🔰استخدام به سبک «سیلیکونولی»
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
🔸اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔸اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر داشته باشید:
🔺 متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
🔺تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
🔺 پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
🔺نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
🔺 چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
🔺هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
🔺هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
منبع: hbr / کانال آموزه های سازمانی
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
🔸اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔸اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر داشته باشید:
🔺 متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
🔺تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
🔺 پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
🔺نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
🔺 چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
🔺هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
🔺هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
منبع: hbr / کانال آموزه های سازمانی
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰تغییرِ افراد اُولویت دارد یا تغییرِ اندیشه ها؟(بخش اول)
✍دکتر محمود سریع القلم
🔷اخیراً از دانشجویانِ فوق لیسانسِ روابط بین الملل خود پرسیدم، نخست وزیر یا رئیس جمهور این کشورها را نام ببرند: کرۀ جنوبی، اندونزی، ژاپن و اطریش... یا نمی دانستند یا اشتباه گفتند. اما همه جوابِ این سوال در مورد مصر، عربستان و لیبی را می دانستند.
🔷این تمرینِ ساده یک نتیجۀ مهم داشت: در کشورهایی که سیستم، حزب، تشکیلات، بنگاه و شرکت ها کار می کنند، افراد دیده نمی شوند کما اینکه ژاپن در جهان با سونی، پاناسونیک، هوندا و تویوتا و کره جنوبی با سامسونگ، و الجی شناخته می شود. هرچند افراد به عنوان مدیر و تصمیم گیرنده مهم هستند ولی ظرفِ بزرگتر اندیشه ها که این افراد در قالبِ آن فکر و عمل می کنند به مراتب تعیین کننده تر است.
🔷در حال و هوای انتخابات 1400، بعضی رسانه ها لیستی از افراد را مطرح می کنند، اما به ندرت دیالوگ و مناظره ای پیرامونِ اندیشه هایی که قرار است به بهبودِ وضع جامعه منجر شوند را به میان می آورند. البته هزاران سال تاریخِ ما حولِ افراد شکل گرفته و خروج از این سنتِ تاریخی به سوی سیستم، تشکیلات، بنگاه و قراردادِ اجتماعی کارِ سهلی نیست.
🔷 دورۀ 136 سالۀ قاجار, با 7 نفر و دورۀ 57 سالۀ پهلوی, با نام 2 نفر آمیخته است. افکار، سلایق، منافع و تمایلات این 9 نفر، بالغ بر
193 سال از تاریخ ایران را رقم زده است. هم زمان با این 193 سال، بخشِ مهمی از جهان به سیستم و تشکیلات روی آورد و افراد، صرفاً مجریان و گردانندگان سیستم ها شدند. این به معنای آن است که فقط تا چند قرنِ اخیر، حکمرانی منحصراً تابعِ افراد بوده است و ظهور سیستم و تشکیلات، پدیده ای نوین است.
🔷هرچند علل مختلفی برای ظهورِ سیستم در جهان را می توان مطرح کرد ولی به اعتقادِ بنده، علتِ شاید 70-80 درصدی ضرورتِ ایجاد سیستم و تشکیلات، در تولید است.
🔷واژه هایی مانند شبکه، کارخانه، بنگاه، برق، نفت، تلگرام، تلفن و بالاخره کامپیوتر و اینترنت همه به خاطر تولید و کیفیت و گسترش آن به وجود آمده اند. فناوری، دانشگاه، شهرنشینی، حمل و نقل هوایی و عموماً «توانایی» و «سرعت» در اختیار تولید قرار گرفته اند.
🔷اگر تولید نباشد، کارآمدی، بهینه سازی و حکمرانی مطلوب معنایی نخواهند داشت. اگر تولید نباشد، چه ضرورتی به ثبات سیاسی، آرامش اجتماعی و توسعۀ اقتصادی وجود خواهد داشت؟ اگر تولید نباشد، فکرِ حفظِ وضع موجود و استفاده از آنچه که موجود است رایج می گردد.... ادامه دارد ...
🟪 ادامه مطلب در پست بعدی
✍دکتر محمود سریع القلم
🔷اخیراً از دانشجویانِ فوق لیسانسِ روابط بین الملل خود پرسیدم، نخست وزیر یا رئیس جمهور این کشورها را نام ببرند: کرۀ جنوبی، اندونزی، ژاپن و اطریش... یا نمی دانستند یا اشتباه گفتند. اما همه جوابِ این سوال در مورد مصر، عربستان و لیبی را می دانستند.
🔷این تمرینِ ساده یک نتیجۀ مهم داشت: در کشورهایی که سیستم، حزب، تشکیلات، بنگاه و شرکت ها کار می کنند، افراد دیده نمی شوند کما اینکه ژاپن در جهان با سونی، پاناسونیک، هوندا و تویوتا و کره جنوبی با سامسونگ، و الجی شناخته می شود. هرچند افراد به عنوان مدیر و تصمیم گیرنده مهم هستند ولی ظرفِ بزرگتر اندیشه ها که این افراد در قالبِ آن فکر و عمل می کنند به مراتب تعیین کننده تر است.
🔷در حال و هوای انتخابات 1400، بعضی رسانه ها لیستی از افراد را مطرح می کنند، اما به ندرت دیالوگ و مناظره ای پیرامونِ اندیشه هایی که قرار است به بهبودِ وضع جامعه منجر شوند را به میان می آورند. البته هزاران سال تاریخِ ما حولِ افراد شکل گرفته و خروج از این سنتِ تاریخی به سوی سیستم، تشکیلات، بنگاه و قراردادِ اجتماعی کارِ سهلی نیست.
🔷 دورۀ 136 سالۀ قاجار, با 7 نفر و دورۀ 57 سالۀ پهلوی, با نام 2 نفر آمیخته است. افکار، سلایق، منافع و تمایلات این 9 نفر، بالغ بر
193 سال از تاریخ ایران را رقم زده است. هم زمان با این 193 سال، بخشِ مهمی از جهان به سیستم و تشکیلات روی آورد و افراد، صرفاً مجریان و گردانندگان سیستم ها شدند. این به معنای آن است که فقط تا چند قرنِ اخیر، حکمرانی منحصراً تابعِ افراد بوده است و ظهور سیستم و تشکیلات، پدیده ای نوین است.
🔷هرچند علل مختلفی برای ظهورِ سیستم در جهان را می توان مطرح کرد ولی به اعتقادِ بنده، علتِ شاید 70-80 درصدی ضرورتِ ایجاد سیستم و تشکیلات، در تولید است.
🔷واژه هایی مانند شبکه، کارخانه، بنگاه، برق، نفت، تلگرام، تلفن و بالاخره کامپیوتر و اینترنت همه به خاطر تولید و کیفیت و گسترش آن به وجود آمده اند. فناوری، دانشگاه، شهرنشینی، حمل و نقل هوایی و عموماً «توانایی» و «سرعت» در اختیار تولید قرار گرفته اند.
🔷اگر تولید نباشد، کارآمدی، بهینه سازی و حکمرانی مطلوب معنایی نخواهند داشت. اگر تولید نباشد، چه ضرورتی به ثبات سیاسی، آرامش اجتماعی و توسعۀ اقتصادی وجود خواهد داشت؟ اگر تولید نباشد، فکرِ حفظِ وضع موجود و استفاده از آنچه که موجود است رایج می گردد.... ادامه دارد ...
🟪 ادامه مطلب در پست بعدی
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰ادامه مطالب از پست قبلی
🟪 تغییرِ افراد اُولویت دارد یا تغییرِ اندیشه ها؟
🔷 اگر قرار باشد کشور به کارآمدی، ثبات، رشد و امنیت پایدار دست یابد، با تغییر افراد و تعدادی سمینار، مدارک تحصیلی، کارگاه های آموزشی و کمپین های انتخاباتی به دست نمی آید، بلکه محتاج تحولِی اندیشگی است (Paradigm Shift).
🔷فرازُ و نشیب و عملکرد دولتهای چپ و راست در دورانِ بعد از جنگ، در نهایت تابع درآمد نفت بوده به طوریکه ریل سیاست خارجی، مسیرِ مستقلِ خود را طی کرده است. سعی و خطا از یک طرف و انطباق با شرایط و حرکت از یک ستون به ستونی دیگر، عمدتاً متدلوژی حکمرانی بسیاری از دولتها بوده است.
