کـانال خبری P30CAMSAT
Message
🔰از هر فرصتی برای آموختن و افزایش دانش و اگاهی خودمان استفاده کنیم.
📕من اکیدا کلاب هاوس را پیشنهاد میکنم
🟪کلابهاوس چگونه کار میکند؟
🔷چیزی که کلابهاوس را متفاوت میکند نبود متن، عکس و ویدیو است - این اپلیکیشن صرفا صوتی است. همچنین، همه چیز زنده و همزمان اتفاق میافتاد.
🔷شما میتوانید خودتان یک اتاق مجازی ایجاد کنید یا به اتاقی بپیوندید که دیگران دارند در آن صحبت میکنند.
🔷معمولا فقط تعداد مشخصی از افراد میتوانند صحبت کنند و بقیه فقط میتوانند گوش دهند. اما میتوانید دستتان را بالا ببرید و اجازه حرف زدن بگیرید.
🔷نکته دیگر این است که این اپلیکیشن مکالمات را ضبط نمیکند و نمیتوانید بعدا آنها را گوش دهید، تمامی گفتگوها آنلاین هست. برای همین باید به طور زنده مسائل را دنبال کنید.
🔷اگر به موضوعات مشخصی علاقه دارید و نمیخواهید گفتوگوها را از دست بدهید، میتوانید هنگام عضویت موضوعات مورد علاقه خود را انتخاب کنید و اپلیکیشن وقتی مردم درباره این موضوعات صحبت میکنند به شما خبر میدهد.
🔷چه چیزی جذابش میکند؟
🔹قالب صرفا صوتی آن این حس را ایجاد میکند که انگار دارید به یک پادکست یا گفتوگوی رادیویی گوش میدهید.
🔹در این حال، ایلان ماسک عقیده دارد که مانع از "تعویض متن" نیز میشود که به گفته او "ذهن را ویران میکند". تا جایی که ما فهمیدیم، منظور او از این کلاف در هم تنیده این است که "میتوان روی یک موضوع تمرکز کرد چون خوراک خبری وجود ندارد که هر ۱۰ ثانیه یک بار با عکس گربه بهروز شود و حواستان را پرت کند."
🔷و با این که بسیاری از مردم از این اپلیکیشن فقط برای صحبت کردن با دوستانشان استفاده میکنند، اما حضور فرد سرشناسی مانند ایلان ماسک به این معنی است که شما میتوانید به حرفهای شخصیتهای برجسته و تاثیرگذار گوش کنید، انگار که با آنها در یک اتاق نشستهاید و گپ میزنید.
📕مخصوصا امروزه با نزدیک شدن به ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری. استفاده از این اپلیکیشن به سبب قابلیتهایی که دارد روز به روز و لحظه به لحظه در حال گسترش است. میتواند محدودیت های رسانه میلی را پوشش دهد . ( به شرطی که فیلتر نشود😢 )
🔷یکی از مزایای پیشبینینشده کلابهاوس این است که به خاطر جدید بودن هنوز در کشورهایی که دولتهایشان برای استفاده از شبکههای اجتماعی بزرگ فعلی محدودیت قائل میشوند به راحتی قابل دسترسی است. برای مثال، کلابهاوس در مقطعی در چین قابل دسترسی بود، در حالی که دیگر شبکههای اجتماعی آمریکایی مانند توییتر و فیسبوک قابل دسترسی نیستند.
🔷وبسایت خبری کوارتز گزارش داده که اعضای چینی که کلابهاوس داشتند از "این فضا برای صحبت درباره موضوعاتی استفاده میکردند که معمولا سانسور میشود... مثل دموکراسی و ازادی "، رویهای که باعث شده بود کد دعوت به این اپلیکیشن بسیار ارزشمند شود. اما مقامات چینی نهایتا در اوایل فوریه این اپلیکیشن را هم فیلتر کردند. کلابهاوس در بسیاری از کشورها بین فعالان محبوب شده است. و در حال گسترش است .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕من اکیدا کلاب هاوس را پیشنهاد میکنم
🟪کلابهاوس چگونه کار میکند؟
🔷چیزی که کلابهاوس را متفاوت میکند نبود متن، عکس و ویدیو است - این اپلیکیشن صرفا صوتی است. همچنین، همه چیز زنده و همزمان اتفاق میافتاد.
🔷شما میتوانید خودتان یک اتاق مجازی ایجاد کنید یا به اتاقی بپیوندید که دیگران دارند در آن صحبت میکنند.
🔷معمولا فقط تعداد مشخصی از افراد میتوانند صحبت کنند و بقیه فقط میتوانند گوش دهند. اما میتوانید دستتان را بالا ببرید و اجازه حرف زدن بگیرید.
🔷نکته دیگر این است که این اپلیکیشن مکالمات را ضبط نمیکند و نمیتوانید بعدا آنها را گوش دهید، تمامی گفتگوها آنلاین هست. برای همین باید به طور زنده مسائل را دنبال کنید.
🔷اگر به موضوعات مشخصی علاقه دارید و نمیخواهید گفتوگوها را از دست بدهید، میتوانید هنگام عضویت موضوعات مورد علاقه خود را انتخاب کنید و اپلیکیشن وقتی مردم درباره این موضوعات صحبت میکنند به شما خبر میدهد.
🔷چه چیزی جذابش میکند؟
🔹قالب صرفا صوتی آن این حس را ایجاد میکند که انگار دارید به یک پادکست یا گفتوگوی رادیویی گوش میدهید.
🔹در این حال، ایلان ماسک عقیده دارد که مانع از "تعویض متن" نیز میشود که به گفته او "ذهن را ویران میکند". تا جایی که ما فهمیدیم، منظور او از این کلاف در هم تنیده این است که "میتوان روی یک موضوع تمرکز کرد چون خوراک خبری وجود ندارد که هر ۱۰ ثانیه یک بار با عکس گربه بهروز شود و حواستان را پرت کند."
🔷و با این که بسیاری از مردم از این اپلیکیشن فقط برای صحبت کردن با دوستانشان استفاده میکنند، اما حضور فرد سرشناسی مانند ایلان ماسک به این معنی است که شما میتوانید به حرفهای شخصیتهای برجسته و تاثیرگذار گوش کنید، انگار که با آنها در یک اتاق نشستهاید و گپ میزنید.
📕مخصوصا امروزه با نزدیک شدن به ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری. استفاده از این اپلیکیشن به سبب قابلیتهایی که دارد روز به روز و لحظه به لحظه در حال گسترش است. میتواند محدودیت های رسانه میلی را پوشش دهد . ( به شرطی که فیلتر نشود😢 )
🔷یکی از مزایای پیشبینینشده کلابهاوس این است که به خاطر جدید بودن هنوز در کشورهایی که دولتهایشان برای استفاده از شبکههای اجتماعی بزرگ فعلی محدودیت قائل میشوند به راحتی قابل دسترسی است. برای مثال، کلابهاوس در مقطعی در چین قابل دسترسی بود، در حالی که دیگر شبکههای اجتماعی آمریکایی مانند توییتر و فیسبوک قابل دسترسی نیستند.
🔷وبسایت خبری کوارتز گزارش داده که اعضای چینی که کلابهاوس داشتند از "این فضا برای صحبت درباره موضوعاتی استفاده میکردند که معمولا سانسور میشود... مثل دموکراسی و ازادی "، رویهای که باعث شده بود کد دعوت به این اپلیکیشن بسیار ارزشمند شود. اما مقامات چینی نهایتا در اوایل فوریه این اپلیکیشن را هم فیلتر کردند. کلابهاوس در بسیاری از کشورها بین فعالان محبوب شده است. و در حال گسترش است .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅بیسازمانی و بیسامانی سیاسی
✍️ دکتر محمد فاضلی
🔰چهل و پنج نفر چهره شناختهشده برای ریاست جمهوری نامزد شدهاند. یک نظر که در این جمع و سخنان اکثریت آنها بیندازید، چند ویژگی خیلی گلدرشت از میان سخنان اکثریت نامزدها توی چشم میزند.
🔺یک. میشود دو جین نامزد مشخص کرد که هر یک جین، چهرههای اصلی یکی از دو جناح سیاسی اصلی کشور هستند و مثلاً شش هفت اصولگرا و شش هفت نفر اصلاحطلب بینشان هست.
🔺دو. برخی گفتهاند من تا همین دیروز یا هفته پیش نمیخواستم نامزد شوم، اما احساس کردم باید بشوم.
🔺سوم. برخی که به یک جناح سیاسی تعلق دارند، از روز اول به روی هم شمشیر کشیدهاند.
🔺چهارم. همه تقریباً بالاتفاق معتقدند وضعیت بسیار خراب است و آمدهاند ایران را نجات بدهند.
🔺پنجم. اکثریتشان نزدیک به این مضمون گفتهاند که وقتی دیدند آدم قابلی که بتواند رئیسجمهور بشود پیدا نشد که کشور را نجات بدهد، وارد میدان شدهاند.
🔺ششم. اکثریت و برخی از اصلیترین چهرهها گفتهاند که مستقل وارد شدهاند و نماینده هیچ حزب و گروهی نیستند.
🔰معنای این عبارات چیست؟
🟪چند معنای گلدرشت هم از میان این ویژگیها پدیدار میشود.:
🔷یک. سیاست عرصه اجماعسازی، کاستن از تفرقها و دنبال کردن مشترکات به واسطه کردارهای سیاسی است. این همه تفرق و عدم اجماع، حتی بر سر اینکه دو سه نامزد مشخص از هر جناح در میدان باشد، نشان میدهد هیچ نظم سیاسی اجماعساز مؤثری در کشور وجود ندارد. نامزدهایی از یک جناح که بیرون از قدرت نتوانستهاند به اجماع برسند، در درون قدرت که منافع آشکارتر میشود، چه اجماعی خواهند ساخت؟
🔷دو. هنر نیست که گفته شود من تا همین دیروز یا هفته پیش قصد ورود نداشتم، یکدفعه وارد شدم!! . مردم این گونه حتی نامزدی ازدواجشان را برگزار نمیکنند، نامزدی انتخابات پیشکش. این نشان از ناامنی، پیشبینیناپذیری و بیثباتی حاکم بر عرصه سیاست امروز است؛ شاخه دیگری از همان ناامنی و بیثباتی که دهههاست اقتصاد، فرهنگ و جامعه را هم بیش و کم، رنج میدهد.
🔷سه. پیچیدهترین و توانمندسازترین اختراع بشر، سازمان است. علم با سازمان دانشگاه؛ صنعت با سازمان کارخانه؛ ورزش با سازمان باشگاه؛ آموزش با سازمان مدرسه؛ جنگ با سازمان ارتش؛ و حتی کارکردی زیستشناختی مثل تولید مثل با سازمان خانواده پیش میرود. این چه اختراعی است که پیش پای ایرانی قرار گرفته است که قرار است سیاست بورزد بدون سازمان حزب؟ و این چه انتخابی است که کنشگر سیاسی در ایران پیش رو دارد که باید سیاست بورزد بدون آنکه بتواند فرایند سیاسی را پیشبینی کند.
آنچه امروز شاهدش هستیم، سیاستورزی بدون سازمان و فاقد پیشبینیپذیری است و مردم به درستی از آن تعبیر به سیاستبازی میکنند. همان گونه که اگر کسی بخواهد خودرو یا قابلمه را بدون سازمان و پیشبینیپذیری تولید کند، تولید نیست، تولیدبازی است.
🔷چهار. اینکه همه در نقش ناجی ملت وارد میشوند و فکر میکنند چون هیچ شایسته دیگری وارد نشده پس احساس تکلیف کردهاند که بیایند، نتیجه همان بیسازمانی است. اگر سازمانی مثل احزاب قوامیافته جهان وجود داشت، و این آدمها مجبور بودند در پیش نخبگان داخل حزبی سخن بگویند، برنامه بدهند، از ایدهشان دفاع کنند، در انتخابات اولیه درونحزبی شرکت کنند، و آن وقت در پیشگاه ملت مدعی ناجی بودن شوند؛ حداقل بر چهار عدد و رقم وضع کشور مسلط میشدند، یک بار بیانیه نامزدیشان را به دقت میخوانند، و درباره واژگان فکر میکردند و نمیگفتند من دیروز به نامزدی مبعوث شدم!!
🔷پنج. اگر سامان و سازمان حزبی به عنوان قاعده سیاست پذیرفته میشد و رد پایی مستحکم در قانون انتخابات مییافت و کل فرایند انتخابات به کمتر از چهل روز تقلیل نمییافت، و مبارزات انتخاباتی درونحزبی جریانی شفاف و مؤثر مییافت، هیچ کسی جرأت نمیکرد ادعا کند من مستقل آمدهام. مردم دنیا برای برند کالا ارزش قائلاند، چون برند نشاندهنده کیفیت سازمان تولیدکننده کالاست. کسی خودرو، قابلمه یا پوشکی را که برندش معلوم نباشد و سازمان تولیدکنندهاش معتبر نباشد، به هیچ نمیخرد.
