(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰اعتماد

🔷امروزه برای سنجش مفهوم سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی را به همراه شاخص‌های دیگرِ احساس تعهد اجتماعی و احساس تعلق اجتماعی اندازه گیری می‌کنند؛ چنانچه اعتماد را پایبندی به تعهدات و نظایر آن‌ها از شاخص‌های اصلی سرمایه اجتماعی معرفی می‌کند.

🔷اعتماد عمومی یکی از سرمایه های اجتماعی است که وحدت را در سیستم های اجتماعی ایجاد و حفظ نموده و ارزش های دموکراتیک را پرورش می دهد. اعتماد شهروندان را به نهادها و سازمانهایی که نمایندگان آنها هستند پیوند می دهد و بدین طریق مشروعیت اثر بخشی دولت دموکراتیک افزایش می یابد

🔷شرط لازم برای توسعه وجود سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی کالایی است که فقط با تعامل و مشارکت همزمان جامعه و دولت قابل تولید است و اگر یکی از این دو در تولید این کالا مشارکت نکنند، تولید متوقف می‌شود.

🔷اعتماد اجتماعی زمانی ایجاد می‌شود که دولت و مردم به یکدیگر اعتماد کنند. اگر دولت به مردم اعتماد نداشته باشد یا مردم از دولت سلب اعتماد کنند، این کالا قابلیت تولید را ندارد، یا اگر کارکنان دولت فاسد باشند، این فساد به مردم سرایت می‌کند و اگر مردم فاسد باشند، این فساد به کارکنان دولت سرایت می‌کند. پس عدم فساد، عدم رشوه دادن، صداقت در مناسبات، اعتماد و نظایر این‌ها، همه بخش‌هایی از سرمایه اجتماعی هستند و زمانی افزایش می‌یابند که هم مردم و هم دولت به آن پایبند باشند و در انباشته کردن آن بکوشند.

🔷اعتماد یک عامل حیاتی و ضروری برای موفقیت های فردی، سازمانی و اجتماعی است و به مثابه منبع اصلی تولید قدرت نرم و موثر در ضریب نفوذ قدرت سخت ارزیابی می شود. اعتماد باعث افزایش نظم، ثبات و قابلیت پیش بینی شده و سازوکاری است که موجب حفظ یکپارچگی و وحدت روابط اجتماعی در سیستم ها می شود. با افول اعتماد عمومی، مشارکت عموم مردم در فرایندهای سیاسی کاهش خواهد یافت. اگر عامه مردم به نهادهای دولتی و افراد منتخب و منصوب دولتی اعتماد نداشته باشند، در اجرای تصمیمات دشوار، خصوصا مواردی که مستلزم ایثار و فداکاری است همکاری نخواهند کرد. کاهش اعتماد شهروندان به دولت و نهادهای دولتی از بحران های جهان امروز است. یکی از اساسی ترین چالش های فراروی مدیریت دولتی چگونگی خفظ و ارتقاء اعتماد عمومی نسبت به سازمان های دولتی است.

🔷يكي از مهم‌ترين آسيبهاي اجتماعي كشور تضعيف هنجارهاي اخلاقي و اعتماد اجتماعي است. رواج و رسميت يافتن دروغ در مناسبات فردي و اجتماعي، افزايش و گسترش سوگند در گفتمان‌ها، سوءظن، فردگرايي، تظاهر و ريا، رابطه‌گرايي، قانون‌گريزي، عوام زدگي و عوام فريبي، تملق و گزافه‌گويي نشانه‌هايي از بحران اخلاقي و نبود اعتماد در جامعه است.مهم‌ترين دغدغه رفتارشناسان و آسيب‌شناس‌هاي اجتماعي افزايش شاخص‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه است تا آنجا كه اختلالات رواني و افسردگي در جامعه ما دومين رتبه بيماري‌ها را از نظر تحميل هزينه‌هاي بهداشتي، رواني و اجتماعي و اقتصادي دارد. همچنين پرخاشگري و خشونت رو به افزايش است تا آنجا كه بيش از 60 درصد از جرايم به علت خشونت روي مي‌دهد.

🔷وقتي در يك جامعه منابع به صورت ناعادلانه در بين گروه‌هاي مردم توزيع شود و اين نابرابري در طول زمان استمرار پيدا كند شكاف بين دو طبقه غني و فقير هر روز بيش‌تر مي‌شود و طبيعي است كه در اين شرايط قوانين و ساختار سياسي جامعه زير سوال رفته و نوعي بي‌اعتمادي اجتماعي را در افراد تقويت مي‌كند.

🔷بي اعتمادي مردم به ساختارهاي اجرايي منجر به تضعيف تعهد اجتماعي و كمرنگ شدن هويت ملي شده و گذشته از آن بي‌اعتمادي به تدريج به سطح روابط ميان فردي كشيده مي‌شود و حاصل آن انزواي اجتماعي است. بنابراين مي‌توان گفت وقتي سرمايه‌هاي اجتماعي فراموش مي‌شود، فقر و بيكاري، تورم و اعتياد و خودكشي، طلاق و جرايم اخلاقي نيز روندي رو به گسترش مي‌يابد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ میگویند چرا شهروندان ایرانی به این فکر افتاده‌اند که دارایی‌های خود را به ارز تبدیل کنند و در کشورهای همسایه مانند ترکیه و آذربایجان مستغلات بخرند ؟ آیا اماراتی‌ها ، گرجستانی‌ها و مردم ترکیه پول و سرمایه خود را به بانک‌های ایرانی منتقل میکنند ؟ و پرسش اصلی‌تر اینکه چرا مسئولان گرجستان ویزا برای ایرانی‌ها را لغو کرده‌اند تا زمینه برای سرمایه‌گذاری میلیاردی آنها را در کشور خود فراهم کنند ؟؟

این سوال و ده‌ها سوال مشابه به اصول حکمرانی بر میگردد ، اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد نمی‌تواند وقتی در CCU بستری شد روزگار و اطرافیانش را سرزنش کند ، حکمرانی هم مانند سلامتی جسم انسان اصول مشخصی دارد که اگر رعایت نشوند کارآمدی حکومت دچار اختلال میشود ، وقتی شهروندان یک کشور شب بخوابند و صبح متوجه شوند ۴٠%ارزش دارایی‌های آنها کاسته شده به طور طبیعی در پی چاره‌اندیشی خواهند بود !!

