Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔آمارهای تکان دهنده درباره " دروغ " و رواج آن در جامعه ایران!!
⛔48 درصد مردم ایران معتقدند دروغ در ایران زیاد است.
🔰پیمایشی درباره رواج دروغ در جامعه ایران انجام شده که نتیجه آن را در فیلم زیر ببینید.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
⛔48 درصد مردم ایران معتقدند دروغ در ایران زیاد است.
🔰پیمایشی درباره رواج دروغ در جامعه ایران انجام شده که نتیجه آن را در فیلم زیر ببینید.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰چرا دروغگویی در ایران رو به افزایش است؟ (قسمت اول)
🔺این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد.
✍ دکتر مریم امیری: روانشناس بالینی
🔺اغلب افراد در زندگی روزمرهشان، آگاهانه یا ناآگاهانه، دروغ را تجربه کردهاند. بر اساس تحقیقات دپالو که سال ۱۹۹۶ منتشر شده، ۲۵ درصد افراد در روابط بین فردیبا دیگران و در زندگی روزمرهشان دروغ میگویند. این امر نشان میدهد که دروغ به عنوان بخشی از رفتارهای اجتماعی شناخته شده است.
🔶افراد چگونه دروغ میگویند؟
🔺افراد شیوههای مختلفی برای دروغ گفتن دارند. برخی از افراد بهندرت دروغ میگویند و پس از دروغ گفتن، خیلی زود احساس پشیمانی و گناه میکنند و از فرد مقابل پوزش میخواهند. برخی دیگر از افراد گهگاه دروغ میگویند و معمولا هراسی از دروغ گفتنشان ندارند. افراد مقابلشان نیز به راحتی دروغ آنها را درمییابند و در بسیاری موارد، دروغهای آنان برای فرد مقابل کسلکننده و آزاردهنده است.
🔺 دسته دیگر، افرادی هستند که استعداد و مهارت خاصی در دروغگفتن، و همراه با آن، بهکاربردن زبان بدن و تعامل با دیگران دارند. اطرافیان چنین افرادی متوجه دروغگویی آنان میشوند، اما معمولا از همصحبتی با آنان لذت میبرند، چون گوشدادن به آنان سرگرمکننده است.
🔺دسته آخر، افرادیهستند که بهاجبار و برای فرار از واقعیت یا فاششدن حقیقتی، دروغ میگویند. این دسته دقت میکنند که دروغهای قبلیشان را به خاطر بسپارند و مطالعه میکنند که چطور میتوانند بهتر دروغ بگویند تا دیگران راحتتر بپذیرند. مانند فردی که معتاد یا مجرم و …است و در پی هر دروغی، دروغِ دیگری میگوید، و این روش البته بر مشکلات روحی و شخصیتی آنها میافزاید.
🔶میزان دروغگویی در کشورهای مختلف:
دانشگاه شرق انگلیس در سال ۲۰۱۵ میزان صداقت در بین ۱۵ کشور جهان را مورد بررسی قرار داد که کشورهای برزیل، چین، مصر، ژاپن، روسیه، سوییس، ترکیه، آمریکا، آرژانتین، دانمارک، انگلیس، هند، پرتغال، و آفریقای جنوبی را در بر میگرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، کشور چین پایینترین میزان صداقت و کشور انگلیس بالاترین میزان صداقت را به خود اختصاص دادند. میزان عدم صداقت یا دروغگویی در چین ۷۰ درصد بوده است و میزان دروغگویی یا عدم صداقت در انگلستان، ۳.۴ درصد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که آمریکا با میزان کمتر از ۴۰ درصد دروغگویی، رتبه هشتم را در میان کشورهای دیگر بهدست آورده است. ایران در لیست آن کشورها نبود.
🔶در ایران، آمارها از افت اخلاق در جامعه خبر میدهند:
🔺در ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ پژوهشهای مختلفی تحت عنوان «پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» با محوریت میزان صداقت، دروغ و امانتداری، از سوی شورای اجتماعی کشور انجام شده است. نتایج دو پیمایش در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳در زمینه میزان صداقت و درستکاری در جامعه، سیر نزولی چشمگیری داشته است.
🔺مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۸۶ تحقیقی درباره میزان دروغ در جامعه انجام داد، و بر مبنای نتایج آن پژوهش، ۹۹ درصد افراد وجود دروغ را در جامعه تایید کردند، و یک درصد باقیمانده نیز فقط وجود دروغ را رد نکردند.
🔺نگاهی به نتایج پژوهشهای ملی در زمینه میزان صداقت در جامعه در سالهای قبل از ۱۳۸۳، نشان میدهد که در سال ۱۳۷۲ میزان صداقت ۲۳درصد، در سال ۱۳۷۹ میزان صداقت ۱۸ درصد و در سال ۱۳۸۲، نه درصد بوده است که متاسفانه حاکی از روندی نزولی در میزان صداقت است.
🔺تازهترین نظرسنجی، به موج سوم «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بازمیگردد که از سوی دفتر طرحهای ملی ارشاد در سال ۱۳۹۵ روی ۱۹ هزار نمونه در شهرها و روستاهای ایران انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۹ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد.
🔺نتایج این تحقیقات نشانگر میزان بالای دروغ و عدم صداقت در سطح جامعه و سپس در بین افراد و خانواده است. افزایش میزان دروغ میتواند به معنای کاهش اعتماد در سطح جامعه باشد، که به نوبه خود، به احساس ناامنی در بین افراد جامعه میانجامد. این احساس ناامنی هرازگاهی خود را در اعتراضات مردمی و حتی در اظهارات برخی از مسئولان کشور نشان میدهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷، حسین هاشمی (قائممقام وزیر کشور)به مناسبت روز جانباز، به رواج دروغگویی در ایران اشاره کرد و از قوه قضاییه خواستار پیگیری پروندههای تهمت و دروغ علیه مسئولان کشور شد.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔺این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد.
✍ دکتر مریم امیری: روانشناس بالینی
🔺اغلب افراد در زندگی روزمرهشان، آگاهانه یا ناآگاهانه، دروغ را تجربه کردهاند. بر اساس تحقیقات دپالو که سال ۱۹۹۶ منتشر شده، ۲۵ درصد افراد در روابط بین فردیبا دیگران و در زندگی روزمرهشان دروغ میگویند. این امر نشان میدهد که دروغ به عنوان بخشی از رفتارهای اجتماعی شناخته شده است.
🔶افراد چگونه دروغ میگویند؟
🔺افراد شیوههای مختلفی برای دروغ گفتن دارند. برخی از افراد بهندرت دروغ میگویند و پس از دروغ گفتن، خیلی زود احساس پشیمانی و گناه میکنند و از فرد مقابل پوزش میخواهند. برخی دیگر از افراد گهگاه دروغ میگویند و معمولا هراسی از دروغ گفتنشان ندارند. افراد مقابلشان نیز به راحتی دروغ آنها را درمییابند و در بسیاری موارد، دروغهای آنان برای فرد مقابل کسلکننده و آزاردهنده است.
🔺 دسته دیگر، افرادی هستند که استعداد و مهارت خاصی در دروغگفتن، و همراه با آن، بهکاربردن زبان بدن و تعامل با دیگران دارند. اطرافیان چنین افرادی متوجه دروغگویی آنان میشوند، اما معمولا از همصحبتی با آنان لذت میبرند، چون گوشدادن به آنان سرگرمکننده است.
🔺دسته آخر، افرادیهستند که بهاجبار و برای فرار از واقعیت یا فاششدن حقیقتی، دروغ میگویند. این دسته دقت میکنند که دروغهای قبلیشان را به خاطر بسپارند و مطالعه میکنند که چطور میتوانند بهتر دروغ بگویند تا دیگران راحتتر بپذیرند. مانند فردی که معتاد یا مجرم و …است و در پی هر دروغی، دروغِ دیگری میگوید، و این روش البته بر مشکلات روحی و شخصیتی آنها میافزاید.
🔶میزان دروغگویی در کشورهای مختلف:
دانشگاه شرق انگلیس در سال ۲۰۱۵ میزان صداقت در بین ۱۵ کشور جهان را مورد بررسی قرار داد که کشورهای برزیل، چین، مصر، ژاپن، روسیه، سوییس، ترکیه، آمریکا، آرژانتین، دانمارک، انگلیس، هند، پرتغال، و آفریقای جنوبی را در بر میگرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، کشور چین پایینترین میزان صداقت و کشور انگلیس بالاترین میزان صداقت را به خود اختصاص دادند. میزان عدم صداقت یا دروغگویی در چین ۷۰ درصد بوده است و میزان دروغگویی یا عدم صداقت در انگلستان، ۳.۴ درصد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که آمریکا با میزان کمتر از ۴۰ درصد دروغگویی، رتبه هشتم را در میان کشورهای دیگر بهدست آورده است. ایران در لیست آن کشورها نبود.
🔶در ایران، آمارها از افت اخلاق در جامعه خبر میدهند:
🔺در ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ پژوهشهای مختلفی تحت عنوان «پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» با محوریت میزان صداقت، دروغ و امانتداری، از سوی شورای اجتماعی کشور انجام شده است. نتایج دو پیمایش در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳در زمینه میزان صداقت و درستکاری در جامعه، سیر نزولی چشمگیری داشته است.
🔺مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۸۶ تحقیقی درباره میزان دروغ در جامعه انجام داد، و بر مبنای نتایج آن پژوهش، ۹۹ درصد افراد وجود دروغ را در جامعه تایید کردند، و یک درصد باقیمانده نیز فقط وجود دروغ را رد نکردند.
🔺نگاهی به نتایج پژوهشهای ملی در زمینه میزان صداقت در جامعه در سالهای قبل از ۱۳۸۳، نشان میدهد که در سال ۱۳۷۲ میزان صداقت ۲۳درصد، در سال ۱۳۷۹ میزان صداقت ۱۸ درصد و در سال ۱۳۸۲، نه درصد بوده است که متاسفانه حاکی از روندی نزولی در میزان صداقت است.
🔺تازهترین نظرسنجی، به موج سوم «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بازمیگردد که از سوی دفتر طرحهای ملی ارشاد در سال ۱۳۹۵ روی ۱۹ هزار نمونه در شهرها و روستاهای ایران انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۹ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد.
🔺نتایج این تحقیقات نشانگر میزان بالای دروغ و عدم صداقت در سطح جامعه و سپس در بین افراد و خانواده است. افزایش میزان دروغ میتواند به معنای کاهش اعتماد در سطح جامعه باشد، که به نوبه خود، به احساس ناامنی در بین افراد جامعه میانجامد. این احساس ناامنی هرازگاهی خود را در اعتراضات مردمی و حتی در اظهارات برخی از مسئولان کشور نشان میدهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷، حسین هاشمی (قائممقام وزیر کشور)به مناسبت روز جانباز، به رواج دروغگویی در ایران اشاره کرد و از قوه قضاییه خواستار پیگیری پروندههای تهمت و دروغ علیه مسئولان کشور شد.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰چرا دروغگویی در ایران رو به افزایش است؟ (قسمت دوم)
🔷دلایل روانشناختی رواج دروغگویی در ایران:
🔺نگرشهای روانشناختی مختلفی درباره دلایل دروغگویی وجود دارد.
🔸فردی که دروغ میگوید، معمولا از روبهرویی با واقعیتی میترسد و سعی میکند حقیقتی را پنهان کند.او دروغ به عنوان مکانیزم دفاعی برای کنترل ترس و اضطرابش استفاده میکند. فرد با دروغ گفتن مانند سپری از خود درونیاش محافظت، و به طور موقت احساس آرامش میکند. در اغلب موارد فرد آگاهانه و خودخواسته سعی در نادیدهانگاشتن و انکار واقعیت دارد و به دروغ متوسل میشود، و با این کار، رفتار نامطلوبش را توجیه میکند.
🔷دروغگو از چه چیزی میگریزد؟
از زوایه روانشناختی و تحلیل شخصیتی، زمانی که فرد فرصت شناختن خود درونیاش را نداشته باشد، به دلیل رنج ناشی از تعارضات درونی، ترجیح میدهد به جای حل تعارضاتش از آنها فرار و انکارشان کند.چرا که توجه به خود درونی و تعارضات اولیه، برای فرد استرسآور است و منجر به افزایش اضطراب میشود.فرد نمیداند که چطور میتواند بر استرس ناشی از تعارضاتش غلبه کند، بنابراین راحتترین روش ممکن، دروغ گفتن، را انتخاب میکند. بخشی از این انتخاب، به تعارضات دوران کودکی فرد بر میگردد. چنان تعارضاتی سپس در بزرگسالی انباشته میشود و فرد مدام میکوشد تا از آنها بگریزد و یا سرکوبشان کند.