نامزد انتخابات یک محصول سیاسی است که باید سازمان تولیدکنندهاش مشخص باشد، یعنی معلوم باشد کدام حزب و گروه با کدام ایده، کدام توان و کدام سابقه صاحب این نامزد است. این چه تفاخری است که در این کشور به مستقل بودن و فراجناحی بودن میشود؟
امروز شاهد بازار سیاست و تولید محصول سیاسی بیسازمان و بیسامان هستیم، در حالی که کیفیت محصول سازمان است. این سطح از بیسازمانی و بیسامانی سیاسی، آبستن هیچ معجزهای برای نجات اقتصاد و جامعه ایرانی نیست. «به خرداد پر از حادثه عادت» داشتن هم درمانگر نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمد فاضلی
🔰چهل و پنج نفر چهره شناختهشده برای ریاست جمهوری نامزد شدهاند. یک نظر که در این جمع و سخنان اکثریت آنها بیندازید، چند ویژگی خیلی گلدرشت از میان سخنان اکثریت نامزدها توی چشم میزند.
🔺یک. میشود دو جین نامزد مشخص کرد که هر یک جین، چهرههای اصلی یکی از دو جناح سیاسی اصلی کشور هستند و مثلاً شش هفت اصولگرا و شش هفت نفر اصلاحطلب بینشان هست.
🔺دو. برخی گفتهاند من تا همین دیروز یا هفته پیش نمیخواستم نامزد شوم، اما احساس کردم باید بشوم.
🔺سوم. برخی که به یک جناح سیاسی تعلق دارند، از روز اول به روی هم شمشیر کشیدهاند.
🔺چهارم. همه تقریباً بالاتفاق معتقدند وضعیت بسیار خراب است و آمدهاند ایران را نجات بدهند.
🔺پنجم. اکثریتشان نزدیک به این مضمون گفتهاند که وقتی دیدند آدم قابلی که بتواند رئیسجمهور بشود پیدا نشد که کشور را نجات بدهد، وارد میدان شدهاند.
🔺ششم. اکثریت و برخی از اصلیترین چهرهها گفتهاند که مستقل وارد شدهاند و نماینده هیچ حزب و گروهی نیستند.
🔰معنای این عبارات چیست؟
🟪چند معنای گلدرشت هم از میان این ویژگیها پدیدار میشود.:
🔷یک. سیاست عرصه اجماعسازی، کاستن از تفرقها و دنبال کردن مشترکات به واسطه کردارهای سیاسی است. این همه تفرق و عدم اجماع، حتی بر سر اینکه دو سه نامزد مشخص از هر جناح در میدان باشد، نشان میدهد هیچ نظم سیاسی اجماعساز مؤثری در کشور وجود ندارد. نامزدهایی از یک جناح که بیرون از قدرت نتوانستهاند به اجماع برسند، در درون قدرت که منافع آشکارتر میشود، چه اجماعی خواهند ساخت؟
🔷دو. هنر نیست که گفته شود من تا همین دیروز یا هفته پیش قصد ورود نداشتم، یکدفعه وارد شدم!! . مردم این گونه حتی نامزدی ازدواجشان را برگزار نمیکنند، نامزدی انتخابات پیشکش. این نشان از ناامنی، پیشبینیناپذیری و بیثباتی حاکم بر عرصه سیاست امروز است؛ شاخه دیگری از همان ناامنی و بیثباتی که دهههاست اقتصاد، فرهنگ و جامعه را هم بیش و کم، رنج میدهد.
🔷سه. پیچیدهترین و توانمندسازترین اختراع بشر، سازمان است. علم با سازمان دانشگاه؛ صنعت با سازمان کارخانه؛ ورزش با سازمان باشگاه؛ آموزش با سازمان مدرسه؛ جنگ با سازمان ارتش؛ و حتی کارکردی زیستشناختی مثل تولید مثل با سازمان خانواده پیش میرود. این چه اختراعی است که پیش پای ایرانی قرار گرفته است که قرار است سیاست بورزد بدون سازمان حزب؟ و این چه انتخابی است که کنشگر سیاسی در ایران پیش رو دارد که باید سیاست بورزد بدون آنکه بتواند فرایند سیاسی را پیشبینی کند.
آنچه امروز شاهدش هستیم، سیاستورزی بدون سازمان و فاقد پیشبینیپذیری است و مردم به درستی از آن تعبیر به سیاستبازی میکنند. همان گونه که اگر کسی بخواهد خودرو یا قابلمه را بدون سازمان و پیشبینیپذیری تولید کند، تولید نیست، تولیدبازی است.
🔷چهار. اینکه همه در نقش ناجی ملت وارد میشوند و فکر میکنند چون هیچ شایسته دیگری وارد نشده پس احساس تکلیف کردهاند که بیایند، نتیجه همان بیسازمانی است. اگر سازمانی مثل احزاب قوامیافته جهان وجود داشت، و این آدمها مجبور بودند در پیش نخبگان داخل حزبی سخن بگویند، برنامه بدهند، از ایدهشان دفاع کنند، در انتخابات اولیه درونحزبی شرکت کنند، و آن وقت در پیشگاه ملت مدعی ناجی بودن شوند؛ حداقل بر چهار عدد و رقم وضع کشور مسلط میشدند، یک بار بیانیه نامزدیشان را به دقت میخوانند، و درباره واژگان فکر میکردند و نمیگفتند من دیروز به نامزدی مبعوث شدم!!
🔷پنج. اگر سامان و سازمان حزبی به عنوان قاعده سیاست پذیرفته میشد و رد پایی مستحکم در قانون انتخابات مییافت و کل فرایند انتخابات به کمتر از چهل روز تقلیل نمییافت، و مبارزات انتخاباتی درونحزبی جریانی شفاف و مؤثر مییافت، هیچ کسی جرأت نمیکرد ادعا کند من مستقل آمدهام. مردم دنیا برای برند کالا ارزش قائلاند، چون برند نشاندهنده کیفیت سازمان تولیدکننده کالاست. کسی خودرو، قابلمه یا پوشکی را که برندش معلوم نباشد و سازمان تولیدکنندهاش معتبر نباشد، به هیچ نمیخرد.
نامزد انتخابات یک محصول سیاسی است که باید سازمان تولیدکنندهاش مشخص باشد، یعنی معلوم باشد کدام حزب و گروه با کدام ایده، کدام توان و کدام سابقه صاحب این نامزد است. این چه تفاخری است که در این کشور به مستقل بودن و فراجناحی بودن میشود؟
امروز شاهد بازار سیاست و تولید محصول سیاسی بیسازمان و بیسامان هستیم، در حالی که کیفیت محصول سازمان است. این سطح از بیسازمانی و بیسامانی سیاسی، آبستن هیچ معجزهای برای نجات اقتصاد و جامعه ایرانی نیست. «به خرداد پر از حادثه عادت» داشتن هم درمانگر نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
✅بیسازمانی و بیسامانی سیاسی
✍️ دکتر محمد فاضلی
🔰چهل و پنج نفر چهره شناختهشده برای ریاست جمهوری نامزد شدهاند. یک نظر که در این جمع و سخنان اکثریت آنها بیندازید، چند ویژگی خیلی گلدرشت از میان سخنان اکثریت نامزدها توی چشم میزند.
🔺یک. میشود دو جین نامزد مشخص کرد که هر یک جین، چهرههای اصلی یکی از دو جناح سیاسی اصلی کشور هستند و مثلاً شش هفت اصولگرا و شش هفت نفر اصلاحطلب بینشان هست.
🔺دو. برخی گفتهاند من تا همین دیروز یا هفته پیش نمیخواستم نامزد شوم، اما احساس کردم باید بشوم.
🔺سوم. برخی که به یک جناح سیاسی تعلق دارند، از روز اول به روی هم شمشیر کشیدهاند.
🔺چهارم. همه تقریباً بالاتفاق معتقدند وضعیت بسیار خراب است و آمدهاند ایران را نجات بدهند.
🔺پنجم. اکثریتشان نزدیک به این مضمون گفتهاند که وقتی دیدند آدم قابلی که بتواند رئیسجمهور بشود پیدا نشد که کشور را نجات بدهد، وارد میدان شدهاند.
🔺ششم. اکثریت و برخی از اصلیترین چهرهها گفتهاند که مستقل وارد شدهاند و نماینده هیچ حزب و گروهی نیستند.
🔰معنای این عبارات چیست؟
🟪چند معنای گلدرشت هم از میان این ویژگیها پدیدار میشود.:
🔷یک. سیاست عرصه اجماعسازی، کاستن از تفرقها و دنبال کردن مشترکات به واسطه کردارهای سیاسی است. این همه تفرق و عدم اجماع، حتی بر سر اینکه دو سه نامزد مشخص از هر جناح در میدان باشد، نشان میدهد هیچ نظم سیاسی اجماعساز مؤثری در کشور وجود ندارد. نامزدهایی از یک جناح که بیرون از قدرت نتوانستهاند به اجماع برسند، در درون قدرت که منافع آشکارتر میشود، چه اجماعی خواهند ساخت؟
🔷دو. هنر نیست که گفته شود من تا همین دیروز یا هفته پیش قصد ورود نداشتم، یکدفعه وارد شدم!! . مردم این گونه حتی نامزدی ازدواجشان را برگزار نمیکنند، نامزدی انتخابات پیشکش. این نشان از ناامنی، پیشبینیناپذیری و بیثباتی حاکم بر عرصه سیاست امروز است؛ شاخه دیگری از همان ناامنی و بیثباتی که دهههاست اقتصاد، فرهنگ و جامعه را هم بیش و کم، رنج میدهد.
🔷سه. پیچیدهترین و توانمندسازترین اختراع بشر، سازمان است. علم با سازمان دانشگاه؛ صنعت با سازمان کارخانه؛ ورزش با سازمان باشگاه؛ آموزش با سازمان مدرسه؛ جنگ با سازمان ارتش؛ و حتی کارکردی زیستشناختی مثل تولید مثل با سازمان خانواده پیش میرود. این چه اختراعی است که پیش پای ایرانی قرار گرفته است که قرار است سیاست بورزد بدون سازمان حزب؟ و این چه انتخابی است که کنشگر سیاسی در ایران پیش رو دارد که باید سیاست بورزد بدون آنکه بتواند فرایند سیاسی را پیشبینی کند.
آنچه امروز شاهدش هستیم، سیاستورزی بدون سازمان و فاقد پیشبینیپذیری است و مردم به درستی از آن تعبیر به سیاستبازی میکنند. همان گونه که اگر کسی بخواهد خودرو یا قابلمه را بدون سازمان و پیشبینیپذیری تولید کند، تولید نیست، تولیدبازی است.
🔷چهار. اینکه همه در نقش ناجی ملت وارد میشوند و فکر میکنند چون هیچ شایسته دیگری وارد نشده پس احساس تکلیف کردهاند که بیایند، نتیجه همان بیسازمانی است. اگر سازمانی مثل احزاب قوامیافته جهان وجود داشت، و این آدمها مجبور بودند در پیش نخبگان داخل حزبی سخن بگویند، برنامه بدهند، از ایدهشان دفاع کنند، در انتخابات اولیه درونحزبی شرکت کنند، و آن وقت در پیشگاه ملت مدعی ناجی بودن شوند؛ حداقل بر چهار عدد و رقم وضع کشور مسلط میشدند، یک بار بیانیه نامزدیشان را به دقت میخوانند، و درباره واژگان فکر میکردند و نمیگفتند من دیروز به نامزدی مبعوث شدم!!
🔷پنج. اگر سامان و سازمان حزبی به عنوان قاعده سیاست پذیرفته میشد و رد پایی مستحکم در قانون انتخابات مییافت و کل فرایند انتخابات به کمتر از چهل روز تقلیل نمییافت، و مبارزات انتخاباتی درونحزبی جریانی شفاف و مؤثر مییافت، هیچ کسی جرأت نمیکرد ادعا کند من مستقل آمدهام. مردم دنیا برای برند کالا ارزش قائلاند، چون برند نشاندهنده کیفیت سازمان تولیدکننده کالاست. کسی خودرو، قابلمه یا پوشکی را که برندش معلوم نباشد و سازمان تولیدکنندهاش معتبر نباشد، به هیچ نمیخرد.
نامزد انتخابات یک محصول سیاسی است که باید سازمان تولیدکنندهاش مشخص باشد، یعنی معلوم باشد کدام حزب و گروه با کدام ایده، کدام توان و کدام سابقه صاحب این نامزد است. این چه تفاخری است که در این کشور به مستقل بودن و فراجناحی بودن میشود؟
امروز شاهد بازار سیاست و تولید محصول سیاسی بیسازمان و بیسامان هستیم، در حالی که کیفیت محصول سازمان است. این سطح از بیسازمانی و بیسامانی سیاسی، آبستن هیچ معجزهای برای نجات اقتصاد و جامعه ایرانی نیست. «به خرداد پر از حادثه عادت» داشتن هم درمانگر نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمد فاضلی
🔰چهل و پنج نفر چهره شناختهشده برای ریاست جمهوری نامزد شدهاند. یک نظر که در این جمع و سخنان اکثریت آنها بیندازید، چند ویژگی خیلی گلدرشت از میان سخنان اکثریت نامزدها توی چشم میزند.
🔺یک. میشود دو جین نامزد مشخص کرد که هر یک جین، چهرههای اصلی یکی از دو جناح سیاسی اصلی کشور هستند و مثلاً شش هفت اصولگرا و شش هفت نفر اصلاحطلب بینشان هست.