🔷به عنوان یک نظر، حکمرانی سیستمی و تشکیلاتی مبتنی بر کارآمدی، ثبات و امنیت، تابعِ بحث، گفت وگو، مناظره و اندیشه ورزی پیرامونِ حل وفصلِ هشت مورد زیر است:
🔸1)آیا سیاستِ خارجی تابعِ اقتصاد است یا اقتصاد تابعِ سیاستِ خارجی؟
🔸2)آیا تولید ناخالصِ ملی امنیت می آورد یا امنیت به رشد اقتصادی منجر می شود؟
🔸3)آیا رویارویی با نظم جهانی ضرورتی انتزاعی است یا یک پایۀ حکمرانی؟
🔸4) آیا انسجام فرهنگی به جامعه ای تزریق می شود یا نتیجۀ تولید اقتصادی و ثبات سیاسی است؟
🔸5)آیا در نیم قرنِ آینده، کشور تابع درآمد های ناشی از فروشِ منابع فسیلی خواهد بود یا باید در فکرِ مزیت های تولیدی و خدماتی قابلِ عرضه در منطقه و جهان باشد ؟
🔸6) کدام استراتژیها، کشور را به سمت مازادِ سرمایه، افزایشِ تولید و مزیت های نسبی سوق خواهند داد؟
🔸7) آیا باید از فرآیند های جهانی شدن فاصله گرفت یا باید به آن ها پیوست؟
🔸8)کدام کشورها به پیشرفت ایران علاقه مندند وازاین پیشرفت نفع می برند؟
🔷دستیابی به پاسخ هایی دقیق، با جزئیات، متمرکز و با پشتوانۀ مطالعاتی، تابعِ یک کار جمعی است. در فرآیند دستیابی به این پاسخ ها، افراد دیده نمی شوند بلکه دانش، تخصص، تسلطِ علمی و آگاهی آن ها شرط است.
🔷 صحبت های مبهم، کلی، چند پهلو و غیرِ دقیق به مازادِ سرمایه، ثروتِ ملی و ثباتِ اقتصادی-سیاسی منجر نمی شوند. اگر در پی سیستم، کارآمدی و ثبات هستیم، نیاز داریم فراتر از افراد بیاندیشیم و با فکر و اندیشه های ناظر به دراز مدت به صلح برسیم. سپس این اندیشه های دراز مدت را به قراردادِ اجتماعی تبدیل کنیم.کانون و مرکز ثقل تمامی این چالش ها در این است که چگونه تولید را در کشور به صورت صعودی افزایش دهیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟪 تغییرِ افراد اُولویت دارد یا تغییرِ اندیشه ها؟
🔷 اگر قرار باشد کشور به کارآمدی، ثبات، رشد و امنیت پایدار دست یابد، با تغییر افراد و تعدادی سمینار، مدارک تحصیلی، کارگاه های آموزشی و کمپین های انتخاباتی به دست نمی آید، بلکه محتاج تحولِی اندیشگی است (Paradigm Shift).
🔷فرازُ و نشیب و عملکرد دولتهای چپ و راست در دورانِ بعد از جنگ، در نهایت تابع درآمد نفت بوده به طوریکه ریل سیاست خارجی، مسیرِ مستقلِ خود را طی کرده است. سعی و خطا از یک طرف و انطباق با شرایط و حرکت از یک ستون به ستونی دیگر، عمدتاً متدلوژی حکمرانی بسیاری از دولتها بوده است.
🔷به عنوان یک نظر، حکمرانی سیستمی و تشکیلاتی مبتنی بر کارآمدی، ثبات و امنیت، تابعِ بحث، گفت وگو، مناظره و اندیشه ورزی پیرامونِ حل وفصلِ هشت مورد زیر است:
🔸1)آیا سیاستِ خارجی تابعِ اقتصاد است یا اقتصاد تابعِ سیاستِ خارجی؟
🔸2)آیا تولید ناخالصِ ملی امنیت می آورد یا امنیت به رشد اقتصادی منجر می شود؟
🔸3)آیا رویارویی با نظم جهانی ضرورتی انتزاعی است یا یک پایۀ حکمرانی؟
🔸4) آیا انسجام فرهنگی به جامعه ای تزریق می شود یا نتیجۀ تولید اقتصادی و ثبات سیاسی است؟
🔸5)آیا در نیم قرنِ آینده، کشور تابع درآمد های ناشی از فروشِ منابع فسیلی خواهد بود یا باید در فکرِ مزیت های تولیدی و خدماتی قابلِ عرضه در منطقه و جهان باشد ؟
🔸6) کدام استراتژیها، کشور را به سمت مازادِ سرمایه، افزایشِ تولید و مزیت های نسبی سوق خواهند داد؟
🔸7) آیا باید از فرآیند های جهانی شدن فاصله گرفت یا باید به آن ها پیوست؟
🔸8)کدام کشورها به پیشرفت ایران علاقه مندند وازاین پیشرفت نفع می برند؟
🔷دستیابی به پاسخ هایی دقیق، با جزئیات، متمرکز و با پشتوانۀ مطالعاتی، تابعِ یک کار جمعی است. در فرآیند دستیابی به این پاسخ ها، افراد دیده نمی شوند بلکه دانش، تخصص، تسلطِ علمی و آگاهی آن ها شرط است.
🔷 صحبت های مبهم، کلی، چند پهلو و غیرِ دقیق به مازادِ سرمایه، ثروتِ ملی و ثباتِ اقتصادی-سیاسی منجر نمی شوند. اگر در پی سیستم، کارآمدی و ثبات هستیم، نیاز داریم فراتر از افراد بیاندیشیم و با فکر و اندیشه های ناظر به دراز مدت به صلح برسیم. سپس این اندیشه های دراز مدت را به قراردادِ اجتماعی تبدیل کنیم.کانون و مرکز ثقل تمامی این چالش ها در این است که چگونه تولید را در کشور به صورت صعودی افزایش دهیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴شکاف دایمی میان نسلی
🔻اعتماد دهم خرداد ۱۴۰۰
🔘در این یادداشت میخواهم یکی از مسایلی مهم عرصه سیاست در ایران را توضیح دهم که قبلاً هم به آن اشاره کردهام، ولی اکنون با جزییات بیشتری شرح خواهم داد. این مسألهای است که هم گریبان اصلاحطلبان را گرفته است و هم گریبان اصولگرایان و حکومت را. این موضوع را با ارجاع به انتخابات اخیر خواهم گفت.
🔘اگر دقت کنیم، نامزدهای اصلی و مشهور (بویژه پیش از رد صلاحیتها) در این انتخابات به نحوی در چهل سال گذشته در قدرت بودهاند. اکنون که پا به عرصه میدان انتخابات گذاشتهاند با یک مشکل اساسی مواجه شدهاند. مشکلی که ۲۵ سال پیش و در جریان انتخابات ۱۳۷۶ یا وجود نداشت یا خیلی کمرنگ بود.
🔘ماجرا این است که این افراد کم یا زیاد در وضعیت فعلی نقش داشتهاند، سهم آنان را میتوان کم و زیاد کرد ولی اصل قضیه را نمیتوان نادیده گرفت و از آن عبور کرد. آنان در گذشته در تصمیماتی مشارکت داشتهاند که این تصمیمات از دو حال خارج نیست. یا براساس معیارهای آن زمان و ارزشهای عمومی یا عرفی جامعه قابل دفاع بوده است یا آنکه حتی با معیارهای آن دوره نیز باید از آن تصمیمات پرهیز میشد.
🔘در حال حاضر اعتبار هر دو نوع تصمیم، از سوی نسل جدید با چالش جدی مواجه شده است. حتی در حالت اول هم قادر به دفاع از کارها و تصمیمات خود نیستند، زیرا معیارها و ارزشهای نسل جدید چنان متحول شده که با تکیه بر آنها، کمتر تصمیمی را میتوان در گذشته معقول و قابل دفاع سراغ گرفت. تصمیمات نوع دوم نیز که به کلی مردود هستند.
🔘مشکل مهمتر اینکه بسیاری از این تصمیمات پشت پردهای دارند که در فضای غیر شفاف گذشته برای بیشتر مردم ناشناخته شده بوده است. ولی اکنون به علت وجود فضای مجازی، شفافیتی به وجود آمده است که امکان پنهانکاری، چون گذشته وجود ندارد. در نتیجه هر کدام از این افراد، هنگامی که پا به عرصه انتخابات میگذارند با مجموعهای از پرسشهای متنوع درباره گذشته خود مواجه میشوند، و حتی اگر اکنون به لحاظ فکری تغییر کرده باشند، قادر نیستند که به افکار عمومی پاسخ قانعکنندهای بدهند. در نتیجه دچار توجیهکاری میشوند و این واکنش وضع آنان را نزد همه جامعه بدتر میکند، و ایجاد ارتباط مفید و همدلی میان آنان با نسل جدید را سختتر میکند.