🔺در واقع، دروغ لایههای شخصیتی غیرواقعیای میسازد که با دور کردن فرد از خود، او را به «خود»ی مبدل میکند که آرزوی بودنش را در سر دارد؛ «خود»ی که کاملا با خود درونی و اکنونیاش در تضاد است. این مسئله، بروز مشکلات ذهنی - روانی و عقدههای درونی فرد را دامن میزند و عوارض رفتاری آن در روابط با اطرافیان، در خانواده و در سطح جامعه، خود را در قالب رفتارهایی چون پرخاشگری، حسادت، افسردگی، اضطراب، بدبینی و رفتارهای ضداجتماعی و…، نشان میدهد.
🔺 اما مازلو، تحلیل عمیقی از ریشههای دروغگویی در سطح جامعه دارد. بر اساس نظریه هرم مازلو، میتوان گفت که انسان همواره سعی در ارضای نیازهای اولیهاش دارد؛ نیازهایی چون غذا، امنیت، آرامش، رفاه اجتماعی، احترام و خودشکوفایی. وقتی فرد در هر سطح و طبقه اجتماعی برای رسیدن به خواستهها و ارضای نیازهایش با مانعی روبهرو شود، به دروغگویی متوسل میشود و با ارضای نیازش از آن طریق، بیآنکه ارزیابی روشنی از درستی یا نادرستی رفتارش داشته باشد، احساس رضایت میکند. به عنوان مثال، افراد در سطح خانواده به پدر و مادر، همسر و فرزند و .. دروغ میگویند، یا در سطح جامعه به کرات مشاهده میشود که افراد برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی و قدرت و پول و غیره به دروغ متوسل میشوند.
🔷دروغ جامعه را بیمار میکند:
تمامی دلایل دروغگویی در افراد، چه در خانواده و چه در سطح جامعه، نشان از افزایش میزان تعارضات درونی، اضطراب و نارضایتی از خود دارد. اما وقتی تعارضات درونی فرد، بنابر مشکلات گذشته یا شرایط دشوار زندگی، و ناامنیهای زندگی شخصی و اجتماعیانباشتهتر شود، دروغ دیگر نمیتواند راهگشا باشد و منجر به اختلالات شخصیتی میشود، و در نتیجه فرد به رفتارها و اعمال دیگری متوسل میشود که آسیبهای زیادتری برای جامعه در بر خواهد داشت.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔹@CompetentManagers
🔷دلایل روانشناختی رواج دروغگویی در ایران:
🔺نگرشهای روانشناختی مختلفی درباره دلایل دروغگویی وجود دارد.
🔸فردی که دروغ میگوید، معمولا از روبهرویی با واقعیتی میترسد و سعی میکند حقیقتی را پنهان کند.او دروغ به عنوان مکانیزم دفاعی برای کنترل ترس و اضطرابش استفاده میکند. فرد با دروغ گفتن مانند سپری از خود درونیاش محافظت، و به طور موقت احساس آرامش میکند. در اغلب موارد فرد آگاهانه و خودخواسته سعی در نادیدهانگاشتن و انکار واقعیت دارد و به دروغ متوسل میشود، و با این کار، رفتار نامطلوبش را توجیه میکند.
🔷دروغگو از چه چیزی میگریزد؟
از زوایه روانشناختی و تحلیل شخصیتی، زمانی که فرد فرصت شناختن خود درونیاش را نداشته باشد، به دلیل رنج ناشی از تعارضات درونی، ترجیح میدهد به جای حل تعارضاتش از آنها فرار و انکارشان کند.چرا که توجه به خود درونی و تعارضات اولیه، برای فرد استرسآور است و منجر به افزایش اضطراب میشود.فرد نمیداند که چطور میتواند بر استرس ناشی از تعارضاتش غلبه کند، بنابراین راحتترین روش ممکن، دروغ گفتن، را انتخاب میکند. بخشی از این انتخاب، به تعارضات دوران کودکی فرد بر میگردد. چنان تعارضاتی سپس در بزرگسالی انباشته میشود و فرد مدام میکوشد تا از آنها بگریزد و یا سرکوبشان کند.
🔺در واقع، دروغ لایههای شخصیتی غیرواقعیای میسازد که با دور کردن فرد از خود، او را به «خود»ی مبدل میکند که آرزوی بودنش را در سر دارد؛ «خود»ی که کاملا با خود درونی و اکنونیاش در تضاد است. این مسئله، بروز مشکلات ذهنی - روانی و عقدههای درونی فرد را دامن میزند و عوارض رفتاری آن در روابط با اطرافیان، در خانواده و در سطح جامعه، خود را در قالب رفتارهایی چون پرخاشگری، حسادت، افسردگی، اضطراب، بدبینی و رفتارهای ضداجتماعی و…، نشان میدهد.
🔺 اما مازلو، تحلیل عمیقی از ریشههای دروغگویی در سطح جامعه دارد. بر اساس نظریه هرم مازلو، میتوان گفت که انسان همواره سعی در ارضای نیازهای اولیهاش دارد؛ نیازهایی چون غذا، امنیت، آرامش، رفاه اجتماعی، احترام و خودشکوفایی. وقتی فرد در هر سطح و طبقه اجتماعی برای رسیدن به خواستهها و ارضای نیازهایش با مانعی روبهرو شود، به دروغگویی متوسل میشود و با ارضای نیازش از آن طریق، بیآنکه ارزیابی روشنی از درستی یا نادرستی رفتارش داشته باشد، احساس رضایت میکند. به عنوان مثال، افراد در سطح خانواده به پدر و مادر، همسر و فرزند و .. دروغ میگویند، یا در سطح جامعه به کرات مشاهده میشود که افراد برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی و قدرت و پول و غیره به دروغ متوسل میشوند.
🔷دروغ جامعه را بیمار میکند:
تمامی دلایل دروغگویی در افراد، چه در خانواده و چه در سطح جامعه، نشان از افزایش میزان تعارضات درونی، اضطراب و نارضایتی از خود دارد. اما وقتی تعارضات درونی فرد، بنابر مشکلات گذشته یا شرایط دشوار زندگی، و ناامنیهای زندگی شخصی و اجتماعیانباشتهتر شود، دروغ دیگر نمیتواند راهگشا باشد و منجر به اختلالات شخصیتی میشود، و در نتیجه فرد به رفتارها و اعمال دیگری متوسل میشود که آسیبهای زیادتری برای جامعه در بر خواهد داشت.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔹@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
🔰نهادینه شدن دروغ در جامعه ی ایرانی؛ (قسمت اول)
🔸نکته؛ این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد .
✍️ دکترفرشاد میرزایی
🔺در طول تاریخ، ایرانیان به راستگو یی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند. تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز، در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود، نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند. از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند. و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان، شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛ و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند.
🔰آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود، این واقعیت تلخ و تاسف برانگیزاست که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر، تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم، بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز، روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم. با اینکه درمذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است، اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و یا جامعه شناختی این پدیده را یک مخرب اجتماعی بدانیم این عمل ناپسند، سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی، از لحاظ فیزیولوژیکی نیز، همچون یک آفت خطرناک، اثرات مخربی بر جسم و روح و روان افراد میگذارد. در عصر مدرنیته، بالاخص در جامعه ی ایرانی متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورها و به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است. و امروزه درجامعه ما، دروغ همانند یک ویروس خطرناک تهدیدی جدی برساختارهای نهادی و خانوادگی زندگی اجتماعی ما سایه افکنده است. و به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…، میگفت: جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود، ویا ادامه می یابد…!!!
🔰براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده ی خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق، ریا، تزویر، غیبت و فریب اشاره نمود. که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند میشود. و پیامد این عادات مذموم، طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید، وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود، واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی، توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد، آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد، و هرگاه در جامعه ای افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی و بدور از شئونات انسانی بشوند، اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید، و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست خواهند داد و دچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند و در پی آن، امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…
براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟
ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته، کجاست!؟؟
چقدر جامعه ی ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود، فاصله گرفته است…!!!!؟
چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت
چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟
چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟/ ادامه دارد....
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔵@CompetentManagers
🔸نکته؛ این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد .
✍️ دکترفرشاد میرزایی
🔺در طول تاریخ، ایرانیان به راستگو یی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند. تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز، در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود، نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند. از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند. و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان، شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛ و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند.
🔰آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود، این واقعیت تلخ و تاسف برانگیزاست که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر، تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم، بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز، روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم. با اینکه درمذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است، اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و یا جامعه شناختی این پدیده را یک مخرب اجتماعی بدانیم این عمل ناپسند، سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی، از لحاظ فیزیولوژیکی نیز، همچون یک آفت خطرناک، اثرات مخربی بر جسم و روح و روان افراد میگذارد. در عصر مدرنیته، بالاخص در جامعه ی ایرانی متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورها و به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است. و امروزه درجامعه ما، دروغ همانند یک ویروس خطرناک تهدیدی جدی برساختارهای نهادی و خانوادگی زندگی اجتماعی ما سایه افکنده است. و به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…، میگفت: جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود، ویا ادامه می یابد…!!!
🔰براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده ی خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق، ریا، تزویر، غیبت و فریب اشاره نمود. که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند میشود. و پیامد این عادات مذموم، طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید، وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود، واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی، توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد، آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد، و هرگاه در جامعه ای افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی و بدور از شئونات انسانی بشوند، اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید، و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست خواهند داد و دچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند و در پی آن، امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…
براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟
ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته، کجاست!؟؟
چقدر جامعه ی ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود، فاصله گرفته است…!!!!؟
چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت
چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟
چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟/ ادامه دارد....
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔵@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
🔰نهادینه شدن دروغ درجامعه ایرانی (قسمت دوم)
🔶آنچه درجامعه ی امروز ما قابل لمس ونمایان می باشد، نشان دهنده ی این واقعیت تلخ و نا امیدکننده است که آفتی به نام دروغ انسانها را از مسیر انسانیت خود خارج نموده است. شاید بدین دلیل باشد که افراد جامعه دچار بی اعتمادی وناامنی نسبت به ساختارهای اجتماعی واز جمله دچار نوعی بدبینی وسوءظن بخاطر بی تدبیری و سوء مدیریت برخی از مسئولين جامعه شده اند. بدین علت که احساس میکنند در مواجه با پیشامدها و چالش های اجتماعی خود را بسیار تنها می بینند. و احساس یأس و اضطراب مینمایند و برخلاف جوامع توسعه یافته که در مواقع بحرانی و درمواجه با پیشامدها و فاجعه های اجتماعی ؛ ودر هرچالشی نه تنها مسئولین مربوطه پشت افراد جامعه را خالی نمی نمایند بلکه خود نیز همگام و همپای با دیگر افراد جامعه بدنبال رفع آن چالش اقدام خواهند کرد به عنوان مثال کشور ژاپن بارها فاجعه ها و بحرانهای بزرگتر از بحرانهای بوجود آمده در کشور ما را تجربه نموده اند اما همیشه با نوعی تعامل دوجانبه یعنی باحضور مستقیم مسئولين و با کمک دیگر افراد جامعه با موفقیت و سربلندی از این بحرانها بیرون آمده اند. نمونه هایی ازاین چالش ها و بحرانها، سونامی سال ۹ ۲۰۰ که حتی شهردار و دیگر مسئولين پا به پای مردم بدون اکراه و تبعیض به مقابله با این پیشامد طبیعی برخواستند. در چنین بحرانهایی همیشه، مردم متکی به دولت و دولت متکی به مردم بوده است. وآنچه قابل تأمل میباشد این واقعیت است که این کشور به همراه چند کشور توسعه یافته ی دیگر مانند نروژ کمترین آمار و میزان فساد را درمیان دیگر جوامع دارا هستند.
