(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰 اگر توسعه می خواهیم " باید " از معلمانمان حمایت کنیم.
🖋 رضا میرزایی
🔶 ما این روزها نیازمندیم در مقام نظریه پردازی، ومشکل یابی وطراحی و اولویت بندی به مسائل مختلف کشور بنگریم و بپردازیم! در اصل می خواهیم روی پای خودمان بایستیم و بنابراین لازم است جستجو نمائیم! گفتمان داشته باشیم! و به یک مرز مشترک برسیم !
🔰 یکی از نیازهای مبرم ما حرکت در روند توسعه یافتگی است. البته مرض این راه سیاست زدگی است که به معنای تصمیم گیری منفعت طلبانه، و نه عقلی می باشد! ، و وظیفه شناسی حکم می کند موانع سد گونه را کنار بزنیم، اگر خواهان هستیم!، اگر دلسوز هستیم! اگر گوش شنوایی وجود ندارد این ما هستیم که باید مداخله نماییم و جریان را به نفع منافع عمومی به وضعیت حداکثر برسانیم.
🔰 توسعه یافتگی را حرکت از وضع موجود به مطلوب دانسته اند که یک برخورد عقلی و منطقی می طلبد. در کشورهایی که توسعه یافته اند بخش مهمی بنام " تربیت " وجود داشته است. یعنی برای انسان ها وقت گذاشته شده است و تربیت های وسیع عقلی، و منطقی و اجتماعی صورت گرفته است(سریع القلم). اینها به حد و درجه پایداری رسیده اند و زمینه درونی توسعه را فراهم آورده اند.
🔰 عجیب است، ما این روزها در راستای توسعه، صرفا بدنبال سرمایه گذار خارجی می گردیم!؟ ، در صدد واردات تجهیزات تکنولوژی هستیم ،و... و در عین حال مولفه فرهنگی را مورد کم لطفی، کم توجهی و حتی خشونت قرار داده ایم. اینها سیاست نیست! ضد سیاست است، اگر آنرا قشری یا فردی یا حزبی نخواهیم! سال ها اصول زیر بنایی خود را معطل تقابل با این و آن کرده ایم! و هنوز هم بر آن اصرار داریم! اینجا راه توسعه مطلقا" بسته است!؟
🔰این فضای فرهنگی و فکری مناسب است که می تواند روح انسان ها ، معنویت آن ها و ذهن و استعداد آنها را شکوفا نماید، صلح جویی را در فکر و عمل انسانها جوانه زند، و ما متولی ای تاثیر گذار تر از معلم در این راه نداریم!
🔶 ما نیازمند مکانیزم هایی هستیم که باید دولت، حکومت، نخبگان، اندیشمندان و صاحب نظران به آن توجه نموده و در راه انعقاد آن هوشمندانه متمرکز باشند. این را برای خودمان یک " باید " بدانیم. جلوی آزادی معلم را هم نمی توان گرفت، اگر به "افزایش مطلوبیت " می اندیشیم. این معلم است که می تواند ذهن چالشگر دانش آموز را شکل دهدو به وی قدرت تحلیل و آینده نگری دهد، دانش آموز را از شعار خشک و خالی (که سالیان است از آن رنج می بریم) به معنا و عمل سوق دهد و در این حالت است که احتمالا" کشوری قدرتمند و فرهیخته وجود خواهد داشت.
🔶معلم اگر در مطالبات معیشتی بماند! هر چند شخصیتی متعهد دارد، ولی با اینها کشور در خطر محرومیت از توانایی های وی خواهد بود! خطری که دامنه آن نه امروز، که آینده را نیز در بر خواهد گرفت.
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🖋 رضا میرزایی
🔶 ما این روزها نیازمندیم در مقام نظریه پردازی، ومشکل یابی وطراحی و اولویت بندی به مسائل مختلف کشور بنگریم و بپردازیم! در اصل می خواهیم روی پای خودمان بایستیم و بنابراین لازم است جستجو نمائیم! گفتمان داشته باشیم! و به یک مرز مشترک برسیم !
🔰 یکی از نیازهای مبرم ما حرکت در روند توسعه یافتگی است. البته مرض این راه سیاست زدگی است که به معنای تصمیم گیری منفعت طلبانه، و نه عقلی می باشد! ، و وظیفه شناسی حکم می کند موانع سد گونه را کنار بزنیم، اگر خواهان هستیم!، اگر دلسوز هستیم! اگر گوش شنوایی وجود ندارد این ما هستیم که باید مداخله نماییم و جریان را به نفع منافع عمومی به وضعیت حداکثر برسانیم.
🔰 توسعه یافتگی را حرکت از وضع موجود به مطلوب دانسته اند که یک برخورد عقلی و منطقی می طلبد. در کشورهایی که توسعه یافته اند بخش مهمی بنام " تربیت " وجود داشته است. یعنی برای انسان ها وقت گذاشته شده است و تربیت های وسیع عقلی، و منطقی و اجتماعی صورت گرفته است(سریع القلم). اینها به حد و درجه پایداری رسیده اند و زمینه درونی توسعه را فراهم آورده اند.
🔰 عجیب است، ما این روزها در راستای توسعه، صرفا بدنبال سرمایه گذار خارجی می گردیم!؟ ، در صدد واردات تجهیزات تکنولوژی هستیم ،و... و در عین حال مولفه فرهنگی را مورد کم لطفی، کم توجهی و حتی خشونت قرار داده ایم. اینها سیاست نیست! ضد سیاست است، اگر آنرا قشری یا فردی یا حزبی نخواهیم! سال ها اصول زیر بنایی خود را معطل تقابل با این و آن کرده ایم! و هنوز هم بر آن اصرار داریم! اینجا راه توسعه مطلقا" بسته است!؟
🔰این فضای فرهنگی و فکری مناسب است که می تواند روح انسان ها ، معنویت آن ها و ذهن و استعداد آنها را شکوفا نماید، صلح جویی را در فکر و عمل انسانها جوانه زند، و ما متولی ای تاثیر گذار تر از معلم در این راه نداریم!
🔶 ما نیازمند مکانیزم هایی هستیم که باید دولت، حکومت، نخبگان، اندیشمندان و صاحب نظران به آن توجه نموده و در راه انعقاد آن هوشمندانه متمرکز باشند. این را برای خودمان یک " باید " بدانیم. جلوی آزادی معلم را هم نمی توان گرفت، اگر به "افزایش مطلوبیت " می اندیشیم. این معلم است که می تواند ذهن چالشگر دانش آموز را شکل دهدو به وی قدرت تحلیل و آینده نگری دهد، دانش آموز را از شعار خشک و خالی (که سالیان است از آن رنج می بریم) به معنا و عمل سوق دهد و در این حالت است که احتمالا" کشوری قدرتمند و فرهیخته وجود خواهد داشت.
🔶معلم اگر در مطالبات معیشتی بماند! هر چند شخصیتی متعهد دارد، ولی با اینها کشور در خطر محرومیت از توانایی های وی خواهد بود! خطری که دامنه آن نه امروز، که آینده را نیز در بر خواهد گرفت.
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
روز معلم را باید به امثال میرزاحسن رشدیه تبریزی تبریک گفت.
کسی که ۱۳۳ سال قبل با سرمایه شخصی خود اولین مدرسه به معنای کنونی را در تبریز بنا نهاد و آموزش را از حالت غیرعلمی مکتبخانهای خارج کرد٬ آموزش الفبا به شیوه جدید را برای اولینبار در ایران آغاز و اولین دبستان را پایهگذاری کرد.
معلمی که ۱۰ بار در تبریز، تهران، مشهد، قم، انزلی مدرسه ساخت و هر بار با حمله و تخریب مرتجعین و مکتبداران روبرو شد. دستش شکست، پایش گلوله خورد، مدرسهاش را منفجر کردند، اما هرگز ناامید نشد.
معلمی که وصیت کرد در راهروی مدرسه دفن شود تا هر روز بچهها از روی مزارش رد شوند و صدایشان را بشنود.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کسی که ۱۳۳ سال قبل با سرمایه شخصی خود اولین مدرسه به معنای کنونی را در تبریز بنا نهاد و آموزش را از حالت غیرعلمی مکتبخانهای خارج کرد٬ آموزش الفبا به شیوه جدید را برای اولینبار در ایران آغاز و اولین دبستان را پایهگذاری کرد.
معلمی که ۱۰ بار در تبریز، تهران، مشهد، قم، انزلی مدرسه ساخت و هر بار با حمله و تخریب مرتجعین و مکتبداران روبرو شد. دستش شکست، پایش گلوله خورد، مدرسهاش را منفجر کردند، اما هرگز ناامید نشد.
معلمی که وصیت کرد در راهروی مدرسه دفن شود تا هر روز بچهها از روی مزارش رد شوند و صدایشان را بشنود.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
✅ فرهنگ چاپلوسی
📍 چاپلوسی به معنای مدح و ثنا گویی، خوشامدگوئی همراه با چرب زبانی و فریب کاری جهت جلب توجه یا اظهار دوستی ظاهری و زبانی است.
🔷چاپلوس با ظاهری متوسل به فروتنی میکوشد تا مخاطب خویش را جذب نموده و آنچه در ضمیر خویش ندارد ، تظاهر نموده و فریب دهد.
🔷چاپلوسی با واژه های پاچه خواری , ژاژخایی , تزویر, زبان بازی, چرب زبانی, مداهنه، کرنش، مجیزگویی، مترادف بوده و در کنار، خبرچینی، جاسوسی، دورویی، نوکر صفتی و خیانت قرار می گیرد.
🔷پدیده ی چاپلوسی مسئله ای است که ریشه در تاریخ سیاسی اجتماعی کشورمان دارد و ساختارمند و همه گیر شدن آن, ماحصل دوران ارباب رعیتی است.
🔷برخی از رفتارشناسان معتقدند که چاپلوسی به حدی فراگیر شده است که میزان برخورد مردم با رفتار چاپلوسانه بیشتر از میزان برخوردشان با رفتاری شفاف و عاری از چاپلوسی , می باشد
🔷از منظر جامعه شناسی و رفتار شناسی , جامعه ایران به لحاظ تاریخی و فرهنگ عشیره ای واستبداد زدگی, مستعد چاپلوس پروری است. چاپلوسی یک رفتار اکتسابی است که فرد از جامعه و خانواده می آموزد و فرایند جامعه پذیری در این زمینه تاثیر گذارند .
