✍️ هزینه دروغگویی سیاستمداران در سوئد!
🖊 یکی از قویترین و موفقترین و محبوب ترین سیاستمداران تاریخ سوئد خانمی است به نام مونا سالین؛ متولد ۱۹۵۷ که در ۲۵ سالگی بهعنوان جوانترین نماینده مجلس سوئد انتخاب شد و مرتبا مراحل رشد و ترقی را طی کرد و تا ریاست حزب سوسیال دموکرات هم پیش رفت.در دولتها هم پست و مقام داشت چند سال قبل بیشترین شانس را برای تصدی بالاترین پست دولتی سوئد یعنی نخستوزیری را داشت.
✅اما ناگهان ورق برگشت! در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که او یک گواهی دروغ برای محافظ شخصیاش (یک پلیس) صادر کرده! زندگی سیاسی پرافتخار مونا سالین به پایان رسید....بله، به همین راحتی! موضوع چه بوده؟ محافظ شخصی او میخواسته برای خرید یک آپارتمان ۷۰ متری از بانک وام بگیره و بانک میخواسته بدونه که این متقاضی وام درآمد سالانهاش چقدر است؟ مونا سالین به دروغ در نامهای حقوق ماهانه آن پلیس را بیش از حقوق واقعیاش گواهی میکنه. بانک وام را پرداخت میکنه. طرف آپارتمان را میخرد و تا کنون هم هیچکدام از اقساطش با تاخیر پرداخت نشده.
✅ولی مشکل همچنان باقی است. کدام مشکل؟ یکی از بلندپایهترین مسوولان کشور دروغ گفته! کار به دادگاه کشید تا حکم دروغگویی مونا سالین معین بشود. البته مونا سالین قبل از دادگاه اشتباه خود را پذیرفت و اعتراف کرد و به همین جهت در دادگاه حضور پیدا نکرد چون دفاعی نداشت. جریمهاش در دادگاه معادل ۴۵ هزار کرون معین شد (حدود ۴هزار دلار). حقوق یک کارگر ساده ماهانه ۲۵ هزار کرون است.
✅کاش امکان داشت و متن کامل صحبتهایش را مینوشتم، از جمله گفته:
من اشتباه کردم، من قدر خندههای مردم را ندانستم، من متوجه نبودم که اعتماد مردم چه ثروت هنگفتی است، من دچار فساد شدم.
گرچه فسادی که من مرتکب شدم هیچ ضرری به کشور وارد نکرده، اما من فساد انجام دادم و این در نتیجه کار تفاوتی ایجاد نمیکنه.
مردم نباید به کسی اعتماد کنند و مسوولیت انجام کاری را به او بسپارند، در حالی که او ممکن است دروغ بگوید و …!
✅مونا سالین بعد از افشای خطایش دیگر هیچ پستی را عهدهدار نشد و اغلب مردم ناراحت هستند که چرا دیگر از نبوغ سیاسی او بهرهمند نخواهند بود!!!
ولی حزبش همچنان قویترین حزب سوئد است؛ چون طرفداران حزبش میدانند که هیچ تفاوتی بین رییس حزب و یک شهروند عادی وجود ندارد!
مونا سالین قبل از این که یک سیاستمدار باشد، فقط یک انسان است!/ کانال سخنرانی ها
🖊 یکی از قویترین و موفقترین و محبوب ترین سیاستمداران تاریخ سوئد خانمی است به نام مونا سالین؛ متولد ۱۹۵۷ که در ۲۵ سالگی بهعنوان جوانترین نماینده مجلس سوئد انتخاب شد و مرتبا مراحل رشد و ترقی را طی کرد و تا ریاست حزب سوسیال دموکرات هم پیش رفت.در دولتها هم پست و مقام داشت چند سال قبل بیشترین شانس را برای تصدی بالاترین پست دولتی سوئد یعنی نخستوزیری را داشت.
✅اما ناگهان ورق برگشت! در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که او یک گواهی دروغ برای محافظ شخصیاش (یک پلیس) صادر کرده! زندگی سیاسی پرافتخار مونا سالین به پایان رسید....بله، به همین راحتی! موضوع چه بوده؟ محافظ شخصی او میخواسته برای خرید یک آپارتمان ۷۰ متری از بانک وام بگیره و بانک میخواسته بدونه که این متقاضی وام درآمد سالانهاش چقدر است؟ مونا سالین به دروغ در نامهای حقوق ماهانه آن پلیس را بیش از حقوق واقعیاش گواهی میکنه. بانک وام را پرداخت میکنه. طرف آپارتمان را میخرد و تا کنون هم هیچکدام از اقساطش با تاخیر پرداخت نشده.
✅ولی مشکل همچنان باقی است. کدام مشکل؟ یکی از بلندپایهترین مسوولان کشور دروغ گفته! کار به دادگاه کشید تا حکم دروغگویی مونا سالین معین بشود. البته مونا سالین قبل از دادگاه اشتباه خود را پذیرفت و اعتراف کرد و به همین جهت در دادگاه حضور پیدا نکرد چون دفاعی نداشت. جریمهاش در دادگاه معادل ۴۵ هزار کرون معین شد (حدود ۴هزار دلار). حقوق یک کارگر ساده ماهانه ۲۵ هزار کرون است.
✅کاش امکان داشت و متن کامل صحبتهایش را مینوشتم، از جمله گفته:
من اشتباه کردم، من قدر خندههای مردم را ندانستم، من متوجه نبودم که اعتماد مردم چه ثروت هنگفتی است، من دچار فساد شدم.
گرچه فسادی که من مرتکب شدم هیچ ضرری به کشور وارد نکرده، اما من فساد انجام دادم و این در نتیجه کار تفاوتی ایجاد نمیکنه.
مردم نباید به کسی اعتماد کنند و مسوولیت انجام کاری را به او بسپارند، در حالی که او ممکن است دروغ بگوید و …!
✅مونا سالین بعد از افشای خطایش دیگر هیچ پستی را عهدهدار نشد و اغلب مردم ناراحت هستند که چرا دیگر از نبوغ سیاسی او بهرهمند نخواهند بود!!!
ولی حزبش همچنان قویترین حزب سوئد است؛ چون طرفداران حزبش میدانند که هیچ تفاوتی بین رییس حزب و یک شهروند عادی وجود ندارد!
مونا سالین قبل از این که یک سیاستمدار باشد، فقط یک انسان است!/ کانال سخنرانی ها
🔰 گفتار در ریاکاری ایرانیان(بخش اول)
✍️دکتر محمد باقر تاج الدین
✅ریاکاری، ظاهرسازی و دورویی در جامعه ایران به اوج خودش رسیده و در همه جا مانند مدرسه، دانشگاه، اداره، کارخانه و...کم و بیش جلوه گر شده است. تو گویی ایرانیان همگی و به اتفاق و بر اساس یک توافق نانوشته در حال ظاهرسازی و ریاکاری در تمامی عرصه ها بوده و هیج کس خودِ واقعیِ خودش را نشان نمی دهد. برای تبیین و تحلیل این موضوع مهم لازم است از منظرهای روان شناختی، جامعه شناختی، اخلاق و فلسفه اقدام نمود چرا که به نظر می رسد موضوع مورد اشاره دارای پیچیدگی های فردی، اجتماعی و فرهنگی باشد. ریاکاری را اگر بخواهیم به لحاظ جامعه شناختی مورد تبیین قرار دهیم باید بگوئیم که بیشتر ریشه در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد و البته منظور این نیست که افراد ریاکار هیچ نقشی در بسط و گسترش آن ندارند، بلکه بحث اصلی این است که وجود ساختارهای تشویق کننده ریاکاری در یک جامعه همگان را کم و بیش به سمت و سوی چنین وضعیتی سوق می دهد. مبتنی بر دیدگاه برساخت گرایی در جامعه شناسی معتقدم که این ساختار های مورد اشاره همگی برساخته کنش گران اجتماعی بوده و به زبان ساده ما ایرانیان چنین ساختارهایی را پی افکندیم نه این که از آسمان نازل شده باشند.
✅در واقع، موضوع از این قرار است که ایرانیان می پندارند که اگر دو گانه و بلکه چند گانه رفتار نکنند ممکن است حیات شان در معرض خطر قرار بگیرد. به عبارت دیگر، صادق بودن و راستگو بودن و مهم تر از همه یک رو و شفاف بودن ممکن است هستی و زندگی آنان را در معرض انواع مخاطرات قرار بدهد، چرا که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه چنین می خواهند. فوراً باید اضافه کنیم که ریاکاری را نباید تنها به حوزه دین و دینداری ربط دهیم و فکر کنیم دیندارانی هستند که ریاکارانه اعمال و مناسک دینی را به جای می آورند در حالی که چندان اعتقادی به آن اعمال و مناسک ندارند. موضوع ریاکاری در عرصه های غیر دینی هم فراوان دیده می شود به این معنا که چه بسا افراد غیر دینداری باشند که دست به ریاکاری بزنند تا از این طریق به اهداف خود دست یابند. این تذکر را از آن رو مطرح کردم که تا بحث ریاکاری مطرح می شود عده ای فورا ذهن شان به حوزه دین و دینداری می رود و ریاکاری را در آن عرصه ها جست و جو می کنند و غافل اند از این که ریاکاری را در همه جا می توان مشاهده نمود.البته ناگفته نمی توان گذاشت و گذشت که در جامعه ایران به دلیل حضور گسترده دین در عرصه های گوناگون ریاکاری هم ظاهرا رنگ و بوی دینی گرفته است و از آن جا که بسیاری از امور زندگی مردم مانند داشتن شغل، تحصیل و...به داشتن ظاهر دینی و به جای آوردن مناسک و اعمال دینی گره خورده است لذا بدیهی است این طور فکر کنیم که عموم اعمال و رفتار های مردمان جامعه که ظاهرا دینی هم هست اما در عین حال ریاکارنه انجام می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️دکتر محمد باقر تاج الدین
✅ریاکاری، ظاهرسازی و دورویی در جامعه ایران به اوج خودش رسیده و در همه جا مانند مدرسه، دانشگاه، اداره، کارخانه و...کم و بیش جلوه گر شده است. تو گویی ایرانیان همگی و به اتفاق و بر اساس یک توافق نانوشته در حال ظاهرسازی و ریاکاری در تمامی عرصه ها بوده و هیج کس خودِ واقعیِ خودش را نشان نمی دهد. برای تبیین و تحلیل این موضوع مهم لازم است از منظرهای روان شناختی، جامعه شناختی، اخلاق و فلسفه اقدام نمود چرا که به نظر می رسد موضوع مورد اشاره دارای پیچیدگی های فردی، اجتماعی و فرهنگی باشد. ریاکاری را اگر بخواهیم به لحاظ جامعه شناختی مورد تبیین قرار دهیم باید بگوئیم که بیشتر ریشه در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد و البته منظور این نیست که افراد ریاکار هیچ نقشی در بسط و گسترش آن ندارند، بلکه بحث اصلی این است که وجود ساختارهای تشویق کننده ریاکاری در یک جامعه همگان را کم و بیش به سمت و سوی چنین وضعیتی سوق می دهد. مبتنی بر دیدگاه برساخت گرایی در جامعه شناسی معتقدم که این ساختار های مورد اشاره همگی برساخته کنش گران اجتماعی بوده و به زبان ساده ما ایرانیان چنین ساختارهایی را پی افکندیم نه این که از آسمان نازل شده باشند.
✅در واقع، موضوع از این قرار است که ایرانیان می پندارند که اگر دو گانه و بلکه چند گانه رفتار نکنند ممکن است حیات شان در معرض خطر قرار بگیرد. به عبارت دیگر، صادق بودن و راستگو بودن و مهم تر از همه یک رو و شفاف بودن ممکن است هستی و زندگی آنان را در معرض انواع مخاطرات قرار بدهد، چرا که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه چنین می خواهند. فوراً باید اضافه کنیم که ریاکاری را نباید تنها به حوزه دین و دینداری ربط دهیم و فکر کنیم دیندارانی هستند که ریاکارانه اعمال و مناسک دینی را به جای می آورند در حالی که چندان اعتقادی به آن اعمال و مناسک ندارند. موضوع ریاکاری در عرصه های غیر دینی هم فراوان دیده می شود به این معنا که چه بسا افراد غیر دینداری باشند که دست به ریاکاری بزنند تا از این طریق به اهداف خود دست یابند. این تذکر را از آن رو مطرح کردم که تا بحث ریاکاری مطرح می شود عده ای فورا ذهن شان به حوزه دین و دینداری می رود و ریاکاری را در آن عرصه ها جست و جو می کنند و غافل اند از این که ریاکاری را در همه جا می توان مشاهده نمود.البته ناگفته نمی توان گذاشت و گذشت که در جامعه ایران به دلیل حضور گسترده دین در عرصه های گوناگون ریاکاری هم ظاهرا رنگ و بوی دینی گرفته است و از آن جا که بسیاری از امور زندگی مردم مانند داشتن شغل، تحصیل و...به داشتن ظاهر دینی و به جای آوردن مناسک و اعمال دینی گره خورده است لذا بدیهی است این طور فکر کنیم که عموم اعمال و رفتار های مردمان جامعه که ظاهرا دینی هم هست اما در عین حال ریاکارنه انجام می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 گفتار در ریاکاری ایرانیان(بخش دوم)
✅اما پرسش اصلی و اساسی این است که چه نیازی به رفتار های ریاکارانه در جامعه است؟ و چرا بسیاری از افراد جامعه کوشش می کنند ظاهرا اعمال و رفتار خود را بزک کنند اما در حقیقت چیز دیگری را دنبال کنند. در واقع تعریف ریاکاری نوعی دوگانه و بل چند گانه رفتار کردن و مهم تر از آن تفاوت و فرق فاحش میان آن چه که در ذهن و ضمیر وجودی انسان می گذرد با آن چه که در عمل انجام می دهد و رفتار می کند، است. به عبارت دیگر، تفاوت بین دنیای تنهایی و خلوت انسان با دنیای جمعی و جَلْوتِ ایشان. به زبان ساده یعنی این که در تنهایی خود گونه ای فکر کنیم و رفتار کنیم و در اداره و خیابان و مدرسه و دانشگاه و سایر مکان های جمعی و عمومی طور دیگری نمود داشته باشیم. چند مثال ساده شاید در این زمینه راه گشا باشد. عده ای هستند که هیچ علاقه و میلی به رفتن و حاضر شدن در مراسم جمعی دینی یا حتی غیر دینی ندارند اما بنا به مصلحت های شخصی و فردی در چنین مراسمی شرکت می کنند و وانمود هم می کنند که کاملا از سر شوق و علاقه در چنین مراسمی شرکت کرده اند و حاضر شدند. عده ای در باطن و خفا از آخرین فناوری های مدرن غربی استفاده می کنند اما در پیش دیگران این طور وانمود می کنند که از هر چه غرب و مدرن است نفرت دارند و حتی چندین و چند فحش و بد و بیراه هم نثار غرب و مدرنیته می کنند. عده ای دیگر شاید در خفا و تنهایی اعمال دینی را به جای نیاورند، اما در محل کار خود در صف اول نماز جماعت و دعا حضور یابند. عده ای دیگر برای در دست گرفتن فلان پست و مقام خود را هوادار حزب یا گروه خاص در قدرت معرفی کنند اما در واقع هیچ اعتقادی به آنان نداشته باشند.
