This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این شب زیبا از
ماه مبارک رمضان
از خدایی که از همیشہ
نزدیکتر است برایتان
عاشقانه ترین
لحظات را میطلبم
زیباترین لبخندها
را روی لبهایتان و
آرام ترین لحظات را
برای هر روز و هر شبتان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ماه مبارک رمضان
از خدایی که از همیشہ
نزدیکتر است برایتان
عاشقانه ترین
لحظات را میطلبم
زیباترین لبخندها
را روی لبهایتان و
آرام ترین لحظات را
برای هر روز و هر شبتان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ضرورت دوری از نفرت و خشونت:
🔷مدتها است که موضوع ترویج و اشاعه ادبیات نفرت به یکی از دغدغهها و مشکلات اجتماعی ایران تبدیل شده است که اغلب به عرصه سیاست هم کشیده میشود و آسیب های دامنهداری را در پی دارد. تریبونهایی اعم از صدا و سیما ملی، روزنامههای پرتیراژ و یا محلی و فضای مجازی و اینترنت از جمله بسترهای مهم این پدیدهاند. در یک دهه اخیر چندین مورد از حوادث مشابه در سطح گسترده موضوع رسانهها و شبکههای اجتماعی و به طور کلی نارضایتی عمومی شده است.
🔷توهین به اقوام، اشخاص، و یا سلایق مختلف فکری و سیاسی، و سایر اتفاقات چند سال گذشته این سوال را فرایاد آورده است که آیا هیچ ضمانت اجرای قانونی در ایران برای مقابله با«ادبیات نفرت» وجود ندارد و آیا کشور یکسره در برابر نفرتپراکنی تسلیم شده است؟
🔷ادبیات نفرت و خشونت یکی از آفتهای جدید اجتماعی است و متاسفانه در حال گسترش است که نگرانی های زیادی در این خصوص وجود دارد. توسعه این وضعیت پیامدهای بسیاری در حوزههای امنیت ملی، تمامیت ارضی و همبستگی کشور خواهد داشت. نظام سیاسی باید تلاشکند تا جای ممکن چنین ادبیاتی را محدود و از حوزههای کلان و رسمی به حاشیه رانده و زمینههای بروز آن را در حوزه عمومی مسدود سازد
🔷گفتار نفرت انگیز یا ادبیات نفرت به هر نوع رفتار، گفتار یا نوشتاری اطلاق میشود که با ایجاد و تعمیق دشمنی سعیدارد بخشی از جامعه را علیه بخشی دیگر تحریککرده و به رفتار خشونتآمیز تشویق نماید. این رفتارها بر اساس قوانین کیفری در برخی کشورها به دلیل آنکه بخشی از «آزادی بیان» به شمار نرفته و حیثیت انسانی را مخدوش می کنند، جرم تلقی میشود. بنابراین، بروز ادبیات نفرت در جوامع مختلف نظامهای حقوقی را وا داشته است تا برای مبارزه با «تحریک» و حرکت های تحریک آمیز از نوع صنفی، قومی، سیاسی، نژادی و... به تصویب قوانینی بپردازند که جامعه را در مقابل رشد و توسعه این گفتار بیمه کند.
🔷 متاسفانه در چند سال گذشته ادبیات نفرت به شکل بارزی در جامعه ایران رواج یافته است. که نمونههای متعددی آن را میتوان در قالب یک کلام نسنجیده، کلیپ های ویدیوئی، سخنرانی، مقاله، کتاب و... بر آن برشمرد. امروزه با توجه به ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی نیز که امکان صحبت و اظهار نظر را به صورت فراگیر تر برای «همگان» فراهم کرده است، در دامن زدن به این ادبیات نفرت و خشونت نقش متمایزی داشته است.
🔷 افرادی و محافل زیادی وجود دارد که علاقه دارند با استفاده از فضای آزاد به تبلیغ و ترویج گفتمانی یاری برسانند که مروج نفرت و خشونت است. فراموش نکنیم بنیادگرایی تکفیری که امروزه شاهد آن فجایع آن هستیم محصول همین ادبیات نفرت پراکنی است که در گذشته به شکل بنیادگرایی تبلیغی در همین کشورها آزادانه آموزش داده میشد. بررسی ریشههای جامعه شناختی و روانشناختی بروز ادبیات نفرت که باعث چند تیرگی و دشمنی و نفاق و التهاب در جامعه می شود خارج از دستور این نوشته کوتاه است اما آنچه لازم به یادآوری است «خلاء قانونی جدی» در این خصوص است. رسانههای رسمی و غیررسمی در کشور به صورت متناوب، دانسته و ندانسته با انحای مختلف به این ادبیات دامن زده و به بازتولید آن میپردازند. این نفرتپراکنی شامل حال همه شهروندان ایران به ویژه مبانی دینی، سیاسی، هویتی و تاریخی شده و در نتیجه رشتههای پیوند ملی را سست می سازد. و مردم یک سرزمین را در مقابل هم قرار میدهد. که حاصلی جز دشمنی و عقب ماندگی برای ملت ندارد.
🔷 در اغلب کشورهای پیشرفته میثاق حقوق مدنی و سیاسی صراحتا ادبیات نفرت را ممنوع کرده است: «هرگونه تبلیغ برای جنگ، خشونت یا هرنوع دفاع از تنفرقومی یا نژادی یا مذهبی که محرک خشونت غیرقانونی علیه شخص یا گروهی از اشخاص به هر بهانه اعم از نژاد، رنگ، مذهب، زبان یا منشأ ملی باشد جرم تلقیشده و مطابق قانون قابل مجازات است»
🔷قوانین کانادا، فرانسه، ترکیه، چین و ایالات متحده (در صورتی که به خشونت فوری منجر شود) استفاده از ادبیات نفرت را ممنوع و جرم اعلام کرده و ضمانت اجراهایی مانند زندان یا جریمه نقدی یا هر دو را برای آن مشخص کرده است
🔷 با این وجود تنها قانونی که در ایران به اجتناب از نفرت پرداخته است، ماده ششم قانون مطبوعات است تنها نفرت پراکنی قومی، مذهبی و نژادی را در ایران ممنوع کرده است، که اون هم تا کنون مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. بند4 از ماده شش این قانون « ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه، به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی» در مطبوعات کشور را ممنوع اعلامکرده است. ولی این ممنوعیت ناظر به شخصیت حقوقی نشریه است که در صورت اثبات ممکن است باعث لغو مجوز گردد و هیچ گونه مسئولیتی برای گوینده دربر ندارد. قانون مجازات اسلامی نیز در خصوص انتشار و اظهارات تحریکآمیزی از این دست بر علیه شهروندان ساکت است.
🆔@Competentmanagers
🔷مدتها است که موضوع ترویج و اشاعه ادبیات نفرت به یکی از دغدغهها و مشکلات اجتماعی ایران تبدیل شده است که اغلب به عرصه سیاست هم کشیده میشود و آسیب های دامنهداری را در پی دارد. تریبونهایی اعم از صدا و سیما ملی، روزنامههای پرتیراژ و یا محلی و فضای مجازی و اینترنت از جمله بسترهای مهم این پدیدهاند. در یک دهه اخیر چندین مورد از حوادث مشابه در سطح گسترده موضوع رسانهها و شبکههای اجتماعی و به طور کلی نارضایتی عمومی شده است.
🔷توهین به اقوام، اشخاص، و یا سلایق مختلف فکری و سیاسی، و سایر اتفاقات چند سال گذشته این سوال را فرایاد آورده است که آیا هیچ ضمانت اجرای قانونی در ایران برای مقابله با«ادبیات نفرت» وجود ندارد و آیا کشور یکسره در برابر نفرتپراکنی تسلیم شده است؟
🔷ادبیات نفرت و خشونت یکی از آفتهای جدید اجتماعی است و متاسفانه در حال گسترش است که نگرانی های زیادی در این خصوص وجود دارد. توسعه این وضعیت پیامدهای بسیاری در حوزههای امنیت ملی، تمامیت ارضی و همبستگی کشور خواهد داشت. نظام سیاسی باید تلاشکند تا جای ممکن چنین ادبیاتی را محدود و از حوزههای کلان و رسمی به حاشیه رانده و زمینههای بروز آن را در حوزه عمومی مسدود سازد
🔷گفتار نفرت انگیز یا ادبیات نفرت به هر نوع رفتار، گفتار یا نوشتاری اطلاق میشود که با ایجاد و تعمیق دشمنی سعیدارد بخشی از جامعه را علیه بخشی دیگر تحریککرده و به رفتار خشونتآمیز تشویق نماید. این رفتارها بر اساس قوانین کیفری در برخی کشورها به دلیل آنکه بخشی از «آزادی بیان» به شمار نرفته و حیثیت انسانی را مخدوش می کنند، جرم تلقی میشود. بنابراین، بروز ادبیات نفرت در جوامع مختلف نظامهای حقوقی را وا داشته است تا برای مبارزه با «تحریک» و حرکت های تحریک آمیز از نوع صنفی، قومی، سیاسی، نژادی و... به تصویب قوانینی بپردازند که جامعه را در مقابل رشد و توسعه این گفتار بیمه کند.