🔷فرهنگ عشیره ای مانند باندبازی،بی قانونی و عدم شایسته سالاری , این معضل را دو چندان می کند . در یک جامعه با فرهنگ عشیره ای وفقدان آزادی های سیاسی , فردیت رشد نمی کند و افراد هویت خود را هضم شدن در جمع یا اشخاص بزرگ و با نفوذ می جویند.
🔷در این جامعه راه های دست یابی به امکانات و منزلت اجتماعی بسته است و قدرت در دست گروهی خاص و یا عشیره ای خاص متمرکز است تصاحب جایگاه ها و منصب های اجتماعی تناسبی با شایستگی و صالحتر بودن افراد ندارد. تملق، راهی کوتاه و بی هزینه برای کسب منزلت دروغین در اجتماع است , نه شایستگی می خواهد و نه زحمت و کوشش. طبیعتا رفتاری که پاداش داده میشود، تکرار هم می شود.
🔷ساختار بیمار وقتی در اختیارمدیران بیمار قرار میگیرد مشکل بصورت تصاعدی فزونی می یابد .چاپلوسان بزمی تدارک میکنند که هرکه دراین بزم متملق تر باشد، مقربتر خواهد بود, کافی است که زبان تملق گویی داشته باشی تا ره صدساله را یک شبه طی کنی.
🔷در حقیقت ستایش خواهان ، چاپلوسان را دوست داشته ، آنان را اطراف خود جمع می کنند ، چرا که ایشان از شنیدن تعریف و تمجید لذت می برند و از انتقاد نگران میشوند . وقتی از انسان تعریف و تمجید می شود، هورمون های شادی آفرین مانند دوپامین شروع به ترشح می کنند و حس خوبی به فردی که مورد تملق قرار می گیرد، دست می دهد. (فرد متملق هم این حس را پیدا می کند و از استرس اش کم می شود).
🔷در این فضا تعادل جامعه بهم می خورد و به سمت, حالتی ریاکارانه , غیر واقعی,دروغین و مسموم خواهد رفت .
🔷نیاز به توضیح ندارد که یکی از علل عقب ماندگی جامعه ایران نسبت به برخی جوامع در حال گذار ، وجود مدیران نا اهل , ستایش پذیر و تملق طلب و فاقد تعهد اخلاقی است
🔷نگارنده به کرات در حین انجام اموراداری به موضوع خودشیرینی کارمندان نسبت به مدیران برخورد نموده است و به دفعات مشاهده نموده است که عنصر چاپلوسی و خودشیرینی باعت مثبت شدن ارزیابی عملکرد یک چاپلوس و خود شیرین نسبت به دیگران شده است .بارها با این مساله مواجه شده ام که , اشخاصی فاقد تخصص و اطلاعات کافی ولی چاپلوسی و تملق گو در سازمان و تشکیلات اداری به دنبال حفظ یا ارتقای خود از طریق تملق وچاپلوسی هستند. آن قدر تملق می گویند تا شاید منفعت بیشتری کسب کنند.
🔷آنچه به رواج این عادت رفتاری دامن می زند علاوه بر موارد پیش گفته , شرایط جامعه خصوصاً سیستم اداری و تشکیلاتی کشور است . هیچ کس فی نفسه چاپلوس نیست بلکه این شکل روابط و مناسبات است که جامعه ای را چاپلوس تر و جامعه ای دیگر را صادق تر می سازد. کمبود واقع بینی و شایسته سالاری , حاکمیت رابطه به جای ضابطه و قانون ، برخی افراد را بسوی چاپلوسی و ستایش گرائی و یا ایجاد رابطه عاطفی مرید و مرادی با افراد قدرتمند و بانفوذ هدایت می کند.
🔷چاپلوسی به جامعه ضربه زده و آن را در خطر زوال اخلاقی قرار می دهد . خلاقیت را می خشکاند . افراد نان به نرخ روز خور را افزایش می دهد .عزت نفس را در بخشهایی از جامعه کاهش داده و افراد خودساخته و داری حمیت و غیرت را بی انگیزه میکند . صوریگرایی، ظاهرسازی و دورویی را رواج می دهد و همه اینها باعث کاهش شادی جامعه خواهد شد.
🔷با اینحال روز به روز شاهد رشد روز افزون این پدیده فرهنگی و اجتماعی در کشور هستیم . به هر شکلی به این معضل می نگرم اینگونه به نطر می رسد که توقف و کاهش این معضل صرفا با فرایندی از بالا به پایین و توسط گروههای مرجع مقدور است .جامعه ایرانی برای تحول و پیشرفت نیازمند تحکیم اخلاق است. یکی از راههای تحکیم اخلاق در جامعه ایرانی فروکش کردن عطش چاپلوسی است .🖋 محمد پورخوشسعادت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📍 چاپلوسی به معنای مدح و ثنا گویی، خوشامدگوئی همراه با چرب زبانی و فریب کاری جهت جلب توجه یا اظهار دوستی ظاهری و زبانی است.
🔷چاپلوس با ظاهری متوسل به فروتنی میکوشد تا مخاطب خویش را جذب نموده و آنچه در ضمیر خویش ندارد ، تظاهر نموده و فریب دهد.
🔷چاپلوسی با واژه های پاچه خواری , ژاژخایی , تزویر, زبان بازی, چرب زبانی, مداهنه، کرنش، مجیزگویی، مترادف بوده و در کنار، خبرچینی، جاسوسی، دورویی، نوکر صفتی و خیانت قرار می گیرد.
🔷پدیده ی چاپلوسی مسئله ای است که ریشه در تاریخ سیاسی اجتماعی کشورمان دارد و ساختارمند و همه گیر شدن آن, ماحصل دوران ارباب رعیتی است.
🔷برخی از رفتارشناسان معتقدند که چاپلوسی به حدی فراگیر شده است که میزان برخورد مردم با رفتار چاپلوسانه بیشتر از میزان برخوردشان با رفتاری شفاف و عاری از چاپلوسی , می باشد
🔷از منظر جامعه شناسی و رفتار شناسی , جامعه ایران به لحاظ تاریخی و فرهنگ عشیره ای واستبداد زدگی, مستعد چاپلوس پروری است. چاپلوسی یک رفتار اکتسابی است که فرد از جامعه و خانواده می آموزد و فرایند جامعه پذیری در این زمینه تاثیر گذارند .
🔷فرهنگ عشیره ای مانند باندبازی،بی قانونی و عدم شایسته سالاری , این معضل را دو چندان می کند . در یک جامعه با فرهنگ عشیره ای وفقدان آزادی های سیاسی , فردیت رشد نمی کند و افراد هویت خود را هضم شدن در جمع یا اشخاص بزرگ و با نفوذ می جویند.
🔷در این جامعه راه های دست یابی به امکانات و منزلت اجتماعی بسته است و قدرت در دست گروهی خاص و یا عشیره ای خاص متمرکز است تصاحب جایگاه ها و منصب های اجتماعی تناسبی با شایستگی و صالحتر بودن افراد ندارد. تملق، راهی کوتاه و بی هزینه برای کسب منزلت دروغین در اجتماع است , نه شایستگی می خواهد و نه زحمت و کوشش. طبیعتا رفتاری که پاداش داده میشود، تکرار هم می شود.
🔷ساختار بیمار وقتی در اختیارمدیران بیمار قرار میگیرد مشکل بصورت تصاعدی فزونی می یابد .چاپلوسان بزمی تدارک میکنند که هرکه دراین بزم متملق تر باشد، مقربتر خواهد بود, کافی است که زبان تملق گویی داشته باشی تا ره صدساله را یک شبه طی کنی.
🔷در حقیقت ستایش خواهان ، چاپلوسان را دوست داشته ، آنان را اطراف خود جمع می کنند ، چرا که ایشان از شنیدن تعریف و تمجید لذت می برند و از انتقاد نگران میشوند . وقتی از انسان تعریف و تمجید می شود، هورمون های شادی آفرین مانند دوپامین شروع به ترشح می کنند و حس خوبی به فردی که مورد تملق قرار می گیرد، دست می دهد. (فرد متملق هم این حس را پیدا می کند و از استرس اش کم می شود).
🔷در این فضا تعادل جامعه بهم می خورد و به سمت, حالتی ریاکارانه , غیر واقعی,دروغین و مسموم خواهد رفت .
🔷نیاز به توضیح ندارد که یکی از علل عقب ماندگی جامعه ایران نسبت به برخی جوامع در حال گذار ، وجود مدیران نا اهل , ستایش پذیر و تملق طلب و فاقد تعهد اخلاقی است
🔷نگارنده به کرات در حین انجام اموراداری به موضوع خودشیرینی کارمندان نسبت به مدیران برخورد نموده است و به دفعات مشاهده نموده است که عنصر چاپلوسی و خودشیرینی باعت مثبت شدن ارزیابی عملکرد یک چاپلوس و خود شیرین نسبت به دیگران شده است .بارها با این مساله مواجه شده ام که , اشخاصی فاقد تخصص و اطلاعات کافی ولی چاپلوسی و تملق گو در سازمان و تشکیلات اداری به دنبال حفظ یا ارتقای خود از طریق تملق وچاپلوسی هستند. آن قدر تملق می گویند تا شاید منفعت بیشتری کسب کنند.
🔷آنچه به رواج این عادت رفتاری دامن می زند علاوه بر موارد پیش گفته , شرایط جامعه خصوصاً سیستم اداری و تشکیلاتی کشور است . هیچ کس فی نفسه چاپلوس نیست بلکه این شکل روابط و مناسبات است که جامعه ای را چاپلوس تر و جامعه ای دیگر را صادق تر می سازد. کمبود واقع بینی و شایسته سالاری , حاکمیت رابطه به جای ضابطه و قانون ، برخی افراد را بسوی چاپلوسی و ستایش گرائی و یا ایجاد رابطه عاطفی مرید و مرادی با افراد قدرتمند و بانفوذ هدایت می کند.
