Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سفارش مدیر جنرال الکتریک: یادگیری، یادگیری، یادگیری
🔸 جک ولش، مدیر اسبق و مشهور جنرال الکتریک سفارش می کند:
✔️ به یادگیری ادامه بده و محیط خودت را زرنگ تر کن.
✔️ بچه ها در مدرسه و دانشگاه دنبال انجام دادن تکالیف هستند؛ اما تکلیف فقط آغاز راه است.
⏱ چهار دقیقه و با زیرنویس فارسی است.
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام العمر باشیم:
@TeacherasLLL
🔸 جک ولش، مدیر اسبق و مشهور جنرال الکتریک سفارش می کند:
✔️ به یادگیری ادامه بده و محیط خودت را زرنگ تر کن.
✔️ بچه ها در مدرسه و دانشگاه دنبال انجام دادن تکالیف هستند؛ اما تکلیف فقط آغاز راه است.
⏱ چهار دقیقه و با زیرنویس فارسی است.
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام العمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آموزش شادی در آلمان
🇩🇪 ایده افزایش شادی و خوش-حالی در مدرسه مدتیست در برخی کشورها مطرح شده و در حال گسترش است. دبیرستانی در هامبورگ یکی از حدود صد مدرسه آلمانی است که در این زمینه کارهای پیشگامانه انجام می دهد و دوره ای کامل را در زمینه آموزش شادی ایجاد کرده است.
هدف این است که به دانش آموزان کمک کنید تا توانایی و اعتماد به نفس اجتماعی را برای کنار آمدن با فشار و استرس رشد دهند.
🔹 بیشتر بخوانید:
https://www.dw.com/en/teaching-happiness-to-german-students/a-2781427
#بین_الملل
#آلمان #شادی
#سلامت_روان
#تروما #روان_زخم
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام العمر باشیم:
@TeacherasLLL
🇩🇪 ایده افزایش شادی و خوش-حالی در مدرسه مدتیست در برخی کشورها مطرح شده و در حال گسترش است. دبیرستانی در هامبورگ یکی از حدود صد مدرسه آلمانی است که در این زمینه کارهای پیشگامانه انجام می دهد و دوره ای کامل را در زمینه آموزش شادی ایجاد کرده است.
هدف این است که به دانش آموزان کمک کنید تا توانایی و اعتماد به نفس اجتماعی را برای کنار آمدن با فشار و استرس رشد دهند.
🔹 بیشتر بخوانید:
https://www.dw.com/en/teaching-happiness-to-german-students/a-2781427
#بین_الملل
#آلمان #شادی
#سلامت_روان
#تروما #روان_زخم
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام العمر باشیم:
@TeacherasLLL
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰اورمو گولو
🔷دریاچه اُرومیه نام دریاچهای در شمال غربی کشور ایران است که طبق تقسیمات کشوری ایران، این دریاچه میان دو استان آذربایجان غربی و استان آذربایجان شرقی قرار گرفتهاست. بررسی نوسانات سطح آب دریاچهها به لحاظ اهمیت، ماهیت و موقعیت این مجموعههای آبی در سالهای اخیر اهمیت ویژه ای پیدا کردهاست.
🔷مساحت: ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
🔷حوضه آبریز: ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
🔷جزایر: جزيره اسلامی، جزیرهٔ اشک، جزیره اسپیر، جزیرهٔ آرش، جزیرهٔ آرام، جزیرهٔ سیاوش، جزیرهٔ زیرآبه، جزیرهٔ آذر،
🔷پلها: پل میانگذر دریاچه ارومیه
🔷حوضه درون ریز: زرینه رود، رودخانه سیمینه رود، تلخهرود، رودخانه مهاباد، رودخانه گادار، رودخانه مردق، زولاچای
🔷شهرها: ارومیه، تبریز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷دریاچه اُرومیه نام دریاچهای در شمال غربی کشور ایران است که طبق تقسیمات کشوری ایران، این دریاچه میان دو استان آذربایجان غربی و استان آذربایجان شرقی قرار گرفتهاست. بررسی نوسانات سطح آب دریاچهها به لحاظ اهمیت، ماهیت و موقعیت این مجموعههای آبی در سالهای اخیر اهمیت ویژه ای پیدا کردهاست.
🔷مساحت: ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
🔷حوضه آبریز: ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
🔷جزایر: جزيره اسلامی، جزیرهٔ اشک، جزیره اسپیر، جزیرهٔ آرش، جزیرهٔ آرام، جزیرهٔ سیاوش، جزیرهٔ زیرآبه، جزیرهٔ آذر،
🔷پلها: پل میانگذر دریاچه ارومیه
🔷حوضه درون ریز: زرینه رود، رودخانه سیمینه رود، تلخهرود، رودخانه مهاباد، رودخانه گادار، رودخانه مردق، زولاچای
🔷شهرها: ارومیه، تبریز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰اورمو گولو
🔷دریاچه اُرومیه نام دریاچهای در شمال غربی کشور ایران است که طبق تقسیمات کشوری ایران، این دریاچه میان دو استان آذربایجان غربی و استان آذربایجان شرقی قرار گرفتهاست. بررسی نوسانات سطح آب دریاچهها به لحاظ اهمیت، ماهیت و موقعیت این مجموعههای آبی در سالهای اخیر اهمیت ویژه ای پیدا کردهاست.
🔷مساحت: ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
🔷حوضه آبریز: ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
🔷جزایر: جزيره اسلامی، جزیرهٔ اشک، جزیره اسپیر، جزیرهٔ آرش، جزیرهٔ آرام، جزیرهٔ سیاوش، جزیرهٔ زیرآبه، جزیرهٔ آذر،
🔷پلها: پل میانگذر دریاچه ارومیه
🔷حوضه درون ریز: زرینه رود، رودخانه سیمینه رود، تلخهرود، رودخانه مهاباد، رودخانه گادار، رودخانه مردق، زولاچای
🔷شهرها: ارومیه، تبریز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷دریاچه اُرومیه نام دریاچهای در شمال غربی کشور ایران است که طبق تقسیمات کشوری ایران، این دریاچه میان دو استان آذربایجان غربی و استان آذربایجان شرقی قرار گرفتهاست. بررسی نوسانات سطح آب دریاچهها به لحاظ اهمیت، ماهیت و موقعیت این مجموعههای آبی در سالهای اخیر اهمیت ویژه ای پیدا کردهاست.
🔷مساحت: ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
🔷حوضه آبریز: ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
🔷جزایر: جزيره اسلامی، جزیرهٔ اشک، جزیره اسپیر، جزیرهٔ آرش، جزیرهٔ آرام، جزیرهٔ سیاوش، جزیرهٔ زیرآبه، جزیرهٔ آذر،
🔷پلها: پل میانگذر دریاچه ارومیه
🔷حوضه درون ریز: زرینه رود، رودخانه سیمینه رود، تلخهرود، رودخانه مهاباد، رودخانه گادار، رودخانه مردق، زولاچای
🔷شهرها: ارومیه، تبریز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تاملی در سمینار مدیریت دانش و توسعه سازمان ملی بهره وری
(روز سه شنبه گذشته)
در روز سه شنبه گذشته، به مناسبت هفته بهره وری، یکی از مجموعه سمینارهای بهره وری با موضوع "مدیریت دانش و توسعه"، توسط سازمان ملی بهره وری برگزار و توسط مرکز آموزش مدیریت دولتی نشر داده شد.
حضور نخبگانی چون جناب آقای دکتر اولیاء و برخی دیگر اندیشمندان، انگیزه ای بود که با وجود دو جلسه فشرده، بین جلسات و در زمان جلسات، در سمینار مجازی شرکت کنم.
موضوعاتی بسیار ارزشمند در زمینه دانش و توسعه ارائه شد که در مطلب قبلی (توسعه مبتنی بر دانش) به برخی از جوانب آن اشاره شد.
در این سمینار، اهمیت دانش و کارکنان دانشی سازمانها در فرایند توسعه، مورد تاکید قرار گرفت و به موضوعات گسترده ای اشاره شد که جای بررسی و تامل دارد.
همانطور که اشاره شد، من در جلسات و زمان کوتاه بین جلسات به سختی توانستم در سمینار شرکت کنم و مطالبی را برای ارائه آماده کنم؛ ولی متاسفانه به علت کمبود وقت، زمانی برای صحبت نبود. برای همین مطالب را نوشتم.
۱. اگر به دنبال توسعه مبتنی بر دانش هستیم چه خوب است که اینگونه سمینارها به صورت مستمر دنبال شود و فقط به مناسبت هفته بهره وری نباشد. استمرار و تکرار موضوعات موجب می شود ادبیات دانش و توسعه در سازمانها جا باز کند. این سمینارها بسیار بهتر از آموزشهای جاری در سازمانها هستند.
۲. مدیران عالی سازمانها نقش اساسی در تقویت یا تضعیف دانش در سازمان دارند. لذا لازم است به طور مستمر در اینگونه سمینارها حضور یابند.
۳. لازم است در انتهای سمینارها وقتی برای پرسش و پاسخ در نظر گرفته شود. کارکنان دانشی به دنبال گفتگوهای غیرسلسله مراتبی و مبتنی بر دانش هستند؛ و با توجه به اینکه در سازمانها مشغول به کاراند، مشکلات به کارگیری دانش را خوب می شناسند.
۴. دفاتر توسعه مدیریت در سازمانها به متصدیان ارزیابیهای بالادستی فروکاهیده شده اند. دفاتر توسعه مدیریت باید پیشران دانش و توسعه در سازمانها باشند.
۵. می توان با مشارکت کارکنان دانشی، در سازمانها، کانونهای توسعه ایجاد کرد. این کانونها محل گفتگو با محور توسعه و کاربردی سازی دانش و بهره وری در سازمانها خواهند بود.
۶. یکی از اعضای محترم پانل که نماینده مرکز آموزش مدیریت دولتی بود، با اشاره به الزامی شدن دوره های آموزشی ویژه مدیران، از آن به عنوان یک دستاورد مهم اشاره کرد. در نوشته های پیشین به نقد این دوره ها پرداخته شد و اینکه نیازسنجی آموزشی مناسبی نداشته است.
۷. در سمینار، علاوه بر اینکه صحبتهای ارزشمندی شد، به کتابهای ارزشمندی هم در حوزه بهره وری اشاره شد. چرا این کتابها نباید با هدف کاربرد در سازمانهای دولتی نشر یابند؟ برای مثال سازمانهای بالادستی می توانند به طور مستمر کتابی به شرکتهای زیرمجموعه بفرستند و جایزه ای برای شرکتهایی قرار دهند که بتوانند محتوایی برای کاربرد کتاب در سازمان تدوین کند و یا نکاتی از کتاب بیاموزند و آنرا اجرا کنند.