🔘جالب اینکه شخصی چون آقای تاجزاده نیز که به نسبت نقد رادیکالتری به گذشته میکند و از این نظر کممسألهتر از دیگران است نیز دچار ابهامات و انتقادات خاص خود خواهد شد، چه رسد به دیگران که اصولاً یا نقد گذشته را نمیپذیرند یا نمیخواهند در این باره نظر دهند.
🔘فرض کنیم که این آقایان نامزدها در بهترین حالت نیز دچار تحول فکری یا تحلیلی شده باشند. در این صورت باید این تحول را در فرآیند بلندمدتتری که رسیدهاند به نمایش میگذاشنند و اگر این کار را پیشتر انجام میدادند، به طور قطع دیگر در ساختار قدرت جایی برای آنان باقی نمیماند که بخواهند نامزد انتخابات شوند.
🔘شاید بتوانیم به خود بگوییم که گذشته، گذشته است، به فکر آینده باشیم. این درست است. ولی همه را نمیتوان با این گزاره قانع کرد. باید به نحوی گذشته را نادیده گرفت که امکانپذیر باشد. این راه جز اینکه نسل قدیم، بازنشسته شوند راه دیگری ندارد. حتی اگر نسل جدید به ارزشهای نسل قبلی هم پایبند باشد، حداقل به تجربه گذشته آنان پایبند نیست.
🔘نسل قدیم نه میتواند خود را از آن گذشته جدا کند، چه از آن دفاع کند چه آن را نقد کند، چه درست باشد چه نادرست، و نه میتواند با استناد به آن گذشته و دفاع از آن، با نسل جدیدی تعامل کند که به کلی ارزشهای آن متفاوت است.
🔘یک نمونه کوچک را میگویم و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. اخیراً دیدم که نسبت به ممنوعیت هنرپیشههای سینمای پیش از انقلاب علیه مسئولین اول انقلاب انتقادات تندی مطرح میشود. در حالی که اتخاذ این تصمیمات و درستی آنها برای آن نسل در ۴۰ سال پیش، چنان بدیهی و مفروض بود که مخالفت با آن نابخردانه محسوب میشد. ولی امروز برای نسل جدید آن تصمیمات همان قدر نابخردانه است که برای قبلیها بخردانه بود!
🔘با این حساب و با وجود نسل قدیم و این شکافهای ارزشی، باز کردن پرونده گذشته همیشه در دستور کار است و هیچ راهی هم برای عبور از آن به نظر نمیرسد و این مختص اصولگرایان و حاکمان نیست، همه افراد آن نسل، از هر طیفی دچار این وضع هستند.
🔘🔘این شکاف خیلی عمیق است. متحولترین افراد آن نسل نیز چند نفر از خودشان را بیشتر نمیشناسند. به معاون اول پیشنهادی آقای تاجزاده نگاه کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔻اعتماد دهم خرداد ۱۴۰۰
🔘در این یادداشت میخواهم یکی از مسایلی مهم عرصه سیاست در ایران را توضیح دهم که قبلاً هم به آن اشاره کردهام، ولی اکنون با جزییات بیشتری شرح خواهم داد. این مسألهای است که هم گریبان اصلاحطلبان را گرفته است و هم گریبان اصولگرایان و حکومت را. این موضوع را با ارجاع به انتخابات اخیر خواهم گفت.
🔘اگر دقت کنیم، نامزدهای اصلی و مشهور (بویژه پیش از رد صلاحیتها) در این انتخابات به نحوی در چهل سال گذشته در قدرت بودهاند. اکنون که پا به عرصه میدان انتخابات گذاشتهاند با یک مشکل اساسی مواجه شدهاند. مشکلی که ۲۵ سال پیش و در جریان انتخابات ۱۳۷۶ یا وجود نداشت یا خیلی کمرنگ بود.
🔘ماجرا این است که این افراد کم یا زیاد در وضعیت فعلی نقش داشتهاند، سهم آنان را میتوان کم و زیاد کرد ولی اصل قضیه را نمیتوان نادیده گرفت و از آن عبور کرد. آنان در گذشته در تصمیماتی مشارکت داشتهاند که این تصمیمات از دو حال خارج نیست. یا براساس معیارهای آن زمان و ارزشهای عمومی یا عرفی جامعه قابل دفاع بوده است یا آنکه حتی با معیارهای آن دوره نیز باید از آن تصمیمات پرهیز میشد.
🔘در حال حاضر اعتبار هر دو نوع تصمیم، از سوی نسل جدید با چالش جدی مواجه شده است. حتی در حالت اول هم قادر به دفاع از کارها و تصمیمات خود نیستند، زیرا معیارها و ارزشهای نسل جدید چنان متحول شده که با تکیه بر آنها، کمتر تصمیمی را میتوان در گذشته معقول و قابل دفاع سراغ گرفت. تصمیمات نوع دوم نیز که به کلی مردود هستند.
🔘مشکل مهمتر اینکه بسیاری از این تصمیمات پشت پردهای دارند که در فضای غیر شفاف گذشته برای بیشتر مردم ناشناخته شده بوده است. ولی اکنون به علت وجود فضای مجازی، شفافیتی به وجود آمده است که امکان پنهانکاری، چون گذشته وجود ندارد. در نتیجه هر کدام از این افراد، هنگامی که پا به عرصه انتخابات میگذارند با مجموعهای از پرسشهای متنوع درباره گذشته خود مواجه میشوند، و حتی اگر اکنون به لحاظ فکری تغییر کرده باشند، قادر نیستند که به افکار عمومی پاسخ قانعکنندهای بدهند. در نتیجه دچار توجیهکاری میشوند و این واکنش وضع آنان را نزد همه جامعه بدتر میکند، و ایجاد ارتباط مفید و همدلی میان آنان با نسل جدید را سختتر میکند.
🔘جالب اینکه شخصی چون آقای تاجزاده نیز که به نسبت نقد رادیکالتری به گذشته میکند و از این نظر کممسألهتر از دیگران است نیز دچار ابهامات و انتقادات خاص خود خواهد شد، چه رسد به دیگران که اصولاً یا نقد گذشته را نمیپذیرند یا نمیخواهند در این باره نظر دهند.
🔘فرض کنیم که این آقایان نامزدها در بهترین حالت نیز دچار تحول فکری یا تحلیلی شده باشند. در این صورت باید این تحول را در فرآیند بلندمدتتری که رسیدهاند به نمایش میگذاشنند و اگر این کار را پیشتر انجام میدادند، به طور قطع دیگر در ساختار قدرت جایی برای آنان باقی نمیماند که بخواهند نامزد انتخابات شوند.
🔘شاید بتوانیم به خود بگوییم که گذشته، گذشته است، به فکر آینده باشیم. این درست است. ولی همه را نمیتوان با این گزاره قانع کرد. باید به نحوی گذشته را نادیده گرفت که امکانپذیر باشد. این راه جز اینکه نسل قدیم، بازنشسته شوند راه دیگری ندارد. حتی اگر نسل جدید به ارزشهای نسل قبلی هم پایبند باشد، حداقل به تجربه گذشته آنان پایبند نیست.
🔘نسل قدیم نه میتواند خود را از آن گذشته جدا کند، چه از آن دفاع کند چه آن را نقد کند، چه درست باشد چه نادرست، و نه میتواند با استناد به آن گذشته و دفاع از آن، با نسل جدیدی تعامل کند که به کلی ارزشهای آن متفاوت است.
🔘یک نمونه کوچک را میگویم و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. اخیراً دیدم که نسبت به ممنوعیت هنرپیشههای سینمای پیش از انقلاب علیه مسئولین اول انقلاب انتقادات تندی مطرح میشود. در حالی که اتخاذ این تصمیمات و درستی آنها برای آن نسل در ۴۰ سال پیش، چنان بدیهی و مفروض بود که مخالفت با آن نابخردانه محسوب میشد. ولی امروز برای نسل جدید آن تصمیمات همان قدر نابخردانه است که برای قبلیها بخردانه بود!
🔘با این حساب و با وجود نسل قدیم و این شکافهای ارزشی، باز کردن پرونده گذشته همیشه در دستور کار است و هیچ راهی هم برای عبور از آن به نظر نمیرسد و این مختص اصولگرایان و حاکمان نیست، همه افراد آن نسل، از هر طیفی دچار این وضع هستند.