🔷چاپلوسی به جامعه ضربه زده و آن را در خطر زوال اخلاقی قرار می دهد . خلاقیت را می خشکاند . افراد نان به نرخ روز خور را افزایش می دهد .عزت نفس را در بخشهایی از جامعه کاهش داده و افراد خودساخته و داری حمیت و غیرت را بی انگیزه میکند . صوریگرایی، ظاهرسازی و دورویی را رواج می دهد و همه اینها باعث کاهش شادی جامعه خواهد شد.
🔷با اینحال روز به روز شاهد رشد روز افزون این پدیده فرهنگی و اجتماعی در کشور هستیم . به هر شکلی به این معضل می نگرم اینگونه به نطر می رسد که توقف و کاهش این معضل صرفا با فرایندی از بالا به پایین و توسط گروههای مرجع مقدور است .جامعه ایرانی برای تحول و پیشرفت نیازمند تحکیم اخلاق است. یکی از راههای تحکیم اخلاق در جامعه ایرانی فروکش کردن عطش چاپلوسی است .🖋 محمد پورخوشسعادت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
.
📕چاپلوسی در جامعه ایرانی:
🔰یكی از بلایایی كه روابط اجتماعی شهروندان را در عرصه اجتماع مورد تهدید قرار می دهد تملق و چاپلوسی است كه متاسفانه باب میل بسیاری از افرادی قرار می گیرد كه تشنه شنیدن آن هستند. در واقع این پدیده در جوامعی كه سطح شعور اجتماعی بالایی ندارند با استقبال افراد زیادی مواجه می شود و حتی كسانی كه از آنها تملق می شود لب به اعتراض نمی گشایند و شادمان از شنیدن آنچه در خور لیاقت خود نمی بینند، بر دامنه تكبر خود می افزایند. -
🔰چاپلوسی كه ما از آن سخن می گوییم، اغلب نسبت به كسانی صورت می پذیرد كه از توان مندیِ اقتصادی، سیاسی،اجتماعی یا اداری بهره مندند.
البته این وضع محدود به تاریخ معاصر ایران نیست و گفتارهایی از تاریخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن می توان دریافت كه چاپلوسی در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصه ها باعث می شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد شایسته و متین جامعه نادیده گرفته شود. -
🔰 نمونه هایی از فرهنگ چاپلوسی:
1⃣ سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت: بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادمجان سخت مضر چیزی است، ندیم در مضرت بادمجان مبالغتی تمام كرد. سلطان گفت: ای مردك نه آن زمان مدحش می گفتی؟! ندیم گفت: قربان! من، ندیم توام نه ندیم بادمجان.
2⃣ روزی شاه (ناصرالدین شاه قاجار) و همراهانش رفتند باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت نظر شاه را جلب کرد. فورا کاغذ و قلم برداشت و شروع به کشیدن آن گل نمود. نقاشی که تمام شد، آن را به مستوفی الممالک نشان داد وگفت: چطور است؟ -قربان خیلی خوب است.
بعد اقبال الدوله: قربان حقیقتا عالی است.
و بعد اعتمادالسلطنه: قربان نظیر ندارد
و بعد یکی دیگر: این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است.
و نوبت به ضیاالدوله رسید: حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل بیشتر و فرحناک تر است!
همه حضار خندیدند.
بعد از آن که خلوت شد، شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت:
وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموس ها مملکت را اداره کنم.
3⃣ در زمان صدارت ميزا آقا خان نوري، شخصي يک كره جغرافيايي با خودش به ايران مي آورد و به حضور صدراعظم مي برد. ميرزا آقاخان مي پرسد اين چيست ؟
مردك مي گويد: اين كره جغرافيايي است و نقاط مختلف جهان را نشان می دهد؛ ميرزا آقا خان می گويد : حالا ايران كجاي اين كره است؟
و مردك چاپلوس هم میگوید؛ هر جا که حضرتعالی بفرمایند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕چاپلوسی در جامعه ایرانی:
🔰یكی از بلایایی كه روابط اجتماعی شهروندان را در عرصه اجتماع مورد تهدید قرار می دهد تملق و چاپلوسی است كه متاسفانه باب میل بسیاری از افرادی قرار می گیرد كه تشنه شنیدن آن هستند. در واقع این پدیده در جوامعی كه سطح شعور اجتماعی بالایی ندارند با استقبال افراد زیادی مواجه می شود و حتی كسانی كه از آنها تملق می شود لب به اعتراض نمی گشایند و شادمان از شنیدن آنچه در خور لیاقت خود نمی بینند، بر دامنه تكبر خود می افزایند. -
🔰چاپلوسی كه ما از آن سخن می گوییم، اغلب نسبت به كسانی صورت می پذیرد كه از توان مندیِ اقتصادی، سیاسی،اجتماعی یا اداری بهره مندند.
البته این وضع محدود به تاریخ معاصر ایران نیست و گفتارهایی از تاریخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن می توان دریافت كه چاپلوسی در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصه ها باعث می شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد شایسته و متین جامعه نادیده گرفته شود. -
🔰 نمونه هایی از فرهنگ چاپلوسی:
1⃣ سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت: بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادمجان سخت مضر چیزی است، ندیم در مضرت بادمجان مبالغتی تمام كرد. سلطان گفت: ای مردك نه آن زمان مدحش می گفتی؟! ندیم گفت: قربان! من، ندیم توام نه ندیم بادمجان.
2⃣ روزی شاه (ناصرالدین شاه قاجار) و همراهانش رفتند باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت نظر شاه را جلب کرد. فورا کاغذ و قلم برداشت و شروع به کشیدن آن گل نمود. نقاشی که تمام شد، آن را به مستوفی الممالک نشان داد وگفت: چطور است؟ -قربان خیلی خوب است.
بعد اقبال الدوله: قربان حقیقتا عالی است.
و بعد اعتمادالسلطنه: قربان نظیر ندارد
و بعد یکی دیگر: این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است.
و نوبت به ضیاالدوله رسید: حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل بیشتر و فرحناک تر است!
همه حضار خندیدند.
بعد از آن که خلوت شد، شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت:
وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموس ها مملکت را اداره کنم.
3⃣ در زمان صدارت ميزا آقا خان نوري، شخصي يک كره جغرافيايي با خودش به ايران مي آورد و به حضور صدراعظم مي برد. ميرزا آقاخان مي پرسد اين چيست ؟
مردك مي گويد: اين كره جغرافيايي است و نقاط مختلف جهان را نشان می دهد؛ ميرزا آقا خان می گويد : حالا ايران كجاي اين كره است؟
و مردك چاپلوس هم میگوید؛ هر جا که حضرتعالی بفرمایند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰با تملق گوئی انسانیت رابه بند نکشیم!
🟢تملق و چاپلوسی امروزه یک کار ساده ای نیست که از هر زبان و تریبونی ساخته باشد، بلکه نیاز به ارکانی دارد مانند؛ زبان بازی، پرروئی، خبرچینی، دورویی، نوکر صفتی، البته با چانشنیِ خوش صدایی و خوش پوشی و نهایتا؛ ارتباط با ارکان قدرت!
🟢پیامبر عزیز ما، در نکوهش چنین بلیه ای حرف آخر فرمود که :«به صورت چاپلوسان و متملقان خاک بپاشید؛ - اَحْثُّوا التُّرابَ عَلی وُجُوهِ الْمَدّاحینَ؛ ». امیر مؤمنان(ع) براین باوراست که: « ثنا و ستایش بیش از استحقاق، تملق است ؛ - الثناء بأکثر من الاستحقاق ملق ... »
🟧خطرات چاپلوسی:
🔷۱) چاپلوسی و خطر بی دینی!
پیامبر(ص)میفرماید: "اگر کسی باچاقوی تیزی به سراغ مردی برود، برای او بهتر است از اینکه در پیش روی او مدحش را بگوید." و امام علی (ع) ؛چاپلوسانِ گیرِ نان و نام را؛ "بردگان همیشگی" معرفی میکند.
🟢امام خمینی مینویسد: "تملّق، مبدأش شرک و جهل بوده و غایتش نفس است و ثمره اش خفّت و خوارى می باشد. به هرحال باید دانست که چاپلوسی از آبشخور نفاق و خود خواهی سیراب شده است" استادمطهری این رذیله تملق گوئی را به بند کشیدن انسانیت معرفی کرده و انسانی که در بندِ رسیدنِ به منافع مادی باشد، بکلی فاقد حرّیت و مردانگی خواهد شد!.
🔷۲)ایجاد خودشیفتگی:
تملق آدمی را تا جائی میرساند که همواره "توقع حمد" از دیگران دارد که نوعی "ستایش آمیخته با پرستش"است! این معنا در قرآن با این تعبیر آمده : «اینان دوست دارند تا ستایش شوند و محمود گردند». (آلعمران/۱۸۸) امام علی(ع)فرمود: "چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب میخورند》. خود شیفتگان قدرت از بس تملق میشنوند ، استبداد به رای خواهند داشت و تملقات گوش آنان را نسبت به شنیدن "نقد" سنگین میکند و رفته رفته چنان توهم زده میشوند که همه رفتار خود را عین خوبی و صلاح دانسته و برای احدی پشیزی ارزش قایل نمیشوند!
🔷۳)نفی شایستگان:
خیلی واضح است که وقتی "چاپلوسی" نهادینه شد، افرادفاقدِشایستگی برای رسیدن به قدرت و ریاست از اهرم تملق گویی وارد میشوند! و از افراد مورد تملق در جامعه چهره ای مشمئز کننده، ساخته و پرداخته میشود.
🔸این چالش های زیاده گوئی متملقانه، وقتی بیش از پیش میشود که احیانا از زبان بزرگان علم و ادب و هنر، به تعریف و تمجید بی حساب از شخص و یا صاحب مقامی، درجامعه مطرح شود. غیرقابل انکار است وقتی آدمی از زبان بزرگانی که انتطار ندارد تعریف و تمجیدهایی را میشنود که اگر هم دوگانگی و نفاق نباشد؛ یعنی باور آن شخص باشد - مثل اینکه بگوید فلانی فاقد کوچکترین اشتباه است - شنونده را مشمئز میکند و نسبت به نقاط مثبت واقعی آن شخص هم دچار شک و تردید میکند!
🔸درست همین نقطه، روزنه پمپاژ چاپلوسی در جامعه است.