✅تا این جا ظاهرا رفتار ریارکانه رفتاری فردی است و چندان مرتبط با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. اما اگر نیک بنگریم و کمی تأمل و تعمق بیشتری در این موضوع داشته باشیم در می یابیم که شرایط ساختاری جامعه اعم از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجب بروز و بسط و گسترش چنین رفتاری در جامعه می شوند بدون این که بخواهیم اراده، انتخاب و کنش گری افراد را زیر سئوال برده و نادیده بگیریم. در یک تعریف ساده ساختار چیزی نیست به جز الگوهای رفتاری و کنش گری که دارای دوام و بقای خاصی هم هست. به عبارت دیگر، هرگاه رفتارها و کنش هایی در یک جامعه به الگویی برای دیگران در بیاید و مدتی هم دارای مداومت و بقا باشد تبدیل به الگویی همگانی و عام می شود که این یعنی ساختار. حال توجه کنیم اگر ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بر روی رفتار و کنش خاصی آن هم بر اساس اِعمال قانون یا در مواردی اِعمال زور و اجبار بیش از اندازه تأکید بورزد و بدتر این که دسترسی به هرگونه فرصت ها، موقعیت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از آن الگوی رفتاری و کنش گری خاص نماید، آن وقت است که همگان خود را موظف به هماهنگی و انطباق با چنین شرایطی می کنند ولو این که در ذهن و ضمیرشان چیز دیگری بگذرد و هیچ رضایتی از رفتار و عملی که انجام می دهند هم نداشته باشند. این یعنی بروز و ظهور ریاکاری آن هم در قالب یک ساختاری که حالا به الگویی تمام عیار برای همگان تبدیل شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅اما پرسش اصلی و اساسی این است که چه نیازی به رفتار های ریاکارانه در جامعه است؟ و چرا بسیاری از افراد جامعه کوشش می کنند ظاهرا اعمال و رفتار خود را بزک کنند اما در حقیقت چیز دیگری را دنبال کنند. در واقع تعریف ریاکاری نوعی دوگانه و بل چند گانه رفتار کردن و مهم تر از آن تفاوت و فرق فاحش میان آن چه که در ذهن و ضمیر وجودی انسان می گذرد با آن چه که در عمل انجام می دهد و رفتار می کند، است. به عبارت دیگر، تفاوت بین دنیای تنهایی و خلوت انسان با دنیای جمعی و جَلْوتِ ایشان. به زبان ساده یعنی این که در تنهایی خود گونه ای فکر کنیم و رفتار کنیم و در اداره و خیابان و مدرسه و دانشگاه و سایر مکان های جمعی و عمومی طور دیگری نمود داشته باشیم. چند مثال ساده شاید در این زمینه راه گشا باشد. عده ای هستند که هیچ علاقه و میلی به رفتن و حاضر شدن در مراسم جمعی دینی یا حتی غیر دینی ندارند اما بنا به مصلحت های شخصی و فردی در چنین مراسمی شرکت می کنند و وانمود هم می کنند که کاملا از سر شوق و علاقه در چنین مراسمی شرکت کرده اند و حاضر شدند. عده ای در باطن و خفا از آخرین فناوری های مدرن غربی استفاده می کنند اما در پیش دیگران این طور وانمود می کنند که از هر چه غرب و مدرن است نفرت دارند و حتی چندین و چند فحش و بد و بیراه هم نثار غرب و مدرنیته می کنند. عده ای دیگر شاید در خفا و تنهایی اعمال دینی را به جای نیاورند، اما در محل کار خود در صف اول نماز جماعت و دعا حضور یابند. عده ای دیگر برای در دست گرفتن فلان پست و مقام خود را هوادار حزب یا گروه خاص در قدرت معرفی کنند اما در واقع هیچ اعتقادی به آنان نداشته باشند.
✅تا این جا ظاهرا رفتار ریارکانه رفتاری فردی است و چندان مرتبط با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. اما اگر نیک بنگریم و کمی تأمل و تعمق بیشتری در این موضوع داشته باشیم در می یابیم که شرایط ساختاری جامعه اعم از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجب بروز و بسط و گسترش چنین رفتاری در جامعه می شوند بدون این که بخواهیم اراده، انتخاب و کنش گری افراد را زیر سئوال برده و نادیده بگیریم. در یک تعریف ساده ساختار چیزی نیست به جز الگوهای رفتاری و کنش گری که دارای دوام و بقای خاصی هم هست. به عبارت دیگر، هرگاه رفتارها و کنش هایی در یک جامعه به الگویی برای دیگران در بیاید و مدتی هم دارای مداومت و بقا باشد تبدیل به الگویی همگانی و عام می شود که این یعنی ساختار. حال توجه کنیم اگر ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بر روی رفتار و کنش خاصی آن هم بر اساس اِعمال قانون یا در مواردی اِعمال زور و اجبار بیش از اندازه تأکید بورزد و بدتر این که دسترسی به هرگونه فرصت ها، موقعیت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از آن الگوی رفتاری و کنش گری خاص نماید، آن وقت است که همگان خود را موظف به هماهنگی و انطباق با چنین شرایطی می کنند ولو این که در ذهن و ضمیرشان چیز دیگری بگذرد و هیچ رضایتی از رفتار و عملی که انجام می دهند هم نداشته باشند. این یعنی بروز و ظهور ریاکاری آن هم در قالب یک ساختاری که حالا به الگویی تمام عیار برای همگان تبدیل شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
🖊معرفی کتابی به نام «پشت پرده ریاکاری».
🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفلها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمیشود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.
🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. میتوانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدمها پتانسیل کجروی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.
🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بیخبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمیدارد، میتواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامهریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب میکند.
🔷البته به نظر میرسد که دو کار را میتوان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندانمان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را بهگونهای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفلگذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندانمان شمشیر دولبهای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.
🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد و به گونهای تظاهر میکند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند.
🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است.
🔷نویسنده اینگونه نتیجه میگیرد که وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند.
🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی جامعه ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومتها با مردم بازمیگردد. میتوان نتیجه گرفت که رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایهها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاقمداری در جامعه پررنگ میشود؛
🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی میماند.✍️داود قرايلو
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفلها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمیشود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.
🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. میتوانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدمها پتانسیل کجروی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.
🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بیخبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمیدارد، میتواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامهریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب میکند.
🔷البته به نظر میرسد که دو کار را میتوان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندانمان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را بهگونهای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفلگذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندانمان شمشیر دولبهای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.
🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد و به گونهای تظاهر میکند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند.
🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است.
🔷نویسنده اینگونه نتیجه میگیرد که وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند.
🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی جامعه ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومتها با مردم بازمیگردد. میتوان نتیجه گرفت که رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایهها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاقمداری در جامعه پررنگ میشود؛
🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی میماند.✍️داود قرايلو
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
چرا تغییر نمی کنیم؟"
🔹هر روز در اینستاگرام ، فیسبوک ، تلگرام و رسانه های مختلف، جملات زیبا و پر معنایی را می خوانیم یا می شنویم. بعضی از این گفته ها و داستان ها بی اندازه ناب و پرمغز هستند. ما در اشعار مولانا، حافظ، فردوسی و سخنان سقراط، شکسپیر و بودا گنجینه ای گرانقیمت از خردمندی و آگاهی در اختیار داریم، قرن هاست که داشته ایم. پس چرا با اینهمه، همچنان همان جایی که بودیم ایستاده ایم؟ چرا تحولی در ما اتفاق نمی افتد؟ اشکال کار کجاست؟
🔹به گمانم جواب اینست که آنچه در انسان تغییر ایجاد می کند خواندن یا شنیدن حرف های حکیمانه نیست بلکه اندیشیدن، مکث کردن و تامل است. مشکل همین جاست. بیشتر ما به تفکر عادت نداریم. جمله زیبایی را می خوانیم، یک "به بهی" می گوییم یا "لایکی" می زنیم و رد می شویم و باز برمی گردیم به همان تفکرات و رفتارهای همیشگی قبلی.
🔹از آن گذشته، خیلی وقت ها آنچه می خوانیم یا می شنویم خطاب به "خود" ماست و ما غافلیم. ما فراموش کرده ایم که به هر کلمه یا هر جمله یا هر کتاب پر معنایی که وارد می شویم این "خود" را با خودمان می بریم. خیلی وقت ها مخاطب آن حرف تکان دهنده همین "خودی" است که به آن گوش می کند و غافلانه سر تکان می دهد...
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
الوین تافلر می گوید؛
بیسوادان قرن کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی اند که نمی توانند بیاموزند و آموخته های کهنه را دور بریزند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹هر روز در اینستاگرام ، فیسبوک ، تلگرام و رسانه های مختلف، جملات زیبا و پر معنایی را می خوانیم یا می شنویم. بعضی از این گفته ها و داستان ها بی اندازه ناب و پرمغز هستند. ما در اشعار مولانا، حافظ، فردوسی و سخنان سقراط، شکسپیر و بودا گنجینه ای گرانقیمت از خردمندی و آگاهی در اختیار داریم، قرن هاست که داشته ایم. پس چرا با اینهمه، همچنان همان جایی که بودیم ایستاده ایم؟ چرا تحولی در ما اتفاق نمی افتد؟ اشکال کار کجاست؟
🔹به گمانم جواب اینست که آنچه در انسان تغییر ایجاد می کند خواندن یا شنیدن حرف های حکیمانه نیست بلکه اندیشیدن، مکث کردن و تامل است. مشکل همین جاست. بیشتر ما به تفکر عادت نداریم. جمله زیبایی را می خوانیم، یک "به بهی" می گوییم یا "لایکی" می زنیم و رد می شویم و باز برمی گردیم به همان تفکرات و رفتارهای همیشگی قبلی.
🔹از آن گذشته، خیلی وقت ها آنچه می خوانیم یا می شنویم خطاب به "خود" ماست و ما غافلیم. ما فراموش کرده ایم که به هر کلمه یا هر جمله یا هر کتاب پر معنایی که وارد می شویم این "خود" را با خودمان می بریم. خیلی وقت ها مخاطب آن حرف تکان دهنده همین "خودی" است که به آن گوش می کند و غافلانه سر تکان می دهد...
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
الوین تافلر می گوید؛
بیسوادان قرن کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی اند که نمی توانند بیاموزند و آموخته های کهنه را دور بریزند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕اخلاق انتخاباتی:( بخش اول)
🔺این مطلب در سه بخش تقدیم خواهد گردید.
🔷انتخابات یکی از روش های شناخته شده و پذیرفته شده برای جابجایی قدرت در دوران مدرن است و در واقع یکی از پایه های مردم سالاری(دموکراسی) به شمار می رود. انتخابات همانند بسیاری دیگر از عرصه های سیاست دارای اخلاق مخصوص به خود است که لازم است از سوی نامزدها رعایت شود. متأسفانه در چند انتخابات اخیر در ایران اخلاق انتخابات چندان رعایت نشده است و برخی نامزدها با هر شیوه و روشی خواهان دستیابی به کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس و شوراها هستند که به هیچ وجه زیبنده جامعه ایران نیست.
🔷توسل به دروغ، شایعه پراکنی؛ تهمت زنی؛ ارائه آمارهای خلاف واقع؛ دادن وعده های غیر واقعی؛ کوشش برای فریب عامه مردم و مواردی دیگر از این دست گویی به شیوه نامه ای برای برخی نامزدها تبدیل شده است. بنابر اهمیت این موضوع در نوشتار حاضر کوشیده ام در زمینه اخلاق انتخابات مطلبی را تهیه و خدمت خوانندگان ارجمند ارائه نمایم.