🔷 متاسفانه در چند سال گذشته ادبیات نفرت به شکل بارزی در جامعه ایران رواج یافته است. که نمونههای متعددی آن را میتوان در قالب یک کلام نسنجیده، کلیپ های ویدیوئی، سخنرانی، مقاله، کتاب و... بر آن برشمرد. امروزه با توجه به ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی نیز که امکان صحبت و اظهار نظر را به صورت فراگیر تر برای «همگان» فراهم کرده است، در دامن زدن به این ادبیات نفرت و خشونت نقش متمایزی داشته است.
🔷 افرادی و محافل زیادی وجود دارد که علاقه دارند با استفاده از فضای آزاد به تبلیغ و ترویج گفتمانی یاری برسانند که مروج نفرت و خشونت است. فراموش نکنیم بنیادگرایی تکفیری که امروزه شاهد آن فجایع آن هستیم محصول همین ادبیات نفرت پراکنی است که در گذشته به شکل بنیادگرایی تبلیغی در همین کشورها آزادانه آموزش داده میشد. بررسی ریشههای جامعه شناختی و روانشناختی بروز ادبیات نفرت که باعث چند تیرگی و دشمنی و نفاق و التهاب در جامعه می شود خارج از دستور این نوشته کوتاه است اما آنچه لازم به یادآوری است «خلاء قانونی جدی» در این خصوص است. رسانههای رسمی و غیررسمی در کشور به صورت متناوب، دانسته و ندانسته با انحای مختلف به این ادبیات دامن زده و به بازتولید آن میپردازند. این نفرتپراکنی شامل حال همه شهروندان ایران به ویژه مبانی دینی، سیاسی، هویتی و تاریخی شده و در نتیجه رشتههای پیوند ملی را سست می سازد. و مردم یک سرزمین را در مقابل هم قرار میدهد. که حاصلی جز دشمنی و عقب ماندگی برای ملت ندارد.
🔷 در اغلب کشورهای پیشرفته میثاق حقوق مدنی و سیاسی صراحتا ادبیات نفرت را ممنوع کرده است: «هرگونه تبلیغ برای جنگ، خشونت یا هرنوع دفاع از تنفرقومی یا نژادی یا مذهبی که محرک خشونت غیرقانونی علیه شخص یا گروهی از اشخاص به هر بهانه اعم از نژاد، رنگ، مذهب، زبان یا منشأ ملی باشد جرم تلقیشده و مطابق قانون قابل مجازات است»
🔷قوانین کانادا، فرانسه، ترکیه، چین و ایالات متحده (در صورتی که به خشونت فوری منجر شود) استفاده از ادبیات نفرت را ممنوع و جرم اعلام کرده و ضمانت اجراهایی مانند زندان یا جریمه نقدی یا هر دو را برای آن مشخص کرده است
🔷 با این وجود تنها قانونی که در ایران به اجتناب از نفرت پرداخته است، ماده ششم قانون مطبوعات است تنها نفرت پراکنی قومی، مذهبی و نژادی را در ایران ممنوع کرده است، که اون هم تا کنون مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. بند4 از ماده شش این قانون « ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه، به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی» در مطبوعات کشور را ممنوع اعلامکرده است. ولی این ممنوعیت ناظر به شخصیت حقوقی نشریه است که در صورت اثبات ممکن است باعث لغو مجوز گردد و هیچ گونه مسئولیتی برای گوینده دربر ندارد. قانون مجازات اسلامی نیز در خصوص انتشار و اظهارات تحریکآمیزی از این دست بر علیه شهروندان ساکت است.
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان و همراهان گرامی در این شبهای دعا و نیایش قدر ، از همه شما مهربانان التماس دعا دارم .دعا کنید برای رفع گرفتاریهای همه دردمندان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰امام علی (ع) : هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود . .
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم..
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم..
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم..
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم/بخش اول
✍ دکتر محمود سریع القلم
🔷 آیا چاپلوسی در ذاتِ بشر است؟ بررسی جوامعی مانند کرۀ جنوبی، دانمارک، سنگاپور و سوئیس شکی به جای نمیگذارد که انسان ها صرف نظر از جغرافیا چاپلوسی را می آموزند. این صفت آموختنی است. چاپلوسی در کنار خصیصه هایی همچون دروغ، حیله گری، اغراق، ترس و عصبانیت که از ویژگی های منفی انسانها بشمار می روند در ساختارهایی که زندگی میکنند، آموخته میشوند، مردم به تدریج به آنها آن عادت میکنند، و در ناخود آگاهشان به طور خودکار وارد مینمایند و سپس به نسلهای بعدی منتقل میکنند. از این رو، اگر بخواهیم ساختار چاپلوسی را واکاوی کنیم ضرورتاً باید محیطی را مطالعه کنیم که انسانها در آن پرورش یافته و این عادت را درونی میکنند.
🔷تعریفِ استاندارد چاپلوس، بزرگ نشان دادن، خاص معرفی کردن و موفق جلوه دادن یک مقام و مسئول دولتی یا معروف برای کسبِ امتیاز است. هرچند امتیاز میتواند شامل موارد مختلفی باشد ولی انتهای چاپلوسی، دسترسی به پول و امکانات مادی است. اگر هدفِ اولیه چاپلوسی را به قدرت رسیدن وسِمَت پیدا کردن تلقی کنیم، خودِ سِمت و مقام نیز در نهایت به پول، امکانات و تسهیلات منتهی میشوند.
🔷به نظر میرسد چاپلوسی را میتوان در دو علتِ زیر واکاوی کرد:
🔰الف: ساختار اقتصادی یک کشور:
تقریباً عموم کشورهای جهانِ سوم دارای اقتصاد دولتی هستند. به این معنا که فرصتهای ثروتمند شدن، سرمایهگذاری، دسترسی به امکانات و تضمین معاش در زندگی با نوعی ارتباط با دستگاه دولتی آمیخته است. اگر شهروندی در نروژ، آلمان، ژاپن و کره جنوبی، که کشورهای توسعه یافته قلمداد میشوند، بخواهد ثروتمند شده یا از امکانات مالی و تضمین معاش بهرهمند شود، ضروری است که خود به تاسیس و مدیریت یک بنگاه اقتصادی مبادرت ورزد. دولت و حاکمیت در این کشورها، صرفا قانونگذار و مجری قانون و ناظر بر مقررات هستند و ثروت توزیع نمیکنند. اما در نیجریه، اردن یا بولیوی، ثروت و امکاناتِ کشور در اختیار دستگاه دولتی است. اقتصادِ دولتی و گسترۀ وسیع امکانات دولتی در ذات خود، چاپلوسی را پرورش میدهند.