۸. لازم است این سمینارهای رایگان، توسط مدیران آموزش سازمانها اطلاع رسانی شوند و هماهنگی لازم برای افراد متقاضی انجام شود که بتوانند با فراغ بال در سمینار حضور یابند.
۹. چه خوب است که خلاصه ای از نکات سمینارها مستند شود و برای بررسی و گفتگو و استفاده سازمانها در دسترس باشد.
۱۰. گفتگوی مبتنی بر دانش، اساس توسعه است. چه خوب است که سازمانها نیز در حد توان خود، به اینگونه فعالیتها روی بیاورند.
۱۱. هر چند که فضای مجازی و شبکه سازی، از راه های ورود کارکنان دانشی به گفتگو برای حل مسائل سازمانها عنوان شد، ولی به نظر می رسد، این روش کفایت نمی کند. ما باید سیستمهایی برای تقویت کارکنان دانشی و مشارکت آنها در حل مسائل سازمانها و صنعت، تدوین کنیم و به کار ببندیم.
۱۲. در انتهای سمینار اشاره شد که در وب سایت سازمان ملی بهره وری، قسمتی برای دریافت نظرات اندیشمندان در موضوعات مرتبط با سمینارها تعبیه شده است. سازمان ملی بهره وری می تواند با مشارکت کارکنان دانشی سازمانها، راهبری کاربردی سازی دانش در سازمانها را به عهده گیرد.
https://t.me/HojatMoshtaghian
(روز سه شنبه گذشته)
در روز سه شنبه گذشته، به مناسبت هفته بهره وری، یکی از مجموعه سمینارهای بهره وری با موضوع "مدیریت دانش و توسعه"، توسط سازمان ملی بهره وری برگزار و توسط مرکز آموزش مدیریت دولتی نشر داده شد.
حضور نخبگانی چون جناب آقای دکتر اولیاء و برخی دیگر اندیشمندان، انگیزه ای بود که با وجود دو جلسه فشرده، بین جلسات و در زمان جلسات، در سمینار مجازی شرکت کنم.
موضوعاتی بسیار ارزشمند در زمینه دانش و توسعه ارائه شد که در مطلب قبلی (توسعه مبتنی بر دانش) به برخی از جوانب آن اشاره شد.
در این سمینار، اهمیت دانش و کارکنان دانشی سازمانها در فرایند توسعه، مورد تاکید قرار گرفت و به موضوعات گسترده ای اشاره شد که جای بررسی و تامل دارد.
همانطور که اشاره شد، من در جلسات و زمان کوتاه بین جلسات به سختی توانستم در سمینار شرکت کنم و مطالبی را برای ارائه آماده کنم؛ ولی متاسفانه به علت کمبود وقت، زمانی برای صحبت نبود. برای همین مطالب را نوشتم.
۱. اگر به دنبال توسعه مبتنی بر دانش هستیم چه خوب است که اینگونه سمینارها به صورت مستمر دنبال شود و فقط به مناسبت هفته بهره وری نباشد. استمرار و تکرار موضوعات موجب می شود ادبیات دانش و توسعه در سازمانها جا باز کند. این سمینارها بسیار بهتر از آموزشهای جاری در سازمانها هستند.
۲. مدیران عالی سازمانها نقش اساسی در تقویت یا تضعیف دانش در سازمان دارند. لذا لازم است به طور مستمر در اینگونه سمینارها حضور یابند.
۳. لازم است در انتهای سمینارها وقتی برای پرسش و پاسخ در نظر گرفته شود. کارکنان دانشی به دنبال گفتگوهای غیرسلسله مراتبی و مبتنی بر دانش هستند؛ و با توجه به اینکه در سازمانها مشغول به کاراند، مشکلات به کارگیری دانش را خوب می شناسند.
۴. دفاتر توسعه مدیریت در سازمانها به متصدیان ارزیابیهای بالادستی فروکاهیده شده اند. دفاتر توسعه مدیریت باید پیشران دانش و توسعه در سازمانها باشند.
۵. می توان با مشارکت کارکنان دانشی، در سازمانها، کانونهای توسعه ایجاد کرد. این کانونها محل گفتگو با محور توسعه و کاربردی سازی دانش و بهره وری در سازمانها خواهند بود.
۶. یکی از اعضای محترم پانل که نماینده مرکز آموزش مدیریت دولتی بود، با اشاره به الزامی شدن دوره های آموزشی ویژه مدیران، از آن به عنوان یک دستاورد مهم اشاره کرد. در نوشته های پیشین به نقد این دوره ها پرداخته شد و اینکه نیازسنجی آموزشی مناسبی نداشته است.
۷. در سمینار، علاوه بر اینکه صحبتهای ارزشمندی شد، به کتابهای ارزشمندی هم در حوزه بهره وری اشاره شد. چرا این کتابها نباید با هدف کاربرد در سازمانهای دولتی نشر یابند؟ برای مثال سازمانهای بالادستی می توانند به طور مستمر کتابی به شرکتهای زیرمجموعه بفرستند و جایزه ای برای شرکتهایی قرار دهند که بتوانند محتوایی برای کاربرد کتاب در سازمان تدوین کند و یا نکاتی از کتاب بیاموزند و آنرا اجرا کنند.
۸. لازم است این سمینارهای رایگان، توسط مدیران آموزش سازمانها اطلاع رسانی شوند و هماهنگی لازم برای افراد متقاضی انجام شود که بتوانند با فراغ بال در سمینار حضور یابند.
۹. چه خوب است که خلاصه ای از نکات سمینارها مستند شود و برای بررسی و گفتگو و استفاده سازمانها در دسترس باشد.
۱۰. گفتگوی مبتنی بر دانش، اساس توسعه است. چه خوب است که سازمانها نیز در حد توان خود، به اینگونه فعالیتها روی بیاورند.
۱۱. هر چند که فضای مجازی و شبکه سازی، از راه های ورود کارکنان دانشی به گفتگو برای حل مسائل سازمانها عنوان شد، ولی به نظر می رسد، این روش کفایت نمی کند. ما باید سیستمهایی برای تقویت کارکنان دانشی و مشارکت آنها در حل مسائل سازمانها و صنعت، تدوین کنیم و به کار ببندیم.
۱۲. در انتهای سمینار اشاره شد که در وب سایت سازمان ملی بهره وری، قسمتی برای دریافت نظرات اندیشمندان در موضوعات مرتبط با سمینارها تعبیه شده است. سازمان ملی بهره وری می تواند با مشارکت کارکنان دانشی سازمانها، راهبری کاربردی سازی دانش در سازمانها را به عهده گیرد.
https://t.me/HojatMoshtaghian
Forwarded from اتچ بات
📕رو به پریشانی
🔷حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزله ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب میگردد. وقتی جاده معرفت و عقلانیت مسدود شود، سرمایه اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست میرود و جامعه رو به زوال و پریشانی مینهد.
🔷با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاریشان بر جامعه، پدیدهای با عنوان: "کاهش سرمایهی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایهی عقلانی" شکل میگیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگیاش را از دست میدهد و دانایی و معرفت، سقوط میکند. وقتی تضارب آراء و اندیشهها محدود گردد و سایهی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصهی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی میشود. نتیجهی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن میشود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیره جهل عمومی پنهان میگردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر میشود
🔷نظام سیاسی با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان میدهد!!! مجال حضورشان را در رسانهها و کلاسهای درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آنها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسبها، اعتماد اجتماعیشان را کاهش داده است. آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشهی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند. و اون وقت است که جامعه رو به زوال میرود.
🔷جامعه رو به زوال و فرسایش، جامعهای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان مینهد و پروسهی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه میشود. جامعهی رو به زوال، جامعهای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت مینشیند. جامعهای که از فهم و حل مسئلههایش عاجز است و این عجز را در آسیبها و ناهنجاریها و پس رویهای اجتماعی بازتاب میدهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانهی واضحی است از این که جامعهی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگیاش را عملا از دست میدهد.
✍️ علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزله ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب میگردد. وقتی جاده معرفت و عقلانیت مسدود شود، سرمایه اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست میرود و جامعه رو به زوال و پریشانی مینهد.
🔷با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاریشان بر جامعه، پدیدهای با عنوان: "کاهش سرمایهی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایهی عقلانی" شکل میگیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگیاش را از دست میدهد و دانایی و معرفت، سقوط میکند. وقتی تضارب آراء و اندیشهها محدود گردد و سایهی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصهی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی میشود. نتیجهی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن میشود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیره جهل عمومی پنهان میگردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر میشود
🔷نظام سیاسی با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان میدهد!!! مجال حضورشان را در رسانهها و کلاسهای درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آنها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسبها، اعتماد اجتماعیشان را کاهش داده است. آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشهی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند. و اون وقت است که جامعه رو به زوال میرود.
🔷جامعه رو به زوال و فرسایش، جامعهای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان مینهد و پروسهی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه میشود. جامعهی رو به زوال، جامعهای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت مینشیند. جامعهای که از فهم و حل مسئلههایش عاجز است و این عجز را در آسیبها و ناهنجاریها و پس رویهای اجتماعی بازتاب میدهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانهی واضحی است از این که جامعهی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگیاش را عملا از دست میدهد.
✍️ علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕 این کلیپ چه غریبانه سراشیبی زوال جامعه را حکایت میکند ؟!!!
🔷جامعه برای پیگیری مسالمت آمیز و عقلانی خواستهها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده میشوند، آن گاه تفرقهی انسجام شکن و خودخواهیهای فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعهای پویا میشود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب میگردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش میرود.
🔷کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشهورز میشوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصهی عمومی با انواع نسبتها و برچسبها بی اعتبار میشوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده میشوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان مینهد و افراد به خودشان واگذار میشوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روانشناختی و احساسی تبدیل میگردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویهی تخریبی مییابد و سرمایههای موجود را چون سیل از میان میبرد.
🔷 وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت میبندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بیتاثیر و حاشیهنشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار میگردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
🔺الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتی ها اوج میگیرند. بازار پررونق سلبریتیها، نشان دهندهی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتیهای سطحی پر ارج میشوند. از میان سلبریتیها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیستها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشهها)، بختشان بلند و نامشان بر زبانها میچرخد.
🔺ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم میشود. به جای منافع و مصلحتهای جمعی، منافع زودگذر فردی مینشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمتآمیز، خشونت و آشوب مینشیند که ره به هیچ دهی نمیبرد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب میکند./دکتر علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷جامعه برای پیگیری مسالمت آمیز و عقلانی خواستهها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده میشوند، آن گاه تفرقهی انسجام شکن و خودخواهیهای فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعهای پویا میشود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب میگردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش میرود.
