(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰آلمانی‌ها لطیفه‌ای دارند با این مضمون که :
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند , محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه می‌نویسد که عنوانش این بود : «همه‌چیز درباره فیل»... پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحه‌ای با مطالب باکیفیت‌تر و بهتری نسبت به قبلی می‌نویسد با عنوان : «فیل‌ها را بهتر بشناسیم» و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند می‌ماند و روی زندگی و رفتار فیل‌ها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه می‌نویسد : «مقدمه‌ای بر شناخت فیل»

اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین‌ است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکم‌های آبکی‌‌تر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد می‌خوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمی‌کنند زیرا آنان برخلاف گروه اول که میخ طویلۀ خرشان را بر مرکز عالم کوبیده‌اند و دیگران اگر شک دارند باید بروند عالم را متر کنند علم محدود خود را محور عالم تصور نمیکنند

مدیران شایسته

----------------
📕@Competentmanagers
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟

🔹۱ ـ تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آن‌ها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند سنگاپور، کانادا، نیوزیلند و استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون جزء کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند محسوب می‌شوند.

🔹۲ ـ تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آن‌ها هم نیست! زیرا به عنوان مثال ژاپن کشوری است با سرزمین بسیار محدود که ۸۰ درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست، اما سومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا و چین است.

این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناروی می‌باشد که موادخام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی سوئیس است؛ کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود. سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سخت‌کوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانک‌های سوئیس). کشورهای کره جنوبی و تایوان نیز چنین هستند.

🔹۳- افراد عالی‌رتبه‌ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نیر مهم نیستند، زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می‌گیرند در کشورهای پیشرفته به نیروهای مولد تبدیل می‌شوند. بسیاری ازمتخصصان ایرانی و پاکستانی در خارج ازکشور به عنوان نابغه و کارآفرین مطرح هستند.

🔹۴- تقاضای داخلی هم مهم نیست برای مثال کره جنوبی و ژاپن، بهترین و بیشترین چادر مشکی دنیا را تولید می‌کنند ولی زنان این کشورها از چادر استفاده نمی‌کنند و آن را صادر می‌نمایند.

🔰تفاوت در چیست؟

تفاوت در رفتارهایی است که در طول سال‌ها فرهنگ و مهارت زندگی نام گرفته است. وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اکثریت غالب آن‌ها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند و هیچ گروهی از امتیازات ویژه برخوردار نیستند:

🔺۱- اخلاق به عنوان اصل اساسی (احترام به افکار و سلیقه‌های دیگران، نفی نکردن عقاید دیگران، خوش رفتاری با همه انسان‌ها، پرسشگری، یادگیری دائمی، کمک به توانمندشدن همه شهروندان، استقبال از نوآوری، صداقت، پرهیز از دروغ و تحقیر).

🔺۲- وحدت‌نظر در اهداف توسعه‌ای (مثل توسعه فناوری، افزایش تولید ملی، فقرزدایی، تعامل با دنیا، مبارزه با فساد اقتصادی و سیاسی، رشد صادرت، مشارکت ملی، آزادی اطلاعات، چرخشی بودن مدیریت سیاسی از طریق انتخابات آزاد و کنترل کامل رشد جمعیت).

🔺۳- مسئولیت‌پذیری دولتمردان و تدوین قوانین ساده و شفاف که امکان نظارت مردمی و رسانه‌ای بر آنها باشد.

🔺۴- احترام به قانون و مقررات توسط تمام طبقات اجتماعی به ویژه اجرای قوانین توسط مسئولان دولتی و نظام قضایی مستقل و پاسخگو.

🔺۵- احترام‌ به‌ ساختارهای‌ دمکراتیک و التزام مردم به فرهنگ دمکراسی در تمام ابعاد زندگی (رفتار دمکراتیک یعنی احترام به افکار و سلیقه‌های دیگران، تأمین حداقل نیازهای زندگی مثل بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی، دوری از تنفر و خشونت، تقویت خردورزی و مشارکت متوازن همه شهروندان در توسعه سیاسی و اجتماعی).

🔺۶- عشق به کار و ارزشمند بودن کار و تولید درجامعه.

🔺۷- تحمل سختی‌ها به‌منظور سرمایه‌گذاری روی آینده.

🔺۸- میل به ارائه کارهای برتر و فوق‌العاده باتوجه به نیاز روز.

🔺۹- نظم پذیری، لذت از زندگی و آینده‌نگری.

🔺۱۰- انتخاب صالح‌ترین و باهوش‌ترین افراد به عنوان مدیران عالی کشور: در جوامع پیشرفته مسئولان دولتی از نخبگان، متفکران و روشنفکران اجرایی انتخاب می‌شوند (ازطریق انتخابات آزاد).

از میان این شاخص‌ها ۲ شاخص یعنی آزادی‌های مدنی (مثل آزادی بیان، نظریه‌پردازی، آزادی رسانه‌های غیردولتی و…) و آزادی انتخابات در صدر سایر شاخص‌ها بوده و بدون رعایت این دو شاخص توسعه ممکن نیست.

۱۱- تسلط مدیران ارشد به علوم انسانی به ویژه روانشناسی، مردم‌شناسی، علوم اجتماعی، حقوق شهروندی، رعایت قواعد بین‌المللی در کشورهای ثروتمند مشهود است. اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌کنند و مردم عادی معمولاً از نظر فکری جلوتر از اغلب سیاستمداران هستند.

بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشته‌نگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شده‌اند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کم‌بهره قهرمان عوام جامعه شوند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔸ادامه مطلب:

📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟

🔷بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشته‌نگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شده‌اند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کم‌بهره قهرمان عوام جامعه شوند.

🔰ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا طبیعت نسبت به ما بی‌رحم بوده است یا اینکه شانس نداشتیم:

🔹۱- ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان باعث فقرمان شده است و نسبت به سرنوشت کشورمان حساس نیستیم، برای بسیاری از ایرانیان مفاهیم توسعه دقیقاً تبیین نشده است. در ایران تولید علم و نظریه‌پردازی ضعیف است، برای ما یادگیری از جوامع پیشرفته ارزشمند نبوده و علوم انسانی مهم نیست.

🔹۲- ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعایت اصول فوق که توسط کشورهای پیشرفته شناسائی شده است هستیم. سیستم آموزشی در ایران پاسخگوی نیازهای امروزی نیست.

🔹۳- اغلب ما خواهان منافع زودگذر (معجزه) هستیم و قانون را برای دیگران می‌خواهیم.

🔹۴- ما فاقد نوآوری در سطح کلان هستیم، بسیاری از قوانین ما کهنه و قدیمی هستند.

🔹۵- ما در انتخاب مدیران توانمند و دانش پذیر با امّا و اگرهایی مواجه هستیم.

🔹۶- متخصصان و نخبگان ما انگیزه کافی برای پیشبرد اهداف توسعه‌ای ندارند. در نتیجه یا منفعل‌اند یا کشور را ترک می‌کنند.

🔹ضعف تئوری‌پردازی و فقر خردورزی مشکل مهم جامعه ماست. اگر میهن خود را دوست دارید و خواهان پیشرفت کشور هستید، این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را نقد کنند و تغییر پذیری را در سرلوحه زندگی خویش قراردهند./ دكتر عباس حاتمي

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔴 آیا تغییر استراتژی یا افق‌گشایی برای ایران یک ضرورت تاریخی است؟

◾️نخستین «گزارش توسعه ملی ایران» است، نشان می‌دهد که در مجموع شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوت‌ها، فرصت‌ها، ضعف‌ها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین هرگونه استراتژی تهاجمی برای امروز ایران، یک استراتژ‌ی ضدتوسعه و تخریب‌کننده فرصت‌های رفاه و رضایت برای ملت ایران محسوب می‌شود و باید درون‌زا، بدون تنش، ساکت و خارج از خبرسازی و البته برون‌نگر به رفع نقاط ضعف و تهدید‌ها بپردازد، تا راهی برای خروج از وضعیت فعلی آشکار شود.

