک" است و نتیجه اصطکاک نیز، کندی حرکت، بالا رفتن تب و نهایتاً آتش سوزی است.
3⃣ اعتماد
"اعتماد" نیز از لوازم پایداری و توسعه جوامع است: اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد مردم به حکومت و حاکمان و اعتماد حکومتگران به مردم. مهمترین عامل ایجاد اعتماد عمومی عملکرد خود حاکمیت در حکمرانی است که با ایجاد ساختارها و سیاست های واقع گرایانه و عمل به آنها میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد .
وقتی اعتماد نباشد، "بدبینی" جای آن را پر می کند. در جامعه بدبین، همکاری شکل نمی گیرد و جامعه بدون همکاری رشد نمی کند.
در چنین جامعه ای، شایعه، جای خبر را می گیرد و هر اتهامی اعم از روا یا ناروا به ویژه علیه شخصیتها و حکومتگران، باور پذیر می شود و گسترش می یابد و بی اعتمادی را تشدید می کند.
4⃣ امید
لازمه دیگر توسعه جوامع، وجود "امید" در جامعه است. جامعه خالی از امید، مُرده متحرک است و از مرده نمی توان انتظار امید داشت.
مردم باید به فردای خود و فرزندان شان امیدوار باشند که اگر نباشند، کارهایشان معطوف به آینده نخواهد بود بلکه همه درگیر امروز و نان امشب شان هستند.
جامعه ناامید، میدان جنگ عمومی برای بقا خواهد شد و تمام توان افراد جامعه، صرف دست اندازی به دیگران و دفاع از خود در برابر حملات آنها می شود.
در چنین جامعه ای، مهاجرت اپیدمی می شود و هر که بتواند خود و نسل اش را نجات دهد، از کشور خارج می شود.
5⃣ مشارکت
"مشارکت در اداره امور کشور" نیز از لوازم اصلی توسعه پایدار است. مردم باید خود را در تصمیم گیری ها و اداره امور کشور، سهیم و مؤثر بدانند و این مشارکت را با تمام وجود حس کنند.
مردم باید یقین داشته باشند که اگر نظری دارند، می توانند آن را در قالب های مدنی مانند احزابی که خودشان تشکیل می دهند، پیگیری کنند و در نهایت، آنچه امروز در ذهن شان می گذرد را بتوانند با دیگران به اشتراک بگذارند و در زمانی معقول در کشورشان، عملیاتی کنند نه این که آراء و دیدگاه های مردم، در حکم آرزوهای محال باشد.
فقدان مشارکت، به انزوا و بی تفاوتی مردم می انجامد و کشوری که مردمانش منزوی و بی تفاوت باشند، هرگز روی توسعه نخواهد دید.
6⃣شفافیت
"شفافیت" نیز از لوازم دائمی یک جامعه بالنده و توسعه گراست. جریان آزاد اطلاعات، دسترسی عمومی و آسان به اطلاعات و پاسخگویی قابل راستی آزمایی، بسترهای اجتناب ناپذیر شفافیت هستند.
جامعه غیرشفاف، مانند خودرویی است که شیشه های آن گل آلود و کدر شده اند؛ سرنوشت این خودرو، حادثه و واژگونی است./ دکتر جعفر محمدی
با کانال مدیران شایسته همراه شوید،
🆔@CompetentManagers
چرا برخی کشورها توسعه می یابند و برخی دیگر درجا می زنند یا حتی عقبگرد می کنند؟
قطعاً توسعه یک امر اتفاقی نیست، بلکه لوازمی دارد که با وجود آنها توسعه میسر بوده و بی آنها، محال است.
در این نوشتار، 6 اصل لازمه توسعه جوامع را آورده ام ، هر چند که ادعایی برای کامل بودن این فهرست ندارم ولی بر این باورم که آنچه در پی می آید، شش ضلعی حداقلی توسعه است که بدون آنها، توسعه ای در کار نخواهد بود.
هر کدام از این موارد را نیز می توان مستقلاً مورد بررسی قرار داد و مصداق و عدد و رقم برایشان آورد ولی در این نوشتار، صرفاً کلیات را مطرح می کنم.
1⃣مدیریت علمی
حرف اول را در دنیای امروز علم می زند. وقتی پذیرفته ایم برای مربیگری یک تیم فوتبال، به دانش روز فوتبال نیاز است یا برای درمان یک سرماخوردگی ساده باید سراغ دانش پزشکی رفت یا نگهداری از ماهیان داخل آکواریوم دانش خاص خود را می طلبد، چگونه می توان برای اداره یک کشور، بی نیاز از علم و مدیریت علمی بود؟!
لازمه بهره مندی از مدیریت علمی نیز این است که اولاً حکومتگران به مدیریت علمی و اصل تخصص حکمرانی باور داشته باشند و ثانیاً از مدیران دانش گرا برای اداره کشور بهره بگیرند.