🔷کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشهورز میشوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصهی عمومی با انواع نسبتها و برچسبها بی اعتبار میشوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده میشوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان مینهد و افراد به خودشان واگذار میشوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روانشناختی و احساسی تبدیل میگردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویهی تخریبی مییابد و سرمایههای موجود را چون سیل از میان میبرد.
🔷 وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت میبندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بیتاثیر و حاشیهنشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار میگردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
🔺الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتی ها اوج میگیرند. بازار پررونق سلبریتیها، نشان دهندهی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتیهای سطحی پر ارج میشوند. از میان سلبریتیها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیستها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشهها)، بختشان بلند و نامشان بر زبانها میچرخد.
🔺ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم میشود. به جای منافع و مصلحتهای جمعی، منافع زودگذر فردی مینشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمتآمیز، خشونت و آشوب مینشیند که ره به هیچ دهی نمیبرد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب میکند./دکتر علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
🔳⭕️احتمالا شما هم این دو سوال را دارید: چرا ایران عقب ماند؟ و چگونه می شود ایران پیشرفت کند؟
اگر در جستجوی یک جواب شفاف، خلاصه و مشخص هستید کتاب های کوتاه دکتر مجتبی لشکربلوکی را بخوانید.
خوبی این کتاب های کوتاه آن است که شما با خواندن این کتاب ها، خلاصه 10 کتاب دیگر را نیز می خوانید.
اگر هم وقت کمتری دارید فقط جلد پنج و شش را بخوانید
دانلود جلد ۶ (استراتژی توسعه ایران از عقب ماندگی تا مدار توسعه)
دانلود جلد ۵ تحلیل تجمیعی دلایل عقب ماندگی (مدل رستا)
این هم آدرس کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
اگر در جستجوی یک جواب شفاف، خلاصه و مشخص هستید کتاب های کوتاه دکتر مجتبی لشکربلوکی را بخوانید.
خوبی این کتاب های کوتاه آن است که شما با خواندن این کتاب ها، خلاصه 10 کتاب دیگر را نیز می خوانید.
اگر هم وقت کمتری دارید فقط جلد پنج و شش را بخوانید
دانلود جلد ۶ (استراتژی توسعه ایران از عقب ماندگی تا مدار توسعه)
دانلود جلد ۵ تحلیل تجمیعی دلایل عقب ماندگی (مدل رستا)
این هم آدرس کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Telegram
مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️ «استراتژی توسعه ایران» جستجوی روزنهای میان بنبستها جلد ششم از سلسله کتاب های توسعه
به قلم دکتر مجتبی لشکربلوکی
بر اساس مدل رستا (روایت سه لایه توسعه نیافتگی ایران) فهمیدیم دلایل عقب ماندگی ما چیست؟ حالا در ششمین کتاب از کتابهای توسعه سوال این است…
به قلم دکتر مجتبی لشکربلوکی
بر اساس مدل رستا (روایت سه لایه توسعه نیافتگی ایران) فهمیدیم دلایل عقب ماندگی ما چیست؟ حالا در ششمین کتاب از کتابهای توسعه سوال این است…
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ تفاوت های مدیریت در کشورهای پیشرفته با کشورهای در حال توسعه
كشورهاي پيشرفته: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
كشورهاي در حال پيشرفت: خود مدیر بودن نشانه موفقیت است!
كشورهاي پيشرفته: مدیران بعضی وقت ها استعفا میدهند.
كشورهاي در حال پيشرفت: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.
كشورهاي پيشرفته: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
كشورهاي در حال پيشرفت: افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترینهای کشور است.
كشورهاي پيشرفته: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند.
كشورهاي در حال پيشرفت: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.
كشورهاي پيشرفته: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
كشورهاي در حال پيشرفت: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.
كشورهاي پيشرفته: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
كشورهاي در حال پيشرفت: اگر بخواهند از کسی هیچ استفادهای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
كشورهاي پيشرفته: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود.
كشورهاي در حال پيشرفت: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد.
كشورهاي پيشرفته: مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار میکنند.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمیکنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار میشوند.
كشورهاي پيشرفته: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند.
كشورهاي در حال پيشرفت: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند.
كشورهاي پيشرفته: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند.
كشورهاي پيشرفته: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
كشورهاي پيشرفته: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
كشورهاي در حال پيشرفت: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند.
كشورهاي پيشرفته: مدیر فعالترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیر کم کارترین فرد سازمان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
كشورهاي پيشرفته: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
كشورهاي در حال پيشرفت: خود مدیر بودن نشانه موفقیت است!
كشورهاي پيشرفته: مدیران بعضی وقت ها استعفا میدهند.
كشورهاي در حال پيشرفت: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.
كشورهاي پيشرفته: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
كشورهاي در حال پيشرفت: افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترینهای کشور است.
كشورهاي پيشرفته: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند.
كشورهاي در حال پيشرفت: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.
كشورهاي پيشرفته: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
كشورهاي در حال پيشرفت: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.
كشورهاي پيشرفته: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
كشورهاي در حال پيشرفت: اگر بخواهند از کسی هیچ استفادهای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.
كشورهاي پيشرفته: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود.
كشورهاي در حال پيشرفت: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد.
كشورهاي پيشرفته: مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار میکنند.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمیکنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار میشوند.
كشورهاي پيشرفته: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند.
كشورهاي در حال پيشرفت: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند.
كشورهاي پيشرفته: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند.
كشورهاي پيشرفته: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
كشورهاي پيشرفته: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
كشورهاي در حال پيشرفت: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند.
كشورهاي پيشرفته: مدیر فعالترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
كشورهاي در حال پيشرفت: مدیر کم کارترین فرد سازمان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 سی ویژگی مدیران پخمه
✍️ درویشی
۱- تمایل به دیده شدن ؛
۲- تمایل به تاییدشدن توسط دیگران ؛.
۳- در بین کارمندان و کارکنان خود مخبر می گمارند.
۴- چنانچه اختلافی بین کارکنان با کارکنان و یا ارباب رجوع رخ دهد ، کدخدا منشی ورود می کند.
۵- علاقه ای به نشست با کارکنان و جلسات پرسش و پاسخ با اصحاب رسانه ندارند.
۶- از رویارویی با مدیر رده بالا به هنگام بحران هراسانند.
۷- در هنگام بازدید از منطقه مسئولیت خود ، کارناوال راه می اندازند.
۸- به حاشیه بیشتر از متن اهمیت قائلند.
۹- مسئولیت کار خود را به عهده نمی گیرند و پیوسته در پی یافتن مقصر هستند.
۱۰ - شخصاً در جزئی ترین امور ورود می کنند.
۱۱ - در استفاده از امکانات دولتی به نفع خود کوتاه نمی آیند .
۱۲ - ازاینکه همواره عده ای در کنارشان باشند و آنها را تمجید کنند خوشحال می شوند.
۱۳ - حضورشان در یک مجموعه توانمند آزاردهنده است.
۱۴ - تلاش می کنند افراد خوش نام ، کاردان و مجرب را از مجموعه تحت امر خود با ترفندی بیرون کنند.
۱۵ - از داشتن افرادی سخن چین و چاپلوس پیرامون خود مسرورند.
۱۶ - در حرافی یدطولایی دارند اما در اجرا ناتوان ؛
۱۷ - تحمل کارکنان شجاع و دلیر را ندارند و با ترفندهایی آنها را از سر خود باز می کنند.
۱۸ - در برخورد با کارکنان زیرکار در رو مماشات می کنند ( قاطعیت ندارند )
۱۹ - از کارکنان مطیع و نجیب کار می کشد .
۲۰ - همواره ذلیل کارکنان کاربلد و زیرک هستند و به نوعی به آنها باج می دهند .
۲۱ - زمینه رشد وبالندگی کارکنان توانمند را مسدود می کنند .
۲۲- برای پرونده سازی و خراب کردن پرونده کارکنان شاخص ، وقت می گذارند .
۲۳ - با اعطای امتیاز همواره خود را به کانون های قدرت وصل می کنند.
۲۴ - پیوسته در پی رنگ کردن و اغفال بازرسان و ارزیابان هستند.
۲۵ - دریافت امتیاز ، موقعیت وپست بالاتر برای خود را به رشد و توسعه مجموعه تحت امر رجحان می دهد .
۲۶ - مصلحت گرا هستند .
۲۷ - بیشتر از کارکنان و کارمندان کار می کشند تا از منابع؛
۲۸ - در رویارویی با مدیران بالا دستی ، بله قربان گو هستند.
۲۹ - لحنی خواهشی دارند تا لحنی آمرانه؛
۳۰ - با از دست دادن پست و جایگاه شغلی، از نظر شخصیتی به شدت سقوط می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ درویشی
۱- تمایل به دیده شدن ؛
۲- تمایل به تاییدشدن توسط دیگران ؛.
۳- در بین کارمندان و کارکنان خود مخبر می گمارند.
۴- چنانچه اختلافی بین کارکنان با کارکنان و یا ارباب رجوع رخ دهد ، کدخدا منشی ورود می کند.
۵- علاقه ای به نشست با کارکنان و جلسات پرسش و پاسخ با اصحاب رسانه ندارند.
۶- از رویارویی با مدیر رده بالا به هنگام بحران هراسانند.
۷- در هنگام بازدید از منطقه مسئولیت خود ، کارناوال راه می اندازند.
۸- به حاشیه بیشتر از متن اهمیت قائلند.
۹- مسئولیت کار خود را به عهده نمی گیرند و پیوسته در پی یافتن مقصر هستند.
۱۰ - شخصاً در جزئی ترین امور ورود می کنند.
۱۱ - در استفاده از امکانات دولتی به نفع خود کوتاه نمی آیند .
۱۲ - ازاینکه همواره عده ای در کنارشان باشند و آنها را تمجید کنند خوشحال می شوند.
۱۳ - حضورشان در یک مجموعه توانمند آزاردهنده است.
۱۴ - تلاش می کنند افراد خوش نام ، کاردان و مجرب را از مجموعه تحت امر خود با ترفندی بیرون کنند.
۱۵ - از داشتن افرادی سخن چین و چاپلوس پیرامون خود مسرورند.
۱۶ - در حرافی یدطولایی دارند اما در اجرا ناتوان ؛
۱۷ - تحمل کارکنان شجاع و دلیر را ندارند و با ترفندهایی آنها را از سر خود باز می کنند.
۱۸ - در برخورد با کارکنان زیرکار در رو مماشات می کنند ( قاطعیت ندارند )
۱۹ - از کارکنان مطیع و نجیب کار می کشد .
۲۰ - همواره ذلیل کارکنان کاربلد و زیرک هستند و به نوعی به آنها باج می دهند .
۲۱ - زمینه رشد وبالندگی کارکنان توانمند را مسدود می کنند .
۲۲- برای پرونده سازی و خراب کردن پرونده کارکنان شاخص ، وقت می گذارند .