◾️«شاخص» ابزاری است که قوت یا ضعف شرایط یا احساسات را نمایش می‌دهد و امکان مقایسه با دیگران یا با دوره‌های قبل را فراهم می‌آورد. اگر این تعریف دانشگاه کمبریج را بپذیریم، تنها زمانی می‌توانیم قوت‌ها و ضعف‌های خود را شناسایی کنیم که به شاخص‌ها نگاه و خود را با دیگران و با گذشته مقایسه کنیم تا راهی برای حرکت به سمت مطلوب پیدا کنیم.

◾️توسعه مفهومی چند‌بعدی، کیفی و سهل و ممتنع است. درحالی‌که همه مردم به‌ صورت شهودی معنای توسعه را در زندگی روزانه خود درک می‌کنند؛ اما زمانی که بخواهیم از وضعیت دقیق توسعه ایران صحبت کنیم یا بخواهیم به سؤالات زیر پاسخ دهیم، کار مشکل می‌شود:

▪️موقعیت ایران در فرایند توسعه و در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟

▪️چه عواملی باعث وضعیت موجود توسعه ایران شده‌اند؟

▪️وضعیت مطلوب توسعه ایران کجاست؟

▪️برای بهتر‌شدن وضعیت موجود توسعه ایران چه استراتژی‌ها و سیاست‌هایی را باید در پیش گرفت؟

◾️برای پاسخ به سؤالات ساده بالا باید شاخص داشت و بدون آن هیچ حرف دقیقی نمی‌توان زد. در گزارش ملی توسعه که در دست تکمیل است، ۱۳ کلان‌شاخص اصلی شناسایی و بررسی شده‌اند؛ این ۱۳ کلان‌شاخص ۱۲۴ زیر‌شاخص و ۷۳۴ نماگر دارند. در ادامه پاسخ ساده، روشن و نهایی سؤالات بالا را با استفاده از وضعیت ایران در زیرشاخص‌ها ارائه خواهیم کرد.

◾️میانگین نمره فراشاخص توسعه در سال ۲۰۲۰ برای کل کشورهای جهان ۶.۵۶ است؛ اما نمره فراشاخص توسعه ایران تنها ۵.۴۶ است؛ یعنی ایران از لحاظ توسعه پایین‌تر از میانگین جهانی قرار دارد. بالاترین کشور یعنی سوئیس نمره ۸۳ و پایین‌ترین کشور یعنی جمهوری کنگو نمره ۲۰ را از صد کسب کرده‌اند. در مجموع ایران در بین ۱۴۷ کشوری که داده‌های آنها موجود است، رتبه ۱۱۴ را دارد و در بین پنج دسته کشور، در میانه دسته چهارم (یعنی توسعه در وضعیت هشدار!) قرار دارد.

◾️اکنون باید دید که از میان ۱۲۴ زیر‌شاخص توسعه‌، کدام‌یک موجب شده‌اند که ایران وضعیت نامناسبی پیدا کند و کدام‌یک نتایج خوبی برای ایران رقم زده‌اند. به‌ عبارت دیگر، نقاط ضعف و قوت ایران و همچنین فرصت‌ها و تهدید‌های ایران در تجربه حرکت به‌ سمت توسعه کدام‌اند؟

◾️اگر به این سؤال پاسخ دهیم، می‌توانیم عواملی که ایران را در مسیر توسعه متوقف کرده‌اند و همچنین عواملی که ایران را به جایگاه کنونی رسانده‌اند، شناسایی کنیم.

◾️بر‌اساس وضعیت نمره ایران در ۱۲۴ زیرشاخص، در مقایسه با میانگین جهانی مشخص شد که ایران ۴۰ قوت، ۸۶ ضعف، ۳۸ فرصت و ۸۳ تهدید دارد (که برخی از تهدید‌ها و ضعف‌ها و برخی از قوت‌ها و فرصت‌ها مشترک هستند).

◾️اکنون پرسش این است که از بین این همه عامل مهم، باید روی کدام‌یک تمرکز کرد؟ سؤال بعدی این است که ایران باید روی استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کند یا روی پوشش‌دادن و رفع نقاط ضعف خود؟ آیا ایران باید به استفاده از فرصت‌ها بیندیشد یا باید همه انرژی خود را برای دوری از تهدیدها بگذارد؟ به‌طور‌کلی سؤال این است که استراتژی بهینه برای حرکت ایران در راستای خروج این کشور از وضعیت هشدار توسعه چیست؟

🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
#یادداشتهای_توسعه
Telegra.ph/-05-20-1492
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
⚫️ایرانیان دروغ می گویند چون احساس ناامنی می کنند

🔹 دروغ و دروغگویی در جامعه سبب شده تا جامعه شناسان نسبت به این آسیب هشدار دهند.

🔷اصغر مهاجری جامعه شناس در میزگرد دروغ معتقد است که تحقیقات در مورد دروغ نشان می دهد که ایرانیان به دلیل احساس ناامنی دروغ می گویند چون باید سنگرها را حفظ کنند، برای همین ایرانیان از خودشان چند لایه ساخته اند. در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، استاد مطهری می گوید که هنجار حجاب از ایران گرفته شده بود اما فلسفه آن اسلامی و دینی نبود و به خاطر ناامنی جامعه بود که زنان داسشتند، بنابراین برای ایحاد امنیت افراد برای خود لایه می سازند.

🔷در جامعه ناامن در تمام زمینه ها اشخاص ناخودآگاه به سمت دروغ می آیند تا پنهان کاری کنند و حریم امنیت ایجاد کنند.این موضوع به قبل از اسلام هم باز می گردد اما در برخی زمانها این احساس ناامنی بیشتر است و دروغ هم بیشتر می شود.بنابراین تحقیقات ما نشان می دهد که بین ناامنی و دروغ یک رابطه مستقیمی وجود دارد. مثلا اخیرا زمانیکه عنوان می کنند نگران نباشید مثلا دلار بالا نمی رود، سریع مردم دلار می خرند چون می داند دروغ است و این پیش زمینه را دارند.

🔷یکی از مشکلات ما در پرسشنامه همین موضوع است که پاسخگو هیچ وقت درآمد واقعیش را اعلام نمی کند چون احساس نا امنی می کند.در شرایط فعلی که نامانی وجود دارد دروغ همگانی تزریق می شد..در یک تحقیق واریانس بین امنیت و ناامنی زیاد بود، البته گاهی هم امنیت وجود دارد اما ما همچنان احساس ناامنی می کنیم زیرا جامعه ایران این احساس را دارد.احساس ناامنی در خانواده بیشتر است و زنان به شوهران بی اعتمادند.

🔷من 10 سال پیش یک واژه را در یک برنامه تلویزیونی اعلام کردم که 85 درصد خانواده های ایرانی وارد طلاق پنهان شدند. چون همانطور که می دانید طلاق 13 مرحله دارد و آخرین مرحله آن عاطفی است.هیچ کس به طورکامل صددرصد طلاق نمی گیرد و دچار فراموشی نمی شود. مرحله ششم طلاق، طلاق پنهان است که چون به زن انگ می خورد و حمایت اقتصادی ندارد این طلاق ایجاد می شود و زن قدرت ورود از مرحله ششم به هفتم را ندارد اما طلاق اتفاق افتاده و آسیبها بالاست. این یعنی احساس نامنی و برای همین زن و شوهر در خانه به هم دروغ می گویند. یا یک کارمند به دروغ حکم می کند چون مدیر او اینگونه می خواهد و نمی تواند دیدگاه شفاف خودش را اعلام کند و همین یعنی احساسی ناامنی.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰سرود زیبای: ایران،ایران، مرز عشق و وادی خوبان.