🔘🔘این شکاف خیلی عمیق است. متحولترین افراد آن نسل نیز چند نفر از خودشان را بیشتر نمیشناسند. به معاون اول پیشنهادی آقای تاجزاده نگاه کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 سی مانعِ روانشناختی پیشرفت
✍️دکتر محمود سریع القلم
۱-در رابطه با هر موضوعی، نظر دادن؛
۲-تقریباً تعطیلی انتقاد از افکار خود؛
۳-تقریباً تعطیلی انتقاد از رفتار خود؛
۴-تقریباً تعطیلی انتقاد از بدقولی های خود؛
۵-تقریباً تعطیلی انتقاد از نسبت های ناروا به دیگران؛
۶-استفادۀ ناآگاهانه از واژه ها؛
۷-شادمانی از عدم همکاری با دیگران؛
۸-مرتب در مورد نیاتِ دیگران، قضاوت منفی کردن؛
۹-تصورِ اینکه دیگران، گذشته را فراموش میکنند؛
۱۰-شادمانی ناخودآگاه از زرنگی های یک هفته ای؛
۱۱-تعطیلی اهرم های کنترل عصبانیت؛
۱۲-شادمانی ناخودآگاه از ورود به حریم خصوصی دیگران؛
۱۳-القاء ناخودآگاه بر خود درست پنداری؛
۱۴-القاء ناخودآگاه بر خود حق پنداری؛
۱۵-القاء ناخودآگاه بر خود بزرگ پنداری؛
۱۶-تعطیلی سلولهای تشکیک در بخشِ آگاه ذهن؛
۱۷-عادتِ ناخودآگاه به پوشاندن حقیقت؛
۱۸-عادتِ ناخودآگاه به دروغ گویی؛
۱۹-عادتِ ناخودآگاه به دشنام دادن؛
۲۰-عادتِ ناخودآگاه به وارونه جلوه دادن مسایل؛
۲۱-عادتِ ناخودآگاه به مبرا دانستن خود از اشتباهات؛
۲۲-عادتِ ناخودآگاه به استغراق در خودخواهی ها؛
۲۳-عادتِ ناخودآگاه به اغراق و چاپلوسی؛
۲۴-عادتِ ناخودآگاه به تخریبِ رقبا؛
۲۵-عادتِ ناخودآگاه به جستجوی ریشۀ مشکلات در بیرون از خود؛
۲۶-عادتِ ناخودآگاه به مخالفتِ ناآگاهانه با تغییر و تحول؛
۲۷-عادتِ ناخودآگاه به مخدوش کردن معنای واژه ها؛
۲۸-عادتِ ناخودآگاه به لذت بردن از تبعیت دیگران؛
۲۹-شیفتگی نامحدود نسبت به پول و قدرت و استتارِ آگاهانۀ این شیفتگی؛
۳۰-حاکمیتِ تقریباً مطلق ناخودآگاهِ زنگ زده بر افکار، رفتار و گفتار.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️دکتر محمود سریع القلم
۱-در رابطه با هر موضوعی، نظر دادن؛
۲-تقریباً تعطیلی انتقاد از افکار خود؛
۳-تقریباً تعطیلی انتقاد از رفتار خود؛
۴-تقریباً تعطیلی انتقاد از بدقولی های خود؛
۵-تقریباً تعطیلی انتقاد از نسبت های ناروا به دیگران؛
۶-استفادۀ ناآگاهانه از واژه ها؛
۷-شادمانی از عدم همکاری با دیگران؛
۸-مرتب در مورد نیاتِ دیگران، قضاوت منفی کردن؛
۹-تصورِ اینکه دیگران، گذشته را فراموش میکنند؛
۱۰-شادمانی ناخودآگاه از زرنگی های یک هفته ای؛
۱۱-تعطیلی اهرم های کنترل عصبانیت؛
۱۲-شادمانی ناخودآگاه از ورود به حریم خصوصی دیگران؛
۱۳-القاء ناخودآگاه بر خود درست پنداری؛
۱۴-القاء ناخودآگاه بر خود حق پنداری؛
۱۵-القاء ناخودآگاه بر خود بزرگ پنداری؛
۱۶-تعطیلی سلولهای تشکیک در بخشِ آگاه ذهن؛
۱۷-عادتِ ناخودآگاه به پوشاندن حقیقت؛
۱۸-عادتِ ناخودآگاه به دروغ گویی؛
۱۹-عادتِ ناخودآگاه به دشنام دادن؛
۲۰-عادتِ ناخودآگاه به وارونه جلوه دادن مسایل؛
۲۱-عادتِ ناخودآگاه به مبرا دانستن خود از اشتباهات؛
۲۲-عادتِ ناخودآگاه به استغراق در خودخواهی ها؛
۲۳-عادتِ ناخودآگاه به اغراق و چاپلوسی؛
۲۴-عادتِ ناخودآگاه به تخریبِ رقبا؛
۲۵-عادتِ ناخودآگاه به جستجوی ریشۀ مشکلات در بیرون از خود؛
۲۶-عادتِ ناخودآگاه به مخالفتِ ناآگاهانه با تغییر و تحول؛
۲۷-عادتِ ناخودآگاه به مخدوش کردن معنای واژه ها؛
۲۸-عادتِ ناخودآگاه به لذت بردن از تبعیت دیگران؛
۲۹-شیفتگی نامحدود نسبت به پول و قدرت و استتارِ آگاهانۀ این شیفتگی؛
۳۰-حاکمیتِ تقریباً مطلق ناخودآگاهِ زنگ زده بر افکار، رفتار و گفتار.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from جامعهشناسی
توهم آگاهی: چرا هیچگاه در اندیشیدن تنها نیستیم؟
همۀ ما با این توهم زندگی میکنیم که بیشتر از آنچه حقیقت دارد، میدانیم.
انسانها جوامع و فناوریهای بسیار پیچیدهای را بهوجود آوردهاند، اما بیشتر ما حتی نمیدانیم یک قلم یا یک توالتفرنگی چطور کار میکند؟ با وجود درک اندکمان، چگونه اینهمه دستاورد داشتهایم؟
ذهن انسان هم میتواند جلوهای درخشان داشته باشد و هم اسفبار. ما نهادهای دموکراتیک خلق کردهایم، روی ماه ایستادهایم و ژنوم خود را توالی دادهایم، بااینحال هرکدام از ما گاهی اوقات افرادی غیرمنطقی، مستعد خطا و بیشتر اوقات حتی نادان هستیم.
بسیاری از ما بخش قابلتوجهی از زندگی خود را بهعمد در توهم بهسر میبریم. توهمات میتوانند ما را به انجام کارهایی ترغیب کنند که در شرایط عادی انجام نمیدهیم. آیا این کار اشتباه است؟ آیا واقعاً باید توهمات خود را به حداقل برسانیم؟
شما با اجتناب از توهم، از آنچه میدانید و نمیدانید آگاه خواهید شد و این درنهایت میتواند به شما در دستیابی به اهدافتان کمک کند.
درباره کتاب و سفارش:
https://barkhatbook.com/ln/cw2g
#معرفی_کتاب
🌎جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
همۀ ما با این توهم زندگی میکنیم که بیشتر از آنچه حقیقت دارد، میدانیم.
انسانها جوامع و فناوریهای بسیار پیچیدهای را بهوجود آوردهاند، اما بیشتر ما حتی نمیدانیم یک قلم یا یک توالتفرنگی چطور کار میکند؟ با وجود درک اندکمان، چگونه اینهمه دستاورد داشتهایم؟
ذهن انسان هم میتواند جلوهای درخشان داشته باشد و هم اسفبار. ما نهادهای دموکراتیک خلق کردهایم، روی ماه ایستادهایم و ژنوم خود را توالی دادهایم، بااینحال هرکدام از ما گاهی اوقات افرادی غیرمنطقی، مستعد خطا و بیشتر اوقات حتی نادان هستیم.
بسیاری از ما بخش قابلتوجهی از زندگی خود را بهعمد در توهم بهسر میبریم. توهمات میتوانند ما را به انجام کارهایی ترغیب کنند که در شرایط عادی انجام نمیدهیم. آیا این کار اشتباه است؟ آیا واقعاً باید توهمات خود را به حداقل برسانیم؟
شما با اجتناب از توهم، از آنچه میدانید و نمیدانید آگاه خواهید شد و این درنهایت میتواند به شما در دستیابی به اهدافتان کمک کند.