۲۳ - با اعطای امتیاز همواره خود را به کانون های قدرت وصل می کنند.
۲۴ - پیوسته در پی رنگ کردن و اغفال بازرسان و ارزیابان هستند.
۲۵ - دریافت امتیاز ، موقعیت وپست بالاتر برای خود را به رشد و توسعه مجموعه تحت امر رجحان می دهد .
۲۶ - مصلحت گرا هستند .
۲۷ - بیشتر از کارکنان و کارمندان کار می کشند تا از منابع؛
۲۸ - در رویارویی با مدیران بالا دستی ، بله قربان گو هستند.
۲۹ - لحنی خواهشی دارند تا لحنی آمرانه؛
۳۰ - با از دست دادن پست و جایگاه شغلی، از نظر شخصیتی به شدت سقوط می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟪سلام و عرض ادب و احترام خدمت شریف دوستان، همراهان و همکاران گرامی:
🔰جهت بهرمندی از مباحث علمی و تخصصی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدیریتی، تعداد پنجاه کانال منتخب از بهترین کانال های تلگرامی به همراه آدرس لینکشان را به پیوست تقدیم حضور میکنم.
🟩 از خداوند بزرگ میخواهیم همواره صبر و شکیبایی مطالعه و افزایش دانش و بینش متعالی را برای هر یک از ما عنایت فرماید.
🔷کانال استاد ارجمند دکتر محسن رنانی
@Renani_Mohsen
🔷کانال استاد توانمند دکتر محمود سریع القلم
@sariolghalam
🔷کانال دغدغه ایران استاد دکتر محمد فاضلی
@fazeli_mohammad
🔷کانال بسیار مفید پویش فکری توسعه
@PooyeshFekri
🔷کانال دکتر مجتبی لشکر بلوکی دانشگاه صنعتی شریف
@Dr_Lashkarbolouki
🔷کانال رسمی دکتر موسی غنی نژاد. اقتصاد دان
@ghaninejad_mousa
🔷کانال پروفسور مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔷کانال عالی درس گفتارهایی از جامعه شناسی
@kavosh_garan
🔷 کانال خوب و مفید اقتصاد و توسعه
@Eonomy
🔷کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال محسن قریب عقل سرخ
@mohsenegharib
🔷کانال استاد دکتر زیبا کلام
@sadeghZibakalam
🔷کانال بسیار عالی شبکه توسعه
@I_D_Network
🔷کانال آموزش های خوب و کاربردی برای مدیران
@modiriran
🔷کانال گلچيني از بهترينها در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری، فرهنگی ،هنری و......
@bavarh
🔷کانال تخصصی توسعه و تعالی منابع انسانی دانشگاه علامه طباطبائی
@atuhrm
🔷کانال دکتر جلائی پور جامعه شناس
@hamidrezajalaeipour
🔷کانال دکتر اعلمی نماینده پیشین تبریز
@akbaralami
🔷کانال مطالعات دین و اقتصاد
@dinoeqtesad
🔷کانال خرد منتقد
@kherade_montaghed
🔷کانال مجمع فعالان اقتصادی
@iran_economy_online
🔷کانال سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
🔷کانال تخصصی مشاوران مدیریت و منابع انسانی
@HRMIR
🔷کانال کتابخانه دانشگاهی
@Academic_Library
🔷کانال خرمگس
@kharmagaas
🔷کانال hr 34000 مدیریت منابع انسانی
@hr34000
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال کتابخانه صوتی
@audiobo0ok
🔷کانال یاد داشت های توسعه ایران دکتر امیر حسین خالقی
@RahbordChannel
🔷 کانال هنر مدیریت
@honaremodiriat
🔷کانال تحلیل های اجتماعی
@tahlyleejtemaaey
🔷کانال آرشیو منابع سیاسی
@Archpol
🔷کانال دانستن حق مردم است
@bamardum
🔷کانال مطالعات راهبردی امریکا
@EsfandiarKhodaee
🔷کانال دکتر رخداد تازه دکتر مهر آیین
@mostafamehraeen
🔷کانال توانمند سازی حاکمیت و جامعه
@IranBSSC
🔷کانال کتاب فروشی دهخدا تبریز
@dehkhodabook
🔷کانال تخصصی اقتصاد
@eghtesadd
🔷کانال دکتر مهران صولتی جامعه شناسی
@solati_mehran
🔷کانال دکتر مهدی شامی زنجانی . دکترای مدیریت دانشگاه تهران
@ShamiZanjani
🔷هر کتایی میخوای اینجا دانلود کن: کتاب صوتی
@behtarinhayesoti
🔷کانال علوم اجتماعی مسایل روز
@social_science
🔷کانال آگاهی اجتماعی
@rahimzayer
🔷کانال دور نمای اقتصاد
@econviews
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال کلیپ های متنوع
@LaLaLandTel
🔷کانال جامعه شناسی
@iransociology
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰جهت بهرمندی از مباحث علمی و تخصصی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدیریتی، تعداد پنجاه کانال منتخب از بهترین کانال های تلگرامی به همراه آدرس لینکشان را به پیوست تقدیم حضور میکنم.
🟩 از خداوند بزرگ میخواهیم همواره صبر و شکیبایی مطالعه و افزایش دانش و بینش متعالی را برای هر یک از ما عنایت فرماید.
🔷کانال استاد ارجمند دکتر محسن رنانی
@Renani_Mohsen
🔷کانال استاد توانمند دکتر محمود سریع القلم
@sariolghalam
🔷کانال دغدغه ایران استاد دکتر محمد فاضلی
@fazeli_mohammad
🔷کانال بسیار مفید پویش فکری توسعه
@PooyeshFekri
🔷کانال دکتر مجتبی لشکر بلوکی دانشگاه صنعتی شریف
@Dr_Lashkarbolouki
🔷کانال رسمی دکتر موسی غنی نژاد. اقتصاد دان
@ghaninejad_mousa
🔷کانال پروفسور مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔷کانال عالی درس گفتارهایی از جامعه شناسی
@kavosh_garan
🔷 کانال خوب و مفید اقتصاد و توسعه
@Eonomy
🔷کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال محسن قریب عقل سرخ
@mohsenegharib
🔷کانال استاد دکتر زیبا کلام
@sadeghZibakalam
🔷کانال بسیار عالی شبکه توسعه
@I_D_Network
🔷کانال آموزش های خوب و کاربردی برای مدیران
@modiriran
🔷کانال گلچيني از بهترينها در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری، فرهنگی ،هنری و......
@bavarh
🔷کانال تخصصی توسعه و تعالی منابع انسانی دانشگاه علامه طباطبائی
@atuhrm
🔷کانال دکتر جلائی پور جامعه شناس
@hamidrezajalaeipour
🔷کانال دکتر اعلمی نماینده پیشین تبریز
@akbaralami
🔷کانال مطالعات دین و اقتصاد
@dinoeqtesad
🔷کانال خرد منتقد
@kherade_montaghed
🔷کانال مجمع فعالان اقتصادی
@iran_economy_online
🔷کانال سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
🔷کانال تخصصی مشاوران مدیریت و منابع انسانی
@HRMIR
🔷کانال کتابخانه دانشگاهی
@Academic_Library
🔷کانال خرمگس
@kharmagaas
🔷کانال hr 34000 مدیریت منابع انسانی
@hr34000
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال کتابخانه صوتی
@audiobo0ok
🔷کانال یاد داشت های توسعه ایران دکتر امیر حسین خالقی
@RahbordChannel
🔷 کانال هنر مدیریت
@honaremodiriat
🔷کانال تحلیل های اجتماعی
@tahlyleejtemaaey
🔷کانال آرشیو منابع سیاسی
@Archpol
🔷کانال دانستن حق مردم است
@bamardum
🔷کانال مطالعات راهبردی امریکا
@EsfandiarKhodaee
🔷کانال دکتر رخداد تازه دکتر مهر آیین
@mostafamehraeen
🔷کانال توانمند سازی حاکمیت و جامعه
@IranBSSC
🔷کانال کتاب فروشی دهخدا تبریز
@dehkhodabook
🔷کانال تخصصی اقتصاد
@eghtesadd
🔷کانال دکتر مهران صولتی جامعه شناسی
@solati_mehran
🔷کانال دکتر مهدی شامی زنجانی . دکترای مدیریت دانشگاه تهران
@ShamiZanjani
🔷هر کتایی میخوای اینجا دانلود کن: کتاب صوتی
@behtarinhayesoti
🔷کانال علوم اجتماعی مسایل روز
@social_science
🔷کانال آگاهی اجتماعی
@rahimzayer
🔷کانال دور نمای اقتصاد
@econviews
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال کلیپ های متنوع
@LaLaLandTel
🔷کانال جامعه شناسی
@iransociology
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from دغدغه ایران
یک مصاحبه مهم
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دکتر مسعود نیلی مصاحبهای انجام داده که هفته پیش منتشر شد. سعی کردم آنرا خلاصه کنم که خواننده کارش راحت تر باشد، دیدم محتوای این مصاحبه از دست می رود.
✅ پانزده بیست دقیقه خواندن آن وقت می گیرد ولی خواندن آن را به هر دغدغه مند وضعیت ایران امروز و آینده می توان توصیه کرد. خصوصا نامزدهای ریاست جمهوری و اعضای تیم مشاوران که برنامه می نویسند، پست می گیرند و سرنوشت این ملت به دست آنها می افتد.
مصاحبه در اینجا
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دکتر مسعود نیلی مصاحبهای انجام داده که هفته پیش منتشر شد. سعی کردم آنرا خلاصه کنم که خواننده کارش راحت تر باشد، دیدم محتوای این مصاحبه از دست می رود.
✅ پانزده بیست دقیقه خواندن آن وقت می گیرد ولی خواندن آن را به هر دغدغه مند وضعیت ایران امروز و آینده می توان توصیه کرد. خصوصا نامزدهای ریاست جمهوری و اعضای تیم مشاوران که برنامه می نویسند، پست می گیرند و سرنوشت این ملت به دست آنها می افتد.
مصاحبه در اینجا
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
مسعود نیلی Masoud Nili
موانع اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران
در شمارۀ ۴۰۷ مجلۀ تجارت فردا گفتگویی پیرامون مهمترین مولفههای اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران انجام دادهام. همچنین با نگاهی به پارامترهای اقتصاد کلان بهویژه در دهۀ ۹۰ موانع پیشروی این اصلاحات توضیح داده شده است.…
در شمارۀ ۴۰۷ مجلۀ تجارت فردا گفتگویی پیرامون مهمترین مولفههای اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران انجام دادهام. همچنین با نگاهی به پارامترهای اقتصاد کلان بهویژه در دهۀ ۹۰ موانع پیشروی این اصلاحات توضیح داده شده است.…
Forwarded from دیپلماسی
🔵🔴توتالیتاریسم از منظر هانا ارنت
✅ویژگیهای #توتالیتاریسم
ایدئولوژی و قرائت واحد، تبلیغات سنگین و پرهزینه، توسعهی نظام پلیس مخفی، انحصار رسانههای گروهی و اخبار کانالیزهشده، تقویت همهجانبه اراذل و اوباش و سایر وفاداران، بسترسازی برای خشونت اجتماعی، حذف اندیشه و تفکر، ناکجاآبادسازی کاذب، نظریهی دشمن فرضی، اتمیزه کردن جامعه، مخالفت شدید با روابط اصیل انسانی، سازماندهی جامعه به سوی تقویت پیشوا، فقدان پایبندی به ارزشهای اخلاقی، انسانی و دینی، ایجاد فضای ترور، ارعاب، سرکوب، شکنجه، محرومیت منتقدان و معترضان از همهی حقوق و ترویج ابتذال در هنر و فرهنگ از محوریترین ویژگیهای نظام توتالیتاریسم است.
✅تفاوت رژیمهای توتالیتر با رژیمهای اقتدارگرا
رژیمهای اقتدارگرا از کثرت گرایی در حد کم استقبال میکند اما رژیم توتالیتر میخواهد همه جمعیت بدون قید و شرط به طرح ایدئولوژی آنها بپیوندند. در توتالیتر متفاوت اندیشیدن امری مجرمانه است.
رژیمهای اقتدارگرا علاقه ای به بسیج سیاسی جمعیت ندارند و از جمع شدن مردم میترسند.
فاقد انتخابات آزاد و ایدئولوژی ارشاد کننده هستند.
این نکته قابل ذکر است که رژیمهای سیاسی ثابت نیستند و احتمال تبدیل شدن توتالیتر به اقتدارگرا و برعکس وجود دارد.
✅دولت توتالیتر
از دیدگاه آرنت، توتالیتاریسم با حکومتهای استبدادی تفاوت دارد.
حکومت توتالیتر خودکامه و غیرقانونی نیست بلکه حکومت نوعی از قانون است این حکومتها مدعیاند از قانون طبیعت یا تاریخ اطاعت میکنند و هرگونه جایگاه برای اراده انسانی را رد میکند.
این قانون که پایهاش در ایدئولوژی است به دنبال آن است که طبیعت انسانها را تغییر دهد، در مقابل نظامهای استبدادی بی قانون هستند و در انها اراده ای خودسرحکومت میکند.
حکومتهای اقتدارگرا آزادی را محدود میکند اما توتالیتاریسم به دنبال ابطال آزادی است.
نظام توتالیتر طبقاتی و مبتنی بر منافع شخصی نیست از این رو سریع منقرض میشوند.
دروغگویی در مقیاس عظیم و دشمن تراشی لازمهی جنبش توتالیتر است.
در دیگر حکومتهای خودکامه، فرد باید عمل خصومت آمیزی انجام داده باشد تا دشمن حکومت تلقی گردد اما در حکومت توتالیتر هر فردی که خارج از این چارچوب باشد قطع نظر از عمل و اندیشهاش، پیشاپیش منحرف شده است.
چرا که گروههای غیرخودی خارج از قانون و فاقد حق به شمار میآیند.
✅توتالیتر در کدام جامعه رشد میکند؟
جنبش توتالیتر، محصول توده ای شدن جامعه و ذره ای شدن فرد است.
هر کجا توده ای وجود داشته باشد که به عللی به سازمان سیاسی اشتیاق پیدا کردهاند وقوع جنبشهای توتالیتر ممکن است.
آرنت «تودهها» را جمعیتی مرکب از افراد تنها و تک توصیف میکند که تمایزات طبقاتی خود را از دست دادهاند.
در این حالت، افراد از نظر سیاسی خنثی هستند و نوعی فردگرایی بر روابط انسانها حاکم میشود چون هیچ پیوندی با اعضای هیچ گروهی ندارند.
اما همین افراد تک افتاده چون میل به داشتن اهداف گروهی را از دست ندادهاند جذب سازمانهای سیاسی میشوند و در خدمت اهداف یک اقلیت قرار گیرند و این مقدمهای است برای ظهور توتالیتاریسم….
توتالیتاریسم از طریق #ایدئولوژی به دو شیوه شرایط جامعه توده ای را تشدید میکند: یکی از طریق ویران کردن روابط میان انسانها و دیگری از طریق ویران کردن روابط ادراکی انسانها با واقعیت (بشیریه، ۱۳۸۷: ص ۳۳۶).
توتالیتاریسم معتقد است انسان کاملاً #منزوی، بهترین گزینه است چراکه هیچگونه پیوند اجتماعی با خانواده و دوستان ندارد.
توتالیتاریسم جنبش تودههایی است که تنها وجه مشترک آنان، بی هنجاری، احساس ناچیزی، سرگشتگی و گسیختگی است.
آرنت سه نوع تنهایی را مشخص میکند. تنهایی مثبت که انسان در آن خلوت کرده و تفکر میکند.
تنهایی به معنای منزوی بودن که نتیجه نابودی حوزه سیاسی و عمومی در دولتهای خودکامه و اقتدار طلب است.
نوع سوم تنهایی به معنای با خود نبودن و با دیگری نبودن که ویژگی انسان توده ای در جامعه توتالیتر است.
نظام اجتماعی توتالیتاریسم از دهشتناکترین نظامهای اجتماعی است که بشریت معاصر آن را تجربه کرده است.
نظامی بهمراتب خشن تراز دیکتاتوریهای پیشین که با استفاده از تکنولوژی مدرن واستفاده از خشونت موج وسیعی از وحشت به وجود آوردهاند.
هانا آرنت، توتالیتاریسم را به عنوان نظمی ضدانسانی معرفی میکند که بدیهیترین حقوق انسانها را تضییع مینماید.
خشونتهای این نظامها فقط با رجوع به ویژگیهای قانونی وایدئولوژیک آن قابل فهم است.
در این ایدئولوژی، #جنون_جمعی ممکن میشود...
T.me/bestdiplomacy
✅ویژگیهای #توتالیتاریسم
ایدئولوژی و قرائت واحد، تبلیغات سنگین و پرهزینه، توسعهی نظام پلیس مخفی، انحصار رسانههای گروهی و اخبار کانالیزهشده، تقویت همهجانبه اراذل و اوباش و سایر وفاداران، بسترسازی برای خشونت اجتماعی، حذف اندیشه و تفکر، ناکجاآبادسازی کاذب، نظریهی دشمن فرضی، اتمیزه کردن جامعه، مخالفت شدید با روابط اصیل انسانی، سازماندهی جامعه به سوی تقویت پیشوا، فقدان پایبندی به ارزشهای اخلاقی، انسانی و دینی، ایجاد فضای ترور، ارعاب، سرکوب، شکنجه، محرومیت منتقدان و معترضان از همهی حقوق و ترویج ابتذال در هنر و فرهنگ از محوریترین ویژگیهای نظام توتالیتاریسم است.
✅تفاوت رژیمهای توتالیتر با رژیمهای اقتدارگرا
رژیمهای اقتدارگرا از کثرت گرایی در حد کم استقبال میکند اما رژیم توتالیتر میخواهد همه جمعیت بدون قید و شرط به طرح ایدئولوژی آنها بپیوندند. در توتالیتر متفاوت اندیشیدن امری مجرمانه است.
رژیمهای اقتدارگرا علاقه ای به بسیج سیاسی جمعیت ندارند و از جمع شدن مردم میترسند.
فاقد انتخابات آزاد و ایدئولوژی ارشاد کننده هستند.
این نکته قابل ذکر است که رژیمهای سیاسی ثابت نیستند و احتمال تبدیل شدن توتالیتر به اقتدارگرا و برعکس وجود دارد.
✅دولت توتالیتر
از دیدگاه آرنت، توتالیتاریسم با حکومتهای استبدادی تفاوت دارد.
حکومت توتالیتر خودکامه و غیرقانونی نیست بلکه حکومت نوعی از قانون است این حکومتها مدعیاند از قانون طبیعت یا تاریخ اطاعت میکنند و هرگونه جایگاه برای اراده انسانی را رد میکند.
این قانون که پایهاش در ایدئولوژی است به دنبال آن است که طبیعت انسانها را تغییر دهد، در مقابل نظامهای استبدادی بی قانون هستند و در انها اراده ای خودسرحکومت میکند.
حکومتهای اقتدارگرا آزادی را محدود میکند اما توتالیتاریسم به دنبال ابطال آزادی است.
نظام توتالیتر طبقاتی و مبتنی بر منافع شخصی نیست از این رو سریع منقرض میشوند.
دروغگویی در مقیاس عظیم و دشمن تراشی لازمهی جنبش توتالیتر است.
در دیگر حکومتهای خودکامه، فرد باید عمل خصومت آمیزی انجام داده باشد تا دشمن حکومت تلقی گردد اما در حکومت توتالیتر هر فردی که خارج از این چارچوب باشد قطع نظر از عمل و اندیشهاش، پیشاپیش منحرف شده است.
چرا که گروههای غیرخودی خارج از قانون و فاقد حق به شمار میآیند.
✅توتالیتر در کدام جامعه رشد میکند؟
جنبش توتالیتر، محصول توده ای شدن جامعه و ذره ای شدن فرد است.
هر کجا توده ای وجود داشته باشد که به عللی به سازمان سیاسی اشتیاق پیدا کردهاند وقوع جنبشهای توتالیتر ممکن است.
آرنت «تودهها» را جمعیتی مرکب از افراد تنها و تک توصیف میکند که تمایزات طبقاتی خود را از دست دادهاند.
در این حالت، افراد از نظر سیاسی خنثی هستند و نوعی فردگرایی بر روابط انسانها حاکم میشود چون هیچ پیوندی با اعضای هیچ گروهی ندارند.
اما همین افراد تک افتاده چون میل به داشتن اهداف گروهی را از دست ندادهاند جذب سازمانهای سیاسی میشوند و در خدمت اهداف یک اقلیت قرار گیرند و این مقدمهای است برای ظهور توتالیتاریسم….
توتالیتاریسم از طریق #ایدئولوژی به دو شیوه شرایط جامعه توده ای را تشدید میکند: یکی از طریق ویران کردن روابط میان انسانها و دیگری از طریق ویران کردن روابط ادراکی انسانها با واقعیت (بشیریه، ۱۳۸۷: ص ۳۳۶).
توتالیتاریسم معتقد است انسان کاملاً #منزوی، بهترین گزینه است چراکه هیچگونه پیوند اجتماعی با خانواده و دوستان ندارد.
توتالیتاریسم جنبش تودههایی است که تنها وجه مشترک آنان، بی هنجاری، احساس ناچیزی، سرگشتگی و گسیختگی است.
آرنت سه نوع تنهایی را مشخص میکند. تنهایی مثبت که انسان در آن خلوت کرده و تفکر میکند.
تنهایی به معنای منزوی بودن که نتیجه نابودی حوزه سیاسی و عمومی در دولتهای خودکامه و اقتدار طلب است.
نوع سوم تنهایی به معنای با خود نبودن و با دیگری نبودن که ویژگی انسان توده ای در جامعه توتالیتر است.
نظام اجتماعی توتالیتاریسم از دهشتناکترین نظامهای اجتماعی است که بشریت معاصر آن را تجربه کرده است.
نظامی بهمراتب خشن تراز دیکتاتوریهای پیشین که با استفاده از تکنولوژی مدرن واستفاده از خشونت موج وسیعی از وحشت به وجود آوردهاند.
هانا آرنت، توتالیتاریسم را به عنوان نظمی ضدانسانی معرفی میکند که بدیهیترین حقوق انسانها را تضییع مینماید.
خشونتهای این نظامها فقط با رجوع به ویژگیهای قانونی وایدئولوژیک آن قابل فهم است.
در این ایدئولوژی، #جنون_جمعی ممکن میشود...
T.me/bestdiplomacy
Telegram
دیپلماسی
MA International relations
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
⭕️ از تفکر شخص-محور تا تفکر مکانیزم-محور (سیستم-محور)
✍🏼مصطفی نصراصفهانی
در دوران دبیرستان یکی از بچهها موتور سیکلتی داشت که ترمز و کلاجش خراب بود. او مطمئن بود که کسی دست به موتور سیکلتش نمیزند چون فقط خودش توانایی کار کردن با آن را داشت!
▫️«در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستمهای بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند»
جمله فوق را اولین بار سالها پیش از زبان استاد حکیم و دوست داشتنیام دکتر محسن رنانی شنیدم. و چه جمله دقیقی!
به این جملات دقت کنید:
«همهاش تقصیر فلانیه»
«باید بهمانی مسئول بشه تا مشکلات برطرف بشه»
«باید به فکر کسی باشیم که بتونه شهرداری رو خوب مدیریت کنه»
«از وقتی اون اومده تو جمع ما همه چیز خراب شده، وجودش نحسه»
«این دوره دیگه به لیست امید رأی نمیدم(میدم)»
«رئیس جمهور دیگری باید انتخاب میکردیم»
«علت فساد، بیتقوایی مفسدان است»
▫️متأسفانه بسیاری از ما وقتی صحبت از اصلاح و یا بهبود در سیستمهای انسانی میشود اولین چیزی که به ذهنمان خطور میکند این است که اگر کسانی بجای افراد فعلی بودند شرایط متفاوت میشد. و خوب این جمله درستی است. اما نمیشود از آن نتیجه گرفت که برای بهبودِ اوضاع کافی است آنها را عوض کنیم! بلکه نوع روابط (مکانیزم) بین عناصر سیستم هم باید تغییر کند. به عنوان مثال اگر ترکیب جمعیتی در ایران کاملا با اروپاییان عوض شود، اما این جابجائی با سرعت به اندازه کافی پائین باشد به طوری که افرادی که از اروپا به ایران میآیند مناسبات اجتماعی ایرانی را به خوبی فرابگیرند و در جامعه هضم بشوند، حتی بعد از اینکه همه ترکیب جمعیتی اروپائی شدند سیستم شما همان سیستم ایرانی اصل باقی خواهد ماند!
▫️در نظریه سیستمها دو مفهوم را داریم:
1- مدیریت سیستم
2- طراحی سیستم
مدیریت سیستم به مثابه رانندگی کردن با یک ماشین است، اما طراحی سیستم به مثابه طراحی و ساخت ماشین. اینکه به موقع گاز بدهید و ترمز بگیرید، اینکه به موقع بنزین بزنید و یا آب و روغن ماشین و باد تایرها را تنظیم کنید همه جزء مدیریت سیستم هستند. اما اگر موتورِ آن را دستکاری بکنید و یا ظرفیت باک آن را تغییر بدهید در طراحی سیستم تغییر ایجاد کردهاید.
▫️در سیستمهای انسانی هم چنین تقسیمبندیای درست است. در یک خانواده، در یک سازمان، در یک کشور و... نیز چنین است. اگر ماشین مستهلک باشد و یا اشکالاتی بنیادی داشته باشد شما بهترین راننده(مدیر) را هم برای آن به کار بگیرید نهایتا بتواند تا زمانی که خودش حضور دارد خوب عمل کند و به محض اینکه راننده(مدیر) دیگری روی کار بیاید دوباره عیبهای سیستم رومیافتد.
▫️ممکن است کسی بگوید این اشخاص هستند که باید طراحی سیستم را اصلاح کنند، اما مسئله این است که تا زمانی که مطالبه ما از آن اشخاص بازطراحی و اصلاح سیستم نباشد او چنین کاری را نمیکند و یا انگیزهای برای این بازطراحی ندارد. مثلا در انتخاب شهردار جدید باید گزینه ای را جستجو کرد که بتواند مکانیزمها را اصلاح کند و از او هم مطالبه کرد.
▫️باز به جمله استاد بزرگوارمان برگردیم: «در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستمهای بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند.»
وقتی سیستم درست طراحی شده باشد حتی اگر کسی بخواهد هم «نمیتواند» بد عمل کند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍🏼مصطفی نصراصفهانی
در دوران دبیرستان یکی از بچهها موتور سیکلتی داشت که ترمز و کلاجش خراب بود. او مطمئن بود که کسی دست به موتور سیکلتش نمیزند چون فقط خودش توانایی کار کردن با آن را داشت!
▫️«در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستمهای بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند»
جمله فوق را اولین بار سالها پیش از زبان استاد حکیم و دوست داشتنیام دکتر محسن رنانی شنیدم. و چه جمله دقیقی!
به این جملات دقت کنید:
«همهاش تقصیر فلانیه»
«باید بهمانی مسئول بشه تا مشکلات برطرف بشه»
«باید به فکر کسی باشیم که بتونه شهرداری رو خوب مدیریت کنه»
«از وقتی اون اومده تو جمع ما همه چیز خراب شده، وجودش نحسه»
«این دوره دیگه به لیست امید رأی نمیدم(میدم)»
«رئیس جمهور دیگری باید انتخاب میکردیم»
«علت فساد، بیتقوایی مفسدان است»
▫️متأسفانه بسیاری از ما وقتی صحبت از اصلاح و یا بهبود در سیستمهای انسانی میشود اولین چیزی که به ذهنمان خطور میکند این است که اگر کسانی بجای افراد فعلی بودند شرایط متفاوت میشد. و خوب این جمله درستی است. اما نمیشود از آن نتیجه گرفت که برای بهبودِ اوضاع کافی است آنها را عوض کنیم! بلکه نوع روابط (مکانیزم) بین عناصر سیستم هم باید تغییر کند. به عنوان مثال اگر ترکیب جمعیتی در ایران کاملا با اروپاییان عوض شود، اما این جابجائی با سرعت به اندازه کافی پائین باشد به طوری که افرادی که از اروپا به ایران میآیند مناسبات اجتماعی ایرانی را به خوبی فرابگیرند و در جامعه هضم بشوند، حتی بعد از اینکه همه ترکیب جمعیتی اروپائی شدند سیستم شما همان سیستم ایرانی اصل باقی خواهد ماند!
▫️در نظریه سیستمها دو مفهوم را داریم:
1- مدیریت سیستم
2- طراحی سیستم
مدیریت سیستم به مثابه رانندگی کردن با یک ماشین است، اما طراحی سیستم به مثابه طراحی و ساخت ماشین. اینکه به موقع گاز بدهید و ترمز بگیرید، اینکه به موقع بنزین بزنید و یا آب و روغن ماشین و باد تایرها را تنظیم کنید همه جزء مدیریت سیستم هستند. اما اگر موتورِ آن را دستکاری بکنید و یا ظرفیت باک آن را تغییر بدهید در طراحی سیستم تغییر ایجاد کردهاید.
▫️در سیستمهای انسانی هم چنین تقسیمبندیای درست است. در یک خانواده، در یک سازمان، در یک کشور و... نیز چنین است. اگر ماشین مستهلک باشد و یا اشکالاتی بنیادی داشته باشد شما بهترین راننده(مدیر) را هم برای آن به کار بگیرید نهایتا بتواند تا زمانی که خودش حضور دارد خوب عمل کند و به محض اینکه راننده(مدیر) دیگری روی کار بیاید دوباره عیبهای سیستم رومیافتد.
▫️ممکن است کسی بگوید این اشخاص هستند که باید طراحی سیستم را اصلاح کنند، اما مسئله این است که تا زمانی که مطالبه ما از آن اشخاص بازطراحی و اصلاح سیستم نباشد او چنین کاری را نمیکند و یا انگیزهای برای این بازطراحی ندارد. مثلا در انتخاب شهردار جدید باید گزینه ای را جستجو کرد که بتواند مکانیزمها را اصلاح کند و از او هم مطالبه کرد.
▫️باز به جمله استاد بزرگوارمان برگردیم: «در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستمهای بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند.»
وقتی سیستم درست طراحی شده باشد حتی اگر کسی بخواهد هم «نمیتواند» بد عمل کند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 دور باطل یک زندگی بی حاصل
🖌جواد کاشی
اگر دزدی شب هنگام از دیوار خانهای بالا رفت، یا جنایتی مرتکب شد، حتماً باید دستگیر و مجازات شود. این منطق عرصه خصوصی زندگی است. پیچیدگی چندانی ندارد. در میان مردان سیاست هم اگر کسی مرتکب دزدی یا جنایت شد، مصونیت ندارد، باید دستگیر و مجازات شود.
اما زندگی سیاسی به ندرت به همین سادگی است. اگر افراد متکثری دست به دزدی و جنایت زدند، احتمالاً یک باند فاسد بر مردم حاکمند، پس باید دست به کار شد. قدرت را از دست یک باند فاسد درآورد و به دست صالحترها سپرد. اما از کجا میتوان اطمینان حاصل کرد که سقوط یک باند فاسد، مشکل را حل میکند؟ شاید یک باند دزد و جنایتکار در انتظارند تا جانشین باند فعلی شوند. آن وقت ممکن است ما ابزار انتقال قدرت از دست یک باند به یک باند دیگر باشیم. ممکن است به حسب تجربه به این نتیجه رسیده باشیم که هر گروهی که در آن مناصب مینشیند همان کاری را میکند که قبلیها کردهاند. آنگاه احتمالاً به جای ساقط کردن یکی و به قدرت رسانیدن دیگری، باید روال امور را چنان ساماندهی کنیم که کسی امکان سرقت و جنایت پیدا نکند. افراد را جا به جا نکنیم، روال امور را چنان سامان دهیم که فرصت این کارها وجود نداشته باشد.