🔷ترانه سرا : دکتر میترا سعیدی
🔷 آهنگساز : دکتر بهمن کاظمی.

🔺 من مدتها ملودی این سرود را که سالها پیش شنیده بودم در ذهنم زمزمه می کردم، اما چون شعر آن در خاطرم نبود مدتی زمان برد تا توانستم در یک وبلاگ شخصی این آهنگ را پیدا کرده و در این کانال تقدیم شما همراهان گرامی کنم. تلاش کردم که شعر این سرود را از روی خود آهنگ برداشت کرده و بنویسم.

🔺 ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان، نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان.

🔺 رودهایت پرخروش، دشتهایت لاله پوش، می خواند پیش سرو باز پیغام سروش.

🔺 رودهایت پرخروش، دشتهایت لاله پوش می خواند پیش سرو باد پیغام سروش.

🔺ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان، نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان.

🔺رفته تا پای جان در حفظ خاک تو با دلی پرشور و عشق، مردم بی باک تو رفته تا پای جان.

🔺 رفته تا پای جان در حفظ خاک تو با دلی پرشور و عشق، مردم بی باک تو.

🔺 ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان. نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان

🔺 در جسم و جان ما مهر تو تابنده باد. در ره آزادگی نام تو پاینده باد.

🌸@Competentmanagers
✍️ دکتر محسن رنانی

🔹معلم‌های عزیز، پدر ومادرهای مهربان!

سلام,
ما بیش از چهل سال است، بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم،

🔺اما همه چیز بدتر شد.!

تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد،
ضایعات نان‌مان بیشتر شد،
جرم و جنایات بیشتر شد،
آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد،
نفاق و تزویر و دروغ بیشتر شد،
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد،
نا کارآمدی اداره هایمان بیشتر شد،
پرونده‌های اختلاس در دادگستریها بیشتر شد،
تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

🔷پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.

آموزش کودکان ما ساده است.

🔷ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.

پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها,

گفت‌ و گو کردن را،
تخیل را،
خلاقیت را،
مدارا را،
صبر را،
صداقت را،
گذشت را،
دوستی با طبیعت را،
داشتن توان عذرخواهی را ،
دوست داشتن حیوانات را،
لذت بردن از برگ درخت را،
دویدن و بازی کردن را،
شاد بودن را،
از موسیقی لذت بردن را،
آواز خواندن را،
بوییدن گل را،
سکوت کردن را،
شنیدن و گوش دادن را،
اعتماد کردن را،
دوست داشتن را،
راست گفتن را و
راست بودن را بیاموزید.

🔷باور کنید,
اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت،
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
و ندانند که آیا با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود؛
اما اگر آن‌ها زندگی کردن را,
و عشق ورزیدن را
و عزت نفس را
و تاب آوری را،
انتقاد را،
پرسشگری را،
و عدم پرخاشگری را,
تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالی‌ها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.

🔷لطفاً برای بچه‌های ما,
شعر بخوانید،
به آنها موسیقی بیاموزید،
بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند,
و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.

🔷لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.
اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید،
آنان را از وحشت آنچه شما مقدس می‌پندارید, به لکنت زبان نیندازید.

🔹بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.

🔹اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دست کم هوای همدیگر را داشته باشیم،

🔹نداشته‌ها و تنگناها و غم‌ها و عقده‌های خود را به کلاس‌ها نبرید.

🔹شما را به خدا در کلاس‌های‌تان خدایی کنید نه ناخدایی.

🔹شاید خدا به شما و ما رحم کند و کودکان مان خوب تربیت شوند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰جامعه نقابدار, جامعه ریاکار:

🔷در حالی که مشکلات اجتماعی جامعه ایران ابعاد نوپدیدی به خود گرفته است، بررسی و معالجه فوری این امراض یک ضرورت است. اکنون بسیاری از خصلت های مذموم فردی به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده است که ریا و ریاکاری یکی از آن ها است.

🔷ریا یکی از رفتارهای فردی و اجتماعی است که موجب فریب و گمراهی دیگران می گردد. تظاهر به خوب بودن، داشتن ایمان و رفتارهای مناسب و بسیاری از خلقیات دیگری که در فرد وجود ندارد اما به خاطر پیشبرد اهداف یا فریب دیگران به آن تظاهر می کند ریا نامیده می شود.

🔷امام علی علیه السلام ریا را هر چند به اندازه رد پای مورچه ای بر سنگ باشد گناه بزرگی عنوان نموده اند چرا که توسعه و گسترش ریاکاری در جامعه منجر به همه گیر شدن آن می شود و انسان ها محکی برای شناسایی مومنان و افراد خوب از اشخاص ریاکار نخواهند داشت از این رو است که ریاکاران و رفتارهای ریاکارانه در اسلام مورد مذمت شدیدی واقع شده است.

🔷جامعه سالم جامعه‌ای است که به چیزهایی مثل ریاکاری حساس است و آن را نقد می‌کند، و البته می‌دانیم که جامعه سالم از دل افرادی بیرون می‌آید که نه فقط ریاکاری، دورویی و دروغ را شر می‌دانند که بدان تا حد ممکن تن نمی‌دهند.

🔷اجزای خرد زندگی ما در محیط اجتماعی، خانوادگی و مجازی مالامال از ریاکاری و نفاق و دورویی است. جهان بیرون از ما تزویر را طلب می‌کند. سکوت عملی و تن دادن به این نوع از الگوی رایج زندگی عملاً ما را در موقعیت تزویر و ریاکاری بزرگتری می‌تواند قرار دهد: وقتی که به موضوع ریاکاری یا تزویر کسی اعتراض می‌کنیم.

🔷یکی از ویژگی های اصلی نظام های ایدئولوژیک این است تا بر مبنای یک استاندارد واحد جامعه را شکل داده و سامان دهد، تا در ورای آن، همه آحاد مردم، یک سان فکر کنند، یکسان به او وفادار باشند، یکسان در موردش حرف بزنند، یکسان شعار دهند، یکسان تبعیت کنند، یکسان لباس بپوشند، یکسان دین ورزی کنند، یکسان بیندیشند. و هر کس خلاف این استاندارد عمل کند یا حذف شده و یا محدودیت برایش ایجاد می شود.

🔷و میان هدف این نظام ها و هدف زندگی، که بر مبنای تکثر، سرزندگی، اختلاف، زایش، نوآوری، حرکت و تغییر و مدارا و آگاهی است، یک شکاف عمیق برقرار است و نظام سیاسی با ترویج یک ایدئولوژی خاص سعی در پر کردن این شکاف می نماید.

🔷بسیاری از سیاست های سختگیرانه عرصه اجتماعی و مذهبی در این کشور چند دهه است که جامعه را به نحو غیر قابل تصوری به سوی این استاندارد سازی پیش برده و سبب شده اجتماع، به ریاکاری عمومی، فرهنگ چاپلوسی و انواع دروغگویی بی حد و حصر سوق داده شود. یعنی مردم ناچار شوند، بخاطر اینکه از حقوق طبیعی اجتماعی خود بهره مند شوند، دروغ بگویند، ریا کنند و یا چاپلوسی پیشه کنند.