حکمرانی مانند پزشکی و معماری یک تخصص است ، متونی در حد چند هزار کتاب دارد . محتاج تجربه و یادگیری است . به چارچوبی به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد که تابع یک سیستم باثبات و همیشگی‌ست

آیا آمریکا میتواند در امور نروژ دخالت کند ؟ آیا آمریکا ، روسیه ، انگلستان ، آلمان و چین می‌توانند نروژ هراسی به راه اندازند ؟ خیر نمی‌توانند چون نروژ ثبات دارد و اولین شرط حکمرانی ایجاد ثبات و تأمین امنیت اقتصادی مدنی و اجتماعی برای شهروندان است
#دکتر_محمود_سریع‌القلم

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📗 بزرگترین سرمایه‌ که یک حکومت میتواند داشته باشد این است که عموم مردم نسبت به آیندۀ جامعه و کشورشان امیدوار باشند ، چندسال قبل تحقیقی در رابطه با دانشجویان مالزی در کشور آمریکا انجام شد که نتیجۀ آن این بود که حتی یک دانشجوی مالزیایی پس از اتمام تحصیل در آمریکا نمی‌ماند و همه به مالزی برمیگردند . چرا ؟؟ چون مسئولان در مالزی کشورشان را با یک عقلانیت استاندارد ، منطقی و جهان‌شمول مدیریت میکنند در نتیجه جوانان مالزیایی نسبت به وضعیتی که امروز دارند و آینده‌ای که پیش روی این کشور است بسیار امیدوارند در نتیجه کار و زندگی در کشور خودشان را بهترین انتخاب میدانند.

📗 انسان نخست برای آیندۀ خویش به تأمین نیازهای اولیه فکر میکند لااقل اکثریت اینگونه هستند ، حفظ ارزش‌هایی همچون انسانیت ، معنویت و عدالت در سایۀ تورم دو رقمی و فقر قابل تصور نیست و دیانت و درستکاری انسان در گرو سلامت و آرامش اقتصادی‌ اوست پس در شرایط بد اقتصادی نباید انتظار داشت که همه را زاهد کنیم.

📗 مردم آن زمانی همراه مسئولین خود خواهند شد که آنها را همراه خود ببینند ، وقتی هوا سالم باشد ، ادارات کارآمد باشند ، نرخ تورم حداکثر تک رقمی باشد ، بتوان با گذرنامه ایرانی مانند مالزی به ١٣۵ کشور سفر کرد ، وقتی ورود به فروردگاه‌های بین‌المللی برای یک شهروند ایرانی دو ساعت و نیم طول نکشد ، وقتی جاده‌ها امن باشند ، وقتی بیت‌المال حساب و کتاب داشته باشد ، وقتی امور با آیین‌نامه اداره شود ، وقتی رسانۀ ملی خودی و غیرخودی نداشته باشد ، وقتی اخذ وام برای همه مراحل مشترکی داشته باشد آنگاه میتوان نسبت به آینده امیدوار بود.

📗 در نهایت ما مسئول مسائل ایران هستیم که باید آنها را حل کنیم بعد برویم سراغ حل مسائل جهان چون قاعدتا کسی با حل مسائل در سطح جهان مخالف نیست ، بحث صرفا بحث اولویت بندی ست ، بحث سنجیدن مقدورات با اهداف است ، ما در طی یک دهه آینده نیاز به نرخ رشد اقتصادی پنج درصدی داریم تا اینکه هم جمعیت کشور بیشتر شود و هم مردم خوب زندگی کنند در غیر این صورت احتمالا باید برای بحران‌های اجتماعی و زیستی بزرگی آماده باشیم . خداوند در فیزیک انسان جایگاه عقل را بالاتر از سایر اعضای بدن قرار داده پس قطعا ما هم باید از این موهبت الهی استفاده کنیم !!.🧿دکتر محمود سریع‌القلم

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Tak allah
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥سخنان صریح و جنجالی حجه الاسلام نقویان

آيا مسئولان بیدار ميشوند!؟
Forwarded from Dr.kashefi
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،

🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.

🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰صحبتهای فوق العاده شنیدنی و جنجالی دکتر عماد افروغ راجع به مشارکت مردم در انتخابات و تاثیر مردم بر تصمیمات کشور که به صورت زنده از آنتن صدا و سیما پخش شد و چیزی نمانده بود برنامه قطع شود.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔵 مناظره یا تهی شدن ذخیره نخبگی

مناظره ی میان هفت نفر کاندیدای ریاست جمهوری علاوه بر سویه بداخلاقی انتخاباتی، از یک آسیب دردناک تر خبر می دهد. و آن آسیب، کاهش چشمگیر سرمایه ی نخبگی در ساحت بازیگران سیاسی است. این آسیب، محصول انسداد گردش نخبگی میان جامعه و حاکمیت سیاسی و نظامی است که نه تنها نخبگان درون حاکمیت را نتوانست حفظ کند که مسیر ورود نخبگان جامعه را به ساختار سیاسی محدود و یا مسدود کرد.

جریان نخبگی که باید از پایین به سمت بالا و ساختار سیاسی جریان داشته باشد، به نحو معکوس، به سمت پایین است. یعنی ساختار سیاسی طی چند دهه خود تخریبی، خود را از سرمایه دانایی تهی کرد. نتیجه ی این جریان، نامتوازن شدن تعادل وزن شایستگان درون و بیرون حاکمیت به نفع بیرون از حاکمیت سیاسی بود. بتدریج، شایستگان یا به حاشیه رانده شده و یا از کشور مهاجرت کردند. در نتیجه، این جامعه بود که از خدمات فرزندان نخبه ی خود، محروم گشت.

آن چه امروز در این مناظره به نمایش در آمد، تهی شدگی ساخت سیاسی از دانایی موثر بود. این همان چیزی است که به آسانی و در کوتاه مدت نمی توان آن را تامین و درمان کرد. راهی وجود ندارد جز آن که مسیر گردش نخبگان باز شود و سیاست ایدئوژی زده و بخشی گرایی تغییر کند.

آن چه در این مناظره رخ داد، نمایش فقر دانایی و کاهش معنادار سرمایه ی معرفتی، نخبگی و اخلاقی بود. با این تئاتر بی اخلاق، بازمانده ی اعتماد و امید ضربه خورد.

مناظره، نمایش فقدان فرهیختگی و شان لازم برای نشستن بر صندلی مدیریت کشوری در بحران بود. چگونه می توان به آنان تکیه زد، در حالی که هنوز قواعد یک گفتگوی ساده ی عقلانی را نمی دانند؟ ✍️ علی زمانیان...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from __الطَّبَقَةِ السُّفْلى__
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ حذف یارانه های پنهان

🔸️هزینه به دلار اما درآمد به ریال!!!