🔷آری، ژاپن …!!! کشوری است با فرهنگ و با مردمی فوق العاده از نظر صداقت کاری ورفتاری، به همراه کشور نروژ بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادقترند. و نکته ی قابل توجه این است که. جوامعی که در آنها دروغ کمتر است آمار جرم و جنایت وفساد وتبعیض نیز در آنجا بسیار پایین تر میباشد و همه فارغ از هرگونه کیش و رنگ و نژاد و زبان، همگی از تساوی حقوق و آزادی برخوردارند. وبیشترین رفاه اجتماعی را نیز در بین دیگر جوامع دارا هستند وسالهاست که هرگونه تبعیض را ریشه کن نموده اند، و اما کشورهایی که دروغ در بین آنها بیشتر است، فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی نیز در آنجا بسیار بالاست. مانند ونزوئلا و سومالی و نپال وافغانستان و ایران و متاسفانه وضعیت جامعه ی کنونی ما از لحاظ رواج دروغ حتی از افغانستان هم بیشتر است…
🔶که به قول آلبر کامو که میگوید صادق بودن حتی در شر، بهتر از گمراه شدن در گرداب دروغ است. و ای کاش کمی مردم و مسئولین جامعه ما نیز همانند، چشم بادامی ها اندوخته ای از صداقت و راستی داشتند. و از دروغ این پدیده ویران کننده ی اجتماعی گریزان و روی گردان بودند. هرچند نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بخصوص نهاد خانواده در جهت راستگو نمودن فرزندان در سنین پایین بسیار حائز اهمیت میباشد، اما برای ریشه کن نمودن این پدیده ی مذموم نیازمند همتی بلند و صادقانه درمیان آحاد جامعه و دیگرساختارهای اجتماعی است، که متاسفانه گویا درجامعه ی کنونی ما این همت صادقانه اصلا وجود ندارد. با وجود این که پژوهشهای متعددی در خصوص این ابرچالشهای اجتماعی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و دراین خصوص هشدارهای جدی داده شده است، اما باید اذعان نمود که متاسفانه سالهاست درمواجه با بحران ها و آسیب های اجتماعی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و اگر برفرض محال این صداها بازخوردی نیز داشته باشد، همانند داروغه ی شخصیت کارتونی رابین هود، در بوق و کرنا فریاد برمی آوریم، که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است. یعنی تنها با وارونه سازی واقعیت های موجود جامعه همه چیز را عادی جلوه میدهیم. ویا نهایتا در بحبوحه وکشاکش پیشامدها و چالش های اجتماعی و درعمق فاجعه، تازه بدنبال چاره ای برای مهار بحران موجود و متعاقبا مدیریت بحران دقیقه نودی تشکیل میدهیم. وهنگامی که فاجعه به وقوع پیوست. بدون هیچ حس شرمساری و پشیمانی، به کرسی ریاستمان محکمتر از قبل می چسبیم. که مبادا گزند و خدشه ای بر آن وارد آید. ودر چنین مواقعی برای یافتن حقیقت گمشده در این جامعه ی افسون زده، باید با هزاران دریغ و افسوس بانگ برآوریم وبگوییم؛ در جستجوی صداقت از دست رفته …!!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔶آنچه درجامعه ی امروز ما قابل لمس ونمایان می باشد، نشان دهنده ی این واقعیت تلخ و نا امیدکننده است که آفتی به نام دروغ انسانها را از مسیر انسانیت خود خارج نموده است. شاید بدین دلیل باشد که افراد جامعه دچار بی اعتمادی وناامنی نسبت به ساختارهای اجتماعی واز جمله دچار نوعی بدبینی وسوءظن بخاطر بی تدبیری و سوء مدیریت برخی از مسئولين جامعه شده اند. بدین علت که احساس میکنند در مواجه با پیشامدها و چالش های اجتماعی خود را بسیار تنها می بینند. و احساس یأس و اضطراب مینمایند و برخلاف جوامع توسعه یافته که در مواقع بحرانی و درمواجه با پیشامدها و فاجعه های اجتماعی ؛ ودر هرچالشی نه تنها مسئولین مربوطه پشت افراد جامعه را خالی نمی نمایند بلکه خود نیز همگام و همپای با دیگر افراد جامعه بدنبال رفع آن چالش اقدام خواهند کرد به عنوان مثال کشور ژاپن بارها فاجعه ها و بحرانهای بزرگتر از بحرانهای بوجود آمده در کشور ما را تجربه نموده اند اما همیشه با نوعی تعامل دوجانبه یعنی باحضور مستقیم مسئولين و با کمک دیگر افراد جامعه با موفقیت و سربلندی از این بحرانها بیرون آمده اند. نمونه هایی ازاین چالش ها و بحرانها، سونامی سال ۹ ۲۰۰ که حتی شهردار و دیگر مسئولين پا به پای مردم بدون اکراه و تبعیض به مقابله با این پیشامد طبیعی برخواستند. در چنین بحرانهایی همیشه، مردم متکی به دولت و دولت متکی به مردم بوده است. وآنچه قابل تأمل میباشد این واقعیت است که این کشور به همراه چند کشور توسعه یافته ی دیگر مانند نروژ کمترین آمار و میزان فساد را درمیان دیگر جوامع دارا هستند.
🔷آری، ژاپن …!!! کشوری است با فرهنگ و با مردمی فوق العاده از نظر صداقت کاری ورفتاری، به همراه کشور نروژ بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادقترند. و نکته ی قابل توجه این است که. جوامعی که در آنها دروغ کمتر است آمار جرم و جنایت وفساد وتبعیض نیز در آنجا بسیار پایین تر میباشد و همه فارغ از هرگونه کیش و رنگ و نژاد و زبان، همگی از تساوی حقوق و آزادی برخوردارند. وبیشترین رفاه اجتماعی را نیز در بین دیگر جوامع دارا هستند وسالهاست که هرگونه تبعیض را ریشه کن نموده اند، و اما کشورهایی که دروغ در بین آنها بیشتر است، فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی نیز در آنجا بسیار بالاست. مانند ونزوئلا و سومالی و نپال وافغانستان و ایران و متاسفانه وضعیت جامعه ی کنونی ما از لحاظ رواج دروغ حتی از افغانستان هم بیشتر است…
🔶که به قول آلبر کامو که میگوید صادق بودن حتی در شر، بهتر از گمراه شدن در گرداب دروغ است. و ای کاش کمی مردم و مسئولین جامعه ما نیز همانند، چشم بادامی ها اندوخته ای از صداقت و راستی داشتند. و از دروغ این پدیده ویران کننده ی اجتماعی گریزان و روی گردان بودند. هرچند نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بخصوص نهاد خانواده در جهت راستگو نمودن فرزندان در سنین پایین بسیار حائز اهمیت میباشد، اما برای ریشه کن نمودن این پدیده ی مذموم نیازمند همتی بلند و صادقانه درمیان آحاد جامعه و دیگرساختارهای اجتماعی است، که متاسفانه گویا درجامعه ی کنونی ما این همت صادقانه اصلا وجود ندارد. با وجود این که پژوهشهای متعددی در خصوص این ابرچالشهای اجتماعی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و دراین خصوص هشدارهای جدی داده شده است، اما باید اذعان نمود که متاسفانه سالهاست درمواجه با بحران ها و آسیب های اجتماعی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و اگر برفرض محال این صداها بازخوردی نیز داشته باشد، همانند داروغه ی شخصیت کارتونی رابین هود، در بوق و کرنا فریاد برمی آوریم، که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است. یعنی تنها با وارونه سازی واقعیت های موجود جامعه همه چیز را عادی جلوه میدهیم. ویا نهایتا در بحبوحه وکشاکش پیشامدها و چالش های اجتماعی و درعمق فاجعه، تازه بدنبال چاره ای برای مهار بحران موجود و متعاقبا مدیریت بحران دقیقه نودی تشکیل میدهیم. وهنگامی که فاجعه به وقوع پیوست. بدون هیچ حس شرمساری و پشیمانی، به کرسی ریاستمان محکمتر از قبل می چسبیم. که مبادا گزند و خدشه ای بر آن وارد آید. ودر چنین مواقعی برای یافتن حقیقت گمشده در این جامعه ی افسون زده، باید با هزاران دریغ و افسوس بانگ برآوریم وبگوییم؛ در جستجوی صداقت از دست رفته …!!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from آینده آنی که می آید... (Reza Qadiani)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل دکتر #فرشاد_مومنی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مورد اوضاع فعلی کشور
Forwarded from اتچ بات
📕مشروعیت یک سیستم سیاسی به شدت تحت تأثیر کارآمدی و اثر بخشی آن است.
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰آلمانیها لطیفهای دارند با این مضمون که :
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند , محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود : «همهچیز درباره فیل»... پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان : «فیلها را بهتر بشناسیم» و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد : «مقدمهای بر شناخت فیل»
اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمیکنند زیرا آنان برخلاف گروه اول که میخ طویلۀ خرشان را بر مرکز عالم کوبیدهاند و دیگران اگر شک دارند باید بروند عالم را متر کنند علم محدود خود را محور عالم تصور نمیکنند
مدیران شایسته
----------------
📕@Competentmanagers
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند , محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود : «همهچیز درباره فیل»... پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان : «فیلها را بهتر بشناسیم» و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد : «مقدمهای بر شناخت فیل»
اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمیکنند زیرا آنان برخلاف گروه اول که میخ طویلۀ خرشان را بر مرکز عالم کوبیدهاند و دیگران اگر شک دارند باید بروند عالم را متر کنند علم محدود خود را محور عالم تصور نمیکنند
مدیران شایسته
----------------
📕@Competentmanagers
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟
🔹۱ ـ تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند سنگاپور، کانادا، نیوزیلند و استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون جزء کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند محسوب میشوند.
🔹۲ ـ تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست! زیرا به عنوان مثال ژاپن کشوری است با سرزمین بسیار محدود که ۸۰ درصد آن کوههایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست، اما سومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا و چین است.
این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناروی میباشد که موادخام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میکند.
مثال بعدی سوئیس است؛ کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمیآید اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید و صادر میکند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال میتوان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید میشود. سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانکهای سوئیس). کشورهای کره جنوبی و تایوان نیز چنین هستند.
🔹۳- افراد عالیرتبهای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص میکنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نیر مهم نیستند، زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی میگیرند در کشورهای پیشرفته به نیروهای مولد تبدیل میشوند. بسیاری ازمتخصصان ایرانی و پاکستانی در خارج ازکشور به عنوان نابغه و کارآفرین مطرح هستند.
🔹۴- تقاضای داخلی هم مهم نیست برای مثال کره جنوبی و ژاپن، بهترین و بیشترین چادر مشکی دنیا را تولید میکنند ولی زنان این کشورها از چادر استفاده نمیکنند و آن را صادر مینمایند.
🔰تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهایی است که در طول سالها فرهنگ و مهارت زندگی نام گرفته است. وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میکنند و هیچ گروهی از امتیازات ویژه برخوردار نیستند:
🔺۱- اخلاق به عنوان اصل اساسی (احترام به افکار و سلیقههای دیگران، نفی نکردن عقاید دیگران، خوش رفتاری با همه انسانها، پرسشگری، یادگیری دائمی، کمک به توانمندشدن همه شهروندان، استقبال از نوآوری، صداقت، پرهیز از دروغ و تحقیر).
🔺۲- وحدتنظر در اهداف توسعهای (مثل توسعه فناوری، افزایش تولید ملی، فقرزدایی، تعامل با دنیا، مبارزه با فساد اقتصادی و سیاسی، رشد صادرت، مشارکت ملی، آزادی اطلاعات، چرخشی بودن مدیریت سیاسی از طریق انتخابات آزاد و کنترل کامل رشد جمعیت).
🔺۳- مسئولیتپذیری دولتمردان و تدوین قوانین ساده و شفاف که امکان نظارت مردمی و رسانهای بر آنها باشد.
🔺۴- احترام به قانون و مقررات توسط تمام طبقات اجتماعی به ویژه اجرای قوانین توسط مسئولان دولتی و نظام قضایی مستقل و پاسخگو.
🔺۵- احترام به ساختارهای دمکراتیک و التزام مردم به فرهنگ دمکراسی در تمام ابعاد زندگی (رفتار دمکراتیک یعنی احترام به افکار و سلیقههای دیگران، تأمین حداقل نیازهای زندگی مثل بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی، دوری از تنفر و خشونت، تقویت خردورزی و مشارکت متوازن همه شهروندان در توسعه سیاسی و اجتماعی).
🔺۶- عشق به کار و ارزشمند بودن کار و تولید درجامعه.
🔺۷- تحمل سختیها بهمنظور سرمایهگذاری روی آینده.
🔺۸- میل به ارائه کارهای برتر و فوقالعاده باتوجه به نیاز روز.
🔺۹- نظم پذیری، لذت از زندگی و آیندهنگری.
🔺۱۰- انتخاب صالحترین و باهوشترین افراد به عنوان مدیران عالی کشور: در جوامع پیشرفته مسئولان دولتی از نخبگان، متفکران و روشنفکران اجرایی انتخاب میشوند (ازطریق انتخابات آزاد).
از میان این شاخصها ۲ شاخص یعنی آزادیهای مدنی (مثل آزادی بیان، نظریهپردازی، آزادی رسانههای غیردولتی و…) و آزادی انتخابات در صدر سایر شاخصها بوده و بدون رعایت این دو شاخص توسعه ممکن نیست.
۱۱- تسلط مدیران ارشد به علوم انسانی به ویژه روانشناسی، مردمشناسی، علوم اجتماعی، حقوق شهروندی، رعایت قواعد بینالمللی در کشورهای ثروتمند مشهود است. اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میکنند و مردم عادی معمولاً از نظر فکری جلوتر از اغلب سیاستمداران هستند.
بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹۱ ـ تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند سنگاپور، کانادا، نیوزیلند و استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون جزء کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند محسوب میشوند.
🔹۲ ـ تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست! زیرا به عنوان مثال ژاپن کشوری است با سرزمین بسیار محدود که ۸۰ درصد آن کوههایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست، اما سومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا و چین است.
این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناروی میباشد که موادخام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میکند.