🔷اخلاق انتخاباتی دارای شاخص ها و معیارهای چندی است که به برخی از آنها در زیر اشاره می شود:
📕۱.داشتن زمینه های علمی و عقلانی؛
جهان امروز بر مدار عقلانیت و علم اداره می شود و کسی که قصد دارد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند یا باید خودش مسلط به علوم جدید و عقلانیت جدید باشد و یا مشاوران و همکارانی که بر می گزیند همگی از چنین ویژگی هایی برخوردار باشند. بسیار بی اخلاقی است که نامزدی وارد چنین عرصه ای شود و از حداقل های علمی و عقلانی برخوردار نباشد. اداره کردن جامعه امروز با پیچیدگی های بسیاری که دارد بدون عقلانیت و علوم و دانش های جدید کاملا دور از انتظار است و نامزدی که نسبت به چنین موضوع حساس و مهمی اطلاع کافی نداشته باشد ورودش به عرصه انتخابات عملی غیر اخلاقی است. واضح بگویم که غیر عقلانی و غیر علمی عمل کردن در عرصه انتخابات مساوی است با غیر اخلاقی عمل کردن و این با اخلاق انتخاباتی سازگاری ندارد. دادن وعده های غیر علمی و غیر منطقی نامزدها همگی نشان از بی اخلاقی آنان دارد. نامزدی که هر عدد و رقمی را به زبان می آورد که بلکه رأی جمع کند و از صندوق انتخابات بیرون بیاید ضمن این که غیر علمی و غیر عقلانی عمل می کند بی اخلاقی خودش را به نمایش می گذارد. نامزدی که بر خلاف روش های علمی و عقلانی وعده های خلاف واقع می دهد و با روش های غیر علمی و غیر عقلانی خواهان اداره جامعه است یقینا اخلاق انتخاباتی را رعایت نمی کند و شایستگی رییس جمهور شدن را ندارد...../ ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺این مطلب در سه بخش تقدیم خواهد گردید.
🔷انتخابات یکی از روش های شناخته شده و پذیرفته شده برای جابجایی قدرت در دوران مدرن است و در واقع یکی از پایه های مردم سالاری(دموکراسی) به شمار می رود. انتخابات همانند بسیاری دیگر از عرصه های سیاست دارای اخلاق مخصوص به خود است که لازم است از سوی نامزدها رعایت شود. متأسفانه در چند انتخابات اخیر در ایران اخلاق انتخابات چندان رعایت نشده است و برخی نامزدها با هر شیوه و روشی خواهان دستیابی به کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس و شوراها هستند که به هیچ وجه زیبنده جامعه ایران نیست.
🔷توسل به دروغ، شایعه پراکنی؛ تهمت زنی؛ ارائه آمارهای خلاف واقع؛ دادن وعده های غیر واقعی؛ کوشش برای فریب عامه مردم و مواردی دیگر از این دست گویی به شیوه نامه ای برای برخی نامزدها تبدیل شده است. بنابر اهمیت این موضوع در نوشتار حاضر کوشیده ام در زمینه اخلاق انتخابات مطلبی را تهیه و خدمت خوانندگان ارجمند ارائه نمایم.
🔷اخلاق انتخاباتی دارای شاخص ها و معیارهای چندی است که به برخی از آنها در زیر اشاره می شود:
📕۱.داشتن زمینه های علمی و عقلانی؛
جهان امروز بر مدار عقلانیت و علم اداره می شود و کسی که قصد دارد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند یا باید خودش مسلط به علوم جدید و عقلانیت جدید باشد و یا مشاوران و همکارانی که بر می گزیند همگی از چنین ویژگی هایی برخوردار باشند. بسیار بی اخلاقی است که نامزدی وارد چنین عرصه ای شود و از حداقل های علمی و عقلانی برخوردار نباشد. اداره کردن جامعه امروز با پیچیدگی های بسیاری که دارد بدون عقلانیت و علوم و دانش های جدید کاملا دور از انتظار است و نامزدی که نسبت به چنین موضوع حساس و مهمی اطلاع کافی نداشته باشد ورودش به عرصه انتخابات عملی غیر اخلاقی است. واضح بگویم که غیر عقلانی و غیر علمی عمل کردن در عرصه انتخابات مساوی است با غیر اخلاقی عمل کردن و این با اخلاق انتخاباتی سازگاری ندارد. دادن وعده های غیر علمی و غیر منطقی نامزدها همگی نشان از بی اخلاقی آنان دارد. نامزدی که هر عدد و رقمی را به زبان می آورد که بلکه رأی جمع کند و از صندوق انتخابات بیرون بیاید ضمن این که غیر علمی و غیر عقلانی عمل می کند بی اخلاقی خودش را به نمایش می گذارد. نامزدی که بر خلاف روش های علمی و عقلانی وعده های خلاف واقع می دهد و با روش های غیر علمی و غیر عقلانی خواهان اداره جامعه است یقینا اخلاق انتخاباتی را رعایت نمی کند و شایستگی رییس جمهور شدن را ندارد...../ ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰اخلاق انتخاباتی:( بخش دوم)
📕۲.داشتن برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت؛
با توجه به این که تجربه چند دهه اخیر در ایران نشان داده است که معمولا کسانی که به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند دو دوره ۴ ساله که جمعا ۸ سال می شود بر مسند قوه مجریه می نشینند، لذا باید دارای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت باشند. اکنون برخی از نامزدهای ریاست جمهوری در این دوره کاملا بی برنامه هستند و صرفا دلشان را به دادن یارانه و ایجاد شغل و یا حداکثر ازدواج جوانان خوش کرده اند. چنین اقداماتی نشان از بی برنامگی این نامزدها دارد. باور بفرمایید کدخدای یک ده هم می تواند بگوید من یارانه می دهم و یا برای ازدواج جوانان فلان کار را می کنم.آیا این حرفها به معنای داشتن برنامه است؟ کسانی که با حوزه برنامه ریزی اجتماعی آشنایی اندکی دارند می دانند که هر برنامه ریزی ای نیازمند سیاستگذاری بنیانی در زمینه های گوناگون است و سیاستگذاری اجتماعی امروزه یک دانش تخصصی و میان رشته ای است که نیازمند سال ها کار تخصصی و کارشناسی می باشد. روشن است که برخی نامزدها اساسا با دانش سیاستگذاری و به تبع آن با دانش برنامه ریزی هیچ گونه آشنایی ندارند و مشکلات و مسائل را بسیار دست کم گرفته اند و با ساده سازی و ساده انگاری مسائل خواهان رفع آنها در مدت زمان کوتاهی هستند. آن هم راه حل های کاملا عوام فریبانه و دارای پیامدهای زیانبار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. به راستی این چه هنری است که نامزدی بگوید من میزان یارانه ها را افزایش می دهم تا مشکلات اقتصادی مردم حل شود؟ آیا این نشان از بی صداقتی و بی اخلاقی در عرصه انتخابات نیست؟ نامزدها باید بدانند که دیگر دوران سیب زمینی دادن، یارانه دادن و شغل مصنوعی ایجاد کردن گذشته است و مشکلات جامعه ایران بسی ریشه دارتر و پیچیده تر از آن است که با این اقدامات پوپولیستی حل و فصل شود. مگر این که نامزدهای مورد نظر یا مردم را دست کم گرفته باشند و در صدد فریب آنان باشند و یا این که از مدیریت روشمند، علمی و عقلانی غافل اند که در هر دو صورت دست به اقدامی غیر اخلاقی زده اند.
📕۳.صادق بودن با مردم؛
نامزدهای محترم هر انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری لازم است صادقانه بگویند که کشور دارای چه مشکلات، مسائل و آسیب های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، زیست محیطی و فرهنگی است و این که صادقانه راه حل های علمی و منطقی را ارائه کنند. البته بخش زیادی از مردم جامعه ایران امروزه به مدد شبکه های اجتماعی و افزایش سطح سواد و آگاهی تا حدود زیادی از مشکلات به صورت کلی با خبرند، اما اولا نگاه تخصصی به مسائل و مشکلات ندارند، ثانیا اولویت بندی درستی در این زمینه ندارند، ثالثا ریشه های بروز این مشکلات را به صورت تخصصی دنبال نمی کنند و رابعا این که راه حل علمی و منطقی چندانی را هم سراغ نمی گیرند. لذا نامزدها باید این چند اصلی که بر شمردم را به طور جدی و اساسی دنبال کنند که این نشان از صداقت آنان دارد. نامزدی که مثلا می گوید من چندین میلیون شغل ایجاد می کنم ضمن این اصلا نگاه علمی و عقلانی به مشکل بیکاری ندارد، بدتر این که درصدد فریب مردم است، چرا که ایجاد چندین میلیون شغل در کوتاه مدت به هیچ وجه شدنی نیست و مستلزم زیر ساخت ها و آمادگی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بنیانی است. کشور ایران که اکنون گرفتار مسائل اقتصادی و اجتماعی جدی است و زمینه مناسبی برای ورود سرمایه گذاران خارجی را ندارد و یا در زمینه گردشگری برنامه مشخصی ندارد چگونه نامزدی ادعا می کند که چند میلیون شغل ایجاد می کند؟ و این موضوع نشان دهنده عدم صداقت این نامزد است...../ ادامه دارد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕۲.داشتن برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت؛
با توجه به این که تجربه چند دهه اخیر در ایران نشان داده است که معمولا کسانی که به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند دو دوره ۴ ساله که جمعا ۸ سال می شود بر مسند قوه مجریه می نشینند، لذا باید دارای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت باشند. اکنون برخی از نامزدهای ریاست جمهوری در این دوره کاملا بی برنامه هستند و صرفا دلشان را به دادن یارانه و ایجاد شغل و یا حداکثر ازدواج جوانان خوش کرده اند. چنین اقداماتی نشان از بی برنامگی این نامزدها دارد. باور بفرمایید کدخدای یک ده هم می تواند بگوید من یارانه می دهم و یا برای ازدواج جوانان فلان کار را می کنم.آیا این حرفها به معنای داشتن برنامه است؟ کسانی که با حوزه برنامه ریزی اجتماعی آشنایی اندکی دارند می دانند که هر برنامه ریزی ای نیازمند سیاستگذاری بنیانی در زمینه های گوناگون است و سیاستگذاری اجتماعی امروزه یک دانش تخصصی و میان رشته ای است که نیازمند سال ها کار تخصصی و کارشناسی می باشد. روشن است که برخی نامزدها اساسا با دانش سیاستگذاری و به تبع آن با دانش برنامه ریزی هیچ گونه آشنایی ندارند و مشکلات و مسائل را بسیار دست کم گرفته اند و با ساده سازی و ساده انگاری مسائل خواهان رفع آنها در مدت زمان کوتاهی هستند. آن هم راه حل های کاملا عوام فریبانه و دارای پیامدهای زیانبار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. به راستی این چه هنری است که نامزدی بگوید من میزان یارانه ها را افزایش می دهم تا مشکلات اقتصادی مردم حل شود؟ آیا این نشان از بی صداقتی و بی اخلاقی در عرصه انتخابات نیست؟ نامزدها باید بدانند که دیگر دوران سیب زمینی دادن، یارانه دادن و شغل مصنوعی ایجاد کردن گذشته است و مشکلات جامعه ایران بسی ریشه دارتر و پیچیده تر از آن است که با این اقدامات پوپولیستی حل و فصل شود. مگر این که نامزدهای مورد نظر یا مردم را دست کم گرفته باشند و در صدد فریب آنان باشند و یا این که از مدیریت روشمند، علمی و عقلانی غافل اند که در هر دو صورت دست به اقدامی غیر اخلاقی زده اند.
📕۳.صادق بودن با مردم؛
نامزدهای محترم هر انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری لازم است صادقانه بگویند که کشور دارای چه مشکلات، مسائل و آسیب های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، زیست محیطی و فرهنگی است و این که صادقانه راه حل های علمی و منطقی را ارائه کنند. البته بخش زیادی از مردم جامعه ایران امروزه به مدد شبکه های اجتماعی و افزایش سطح سواد و آگاهی تا حدود زیادی از مشکلات به صورت کلی با خبرند، اما اولا نگاه تخصصی به مسائل و مشکلات ندارند، ثانیا اولویت بندی درستی در این زمینه ندارند، ثالثا ریشه های بروز این مشکلات را به صورت تخصصی دنبال نمی کنند و رابعا این که راه حل علمی و منطقی چندانی را هم سراغ نمی گیرند. لذا نامزدها باید این چند اصلی که بر شمردم را به طور جدی و اساسی دنبال کنند که این نشان از صداقت آنان دارد. نامزدی که مثلا می گوید من چندین میلیون شغل ایجاد می کنم ضمن این اصلا نگاه علمی و عقلانی به مشکل بیکاری ندارد، بدتر این که درصدد فریب مردم است، چرا که ایجاد چندین میلیون شغل در کوتاه مدت به هیچ وجه شدنی نیست و مستلزم زیر ساخت ها و آمادگی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بنیانی است. کشور ایران که اکنون گرفتار مسائل اقتصادی و اجتماعی جدی است و زمینه مناسبی برای ورود سرمایه گذاران خارجی را ندارد و یا در زمینه گردشگری برنامه مشخصی ندارد چگونه نامزدی ادعا می کند که چند میلیون شغل ایجاد می کند؟ و این موضوع نشان دهنده عدم صداقت این نامزد است...../ ادامه دارد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰اخلاق انتخاباتی: ( بخش سوم)
📕۴.داشتن روحیه نقد پذیری؛
نامزد انتخابات باید نقدهای مشفقانه و البته نه تخریب ها و تهمت ها را با جان و دل بشنود و برای رفع نواقص و عیوبی که احتمالا بدانها متصف است بکوشد. نامزدی که فردا روزی می خواهد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند باید تمامی نقدهای کارشناسانه و فنی را بخواهد و بخواند و بشنود تا از میان این نقدها راه حل مشکلات و مسائل را دریابد. متأسفانه در جامعه ایران به طور کلی نقد و نقادی جایگاه ممتازی ندارد و هنوز تحمل شنیدن نقد دیگران برای همه سخت و دشوار است و این موضوع درعرصه های سیاسی و انتخاباتی اساسا وضع بدتری دارد. به نظر من نامزدی موفق است که بیاید یک کمیته یا کمیسیون نقد و نقادی راه اندازی کند و از دل نقدهای سازنده راه حل های برون رفت از مشکلات را جستجو کند. در مناظره های انتخاباتی در ایران عموما دیده می شود که روحیه نقد پذیری پایین است و بدبختانه شاهد روحیه پرخاشگری و تندخویی هستیم. نقادی غیر از تهمت و افترا زدن است و باید بر اساس استدلال و مستندات محکم برنامه های نامزد دیگر را نقد نمود و نه این که به دروغ و تهمت متوسل شد. اگر نامزدی خلاف چنین شیوه ای که گفته شد عمل کند رفتار غیر اخلاقی از خود نشان می دهد و باید که با رأی ندادن به چنین افرادی به ایشان یادآور شد که با هر عمل غیر اخلاقی ای نمی توان بر سریر قدرت نشست.