🔺دو. برخی گفتهاند من تا همین دیروز یا هفته پیش نمیخواستم نامزد شوم، اما احساس کردم باید بشوم.
🔺سوم. برخی که به یک جناح سیاسی تعلق دارند، از روز اول به روی هم شمشیر کشیدهاند.
🔺چهارم. همه تقریباً بالاتفاق معتقدند وضعیت بسیار خراب است و آمدهاند ایران را نجات بدهند.
🔺پنجم. اکثریتشان نزدیک به این مضمون گفتهاند که وقتی دیدند آدم قابلی که بتواند رئیسجمهور بشود پیدا نشد که کشور را نجات بدهد، وارد میدان شدهاند.
🔺ششم. اکثریت و برخی از اصلیترین چهرهها گفتهاند که مستقل وارد شدهاند و نماینده هیچ حزب و گروهی نیستند.
🔰معنای این عبارات چیست؟
🟪چند معنای گلدرشت هم از میان این ویژگیها پدیدار میشود.:
🔷یک. سیاست عرصه اجماعسازی، کاستن از تفرقها و دنبال کردن مشترکات به واسطه کردارهای سیاسی است. این همه تفرق و عدم اجماع، حتی بر سر اینکه دو سه نامزد مشخص از هر جناح در میدان باشد، نشان میدهد هیچ نظم سیاسی اجماعساز مؤثری در کشور وجود ندارد. نامزدهایی از یک جناح که بیرون از قدرت نتوانستهاند به اجماع برسند، در درون قدرت که منافع آشکارتر میشود، چه اجماعی خواهند ساخت؟
🔷دو. هنر نیست که گفته شود من تا همین دیروز یا هفته پیش قصد ورود نداشتم، یکدفعه وارد شدم!! . مردم این گونه حتی نامزدی ازدواجشان را برگزار نمیکنند، نامزدی انتخابات پیشکش. این نشان از ناامنی، پیشبینیناپذیری و بیثباتی حاکم بر عرصه سیاست امروز است؛ شاخه دیگری از همان ناامنی و بیثباتی که دهههاست اقتصاد، فرهنگ و جامعه را هم بیش و کم، رنج میدهد.
🔷سه. پیچیدهترین و توانمندسازترین اختراع بشر، سازمان است. علم با سازمان دانشگاه؛ صنعت با سازمان کارخانه؛ ورزش با سازمان باشگاه؛ آموزش با سازمان مدرسه؛ جنگ با سازمان ارتش؛ و حتی کارکردی زیستشناختی مثل تولید مثل با سازمان خانواده پیش میرود. این چه اختراعی است که پیش پای ایرانی قرار گرفته است که قرار است سیاست بورزد بدون سازمان حزب؟ و این چه انتخابی است که کنشگر سیاسی در ایران پیش رو دارد که باید سیاست بورزد بدون آنکه بتواند فرایند سیاسی را پیشبینی کند.
آنچه امروز شاهدش هستیم، سیاستورزی بدون سازمان و فاقد پیشبینیپذیری است و مردم به درستی از آن تعبیر به سیاستبازی میکنند. همان گونه که اگر کسی بخواهد خودرو یا قابلمه را بدون سازمان و پیشبینیپذیری تولید کند، تولید نیست، تولیدبازی است.
🔷چهار. اینکه همه در نقش ناجی ملت وارد میشوند و فکر میکنند چون هیچ شایسته دیگری وارد نشده پس احساس تکلیف کردهاند که بیایند، نتیجه همان بیسازمانی است. اگر سازمانی مثل احزاب قوامیافته جهان وجود داشت، و این آدمها مجبور بودند در پیش نخبگان داخل حزبی سخن بگویند، برنامه بدهند، از ایدهشان دفاع کنند، در انتخابات اولیه درونحزبی شرکت کنند، و آن وقت در پیشگاه ملت مدعی ناجی بودن شوند؛ حداقل بر چهار عدد و رقم وضع کشور مسلط میشدند، یک بار بیانیه نامزدیشان را به دقت میخوانند، و درباره واژگان فکر میکردند و نمیگفتند من دیروز به نامزدی مبعوث شدم!!
🔷پنج. اگر سامان و سازمان حزبی به عنوان قاعده سیاست پذیرفته میشد و رد پایی مستحکم در قانون انتخابات مییافت و کل فرایند انتخابات به کمتر از چهل روز تقلیل نمییافت، و مبارزات انتخاباتی درونحزبی جریانی شفاف و مؤثر مییافت، هیچ کسی جرأت نمیکرد ادعا کند من مستقل آمدهام. مردم دنیا برای برند کالا ارزش قائلاند، چون برند نشاندهنده کیفیت سازمان تولیدکننده کالاست. کسی خودرو، قابلمه یا پوشکی را که برندش معلوم نباشد و سازمان تولیدکنندهاش معتبر نباشد، به هیچ نمیخرد.
نامزد انتخابات یک محصول سیاسی است که باید سازمان تولیدکنندهاش مشخص باشد، یعنی معلوم باشد کدام حزب و گروه با کدام ایده، کدام توان و کدام سابقه صاحب این نامزد است. این چه تفاخری است که در این کشور به مستقل بودن و فراجناحی بودن میشود؟
امروز شاهد بازار سیاست و تولید محصول سیاسی بیسازمان و بیسامان هستیم، در حالی که کیفیت محصول سازمان است. این سطح از بیسازمانی و بیسامانی سیاسی، آبستن هیچ معجزهای برای نجات اقتصاد و جامعه ایرانی نیست. «به خرداد پر از حادثه عادت» داشتن هم درمانگر نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from سه نقطه
Clubhouse
سه نقطه کانال
https://t.me/noghteh3
🌺۱۶ می مصادف با ۲۶ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ روز در تقویم به عنوان روز جهانی پسر نام گذاری شده است. بنده این روز خوب را خدمت تمامی پسران نجیب و شریف سرزمینم تبریک عرض میکنم.🌺
🔷در روز جهانی پسر سعی کنید به پسرهای تان آموزش دهید که غیر از مرد شدن احساس داشته باشند، آنها رفتارهای مهربانانه یاد بگیرند، خشن نباشند زیرا این روزها دنیا به مردان با احساس نیز احتیاج مبرم دارد، دنیای مهربان زیباتر از دنیای خشن خواهد بود، دنیایی که در آن مردان با شرافت زندگی کنند زندگی ایمن تر خواهد شد.
🔷در روز پسر می توانید هدایایی به آنها هدیه بدهید که بدانند وجودشان برای شما ارزشمند خواهد بود برای دادن هدیه سعی کنید اوج بدعت را خرج کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷در روز جهانی پسر سعی کنید به پسرهای تان آموزش دهید که غیر از مرد شدن احساس داشته باشند، آنها رفتارهای مهربانانه یاد بگیرند، خشن نباشند زیرا این روزها دنیا به مردان با احساس نیز احتیاج مبرم دارد، دنیای مهربان زیباتر از دنیای خشن خواهد بود، دنیایی که در آن مردان با شرافت زندگی کنند زندگی ایمن تر خواهد شد.
🔷در روز پسر می توانید هدایایی به آنها هدیه بدهید که بدانند وجودشان برای شما ارزشمند خواهد بود برای دادن هدیه سعی کنید اوج بدعت را خرج کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰سکانسی ماندگار از فیلم گشت ارشاد
🔴 توجه، توجه: به ایام حضور دختران کم حجاب در تلویزیون نزدیک میشویم
🔹 نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 28 خرداد 1400، خود را برای رقابت آماده میکنند. سفرهای استانی، سخنرانی، مناظره و هزار داستان دیگر برای آنها در پیش است.
🔹آنها در یک ماه پیش رو به اندازه یک سال کار میکنند. صبح به این شهر میروند و عصر در استانی دیگر وعده میدهند. در مناظرهها به جان هم میافتند و تاجایی که امکان دارد، آبروی طرف مقابل را میبرند.
🔹جدا از نامزدها میخواهم به دختران کمحجاب کشورم هم عرض کنم که آنها هم باید خودشان را آماده کنند تا هر لحظه در خیابان گزارشگر تلویزیون جلویشان را بگیرد و به عنوان فرزند این کشور از آنها در مورد انتخابات بپرسد.
🔹بامزه نیست. همان ظاهری که تا دیروز در گشت ارشاد بود به قاب تلویزیون راه پیدا میکند. اگر علیه آمریکا و حالا دولت روحانی و «سیاستهای غربگرایانه» آن که حرف بزند به همه بخشهای خبری و شبکههای اجتماعی هم راه پیدا میکند.
🔹درست مثل راهپیمایی 22 بهمن که گزارشگران برای نشان دادن تنوع حاضران در مراسم پیروزی انقلاب اسلامی، سراغ دخترانی میروند که کم حجابتر از دیگران هستند.
🔹دخترانی که در این روزها مورد سوال قرار میگیرند، همانهایی هستند که برخی با دیدنشان استغفراللهی میگویند و نگران «خون شهدا» میشوند.
🔹صداوسیمایی که در هنگام پخش سریالهایی که خودش ساخته و یا فیلمهای سینمایی ایرانی که از وزارت ارشاد مجوز دارد، رنگ تصویر صحنههایی که بازیگران زن در آن آرایش غلیظ دارند را تا حد سیاه و سفید پایین میآورد، دختران کم حجاب دم انتخابات را رنگی، رنگی نشان میدهد.
🔹اصلا در ایام انتخابات، هرچه بیحجابتر باشی احتمال اینکه دوربین تلویزیون به سمت شما بیاید زیاد است. اگر حرفهای مورد نظر آنها را هم که بگویی کار تمام است و میتوانید تلفن را بردارید و به همه خبر بدهید که در اخبار 20:30 شما را نشان خواهند دارد.
🔹احتمالا وقتی به پدر زنگ بزنید او به شما خواهد گفت که «نکنه دوباره گشت ارشاد گرفتت؟» شما با لحنی فاتح میگویید نه در مورد انتخابات و انتظارهایم از رییس جمهور حرف زدم، درست با همان ظاهری که ماه پیش مهمان ونِ گشت ارشاد شدم.
🔹کاش که این نگاه همیشه وجود داشت و فقط منحصر به روزهای انتخابات و راهپیمایی نبود. واقعا اگر این دختران و یا پسرانی که ظاهری متفاوت با دیگران دارند را فرزندان این کشور میدانید و رای و نظر آنها برایتان مهم است، در ماههای دیگر سال هم با این جوانان همینگونه برخورد کنید و اگر آنها را از خود نمیدانید در زمان انتخابات هم به سراغشان نروید.
🔹این داستان تکراری شده است، تکراری تر از تمام فیلمهای آیفیلم. کاش تکلیف ما را بد حجاب خوب و بد حجاب بد، مشخص میکردند. ✍️مصطفی داننده
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 توجه، توجه: به ایام حضور دختران کم حجاب در تلویزیون نزدیک میشویم
🔹 نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 28 خرداد 1400، خود را برای رقابت آماده میکنند. سفرهای استانی، سخنرانی، مناظره و هزار داستان دیگر برای آنها در پیش است.
🔹آنها در یک ماه پیش رو به اندازه یک سال کار میکنند. صبح به این شهر میروند و عصر در استانی دیگر وعده میدهند. در مناظرهها به جان هم میافتند و تاجایی که امکان دارد، آبروی طرف مقابل را میبرند.
🔹جدا از نامزدها میخواهم به دختران کمحجاب کشورم هم عرض کنم که آنها هم باید خودشان را آماده کنند تا هر لحظه در خیابان گزارشگر تلویزیون جلویشان را بگیرد و به عنوان فرزند این کشور از آنها در مورد انتخابات بپرسد.
🔹بامزه نیست. همان ظاهری که تا دیروز در گشت ارشاد بود به قاب تلویزیون راه پیدا میکند. اگر علیه آمریکا و حالا دولت روحانی و «سیاستهای غربگرایانه» آن که حرف بزند به همه بخشهای خبری و شبکههای اجتماعی هم راه پیدا میکند.
🔹درست مثل راهپیمایی 22 بهمن که گزارشگران برای نشان دادن تنوع حاضران در مراسم پیروزی انقلاب اسلامی، سراغ دخترانی میروند که کم حجابتر از دیگران هستند.
🔹دخترانی که در این روزها مورد سوال قرار میگیرند، همانهایی هستند که برخی با دیدنشان استغفراللهی میگویند و نگران «خون شهدا» میشوند.
🔹صداوسیمایی که در هنگام پخش سریالهایی که خودش ساخته و یا فیلمهای سینمایی ایرانی که از وزارت ارشاد مجوز دارد، رنگ تصویر صحنههایی که بازیگران زن در آن آرایش غلیظ دارند را تا حد سیاه و سفید پایین میآورد، دختران کم حجاب دم انتخابات را رنگی، رنگی نشان میدهد.
🔹اصلا در ایام انتخابات، هرچه بیحجابتر باشی احتمال اینکه دوربین تلویزیون به سمت شما بیاید زیاد است. اگر حرفهای مورد نظر آنها را هم که بگویی کار تمام است و میتوانید تلفن را بردارید و به همه خبر بدهید که در اخبار 20:30 شما را نشان خواهند دارد.