🔷یا برای اینکه استخدام شوند، بروند یک سری از مفاهیم مورد نظر این گونه نظام ها را حفظ کرده و جواب دهند ، که در عمل هیچ اعتقادی به آنها ندارند؛ و یا به دروغ بنویسند که نماز جمعه هر هفته را شرکت می کنند!، به دروغ اعلام کنند که به ایدولوژی نظام، التزام عملی دارند! به در و همسایه بسپارند که در مرحله تحقیقات، فلان دروغ و بهمان کذب را برای حمایت از ایشان بگویند!

🔷در همان اداره اگر بخواهند پیشرفت کنند، باید استاندارد ایدئولوژیک نظام را همچنان مثل نقاب بر چهره نگاه دارند. برای ارتقا با پیوست ایدئولوژیک زیرآب بزنند، چالوسی کنند، عمل نمایند.

🔷با چادر به اداره بیایند و با مانتو جلو باز از آن خارج شوند. جلوی دوربین برای یک واژه رقص به غلط کردن بیندازند طرف را در حالی که هیچ اعتقاد قلبی به آن ندارند.

🔷 و طی چند دهه یک جامعه که با دوروغ و ریا و چاپلوسی ممزوج شده، شکل می گیرد. جامعه ای که همه نقاب ایدئولوژی به چهره زده اند. همه با هم برای کسب قدرت، دین و عقیده، خدا و مقدسات و ایمان را هم می فروشند و هم مصرف می کنند.

🔷 در این جامعه تمام مفاسد با لایه ای از ملکوت و قدسیت ایدولوژی زده آراسته شده، در حالی که باطنی از کالا و حرص و شهوت دارند.

🔷همه چیز در عین اینکه، درست است، غلط هم هست، در عین اینکه اسلام است، اسلام هم نیست، ایمان هست و نیست.

🔷در این وضعیت تنها عامل پیشرفت، دفاع از وضع موجود است. و اگر نقدی باشد در پرونده ایی با عنوان ضدیت با نظام و اسلام و قران ثبت میشود . حق پنداری آنچه که هست، و باطل بودن آنچه که نیست و بلغور کردن شعارها و سیاست هایی که از منابع رسمی از بالا به پایین سر ریز می شود و اطاعت از سیاست ها کلی به مثابه امر قدسی ترویج می شود.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✍️ هزینه دروغ‌گویی سیاستمداران در سوئد!

🖊 یکی از قوی‌ترین و موفق‌ترین و محبوب‌ ترین سیاستمداران تاریخ سوئد خانمی است به نام مونا سالین؛ متولد ۱۹۵۷ که در ۲۵ سالگی به‌عنوان جوان‌ترین نماینده مجلس سوئد انتخاب شد و مرتبا مراحل رشد و ترقی را طی کرد و تا ریاست حزب سوسیال دموکرات هم پیش رفت.در دولت‌ها هم پست و مقام داشت چند سال قبل بیش‌ترین شانس را برای تصدی بالاترین پست دولتی سوئد یعنی نخست‌وزیری را داشت.

✅اما ناگهان ورق برگشت! در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که او یک گواهی دروغ برای محافظ شخصی‌اش (یک پلیس) صادر کرده! زندگی سیاسی پرافتخار مونا سالین به پایان رسید....بله، به همین راحتی! موضوع چه بوده؟ محافظ شخصی او می‌خواسته برای خرید یک آپارتمان ۷۰ متری از بانک وام بگیره و بانک می‌خواسته بدونه که این متقاضی وام درآمد سالانه‌اش چقدر است؟ مونا سالین به دروغ در نامه‌ای حقوق ماهانه آن پلیس را بیش از حقوق واقعی‌اش گواهی می‌کنه. بانک وام را پرداخت می‌کنه. طرف آپارتمان را می‌خرد و تا کنون هم هیچ‌کدام از اقساطش با تاخیر پرداخت نشده.

✅ولی مشکل همچنان باقی است. کدام مشکل؟ یکی از بلندپایه‌ترین مسوولان کشور دروغ گفته! کار به دادگاه کشید تا حکم دروغ‌گویی مونا سالین معین بشود. البته مونا سالین قبل از دادگاه اشتباه خود را پذیرفت و اعتراف کرد و به همین جهت در دادگاه حضور پیدا نکرد چون دفاعی نداشت. جریمه‌اش در دادگاه معادل ۴۵ هزار کرون معین شد (حدود ۴هزار دلار). حقوق یک کارگر ساده ماهانه ۲۵ هزار کرون است.

✅کاش امکان داشت و متن کامل صحبت‌هایش را می‌نوشتم، از جمله گفته:
من اشتباه کردم، من قدر خنده‌های مردم را ندانستم، من متوجه نبودم که اعتماد مردم چه ثروت هنگفتی است، من دچار فساد شدم.
گرچه فسادی که من مرتکب شدم هیچ ضرری به کشور وارد نکرده، اما من فساد انجام دادم و این در نتیجه کار تفاوتی ایجاد نمی‌کنه.
مردم نباید به کسی اعتماد کنند و مسوولیت انجام کاری را به او بسپارند، در حالی که او ممکن است دروغ بگوید و …!

✅مونا سالین بعد از افشای خطایش دیگر هیچ پستی را عهده‌دار نشد و اغلب مردم ناراحت هستند که چرا دیگر از نبوغ سیاسی او بهره‌مند نخواهند بود!!!
ولی حزبش همچنان قوی‌ترین حزب سوئد است؛ چون طرفداران حزبش می‌دانند که هیچ تفاوتی بین رییس حزب و یک شهروند عادی وجود ندارد!
مونا سالین قبل از این‌ که یک سیاستمدار باشد، فقط یک انسان است!/ کانال سخنرانی ها
 🔰 گفتار در ریاکاری ایرانیان(بخش اول)

 ✍️دکتر محمد باقر تاج الدین

✅ریاکاری، ظاهرسازی و دورویی در جامعه ایران به اوج خودش رسیده و در همه جا مانند مدرسه، دانشگاه، اداره، کارخانه و...کم و بیش جلوه گر شده است. تو گویی ایرانیان همگی و به اتفاق و بر اساس یک توافق نانوشته در حال ظاهرسازی و ریاکاری در تمامی عرصه ها بوده و هیج کس خودِ واقعیِ خودش را نشان نمی دهد. برای تبیین و تحلیل این موضوع مهم لازم است از منظرهای روان شناختی، جامعه شناختی، اخلاق و فلسفه اقدام نمود چرا که به نظر می رسد موضوع مورد اشاره دارای پیچیدگی های فردی، اجتماعی و فرهنگی باشد. ریاکاری را اگر بخواهیم به لحاظ جامعه شناختی مورد تبیین قرار دهیم باید بگوئیم که بیشتر ریشه در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد و البته منظور این نیست که افراد ریاکار هیچ نقشی در بسط و گسترش آن ندارند، بلکه بحث اصلی این است که وجود ساختارهای تشویق کننده ریاکاری در یک جامعه همگان را کم و بیش به سمت و سوی چنین وضعیتی سوق می دهد. مبتنی بر دیدگاه برساخت گرایی در جامعه شناسی معتقدم که این ساختار های مورد اشاره همگی برساخته کنش گران اجتماعی بوده و به زبان ساده ما ایرانیان چنین ساختارهایی را پی افکندیم نه این که از آسمان نازل شده باشند.
 