📕۵.عمل گرایی در برابر شعار گرایی؛
اگر چه در انتخابات معمولا شعار دادن و وعده و وعید دادن رایج می شود اما این نباید به رویه ای برای نامزدها تبدیل شود و از این وضعیت سوء استفاده ای صورت بگیرد تا آرای بیشتر جمع شود. جامعه ایران متأسفانه تا حدود زیادی شعار زده است و در بیشتر عرصه ها چنین رویه ای معمول است، اما می دانیم که چنین رویه ای نمی تواند مشکلات و مسائل را به طور ریشه ای و اساسی حل و فصل نماید. نامزدها موظفند با درایت و تدبیر و عقلانیت هر چه بیشتر روند عمل گرایانه را جایگزین شعار کنند. شعار دادن یعنی عوام فریبی و وعده های خلاف عقل دادن و حقیقت این است که دیگر مردم از شعار دادن و کاری نکردن خسته شده اند. البته عمل گرایی مستلزم علم گرایی و برنامه گرایی است، چرا که عمل گرایی بدون علم و عقلانیت و برنامه همان شعار گرایی و عوام گرایی است. عمل گرایی در این نوشته منظور عمل گرایی عالمانه و عاقلانه است و غیر از فله ای و شعاری عمل کردن است.
📕۶.مردم مداری و نه مردم فریبی؛
مردم مداری یعنی در راستای منافع بلند مدت تمامی افراد جامعه از هر قشر و طبقه و گروهی برنامه داشتن و اقدام کردن است و این غیر از مردم فریبی است که وعده های توخالی و دهان پر کن دادن و از احساسات آنها سوء استفاده کردن را تداعی می کند. نامزدی که ادعا می کند به میان مردم می رود و از نزدیک پای درد دل آنان می نشیند و به نیازهای فوری و فوتی آنان پاسخ های غیر معقول می دهد نوعی مردم فریبی را در پیش گرفته است و نه مردم مداری را. افزایش بی پشتوانه یارانه ها، وام ازدواج، وعده ساختن ملیونها مسکن و ایجاد مشاغل مصنوعی و بی ثبات دقیقا مصداق مردم فریبی است که متأسفانه در بین برخی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و شوراها رواج یافته است. تقویت بنیه های اقتصادی، گسترش و تقویت زیر ساختهای اقتصادی، افزایش سرمایه گذاری بلند مدت، افزایش آزادی های مدنی و قانونی در جامعه، افزایش آگاهی و مشارکت های سیاسی و اجتماعی مردم در امور مختلف جامعه، گسترش حقوق شهروندی، افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی از جمله مصداق های مردم مداری تلقی می شوند. تاکنون از برخی نامزدهای ریاست جمهوری فعلی سخنی از حقوق شهروندی، آزادی های مدنی و قانونی، رفاه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تقویت زیر ساخت های اقتصادی، و…شنیده نشده است و خوب می دانیم که این نامزدها هیچ برنامه ای در زمینه هایی که اشارت رفت، ندارند و دست خالی و صرفا با چند شعار عوام فریبانه وارد کارزار انتخاباتی شده اند./✍ دکتر محمد باقر تاج الدین: استادیار جامعه شناسی دانشگاه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕۴.داشتن روحیه نقد پذیری؛
نامزد انتخابات باید نقدهای مشفقانه و البته نه تخریب ها و تهمت ها را با جان و دل بشنود و برای رفع نواقص و عیوبی که احتمالا بدانها متصف است بکوشد. نامزدی که فردا روزی می خواهد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند باید تمامی نقدهای کارشناسانه و فنی را بخواهد و بخواند و بشنود تا از میان این نقدها راه حل مشکلات و مسائل را دریابد. متأسفانه در جامعه ایران به طور کلی نقد و نقادی جایگاه ممتازی ندارد و هنوز تحمل شنیدن نقد دیگران برای همه سخت و دشوار است و این موضوع درعرصه های سیاسی و انتخاباتی اساسا وضع بدتری دارد. به نظر من نامزدی موفق است که بیاید یک کمیته یا کمیسیون نقد و نقادی راه اندازی کند و از دل نقدهای سازنده راه حل های برون رفت از مشکلات را جستجو کند. در مناظره های انتخاباتی در ایران عموما دیده می شود که روحیه نقد پذیری پایین است و بدبختانه شاهد روحیه پرخاشگری و تندخویی هستیم. نقادی غیر از تهمت و افترا زدن است و باید بر اساس استدلال و مستندات محکم برنامه های نامزد دیگر را نقد نمود و نه این که به دروغ و تهمت متوسل شد. اگر نامزدی خلاف چنین شیوه ای که گفته شد عمل کند رفتار غیر اخلاقی از خود نشان می دهد و باید که با رأی ندادن به چنین افرادی به ایشان یادآور شد که با هر عمل غیر اخلاقی ای نمی توان بر سریر قدرت نشست.
📕۵.عمل گرایی در برابر شعار گرایی؛
اگر چه در انتخابات معمولا شعار دادن و وعده و وعید دادن رایج می شود اما این نباید به رویه ای برای نامزدها تبدیل شود و از این وضعیت سوء استفاده ای صورت بگیرد تا آرای بیشتر جمع شود. جامعه ایران متأسفانه تا حدود زیادی شعار زده است و در بیشتر عرصه ها چنین رویه ای معمول است، اما می دانیم که چنین رویه ای نمی تواند مشکلات و مسائل را به طور ریشه ای و اساسی حل و فصل نماید. نامزدها موظفند با درایت و تدبیر و عقلانیت هر چه بیشتر روند عمل گرایانه را جایگزین شعار کنند. شعار دادن یعنی عوام فریبی و وعده های خلاف عقل دادن و حقیقت این است که دیگر مردم از شعار دادن و کاری نکردن خسته شده اند. البته عمل گرایی مستلزم علم گرایی و برنامه گرایی است، چرا که عمل گرایی بدون علم و عقلانیت و برنامه همان شعار گرایی و عوام گرایی است. عمل گرایی در این نوشته منظور عمل گرایی عالمانه و عاقلانه است و غیر از فله ای و شعاری عمل کردن است.
📕۶.مردم مداری و نه مردم فریبی؛
مردم مداری یعنی در راستای منافع بلند مدت تمامی افراد جامعه از هر قشر و طبقه و گروهی برنامه داشتن و اقدام کردن است و این غیر از مردم فریبی است که وعده های توخالی و دهان پر کن دادن و از احساسات آنها سوء استفاده کردن را تداعی می کند. نامزدی که ادعا می کند به میان مردم می رود و از نزدیک پای درد دل آنان می نشیند و به نیازهای فوری و فوتی آنان پاسخ های غیر معقول می دهد نوعی مردم فریبی را در پیش گرفته است و نه مردم مداری را. افزایش بی پشتوانه یارانه ها، وام ازدواج، وعده ساختن ملیونها مسکن و ایجاد مشاغل مصنوعی و بی ثبات دقیقا مصداق مردم فریبی است که متأسفانه در بین برخی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و شوراها رواج یافته است. تقویت بنیه های اقتصادی، گسترش و تقویت زیر ساختهای اقتصادی، افزایش سرمایه گذاری بلند مدت، افزایش آزادی های مدنی و قانونی در جامعه، افزایش آگاهی و مشارکت های سیاسی و اجتماعی مردم در امور مختلف جامعه، گسترش حقوق شهروندی، افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی از جمله مصداق های مردم مداری تلقی می شوند. تاکنون از برخی نامزدهای ریاست جمهوری فعلی سخنی از حقوق شهروندی، آزادی های مدنی و قانونی، رفاه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تقویت زیر ساخت های اقتصادی، و…شنیده نشده است و خوب می دانیم که این نامزدها هیچ برنامه ای در زمینه هایی که اشارت رفت، ندارند و دست خالی و صرفا با چند شعار عوام فریبانه وارد کارزار انتخاباتی شده اند./✍ دکتر محمد باقر تاج الدین: استادیار جامعه شناسی دانشگاه
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰مهمترین مهارت های لازم برای کاندیدای شورای شهر کدامند؟!
🔷انتخابات شوراي شهر كه اين روزها پارلمان شهري نيز ناميده مي شود، چندي ديگر برگزار مي شود و امور و مديريت يك شهر با همه مصائب و مواهبي كه دارد، بر عهده گروهي منتخب قرار مي گيرد. كانديداهاي متعددي با سلايق و برنامه هاي مختلف پا به عرصه گذاشته اند و از هر فرصتي براي اعلام و رونمايي از برنامه هاي خود استفاده مي نمايند. اگر موشكافانه به مسايل شهري بينديشيم سوالات متفاوتي پيش مي آيد. اعضاي شوراي شهر بايد از جنبه هاي مختلف مديريتي، روانشناختي، جامعه شناسي و موارد ديگر چه برتري نسبت به مردم عادي داشته باشند و يا كاملتر بگوييم عضو موثر و شوراي تاثيرگذار چه مهارت ها و و ويژگيهایی باید داشته باشند ؟
🔷بی تردید حضور در شورای شهر قبل از آنکه یک شغل همراه با درآمد باشد یک مسئولیت اجتماعی بسیار سنگین است. شوراهای شهر و روستا یکی از نهاد های موثر در پیشبرد برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و فرهنگی هر شهر و روستا هستند، لذا تصمیماتی که در این شورا گرفته می شوند هر چند حرف آخر را در این زمینه ها نمی زنند اما می توانند تاثیرات جدی و طولانی مدتی بر سرنوشت شهروندان یک شهر داشته باشند و در صورتی که نابجا باشند، نقطه تاریکی در پیشینه کاری تصمیم گیرندگان محسوب شده و می توانند تا مدت ها سبب بدنامی آنها شوند!
🔷اصولا انجام هر حرفه و مسئولیتی نیاز مند یک سری تخصص ها، مهارتها و شایستگی ها است، که بدون توجه به آنها انجام اون مسئولیت با مشکل مواجه میشود.
🔷قبل از اینکه پاسخ دهیم که شرایط احراز یک شغل یا مسئولیت چیست باید بدرستی بررسی کرد که وظائف و اختیاراتی که برای آن شغل طبق مقررات یا قوانین در نظر گرفته اند چیست و سپس پاسخ داد که برای احراز و انجام شایسته آن چه مهارتها ، دانش ها و توانایی هایی لازم است.
🔷 بدین منظور با مطالعه وظایف و اختیارات ۳۵ گانه شورای اسلامی شهر و روستا که در قانون اساسی آمده است، میتوان این استنباط را داشت که انجام این مسئولیت خطیر را در قالب دو طیف شایستگی؛ شایستگی های تخصصی, و شایستگی های عمومی میتوان مطرح کرد و در مورد آنها به بحث نشست.
🔷همانگونه که در قانون وظائف اعضای شورا آمده است، شورای شهر تصمیمات مختلفی را باید بگیرد که نیازمند تخصصهای مختلفی است که چه بسا خارج از تخصص حرفه ایی اعضای شورا باشد و لازم است اعضای شورا از متخصصین مختلف مشورت بگیرند حتی اگر در شورا چند نفر با تخصص مورد نیاز وجود داشته باشد. مطمنا افرادی خارج از شورا خواهند بود که اطلاعات بهتری داشته باشند و مشورت با آنها ضروری است. شایستگی های تخصصی همچون مهندسی معماری، مهندسی شهرسازی، مهندسی برق، نظامات مهندسی معدن، کشاورزی و آبیاری، کارشناسی محیط زیست، کارشناسی بهداشت، مهندس ساختمان، نظام صنفی رایانه، کارشناسی حقوقی، نظام پزشکی، کارشناسی فرهنگی و هنری ، مهندس کیفیت، مهندس مالی و حسابرسی، و ..... که باید نسبت به ضرورت تصمیمات مختلف، توسط اعضای شورا از متخصصان و کارشناسان بیرونی مورد مشورت قرار گیرند. که بحث و بررسی اینگونه شایستگی نیازمند اظهار نظر کارشناسان و متخصصان ذیصلاح این حوزه ها می باشد.