کشوری که مدیریت علمی نداشته باشد، ناچار باید درگیر آزمون و خطا شود یا چیزهای دیگری را جایگزین علم نماید، مانند شعارگرایی، هیجان های کاذب و مرید پروری؛ بدیهی است که با این جایگزین ها نمی توان روی توسعه را دید.
2⃣ تطابق
"تطابق خواست های مردم و سیاست های حکومت"، نکته کلیدی در موفقیت جوامع است.
تطابق، دایره بسیار وسیعی را شامل می شود. از طرز لباس پوشیدن تا سیاست خارجی.
مردم باید خودشان را در حکومتگران و کارهای آنان شریک ببینند. اگر در جامعه ای باورهای غالب، سبک زندگی، معیشت، موسیقی، سفر، لباس و تفریحاتِ عموم مردم به گونه ای باشد ولی حکومتگران جور دیگری دیکته کنند ، آن جامعه فاقد تطابق است. مثال ساده "عدم تطابق" این است که اکثر مردم در خانه ها و خودروهای شان، نوع خاصی از موسیقی را گوش می کنند که در تلویزیون ملی شان، ممنوع است یا مردم کشوری درباره نوع روابط خارجی، یک رأی داشته باشند ولی حکومتگران خلاف آن عمل کنند.
نتیجه عدم تطابق، "اصطکاک" است و نتیجه اصطکاک نیز، کندی حرکت، بالا رفتن تب و نهایتاً آتش سوزی است.
3⃣ اعتماد
"اعتماد" نیز از لوازم پایداری و توسعه جوامع است: اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد مردم به حکومت و حاکمان و اعتماد حکومتگران به مردم. مهمترین عامل ایجاد اعتماد عمومی عملکرد خود حاکمیت در حکمرانی است که با ایجاد ساختارها و سیاست های واقع گرایانه و عمل به آنها میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد .
وقتی اعتماد نباشد، "بدبینی" جای آن را پر می کند. در جامعه بدبین، همکاری شکل نمی گیرد و جامعه بدون همکاری رشد نمی کند.
در چنین جامعه ای، شایعه، جای خبر را می گیرد و هر اتهامی اعم از روا یا ناروا به ویژه علیه شخصیتها و حکومتگران، باور پذیر می شود و گسترش می یابد و بی اعتمادی را تشدید می کند.
4⃣ امید
لازمه دیگر توسعه جوامع، وجود "امید" در جامعه است. جامعه خالی از امید، مُرده متحرک است و از مرده نمی توان انتظار امید داشت.
مردم باید به فردای خود و فرزندان شان امیدوار باشند که اگر نباشند، کارهایشان معطوف به آینده نخواهد بود بلکه همه درگیر امروز و نان امشب شان هستند.
جامعه ناامید، میدان جنگ عمومی برای بقا خواهد شد و تمام توان افراد جامعه، صرف دست اندازی به دیگران و دفاع از خود در برابر حملات آنها می شود.
در چنین جامعه ای، مهاجرت اپیدمی می شود و هر که بتواند خود و نسل اش را نجات دهد، از کشور خارج می شود.
5⃣ مشارکت
"مشارکت در اداره امور کشور" نیز از لوازم اصلی توسعه پایدار است. مردم باید خود را در تصمیم گیری ها و اداره امور کشور، سهیم و مؤثر بدانند و این مشارکت را با تمام وجود حس کنند.
مردم باید یقین داشته باشند که اگر نظری دارند، می توانند آن را در قالب های مدنی مانند احزابی که خودشان تشکیل می دهند، پیگیری کنند و در نهایت، آنچه امروز در ذهن شان می گذرد را بتوانند با دیگران به اشتراک بگذارند و در زمانی معقول در کشورشان، عملیاتی کنند نه این که آراء و دیدگاه های مردم، در حکم آرزوهای محال باشد.
فقدان مشارکت، به انزوا و بی تفاوتی مردم می انجامد و کشوری که مردمانش منزوی و بی تفاوت باشند، هرگز روی توسعه نخواهد دید.
6⃣شفافیت
"شفافیت" نیز از لوازم دائمی یک جامعه بالنده و توسعه گراست. جریان آزاد اطلاعات، دسترسی عمومی و آسان به اطلاعات و پاسخگویی قابل راستی آزمایی، بسترهای اجتناب ناپذیر شفافیت هستند.