🔹احتمالا وقتی به پدر زنگ بزنید او به شما خواهد گفت که «نکنه دوباره گشت ارشاد گرفتت؟» شما با لحنی فاتح میگویید نه در مورد انتخابات و انتظارهایم از رییس جمهور حرف زدم، درست با همان ظاهری که ماه پیش مهمان ونِ گشت ارشاد شدم.
🔹کاش که این نگاه همیشه وجود داشت و فقط منحصر به روزهای انتخابات و راهپیمایی نبود. واقعا اگر این دختران و یا پسرانی که ظاهری متفاوت با دیگران دارند را فرزندان این کشور میدانید و رای و نظر آنها برایتان مهم است، در ماههای دیگر سال هم با این جوانان همینگونه برخورد کنید و اگر آنها را از خود نمیدانید در زمان انتخابات هم به سراغشان نروید.
🔹این داستان تکراری شده است، تکراری تر از تمام فیلمهای آیفیلم. کاش تکلیف ما را بد حجاب خوب و بد حجاب بد، مشخص میکردند. ✍️مصطفی داننده
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
مطالعه این پست شما را با ۶۰ مهارت فردی که در مدارس فنلاند به کودکان ۹ تا ۱۵ ساله آموزش داده میشوند، آشنا میکند. این مهارتهای فردی چه مواردی هستند؟
به منظور پرورش جامعهای پیشرفته و سرآمد، در آموزش برای كودكان ١٥-٩ سال فنلاند، موارد زیر در نظر گرفته میشوند:
١- مهارت درست لباس پوشيدن
٢- مهارت درست راه رفتن
٣- مهارت خوب حرف زدن
٤- مهارت حرف خوب زدن
٥- مهارت #منظم_بودن
٦- مهارت شعر خواندن
٧- مهارت نقاشی كردن
٨- #مهارت_نوشتن
٩- مهارت ترانه و دكلمه خواندن
١٠- مهارت #بهداشت
١١- #مهارت_کارتيمی
١٢- #مهارت_انتقاد_كردن
١٣- #مهارت_جرات_ورزی و تمرین شجاعت
١٤- مهارت تشخيص درست از نادرست
١٥- مهارت درست غذا خوردن
١٦- مهارت گره زدن
١٧- مهارت كار با قيچی و برش زدن
١٨- مهارت سعی در خوش خط بودن
١٩- مهارت شستن اشيا
۲۰- #مهارت_مطالعه
٢١- مهارت #مدیریت_زمان
٢٢- مهارت #كنترل_خشم
٢٣- مهارت #انتقاد_پذیری و تحمل حرف مخالف
٢٤- مهارت پژوهش و تحقيق
٢٥- مهارت تشخيص دوست خوب
٢٦- مهارت بازی كردن
٢٧- مهارت غذا پختن
٢٨- مهارت كار با سوزن
٢٩- مهارت تشكر و سپاسگزاری كردن
٣٠- مهارت خوب توجه كردن
٣١-#مهارت_تفكر كردن
٣٢- مهارت تفكر خوب داشتن
٣٣- مهارت دوست خوب پيدا كردن
٣٤- مهارت نگهداری دوست خوب
٣٥- مهارت نگهداری لوازم
٣٦- #مهارت_انتقاد_پذیری و نقد شدن
٣٧- مهارت #رازدار_بودن
٣٨- #مهارت_برنامه_ريزی كردن
٣٩- مهارت گذشت
٤٠- مهارت #صبور_بودن
٤١- #مهارت_حل_مساله
٤٢- مهارت نگهداري گياه و گل
٤٣- مهارت دقت به پيرامون
٤٤- مهارت صادق بودن
٤٥- مهارت #وفادار_بودن
٤٦- #مهارت_نوشتن
٤٧- مهارت #آينده_نگری
٤٨- مهارت تلاش كردن
٤٩- مهارت نا اميد نشدن
٥٠- مهارت هدف داشتن
٥١- مهارت كار با ابزار
٥٢- مهارت كار با كامپيوتر
٥٣- مهارت در فضای مجازي و سايبری
٥٤- مهارت در تصوير ذهنی داشتن
٥٥- مهارت احترام گذاشتن
٥٦- مهارت كم مصرف بودن
٥٧- مهارت بهره گيری از اشيا
٥٨- مهارت مشورت گرفتن
٥٩- مهارت مشورت و همفكری كردن
٦٠-... مهارت ١٢ و مهارت ٣١ و مهارت ۳۶
اما این سوال باقیست که در مدارس ما بجز مباحث نظری و حفظی، چه مهارتهایی را میآموزند که در زندگی روزانه از آنها استفاده کنیم؟
مدارس فنلاند برای الگوبرداری میتوانند مورد مناسبی باشند.
فراگیری و ارتقای این مهارتهای فردی میتواند آینده بهتری را برای خودمان و فرزندانمان فراهم آورد و #سرآمدی_فردی ما را تسهیل نماید.
✳از کتاب تحول نظام آموزش فنلاند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
به منظور پرورش جامعهای پیشرفته و سرآمد، در آموزش برای كودكان ١٥-٩ سال فنلاند، موارد زیر در نظر گرفته میشوند:
١- مهارت درست لباس پوشيدن
٢- مهارت درست راه رفتن
٣- مهارت خوب حرف زدن
٤- مهارت حرف خوب زدن
٥- مهارت #منظم_بودن
٦- مهارت شعر خواندن
٧- مهارت نقاشی كردن
٨- #مهارت_نوشتن
٩- مهارت ترانه و دكلمه خواندن
١٠- مهارت #بهداشت
١١- #مهارت_کارتيمی
١٢- #مهارت_انتقاد_كردن
١٣- #مهارت_جرات_ورزی و تمرین شجاعت
١٤- مهارت تشخيص درست از نادرست
١٥- مهارت درست غذا خوردن
١٦- مهارت گره زدن
١٧- مهارت كار با قيچی و برش زدن
١٨- مهارت سعی در خوش خط بودن
١٩- مهارت شستن اشيا
۲۰- #مهارت_مطالعه
٢١- مهارت #مدیریت_زمان
٢٢- مهارت #كنترل_خشم
٢٣- مهارت #انتقاد_پذیری و تحمل حرف مخالف
٢٤- مهارت پژوهش و تحقيق
٢٥- مهارت تشخيص دوست خوب
٢٦- مهارت بازی كردن
٢٧- مهارت غذا پختن
٢٨- مهارت كار با سوزن
٢٩- مهارت تشكر و سپاسگزاری كردن
٣٠- مهارت خوب توجه كردن
٣١-#مهارت_تفكر كردن
٣٢- مهارت تفكر خوب داشتن
٣٣- مهارت دوست خوب پيدا كردن
٣٤- مهارت نگهداری دوست خوب
٣٥- مهارت نگهداری لوازم
٣٦- #مهارت_انتقاد_پذیری و نقد شدن
٣٧- مهارت #رازدار_بودن
٣٨- #مهارت_برنامه_ريزی كردن
٣٩- مهارت گذشت
٤٠- مهارت #صبور_بودن
٤١- #مهارت_حل_مساله
٤٢- مهارت نگهداري گياه و گل
٤٣- مهارت دقت به پيرامون
٤٤- مهارت صادق بودن
٤٥- مهارت #وفادار_بودن
٤٦- #مهارت_نوشتن
٤٧- مهارت #آينده_نگری
٤٨- مهارت تلاش كردن
٤٩- مهارت نا اميد نشدن
٥٠- مهارت هدف داشتن
٥١- مهارت كار با ابزار
٥٢- مهارت كار با كامپيوتر
٥٣- مهارت در فضای مجازي و سايبری
٥٤- مهارت در تصوير ذهنی داشتن
٥٥- مهارت احترام گذاشتن
٥٦- مهارت كم مصرف بودن
٥٧- مهارت بهره گيری از اشيا
٥٨- مهارت مشورت گرفتن
٥٩- مهارت مشورت و همفكری كردن
٦٠-... مهارت ١٢ و مهارت ٣١ و مهارت ۳۶
اما این سوال باقیست که در مدارس ما بجز مباحث نظری و حفظی، چه مهارتهایی را میآموزند که در زندگی روزانه از آنها استفاده کنیم؟
مدارس فنلاند برای الگوبرداری میتوانند مورد مناسبی باشند.
فراگیری و ارتقای این مهارتهای فردی میتواند آینده بهتری را برای خودمان و فرزندانمان فراهم آورد و #سرآمدی_فردی ما را تسهیل نماید.
✳از کتاب تحول نظام آموزش فنلاند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔آمارهای تکان دهنده درباره " دروغ " و رواج آن در جامعه ایران!!
⛔48 درصد مردم ایران معتقدند دروغ در ایران زیاد است.
🔰پیمایشی درباره رواج دروغ در جامعه ایران انجام شده که نتیجه آن را در فیلم زیر ببینید.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
⛔48 درصد مردم ایران معتقدند دروغ در ایران زیاد است.
🔰پیمایشی درباره رواج دروغ در جامعه ایران انجام شده که نتیجه آن را در فیلم زیر ببینید.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰چرا دروغگویی در ایران رو به افزایش است؟ (قسمت اول)
🔺این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد.
✍ دکتر مریم امیری: روانشناس بالینی
🔺اغلب افراد در زندگی روزمرهشان، آگاهانه یا ناآگاهانه، دروغ را تجربه کردهاند. بر اساس تحقیقات دپالو که سال ۱۹۹۶ منتشر شده، ۲۵ درصد افراد در روابط بین فردیبا دیگران و در زندگی روزمرهشان دروغ میگویند. این امر نشان میدهد که دروغ به عنوان بخشی از رفتارهای اجتماعی شناخته شده است.
🔶افراد چگونه دروغ میگویند؟
🔺افراد شیوههای مختلفی برای دروغ گفتن دارند. برخی از افراد بهندرت دروغ میگویند و پس از دروغ گفتن، خیلی زود احساس پشیمانی و گناه میکنند و از فرد مقابل پوزش میخواهند. برخی دیگر از افراد گهگاه دروغ میگویند و معمولا هراسی از دروغ گفتنشان ندارند. افراد مقابلشان نیز به راحتی دروغ آنها را درمییابند و در بسیاری موارد، دروغهای آنان برای فرد مقابل کسلکننده و آزاردهنده است.
🔺 دسته دیگر، افرادی هستند که استعداد و مهارت خاصی در دروغگفتن، و همراه با آن، بهکاربردن زبان بدن و تعامل با دیگران دارند. اطرافیان چنین افرادی متوجه دروغگویی آنان میشوند، اما معمولا از همصحبتی با آنان لذت میبرند، چون گوشدادن به آنان سرگرمکننده است.
🔺دسته آخر، افرادیهستند که بهاجبار و برای فرار از واقعیت یا فاششدن حقیقتی، دروغ میگویند. این دسته دقت میکنند که دروغهای قبلیشان را به خاطر بسپارند و مطالعه میکنند که چطور میتوانند بهتر دروغ بگویند تا دیگران راحتتر بپذیرند. مانند فردی که معتاد یا مجرم و …است و در پی هر دروغی، دروغِ دیگری میگوید، و این روش البته بر مشکلات روحی و شخصیتی آنها میافزاید.
🔶میزان دروغگویی در کشورهای مختلف:
دانشگاه شرق انگلیس در سال ۲۰۱۵ میزان صداقت در بین ۱۵ کشور جهان را مورد بررسی قرار داد که کشورهای برزیل، چین، مصر، ژاپن، روسیه، سوییس، ترکیه، آمریکا، آرژانتین، دانمارک، انگلیس، هند، پرتغال، و آفریقای جنوبی را در بر میگرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، کشور چین پایینترین میزان صداقت و کشور انگلیس بالاترین میزان صداقت را به خود اختصاص دادند. میزان عدم صداقت یا دروغگویی در چین ۷۰ درصد بوده است و میزان دروغگویی یا عدم صداقت در انگلستان، ۳.۴ درصد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که آمریکا با میزان کمتر از ۴۰ درصد دروغگویی، رتبه هشتم را در میان کشورهای دیگر بهدست آورده است. ایران در لیست آن کشورها نبود.
🔶در ایران، آمارها از افت اخلاق در جامعه خبر میدهند:
🔺در ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ پژوهشهای مختلفی تحت عنوان «پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» با محوریت میزان صداقت، دروغ و امانتداری، از سوی شورای اجتماعی کشور انجام شده است. نتایج دو پیمایش در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳در زمینه میزان صداقت و درستکاری در جامعه، سیر نزولی چشمگیری داشته است.
🔺مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۸۶ تحقیقی درباره میزان دروغ در جامعه انجام داد، و بر مبنای نتایج آن پژوهش، ۹۹ درصد افراد وجود دروغ را در جامعه تایید کردند، و یک درصد باقیمانده نیز فقط وجود دروغ را رد نکردند.
🔺نگاهی به نتایج پژوهشهای ملی در زمینه میزان صداقت در جامعه در سالهای قبل از ۱۳۸۳، نشان میدهد که در سال ۱۳۷۲ میزان صداقت ۲۳درصد، در سال ۱۳۷۹ میزان صداقت ۱۸ درصد و در سال ۱۳۸۲، نه درصد بوده است که متاسفانه حاکی از روندی نزولی در میزان صداقت است.