🔷اما همچنان که پیشتر گفته شد علاوه بر این شایستگی های تخصصی، یک سری از شایستگی ها و مهارت جنرال و عمومی برای انجام بهینه مسئولیت خطیر شورای شهر لازم و ضروری است که بنده سعی میکنم در پست های آتی به قدر وسع خویش به تشریح و تبیین تعدادی از انها بپردازم./ امیدوارم که مفید و موثر بوده باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷انتخابات شوراي شهر كه اين روزها پارلمان شهري نيز ناميده مي شود، چندي ديگر برگزار مي شود و امور و مديريت يك شهر با همه مصائب و مواهبي كه دارد، بر عهده گروهي منتخب قرار مي گيرد. كانديداهاي متعددي با سلايق و برنامه هاي مختلف پا به عرصه گذاشته اند و از هر فرصتي براي اعلام و رونمايي از برنامه هاي خود استفاده مي نمايند. اگر موشكافانه به مسايل شهري بينديشيم سوالات متفاوتي پيش مي آيد. اعضاي شوراي شهر بايد از جنبه هاي مختلف مديريتي، روانشناختي، جامعه شناسي و موارد ديگر چه برتري نسبت به مردم عادي داشته باشند و يا كاملتر بگوييم عضو موثر و شوراي تاثيرگذار چه مهارت ها و و ويژگيهایی باید داشته باشند ؟
🔷بی تردید حضور در شورای شهر قبل از آنکه یک شغل همراه با درآمد باشد یک مسئولیت اجتماعی بسیار سنگین است. شوراهای شهر و روستا یکی از نهاد های موثر در پیشبرد برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و فرهنگی هر شهر و روستا هستند، لذا تصمیماتی که در این شورا گرفته می شوند هر چند حرف آخر را در این زمینه ها نمی زنند اما می توانند تاثیرات جدی و طولانی مدتی بر سرنوشت شهروندان یک شهر داشته باشند و در صورتی که نابجا باشند، نقطه تاریکی در پیشینه کاری تصمیم گیرندگان محسوب شده و می توانند تا مدت ها سبب بدنامی آنها شوند!
🔷اصولا انجام هر حرفه و مسئولیتی نیاز مند یک سری تخصص ها، مهارتها و شایستگی ها است، که بدون توجه به آنها انجام اون مسئولیت با مشکل مواجه میشود.
🔷قبل از اینکه پاسخ دهیم که شرایط احراز یک شغل یا مسئولیت چیست باید بدرستی بررسی کرد که وظائف و اختیاراتی که برای آن شغل طبق مقررات یا قوانین در نظر گرفته اند چیست و سپس پاسخ داد که برای احراز و انجام شایسته آن چه مهارتها ، دانش ها و توانایی هایی لازم است.
🔷 بدین منظور با مطالعه وظایف و اختیارات ۳۵ گانه شورای اسلامی شهر و روستا که در قانون اساسی آمده است، میتوان این استنباط را داشت که انجام این مسئولیت خطیر را در قالب دو طیف شایستگی؛ شایستگی های تخصصی, و شایستگی های عمومی میتوان مطرح کرد و در مورد آنها به بحث نشست.
🔷همانگونه که در قانون وظائف اعضای شورا آمده است، شورای شهر تصمیمات مختلفی را باید بگیرد که نیازمند تخصصهای مختلفی است که چه بسا خارج از تخصص حرفه ایی اعضای شورا باشد و لازم است اعضای شورا از متخصصین مختلف مشورت بگیرند حتی اگر در شورا چند نفر با تخصص مورد نیاز وجود داشته باشد. مطمنا افرادی خارج از شورا خواهند بود که اطلاعات بهتری داشته باشند و مشورت با آنها ضروری است. شایستگی های تخصصی همچون مهندسی معماری، مهندسی شهرسازی، مهندسی برق، نظامات مهندسی معدن، کشاورزی و آبیاری، کارشناسی محیط زیست، کارشناسی بهداشت، مهندس ساختمان، نظام صنفی رایانه، کارشناسی حقوقی، نظام پزشکی، کارشناسی فرهنگی و هنری ، مهندس کیفیت، مهندس مالی و حسابرسی، و ..... که باید نسبت به ضرورت تصمیمات مختلف، توسط اعضای شورا از متخصصان و کارشناسان بیرونی مورد مشورت قرار گیرند. که بحث و بررسی اینگونه شایستگی نیازمند اظهار نظر کارشناسان و متخصصان ذیصلاح این حوزه ها می باشد.
🔷اما همچنان که پیشتر گفته شد علاوه بر این شایستگی های تخصصی، یک سری از شایستگی ها و مهارت جنرال و عمومی برای انجام بهینه مسئولیت خطیر شورای شهر لازم و ضروری است که بنده سعی میکنم در پست های آتی به قدر وسع خویش به تشریح و تبیین تعدادی از انها بپردازم./ امیدوارم که مفید و موثر بوده باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
📕تخصص یا تعهد و تقوا؟
🔷سالها پیش کلیپی را از سایت یوتیوب دیدم که متعلق به ماههای اول انقلاب، یعنی سال 58 بود. مناظره ای بسیار داغ بین مهندس بازرگان، شهید بهشتی و چند مهمان دیگر که تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا.
🔷شهید بهشتی معتقد بود که مسئولین ما باید متعهد باشند و مرحوم بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهمتر است.
🔷در لابلای بحث مرحوم بازرگان سئوالی را از شهید بهشتی پرسیدند: آقای دکتر فرض کنیم که شما قصد دارید با اتوبوس از شهرستانی به تهران بیایید. راننده ای داریم که جاده را مثل کف دست میشناسه ولی اهل همه جور گناه و معصیتی است و راننده دیگری داریم که تازه کار است ولی بسیار متقی و اهل تدین. شما باشید خانواده تون رو با کدام راننده راهی میکنید؟!
🔷در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کردند و سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمودند؛ آقا من دیگه صحبتی ندارم!
🔷هر چند مرحوم بازرگان برنده این مناظره بود، ولی این پارادوکس هیچ گاه برای شخص بنده حل نشد و همواره احساسم میگفت که قطعاً تقوا و تعهد بالاتر است!
🔷تا اینکه چندی پیش، پست بسیار قشنگی از یکی از دبیران عزیز دیدم با این مضمون:
🔺از شهید چمران سئوال کردند آقای دکتر تقوا بالاتر است یا تخصص؟
🔺شهید چمران فرمودند تقوا بالاتر است! ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند، قطعاً انسان بی تقوایی است!!!
🔺هزاران افسوس که اینگونه شد سرنوشت ایران ما بدست نابلدان بی تقوا...
🔷 و اما به شخصه خودم معتقدم که: "تعهد یک فضیلت درونی است و تخصص یک مهارت بیرونی. تعهد با سالها اخلاق گرایی، پرهیز گاری، ریاضت درون و سلوک در مراتب دین و عرفان ساخته می شود. تخصص هم با سالها دانش پژوهی، خرد ورزی، مهارت افزایی، کار و فعالیت متمرکز و پیمودن مراحل متعدد یک کارراهه شغلی از پایین به بالا شکل می گیرد. حالا بسته به هوش و استعداد و تمرکز و جد و جهد، افراد است که می تواند این دو را کم و بیش بهتر یا کاملتر از دیگری در خود تقویت کرده و نهادینه کند. اما به هر حال مستلزم کوشش و صرف وقت بسیاری است که در نهایت منتج به محصول شود.
🔷و به نظرم مقایسه این دو با هم از اصل اشتباه است. شیوه درست این است که کارها را بر حسب تخصص به افراد بسپاریم تا هر کس سرجای خودش قرار گیرد. آنگاه جامعه ای سالم و پیشرو خواهیم داشت و چنین جامعه در نهایت این تعهد را در خود متبلور می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷سالها پیش کلیپی را از سایت یوتیوب دیدم که متعلق به ماههای اول انقلاب، یعنی سال 58 بود. مناظره ای بسیار داغ بین مهندس بازرگان، شهید بهشتی و چند مهمان دیگر که تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا.
🔷شهید بهشتی معتقد بود که مسئولین ما باید متعهد باشند و مرحوم بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهمتر است.
🔷در لابلای بحث مرحوم بازرگان سئوالی را از شهید بهشتی پرسیدند: آقای دکتر فرض کنیم که شما قصد دارید با اتوبوس از شهرستانی به تهران بیایید. راننده ای داریم که جاده را مثل کف دست میشناسه ولی اهل همه جور گناه و معصیتی است و راننده دیگری داریم که تازه کار است ولی بسیار متقی و اهل تدین. شما باشید خانواده تون رو با کدام راننده راهی میکنید؟!
🔷در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کردند و سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمودند؛ آقا من دیگه صحبتی ندارم!
🔷هر چند مرحوم بازرگان برنده این مناظره بود، ولی این پارادوکس هیچ گاه برای شخص بنده حل نشد و همواره احساسم میگفت که قطعاً تقوا و تعهد بالاتر است!
🔷تا اینکه چندی پیش، پست بسیار قشنگی از یکی از دبیران عزیز دیدم با این مضمون:
🔺از شهید چمران سئوال کردند آقای دکتر تقوا بالاتر است یا تخصص؟
🔺شهید چمران فرمودند تقوا بالاتر است! ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند، قطعاً انسان بی تقوایی است!!!
🔺هزاران افسوس که اینگونه شد سرنوشت ایران ما بدست نابلدان بی تقوا...
🔷 و اما به شخصه خودم معتقدم که: "تعهد یک فضیلت درونی است و تخصص یک مهارت بیرونی. تعهد با سالها اخلاق گرایی، پرهیز گاری، ریاضت درون و سلوک در مراتب دین و عرفان ساخته می شود. تخصص هم با سالها دانش پژوهی، خرد ورزی، مهارت افزایی، کار و فعالیت متمرکز و پیمودن مراحل متعدد یک کارراهه شغلی از پایین به بالا شکل می گیرد. حالا بسته به هوش و استعداد و تمرکز و جد و جهد، افراد است که می تواند این دو را کم و بیش بهتر یا کاملتر از دیگری در خود تقویت کرده و نهادینه کند. اما به هر حال مستلزم کوشش و صرف وقت بسیاری است که در نهایت منتج به محصول شود.
🔷و به نظرم مقایسه این دو با هم از اصل اشتباه است. شیوه درست این است که کارها را بر حسب تخصص به افراد بسپاریم تا هر کس سرجای خودش قرار گیرد. آنگاه جامعه ای سالم و پیشرو خواهیم داشت و چنین جامعه در نهایت این تعهد را در خود متبلور می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰۳۰ ویژگی افراد توانا و دانا
۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند.
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند.
۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند.
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند.
۵-بسیار انتخاب می کنند. چون ذهن اولویتبندی شده دارند.
۶-تفاوتهای انسان ها را میستایند.
۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند.
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند.
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند.
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند.
۱۱-در فهم رفتار انسان ها، اول منافع آنها را می شکافند.
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند، زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است.
۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند.
۱۴-راستگو هستند. چون منافع دراز مدت دارند.
۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند. تا اعتماد دیگران را حفظ کنند.
۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند.
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند.
۱۸-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، متوجه بهتر شدن آنها میشوید.
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست.
۲۰-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند.
۲۱-مبنای توانایی هایشان، قدرت نرم است.
۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند.
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند.
۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند.
۲۵-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند.
۲۶-با هر فردی، دوست نمیشوند.
۲۷-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
۲۸-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند.
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند.
۳۰-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند.
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند.
۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند.
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند.
۵-بسیار انتخاب می کنند. چون ذهن اولویتبندی شده دارند.
۶-تفاوتهای انسان ها را میستایند.
۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند.
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند.
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند.
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند.
۱۱-در فهم رفتار انسان ها، اول منافع آنها را می شکافند.
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند، زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است.
۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند.
۱۴-راستگو هستند. چون منافع دراز مدت دارند.
۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند. تا اعتماد دیگران را حفظ کنند.
۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند.
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند.
۱۸-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، متوجه بهتر شدن آنها میشوید.
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست.
۲۰-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند.
۲۱-مبنای توانایی هایشان، قدرت نرم است.
۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند.
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند.
۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند.
۲۵-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند.
۲۶-با هر فردی، دوست نمیشوند.
۲۷-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
۲۸-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند.
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند.
۳۰-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 تصنیف شکوه - عبدالحسین مختاباد
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مهارت های لازم برای کاندیداهای شهر:
🔺۱_ مهارت گفتوگو؛ (بخش اول)
🔷یکی از اصلیترین مولفه های بلوغ عقلایی و روحی جامعه، مهارت گفتگو است، که در تبادلات فردی و اجتماعی مردم آن جامعه، خودش را نشان میدهد. بدون تقویت این توانایی در یک جامعه آرزوی توسعه آرزوی تقریبا محال است.
🔷مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادله کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و درباره آن کالا صحبت میکنند. در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند.در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیت های علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که درباره خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
🔷گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادله اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند. این تواناییها عبارتند از:
🔸توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)؛
🔸 توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)؛
🔸 توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابه یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)؛
🔸توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)؛
🔸 توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)؛
🔸 توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازه کافی توضیح بدهد)؛
🔸 توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)؛
🔸 و توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن و ...).
🔷متاسفانه این ویژگیها چیزی نیستند که هر گاه اراده کنیم آنها را کسب کنیم. این ویژگیها باید از کودکی و در فرایند آموزش از مدرسه، از خانواده، از جامعه، در وجود افراد جایگیر و درونی شده و به یک عادت رفتاری تبدیل شود. و فراموش نکنیم که هر گاه در فرد یا جامعهای توانایی گفتوگو شکل نگیرد بستری مناسب برای معضلات دیگر اجتماعی و فرهنگی فراهم آمده است./ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺۱_ مهارت گفتوگو؛ (بخش اول)
🔷یکی از اصلیترین مولفه های بلوغ عقلایی و روحی جامعه، مهارت گفتگو است، که در تبادلات فردی و اجتماعی مردم آن جامعه، خودش را نشان میدهد. بدون تقویت این توانایی در یک جامعه آرزوی توسعه آرزوی تقریبا محال است.