🔷اتفاقاً دولتهای جهان سوم به خوبی متوجه شده اند که آبراهام مازلو سخن دقیقی میگوید که اولین و فوریترین نیاز انسانها به پول، اشتغال، مسکن و غذا است. اگر دولتی این نیازهای اولیه را به دست گیرد و کنترل و شدت و ضعف تامین این نیازها در اختیار دستگاههای دولتی باشد به راحتی میتواند جامعه را تحت قیمومیت خود در آورد. این ساختار اقتصادی به عنوان مثال در کوبا، تفاوتهای کهکشانی با ژاپن دارد که هزاران کارآفرین فکر میکنند، نوآوری میکنند و در بنگاههای خود، دهها هزار نفر را به موجب مهارت و تخصص استخدام میکنند به طوری که 92 درصد مردم ژاپن برای بخش خصوصی کار میکنند. این در حالی است که معاش و زندگی اقتصادی 77 درصد مردم کوبا در بخش دولتی است. کرۀ جنوبی هم اکنون یکی از رقابتیترین، حرفه ایترین و تخصصیترین کشورها در جهان محسوب میشود. بی دلیل نیست که 90 درصد مردم آن برای بخش خصوصی کار میکنند. در آلمان و آمریکا نیز حدود 87 درصد مردم در استخدامِ بخش خصوصی هستند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که در سوئیس، آلمان یا کرۀ جنوبی، چاپلوسی تعطیل است بلکه در فرهنگ و رفتارِ مسلط نیست (Mainstream) و درصدِ قابل توجهی از مردم میآموزند و در ناخودآگاه آنها ثبت میشود که معیشت و امکانات در زندگی، نتیجۀ کار، زحمت و رقابتِ فکری است.
🔷سرنوشتِ ملتها با فرهنگ، خُلقیات و اندیشههای اکثریت آنها شکل میگیرد. در همه کشورها، متقلب، حیلهگر، فاسد، چاپلوس، دروغگو، قانون شکن، ناجوانمرد و بی پِرنسیپ وجود دارد اما سوال این است که آیا این گروه 80 درصد جامعه است یا 10 درصد جامعه؟ طبعاً با 80 درصد حیلهگر نمیتوان جامعه ای سالم بنا کرد.
🔰ب: فرصتهای شهرت و کسب اعتبار.
اگر فرصت شهرت و اعتباریابی در هنر، علم، نویسندگی، ادبیات و هر نوع فعالیتِ اجتماعی و مدنی با نظارت، امکانیابی و منابع مالی انحصاری نهادهای دولتی آمیخته شده باشد خود به خود در ذات خود درجهای از تمجیدهای بیپایه، استفاده از واژگان اغراق آمیز و چاپلوسی را به همراه خواهد داشت.
🔷موقعیتِ ملی و جهانیِ فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس، ارتباطی به دولت آلمان ندارد. موقعیت بازیگر سینما آنتونی هاپکینز، ارتباطی به دولت انگلستان یا آمریکا ندارد. موقعیت رمان نویس ژاپنیها روکی موراکامی، ارتباطی به دولت ژاپن ندارد. توماس فریدمن اعتبار روزنامه نگاری خود را از دولت آمریکا اخذ نکرده است. دولت انگلستان در شوکتِ تاریخی آلفرد هیچکاک نقشی ایفا نکرد.،،، / ادامه دارد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ دکتر محمود سریع القلم
🔷 آیا چاپلوسی در ذاتِ بشر است؟ بررسی جوامعی مانند کرۀ جنوبی، دانمارک، سنگاپور و سوئیس شکی به جای نمیگذارد که انسان ها صرف نظر از جغرافیا چاپلوسی را می آموزند. این صفت آموختنی است. چاپلوسی در کنار خصیصه هایی همچون دروغ، حیله گری، اغراق، ترس و عصبانیت که از ویژگی های منفی انسانها بشمار می روند در ساختارهایی که زندگی میکنند، آموخته میشوند، مردم به تدریج به آنها آن عادت میکنند، و در ناخود آگاهشان به طور خودکار وارد مینمایند و سپس به نسلهای بعدی منتقل میکنند. از این رو، اگر بخواهیم ساختار چاپلوسی را واکاوی کنیم ضرورتاً باید محیطی را مطالعه کنیم که انسانها در آن پرورش یافته و این عادت را درونی میکنند.
🔷تعریفِ استاندارد چاپلوس، بزرگ نشان دادن، خاص معرفی کردن و موفق جلوه دادن یک مقام و مسئول دولتی یا معروف برای کسبِ امتیاز است. هرچند امتیاز میتواند شامل موارد مختلفی باشد ولی انتهای چاپلوسی، دسترسی به پول و امکانات مادی است. اگر هدفِ اولیه چاپلوسی را به قدرت رسیدن وسِمَت پیدا کردن تلقی کنیم، خودِ سِمت و مقام نیز در نهایت به پول، امکانات و تسهیلات منتهی میشوند.
🔷به نظر میرسد چاپلوسی را میتوان در دو علتِ زیر واکاوی کرد:
🔰الف: ساختار اقتصادی یک کشور:
تقریباً عموم کشورهای جهانِ سوم دارای اقتصاد دولتی هستند. به این معنا که فرصتهای ثروتمند شدن، سرمایهگذاری، دسترسی به امکانات و تضمین معاش در زندگی با نوعی ارتباط با دستگاه دولتی آمیخته است. اگر شهروندی در نروژ، آلمان، ژاپن و کره جنوبی، که کشورهای توسعه یافته قلمداد میشوند، بخواهد ثروتمند شده یا از امکانات مالی و تضمین معاش بهرهمند شود، ضروری است که خود به تاسیس و مدیریت یک بنگاه اقتصادی مبادرت ورزد. دولت و حاکمیت در این کشورها، صرفا قانونگذار و مجری قانون و ناظر بر مقررات هستند و ثروت توزیع نمیکنند. اما در نیجریه، اردن یا بولیوی، ثروت و امکاناتِ کشور در اختیار دستگاه دولتی است. اقتصادِ دولتی و گسترۀ وسیع امکانات دولتی در ذات خود، چاپلوسی را پرورش میدهند.
🔷اتفاقاً دولتهای جهان سوم به خوبی متوجه شده اند که آبراهام مازلو سخن دقیقی میگوید که اولین و فوریترین نیاز انسانها به پول، اشتغال، مسکن و غذا است. اگر دولتی این نیازهای اولیه را به دست گیرد و کنترل و شدت و ضعف تامین این نیازها در اختیار دستگاههای دولتی باشد به راحتی میتواند جامعه را تحت قیمومیت خود در آورد. این ساختار اقتصادی به عنوان مثال در کوبا، تفاوتهای کهکشانی با ژاپن دارد که هزاران کارآفرین فکر میکنند، نوآوری میکنند و در بنگاههای خود، دهها هزار نفر را به موجب مهارت و تخصص استخدام میکنند به طوری که 92 درصد مردم ژاپن برای بخش خصوصی کار میکنند. این در حالی است که معاش و زندگی اقتصادی 77 درصد مردم کوبا در بخش دولتی است. کرۀ جنوبی هم اکنون یکی از رقابتیترین، حرفه ایترین و تخصصیترین کشورها در جهان محسوب میشود. بی دلیل نیست که 90 درصد مردم آن برای بخش خصوصی کار میکنند. در آلمان و آمریکا نیز حدود 87 درصد مردم در استخدامِ بخش خصوصی هستند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که در سوئیس، آلمان یا کرۀ جنوبی، چاپلوسی تعطیل است بلکه در فرهنگ و رفتارِ مسلط نیست (Mainstream) و درصدِ قابل توجهی از مردم میآموزند و در ناخودآگاه آنها ثبت میشود که معیشت و امکانات در زندگی، نتیجۀ کار، زحمت و رقابتِ فکری است.
🔷سرنوشتِ ملتها با فرهنگ، خُلقیات و اندیشههای اکثریت آنها شکل میگیرد. در همه کشورها، متقلب، حیلهگر، فاسد، چاپلوس، دروغگو، قانون شکن، ناجوانمرد و بی پِرنسیپ وجود دارد اما سوال این است که آیا این گروه 80 درصد جامعه است یا 10 درصد جامعه؟ طبعاً با 80 درصد حیلهگر نمیتوان جامعه ای سالم بنا کرد.
🔰ب: فرصتهای شهرت و کسب اعتبار.
اگر فرصت شهرت و اعتباریابی در هنر، علم، نویسندگی، ادبیات و هر نوع فعالیتِ اجتماعی و مدنی با نظارت، امکانیابی و منابع مالی انحصاری نهادهای دولتی آمیخته شده باشد خود به خود در ذات خود درجهای از تمجیدهای بیپایه، استفاده از واژگان اغراق آمیز و چاپلوسی را به همراه خواهد داشت.