جامعه غیرشفاف، مانند خودرویی است که شیشه های آن گل آلود و کدر شده اند؛ سرنوشت این خودرو، حادثه و واژگونی است./ دکتر جعفر محمدی
با کانال مدیران شایسته همراه شوید،
🆔@CompetentManagers
Audio
☘ #محمد_فاضلی
#سیدعلیرضا_بهشتی
#مسعود_سپهر:
🔴 معرفی و بررسی کتاب "ایران، بر لبه تیغ"
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (شعبه فارس)
نشستهای گفتار و اندیشه، جلسه ۵۵
@goftar_andisheh
کانال «گلچین سخنرانیها»:
@sokhanranihaa2
#سیدعلیرضا_بهشتی
#مسعود_سپهر:
🔴 معرفی و بررسی کتاب "ایران، بر لبه تیغ"
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (شعبه فارس)
نشستهای گفتار و اندیشه، جلسه ۵۵
@goftar_andisheh
کانال «گلچین سخنرانیها»:
@sokhanranihaa2
Forwarded from احـساس صورتـــ🌸ـــی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸آدینه تون شـاد و زیبـا
🌺الهی
🌸هر چی حس خـوبه
🌺خدای مهربون براتون
🌸مـقدر کنـه
🌺دلتــون شـاد
🌸لحظه هاتون آرام
🌺وجودتون سلامت و
🌸زندگیتون پراز محبت باشه
🌺آدینه تون زیبـا در کنار عزیزانتون
@funnypink
🌺الهی
🌸هر چی حس خـوبه
🌺خدای مهربون براتون
🌸مـقدر کنـه
🌺دلتــون شـاد
🌸لحظه هاتون آرام
🌺وجودتون سلامت و
🌸زندگیتون پراز محبت باشه
🌺آدینه تون زیبـا در کنار عزیزانتون
@funnypink
Forwarded from محسن قریب(عقل سرخ)
🔅
شمعدانیها امروز گل میدهند
بوی وهمناک شمعدانیها
مرا به دهلیزی از ابر و ستاره میبرد
که نمیدانم پایانش کجاست
خودم را در دهلیز جستجو می کنم
دهلیز نه پایان دارد و نه زوال
از کسی تا کنون نپرسیدهام
که عمر چگونه گذشت!
ایکاش در دهلیز یک خورشید و ستاره
همراهم بود، یا تو
تا توانستم ثانیهها را مبدل به دقیقه کردم
انگورهای کال را مبدل به شراب کردم
و سپس از حافظهام تو را مدام بیرون آوردم
و بر گیسوانت گل شمعدانی آویختم
و سپس به خواب رفتم...
"#احمدرضا_احمدی"
شمعدانیها امروز گل میدهند
بوی وهمناک شمعدانیها
مرا به دهلیزی از ابر و ستاره میبرد
که نمیدانم پایانش کجاست
خودم را در دهلیز جستجو می کنم
دهلیز نه پایان دارد و نه زوال
از کسی تا کنون نپرسیدهام
که عمر چگونه گذشت!
ایکاش در دهلیز یک خورشید و ستاره
همراهم بود، یا تو
تا توانستم ثانیهها را مبدل به دقیقه کردم
انگورهای کال را مبدل به شراب کردم
و سپس از حافظهام تو را مدام بیرون آوردم
و بر گیسوانت گل شمعدانی آویختم
و سپس به خواب رفتم...
"#احمدرضا_احمدی"
Forwarded from اتچ بات
🔰 انتخابهای دردناک جزیره بدبخت سنگاپور
استراتژي مثل سرطان به جز هزينه، درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد! بگذارید مثالي بزنم!
يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت. چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 1.5 دلار.
اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.
اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟ سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخابها چه بوده است.
🔹زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد ميشد. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته است. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته است. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.
🔹اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته است براي صادرات توليد كند (انتخاب دردناک 1).
🔹در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت (انتخاب دردناک 2).
🔹تبديل شدن به بهشت سرمايهگذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايهگذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانكهاي سنگاپور خارجي هستند(انتخاب دردناک 3).
🔹چهارم، تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كردهاند و گفتهاند شما خودفروخته هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است(انتخاب دردناک 4).
🔹مورد بعدي اعمال سياستهاي خاص مهاجرتي بوده. چون ميدانستند نيروي انساني غيرماهر دارند با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود (انتخاب دردناک 5).
🔹انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباببازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفتهتر وارد شد (انتخاب دردناک 6).
🔹اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا ميكند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
استراتژي مثل سرطان به جز هزينه، درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد! بگذارید مثالي بزنم!
يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت. چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 1.5 دلار.
اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.
اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟ سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخابها چه بوده است.
🔹زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد ميشد. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته است. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته است. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.
🔹اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته است براي صادرات توليد كند (انتخاب دردناک 1).
🔹در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت (انتخاب دردناک 2).
🔹تبديل شدن به بهشت سرمايهگذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايهگذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانكهاي سنگاپور خارجي هستند(انتخاب دردناک 3).
🔹چهارم، تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كردهاند و گفتهاند شما خودفروخته هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است(انتخاب دردناک 4).