🔷مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادله کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و درباره آن کالا صحبت میکنند. در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند.در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیت های علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که درباره خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
🔷گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادله اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند. این تواناییها عبارتند از:
🔸توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)؛
🔸 توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)؛
🔸 توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابه یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)؛
🔸توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)؛
🔸 توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)؛
🔸 توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازه کافی توضیح بدهد)؛
🔸 توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)؛
🔸 و توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن و ...).
🔷متاسفانه این ویژگیها چیزی نیستند که هر گاه اراده کنیم آنها را کسب کنیم. این ویژگیها باید از کودکی و در فرایند آموزش از مدرسه، از خانواده، از جامعه، در وجود افراد جایگیر و درونی شده و به یک عادت رفتاری تبدیل شود. و فراموش نکنیم که هر گاه در فرد یا جامعهای توانایی گفتوگو شکل نگیرد بستری مناسب برای معضلات دیگر اجتماعی و فرهنگی فراهم آمده است./ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰مهارت های لازم برای کاندیداهای شهر:
🔺۱_ مهارت گفتوگو؛ (بخش دوم)
🔸گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.
🔸اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم، بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات زیست اجتماعی ما می شود.
🔸گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: یکی خوب گوش کردن و دیگر استدلال داشتن.
🔸یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند، باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.
🔸واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم. اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!
🔸به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .
🔸گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.
📗(که به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب "شوق گفتگو و گستردگی فرهنگ تک گویی در میان ایرانیان" است که توسط حسن قاضی مرادی نوشته شده است).
🔸اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.
🔸جامعه ای هم که مردمانش اهل گفتگو، تعامل و منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد. " ایرج محمدی- عصر ایران "
🔸بذرتوسعه در کشور، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولاً جامعه ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانهای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود پرورش دهد:
📕نخست «صبوری»
📕 دوم «گفتوگو».
که هر دو ویژگی، نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است./ ادامه دارد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺۱_ مهارت گفتوگو؛ (بخش دوم)
🔸گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.
🔸اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم، بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات زیست اجتماعی ما می شود.
🔸گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: یکی خوب گوش کردن و دیگر استدلال داشتن.
🔸یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند، باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.
🔸واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم. اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!
🔸به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .
🔸گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.
📗(که به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب "شوق گفتگو و گستردگی فرهنگ تک گویی در میان ایرانیان" است که توسط حسن قاضی مرادی نوشته شده است).
🔸اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.
🔸جامعه ای هم که مردمانش اهل گفتگو، تعامل و منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد. " ایرج محمدی- عصر ایران "
🔸بذرتوسعه در کشور، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولاً جامعه ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانهای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود پرورش دهد:
📕نخست «صبوری»
📕 دوم «گفتوگو».
که هر دو ویژگی، نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است./ ادامه دارد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خود را بفروشی به کسانی به چه قیمت؟
از خوان جهان خوردن نانی به چه قیمت؟
تا شاعر دربار شوی کیسه بدوزی
مدحی بنویسی و بخوانی به چه قیمت؟
دُردانهی لفظ دَری خویش به پای
هر خوک و سگی بازفشانی به چه قیمت؟
یک روز به این سوی و دگر روز به آن سوی
لنگان خرک خویش برانی به چه قیمت؟
هر جا به چراگاه رسیدی فکنی بار
چشم و شکمت را بچرانی! به چه قیمت؟
دربند کنی مردم آزادهی دوران
تا خویشتن از بند رهانی به چه قیمت؟
این چرخ فسونکارتر از توست! حذر کن!
مشت تو شود باز، زمانی! به چه قیمت؟
از آن خودت باش که ارزندهترینی
خو را بفروشی به کسانی، به چه قیمت؟
اجرا؛ سامان کجوری
شعر از " ساناز_رئوف " از کتاب ماهی ها هم تشنه می شوند. انتشارات فصل پنجم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از خوان جهان خوردن نانی به چه قیمت؟
تا شاعر دربار شوی کیسه بدوزی
مدحی بنویسی و بخوانی به چه قیمت؟
دُردانهی لفظ دَری خویش به پای
هر خوک و سگی بازفشانی به چه قیمت؟
یک روز به این سوی و دگر روز به آن سوی
لنگان خرک خویش برانی به چه قیمت؟
هر جا به چراگاه رسیدی فکنی بار
چشم و شکمت را بچرانی! به چه قیمت؟
دربند کنی مردم آزادهی دوران
تا خویشتن از بند رهانی به چه قیمت؟
این چرخ فسونکارتر از توست! حذر کن!
مشت تو شود باز، زمانی! به چه قیمت؟
از آن خودت باش که ارزندهترینی
خو را بفروشی به کسانی، به چه قیمت؟
اجرا؛ سامان کجوری
شعر از " ساناز_رئوف " از کتاب ماهی ها هم تشنه می شوند. انتشارات فصل پنجم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from محمدرضا قاضیان
🥀🍀🌺🌼❤️
قلب هايتان را
ازحقارت كينه
تهی كنيدو با عظمت
عشق پر كنيد
زيرا كه عشق چون عقاب
است بالا میپرد و دور...
كينه چون لاشخور و كركس است
كوتاه میپردو سنگين
جز مردار به هيچ چيز نمیانديشد
#ملاصدرا
"اول خرداد بزرگداشت حکیم وفیلسوف
ایرانی ملاصدرا"
#سلاااااام_زندگي...
#پگاه_صبحتان
#امیدوعشق_وایثار
#طلوع_صبحتان_بکام
#هفته_تان_سرشار
#ازعطرگل_یاس
#ماسک_بزنیم
🥀
🍀🌼
🌸 ❤️ 🌼
🌾🍂 🍀 ❤️
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃🌸
قلب هايتان را
ازحقارت كينه
تهی كنيدو با عظمت
عشق پر كنيد
زيرا كه عشق چون عقاب
است بالا میپرد و دور...
كينه چون لاشخور و كركس است
كوتاه میپردو سنگين
جز مردار به هيچ چيز نمیانديشد
#ملاصدرا
"اول خرداد بزرگداشت حکیم وفیلسوف
ایرانی ملاصدرا"
#سلاااااام_زندگي...
#پگاه_صبحتان
#امیدوعشق_وایثار
#طلوع_صبحتان_بکام
#هفته_تان_سرشار
#ازعطرگل_یاس
#ماسک_بزنیم
🥀
🍀🌼
🌸 ❤️ 🌼
🌾🍂 🍀 ❤️
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃🌸
Forwarded from اتچ بات
.
🔰توسعه همان است که "ژیسکاردستن" به شاه گفت!!
🔰در سال 1355 ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه به ایران سفر میکند. شاه نیز که در آن زمان در اوج شهرت و قدرت بود شخصا در فرودگاه به استقبال ایشان میرود و با هم در یک ماشین مینشینند تا به کاخ شاهنشاهی بیایند.
◀در مسیر فرودگاه به کاخ، اتفاق جالبی می افتد؛
🔰همزمان با این ماجرا سومین کتاب شاه یعنی کتاب «بهسوی دروازههای تمدن» از چاپ خارج شده بود. و از قضا یک جلد آن نیز در همین خودروی شاه موجود بود، شاه در مورد کتابش با ژیسکاردستن صحبت میکند و توضیح میدهد که محتوای آن در مورد مسایل توسعه و برنامه های آتی کشور برای پیشرفت کشور می باشد و کلا در مورد آرزو و آمالش در آن کتاب بحث کرده است.
🔰شاه میگوید؛ ما در کشورمان پلساختیم، جاده ساختیم، کارخانه ساختیم و... و حالا با این روند توسعه می یابیم و به دروازههای تمدن بزرگ خواهیم رسید.
🔰 در گرما گرم این گفتگو ها بودند که از نزدیکی یک از میدانهای تهران (میدان انقلاب فعلی) رد می شوند، در این هنگام رئیس جمهور فرانسه از پنجره ماشین می بیند که در جایی از این میدان در یک بلواری گل کاری شده و دور تا دور گلها با نرده های فلزی حصار کشیده شده است.
🔰 ژیسکاردستن خطاب به شاه میگوید؛ اعلی حضرت! آیا شما فکر نمی کنید؛ در کشوری که برای محافظت از گل های کنار خیابانش، با هزینه گزاف این چنین نرده کشی می کنند، حرف از توسعه و رسیدن به دروازه های تمدن، هنوز خیلی زود باشد؟؟.
🔰به نظرم شما باید پول این گل کاری و نرده کشی اطراف آن را، ابتدا" روی منابع و سرمایههای انسانی صرف کنید.
🔰در کشور شما اول باید فکر و اندیشه انسانها توسعه یابند، باید خود انسانها توسعه یابند، باید اخلاق و منش انسانها توسعه یابد، باید تفکری پرورش یابد که خود آن تفکر مانع و حریمی باشد که محیط زیست خودش را به راحتی تخریب نکند و از آن محافظت نماید، آن وقت است که شما قدم در مسیر توسعه وپیشرفت میگذارید و به سوی تمدن بزرگ رهسپار خواهید شد.
🔰 آری فی الواقع توسعه دو بعد دارد،
🔷یک بعدی از توسعه، پیشرفت های مادی و گسترش امکانات زندگی بشر را شامل میشود، و بخش دیگر آن نهادینه سازی اخلاق و معنویات در وجود انسانها را شامل میشود.
🔷 و تا زمانی که این بعد از توسعه یعنی؛ گسترش اخلاق و فضایل انسانی و احترام گذاشتن و حرمت قایل شدن به شخصیت انسانها، در جامعه شکل نگیرد، پیشرفت های مادی و امکانات فیزیکی، هیچگاه نخواهند توانست سعادت و خوشبختی را برای زیست جمعی جامعه به ارمغان بیاورد.
🔷و به نظرم مهمترین مسیر نهادینه سازی و حاکمیت ارزشهای اخلاقی در جامعه، گسترش فرهنگ مطالعه و آگاهی بخشی عمومی می باشد. به طوری که می توان گفت بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد، اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
منبع؛ سخنرانی دکتر رنانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰توسعه همان است که "ژیسکاردستن" به شاه گفت!!
🔰در سال 1355 ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه به ایران سفر میکند. شاه نیز که در آن زمان در اوج شهرت و قدرت بود شخصا در فرودگاه به استقبال ایشان میرود و با هم در یک ماشین مینشینند تا به کاخ شاهنشاهی بیایند.
◀در مسیر فرودگاه به کاخ، اتفاق جالبی می افتد؛
🔰همزمان با این ماجرا سومین کتاب شاه یعنی کتاب «بهسوی دروازههای تمدن» از چاپ خارج شده بود. و از قضا یک جلد آن نیز در همین خودروی شاه موجود بود، شاه در مورد کتابش با ژیسکاردستن صحبت میکند و توضیح میدهد که محتوای آن در مورد مسایل توسعه و برنامه های آتی کشور برای پیشرفت کشور می باشد و کلا در مورد آرزو و آمالش در آن کتاب بحث کرده است.
🔰شاه میگوید؛ ما در کشورمان پلساختیم، جاده ساختیم، کارخانه ساختیم و... و حالا با این روند توسعه می یابیم و به دروازههای تمدن بزرگ خواهیم رسید.
🔰 در گرما گرم این گفتگو ها بودند که از نزدیکی یک از میدانهای تهران (میدان انقلاب فعلی) رد می شوند، در این هنگام رئیس جمهور فرانسه از پنجره ماشین می بیند که در جایی از این میدان در یک بلواری گل کاری شده و دور تا دور گلها با نرده های فلزی حصار کشیده شده است.
🔰 ژیسکاردستن خطاب به شاه میگوید؛ اعلی حضرت! آیا شما فکر نمی کنید؛ در کشوری که برای محافظت از گل های کنار خیابانش، با هزینه گزاف این چنین نرده کشی می کنند، حرف از توسعه و رسیدن به دروازه های تمدن، هنوز خیلی زود باشد؟؟.
🔰به نظرم شما باید پول این گل کاری و نرده کشی اطراف آن را، ابتدا" روی منابع و سرمایههای انسانی صرف کنید.
🔰در کشور شما اول باید فکر و اندیشه انسانها توسعه یابند، باید خود انسانها توسعه یابند، باید اخلاق و منش انسانها توسعه یابد، باید تفکری پرورش یابد که خود آن تفکر مانع و حریمی باشد که محیط زیست خودش را به راحتی تخریب نکند و از آن محافظت نماید، آن وقت است که شما قدم در مسیر توسعه وپیشرفت میگذارید و به سوی تمدن بزرگ رهسپار خواهید شد.
🔰 آری فی الواقع توسعه دو بعد دارد،
🔷یک بعدی از توسعه، پیشرفت های مادی و گسترش امکانات زندگی بشر را شامل میشود، و بخش دیگر آن نهادینه سازی اخلاق و معنویات در وجود انسانها را شامل میشود.
🔷 و تا زمانی که این بعد از توسعه یعنی؛ گسترش اخلاق و فضایل انسانی و احترام گذاشتن و حرمت قایل شدن به شخصیت انسانها، در جامعه شکل نگیرد، پیشرفت های مادی و امکانات فیزیکی، هیچگاه نخواهند توانست سعادت و خوشبختی را برای زیست جمعی جامعه به ارمغان بیاورد.