درباره کتاب و سفارش:
https://barkhatbook.com/ln/cw2g
#معرفی_کتاب
🌎جامعهشناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
Forwarded from توسعه مهارت های فردی و مدیریتی
چگونه به یک حرفه ای تبدیل شوم؟.pdf
1.3 MB
💢 دانلود رایگان کتاب چگونه به یک حرفه ای تبدیل شوم؟
۸ ویژگی، ۶ مهارت و ۲۰ توصیه برای حرفه ای شدن.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
@assessmentcenterchannel
۸ ویژگی، ۶ مهارت و ۲۰ توصیه برای حرفه ای شدن.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
@assessmentcenterchannel
تفکر انتقادی چه کمکی به جامعه و مطالعات سازمان می کند؟
نوشته ای در اهمیت سوال و پرسشگری
آموزشهای ما کشنده خلاقیت است. مشق نوشتن در دبستان، استبداد معلمان در مدارس در فرایند "درس دادن"، رقابت نفس گیر کنکور و سوالات تستی و ... همگی دست به دست هم می دهند تا از ما به جای افرادی خلاق و پرسشگر، افرادی محافظه کار و همرنگ جماعت بسازند. دانشگاه ها نیز وضع بهتری در این زمینه ندارند. وقتی نظام آموزش عالی درست تعریف نشده و دانشجو نمی داند برای چه به دانشگاه آمده و اساتید انگیزاننده و مولد اندیشه نیز انگشت شماراند، دانشجویان نیز تفکر و نوشتن را نمی آموزند.
سوال، اساس تفکر است و نوشتن، چون شاخ و برگ دادن به نهال تفکر است. ما نه برای پرسشگری و نه برای نوشتن، آموزش نمیبینیم. آموزشهای ما در دانشگاه اغلب به درد مشاغل ما در سازمانها نیز نمی خورند. کدام مطلب دانشگاهی را توانسته اید در سازمان خود و یا در شغل خود به کار ببندید؟
انگار بعد از فراغت از تحصیل باید درس و کتاب را کنار گذشت و با واقعیتهای سازمانها روبرو شد. واقعیتهایی که در اولین نظر هیچ ارتباطی با آنچه در دانشگاه آموخته ایم ندارند.
آنچه از دانشگاه باقی می ماند تحولی است که در شخصیت دانشجو باید رخ بدهد. انگیزه برای یادگیری مادام العمر و انگیزه برای کاربردی سازی دانش. و اینها جز با یک شخصیت پرسشگر و خلاق، امکان پذیر نیست. چیزی که در دانشگاه آموزش داده نمی شود.
دکتر قربان عباسی در مجموعه درس گفتارهای مکاتب ادبی به ما می آموزد که تغییر و تحول جامعه، از نویسندگان و متفکرین آغاز می شود و نویسندگان ما نتوانسته اند همپای رشد و تحول مکاتب ادبی در دنیا، رشد و تحول یابند و به مسائل جامعه ما بپردازند. جامعه ما جامعه متفکر نیست.
دکتر محمد فاضلی اندیشمند توسعه، ایران را انبوهی از مسائل حل نشده می داند. هیچ یک از مسائل ما حل و فصل نشده است و صرفا روی هم تلنبار شده اند.
تا زمانی که آنقدر رشد نکنیم که بدانیم موضوعات و مسائل را تنها وقتی باید بپیذیریم که بتوانیم سوالات درستی در مورد آن طرح کنیم و به درک درستی از مسائل برسیم، تحولی در انسان، سازمان و جامعه رخ نمی دهد.
چه چیزی می تواند ما را به پرسشگری و تفکر خلاق رهنمون کند؟
خواندن: ما باید از نظر دانش تخصصی بروز باشیم. مطالعات ما نباید محدود باشد، در هر شغل و تخصصی هستیم نیاز به انسان شناسی، ادبیات، جامعه شناسی داریم. مطالعه، دریچه های جدیدی را پیش چشمان ما می گشاید.
نوشتن: نوشتن همراه با فرایند تفکر است. تلاش کنیم بیشتر بنویسیم. نوشتن به ما کمک می کند درک درستی از مسائل سازمان و جامعه به دست آوریم و از فرهنگ شفاهی و غیر مستند کمی فاصله بگیریم.
گفتگو: به نظر تمامی اندیشمندان توسعه، گفتگو اساس توسعه است. در گفتگو است که ما به درک درستی از مسائل سازمان و جامعه می رسیم. گفتگو شرایطی دارد که محسن رنانی به خوبی در نوشته هایش آن را توصیف کرده است.
پرسش: ما باید یاد بگیریم قبل از پذیرفتن موضوعات، سوال بپرسیم و جواب سوالات را دنبال کنیم. در سازمانها، اطاعات سلسله مراتبی منجر به نابودی نظام تفکر و پرسش می شود. مدیران نیز باید یاد بگیرند از فرهنگ دستوری به سمت فرهنگ مشارکتی حرکت کنند.
حجت مشتاقیان ابرقوئی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نوشته ای در اهمیت سوال و پرسشگری
آموزشهای ما کشنده خلاقیت است. مشق نوشتن در دبستان، استبداد معلمان در مدارس در فرایند "درس دادن"، رقابت نفس گیر کنکور و سوالات تستی و ... همگی دست به دست هم می دهند تا از ما به جای افرادی خلاق و پرسشگر، افرادی محافظه کار و همرنگ جماعت بسازند. دانشگاه ها نیز وضع بهتری در این زمینه ندارند. وقتی نظام آموزش عالی درست تعریف نشده و دانشجو نمی داند برای چه به دانشگاه آمده و اساتید انگیزاننده و مولد اندیشه نیز انگشت شماراند، دانشجویان نیز تفکر و نوشتن را نمی آموزند.
سوال، اساس تفکر است و نوشتن، چون شاخ و برگ دادن به نهال تفکر است. ما نه برای پرسشگری و نه برای نوشتن، آموزش نمیبینیم. آموزشهای ما در دانشگاه اغلب به درد مشاغل ما در سازمانها نیز نمی خورند. کدام مطلب دانشگاهی را توانسته اید در سازمان خود و یا در شغل خود به کار ببندید؟
انگار بعد از فراغت از تحصیل باید درس و کتاب را کنار گذشت و با واقعیتهای سازمانها روبرو شد. واقعیتهایی که در اولین نظر هیچ ارتباطی با آنچه در دانشگاه آموخته ایم ندارند.
آنچه از دانشگاه باقی می ماند تحولی است که در شخصیت دانشجو باید رخ بدهد. انگیزه برای یادگیری مادام العمر و انگیزه برای کاربردی سازی دانش. و اینها جز با یک شخصیت پرسشگر و خلاق، امکان پذیر نیست. چیزی که در دانشگاه آموزش داده نمی شود.
دکتر قربان عباسی در مجموعه درس گفتارهای مکاتب ادبی به ما می آموزد که تغییر و تحول جامعه، از نویسندگان و متفکرین آغاز می شود و نویسندگان ما نتوانسته اند همپای رشد و تحول مکاتب ادبی در دنیا، رشد و تحول یابند و به مسائل جامعه ما بپردازند. جامعه ما جامعه متفکر نیست.
دکتر محمد فاضلی اندیشمند توسعه، ایران را انبوهی از مسائل حل نشده می داند. هیچ یک از مسائل ما حل و فصل نشده است و صرفا روی هم تلنبار شده اند.
تا زمانی که آنقدر رشد نکنیم که بدانیم موضوعات و مسائل را تنها وقتی باید بپیذیریم که بتوانیم سوالات درستی در مورد آن طرح کنیم و به درک درستی از مسائل برسیم، تحولی در انسان، سازمان و جامعه رخ نمی دهد.
چه چیزی می تواند ما را به پرسشگری و تفکر خلاق رهنمون کند؟
خواندن: ما باید از نظر دانش تخصصی بروز باشیم. مطالعات ما نباید محدود باشد، در هر شغل و تخصصی هستیم نیاز به انسان شناسی، ادبیات، جامعه شناسی داریم. مطالعه، دریچه های جدیدی را پیش چشمان ما می گشاید.
نوشتن: نوشتن همراه با فرایند تفکر است. تلاش کنیم بیشتر بنویسیم. نوشتن به ما کمک می کند درک درستی از مسائل سازمان و جامعه به دست آوریم و از فرهنگ شفاهی و غیر مستند کمی فاصله بگیریم.
گفتگو: به نظر تمامی اندیشمندان توسعه، گفتگو اساس توسعه است. در گفتگو است که ما به درک درستی از مسائل سازمان و جامعه می رسیم. گفتگو شرایطی دارد که محسن رنانی به خوبی در نوشته هایش آن را توصیف کرده است.