مثال بعدی سوئیس است؛ کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمیآید اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید و صادر میکند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال میتوان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید میشود. سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانکهای سوئیس). کشورهای کره جنوبی و تایوان نیز چنین هستند.
🔹۳- افراد عالیرتبهای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص میکنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نیر مهم نیستند، زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی میگیرند در کشورهای پیشرفته به نیروهای مولد تبدیل میشوند. بسیاری ازمتخصصان ایرانی و پاکستانی در خارج ازکشور به عنوان نابغه و کارآفرین مطرح هستند.
🔹۴- تقاضای داخلی هم مهم نیست برای مثال کره جنوبی و ژاپن، بهترین و بیشترین چادر مشکی دنیا را تولید میکنند ولی زنان این کشورها از چادر استفاده نمیکنند و آن را صادر مینمایند.
🔰تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهایی است که در طول سالها فرهنگ و مهارت زندگی نام گرفته است. وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میکنند و هیچ گروهی از امتیازات ویژه برخوردار نیستند:
🔺۱- اخلاق به عنوان اصل اساسی (احترام به افکار و سلیقههای دیگران، نفی نکردن عقاید دیگران، خوش رفتاری با همه انسانها، پرسشگری، یادگیری دائمی، کمک به توانمندشدن همه شهروندان، استقبال از نوآوری، صداقت، پرهیز از دروغ و تحقیر).
🔺۲- وحدتنظر در اهداف توسعهای (مثل توسعه فناوری، افزایش تولید ملی، فقرزدایی، تعامل با دنیا، مبارزه با فساد اقتصادی و سیاسی، رشد صادرت، مشارکت ملی، آزادی اطلاعات، چرخشی بودن مدیریت سیاسی از طریق انتخابات آزاد و کنترل کامل رشد جمعیت).
🔺۳- مسئولیتپذیری دولتمردان و تدوین قوانین ساده و شفاف که امکان نظارت مردمی و رسانهای بر آنها باشد.
🔺۴- احترام به قانون و مقررات توسط تمام طبقات اجتماعی به ویژه اجرای قوانین توسط مسئولان دولتی و نظام قضایی مستقل و پاسخگو.
🔺۵- احترام به ساختارهای دمکراتیک و التزام مردم به فرهنگ دمکراسی در تمام ابعاد زندگی (رفتار دمکراتیک یعنی احترام به افکار و سلیقههای دیگران، تأمین حداقل نیازهای زندگی مثل بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی، دوری از تنفر و خشونت، تقویت خردورزی و مشارکت متوازن همه شهروندان در توسعه سیاسی و اجتماعی).
🔺۶- عشق به کار و ارزشمند بودن کار و تولید درجامعه.
🔺۷- تحمل سختیها بهمنظور سرمایهگذاری روی آینده.
🔺۸- میل به ارائه کارهای برتر و فوقالعاده باتوجه به نیاز روز.
🔺۹- نظم پذیری، لذت از زندگی و آیندهنگری.
🔺۱۰- انتخاب صالحترین و باهوشترین افراد به عنوان مدیران عالی کشور: در جوامع پیشرفته مسئولان دولتی از نخبگان، متفکران و روشنفکران اجرایی انتخاب میشوند (ازطریق انتخابات آزاد).
از میان این شاخصها ۲ شاخص یعنی آزادیهای مدنی (مثل آزادی بیان، نظریهپردازی، آزادی رسانههای غیردولتی و…) و آزادی انتخابات در صدر سایر شاخصها بوده و بدون رعایت این دو شاخص توسعه ممکن نیست.
۱۱- تسلط مدیران ارشد به علوم انسانی به ویژه روانشناسی، مردمشناسی، علوم اجتماعی، حقوق شهروندی، رعایت قواعد بینالمللی در کشورهای ثروتمند مشهود است. اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میکنند و مردم عادی معمولاً از نظر فکری جلوتر از اغلب سیاستمداران هستند.
بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸ادامه مطلب:
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟
🔷بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
🔰ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است یا اینکه شانس نداشتیم:
🔹۱- ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان باعث فقرمان شده است و نسبت به سرنوشت کشورمان حساس نیستیم، برای بسیاری از ایرانیان مفاهیم توسعه دقیقاً تبیین نشده است. در ایران تولید علم و نظریهپردازی ضعیف است، برای ما یادگیری از جوامع پیشرفته ارزشمند نبوده و علوم انسانی مهم نیست.
🔹۲- ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعایت اصول فوق که توسط کشورهای پیشرفته شناسائی شده است هستیم. سیستم آموزشی در ایران پاسخگوی نیازهای امروزی نیست.
🔹۳- اغلب ما خواهان منافع زودگذر (معجزه) هستیم و قانون را برای دیگران میخواهیم.
🔹۴- ما فاقد نوآوری در سطح کلان هستیم، بسیاری از قوانین ما کهنه و قدیمی هستند.
🔹۵- ما در انتخاب مدیران توانمند و دانش پذیر با امّا و اگرهایی مواجه هستیم.
🔹۶- متخصصان و نخبگان ما انگیزه کافی برای پیشبرد اهداف توسعهای ندارند. در نتیجه یا منفعلاند یا کشور را ترک میکنند.
🔹ضعف تئوریپردازی و فقر خردورزی مشکل مهم جامعه ماست. اگر میهن خود را دوست دارید و خواهان پیشرفت کشور هستید، این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را نقد کنند و تغییر پذیری را در سرلوحه زندگی خویش قراردهند./ دكتر عباس حاتمي
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟
🔷بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
🔰ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است یا اینکه شانس نداشتیم:
🔹۱- ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان باعث فقرمان شده است و نسبت به سرنوشت کشورمان حساس نیستیم، برای بسیاری از ایرانیان مفاهیم توسعه دقیقاً تبیین نشده است. در ایران تولید علم و نظریهپردازی ضعیف است، برای ما یادگیری از جوامع پیشرفته ارزشمند نبوده و علوم انسانی مهم نیست.
🔹۲- ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعایت اصول فوق که توسط کشورهای پیشرفته شناسائی شده است هستیم. سیستم آموزشی در ایران پاسخگوی نیازهای امروزی نیست.
🔹۳- اغلب ما خواهان منافع زودگذر (معجزه) هستیم و قانون را برای دیگران میخواهیم.
🔹۴- ما فاقد نوآوری در سطح کلان هستیم، بسیاری از قوانین ما کهنه و قدیمی هستند.
🔹۵- ما در انتخاب مدیران توانمند و دانش پذیر با امّا و اگرهایی مواجه هستیم.
🔹۶- متخصصان و نخبگان ما انگیزه کافی برای پیشبرد اهداف توسعهای ندارند. در نتیجه یا منفعلاند یا کشور را ترک میکنند.
🔹ضعف تئوریپردازی و فقر خردورزی مشکل مهم جامعه ماست. اگر میهن خود را دوست دارید و خواهان پیشرفت کشور هستید، این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را نقد کنند و تغییر پذیری را در سرلوحه زندگی خویش قراردهند./ دكتر عباس حاتمي
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پویش فکری توسعه
🔴 آیا تغییر استراتژی یا افقگشایی برای ایران یک ضرورت تاریخی است؟
◾️نخستین «گزارش توسعه ملی ایران» است، نشان میدهد که در مجموع شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوتها، فرصتها، ضعفها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین هرگونه استراتژی تهاجمی برای امروز ایران، یک استراتژی ضدتوسعه و تخریبکننده فرصتهای رفاه و رضایت برای ملت ایران محسوب میشود و باید درونزا، بدون تنش، ساکت و خارج از خبرسازی و البته بروننگر به رفع نقاط ضعف و تهدیدها بپردازد، تا راهی برای خروج از وضعیت فعلی آشکار شود.
◾️«شاخص» ابزاری است که قوت یا ضعف شرایط یا احساسات را نمایش میدهد و امکان مقایسه با دیگران یا با دورههای قبل را فراهم میآورد. اگر این تعریف دانشگاه کمبریج را بپذیریم، تنها زمانی میتوانیم قوتها و ضعفهای خود را شناسایی کنیم که به شاخصها نگاه و خود را با دیگران و با گذشته مقایسه کنیم تا راهی برای حرکت به سمت مطلوب پیدا کنیم.
◾️توسعه مفهومی چندبعدی، کیفی و سهل و ممتنع است. درحالیکه همه مردم به صورت شهودی معنای توسعه را در زندگی روزانه خود درک میکنند؛ اما زمانی که بخواهیم از وضعیت دقیق توسعه ایران صحبت کنیم یا بخواهیم به سؤالات زیر پاسخ دهیم، کار مشکل میشود:
▪️موقعیت ایران در فرایند توسعه و در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
▪️چه عواملی باعث وضعیت موجود توسعه ایران شدهاند؟
▪️وضعیت مطلوب توسعه ایران کجاست؟
▪️برای بهترشدن وضعیت موجود توسعه ایران چه استراتژیها و سیاستهایی را باید در پیش گرفت؟
◾️برای پاسخ به سؤالات ساده بالا باید شاخص داشت و بدون آن هیچ حرف دقیقی نمیتوان زد. در گزارش ملی توسعه که در دست تکمیل است، ۱۳ کلانشاخص اصلی شناسایی و بررسی شدهاند؛ این ۱۳ کلانشاخص ۱۲۴ زیرشاخص و ۷۳۴ نماگر دارند. در ادامه پاسخ ساده، روشن و نهایی سؤالات بالا را با استفاده از وضعیت ایران در زیرشاخصها ارائه خواهیم کرد.
◾️میانگین نمره فراشاخص توسعه در سال ۲۰۲۰ برای کل کشورهای جهان ۶.۵۶ است؛ اما نمره فراشاخص توسعه ایران تنها ۵.۴۶ است؛ یعنی ایران از لحاظ توسعه پایینتر از میانگین جهانی قرار دارد. بالاترین کشور یعنی سوئیس نمره ۸۳ و پایینترین کشور یعنی جمهوری کنگو نمره ۲۰ را از صد کسب کردهاند. در مجموع ایران در بین ۱۴۷ کشوری که دادههای آنها موجود است، رتبه ۱۱۴ را دارد و در بین پنج دسته کشور، در میانه دسته چهارم (یعنی توسعه در وضعیت هشدار!) قرار دارد.
◾️اکنون باید دید که از میان ۱۲۴ زیرشاخص توسعه، کدامیک موجب شدهاند که ایران وضعیت نامناسبی پیدا کند و کدامیک نتایج خوبی برای ایران رقم زدهاند. به عبارت دیگر، نقاط ضعف و قوت ایران و همچنین فرصتها و تهدیدهای ایران در تجربه حرکت به سمت توسعه کداماند؟
◾️اگر به این سؤال پاسخ دهیم، میتوانیم عواملی که ایران را در مسیر توسعه متوقف کردهاند و همچنین عواملی که ایران را به جایگاه کنونی رساندهاند، شناسایی کنیم.
◾️براساس وضعیت نمره ایران در ۱۲۴ زیرشاخص، در مقایسه با میانگین جهانی مشخص شد که ایران ۴۰ قوت، ۸۶ ضعف، ۳۸ فرصت و ۸۳ تهدید دارد (که برخی از تهدیدها و ضعفها و برخی از قوتها و فرصتها مشترک هستند).
◾️اکنون پرسش این است که از بین این همه عامل مهم، باید روی کدامیک تمرکز کرد؟ سؤال بعدی این است که ایران باید روی استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کند یا روی پوششدادن و رفع نقاط ضعف خود؟ آیا ایران باید به استفاده از فرصتها بیندیشد یا باید همه انرژی خود را برای دوری از تهدیدها بگذارد؟ بهطورکلی سؤال این است که استراتژی بهینه برای حرکت ایران در راستای خروج این کشور از وضعیت هشدار توسعه چیست؟
🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
#یادداشتهای_توسعه
Telegra.ph/-05-20-1492
◾️نخستین «گزارش توسعه ملی ایران» است، نشان میدهد که در مجموع شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوتها، فرصتها، ضعفها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین هرگونه استراتژی تهاجمی برای امروز ایران، یک استراتژی ضدتوسعه و تخریبکننده فرصتهای رفاه و رضایت برای ملت ایران محسوب میشود و باید درونزا، بدون تنش، ساکت و خارج از خبرسازی و البته بروننگر به رفع نقاط ضعف و تهدیدها بپردازد، تا راهی برای خروج از وضعیت فعلی آشکار شود.
◾️«شاخص» ابزاری است که قوت یا ضعف شرایط یا احساسات را نمایش میدهد و امکان مقایسه با دیگران یا با دورههای قبل را فراهم میآورد. اگر این تعریف دانشگاه کمبریج را بپذیریم، تنها زمانی میتوانیم قوتها و ضعفهای خود را شناسایی کنیم که به شاخصها نگاه و خود را با دیگران و با گذشته مقایسه کنیم تا راهی برای حرکت به سمت مطلوب پیدا کنیم.