🔷و به نظرم مهمترین مسیر نهادینه سازی و حاکمیت ارزشهای اخلاقی در جامعه، گسترش فرهنگ مطالعه و آگاهی بخشی عمومی می باشد. به طوری که می توان گفت بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد، اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
منبع؛ سخنرانی دکتر رنانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰حماسه دوم خرداد گرامی باد،
🔷دوم خرداد به بار نشستن تلاش تاريخي اصلاح طلبي در اولويت بخشي به ازادي ومردم سالاري و توسعه سياسي و تجلي دوباره وحدت رهروان علم، عقلانيت و اصالت انسان و يكپارچگي ميهن و اسلام رحماني و سياست اخلاقي برهمه السابقون اين حركت وجوانان پي امد ان مبارك باد !.
🔹در دوم خرداد ٧٦ با پيروزى سيد محمد خاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى و مشاركت گسترده مردم شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و بين الملى ايران تغييرات گسترده اى را شاهدشد. در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، حدود ۸۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. رهبرحكيم انقلاب اسلامى واژه"حماسه دوم خرداد"را براى تبيين اوضاع و احوال آن زمان برگزيدند.
🔹«صحنهی زیبا و پرشوری که مردم در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند، درست در لحظهی مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهرهیی با نشاط، مصمم، و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» « مقام معظم رهبری»
🔹باگذشت بيش از دودهه از آن انتخابات سراسر "رقابتى، آزاد، پرشور، قانونى و امن "بازخوانى برخى درس ها وعبرت ها براى امروزمان سودمند است..
🔹جريان پيروز در انتخابات يعنى "اصلاح طلبان"دست به تغير و تحولات اساسى در عرصه داخلى و خارجى زدند؛ انفتاح فضاى باز سياسى و اجتماعى، تنش زدايي در عرصه سياست خارجى، بسط و گسترش مناسبات در عرصه بين الملل براى ظرفيت سازى سياست خارجى، توليد گفتمان و ادبيات سياسى جديد در جامعه از "جامعه مدنى " گرفته تا برجسته سازى مفهوم جمهوريت و مردم سالارى و بالاخره تلاش براى شفافيت و پرسشگرى را بايد از دستآوردهاى اصلاح طلبان در آن دوران مورد توجه قرار داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷دوم خرداد به بار نشستن تلاش تاريخي اصلاح طلبي در اولويت بخشي به ازادي ومردم سالاري و توسعه سياسي و تجلي دوباره وحدت رهروان علم، عقلانيت و اصالت انسان و يكپارچگي ميهن و اسلام رحماني و سياست اخلاقي برهمه السابقون اين حركت وجوانان پي امد ان مبارك باد !.
🔹در دوم خرداد ٧٦ با پيروزى سيد محمد خاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى و مشاركت گسترده مردم شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و بين الملى ايران تغييرات گسترده اى را شاهدشد. در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، حدود ۸۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. رهبرحكيم انقلاب اسلامى واژه"حماسه دوم خرداد"را براى تبيين اوضاع و احوال آن زمان برگزيدند.
🔹«صحنهی زیبا و پرشوری که مردم در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند، درست در لحظهی مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهرهیی با نشاط، مصمم، و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» « مقام معظم رهبری»
🔹باگذشت بيش از دودهه از آن انتخابات سراسر "رقابتى، آزاد، پرشور، قانونى و امن "بازخوانى برخى درس ها وعبرت ها براى امروزمان سودمند است..
🔹جريان پيروز در انتخابات يعنى "اصلاح طلبان"دست به تغير و تحولات اساسى در عرصه داخلى و خارجى زدند؛ انفتاح فضاى باز سياسى و اجتماعى، تنش زدايي در عرصه سياست خارجى، بسط و گسترش مناسبات در عرصه بين الملل براى ظرفيت سازى سياست خارجى، توليد گفتمان و ادبيات سياسى جديد در جامعه از "جامعه مدنى " گرفته تا برجسته سازى مفهوم جمهوريت و مردم سالارى و بالاخره تلاش براى شفافيت و پرسشگرى را بايد از دستآوردهاى اصلاح طلبان در آن دوران مورد توجه قرار داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰حماسه دوم خرداد گرامی باد،
🔷دوم خرداد به بار نشستن تلاش تاريخي اصلاح طلبي در اولويت بخشي به ازادي ومردم سالاري و توسعه سياسي و تجلي دوباره وحدت رهروان علم، عقلانيت و اصالت انسان و يكپارچگي ميهن و اسلام رحماني و سياست اخلاقي برهمه السابقون اين حركت وجوانان پي امد ان مبارك باد !.
🔹در دوم خرداد ٧٦ با پيروزى سيد محمد خاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى و مشاركت گسترده مردم شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و بين الملى ايران تغييرات گسترده اى را شاهدشد. در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، حدود ۸۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. رهبرحكيم انقلاب اسلامى واژه"حماسه دوم خرداد"را براى تبيين اوضاع و احوال آن زمان برگزيدند.
🔹«صحنهی زیبا و پرشوری که مردم در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند، درست در لحظهی مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهرهیی با نشاط، مصمم، و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» « مقام معظم رهبری»
🔹باگذشت بيش از دودهه از آن انتخابات سراسر "رقابتى، آزاد، پرشور، قانونى و امن "بازخوانى برخى درس ها وعبرت ها براى امروزمان سودمند است..
🔹جريان پيروز در انتخابات يعنى "اصلاح طلبان"دست به تغير و تحولات اساسى در عرصه داخلى و خارجى زدند؛ انفتاح فضاى باز سياسى و اجتماعى، تنش زدايي در عرصه سياست خارجى، بسط و گسترش مناسبات در عرصه بين الملل براى ظرفيت سازى سياست خارجى، توليد گفتمان و ادبيات سياسى جديد در جامعه از "جامعه مدنى " گرفته تا برجسته سازى مفهوم جمهوريت و مردم سالارى و بالاخره تلاش براى شفافيت و پرسشگرى را بايد از دستآوردهاى اصلاح طلبان در آن دوران مورد توجه قرار داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷دوم خرداد به بار نشستن تلاش تاريخي اصلاح طلبي در اولويت بخشي به ازادي ومردم سالاري و توسعه سياسي و تجلي دوباره وحدت رهروان علم، عقلانيت و اصالت انسان و يكپارچگي ميهن و اسلام رحماني و سياست اخلاقي برهمه السابقون اين حركت وجوانان پي امد ان مبارك باد !.
🔹در دوم خرداد ٧٦ با پيروزى سيد محمد خاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى و مشاركت گسترده مردم شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و بين الملى ايران تغييرات گسترده اى را شاهدشد. در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، حدود ۸۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. رهبرحكيم انقلاب اسلامى واژه"حماسه دوم خرداد"را براى تبيين اوضاع و احوال آن زمان برگزيدند.
🔹«صحنهی زیبا و پرشوری که مردم در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند، درست در لحظهی مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهرهیی با نشاط، مصمم، و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» « مقام معظم رهبری»
🔹باگذشت بيش از دودهه از آن انتخابات سراسر "رقابتى، آزاد، پرشور، قانونى و امن "بازخوانى برخى درس ها وعبرت ها براى امروزمان سودمند است..
🔹جريان پيروز در انتخابات يعنى "اصلاح طلبان"دست به تغير و تحولات اساسى در عرصه داخلى و خارجى زدند؛ انفتاح فضاى باز سياسى و اجتماعى، تنش زدايي در عرصه سياست خارجى، بسط و گسترش مناسبات در عرصه بين الملل براى ظرفيت سازى سياست خارجى، توليد گفتمان و ادبيات سياسى جديد در جامعه از "جامعه مدنى " گرفته تا برجسته سازى مفهوم جمهوريت و مردم سالارى و بالاخره تلاش براى شفافيت و پرسشگرى را بايد از دستآوردهاى اصلاح طلبان در آن دوران مورد توجه قرار داد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰با انسان های کم خرد و نادان چگونه رفتار کنیم؟(بخش اول)
🔺این مطلب در دو بخش تقدیم میگردد
🔷 مسلما شما نیز تا حالا با افراد کم خرد و نادان سر و کار داشته اید، افرادی که تنها هدفشان در زندگی، نابود کردن دیگران است. افرادی که به هیچ وجه حاضر نیستند به جز سخنان خود، حرف های دیگری را بپذیرند. افرادی که بدون فکر و تحلیل و بررسی در مورد همه چیز و همه کس نظر داده و قضاوت میکنند. این افراد اینجا، آنجا، در فضای مجازی، دائما به این و آن فحش میدهند. رفتار این چنینی اغلب به احساسات دیگران آسیب می رساند، چرا که معمولا کم خردی عوارضی هم چون توهم دانایی و خود بزرگ بینی دارد. این گونه افراد شما را آزرده خاطر می کنند و حتی باعث خشم و افسردگی بسیاری از انسانهای دیگر میشوند. معمولادر جوامع بسته، زندگی بدون وجود افراد کمخرد و نادان نخواهد بود و در هر برهه از زندگی در همه فضاها این گونه افراد حضور دارند.
🔷 رفتار با انسان های کم خرد در طول زندگی برای هر فردی اتفاق می افتد. این مسئله چیزی نیست که بتوان از آن دوری جست یا به کل از زندگی حذفش کرد، از این رو باید بدانیم که چطور می توان با این مدل افراد برخورد کرد. فلذا در این دوره زمونه باید نحوه رفتار با انسان های نادان و کم خرد را به خوبی آموخت.
🔷چگونه با افراد نادان و کم خرد باید برخورد کرد؟
🔰۱. این افراد را تا حد ممکن نادیده بگیرید.
افراد کم خرد و نادان، افراد متکبر و افراد بی ادب در نیاز به جلب توجه، با یکدیگر مشترک هستند. فرد نادان و کم خرد تلاش می کند تا با توانایی های ذهنی خود یا نقشه های مختلف، مردم را تحریک کند و خود را “همه چیز دان” خطاب می کند. از طرف دیگر شخص بی ادب نیز فردی تهاجمی است و سعی دارد با رفتار ناپسند خود جلو برود. فرد متکبر هم سعی می کند با نشان دادن غرور بیش از حد خود به همان هدف برسد. با این حال هر کدام از این افراد به اندازه کافی می توانند آزار دهنده باشند.
🔷شما می توانید با تمام این افراد به یک مدل برخورد کنید. یعنی آن ها را نادیده بگیرید. به عبارتی دوری جستن از این افراد و بی توجهی به آنهاف بهترین راه مقابله با اینها است که میتواند برای شما نعمت آرامش را به ارمغان آورد. افراد نادان و کم خرد، اقدامات احمقانه و غیر عاقلانه خود را فقط و فقط برای جلب توجه دیگران انجام می دهند. به همین دلیل است که تکنیک بی توجهی و نادیده گرفتن بر روی آن ها جواب می دهد. افراد کم خرد و نادان منتظر نگاه و تایید شما هستند و حتی با این کار به روش و روند خود ادامه می دهند. از این رو باید از این تکنیک منحصر و عالی استفاده کرد تا بتوان به نتیجه مطلوبی در مقابل این افراد رسید.
🔰۲. مهربانی و عطوفت را در مقابل افراد نادان و کم خرد فراموش نکنید.
سعی کنید با فردی که با بی ادبی شما را تحریک می کند و رفتاری نا پسند در قبال شما دارد با مهربانی برخورد کنید. این تکنیک ممکن است بسیار دشوار به نظر برسد و شاید هم در کل سخت باشد، اما باید درک کنید که یک فرد نادان و کم خرد آگاهی چندان زیادی نسبت به رفتار و اعمال خود ندارد و احتمالا از روی قصد و بدی رفتار خود را انجام نمی دهد. از این رو بهتر است با او همدردی کنید و رفتاری مهربانانه و متواضعانه با او داشته باشید.
بسیاری از افراد نادان و کم خرد یاد گرفته اند که به طرزی جاهلانه صرفا از تجربیات یک طرفه خود صحبت کنند یا حرف هایی در این باره بگویند. آن ها به خوبی آموخته اند که بدون دانستن اطلاعات کافی و جامعی درباره واقعیت هر موضوع، اطلاعاتی درباره آن ارائه دهند. به عبارتی آن ها درباره چیزهایی که نمی دانند به خوبی صحبت و اظهار نظر می کنند.!! راه مقابله با این افراد تکنیک آموزش آرام و بدون پافشاری و لجبازی است. روشی عقلانی و درست که با آن می توانید در مورد اوضاع یا موضع گیری آن ها برخورد مهربانانه اما قاطعی داشته باشید.
🔷این مدل رفتاری شما می تواند فرد نادان و کم خرد را به مسیر درست تری هدایت و راهنمایی کند. و باعث بهبود روابط حسنه شود. مهربان بودن شما فرد نادان را ببش از قبل متقاعد می کند پس این تکنیک مهم را فراموش نکنید./ادامه دارد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺این مطلب در دو بخش تقدیم میگردد
🔷 مسلما شما نیز تا حالا با افراد کم خرد و نادان سر و کار داشته اید، افرادی که تنها هدفشان در زندگی، نابود کردن دیگران است. افرادی که به هیچ وجه حاضر نیستند به جز سخنان خود، حرف های دیگری را بپذیرند. افرادی که بدون فکر و تحلیل و بررسی در مورد همه چیز و همه کس نظر داده و قضاوت میکنند. این افراد اینجا، آنجا، در فضای مجازی، دائما به این و آن فحش میدهند. رفتار این چنینی اغلب به احساسات دیگران آسیب می رساند، چرا که معمولا کم خردی عوارضی هم چون توهم دانایی و خود بزرگ بینی دارد. این گونه افراد شما را آزرده خاطر می کنند و حتی باعث خشم و افسردگی بسیاری از انسانهای دیگر میشوند. معمولادر جوامع بسته، زندگی بدون وجود افراد کمخرد و نادان نخواهد بود و در هر برهه از زندگی در همه فضاها این گونه افراد حضور دارند.