✅در واقع، موضوع از این قرار است که ایرانیان می پندارند که اگر دو گانه و بلکه چند گانه رفتار نکنند ممکن است حیات شان در معرض خطر قرار بگیرد. به عبارت دیگر، صادق بودن و راستگو بودن و مهم تر از همه یک رو و شفاف بودن ممکن است هستی و زندگی آنان را در معرض انواع مخاطرات قرار بدهد، چرا که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه چنین می خواهند. فوراً باید اضافه کنیم که ریاکاری را نباید تنها به حوزه دین و دینداری ربط دهیم و فکر کنیم دیندارانی هستند که ریاکارانه اعمال و مناسک دینی را به جای می آورند در حالی که چندان اعتقادی به آن اعمال و مناسک ندارند. موضوع ریاکاری در عرصه های غیر دینی هم فراوان دیده می شود به این معنا که چه بسا افراد غیر دینداری باشند که دست به ریاکاری بزنند تا از این طریق به اهداف خود دست یابند. این تذکر را از آن رو مطرح کردم که تا بحث ریاکاری مطرح می شود عده ای فورا ذهن شان به حوزه دین و دینداری می رود و ریاکاری را در آن عرصه ها جست و جو می کنند و غافل اند از این که ریاکاری را در همه جا می توان مشاهده نمود.البته ناگفته نمی توان گذاشت و گذشت که در جامعه ایران به دلیل حضور گسترده دین در عرصه های گوناگون ریاکاری هم ظاهرا رنگ و بوی دینی گرفته است و از آن جا که بسیاری از امور زندگی مردم مانند داشتن شغل، تحصیل و...به داشتن ظاهر دینی و به جای آوردن مناسک و اعمال دینی گره خورده است لذا بدیهی است این طور فکر کنیم که عموم اعمال و رفتار های مردمان جامعه که ظاهرا دینی هم هست اما در عین حال ریاکارنه انجام می شود.

 💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
 🔰 گفتار در ریاکاری ایرانیان(بخش دوم)

✅اما پرسش اصلی و اساسی این است که چه نیازی به رفتار های ریاکارانه در جامعه است؟ و چرا بسیاری از افراد جامعه کوشش می کنند ظاهرا اعمال و رفتار خود را بزک کنند اما در حقیقت چیز دیگری را دنبال کنند. در واقع تعریف ریاکاری نوعی دوگانه و بل چند گانه رفتار کردن و مهم تر از آن تفاوت و فرق فاحش میان آن چه که در ذهن و ضمیر وجودی انسان می گذرد با آن چه که در عمل انجام می دهد و رفتار می کند، است. به عبارت دیگر، تفاوت بین دنیای تنهایی و خلوت انسان با دنیای جمعی و جَلْوتِ ایشان. به زبان ساده یعنی این که در تنهایی خود گونه ای فکر کنیم و رفتار کنیم و در اداره و خیابان و مدرسه و دانشگاه و سایر مکان های جمعی و عمومی طور دیگری نمود داشته باشیم. چند مثال ساده شاید در این زمینه راه گشا باشد. عده ای هستند که هیچ علاقه و میلی به رفتن و حاضر شدن در مراسم جمعی دینی یا حتی غیر دینی ندارند اما بنا به مصلحت های شخصی و فردی در چنین مراسمی شرکت می کنند و وانمود هم می کنند که کاملا از سر شوق و علاقه در چنین مراسمی شرکت کرده اند و حاضر شدند. عده ای در باطن و خفا از آخرین فناوری های مدرن غربی استفاده می کنند اما در پیش دیگران این طور وانمود می کنند که از هر چه غرب و مدرن است نفرت دارند و حتی چندین و چند فحش و بد و بیراه هم نثار غرب و مدرنیته می کنند. عده ای دیگر شاید در خفا و تنهایی اعمال دینی را به جای نیاورند، اما در محل کار خود در صف اول نماز جماعت و دعا حضور یابند. عده ای دیگر برای در دست گرفتن فلان پست  و مقام خود را هوادار حزب یا گروه خاص در قدرت معرفی کنند اما در واقع هیچ اعتقادی به آنان نداشته باشند.

✅تا این جا ظاهرا رفتار ریارکانه رفتاری فردی است و چندان مرتبط با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. اما اگر نیک بنگریم و کمی تأمل و تعمق بیشتری در این موضوع داشته باشیم در می یابیم که شرایط ساختاری جامعه اعم از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجب بروز و بسط و گسترش چنین رفتاری در جامعه می شوند بدون این که بخواهیم اراده، انتخاب و کنش گری افراد را زیر سئوال برده و نادیده بگیریم. در یک تعریف ساده ساختار چیزی نیست به جز الگوهای رفتاری و کنش گری که دارای دوام و بقای خاصی هم هست. به عبارت دیگر، هرگاه رفتارها و کنش هایی در یک جامعه به الگویی برای دیگران در بیاید و مدتی هم دارای مداومت و بقا باشد تبدیل به الگویی همگانی و عام می شود که این یعنی ساختار. حال توجه کنیم اگر ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بر روی رفتار و کنش خاصی آن هم بر اساس اِعمال قانون یا در مواردی اِعمال زور و اجبار بیش از اندازه تأکید بورزد و بدتر این که دسترسی به هرگونه فرصت ها، موقعیت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از آن الگوی رفتاری و کنش گری خاص نماید، آن وقت است که همگان خود را موظف به هماهنگی و انطباق با چنین شرایطی می کنند ولو این که در ذهن و ضمیرشان چیز دیگری بگذرد و هیچ رضایتی از رفتار و عملی که انجام می دهند هم نداشته باشند. این یعنی بروز و ظهور ریاکاری آن هم در قالب یک ساختاری که حالا به الگویی تمام عیار برای همگان تبدیل شده است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
‍ 🖊معرفی کتابی به نام «پشت پرده ریاکاری».

🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دستبرد به خانه‌ها هستند.

🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمی‌شود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند، قفل‌ها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.

🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. می‌توانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدم‌ها پتانسیل کج‌روی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.

🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بی‌خبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمی‌دارد، می‌تواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامه‌ریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب می‌کند.

🔷البته به نظر می‌رسد که دو کار را می‌توان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندان‌مان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را به‌گونه‌ای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفل‌گذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندان‌مان شمشیر دولبه‌ای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.

🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار می‌دهد و به گونه‌ای تظاهر می‌کند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند.

🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت‌و‌گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است.

🔷نویسنده این‌گونه نتیجه می‌گیرد که وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمی‌گردانند.

🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس می‌کنند به آنها از سوی جامعه ظلم می‌شود یا حق آنها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!

🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد. می‌توان نتیجه گرفت که رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایه‌ها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاق‌مداری در جامعه پررنگ می‌شود؛

🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی می‌ماند.✍️داود قرايلو

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ چرا تغییر نمی کنیم؟"
🔹هر روز در اینستاگرام ، فیسبوک ، تلگرام و رسانه های مختلف، جملات زیبا و پر معنایی را می خوانیم یا می شنویم. بعضی از این گفته ها و داستان ها بی اندازه ناب و پرمغز هستند. ما در اشعار مولانا، حافظ، فردوسی و سخنان سقراط، شکسپیر و بودا گنجینه ای گرانقیمت از خردمندی و آگاهی در اختیار داریم، قرن هاست که داشته ایم. پس چرا با اینهمه، همچنان همان جایی که بودیم ایستاده ایم؟ چرا تحولی در ما اتفاق نمی افتد؟ اشکال کار کجاست؟
🔹به گمانم جواب اینست که آنچه در انسان تغییر ایجاد می کند خواندن یا شنیدن حرف های حکیمانه نیست بلکه اندیشیدن، مکث کردن و تامل است. مشکل همین جاست. بیشتر ما به تفکر عادت نداریم. جمله زیبایی را می خوانیم، یک "به بهی" می گوییم یا "لایکی" می زنیم و رد می شویم و باز برمی گردیم به همان تفکرات و رفتارهای همیشگی قبلی.

🔹از آن گذشته، خیلی وقت ها آنچه می خوانیم یا می شنویم خطاب به "خود" ماست و ما غافلیم. ما فراموش کرده ایم که به هر کلمه یا هر جمله یا هر کتاب پر معنایی که وارد می شویم این "خود" را با خودمان می بریم. خیلی وقت ها مخاطب آن حرف تکان دهنده همین "خودی" است که به آن گوش می کند و غافلانه سر تکان می دهد...
🔹باید گاهی از گرداب روزمرگی و هیاهوی تکرار، خود را بیرون بکشیم و زمانی را در سکوت و آرامش به تامل و جستجوی خودمان اختصاص بدهیم. هر روز دقایقی را با خود خلوت کنیم و به همه چیز خوب بیندیشیم. آن حرف های ناب و عمیق را در ذهن مرور کنیم و معنای آنها را در زندگی خود و در درون خویش پیدا کنیم.
🔹اگر اندیشیدن و تامل کردن را مدتی تمرین کنیم، خیلی زود خواهیم دید که دریچه هایی از درک نو و بینش بی سابقه به روی مان باز می شود و این روشنی، حاصل آگاهی و خردمندی است
الوین تافلر می گوید؛
بیسوادان قرن کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی اند که نمی توانند بیاموزند و آموخته های کهنه را دور بریزند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕اخلاق انتخاباتی:( بخش اول)

🔺این مطلب در سه بخش تقدیم خواهد گردید.

🔷انتخابات یکی از روش های شناخته شده و پذیرفته شده برای جابجایی قدرت در دوران مدرن است و در واقع یکی از پایه های مردم سالاری(دموکراسی) به شمار می رود. انتخابات همانند بسیاری دیگر از عرصه های سیاست دارای اخلاق مخصوص به خود است که لازم است از سوی نامزدها رعایت شود. متأسفانه در چند انتخابات اخیر در ایران اخلاق انتخابات چندان رعایت نشده است و برخی نامزدها با هر شیوه و روشی خواهان دستیابی به کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس و شوراها هستند که به هیچ وجه زیبنده جامعه ایران نیست.


🔷توسل به دروغ، شایعه پراکنی؛ تهمت زنی؛ ارائه آمارهای خلاف واقع؛ دادن وعده های غیر واقعی؛ کوشش برای فریب عامه مردم و مواردی دیگر از این دست گویی به شیوه نامه ای برای برخی نامزدها تبدیل شده است. بنابر اهمیت این موضوع در نوشتار حاضر کوشیده ام در زمینه اخلاق انتخابات مطلبی را تهیه و خدمت خوانندگان ارجمند ارائه نمایم.

🔷اخلاق انتخاباتی دارای شاخص ها و معیارهای چندی است که به برخی از آنها در زیر اشاره می شود:

📕۱.داشتن زمینه های علمی و عقلانی؛

جهان امروز بر مدار عقلانیت و علم اداره می شود و کسی که قصد دارد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند یا باید خودش مسلط به علوم جدید و عقلانیت جدید باشد و یا مشاوران و همکارانی که بر می گزیند همگی از چنین ویژگی هایی برخوردار باشند. بسیار بی اخلاقی است که نامزدی وارد چنین عرصه ای شود و از حداقل های علمی و عقلانی برخوردار نباشد. اداره کردن جامعه امروز با پیچیدگی های بسیاری که دارد بدون عقلانیت و علوم و دانش های جدید کاملا دور از انتظار است و نامزدی که نسبت به چنین موضوع حساس و مهمی اطلاع کافی نداشته باشد ورودش به عرصه انتخابات عملی غیر اخلاقی است. واضح بگویم که غیر عقلانی و غیر علمی عمل کردن در عرصه انتخابات مساوی است با غیر اخلاقی عمل کردن و این با اخلاق انتخاباتی سازگاری ندارد. دادن وعده های غیر علمی و غیر منطقی نامزدها همگی نشان از بی اخلاقی آنان دارد. نامزدی که هر عدد و رقمی را به زبان می آورد که بلکه رأی جمع کند و از صندوق انتخابات بیرون بیاید ضمن این که غیر علمی و غیر عقلانی عمل می کند بی اخلاقی خودش را به نمایش می گذارد. نامزدی که بر خلاف روش های علمی و عقلانی وعده های خلاف واقع می دهد و با روش های غیر علمی و غیر عقلانی خواهان اداره جامعه است یقینا اخلاق انتخاباتی را رعایت نمی کند و شایستگی رییس جمهور شدن را ندارد...../ ادامه دارد ....

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰اخلاق انتخاباتی:( بخش دوم)

📕۲.داشتن برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت؛

با توجه به این که تجربه چند دهه اخیر در ایران نشان داده است که معمولا کسانی که به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند دو دوره ۴ ساله که جمعا ۸ سال می شود بر مسند قوه مجریه می نشینند، لذا باید دارای برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت باشند. اکنون برخی از نامزدهای ریاست جمهوری در این دوره کاملا بی برنامه هستند و صرفا دلشان را به دادن یارانه و ایجاد شغل و یا حداکثر ازدواج جوانان خوش کرده اند. چنین اقداماتی نشان از بی برنامگی این نامزدها دارد. باور بفرمایید کدخدای یک ده هم می تواند بگوید من یارانه می دهم و یا برای ازدواج جوانان فلان کار را می کنم.آیا این حرفها به معنای داشتن برنامه است؟ کسانی که با حوزه برنامه ریزی اجتماعی آشنایی اندکی دارند می دانند که هر برنامه ریزی ای نیازمند سیاستگذاری بنیانی در زمینه های گوناگون است و سیاستگذاری اجتماعی امروزه یک دانش تخصصی و میان رشته ای است که نیازمند سال ها کار تخصصی و کارشناسی می باشد. روشن است که برخی نامزدها اساسا با دانش سیاستگذاری و به تبع آن با دانش برنامه ریزی هیچ گونه آشنایی ندارند و مشکلات و مسائل را بسیار دست کم گرفته اند و با ساده سازی و ساده انگاری مسائل خواهان رفع آنها در مدت زمان کوتاهی هستند. آن هم راه حل های کاملا عوام فریبانه و دارای پیامدهای زیانبار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. به راستی این چه هنری است که نامزدی بگوید من میزان یارانه ها را افزایش می دهم تا مشکلات اقتصادی مردم حل شود؟ آیا این نشان از بی صداقتی و بی اخلاقی در عرصه انتخابات نیست؟ نامزدها باید بدانند که دیگر دوران سیب زمینی دادن، یارانه دادن و شغل مصنوعی ایجاد کردن گذشته است و مشکلات جامعه ایران بسی ریشه دارتر و پیچیده تر از آن است که با این اقدامات پوپولیستی حل و فصل شود. مگر این که نامزدهای مورد نظر یا مردم را دست کم گرفته باشند و در صدد فریب آنان باشند و یا این که از مدیریت روشمند، علمی و عقلانی غافل اند که در هر دو صورت دست به اقدامی غیر اخلاقی زده اند.

📕۳.صادق بودن با مردم؛

نامزدهای محترم هر انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری لازم است صادقانه بگویند که کشور دارای چه مشکلات، مسائل و آسیب های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، زیست محیطی و فرهنگی است و این که صادقانه راه حل های علمی و منطقی را ارائه کنند. البته بخش زیادی از مردم جامعه ایران امروزه به مدد شبکه های اجتماعی و افزایش سطح سواد و آگاهی تا حدود زیادی از مشکلات به صورت کلی با خبرند، اما اولا نگاه تخصصی به مسائل و مشکلات ندارند، ثانیا اولویت بندی درستی در این زمینه ندارند، ثالثا ریشه های بروز این مشکلات را به صورت تخصصی دنبال نمی کنند و رابعا این که راه حل علمی و منطقی چندانی را هم سراغ نمی گیرند. لذا نامزدها باید این چند اصلی که بر شمردم را به طور جدی و اساسی دنبال کنند که این نشان از صداقت آنان دارد. نامزدی که مثلا می گوید من چندین میلیون شغل ایجاد می کنم ضمن این اصلا نگاه علمی و عقلانی به مشکل بیکاری ندارد، بدتر این که درصدد فریب مردم است، چرا که ایجاد چندین میلیون شغل در کوتاه مدت به هیچ وجه شدنی نیست و مستلزم زیر ساخت ها و آمادگی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بنیانی است. کشور ایران که اکنون گرفتار مسائل اقتصادی و اجتماعی جدی است و زمینه مناسبی برای ورود سرمایه گذاران خارجی را ندارد و یا در زمینه گردشگری برنامه مشخصی ندارد چگونه نامزدی ادعا می کند که چند میلیون شغل ایجاد می کند؟ و این موضوع نشان دهنده عدم صداقت این نامزد است...../ ادامه دارد ...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰اخلاق انتخاباتی: ( بخش سوم)

📕۴.داشتن روحیه نقد پذیری؛

نامزد انتخابات باید نقدهای مشفقانه و البته نه تخریب ها و تهمت ها را با جان و دل بشنود و برای رفع نواقص و عیوبی که احتمالا بدانها متصف است بکوشد. نامزدی که فردا روزی می خواهد بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند باید تمامی نقدهای کارشناسانه و فنی را بخواهد و بخواند و بشنود تا از میان این نقدها راه حل مشکلات و مسائل را دریابد. متأسفانه در جامعه ایران به طور کلی نقد و نقادی جایگاه ممتازی ندارد و هنوز تحمل شنیدن نقد دیگران برای همه سخت و دشوار است و این موضوع درعرصه های سیاسی و انتخاباتی اساسا وضع بدتری دارد. به نظر من نامزدی موفق است که بیاید یک کمیته یا کمیسیون نقد و نقادی راه اندازی کند و از دل نقدهای سازنده راه حل های برون رفت از مشکلات را جستجو کند. در مناظره های انتخاباتی در ایران عموما دیده می شود که روحیه نقد پذیری پایین است و بدبختانه شاهد روحیه پرخاشگری و تندخویی هستیم. نقادی غیر از تهمت و افترا زدن است و باید بر اساس استدلال و مستندات محکم برنامه های نامزد دیگر را نقد نمود و نه این که به دروغ و تهمت متوسل شد. اگر نامزدی خلاف چنین شیوه ای که گفته شد عمل کند رفتار غیر اخلاقی از خود نشان می دهد و باید که با رأی ندادن به چنین افرادی به ایشان یادآور شد که با هر عمل غیر اخلاقی ای نمی توان بر سریر قدرت نشست.

📕۵.عمل گرایی در برابر شعار گرایی؛

اگر چه در انتخابات معمولا شعار دادن و وعده و وعید دادن رایج می شود اما این نباید به رویه ای برای نامزدها تبدیل شود و از این وضعیت سوء استفاده ای صورت بگیرد تا آرای بیشتر جمع شود. جامعه ایران متأسفانه تا حدود زیادی شعار زده است و در بیشتر عرصه ها چنین رویه ای معمول است، اما می دانیم که چنین رویه ای نمی تواند مشکلات و مسائل را به طور ریشه ای و اساسی حل و فصل نماید. نامزدها موظفند با درایت و تدبیر و عقلانیت هر چه بیشتر روند عمل گرایانه را جایگزین شعار کنند. شعار دادن یعنی عوام فریبی و وعده های خلاف عقل دادن و حقیقت این است که دیگر مردم از شعار دادن و کاری نکردن خسته شده اند. البته عمل گرایی مستلزم علم گرایی و برنامه گرایی است، چرا که عمل گرایی بدون علم و عقلانیت و برنامه همان شعار گرایی و عوام گرایی است. عمل گرایی در این نوشته منظور عمل گرایی عالمانه و عاقلانه است و غیر از فله ای و شعاری عمل کردن است.

📕۶.مردم مداری و نه مردم فریبی؛

مردم مداری یعنی در راستای منافع بلند مدت تمامی افراد جامعه از هر قشر و طبقه و گروهی برنامه داشتن و اقدام کردن است و این غیر از مردم فریبی است که وعده های توخالی و دهان پر کن دادن و از احساسات آنها سوء استفاده کردن را تداعی می کند. نامزدی که ادعا می کند به میان مردم می رود و از نزدیک پای درد دل آنان می نشیند و به نیازهای فوری و فوتی آنان پاسخ های غیر معقول می دهد نوعی مردم فریبی را در پیش گرفته است و نه مردم مداری را. افزایش بی پشتوانه یارانه ها، وام ازدواج، وعده ساختن ملیونها مسکن و ایجاد مشاغل مصنوعی و بی ثبات دقیقا مصداق مردم فریبی است که متأسفانه در بین برخی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و شوراها رواج یافته است. تقویت بنیه های اقتصادی، گسترش و تقویت زیر ساختهای اقتصادی، افزایش سرمایه گذاری بلند مدت، افزایش آزادی های مدنی و قانونی در جامعه، افزایش آگاهی و مشارکت های سیاسی و اجتماعی مردم در امور مختلف جامعه، گسترش حقوق شهروندی، افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی از جمله مصداق های مردم مداری تلقی می شوند. تاکنون از برخی نامزدهای ریاست جمهوری فعلی سخنی از حقوق شهروندی، آزادی های مدنی و قانونی، رفاه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تقویت زیر ساخت های اقتصادی، و…شنیده نشده است و خوب می دانیم که این نامزدها هیچ برنامه ای در زمینه هایی که اشارت رفت، ندارند و دست خالی و صرفا با چند شعار عوام فریبانه وارد کارزار انتخاباتی شده اند./✍ دکتر محمد باقر تاج الدین: استادیار جامعه شناسی دانشگاه

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰مهمترین مهارت های لازم برای کاندیدای شورای شهر کدامند؟!

🔷انتخابات شوراي شهر كه اين روزها پارلمان شهري نيز ناميده مي شود، چندي ديگر برگزار مي شود و امور و مديريت يك شهر با همه مصائب و مواهبي كه دارد، بر عهده گروهي منتخب قرار مي گيرد. كانديداهاي متعددي با سلايق و برنامه هاي مختلف پا به عرصه گذاشته اند و از هر فرصتي براي اعلام و رونمايي از برنامه هاي خود استفاده مي نمايند. اگر موشكافانه به مسايل شهري بينديشيم سوالات متفاوتي پيش مي آيد. اعضاي شوراي شهر بايد از جنبه هاي مختلف مديريتي، روانشناختي، جامعه شناسي و موارد ديگر چه برتري نسبت به مردم عادي داشته باشند و يا كاملتر بگوييم عضو موثر و شوراي تاثيرگذار چه مهارت ها و و ويژگيهایی باید داشته باشند ؟

🔷بی تردید حضور در شورای شهر قبل از آنکه یک شغل همراه با درآمد باشد یک مسئولیت اجتماعی بسیار سنگین است. شوراهای شهر و روستا یکی از نهاد های موثر در پیشبرد برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و فرهنگی هر شهر و روستا هستند، لذا تصمیماتی که در این شورا گرفته می شوند هر چند حرف آخر را در این زمینه ها نمی زنند اما می توانند تاثیرات جدی و طولانی مدتی بر سرنوشت شهروندان یک شهر داشته باشند و در صورتی که نابجا باشند، نقطه تاریکی در پیشینه کاری تصمیم گیرندگان محسوب شده و می توانند تا مدت ها سبب بدنامی آنها شوند!

🔷اصولا انجام هر حرفه و مسئولیتی نیاز مند یک سری تخصص ها، مهارتها و شایستگی ها است، که بدون توجه به آنها انجام اون مسئولیت با مشکل مواجه میشود.

🔷قبل از اینکه پاسخ دهیم که شرایط احراز یک شغل یا مسئولیت چیست باید بدرستی بررسی کرد که وظائف و اختیاراتی که برای آن شغل طبق مقررات یا قوانین در نظر گرفته اند چیست و سپس پاسخ داد که برای احراز و انجام شایسته آن چه مهارتها ، دانش ها و توانایی هایی لازم است.

🔷 بدین منظور با مطالعه وظایف و اختیارات ۳۵ گانه شورای اسلامی شهر و روستا که در قانون اساسی آمده است، میتوان این استنباط را داشت که انجام این مسئولیت خطیر را در قالب دو طیف شایستگی؛ شایستگی های تخصصی, و شایستگی های عمومی میتوان مطرح کرد و در مورد آنها به بحث نشست.

🔷همانگونه که در قانون وظائف اعضای شورا آمده است، شورای شهر تصمیمات مختلفی را باید بگیرد که نیازمند تخصصهای مختلفی است که چه بسا خارج از تخصص حرفه ایی اعضای شورا باشد و لازم است اعضای شورا از متخصصین مختلف مشورت بگیرند حتی اگر در شورا چند نفر با تخصص مورد نیاز وجود داشته باشد. مطمنا افرادی خارج از شورا خواهند بود که اطلاعات بهتری داشته باشند و مشورت با آنها ضروری است. شایستگی های تخصصی همچون مهندسی معماری، مهندسی شهرسازی، مهندسی برق، نظامات مهندسی معدن، کشاورزی و آبیاری، کارشناسی محیط زیست، کارشناسی بهداشت، مهندس ساختمان، نظام صنفی رایانه، کارشناسی حقوقی، نظام پزشکی، کارشناسی فرهنگی و هنری ، مهندس کیفیت، مهندس مالی و حسابرسی، و ..... که باید نسبت به ضرورت تصمیمات مختلف، توسط اعضای شورا از متخصصان و کارشناسان بیرونی مورد مشورت قرار گیرند. که بحث و بررسی اینگونه شایستگی نیازمند اظهار نظر کارشناسان و متخصصان ذیصلاح این حوزه ها می باشد.

🔷اما همچنان که پیشتر گفته شد علاوه بر این شایستگی های تخصصی، یک سری از شایستگی ها و مهارت جنرال و عمومی برای انجام بهینه مسئولیت خطیر شورای شهر لازم و ضروری است که بنده سعی میکنم در پست های آتی به قدر وسع خویش به تشریح و تبیین تعدادی از انها بپردازم./ امیدوارم که مفید و موثر بوده باشد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📕تخصص یا تعهد و تقوا؟

🔷سالها پیش کلیپی را از سایت یوتیوب دیدم که متعلق به ماههای اول انقلاب، یعنی سال 58 بود. مناظره ای بسیار داغ بین مهندس بازرگان، شهید بهشتی و چند مهمان دیگر که تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا.

🔷شهید بهشتی معتقد بود که مسئولین ما باید متعهد باشند و مرحوم بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهمتر است.

🔷در لابلای بحث مرحوم بازرگان سئوالی را از شهید بهشتی پرسیدند: آقای دکتر فرض کنیم که شما قصد دارید با اتوبوس از شهرستانی به تهران بیایید. راننده ای داریم که جاده را مثل کف دست میشناسه ولی اهل همه جور گناه و معصیتی است و راننده دیگری داریم که تازه کار است ولی بسیار متقی و اهل تدین. شما باشید خانواده تون رو با کدام راننده راهی میکنید؟!

🔷در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کردند و سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمودند؛ آقا من دیگه صحبتی ندارم!

🔷هر چند مرحوم بازرگان برنده این مناظره بود، ولی این پارادوکس هیچ گاه برای شخص بنده حل نشد و همواره احساسم میگفت که قطعاً تقوا و تعهد بالاتر است!

🔷تا اینکه چندی پیش، پست بسیار قشنگی از یکی از دبیران عزیز دیدم با این مضمون:

🔺از شهید چمران سئوال کردند آقای دکتر تقوا بالاتر است یا تخصص؟

🔺شهید چمران فرمودند تقوا بالاتر است! ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند، قطعاً انسان بی تقوایی است!!!

🔺هزاران افسوس که اینگونه شد سرنوشت ایران ما بدست نابلدان بی تقوا...

🔷 و اما به شخصه خودم معتقدم که: "تعهد یک فضیلت درونی است و تخصص یک مهارت بیرونی. تعهد با سالها اخلاق گرایی، پرهیز گاری، ریاضت درون و سلوک در مراتب دین و عرفان ساخته می شود. تخصص هم با سالها دانش پژوهی، خرد ورزی، مهارت افزایی، کار و فعالیت متمرکز و پیمودن مراحل متعدد یک کارراهه شغلی از پایین به بالا شکل می گیرد. حالا بسته به هوش و استعداد و تمرکز و جد و جهد، افراد است که می تواند این دو را کم و بیش بهتر یا کاملتر از دیگری در خود تقویت کرده و نهادینه کند. اما به هر حال مستلزم کوشش و صرف وقت بسیاری است که در نهایت منتج به محصول شود.

🔷و به نظرم مقایسه این دو با هم از اصل اشتباه است. شیوه درست این است که کارها را بر حسب تخصص به افراد بسپاریم تا هر کس سرجای خودش قرار گیرد. آنگاه جامعه ای سالم و پیشرو خواهیم داشت و چنین جامعه در نهایت این تعهد را در خود متبلور می کند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰۳۰ ویژگی افراد توانا و دانا

۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند.

۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند.

۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند.

۴-وقت ندارند که دروغ بگویند.

۵-بسیار انتخاب می کنند. چون ذهن اولویت‌بندی شده دارند.

۶-تفاوت‌های انسان ها را می‌ستایند.

۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند.

۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند.

۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی می‌دانند.

۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط‌ اند.

۱۱-در فهم رفتار انسان ها، اول منافع آنها را می شکافند.

۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح می‌دهند، زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است.

۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت می‌دانند.

۱۴-راستگو هستند. چون منافع دراز مدت دارند.

۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند. تا اعتماد دیگران را حفظ کنند.

۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند.

۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکه‌های ارتباطی خود هستند.

۱۸-بعد از شش ماه که آنها را می‌بینید، متوجه بهتر شدن آنها می‌شوید.

۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست.

۲۰-میلی‌متری مراقب سخنانشان هستند.

۲۱-مبنای توانایی هایشان، قدرت نرم است.

۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور می‌کنند.

۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند.

۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند.

۲۵-آنقدر تلاش می‌کنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل می‌کنند.

۲۶-با هر فردی، دوست نمی‌شوند.

۲۷-وقتی با فردی آشنا می‌شوند می‌پرسند: چه کتابی این روزها می‌خوانید؟

۲۸-سلول‌های مغزشان، فرصت استراحت ندارند.

۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند.

۳۰-سؤالاتشان از پاسخ‌هایشان به مراتب مهم‌تر است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 تصنیف شکوه - عبدالحسین مختاباد

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم

اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم

شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم

🌸کانال مدیران شایسته

🌹@Competentmanagers