◾️توسعه مفهومی چندبعدی، کیفی و سهل و ممتنع است. درحالیکه همه مردم به صورت شهودی معنای توسعه را در زندگی روزانه خود درک میکنند؛ اما زمانی که بخواهیم از وضعیت دقیق توسعه ایران صحبت کنیم یا بخواهیم به سؤالات زیر پاسخ دهیم، کار مشکل میشود:
▪️موقعیت ایران در فرایند توسعه و در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
▪️چه عواملی باعث وضعیت موجود توسعه ایران شدهاند؟
▪️وضعیت مطلوب توسعه ایران کجاست؟
▪️برای بهترشدن وضعیت موجود توسعه ایران چه استراتژیها و سیاستهایی را باید در پیش گرفت؟
◾️برای پاسخ به سؤالات ساده بالا باید شاخص داشت و بدون آن هیچ حرف دقیقی نمیتوان زد. در گزارش ملی توسعه که در دست تکمیل است، ۱۳ کلانشاخص اصلی شناسایی و بررسی شدهاند؛ این ۱۳ کلانشاخص ۱۲۴ زیرشاخص و ۷۳۴ نماگر دارند. در ادامه پاسخ ساده، روشن و نهایی سؤالات بالا را با استفاده از وضعیت ایران در زیرشاخصها ارائه خواهیم کرد.
◾️میانگین نمره فراشاخص توسعه در سال ۲۰۲۰ برای کل کشورهای جهان ۶.۵۶ است؛ اما نمره فراشاخص توسعه ایران تنها ۵.۴۶ است؛ یعنی ایران از لحاظ توسعه پایینتر از میانگین جهانی قرار دارد. بالاترین کشور یعنی سوئیس نمره ۸۳ و پایینترین کشور یعنی جمهوری کنگو نمره ۲۰ را از صد کسب کردهاند. در مجموع ایران در بین ۱۴۷ کشوری که دادههای آنها موجود است، رتبه ۱۱۴ را دارد و در بین پنج دسته کشور، در میانه دسته چهارم (یعنی توسعه در وضعیت هشدار!) قرار دارد.
◾️اکنون باید دید که از میان ۱۲۴ زیرشاخص توسعه، کدامیک موجب شدهاند که ایران وضعیت نامناسبی پیدا کند و کدامیک نتایج خوبی برای ایران رقم زدهاند. به عبارت دیگر، نقاط ضعف و قوت ایران و همچنین فرصتها و تهدیدهای ایران در تجربه حرکت به سمت توسعه کداماند؟
◾️اگر به این سؤال پاسخ دهیم، میتوانیم عواملی که ایران را در مسیر توسعه متوقف کردهاند و همچنین عواملی که ایران را به جایگاه کنونی رساندهاند، شناسایی کنیم.
◾️براساس وضعیت نمره ایران در ۱۲۴ زیرشاخص، در مقایسه با میانگین جهانی مشخص شد که ایران ۴۰ قوت، ۸۶ ضعف، ۳۸ فرصت و ۸۳ تهدید دارد (که برخی از تهدیدها و ضعفها و برخی از قوتها و فرصتها مشترک هستند).
◾️اکنون پرسش این است که از بین این همه عامل مهم، باید روی کدامیک تمرکز کرد؟ سؤال بعدی این است که ایران باید روی استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کند یا روی پوششدادن و رفع نقاط ضعف خود؟ آیا ایران باید به استفاده از فرصتها بیندیشد یا باید همه انرژی خود را برای دوری از تهدیدها بگذارد؟ بهطورکلی سؤال این است که استراتژی بهینه برای حرکت ایران در راستای خروج این کشور از وضعیت هشدار توسعه چیست؟
🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
#یادداشتهای_توسعه
Telegra.ph/-05-20-1492
Telegraph
آیا تغییر استراتژی یا افقگشایی برای ایران یک ضرورت تاریخی است؟
گزارش پیشرو که برگرفته از نخستین «کتاب توسعه ایران» است، نشان میدهد که در مجموع شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوتها، فرصتها، ضعفها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین…
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
⚫️ایرانیان دروغ می گویند چون احساس ناامنی می کنند
🔹 دروغ و دروغگویی در جامعه سبب شده تا جامعه شناسان نسبت به این آسیب هشدار دهند.
🔷اصغر مهاجری جامعه شناس در میزگرد دروغ معتقد است که تحقیقات در مورد دروغ نشان می دهد که ایرانیان به دلیل احساس ناامنی دروغ می گویند چون باید سنگرها را حفظ کنند، برای همین ایرانیان از خودشان چند لایه ساخته اند. در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، استاد مطهری می گوید که هنجار حجاب از ایران گرفته شده بود اما فلسفه آن اسلامی و دینی نبود و به خاطر ناامنی جامعه بود که زنان داسشتند، بنابراین برای ایحاد امنیت افراد برای خود لایه می سازند.
🔷در جامعه ناامن در تمام زمینه ها اشخاص ناخودآگاه به سمت دروغ می آیند تا پنهان کاری کنند و حریم امنیت ایجاد کنند.این موضوع به قبل از اسلام هم باز می گردد اما در برخی زمانها این احساس ناامنی بیشتر است و دروغ هم بیشتر می شود.بنابراین تحقیقات ما نشان می دهد که بین ناامنی و دروغ یک رابطه مستقیمی وجود دارد. مثلا اخیرا زمانیکه عنوان می کنند نگران نباشید مثلا دلار بالا نمی رود، سریع مردم دلار می خرند چون می داند دروغ است و این پیش زمینه را دارند.
🔷یکی از مشکلات ما در پرسشنامه همین موضوع است که پاسخگو هیچ وقت درآمد واقعیش را اعلام نمی کند چون احساس نا امنی می کند.در شرایط فعلی که نامانی وجود دارد دروغ همگانی تزریق می شد..در یک تحقیق واریانس بین امنیت و ناامنی زیاد بود، البته گاهی هم امنیت وجود دارد اما ما همچنان احساس ناامنی می کنیم زیرا جامعه ایران این احساس را دارد.احساس ناامنی در خانواده بیشتر است و زنان به شوهران بی اعتمادند.
🔷من 10 سال پیش یک واژه را در یک برنامه تلویزیونی اعلام کردم که 85 درصد خانواده های ایرانی وارد طلاق پنهان شدند. چون همانطور که می دانید طلاق 13 مرحله دارد و آخرین مرحله آن عاطفی است.هیچ کس به طورکامل صددرصد طلاق نمی گیرد و دچار فراموشی نمی شود. مرحله ششم طلاق، طلاق پنهان است که چون به زن انگ می خورد و حمایت اقتصادی ندارد این طلاق ایجاد می شود و زن قدرت ورود از مرحله ششم به هفتم را ندارد اما طلاق اتفاق افتاده و آسیبها بالاست. این یعنی احساس نامنی و برای همین زن و شوهر در خانه به هم دروغ می گویند. یا یک کارمند به دروغ حکم می کند چون مدیر او اینگونه می خواهد و نمی تواند دیدگاه شفاف خودش را اعلام کند و همین یعنی احساسی ناامنی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹 دروغ و دروغگویی در جامعه سبب شده تا جامعه شناسان نسبت به این آسیب هشدار دهند.
🔷اصغر مهاجری جامعه شناس در میزگرد دروغ معتقد است که تحقیقات در مورد دروغ نشان می دهد که ایرانیان به دلیل احساس ناامنی دروغ می گویند چون باید سنگرها را حفظ کنند، برای همین ایرانیان از خودشان چند لایه ساخته اند. در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، استاد مطهری می گوید که هنجار حجاب از ایران گرفته شده بود اما فلسفه آن اسلامی و دینی نبود و به خاطر ناامنی جامعه بود که زنان داسشتند، بنابراین برای ایحاد امنیت افراد برای خود لایه می سازند.
🔷در جامعه ناامن در تمام زمینه ها اشخاص ناخودآگاه به سمت دروغ می آیند تا پنهان کاری کنند و حریم امنیت ایجاد کنند.این موضوع به قبل از اسلام هم باز می گردد اما در برخی زمانها این احساس ناامنی بیشتر است و دروغ هم بیشتر می شود.بنابراین تحقیقات ما نشان می دهد که بین ناامنی و دروغ یک رابطه مستقیمی وجود دارد. مثلا اخیرا زمانیکه عنوان می کنند نگران نباشید مثلا دلار بالا نمی رود، سریع مردم دلار می خرند چون می داند دروغ است و این پیش زمینه را دارند.
🔷یکی از مشکلات ما در پرسشنامه همین موضوع است که پاسخگو هیچ وقت درآمد واقعیش را اعلام نمی کند چون احساس نا امنی می کند.در شرایط فعلی که نامانی وجود دارد دروغ همگانی تزریق می شد..در یک تحقیق واریانس بین امنیت و ناامنی زیاد بود، البته گاهی هم امنیت وجود دارد اما ما همچنان احساس ناامنی می کنیم زیرا جامعه ایران این احساس را دارد.احساس ناامنی در خانواده بیشتر است و زنان به شوهران بی اعتمادند.
🔷من 10 سال پیش یک واژه را در یک برنامه تلویزیونی اعلام کردم که 85 درصد خانواده های ایرانی وارد طلاق پنهان شدند. چون همانطور که می دانید طلاق 13 مرحله دارد و آخرین مرحله آن عاطفی است.هیچ کس به طورکامل صددرصد طلاق نمی گیرد و دچار فراموشی نمی شود. مرحله ششم طلاق، طلاق پنهان است که چون به زن انگ می خورد و حمایت اقتصادی ندارد این طلاق ایجاد می شود و زن قدرت ورود از مرحله ششم به هفتم را ندارد اما طلاق اتفاق افتاده و آسیبها بالاست. این یعنی احساس نامنی و برای همین زن و شوهر در خانه به هم دروغ می گویند. یا یک کارمند به دروغ حکم می کند چون مدیر او اینگونه می خواهد و نمی تواند دیدگاه شفاف خودش را اعلام کند و همین یعنی احساسی ناامنی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰سرود زیبای: ایران،ایران، مرز عشق و وادی خوبان.
🔷ترانه سرا : دکتر میترا سعیدی
🔷 آهنگساز : دکتر بهمن کاظمی.
🔺 من مدتها ملودی این سرود را که سالها پیش شنیده بودم در ذهنم زمزمه می کردم، اما چون شعر آن در خاطرم نبود مدتی زمان برد تا توانستم در یک وبلاگ شخصی این آهنگ را پیدا کرده و در این کانال تقدیم شما همراهان گرامی کنم. تلاش کردم که شعر این سرود را از روی خود آهنگ برداشت کرده و بنویسم.
🔺 ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان، نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان.
🔺 رودهایت پرخروش، دشتهایت لاله پوش، می خواند پیش سرو باز پیغام سروش.
🔺 رودهایت پرخروش، دشتهایت لاله پوش می خواند پیش سرو باد پیغام سروش.
🔺ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان، نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان.
🔺رفته تا پای جان در حفظ خاک تو با دلی پرشور و عشق، مردم بی باک تو رفته تا پای جان.
🔺 رفته تا پای جان در حفظ خاک تو با دلی پرشور و عشق، مردم بی باک تو.
🔺 ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان. نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان
🔺 در جسم و جان ما مهر تو تابنده باد. در ره آزادگی نام تو پاینده باد.
🌸@Competentmanagers
🔷ترانه سرا : دکتر میترا سعیدی
🔷 آهنگساز : دکتر بهمن کاظمی.
🔺 من مدتها ملودی این سرود را که سالها پیش شنیده بودم در ذهنم زمزمه می کردم، اما چون شعر آن در خاطرم نبود مدتی زمان برد تا توانستم در یک وبلاگ شخصی این آهنگ را پیدا کرده و در این کانال تقدیم شما همراهان گرامی کنم. تلاش کردم که شعر این سرود را از روی خود آهنگ برداشت کرده و بنویسم.
🔺 ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان، نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان.
🔺 رودهایت پرخروش، دشتهایت لاله پوش، می خواند پیش سرو باز پیغام سروش.
🔺 رودهایت پرخروش، دشتهایت لاله پوش می خواند پیش سرو باد پیغام سروش.
🔺ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان، نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان.
🔺رفته تا پای جان در حفظ خاک تو با دلی پرشور و عشق، مردم بی باک تو رفته تا پای جان.
🔺 رفته تا پای جان در حفظ خاک تو با دلی پرشور و عشق، مردم بی باک تو.
🔺 ایران، ایران، مرز عشق و وادی خوبان. نامت بر زبان می دمد روحی به جسم و جان
🔺 در جسم و جان ما مهر تو تابنده باد. در ره آزادگی نام تو پاینده باد.
🌸@Competentmanagers
✍️ دکتر محسن رنانی
🔹معلمهای عزیز، پدر ومادرهای مهربان!
سلام,
ما بیش از چهل سال است، بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم،
🔺اما همه چیز بدتر شد.!