🔷موقعیتِ ملی و جهانیِ فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس، ارتباطی به دولت آلمان ندارد. موقعیت بازیگر سینما آنتونی هاپکینز، ارتباطی به دولت انگلستان یا آمریکا ندارد. موقعیت رمان نویس ژاپنیها روکی موراکامی، ارتباطی به دولت ژاپن ندارد. توماس فریدمن اعتبار روزنامه نگاری خود را از دولت آمریکا اخذ نکرده است. دولت انگلستان در شوکتِ تاریخی آلفرد هیچکاک نقشی ایفا نکرد.،،، / ادامه دارد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم/بخش دوم
🔷اگر چاپلوسیدر ناخودآگاه جامعۀ هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیها و حرفهایهای دیگر رسوب کرده باشد که راهِ دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیههای اغراق آمیز، موفق خطاب کردن مدیران ناکارآمدِ دولتی، نادیده گرفتن فکت ها، تحریفِ آمار، طرح ارادتهای غیر واقعی و تایید بیپایۀ مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل میشود. افراد میآموزند که پلههای ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، میتوان راحت و بی هزینه طی نمود.
🔷در کشورهای جهان سوم که نهادِ دولت بر هر نوع ارتقایی تسلط و نظارت دارد، این فرهنگ به تدریج عمومی شده و شهروندان با محافظه کاری و لطیفه گویی از آن عبور میکنند. در دستگاهها و وزارتخانههایی که منابع مالی قابل توجه و ارزهای خارجی در اختیار دارند، صنعتِ چاپلوسی پیشرفتهتر شده و غلظتِ فریب و میزانِ تمجید پیچیده تر میشوند. متملق مثلاً مدیر را در خواب میبیند یا موفقیتهایی را به او نسبت میدهد که اصلاً وجود خارجی ندارند. بعد از مدتی، متملق و دریافت کنندۀ تملق هر دو در توهم زندگی میکنند. این در حالی است که خانم مِرکل با مدیریتی آرام و محاسبه شدهای در شرایط بحرانی اعم از سیاسی و اقتصادی اروپا، در معرض چنین تملقاتی قرار نگرفته است. مردم آلمان بر اساس وظایف قانونی، خانم مرکل را ارزیابی میکنند و معمولاً در جامعه ای مانند آلمان، متملق طرد میشود.
🟧چند نکته:
🔷 چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصتها متمرکز و نزد دولت باشند، به همان میزان میتوان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی عدالتی میآورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکزِ ثروت نزد یک درصدِ جامعه. از این رو برای اندازه گیری پیچیدگی و غلظتِ چاپلوسی، فهمِ ساختارِ اقتصادی یک جامعه، قدمِ اولِ شناخت است. متملق به یک امیدی تملق میکند: یا میخواهد به سمت و مقام و قدرت برسد یا در نهایت به پول و امکانات و ثروت و منابع ارزی و حقِ ماموریت. در هر دو صورت، چاپلوس میخواهد نیازهای خود را برآورد کرده و احیاناً به امکانات و قدرت بیشتر، طمع دارد.
🔷در عین حال، در کشورهای جهانِ سوم که تمرکز ثروت و قدرت وجود دارد، یک اتفاقِ تعیین کنندۀ دیگری نیز شکل میگیرد: ظهورِ یک اکثریتِ ضعیف با اعتماد به نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین اینکه طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به هر رفتاری تن دهد، تا سمت خود را حفظ کند و به رقمهای بالاتری برسد. چاپلوس آگاهانه دروغ میگوید و حیله به کار میبرد. چاپلوس و دریافت کنندۀ چاپلوسی، هردو محصولِ یک ساختار معیوبِ اقتصادی و فرهنگی هستند. یک نظامِ اقتصادی سالم، شهروندانِ سالم به ارمغان خواهد آورد. اقتصادِ سالم، ثبات سیاسی نیز به همراه میآورد. عدالت اجتماعی نیز در سایه اقتصادی سالم به دست میآید.
🔷مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکمرانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمیتوان در انتظارِ شهروندانِ مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کارِ لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلیدِ تقابل با چاپلوسی، سالم سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحماتِ خود آنها از طرف دیگر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷اگر چاپلوسیدر ناخودآگاه جامعۀ هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیها و حرفهایهای دیگر رسوب کرده باشد که راهِ دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیههای اغراق آمیز، موفق خطاب کردن مدیران ناکارآمدِ دولتی، نادیده گرفتن فکت ها، تحریفِ آمار، طرح ارادتهای غیر واقعی و تایید بیپایۀ مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل میشود. افراد میآموزند که پلههای ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، میتوان راحت و بی هزینه طی نمود.
🔷در کشورهای جهان سوم که نهادِ دولت بر هر نوع ارتقایی تسلط و نظارت دارد، این فرهنگ به تدریج عمومی شده و شهروندان با محافظه کاری و لطیفه گویی از آن عبور میکنند. در دستگاهها و وزارتخانههایی که منابع مالی قابل توجه و ارزهای خارجی در اختیار دارند، صنعتِ چاپلوسی پیشرفتهتر شده و غلظتِ فریب و میزانِ تمجید پیچیده تر میشوند. متملق مثلاً مدیر را در خواب میبیند یا موفقیتهایی را به او نسبت میدهد که اصلاً وجود خارجی ندارند. بعد از مدتی، متملق و دریافت کنندۀ تملق هر دو در توهم زندگی میکنند. این در حالی است که خانم مِرکل با مدیریتی آرام و محاسبه شدهای در شرایط بحرانی اعم از سیاسی و اقتصادی اروپا، در معرض چنین تملقاتی قرار نگرفته است. مردم آلمان بر اساس وظایف قانونی، خانم مرکل را ارزیابی میکنند و معمولاً در جامعه ای مانند آلمان، متملق طرد میشود.
🟧چند نکته:
🔷 چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصتها متمرکز و نزد دولت باشند، به همان میزان میتوان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی عدالتی میآورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکزِ ثروت نزد یک درصدِ جامعه. از این رو برای اندازه گیری پیچیدگی و غلظتِ چاپلوسی، فهمِ ساختارِ اقتصادی یک جامعه، قدمِ اولِ شناخت است. متملق به یک امیدی تملق میکند: یا میخواهد به سمت و مقام و قدرت برسد یا در نهایت به پول و امکانات و ثروت و منابع ارزی و حقِ ماموریت. در هر دو صورت، چاپلوس میخواهد نیازهای خود را برآورد کرده و احیاناً به امکانات و قدرت بیشتر، طمع دارد.
🔷در عین حال، در کشورهای جهانِ سوم که تمرکز ثروت و قدرت وجود دارد، یک اتفاقِ تعیین کنندۀ دیگری نیز شکل میگیرد: ظهورِ یک اکثریتِ ضعیف با اعتماد به نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین اینکه طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به هر رفتاری تن دهد، تا سمت خود را حفظ کند و به رقمهای بالاتری برسد. چاپلوس آگاهانه دروغ میگوید و حیله به کار میبرد. چاپلوس و دریافت کنندۀ چاپلوسی، هردو محصولِ یک ساختار معیوبِ اقتصادی و فرهنگی هستند. یک نظامِ اقتصادی سالم، شهروندانِ سالم به ارمغان خواهد آورد. اقتصادِ سالم، ثبات سیاسی نیز به همراه میآورد. عدالت اجتماعی نیز در سایه اقتصادی سالم به دست میآید.
🔷مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکمرانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمیتوان در انتظارِ شهروندانِ مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کارِ لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلیدِ تقابل با چاپلوسی، سالم سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحماتِ خود آنها از طرف دیگر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ آیا تبعیض را می توان ریشه کن کرد؟
فقر و تبعیض از نگاه حضرت علی ع
مصطفی_ملکیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فقر و تبعیض از نگاه حضرت علی ع
مصطفی_ملکیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔳⭕️وقتی علی نیز سانسور می شود!