🔺تازهترین نظرسنجی، به موج سوم «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بازمیگردد که از سوی دفتر طرحهای ملی ارشاد در سال ۱۳۹۵ روی ۱۹ هزار نمونه در شهرها و روستاهای ایران انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۹ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد.
🔺نتایج این تحقیقات نشانگر میزان بالای دروغ و عدم صداقت در سطح جامعه و سپس در بین افراد و خانواده است. افزایش میزان دروغ میتواند به معنای کاهش اعتماد در سطح جامعه باشد، که به نوبه خود، به احساس ناامنی در بین افراد جامعه میانجامد. این احساس ناامنی هرازگاهی خود را در اعتراضات مردمی و حتی در اظهارات برخی از مسئولان کشور نشان میدهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷، حسین هاشمی (قائممقام وزیر کشور)به مناسبت روز جانباز، به رواج دروغگویی در ایران اشاره کرد و از قوه قضاییه خواستار پیگیری پروندههای تهمت و دروغ علیه مسئولان کشور شد.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔺این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد.
✍ دکتر مریم امیری: روانشناس بالینی
🔺اغلب افراد در زندگی روزمرهشان، آگاهانه یا ناآگاهانه، دروغ را تجربه کردهاند. بر اساس تحقیقات دپالو که سال ۱۹۹۶ منتشر شده، ۲۵ درصد افراد در روابط بین فردیبا دیگران و در زندگی روزمرهشان دروغ میگویند. این امر نشان میدهد که دروغ به عنوان بخشی از رفتارهای اجتماعی شناخته شده است.
🔶افراد چگونه دروغ میگویند؟
🔺افراد شیوههای مختلفی برای دروغ گفتن دارند. برخی از افراد بهندرت دروغ میگویند و پس از دروغ گفتن، خیلی زود احساس پشیمانی و گناه میکنند و از فرد مقابل پوزش میخواهند. برخی دیگر از افراد گهگاه دروغ میگویند و معمولا هراسی از دروغ گفتنشان ندارند. افراد مقابلشان نیز به راحتی دروغ آنها را درمییابند و در بسیاری موارد، دروغهای آنان برای فرد مقابل کسلکننده و آزاردهنده است.
🔺 دسته دیگر، افرادی هستند که استعداد و مهارت خاصی در دروغگفتن، و همراه با آن، بهکاربردن زبان بدن و تعامل با دیگران دارند. اطرافیان چنین افرادی متوجه دروغگویی آنان میشوند، اما معمولا از همصحبتی با آنان لذت میبرند، چون گوشدادن به آنان سرگرمکننده است.
🔺دسته آخر، افرادیهستند که بهاجبار و برای فرار از واقعیت یا فاششدن حقیقتی، دروغ میگویند. این دسته دقت میکنند که دروغهای قبلیشان را به خاطر بسپارند و مطالعه میکنند که چطور میتوانند بهتر دروغ بگویند تا دیگران راحتتر بپذیرند. مانند فردی که معتاد یا مجرم و …است و در پی هر دروغی، دروغِ دیگری میگوید، و این روش البته بر مشکلات روحی و شخصیتی آنها میافزاید.
🔶میزان دروغگویی در کشورهای مختلف:
دانشگاه شرق انگلیس در سال ۲۰۱۵ میزان صداقت در بین ۱۵ کشور جهان را مورد بررسی قرار داد که کشورهای برزیل، چین، مصر، ژاپن، روسیه، سوییس، ترکیه، آمریکا، آرژانتین، دانمارک، انگلیس، هند، پرتغال، و آفریقای جنوبی را در بر میگرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، کشور چین پایینترین میزان صداقت و کشور انگلیس بالاترین میزان صداقت را به خود اختصاص دادند. میزان عدم صداقت یا دروغگویی در چین ۷۰ درصد بوده است و میزان دروغگویی یا عدم صداقت در انگلستان، ۳.۴ درصد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که آمریکا با میزان کمتر از ۴۰ درصد دروغگویی، رتبه هشتم را در میان کشورهای دیگر بهدست آورده است. ایران در لیست آن کشورها نبود.
🔶در ایران، آمارها از افت اخلاق در جامعه خبر میدهند:
🔺در ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ پژوهشهای مختلفی تحت عنوان «پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» با محوریت میزان صداقت، دروغ و امانتداری، از سوی شورای اجتماعی کشور انجام شده است. نتایج دو پیمایش در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳در زمینه میزان صداقت و درستکاری در جامعه، سیر نزولی چشمگیری داشته است.
🔺مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۸۶ تحقیقی درباره میزان دروغ در جامعه انجام داد، و بر مبنای نتایج آن پژوهش، ۹۹ درصد افراد وجود دروغ را در جامعه تایید کردند، و یک درصد باقیمانده نیز فقط وجود دروغ را رد نکردند.
🔺نگاهی به نتایج پژوهشهای ملی در زمینه میزان صداقت در جامعه در سالهای قبل از ۱۳۸۳، نشان میدهد که در سال ۱۳۷۲ میزان صداقت ۲۳درصد، در سال ۱۳۷۹ میزان صداقت ۱۸ درصد و در سال ۱۳۸۲، نه درصد بوده است که متاسفانه حاکی از روندی نزولی در میزان صداقت است.
🔺تازهترین نظرسنجی، به موج سوم «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بازمیگردد که از سوی دفتر طرحهای ملی ارشاد در سال ۱۳۹۵ روی ۱۹ هزار نمونه در شهرها و روستاهای ایران انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۹ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد.
🔺نتایج این تحقیقات نشانگر میزان بالای دروغ و عدم صداقت در سطح جامعه و سپس در بین افراد و خانواده است. افزایش میزان دروغ میتواند به معنای کاهش اعتماد در سطح جامعه باشد، که به نوبه خود، به احساس ناامنی در بین افراد جامعه میانجامد. این احساس ناامنی هرازگاهی خود را در اعتراضات مردمی و حتی در اظهارات برخی از مسئولان کشور نشان میدهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷، حسین هاشمی (قائممقام وزیر کشور)به مناسبت روز جانباز، به رواج دروغگویی در ایران اشاره کرد و از قوه قضاییه خواستار پیگیری پروندههای تهمت و دروغ علیه مسئولان کشور شد.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰چرا دروغگویی در ایران رو به افزایش است؟ (قسمت دوم)
🔷دلایل روانشناختی رواج دروغگویی در ایران:
🔺نگرشهای روانشناختی مختلفی درباره دلایل دروغگویی وجود دارد.
🔸فردی که دروغ میگوید، معمولا از روبهرویی با واقعیتی میترسد و سعی میکند حقیقتی را پنهان کند.او دروغ به عنوان مکانیزم دفاعی برای کنترل ترس و اضطرابش استفاده میکند. فرد با دروغ گفتن مانند سپری از خود درونیاش محافظت، و به طور موقت احساس آرامش میکند. در اغلب موارد فرد آگاهانه و خودخواسته سعی در نادیدهانگاشتن و انکار واقعیت دارد و به دروغ متوسل میشود، و با این کار، رفتار نامطلوبش را توجیه میکند.
🔷دروغگو از چه چیزی میگریزد؟
از زوایه روانشناختی و تحلیل شخصیتی، زمانی که فرد فرصت شناختن خود درونیاش را نداشته باشد، به دلیل رنج ناشی از تعارضات درونی، ترجیح میدهد به جای حل تعارضاتش از آنها فرار و انکارشان کند.چرا که توجه به خود درونی و تعارضات اولیه، برای فرد استرسآور است و منجر به افزایش اضطراب میشود.فرد نمیداند که چطور میتواند بر استرس ناشی از تعارضاتش غلبه کند، بنابراین راحتترین روش ممکن، دروغ گفتن، را انتخاب میکند. بخشی از این انتخاب، به تعارضات دوران کودکی فرد بر میگردد. چنان تعارضاتی سپس در بزرگسالی انباشته میشود و فرد مدام میکوشد تا از آنها بگریزد و یا سرکوبشان کند.
🔺در واقع، دروغ لایههای شخصیتی غیرواقعیای میسازد که با دور کردن فرد از خود، او را به «خود»ی مبدل میکند که آرزوی بودنش را در سر دارد؛ «خود»ی که کاملا با خود درونی و اکنونیاش در تضاد است. این مسئله، بروز مشکلات ذهنی - روانی و عقدههای درونی فرد را دامن میزند و عوارض رفتاری آن در روابط با اطرافیان، در خانواده و در سطح جامعه، خود را در قالب رفتارهایی چون پرخاشگری، حسادت، افسردگی، اضطراب، بدبینی و رفتارهای ضداجتماعی و…، نشان میدهد.
🔺 اما مازلو، تحلیل عمیقی از ریشههای دروغگویی در سطح جامعه دارد. بر اساس نظریه هرم مازلو، میتوان گفت که انسان همواره سعی در ارضای نیازهای اولیهاش دارد؛ نیازهایی چون غذا، امنیت، آرامش، رفاه اجتماعی، احترام و خودشکوفایی. وقتی فرد در هر سطح و طبقه اجتماعی برای رسیدن به خواستهها و ارضای نیازهایش با مانعی روبهرو شود، به دروغگویی متوسل میشود و با ارضای نیازش از آن طریق، بیآنکه ارزیابی روشنی از درستی یا نادرستی رفتارش داشته باشد، احساس رضایت میکند. به عنوان مثال، افراد در سطح خانواده به پدر و مادر، همسر و فرزند و .. دروغ میگویند، یا در سطح جامعه به کرات مشاهده میشود که افراد برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی و قدرت و پول و غیره به دروغ متوسل میشوند.
🔷دروغ جامعه را بیمار میکند:
تمامی دلایل دروغگویی در افراد، چه در خانواده و چه در سطح جامعه، نشان از افزایش میزان تعارضات درونی، اضطراب و نارضایتی از خود دارد. اما وقتی تعارضات درونی فرد، بنابر مشکلات گذشته یا شرایط دشوار زندگی، و ناامنیهای زندگی شخصی و اجتماعیانباشتهتر شود، دروغ دیگر نمیتواند راهگشا باشد و منجر به اختلالات شخصیتی میشود، و در نتیجه فرد به رفتارها و اعمال دیگری متوسل میشود که آسیبهای زیادتری برای جامعه در بر خواهد داشت.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔹@CompetentManagers
🔷دلایل روانشناختی رواج دروغگویی در ایران:
🔺نگرشهای روانشناختی مختلفی درباره دلایل دروغگویی وجود دارد.
🔸فردی که دروغ میگوید، معمولا از روبهرویی با واقعیتی میترسد و سعی میکند حقیقتی را پنهان کند.او دروغ به عنوان مکانیزم دفاعی برای کنترل ترس و اضطرابش استفاده میکند. فرد با دروغ گفتن مانند سپری از خود درونیاش محافظت، و به طور موقت احساس آرامش میکند. در اغلب موارد فرد آگاهانه و خودخواسته سعی در نادیدهانگاشتن و انکار واقعیت دارد و به دروغ متوسل میشود، و با این کار، رفتار نامطلوبش را توجیه میکند.
🔷دروغگو از چه چیزی میگریزد؟
از زوایه روانشناختی و تحلیل شخصیتی، زمانی که فرد فرصت شناختن خود درونیاش را نداشته باشد، به دلیل رنج ناشی از تعارضات درونی، ترجیح میدهد به جای حل تعارضاتش از آنها فرار و انکارشان کند.چرا که توجه به خود درونی و تعارضات اولیه، برای فرد استرسآور است و منجر به افزایش اضطراب میشود.فرد نمیداند که چطور میتواند بر استرس ناشی از تعارضاتش غلبه کند، بنابراین راحتترین روش ممکن، دروغ گفتن، را انتخاب میکند. بخشی از این انتخاب، به تعارضات دوران کودکی فرد بر میگردد. چنان تعارضاتی سپس در بزرگسالی انباشته میشود و فرد مدام میکوشد تا از آنها بگریزد و یا سرکوبشان کند.
🔺در واقع، دروغ لایههای شخصیتی غیرواقعیای میسازد که با دور کردن فرد از خود، او را به «خود»ی مبدل میکند که آرزوی بودنش را در سر دارد؛ «خود»ی که کاملا با خود درونی و اکنونیاش در تضاد است. این مسئله، بروز مشکلات ذهنی - روانی و عقدههای درونی فرد را دامن میزند و عوارض رفتاری آن در روابط با اطرافیان، در خانواده و در سطح جامعه، خود را در قالب رفتارهایی چون پرخاشگری، حسادت، افسردگی، اضطراب، بدبینی و رفتارهای ضداجتماعی و…، نشان میدهد.