تصادفات رانندگیمان بیشتر شد،
ضایعات نانمان بیشتر شد،
جرم و جنایات بیشتر شد،
آلودگی هوایمان بیشتر شد،
نفاق و تزویر و دروغ بیشتر شد،
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد،
نا کارآمدی اداره هایمان بیشتر شد،
پروندههای اختلاس در دادگستریها بیشتر شد،
تعداد زندانیانمان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
🔷پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
🔷ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها,
گفت و گو کردن را،
تخیل را،
خلاقیت را،
مدارا را،
صبر را،
صداقت را،
گذشت را،
دوستی با طبیعت را،
داشتن توان عذرخواهی را ،
دوست داشتن حیوانات را،
لذت بردن از برگ درخت را،
دویدن و بازی کردن را،
شاد بودن را،
از موسیقی لذت بردن را،
آواز خواندن را،
بوییدن گل را،
سکوت کردن را،
شنیدن و گوش دادن را،
اعتماد کردن را،
دوست داشتن را،
راست گفتن را و
راست بودن را بیاموزید.
🔷باور کنید,
اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت،
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
و ندانند که آیا با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود؛
اما اگر آنها زندگی کردن را,
و عشق ورزیدن را
و عزت نفس را
و تاب آوری را،
انتقاد را،
پرسشگری را،
و عدم پرخاشگری را,
تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
🔷لطفاً برای بچههای ما,
شعر بخوانید،
به آنها موسیقی بیاموزید،
بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند,
و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.
🔷لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.
اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید،
آنان را از وحشت آنچه شما مقدس میپندارید, به لکنت زبان نیندازید.
🔹بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
🔹اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دست کم هوای همدیگر را داشته باشیم،
🔹نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید.
🔹شما را به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی.
🔹شاید خدا به شما و ما رحم کند و کودکان مان خوب تربیت شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹معلمهای عزیز، پدر ومادرهای مهربان!
سلام,
ما بیش از چهل سال است، بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم،
🔺اما همه چیز بدتر شد.!
تصادفات رانندگیمان بیشتر شد،
ضایعات نانمان بیشتر شد،
جرم و جنایات بیشتر شد،
آلودگی هوایمان بیشتر شد،
نفاق و تزویر و دروغ بیشتر شد،
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد،
نا کارآمدی اداره هایمان بیشتر شد،
پروندههای اختلاس در دادگستریها بیشتر شد،
تعداد زندانیانمان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
🔷پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
🔷ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها,
گفت و گو کردن را،
تخیل را،
خلاقیت را،
مدارا را،
صبر را،
صداقت را،
گذشت را،
دوستی با طبیعت را،
داشتن توان عذرخواهی را ،
دوست داشتن حیوانات را،
لذت بردن از برگ درخت را،
دویدن و بازی کردن را،
شاد بودن را،
از موسیقی لذت بردن را،
آواز خواندن را،
بوییدن گل را،
سکوت کردن را،
شنیدن و گوش دادن را،
اعتماد کردن را،
دوست داشتن را،
راست گفتن را و
راست بودن را بیاموزید.
🔷باور کنید,
اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت،
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
و ندانند که آیا با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود؛
اما اگر آنها زندگی کردن را,
و عشق ورزیدن را
و عزت نفس را
و تاب آوری را،
انتقاد را،
پرسشگری را،
و عدم پرخاشگری را,
تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
🔷لطفاً برای بچههای ما,
شعر بخوانید،
به آنها موسیقی بیاموزید،
بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند,
و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.
🔷لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.
اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید،
آنان را از وحشت آنچه شما مقدس میپندارید, به لکنت زبان نیندازید.
🔹بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
🔹اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دست کم هوای همدیگر را داشته باشیم،
🔹نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید.
🔹شما را به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی.
🔹شاید خدا به شما و ما رحم کند و کودکان مان خوب تربیت شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰جامعه نقابدار, جامعه ریاکار:
🔷در حالی که مشکلات اجتماعی جامعه ایران ابعاد نوپدیدی به خود گرفته است، بررسی و معالجه فوری این امراض یک ضرورت است. اکنون بسیاری از خصلت های مذموم فردی به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده است که ریا و ریاکاری یکی از آن ها است.
🔷ریا یکی از رفتارهای فردی و اجتماعی است که موجب فریب و گمراهی دیگران می گردد. تظاهر به خوب بودن، داشتن ایمان و رفتارهای مناسب و بسیاری از خلقیات دیگری که در فرد وجود ندارد اما به خاطر پیشبرد اهداف یا فریب دیگران به آن تظاهر می کند ریا نامیده می شود.
🔷امام علی علیه السلام ریا را هر چند به اندازه رد پای مورچه ای بر سنگ باشد گناه بزرگی عنوان نموده اند چرا که توسعه و گسترش ریاکاری در جامعه منجر به همه گیر شدن آن می شود و انسان ها محکی برای شناسایی مومنان و افراد خوب از اشخاص ریاکار نخواهند داشت از این رو است که ریاکاران و رفتارهای ریاکارانه در اسلام مورد مذمت شدیدی واقع شده است.
🔷جامعه سالم جامعهای است که به چیزهایی مثل ریاکاری حساس است و آن را نقد میکند، و البته میدانیم که جامعه سالم از دل افرادی بیرون میآید که نه فقط ریاکاری، دورویی و دروغ را شر میدانند که بدان تا حد ممکن تن نمیدهند.
🔷اجزای خرد زندگی ما در محیط اجتماعی، خانوادگی و مجازی مالامال از ریاکاری و نفاق و دورویی است. جهان بیرون از ما تزویر را طلب میکند. سکوت عملی و تن دادن به این نوع از الگوی رایج زندگی عملاً ما را در موقعیت تزویر و ریاکاری بزرگتری میتواند قرار دهد: وقتی که به موضوع ریاکاری یا تزویر کسی اعتراض میکنیم.
🔷یکی از ویژگی های اصلی نظام های ایدئولوژیک این است تا بر مبنای یک استاندارد واحد جامعه را شکل داده و سامان دهد، تا در ورای آن، همه آحاد مردم، یک سان فکر کنند، یکسان به او وفادار باشند، یکسان در موردش حرف بزنند، یکسان شعار دهند، یکسان تبعیت کنند، یکسان لباس بپوشند، یکسان دین ورزی کنند، یکسان بیندیشند. و هر کس خلاف این استاندارد عمل کند یا حذف شده و یا محدودیت برایش ایجاد می شود.
🔷و میان هدف این نظام ها و هدف زندگی، که بر مبنای تکثر، سرزندگی، اختلاف، زایش، نوآوری، حرکت و تغییر و مدارا و آگاهی است، یک شکاف عمیق برقرار است و نظام سیاسی با ترویج یک ایدئولوژی خاص سعی در پر کردن این شکاف می نماید.
🔷بسیاری از سیاست های سختگیرانه عرصه اجتماعی و مذهبی در این کشور چند دهه است که جامعه را به نحو غیر قابل تصوری به سوی این استاندارد سازی پیش برده و سبب شده اجتماع، به ریاکاری عمومی، فرهنگ چاپلوسی و انواع دروغگویی بی حد و حصر سوق داده شود. یعنی مردم ناچار شوند، بخاطر اینکه از حقوق طبیعی اجتماعی خود بهره مند شوند، دروغ بگویند، ریا کنند و یا چاپلوسی پیشه کنند.
🔷یا برای اینکه استخدام شوند، بروند یک سری از مفاهیم مورد نظر این گونه نظام ها را حفظ کرده و جواب دهند ، که در عمل هیچ اعتقادی به آنها ندارند؛ و یا به دروغ بنویسند که نماز جمعه هر هفته را شرکت می کنند!، به دروغ اعلام کنند که به ایدولوژی نظام، التزام عملی دارند! به در و همسایه بسپارند که در مرحله تحقیقات، فلان دروغ و بهمان کذب را برای حمایت از ایشان بگویند!
🔷در همان اداره اگر بخواهند پیشرفت کنند، باید استاندارد ایدئولوژیک نظام را همچنان مثل نقاب بر چهره نگاه دارند. برای ارتقا با پیوست ایدئولوژیک زیرآب بزنند، چالوسی کنند، عمل نمایند.
🔷با چادر به اداره بیایند و با مانتو جلو باز از آن خارج شوند. جلوی دوربین برای یک واژه رقص به غلط کردن بیندازند طرف را در حالی که هیچ اعتقاد قلبی به آن ندارند.
🔷 و طی چند دهه یک جامعه که با دوروغ و ریا و چاپلوسی ممزوج شده، شکل می گیرد. جامعه ای که همه نقاب ایدئولوژی به چهره زده اند. همه با هم برای کسب قدرت، دین و عقیده، خدا و مقدسات و ایمان را هم می فروشند و هم مصرف می کنند.
🔷 در این جامعه تمام مفاسد با لایه ای از ملکوت و قدسیت ایدولوژی زده آراسته شده، در حالی که باطنی از کالا و حرص و شهوت دارند.
🔷همه چیز در عین اینکه، درست است، غلط هم هست، در عین اینکه اسلام است، اسلام هم نیست، ایمان هست و نیست.
🔷در این وضعیت تنها عامل پیشرفت، دفاع از وضع موجود است. و اگر نقدی باشد در پرونده ایی با عنوان ضدیت با نظام و اسلام و قران ثبت میشود . حق پنداری آنچه که هست، و باطل بودن آنچه که نیست و بلغور کردن شعارها و سیاست هایی که از منابع رسمی از بالا به پایین سر ریز می شود و اطاعت از سیاست ها کلی به مثابه امر قدسی ترویج می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷در حالی که مشکلات اجتماعی جامعه ایران ابعاد نوپدیدی به خود گرفته است، بررسی و معالجه فوری این امراض یک ضرورت است. اکنون بسیاری از خصلت های مذموم فردی به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده است که ریا و ریاکاری یکی از آن ها است.
🔷ریا یکی از رفتارهای فردی و اجتماعی است که موجب فریب و گمراهی دیگران می گردد. تظاهر به خوب بودن، داشتن ایمان و رفتارهای مناسب و بسیاری از خلقیات دیگری که در فرد وجود ندارد اما به خاطر پیشبرد اهداف یا فریب دیگران به آن تظاهر می کند ریا نامیده می شود.
🔷امام علی علیه السلام ریا را هر چند به اندازه رد پای مورچه ای بر سنگ باشد گناه بزرگی عنوان نموده اند چرا که توسعه و گسترش ریاکاری در جامعه منجر به همه گیر شدن آن می شود و انسان ها محکی برای شناسایی مومنان و افراد خوب از اشخاص ریاکار نخواهند داشت از این رو است که ریاکاران و رفتارهای ریاکارانه در اسلام مورد مذمت شدیدی واقع شده است.
🔷جامعه سالم جامعهای است که به چیزهایی مثل ریاکاری حساس است و آن را نقد میکند، و البته میدانیم که جامعه سالم از دل افرادی بیرون میآید که نه فقط ریاکاری، دورویی و دروغ را شر میدانند که بدان تا حد ممکن تن نمیدهند.
🔷اجزای خرد زندگی ما در محیط اجتماعی، خانوادگی و مجازی مالامال از ریاکاری و نفاق و دورویی است. جهان بیرون از ما تزویر را طلب میکند. سکوت عملی و تن دادن به این نوع از الگوی رایج زندگی عملاً ما را در موقعیت تزویر و ریاکاری بزرگتری میتواند قرار دهد: وقتی که به موضوع ریاکاری یا تزویر کسی اعتراض میکنیم.
🔷یکی از ویژگی های اصلی نظام های ایدئولوژیک این است تا بر مبنای یک استاندارد واحد جامعه را شکل داده و سامان دهد، تا در ورای آن، همه آحاد مردم، یک سان فکر کنند، یکسان به او وفادار باشند، یکسان در موردش حرف بزنند، یکسان شعار دهند، یکسان تبعیت کنند، یکسان لباس بپوشند، یکسان دین ورزی کنند، یکسان بیندیشند. و هر کس خلاف این استاندارد عمل کند یا حذف شده و یا محدودیت برایش ایجاد می شود.
🔷و میان هدف این نظام ها و هدف زندگی، که بر مبنای تکثر، سرزندگی، اختلاف، زایش، نوآوری، حرکت و تغییر و مدارا و آگاهی است، یک شکاف عمیق برقرار است و نظام سیاسی با ترویج یک ایدئولوژی خاص سعی در پر کردن این شکاف می نماید.
🔷بسیاری از سیاست های سختگیرانه عرصه اجتماعی و مذهبی در این کشور چند دهه است که جامعه را به نحو غیر قابل تصوری به سوی این استاندارد سازی پیش برده و سبب شده اجتماع، به ریاکاری عمومی، فرهنگ چاپلوسی و انواع دروغگویی بی حد و حصر سوق داده شود. یعنی مردم ناچار شوند، بخاطر اینکه از حقوق طبیعی اجتماعی خود بهره مند شوند، دروغ بگویند، ریا کنند و یا چاپلوسی پیشه کنند.