🔹مورد بعدي اعمال سياستهاي خاص مهاجرتي بوده. چون ميدانستند نيروي انساني غيرماهر دارند با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود (انتخاب دردناک 5).
🔹انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباببازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفتهتر وارد شد (انتخاب دردناک 6).
🔹اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا ميكند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش اول)
🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:
✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.
🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.
✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.
✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.
✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.
✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:
✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.
🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.
✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.
✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.
✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.
✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش دوم)
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود.✍ اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود.✍ اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🌺گل ها شناسنامه ندارند, به خاطر همین شناسنامهی گل هارا با نام دخترها زده اند!🌺
❤️روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را خدمت یکا یک دختـران میهنم تبریک عرض میکنم ❤️
🌸هر کس که ندارد به جهان نعمت خواهر
افسوس که تنها بود و بی کس و یاور
🌸در موقع تنگی و بلا محنت و سختی
یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر
🌸هم رونق کاشانه و نعمت و رحمت
دلسوز برادر بود و حامی مادر
🌸خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است
حاضر نبود خار رود پای برادر
🌸چو شمع شود آب و به اطراف دهد نور
پروانه صفت بر جگر خود زند اذر
🌸دوران خوشی با پدرش هست چه کوته
کوتاهتر از عمر گل و میوه نوبر
🌸در روی زمین نزد پدر مثل ندارد
یک موی سرش با همه دنیاست برابر
🌸از بس که بها داده خدا بر زن و دختر
نازل شده در منزلتش سوره کوثر
🌸هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی
زیرا که خدا داده به من دختر و خواهر
🌺پیشاپیش میلاد فرخنده حضرت
معصومه و روز دختر بر شما مبارک🌺
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤️روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را خدمت یکا یک دختـران میهنم تبریک عرض میکنم ❤️
🌸هر کس که ندارد به جهان نعمت خواهر
افسوس که تنها بود و بی کس و یاور
🌸در موقع تنگی و بلا محنت و سختی
یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر
🌸هم رونق کاشانه و نعمت و رحمت
دلسوز برادر بود و حامی مادر
🌸خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است
حاضر نبود خار رود پای برادر
🌸چو شمع شود آب و به اطراف دهد نور
پروانه صفت بر جگر خود زند اذر
🌸دوران خوشی با پدرش هست چه کوته
کوتاهتر از عمر گل و میوه نوبر
🌸در روی زمین نزد پدر مثل ندارد
یک موی سرش با همه دنیاست برابر
🌸از بس که بها داده خدا بر زن و دختر
نازل شده در منزلتش سوره کوثر
🌸هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی
زیرا که خدا داده به من دختر و خواهر
🌺پیشاپیش میلاد فرخنده حضرت
معصومه و روز دختر بر شما مبارک🌺
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺شروع هفته تون گلبارون
🍀روزتون پراز لطف خدا
🌺روزتون پراز لبخند
🍀روزتون پراز امید
🌺روزتون پراز موفقیت
🍀روزتون پراز پیشرفت
🌺روزتون پراز مهربانی
🍀شنبه تون عالی
🌺و در پناه خداوند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🍀روزتون پراز لطف خدا
🌺روزتون پراز لبخند
🍀روزتون پراز امید
🌺روزتون پراز موفقیت
🍀روزتون پراز پیشرفت
🌺روزتون پراز مهربانی
🍀شنبه تون عالی
🌺و در پناه خداوند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌈ماندلا و قذافی
💠هر دو آفریقایی بودند،
هر دو آزادی خواه بودند،
هر دو مبارز بودند،
هر دو در مبارزه پیروز شدند،
هر دو به محبوبیت فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند که رهبری کشورهایشان را به دست بگیرند.
💠ماندلا اما بدون خون ریزی به پیروزی رسید و بدون خون ریزی ادامه داد و قدافی با خون بر مسند نشست و با خون ادامه داد.
💠ماندلا گوشش را برای شنیدن صدای مردم باز کرد و قذافی دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر باشد.
💠ماندلا کتابِ مردم را خواند و قذافی کتابی نوشت و مردم را وادار به خواندن آن کرد، ماندلا خودش را کشت تا مردمش زنده باشند و قذافی مردم را کشت تا خودش زنده باشد.
💠ماندلا گفت : « ما » و قذافی گفت : « من » ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافی مردم را سوسک و موش خطاب کرد، ماندلا پیش از این که از زندگی کناره بگیرد از قدرت کناره گرفت و قذافی تا آخرین لحظات به تخت و خیمه اش می اندیشید.
💠و حالا نلسون ماندلا و معمّر قذافی هر دو نفر در پیشگاه ابدیّت تاریخ ایستاده اند و ما تنها به احترام ماندلا می ایستیم...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠هر دو آفریقایی بودند،
هر دو آزادی خواه بودند،
هر دو مبارز بودند،
هر دو در مبارزه پیروز شدند،
هر دو به محبوبیت فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند که رهبری کشورهایشان را به دست بگیرند.
💠ماندلا اما بدون خون ریزی به پیروزی رسید و بدون خون ریزی ادامه داد و قدافی با خون بر مسند نشست و با خون ادامه داد.
💠ماندلا گوشش را برای شنیدن صدای مردم باز کرد و قذافی دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر باشد.
💠ماندلا کتابِ مردم را خواند و قذافی کتابی نوشت و مردم را وادار به خواندن آن کرد، ماندلا خودش را کشت تا مردمش زنده باشند و قذافی مردم را کشت تا خودش زنده باشد.
💠ماندلا گفت : « ما » و قذافی گفت : « من » ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافی مردم را سوسک و موش خطاب کرد، ماندلا پیش از این که از زندگی کناره بگیرد از قدرت کناره گرفت و قذافی تا آخرین لحظات به تخت و خیمه اش می اندیشید.
💠و حالا نلسون ماندلا و معمّر قذافی هر دو نفر در پیشگاه ابدیّت تاریخ ایستاده اند و ما تنها به احترام ماندلا می ایستیم...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷در نقد "مسئله شناسی" نظام سیاسی
یکی از معیارهای بنیادین در فهم نظامهای سیاسی، "مسئله شناسی" آنان است. "مسئله شناسی" یعنی این که نظام سیاسی، به چه چیزی اهمیت میدهد و در پی حل و فصل چه چیزی است؟
یکی از راههایی که بدانیم مسئلهی نظام سیاسی چیست، این است که از او بخواهیم مسئلههای خود را بیان کند. اما این شیوه چندان ما را به شناخت نمیرساند؛ بلکه لازم است به عمل و رفتار واقعی او توجه کنیم و دریابیم عملا و در وقت تعارض میانِ مسئلهها، به کدام یک، اهمیت بیشتری میدهد؛ کدام را اصل و کدام را فرع میداند؛ امکانات و مقدورات اش را در پای کدام یک هزینه میکند و در مجموع و در بازه ی زمانی دراز مدت، "نظام ترجیحات" او در صحنه ی کنش سیاسی کدام است.
لازم است پیش از آن که از میزان کارآمدی نظام سیاسی پرسش کنیم، "ترجیحات مسئلهای" او را مورد توجه قرار دهیم. این نکته، ناظر است به محدودیتها و امکاناتی که همهی نظامهای سیاسی را در تنگنا قرار میدهد و از این رو باید دست به انتخاب بزنند و برخی از امور را به نفع برخی دیگر، نادیده بگیرند؛ زیرا دست یافتن به همهی مطلوبها ممکن نیست. بنابر این، نظامهای سیاسی، ضرورتا برای رسیدن به مطلوب خود، باید چیزهایی را فدا کنند و آنها را در درجه ی پایین اهمیت قرار دهند. پرسش دقیق این است که یک نظام سیاسی، برای رسیدن به مطلوب خویش، حاضر است چه چیزهایی را نادیده بگیرد؟ مسئلهی نظام سیاسی از دل این نادیده گرفتن ها و سلسله مراتب ترجیحاتِ در صحنه ی عمل، قابل شناسایی است.
✅ بحران از جایی آغاز میشود که "مسئله شناسی" حاکمان با "مسئله شناسی" شهروندان، متفاوت و بلکه متضاد میشود. این گسست و شکاف است که احساس بیگانگی و دوری میان شهروندان را با نظام سیاسی دامن میزند. نظام سیاسی، عملا، در پی حل مسئلههایی روان میشود که شهروندان، آن را مسئله نمیدانند. یکی از راههای مسالمت آمیز برای تخفیف این شکاف بحران خیز، انتخابات است. انتخابات، مسیر عبور آن چه جامعه آن را مسئله میداند به سمت مبادی تصمیم گیری و متن قدرت حاکم. انتخابات، روندی است که طی آن، نظام اولویت بندی، مسئله شناسی و نظام ترجیحات نظام سیاسی به گونهای تغییر کند که به مسئلههای واقعی شهروندان نزدیک تر گردد. شهروندان در انتخابات میخواهند کاری را بکنند که مارکس با هگل کرد. مارکس در مقدمهی کتاب "کاپیتال" به این نکته میپردازد که مخروط فلسفی هگل را که وارونه بود، برگردانده است. در نظر او، فلسفه ی هگل، روی سر راه میرفت و او این فلسفه را بر روی پا قرار داده است. قرار است انتخابات، "مسئله شناسیِ" وارونه ی نظام سیاسی را که روی سر راه میرود، برگرداند و آن را روی پا قرار دهد. اما اگر انتخابات نتواند نظام ترجیحی و مسئله شناسی حاکمان را تغییر دهد، به انتخاباتی سرد و بی رمق تبدیل میگردد.