@justice_am
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️وقتی نهادها فاسد باشند، رمز بقا در ایران چیست؟
دکتر مجتبی لشکربلوکی

چندی پیش یکی از مسوولان بلندپایه نظام توئیتی زد که بسیار تامل برانگیز بود: در نظام مدیریت کشور راز بقاء در سکوت و همراهی است. راز رشد در تئوریزه کردن منویات اصحــاب قـدرت و راز حذف در مشاوره صادقانه. چه کسی این سخن را گفته؟ فردی که جزو تصمیم گیران ارشد کشور است، خودی محسوب می شود، سال ها رییس صدا و سیما بوده، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی است!
آیا می توانیم منطق پشت این نوشته را تحلیل کنیم؟ بله! احتمالا تا کنون واژه «نهادها» را شنیده باشید!
نهادها یعنی مجموعه مناسبات تثبیت شده در طول زمان که تعامل بین آدم‌ها را تنظیم می‌کند، قواعدی که پذیرش جمعی پیدا کرده و ماندگار شده اند. نهادها، گرامر زندگی جمعی‌اند. همه جا؛ خانه و کوچه و بازار و سیاست و اقتصاد و حتی گل کوچیک خیابانی! نهادها، ریل رفتار و عملکرد ما هستند. می گویند چه کاری خوب است چه کاری بد، چه کاری می شود چه کاری نمی شود! مهم ترین تاثیر نهادها را می توان در انگیزه آدم ها و ترجیحات شان (اینکه تصمیم بگیرم به جای X، اقدام Y را انجام دهم) دید.

حالا برگردیم به ایران خودمان؛ نهادهای فاسد کم نداریم بگذارید چند مثال بزنم:
◼️ ترجیح سوداگری به سرمایه گذاری: من ترجیح می دهم که پولم را تبدیل به ارز کنم و بگذارم زیر بالش یا آن را در سهام استارت آپ ها سرمایه گذاری کنم. در ایران کدام انگیزه قوی تر است؟

◼️ ترجیح اقتصادزیرزمینی به کسب وکار شفاف: به خاطر ترتیبات نهادی من ترجیح می دهم که اولا شرکت نزنم. اگر مجبور شدم که شرکت بزنم ترجیح می دهم که حساب و کتاب نداشته باشم اگر مجبور شوم که حساب و کتاب داشته باشم ترجیح می دهم که دو دفتره باشم و مالیات ندهم و اگر هم بخواهم مالیات بدهم یک پنجمش را بدهم به مامور مالیات و قضیه را حل و فصل کنیم. یک فرد معمولی در ایران کدام را ترجیح می دهد؟ هر کدام را که ترجیح دهد این نشان می دهد که ترتیبات نهادی، انگیزه ها را به آن سمت سوق داده است.

◼️ ترجیح پس ندادن وام به تسویه به موقع: اگر وام را سر موقع پس بدهم که هیچ! ولی اگر پس ندهم دیر یا زود در جهت حمایت از تولید، وام‌ها امهال یا بخشوده می‌شود، این در بلندمدت به همه سیگنال می فرستد که وام را که گرفتی پس نده، زمان همه چیز را حل می کند!

◼️ ترجیح واردات به تولید: وقتی برای تولید باید با 40 سازمان داخلی دست به‌گریبان باشم و به 20 مرجع پاسخگو باشم و نگران تصمیمات 10 مرجع تصمیم گیری (با تصمیمات متناقض) باشم و به دو نفر رشوه بدهم، آیا بهتر نیست کلا تولید را ببوسم و بگذارم کنار و واردات کنم با 5 سازمان و یک نفر درگیر باشم؟

◼️ ترجیح تولید کمی به کیفی: دانشگاه های دولتی ما به خاطر ترتیبات نهادی موجود، فارغ التحصیلانی دارند که به درد صنعت نمی خورند و پژوهش هایی انجام می دهند که دردی دوا نمی کند. ولی اگر دانشگاه‌ها از اول (و نه اینکه فرهنگ ما به مدرک گرایی آلوده شد) وابسته به بودجه نفتی و پول مفت نبودند هم خروجی هایشان همین بود؟

◼️ ترجیح تایید به سکوت و سکوت به انتقاد: فرض کنید من استاد علوم سیاسی هستم اگر تایید و سکوت کنم، حقوق و مزایا، ارتقاء، فرصت مطالعاتی و احترامم سرجایش است و می توانم چند پروژه مطالعاتی خوش قیمت هم از مراکز سیاست گذاری بگیرم ولی اگر انتقاد کنم تشکیل پرونده و توهین و طرد و ... در انتظارم است، عقل سلیم کدام را ترجیح می‌دهد؟


☑️⭕️تجویز راهبردی:
ما انسان های ذاتا خائن، ذاتا تنبل، ذاتا سلطه پذیر و ذاتا فاسد نداریم. این نهادها (هنجارها و مناسبات جمعی) هستند که ما را هل می دهند به سمت تلاش، صداقت، شفافیت، استقلال و سلامت یا خیانت، تنبلی، سلطه پذیری و فساد. نهادها روی انگیزه های ما موثرند و رفتار خاصی را تشویق می کنند و بعد از مدتی این رفتار وقتی تکرار شد، می رود در جان آدمی و روان اجتماعی می نشیند و البته بعد از اصلاح نهادها، مجدد با تاخیر زمانی و گاهی پس از یک نسل، رفتارهای جدید در جامعه درونی می شود. نهادها بیشتر از هر چیزی ما را به سمت خیر یا شر سوق می‌دهند، برای همین هم نهادهای مناسب بیش از موعظه‌های اخلاقی موثرند. عقب ماندگی و توسعه نیافتگی ایران نیز ریشه در همین نهادها دارد. برای مطالعه بیشتر: دانلود رایگان کتاب چرا ایران عقب ماند؟


به ساده‌ترین زبان ممکن، هر کاری که انگیزه آدم‌ها را به صورت ساختاری (و نه موردی و مقطعی) به سمت تلاش، انتقاد، همکاری، خلاقیت، شفافیت و سرمایه گذاری بلندمدت سوق دهد، می شود اصلاح ساختاری-نهادی! می شود تلاش برای توسعه. بلافاصله خواهید گفت آقا از دست ما خارج است! جواب: هرکسی در حوزه استحفاظی خودش نهادها را اصلاح کند همین! انتخاب شماست که راز بقا را برگزینید یا راه توسعه را.

بازنشر از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki

شبکه توسعه
@I_D_Network
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕اخلاق انتخاباتی:( بخش اول)

🔺این مطلب در سه بخش تقدیم خواهد گردید.