علی (ع) نام شخصیتی است که بعد از پیامبر، مشهورترین چهره جهان اسلام است. اما گویا بخش مهمی از تاریخ وی برای ما سانسور شده است. اصولا برخی دوست ندارند این بخش از تاریخ تبیین شود. حتی صفویان که مذهب رسمی این کشور را شیعه اعلام کردند فقط جنبه هایی خاص از زندگی و حکمرانی وی را برجسته کرده اند. تصویری که از وی برای ما نشان داده شده؛ قهرمانی جنگ آور، فاتحی قدرتمند و حاکمی مقتدر است که دوران کوتاه حکومتش بیشتر به جنگ گذشت. بگذارید چند تصویر کاملا متفاوت از این شخصیت را با هم مرور کنیم:
1- روز بیعتش مردی از میان جمع برخاست و علنا گفت: با تو بیعت می کنم اما اگر رفتار نامناسبی داشته باشی، تو را خواهیم کشت. بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورد فقط یک کلمه گفت: قبول!
2- برخی افراد از بیعت او سر باز زدند، با مدارای تمام با آنان به گفتگو نشست و هیچ گونه فشاری تحمیل نکرد. برخی بیعت کردند و برخی نه! او امنیت کسانی که بیعت نکردند را تضمین کرد
3- در زمان جنگ ها، همه چیز امنیتی می شود و هر کسی که همراهی نکرد می شود خائن. اما در یکی از جنگ ها، به مردم کوفه چنین نوشت: من یا ستمکارم یا ستمدیده. اگر مرا نیکوکار یافتید، یاری ام کنید و اگر خطاکارم دیدید، به سوی مسیر حق بازم گردانید. ذره ای لحن آمرانه در نوشتار او می یابید؟ فقط یک مورد نمونه مشابه در تاریخ می توان پیدا کرد؟
4- خودتان را جای یک فرمانده ارشد جنگ قرار دهید. عده ای می آیند و می گویند که ما با شما به میدان جنگ می آییم. آنجا حقیقت که بر ما معلوم شد تصمیم می گیریم که با شما باشیم یا با دشمنان شما. صادقانه چه می کنید؟ به او چنین پیشنهادی شد! نه تنها دلگیر نشد بلکه این سنجشگری و عقلانیت را پسندید و آنان را به چنین داوری ای تشویق کرد
5- به مردمش می گفت: اگر فرامین من را در راستای پیروی خدا دیدید بر شما لازمست که همراهی کنید اما اگر در فرمان من، نافرمانی خدا نهفته بود چه از سوی من باشد و چه غیر من هرگز فرمان نبرید!! او از مردم اطاعت نمی خواست، شجاعت حقیقت طلبی را ترویج می کرد
6- او خود را در حلقه محدودی از یاران (خودی ها) محصور نمی کرد. موارد متعددی در تاریخ گزارش شده که مردم را به گفتگو و مشورت فراخوانده آنهم در مهم ترین امور مانند تصمیم گیری در مورد معاویه. به ويژه در باب جنگ ها، هم با بزرگان و سران قبایل و هم با مردم عادی به گفتگو می نشست
7- علی متوجه شد که برخی نمی توانند شکایات و خواسته هایشان را با وی در میان بگذارند یا به واسطه عدم دسترسی یا شرم یا ترس، برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد به نام «بیت القصص» تا مردم مستقیما با او در تماس باشند
8- در یکی از سخنرانیها یکی از سپاهیان بپاخاست و اظهاراتی کرد آمیخته به تملق. او سخنانش را چنین ادامه داد: ... من بیزارم از این که درباره من اینگونه بیاندیشید که تعریف و تمجید شما را دوست دارم. ... با سخنان زیبا از من تعریف نکنید و توصیه کرد که با گفتن «سخن حق» مرا ترک کنید
9- انتقاد از خود را خط قرمز جامعه نکرد. در حکومتش پاسخ سخن هر چقدر تلخ بود فقط با سخن داده می شد! بسیاری از مخالفانش در مسجدی که نماز می خواند جمع می شدند اعتراض می کردند دشنامش می دادند. اما یک روز هم سهمشان از بیت المال حذف نشد. مخالفت با حکومت هزینه نداشت
10- در برخوردهای قهری آن مقدار شکیبایی می ورزید و بر گفتگو، تعامل و مدارا تاکید می ورزید که برخی او را به تردید و ترس متهم می کردند (برداشت آزاد )
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
ان ها بخشی از «تاریخ تاریک» است که کمتر برای ما گفته شده. این ها کنار صدها واقعیت تاریخی پنهان داشته شده نشان می دهد که او حکومتش را بر سه اصل بنا کرد:
1- اصل عقلانیت: حاکم خدا نیست. مردم باید جرات فکر کردن و سنجیدن داشته باشند و فرامین حاکمان باید با حق سنجیده شود. پیروی وفادارانه ارزشمند نیست. استدلال و سنجشگری است که باید مبنای انتخاب باشد و خرد جمعی مبتنی بر همین عقلانیت است که باید مبنای حکومت حاکمان باشد
2- اصل آزادی: آزادی یعنی آنکه افراد بتوانند متفاوت فکر کنند و آزادانه عقاید خود را با یکدیگر گفتگو کنند. «یکسان اندیشی»، استبداد می آورد و رکود و «متفاوت اندیشی» پویایی می آورد و رهایی
3- اصل اخلاق: حاکمان جایز نیستند به هیچ بهانه ای حتی جنگ، اصول آزادی و عقلانیت را لگدمال خودحق پنداری کنند
او فقط فاتح خیبر نبود. مهم ترین فتح او باز کردن چشمان ما به الگوی جدیدی از حکمرانی است که بر مدار انعطاف، مداراجویی، عقلانیت ورزی، آزادمنشی و مشارکت جويي است. او سرزمین عقلانیت و آزادگی است. چه یک خانواده را اداره می کنیم چه یک شهر یا یک شرکت بین المللی اصول سه گانه فوق الهام بخش است✒دکتر لشکر بلوکی
علی (ع) نام شخصیتی است که بعد از پیامبر، مشهورترین چهره جهان اسلام است. اما گویا بخش مهمی از تاریخ وی برای ما سانسور شده است. اصولا برخی دوست ندارند این بخش از تاریخ تبیین شود. حتی صفویان که مذهب رسمی این کشور را شیعه اعلام کردند فقط جنبه هایی خاص از زندگی و حکمرانی وی را برجسته کرده اند. تصویری که از وی برای ما نشان داده شده؛ قهرمانی جنگ آور، فاتحی قدرتمند و حاکمی مقتدر است که دوران کوتاه حکومتش بیشتر به جنگ گذشت. بگذارید چند تصویر کاملا متفاوت از این شخصیت را با هم مرور کنیم:
1- روز بیعتش مردی از میان جمع برخاست و علنا گفت: با تو بیعت می کنم اما اگر رفتار نامناسبی داشته باشی، تو را خواهیم کشت. بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورد فقط یک کلمه گفت: قبول!
2- برخی افراد از بیعت او سر باز زدند، با مدارای تمام با آنان به گفتگو نشست و هیچ گونه فشاری تحمیل نکرد. برخی بیعت کردند و برخی نه! او امنیت کسانی که بیعت نکردند را تضمین کرد
3- در زمان جنگ ها، همه چیز امنیتی می شود و هر کسی که همراهی نکرد می شود خائن. اما در یکی از جنگ ها، به مردم کوفه چنین نوشت: من یا ستمکارم یا ستمدیده. اگر مرا نیکوکار یافتید، یاری ام کنید و اگر خطاکارم دیدید، به سوی مسیر حق بازم گردانید. ذره ای لحن آمرانه در نوشتار او می یابید؟ فقط یک مورد نمونه مشابه در تاریخ می توان پیدا کرد؟
4- خودتان را جای یک فرمانده ارشد جنگ قرار دهید. عده ای می آیند و می گویند که ما با شما به میدان جنگ می آییم. آنجا حقیقت که بر ما معلوم شد تصمیم می گیریم که با شما باشیم یا با دشمنان شما. صادقانه چه می کنید؟ به او چنین پیشنهادی شد! نه تنها دلگیر نشد بلکه این سنجشگری و عقلانیت را پسندید و آنان را به چنین داوری ای تشویق کرد
5- به مردمش می گفت: اگر فرامین من را در راستای پیروی خدا دیدید بر شما لازمست که همراهی کنید اما اگر در فرمان من، نافرمانی خدا نهفته بود چه از سوی من باشد و چه غیر من هرگز فرمان نبرید!! او از مردم اطاعت نمی خواست، شجاعت حقیقت طلبی را ترویج می کرد
6- او خود را در حلقه محدودی از یاران (خودی ها) محصور نمی کرد. موارد متعددی در تاریخ گزارش شده که مردم را به گفتگو و مشورت فراخوانده آنهم در مهم ترین امور مانند تصمیم گیری در مورد معاویه. به ويژه در باب جنگ ها، هم با بزرگان و سران قبایل و هم با مردم عادی به گفتگو می نشست
7- علی متوجه شد که برخی نمی توانند شکایات و خواسته هایشان را با وی در میان بگذارند یا به واسطه عدم دسترسی یا شرم یا ترس، برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد به نام «بیت القصص» تا مردم مستقیما با او در تماس باشند
8- در یکی از سخنرانیها یکی از سپاهیان بپاخاست و اظهاراتی کرد آمیخته به تملق. او سخنانش را چنین ادامه داد: ... من بیزارم از این که درباره من اینگونه بیاندیشید که تعریف و تمجید شما را دوست دارم. ... با سخنان زیبا از من تعریف نکنید و توصیه کرد که با گفتن «سخن حق» مرا ترک کنید
9- انتقاد از خود را خط قرمز جامعه نکرد. در حکومتش پاسخ سخن هر چقدر تلخ بود فقط با سخن داده می شد! بسیاری از مخالفانش در مسجدی که نماز می خواند جمع می شدند اعتراض می کردند دشنامش می دادند. اما یک روز هم سهمشان از بیت المال حذف نشد. مخالفت با حکومت هزینه نداشت
10- در برخوردهای قهری آن مقدار شکیبایی می ورزید و بر گفتگو، تعامل و مدارا تاکید می ورزید که برخی او را به تردید و ترس متهم می کردند (برداشت آزاد )
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
ان ها بخشی از «تاریخ تاریک» است که کمتر برای ما گفته شده. این ها کنار صدها واقعیت تاریخی پنهان داشته شده نشان می دهد که او حکومتش را بر سه اصل بنا کرد:
1- اصل عقلانیت: حاکم خدا نیست. مردم باید جرات فکر کردن و سنجیدن داشته باشند و فرامین حاکمان باید با حق سنجیده شود. پیروی وفادارانه ارزشمند نیست. استدلال و سنجشگری است که باید مبنای انتخاب باشد و خرد جمعی مبتنی بر همین عقلانیت است که باید مبنای حکومت حاکمان باشد
2- اصل آزادی: آزادی یعنی آنکه افراد بتوانند متفاوت فکر کنند و آزادانه عقاید خود را با یکدیگر گفتگو کنند. «یکسان اندیشی»، استبداد می آورد و رکود و «متفاوت اندیشی» پویایی می آورد و رهایی
3- اصل اخلاق: حاکمان جایز نیستند به هیچ بهانه ای حتی جنگ، اصول آزادی و عقلانیت را لگدمال خودحق پنداری کنند
او فقط فاتح خیبر نبود. مهم ترین فتح او باز کردن چشمان ما به الگوی جدیدی از حکمرانی است که بر مدار انعطاف، مداراجویی، عقلانیت ورزی، آزادمنشی و مشارکت جويي است. او سرزمین عقلانیت و آزادگی است. چه یک خانواده را اداره می کنیم چه یک شهر یا یک شرکت بین المللی اصول سه گانه فوق الهام بخش است✒دکتر لشکر بلوکی
Telegram
attach 📎
🔰"علم گریزی" جامعه ایرانی
🔷امروزه یکی از مهمترین معضلاتی که گریبان گیر کشورمان شده مساله علم گریزی است، در جوامعی که تفکر علمی وجود ندارد افراد به "ثبات پدیده ها" اعتقاد دارند یعنی تصور می کنند کسی که از ابتدا بدبخت و یا خوشبخت به دنیا آمده تا آخر عمر لابد چنین خواهد بود و تغییری در وضعیت وی به وجود نخواهد آمد زیرا "تقدیر چنین خواسته است". اما پیشرفت جوامع دارای تفکر علمی، مرهون این امر است که آنها پدیده ها را قابل شناخت و کنترل می دانند و برای درک آن تلاش می کنند. جامعه ای که در آن تفکر علمی حضور دارد با یافته های علمی برای توسعه تکنولوژی و فراهم آوردن امکانات بهتر زندگی و رفاه اجتماعی تلاش می کند و از ابزار علم برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی گام برمی دارد.
🔷می توان گفت در دنیای کنونی علم و تخصص یک زبان بین المللی محسوب می شود، زیرا تعریف از جِرم، جاذبه یا بسیاری موارد علمی دیگر در هر کشوری با هر زبان و کیش و آیینی دارای تعریف واحدی است و از کشوری به کشور دیگر تغییر نمی پذیرد. کشورهایی که به زبان علم مسلط شده و از طریق این زبان بین المللی با سایر ملل ارتباط برقرار کرده اند، کشورهایی موفق به شمار می روند زیرا این امر پیشرفت علمی برای آنها در پی داشته است.
🔷 ما هم می توانیم مانند سایر کشورها تلفات زلزله های هفت ریشتری، اعتیاد و بسیاری از مسایل اجتماعی و مشکلات بهداشتی، درمانی و رفتارهای اجتماعی را مهار و درمان کنیم. ما اگر بخواهیم این مشکل حل شود باید در سطح کلان اجتماعی اندیشه های علمی را ارج بگذاریم و باید بپذیریم که بیش از تقدیر این اختیار ماست که دنیای ما را می سازد اما شرط تحقق این اهداف این است که به علم و تخصص ایمان داشته باشیم، دانشمندان و دستاورد های علمی به عنوان یک ارزش فرهنگی ذکر گردد.
🔷 در جوامع دارای تفکر علمی، علم و تخصص جایگاه معتبری دارد، در جامعه ای که عالمان و دانشگاهیان در مرتبه پایین یا مورد بی توجهی قرار گیرند می توان گفت این جامعه در حالت سنتی باقی مانده است. اصولا تفکر علمی داشتن اندیشه با سوال است، در جوامع علمی، افراد به ویژه دانشمندان و متخصصان حق سوال کردن دارند و به هر میزان که این حق از افراد سلب شود آن جامعه به همان میزان از علم و اندیشه علمی دور خواهد شد.
🔷 از ویژگی دیگر جوامع دارای تفکر علمی ، درست شناخته شدن منزلت اجتماعی و اقتصادی دانشگاهیان، مخترعین و مکتشفین و اعطای پاداش های مناسب به این افراد است و در جامعه ای که افراد به این موارد نرسند نشان دهنده این است در آن جامعه علم و تخصص جایگاه مناسبی ندارد متاسفانه این حقیقت است که ما در حوزه تفکر و فلسفه اجتماعی دچار جزمیت و مفردیت یعنی پرداختن به یک فکر و اندیشه شده ایم.
🔷جامعه ما از لحاظ علمی سابقه ای بیش از هزار سال دارد، اما اخیرا دچار رکورد در اندیشه شده زیرا که متفکرین دگر اندیش را از صحنه خارج کرده و افراد فاقد صلاحیت را جایگزین آنها کرده ایم که این امر جز عقب ماندگی علمی نتیجه ای برای ما در بر نداشته است. در حوزه های اجتماعی و انسانی به سبب سیطره یک تفکر غالب، ما مستمرا علاقمندیم ایده و نظرات خاص تعریف شده را بشنویم در حالی که دانشگاه باید محل وجود و ظهور اندیشه های مختلف و برخورد آنها با هم باشد تا اعتلای اندیشه و نظر به وجود آید
🔷 انتظار اندیشه در یک مورد سبب از دست دادن منزلت اجتماعی صاحبان اندیشه و عالمان می شود. یکی دیگر از عوامل علم گریزی در کشور را توجه نکردن به مسایل مادی دانشمندان و دانشگاهیان است. زیرا یک محقق به امکانات و وسایل تحقیق نیاز دارد تا از آن طریق بتواند اندیشه های خود را مورد آزمایش قرار دهد. عدم توجه به سرمایه گذاری مناسب در تهیه وسایل تحقیق و اندیشه دانشمندان سهل انگاری جبران ناپذیری است که باعث میشود جامعه به حالت معکوس دنیا عمل کند
🔷یکی دیگر از موارد علمی بودن یک جامعه مطلق گرایی و عدم نسبی اندیشی است. دید نسبی در جامعه ما از بین رفته و نگرش مطلق گرایی حاکم شده است، همه چیز در دو سر طیف سیاه یا سفید دیده میشود. به عنوان مثال هنگامی که از ریشه کنی اعتیاد صحبت می شود این نشان دهنده نداشتن تفکر علمی است زیرا مگر چنین چیزی ممکن است که این معضل ریشه کن شود تنها می توان آن را مهار و کنترل کرد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷امروزه یکی از مهمترین معضلاتی که گریبان گیر کشورمان شده مساله علم گریزی است، در جوامعی که تفکر علمی وجود ندارد افراد به "ثبات پدیده ها" اعتقاد دارند یعنی تصور می کنند کسی که از ابتدا بدبخت و یا خوشبخت به دنیا آمده تا آخر عمر لابد چنین خواهد بود و تغییری در وضعیت وی به وجود نخواهد آمد زیرا "تقدیر چنین خواسته است". اما پیشرفت جوامع دارای تفکر علمی، مرهون این امر است که آنها پدیده ها را قابل شناخت و کنترل می دانند و برای درک آن تلاش می کنند. جامعه ای که در آن تفکر علمی حضور دارد با یافته های علمی برای توسعه تکنولوژی و فراهم آوردن امکانات بهتر زندگی و رفاه اجتماعی تلاش می کند و از ابزار علم برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی گام برمی دارد.
🔷می توان گفت در دنیای کنونی علم و تخصص یک زبان بین المللی محسوب می شود، زیرا تعریف از جِرم، جاذبه یا بسیاری موارد علمی دیگر در هر کشوری با هر زبان و کیش و آیینی دارای تعریف واحدی است و از کشوری به کشور دیگر تغییر نمی پذیرد. کشورهایی که به زبان علم مسلط شده و از طریق این زبان بین المللی با سایر ملل ارتباط برقرار کرده اند، کشورهایی موفق به شمار می روند زیرا این امر پیشرفت علمی برای آنها در پی داشته است.
🔷 ما هم می توانیم مانند سایر کشورها تلفات زلزله های هفت ریشتری، اعتیاد و بسیاری از مسایل اجتماعی و مشکلات بهداشتی، درمانی و رفتارهای اجتماعی را مهار و درمان کنیم. ما اگر بخواهیم این مشکل حل شود باید در سطح کلان اجتماعی اندیشه های علمی را ارج بگذاریم و باید بپذیریم که بیش از تقدیر این اختیار ماست که دنیای ما را می سازد اما شرط تحقق این اهداف این است که به علم و تخصص ایمان داشته باشیم، دانشمندان و دستاورد های علمی به عنوان یک ارزش فرهنگی ذکر گردد.
🔷 در جوامع دارای تفکر علمی، علم و تخصص جایگاه معتبری دارد، در جامعه ای که عالمان و دانشگاهیان در مرتبه پایین یا مورد بی توجهی قرار گیرند می توان گفت این جامعه در حالت سنتی باقی مانده است. اصولا تفکر علمی داشتن اندیشه با سوال است، در جوامع علمی، افراد به ویژه دانشمندان و متخصصان حق سوال کردن دارند و به هر میزان که این حق از افراد سلب شود آن جامعه به همان میزان از علم و اندیشه علمی دور خواهد شد.
🔷 از ویژگی دیگر جوامع دارای تفکر علمی ، درست شناخته شدن منزلت اجتماعی و اقتصادی دانشگاهیان، مخترعین و مکتشفین و اعطای پاداش های مناسب به این افراد است و در جامعه ای که افراد به این موارد نرسند نشان دهنده این است در آن جامعه علم و تخصص جایگاه مناسبی ندارد متاسفانه این حقیقت است که ما در حوزه تفکر و فلسفه اجتماعی دچار جزمیت و مفردیت یعنی پرداختن به یک فکر و اندیشه شده ایم.
🔷جامعه ما از لحاظ علمی سابقه ای بیش از هزار سال دارد، اما اخیرا دچار رکورد در اندیشه شده زیرا که متفکرین دگر اندیش را از صحنه خارج کرده و افراد فاقد صلاحیت را جایگزین آنها کرده ایم که این امر جز عقب ماندگی علمی نتیجه ای برای ما در بر نداشته است. در حوزه های اجتماعی و انسانی به سبب سیطره یک تفکر غالب، ما مستمرا علاقمندیم ایده و نظرات خاص تعریف شده را بشنویم در حالی که دانشگاه باید محل وجود و ظهور اندیشه های مختلف و برخورد آنها با هم باشد تا اعتلای اندیشه و نظر به وجود آید
🔷 انتظار اندیشه در یک مورد سبب از دست دادن منزلت اجتماعی صاحبان اندیشه و عالمان می شود. یکی دیگر از عوامل علم گریزی در کشور را توجه نکردن به مسایل مادی دانشمندان و دانشگاهیان است. زیرا یک محقق به امکانات و وسایل تحقیق نیاز دارد تا از آن طریق بتواند اندیشه های خود را مورد آزمایش قرار دهد. عدم توجه به سرمایه گذاری مناسب در تهیه وسایل تحقیق و اندیشه دانشمندان سهل انگاری جبران ناپذیری است که باعث میشود جامعه به حالت معکوس دنیا عمل کند
🔷یکی دیگر از موارد علمی بودن یک جامعه مطلق گرایی و عدم نسبی اندیشی است. دید نسبی در جامعه ما از بین رفته و نگرش مطلق گرایی حاکم شده است، همه چیز در دو سر طیف سیاه یا سفید دیده میشود. به عنوان مثال هنگامی که از ریشه کنی اعتیاد صحبت می شود این نشان دهنده نداشتن تفکر علمی است زیرا مگر چنین چیزی ممکن است که این معضل ریشه کن شود تنها می توان آن را مهار و کنترل کرد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷آنچه که در روایات آمده است شب قدر دائر بین شب ۲۱ و شب ۲۳ است و اما بر اساس روایات و احادیث وارد شده احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم قویتر است.
🔷دوستان و همراهان گرامی
🔹 عزیزان! در این شب عزیز قدر، دعا برای هم فراموش نشه!
🔹دعا کنیم مخصوصاً برای گرفتاران، دردمندان، درماندگان و در راه مانگان و آنهایی که صبر کرده اند و امید به لطف و کرم الهی برای بهتر شدن دارند، مخصوصاً بیماران بستری شده در بیمارستان ها و یا در خانواده ها.
🔹بیایید دعا کنیم برای دلهای شکسته، برای عزیزانی که مشکلی افتاده تو زندگیشون، برای رحمت و وغفران تازه گذشتگان، برای صبر بازماندگان و کسانی که عزیزانشان را به تازگی از دست داده اند.
🔹بیایید دعا کنیم برای رفع بلای ویروس کرونا از این جهان هستی که زندگی بشریت را روح روان و جسم و کسب و کار انسانها را با مشکلات جدی مواجه ساخته است.
🔹خدایا از تو برای همه آرامش می خواهم ذهن خالی از دغدغه قسمت کن.
🔹الهی به داد دل بی کسان رس، به آه به سوز غم این جهان رس. تنهاییم تنها دل به امید فضل و کرمت دوخته ایم. ای خدا.
🔺با احترام و التماس دعا؛ ادمین کانال تلگرامی مدیران شایسته.
🆔@Competentmana
🔷دوستان و همراهان گرامی
🔹 عزیزان! در این شب عزیز قدر، دعا برای هم فراموش نشه!
🔹دعا کنیم مخصوصاً برای گرفتاران، دردمندان، درماندگان و در راه مانگان و آنهایی که صبر کرده اند و امید به لطف و کرم الهی برای بهتر شدن دارند، مخصوصاً بیماران بستری شده در بیمارستان ها و یا در خانواده ها.
🔹بیایید دعا کنیم برای دلهای شکسته، برای عزیزانی که مشکلی افتاده تو زندگیشون، برای رحمت و وغفران تازه گذشتگان، برای صبر بازماندگان و کسانی که عزیزانشان را به تازگی از دست داده اند.
🔹بیایید دعا کنیم برای رفع بلای ویروس کرونا از این جهان هستی که زندگی بشریت را روح روان و جسم و کسب و کار انسانها را با مشکلات جدی مواجه ساخته است.