✅ مثال ملموس و انضمامی برای آن چه گفته شد:
در بسیاری از نگرش سنجی هایی که از سوی مراکز مختلف پژوهشی انجام میگیرد، طرح یک پرسش نشان میدهد که مسئلهی جامعه چیست. پرسش این است:
"به نظر شما در حال حاضر مهمترین مشکل جامعه چیست؟" همین پرسش در پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان، که از سوی وزارت ارشاد انجام گرفته، نیز آمده است. ( این پیمایش در سه نوبت و آخرین شان در سال ۹۵ انجام شده است). پنج مشکل اساسی که از نظر شهروندان مسئلهی اصلی است عبارت است از:
بیکاری و مسائل شغلی، گرانی و تورم، فقر و کمبود امکانات، مسائل و مشکلات اقتصادی، بی عدالتی و تبعیض.
نظام سیاسی، هنگامی میتواند ادعا کند که مسئلههای او با جامعه همسو و سازگار است که تمام تلاش و همت خود را بهنحو عملی و منظم برای حل و فصل آن انجام دهد. چنان حرکت نماید که در نهایت، منجر به حل این مسئلهها گردد و در هنگام تعارض میان این مسئلهها و مطلوب های ایدئولوژیک خود، از خواسته های خود بگذرد و چنان کند که همه چیز در خدمت حل این مسئلهها درآید.
وقتی میتواند ادعا کند که مسئلهی او همان مسئلهی مردم است که به جای غنی سازی اورانیوم، به غنی سازی زندگی ساکنان این مرز و بوم همت گمارد. چه فایده دارد اورانیوم غنی شده، هنگامی که زندگی ها تهی شده و از کیفیت آن شدیدا کاسته شده باشد؟
✔️ شهروندان از خود می پرسند با بهره گیری از شیوه ی خردمندانه و دموکراتیک انتخابات، آیا میتوانند مسئلههای نظام را تغییر دهند و نظام ارزشی و ترجیحات او را که روی سر راه میرود بر روی پا برگردانند؟ پاسخ به این پرسش، هر چه به سمت مثبت میل کند، میزان شرکت در انتخابات افزایش مییابد و در مقابل، اگر آن را ابزاری کند و شیوهای ناکارآمد برای تغییر سلسله مراتب ترجیحات نظام سیاسی تشخیص دهند، از میزان مشارکت در انتخابات کاهش مییابد. ✍️ علی زمانیان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یکی از معیارهای بنیادین در فهم نظامهای سیاسی، "مسئله شناسی" آنان است. "مسئله شناسی" یعنی این که نظام سیاسی، به چه چیزی اهمیت میدهد و در پی حل و فصل چه چیزی است؟
یکی از راههایی که بدانیم مسئلهی نظام سیاسی چیست، این است که از او بخواهیم مسئلههای خود را بیان کند. اما این شیوه چندان ما را به شناخت نمیرساند؛ بلکه لازم است به عمل و رفتار واقعی او توجه کنیم و دریابیم عملا و در وقت تعارض میانِ مسئلهها، به کدام یک، اهمیت بیشتری میدهد؛ کدام را اصل و کدام را فرع میداند؛ امکانات و مقدورات اش را در پای کدام یک هزینه میکند و در مجموع و در بازه ی زمانی دراز مدت، "نظام ترجیحات" او در صحنه ی کنش سیاسی کدام است.
لازم است پیش از آن که از میزان کارآمدی نظام سیاسی پرسش کنیم، "ترجیحات مسئلهای" او را مورد توجه قرار دهیم. این نکته، ناظر است به محدودیتها و امکاناتی که همهی نظامهای سیاسی را در تنگنا قرار میدهد و از این رو باید دست به انتخاب بزنند و برخی از امور را به نفع برخی دیگر، نادیده بگیرند؛ زیرا دست یافتن به همهی مطلوبها ممکن نیست. بنابر این، نظامهای سیاسی، ضرورتا برای رسیدن به مطلوب خود، باید چیزهایی را فدا کنند و آنها را در درجه ی پایین اهمیت قرار دهند. پرسش دقیق این است که یک نظام سیاسی، برای رسیدن به مطلوب خویش، حاضر است چه چیزهایی را نادیده بگیرد؟ مسئلهی نظام سیاسی از دل این نادیده گرفتن ها و سلسله مراتب ترجیحاتِ در صحنه ی عمل، قابل شناسایی است.