امروز به آن روش چاپلوسی، مدل جدیدی هم، اضافه شده و با نام ائمه (ع) و مراسم عزاداری و یا جشن های مذهبی، آن زشتی بوسیله برخی گویندگان و مداحان تکرار میشود!
🔸عجیب آنجاست که برای همه این زشت گویی و زشت رفتاری در جهت تقویت خود و یا عقب نیافتادن از دیگران سر "سفره انقلاب"!؛ از توجیه لایتچسبکی بنام "حفظ دین و یا مصلحت اسلام" و اقتضاء وظیفه شرعی استفاده میکنند!
📕سوال جدی این است؛ اگر راه تملق، مشروع و معقول بود، حتما رسول خاتم (ص) از آن در طول ۲۳ سال بهره میبرد، خصوصا آن روزی که شعرگوئی در اوج روزگار خودش بود. پس اگر ایشان با این پلشتی به مبارزه برخاست، نشان از این حقیقت است که هیچ یک از کسانی که در قلمرو دین و حاکمیت دینی حضور و بروز دارند، حق بهره جوئی از چنین روشهایی را ندارند.
🔸برای این قلم، جای شگفتی است که اون همه حساسیتی که مذهبی ها و خصوصا روحانیین به فسادهای اخلاقی و اجتماعی مانند بی حجابی دارند، که البته هم باید داشته باشند ولی از فساد و آسیب بزرگ "چاپلوسی" به آرامی گذر میکنند.✍🏻هادی سروش
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢تملق و چاپلوسی امروزه یک کار ساده ای نیست که از هر زبان و تریبونی ساخته باشد، بلکه نیاز به ارکانی دارد مانند؛ زبان بازی، پرروئی، خبرچینی، دورویی، نوکر صفتی، البته با چانشنیِ خوش صدایی و خوش پوشی و نهایتا؛ ارتباط با ارکان قدرت!
🟢پیامبر عزیز ما، در نکوهش چنین بلیه ای حرف آخر فرمود که :«به صورت چاپلوسان و متملقان خاک بپاشید؛ - اَحْثُّوا التُّرابَ عَلی وُجُوهِ الْمَدّاحینَ؛ ». امیر مؤمنان(ع) براین باوراست که: « ثنا و ستایش بیش از استحقاق، تملق است ؛ - الثناء بأکثر من الاستحقاق ملق ... »
🟧خطرات چاپلوسی:
🔷۱) چاپلوسی و خطر بی دینی!
پیامبر(ص)میفرماید: "اگر کسی باچاقوی تیزی به سراغ مردی برود، برای او بهتر است از اینکه در پیش روی او مدحش را بگوید." و امام علی (ع) ؛چاپلوسانِ گیرِ نان و نام را؛ "بردگان همیشگی" معرفی میکند.
🟢امام خمینی مینویسد: "تملّق، مبدأش شرک و جهل بوده و غایتش نفس است و ثمره اش خفّت و خوارى می باشد. به هرحال باید دانست که چاپلوسی از آبشخور نفاق و خود خواهی سیراب شده است" استادمطهری این رذیله تملق گوئی را به بند کشیدن انسانیت معرفی کرده و انسانی که در بندِ رسیدنِ به منافع مادی باشد، بکلی فاقد حرّیت و مردانگی خواهد شد!.
🔷۲)ایجاد خودشیفتگی:
تملق آدمی را تا جائی میرساند که همواره "توقع حمد" از دیگران دارد که نوعی "ستایش آمیخته با پرستش"است! این معنا در قرآن با این تعبیر آمده : «اینان دوست دارند تا ستایش شوند و محمود گردند». (آلعمران/۱۸۸) امام علی(ع)فرمود: "چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب میخورند》. خود شیفتگان قدرت از بس تملق میشنوند ، استبداد به رای خواهند داشت و تملقات گوش آنان را نسبت به شنیدن "نقد" سنگین میکند و رفته رفته چنان توهم زده میشوند که همه رفتار خود را عین خوبی و صلاح دانسته و برای احدی پشیزی ارزش قایل نمیشوند!
🔷۳)نفی شایستگان:
خیلی واضح است که وقتی "چاپلوسی" نهادینه شد، افرادفاقدِشایستگی برای رسیدن به قدرت و ریاست از اهرم تملق گویی وارد میشوند! و از افراد مورد تملق در جامعه چهره ای مشمئز کننده، ساخته و پرداخته میشود.
🔸این چالش های زیاده گوئی متملقانه، وقتی بیش از پیش میشود که احیانا از زبان بزرگان علم و ادب و هنر، به تعریف و تمجید بی حساب از شخص و یا صاحب مقامی، درجامعه مطرح شود. غیرقابل انکار است وقتی آدمی از زبان بزرگانی که انتطار ندارد تعریف و تمجیدهایی را میشنود که اگر هم دوگانگی و نفاق نباشد؛ یعنی باور آن شخص باشد - مثل اینکه بگوید فلانی فاقد کوچکترین اشتباه است - شنونده را مشمئز میکند و نسبت به نقاط مثبت واقعی آن شخص هم دچار شک و تردید میکند!
🔸درست همین نقطه، روزنه پمپاژ چاپلوسی در جامعه است.
امروز به آن روش چاپلوسی، مدل جدیدی هم، اضافه شده و با نام ائمه (ع) و مراسم عزاداری و یا جشن های مذهبی، آن زشتی بوسیله برخی گویندگان و مداحان تکرار میشود!
🔸عجیب آنجاست که برای همه این زشت گویی و زشت رفتاری در جهت تقویت خود و یا عقب نیافتادن از دیگران سر "سفره انقلاب"!؛ از توجیه لایتچسبکی بنام "حفظ دین و یا مصلحت اسلام" و اقتضاء وظیفه شرعی استفاده میکنند!
📕سوال جدی این است؛ اگر راه تملق، مشروع و معقول بود، حتما رسول خاتم (ص) از آن در طول ۲۳ سال بهره میبرد، خصوصا آن روزی که شعرگوئی در اوج روزگار خودش بود. پس اگر ایشان با این پلشتی به مبارزه برخاست، نشان از این حقیقت است که هیچ یک از کسانی که در قلمرو دین و حاکمیت دینی حضور و بروز دارند، حق بهره جوئی از چنین روشهایی را ندارند.
🔸برای این قلم، جای شگفتی است که اون همه حساسیتی که مذهبی ها و خصوصا روحانیین به فسادهای اخلاقی و اجتماعی مانند بی حجابی دارند، که البته هم باید داشته باشند ولی از فساد و آسیب بزرگ "چاپلوسی" به آرامی گذر میکنند.✍🏻هادی سروش
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این شب زیبا از
ماه مبارک رمضان
از خدایی که از همیشہ
نزدیکتر است برایتان
عاشقانه ترین
لحظات را میطلبم
زیباترین لبخندها
را روی لبهایتان و
آرام ترین لحظات را
برای هر روز و هر شبتان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ماه مبارک رمضان
از خدایی که از همیشہ
نزدیکتر است برایتان
عاشقانه ترین
لحظات را میطلبم
زیباترین لبخندها
را روی لبهایتان و
آرام ترین لحظات را
برای هر روز و هر شبتان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ضرورت دوری از نفرت و خشونت:
🔷مدتها است که موضوع ترویج و اشاعه ادبیات نفرت به یکی از دغدغهها و مشکلات اجتماعی ایران تبدیل شده است که اغلب به عرصه سیاست هم کشیده میشود و آسیب های دامنهداری را در پی دارد. تریبونهایی اعم از صدا و سیما ملی، روزنامههای پرتیراژ و یا محلی و فضای مجازی و اینترنت از جمله بسترهای مهم این پدیدهاند. در یک دهه اخیر چندین مورد از حوادث مشابه در سطح گسترده موضوع رسانهها و شبکههای اجتماعی و به طور کلی نارضایتی عمومی شده است.
🔷توهین به اقوام، اشخاص، و یا سلایق مختلف فکری و سیاسی، و سایر اتفاقات چند سال گذشته این سوال را فرایاد آورده است که آیا هیچ ضمانت اجرای قانونی در ایران برای مقابله با«ادبیات نفرت» وجود ندارد و آیا کشور یکسره در برابر نفرتپراکنی تسلیم شده است؟
🔷ادبیات نفرت و خشونت یکی از آفتهای جدید اجتماعی است و متاسفانه در حال گسترش است که نگرانی های زیادی در این خصوص وجود دارد. توسعه این وضعیت پیامدهای بسیاری در حوزههای امنیت ملی، تمامیت ارضی و همبستگی کشور خواهد داشت. نظام سیاسی باید تلاشکند تا جای ممکن چنین ادبیاتی را محدود و از حوزههای کلان و رسمی به حاشیه رانده و زمینههای بروز آن را در حوزه عمومی مسدود سازد
🔷گفتار نفرت انگیز یا ادبیات نفرت به هر نوع رفتار، گفتار یا نوشتاری اطلاق میشود که با ایجاد و تعمیق دشمنی سعیدارد بخشی از جامعه را علیه بخشی دیگر تحریککرده و به رفتار خشونتآمیز تشویق نماید. این رفتارها بر اساس قوانین کیفری در برخی کشورها به دلیل آنکه بخشی از «آزادی بیان» به شمار نرفته و حیثیت انسانی را مخدوش می کنند، جرم تلقی میشود. بنابراین، بروز ادبیات نفرت در جوامع مختلف نظامهای حقوقی را وا داشته است تا برای مبارزه با «تحریک» و حرکت های تحریک آمیز از نوع صنفی، قومی، سیاسی، نژادی و... به تصویب قوانینی بپردازند که جامعه را در مقابل رشد و توسعه این گفتار بیمه کند.
🔷 متاسفانه در چند سال گذشته ادبیات نفرت به شکل بارزی در جامعه ایران رواج یافته است. که نمونههای متعددی آن را میتوان در قالب یک کلام نسنجیده، کلیپ های ویدیوئی، سخنرانی، مقاله، کتاب و... بر آن برشمرد. امروزه با توجه به ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی نیز که امکان صحبت و اظهار نظر را به صورت فراگیر تر برای «همگان» فراهم کرده است، در دامن زدن به این ادبیات نفرت و خشونت نقش متمایزی داشته است.
🔷 افرادی و محافل زیادی وجود دارد که علاقه دارند با استفاده از فضای آزاد به تبلیغ و ترویج گفتمانی یاری برسانند که مروج نفرت و خشونت است. فراموش نکنیم بنیادگرایی تکفیری که امروزه شاهد آن فجایع آن هستیم محصول همین ادبیات نفرت پراکنی است که در گذشته به شکل بنیادگرایی تبلیغی در همین کشورها آزادانه آموزش داده میشد. بررسی ریشههای جامعه شناختی و روانشناختی بروز ادبیات نفرت که باعث چند تیرگی و دشمنی و نفاق و التهاب در جامعه می شود خارج از دستور این نوشته کوتاه است اما آنچه لازم به یادآوری است «خلاء قانونی جدی» در این خصوص است. رسانههای رسمی و غیررسمی در کشور به صورت متناوب، دانسته و ندانسته با انحای مختلف به این ادبیات دامن زده و به بازتولید آن میپردازند. این نفرتپراکنی شامل حال همه شهروندان ایران به ویژه مبانی دینی، سیاسی، هویتی و تاریخی شده و در نتیجه رشتههای پیوند ملی را سست می سازد. و مردم یک سرزمین را در مقابل هم قرار میدهد. که حاصلی جز دشمنی و عقب ماندگی برای ملت ندارد.
🔷 در اغلب کشورهای پیشرفته میثاق حقوق مدنی و سیاسی صراحتا ادبیات نفرت را ممنوع کرده است: «هرگونه تبلیغ برای جنگ، خشونت یا هرنوع دفاع از تنفرقومی یا نژادی یا مذهبی که محرک خشونت غیرقانونی علیه شخص یا گروهی از اشخاص به هر بهانه اعم از نژاد، رنگ، مذهب، زبان یا منشأ ملی باشد جرم تلقیشده و مطابق قانون قابل مجازات است»
🔷قوانین کانادا، فرانسه، ترکیه، چین و ایالات متحده (در صورتی که به خشونت فوری منجر شود) استفاده از ادبیات نفرت را ممنوع و جرم اعلام کرده و ضمانت اجراهایی مانند زندان یا جریمه نقدی یا هر دو را برای آن مشخص کرده است
🔷 با این وجود تنها قانونی که در ایران به اجتناب از نفرت پرداخته است، ماده ششم قانون مطبوعات است تنها نفرت پراکنی قومی، مذهبی و نژادی را در ایران ممنوع کرده است، که اون هم تا کنون مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. بند4 از ماده شش این قانون « ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه، به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی» در مطبوعات کشور را ممنوع اعلامکرده است. ولی این ممنوعیت ناظر به شخصیت حقوقی نشریه است که در صورت اثبات ممکن است باعث لغو مجوز گردد و هیچ گونه مسئولیتی برای گوینده دربر ندارد. قانون مجازات اسلامی نیز در خصوص انتشار و اظهارات تحریکآمیزی از این دست بر علیه شهروندان ساکت است.
🆔@Competentmanagers
🔷مدتها است که موضوع ترویج و اشاعه ادبیات نفرت به یکی از دغدغهها و مشکلات اجتماعی ایران تبدیل شده است که اغلب به عرصه سیاست هم کشیده میشود و آسیب های دامنهداری را در پی دارد. تریبونهایی اعم از صدا و سیما ملی، روزنامههای پرتیراژ و یا محلی و فضای مجازی و اینترنت از جمله بسترهای مهم این پدیدهاند. در یک دهه اخیر چندین مورد از حوادث مشابه در سطح گسترده موضوع رسانهها و شبکههای اجتماعی و به طور کلی نارضایتی عمومی شده است.
🔷توهین به اقوام، اشخاص، و یا سلایق مختلف فکری و سیاسی، و سایر اتفاقات چند سال گذشته این سوال را فرایاد آورده است که آیا هیچ ضمانت اجرای قانونی در ایران برای مقابله با«ادبیات نفرت» وجود ندارد و آیا کشور یکسره در برابر نفرتپراکنی تسلیم شده است؟
🔷ادبیات نفرت و خشونت یکی از آفتهای جدید اجتماعی است و متاسفانه در حال گسترش است که نگرانی های زیادی در این خصوص وجود دارد. توسعه این وضعیت پیامدهای بسیاری در حوزههای امنیت ملی، تمامیت ارضی و همبستگی کشور خواهد داشت. نظام سیاسی باید تلاشکند تا جای ممکن چنین ادبیاتی را محدود و از حوزههای کلان و رسمی به حاشیه رانده و زمینههای بروز آن را در حوزه عمومی مسدود سازد
🔷گفتار نفرت انگیز یا ادبیات نفرت به هر نوع رفتار، گفتار یا نوشتاری اطلاق میشود که با ایجاد و تعمیق دشمنی سعیدارد بخشی از جامعه را علیه بخشی دیگر تحریککرده و به رفتار خشونتآمیز تشویق نماید. این رفتارها بر اساس قوانین کیفری در برخی کشورها به دلیل آنکه بخشی از «آزادی بیان» به شمار نرفته و حیثیت انسانی را مخدوش می کنند، جرم تلقی میشود. بنابراین، بروز ادبیات نفرت در جوامع مختلف نظامهای حقوقی را وا داشته است تا برای مبارزه با «تحریک» و حرکت های تحریک آمیز از نوع صنفی، قومی، سیاسی، نژادی و... به تصویب قوانینی بپردازند که جامعه را در مقابل رشد و توسعه این گفتار بیمه کند.
🔷 متاسفانه در چند سال گذشته ادبیات نفرت به شکل بارزی در جامعه ایران رواج یافته است. که نمونههای متعددی آن را میتوان در قالب یک کلام نسنجیده، کلیپ های ویدیوئی، سخنرانی، مقاله، کتاب و... بر آن برشمرد. امروزه با توجه به ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی نیز که امکان صحبت و اظهار نظر را به صورت فراگیر تر برای «همگان» فراهم کرده است، در دامن زدن به این ادبیات نفرت و خشونت نقش متمایزی داشته است.
🔷 افرادی و محافل زیادی وجود دارد که علاقه دارند با استفاده از فضای آزاد به تبلیغ و ترویج گفتمانی یاری برسانند که مروج نفرت و خشونت است. فراموش نکنیم بنیادگرایی تکفیری که امروزه شاهد آن فجایع آن هستیم محصول همین ادبیات نفرت پراکنی است که در گذشته به شکل بنیادگرایی تبلیغی در همین کشورها آزادانه آموزش داده میشد. بررسی ریشههای جامعه شناختی و روانشناختی بروز ادبیات نفرت که باعث چند تیرگی و دشمنی و نفاق و التهاب در جامعه می شود خارج از دستور این نوشته کوتاه است اما آنچه لازم به یادآوری است «خلاء قانونی جدی» در این خصوص است. رسانههای رسمی و غیررسمی در کشور به صورت متناوب، دانسته و ندانسته با انحای مختلف به این ادبیات دامن زده و به بازتولید آن میپردازند. این نفرتپراکنی شامل حال همه شهروندان ایران به ویژه مبانی دینی، سیاسی، هویتی و تاریخی شده و در نتیجه رشتههای پیوند ملی را سست می سازد. و مردم یک سرزمین را در مقابل هم قرار میدهد. که حاصلی جز دشمنی و عقب ماندگی برای ملت ندارد.
🔷 در اغلب کشورهای پیشرفته میثاق حقوق مدنی و سیاسی صراحتا ادبیات نفرت را ممنوع کرده است: «هرگونه تبلیغ برای جنگ، خشونت یا هرنوع دفاع از تنفرقومی یا نژادی یا مذهبی که محرک خشونت غیرقانونی علیه شخص یا گروهی از اشخاص به هر بهانه اعم از نژاد، رنگ، مذهب، زبان یا منشأ ملی باشد جرم تلقیشده و مطابق قانون قابل مجازات است»
🔷قوانین کانادا، فرانسه، ترکیه، چین و ایالات متحده (در صورتی که به خشونت فوری منجر شود) استفاده از ادبیات نفرت را ممنوع و جرم اعلام کرده و ضمانت اجراهایی مانند زندان یا جریمه نقدی یا هر دو را برای آن مشخص کرده است
🔷 با این وجود تنها قانونی که در ایران به اجتناب از نفرت پرداخته است، ماده ششم قانون مطبوعات است تنها نفرت پراکنی قومی، مذهبی و نژادی را در ایران ممنوع کرده است، که اون هم تا کنون مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. بند4 از ماده شش این قانون « ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه، به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی» در مطبوعات کشور را ممنوع اعلامکرده است. ولی این ممنوعیت ناظر به شخصیت حقوقی نشریه است که در صورت اثبات ممکن است باعث لغو مجوز گردد و هیچ گونه مسئولیتی برای گوینده دربر ندارد. قانون مجازات اسلامی نیز در خصوص انتشار و اظهارات تحریکآمیزی از این دست بر علیه شهروندان ساکت است.
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان و همراهان گرامی در این شبهای دعا و نیایش قدر ، از همه شما مهربانان التماس دعا دارم .دعا کنید برای رفع گرفتاریهای همه دردمندان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰امام علی (ع) : هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود . .
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم..
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم..
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم..
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 در این شبهای دعا و نیایش از یکا یک دوستان ارجمند و همراهان گرامی التماس دعا دارم..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰شهادت مولای متقیان، اولین شهید محراب عشق حقیقی، حضرت امام علی(ع) را خدمت همه شما عزیزان و خوبان ارجمند تسلیت عرض میکنم....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم/بخش اول
✍ دکتر محمود سریع القلم
🔷 آیا چاپلوسی در ذاتِ بشر است؟ بررسی جوامعی مانند کرۀ جنوبی، دانمارک، سنگاپور و سوئیس شکی به جای نمیگذارد که انسان ها صرف نظر از جغرافیا چاپلوسی را می آموزند. این صفت آموختنی است. چاپلوسی در کنار خصیصه هایی همچون دروغ، حیله گری، اغراق، ترس و عصبانیت که از ویژگی های منفی انسانها بشمار می روند در ساختارهایی که زندگی میکنند، آموخته میشوند، مردم به تدریج به آنها آن عادت میکنند، و در ناخود آگاهشان به طور خودکار وارد مینمایند و سپس به نسلهای بعدی منتقل میکنند. از این رو، اگر بخواهیم ساختار چاپلوسی را واکاوی کنیم ضرورتاً باید محیطی را مطالعه کنیم که انسانها در آن پرورش یافته و این عادت را درونی میکنند.
🔷تعریفِ استاندارد چاپلوس، بزرگ نشان دادن، خاص معرفی کردن و موفق جلوه دادن یک مقام و مسئول دولتی یا معروف برای کسبِ امتیاز است. هرچند امتیاز میتواند شامل موارد مختلفی باشد ولی انتهای چاپلوسی، دسترسی به پول و امکانات مادی است. اگر هدفِ اولیه چاپلوسی را به قدرت رسیدن وسِمَت پیدا کردن تلقی کنیم، خودِ سِمت و مقام نیز در نهایت به پول، امکانات و تسهیلات منتهی میشوند.
🔷به نظر میرسد چاپلوسی را میتوان در دو علتِ زیر واکاوی کرد:
🔰الف: ساختار اقتصادی یک کشور:
تقریباً عموم کشورهای جهانِ سوم دارای اقتصاد دولتی هستند. به این معنا که فرصتهای ثروتمند شدن، سرمایهگذاری، دسترسی به امکانات و تضمین معاش در زندگی با نوعی ارتباط با دستگاه دولتی آمیخته است. اگر شهروندی در نروژ، آلمان، ژاپن و کره جنوبی، که کشورهای توسعه یافته قلمداد میشوند، بخواهد ثروتمند شده یا از امکانات مالی و تضمین معاش بهرهمند شود، ضروری است که خود به تاسیس و مدیریت یک بنگاه اقتصادی مبادرت ورزد. دولت و حاکمیت در این کشورها، صرفا قانونگذار و مجری قانون و ناظر بر مقررات هستند و ثروت توزیع نمیکنند. اما در نیجریه، اردن یا بولیوی، ثروت و امکاناتِ کشور در اختیار دستگاه دولتی است. اقتصادِ دولتی و گسترۀ وسیع امکانات دولتی در ذات خود، چاپلوسی را پرورش میدهند.
🔷اتفاقاً دولتهای جهان سوم به خوبی متوجه شده اند که آبراهام مازلو سخن دقیقی میگوید که اولین و فوریترین نیاز انسانها به پول، اشتغال، مسکن و غذا است. اگر دولتی این نیازهای اولیه را به دست گیرد و کنترل و شدت و ضعف تامین این نیازها در اختیار دستگاههای دولتی باشد به راحتی میتواند جامعه را تحت قیمومیت خود در آورد. این ساختار اقتصادی به عنوان مثال در کوبا، تفاوتهای کهکشانی با ژاپن دارد که هزاران کارآفرین فکر میکنند، نوآوری میکنند و در بنگاههای خود، دهها هزار نفر را به موجب مهارت و تخصص استخدام میکنند به طوری که 92 درصد مردم ژاپن برای بخش خصوصی کار میکنند. این در حالی است که معاش و زندگی اقتصادی 77 درصد مردم کوبا در بخش دولتی است. کرۀ جنوبی هم اکنون یکی از رقابتیترین، حرفه ایترین و تخصصیترین کشورها در جهان محسوب میشود. بی دلیل نیست که 90 درصد مردم آن برای بخش خصوصی کار میکنند. در آلمان و آمریکا نیز حدود 87 درصد مردم در استخدامِ بخش خصوصی هستند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که در سوئیس، آلمان یا کرۀ جنوبی، چاپلوسی تعطیل است بلکه در فرهنگ و رفتارِ مسلط نیست (Mainstream) و درصدِ قابل توجهی از مردم میآموزند و در ناخودآگاه آنها ثبت میشود که معیشت و امکانات در زندگی، نتیجۀ کار، زحمت و رقابتِ فکری است.
🔷سرنوشتِ ملتها با فرهنگ، خُلقیات و اندیشههای اکثریت آنها شکل میگیرد. در همه کشورها، متقلب، حیلهگر، فاسد، چاپلوس، دروغگو، قانون شکن، ناجوانمرد و بی پِرنسیپ وجود دارد اما سوال این است که آیا این گروه 80 درصد جامعه است یا 10 درصد جامعه؟ طبعاً با 80 درصد حیلهگر نمیتوان جامعه ای سالم بنا کرد.
🔰ب: فرصتهای شهرت و کسب اعتبار.
اگر فرصت شهرت و اعتباریابی در هنر، علم، نویسندگی، ادبیات و هر نوع فعالیتِ اجتماعی و مدنی با نظارت، امکانیابی و منابع مالی انحصاری نهادهای دولتی آمیخته شده باشد خود به خود در ذات خود درجهای از تمجیدهای بیپایه، استفاده از واژگان اغراق آمیز و چاپلوسی را به همراه خواهد داشت.
🔷موقعیتِ ملی و جهانیِ فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس، ارتباطی به دولت آلمان ندارد. موقعیت بازیگر سینما آنتونی هاپکینز، ارتباطی به دولت انگلستان یا آمریکا ندارد. موقعیت رمان نویس ژاپنیها روکی موراکامی، ارتباطی به دولت ژاپن ندارد. توماس فریدمن اعتبار روزنامه نگاری خود را از دولت آمریکا اخذ نکرده است. دولت انگلستان در شوکتِ تاریخی آلفرد هیچکاک نقشی ایفا نکرد.،،، / ادامه دارد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ دکتر محمود سریع القلم
🔷 آیا چاپلوسی در ذاتِ بشر است؟ بررسی جوامعی مانند کرۀ جنوبی، دانمارک، سنگاپور و سوئیس شکی به جای نمیگذارد که انسان ها صرف نظر از جغرافیا چاپلوسی را می آموزند. این صفت آموختنی است. چاپلوسی در کنار خصیصه هایی همچون دروغ، حیله گری، اغراق، ترس و عصبانیت که از ویژگی های منفی انسانها بشمار می روند در ساختارهایی که زندگی میکنند، آموخته میشوند، مردم به تدریج به آنها آن عادت میکنند، و در ناخود آگاهشان به طور خودکار وارد مینمایند و سپس به نسلهای بعدی منتقل میکنند. از این رو، اگر بخواهیم ساختار چاپلوسی را واکاوی کنیم ضرورتاً باید محیطی را مطالعه کنیم که انسانها در آن پرورش یافته و این عادت را درونی میکنند.
🔷تعریفِ استاندارد چاپلوس، بزرگ نشان دادن، خاص معرفی کردن و موفق جلوه دادن یک مقام و مسئول دولتی یا معروف برای کسبِ امتیاز است. هرچند امتیاز میتواند شامل موارد مختلفی باشد ولی انتهای چاپلوسی، دسترسی به پول و امکانات مادی است. اگر هدفِ اولیه چاپلوسی را به قدرت رسیدن وسِمَت پیدا کردن تلقی کنیم، خودِ سِمت و مقام نیز در نهایت به پول، امکانات و تسهیلات منتهی میشوند.
🔷به نظر میرسد چاپلوسی را میتوان در دو علتِ زیر واکاوی کرد:
🔰الف: ساختار اقتصادی یک کشور:
تقریباً عموم کشورهای جهانِ سوم دارای اقتصاد دولتی هستند. به این معنا که فرصتهای ثروتمند شدن، سرمایهگذاری، دسترسی به امکانات و تضمین معاش در زندگی با نوعی ارتباط با دستگاه دولتی آمیخته است. اگر شهروندی در نروژ، آلمان، ژاپن و کره جنوبی، که کشورهای توسعه یافته قلمداد میشوند، بخواهد ثروتمند شده یا از امکانات مالی و تضمین معاش بهرهمند شود، ضروری است که خود به تاسیس و مدیریت یک بنگاه اقتصادی مبادرت ورزد. دولت و حاکمیت در این کشورها، صرفا قانونگذار و مجری قانون و ناظر بر مقررات هستند و ثروت توزیع نمیکنند. اما در نیجریه، اردن یا بولیوی، ثروت و امکاناتِ کشور در اختیار دستگاه دولتی است. اقتصادِ دولتی و گسترۀ وسیع امکانات دولتی در ذات خود، چاپلوسی را پرورش میدهند.
🔷اتفاقاً دولتهای جهان سوم به خوبی متوجه شده اند که آبراهام مازلو سخن دقیقی میگوید که اولین و فوریترین نیاز انسانها به پول، اشتغال، مسکن و غذا است. اگر دولتی این نیازهای اولیه را به دست گیرد و کنترل و شدت و ضعف تامین این نیازها در اختیار دستگاههای دولتی باشد به راحتی میتواند جامعه را تحت قیمومیت خود در آورد. این ساختار اقتصادی به عنوان مثال در کوبا، تفاوتهای کهکشانی با ژاپن دارد که هزاران کارآفرین فکر میکنند، نوآوری میکنند و در بنگاههای خود، دهها هزار نفر را به موجب مهارت و تخصص استخدام میکنند به طوری که 92 درصد مردم ژاپن برای بخش خصوصی کار میکنند. این در حالی است که معاش و زندگی اقتصادی 77 درصد مردم کوبا در بخش دولتی است. کرۀ جنوبی هم اکنون یکی از رقابتیترین، حرفه ایترین و تخصصیترین کشورها در جهان محسوب میشود. بی دلیل نیست که 90 درصد مردم آن برای بخش خصوصی کار میکنند. در آلمان و آمریکا نیز حدود 87 درصد مردم در استخدامِ بخش خصوصی هستند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که در سوئیس، آلمان یا کرۀ جنوبی، چاپلوسی تعطیل است بلکه در فرهنگ و رفتارِ مسلط نیست (Mainstream) و درصدِ قابل توجهی از مردم میآموزند و در ناخودآگاه آنها ثبت میشود که معیشت و امکانات در زندگی، نتیجۀ کار، زحمت و رقابتِ فکری است.
🔷سرنوشتِ ملتها با فرهنگ، خُلقیات و اندیشههای اکثریت آنها شکل میگیرد. در همه کشورها، متقلب، حیلهگر، فاسد، چاپلوس، دروغگو، قانون شکن، ناجوانمرد و بی پِرنسیپ وجود دارد اما سوال این است که آیا این گروه 80 درصد جامعه است یا 10 درصد جامعه؟ طبعاً با 80 درصد حیلهگر نمیتوان جامعه ای سالم بنا کرد.
🔰ب: فرصتهای شهرت و کسب اعتبار.
اگر فرصت شهرت و اعتباریابی در هنر، علم، نویسندگی، ادبیات و هر نوع فعالیتِ اجتماعی و مدنی با نظارت، امکانیابی و منابع مالی انحصاری نهادهای دولتی آمیخته شده باشد خود به خود در ذات خود درجهای از تمجیدهای بیپایه، استفاده از واژگان اغراق آمیز و چاپلوسی را به همراه خواهد داشت.
🔷موقعیتِ ملی و جهانیِ فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس، ارتباطی به دولت آلمان ندارد. موقعیت بازیگر سینما آنتونی هاپکینز، ارتباطی به دولت انگلستان یا آمریکا ندارد. موقعیت رمان نویس ژاپنیها روکی موراکامی، ارتباطی به دولت ژاپن ندارد. توماس فریدمن اعتبار روزنامه نگاری خود را از دولت آمریکا اخذ نکرده است. دولت انگلستان در شوکتِ تاریخی آلفرد هیچکاک نقشی ایفا نکرد.،،، / ادامه دارد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم/بخش دوم
🔷اگر چاپلوسیدر ناخودآگاه جامعۀ هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیها و حرفهایهای دیگر رسوب کرده باشد که راهِ دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیههای اغراق آمیز، موفق خطاب کردن مدیران ناکارآمدِ دولتی، نادیده گرفتن فکت ها، تحریفِ آمار، طرح ارادتهای غیر واقعی و تایید بیپایۀ مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل میشود. افراد میآموزند که پلههای ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، میتوان راحت و بی هزینه طی نمود.
🔷در کشورهای جهان سوم که نهادِ دولت بر هر نوع ارتقایی تسلط و نظارت دارد، این فرهنگ به تدریج عمومی شده و شهروندان با محافظه کاری و لطیفه گویی از آن عبور میکنند. در دستگاهها و وزارتخانههایی که منابع مالی قابل توجه و ارزهای خارجی در اختیار دارند، صنعتِ چاپلوسی پیشرفتهتر شده و غلظتِ فریب و میزانِ تمجید پیچیده تر میشوند. متملق مثلاً مدیر را در خواب میبیند یا موفقیتهایی را به او نسبت میدهد که اصلاً وجود خارجی ندارند. بعد از مدتی، متملق و دریافت کنندۀ تملق هر دو در توهم زندگی میکنند. این در حالی است که خانم مِرکل با مدیریتی آرام و محاسبه شدهای در شرایط بحرانی اعم از سیاسی و اقتصادی اروپا، در معرض چنین تملقاتی قرار نگرفته است. مردم آلمان بر اساس وظایف قانونی، خانم مرکل را ارزیابی میکنند و معمولاً در جامعه ای مانند آلمان، متملق طرد میشود.
🟧چند نکته:
🔷 چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصتها متمرکز و نزد دولت باشند، به همان میزان میتوان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی عدالتی میآورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکزِ ثروت نزد یک درصدِ جامعه. از این رو برای اندازه گیری پیچیدگی و غلظتِ چاپلوسی، فهمِ ساختارِ اقتصادی یک جامعه، قدمِ اولِ شناخت است. متملق به یک امیدی تملق میکند: یا میخواهد به سمت و مقام و قدرت برسد یا در نهایت به پول و امکانات و ثروت و منابع ارزی و حقِ ماموریت. در هر دو صورت، چاپلوس میخواهد نیازهای خود را برآورد کرده و احیاناً به امکانات و قدرت بیشتر، طمع دارد.
🔷در عین حال، در کشورهای جهانِ سوم که تمرکز ثروت و قدرت وجود دارد، یک اتفاقِ تعیین کنندۀ دیگری نیز شکل میگیرد: ظهورِ یک اکثریتِ ضعیف با اعتماد به نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین اینکه طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به هر رفتاری تن دهد، تا سمت خود را حفظ کند و به رقمهای بالاتری برسد. چاپلوس آگاهانه دروغ میگوید و حیله به کار میبرد. چاپلوس و دریافت کنندۀ چاپلوسی، هردو محصولِ یک ساختار معیوبِ اقتصادی و فرهنگی هستند. یک نظامِ اقتصادی سالم، شهروندانِ سالم به ارمغان خواهد آورد. اقتصادِ سالم، ثبات سیاسی نیز به همراه میآورد. عدالت اجتماعی نیز در سایه اقتصادی سالم به دست میآید.
🔷مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکمرانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمیتوان در انتظارِ شهروندانِ مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کارِ لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلیدِ تقابل با چاپلوسی، سالم سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحماتِ خود آنها از طرف دیگر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷اگر چاپلوسیدر ناخودآگاه جامعۀ هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیها و حرفهایهای دیگر رسوب کرده باشد که راهِ دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیههای اغراق آمیز، موفق خطاب کردن مدیران ناکارآمدِ دولتی، نادیده گرفتن فکت ها، تحریفِ آمار، طرح ارادتهای غیر واقعی و تایید بیپایۀ مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل میشود. افراد میآموزند که پلههای ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، میتوان راحت و بی هزینه طی نمود.
🔷در کشورهای جهان سوم که نهادِ دولت بر هر نوع ارتقایی تسلط و نظارت دارد، این فرهنگ به تدریج عمومی شده و شهروندان با محافظه کاری و لطیفه گویی از آن عبور میکنند. در دستگاهها و وزارتخانههایی که منابع مالی قابل توجه و ارزهای خارجی در اختیار دارند، صنعتِ چاپلوسی پیشرفتهتر شده و غلظتِ فریب و میزانِ تمجید پیچیده تر میشوند. متملق مثلاً مدیر را در خواب میبیند یا موفقیتهایی را به او نسبت میدهد که اصلاً وجود خارجی ندارند. بعد از مدتی، متملق و دریافت کنندۀ تملق هر دو در توهم زندگی میکنند. این در حالی است که خانم مِرکل با مدیریتی آرام و محاسبه شدهای در شرایط بحرانی اعم از سیاسی و اقتصادی اروپا، در معرض چنین تملقاتی قرار نگرفته است. مردم آلمان بر اساس وظایف قانونی، خانم مرکل را ارزیابی میکنند و معمولاً در جامعه ای مانند آلمان، متملق طرد میشود.
🟧چند نکته:
🔷 چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصتها متمرکز و نزد دولت باشند، به همان میزان میتوان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی عدالتی میآورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکزِ ثروت نزد یک درصدِ جامعه. از این رو برای اندازه گیری پیچیدگی و غلظتِ چاپلوسی، فهمِ ساختارِ اقتصادی یک جامعه، قدمِ اولِ شناخت است. متملق به یک امیدی تملق میکند: یا میخواهد به سمت و مقام و قدرت برسد یا در نهایت به پول و امکانات و ثروت و منابع ارزی و حقِ ماموریت. در هر دو صورت، چاپلوس میخواهد نیازهای خود را برآورد کرده و احیاناً به امکانات و قدرت بیشتر، طمع دارد.
🔷در عین حال، در کشورهای جهانِ سوم که تمرکز ثروت و قدرت وجود دارد، یک اتفاقِ تعیین کنندۀ دیگری نیز شکل میگیرد: ظهورِ یک اکثریتِ ضعیف با اعتماد به نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین اینکه طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به هر رفتاری تن دهد، تا سمت خود را حفظ کند و به رقمهای بالاتری برسد. چاپلوس آگاهانه دروغ میگوید و حیله به کار میبرد. چاپلوس و دریافت کنندۀ چاپلوسی، هردو محصولِ یک ساختار معیوبِ اقتصادی و فرهنگی هستند. یک نظامِ اقتصادی سالم، شهروندانِ سالم به ارمغان خواهد آورد. اقتصادِ سالم، ثبات سیاسی نیز به همراه میآورد. عدالت اجتماعی نیز در سایه اقتصادی سالم به دست میآید.
🔷مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکمرانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمیتوان در انتظارِ شهروندانِ مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کارِ لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلیدِ تقابل با چاپلوسی، سالم سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحماتِ خود آنها از طرف دیگر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ آیا تبعیض را می توان ریشه کن کرد؟
فقر و تبعیض از نگاه حضرت علی ع
مصطفی_ملکیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فقر و تبعیض از نگاه حضرت علی ع
مصطفی_ملکیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔳⭕️وقتی علی نیز سانسور می شود!
علی (ع) نام شخصیتی است که بعد از پیامبر، مشهورترین چهره جهان اسلام است. اما گویا بخش مهمی از تاریخ وی برای ما سانسور شده است. اصولا برخی دوست ندارند این بخش از تاریخ تبیین شود. حتی صفویان که مذهب رسمی این کشور را شیعه اعلام کردند فقط جنبه هایی خاص از زندگی و حکمرانی وی را برجسته کرده اند. تصویری که از وی برای ما نشان داده شده؛ قهرمانی جنگ آور، فاتحی قدرتمند و حاکمی مقتدر است که دوران کوتاه حکومتش بیشتر به جنگ گذشت. بگذارید چند تصویر کاملا متفاوت از این شخصیت را با هم مرور کنیم:
1- روز بیعتش مردی از میان جمع برخاست و علنا گفت: با تو بیعت می کنم اما اگر رفتار نامناسبی داشته باشی، تو را خواهیم کشت. بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورد فقط یک کلمه گفت: قبول!
2- برخی افراد از بیعت او سر باز زدند، با مدارای تمام با آنان به گفتگو نشست و هیچ گونه فشاری تحمیل نکرد. برخی بیعت کردند و برخی نه! او امنیت کسانی که بیعت نکردند را تضمین کرد
3- در زمان جنگ ها، همه چیز امنیتی می شود و هر کسی که همراهی نکرد می شود خائن. اما در یکی از جنگ ها، به مردم کوفه چنین نوشت: من یا ستمکارم یا ستمدیده. اگر مرا نیکوکار یافتید، یاری ام کنید و اگر خطاکارم دیدید، به سوی مسیر حق بازم گردانید. ذره ای لحن آمرانه در نوشتار او می یابید؟ فقط یک مورد نمونه مشابه در تاریخ می توان پیدا کرد؟
4- خودتان را جای یک فرمانده ارشد جنگ قرار دهید. عده ای می آیند و می گویند که ما با شما به میدان جنگ می آییم. آنجا حقیقت که بر ما معلوم شد تصمیم می گیریم که با شما باشیم یا با دشمنان شما. صادقانه چه می کنید؟ به او چنین پیشنهادی شد! نه تنها دلگیر نشد بلکه این سنجشگری و عقلانیت را پسندید و آنان را به چنین داوری ای تشویق کرد
5- به مردمش می گفت: اگر فرامین من را در راستای پیروی خدا دیدید بر شما لازمست که همراهی کنید اما اگر در فرمان من، نافرمانی خدا نهفته بود چه از سوی من باشد و چه غیر من هرگز فرمان نبرید!! او از مردم اطاعت نمی خواست، شجاعت حقیقت طلبی را ترویج می کرد
6- او خود را در حلقه محدودی از یاران (خودی ها) محصور نمی کرد. موارد متعددی در تاریخ گزارش شده که مردم را به گفتگو و مشورت فراخوانده آنهم در مهم ترین امور مانند تصمیم گیری در مورد معاویه. به ويژه در باب جنگ ها، هم با بزرگان و سران قبایل و هم با مردم عادی به گفتگو می نشست
7- علی متوجه شد که برخی نمی توانند شکایات و خواسته هایشان را با وی در میان بگذارند یا به واسطه عدم دسترسی یا شرم یا ترس، برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد به نام «بیت القصص» تا مردم مستقیما با او در تماس باشند
8- در یکی از سخنرانیها یکی از سپاهیان بپاخاست و اظهاراتی کرد آمیخته به تملق. او سخنانش را چنین ادامه داد: ... من بیزارم از این که درباره من اینگونه بیاندیشید که تعریف و تمجید شما را دوست دارم. ... با سخنان زیبا از من تعریف نکنید و توصیه کرد که با گفتن «سخن حق» مرا ترک کنید
9- انتقاد از خود را خط قرمز جامعه نکرد. در حکومتش پاسخ سخن هر چقدر تلخ بود فقط با سخن داده می شد! بسیاری از مخالفانش در مسجدی که نماز می خواند جمع می شدند اعتراض می کردند دشنامش می دادند. اما یک روز هم سهمشان از بیت المال حذف نشد. مخالفت با حکومت هزینه نداشت
10- در برخوردهای قهری آن مقدار شکیبایی می ورزید و بر گفتگو، تعامل و مدارا تاکید می ورزید که برخی او را به تردید و ترس متهم می کردند (برداشت آزاد )
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
ان ها بخشی از «تاریخ تاریک» است که کمتر برای ما گفته شده. این ها کنار صدها واقعیت تاریخی پنهان داشته شده نشان می دهد که او حکومتش را بر سه اصل بنا کرد:
1- اصل عقلانیت: حاکم خدا نیست. مردم باید جرات فکر کردن و سنجیدن داشته باشند و فرامین حاکمان باید با حق سنجیده شود. پیروی وفادارانه ارزشمند نیست. استدلال و سنجشگری است که باید مبنای انتخاب باشد و خرد جمعی مبتنی بر همین عقلانیت است که باید مبنای حکومت حاکمان باشد
2- اصل آزادی: آزادی یعنی آنکه افراد بتوانند متفاوت فکر کنند و آزادانه عقاید خود را با یکدیگر گفتگو کنند. «یکسان اندیشی»، استبداد می آورد و رکود و «متفاوت اندیشی» پویایی می آورد و رهایی
3- اصل اخلاق: حاکمان جایز نیستند به هیچ بهانه ای حتی جنگ، اصول آزادی و عقلانیت را لگدمال خودحق پنداری کنند
او فقط فاتح خیبر نبود. مهم ترین فتح او باز کردن چشمان ما به الگوی جدیدی از حکمرانی است که بر مدار انعطاف، مداراجویی، عقلانیت ورزی، آزادمنشی و مشارکت جويي است. او سرزمین عقلانیت و آزادگی است. چه یک خانواده را اداره می کنیم چه یک شهر یا یک شرکت بین المللی اصول سه گانه فوق الهام بخش است✒دکتر لشکر بلوکی
علی (ع) نام شخصیتی است که بعد از پیامبر، مشهورترین چهره جهان اسلام است. اما گویا بخش مهمی از تاریخ وی برای ما سانسور شده است. اصولا برخی دوست ندارند این بخش از تاریخ تبیین شود. حتی صفویان که مذهب رسمی این کشور را شیعه اعلام کردند فقط جنبه هایی خاص از زندگی و حکمرانی وی را برجسته کرده اند. تصویری که از وی برای ما نشان داده شده؛ قهرمانی جنگ آور، فاتحی قدرتمند و حاکمی مقتدر است که دوران کوتاه حکومتش بیشتر به جنگ گذشت. بگذارید چند تصویر کاملا متفاوت از این شخصیت را با هم مرور کنیم:
1- روز بیعتش مردی از میان جمع برخاست و علنا گفت: با تو بیعت می کنم اما اگر رفتار نامناسبی داشته باشی، تو را خواهیم کشت. بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورد فقط یک کلمه گفت: قبول!
2- برخی افراد از بیعت او سر باز زدند، با مدارای تمام با آنان به گفتگو نشست و هیچ گونه فشاری تحمیل نکرد. برخی بیعت کردند و برخی نه! او امنیت کسانی که بیعت نکردند را تضمین کرد
3- در زمان جنگ ها، همه چیز امنیتی می شود و هر کسی که همراهی نکرد می شود خائن. اما در یکی از جنگ ها، به مردم کوفه چنین نوشت: من یا ستمکارم یا ستمدیده. اگر مرا نیکوکار یافتید، یاری ام کنید و اگر خطاکارم دیدید، به سوی مسیر حق بازم گردانید. ذره ای لحن آمرانه در نوشتار او می یابید؟ فقط یک مورد نمونه مشابه در تاریخ می توان پیدا کرد؟
4- خودتان را جای یک فرمانده ارشد جنگ قرار دهید. عده ای می آیند و می گویند که ما با شما به میدان جنگ می آییم. آنجا حقیقت که بر ما معلوم شد تصمیم می گیریم که با شما باشیم یا با دشمنان شما. صادقانه چه می کنید؟ به او چنین پیشنهادی شد! نه تنها دلگیر نشد بلکه این سنجشگری و عقلانیت را پسندید و آنان را به چنین داوری ای تشویق کرد
5- به مردمش می گفت: اگر فرامین من را در راستای پیروی خدا دیدید بر شما لازمست که همراهی کنید اما اگر در فرمان من، نافرمانی خدا نهفته بود چه از سوی من باشد و چه غیر من هرگز فرمان نبرید!! او از مردم اطاعت نمی خواست، شجاعت حقیقت طلبی را ترویج می کرد
6- او خود را در حلقه محدودی از یاران (خودی ها) محصور نمی کرد. موارد متعددی در تاریخ گزارش شده که مردم را به گفتگو و مشورت فراخوانده آنهم در مهم ترین امور مانند تصمیم گیری در مورد معاویه. به ويژه در باب جنگ ها، هم با بزرگان و سران قبایل و هم با مردم عادی به گفتگو می نشست
7- علی متوجه شد که برخی نمی توانند شکایات و خواسته هایشان را با وی در میان بگذارند یا به واسطه عدم دسترسی یا شرم یا ترس، برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد به نام «بیت القصص» تا مردم مستقیما با او در تماس باشند
8- در یکی از سخنرانیها یکی از سپاهیان بپاخاست و اظهاراتی کرد آمیخته به تملق. او سخنانش را چنین ادامه داد: ... من بیزارم از این که درباره من اینگونه بیاندیشید که تعریف و تمجید شما را دوست دارم. ... با سخنان زیبا از من تعریف نکنید و توصیه کرد که با گفتن «سخن حق» مرا ترک کنید
9- انتقاد از خود را خط قرمز جامعه نکرد. در حکومتش پاسخ سخن هر چقدر تلخ بود فقط با سخن داده می شد! بسیاری از مخالفانش در مسجدی که نماز می خواند جمع می شدند اعتراض می کردند دشنامش می دادند. اما یک روز هم سهمشان از بیت المال حذف نشد. مخالفت با حکومت هزینه نداشت
10- در برخوردهای قهری آن مقدار شکیبایی می ورزید و بر گفتگو، تعامل و مدارا تاکید می ورزید که برخی او را به تردید و ترس متهم می کردند (برداشت آزاد )
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
ان ها بخشی از «تاریخ تاریک» است که کمتر برای ما گفته شده. این ها کنار صدها واقعیت تاریخی پنهان داشته شده نشان می دهد که او حکومتش را بر سه اصل بنا کرد:
1- اصل عقلانیت: حاکم خدا نیست. مردم باید جرات فکر کردن و سنجیدن داشته باشند و فرامین حاکمان باید با حق سنجیده شود. پیروی وفادارانه ارزشمند نیست. استدلال و سنجشگری است که باید مبنای انتخاب باشد و خرد جمعی مبتنی بر همین عقلانیت است که باید مبنای حکومت حاکمان باشد
2- اصل آزادی: آزادی یعنی آنکه افراد بتوانند متفاوت فکر کنند و آزادانه عقاید خود را با یکدیگر گفتگو کنند. «یکسان اندیشی»، استبداد می آورد و رکود و «متفاوت اندیشی» پویایی می آورد و رهایی
3- اصل اخلاق: حاکمان جایز نیستند به هیچ بهانه ای حتی جنگ، اصول آزادی و عقلانیت را لگدمال خودحق پنداری کنند
او فقط فاتح خیبر نبود. مهم ترین فتح او باز کردن چشمان ما به الگوی جدیدی از حکمرانی است که بر مدار انعطاف، مداراجویی، عقلانیت ورزی، آزادمنشی و مشارکت جويي است. او سرزمین عقلانیت و آزادگی است. چه یک خانواده را اداره می کنیم چه یک شهر یا یک شرکت بین المللی اصول سه گانه فوق الهام بخش است✒دکتر لشکر بلوکی
Telegram
attach 📎