🔷انتخابات یکی از روش های شناخته شده و پذیرفته شده برای جابجایی قدرت در دوران مدرن است و در واقع یکی از پایه های مردم سالاری(دموکراسی) به شمار می رود. انتخابات همانند بسیاری دیگر از عرصه های سیاست دارای اخلاق مخصوص به خود است که لازم است از سوی نامزدها رعایت شود. متأسفانه در چند انتخابات اخیر در ایران اخلاق انتخابات چندان رعایت نشده است و برخی نامزدها با هر شیوه و روشی خواهان دستیابی به کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس و شوراها هستند که به هیچ وجه زیبنده جامعه ایران نیست.


🔷توسل به دروغ، شایعه پراکنی؛ تهمت زنی؛ ارائه آمارهای خلاف واقع؛ دادن وعده های غیر واقعی؛ کوشش برای فریب عامه مردم و مواردی دیگر از این دست گویی به شیوه نامه ای برای برخی نامزدها تبدیل شده است. بنابر اهمیت این موضوع در نوشتار حاضر کوشیده ام در زمینه اخلاق انتخابات مطلبی را تهیه و خدمت خوانندگان ارجمند ارائه نمایم.

🔷اخلاق انتخاباتی دارای شاخص ها و معیارهای چندی است که به برخی از آنها در زیر اشاره می شود:

📕۱.داشتن زمینه های علمی و عقلانی؛

جهان امروز بر مدار عقلانیت و علم اداره می شود و کسی که قصد دارد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند یا باید خودش مسلط به علوم جدید و عقلانیت جدید باشد و یا مشاوران و همکارانی که بر می گزیند همگی از چنین ویژگی هایی برخوردار باشند. بسیار بی اخلاقی است که نامزدی وارد چنین عرصه ای شود و از حداقل های علمی و عقلانی برخوردار نباشد. اداره کردن جامعه امروز با پیچیدگی های بسیاری که دارد بدون عقلانیت و علوم و دانش های جدید کاملا دور از انتظار است و نامزدی که نسبت به چنین موضوع حساس و مهمی اطلاع کافی نداشته باشد ورودش به عرصه انتخابات عملی غیر اخلاقی است. واضح بگویم که غیر عقلانی و غیر علمی عمل کردن در عرصه انتخابات مساوی است با غیر اخلاقی عمل کردن و این با اخلاق انتخاباتی سازگاری ندارد. دادن وعده های غیر علمی و غیر منطقی نامزدها همگی نشان از بی اخلاقی آنان دارد. نامزدی که هر عدد و رقمی را به زبان می آورد که بلکه رأی جمع کند و از صندوق انتخابات بیرون بیاید ضمن این که غیر علمی و غیر عقلانی عمل می کند بی اخلاقی خودش را به نمایش می گذارد. نامزدی که بر خلاف روش های علمی و عقلانی وعده های خلاف واقع می دهد و با روش های غیر علمی و غیر عقلانی خواهان اداره جامعه است یقینا اخلاق انتخاباتی را رعایت نمی کند و شایستگی رییس جمهور شدن را ندارد...../ ادامه دارد ....

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰اخلاق انتخاباتی:( بخش دوم)

📕۲.داشتن برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت؛

با توجه به این که تجربه چند دهه اخیر در ایران نشان داده است که معمولا کسانی که به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند دو دوره ۴ ساله که جمعا ۸ سال می شود بر مسند قوه مجریه می نشینند، لذا باید دارای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت باشند. اکنون برخی از نامزدهای ریاست جمهوری در این دوره کاملا بی برنامه هستند و صرفا دلشان را به دادن یارانه و ایجاد شغل و یا حداکثر ازدواج جوانان خوش کرده اند. چنین اقداماتی نشان از بی برنامگی این نامزدها دارد. باور بفرمایید کدخدای یک ده هم می تواند بگوید من یارانه می دهم و یا برای ازدواج جوانان فلان کار را می کنم.آیا این حرفها به معنای داشتن برنامه است؟ کسانی که با حوزه برنامه ریزی اجتماعی آشنایی اندکی دارند می دانند که هر برنامه ریزی ای نیازمند سیاستگذاری بنیانی در زمینه های گوناگون است و سیاستگذاری اجتماعی امروزه یک دانش تخصصی و میان رشته ای است که نیازمند سال ها کار تخصصی و کارشناسی می باشد. روشن است که برخی نامزدها اساسا با دانش سیاستگذاری و به تبع آن با دانش برنامه ریزی هیچ گونه آشنایی ندارند و مشکلات و مسائل را بسیار دست کم گرفته اند و با ساده سازی و ساده انگاری مسائل خواهان رفع آنها در مدت زمان کوتاهی هستند. آن هم راه حل های کاملا عوام فریبانه و دارای پیامدهای زیانبار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. به راستی این چه هنری است که نامزدی بگوید من میزان یارانه ها را افزایش می دهم تا مشکلات اقتصادی مردم حل شود؟ آیا این نشان از بی صداقتی و بی اخلاقی در عرصه انتخابات نیست؟ نامزدها باید بدانند که دیگر دوران سیب زمینی دادن، یارانه دادن و شغل مصنوعی ایجاد کردن گذشته است و مشکلات جامعه ایران بسی ریشه دارتر و پیچیده تر از آن است که با این اقدامات پوپولیستی حل و فصل شود. مگر این که نامزدهای مورد نظر یا مردم را دست کم گرفته باشند و در صدد فریب آنان باشند و یا این که از مدیریت روشمند، علمی و عقلانی غافل اند که در هر دو صورت دست به اقدامی غیر اخلاقی زده اند.

📕۳.صادق بودن با مردم؛

نامزدهای محترم هر انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری لازم است صادقانه بگویند که کشور دارای چه مشکلات، مسائل و آسیب های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، زیست محیطی و فرهنگی است و این که صادقانه راه حل های علمی و منطقی را ارائه کنند. البته بخش زیادی از مردم جامعه ایران امروزه به مدد شبکه های اجتماعی و افزایش سطح سواد و آگاهی تا حدود زیادی از مشکلات به صورت کلی با خبرند، اما اولا نگاه تخصصی به مسائل و مشکلات ندارند، ثانیا اولویت بندی درستی در این زمینه ندارند، ثالثا ریشه های بروز این مشکلات را به صورت تخصصی دنبال نمی کنند و رابعا این که راه حل علمی و منطقی چندانی را هم سراغ نمی گیرند. لذا نامزدها باید این چند اصلی که بر شمردم را به طور جدی و اساسی دنبال کنند که این نشان از صداقت آنان دارد. نامزدی که مثلا می گوید من چندین میلیون شغل ایجاد می کنم ضمن این اصلا نگاه علمی و عقلانی به مشکل بیکاری ندارد، بدتر این که درصدد فریب مردم است، چرا که ایجاد چندین میلیون شغل در کوتاه مدت به هیچ وجه شدنی نیست و مستلزم زیر ساخت ها و آمادگی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بنیانی است. کشور ایران که اکنون گرفتار مسائل اقتصادی و اجتماعی جدی است و زمینه مناسبی برای ورود سرمایه گذاران خارجی را ندارد و یا در زمینه گردشگری برنامه مشخصی ندارد چگونه نامزدی ادعا می کند که چند میلیون شغل ایجاد می کند؟ و این موضوع نشان دهنده عدم صداقت این نامزد است...../ ادامه دارد ...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🌎 تحریم نعمت نیست، فساد است

✍ رضا نصری

🌿 می‌پرسند چرا به جای نوشتن از معضلات داخلی و فساد، دائم از آمریکا و برجام و تحریم می‌نویسید. سئوال این است که مگر می‌شود تحریم و فساد و کیفیت حکمرانی را از هم تفکیک کرد؟ مگر می‌شود وعده مبارزه با فساد داد بی آنکه از تحریم سخن گفت و عزم جدی برای رفع تحریم داشت؟

🌿 تحریم یکی از مهم‌ترین عوامل تولید و بازتولید فساد و ضعف در حکمرانی در ایران و در تمام کشورهایی است که تجربه‌ای مشابه از سر گذرانده‌اند.

🌿 تحریم یعنی بازار سیاه؛ یعنی صرافی به جای بانک؛ یعنی پول نقد به جای تراکنش رسمی و ثبت شده؛ یعنی کمبود کالای اساسی، یعنی تشکیل باند قاچاق، یعنی انحصار؛تحریم یعنی واردات به چند برابر قیمت، یعنی دلال، یعنی واسطه، یعنی پورسانت؛ یعنی ارائه خدمات اساسی به چند برابر قیمت؛ تحریم یعنی اضطراب در اذهان عمومی، یعنی احتکار؛ یعنی اولیت‌بندی کالا، یعنی ارز دولتی برای کالای اساسی، یعنی ثبت‌ِ سفارش صوری؛ یعنی کاهش چشم‌گیر درآمدهای دولت، یعنی حقوق معوقه؛ تحریم یعنی فرسایش، یعنی تحلیل تدریجی دیوان‌سالاری؛ تحریم یعنی سیر در فضای اضطراب و اسثتنا؛ یعنی خوره به جان و تار و پود بوروکراسی؛ تحریم یعنی سهمیه‌بندی، یعنی سهم‌خواهی، یعنی سهم‌فروشی؛ یعنی رخنه کردن کاسبان تحریم در بافت قدرت، یعنی تخطئه کسانی که با تحریم مبارزه می‌کنند، یعنی لابی‌گری برای حفظ رقیب در لیست سیاه وزارت دارایی آمریکا، یعنی کارشکنی، یعنی مبارزه با شفافیت؛ تحریم یعنی فساد ناگزیر؛ یعنی فساد سیستمیک.

🌿 مبارزه با فساد خوب است. اما مبارزه با فساد در شرایط تحریم مثل این است که سعی کنید زیر رگبار شدید باران سر و بدن‌تان را خشک کنید و خشک نگه دارید!

🌿 حالا بعضی معتقدند تحریم «نعمت» است. بعضی‌ها بدون در نظر گرفتن ماهیت و تاثیر تحریم و درک عمیق آن همواره اصرار دارند «مشکل ما داخلی است» و حتی نمی‌بینند تحریم خود باعث تشدید «مشکل داخلی» است؛ بعضی‌ها هم در هر شرایطی دولت و حکومت ایران را مقصر می‌دانند و حاضرند از صدام حسین گرفته تا دانلد ترامپ را در هر صورت تبرئه کنند و معتقدند حتماً «خودمان» کاری کرده‌ایم که آمریکا ترغیب به وضع تحریم شده است!

🌿 اما اصرار بر اینکه «مشکل داخلی است» تخفیف تاثیر این معضل عظیم و فسادآفرین است. مقصر خواندن ایران در وضع تحریم‌های آمریکا هم نادیده گرفتن تاریخ معاصر در ۷۰ سال اخیر، انکار تلاش ۱۵ سالهٔ ایران برای رسیدن به توافق هسته‌ای، انکار تاریخچه برجام، شستن گناه دولت آمریکا، بی انصافی و انکار حقایق صحنه بین‌المللی است.

🌿 پس لازم است از تحریم نوشت. توسعه ایران مرتبط با رفع تحریم و ارتباط حساب‌شده، کنترل‌شده اما آزاد تجاری، اقتصادی و علمی با جهان است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from دغدغه ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هشتادوشش دقیقه گفت‌وگوی بی‌پرده درباره مسائل ایران (شفافیت، فساد، بودجه، سرمایه اجتماعی، مشروعیت سیاسی و ...). @fazeli_mohammad
جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی»

✅ سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کرده‌اند، اما من تصور می‌کنم این سیاست بر محور سه‌گانه‌ای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیش‌تر آن‌را فرسایش تمدنی خوانده‌ام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهوم‌سازی یکی از همکارانم با سه کلمه می‌توان وصف کرد: جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی».

🔹خودی‌ها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی می‌کند. خودی‌ها دست‌شان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد به‌نفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برای‌شان درست جلوه می‌دهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا می‌کنند، منافع ملی را آن‌ها تشخیص می‌دهند، داور دنیای و آخرت مردم‌اند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و ... از کمالات‌شان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده می‌شوند.

🔹نُخودی‌ها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم می‌طلبند، می‌خواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس می‌کنند «بازیگردانی می‌شوند.» گویی وقتی خودی‌ها لازم دارند به بازی گرفته می‌شوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگ‌ترها داخل می‌شوند، به عنوان نخودی یارکشی می‌شوند و دائم دنبال توپ می‌دوند، اما کسی به آن‌ها پاس نمی‌دهد، پای‌شان به توپ نمی‌خورد، اما گاه گاه که بزرگ‌ترها شوت می‌کنند، توپ توی صورت‌شان می‌خورد و وقتی توپ به خانه همسایه می‌افتد و می‌خواهد آن‌را پاره کند، نخودی را می‌فرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.

🔹بیخودی‌ها: این‌ها گویی اصلاً بی‌خود کرده‌اند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری‌، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوب‌های اندیشه و جهت‌گیری‌شان به دنیا و آخرت با «خودی»ها فرق دارد. همین که مثل خودی‌ها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل می‌شوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودی‌ها، آسته می‌رن آسته میان که کسی شاخ‌شان نزند، نقش‌های نخودی هم بازی می‌کنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر می‌کنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آن‌ها ایران را دوست دارند، اما خودی‌ها به خودشان حق می‌دهند با هر وصفی آن‌ها را بخوانند و برانند.

✅ دایره خودی‌ها به مرور زمان تنگ‌تر و تنگ‌تر شده است. نخودی بودن نخودی‌ها احساس بی‌قدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آن‌ها تقویت کرده است. آن‌ها احساس می‌کنند خودی‌ها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده می‌کنند و آن‌ها را هم کنار خودشان جمع می‌بندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودی‌ها هم سعی می‌کنند حق‌شان را از خودی‌ها بگیرند، بیش از آن‌که در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله می‌کنند، برخی با خودی‌ها، برخی با خدا و برخی با آرمان‌های‌شان.

✅ تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افق‌های آینده خاکستری شده‌اند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودی‌ها اولش فکر می‌کردند این انحصار همه خوبی‌ها خوب است، اما برخی از آن‌ها حالا فهمیده‌اند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی می‌توان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودی‌ها که همه نخودی‌ها و بیخودی‌ها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس می‌کنند.

✅ خودی‌ها خجل‌تر و هم‌زمان خشن‌تر؛ نخودی‌ها مستأصل‌تر، ناراضی‌تر، تحقیرشده‌تر و منتفرتر؛ و بیخودی‌ها کم‌امیدتر می‌شوند؛ آن‌ها که دست‌شان برسد می‌روند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله می‌کنند و آرمان‌گراترها می‌کوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سه‌پاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.
(دکتر محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
💠 رویکرد کوتوله پروری در سیستم مدیریتی ایران

✅یکی از دلایل اصلی شرایط نابسامان کنونی کشورمان، خالی شدن مستمر خرد جمعی از گلوگاه های مهم تصمیم گیری و تصمیم سازی بوده است. رویکردهای مدیریتی دولت های پس از انقلاب اغلب با گفتمان های متفاوت انقلابی، جهادی دفاعی، سازندگی، توسعه سیاسی- آزادی های مدنی، عدالت خواهی و در نهایت اعتدال بوده است. که با توجه به نوع گفتمان ها در هر دوره، سیستم مدیریتی هم دستخوش تغییرات شدید و اغلب دچار تغییر اتوبوسی شده است. به نظر می رسد اکثر این دولت ها در یک رویکرد به نام " رویکرد کوتوله پروری" اشتراک دارند.

✅ این رویکرد در دولت های مختلف دارای شدت و ضعف بوده ولی در دولت نهم و دهم به اوج خود رسید و در سیستم مدیریتی ایران نهادینه شد.
این نوع رویکرد مشکلات زیادی برای رشد و توسعه کشور ایجاد نمود و سرمایه های عظیم کشور از جمله ثروت بزرگ نیروی جوان، و .. را نابود کرد.

🔸در این میان گاها تک ستاره هایی در سیستم مدیریتی کشور پدیدار شده و خدمات ارزنده ای به ملت و کشور عرضه داشتند که به عدم تداوم نگرش و رویکرد آنها، نتوانستند جهت دهی مناسبی به مدیریت منابع و نیروی انسانی کشور بدهند.

✳مدیران کوتوله دارای ویژه گی های مشترکی به شرح ذیل اند:

1- فاقد دانش، توانایی و شایستگی لازم هستند ولی با اطلاعات سطحی که دارند در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.

2- حوزه مدیریت شان به مثابه ملک شخصی است که بر اساس سلیقه و به فراخور زمان از آن هزینه می کنند.

3- نگاه شان به مسند، نگاهی عنکبوتی است، بدان معنی که چینش زیر مجموعه را بر اساس بقاء خویش انجام می دهند.

4- مدیران زیر مجموعه خود را از میان افراد ناتوانتر از خود انتخاب می کنند.

5- لابی با شخصیت های سیاسی مذهبی و بویژه نمایندگان مجلس برای بقاء پست، از وظایف روزمره آنهاست.

6- قانون بقاء پست در مورد آنها صادق است یعنی از دولتی به دولت دیگر همیشه مدیر می مانند و انگار مدیر متولد شده اند.

7- مانع رشد و ارتقاء پرسنل زیر مجموعه خود شده و معیار ارتقاء افراد را میزان نزدیکی و وفاداری می دانند.

8- ریسک پذیر نبوده و در انجام امور به دلیل عدم آگاهی از قوانین، دستور مستقیم بر انجام یا عدم انجام کار نمی دهند و پاراف درخواست های ارباب رجوع معمولا جمله ی معروف "طبق مقررات" است.

9- لابی گرهای خبره ای بوده و زندگی شان از رانت ها تغذیه می شود.

10- از بورس تحصیلی و ماموریت های پر سود بخوبی بهره می برند.

11- بیشتر وقتشان صرف جلسات بی ثمر می شود.

12- برای پر بار نمودن رزومه هایشان، ریاست هیات های ورزشی و ... را بر عهده گرفته و مانع بزرگی در مقابل ورزشکاران حرفه ای اند.

13- علاقه شدیدی به برگزاری همایش های بزرگ و پر هزینه و بی محتوی دارند.

14- مقدس معابی در وجودشان موج می زند. صف اول هر مناسبتی می‌نشیند و زاویه دید دوربین‌ رسانه ها را به خوبی شناسایی می کنند.

15- از بودجه دولت بعضی از رسانه ها را اجیر و تبلیغات پر سر و صدایی دارند.

16-علیرغم نداشتن وقت کافی، رزومه پر پیمانه ای از کتب و مقالات به چاپ رسیده دارند.

17- بیرق آنها بر پشت بام خانه‌شان افراشته، و جهت وزش باد را بخوبی حس می‌کنند.

18- تشریفاتشان زیاد، و دیدارشان برای مردم پر مشقت است.

19- اگر در خطر عزل قرارگیرند نزدیکترین دوستان خود را قربانی می کنند.

20- آمار پردازان و مستند سازان حرفه ای هستند.

21- با ایجاد شبکه های مدیریتی بین بخشی، در امور استخدامی به داد و ستد پرداخته و بستگان خود را به راحتی مستخدم دولت می کنند.

22- ساعات آخر شب زمان لابی آنها است.

23- اسپانسرهای خوبی برای انتخابات هستند.

24- پرونده سازان حرفه ای برای رقبای احتمالی اند.

25- همزمان هم مدیر، هم دانشجو و هم استاد دانشگاه هستند.

26- برای دیدار مدیران بالادستی هدایای ارگانیک می برند.

27- آهنگ انتظار گوشی های تلفن همراه آنها بسیار معنوی و شامل سخن بزرگان است.

28- در بوروکراسی و کاغذ بازی استاد بی بدیل هستند.

رویکرد کوتوله پروری مانند بیماری مزمنی در بدنه مدیریتی کشور رسوخ و نهادینه شده است. یکی از دلایل اصلی ناکارامدی دولت ها و نارضایتی مردم وجود این رویکرد خطرناک مدیریتی در آنهاست. حذف این رویکرد نیاز به عزمی جدی دارد و نجات مدیریت کشور از دست مدیران کوتوله، نجات کشور خواهد بود.

✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی»

✅ سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کرده‌اند، اما من تصور می‌کنم این سیاست بر محور سه‌گانه‌ای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیش‌تر آن‌را فرسایش تمدنی خوانده‌ام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهوم‌سازی یکی از همکارانم با سه کلمه می‌توان وصف کرد: جامعه «خودی، نُخودی، بیخودی».

🔹خودی‌ها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی می‌کند. خودی‌ها دست‌شان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد به‌نفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برای‌شان درست جلوه می‌دهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا می‌کنند، منافع ملی را آن‌ها تشخیص می‌دهند، داور دنیای و آخرت مردم‌اند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و ... از کمالات‌شان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده می‌شوند.

🔹نُخودی‌ها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم می‌طلبند، می‌خواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس می‌کنند «بازیگردانی می‌شوند.» گویی وقتی خودی‌ها لازم دارند به بازی گرفته می‌شوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگ‌ترها داخل می‌شوند، به عنوان نخودی یارکشی می‌شوند و دائم دنبال توپ می‌دوند، اما کسی به آن‌ها پاس نمی‌دهد، پای‌شان به توپ نمی‌خورد، اما گاه گاه که بزرگ‌ترها شوت می‌کنند، توپ توی صورت‌شان می‌خورد و وقتی توپ به خانه همسایه می‌افتد و می‌خواهد آن‌را پاره کند، نخودی را می‌فرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.

🔹بیخودی‌ها: این‌ها گویی اصلاً بی‌خود کرده‌اند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری‌، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوب‌های اندیشه و جهت‌گیری‌شان به دنیا و آخرت با «خودی»ها فرق دارد. همین که مثل خودی‌ها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل می‌شوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودی‌ها، آسته می‌رن آسته میان که کسی شاخ‌شان نزند، نقش‌های نخودی هم بازی می‌کنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر می‌کنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آن‌ها ایران را دوست دارند، اما خودی‌ها به خودشان حق می‌دهند با هر وصفی آن‌ها را بخوانند و برانند.

✅ دایره خودی‌ها به مرور زمان تنگ‌تر و تنگ‌تر شده است. نخودی بودن نخودی‌ها احساس بی‌قدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آن‌ها تقویت کرده است. آن‌ها احساس می‌کنند خودی‌ها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده می‌کنند و آن‌ها را هم کنار خودشان جمع می‌بندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودی‌ها هم سعی می‌کنند حق‌شان را از خودی‌ها بگیرند، بیش از آن‌که در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله می‌کنند، برخی با خودی‌ها، برخی با خدا و برخی با آرمان‌های‌شان.

✅ تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افق‌های آینده خاکستری شده‌اند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودی‌ها اولش فکر می‌کردند این انحصار همه خوبی‌ها خوب است، اما برخی از آن‌ها حالا فهمیده‌اند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی می‌توان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودی‌ها که همه نخودی‌ها و بیخودی‌ها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس می‌کنند.

✅ خودی‌ها خجل‌تر و هم‌زمان خشن‌تر؛ نخودی‌ها مستأصل‌تر، ناراضی‌تر، تحقیرشده‌تر و منتفرتر؛ و بیخودی‌ها کم‌امیدتر می‌شوند؛ آن‌ها که دست‌شان برسد می‌روند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله می‌کنند و آرمان‌گراترها می‌کوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سه‌پاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.

✍(دکتر محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✅نمایش تخریب و تخطئه به جای اقناع و اثبات کارآمدی
✍️ دکتر محمود واعظی / رئیس‌دفتر رئیس‌جمهوری

📌اولین مناظره انتخابات ریاست‌جمهوری با محوریت مسائل اقتصادی دیروز برگزار شد. آنچه انتظار می‌رفت این بود که نامزدهای محترم در این مناظره با هدف اقناع مردم و افزایش مشارکت و اثبات توانایی‌های خود سخن بگویند. در عوض اما محتوای مناظره متاسفانه بیشتر سیاه‌نمایی، تخطئه غیرمنصفانه دولت و درشت‌ گویی حضار نسبت به یکدیگر بود.

📌در این مناظره، نامزدهایی که سابقه طولانی در مسئولیت‌های قوای سه‌گانه دارند، بگونه‌ای نسبت به گذشته صحبت می‌کردند که گویی هیچ نقشی درایجاد شرایط امروز نداشته‌اند. قبل از مناظره انتظار این بود که نامزدها با بیان برنامه‌ها و ارائه راه‌حل برای مشکلات کشور،‌ در راستای افزایش امید مردم به آینده کشور و در نتیجه افزایش مشارکت گام بردارند.

📌ولی آنچه در عمل بر مناظره سایه افکند شعارهای پوپولیستی و تخریب دولتی بود که در چهار سال گذشته در مقابل جنگ اقتصادی همه‌جانبه آمریکا سینه سپر کرده و همزمان با آن، در یک و نیم سال گذشته در نبرد دشوار دیگری در مقابل بیماری منحوس کرونا صف‌آرایی کرده بود.

📌سوال از برگزارکنندگان مناظره و نامزدهای محترم این است که در تحلیل شرایط اقتصادی کشور، آیا مردم نباید بدانند که دولت آینده چه سیاستی در مواجهه با اصلی‌ترین مولفه‌های تاثیرگذار بر اقتصادی کشور در سالهای گذشته یعنی سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ معاصر و بحران کرونا به کار خواهد بست؟

📌آیا مدیریت جنگ اقتصادی و خنثی کردن تحریم‌های حداکثری که با مقاومت بی‌نظیر مردم عزیزمان، رهنمودهای مقام معظم رهبری و تلاش‌های شبانه‌روزی دولت به دست آمد،‌یه افتخار بزرگ برای نظام نبود؟ آیا این دو مولفه بسیار مهم موثر در اقتصاد که بخش اعظمی از تمرکز دستگاه اجرایی را به خود اختصاص داده بود، باید از مناظره حذف شود؟

📌نادیده انگاشتن توفیقات این دولت در هشت سال گذشته که بسیار فراوان است و سیاه‌نمایی، علاوه بر اینکه جفا در حق خانواده میلیونی دولت است، موجب ناامیدی مردم و مشارکت کمتر آنها در انتخابات خواهد شد. دوران مسئولیت این دولت کمتر از دو ماه دیگر به اتمام خواهد رسید اما این رویکرد غیرمنصفانه در خاطره و یاد ملت بزرگ ایران خواهد ماند.

📌این روزهای تلخ تجربه‌ای برای دولتمردان آینده هم هست. وقتی رئیس‌جمهوری که با ۲۴ میلیون رای و مشارکت کم‌نظیر مردم روی کار آمد و پنجه در پنجه دشوارترین مشکلات داخلی و خارجی انداخت و برای موفقیت ایران همراه مردم مردانه جنگید، اینچنین مورد بی‌حرمتی قرار گیرد،‌آیا تضمینی وجود دارد که برای دولت بعدی این بی‌اخلاقی‌ها افزایش نیابد؟/چند ثانیه

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰در باب مبارزه با فساد

📕می‌خواهم بحث را خیلی ساده مطرح کنم. فساد دولتی یعنی فسادی که در ساختار دولت و از طریق بروکراتها یعنی افرادی که مسلط بر قدرت دولت هستند یا وابستگان و رابطین آنها انجام می‌گیرد. فساد در یک اقتصاد بازاری که کسب سود و افزایش درآمد تنها از مسیر عرضه کالا و خدمات مورد نیاز و قبول مشتریان امکان پذیر است معنا نمی دهد. تخلف از قرارداد، کم فروشی و از این قبیل موارد در مبادلات روزمره همیشه بوده است اما این بمعنی فساد از نوع دولتی آن نیست. در فساد دولتی شما به خاطر امکانی که ساختارهای بورکراتیک اعم از ادارات متعدد، قوانین، مقررات، مصوبات، انحصارات، مجوزها، دسترسی های خاص، امضاهای طلایی و... برای شما فراهم آورده‌اند از این جهت که اختیارات بالا و منابع عمومی را در اختیار دارید، از آنها به نفع خود یا اشخاص ثالثی که مدنظر دارید استفاده می کنید که در دولت هایی مانند ایران یک امر کاملاً بدیهی است. بعضاً پیچیدگی مفاسد رخ داده ناشی از تسلطی است که بروکراتها در طی چندین سال بر فرایندهای بورکراتیک پیدا کرده اند. مثلاً دولت بخشنامه‌ای را صادر میکند که عموم مردم از آن بی‌اطلاع یا کم‌اطلاع هستند. این بخشنامه خود یک مداخلهء جدید در تسلسل مداخلات قبلی است اما بروکراتها و نزدیکان آنها کاملاً میدانند چگونه از این بخشنامه له یا علیه کسی استفاده کنند. مثل هر آدمی بویِ رانت و امتیازات طلایی را می‌شنفند و از آن نهایت بهره را می برند.

📕راه‌حلی که بطور عمومی برای کاهش این مفاسد دولتی مطرح میشود غالباً از نوع ادبیاتی است که مردم ایران عاشق آن هستند: مبارزه دولتی یا همان بگیر و ببند. مردم هنوز با نقل برخی خاطرات خیالی یا واقعی از عهد رضاشاه که برای هم بازگو می کنند از نانوایی می‌گویند که توسط پهلوی اول بخاطر گرانفروشی به تنور انداخته شد یا در میان میدان فلک شد. در دوران انقلاب۵۷ نیز کمیته ها عموماً پُر از مردم عادی کوچه و محلات بود که در تعدی به مال این و آن هیچ متر و معیاری نداشتند. طبق عادت معمول حمله به بازار و مبارزه با گرانفروشی کار همیشگی آنها بود. تجاوز به مالکیت به حدی بود که بعضاً داشتن دو عدد از یک کالا مثل پنکه موجب مصادره یکی از آنها میشد! حالا نیز همین طور است. بعید است توده با اعدام سلاطین سکه و دلار و طلا مخالفت جدی داشته باشد و اصلاً علت این آشفتگی را بداند. فارغ از دولت و بروکراتها توده از بگیر و ببند و سرکوب بازار بشدت حمایت میکند البته تا زمانی که دستِ دولت به دامن او نرسد!

📕اما دلیل فساد دولتی چیست؟ خیلی روشن است. دولت بزرگ، ولخرج، شلخته و همه‌چیزخواری که توسط منابع مالی متعددی مانند پول فیات، درآمد نفت و مالیات تغذیه میشود و در محیطی با یک اقتصاد دولتی رانتیر و ساختار سیاسی انقلابی عمل میکند. یعنی یک نظم نامیمونِ ناعادلانه که برخلاف نظم بازار که منافع افراد در گرو منفعت جمعی است در چنین ساختاری شما قطعاً به ضرر عموم می توانید منتفع شوید. بقول معروف دست ما(اکثریت) کوتاه و خرما(رانت و ثروت دولتی) بر نخیل(اقلیت). این علت العلل است. راه کاهش آن نیز فقط دولتی محدود و در قفس آهنین است. دولتی که در اقتصاد حداقل مداخله را دارد و راه ارتزاق آن از محل مالیات های محدود و داوطلبانه میباشد. یک چنین دولتی تنها با یک اقتصاد خصوصی مولد و سازمان سیاسی نرمال امکان پذیر است. بنابراین اقتصاد میدان جنگ و مبارزه و فرمان نیست بلکه میدان صلح و رقابت و عمل داوطلبانه است. در ایران، سیاست، اقتصاد را به گروگان گرفته و خیل لشکر کارمندان را بوجود آورده است که فقط پولِ بیشتر می‌خواهند و این خود موجد یک پوپولیسم ویرانگر است.
⚜الیاس شیرازی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
رضا تقی پور نماینده تهران می گوید این طرح بزودی به صحن می آید؛

♦️طرح مجلس درمورد فضای مجازی در آستانه تصویب

🔹 پیام رسان های خارجی مسدود می شوند، مگر اینکه قانون ما را بپذیرند

🔹 همه کاربران باید احراز هویت شوند

🔹حبس و جزای نقدی برای توزیع و انتشار فیلترشکن

🔹کنترل پیام ها در صورت «شروع» به ارتکاب به جرائم علیه امنیت داخلی

جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002biE
🆔 @Entekhab_ir