🔹خدایا از تو برای همه آرامش می خواهم ذهن خالی از دغدغه قسمت کن.
🔹الهی به داد دل بی کسان رس، به آه به سوز غم این جهان رس. تنهاییم تنها دل به امید فضل و کرمت دوخته ایم. ای خدا.
🔺با احترام و التماس دعا؛ ادمین کانال تلگرامی مدیران شایسته.
🆔@Competentmana
✅ امام علی(ع) در یک دعایی عجیبی که مربوط به احوال آدمی است و اینکه روح آدمی میتواند چه استعلاهایی پیدا کند، دعایی دارند که واقعا تکان دهنده است. و من آن را همیشه در قنوت میخوانم:
🔰اللهم اجعل نفسی اول کریمه تنتزعها من کرائمی(خطبه۲۱۵).
✅خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من میگیری..
✅ یعنی نکند قبل از این که جانم را میگیری، انصافم، شرفم، عدالتم، انسانیتم، راستگویی و ادب و دیگر مکرمتهای اخلاقیام گرفته شده باشد و تفالهای شده باشم که تو جانم را میگیری..
✅خدایا از میان چیزهای شریف، اولین چیزی را که میگیری، جانم باشد و وقتی میمیریم شرفم، صداقتم، عدالتم، شفقت و عشقورزی به انسانها در من سر جایش باشد. تواضعم، انسان دوستیام سر جایش باشد. نه اینکه تا جانم به لبم برسد و بمیرم، عدالتم، انصافم و مروت و جوانمردی و صداقت و تواضعم را از دست داده باشم.
✅این یکی از تکاندهندهترین جملاتی است که در فرهنگ بشری گفته شده است. یعنی کریمههای وجود من زیاد است اما جان من اولین کریمهای باشد که از من میگیری..
✍️دکتر مصطفی ملکیان.
✅با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اللهم اجعل نفسی اول کریمه تنتزعها من کرائمی(خطبه۲۱۵).
✅خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من میگیری..
✅ یعنی نکند قبل از این که جانم را میگیری، انصافم، شرفم، عدالتم، انسانیتم، راستگویی و ادب و دیگر مکرمتهای اخلاقیام گرفته شده باشد و تفالهای شده باشم که تو جانم را میگیری..
✅خدایا از میان چیزهای شریف، اولین چیزی را که میگیری، جانم باشد و وقتی میمیریم شرفم، صداقتم، عدالتم، شفقت و عشقورزی به انسانها در من سر جایش باشد. تواضعم، انسان دوستیام سر جایش باشد. نه اینکه تا جانم به لبم برسد و بمیرم، عدالتم، انصافم و مروت و جوانمردی و صداقت و تواضعم را از دست داده باشم.
✅این یکی از تکاندهندهترین جملاتی است که در فرهنگ بشری گفته شده است. یعنی کریمههای وجود من زیاد است اما جان من اولین کریمهای باشد که از من میگیری..
✍️دکتر مصطفی ملکیان.
✅با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from ԼαԼαԼαɴƊ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو یک شاهکار بی بدیل چند بعدی است! لطفا با یک چشم نگاه کنید و لذت ببرید! حیف است که بقیه نبینند! حتما برای عزیزان خود ارسال کنید!
🆑 @LaLaLandTel
🆑 @LaLaLandTel
Forwarded from پویش فکری توسعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📚 توسعه نیازمند برنامهریزی و سیاستگذاری است، و برنامهریزی و سیاستگذاری نیازمند اندازهگیری، آمار و شاخص میباشد.
📈 پویش فکری توسعه در واحد رصدخانه توسعه سعی دارد با تهیه گزارش سالیانه توسعه ملی، تحولات ابعاد مختلف توسعه را پیگیری کند تا آگاهی عموم دربارة توسعه بهبود یابد، نخبگان فرصت و انگیزه تولید محتوا و چانهزنی پیدا کنند، عملکرد سیاستگذاران محاسبه پذیر شود، و در مجموع جامعه تمرین مطالبهگری کند.
🎬 کلیپ فوق مجموعهای از مهمترین یافتههای کتاب توسعه است که در روز شنبه هجدهم اردیبهشت ماه رونمایی میشود. این کتاب اولین مجلد از مجموعه گزارشات سالانه این مجموعه است که تا سال ۲۰۲۰ یعنی ۱۳۹۹ را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است و به عنوان یک گزارش مقدماتی به مرور تلفیقی جایگاه ایران در شاخصهای جهانی توسعه پرداخته است.
🔻اطلاعات بیشتر:
T.me/PooyeshFekri/848
@pooyeshfekri
📈 پویش فکری توسعه در واحد رصدخانه توسعه سعی دارد با تهیه گزارش سالیانه توسعه ملی، تحولات ابعاد مختلف توسعه را پیگیری کند تا آگاهی عموم دربارة توسعه بهبود یابد، نخبگان فرصت و انگیزه تولید محتوا و چانهزنی پیدا کنند، عملکرد سیاستگذاران محاسبه پذیر شود، و در مجموع جامعه تمرین مطالبهگری کند.
🎬 کلیپ فوق مجموعهای از مهمترین یافتههای کتاب توسعه است که در روز شنبه هجدهم اردیبهشت ماه رونمایی میشود. این کتاب اولین مجلد از مجموعه گزارشات سالانه این مجموعه است که تا سال ۲۰۲۰ یعنی ۱۳۹۹ را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است و به عنوان یک گزارش مقدماتی به مرور تلفیقی جایگاه ایران در شاخصهای جهانی توسعه پرداخته است.
🔻اطلاعات بیشتر:
T.me/PooyeshFekri/848
@pooyeshfekri
⚠️کمبود شدید نیروی کار متخصص در ایران
🔹دنیای امروز به این نیروی کار متخصص نیاز دارد و رشد اقتصادی به نیروی کار متخصص، آموزش و کیفیت صنایع وابسته است.
🔹نیروی کار متخصص به افرادی گفته میشود که علیرغم تجربه، در حرفه های مختلف دوره های آموزشی دیده و می توانند مشکلات کاری پیچیده را با توانمندی قدرت ذهنی حل و فصل کنند.
🔹ایران یکی از کشورهایی است که نیروی کار سنتی بسیار بالایی دارد و نتوانسته است با تکنولوژی روز دنیا، نیروی کاری خود را پرورش دهد.
🔹علیرغم رشد بالای کمیت دانشگاهها و جذب دانشجو در سراسر ایران و پرورش افراد تحصیل کرده، اما کیفیت پایین دانشگاهها، عدم آموزش صنایع روز جهانی و مهاجرت نیروی متخصص به خارج کشور، باعث شده به گفته سازمان توسعه انسانی ملل متحد، نیروی کار متخصص ایران نسبت به کل نیروی کار کشور فقط 18% باشد. در حالی که کشورهای توسعه یافته این رقم بیش از 70% است./مرکز مطالعات خلیج فارس
🔹دنیای امروز به این نیروی کار متخصص نیاز دارد و رشد اقتصادی به نیروی کار متخصص، آموزش و کیفیت صنایع وابسته است.
🔹نیروی کار متخصص به افرادی گفته میشود که علیرغم تجربه، در حرفه های مختلف دوره های آموزشی دیده و می توانند مشکلات کاری پیچیده را با توانمندی قدرت ذهنی حل و فصل کنند.
🔹ایران یکی از کشورهایی است که نیروی کار سنتی بسیار بالایی دارد و نتوانسته است با تکنولوژی روز دنیا، نیروی کاری خود را پرورش دهد.
🔹علیرغم رشد بالای کمیت دانشگاهها و جذب دانشجو در سراسر ایران و پرورش افراد تحصیل کرده، اما کیفیت پایین دانشگاهها، عدم آموزش صنایع روز جهانی و مهاجرت نیروی متخصص به خارج کشور، باعث شده به گفته سازمان توسعه انسانی ملل متحد، نیروی کار متخصص ایران نسبت به کل نیروی کار کشور فقط 18% باشد. در حالی که کشورهای توسعه یافته این رقم بیش از 70% است./مرکز مطالعات خلیج فارس
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
مراسم شروع شد به این آدرس:
https://www.aparat.com/iccima/live
https://www.aparat.com/iccima/live