🔺 اما مازلو، تحلیل عمیقی از ریشههای دروغگویی در سطح جامعه دارد. بر اساس نظریه هرم مازلو، میتوان گفت که انسان همواره سعی در ارضای نیازهای اولیهاش دارد؛ نیازهایی چون غذا، امنیت، آرامش، رفاه اجتماعی، احترام و خودشکوفایی. وقتی فرد در هر سطح و طبقه اجتماعی برای رسیدن به خواستهها و ارضای نیازهایش با مانعی روبهرو شود، به دروغگویی متوسل میشود و با ارضای نیازش از آن طریق، بیآنکه ارزیابی روشنی از درستی یا نادرستی رفتارش داشته باشد، احساس رضایت میکند. به عنوان مثال، افراد در سطح خانواده به پدر و مادر، همسر و فرزند و .. دروغ میگویند، یا در سطح جامعه به کرات مشاهده میشود که افراد برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی و قدرت و پول و غیره به دروغ متوسل میشوند.
🔷دروغ جامعه را بیمار میکند:
تمامی دلایل دروغگویی در افراد، چه در خانواده و چه در سطح جامعه، نشان از افزایش میزان تعارضات درونی، اضطراب و نارضایتی از خود دارد. اما وقتی تعارضات درونی فرد، بنابر مشکلات گذشته یا شرایط دشوار زندگی، و ناامنیهای زندگی شخصی و اجتماعیانباشتهتر شود، دروغ دیگر نمیتواند راهگشا باشد و منجر به اختلالات شخصیتی میشود، و در نتیجه فرد به رفتارها و اعمال دیگری متوسل میشود که آسیبهای زیادتری برای جامعه در بر خواهد داشت.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔹@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
🔰نهادینه شدن دروغ در جامعه ی ایرانی؛ (قسمت اول)
🔸نکته؛ این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد .
✍️ دکترفرشاد میرزایی
🔺در طول تاریخ، ایرانیان به راستگو یی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند. تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز، در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود، نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند. از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند. و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان، شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛ و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند.
🔰آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود، این واقعیت تلخ و تاسف برانگیزاست که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر، تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم، بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز، روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم. با اینکه درمذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است، اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و یا جامعه شناختی این پدیده را یک مخرب اجتماعی بدانیم این عمل ناپسند، سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی، از لحاظ فیزیولوژیکی نیز، همچون یک آفت خطرناک، اثرات مخربی بر جسم و روح و روان افراد میگذارد. در عصر مدرنیته، بالاخص در جامعه ی ایرانی متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورها و به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است. و امروزه درجامعه ما، دروغ همانند یک ویروس خطرناک تهدیدی جدی برساختارهای نهادی و خانوادگی زندگی اجتماعی ما سایه افکنده است. و به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…، میگفت: جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود، ویا ادامه می یابد…!!!
🔰براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده ی خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق، ریا، تزویر، غیبت و فریب اشاره نمود. که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند میشود. و پیامد این عادات مذموم، طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید، وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود، واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی، توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد، آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد، و هرگاه در جامعه ای افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی و بدور از شئونات انسانی بشوند، اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید، و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست خواهند داد و دچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند و در پی آن، امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…
براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟
ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته، کجاست!؟؟
چقدر جامعه ی ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود، فاصله گرفته است…!!!!؟
چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت
چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟
چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟/ ادامه دارد....
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔵@CompetentManagers
🔸نکته؛ این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد .
✍️ دکترفرشاد میرزایی
🔺در طول تاریخ، ایرانیان به راستگو یی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند. تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز، در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود، نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند. از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند. و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان، شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛ و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند.
🔰آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود، این واقعیت تلخ و تاسف برانگیزاست که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر، تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم، بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز، روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم. با اینکه درمذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است، اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و یا جامعه شناختی این پدیده را یک مخرب اجتماعی بدانیم این عمل ناپسند، سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی، از لحاظ فیزیولوژیکی نیز، همچون یک آفت خطرناک، اثرات مخربی بر جسم و روح و روان افراد میگذارد. در عصر مدرنیته، بالاخص در جامعه ی ایرانی متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورها و به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است. و امروزه درجامعه ما، دروغ همانند یک ویروس خطرناک تهدیدی جدی برساختارهای نهادی و خانوادگی زندگی اجتماعی ما سایه افکنده است. و به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…، میگفت: جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود، ویا ادامه می یابد…!!!
🔰براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده ی خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق، ریا، تزویر، غیبت و فریب اشاره نمود. که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند میشود. و پیامد این عادات مذموم، طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید، وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود، واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی، توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد، آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد، و هرگاه در جامعه ای افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی و بدور از شئونات انسانی بشوند، اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید، و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست خواهند داد و دچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند و در پی آن، امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…
براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟
ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته، کجاست!؟؟
چقدر جامعه ی ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود، فاصله گرفته است…!!!!؟
چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت
چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟
چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟/ ادامه دارد....
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔵@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
🔰نهادینه شدن دروغ درجامعه ایرانی (قسمت دوم)
🔶آنچه درجامعه ی امروز ما قابل لمس ونمایان می باشد، نشان دهنده ی این واقعیت تلخ و نا امیدکننده است که آفتی به نام دروغ انسانها را از مسیر انسانیت خود خارج نموده است. شاید بدین دلیل باشد که افراد جامعه دچار بی اعتمادی وناامنی نسبت به ساختارهای اجتماعی واز جمله دچار نوعی بدبینی وسوءظن بخاطر بی تدبیری و سوء مدیریت برخی از مسئولين جامعه شده اند. بدین علت که احساس میکنند در مواجه با پیشامدها و چالش های اجتماعی خود را بسیار تنها می بینند. و احساس یأس و اضطراب مینمایند و برخلاف جوامع توسعه یافته که در مواقع بحرانی و درمواجه با پیشامدها و فاجعه های اجتماعی ؛ ودر هرچالشی نه تنها مسئولین مربوطه پشت افراد جامعه را خالی نمی نمایند بلکه خود نیز همگام و همپای با دیگر افراد جامعه بدنبال رفع آن چالش اقدام خواهند کرد به عنوان مثال کشور ژاپن بارها فاجعه ها و بحرانهای بزرگتر از بحرانهای بوجود آمده در کشور ما را تجربه نموده اند اما همیشه با نوعی تعامل دوجانبه یعنی باحضور مستقیم مسئولين و با کمک دیگر افراد جامعه با موفقیت و سربلندی از این بحرانها بیرون آمده اند. نمونه هایی ازاین چالش ها و بحرانها، سونامی سال ۹ ۲۰۰ که حتی شهردار و دیگر مسئولين پا به پای مردم بدون اکراه و تبعیض به مقابله با این پیشامد طبیعی برخواستند. در چنین بحرانهایی همیشه، مردم متکی به دولت و دولت متکی به مردم بوده است. وآنچه قابل تأمل میباشد این واقعیت است که این کشور به همراه چند کشور توسعه یافته ی دیگر مانند نروژ کمترین آمار و میزان فساد را درمیان دیگر جوامع دارا هستند.
🔷آری، ژاپن …!!! کشوری است با فرهنگ و با مردمی فوق العاده از نظر صداقت کاری ورفتاری، به همراه کشور نروژ بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادقترند. و نکته ی قابل توجه این است که. جوامعی که در آنها دروغ کمتر است آمار جرم و جنایت وفساد وتبعیض نیز در آنجا بسیار پایین تر میباشد و همه فارغ از هرگونه کیش و رنگ و نژاد و زبان، همگی از تساوی حقوق و آزادی برخوردارند. وبیشترین رفاه اجتماعی را نیز در بین دیگر جوامع دارا هستند وسالهاست که هرگونه تبعیض را ریشه کن نموده اند، و اما کشورهایی که دروغ در بین آنها بیشتر است، فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی نیز در آنجا بسیار بالاست. مانند ونزوئلا و سومالی و نپال وافغانستان و ایران و متاسفانه وضعیت جامعه ی کنونی ما از لحاظ رواج دروغ حتی از افغانستان هم بیشتر است…
🔶که به قول آلبر کامو که میگوید صادق بودن حتی در شر، بهتر از گمراه شدن در گرداب دروغ است. و ای کاش کمی مردم و مسئولین جامعه ما نیز همانند، چشم بادامی ها اندوخته ای از صداقت و راستی داشتند. و از دروغ این پدیده ویران کننده ی اجتماعی گریزان و روی گردان بودند. هرچند نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بخصوص نهاد خانواده در جهت راستگو نمودن فرزندان در سنین پایین بسیار حائز اهمیت میباشد، اما برای ریشه کن نمودن این پدیده ی مذموم نیازمند همتی بلند و صادقانه درمیان آحاد جامعه و دیگرساختارهای اجتماعی است، که متاسفانه گویا درجامعه ی کنونی ما این همت صادقانه اصلا وجود ندارد. با وجود این که پژوهشهای متعددی در خصوص این ابرچالشهای اجتماعی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و دراین خصوص هشدارهای جدی داده شده است، اما باید اذعان نمود که متاسفانه سالهاست درمواجه با بحران ها و آسیب های اجتماعی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و اگر برفرض محال این صداها بازخوردی نیز داشته باشد، همانند داروغه ی شخصیت کارتونی رابین هود، در بوق و کرنا فریاد برمی آوریم، که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است. یعنی تنها با وارونه سازی واقعیت های موجود جامعه همه چیز را عادی جلوه میدهیم. ویا نهایتا در بحبوحه وکشاکش پیشامدها و چالش های اجتماعی و درعمق فاجعه، تازه بدنبال چاره ای برای مهار بحران موجود و متعاقبا مدیریت بحران دقیقه نودی تشکیل میدهیم. وهنگامی که فاجعه به وقوع پیوست. بدون هیچ حس شرمساری و پشیمانی، به کرسی ریاستمان محکمتر از قبل می چسبیم. که مبادا گزند و خدشه ای بر آن وارد آید. ودر چنین مواقعی برای یافتن حقیقت گمشده در این جامعه ی افسون زده، باید با هزاران دریغ و افسوس بانگ برآوریم وبگوییم؛ در جستجوی صداقت از دست رفته …!!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔶آنچه درجامعه ی امروز ما قابل لمس ونمایان می باشد، نشان دهنده ی این واقعیت تلخ و نا امیدکننده است که آفتی به نام دروغ انسانها را از مسیر انسانیت خود خارج نموده است. شاید بدین دلیل باشد که افراد جامعه دچار بی اعتمادی وناامنی نسبت به ساختارهای اجتماعی واز جمله دچار نوعی بدبینی وسوءظن بخاطر بی تدبیری و سوء مدیریت برخی از مسئولين جامعه شده اند. بدین علت که احساس میکنند در مواجه با پیشامدها و چالش های اجتماعی خود را بسیار تنها می بینند. و احساس یأس و اضطراب مینمایند و برخلاف جوامع توسعه یافته که در مواقع بحرانی و درمواجه با پیشامدها و فاجعه های اجتماعی ؛ ودر هرچالشی نه تنها مسئولین مربوطه پشت افراد جامعه را خالی نمی نمایند بلکه خود نیز همگام و همپای با دیگر افراد جامعه بدنبال رفع آن چالش اقدام خواهند کرد به عنوان مثال کشور ژاپن بارها فاجعه ها و بحرانهای بزرگتر از بحرانهای بوجود آمده در کشور ما را تجربه نموده اند اما همیشه با نوعی تعامل دوجانبه یعنی باحضور مستقیم مسئولين و با کمک دیگر افراد جامعه با موفقیت و سربلندی از این بحرانها بیرون آمده اند. نمونه هایی ازاین چالش ها و بحرانها، سونامی سال ۹ ۲۰۰ که حتی شهردار و دیگر مسئولين پا به پای مردم بدون اکراه و تبعیض به مقابله با این پیشامد طبیعی برخواستند. در چنین بحرانهایی همیشه، مردم متکی به دولت و دولت متکی به مردم بوده است. وآنچه قابل تأمل میباشد این واقعیت است که این کشور به همراه چند کشور توسعه یافته ی دیگر مانند نروژ کمترین آمار و میزان فساد را درمیان دیگر جوامع دارا هستند.
🔷آری، ژاپن …!!! کشوری است با فرهنگ و با مردمی فوق العاده از نظر صداقت کاری ورفتاری، به همراه کشور نروژ بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادقترند. و نکته ی قابل توجه این است که. جوامعی که در آنها دروغ کمتر است آمار جرم و جنایت وفساد وتبعیض نیز در آنجا بسیار پایین تر میباشد و همه فارغ از هرگونه کیش و رنگ و نژاد و زبان، همگی از تساوی حقوق و آزادی برخوردارند. وبیشترین رفاه اجتماعی را نیز در بین دیگر جوامع دارا هستند وسالهاست که هرگونه تبعیض را ریشه کن نموده اند، و اما کشورهایی که دروغ در بین آنها بیشتر است، فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی نیز در آنجا بسیار بالاست. مانند ونزوئلا و سومالی و نپال وافغانستان و ایران و متاسفانه وضعیت جامعه ی کنونی ما از لحاظ رواج دروغ حتی از افغانستان هم بیشتر است…
🔶که به قول آلبر کامو که میگوید صادق بودن حتی در شر، بهتر از گمراه شدن در گرداب دروغ است. و ای کاش کمی مردم و مسئولین جامعه ما نیز همانند، چشم بادامی ها اندوخته ای از صداقت و راستی داشتند. و از دروغ این پدیده ویران کننده ی اجتماعی گریزان و روی گردان بودند. هرچند نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بخصوص نهاد خانواده در جهت راستگو نمودن فرزندان در سنین پایین بسیار حائز اهمیت میباشد، اما برای ریشه کن نمودن این پدیده ی مذموم نیازمند همتی بلند و صادقانه درمیان آحاد جامعه و دیگرساختارهای اجتماعی است، که متاسفانه گویا درجامعه ی کنونی ما این همت صادقانه اصلا وجود ندارد. با وجود این که پژوهشهای متعددی در خصوص این ابرچالشهای اجتماعی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و دراین خصوص هشدارهای جدی داده شده است، اما باید اذعان نمود که متاسفانه سالهاست درمواجه با بحران ها و آسیب های اجتماعی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و اگر برفرض محال این صداها بازخوردی نیز داشته باشد، همانند داروغه ی شخصیت کارتونی رابین هود، در بوق و کرنا فریاد برمی آوریم، که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است. یعنی تنها با وارونه سازی واقعیت های موجود جامعه همه چیز را عادی جلوه میدهیم. ویا نهایتا در بحبوحه وکشاکش پیشامدها و چالش های اجتماعی و درعمق فاجعه، تازه بدنبال چاره ای برای مهار بحران موجود و متعاقبا مدیریت بحران دقیقه نودی تشکیل میدهیم. وهنگامی که فاجعه به وقوع پیوست. بدون هیچ حس شرمساری و پشیمانی، به کرسی ریاستمان محکمتر از قبل می چسبیم. که مبادا گزند و خدشه ای بر آن وارد آید. ودر چنین مواقعی برای یافتن حقیقت گمشده در این جامعه ی افسون زده، باید با هزاران دریغ و افسوس بانگ برآوریم وبگوییم؛ در جستجوی صداقت از دست رفته …!!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from آینده آنی که می آید... (Reza Qadiani)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل دکتر #فرشاد_مومنی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مورد اوضاع فعلی کشور
Forwarded from اتچ بات
📕مشروعیت یک سیستم سیاسی به شدت تحت تأثیر کارآمدی و اثر بخشی آن است.
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل میدانند. بسیاری از دلسوزان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور همسویی وجود ندارد.
🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروریاند.
🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.
🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایهای داشته باشد:
1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاستگذاری و امور اجرایی کشور است.
2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاههای اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاستهاست.
3⃣مشخصه سومی که میتوان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعدهمند است.
4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حسابکشی مردم از مجریان امور است.
🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بینالمللی نداریم. سیاستگذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.
🔰در سالهای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بودهایم. برخی تجربهها مثبت و برخی کاملا منفیاند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیشروی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.
🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاستهای نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورشهای اجتماعی و گرفتاریهای حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سالهای ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاستهای او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود.
🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانهای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، میبینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کردهاند یا در بدبختی و فلاکت به سر میبرند.
🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که کیفیت سیاستگذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همینطور بر این باورند که به تعویق انداختن حلوفصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیانبار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش های اقتصادی از نقطهای به بعد دیگر راهحل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی میشوند. حال که به چنین روزی افتادهایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاستگذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آیندهای در انتظارمان خواهد بود؟
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰آلمانیها لطیفهای دارند با این مضمون که :
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند , محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود : «همهچیز درباره فیل»... پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان : «فیلها را بهتر بشناسیم» و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد : «مقدمهای بر شناخت فیل»
اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمیکنند زیرا آنان برخلاف گروه اول که میخ طویلۀ خرشان را بر مرکز عالم کوبیدهاند و دیگران اگر شک دارند باید بروند عالم را متر کنند علم محدود خود را محور عالم تصور نمیکنند
مدیران شایسته
----------------
📕@Competentmanagers
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند , محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود : «همهچیز درباره فیل»... پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان : «فیلها را بهتر بشناسیم» و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد : «مقدمهای بر شناخت فیل»
اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمیکنند زیرا آنان برخلاف گروه اول که میخ طویلۀ خرشان را بر مرکز عالم کوبیدهاند و دیگران اگر شک دارند باید بروند عالم را متر کنند علم محدود خود را محور عالم تصور نمیکنند
مدیران شایسته
----------------
📕@Competentmanagers
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟
🔹۱ ـ تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند سنگاپور، کانادا، نیوزیلند و استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون جزء کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند محسوب میشوند.
🔹۲ ـ تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست! زیرا به عنوان مثال ژاپن کشوری است با سرزمین بسیار محدود که ۸۰ درصد آن کوههایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست، اما سومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا و چین است.
این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناروی میباشد که موادخام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میکند.
مثال بعدی سوئیس است؛ کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمیآید اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید و صادر میکند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال میتوان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید میشود. سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانکهای سوئیس). کشورهای کره جنوبی و تایوان نیز چنین هستند.
🔹۳- افراد عالیرتبهای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص میکنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نیر مهم نیستند، زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی میگیرند در کشورهای پیشرفته به نیروهای مولد تبدیل میشوند. بسیاری ازمتخصصان ایرانی و پاکستانی در خارج ازکشور به عنوان نابغه و کارآفرین مطرح هستند.
🔹۴- تقاضای داخلی هم مهم نیست برای مثال کره جنوبی و ژاپن، بهترین و بیشترین چادر مشکی دنیا را تولید میکنند ولی زنان این کشورها از چادر استفاده نمیکنند و آن را صادر مینمایند.
🔰تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهایی است که در طول سالها فرهنگ و مهارت زندگی نام گرفته است. وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میکنند و هیچ گروهی از امتیازات ویژه برخوردار نیستند:
🔺۱- اخلاق به عنوان اصل اساسی (احترام به افکار و سلیقههای دیگران، نفی نکردن عقاید دیگران، خوش رفتاری با همه انسانها، پرسشگری، یادگیری دائمی، کمک به توانمندشدن همه شهروندان، استقبال از نوآوری، صداقت، پرهیز از دروغ و تحقیر).
🔺۲- وحدتنظر در اهداف توسعهای (مثل توسعه فناوری، افزایش تولید ملی، فقرزدایی، تعامل با دنیا، مبارزه با فساد اقتصادی و سیاسی، رشد صادرت، مشارکت ملی، آزادی اطلاعات، چرخشی بودن مدیریت سیاسی از طریق انتخابات آزاد و کنترل کامل رشد جمعیت).
🔺۳- مسئولیتپذیری دولتمردان و تدوین قوانین ساده و شفاف که امکان نظارت مردمی و رسانهای بر آنها باشد.
🔺۴- احترام به قانون و مقررات توسط تمام طبقات اجتماعی به ویژه اجرای قوانین توسط مسئولان دولتی و نظام قضایی مستقل و پاسخگو.
🔺۵- احترام به ساختارهای دمکراتیک و التزام مردم به فرهنگ دمکراسی در تمام ابعاد زندگی (رفتار دمکراتیک یعنی احترام به افکار و سلیقههای دیگران، تأمین حداقل نیازهای زندگی مثل بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی، دوری از تنفر و خشونت، تقویت خردورزی و مشارکت متوازن همه شهروندان در توسعه سیاسی و اجتماعی).
🔺۶- عشق به کار و ارزشمند بودن کار و تولید درجامعه.
🔺۷- تحمل سختیها بهمنظور سرمایهگذاری روی آینده.
🔺۸- میل به ارائه کارهای برتر و فوقالعاده باتوجه به نیاز روز.
🔺۹- نظم پذیری، لذت از زندگی و آیندهنگری.
🔺۱۰- انتخاب صالحترین و باهوشترین افراد به عنوان مدیران عالی کشور: در جوامع پیشرفته مسئولان دولتی از نخبگان، متفکران و روشنفکران اجرایی انتخاب میشوند (ازطریق انتخابات آزاد).
از میان این شاخصها ۲ شاخص یعنی آزادیهای مدنی (مثل آزادی بیان، نظریهپردازی، آزادی رسانههای غیردولتی و…) و آزادی انتخابات در صدر سایر شاخصها بوده و بدون رعایت این دو شاخص توسعه ممکن نیست.
۱۱- تسلط مدیران ارشد به علوم انسانی به ویژه روانشناسی، مردمشناسی، علوم اجتماعی، حقوق شهروندی، رعایت قواعد بینالمللی در کشورهای ثروتمند مشهود است. اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میکنند و مردم عادی معمولاً از نظر فکری جلوتر از اغلب سیاستمداران هستند.
بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹۱ ـ تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند سنگاپور، کانادا، نیوزیلند و استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون جزء کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند محسوب میشوند.
🔹۲ ـ تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست! زیرا به عنوان مثال ژاپن کشوری است با سرزمین بسیار محدود که ۸۰ درصد آن کوههایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست، اما سومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا و چین است.
این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناروی میباشد که موادخام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میکند.
مثال بعدی سوئیس است؛ کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمیآید اما بهترین شکلاتهای جهان را تولید و صادر میکند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال میتوان کشاورزی و دامداری انجام داد بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید میشود. سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانکهای سوئیس). کشورهای کره جنوبی و تایوان نیز چنین هستند.
🔹۳- افراد عالیرتبهای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند، برای ما مشخص میکنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نیر مهم نیستند، زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی میگیرند در کشورهای پیشرفته به نیروهای مولد تبدیل میشوند. بسیاری ازمتخصصان ایرانی و پاکستانی در خارج ازکشور به عنوان نابغه و کارآفرین مطرح هستند.
🔹۴- تقاضای داخلی هم مهم نیست برای مثال کره جنوبی و ژاپن، بهترین و بیشترین چادر مشکی دنیا را تولید میکنند ولی زنان این کشورها از چادر استفاده نمیکنند و آن را صادر مینمایند.
🔰تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهایی است که در طول سالها فرهنگ و مهارت زندگی نام گرفته است. وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میکنند و هیچ گروهی از امتیازات ویژه برخوردار نیستند:
🔺۱- اخلاق به عنوان اصل اساسی (احترام به افکار و سلیقههای دیگران، نفی نکردن عقاید دیگران، خوش رفتاری با همه انسانها، پرسشگری، یادگیری دائمی، کمک به توانمندشدن همه شهروندان، استقبال از نوآوری، صداقت، پرهیز از دروغ و تحقیر).
🔺۲- وحدتنظر در اهداف توسعهای (مثل توسعه فناوری، افزایش تولید ملی، فقرزدایی، تعامل با دنیا، مبارزه با فساد اقتصادی و سیاسی، رشد صادرت، مشارکت ملی، آزادی اطلاعات، چرخشی بودن مدیریت سیاسی از طریق انتخابات آزاد و کنترل کامل رشد جمعیت).
🔺۳- مسئولیتپذیری دولتمردان و تدوین قوانین ساده و شفاف که امکان نظارت مردمی و رسانهای بر آنها باشد.
🔺۴- احترام به قانون و مقررات توسط تمام طبقات اجتماعی به ویژه اجرای قوانین توسط مسئولان دولتی و نظام قضایی مستقل و پاسخگو.
🔺۵- احترام به ساختارهای دمکراتیک و التزام مردم به فرهنگ دمکراسی در تمام ابعاد زندگی (رفتار دمکراتیک یعنی احترام به افکار و سلیقههای دیگران، تأمین حداقل نیازهای زندگی مثل بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی، دوری از تنفر و خشونت، تقویت خردورزی و مشارکت متوازن همه شهروندان در توسعه سیاسی و اجتماعی).
🔺۶- عشق به کار و ارزشمند بودن کار و تولید درجامعه.
🔺۷- تحمل سختیها بهمنظور سرمایهگذاری روی آینده.
🔺۸- میل به ارائه کارهای برتر و فوقالعاده باتوجه به نیاز روز.
🔺۹- نظم پذیری، لذت از زندگی و آیندهنگری.
🔺۱۰- انتخاب صالحترین و باهوشترین افراد به عنوان مدیران عالی کشور: در جوامع پیشرفته مسئولان دولتی از نخبگان، متفکران و روشنفکران اجرایی انتخاب میشوند (ازطریق انتخابات آزاد).
از میان این شاخصها ۲ شاخص یعنی آزادیهای مدنی (مثل آزادی بیان، نظریهپردازی، آزادی رسانههای غیردولتی و…) و آزادی انتخابات در صدر سایر شاخصها بوده و بدون رعایت این دو شاخص توسعه ممکن نیست.
۱۱- تسلط مدیران ارشد به علوم انسانی به ویژه روانشناسی، مردمشناسی، علوم اجتماعی، حقوق شهروندی، رعایت قواعد بینالمللی در کشورهای ثروتمند مشهود است. اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میکنند و مردم عادی معمولاً از نظر فکری جلوتر از اغلب سیاستمداران هستند.
بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸ادامه مطلب:
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟
🔷بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
🔰ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است یا اینکه شانس نداشتیم:
🔹۱- ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان باعث فقرمان شده است و نسبت به سرنوشت کشورمان حساس نیستیم، برای بسیاری از ایرانیان مفاهیم توسعه دقیقاً تبیین نشده است. در ایران تولید علم و نظریهپردازی ضعیف است، برای ما یادگیری از جوامع پیشرفته ارزشمند نبوده و علوم انسانی مهم نیست.