پرسش: ما باید یاد بگیریم قبل از پذیرفتن موضوعات، سوال بپرسیم و جواب سوالات را دنبال کنیم. در سازمانها، اطاعات سلسله مراتبی منجر به نابودی نظام تفکر و پرسش می شود. مدیران نیز باید یاد بگیرند از فرهنگ دستوری به سمت فرهنگ مشارکتی حرکت کنند.
حجت مشتاقیان ابرقوئی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ ایران ما میتوانست به این شکل باشد
✍️ علی سیدرزاقی
🔹کسی تا بحال فکر کرده که میشود از تبریز به باکو و تفلیس و مسکو و دیاربکر و آنکارا و استانبول و اربیل و تهران و گیلان قطار سریعالسیر گذاشت یا شرکت هواپیمایی ارزان قیمت مثل «رایان ایر» یا «ایزی جت» در منطقه درست کرد؟
🔸آخر هفته سوار قطار شد و دو ساعت دیگر در تفلیسی. ماه بعد میتوان برای نهار به «دیاربکر» یا «طرابزون» رفت یا باکو مثلا.
🔹یک بار در سال میتوان به استانبول رفت و بازی بشیکتاش منچستر را در ورزشگاه جدید بشیکتاش از نزدیک دید.
🔸و یا میتوان دهکدهای سبز مثل آنهایی را که در سوئیس است در کوهپایههای سهند و سبلان و میشوو و اورین درست کرد و با تبلیغاتی که در «سیانان» و فوکس و الجزیره میشود سالانه حداقل ده میلیون توریست را در آذربایجان پذیرفت.
🔹به جای فرودگاه فعلی تبریز و اردبیل و ...که دو ساعت باید مننظر باشی تا کیف صد نفر مسافر هواپیمایی ... آتا توسط مامورین گمرگ بازرسی شود میتوان فرودگاهی زد که سالانه پنجاه میلیون ظرفیت داشته باشد.
🔸سیستم ویزا را برای کشورهای منطقه کلا برداشت و اختلافات را به معامله و نفع همهگانی تبدیل کرد.
🔹میتوان دانشجویان رشته اقتصاد را یک سال فرستاد کره جنوبی تا ببینند توسعه در این کشور چگونه رخ داد.
🔸یا برای دانشگاه زنجان یا اردبیل و اورمیه اساتید مدعو از «امآیتی» یا «هاروارد» و «استنفورد» و «کمبریج» آورد تا آرام ارام بفهمیم چگونه مسئله رقابت و بهترشدن موضوع جهان توسعه یافته است.
🔹جشنواره انگور در مراغه، جشنواره سیب در زنوز، جشنواره آفتابگردان در خوی، عسل در سرعین و زردآلو در مرند درست کرد. هم خرید و فروخت و هم شادی کرد و خندید.
🔸یا به روستائیان آموزش داد چگونه میتوانند پنیرشان را کیلویی پنجاه دلار بفروشند. یا مثلا چگونه میشود نان اسکو را بستهای بیست یورو در پاریس و یا خامه سراب را با بستهبندی خوب لندن کیلویی صد پوند فروخت.
🔹چقدر پروژه میتوان تعریف کرد؟
🔸میتوان از فرودگاهی در مغان هر روز صبح محصولات ارگانیک کشاورزی را به اروپا و کشورهای عرب همسایه صادر کرد.
🔹میتوان مثلا به چرمفروش تبریزی آموزش داد با انرژی و مواد اولیه ارزان چگونه میتواند «کفشفروشی منوچهر و پسران شعبه دیگری ندارد» را به هزاران شعبه در جهان تبدیل کند.
🔸میتوان بچههای ده ساله را سوار قطار کرد تا ببینند غذا و لباس و قیافه یک کرد، یا فارس، یک روس، یک گرجی و یا یک عرب و گیلکی عین ماست. آنها هم ببینند. ببینند که عین همیم و ... و چنان مشغول خودیم که نمیدانیم چقدر پرتیم از عالم.
🔹میتوان به جای اخبار جنایات ... دائما این لیست سرانه تولید ناخالص را ورانداز کرد و راهی یافت که در طی پنجاه سال آینده یکی از این بیست کشور اول دنیا باشیم.
🔸میتوان به جای شرمندگی و اضطراب و استرس خنده به خانهها برد.
میشود از صبح تا شب به حل یک مشکل نه بیشتر کردن آن فکر کرد.
▪️میشود؟
▫️نمیشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ علی سیدرزاقی
🔹کسی تا بحال فکر کرده که میشود از تبریز به باکو و تفلیس و مسکو و دیاربکر و آنکارا و استانبول و اربیل و تهران و گیلان قطار سریعالسیر گذاشت یا شرکت هواپیمایی ارزان قیمت مثل «رایان ایر» یا «ایزی جت» در منطقه درست کرد؟
🔸آخر هفته سوار قطار شد و دو ساعت دیگر در تفلیسی. ماه بعد میتوان برای نهار به «دیاربکر» یا «طرابزون» رفت یا باکو مثلا.
🔹یک بار در سال میتوان به استانبول رفت و بازی بشیکتاش منچستر را در ورزشگاه جدید بشیکتاش از نزدیک دید.
🔸و یا میتوان دهکدهای سبز مثل آنهایی را که در سوئیس است در کوهپایههای سهند و سبلان و میشوو و اورین درست کرد و با تبلیغاتی که در «سیانان» و فوکس و الجزیره میشود سالانه حداقل ده میلیون توریست را در آذربایجان پذیرفت.
🔹به جای فرودگاه فعلی تبریز و اردبیل و ...که دو ساعت باید مننظر باشی تا کیف صد نفر مسافر هواپیمایی ... آتا توسط مامورین گمرگ بازرسی شود میتوان فرودگاهی زد که سالانه پنجاه میلیون ظرفیت داشته باشد.
🔸سیستم ویزا را برای کشورهای منطقه کلا برداشت و اختلافات را به معامله و نفع همهگانی تبدیل کرد.
🔹میتوان دانشجویان رشته اقتصاد را یک سال فرستاد کره جنوبی تا ببینند توسعه در این کشور چگونه رخ داد.
🔸یا برای دانشگاه زنجان یا اردبیل و اورمیه اساتید مدعو از «امآیتی» یا «هاروارد» و «استنفورد» و «کمبریج» آورد تا آرام ارام بفهمیم چگونه مسئله رقابت و بهترشدن موضوع جهان توسعه یافته است.
🔹جشنواره انگور در مراغه، جشنواره سیب در زنوز، جشنواره آفتابگردان در خوی، عسل در سرعین و زردآلو در مرند درست کرد. هم خرید و فروخت و هم شادی کرد و خندید.
🔸یا به روستائیان آموزش داد چگونه میتوانند پنیرشان را کیلویی پنجاه دلار بفروشند. یا مثلا چگونه میشود نان اسکو را بستهای بیست یورو در پاریس و یا خامه سراب را با بستهبندی خوب لندن کیلویی صد پوند فروخت.
🔹چقدر پروژه میتوان تعریف کرد؟
🔸میتوان از فرودگاهی در مغان هر روز صبح محصولات ارگانیک کشاورزی را به اروپا و کشورهای عرب همسایه صادر کرد.
🔹میتوان مثلا به چرمفروش تبریزی آموزش داد با انرژی و مواد اولیه ارزان چگونه میتواند «کفشفروشی منوچهر و پسران شعبه دیگری ندارد» را به هزاران شعبه در جهان تبدیل کند.
🔸میتوان بچههای ده ساله را سوار قطار کرد تا ببینند غذا و لباس و قیافه یک کرد، یا فارس، یک روس، یک گرجی و یا یک عرب و گیلکی عین ماست. آنها هم ببینند. ببینند که عین همیم و ... و چنان مشغول خودیم که نمیدانیم چقدر پرتیم از عالم.
🔹میتوان به جای اخبار جنایات ... دائما این لیست سرانه تولید ناخالص را ورانداز کرد و راهی یافت که در طی پنجاه سال آینده یکی از این بیست کشور اول دنیا باشیم.
🔸میتوان به جای شرمندگی و اضطراب و استرس خنده به خانهها برد.
میشود از صبح تا شب به حل یک مشکل نه بیشتر کردن آن فکر کرد.
▪️میشود؟
▫️نمیشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰چرا زمامداران ناکارآمد می شوند؟
📕نگاه شوماخری به کشورداری ( بخش اول)
🔷برخی از مدیران کشور نالایقند! این جمله ای است که در تاکسی، گفتگوهای خانوادگی و یا در شبکه های اجتماعی تکرار می شود. تا کنون بیش از صد بار شنیده ام و خوانده ام که مدیران ما فاسد، ناکارآمد و نالایق هستند و به همان تعداد شنیده ام که باید این ها اعدام بشوند یا اینکه اینها باید تغییر کنند و اگر مدیران دیگری جایگزین آنان شوند اوضاع بهتر می شود.
🔷اندیشه رایج این است: اگر فردی صالح و کارآمد در راس امور یک سازمان/شهر/وزارت یا جامعه قرار گیرد بدیهی است که وضعیت بهتر خواهد شد. به همین خاطر هم هست که در زمان انتخابات/انتصابات شور و هیجان زیادی داریم و همچنین فیلترهای متعدد می گذاریم تا افراد به اصطلاح خوب انتخاب شوند.
🔷اینکه افراد صالح باید در راس حکومت/مدیریت باشند تا امور بسامان شود، ریشه در فهمی قدیمی از سنت سیاسی یونانی به خصوص افلاطون دارد. واقعیت آنست که زمام داران آن مقدار که ما فکر می کنیم، مهم نیستند. این نظام کشورداری و حکمرانی است که حکمرانان را ناکارآمد و فاسد می کند. می دانم بلافاصله در ذهن خود مصادیقی را مرور می کنید و من را متهم می کنید به کلی گویی یا اشتباه. اما چند سطر دیگر با من همراه باشید.
🔷در همه جای دنیا مسوولان ناکارآمد و فاسد وجود دارد. کافیست به تجربه کشورهایی چون بزریل، چین، فنلاند، استرالیا و کره جنوبی و رسوایی زمام داران آنان نگاه کنیم. در همه آن ها زمام داران خطاکار وجود داشتند. پس مسوولان ناکارآمد پدیده ای جهانی هستند. آنچه مهم است این است که در برخی کشورها، نظام حکمرانی به گونه ای است که
🟧الف) اگر زمام داران فاسد باشند، اولا فسادشان برملا می شود و ثانیا هزینه بسیار بالایی را باید بپردازند.
🟧ب) اگر زمام داران ناکارآمد باشند، اولا تیغ تیز رسانه های منتقد ناکارآمدی آنان را افشا می کند و ثانیا به واسطه فشار افکار عمومی کنار گذاشته می شوند یا حزب متبوع شان محبوبیت خود را از دست می دهد
🟧ج) اگر زمام داران، سیاستی را اتخاذ کنند که برخلاف خواست اکثریت باشد، در اولین فرصت ممکن است کنار گذاشته می شوند یا حزب متبوع شان سقوط می کند.
🔷این سه سازوکار کلیدی، باعث می شود که هیچ نقطه ضعفی بی عقوبت نباشد: نه فساد، نه ناکارآمدی و نه بی توجهی به خواست اکثریت. زمام داران با آنکه میل باطنی به استفاده از منابع دولتی و قدرت سیاسی دارند، اما به خاطر ترس از عقوبت (در مهندسی سیستم به عقوبت می گویند بازخورد یا فیدبک) یکی از سه سازوکار بالا مجبور می شوند که سالم بمانند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ادامه مطلب 👇
📕نگاه شوماخری به کشورداری ( بخش اول)
🔷برخی از مدیران کشور نالایقند! این جمله ای است که در تاکسی، گفتگوهای خانوادگی و یا در شبکه های اجتماعی تکرار می شود. تا کنون بیش از صد بار شنیده ام و خوانده ام که مدیران ما فاسد، ناکارآمد و نالایق هستند و به همان تعداد شنیده ام که باید این ها اعدام بشوند یا اینکه اینها باید تغییر کنند و اگر مدیران دیگری جایگزین آنان شوند اوضاع بهتر می شود.
🔷اندیشه رایج این است: اگر فردی صالح و کارآمد در راس امور یک سازمان/شهر/وزارت یا جامعه قرار گیرد بدیهی است که وضعیت بهتر خواهد شد. به همین خاطر هم هست که در زمان انتخابات/انتصابات شور و هیجان زیادی داریم و همچنین فیلترهای متعدد می گذاریم تا افراد به اصطلاح خوب انتخاب شوند.
🔷اینکه افراد صالح باید در راس حکومت/مدیریت باشند تا امور بسامان شود، ریشه در فهمی قدیمی از سنت سیاسی یونانی به خصوص افلاطون دارد. واقعیت آنست که زمام داران آن مقدار که ما فکر می کنیم، مهم نیستند. این نظام کشورداری و حکمرانی است که حکمرانان را ناکارآمد و فاسد می کند. می دانم بلافاصله در ذهن خود مصادیقی را مرور می کنید و من را متهم می کنید به کلی گویی یا اشتباه. اما چند سطر دیگر با من همراه باشید.
🔷در همه جای دنیا مسوولان ناکارآمد و فاسد وجود دارد. کافیست به تجربه کشورهایی چون بزریل، چین، فنلاند، استرالیا و کره جنوبی و رسوایی زمام داران آنان نگاه کنیم. در همه آن ها زمام داران خطاکار وجود داشتند. پس مسوولان ناکارآمد پدیده ای جهانی هستند. آنچه مهم است این است که در برخی کشورها، نظام حکمرانی به گونه ای است که
🟧الف) اگر زمام داران فاسد باشند، اولا فسادشان برملا می شود و ثانیا هزینه بسیار بالایی را باید بپردازند.
🟧ب) اگر زمام داران ناکارآمد باشند، اولا تیغ تیز رسانه های منتقد ناکارآمدی آنان را افشا می کند و ثانیا به واسطه فشار افکار عمومی کنار گذاشته می شوند یا حزب متبوع شان محبوبیت خود را از دست می دهد
🟧ج) اگر زمام داران، سیاستی را اتخاذ کنند که برخلاف خواست اکثریت باشد، در اولین فرصت ممکن است کنار گذاشته می شوند یا حزب متبوع شان سقوط می کند.
🔷این سه سازوکار کلیدی، باعث می شود که هیچ نقطه ضعفی بی عقوبت نباشد: نه فساد، نه ناکارآمدی و نه بی توجهی به خواست اکثریت. زمام داران با آنکه میل باطنی به استفاده از منابع دولتی و قدرت سیاسی دارند، اما به خاطر ترس از عقوبت (در مهندسی سیستم به عقوبت می گویند بازخورد یا فیدبک) یکی از سه سازوکار بالا مجبور می شوند که سالم بمانند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ادامه مطلب 👇
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰چرا زمامداران ناکارآمد می شوند؟
🟪نگاه شوماخری به کشورداری ( بخش دوم)
🔷متاسفانه درک ما از کشورداری مبتنی بر نگاه شوماخری است (مایکل شوماخر قهرمان افسانه ای رانندگی فرمول یک است). یعنی فکر می کنیم، اگر شوماخری پیدا شود که پشت فرمان این ماشین بنشیند (قدرت را به دست بگیرد) آنگاه ما به سرعت به مقصد خواهیم رسید. حالا فرض کنید که شوماخر را نیز یافته اید، اگر این ماشین سه چرخ از چهار چرخش پنجر باشد و همچنین پدال گاز و ترمزش نیز کار نکند، شوماخر قهرمان شما چه معجزه ای می تواند بکند؟
🔷یکی از اساسی ترین آموزه هایی که از دانش مهندسی سیستم ها آموخته ام و درستی آن را به تجربه عمیقا دریافته ام این است: «در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستمهای بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند.» وقتی سیستم درست طراحی شده باشد حتی اگر کسی بخواهد بد باشد هم «نمیتواند» بد عمل کند و یا اگر هم بتواند به زودی فیدبک ها او را اصلاح خواهند کرد.
🔻تجویز راهبردی:
🟪1- بیشتر از آن که در جستجوی «مدیر کارآمد» باشیم تلاش کنیم که «نظام کارآمد/سازمان کارآمد» ایجاد کنیم. کشتی را کشتی بانی دیگر باید! حرف ناقصی است. به جای آن که همیشه به فکر تعویض کشتی بان باشیم نگاه کنیم که کشتی ما کجا سوراخ شده است؟ تا برخی از قوانین ما برای 80 سال پیش و برخی از سیستم های ما مانند سیستم بودجه ریزی برای 50 سال پیش است با تعویض مدیران معجزه رخ نمی دهد
🟪2- تجربه جهانی نشان می دهد دست کم شش مکانیزم زیر می تواند منجر به ارتقاء نظام کشورداری شود:
🔷رقابت بین گروههای سیاسی شناسنامه دار (احزابی که رای دوره بعد آنان در گرو کارآمدی و سلامت این دوره آنان است)،
🔷آزادی بیان مسوولانه،
🔷گردش آزاد اطلاعات(دسترسی همگانی و برابر به اطلاعات و فرصت ها)
🔷تنوع دیدگاهها و تحمل تفاوتها (جامعه رنگارنگ)
🔷»پاسخگو بودن تمام اشخاص حقیقی و نهادهای حقوقی که قدرت و منابع را در اختیار دارند،
🔷وجود رسانه های مستقل و منتقد،
هر جا هستیم فقط یک قدم، تاکید می کنم یک قدم برداریم برای آن که این شش مکانیزم فعال تر و موثرتر شود.