اما گاه خوب که نگاه میکنیم میبینیم، ماجرا خیلی پیچیدهتر است. ممکن است متوجه شویم فقط یک گروه یا باند نیستند که دزدی و جنایت میکنند. اصولاً اغلب مردم، هر کجا که هستند به یکدیگر تعرض میکنند. مثلا فقط مدیران ارشد نیستند که خطا میکنند، کارمند جزء یک اداره نیز مشغول است. کاسب محله نیز کم ندارد. صاحب خانه نیز با مستاجرش همان میکند که کارمندان میکنند. معلم سر کلاس، کار خود را درست انجام نمیدهد، استاد دانشگاه مقاله سرقت میکند و به نام خود منتشر میکند، دانشجو پایان نامهاش را از مغازههای میدان انقلاب خریداری میکند. گدایان کلاه برداران بزرگاند، میوه و گوشت و لبنیاتی که میخرید، درست نمیدانید چه خریدهاید و.... در تفسیر این وضعیت چند سناریو وجود دارد:
اول: حاکمان فاسدند مردم هم فاسد شدهاند. پس راه چاره این است که حاکمان را جا به جا کنیم تا مساله حل شود. این راهی است که فعالان سیاسی پیشنهاد میکنند، آنها میخواهند به سرعت از هر چیزی فرصتی برای بسیج و فشار آوردن به حاکمیت استفاده کنند. حرفشان هم همیشه غلط نیست، گاهی ممکن است موفق شوند افرادی را به جای افرادی در مناصب بنشانند و مسائل کشور را تا حدودی حل کنند. اما تضمینی در کار نیست، شما هزینههای بزرگ میدهید و اغلب از چاله به چاه میافتید.
دوم: فساد همه جا گیر شده است، پس مساله منحصر به حاکمان نیست، باید مردم را یکی یکی اصلاح کرد و در دراز مدت در انتظار اصلاح امور ماند. این راهی است که اصحاب فرهنگ پیشنهاد میکنند. آنها عمل سیاسی را به حاشیه میرانند و معتقدند به جای این راههای غیر تضمین شده و کوتاه مدت، به کار بلند مدت اندیشید و آن اصلاح امور در عرصه فرهنگ و باورها و کردارهای مردم است. آنها هم کاملاً اشتباه نمیکنند، اما مساله به سرعت زوال امور بستگی دارد. ممکن است شتاب چندان باشد که پیش از نتیجه دادن کار فرهنگ دوست ما، کار همه یکسره شود.
سوم: فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این مساله یک مساله سیاسی است. اما مساله سیاسی را نباید به مساله حاکمان تقلیل داد. مساله سیاسی است به این معنا، که آنچه به ما در سطح ملی، فرم بخشیده، نادرست است. جیزها در جای خود نیستند و روال غلط امور، همه چیز را و همه کس را به فساد کشانیده است. در این تفسیر سوم، چشم شما نه به حاکمان است نه به تک تک مردم. چشم شما به الگویی است که به امور فرم بخشیده است.
من به این معنای سوم باور دارم.
منشاء فساد در فاهمه جمعی ماست. یکصد سال است فکر میکنیم کسانی که بر سر کارند، باید با کسان دیگری جا به جا شوند. اما غافلیم که مرتباً کسانی را با کسان دیگر، در یک فرم ثابت جا به جا میکنیم و با تعجب میبینیم که نشد و دوباره دست به کار جا به جایی تازه میشویم.
حکومت آنجا منعقد نمیشود که کسانی از صندلیهایی برمیخیزند و کسان دیگری به جای آنها تکیه میزنند. انعقاد حکومت آنجاست که هر کس خود را متولی حفظ امری میبیند که عمومی است. وقتی حریم عمومی محترم دانسته شد، آنجا حکومت فرم بایسته خود را پیدا کرده است. حریم عمومی یعنی هر قاعده و مال و دارایی که به عموم مردم و نسلهای بعدی تعلق دارد. به همین جهت، حکومت با مقوله قدسیت سروکار دارد و اساساً یک مفهوم به کلی عقلانی نیست. حریم عمومی حریم مقدس است. به این معنا که هر کس به سادگی جرات نزدیک شدن به آن را در خود نمییابد. آنجا حریمی است که با وجدانهای فردی و جمعی سروکار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖌جواد کاشی
اگر دزدی شب هنگام از دیوار خانهای بالا رفت، یا جنایتی مرتکب شد، حتماً باید دستگیر و مجازات شود. این منطق عرصه خصوصی زندگی است. پیچیدگی چندانی ندارد. در میان مردان سیاست هم اگر کسی مرتکب دزدی یا جنایت شد، مصونیت ندارد، باید دستگیر و مجازات شود.
اما زندگی سیاسی به ندرت به همین سادگی است. اگر افراد متکثری دست به دزدی و جنایت زدند، احتمالاً یک باند فاسد بر مردم حاکمند، پس باید دست به کار شد. قدرت را از دست یک باند فاسد درآورد و به دست صالحترها سپرد. اما از کجا میتوان اطمینان حاصل کرد که سقوط یک باند فاسد، مشکل را حل میکند؟ شاید یک باند دزد و جنایتکار در انتظارند تا جانشین باند فعلی شوند. آن وقت ممکن است ما ابزار انتقال قدرت از دست یک باند به یک باند دیگر باشیم. ممکن است به حسب تجربه به این نتیجه رسیده باشیم که هر گروهی که در آن مناصب مینشیند همان کاری را میکند که قبلیها کردهاند. آنگاه احتمالاً به جای ساقط کردن یکی و به قدرت رسانیدن دیگری، باید روال امور را چنان ساماندهی کنیم که کسی امکان سرقت و جنایت پیدا نکند. افراد را جا به جا نکنیم، روال امور را چنان سامان دهیم که فرصت این کارها وجود نداشته باشد.
اما گاه خوب که نگاه میکنیم میبینیم، ماجرا خیلی پیچیدهتر است. ممکن است متوجه شویم فقط یک گروه یا باند نیستند که دزدی و جنایت میکنند. اصولاً اغلب مردم، هر کجا که هستند به یکدیگر تعرض میکنند. مثلا فقط مدیران ارشد نیستند که خطا میکنند، کارمند جزء یک اداره نیز مشغول است. کاسب محله نیز کم ندارد. صاحب خانه نیز با مستاجرش همان میکند که کارمندان میکنند. معلم سر کلاس، کار خود را درست انجام نمیدهد، استاد دانشگاه مقاله سرقت میکند و به نام خود منتشر میکند، دانشجو پایان نامهاش را از مغازههای میدان انقلاب خریداری میکند. گدایان کلاه برداران بزرگاند، میوه و گوشت و لبنیاتی که میخرید، درست نمیدانید چه خریدهاید و.... در تفسیر این وضعیت چند سناریو وجود دارد:
اول: حاکمان فاسدند مردم هم فاسد شدهاند. پس راه چاره این است که حاکمان را جا به جا کنیم تا مساله حل شود. این راهی است که فعالان سیاسی پیشنهاد میکنند، آنها میخواهند به سرعت از هر چیزی فرصتی برای بسیج و فشار آوردن به حاکمیت استفاده کنند. حرفشان هم همیشه غلط نیست، گاهی ممکن است موفق شوند افرادی را به جای افرادی در مناصب بنشانند و مسائل کشور را تا حدودی حل کنند. اما تضمینی در کار نیست، شما هزینههای بزرگ میدهید و اغلب از چاله به چاه میافتید.
دوم: فساد همه جا گیر شده است، پس مساله منحصر به حاکمان نیست، باید مردم را یکی یکی اصلاح کرد و در دراز مدت در انتظار اصلاح امور ماند. این راهی است که اصحاب فرهنگ پیشنهاد میکنند. آنها عمل سیاسی را به حاشیه میرانند و معتقدند به جای این راههای غیر تضمین شده و کوتاه مدت، به کار بلند مدت اندیشید و آن اصلاح امور در عرصه فرهنگ و باورها و کردارهای مردم است. آنها هم کاملاً اشتباه نمیکنند، اما مساله به سرعت زوال امور بستگی دارد. ممکن است شتاب چندان باشد که پیش از نتیجه دادن کار فرهنگ دوست ما، کار همه یکسره شود.
سوم: فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این مساله یک مساله سیاسی است. اما مساله سیاسی را نباید به مساله حاکمان تقلیل داد. مساله سیاسی است به این معنا، که آنچه به ما در سطح ملی، فرم بخشیده، نادرست است. جیزها در جای خود نیستند و روال غلط امور، همه چیز را و همه کس را به فساد کشانیده است. در این تفسیر سوم، چشم شما نه به حاکمان است نه به تک تک مردم. چشم شما به الگویی است که به امور فرم بخشیده است.
من به این معنای سوم باور دارم.
منشاء فساد در فاهمه جمعی ماست. یکصد سال است فکر میکنیم کسانی که بر سر کارند، باید با کسان دیگری جا به جا شوند. اما غافلیم که مرتباً کسانی را با کسان دیگر، در یک فرم ثابت جا به جا میکنیم و با تعجب میبینیم که نشد و دوباره دست به کار جا به جایی تازه میشویم.
حکومت آنجا منعقد نمیشود که کسانی از صندلیهایی برمیخیزند و کسان دیگری به جای آنها تکیه میزنند. انعقاد حکومت آنجاست که هر کس خود را متولی حفظ امری میبیند که عمومی است. وقتی حریم عمومی محترم دانسته شد، آنجا حکومت فرم بایسته خود را پیدا کرده است. حریم عمومی یعنی هر قاعده و مال و دارایی که به عموم مردم و نسلهای بعدی تعلق دارد. به همین جهت، حکومت با مقوله قدسیت سروکار دارد و اساساً یک مفهوم به کلی عقلانی نیست. حریم عمومی حریم مقدس است. به این معنا که هر کس به سادگی جرات نزدیک شدن به آن را در خود نمییابد. آنجا حریمی است که با وجدانهای فردی و جمعی سروکار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹جهت رفع مشکلات جامعه
قبل از نقد افراد نقد ساختار و سیستم است که باید اصلاح شود .
🔷دموکرات ترین افراد غربی را وارد سیستم فعلی ایران بکنید تبدیل به دیکتاتور میشوند.
🔷برعکس دیکتاتور ترین افراد را وارد سیستم فعلی غربی کنید نمیتوانند دیکتاتوری کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
قبل از نقد افراد نقد ساختار و سیستم است که باید اصلاح شود .
🔷دموکرات ترین افراد غربی را وارد سیستم فعلی ایران بکنید تبدیل به دیکتاتور میشوند.