🔹۲- ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعایت اصول فوق که توسط کشورهای پیشرفته شناسائی شده است هستیم. سیستم آموزشی در ایران پاسخگوی نیازهای امروزی نیست.
🔹۳- اغلب ما خواهان منافع زودگذر (معجزه) هستیم و قانون را برای دیگران میخواهیم.
🔹۴- ما فاقد نوآوری در سطح کلان هستیم، بسیاری از قوانین ما کهنه و قدیمی هستند.
🔹۵- ما در انتخاب مدیران توانمند و دانش پذیر با امّا و اگرهایی مواجه هستیم.
🔹۶- متخصصان و نخبگان ما انگیزه کافی برای پیشبرد اهداف توسعهای ندارند. در نتیجه یا منفعلاند یا کشور را ترک میکنند.
🔹ضعف تئوریپردازی و فقر خردورزی مشکل مهم جامعه ماست. اگر میهن خود را دوست دارید و خواهان پیشرفت کشور هستید، این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را نقد کنند و تغییر پذیری را در سرلوحه زندگی خویش قراردهند./ دكتر عباس حاتمي
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر در چیست؟
🔷بسیاری ازسیاستمداران درجوامع توسعه نیافته گذشتهنگر هستند یا دچار روزمرگی و خود شیفتگی شدهاند و دوست دارند با انجام کارهای زودبازده و کمبهره قهرمان عوام جامعه شوند.
🔰ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است یا اینکه شانس نداشتیم:
🔹۱- ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان باعث فقرمان شده است و نسبت به سرنوشت کشورمان حساس نیستیم، برای بسیاری از ایرانیان مفاهیم توسعه دقیقاً تبیین نشده است. در ایران تولید علم و نظریهپردازی ضعیف است، برای ما یادگیری از جوامع پیشرفته ارزشمند نبوده و علوم انسانی مهم نیست.
🔹۲- ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعایت اصول فوق که توسط کشورهای پیشرفته شناسائی شده است هستیم. سیستم آموزشی در ایران پاسخگوی نیازهای امروزی نیست.
🔹۳- اغلب ما خواهان منافع زودگذر (معجزه) هستیم و قانون را برای دیگران میخواهیم.
🔹۴- ما فاقد نوآوری در سطح کلان هستیم، بسیاری از قوانین ما کهنه و قدیمی هستند.
🔹۵- ما در انتخاب مدیران توانمند و دانش پذیر با امّا و اگرهایی مواجه هستیم.
🔹۶- متخصصان و نخبگان ما انگیزه کافی برای پیشبرد اهداف توسعهای ندارند. در نتیجه یا منفعلاند یا کشور را ترک میکنند.
🔹ضعف تئوریپردازی و فقر خردورزی مشکل مهم جامعه ماست. اگر میهن خود را دوست دارید و خواهان پیشرفت کشور هستید، این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را نقد کنند و تغییر پذیری را در سرلوحه زندگی خویش قراردهند./ دكتر عباس حاتمي
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پویش فکری توسعه
🔴 آیا تغییر استراتژی یا افقگشایی برای ایران یک ضرورت تاریخی است؟
◾️نخستین «گزارش توسعه ملی ایران» است، نشان میدهد که در مجموع شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوتها، فرصتها، ضعفها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین هرگونه استراتژی تهاجمی برای امروز ایران، یک استراتژی ضدتوسعه و تخریبکننده فرصتهای رفاه و رضایت برای ملت ایران محسوب میشود و باید درونزا، بدون تنش، ساکت و خارج از خبرسازی و البته بروننگر به رفع نقاط ضعف و تهدیدها بپردازد، تا راهی برای خروج از وضعیت فعلی آشکار شود.
◾️«شاخص» ابزاری است که قوت یا ضعف شرایط یا احساسات را نمایش میدهد و امکان مقایسه با دیگران یا با دورههای قبل را فراهم میآورد. اگر این تعریف دانشگاه کمبریج را بپذیریم، تنها زمانی میتوانیم قوتها و ضعفهای خود را شناسایی کنیم که به شاخصها نگاه و خود را با دیگران و با گذشته مقایسه کنیم تا راهی برای حرکت به سمت مطلوب پیدا کنیم.
◾️توسعه مفهومی چندبعدی، کیفی و سهل و ممتنع است. درحالیکه همه مردم به صورت شهودی معنای توسعه را در زندگی روزانه خود درک میکنند؛ اما زمانی که بخواهیم از وضعیت دقیق توسعه ایران صحبت کنیم یا بخواهیم به سؤالات زیر پاسخ دهیم، کار مشکل میشود:
▪️موقعیت ایران در فرایند توسعه و در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
▪️چه عواملی باعث وضعیت موجود توسعه ایران شدهاند؟
▪️وضعیت مطلوب توسعه ایران کجاست؟
▪️برای بهترشدن وضعیت موجود توسعه ایران چه استراتژیها و سیاستهایی را باید در پیش گرفت؟
◾️برای پاسخ به سؤالات ساده بالا باید شاخص داشت و بدون آن هیچ حرف دقیقی نمیتوان زد. در گزارش ملی توسعه که در دست تکمیل است، ۱۳ کلانشاخص اصلی شناسایی و بررسی شدهاند؛ این ۱۳ کلانشاخص ۱۲۴ زیرشاخص و ۷۳۴ نماگر دارند. در ادامه پاسخ ساده، روشن و نهایی سؤالات بالا را با استفاده از وضعیت ایران در زیرشاخصها ارائه خواهیم کرد.
◾️میانگین نمره فراشاخص توسعه در سال ۲۰۲۰ برای کل کشورهای جهان ۶.۵۶ است؛ اما نمره فراشاخص توسعه ایران تنها ۵.۴۶ است؛ یعنی ایران از لحاظ توسعه پایینتر از میانگین جهانی قرار دارد. بالاترین کشور یعنی سوئیس نمره ۸۳ و پایینترین کشور یعنی جمهوری کنگو نمره ۲۰ را از صد کسب کردهاند. در مجموع ایران در بین ۱۴۷ کشوری که دادههای آنها موجود است، رتبه ۱۱۴ را دارد و در بین پنج دسته کشور، در میانه دسته چهارم (یعنی توسعه در وضعیت هشدار!) قرار دارد.
◾️اکنون باید دید که از میان ۱۲۴ زیرشاخص توسعه، کدامیک موجب شدهاند که ایران وضعیت نامناسبی پیدا کند و کدامیک نتایج خوبی برای ایران رقم زدهاند. به عبارت دیگر، نقاط ضعف و قوت ایران و همچنین فرصتها و تهدیدهای ایران در تجربه حرکت به سمت توسعه کداماند؟
◾️اگر به این سؤال پاسخ دهیم، میتوانیم عواملی که ایران را در مسیر توسعه متوقف کردهاند و همچنین عواملی که ایران را به جایگاه کنونی رساندهاند، شناسایی کنیم.
◾️براساس وضعیت نمره ایران در ۱۲۴ زیرشاخص، در مقایسه با میانگین جهانی مشخص شد که ایران ۴۰ قوت، ۸۶ ضعف، ۳۸ فرصت و ۸۳ تهدید دارد (که برخی از تهدیدها و ضعفها و برخی از قوتها و فرصتها مشترک هستند).
◾️اکنون پرسش این است که از بین این همه عامل مهم، باید روی کدامیک تمرکز کرد؟ سؤال بعدی این است که ایران باید روی استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کند یا روی پوششدادن و رفع نقاط ضعف خود؟ آیا ایران باید به استفاده از فرصتها بیندیشد یا باید همه انرژی خود را برای دوری از تهدیدها بگذارد؟ بهطورکلی سؤال این است که استراتژی بهینه برای حرکت ایران در راستای خروج این کشور از وضعیت هشدار توسعه چیست؟
🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
#یادداشتهای_توسعه
Telegra.ph/-05-20-1492
◾️نخستین «گزارش توسعه ملی ایران» است، نشان میدهد که در مجموع شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوتها، فرصتها، ضعفها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین هرگونه استراتژی تهاجمی برای امروز ایران، یک استراتژی ضدتوسعه و تخریبکننده فرصتهای رفاه و رضایت برای ملت ایران محسوب میشود و باید درونزا، بدون تنش، ساکت و خارج از خبرسازی و البته بروننگر به رفع نقاط ضعف و تهدیدها بپردازد، تا راهی برای خروج از وضعیت فعلی آشکار شود.
◾️«شاخص» ابزاری است که قوت یا ضعف شرایط یا احساسات را نمایش میدهد و امکان مقایسه با دیگران یا با دورههای قبل را فراهم میآورد. اگر این تعریف دانشگاه کمبریج را بپذیریم، تنها زمانی میتوانیم قوتها و ضعفهای خود را شناسایی کنیم که به شاخصها نگاه و خود را با دیگران و با گذشته مقایسه کنیم تا راهی برای حرکت به سمت مطلوب پیدا کنیم.
◾️توسعه مفهومی چندبعدی، کیفی و سهل و ممتنع است. درحالیکه همه مردم به صورت شهودی معنای توسعه را در زندگی روزانه خود درک میکنند؛ اما زمانی که بخواهیم از وضعیت دقیق توسعه ایران صحبت کنیم یا بخواهیم به سؤالات زیر پاسخ دهیم، کار مشکل میشود:
▪️موقعیت ایران در فرایند توسعه و در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
▪️چه عواملی باعث وضعیت موجود توسعه ایران شدهاند؟
▪️وضعیت مطلوب توسعه ایران کجاست؟
▪️برای بهترشدن وضعیت موجود توسعه ایران چه استراتژیها و سیاستهایی را باید در پیش گرفت؟
◾️برای پاسخ به سؤالات ساده بالا باید شاخص داشت و بدون آن هیچ حرف دقیقی نمیتوان زد. در گزارش ملی توسعه که در دست تکمیل است، ۱۳ کلانشاخص اصلی شناسایی و بررسی شدهاند؛ این ۱۳ کلانشاخص ۱۲۴ زیرشاخص و ۷۳۴ نماگر دارند. در ادامه پاسخ ساده، روشن و نهایی سؤالات بالا را با استفاده از وضعیت ایران در زیرشاخصها ارائه خواهیم کرد.
◾️میانگین نمره فراشاخص توسعه در سال ۲۰۲۰ برای کل کشورهای جهان ۶.۵۶ است؛ اما نمره فراشاخص توسعه ایران تنها ۵.۴۶ است؛ یعنی ایران از لحاظ توسعه پایینتر از میانگین جهانی قرار دارد. بالاترین کشور یعنی سوئیس نمره ۸۳ و پایینترین کشور یعنی جمهوری کنگو نمره ۲۰ را از صد کسب کردهاند. در مجموع ایران در بین ۱۴۷ کشوری که دادههای آنها موجود است، رتبه ۱۱۴ را دارد و در بین پنج دسته کشور، در میانه دسته چهارم (یعنی توسعه در وضعیت هشدار!) قرار دارد.
◾️اکنون باید دید که از میان ۱۲۴ زیرشاخص توسعه، کدامیک موجب شدهاند که ایران وضعیت نامناسبی پیدا کند و کدامیک نتایج خوبی برای ایران رقم زدهاند. به عبارت دیگر، نقاط ضعف و قوت ایران و همچنین فرصتها و تهدیدهای ایران در تجربه حرکت به سمت توسعه کداماند؟
◾️اگر به این سؤال پاسخ دهیم، میتوانیم عواملی که ایران را در مسیر توسعه متوقف کردهاند و همچنین عواملی که ایران را به جایگاه کنونی رساندهاند، شناسایی کنیم.
◾️براساس وضعیت نمره ایران در ۱۲۴ زیرشاخص، در مقایسه با میانگین جهانی مشخص شد که ایران ۴۰ قوت، ۸۶ ضعف، ۳۸ فرصت و ۸۳ تهدید دارد (که برخی از تهدیدها و ضعفها و برخی از قوتها و فرصتها مشترک هستند).
◾️اکنون پرسش این است که از بین این همه عامل مهم، باید روی کدامیک تمرکز کرد؟ سؤال بعدی این است که ایران باید روی استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کند یا روی پوششدادن و رفع نقاط ضعف خود؟ آیا ایران باید به استفاده از فرصتها بیندیشد یا باید همه انرژی خود را برای دوری از تهدیدها بگذارد؟ بهطورکلی سؤال این است که استراتژی بهینه برای حرکت ایران در راستای خروج این کشور از وضعیت هشدار توسعه چیست؟
🔻متن کامل نوشتار را در اینجا بخوانید:
#یادداشتهای_توسعه
Telegra.ph/-05-20-1492
Telegraph
آیا تغییر استراتژی یا افقگشایی برای ایران یک ضرورت تاریخی است؟
گزارش پیشرو که برگرفته از نخستین «کتاب توسعه ایران» است، نشان میدهد که در مجموع شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه، ما در وضعیت «هشدار» قرار داریم و از نظر مجموعه قوتها، فرصتها، ضعفها و تهدیدها نیز در وضعیت «استراتژی تدافعی» قرار داریم؛ بنابراین…