🔷 رفتار با انسان های کم خرد در طول زندگی برای هر فردی اتفاق می افتد. این مسئله چیزی نیست که بتوان از آن دوری جست یا به کل از زندگی حذفش کرد، از این رو باید بدانیم که چطور می توان با این مدل افراد برخورد کرد. فلذا در این دوره زمونه باید نحوه رفتار با انسان های نادان و کم خرد را به خوبی آموخت.
🔷چگونه با افراد نادان و کم خرد باید برخورد کرد؟
🔰۱. این افراد را تا حد ممکن نادیده بگیرید.
افراد کم خرد و نادان، افراد متکبر و افراد بی ادب در نیاز به جلب توجه، با یکدیگر مشترک هستند. فرد نادان و کم خرد تلاش می کند تا با توانایی های ذهنی خود یا نقشه های مختلف، مردم را تحریک کند و خود را “همه چیز دان” خطاب می کند. از طرف دیگر شخص بی ادب نیز فردی تهاجمی است و سعی دارد با رفتار ناپسند خود جلو برود. فرد متکبر هم سعی می کند با نشان دادن غرور بیش از حد خود به همان هدف برسد. با این حال هر کدام از این افراد به اندازه کافی می توانند آزار دهنده باشند.
🔷شما می توانید با تمام این افراد به یک مدل برخورد کنید. یعنی آن ها را نادیده بگیرید. به عبارتی دوری جستن از این افراد و بی توجهی به آنهاف بهترین راه مقابله با اینها است که میتواند برای شما نعمت آرامش را به ارمغان آورد. افراد نادان و کم خرد، اقدامات احمقانه و غیر عاقلانه خود را فقط و فقط برای جلب توجه دیگران انجام می دهند. به همین دلیل است که تکنیک بی توجهی و نادیده گرفتن بر روی آن ها جواب می دهد. افراد کم خرد و نادان منتظر نگاه و تایید شما هستند و حتی با این کار به روش و روند خود ادامه می دهند. از این رو باید از این تکنیک منحصر و عالی استفاده کرد تا بتوان به نتیجه مطلوبی در مقابل این افراد رسید.
🔰۲. مهربانی و عطوفت را در مقابل افراد نادان و کم خرد فراموش نکنید.
سعی کنید با فردی که با بی ادبی شما را تحریک می کند و رفتاری نا پسند در قبال شما دارد با مهربانی برخورد کنید. این تکنیک ممکن است بسیار دشوار به نظر برسد و شاید هم در کل سخت باشد، اما باید درک کنید که یک فرد نادان و کم خرد آگاهی چندان زیادی نسبت به رفتار و اعمال خود ندارد و احتمالا از روی قصد و بدی رفتار خود را انجام نمی دهد. از این رو بهتر است با او همدردی کنید و رفتاری مهربانانه و متواضعانه با او داشته باشید.
بسیاری از افراد نادان و کم خرد یاد گرفته اند که به طرزی جاهلانه صرفا از تجربیات یک طرفه خود صحبت کنند یا حرف هایی در این باره بگویند. آن ها به خوبی آموخته اند که بدون دانستن اطلاعات کافی و جامعی درباره واقعیت هر موضوع، اطلاعاتی درباره آن ارائه دهند. به عبارتی آن ها درباره چیزهایی که نمی دانند به خوبی صحبت و اظهار نظر می کنند.!! راه مقابله با این افراد تکنیک آموزش آرام و بدون پافشاری و لجبازی است. روشی عقلانی و درست که با آن می توانید در مورد اوضاع یا موضع گیری آن ها برخورد مهربانانه اما قاطعی داشته باشید.
🔷این مدل رفتاری شما می تواند فرد نادان و کم خرد را به مسیر درست تری هدایت و راهنمایی کند. و باعث بهبود روابط حسنه شود. مهربان بودن شما فرد نادان را ببش از قبل متقاعد می کند پس این تکنیک مهم را فراموش نکنید./ادامه دارد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from اتچ بات
🔰با انسان های کم خرد و نادان چگونه رفتار کنیم؟(بخش دوم)
🔰۳. صبر بهترین راه مقابله و رفتار با انسان های کم خرد است.
🔷یکی از موثرترین ابزارها که می توانید در برخورد با افراد کم خرد و نادان به کار بگیرید، صبر و شکیبایی است. صبر می تواند هر فرد سختی را آرام کند. پس شکیبایی و صبر داشته باشید. بسیاری از افراد نادان درک نمی کنند که همه چیز را در موقعیت خاص نمی دانند! اما شما در مقابل، فرض کنید که آنها رفتار خود را با اطلاعات اندکی که دارند انجام می دهند. این افراد به طور پیش فرض بر این عقیده و باور هستند که همه چیز را می دانند. اما باز هم این باعث نمی شود که آن ها افرادی بدی باشند یا ما به گونه ای نادرست با آن ها رفتار کنیم. امام علی علیه السلام در حدیثی ارزشمند میفرماید: لكلّ شيء زكوة و زكوة العقل احتمال الجهّال. هـر چـیـزى زکـاتـى دارد و زکـات عـقـل و خـردمـنـدى، تحمل نادانان است.
🔷استفاده از صبر و شکیبایی و مدارا در ارتباط با این گونه افراد، به شما کمک می کند تا هر زمانی که در تعامل با افراد نادان و کم خرد هستید، آرام باشید و به آن ها هم در طولانی مدت کمک می کند تا قبل از صحبت کردن، تصور خود را تجدید نظر کنند و از همین طریق بیشتر و دقیق تر به صحبت های خود فکر کنند.
🔷چگونگی برخورد با افراد نادان بیش از هر چیزی به صبر و زمان نیاز دارد. شکیبایی شما را مستلزم می کند که شخص نادان را به آرامی و متانت آموزش دهید تا بتواند قبل از هر گونه نتیجه گیری وضعیت کلی اوضاع را بسنجد. او با این روش شما یاد خووهد گرفت که همیشه همه چیز را نمی داند و این جیز بدی نیست. صبر و شکیبایی به شما آرامش خاصی خواهد بخشید پس آن را فراموش نکنید و در یادگیری آن ممارست ورزید.
🔰۴. با افراد کم خرد و نادان به راحتی صحبت کنید.
🔷برخی از افراد کم خرد و نادان، به سختی رفتار می کنند . با این مدل از افراد کم خرد و نادان، مقابله به شدت سخت است. با این حال در برخی موارد می توانید با کنار گذاشتن آن ها، حواس خود را پرت کردن، برخورد قاطعانه داشتن و توضیح درباره این که چگونه رفتار آن ها به دیگران آسیب می رساند، هم به خود و هم به او کمک کنید. صحبت کردن های قاطعانه و دقیق باعث می شود تا فرد نادان و کم خرد به رفتار خود بیشتر فکر کند. می توانید حتی در برخی موارد به او تذکراتی هم بدهید یا از او بخواهید که در مورد صحبت ها یا اظهار نظر هایش فکر کند.
🔰۵. سخنان این افراد را به خاطر بسپارید.
برخی اوقات اتفاق می افتد که افراد کم خرد و نادان بدون داشتن مدرک یا دلیلی درباره پیامد های یک مسئله نظراتی ارائه می کنند. آن ها اعتقاد دارند که همه چیز، همان طوری است که آن ها می فهمند. اما در واقع این افراد کسانی هستند که همیشه در موضوعات مختلف و در زمان های خاص با خود درگیر هستند. بنابراین بهترین راه برای رفتار با آن ها این است که نظرشان را با روشی عاقلانه و ملایم وانمود کنیم که پذیرفتیم اما این حرف ها را به خاطر بسپاریم و سکوت اختیار کنیم. این به خاطر سپاری باعث می شود تا در مواقع دیگر اگر این افراد نقطه نظرات متناقضی را درباره همین موضوع ارائه دادند، نظرات قبلی شان را به آن ها یادآوری کنیم. این مدل رفتار باعث می شود تا آن ها به عقاید و رفتارهای ضد و نقیض خود توجه کنند و کمی به کار و رفتار خود بیندیشند.
🔰سخن آخر
افراد کم خرد و نادان، بنا بر این شرط عقلانی و درونی که همه چیز را می دانند، سعی می کنند تا نظرات دیگران را به سمت خود جلب کنند. این افراد که معمولا رفتاری ناعادلانه و غیر منطقی دارند، می توانند به راحتی شما را از آرامش به دور سازند. برخی از آن ها به حدی مطمئن صحبت می کنند که به راحتی می توانند شما را از خود واقعی تان دور کنند. از این رو بهتر است نحوه رفتار با انسان های کم خرد که در مقاله آمده است را به خوبی یاد بگیرید و در مقابل آن ها استفاده نمایید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰۳. صبر بهترین راه مقابله و رفتار با انسان های کم خرد است.
🔷یکی از موثرترین ابزارها که می توانید در برخورد با افراد کم خرد و نادان به کار بگیرید، صبر و شکیبایی است. صبر می تواند هر فرد سختی را آرام کند. پس شکیبایی و صبر داشته باشید. بسیاری از افراد نادان درک نمی کنند که همه چیز را در موقعیت خاص نمی دانند! اما شما در مقابل، فرض کنید که آنها رفتار خود را با اطلاعات اندکی که دارند انجام می دهند. این افراد به طور پیش فرض بر این عقیده و باور هستند که همه چیز را می دانند. اما باز هم این باعث نمی شود که آن ها افرادی بدی باشند یا ما به گونه ای نادرست با آن ها رفتار کنیم. امام علی علیه السلام در حدیثی ارزشمند میفرماید: لكلّ شيء زكوة و زكوة العقل احتمال الجهّال. هـر چـیـزى زکـاتـى دارد و زکـات عـقـل و خـردمـنـدى، تحمل نادانان است.
🔷استفاده از صبر و شکیبایی و مدارا در ارتباط با این گونه افراد، به شما کمک می کند تا هر زمانی که در تعامل با افراد نادان و کم خرد هستید، آرام باشید و به آن ها هم در طولانی مدت کمک می کند تا قبل از صحبت کردن، تصور خود را تجدید نظر کنند و از همین طریق بیشتر و دقیق تر به صحبت های خود فکر کنند.
🔷چگونگی برخورد با افراد نادان بیش از هر چیزی به صبر و زمان نیاز دارد. شکیبایی شما را مستلزم می کند که شخص نادان را به آرامی و متانت آموزش دهید تا بتواند قبل از هر گونه نتیجه گیری وضعیت کلی اوضاع را بسنجد. او با این روش شما یاد خووهد گرفت که همیشه همه چیز را نمی داند و این جیز بدی نیست. صبر و شکیبایی به شما آرامش خاصی خواهد بخشید پس آن را فراموش نکنید و در یادگیری آن ممارست ورزید.
🔰۴. با افراد کم خرد و نادان به راحتی صحبت کنید.
🔷برخی از افراد کم خرد و نادان، به سختی رفتار می کنند . با این مدل از افراد کم خرد و نادان، مقابله به شدت سخت است. با این حال در برخی موارد می توانید با کنار گذاشتن آن ها، حواس خود را پرت کردن، برخورد قاطعانه داشتن و توضیح درباره این که چگونه رفتار آن ها به دیگران آسیب می رساند، هم به خود و هم به او کمک کنید. صحبت کردن های قاطعانه و دقیق باعث می شود تا فرد نادان و کم خرد به رفتار خود بیشتر فکر کند. می توانید حتی در برخی موارد به او تذکراتی هم بدهید یا از او بخواهید که در مورد صحبت ها یا اظهار نظر هایش فکر کند.
🔰۵. سخنان این افراد را به خاطر بسپارید.
برخی اوقات اتفاق می افتد که افراد کم خرد و نادان بدون داشتن مدرک یا دلیلی درباره پیامد های یک مسئله نظراتی ارائه می کنند. آن ها اعتقاد دارند که همه چیز، همان طوری است که آن ها می فهمند. اما در واقع این افراد کسانی هستند که همیشه در موضوعات مختلف و در زمان های خاص با خود درگیر هستند. بنابراین بهترین راه برای رفتار با آن ها این است که نظرشان را با روشی عاقلانه و ملایم وانمود کنیم که پذیرفتیم اما این حرف ها را به خاطر بسپاریم و سکوت اختیار کنیم. این به خاطر سپاری باعث می شود تا در مواقع دیگر اگر این افراد نقطه نظرات متناقضی را درباره همین موضوع ارائه دادند، نظرات قبلی شان را به آن ها یادآوری کنیم. این مدل رفتار باعث می شود تا آن ها به عقاید و رفتارهای ضد و نقیض خود توجه کنند و کمی به کار و رفتار خود بیندیشند.
🔰سخن آخر
افراد کم خرد و نادان، بنا بر این شرط عقلانی و درونی که همه چیز را می دانند، سعی می کنند تا نظرات دیگران را به سمت خود جلب کنند. این افراد که معمولا رفتاری ناعادلانه و غیر منطقی دارند، می توانند به راحتی شما را از آرامش به دور سازند. برخی از آن ها به حدی مطمئن صحبت می کنند که به راحتی می توانند شما را از خود واقعی تان دور کنند. از این رو بهتر است نحوه رفتار با انسان های کم خرد که در مقاله آمده است را به خوبی یاد بگیرید و در مقابل آن ها استفاده نمایید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