🔷برعکس دیکتاتور ترین افراد را وارد سیستم فعلی غربی کنید نمیتوانند دیکتاتوری کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰تفکر نقادانه چیست؟- بخش نخست
✳️ واژه ی تفکر از واژه هایی است که برای اکثر انسانها آشناست ولی کم اند افرادی که تصویر روشنی از این واژه در ذهن داشته باشند.
همه ی ما روزگاری با این توصیه مواجه شدیم که ما را به تفکر و اندیشه ورزی دعوت می کردند و از فواید و مزایای آن سخن می گفتند و شاید بین ما باشند افرادی که از خود سوال کرده باشند که این چیزی که از آن به تفکر یاد می کنند دقیقا چیست و چه فعالیتی است ؟ و ما باید برای تفکر چه کاری باید بکنیم!
برخی آن را (رسیدن به مجهولی از طریق یاری گرفتن از معلومات پیشین) دانسته اند.
❇️ اما ممکن است کسی بگوید که از طریق معلومات پیشین نمی شود مجهولی را کسب کرد.
ما یک چیز را یا می دانیم یا نمی دانیم.
اگر می دانیم که مراد حاصل است و کسب آن فاقد معناست و اگر آن را نمی دانیم برای دانستن آن نمی شود از معلومات قبل کمک گرفت.
برای مثال من یا می دانم که پایتخت بورکینا فاسو کجاست یا نمی دانم.
اگر می دانم که دیگر به دست آوردن آن معنایی ندارد و اگر نمی دانم، هر کاری بکنم نمی توانم آن را بدانم و باید از کسی که آن را می داند سوال کنم.
بله برخی اوقات ما چیزی را موقتا فراموش می کنیم و سپس با کند و کاو بیشتر از زوایای حافظه مان آن را دوباره به خاطر می آوریم ، اما آیا این کار به دست آوردن مجهول از معلومات پیشین است یا به دست آوردن دوباره ی چیزی که قبلا می دانستیم؟ و ممکن است ما در این کشف مجدد به معلومات دیگری نیاز نداشته باشیم. برای مثال وقتی عامل فراموشی خستگی مفرط یا دلمشغولی های روانی و یا شرایط نامساعد تمرکززدا بوده باشد.
✳️ به نظر می رسد که این نوع برداشتها و تلقی ها و شاید علت ابهام در معنای این واژه این باشد که در بین اکثریت مردم و حتی در بین اکثریت خواص تفکر یک کار ارادی تلقی می شود که انسان با تصمیم شخصی شروع به عمل می کند و قبل از این تصمیم و شروع به تفکر چنین پروسه ای در ذهن و یا مغز او وجود نداشت.
✳️ یعنی اینکه تفکر کاری است مثل راه رفتن که انسان وقتی تصمیم به رفتن می کند اتفاق می افتد و الا راه رفتنی موجود نخواهد بود بر خلاف نفس کشیدن که بدون تصمیم ما در جریان است و ما برای توقف آن نیاز به تصمیم داریم و نه برای اجرای آن.
🔰 اما واقعیت امر چیز دیگری است.
تفکر کاری است که ذهن ما بدون دخالت خودآگاه ما برای انتخاب عمل و گزینش یکی از راههای پیش رو در هر موقعیت ( در حد ظرفیت و میزان توسعه اش) انجام می دهد یا برای فهم چیزی که نمی داند دنبال پاسخ است.
🔰تفکر به این معنا امری اختیاری نیست و یکی از اعمالی است که بشر می تواند با تمرین و تلاش پیوسته در آن به مهارت برسد.
✅ در همین جا می توان این نکته را نتیجه گرفت که عمل تفکر در همه ی انسانها به یک شکل و در یک کیفیت نیست بلکه بستگی دارد به میزان مهارتی که فرد در طول زندگی و در سایه ی راهنمایی دیگران و تمرین و ممارست بسیار کسب کرده است.
✅ یکی از مضرات بدفهمی این واژه این است که یا انسانها آن را یک موهبت می دانند که یا دارند و یا ندارند،
اگر دارند که مطلوب حاصل است و خوشا به حالشان
و اگر ندارند بدا به حالشان چون دیگر نمی توانند آن موهبت را به دست بیاورند و باید با وضعیت موجود سر کنند.
✅ اما حقیقت غیر این است و تفکر یک مهارت است که انسان به هنگام تولد فاقد آن است و به تدریج و به مرور زمان و تکمیل توانایی های جسمی و گسترش فعالیتهای بدنی و ذهنی و نیز تسلط به حرف زدن آن را هم یاد می گیرد و روشن است که یاد گرفتن افراد همه در یک سطح نیست و بستگی دارد به هوش غریزی و نیز به آموزشهایی که می بیند و به میزان کار و تلاش و تمرینهایی که در این زمینه انجام می دهد .
✅ یک نکته را هم باید تأکید کرد و آن اینکه مهارتها حد یقفی ندارند به این معنا که وضعیتی وجود ندارد که اگر یک فرد به آن رسید بگوییم مهارت این فرد در این زمینه ی خاص به نقطه ی آخر رسیده و این فرد دیگر نمی تواند بیش از این جلو برود و خود را کاملتر کند.
یعنی یک انسان تعالی جو تا آخر عمر راه برای کمال و استکمال دارد و در هر حال باید دنبال رفع نواقص وجودیش باشد. ✍🏻 م . ناجی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳️ واژه ی تفکر از واژه هایی است که برای اکثر انسانها آشناست ولی کم اند افرادی که تصویر روشنی از این واژه در ذهن داشته باشند.
همه ی ما روزگاری با این توصیه مواجه شدیم که ما را به تفکر و اندیشه ورزی دعوت می کردند و از فواید و مزایای آن سخن می گفتند و شاید بین ما باشند افرادی که از خود سوال کرده باشند که این چیزی که از آن به تفکر یاد می کنند دقیقا چیست و چه فعالیتی است ؟ و ما باید برای تفکر چه کاری باید بکنیم!
برخی آن را (رسیدن به مجهولی از طریق یاری گرفتن از معلومات پیشین) دانسته اند.
❇️ اما ممکن است کسی بگوید که از طریق معلومات پیشین نمی شود مجهولی را کسب کرد.
ما یک چیز را یا می دانیم یا نمی دانیم.
اگر می دانیم که مراد حاصل است و کسب آن فاقد معناست و اگر آن را نمی دانیم برای دانستن آن نمی شود از معلومات قبل کمک گرفت.
برای مثال من یا می دانم که پایتخت بورکینا فاسو کجاست یا نمی دانم.
اگر می دانم که دیگر به دست آوردن آن معنایی ندارد و اگر نمی دانم، هر کاری بکنم نمی توانم آن را بدانم و باید از کسی که آن را می داند سوال کنم.
بله برخی اوقات ما چیزی را موقتا فراموش می کنیم و سپس با کند و کاو بیشتر از زوایای حافظه مان آن را دوباره به خاطر می آوریم ، اما آیا این کار به دست آوردن مجهول از معلومات پیشین است یا به دست آوردن دوباره ی چیزی که قبلا می دانستیم؟ و ممکن است ما در این کشف مجدد به معلومات دیگری نیاز نداشته باشیم. برای مثال وقتی عامل فراموشی خستگی مفرط یا دلمشغولی های روانی و یا شرایط نامساعد تمرکززدا بوده باشد.
✳️ به نظر می رسد که این نوع برداشتها و تلقی ها و شاید علت ابهام در معنای این واژه این باشد که در بین اکثریت مردم و حتی در بین اکثریت خواص تفکر یک کار ارادی تلقی می شود که انسان با تصمیم شخصی شروع به عمل می کند و قبل از این تصمیم و شروع به تفکر چنین پروسه ای در ذهن و یا مغز او وجود نداشت.
✳️ یعنی اینکه تفکر کاری است مثل راه رفتن که انسان وقتی تصمیم به رفتن می کند اتفاق می افتد و الا راه رفتنی موجود نخواهد بود بر خلاف نفس کشیدن که بدون تصمیم ما در جریان است و ما برای توقف آن نیاز به تصمیم داریم و نه برای اجرای آن.
🔰 اما واقعیت امر چیز دیگری است.
تفکر کاری است که ذهن ما بدون دخالت خودآگاه ما برای انتخاب عمل و گزینش یکی از راههای پیش رو در هر موقعیت ( در حد ظرفیت و میزان توسعه اش) انجام می دهد یا برای فهم چیزی که نمی داند دنبال پاسخ است.
🔰تفکر به این معنا امری اختیاری نیست و یکی از اعمالی است که بشر می تواند با تمرین و تلاش پیوسته در آن به مهارت برسد.
✅ در همین جا می توان این نکته را نتیجه گرفت که عمل تفکر در همه ی انسانها به یک شکل و در یک کیفیت نیست بلکه بستگی دارد به میزان مهارتی که فرد در طول زندگی و در سایه ی راهنمایی دیگران و تمرین و ممارست بسیار کسب کرده است.
✅ یکی از مضرات بدفهمی این واژه این است که یا انسانها آن را یک موهبت می دانند که یا دارند و یا ندارند،
اگر دارند که مطلوب حاصل است و خوشا به حالشان
و اگر ندارند بدا به حالشان چون دیگر نمی توانند آن موهبت را به دست بیاورند و باید با وضعیت موجود سر کنند.
✅ اما حقیقت غیر این است و تفکر یک مهارت است که انسان به هنگام تولد فاقد آن است و به تدریج و به مرور زمان و تکمیل توانایی های جسمی و گسترش فعالیتهای بدنی و ذهنی و نیز تسلط به حرف زدن آن را هم یاد می گیرد و روشن است که یاد گرفتن افراد همه در یک سطح نیست و بستگی دارد به هوش غریزی و نیز به آموزشهایی که می بیند و به میزان کار و تلاش و تمرینهایی که در این زمینه انجام می دهد .
✅ یک نکته را هم باید تأکید کرد و آن اینکه مهارتها حد یقفی ندارند به این معنا که وضعیتی وجود ندارد که اگر یک فرد به آن رسید بگوییم مهارت این فرد در این زمینه ی خاص به نقطه ی آخر رسیده و این فرد دیگر نمی تواند بیش از این جلو برود و خود را کاملتر کند.
یعنی یک انسان تعالی جو تا آخر عمر راه برای کمال و استکمال دارد و در هر حال باید دنبال رفع نواقص وجودیش باشد. ✍🏻 م . ناجی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰استخدام به سبک «سیلیکونولی»
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
🔸اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔸اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر داشته باشید:
🔺 متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
🔺تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
🔺 پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
🔺نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
🔺 چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
🔺هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
🔺هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
منبع: hbr / کانال آموزه های سازمانی
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
🔸اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔸اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر داشته باشید:
🔺 متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
🔺تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
🔺 پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
🔺نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
🔺 چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
🔺هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
🔺هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
منبع: hbr / کانال آموزه های سازمانی