🔷یا برای اینکه استخدام شوند، بروند یک سری از مفاهیم مورد نظر این گونه نظام ها را حفظ کرده و جواب دهند ، که در عمل هیچ اعتقادی به آنها ندارند؛ و یا به دروغ بنویسند که نماز جمعه هر هفته را شرکت می کنند!، به دروغ اعلام کنند که به ایدولوژی نظام، التزام عملی دارند! به در و همسایه بسپارند که در مرحله تحقیقات، فلان دروغ و بهمان کذب را برای حمایت از ایشان بگویند!
🔷در همان اداره اگر بخواهند پیشرفت کنند، باید استاندارد ایدئولوژیک نظام را همچنان مثل نقاب بر چهره نگاه دارند. برای ارتقا با پیوست ایدئولوژیک زیرآب بزنند، چالوسی کنند، عمل نمایند.
🔷با چادر به اداره بیایند و با مانتو جلو باز از آن خارج شوند. جلوی دوربین برای یک واژه رقص به غلط کردن بیندازند طرف را در حالی که هیچ اعتقاد قلبی به آن ندارند.
🔷 و طی چند دهه یک جامعه که با دوروغ و ریا و چاپلوسی ممزوج شده، شکل می گیرد. جامعه ای که همه نقاب ایدئولوژی به چهره زده اند. همه با هم برای کسب قدرت، دین و عقیده، خدا و مقدسات و ایمان را هم می فروشند و هم مصرف می کنند.
🔷 در این جامعه تمام مفاسد با لایه ای از ملکوت و قدسیت ایدولوژی زده آراسته شده، در حالی که باطنی از کالا و حرص و شهوت دارند.
🔷همه چیز در عین اینکه، درست است، غلط هم هست، در عین اینکه اسلام است، اسلام هم نیست، ایمان هست و نیست.
🔷در این وضعیت تنها عامل پیشرفت، دفاع از وضع موجود است. و اگر نقدی باشد در پرونده ایی با عنوان ضدیت با نظام و اسلام و قران ثبت میشود . حق پنداری آنچه که هست، و باطل بودن آنچه که نیست و بلغور کردن شعارها و سیاست هایی که از منابع رسمی از بالا به پایین سر ریز می شود و اطاعت از سیاست ها کلی به مثابه امر قدسی ترویج می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
✍️ هزینه دروغگویی سیاستمداران در سوئد!
🖊 یکی از قویترین و موفقترین و محبوب ترین سیاستمداران تاریخ سوئد خانمی است به نام مونا سالین؛ متولد ۱۹۵۷ که در ۲۵ سالگی بهعنوان جوانترین نماینده مجلس سوئد انتخاب شد و مرتبا مراحل رشد و ترقی را طی کرد و تا ریاست حزب سوسیال دموکرات هم پیش رفت.در دولتها هم پست و مقام داشت چند سال قبل بیشترین شانس را برای تصدی بالاترین پست دولتی سوئد یعنی نخستوزیری را داشت.
✅اما ناگهان ورق برگشت! در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که او یک گواهی دروغ برای محافظ شخصیاش (یک پلیس) صادر کرده! زندگی سیاسی پرافتخار مونا سالین به پایان رسید....بله، به همین راحتی! موضوع چه بوده؟ محافظ شخصی او میخواسته برای خرید یک آپارتمان ۷۰ متری از بانک وام بگیره و بانک میخواسته بدونه که این متقاضی وام درآمد سالانهاش چقدر است؟ مونا سالین به دروغ در نامهای حقوق ماهانه آن پلیس را بیش از حقوق واقعیاش گواهی میکنه. بانک وام را پرداخت میکنه. طرف آپارتمان را میخرد و تا کنون هم هیچکدام از اقساطش با تاخیر پرداخت نشده.
✅ولی مشکل همچنان باقی است. کدام مشکل؟ یکی از بلندپایهترین مسوولان کشور دروغ گفته! کار به دادگاه کشید تا حکم دروغگویی مونا سالین معین بشود. البته مونا سالین قبل از دادگاه اشتباه خود را پذیرفت و اعتراف کرد و به همین جهت در دادگاه حضور پیدا نکرد چون دفاعی نداشت. جریمهاش در دادگاه معادل ۴۵ هزار کرون معین شد (حدود ۴هزار دلار). حقوق یک کارگر ساده ماهانه ۲۵ هزار کرون است.
✅کاش امکان داشت و متن کامل صحبتهایش را مینوشتم، از جمله گفته:
من اشتباه کردم، من قدر خندههای مردم را ندانستم، من متوجه نبودم که اعتماد مردم چه ثروت هنگفتی است، من دچار فساد شدم.
گرچه فسادی که من مرتکب شدم هیچ ضرری به کشور وارد نکرده، اما من فساد انجام دادم و این در نتیجه کار تفاوتی ایجاد نمیکنه.
مردم نباید به کسی اعتماد کنند و مسوولیت انجام کاری را به او بسپارند، در حالی که او ممکن است دروغ بگوید و …!
✅مونا سالین بعد از افشای خطایش دیگر هیچ پستی را عهدهدار نشد و اغلب مردم ناراحت هستند که چرا دیگر از نبوغ سیاسی او بهرهمند نخواهند بود!!!
ولی حزبش همچنان قویترین حزب سوئد است؛ چون طرفداران حزبش میدانند که هیچ تفاوتی بین رییس حزب و یک شهروند عادی وجود ندارد!
مونا سالین قبل از این که یک سیاستمدار باشد، فقط یک انسان است!/ کانال سخنرانی ها
🖊 یکی از قویترین و موفقترین و محبوب ترین سیاستمداران تاریخ سوئد خانمی است به نام مونا سالین؛ متولد ۱۹۵۷ که در ۲۵ سالگی بهعنوان جوانترین نماینده مجلس سوئد انتخاب شد و مرتبا مراحل رشد و ترقی را طی کرد و تا ریاست حزب سوسیال دموکرات هم پیش رفت.در دولتها هم پست و مقام داشت چند سال قبل بیشترین شانس را برای تصدی بالاترین پست دولتی سوئد یعنی نخستوزیری را داشت.
✅اما ناگهان ورق برگشت! در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که او یک گواهی دروغ برای محافظ شخصیاش (یک پلیس) صادر کرده! زندگی سیاسی پرافتخار مونا سالین به پایان رسید....بله، به همین راحتی! موضوع چه بوده؟ محافظ شخصی او میخواسته برای خرید یک آپارتمان ۷۰ متری از بانک وام بگیره و بانک میخواسته بدونه که این متقاضی وام درآمد سالانهاش چقدر است؟ مونا سالین به دروغ در نامهای حقوق ماهانه آن پلیس را بیش از حقوق واقعیاش گواهی میکنه. بانک وام را پرداخت میکنه. طرف آپارتمان را میخرد و تا کنون هم هیچکدام از اقساطش با تاخیر پرداخت نشده.
✅ولی مشکل همچنان باقی است. کدام مشکل؟ یکی از بلندپایهترین مسوولان کشور دروغ گفته! کار به دادگاه کشید تا حکم دروغگویی مونا سالین معین بشود. البته مونا سالین قبل از دادگاه اشتباه خود را پذیرفت و اعتراف کرد و به همین جهت در دادگاه حضور پیدا نکرد چون دفاعی نداشت. جریمهاش در دادگاه معادل ۴۵ هزار کرون معین شد (حدود ۴هزار دلار). حقوق یک کارگر ساده ماهانه ۲۵ هزار کرون است.
✅کاش امکان داشت و متن کامل صحبتهایش را مینوشتم، از جمله گفته:
من اشتباه کردم، من قدر خندههای مردم را ندانستم، من متوجه نبودم که اعتماد مردم چه ثروت هنگفتی است، من دچار فساد شدم.
گرچه فسادی که من مرتکب شدم هیچ ضرری به کشور وارد نکرده، اما من فساد انجام دادم و این در نتیجه کار تفاوتی ایجاد نمیکنه.
مردم نباید به کسی اعتماد کنند و مسوولیت انجام کاری را به او بسپارند، در حالی که او ممکن است دروغ بگوید و …!
✅مونا سالین بعد از افشای خطایش دیگر هیچ پستی را عهدهدار نشد و اغلب مردم ناراحت هستند که چرا دیگر از نبوغ سیاسی او بهرهمند نخواهند بود!!!
ولی حزبش همچنان قویترین حزب سوئد است؛ چون طرفداران حزبش میدانند که هیچ تفاوتی بین رییس حزب و یک شهروند عادی وجود ندارد!
مونا سالین قبل از این که یک سیاستمدار باشد، فقط یک انسان است!/ کانال سخنرانی ها
🔰 گفتار در ریاکاری ایرانیان(بخش اول)
✍️دکتر محمد باقر تاج الدین
✅ریاکاری، ظاهرسازی و دورویی در جامعه ایران به اوج خودش رسیده و در همه جا مانند مدرسه، دانشگاه، اداره، کارخانه و...کم و بیش جلوه گر شده است. تو گویی ایرانیان همگی و به اتفاق و بر اساس یک توافق نانوشته در حال ظاهرسازی و ریاکاری در تمامی عرصه ها بوده و هیج کس خودِ واقعیِ خودش را نشان نمی دهد. برای تبیین و تحلیل این موضوع مهم لازم است از منظرهای روان شناختی، جامعه شناختی، اخلاق و فلسفه اقدام نمود چرا که به نظر می رسد موضوع مورد اشاره دارای پیچیدگی های فردی، اجتماعی و فرهنگی باشد. ریاکاری را اگر بخواهیم به لحاظ جامعه شناختی مورد تبیین قرار دهیم باید بگوئیم که بیشتر ریشه در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد و البته منظور این نیست که افراد ریاکار هیچ نقشی در بسط و گسترش آن ندارند، بلکه بحث اصلی این است که وجود ساختارهای تشویق کننده ریاکاری در یک جامعه همگان را کم و بیش به سمت و سوی چنین وضعیتی سوق می دهد. مبتنی بر دیدگاه برساخت گرایی در جامعه شناسی معتقدم که این ساختار های مورد اشاره همگی برساخته کنش گران اجتماعی بوده و به زبان ساده ما ایرانیان چنین ساختارهایی را پی افکندیم نه این که از آسمان نازل شده باشند.
✅در واقع، موضوع از این قرار است که ایرانیان می پندارند که اگر دو گانه و بلکه چند گانه رفتار نکنند ممکن است حیات شان در معرض خطر قرار بگیرد. به عبارت دیگر، صادق بودن و راستگو بودن و مهم تر از همه یک رو و شفاف بودن ممکن است هستی و زندگی آنان را در معرض انواع مخاطرات قرار بدهد، چرا که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه چنین می خواهند. فوراً باید اضافه کنیم که ریاکاری را نباید تنها به حوزه دین و دینداری ربط دهیم و فکر کنیم دیندارانی هستند که ریاکارانه اعمال و مناسک دینی را به جای می آورند در حالی که چندان اعتقادی به آن اعمال و مناسک ندارند. موضوع ریاکاری در عرصه های غیر دینی هم فراوان دیده می شود به این معنا که چه بسا افراد غیر دینداری باشند که دست به ریاکاری بزنند تا از این طریق به اهداف خود دست یابند. این تذکر را از آن رو مطرح کردم که تا بحث ریاکاری مطرح می شود عده ای فورا ذهن شان به حوزه دین و دینداری می رود و ریاکاری را در آن عرصه ها جست و جو می کنند و غافل اند از این که ریاکاری را در همه جا می توان مشاهده نمود.البته ناگفته نمی توان گذاشت و گذشت که در جامعه ایران به دلیل حضور گسترده دین در عرصه های گوناگون ریاکاری هم ظاهرا رنگ و بوی دینی گرفته است و از آن جا که بسیاری از امور زندگی مردم مانند داشتن شغل، تحصیل و...به داشتن ظاهر دینی و به جای آوردن مناسک و اعمال دینی گره خورده است لذا بدیهی است این طور فکر کنیم که عموم اعمال و رفتار های مردمان جامعه که ظاهرا دینی هم هست اما در عین حال ریاکارنه انجام می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️دکتر محمد باقر تاج الدین
✅ریاکاری، ظاهرسازی و دورویی در جامعه ایران به اوج خودش رسیده و در همه جا مانند مدرسه، دانشگاه، اداره، کارخانه و...کم و بیش جلوه گر شده است. تو گویی ایرانیان همگی و به اتفاق و بر اساس یک توافق نانوشته در حال ظاهرسازی و ریاکاری در تمامی عرصه ها بوده و هیج کس خودِ واقعیِ خودش را نشان نمی دهد. برای تبیین و تحلیل این موضوع مهم لازم است از منظرهای روان شناختی، جامعه شناختی، اخلاق و فلسفه اقدام نمود چرا که به نظر می رسد موضوع مورد اشاره دارای پیچیدگی های فردی، اجتماعی و فرهنگی باشد. ریاکاری را اگر بخواهیم به لحاظ جامعه شناختی مورد تبیین قرار دهیم باید بگوئیم که بیشتر ریشه در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد و البته منظور این نیست که افراد ریاکار هیچ نقشی در بسط و گسترش آن ندارند، بلکه بحث اصلی این است که وجود ساختارهای تشویق کننده ریاکاری در یک جامعه همگان را کم و بیش به سمت و سوی چنین وضعیتی سوق می دهد. مبتنی بر دیدگاه برساخت گرایی در جامعه شناسی معتقدم که این ساختار های مورد اشاره همگی برساخته کنش گران اجتماعی بوده و به زبان ساده ما ایرانیان چنین ساختارهایی را پی افکندیم نه این که از آسمان نازل شده باشند.
✅در واقع، موضوع از این قرار است که ایرانیان می پندارند که اگر دو گانه و بلکه چند گانه رفتار نکنند ممکن است حیات شان در معرض خطر قرار بگیرد. به عبارت دیگر، صادق بودن و راستگو بودن و مهم تر از همه یک رو و شفاف بودن ممکن است هستی و زندگی آنان را در معرض انواع مخاطرات قرار بدهد، چرا که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه چنین می خواهند. فوراً باید اضافه کنیم که ریاکاری را نباید تنها به حوزه دین و دینداری ربط دهیم و فکر کنیم دیندارانی هستند که ریاکارانه اعمال و مناسک دینی را به جای می آورند در حالی که چندان اعتقادی به آن اعمال و مناسک ندارند. موضوع ریاکاری در عرصه های غیر دینی هم فراوان دیده می شود به این معنا که چه بسا افراد غیر دینداری باشند که دست به ریاکاری بزنند تا از این طریق به اهداف خود دست یابند. این تذکر را از آن رو مطرح کردم که تا بحث ریاکاری مطرح می شود عده ای فورا ذهن شان به حوزه دین و دینداری می رود و ریاکاری را در آن عرصه ها جست و جو می کنند و غافل اند از این که ریاکاری را در همه جا می توان مشاهده نمود.البته ناگفته نمی توان گذاشت و گذشت که در جامعه ایران به دلیل حضور گسترده دین در عرصه های گوناگون ریاکاری هم ظاهرا رنگ و بوی دینی گرفته است و از آن جا که بسیاری از امور زندگی مردم مانند داشتن شغل، تحصیل و...به داشتن ظاهر دینی و به جای آوردن مناسک و اعمال دینی گره خورده است لذا بدیهی است این طور فکر کنیم که عموم اعمال و رفتار های مردمان جامعه که ظاهرا دینی هم هست اما در عین حال ریاکارنه انجام می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 گفتار در ریاکاری ایرانیان(بخش دوم)
✅اما پرسش اصلی و اساسی این است که چه نیازی به رفتار های ریاکارانه در جامعه است؟ و چرا بسیاری از افراد جامعه کوشش می کنند ظاهرا اعمال و رفتار خود را بزک کنند اما در حقیقت چیز دیگری را دنبال کنند. در واقع تعریف ریاکاری نوعی دوگانه و بل چند گانه رفتار کردن و مهم تر از آن تفاوت و فرق فاحش میان آن چه که در ذهن و ضمیر وجودی انسان می گذرد با آن چه که در عمل انجام می دهد و رفتار می کند، است. به عبارت دیگر، تفاوت بین دنیای تنهایی و خلوت انسان با دنیای جمعی و جَلْوتِ ایشان. به زبان ساده یعنی این که در تنهایی خود گونه ای فکر کنیم و رفتار کنیم و در اداره و خیابان و مدرسه و دانشگاه و سایر مکان های جمعی و عمومی طور دیگری نمود داشته باشیم. چند مثال ساده شاید در این زمینه راه گشا باشد. عده ای هستند که هیچ علاقه و میلی به رفتن و حاضر شدن در مراسم جمعی دینی یا حتی غیر دینی ندارند اما بنا به مصلحت های شخصی و فردی در چنین مراسمی شرکت می کنند و وانمود هم می کنند که کاملا از سر شوق و علاقه در چنین مراسمی شرکت کرده اند و حاضر شدند. عده ای در باطن و خفا از آخرین فناوری های مدرن غربی استفاده می کنند اما در پیش دیگران این طور وانمود می کنند که از هر چه غرب و مدرن است نفرت دارند و حتی چندین و چند فحش و بد و بیراه هم نثار غرب و مدرنیته می کنند. عده ای دیگر شاید در خفا و تنهایی اعمال دینی را به جای نیاورند، اما در محل کار خود در صف اول نماز جماعت و دعا حضور یابند. عده ای دیگر برای در دست گرفتن فلان پست و مقام خود را هوادار حزب یا گروه خاص در قدرت معرفی کنند اما در واقع هیچ اعتقادی به آنان نداشته باشند.
✅تا این جا ظاهرا رفتار ریارکانه رفتاری فردی است و چندان مرتبط با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. اما اگر نیک بنگریم و کمی تأمل و تعمق بیشتری در این موضوع داشته باشیم در می یابیم که شرایط ساختاری جامعه اعم از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجب بروز و بسط و گسترش چنین رفتاری در جامعه می شوند بدون این که بخواهیم اراده، انتخاب و کنش گری افراد را زیر سئوال برده و نادیده بگیریم. در یک تعریف ساده ساختار چیزی نیست به جز الگوهای رفتاری و کنش گری که دارای دوام و بقای خاصی هم هست. به عبارت دیگر، هرگاه رفتارها و کنش هایی در یک جامعه به الگویی برای دیگران در بیاید و مدتی هم دارای مداومت و بقا باشد تبدیل به الگویی همگانی و عام می شود که این یعنی ساختار. حال توجه کنیم اگر ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بر روی رفتار و کنش خاصی آن هم بر اساس اِعمال قانون یا در مواردی اِعمال زور و اجبار بیش از اندازه تأکید بورزد و بدتر این که دسترسی به هرگونه فرصت ها، موقعیت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از آن الگوی رفتاری و کنش گری خاص نماید، آن وقت است که همگان خود را موظف به هماهنگی و انطباق با چنین شرایطی می کنند ولو این که در ذهن و ضمیرشان چیز دیگری بگذرد و هیچ رضایتی از رفتار و عملی که انجام می دهند هم نداشته باشند. این یعنی بروز و ظهور ریاکاری آن هم در قالب یک ساختاری که حالا به الگویی تمام عیار برای همگان تبدیل شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅اما پرسش اصلی و اساسی این است که چه نیازی به رفتار های ریاکارانه در جامعه است؟ و چرا بسیاری از افراد جامعه کوشش می کنند ظاهرا اعمال و رفتار خود را بزک کنند اما در حقیقت چیز دیگری را دنبال کنند. در واقع تعریف ریاکاری نوعی دوگانه و بل چند گانه رفتار کردن و مهم تر از آن تفاوت و فرق فاحش میان آن چه که در ذهن و ضمیر وجودی انسان می گذرد با آن چه که در عمل انجام می دهد و رفتار می کند، است. به عبارت دیگر، تفاوت بین دنیای تنهایی و خلوت انسان با دنیای جمعی و جَلْوتِ ایشان. به زبان ساده یعنی این که در تنهایی خود گونه ای فکر کنیم و رفتار کنیم و در اداره و خیابان و مدرسه و دانشگاه و سایر مکان های جمعی و عمومی طور دیگری نمود داشته باشیم. چند مثال ساده شاید در این زمینه راه گشا باشد. عده ای هستند که هیچ علاقه و میلی به رفتن و حاضر شدن در مراسم جمعی دینی یا حتی غیر دینی ندارند اما بنا به مصلحت های شخصی و فردی در چنین مراسمی شرکت می کنند و وانمود هم می کنند که کاملا از سر شوق و علاقه در چنین مراسمی شرکت کرده اند و حاضر شدند. عده ای در باطن و خفا از آخرین فناوری های مدرن غربی استفاده می کنند اما در پیش دیگران این طور وانمود می کنند که از هر چه غرب و مدرن است نفرت دارند و حتی چندین و چند فحش و بد و بیراه هم نثار غرب و مدرنیته می کنند. عده ای دیگر شاید در خفا و تنهایی اعمال دینی را به جای نیاورند، اما در محل کار خود در صف اول نماز جماعت و دعا حضور یابند. عده ای دیگر برای در دست گرفتن فلان پست و مقام خود را هوادار حزب یا گروه خاص در قدرت معرفی کنند اما در واقع هیچ اعتقادی به آنان نداشته باشند.
✅تا این جا ظاهرا رفتار ریارکانه رفتاری فردی است و چندان مرتبط با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. اما اگر نیک بنگریم و کمی تأمل و تعمق بیشتری در این موضوع داشته باشیم در می یابیم که شرایط ساختاری جامعه اعم از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجب بروز و بسط و گسترش چنین رفتاری در جامعه می شوند بدون این که بخواهیم اراده، انتخاب و کنش گری افراد را زیر سئوال برده و نادیده بگیریم. در یک تعریف ساده ساختار چیزی نیست به جز الگوهای رفتاری و کنش گری که دارای دوام و بقای خاصی هم هست. به عبارت دیگر، هرگاه رفتارها و کنش هایی در یک جامعه به الگویی برای دیگران در بیاید و مدتی هم دارای مداومت و بقا باشد تبدیل به الگویی همگانی و عام می شود که این یعنی ساختار. حال توجه کنیم اگر ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بر روی رفتار و کنش خاصی آن هم بر اساس اِعمال قانون یا در مواردی اِعمال زور و اجبار بیش از اندازه تأکید بورزد و بدتر این که دسترسی به هرگونه فرصت ها، موقعیت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از آن الگوی رفتاری و کنش گری خاص نماید، آن وقت است که همگان خود را موظف به هماهنگی و انطباق با چنین شرایطی می کنند ولو این که در ذهن و ضمیرشان چیز دیگری بگذرد و هیچ رضایتی از رفتار و عملی که انجام می دهند هم نداشته باشند. این یعنی بروز و ظهور ریاکاری آن هم در قالب یک ساختاری که حالا به الگویی تمام عیار برای همگان تبدیل شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
🖊معرفی کتابی به نام «پشت پرده ریاکاری».
🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفلها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمیشود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.
🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. میتوانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدمها پتانسیل کجروی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.
🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بیخبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمیدارد، میتواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامهریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب میکند.
🔷البته به نظر میرسد که دو کار را میتوان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندانمان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را بهگونهای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفلگذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندانمان شمشیر دولبهای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.
🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد و به گونهای تظاهر میکند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند.
🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است.
🔷نویسنده اینگونه نتیجه میگیرد که وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند.
🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی جامعه ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومتها با مردم بازمیگردد. میتوان نتیجه گرفت که رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایهها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاقمداری در جامعه پررنگ میشود؛
🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی میماند.✍️داود قرايلو
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷 در این کتاب نوشته شده که «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد. یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
🔷یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند. باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. یعنی اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند. معمولاً قفلها برای جلوگیری از نفوذ دزدان و ریاکاران روی در نصب نمیشود، چون دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند، قفلها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا آنها به قدر کافی وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.
🔷ماجرای این قفل بسیار جالب و قابل تأمل است. میتوانیم نتیجه بگیریم که در تربیت فرزندانمان باید نهایت تلاش را داشته باشیم تا شرایط برای درستکار ماندن آنها حفظ شود. در واقع (تقریباً) تمام آدمها پتانسیل کجروی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.
🔷یعنی هر قدر که تلاش کنیم فرزندی درستکار تربیت کنیم ممکن است تحت شرایطی که ما از آن بیخبریم این فرزند به مرز آستانه خطا برسد. شاید کشف و شناخت این آستانه کمی دشوار است اما همین که بدانیم این فرزندی که پیش چشم ما بسیار در چارچوب صحیح قدم برمیدارد، میتواند در صورت رسیدن به آن آستانه، خطا کند، دانستن این موضوع ما را برای برنامهریزی به منظور مقابله با آن شرایط ترغیب میکند.
🔷البته به نظر میرسد که دو کار را میتوان انجام داد. اول اینکه باید آستانه وسوسه را در دلبندانمان افزایش دهیم و دوم اینکه آنها را بهگونهای از وسوسه شدن دور کنیم. البته کار به این سادگی نیست و قفلگذاشتن روی در، در مواجهه با فرزندانمان شمشیر دولبهای است که اگر مراقب نباشیم نتیجه معکوس خواهد داشت.
🔷از منظر اجتماعی نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد و به گونهای تظاهر میکند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است.
برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند.
🔷در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند. در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است.
🔷نویسنده اینگونه نتیجه میگیرد که وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند.
🔷این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد. در واقع هریک از مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی جامعه ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
🔷در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومتها با مردم بازمیگردد. میتوان نتیجه گرفت که رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند. بنابراین قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایهها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود، با این کار اخلاقمداری در جامعه پررنگ میشود؛
🔷اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمان به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی میماند.✍️داود قرايلو
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