✅ بحران از جایی آغاز میشود که "مسئله شناسی" حاکمان با "مسئله شناسی" شهروندان، متفاوت و بلکه متضاد میشود. این گسست و شکاف است که احساس بیگانگی و دوری میان شهروندان را با نظام سیاسی دامن میزند. نظام سیاسی، عملا، در پی حل مسئلههایی روان میشود که شهروندان، آن را مسئله نمیدانند. یکی از راههای مسالمت آمیز برای تخفیف این شکاف بحران خیز، انتخابات است. انتخابات، مسیر عبور آن چه جامعه آن را مسئله میداند به سمت مبادی تصمیم گیری و متن قدرت حاکم. انتخابات، روندی است که طی آن، نظام اولویت بندی، مسئله شناسی و نظام ترجیحات نظام سیاسی به گونهای تغییر کند که به مسئلههای واقعی شهروندان نزدیک تر گردد. شهروندان در انتخابات میخواهند کاری را بکنند که مارکس با هگل کرد. مارکس در مقدمهی کتاب "کاپیتال" به این نکته میپردازد که مخروط فلسفی هگل را که وارونه بود، برگردانده است. در نظر او، فلسفه ی هگل، روی سر راه میرفت و او این فلسفه را بر روی پا قرار داده است. قرار است انتخابات، "مسئله شناسیِ" وارونه ی نظام سیاسی را که روی سر راه میرود، برگرداند و آن را روی پا قرار دهد. اما اگر انتخابات نتواند نظام ترجیحی و مسئله شناسی حاکمان را تغییر دهد، به انتخاباتی سرد و بی رمق تبدیل میگردد.
✅ مثال ملموس و انضمامی برای آن چه گفته شد:
در بسیاری از نگرش سنجی هایی که از سوی مراکز مختلف پژوهشی انجام میگیرد، طرح یک پرسش نشان میدهد که مسئلهی جامعه چیست. پرسش این است:
"به نظر شما در حال حاضر مهمترین مشکل جامعه چیست؟" همین پرسش در پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان، که از سوی وزارت ارشاد انجام گرفته، نیز آمده است. ( این پیمایش در سه نوبت و آخرین شان در سال ۹۵ انجام شده است). پنج مشکل اساسی که از نظر شهروندان مسئلهی اصلی است عبارت است از:
بیکاری و مسائل شغلی، گرانی و تورم، فقر و کمبود امکانات، مسائل و مشکلات اقتصادی، بی عدالتی و تبعیض.
نظام سیاسی، هنگامی میتواند ادعا کند که مسئلههای او با جامعه همسو و سازگار است که تمام تلاش و همت خود را بهنحو عملی و منظم برای حل و فصل آن انجام دهد. چنان حرکت نماید که در نهایت، منجر به حل این مسئلهها گردد و در هنگام تعارض میان این مسئلهها و مطلوب های ایدئولوژیک خود، از خواسته های خود بگذرد و چنان کند که همه چیز در خدمت حل این مسئلهها درآید.
وقتی میتواند ادعا کند که مسئلهی او همان مسئلهی مردم است که به جای غنی سازی اورانیوم، به غنی سازی زندگی ساکنان این مرز و بوم همت گمارد. چه فایده دارد اورانیوم غنی شده، هنگامی که زندگی ها تهی شده و از کیفیت آن شدیدا کاسته شده باشد؟
✔️ شهروندان از خود می پرسند با بهره گیری از شیوه ی خردمندانه و دموکراتیک انتخابات، آیا میتوانند مسئلههای نظام را تغییر دهند و نظام ارزشی و ترجیحات او را که روی سر راه میرود بر روی پا برگردانند؟ پاسخ به این پرسش، هر چه به سمت مثبت میل کند، میزان شرکت در انتخابات افزایش مییابد و در مقابل، اگر آن را ابزاری کند و شیوهای ناکارآمد برای تغییر سلسله مراتب ترجیحات نظام سیاسی تشخیص دهند، از میزان مشارکت در انتخابات کاهش مییابد. ✍️ علی زمانیان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵 مناظره و نمایش فروپاشی
🔺با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
✅کاندیداهای ریاست جمهوری در تمامی فرصتهایی که بهدست آوردند، روندها، عملکردها و سیاستهای دولتهای پیشین را، یک سره با عناوینی مانند دروغگویی، غارت گری، فساد، بی کفایتی و انواع دیگر تند زبانی ها و بد زبانی ها، شخم زدند. چنان گفتند که محصولی جز نمایش فروپاشی نداشت. آنان به صراحت به مردم گفتند که تا کنون فریب خوردهاید و چنان گفتند که دیگران، جز جاهل و دشمن چیزی نبودند. گذشته را تماما تاریک؛ و خود را دریچه ی نور، امید، آفتاب خرد و اخلاق نشان دادند. کاندیداها، جدال فرشته و دیو، و دو قطبی تاریکی و روشنایی، اهورا و شیطان و دوگانهی خیر و شر را بازی کردند؛ و میخواستند به مخاطبان بباورانند که خودشان در قسمت روشن تاریخ ایستادهاند.
✅ کاندیداها، کشور را فرو ریختند تا کاخ ریاست شان را بر مخروبه ها بنا کنند. همه چیز را تخریب کردند تا بگویند من، قهرمانانه خواهم آمد و چونان نجات بخشی ماورایی، ظهور خواهم کرد و شما کشتی شکستگانِ سیاست را از این طوفان، نجات خواهم داد. سخنانی گفتند که اگر شخصی دیگر بر زبان بیاورد، هزینهای سنگین بر او تحمیل خواهند کرد. کاندیداها، هر یک در شیطان نشان دیگری، و بدنهاد معرفی کردن کارگزاران پیشین و متولیان دیروز و امروز، چیزی کم نگذاشتند.
✅ در این مناظره، همه شکست خوردند. اگر مردم، ادعای کاندیداها را در این که کشور، غرق در تباهی و فساد و غارت گری است، قبول کنند؛ آن گاه چرا باید منتظر بود مردم به نظام و سیستمی چنین فاسد رای بدهند؟ و اگر سخنان کاندیداها را نپذیرند، آن گاه این پرسش پیش میآید که چگونه میتوان به کسانی رای داد که چنین بیمهابا، شلاق بر آبروی همگان میزنند؟
لذت قدرت، آنان را از این سخن متعالی باز داشته بود که:
"دشمنی با دیگری، سبب نشود عدالت را فراموش کنید"
و لذت ریاست احتمالی، آنان را از این گفتار انسانی و حکیمانه باز داشته بود که:
"آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
کاندیداها برای رسیدن به صندلی قدرت، همهی مرزهای اخلاق، حکمت و مصلحت را شکستند، فقط مانده ام پاسخ این پرسش را از چه کسی بپرسم که چرا ادعا میکنند ما به قصد قدرت نیامده ایم؟ ✍️ علی زمانیان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
✅کاندیداهای ریاست جمهوری در تمامی فرصتهایی که بهدست آوردند، روندها، عملکردها و سیاستهای دولتهای پیشین را، یک سره با عناوینی مانند دروغگویی، غارت گری، فساد، بی کفایتی و انواع دیگر تند زبانی ها و بد زبانی ها، شخم زدند. چنان گفتند که محصولی جز نمایش فروپاشی نداشت. آنان به صراحت به مردم گفتند که تا کنون فریب خوردهاید و چنان گفتند که دیگران، جز جاهل و دشمن چیزی نبودند. گذشته را تماما تاریک؛ و خود را دریچه ی نور، امید، آفتاب خرد و اخلاق نشان دادند. کاندیداها، جدال فرشته و دیو، و دو قطبی تاریکی و روشنایی، اهورا و شیطان و دوگانهی خیر و شر را بازی کردند؛ و میخواستند به مخاطبان بباورانند که خودشان در قسمت روشن تاریخ ایستادهاند.
✅ کاندیداها، کشور را فرو ریختند تا کاخ ریاست شان را بر مخروبه ها بنا کنند. همه چیز را تخریب کردند تا بگویند من، قهرمانانه خواهم آمد و چونان نجات بخشی ماورایی، ظهور خواهم کرد و شما کشتی شکستگانِ سیاست را از این طوفان، نجات خواهم داد. سخنانی گفتند که اگر شخصی دیگر بر زبان بیاورد، هزینهای سنگین بر او تحمیل خواهند کرد. کاندیداها، هر یک در شیطان نشان دیگری، و بدنهاد معرفی کردن کارگزاران پیشین و متولیان دیروز و امروز، چیزی کم نگذاشتند.
✅ در این مناظره، همه شکست خوردند. اگر مردم، ادعای کاندیداها را در این که کشور، غرق در تباهی و فساد و غارت گری است، قبول کنند؛ آن گاه چرا باید منتظر بود مردم به نظام و سیستمی چنین فاسد رای بدهند؟ و اگر سخنان کاندیداها را نپذیرند، آن گاه این پرسش پیش میآید که چگونه میتوان به کسانی رای داد که چنین بیمهابا، شلاق بر آبروی همگان میزنند؟
لذت قدرت، آنان را از این سخن متعالی باز داشته بود که:
"دشمنی با دیگری، سبب نشود عدالت را فراموش کنید"
و لذت ریاست احتمالی، آنان را از این گفتار انسانی و حکیمانه باز داشته بود که:
"آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
کاندیداها برای رسیدن به صندلی قدرت، همهی مرزهای اخلاق، حکمت و مصلحت را شکستند، فقط مانده ام پاسخ این پرسش را از چه کسی بپرسم که چرا ادعا میکنند ما به قصد قدرت نیامده ایم؟ ✍️ علی زمانیان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers