Forwarded from دغدغه ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هشتادوشش دقیقه گفتوگوی بیپرده درباره مسائل ایران (شفافیت، فساد، بودجه، سرمایه اجتماعی، مشروعیت سیاسی و ...). @fazeli_mohammad
جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی»
✅ سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کردهاند، اما من تصور میکنم این سیاست بر محور سهگانهای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیشتر آنرا فرسایش تمدنی خواندهام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهومسازی یکی از همکارانم با سه کلمه میتوان وصف کرد: جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی».
🔹خودیها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی میکند. خودیها دستشان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد بهنفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برایشان درست جلوه میدهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا میکنند، منافع ملی را آنها تشخیص میدهند، داور دنیای و آخرت مردماند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و ... از کمالاتشان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده میشوند.
🔹نُخودیها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم میطلبند، میخواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس میکنند «بازیگردانی میشوند.» گویی وقتی خودیها لازم دارند به بازی گرفته میشوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگترها داخل میشوند، به عنوان نخودی یارکشی میشوند و دائم دنبال توپ میدوند، اما کسی به آنها پاس نمیدهد، پایشان به توپ نمیخورد، اما گاه گاه که بزرگترها شوت میکنند، توپ توی صورتشان میخورد و وقتی توپ به خانه همسایه میافتد و میخواهد آنرا پاره کند، نخودی را میفرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.
🔹بیخودیها: اینها گویی اصلاً بیخود کردهاند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوبهای اندیشه و جهتگیریشان به دنیا و آخرت با «خودی»ها فرق دارد. همین که مثل خودیها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل میشوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودیها، آسته میرن آسته میان که کسی شاخشان نزند، نقشهای نخودی هم بازی میکنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر میکنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آنها ایران را دوست دارند، اما خودیها به خودشان حق میدهند با هر وصفی آنها را بخوانند و برانند.
✅ دایره خودیها به مرور زمان تنگتر و تنگتر شده است. نخودی بودن نخودیها احساس بیقدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آنها تقویت کرده است. آنها احساس میکنند خودیها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده میکنند و آنها را هم کنار خودشان جمع میبندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودیها هم سعی میکنند حقشان را از خودیها بگیرند، بیش از آنکه در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله میکنند، برخی با خودیها، برخی با خدا و برخی با آرمانهایشان.
✅ تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افقهای آینده خاکستری شدهاند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودیها اولش فکر میکردند این انحصار همه خوبیها خوب است، اما برخی از آنها حالا فهمیدهاند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی میتوان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودیها که همه نخودیها و بیخودیها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس میکنند.
✅ خودیها خجلتر و همزمان خشنتر؛ نخودیها مستأصلتر، ناراضیتر، تحقیرشدهتر و منتفرتر؛ و بیخودیها کمامیدتر میشوند؛ آنها که دستشان برسد میروند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله میکنند و آرمانگراترها میکوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سهپاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.
(دکتر محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کردهاند، اما من تصور میکنم این سیاست بر محور سهگانهای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیشتر آنرا فرسایش تمدنی خواندهام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهومسازی یکی از همکارانم با سه کلمه میتوان وصف کرد: جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی».
🔹خودیها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی میکند. خودیها دستشان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد بهنفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برایشان درست جلوه میدهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا میکنند، منافع ملی را آنها تشخیص میدهند، داور دنیای و آخرت مردماند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و ... از کمالاتشان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده میشوند.
🔹نُخودیها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم میطلبند، میخواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس میکنند «بازیگردانی میشوند.» گویی وقتی خودیها لازم دارند به بازی گرفته میشوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگترها داخل میشوند، به عنوان نخودی یارکشی میشوند و دائم دنبال توپ میدوند، اما کسی به آنها پاس نمیدهد، پایشان به توپ نمیخورد، اما گاه گاه که بزرگترها شوت میکنند، توپ توی صورتشان میخورد و وقتی توپ به خانه همسایه میافتد و میخواهد آنرا پاره کند، نخودی را میفرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.
🔹بیخودیها: اینها گویی اصلاً بیخود کردهاند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوبهای اندیشه و جهتگیریشان به دنیا و آخرت با «خودی»ها فرق دارد. همین که مثل خودیها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل میشوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودیها، آسته میرن آسته میان که کسی شاخشان نزند، نقشهای نخودی هم بازی میکنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر میکنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آنها ایران را دوست دارند، اما خودیها به خودشان حق میدهند با هر وصفی آنها را بخوانند و برانند.
✅ دایره خودیها به مرور زمان تنگتر و تنگتر شده است. نخودی بودن نخودیها احساس بیقدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آنها تقویت کرده است. آنها احساس میکنند خودیها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده میکنند و آنها را هم کنار خودشان جمع میبندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودیها هم سعی میکنند حقشان را از خودیها بگیرند، بیش از آنکه در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله میکنند، برخی با خودیها، برخی با خدا و برخی با آرمانهایشان.
✅ تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افقهای آینده خاکستری شدهاند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودیها اولش فکر میکردند این انحصار همه خوبیها خوب است، اما برخی از آنها حالا فهمیدهاند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی میتوان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودیها که همه نخودیها و بیخودیها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس میکنند.
✅ خودیها خجلتر و همزمان خشنتر؛ نخودیها مستأصلتر، ناراضیتر، تحقیرشدهتر و منتفرتر؛ و بیخودیها کمامیدتر میشوند؛ آنها که دستشان برسد میروند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله میکنند و آرمانگراترها میکوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سهپاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.
(دکتر محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
💠 رویکرد کوتوله پروری در سیستم مدیریتی ایران
✅یکی از دلایل اصلی شرایط نابسامان کنونی کشورمان، خالی شدن مستمر خرد جمعی از گلوگاه های مهم تصمیم گیری و تصمیم سازی بوده است. رویکردهای مدیریتی دولت های پس از انقلاب اغلب با گفتمان های متفاوت انقلابی، جهادی دفاعی، سازندگی، توسعه سیاسی- آزادی های مدنی، عدالت خواهی و در نهایت اعتدال بوده است. که با توجه به نوع گفتمان ها در هر دوره، سیستم مدیریتی هم دستخوش تغییرات شدید و اغلب دچار تغییر اتوبوسی شده است. به نظر می رسد اکثر این دولت ها در یک رویکرد به نام " رویکرد کوتوله پروری" اشتراک دارند.
✅ این رویکرد در دولت های مختلف دارای شدت و ضعف بوده ولی در دولت نهم و دهم به اوج خود رسید و در سیستم مدیریتی ایران نهادینه شد.
این نوع رویکرد مشکلات زیادی برای رشد و توسعه کشور ایجاد نمود و سرمایه های عظیم کشور از جمله ثروت بزرگ نیروی جوان، و .. را نابود کرد.
🔸در این میان گاها تک ستاره هایی در سیستم مدیریتی کشور پدیدار شده و خدمات ارزنده ای به ملت و کشور عرضه داشتند که به عدم تداوم نگرش و رویکرد آنها، نتوانستند جهت دهی مناسبی به مدیریت منابع و نیروی انسانی کشور بدهند.
✳مدیران کوتوله دارای ویژه گی های مشترکی به شرح ذیل اند:
1- فاقد دانش، توانایی و شایستگی لازم هستند ولی با اطلاعات سطحی که دارند در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
2- حوزه مدیریت شان به مثابه ملک شخصی است که بر اساس سلیقه و به فراخور زمان از آن هزینه می کنند.
3- نگاه شان به مسند، نگاهی عنکبوتی است، بدان معنی که چینش زیر مجموعه را بر اساس بقاء خویش انجام می دهند.
4- مدیران زیر مجموعه خود را از میان افراد ناتوانتر از خود انتخاب می کنند.
5- لابی با شخصیت های سیاسی مذهبی و بویژه نمایندگان مجلس برای بقاء پست، از وظایف روزمره آنهاست.
6- قانون بقاء پست در مورد آنها صادق است یعنی از دولتی به دولت دیگر همیشه مدیر می مانند و انگار مدیر متولد شده اند.
7- مانع رشد و ارتقاء پرسنل زیر مجموعه خود شده و معیار ارتقاء افراد را میزان نزدیکی و وفاداری می دانند.
8- ریسک پذیر نبوده و در انجام امور به دلیل عدم آگاهی از قوانین، دستور مستقیم بر انجام یا عدم انجام کار نمی دهند و پاراف درخواست های ارباب رجوع معمولا جمله ی معروف "طبق مقررات" است.
9- لابی گرهای خبره ای بوده و زندگی شان از رانت ها تغذیه می شود.
10- از بورس تحصیلی و ماموریت های پر سود بخوبی بهره می برند.
11- بیشتر وقتشان صرف جلسات بی ثمر می شود.
12- برای پر بار نمودن رزومه هایشان، ریاست هیات های ورزشی و ... را بر عهده گرفته و مانع بزرگی در مقابل ورزشکاران حرفه ای اند.
13- علاقه شدیدی به برگزاری همایش های بزرگ و پر هزینه و بی محتوی دارند.
14- مقدس معابی در وجودشان موج می زند. صف اول هر مناسبتی مینشیند و زاویه دید دوربین رسانه ها را به خوبی شناسایی می کنند.
15- از بودجه دولت بعضی از رسانه ها را اجیر و تبلیغات پر سر و صدایی دارند.
16-علیرغم نداشتن وقت کافی، رزومه پر پیمانه ای از کتب و مقالات به چاپ رسیده دارند.
17- بیرق آنها بر پشت بام خانهشان افراشته، و جهت وزش باد را بخوبی حس میکنند.
18- تشریفاتشان زیاد، و دیدارشان برای مردم پر مشقت است.
19- اگر در خطر عزل قرارگیرند نزدیکترین دوستان خود را قربانی می کنند.
20- آمار پردازان و مستند سازان حرفه ای هستند.
21- با ایجاد شبکه های مدیریتی بین بخشی، در امور استخدامی به داد و ستد پرداخته و بستگان خود را به راحتی مستخدم دولت می کنند.
22- ساعات آخر شب زمان لابی آنها است.
23- اسپانسرهای خوبی برای انتخابات هستند.
24- پرونده سازان حرفه ای برای رقبای احتمالی اند.
25- همزمان هم مدیر، هم دانشجو و هم استاد دانشگاه هستند.
26- برای دیدار مدیران بالادستی هدایای ارگانیک می برند.
27- آهنگ انتظار گوشی های تلفن همراه آنها بسیار معنوی و شامل سخن بزرگان است.
28- در بوروکراسی و کاغذ بازی استاد بی بدیل هستند.
رویکرد کوتوله پروری مانند بیماری مزمنی در بدنه مدیریتی کشور رسوخ و نهادینه شده است. یکی از دلایل اصلی ناکارامدی دولت ها و نارضایتی مردم وجود این رویکرد خطرناک مدیریتی در آنهاست. حذف این رویکرد نیاز به عزمی جدی دارد و نجات مدیریت کشور از دست مدیران کوتوله، نجات کشور خواهد بود.
✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
✅یکی از دلایل اصلی شرایط نابسامان کنونی کشورمان، خالی شدن مستمر خرد جمعی از گلوگاه های مهم تصمیم گیری و تصمیم سازی بوده است. رویکردهای مدیریتی دولت های پس از انقلاب اغلب با گفتمان های متفاوت انقلابی، جهادی دفاعی، سازندگی، توسعه سیاسی- آزادی های مدنی، عدالت خواهی و در نهایت اعتدال بوده است. که با توجه به نوع گفتمان ها در هر دوره، سیستم مدیریتی هم دستخوش تغییرات شدید و اغلب دچار تغییر اتوبوسی شده است. به نظر می رسد اکثر این دولت ها در یک رویکرد به نام " رویکرد کوتوله پروری" اشتراک دارند.
✅ این رویکرد در دولت های مختلف دارای شدت و ضعف بوده ولی در دولت نهم و دهم به اوج خود رسید و در سیستم مدیریتی ایران نهادینه شد.
این نوع رویکرد مشکلات زیادی برای رشد و توسعه کشور ایجاد نمود و سرمایه های عظیم کشور از جمله ثروت بزرگ نیروی جوان، و .. را نابود کرد.
🔸در این میان گاها تک ستاره هایی در سیستم مدیریتی کشور پدیدار شده و خدمات ارزنده ای به ملت و کشور عرضه داشتند که به عدم تداوم نگرش و رویکرد آنها، نتوانستند جهت دهی مناسبی به مدیریت منابع و نیروی انسانی کشور بدهند.
✳مدیران کوتوله دارای ویژه گی های مشترکی به شرح ذیل اند:
1- فاقد دانش، توانایی و شایستگی لازم هستند ولی با اطلاعات سطحی که دارند در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
2- حوزه مدیریت شان به مثابه ملک شخصی است که بر اساس سلیقه و به فراخور زمان از آن هزینه می کنند.
3- نگاه شان به مسند، نگاهی عنکبوتی است، بدان معنی که چینش زیر مجموعه را بر اساس بقاء خویش انجام می دهند.
4- مدیران زیر مجموعه خود را از میان افراد ناتوانتر از خود انتخاب می کنند.
5- لابی با شخصیت های سیاسی مذهبی و بویژه نمایندگان مجلس برای بقاء پست، از وظایف روزمره آنهاست.
6- قانون بقاء پست در مورد آنها صادق است یعنی از دولتی به دولت دیگر همیشه مدیر می مانند و انگار مدیر متولد شده اند.
7- مانع رشد و ارتقاء پرسنل زیر مجموعه خود شده و معیار ارتقاء افراد را میزان نزدیکی و وفاداری می دانند.
8- ریسک پذیر نبوده و در انجام امور به دلیل عدم آگاهی از قوانین، دستور مستقیم بر انجام یا عدم انجام کار نمی دهند و پاراف درخواست های ارباب رجوع معمولا جمله ی معروف "طبق مقررات" است.
9- لابی گرهای خبره ای بوده و زندگی شان از رانت ها تغذیه می شود.
10- از بورس تحصیلی و ماموریت های پر سود بخوبی بهره می برند.
11- بیشتر وقتشان صرف جلسات بی ثمر می شود.
12- برای پر بار نمودن رزومه هایشان، ریاست هیات های ورزشی و ... را بر عهده گرفته و مانع بزرگی در مقابل ورزشکاران حرفه ای اند.
13- علاقه شدیدی به برگزاری همایش های بزرگ و پر هزینه و بی محتوی دارند.
14- مقدس معابی در وجودشان موج می زند. صف اول هر مناسبتی مینشیند و زاویه دید دوربین رسانه ها را به خوبی شناسایی می کنند.
15- از بودجه دولت بعضی از رسانه ها را اجیر و تبلیغات پر سر و صدایی دارند.
16-علیرغم نداشتن وقت کافی، رزومه پر پیمانه ای از کتب و مقالات به چاپ رسیده دارند.
17- بیرق آنها بر پشت بام خانهشان افراشته، و جهت وزش باد را بخوبی حس میکنند.
18- تشریفاتشان زیاد، و دیدارشان برای مردم پر مشقت است.
19- اگر در خطر عزل قرارگیرند نزدیکترین دوستان خود را قربانی می کنند.
20- آمار پردازان و مستند سازان حرفه ای هستند.
21- با ایجاد شبکه های مدیریتی بین بخشی، در امور استخدامی به داد و ستد پرداخته و بستگان خود را به راحتی مستخدم دولت می کنند.
22- ساعات آخر شب زمان لابی آنها است.
23- اسپانسرهای خوبی برای انتخابات هستند.
24- پرونده سازان حرفه ای برای رقبای احتمالی اند.
25- همزمان هم مدیر، هم دانشجو و هم استاد دانشگاه هستند.
26- برای دیدار مدیران بالادستی هدایای ارگانیک می برند.
27- آهنگ انتظار گوشی های تلفن همراه آنها بسیار معنوی و شامل سخن بزرگان است.
28- در بوروکراسی و کاغذ بازی استاد بی بدیل هستند.
رویکرد کوتوله پروری مانند بیماری مزمنی در بدنه مدیریتی کشور رسوخ و نهادینه شده است. یکی از دلایل اصلی ناکارامدی دولت ها و نارضایتی مردم وجود این رویکرد خطرناک مدیریتی در آنهاست. حذف این رویکرد نیاز به عزمی جدی دارد و نجات مدیریت کشور از دست مدیران کوتوله، نجات کشور خواهد بود.
✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
📕جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی»
✅ سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کردهاند، اما من تصور میکنم این سیاست بر محور سهگانهای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیشتر آنرا فرسایش تمدنی خواندهام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهومسازی یکی از همکارانم با سه کلمه میتوان وصف کرد: جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی».
🔹خودیها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی میکند. خودیها دستشان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد بهنفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برایشان درست جلوه میدهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا میکنند، منافع ملی را آنها تشخیص میدهند، داور دنیای و آخرت مردماند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و ... از کمالاتشان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده میشوند.
🔹نُخودیها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم میطلبند، میخواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس میکنند «بازیگردانی میشوند.» گویی وقتی خودیها لازم دارند به بازی گرفته میشوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگترها داخل میشوند، به عنوان نخودی یارکشی میشوند و دائم دنبال توپ میدوند، اما کسی به آنها پاس نمیدهد، پایشان به توپ نمیخورد، اما گاه گاه که بزرگترها شوت میکنند، توپ توی صورتشان میخورد و وقتی توپ به خانه همسایه میافتد و میخواهد آنرا پاره کند، نخودی را میفرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.
🔹بیخودیها: اینها گویی اصلاً بیخود کردهاند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوبهای اندیشه و جهتگیریشان به دنیا و آخرت با «خودی»ها فرق دارد. همین که مثل خودیها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل میشوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودیها، آسته میرن آسته میان که کسی شاخشان نزند، نقشهای نخودی هم بازی میکنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر میکنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آنها ایران را دوست دارند، اما خودیها به خودشان حق میدهند با هر وصفی آنها را بخوانند و برانند.
✅ دایره خودیها به مرور زمان تنگتر و تنگتر شده است. نخودی بودن نخودیها احساس بیقدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آنها تقویت کرده است. آنها احساس میکنند خودیها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده میکنند و آنها را هم کنار خودشان جمع میبندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودیها هم سعی میکنند حقشان را از خودیها بگیرند، بیش از آنکه در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله میکنند، برخی با خودیها، برخی با خدا و برخی با آرمانهایشان.
✅ تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افقهای آینده خاکستری شدهاند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودیها اولش فکر میکردند این انحصار همه خوبیها خوب است، اما برخی از آنها حالا فهمیدهاند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی میتوان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودیها که همه نخودیها و بیخودیها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس میکنند.
✅ خودیها خجلتر و همزمان خشنتر؛ نخودیها مستأصلتر، ناراضیتر، تحقیرشدهتر و منتفرتر؛ و بیخودیها کمامیدتر میشوند؛ آنها که دستشان برسد میروند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله میکنند و آرمانگراترها میکوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سهپاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.
✍(دکتر محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کردهاند، اما من تصور میکنم این سیاست بر محور سهگانهای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیشتر آنرا فرسایش تمدنی خواندهام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهومسازی یکی از همکارانم با سه کلمه میتوان وصف کرد: جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی».
🔹خودیها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی میکند. خودیها دستشان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد بهنفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برایشان درست جلوه میدهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا میکنند، منافع ملی را آنها تشخیص میدهند، داور دنیای و آخرت مردماند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و ... از کمالاتشان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده میشوند.
🔹نُخودیها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم میطلبند، میخواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس میکنند «بازیگردانی میشوند.» گویی وقتی خودیها لازم دارند به بازی گرفته میشوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگترها داخل میشوند، به عنوان نخودی یارکشی میشوند و دائم دنبال توپ میدوند، اما کسی به آنها پاس نمیدهد، پایشان به توپ نمیخورد، اما گاه گاه که بزرگترها شوت میکنند، توپ توی صورتشان میخورد و وقتی توپ به خانه همسایه میافتد و میخواهد آنرا پاره کند، نخودی را میفرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.
🔹بیخودیها: اینها گویی اصلاً بیخود کردهاند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوبهای اندیشه و جهتگیریشان به دنیا و آخرت با «خودی»ها فرق دارد. همین که مثل خودیها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل میشوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودیها، آسته میرن آسته میان که کسی شاخشان نزند، نقشهای نخودی هم بازی میکنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر میکنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آنها ایران را دوست دارند، اما خودیها به خودشان حق میدهند با هر وصفی آنها را بخوانند و برانند.
✅ دایره خودیها به مرور زمان تنگتر و تنگتر شده است. نخودی بودن نخودیها احساس بیقدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آنها تقویت کرده است. آنها احساس میکنند خودیها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده میکنند و آنها را هم کنار خودشان جمع میبندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودیها هم سعی میکنند حقشان را از خودیها بگیرند، بیش از آنکه در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله میکنند، برخی با خودیها، برخی با خدا و برخی با آرمانهایشان.
✅ تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افقهای آینده خاکستری شدهاند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودیها اولش فکر میکردند این انحصار همه خوبیها خوب است، اما برخی از آنها حالا فهمیدهاند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی میتوان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودیها که همه نخودیها و بیخودیها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس میکنند.
✅ خودیها خجلتر و همزمان خشنتر؛ نخودیها مستأصلتر، ناراضیتر، تحقیرشدهتر و منتفرتر؛ و بیخودیها کمامیدتر میشوند؛ آنها که دستشان برسد میروند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله میکنند و آرمانگراترها میکوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سهپاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.
✍(دکتر محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
✅نمایش تخریب و تخطئه به جای اقناع و اثبات کارآمدی
✍️ دکتر محمود واعظی / رئیسدفتر رئیسجمهوری
📌اولین مناظره انتخابات ریاستجمهوری با محوریت مسائل اقتصادی دیروز برگزار شد. آنچه انتظار میرفت این بود که نامزدهای محترم در این مناظره با هدف اقناع مردم و افزایش مشارکت و اثبات تواناییهای خود سخن بگویند. در عوض اما محتوای مناظره متاسفانه بیشتر سیاهنمایی، تخطئه غیرمنصفانه دولت و درشت گویی حضار نسبت به یکدیگر بود.
📌در این مناظره، نامزدهایی که سابقه طولانی در مسئولیتهای قوای سهگانه دارند، بگونهای نسبت به گذشته صحبت میکردند که گویی هیچ نقشی درایجاد شرایط امروز نداشتهاند. قبل از مناظره انتظار این بود که نامزدها با بیان برنامهها و ارائه راهحل برای مشکلات کشور، در راستای افزایش امید مردم به آینده کشور و در نتیجه افزایش مشارکت گام بردارند.
📌ولی آنچه در عمل بر مناظره سایه افکند شعارهای پوپولیستی و تخریب دولتی بود که در چهار سال گذشته در مقابل جنگ اقتصادی همهجانبه آمریکا سینه سپر کرده و همزمان با آن، در یک و نیم سال گذشته در نبرد دشوار دیگری در مقابل بیماری منحوس کرونا صفآرایی کرده بود.
📌سوال از برگزارکنندگان مناظره و نامزدهای محترم این است که در تحلیل شرایط اقتصادی کشور، آیا مردم نباید بدانند که دولت آینده چه سیاستی در مواجهه با اصلیترین مولفههای تاثیرگذار بر اقتصادی کشور در سالهای گذشته یعنی سنگینترین تحریمهای تاریخ معاصر و بحران کرونا به کار خواهد بست؟
📌آیا مدیریت جنگ اقتصادی و خنثی کردن تحریمهای حداکثری که با مقاومت بینظیر مردم عزیزمان، رهنمودهای مقام معظم رهبری و تلاشهای شبانهروزی دولت به دست آمد،یه افتخار بزرگ برای نظام نبود؟ آیا این دو مولفه بسیار مهم موثر در اقتصاد که بخش اعظمی از تمرکز دستگاه اجرایی را به خود اختصاص داده بود، باید از مناظره حذف شود؟
📌نادیده انگاشتن توفیقات این دولت در هشت سال گذشته که بسیار فراوان است و سیاهنمایی، علاوه بر اینکه جفا در حق خانواده میلیونی دولت است، موجب ناامیدی مردم و مشارکت کمتر آنها در انتخابات خواهد شد. دوران مسئولیت این دولت کمتر از دو ماه دیگر به اتمام خواهد رسید اما این رویکرد غیرمنصفانه در خاطره و یاد ملت بزرگ ایران خواهد ماند.
📌این روزهای تلخ تجربهای برای دولتمردان آینده هم هست. وقتی رئیسجمهوری که با ۲۴ میلیون رای و مشارکت کمنظیر مردم روی کار آمد و پنجه در پنجه دشوارترین مشکلات داخلی و خارجی انداخت و برای موفقیت ایران همراه مردم مردانه جنگید، اینچنین مورد بیحرمتی قرار گیرد،آیا تضمینی وجود دارد که برای دولت بعدی این بیاخلاقیها افزایش نیابد؟/چند ثانیه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمود واعظی / رئیسدفتر رئیسجمهوری
📌اولین مناظره انتخابات ریاستجمهوری با محوریت مسائل اقتصادی دیروز برگزار شد. آنچه انتظار میرفت این بود که نامزدهای محترم در این مناظره با هدف اقناع مردم و افزایش مشارکت و اثبات تواناییهای خود سخن بگویند. در عوض اما محتوای مناظره متاسفانه بیشتر سیاهنمایی، تخطئه غیرمنصفانه دولت و درشت گویی حضار نسبت به یکدیگر بود.
📌در این مناظره، نامزدهایی که سابقه طولانی در مسئولیتهای قوای سهگانه دارند، بگونهای نسبت به گذشته صحبت میکردند که گویی هیچ نقشی درایجاد شرایط امروز نداشتهاند. قبل از مناظره انتظار این بود که نامزدها با بیان برنامهها و ارائه راهحل برای مشکلات کشور، در راستای افزایش امید مردم به آینده کشور و در نتیجه افزایش مشارکت گام بردارند.
📌ولی آنچه در عمل بر مناظره سایه افکند شعارهای پوپولیستی و تخریب دولتی بود که در چهار سال گذشته در مقابل جنگ اقتصادی همهجانبه آمریکا سینه سپر کرده و همزمان با آن، در یک و نیم سال گذشته در نبرد دشوار دیگری در مقابل بیماری منحوس کرونا صفآرایی کرده بود.
📌سوال از برگزارکنندگان مناظره و نامزدهای محترم این است که در تحلیل شرایط اقتصادی کشور، آیا مردم نباید بدانند که دولت آینده چه سیاستی در مواجهه با اصلیترین مولفههای تاثیرگذار بر اقتصادی کشور در سالهای گذشته یعنی سنگینترین تحریمهای تاریخ معاصر و بحران کرونا به کار خواهد بست؟
📌آیا مدیریت جنگ اقتصادی و خنثی کردن تحریمهای حداکثری که با مقاومت بینظیر مردم عزیزمان، رهنمودهای مقام معظم رهبری و تلاشهای شبانهروزی دولت به دست آمد،یه افتخار بزرگ برای نظام نبود؟ آیا این دو مولفه بسیار مهم موثر در اقتصاد که بخش اعظمی از تمرکز دستگاه اجرایی را به خود اختصاص داده بود، باید از مناظره حذف شود؟
📌نادیده انگاشتن توفیقات این دولت در هشت سال گذشته که بسیار فراوان است و سیاهنمایی، علاوه بر اینکه جفا در حق خانواده میلیونی دولت است، موجب ناامیدی مردم و مشارکت کمتر آنها در انتخابات خواهد شد. دوران مسئولیت این دولت کمتر از دو ماه دیگر به اتمام خواهد رسید اما این رویکرد غیرمنصفانه در خاطره و یاد ملت بزرگ ایران خواهد ماند.
📌این روزهای تلخ تجربهای برای دولتمردان آینده هم هست. وقتی رئیسجمهوری که با ۲۴ میلیون رای و مشارکت کمنظیر مردم روی کار آمد و پنجه در پنجه دشوارترین مشکلات داخلی و خارجی انداخت و برای موفقیت ایران همراه مردم مردانه جنگید، اینچنین مورد بیحرمتی قرار گیرد،آیا تضمینی وجود دارد که برای دولت بعدی این بیاخلاقیها افزایش نیابد؟/چند ثانیه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در باب مبارزه با فساد
📕میخواهم بحث را خیلی ساده مطرح کنم. فساد دولتی یعنی فسادی که در ساختار دولت و از طریق بروکراتها یعنی افرادی که مسلط بر قدرت دولت هستند یا وابستگان و رابطین آنها انجام میگیرد. فساد در یک اقتصاد بازاری که کسب سود و افزایش درآمد تنها از مسیر عرضه کالا و خدمات مورد نیاز و قبول مشتریان امکان پذیر است معنا نمی دهد. تخلف از قرارداد، کم فروشی و از این قبیل موارد در مبادلات روزمره همیشه بوده است اما این بمعنی فساد از نوع دولتی آن نیست. در فساد دولتی شما به خاطر امکانی که ساختارهای بورکراتیک اعم از ادارات متعدد، قوانین، مقررات، مصوبات، انحصارات، مجوزها، دسترسی های خاص، امضاهای طلایی و... برای شما فراهم آوردهاند از این جهت که اختیارات بالا و منابع عمومی را در اختیار دارید، از آنها به نفع خود یا اشخاص ثالثی که مدنظر دارید استفاده می کنید که در دولت هایی مانند ایران یک امر کاملاً بدیهی است. بعضاً پیچیدگی مفاسد رخ داده ناشی از تسلطی است که بروکراتها در طی چندین سال بر فرایندهای بورکراتیک پیدا کرده اند. مثلاً دولت بخشنامهای را صادر میکند که عموم مردم از آن بیاطلاع یا کماطلاع هستند. این بخشنامه خود یک مداخلهء جدید در تسلسل مداخلات قبلی است اما بروکراتها و نزدیکان آنها کاملاً میدانند چگونه از این بخشنامه له یا علیه کسی استفاده کنند. مثل هر آدمی بویِ رانت و امتیازات طلایی را میشنفند و از آن نهایت بهره را می برند.
📕راهحلی که بطور عمومی برای کاهش این مفاسد دولتی مطرح میشود غالباً از نوع ادبیاتی است که مردم ایران عاشق آن هستند: مبارزه دولتی یا همان بگیر و ببند. مردم هنوز با نقل برخی خاطرات خیالی یا واقعی از عهد رضاشاه که برای هم بازگو می کنند از نانوایی میگویند که توسط پهلوی اول بخاطر گرانفروشی به تنور انداخته شد یا در میان میدان فلک شد. در دوران انقلاب۵۷ نیز کمیته ها عموماً پُر از مردم عادی کوچه و محلات بود که در تعدی به مال این و آن هیچ متر و معیاری نداشتند. طبق عادت معمول حمله به بازار و مبارزه با گرانفروشی کار همیشگی آنها بود. تجاوز به مالکیت به حدی بود که بعضاً داشتن دو عدد از یک کالا مثل پنکه موجب مصادره یکی از آنها میشد! حالا نیز همین طور است. بعید است توده با اعدام سلاطین سکه و دلار و طلا مخالفت جدی داشته باشد و اصلاً علت این آشفتگی را بداند. فارغ از دولت و بروکراتها توده از بگیر و ببند و سرکوب بازار بشدت حمایت میکند البته تا زمانی که دستِ دولت به دامن او نرسد!
📕اما دلیل فساد دولتی چیست؟ خیلی روشن است. دولت بزرگ، ولخرج، شلخته و همهچیزخواری که توسط منابع مالی متعددی مانند پول فیات، درآمد نفت و مالیات تغذیه میشود و در محیطی با یک اقتصاد دولتی رانتیر و ساختار سیاسی انقلابی عمل میکند. یعنی یک نظم نامیمونِ ناعادلانه که برخلاف نظم بازار که منافع افراد در گرو منفعت جمعی است در چنین ساختاری شما قطعاً به ضرر عموم می توانید منتفع شوید. بقول معروف دست ما(اکثریت) کوتاه و خرما(رانت و ثروت دولتی) بر نخیل(اقلیت). این علت العلل است. راه کاهش آن نیز فقط دولتی محدود و در قفس آهنین است. دولتی که در اقتصاد حداقل مداخله را دارد و راه ارتزاق آن از محل مالیات های محدود و داوطلبانه میباشد. یک چنین دولتی تنها با یک اقتصاد خصوصی مولد و سازمان سیاسی نرمال امکان پذیر است. بنابراین اقتصاد میدان جنگ و مبارزه و فرمان نیست بلکه میدان صلح و رقابت و عمل داوطلبانه است. در ایران، سیاست، اقتصاد را به گروگان گرفته و خیل لشکر کارمندان را بوجود آورده است که فقط پولِ بیشتر میخواهند و این خود موجد یک پوپولیسم ویرانگر است.
⚜الیاس شیرازی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕میخواهم بحث را خیلی ساده مطرح کنم. فساد دولتی یعنی فسادی که در ساختار دولت و از طریق بروکراتها یعنی افرادی که مسلط بر قدرت دولت هستند یا وابستگان و رابطین آنها انجام میگیرد. فساد در یک اقتصاد بازاری که کسب سود و افزایش درآمد تنها از مسیر عرضه کالا و خدمات مورد نیاز و قبول مشتریان امکان پذیر است معنا نمی دهد. تخلف از قرارداد، کم فروشی و از این قبیل موارد در مبادلات روزمره همیشه بوده است اما این بمعنی فساد از نوع دولتی آن نیست. در فساد دولتی شما به خاطر امکانی که ساختارهای بورکراتیک اعم از ادارات متعدد، قوانین، مقررات، مصوبات، انحصارات، مجوزها، دسترسی های خاص، امضاهای طلایی و... برای شما فراهم آوردهاند از این جهت که اختیارات بالا و منابع عمومی را در اختیار دارید، از آنها به نفع خود یا اشخاص ثالثی که مدنظر دارید استفاده می کنید که در دولت هایی مانند ایران یک امر کاملاً بدیهی است. بعضاً پیچیدگی مفاسد رخ داده ناشی از تسلطی است که بروکراتها در طی چندین سال بر فرایندهای بورکراتیک پیدا کرده اند. مثلاً دولت بخشنامهای را صادر میکند که عموم مردم از آن بیاطلاع یا کماطلاع هستند. این بخشنامه خود یک مداخلهء جدید در تسلسل مداخلات قبلی است اما بروکراتها و نزدیکان آنها کاملاً میدانند چگونه از این بخشنامه له یا علیه کسی استفاده کنند. مثل هر آدمی بویِ رانت و امتیازات طلایی را میشنفند و از آن نهایت بهره را می برند.
📕راهحلی که بطور عمومی برای کاهش این مفاسد دولتی مطرح میشود غالباً از نوع ادبیاتی است که مردم ایران عاشق آن هستند: مبارزه دولتی یا همان بگیر و ببند. مردم هنوز با نقل برخی خاطرات خیالی یا واقعی از عهد رضاشاه که برای هم بازگو می کنند از نانوایی میگویند که توسط پهلوی اول بخاطر گرانفروشی به تنور انداخته شد یا در میان میدان فلک شد. در دوران انقلاب۵۷ نیز کمیته ها عموماً پُر از مردم عادی کوچه و محلات بود که در تعدی به مال این و آن هیچ متر و معیاری نداشتند. طبق عادت معمول حمله به بازار و مبارزه با گرانفروشی کار همیشگی آنها بود. تجاوز به مالکیت به حدی بود که بعضاً داشتن دو عدد از یک کالا مثل پنکه موجب مصادره یکی از آنها میشد! حالا نیز همین طور است. بعید است توده با اعدام سلاطین سکه و دلار و طلا مخالفت جدی داشته باشد و اصلاً علت این آشفتگی را بداند. فارغ از دولت و بروکراتها توده از بگیر و ببند و سرکوب بازار بشدت حمایت میکند البته تا زمانی که دستِ دولت به دامن او نرسد!
📕اما دلیل فساد دولتی چیست؟ خیلی روشن است. دولت بزرگ، ولخرج، شلخته و همهچیزخواری که توسط منابع مالی متعددی مانند پول فیات، درآمد نفت و مالیات تغذیه میشود و در محیطی با یک اقتصاد دولتی رانتیر و ساختار سیاسی انقلابی عمل میکند. یعنی یک نظم نامیمونِ ناعادلانه که برخلاف نظم بازار که منافع افراد در گرو منفعت جمعی است در چنین ساختاری شما قطعاً به ضرر عموم می توانید منتفع شوید. بقول معروف دست ما(اکثریت) کوتاه و خرما(رانت و ثروت دولتی) بر نخیل(اقلیت). این علت العلل است. راه کاهش آن نیز فقط دولتی محدود و در قفس آهنین است. دولتی که در اقتصاد حداقل مداخله را دارد و راه ارتزاق آن از محل مالیات های محدود و داوطلبانه میباشد. یک چنین دولتی تنها با یک اقتصاد خصوصی مولد و سازمان سیاسی نرمال امکان پذیر است. بنابراین اقتصاد میدان جنگ و مبارزه و فرمان نیست بلکه میدان صلح و رقابت و عمل داوطلبانه است. در ایران، سیاست، اقتصاد را به گروگان گرفته و خیل لشکر کارمندان را بوجود آورده است که فقط پولِ بیشتر میخواهند و این خود موجد یک پوپولیسم ویرانگر است.
⚜الیاس شیرازی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
رضا تقی پور نماینده تهران می گوید این طرح بزودی به صحن می آید؛
♦️طرح مجلس درمورد فضای مجازی در آستانه تصویب
🔹 پیام رسان های خارجی مسدود می شوند، مگر اینکه قانون ما را بپذیرند
🔹 همه کاربران باید احراز هویت شوند
🔹حبس و جزای نقدی برای توزیع و انتشار فیلترشکن
🔹کنترل پیام ها در صورت «شروع» به ارتکاب به جرائم علیه امنیت داخلی
جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002biE
🆔 @Entekhab_ir
♦️طرح مجلس درمورد فضای مجازی در آستانه تصویب
🔹 پیام رسان های خارجی مسدود می شوند، مگر اینکه قانون ما را بپذیرند
🔹 همه کاربران باید احراز هویت شوند
🔹حبس و جزای نقدی برای توزیع و انتشار فیلترشکن
🔹کنترل پیام ها در صورت «شروع» به ارتکاب به جرائم علیه امنیت داخلی
جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002biE
🆔 @Entekhab_ir
Forwarded from اتچ بات
🔰بیشترین سرعت اینترنت در کدام کشورهای جهان است:
🔰 سیستم های مخابراتی در سراسر دنیا به طور مستمر مخصوصا در این شرایط کرونایی تلاش می کنند تا به وسیله راهکارهای نوین، کیفیت و سرعت اتصال به اینترنت را افزایش دهند، تا در این شرایط خاص مردم بتوانند بیشتر و بهتر، ضمن برخورداری از سرعت مناسب، برخی از کارهای شخصی از جمله دوره های آموزشی و یا مراجعه به سازمان ها و ادارات را به حداقل برسانند
🔰به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، سرعت اینترنت از مواردی است که همواره برای کاربران دغدغه بوده و یکی از فاکتورهای کیفی خدمات اینترنتی محسوب میشود و وبسایت Speedtest شاخصهای جهانی اینترنت را در کشورها بررسی میکند.
📘طبق آخرین آمار منتشرشده در اسپیدتست، تا ماه فوریه سال ۲۰۲۱، متوسط جهانی:
📱سرعت متوسط جهانی در اینترنت موبایل:
🔸سرعت دانلود اینترنت ۴۶.۹۴ مگابیت برثانیه،
🔸سرعت آپلود اینترنت، ۱۲.۴۹ مگابیت برثانیه
🔸و تاخیر ۳۷ میلیثانیه است.
☎️سرعت متوسط جهانی در اینترنت ثابت:
🔹سرعت دانلود اینترنت ۹۷.۵۲ مگابیت برثانیه
🔹سرعت آپلود اینترنت ۵۱.۷۹ مگابیت برثانیه
🔹و تاخیر ۲۰ میلیثانیه است
🔰رتبه یک تا پنج اینترنت موبایل در جهان به ترتیب:
۱- امارات متحده عربی(۱۷۷.۱۶ مگابایت بر ثانیه)،
۲- قطر (۱۷۱.۱۵ مگابیتبرثانیه)،
۳- کره جنوبی (۱۶۶.۴۱ مگابیتبرثانیه)،
۴- چین (۱۴۸.۶۲ مگابیتبرثانیه)،
۵- عربستان سعودی (۱۱۹.۰۶ مگابیتبرثانیه)،
☎️ رتبه یک تا پنج اینترنت ثابت در جهان، به ترتیب:
۱- سنگاپور( ۲۳۸.۵۹ مگابیتبرثانیه)،
۲- هنگکنگ (۲۳۱.۷۰ مگابیتبرثانیه)،
۳- تایلند (۲۱۷.۷۰ مگابیتبرثانیه)،
۴-رومانی (۲۰۵.۸۹مگابیتبرثانیه)
۵- دانمارک (۱۹۷.۲۷ مگابیتبرثانیه)
🟥 سرعت متوسط اینترنت موبایل در ایران:
سرعت دانلود موبایلی ۲۵.۵۷ مگابیت برثانیه
سرعت آپلود موبایلی ۱۱.۴۷ مگابیتبرثانیه
🔰 که رتبه ایران را به ۸۴ از میان ۱۴۱ کشور رسانده است.
🟣🟣 طبق این آمار، اینترنت موبایل ایران در حال حاضر از اوکراین و فیلیپین کندتر و از موریس و سورینام سریعتر است.!
🟥سرعت متوسط اینترنت ثابت ایران،
سرعت دانلود ثابت، ۱۹.۵۵ مگابیت برثانیه
سرعت آپلود ثابت ۱۲.۳۵ مگابیتبرثانیه
🔰 این رده بندی رتبه ایران را به ۱۳۴ از میان ۱۷۵ کشور میرساند.
🔴🔴 طبق این آمار، اینترنت ثابت ایران در حال حاضر از سومالی و نیکاراگوئه کندتر و از توگو و تانزانیا سریعتر است.!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 سیستم های مخابراتی در سراسر دنیا به طور مستمر مخصوصا در این شرایط کرونایی تلاش می کنند تا به وسیله راهکارهای نوین، کیفیت و سرعت اتصال به اینترنت را افزایش دهند، تا در این شرایط خاص مردم بتوانند بیشتر و بهتر، ضمن برخورداری از سرعت مناسب، برخی از کارهای شخصی از جمله دوره های آموزشی و یا مراجعه به سازمان ها و ادارات را به حداقل برسانند
🔰به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، سرعت اینترنت از مواردی است که همواره برای کاربران دغدغه بوده و یکی از فاکتورهای کیفی خدمات اینترنتی محسوب میشود و وبسایت Speedtest شاخصهای جهانی اینترنت را در کشورها بررسی میکند.
📘طبق آخرین آمار منتشرشده در اسپیدتست، تا ماه فوریه سال ۲۰۲۱، متوسط جهانی:
📱سرعت متوسط جهانی در اینترنت موبایل:
🔸سرعت دانلود اینترنت ۴۶.۹۴ مگابیت برثانیه،
🔸سرعت آپلود اینترنت، ۱۲.۴۹ مگابیت برثانیه
🔸و تاخیر ۳۷ میلیثانیه است.
☎️سرعت متوسط جهانی در اینترنت ثابت:
🔹سرعت دانلود اینترنت ۹۷.۵۲ مگابیت برثانیه
🔹سرعت آپلود اینترنت ۵۱.۷۹ مگابیت برثانیه
🔹و تاخیر ۲۰ میلیثانیه است
🔰رتبه یک تا پنج اینترنت موبایل در جهان به ترتیب:
۱- امارات متحده عربی(۱۷۷.۱۶ مگابایت بر ثانیه)،
۲- قطر (۱۷۱.۱۵ مگابیتبرثانیه)،
۳- کره جنوبی (۱۶۶.۴۱ مگابیتبرثانیه)،
۴- چین (۱۴۸.۶۲ مگابیتبرثانیه)،
۵- عربستان سعودی (۱۱۹.۰۶ مگابیتبرثانیه)،
☎️ رتبه یک تا پنج اینترنت ثابت در جهان، به ترتیب:
۱- سنگاپور( ۲۳۸.۵۹ مگابیتبرثانیه)،
۲- هنگکنگ (۲۳۱.۷۰ مگابیتبرثانیه)،
۳- تایلند (۲۱۷.۷۰ مگابیتبرثانیه)،
۴-رومانی (۲۰۵.۸۹مگابیتبرثانیه)
۵- دانمارک (۱۹۷.۲۷ مگابیتبرثانیه)
🟥 سرعت متوسط اینترنت موبایل در ایران:
سرعت دانلود موبایلی ۲۵.۵۷ مگابیت برثانیه
سرعت آپلود موبایلی ۱۱.۴۷ مگابیتبرثانیه
🔰 که رتبه ایران را به ۸۴ از میان ۱۴۱ کشور رسانده است.
🟣🟣 طبق این آمار، اینترنت موبایل ایران در حال حاضر از اوکراین و فیلیپین کندتر و از موریس و سورینام سریعتر است.!
🟥سرعت متوسط اینترنت ثابت ایران،
سرعت دانلود ثابت، ۱۹.۵۵ مگابیت برثانیه
سرعت آپلود ثابت ۱۲.۳۵ مگابیتبرثانیه
🔰 این رده بندی رتبه ایران را به ۱۳۴ از میان ۱۷۵ کشور میرساند.
🔴🔴 طبق این آمار، اینترنت ثابت ایران در حال حاضر از سومالی و نیکاراگوئه کندتر و از توگو و تانزانیا سریعتر است.!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕 ...افراد فرومایه را بر عالمان و دانشمندان شایسته ترجیح مده! ...
🔰شایستگی در لغت به معنای «داشتن توانایی، مهارت، دانش، لیاقت و صلاحیت» است و در اصطلاح بسته به کار و حیطه شغلی فرد معنی مییابد. هر کاری توانایی، مهارت و لیاقت ویژهای را میطلبد و در مجموع صلاحیت و شایستگی فرد برای امر به عهده گرفته شده را میرساند؛ یعنی در هر کار، در انتخاب شایسته ترینها باید به تواناییها، شاخصهای رفتاری، باورها، ویژگیهای شخصیتی، بینشها و مهارتهای افراد توجه شود.
🔰از این رو تصدی مشاغل در تمامی ادارات و سازمان ها باید مرتبط با تخصص باشد؛ مثلاً مدیریت یک کارخانه را، نه پزشک یا پرستار، بلکه باید مدیر صنعتی یا مهندس صنایع عهدهدار شود، و جراحی را یک پزشک انجام میدهد نه مهندس صنایع، و استنباط احکام شرعی را یک مجتهد واجد شرایط انجام میدهد، نه پزشک و نه مهندس و...
🔰در نظر گرفتن تخصصها و شایستگیها، با توجه به تفکیک گسترده شاخه های علوم و فنون، و جدا شدن عرصه های کاری از یکدیگر، از ضروریات زندگی ماست، و جامعه بدون آن و با فرهنگ «همه فن حریفی» ره بهجایی نم یبرد. فلذا در تمامی سازمان ها و حکومتها، استفاده از نیروهای متخصص و شایسته، از ابزارهای مهم کارآمدی آنها بوده و میباشد
🔰از نظر امیر المؤمنین علیه السّلام رهبری و پست های مدیریتی از آن نوع کارهائی هستند که باید با توجه به تعهد، تقوا، خلاقیت، تخصص و شایستگی به اشخاص واجد شرایط واگذار گردد. در یک سیستم سیاسی، شخصی مستحق مدیر شدن است که بهترین و بیشترین کفایت و شایستگی را در انجام امور از خود نشان دهد. بزرگترین آفت یک نظام سیاسی، عدم رعایت شایستگی و اهلیت در مدیریت است.
🔰 حضرت علی علیه السّلام برای بنیان و پایداری یک نظام سیاسی کارآمد و مطلوب، رعایت اصل سپردن امور به افراد شایسته تر را، لازم دانسته و ثمرات گزینش کارگزاران با معیارهای مقبول را موجب جلب اعتماد عمومی، اصلاح مفاسد و سر و سامان یافتن امور می شناسند.
🔰در این راستا بار دیگر امام علی علیه السّلام یکی از آفات حکومتها و دولتها را، حاکمیت افراد پست دانسته و می فرماید: ریاست و حاکمیت فرومایگان و بی تجربه ها تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط دولتها و حکومت هاست،
آن حضرت نشانه برگشتن دولتها را در چهار عامل بیان می کند:
1-کنار گذاشتن اصول
2-تمسک به فروع
3-مقدم داشتن مردمان فرومایه
4-کنار زدن عالمان و اندیشمندان.
🔰براساس همین اندیشه ها امام علی علیه السّلام سفارش می کنند: با کنار زدن عالمان و دانشمندان، افراد فرومایه را بر کسی که شرف و حسب و نسب دارد، ترجیح مده. حضرت به خوبی آگاه بودند که حاکمیت اینگونه افراد با ایجاد فساد در سیستم سیاسی جز بدبختی و عقب ماندگی و انحطاط، ارمغان دیگری برای جامعه در پی نخواهد داشت.
🔰هنگامي كه از مديريت بحث مي شود مباحث متعددي از جمله برنامه ريزي، سازماندهي، نظارت و كنترل، هدايت و انگيزش، ارتباطات سازماني و تصميم گيري به عنوان فرايند مديريت مورد توجه قرار مي گيرد. مجموعه اين فعاليت ها است كه مديريت را شكل داده و هماهنگي و نيل به هدف ها را ميسر مي سازد. همه اين عوامل نشان مي دهد كه مديريت ارتباط تنگاتنگي با برنامه ريزي كشور دارد، از اين رو ضروري است كه به اين موضوع توجه خاص و جدي شود.
🔰يكي از عوامل موثر در به وجود آمدن مديريت مطلوب، تحقق نظام شايسته سالاري است. انتخاب مديران لايق، كاردان، مدبر، متعهد، آشنا به علوم و دانش ها و قوانين مربوطه، آگاه نسبت به نيازهاي عيني نظام مديريتي كشور و ... گامي مهم در وصول به شايسته سالاري در مديريت است. در اين راستا بدون شك تبيين ملاك ها و معيارها در گزينش مديري شايسته، انتخاب صحيح و حفظ شايستگان سه محور اصلي در تحقق نظام مديريت شايسته سالار است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰شایستگی در لغت به معنای «داشتن توانایی، مهارت، دانش، لیاقت و صلاحیت» است و در اصطلاح بسته به کار و حیطه شغلی فرد معنی مییابد. هر کاری توانایی، مهارت و لیاقت ویژهای را میطلبد و در مجموع صلاحیت و شایستگی فرد برای امر به عهده گرفته شده را میرساند؛ یعنی در هر کار، در انتخاب شایسته ترینها باید به تواناییها، شاخصهای رفتاری، باورها، ویژگیهای شخصیتی، بینشها و مهارتهای افراد توجه شود.
🔰از این رو تصدی مشاغل در تمامی ادارات و سازمان ها باید مرتبط با تخصص باشد؛ مثلاً مدیریت یک کارخانه را، نه پزشک یا پرستار، بلکه باید مدیر صنعتی یا مهندس صنایع عهدهدار شود، و جراحی را یک پزشک انجام میدهد نه مهندس صنایع، و استنباط احکام شرعی را یک مجتهد واجد شرایط انجام میدهد، نه پزشک و نه مهندس و...
🔰در نظر گرفتن تخصصها و شایستگیها، با توجه به تفکیک گسترده شاخه های علوم و فنون، و جدا شدن عرصه های کاری از یکدیگر، از ضروریات زندگی ماست، و جامعه بدون آن و با فرهنگ «همه فن حریفی» ره بهجایی نم یبرد. فلذا در تمامی سازمان ها و حکومتها، استفاده از نیروهای متخصص و شایسته، از ابزارهای مهم کارآمدی آنها بوده و میباشد
🔰از نظر امیر المؤمنین علیه السّلام رهبری و پست های مدیریتی از آن نوع کارهائی هستند که باید با توجه به تعهد، تقوا، خلاقیت، تخصص و شایستگی به اشخاص واجد شرایط واگذار گردد. در یک سیستم سیاسی، شخصی مستحق مدیر شدن است که بهترین و بیشترین کفایت و شایستگی را در انجام امور از خود نشان دهد. بزرگترین آفت یک نظام سیاسی، عدم رعایت شایستگی و اهلیت در مدیریت است.
🔰 حضرت علی علیه السّلام برای بنیان و پایداری یک نظام سیاسی کارآمد و مطلوب، رعایت اصل سپردن امور به افراد شایسته تر را، لازم دانسته و ثمرات گزینش کارگزاران با معیارهای مقبول را موجب جلب اعتماد عمومی، اصلاح مفاسد و سر و سامان یافتن امور می شناسند.
🔰در این راستا بار دیگر امام علی علیه السّلام یکی از آفات حکومتها و دولتها را، حاکمیت افراد پست دانسته و می فرماید: ریاست و حاکمیت فرومایگان و بی تجربه ها تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط دولتها و حکومت هاست،
آن حضرت نشانه برگشتن دولتها را در چهار عامل بیان می کند:
1-کنار گذاشتن اصول
2-تمسک به فروع
3-مقدم داشتن مردمان فرومایه
4-کنار زدن عالمان و اندیشمندان.
🔰براساس همین اندیشه ها امام علی علیه السّلام سفارش می کنند: با کنار زدن عالمان و دانشمندان، افراد فرومایه را بر کسی که شرف و حسب و نسب دارد، ترجیح مده. حضرت به خوبی آگاه بودند که حاکمیت اینگونه افراد با ایجاد فساد در سیستم سیاسی جز بدبختی و عقب ماندگی و انحطاط، ارمغان دیگری برای جامعه در پی نخواهد داشت.
🔰هنگامي كه از مديريت بحث مي شود مباحث متعددي از جمله برنامه ريزي، سازماندهي، نظارت و كنترل، هدايت و انگيزش، ارتباطات سازماني و تصميم گيري به عنوان فرايند مديريت مورد توجه قرار مي گيرد. مجموعه اين فعاليت ها است كه مديريت را شكل داده و هماهنگي و نيل به هدف ها را ميسر مي سازد. همه اين عوامل نشان مي دهد كه مديريت ارتباط تنگاتنگي با برنامه ريزي كشور دارد، از اين رو ضروري است كه به اين موضوع توجه خاص و جدي شود.
🔰يكي از عوامل موثر در به وجود آمدن مديريت مطلوب، تحقق نظام شايسته سالاري است. انتخاب مديران لايق، كاردان، مدبر، متعهد، آشنا به علوم و دانش ها و قوانين مربوطه، آگاه نسبت به نيازهاي عيني نظام مديريتي كشور و ... گامي مهم در وصول به شايسته سالاري در مديريت است. در اين راستا بدون شك تبيين ملاك ها و معيارها در گزينش مديري شايسته، انتخاب صحيح و حفظ شايستگان سه محور اصلي در تحقق نظام مديريت شايسته سالار است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰 آیا تغییرِ افراد اُولویت دارد یا تغییرِ اندیشه ها؟
🔷اخیراً از دانشجویانِ فوق لیسانسِ روابط بین الملل خود پرسیدم، نخست وزیر یا رئیس جمهور این کشورها را نام ببرند: کرۀ جنوبی، اندونزی، ژاپن و اطریش... یا نمی دانستند یا اشتباه گفتند. اما همه جوابِ این سوال در مورد مصر، عربستان و لیبی را می دانستند.
🔷این تمرینِ ساده یک نتیجۀ مهم داشت: در کشورهایی که سیستم، حزب، تشکیلات، بنگاه و شرکت ها کار می کنند، افراد دیده نمی شوند کما اینکه ژاپن در جهان با سونی، پاناسونیک، هوندا و تویوتا و کره جنوبی با سامسونگ، و الجی شناخته می شود. (فکر میکنید ایران با چه چیز شناخته میشود؟!!!)
هرچند افراد به عنوان مدیر و تصمیم گیرنده مهم هستند ولی ظرفِ بزرگتر ، اندیشه هایی است که این افراد در قالبِ آن فکر و عمل می کنند به مراتب تعیین کننده تر است.
🔷در حال و هوای انتخابات 1400، بعضی رسانه ها لیستی از افراد را مطرح می کنند، اما به ندرت دیالوگ و مناظره ای پیرامونِ اندیشه هایی که قرار است به بهبودِ وضع جامعه منجر شوند را به میان می آورند. البته هزاران سال تاریخِ ما حولِ افراد شکل گرفته و خروج از این سنتِ تاریخی به سوی سیستم، تشکیلات، بنگاه و قراردادِ اجتماعی کارِ سهلی نیست.
🔷 دورۀ 136 سالۀ قاجار, با 7 نفر و دورۀ 57 سالۀ پهلوی, با نام 2 نفر آمیخته است. افکار، سلایق، منافع و تمایلات این 9 نفر، بالغ بر
193 سال از تاریخ ایران را رقم زده است. هم زمان با این 193 سال، بخشِ مهمی از جهان به سیستم و تشکیلات روی آورد و افراد، صرفاً مجریان و گردانندگان سیستم ها شدند. این به معنای آن است که فقط تا چند قرنِ اخیر، حکمرانی منحصراً تابعِ افراد بوده است و ظهور سیستم و تشکیلات، پدیده ای نوین است.
🔷هرچند علل مختلفی برای ظهورِ سیستم در جهان را می توان مطرح کرد ولی به اعتقادِ بنده، علتِ شاید 70-80 درصدی ضرورتِ ایجاد سیستم و تشکیلات، در تولید است.
🔷واژه هایی مانند شبکه، کارخانه، بنگاه، برق، نفت، تلگرام، تلفن و بالاخره کامپیوتر و اینترنت همه به خاطر تولید و کیفیت و گسترش آن به وجود آمده اند. فناوری، دانشگاه، شهرنشینی، حمل و نقل هوایی و عموماً «توانایی» و «سرعت» در اختیار تولید قرار گرفته اند.
🔷اگر تولید نباشد، کارآمدی، بهینه سازی و حکمرانی مطلوب معنایی نخواهند داشت. اگر تولید نباشد، چه ضرورتی به ثبات سیاسی، آرامش اجتماعی و توسعۀ اقتصادی وجود خواهد داشت؟ اگر تولید نباشد، فکرِ حفظِ وضع موجود و استفاده از آنچه که موجود است رایج می گردد.... ادامه دارد ...
🔷 اگر قرار باشد کشور به کارآمدی، ثبات، رشد و امنیت پایدار دست یابد، با تغییر افراد و تعدادی سمینار، مدارک تحصیلی، کارگاه های آموزشی و کمپین های انتخاباتی به دست نمی آید، بلکه محتاج تحولِی اندیشگی است.
🔷فرازُ و نشیب و عملکرد دولتهای چپ و راست در دورانِ بعد از جنگ، در نهایت تابع درآمد نفت بوده به طوریکه ریل سیاست خارجی، مسیرِ مستقلِ خود را طی کرده است. سعی و خطا از یک طرف و انطباق با شرایط و حرکت از یک ستون به ستونی دیگر، عمدتاً متدلوژی حکمرانی بسیاری از دولتها بوده است.
🔷به عنوان یک نظر، حکمرانی سیستمی و تشکیلاتی مبتنی بر کارآمدی، ثبات و امنیت، تابعِ بحث، گفت وگو، مناظره و اندیشه ورزی پیرامونِ حل وفصلِ هشت مورد زیر است:
🔸1)آیا سیاستِ خارجی تابعِ اقتصاد است یا اقتصاد تابعِ سیاستِ خارجی؟
🔸2)آیا تولید ناخالصِ ملی امنیت می آورد یا امنیت به رشد اقتصادی منجر می شود؟
🔸3)آیا رویارویی با نظم جهانی ضرورتی انتزاعی است یا یک پایۀ حکمرانی؟
🔸4) آیا انسجام فرهنگی به جامعه ای تزریق می شود یا نتیجۀ تولید اقتصادی و ثبات سیاسی است؟
🔸5)آیا در نیم قرنِ آینده، کشور تابع درآمد های ناشی از فروشِ منابع فسیلی خواهد بود یا باید در فکرِ مزیت های تولیدی و خدماتی قابلِ عرضه در منطقه و جهان باشد ؟
🔸6) کدام استراتژیها، کشور را به سمت مازادِ سرمایه، افزایشِ تولید و مزیت های نسبی سوق خواهند داد؟
🔸7) آیا باید از فرآیند های جهانی شدن فاصله گرفت یا باید به آن ها پیوست؟
🔸8)کدام کشورها به پیشرفت ایران علاقه مندند وازاین پیشرفت نفع می برند؟
🔷دستیابی به پاسخ هایی دقیق، با جزئیات، متمرکز و با پشتوانۀ مطالعاتی، تابعِ یک کار جمعی است. در فرآیند دستیابی به این پاسخ ها، افراد دیده نمی شوند بلکه دانش، تخصص، تسلطِ علمی و آگاهی آن ها شرط است.
🔷 صحبت های مبهم، کلی، چند پهلو و غیرِ دقیق به مازادِ سرمایه، ثروتِ ملی و ثباتِ اقتصادی-سیاسی منجر نمی شوند. اگر در پی سیستم، کارآمدی و ثبات هستیم، نیاز داریم فراتر از افراد بیاندیشیم و با فکر و اندیشه های ناظر به دراز مدت به صلح برسیم./دکتر سریع القلم
🔷اخیراً از دانشجویانِ فوق لیسانسِ روابط بین الملل خود پرسیدم، نخست وزیر یا رئیس جمهور این کشورها را نام ببرند: کرۀ جنوبی، اندونزی، ژاپن و اطریش... یا نمی دانستند یا اشتباه گفتند. اما همه جوابِ این سوال در مورد مصر، عربستان و لیبی را می دانستند.
🔷این تمرینِ ساده یک نتیجۀ مهم داشت: در کشورهایی که سیستم، حزب، تشکیلات، بنگاه و شرکت ها کار می کنند، افراد دیده نمی شوند کما اینکه ژاپن در جهان با سونی، پاناسونیک، هوندا و تویوتا و کره جنوبی با سامسونگ، و الجی شناخته می شود. (فکر میکنید ایران با چه چیز شناخته میشود؟!!!)
هرچند افراد به عنوان مدیر و تصمیم گیرنده مهم هستند ولی ظرفِ بزرگتر ، اندیشه هایی است که این افراد در قالبِ آن فکر و عمل می کنند به مراتب تعیین کننده تر است.
🔷در حال و هوای انتخابات 1400، بعضی رسانه ها لیستی از افراد را مطرح می کنند، اما به ندرت دیالوگ و مناظره ای پیرامونِ اندیشه هایی که قرار است به بهبودِ وضع جامعه منجر شوند را به میان می آورند. البته هزاران سال تاریخِ ما حولِ افراد شکل گرفته و خروج از این سنتِ تاریخی به سوی سیستم، تشکیلات، بنگاه و قراردادِ اجتماعی کارِ سهلی نیست.
🔷 دورۀ 136 سالۀ قاجار, با 7 نفر و دورۀ 57 سالۀ پهلوی, با نام 2 نفر آمیخته است. افکار، سلایق، منافع و تمایلات این 9 نفر، بالغ بر
193 سال از تاریخ ایران را رقم زده است. هم زمان با این 193 سال، بخشِ مهمی از جهان به سیستم و تشکیلات روی آورد و افراد، صرفاً مجریان و گردانندگان سیستم ها شدند. این به معنای آن است که فقط تا چند قرنِ اخیر، حکمرانی منحصراً تابعِ افراد بوده است و ظهور سیستم و تشکیلات، پدیده ای نوین است.
🔷هرچند علل مختلفی برای ظهورِ سیستم در جهان را می توان مطرح کرد ولی به اعتقادِ بنده، علتِ شاید 70-80 درصدی ضرورتِ ایجاد سیستم و تشکیلات، در تولید است.
🔷واژه هایی مانند شبکه، کارخانه، بنگاه، برق، نفت، تلگرام، تلفن و بالاخره کامپیوتر و اینترنت همه به خاطر تولید و کیفیت و گسترش آن به وجود آمده اند. فناوری، دانشگاه، شهرنشینی، حمل و نقل هوایی و عموماً «توانایی» و «سرعت» در اختیار تولید قرار گرفته اند.
🔷اگر تولید نباشد، کارآمدی، بهینه سازی و حکمرانی مطلوب معنایی نخواهند داشت. اگر تولید نباشد، چه ضرورتی به ثبات سیاسی، آرامش اجتماعی و توسعۀ اقتصادی وجود خواهد داشت؟ اگر تولید نباشد، فکرِ حفظِ وضع موجود و استفاده از آنچه که موجود است رایج می گردد.... ادامه دارد ...
🔷 اگر قرار باشد کشور به کارآمدی، ثبات، رشد و امنیت پایدار دست یابد، با تغییر افراد و تعدادی سمینار، مدارک تحصیلی، کارگاه های آموزشی و کمپین های انتخاباتی به دست نمی آید، بلکه محتاج تحولِی اندیشگی است.
🔷فرازُ و نشیب و عملکرد دولتهای چپ و راست در دورانِ بعد از جنگ، در نهایت تابع درآمد نفت بوده به طوریکه ریل سیاست خارجی، مسیرِ مستقلِ خود را طی کرده است. سعی و خطا از یک طرف و انطباق با شرایط و حرکت از یک ستون به ستونی دیگر، عمدتاً متدلوژی حکمرانی بسیاری از دولتها بوده است.
🔷به عنوان یک نظر، حکمرانی سیستمی و تشکیلاتی مبتنی بر کارآمدی، ثبات و امنیت، تابعِ بحث، گفت وگو، مناظره و اندیشه ورزی پیرامونِ حل وفصلِ هشت مورد زیر است:
🔸1)آیا سیاستِ خارجی تابعِ اقتصاد است یا اقتصاد تابعِ سیاستِ خارجی؟
🔸2)آیا تولید ناخالصِ ملی امنیت می آورد یا امنیت به رشد اقتصادی منجر می شود؟
🔸3)آیا رویارویی با نظم جهانی ضرورتی انتزاعی است یا یک پایۀ حکمرانی؟
🔸4) آیا انسجام فرهنگی به جامعه ای تزریق می شود یا نتیجۀ تولید اقتصادی و ثبات سیاسی است؟
🔸5)آیا در نیم قرنِ آینده، کشور تابع درآمد های ناشی از فروشِ منابع فسیلی خواهد بود یا باید در فکرِ مزیت های تولیدی و خدماتی قابلِ عرضه در منطقه و جهان باشد ؟
🔸6) کدام استراتژیها، کشور را به سمت مازادِ سرمایه، افزایشِ تولید و مزیت های نسبی سوق خواهند داد؟
🔸7) آیا باید از فرآیند های جهانی شدن فاصله گرفت یا باید به آن ها پیوست؟
🔸8)کدام کشورها به پیشرفت ایران علاقه مندند وازاین پیشرفت نفع می برند؟
🔷دستیابی به پاسخ هایی دقیق، با جزئیات، متمرکز و با پشتوانۀ مطالعاتی، تابعِ یک کار جمعی است. در فرآیند دستیابی به این پاسخ ها، افراد دیده نمی شوند بلکه دانش، تخصص، تسلطِ علمی و آگاهی آن ها شرط است.
🔷 صحبت های مبهم، کلی، چند پهلو و غیرِ دقیق به مازادِ سرمایه، ثروتِ ملی و ثباتِ اقتصادی-سیاسی منجر نمی شوند. اگر در پی سیستم، کارآمدی و ثبات هستیم، نیاز داریم فراتر از افراد بیاندیشیم و با فکر و اندیشه های ناظر به دراز مدت به صلح برسیم./دکتر سریع القلم
Telegram
attach 📎
🔰فلسفه وجودی دولت (حکومت) چیست؟
🔷زان نهادیم ازممالک مذهبی/ تا نیاید برفلک ها یا ربی!
🔷درباره فلسفه وجودی دولت سخن ها زیاد گفته شده است. درجهان پیشا مدرن متکلمان مسیحی و متالمان اکثریت براین باور بودند که دولت ریشه و منشایی الهی دارد و خداوند فیض خود را نصیب افراد خاص می کند و شکوه شهریاران امتداد شکوه خدا در ملکوت است. نظیر این ایده در سامان فکری ایرانیان نیز وجود داشت.اینکه خداوند فر ایزدی را به همگان عطا نکرده است و رعیت را شایسته است که ارج شهریار و ملوک را نگهدارند و پای ازگلیم خویش دراز نکنند. جهان کلاسیک منقسم به دو طبقه حاکم و محکوم بود.فرمانروا و فرمانبردار.
🔷اما با ظهور سه متفکر بزرگ درغرب یعنی هابز، لاک و روسو که به اصحاب قرارداد اجتماعی شهره اند. منشا الهی حکومت زیر سوال رفت. حکومت یک امر قراردادی است که برخاسته از نیاز و رای مردم باشد.
🔷 هابز معتقد بود دولت برای آن است که بتواند امنیت را درجامعه مستقرکند تا افراد که هریک گرگ دیگری است همدیگر را ندرند. علت وجودی دولت همانا ترس مردم از ناامنی و مرگ بود. هابز نسبت به ذات بشر بدبین بود و لذا حکومت را شر ضروری می دانست که باید باشد تا مردمان درکنف حمایت او بیاسایند.
🔷لاک در مقام متفکری لیبرال اما، نسبت به بشر خوشبین بود و معتقد بود که انسان عاقل، بالغ وآزاد آفریده است. تمام جهان مایملک خداست که به انسان وانهاده شده است اما هیچ انسانی نباید در مالکیت دیگری باشد. هدف و فلسفه وجودی دولت همانا حفظ مالکیت افراد بود بدان معنا که هرانسانی بتواند مالک جان و نفس، مال و اموال خود باشد. و دولت برای آن است که بتواند مالکیت افراد و آزادی آنها را تضمین کند.
🔷روسو معتقد بود انسان ذاتاً نیک آفریده شده است اما جامعه او را فاسد کرده است.بنابراین انسانها دروضع طبیعی بهترزندگی می کنند و سالم تر و هدف دولت و فلسفه وجودی آن این است که بتواند چنان سامانی را برای افرادرقم بزند.یعنی بتواند دوباره آنها را ازفساد جامعه به سوی سرشت نیک شان سوق دهد.فلسفه دولت همانا حفظ حقوق طبیعی افراد و نگهداشت آزادی و برابری شان است.
🔷جهان مدرن متاثر از آرای این سه نظریه پرداز بزرگ علم سیاست و اندیشه سیاسی دیگر دولت را نه دارای منشا الهی بلکه محصول قرارداد اجتماعی می داند که وظیفه اش درکل حفظ امنیت، آزادی، مالکیت، برابری و حفظ حقوق طبیعی آنهاست و اگر دولتی نتواند فلسفه وجودی خود را تحقق ببخشد مشروعیت خود را ازکف می نهد.
🔷هابز علیرغم تاکید بر دولت حداکثری و شر ضروری معتقد بود اگر جان انسانی را بگیرد آن فرد می تواند دست به طغیان بزند.لاک هم معتقد بود دولت درکل، و حکومت بطور اخص به عنوان بازوی اجرایی دولت اگر مالکیت افراد را نقض کند و یا آزادی آنها را تحت مخاطره قرار دهد افراد می توانند قراداد خود را ملغی کنند. و همین مسئله درمورد روسو هم مصداق داشت.اگر دولت که فلسفه اش حفظ حقوق طبیعی و برابری و آزادی افراد بود نمی توانست هدف خود را تحقق ببخشد افراد با نقض قرارداد می توانستند دست به انقلاب بزنند و اراده عمومی خود را که معطوف به خیر مشترک همگانی بود محقق سازند.
🔷نگاه به وضعیت خطیر جامعه ایران از زاویه دید این سه اندیشمند ما را با پرسش هایی جدی مواجه می سازد. دولتی که نتواند، آسایش، آرامش، آزادی، مساوات و برابری، حقوق طبیعی مردم، مالکیت و امنیت آنها را فراهم کند چه حقی دارد که مردم را به اطاعت و تبعیت مطلق از خود فرابخواند؟
🔷 وقتی دولتی از ادای بدیهی ترین وظایف خویش عاجزاست ازچه مشروعیتی می تواند برخوردار باشد که مردمان را به سرسپردگی و اطاعت ازقوانین برساخته خود وادارکند؟قرارداد اجتماعی قراردادی دوسویه است.آیا نقض شرایط قرارداد ازسوی یکی از طرفین، خیار و غبن دولت در اینجا، حقانیت لازم برای مردم را فراهم نمی کند که تداوم چنان قراردادی را به چالش بکشند؟
🔷شاید بد نباشد به تیتر نوشته که بیتی از مثنوی مولاناست هم دقت کنیم. مولانا به صراحت می نویسد مذهب برای آن است که مردم یارب یارب نکنند و به درگاه خدا تظلم نبرند.دولت دینی (خلیفه و امام اش) برای آن است که مردم درامان باشند و از ظلم و ستم دیگران و همدیگر در آسایش باشند.
🆔@Competentmanagers
🔷زان نهادیم ازممالک مذهبی/ تا نیاید برفلک ها یا ربی!
🔷درباره فلسفه وجودی دولت سخن ها زیاد گفته شده است. درجهان پیشا مدرن متکلمان مسیحی و متالمان اکثریت براین باور بودند که دولت ریشه و منشایی الهی دارد و خداوند فیض خود را نصیب افراد خاص می کند و شکوه شهریاران امتداد شکوه خدا در ملکوت است. نظیر این ایده در سامان فکری ایرانیان نیز وجود داشت.اینکه خداوند فر ایزدی را به همگان عطا نکرده است و رعیت را شایسته است که ارج شهریار و ملوک را نگهدارند و پای ازگلیم خویش دراز نکنند. جهان کلاسیک منقسم به دو طبقه حاکم و محکوم بود.فرمانروا و فرمانبردار.
🔷اما با ظهور سه متفکر بزرگ درغرب یعنی هابز، لاک و روسو که به اصحاب قرارداد اجتماعی شهره اند. منشا الهی حکومت زیر سوال رفت. حکومت یک امر قراردادی است که برخاسته از نیاز و رای مردم باشد.
🔷 هابز معتقد بود دولت برای آن است که بتواند امنیت را درجامعه مستقرکند تا افراد که هریک گرگ دیگری است همدیگر را ندرند. علت وجودی دولت همانا ترس مردم از ناامنی و مرگ بود. هابز نسبت به ذات بشر بدبین بود و لذا حکومت را شر ضروری می دانست که باید باشد تا مردمان درکنف حمایت او بیاسایند.
🔷لاک در مقام متفکری لیبرال اما، نسبت به بشر خوشبین بود و معتقد بود که انسان عاقل، بالغ وآزاد آفریده است. تمام جهان مایملک خداست که به انسان وانهاده شده است اما هیچ انسانی نباید در مالکیت دیگری باشد. هدف و فلسفه وجودی دولت همانا حفظ مالکیت افراد بود بدان معنا که هرانسانی بتواند مالک جان و نفس، مال و اموال خود باشد. و دولت برای آن است که بتواند مالکیت افراد و آزادی آنها را تضمین کند.
🔷روسو معتقد بود انسان ذاتاً نیک آفریده شده است اما جامعه او را فاسد کرده است.بنابراین انسانها دروضع طبیعی بهترزندگی می کنند و سالم تر و هدف دولت و فلسفه وجودی آن این است که بتواند چنان سامانی را برای افرادرقم بزند.یعنی بتواند دوباره آنها را ازفساد جامعه به سوی سرشت نیک شان سوق دهد.فلسفه دولت همانا حفظ حقوق طبیعی افراد و نگهداشت آزادی و برابری شان است.
🔷جهان مدرن متاثر از آرای این سه نظریه پرداز بزرگ علم سیاست و اندیشه سیاسی دیگر دولت را نه دارای منشا الهی بلکه محصول قرارداد اجتماعی می داند که وظیفه اش درکل حفظ امنیت، آزادی، مالکیت، برابری و حفظ حقوق طبیعی آنهاست و اگر دولتی نتواند فلسفه وجودی خود را تحقق ببخشد مشروعیت خود را ازکف می نهد.
🔷هابز علیرغم تاکید بر دولت حداکثری و شر ضروری معتقد بود اگر جان انسانی را بگیرد آن فرد می تواند دست به طغیان بزند.لاک هم معتقد بود دولت درکل، و حکومت بطور اخص به عنوان بازوی اجرایی دولت اگر مالکیت افراد را نقض کند و یا آزادی آنها را تحت مخاطره قرار دهد افراد می توانند قراداد خود را ملغی کنند. و همین مسئله درمورد روسو هم مصداق داشت.اگر دولت که فلسفه اش حفظ حقوق طبیعی و برابری و آزادی افراد بود نمی توانست هدف خود را تحقق ببخشد افراد با نقض قرارداد می توانستند دست به انقلاب بزنند و اراده عمومی خود را که معطوف به خیر مشترک همگانی بود محقق سازند.
🔷نگاه به وضعیت خطیر جامعه ایران از زاویه دید این سه اندیشمند ما را با پرسش هایی جدی مواجه می سازد. دولتی که نتواند، آسایش، آرامش، آزادی، مساوات و برابری، حقوق طبیعی مردم، مالکیت و امنیت آنها را فراهم کند چه حقی دارد که مردم را به اطاعت و تبعیت مطلق از خود فرابخواند؟
🔷 وقتی دولتی از ادای بدیهی ترین وظایف خویش عاجزاست ازچه مشروعیتی می تواند برخوردار باشد که مردمان را به سرسپردگی و اطاعت ازقوانین برساخته خود وادارکند؟قرارداد اجتماعی قراردادی دوسویه است.آیا نقض شرایط قرارداد ازسوی یکی از طرفین، خیار و غبن دولت در اینجا، حقانیت لازم برای مردم را فراهم نمی کند که تداوم چنان قراردادی را به چالش بکشند؟
🔷شاید بد نباشد به تیتر نوشته که بیتی از مثنوی مولاناست هم دقت کنیم. مولانا به صراحت می نویسد مذهب برای آن است که مردم یارب یارب نکنند و به درگاه خدا تظلم نبرند.دولت دینی (خلیفه و امام اش) برای آن است که مردم درامان باشند و از ظلم و ستم دیگران و همدیگر در آسایش باشند.
🆔@Competentmanagers
🔖 مرحوم دکتر رضا بابایی؛
📌 ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمیبست و معصومانه اعتماد نمیکرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا، رشته امید ما را نبربد. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه میساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی میگذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمیدیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
📌 شناسنامهام را میبینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامههای مان هم کردید. فردا نسلی از راه میرسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن میکند؛ آنجا که دست شما به آن نمیرسد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌 ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمیبست و معصومانه اعتماد نمیکرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا، رشته امید ما را نبربد. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه میساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی میگذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمیدیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
📌 شناسنامهام را میبینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامههای مان هم کردید. فردا نسلی از راه میرسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن میکند؛ آنجا که دست شما به آن نمیرسد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مرحوم دکتر رضا بابایی نویسنده و مولوی پژوه تقریبا تمام عمر خود را صرف تحقیقات و پژوهشهای دینی و علوم و معارف اسلامی نموده است.
🔷او گرفتار سرطان بود و در ۱۳۹۹/۰۱/۱۸ از بین ما رفت... این یادداشت را در اوج بیماری بصورت وصیت نامه ای برای علاقه مندان به آثارش نگاشت.
📕اگر عمری باشد:
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.
اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده و آرزو را فدای مصلحت و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.
اگر عمری باشد، از دینها تنها مذهب انصاف را برمیگزینم و از فلسفهها آن را که سربههوا نیست و چشم به راههای زمینی دارد.
اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.
اگر عمری باشد، در پی هیچ عقیده و ایمانی نمیدوم. در خانه مینشینم تا ایمانی که سزاوار من است به سراغم آید.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.
اگر عمری باشد، از هر عقیدهای میگریزم، چونان گنجشک از چنگال عقاب.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.
اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانم.
من قدم به ۵۵ سالگی گذاشتم. خبر مهمی نیست؛ اما مهم است که دوستان من بدانند که این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتابهایی که نخوانده است غمگین است؛ به شمار دستهایی که نگرفته است، پشیمان است و به عدد مهربانیهایی که نکرده است، خاطری آزرده دارد. فریبکاری سپهر تیزرو، او را خام کرد و آینده را چنان فراخ و بلند نمایاند که همهچیز را به آن حوالت داد. در خانۀ او کتابهایی است که سالها چشم به دست او دوخته بودند که از قفس کتابخانه بیرون آیند و از روی میز مطالعه بر چشم او بتابند؛ اما او همیشه به آنها وعدۀ فردا داد؛ فردایی که هیچ حُسن و امتیازی بر امروز و دیروز نداشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷او گرفتار سرطان بود و در ۱۳۹۹/۰۱/۱۸ از بین ما رفت... این یادداشت را در اوج بیماری بصورت وصیت نامه ای برای علاقه مندان به آثارش نگاشت.
📕اگر عمری باشد:
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.
اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده و آرزو را فدای مصلحت و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.
اگر عمری باشد، از دینها تنها مذهب انصاف را برمیگزینم و از فلسفهها آن را که سربههوا نیست و چشم به راههای زمینی دارد.
اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.
اگر عمری باشد، در پی هیچ عقیده و ایمانی نمیدوم. در خانه مینشینم تا ایمانی که سزاوار من است به سراغم آید.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.
اگر عمری باشد، از هر عقیدهای میگریزم، چونان گنجشک از چنگال عقاب.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.
اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر میدانم.
من قدم به ۵۵ سالگی گذاشتم. خبر مهمی نیست؛ اما مهم است که دوستان من بدانند که این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتابهایی که نخوانده است غمگین است؛ به شمار دستهایی که نگرفته است، پشیمان است و به عدد مهربانیهایی که نکرده است، خاطری آزرده دارد. فریبکاری سپهر تیزرو، او را خام کرد و آینده را چنان فراخ و بلند نمایاند که همهچیز را به آن حوالت داد. در خانۀ او کتابهایی است که سالها چشم به دست او دوخته بودند که از قفس کتابخانه بیرون آیند و از روی میز مطالعه بر چشم او بتابند؛ اما او همیشه به آنها وعدۀ فردا داد؛ فردایی که هیچ حُسن و امتیازی بر امروز و دیروز نداشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕مشروعیت یک سیستم سیاسی به شدت تحت تأثیر کارآمدی و اثر بخشی آن است.
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from سیدجواد میری مینق
زبان ترکی پیشران محوری "گفتمان انتخابات"
✍مناظره دوم ریاست جمهوری یک دال محوری داشت و آن هم "امر زبانی" بود که مبتنی بر آن نامزدان تلاش می کردند مخاطبان را در سطح ملی مورد خطاب قرار دهند. در غیبت مناقشه های بنیادین (مانند دموکراسی و سیاست خارجی و چگونگی عبور از دام تحریم ...) امر زبانی ممکن است قدرت بسیج توده ها را داشته باشد.
✍البته مناقشه اصلی در این بین میان زوج "مهرعلیزاده-همتی" و "رئیسی" در حال شکلگیری است. اما برای فهم این مناقشه چند نکته را باید مورد امعان نظر قرار داد. مهرعلیزاده-همتی از نظر پایگاه سیاسی (اصلاح طلبی) ضدیت بنیادین با "زبان ترکی" دارد و در این یک دهه اخیر که عصر سیطره گفتمان ایرانشهری بود تمام تلاش خود را کرد که مسئله تکثر زبانی (اجرای اصل ۱۵ و تدریس زبان ترکی و ایجاد کرسی زبان های ایرانی در فرهنگستان ادب و زبان های ایرانی) عملیاتی نشود و در اناق فکر اصلاحات هر گونه سخن گفتن از زبان مادری را منتسب به گفتمان "پانترکسیم امتگرا" بنمایند.
✍اما در این دو مناظره این دو تن توانسته اند با لکنت در سطح ملی از امر زبانی و ایجاد تکثر سخن بگویند. از طرف دیگر، رئیسی از نظر پایگاه سیاسی (راست و اصولگرا) در باب زبان ترکی در سطح رسانه ای گشوده تر عمل کرده است ولی در این دو مناظره به دلیل نداشتن مشاوران قوی (و نداشتن عقبه تئوریک) کاملاً ضعیف عمل کرده است.
✍آنچه از منظر تحلیلی و با توجه به مطالبات شهروندی (در نسبت با احیاء اصل پانزده قانون اساسی) می تواند مهم باشد ظهور زبان ترکی به مثابه "پیشران انتخابات کنونی" است که مغتنم است ولی کسی می تواند رای شهروندان ترکِ ایرانی را به سمت خود جلب کند که بدون لکنت از تدریس زبان ترکی به عنوان یکی از زبان های ملی در ایران سخن بگوید؛ از تغییر فرهنگستان زبان و ادب فارسی به فرهنگستان زبان ها و ادب های ایرانی سخن بگوید؛ و دست از حمایت گفتمان باستانگرایانه ایرانشهری در نهاد دولت بردارد و در عوض به تقویت پایه های اسلامیسم مدنی با سویه های ناسیونالیسم مدنی در ایران بپردازد.
✍به نظر میآید نامزدی که بتواند امر زبانی (و مشخصاً زبان ترکی) را به مفهوم حکمرانی خوب و معیشت معقول و مناسبات مطلوب در سطح جهانی پیوند بزند اقبال بیشتری در بین مردمانی که تا اینجای کار با صندوق قهر کرده اند، پیدا کند. اما این مستلزم عبور از پایگاه اصلاح طلبی و اصولگرایی است و پرسش اینجاست که آیا مهرعلیزاده-همتی (قدرت بریدن ناف خود از خاتمی و روحانی) و رئیسی (توانایی عبور از گفتمان بسته اصولگرایی و در آغوش کشیدن امر متکثر) را دارند؟ خلاصه تا اینجای کار دو هیچ به نفع "زبان ترکی" بوده است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
✍مناظره دوم ریاست جمهوری یک دال محوری داشت و آن هم "امر زبانی" بود که مبتنی بر آن نامزدان تلاش می کردند مخاطبان را در سطح ملی مورد خطاب قرار دهند. در غیبت مناقشه های بنیادین (مانند دموکراسی و سیاست خارجی و چگونگی عبور از دام تحریم ...) امر زبانی ممکن است قدرت بسیج توده ها را داشته باشد.
✍البته مناقشه اصلی در این بین میان زوج "مهرعلیزاده-همتی" و "رئیسی" در حال شکلگیری است. اما برای فهم این مناقشه چند نکته را باید مورد امعان نظر قرار داد. مهرعلیزاده-همتی از نظر پایگاه سیاسی (اصلاح طلبی) ضدیت بنیادین با "زبان ترکی" دارد و در این یک دهه اخیر که عصر سیطره گفتمان ایرانشهری بود تمام تلاش خود را کرد که مسئله تکثر زبانی (اجرای اصل ۱۵ و تدریس زبان ترکی و ایجاد کرسی زبان های ایرانی در فرهنگستان ادب و زبان های ایرانی) عملیاتی نشود و در اناق فکر اصلاحات هر گونه سخن گفتن از زبان مادری را منتسب به گفتمان "پانترکسیم امتگرا" بنمایند.
✍اما در این دو مناظره این دو تن توانسته اند با لکنت در سطح ملی از امر زبانی و ایجاد تکثر سخن بگویند. از طرف دیگر، رئیسی از نظر پایگاه سیاسی (راست و اصولگرا) در باب زبان ترکی در سطح رسانه ای گشوده تر عمل کرده است ولی در این دو مناظره به دلیل نداشتن مشاوران قوی (و نداشتن عقبه تئوریک) کاملاً ضعیف عمل کرده است.
✍آنچه از منظر تحلیلی و با توجه به مطالبات شهروندی (در نسبت با احیاء اصل پانزده قانون اساسی) می تواند مهم باشد ظهور زبان ترکی به مثابه "پیشران انتخابات کنونی" است که مغتنم است ولی کسی می تواند رای شهروندان ترکِ ایرانی را به سمت خود جلب کند که بدون لکنت از تدریس زبان ترکی به عنوان یکی از زبان های ملی در ایران سخن بگوید؛ از تغییر فرهنگستان زبان و ادب فارسی به فرهنگستان زبان ها و ادب های ایرانی سخن بگوید؛ و دست از حمایت گفتمان باستانگرایانه ایرانشهری در نهاد دولت بردارد و در عوض به تقویت پایه های اسلامیسم مدنی با سویه های ناسیونالیسم مدنی در ایران بپردازد.
✍به نظر میآید نامزدی که بتواند امر زبانی (و مشخصاً زبان ترکی) را به مفهوم حکمرانی خوب و معیشت معقول و مناسبات مطلوب در سطح جهانی پیوند بزند اقبال بیشتری در بین مردمانی که تا اینجای کار با صندوق قهر کرده اند، پیدا کند. اما این مستلزم عبور از پایگاه اصلاح طلبی و اصولگرایی است و پرسش اینجاست که آیا مهرعلیزاده-همتی (قدرت بریدن ناف خود از خاتمی و روحانی) و رئیسی (توانایی عبور از گفتمان بسته اصولگرایی و در آغوش کشیدن امر متکثر) را دارند؟ خلاصه تا اینجای کار دو هیچ به نفع "زبان ترکی" بوده است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
🔵🔴«دولت اصولگرای آتی و دگردیسی ناگزیر»
دولتداری در ایران مانند بوتۀ دگردیسی است. دولتداری حرارتی دارد که دولتداران ــ یعنی صاحبمنصبان قوۀ مجریه ــ را وادار به تغییر میکند و به ویژه عقلانیتی را به آنها تحمیل میکند که در بیرون از دولت میتوانند از آن برکنار باشند. اگر تردید دارید، به سرنوشت سیاسی احمدینژاد رجوع کنید (مشت نمونۀ خروار). اگر قرار است منتظر برآمدن دولتی اصولگرا باشیم، همین فرایند در انتظار دولت آتی ــ یا بخشهایی از دولت آتی ــ نیز خواهد بود. میتوان بیرون از دولت به «اصولی» پایبند ماند، فارغ از اینکه این اصول در واقعیت دولتداری چقدر کارآمد است، اما وقتی بار اداره به طور مستقیم بر عهدۀ باورمندانِ به آن اصول باشد، هر قدر هم اصولگرا باشند، باید تطابقی میان آن اصول و ادارۀ کشور برقرار کنند.
همین فرایند تاکنون خواه ناخواه در مورد بسیاری از دولتمردان و سیاستمداران رخ داده است و هر قدر میان مسئولیت و پاسخگویی همپوشانی بیشتری وجود داشته باشد، این فرایند مقاومتناپذیرتر میشود. دولت اصولگرای آتی شاید در برخی سیاستهای اجتماعی و کمهزینه بیمحابا عمل کند، اما بعید میدانم میراث اصلی دولت روحانی را ــ که برجام است ــ کنار بگذارد یا بعید است مسیری غیر از تنشزدایی که کموبیش از زبان دولت روحانی بیان میشد، در پیش گیرد. دولت اصولگرا خیلی زودتر از آنچه تصویر کنیم شبیه دولت روحانی خواهد شد، به ویژه اگر سطح مشارکت در انتخابات پایینتر از حد انتظارات باشد.
در صورت مشارکت پایینتر از حدِ معمول رفتار دولت آتی بیمحاباتر نخواهد شد، بلکه مداراگرانهتر خواهد بود. هیچ دولتی ــ دولت دقیقاً یعنی قوۀ مجریه ــ نمیتواند به افکار عمومی بیاعتنا باشد. هیچ دولتی، حتی اگر از سازوکاری کاملاً اقتدارگرایانه سر برآورده باشد، به افکار عمومی بها میدهد، مگر اینکه همپوشانی مطلقی میان دولت و حکومت وجود داشته باشد (یعنی «دولت» آنقدر بزرگ شود که به «حکومت» تبدیل شود، مانند نمونههای کمونیستی) که چنین چیزی در مورد دولت اصولگرا هم وجود نخواهد داشت، زیرا خطمشی حکومت در ایران این است که از دولت متمایز بماند.
دولت آتی باری سنگین بر دوش خواهد داشت و برای به سرانجام رساندن این بار سنگین عملاً مجالی برای سیاستهای پرریسک ندارد. در این مورد اتفاقاً کلیت حاکمیت نیز به این دولت حق بیشتری خواهد داد تا حقی که برای دولت روحانی قائل بودند. هر قدر دولت با حاکمیت همسوتر باشد، حاکمیت نیز همدلانهتر یاریاش خواهد کرد، زیرا میداند ناکارآمدی این دولت بیش از سایر دولتها به پای حکومت نوشته خواهد شد.
دولتداری خرج سنگینی دارد. تورمزدایی نیاز به تصمیمگیریهای کلان و اساسی دارد. آزاد کردن پولهای ایران، بازگشت ایران به بازار نفتی جهان و بازگشت سرمایهگذاری ضروریاتی است که هیچ دولتی نمیتواند از آنها بگریزد. بدون اینها مشکلات عمده حل نخواهد شد یا دستکم سرعت بهبود به حدی نخواهد بود که مردم را راضی کند ــ همان مردمی که احتمالاً به دلیل مشارکت کمتر از همیشه در انتخابات بیشتر از گذشته باید از ناخرسندیشان بیمناک بود. حدس من این است که دولت اصولگرای آتی حتی در سیاستهای اجتماعی نیز دست به جراحیهای عمیقی نخواهد زد و فقط برای حفظ وضع موجود تلاش خواهد کرد.
در نهایت، پیشبینی من این است که اگر دولتی اصولگرا ادارۀ امور را در دست گیرد، در بوتۀ عقلانیسازیِ ناگزیر دولتداری، مسیرهای ملایمی را در پیش خواهد گرفت و اتفاقاً گرههایی را که در سالهای اخیر باز نشد، باز خواهد کرد، زیرا ریش و قیچی بیش از هر دولتی دست خودش است و این همپوشانیاش با سایر ارکان نظام کار را برایش تسهیل خواهد کرد.
دولت اصولگرا برای اثبات خود خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنیم مسیرهای نامنتظرهای را خواهد پیمود. اینکه این مسیر چقدر ربط به دموکراسی دارد، پرسش دیگری است، اما به گمان من دولت اصولگرا به زبان ساده ترس ندارد. بار سنگینی را باید بر دوش بکشد و این بار فشاری دگردیسنده دارد. نوع پیدایش این دولت هم بیش از پیش مجبورش میکند به راههای ناخواستهای تن دهد. این دولت دو راهی سختی را در پیش دارد و این سختی اصلاً اختیار عملِ واقعی را از این دولت میگیرد و فقط مجبور است به حکم عقل عمل کند. دستکم در سیاستهای تأثیرگذار کلان چنین خواهد بود و فقط شاید در سیاستهای خُرد فرصت داشته باشد به ذائقه و سلیقۀ راستین خود عمل کند.
حال اینکه این پیشبینی چقدر درست باشد و چقدر بیراه، آینده مشخص خواهد کرد....
✍مهدی تدینی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دولتداری در ایران مانند بوتۀ دگردیسی است. دولتداری حرارتی دارد که دولتداران ــ یعنی صاحبمنصبان قوۀ مجریه ــ را وادار به تغییر میکند و به ویژه عقلانیتی را به آنها تحمیل میکند که در بیرون از دولت میتوانند از آن برکنار باشند. اگر تردید دارید، به سرنوشت سیاسی احمدینژاد رجوع کنید (مشت نمونۀ خروار). اگر قرار است منتظر برآمدن دولتی اصولگرا باشیم، همین فرایند در انتظار دولت آتی ــ یا بخشهایی از دولت آتی ــ نیز خواهد بود. میتوان بیرون از دولت به «اصولی» پایبند ماند، فارغ از اینکه این اصول در واقعیت دولتداری چقدر کارآمد است، اما وقتی بار اداره به طور مستقیم بر عهدۀ باورمندانِ به آن اصول باشد، هر قدر هم اصولگرا باشند، باید تطابقی میان آن اصول و ادارۀ کشور برقرار کنند.
همین فرایند تاکنون خواه ناخواه در مورد بسیاری از دولتمردان و سیاستمداران رخ داده است و هر قدر میان مسئولیت و پاسخگویی همپوشانی بیشتری وجود داشته باشد، این فرایند مقاومتناپذیرتر میشود. دولت اصولگرای آتی شاید در برخی سیاستهای اجتماعی و کمهزینه بیمحابا عمل کند، اما بعید میدانم میراث اصلی دولت روحانی را ــ که برجام است ــ کنار بگذارد یا بعید است مسیری غیر از تنشزدایی که کموبیش از زبان دولت روحانی بیان میشد، در پیش گیرد. دولت اصولگرا خیلی زودتر از آنچه تصویر کنیم شبیه دولت روحانی خواهد شد، به ویژه اگر سطح مشارکت در انتخابات پایینتر از حد انتظارات باشد.
در صورت مشارکت پایینتر از حدِ معمول رفتار دولت آتی بیمحاباتر نخواهد شد، بلکه مداراگرانهتر خواهد بود. هیچ دولتی ــ دولت دقیقاً یعنی قوۀ مجریه ــ نمیتواند به افکار عمومی بیاعتنا باشد. هیچ دولتی، حتی اگر از سازوکاری کاملاً اقتدارگرایانه سر برآورده باشد، به افکار عمومی بها میدهد، مگر اینکه همپوشانی مطلقی میان دولت و حکومت وجود داشته باشد (یعنی «دولت» آنقدر بزرگ شود که به «حکومت» تبدیل شود، مانند نمونههای کمونیستی) که چنین چیزی در مورد دولت اصولگرا هم وجود نخواهد داشت، زیرا خطمشی حکومت در ایران این است که از دولت متمایز بماند.
دولت آتی باری سنگین بر دوش خواهد داشت و برای به سرانجام رساندن این بار سنگین عملاً مجالی برای سیاستهای پرریسک ندارد. در این مورد اتفاقاً کلیت حاکمیت نیز به این دولت حق بیشتری خواهد داد تا حقی که برای دولت روحانی قائل بودند. هر قدر دولت با حاکمیت همسوتر باشد، حاکمیت نیز همدلانهتر یاریاش خواهد کرد، زیرا میداند ناکارآمدی این دولت بیش از سایر دولتها به پای حکومت نوشته خواهد شد.
دولتداری خرج سنگینی دارد. تورمزدایی نیاز به تصمیمگیریهای کلان و اساسی دارد. آزاد کردن پولهای ایران، بازگشت ایران به بازار نفتی جهان و بازگشت سرمایهگذاری ضروریاتی است که هیچ دولتی نمیتواند از آنها بگریزد. بدون اینها مشکلات عمده حل نخواهد شد یا دستکم سرعت بهبود به حدی نخواهد بود که مردم را راضی کند ــ همان مردمی که احتمالاً به دلیل مشارکت کمتر از همیشه در انتخابات بیشتر از گذشته باید از ناخرسندیشان بیمناک بود. حدس من این است که دولت اصولگرای آتی حتی در سیاستهای اجتماعی نیز دست به جراحیهای عمیقی نخواهد زد و فقط برای حفظ وضع موجود تلاش خواهد کرد.
در نهایت، پیشبینی من این است که اگر دولتی اصولگرا ادارۀ امور را در دست گیرد، در بوتۀ عقلانیسازیِ ناگزیر دولتداری، مسیرهای ملایمی را در پیش خواهد گرفت و اتفاقاً گرههایی را که در سالهای اخیر باز نشد، باز خواهد کرد، زیرا ریش و قیچی بیش از هر دولتی دست خودش است و این همپوشانیاش با سایر ارکان نظام کار را برایش تسهیل خواهد کرد.
دولت اصولگرا برای اثبات خود خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنیم مسیرهای نامنتظرهای را خواهد پیمود. اینکه این مسیر چقدر ربط به دموکراسی دارد، پرسش دیگری است، اما به گمان من دولت اصولگرا به زبان ساده ترس ندارد. بار سنگینی را باید بر دوش بکشد و این بار فشاری دگردیسنده دارد. نوع پیدایش این دولت هم بیش از پیش مجبورش میکند به راههای ناخواستهای تن دهد. این دولت دو راهی سختی را در پیش دارد و این سختی اصلاً اختیار عملِ واقعی را از این دولت میگیرد و فقط مجبور است به حکم عقل عمل کند. دستکم در سیاستهای تأثیرگذار کلان چنین خواهد بود و فقط شاید در سیاستهای خُرد فرصت داشته باشد به ذائقه و سلیقۀ راستین خود عمل کند.
حال اینکه این پیشبینی چقدر درست باشد و چقدر بیراه، آینده مشخص خواهد کرد....
✍مهدی تدینی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پیوند نگار
🔰منزلت علم و دانش!
🔰علم و دانش دو بالی هستند که انسان می تواند با آنها تا بیکران پرواز کند.ارزش هر انسان با چگونگی به کارگیری آنها معین می شود.علم و دانش، آگاهی و معرفت او را به جایی می رسانند که حتی فرشتگان هم بدان دست نمی یابند.هر چه دانایی انسان بیشتر شود، نقش رهبری او در زندگی پر رنگ تر می شود. بسیار اتفاق افتاده که با دیدن شخصی و یا صحبت کردن کسی، به دانش وی پی برده اید. این مسئله بیانگر این نکته است که هر دانشی که انسان فرا می گیرد در رفتار او نمود پیدا می کند و از کردار بسیاری از افراد می توان به میزان علم آنها پی برد. در ارزش علم همین بس که خداوند متعال در سوره زمر ایه 11 می فرماید:«قُل هَل یستَوی الذَّینَ یعلَمُونَ و الذین لا یعلَمُونَ …؛بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟…»
🔰از همان ابتدا که بشر آفریده شد، شروع به یادگیری کرد.خداوند می فرماید:«و عَلَّمَ ادَمَ الاَسماءَ کُلَّها…؛ و آموخت (یاد داد) به آدم همه نام ها را …»
🔰فرشتگان دانستند که مقام انسان با دانشی که خداوند به او عطا کرده است از ملائکه بالاتر است؛لذا انسان باید قدر خود را بداند و از دانشی که در اختیار دارد، استفاده درست ببرد.
🔰خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند، اما وجود فرزندان باهوش در میان آنها، حسرت خانواده های مرفّهی را برمی انگیزاند که هر چه خرج فرزندان خود می کنند به نتیجه ای نمی رسند،بنابراین،هر چند امکانات کمی در اختیار دارید؛ ولی به اهداف عالی و بلند مدت فکر کنید و تا رسیدن به آنها، احساس شکست و دلسردی نکنید.
🔰دانش، انسان را به سوی کمال هدایت می کند.افرادی که در زندگی درست فکر می کنند، گفتار عاقلانه دارند و خوب قضاوت می کنند،در برخوردهای اجتماعی دیگران را به خود جذب می کنند. آنها شمعی هستند که می سوزند تا دنیای تاریک جهل و نادانی را با دانش خود روشن کنند و خفتگان را بیدار کنند؛زیرا که می دانند سودجویان همواره سعی دارند، افرادی را در جهل و بی خبری نگاه دارند تا بدین وسیله راه نفوذ و تسلط زورگویانه خود را بر آنها باز کنند.در دنیایی که عصر «دانش و اطلاعات» نامیده شده است،نه به راه رفتن که به دویدن نیاز داریم تا با کسب آگاهی های بیشتر، هم سو با جوامع پیشرفته بشری به علوم و فنون روز مسلح شویم و تیر دانایی مان را به سوی کسانی که قصد تجاوز به میهن ما را دارند و به فکر مطامع و منافع خود می باشند، پرتاب کنیم.قلم بهترین و محکم ترین سلاح ماست، بکوشیم تا همواره آن را در دست داشته باشیم و از آن بهره بگیریم.
♥باماهمراه باشید در کانال"مدیران شایسته"
@CompetentManagers
🔰علم و دانش دو بالی هستند که انسان می تواند با آنها تا بیکران پرواز کند.ارزش هر انسان با چگونگی به کارگیری آنها معین می شود.علم و دانش، آگاهی و معرفت او را به جایی می رسانند که حتی فرشتگان هم بدان دست نمی یابند.هر چه دانایی انسان بیشتر شود، نقش رهبری او در زندگی پر رنگ تر می شود. بسیار اتفاق افتاده که با دیدن شخصی و یا صحبت کردن کسی، به دانش وی پی برده اید. این مسئله بیانگر این نکته است که هر دانشی که انسان فرا می گیرد در رفتار او نمود پیدا می کند و از کردار بسیاری از افراد می توان به میزان علم آنها پی برد. در ارزش علم همین بس که خداوند متعال در سوره زمر ایه 11 می فرماید:«قُل هَل یستَوی الذَّینَ یعلَمُونَ و الذین لا یعلَمُونَ …؛بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟…»
🔰از همان ابتدا که بشر آفریده شد، شروع به یادگیری کرد.خداوند می فرماید:«و عَلَّمَ ادَمَ الاَسماءَ کُلَّها…؛ و آموخت (یاد داد) به آدم همه نام ها را …»
🔰فرشتگان دانستند که مقام انسان با دانشی که خداوند به او عطا کرده است از ملائکه بالاتر است؛لذا انسان باید قدر خود را بداند و از دانشی که در اختیار دارد، استفاده درست ببرد.
🔰خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار دارند، اما وجود فرزندان باهوش در میان آنها، حسرت خانواده های مرفّهی را برمی انگیزاند که هر چه خرج فرزندان خود می کنند به نتیجه ای نمی رسند،بنابراین،هر چند امکانات کمی در اختیار دارید؛ ولی به اهداف عالی و بلند مدت فکر کنید و تا رسیدن به آنها، احساس شکست و دلسردی نکنید.
🔰دانش، انسان را به سوی کمال هدایت می کند.افرادی که در زندگی درست فکر می کنند، گفتار عاقلانه دارند و خوب قضاوت می کنند،در برخوردهای اجتماعی دیگران را به خود جذب می کنند. آنها شمعی هستند که می سوزند تا دنیای تاریک جهل و نادانی را با دانش خود روشن کنند و خفتگان را بیدار کنند؛زیرا که می دانند سودجویان همواره سعی دارند، افرادی را در جهل و بی خبری نگاه دارند تا بدین وسیله راه نفوذ و تسلط زورگویانه خود را بر آنها باز کنند.در دنیایی که عصر «دانش و اطلاعات» نامیده شده است،نه به راه رفتن که به دویدن نیاز داریم تا با کسب آگاهی های بیشتر، هم سو با جوامع پیشرفته بشری به علوم و فنون روز مسلح شویم و تیر دانایی مان را به سوی کسانی که قصد تجاوز به میهن ما را دارند و به فکر مطامع و منافع خود می باشند، پرتاب کنیم.قلم بهترین و محکم ترین سلاح ماست، بکوشیم تا همواره آن را در دست داشته باشیم و از آن بهره بگیریم.
♥باماهمراه باشید در کانال"مدیران شایسته"
@CompetentManagers
Telegram
attach📎