✍️دکتر مجتبی لشکربلوکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟪نگاه شوماخری به کشورداری ( بخش دوم)
🔷متاسفانه درک ما از کشورداری مبتنی بر نگاه شوماخری است (مایکل شوماخر قهرمان افسانه ای رانندگی فرمول یک است). یعنی فکر می کنیم، اگر شوماخری پیدا شود که پشت فرمان این ماشین بنشیند (قدرت را به دست بگیرد) آنگاه ما به سرعت به مقصد خواهیم رسید. حالا فرض کنید که شوماخر را نیز یافته اید، اگر این ماشین سه چرخ از چهار چرخش پنجر باشد و همچنین پدال گاز و ترمزش نیز کار نکند، شوماخر قهرمان شما چه معجزه ای می تواند بکند؟
🔷یکی از اساسی ترین آموزه هایی که از دانش مهندسی سیستم ها آموخته ام و درستی آن را به تجربه عمیقا دریافته ام این است: «در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستمهای بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند.» وقتی سیستم درست طراحی شده باشد حتی اگر کسی بخواهد بد باشد هم «نمیتواند» بد عمل کند و یا اگر هم بتواند به زودی فیدبک ها او را اصلاح خواهند کرد.
🔻تجویز راهبردی:
🟪1- بیشتر از آن که در جستجوی «مدیر کارآمد» باشیم تلاش کنیم که «نظام کارآمد/سازمان کارآمد» ایجاد کنیم. کشتی را کشتی بانی دیگر باید! حرف ناقصی است. به جای آن که همیشه به فکر تعویض کشتی بان باشیم نگاه کنیم که کشتی ما کجا سوراخ شده است؟ تا برخی از قوانین ما برای 80 سال پیش و برخی از سیستم های ما مانند سیستم بودجه ریزی برای 50 سال پیش است با تعویض مدیران معجزه رخ نمی دهد
🟪2- تجربه جهانی نشان می دهد دست کم شش مکانیزم زیر می تواند منجر به ارتقاء نظام کشورداری شود:
🔷رقابت بین گروههای سیاسی شناسنامه دار (احزابی که رای دوره بعد آنان در گرو کارآمدی و سلامت این دوره آنان است)،
🔷آزادی بیان مسوولانه،
🔷گردش آزاد اطلاعات(دسترسی همگانی و برابر به اطلاعات و فرصت ها)
🔷تنوع دیدگاهها و تحمل تفاوتها (جامعه رنگارنگ)
🔷»پاسخگو بودن تمام اشخاص حقیقی و نهادهای حقوقی که قدرت و منابع را در اختیار دارند،
🔷وجود رسانه های مستقل و منتقد،
هر جا هستیم فقط یک قدم، تاکید می کنم یک قدم برداریم برای آن که این شش مکانیزم فعال تر و موثرتر شود.
✍️دکتر مجتبی لشکربلوکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌷معرفی کتاب؛ ایران بر لبه تیغ_ نویسنده: دکتر محمد فاضلی _ انتشارات روزنه، چاپ اول1400_ 376 صفحه، 84.500ت
#جامعه_شناسی
آینده ایران چه میشود؟ این سؤال دشوار و طاقتفرساست و نمیتوان آنرا از ذهن پاک کرد، خاصه آنکه زندگی روزمره هر شهروندی هم به آن گره خورده است. این کتاب شرح شماری از مهمترین مسائلی است که پیشروی ایرانیان و حکمرانانشان قرار دارد، مسائلی که برخی بدخیم شدهاند، محصول وضعیت نهادها و کیفیت حکمرانی هستند و برای دست یافتن به کیفیت زندگی بهتر باید آنها را تعدیل و اصلاح کرد. کتاب نسبت به واکنش نامناسب حکمرانان نسبت به مسائل پیشروی ایران هشدار میدهد و مدعی است «ما نسلی هستیم که بر لبه تیغ راه میرویم.» نویسنده معتقد است در گذشته زیرساختهای بسیاری فراهم شده و فرصتهایی از دست رفته است، اما هنوز فرصت هست برای کنشگری حاکمان، ارتقای کیفیت حکومت و گذار سلامت از روی لبه تیغی که بر آن قرار داریم. کتاب آشکارا از رویکردی نهادگرا به سیاست و تحلیل اجتماعی، ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای ظرفیت و توانمندسازی حکومت دفاع میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#جامعه_شناسی
آینده ایران چه میشود؟ این سؤال دشوار و طاقتفرساست و نمیتوان آنرا از ذهن پاک کرد، خاصه آنکه زندگی روزمره هر شهروندی هم به آن گره خورده است. این کتاب شرح شماری از مهمترین مسائلی است که پیشروی ایرانیان و حکمرانانشان قرار دارد، مسائلی که برخی بدخیم شدهاند، محصول وضعیت نهادها و کیفیت حکمرانی هستند و برای دست یافتن به کیفیت زندگی بهتر باید آنها را تعدیل و اصلاح کرد. کتاب نسبت به واکنش نامناسب حکمرانان نسبت به مسائل پیشروی ایران هشدار میدهد و مدعی است «ما نسلی هستیم که بر لبه تیغ راه میرویم.» نویسنده معتقد است در گذشته زیرساختهای بسیاری فراهم شده و فرصتهایی از دست رفته است، اما هنوز فرصت هست برای کنشگری حاکمان، ارتقای کیفیت حکومت و گذار سلامت از روی لبه تیغی که بر آن قرار داریم. کتاب آشکارا از رویکردی نهادگرا به سیاست و تحلیل اجتماعی، ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای ظرفیت و توانمندسازی حکومت دفاع میکند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰شعار اصلی و محوری اکثریت کاندیداهای تایید صلاحیت شده شعار "عدالت" و مبارزه با رانت خواری و فساد است.
🔰در نگاه و تعریف افلاطون «عدالت» یعنی قرار گرفتن هر چیز و هر کس در جایگاهی که بیشترین شایستگی و آگاهی نسبت به آن را داراست. بر این اساس جامعه عادلانه، جامعه ای است که در آن هر کس به کاری مشغول شود که در آن تخصص و علم لازم را دارد.
🔰بی شک بخش مهمی از فساد رایج در هر جامعه ای توزیع ناعادلانه قدرت و جایگاه ها و پست های کلان مدیریتی است که از هر طریقی جز رقابت عادلانه و موقعیت برابر به دست آمده است. حال اگر شخصی به هر دلیلی در رقابتی که بخشی از جامعه نادیده گرفته شده است به قدرت برسد، می تواند نماینده هر چیزی باشد جز عدالت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در نگاه و تعریف افلاطون «عدالت» یعنی قرار گرفتن هر چیز و هر کس در جایگاهی که بیشترین شایستگی و آگاهی نسبت به آن را داراست. بر این اساس جامعه عادلانه، جامعه ای است که در آن هر کس به کاری مشغول شود که در آن تخصص و علم لازم را دارد.
🔰بی شک بخش مهمی از فساد رایج در هر جامعه ای توزیع ناعادلانه قدرت و جایگاه ها و پست های کلان مدیریتی است که از هر طریقی جز رقابت عادلانه و موقعیت برابر به دست آمده است. حال اگر شخصی به هر دلیلی در رقابتی که بخشی از جامعه نادیده گرفته شده است به قدرت برسد، می تواند نماینده هر چیزی باشد جز عدالت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سلام؛ صبح تا ن بخیر
اگر درآمد یک آرایشگر بیشتر از یه معلمه، به این معنی نیست که پول تو درس خوندن نیست! به این معنیه که مردم از ظاهر زشتشون بیشتر خجالت میکشن تا مغز خالیشون!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر درآمد یک آرایشگر بیشتر از یه معلمه، به این معنی نیست که پول تو درس خوندن نیست! به این معنیه که مردم از ظاهر زشتشون بیشتر خجالت میکشن تا مغز خالیشون!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers