Forwarded from اتچ بات
💐 23 آوریل، روز جهانی کتاب را به تمام دوستداران کتاب و آنان که در وادی آگاهی و دانش، گام بر میدارند، تبریک عرض میکنیم.
📕روز جهانی کتاب یک رویداد سالانه است که در ۲۳ آوریل، برگزار میشود. این روز توسط یونسکو نامگذاری شدهاست. در سال ۱۹۹۵ یونسکو تصمیم گرفت که روز جهانی کتاب و حق نشر در این روز جشن گرفته شود. این روز همچنین مصادف با سالگرد در گذشت ویلیام شکسپیر و سروانتس است
📘ایده اعلام این روز به عنوان روز جهانی کتاب و حق مؤلف اولین بار در کاتالونیا نشأت گرفت. آنجا در روز 23 آوریل، روز سن ژورژ، به ازای هر کتاب که فروخته میشود یک شاخه گل رز، به خریدار کتاب هدیه داده میشود. موفقیت روز جهانی کتاب براستی بیش از هر چیز، به حمایت کلیه گروههای ذینفع از این روز بستگی دارد.
📕 این گروهها عبارتاند از: نویسندگان، ناشران، معلمان، کتابداران، مؤسسات خصوصی و دولتی، سازمانهای غیردولتی بشر دوستانه و رسانههای عمومی. بسیج و دور هم جمعکردن گروههای ذینفع در هر کشور، از مسئولیتهای کمیسیونهای ملی یونسکو، کلوپهای یونسکو، مراکز و انجمنها، کتابخانهها و مدارس مرتبط با یونسکو و تمام کسانی است که مایلاند در این روز جهانی بزرگداشت کتابها و نویسنده ها، با هم و در کنار هم فعالیت کنند.
📘هدف از اختصاص روزي براي بزرگداشت كتاب و حق مؤلف ، تجليل جهاني از كتاب و مؤلفين، تشويق همگان و بهخصوص جوانان براي كشف لذت خواندن، تقدير و حمايت از كساني كه در رشد و اعتلاي فرهنگي و اجتماعي جامعة بشري نقش و سهم بسزايي داشتهاند، توسعة صنعت نشر، ترويج جريان آزاد كتاب و تضمين دسترسي عموم به آن و بالاخره جلب توجه سازمانها، انجمنها، نهادهاي دولتي و خصوصي به اين آسانترين و ارزنده ترين روش كسب دانش، بيان احساس و انديشه و قديميترين وسيلة ارتباط معنوي و كليد توسعة آموزش پايه، مبارزه با فقر و توسعة فراگير است
🔰 هرچند امروزه بر خلاف 50 سال پيش، يونسكو تنها نهادي نيست كه ميتواند در سطح جهان و در زمينة كتاب تغييرات مثبت ايجاد كند و سازوكارهاي ديگري در اين امر دخالت دارند، اما در زمينههاي تحليل بخش كتاب، سياست گذاري، تدوين قانونهاي مربوط به كتاب و آموزش و بالاخره تشويق كتابخواني و نتايج مثبت آن، تجربيات فراواني كسب كرده است كه ميكوشد آن را به ساير صنايع فرهنگي نيز بسط دهد.
اهداف يونسكو در زمينة گسترش و توسعة كتاب را ميتوان به صورت زير خلاصه كرد:
🟢ترويج سياستهاي ملي كتاب به عنوان بخشي از يك نگرش جامع و فراگير در مورد توسعة كتاب؛
🟢 توجه به انتشارات آموزشي و عمومي به عنوان دو عنصر مهم و جدانشدني بخش كتاب؛
🟢 پركردن شكاف آموزشي و اطلاعاتي موجود بين كشورهاي شمال و جنوب ، و جنوب جنوب؛
🟢 توجه به كلية عوامل و عناصر مؤثر در توليد و توزيع كتاب؛
🟢 تجديد نظر در تعاريف و ضوابط كنوني مربوط به كتاب؛
🟢 برقراري گفتگوي سازنده بين بخشي دولتي و خصوصي در زمينة كتاب؛
🟢 حمايت از توسعة صنعت انتشارات محلي با اعطاي كمك به آنها.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕روز جهانی کتاب یک رویداد سالانه است که در ۲۳ آوریل، برگزار میشود. این روز توسط یونسکو نامگذاری شدهاست. در سال ۱۹۹۵ یونسکو تصمیم گرفت که روز جهانی کتاب و حق نشر در این روز جشن گرفته شود. این روز همچنین مصادف با سالگرد در گذشت ویلیام شکسپیر و سروانتس است
📘ایده اعلام این روز به عنوان روز جهانی کتاب و حق مؤلف اولین بار در کاتالونیا نشأت گرفت. آنجا در روز 23 آوریل، روز سن ژورژ، به ازای هر کتاب که فروخته میشود یک شاخه گل رز، به خریدار کتاب هدیه داده میشود. موفقیت روز جهانی کتاب براستی بیش از هر چیز، به حمایت کلیه گروههای ذینفع از این روز بستگی دارد.
📕 این گروهها عبارتاند از: نویسندگان، ناشران، معلمان، کتابداران، مؤسسات خصوصی و دولتی، سازمانهای غیردولتی بشر دوستانه و رسانههای عمومی. بسیج و دور هم جمعکردن گروههای ذینفع در هر کشور، از مسئولیتهای کمیسیونهای ملی یونسکو، کلوپهای یونسکو، مراکز و انجمنها، کتابخانهها و مدارس مرتبط با یونسکو و تمام کسانی است که مایلاند در این روز جهانی بزرگداشت کتابها و نویسنده ها، با هم و در کنار هم فعالیت کنند.
📘هدف از اختصاص روزي براي بزرگداشت كتاب و حق مؤلف ، تجليل جهاني از كتاب و مؤلفين، تشويق همگان و بهخصوص جوانان براي كشف لذت خواندن، تقدير و حمايت از كساني كه در رشد و اعتلاي فرهنگي و اجتماعي جامعة بشري نقش و سهم بسزايي داشتهاند، توسعة صنعت نشر، ترويج جريان آزاد كتاب و تضمين دسترسي عموم به آن و بالاخره جلب توجه سازمانها، انجمنها، نهادهاي دولتي و خصوصي به اين آسانترين و ارزنده ترين روش كسب دانش، بيان احساس و انديشه و قديميترين وسيلة ارتباط معنوي و كليد توسعة آموزش پايه، مبارزه با فقر و توسعة فراگير است
🔰 هرچند امروزه بر خلاف 50 سال پيش، يونسكو تنها نهادي نيست كه ميتواند در سطح جهان و در زمينة كتاب تغييرات مثبت ايجاد كند و سازوكارهاي ديگري در اين امر دخالت دارند، اما در زمينههاي تحليل بخش كتاب، سياست گذاري، تدوين قانونهاي مربوط به كتاب و آموزش و بالاخره تشويق كتابخواني و نتايج مثبت آن، تجربيات فراواني كسب كرده است كه ميكوشد آن را به ساير صنايع فرهنگي نيز بسط دهد.
اهداف يونسكو در زمينة گسترش و توسعة كتاب را ميتوان به صورت زير خلاصه كرد:
🟢ترويج سياستهاي ملي كتاب به عنوان بخشي از يك نگرش جامع و فراگير در مورد توسعة كتاب؛
🟢 توجه به انتشارات آموزشي و عمومي به عنوان دو عنصر مهم و جدانشدني بخش كتاب؛
🟢 پركردن شكاف آموزشي و اطلاعاتي موجود بين كشورهاي شمال و جنوب ، و جنوب جنوب؛
🟢 توجه به كلية عوامل و عناصر مؤثر در توليد و توزيع كتاب؛
🟢 تجديد نظر در تعاريف و ضوابط كنوني مربوط به كتاب؛
🟢 برقراري گفتگوي سازنده بين بخشي دولتي و خصوصي در زمينة كتاب؛
🟢 حمايت از توسعة صنعت انتشارات محلي با اعطاي كمك به آنها.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🍁اولویت داشتن آرامش، امید، رضایت باطن و...
بر مفاهیم انتزاعی مانند «استقلال» ، «نظام» و...
🔹شما مفهوم استقلال را در نظر بگیرید و اینکه می گویید کشور باید استقلال داشته باشد.بسیار خوب!استقلال داشته باشید یعنی چه داشته باشد؟فرض کنید کشوری را بگویند که وابسته است به کشوری دیگر،اما بعد می بینیم که مردمان همین کشور وابسته هم شادتر هستند،هم آرامش بیشتری دارند،هم امیدوارترند،هم رضایت باطن بیشتری دارند و بعد در مسائل اجتماعی هم می بینیم امنیت بیشتری دارند،رفاه بیشتری دارند،از عدالت اجتماعی بیشتری هم برخوردارند.
🔹اما یک کشور دیگری را می بینیم که به هیچ کشور دیگری وابستگی ندارد،ولی هیچکدام از ویژگی هایی را که مردم در آن کشور وابسته داشته اند،مردم این کشور مستقل ندارند.حال کدام یک از اینها ارزشمندتر است؟
🔹شما یک چیزی درست کرده اید به نام مفهوم انتزاعی«استقلال»،بعد برای اینکه آن چیز حاصل بیاید،مردم دارند شادی،امید،آرامش،امنیت،عدالت اجتماعی و رفاه خود را از دست می دهند،ولی در عوض یک چیزی دارند به نام «استقلال»این «استقلال»چیست که دارند؟
🔹ممکن است شما بگویید استقلال به این معنا است که رجال سیاسی یک کشوری در تصمیم گیری هایشان،از هیچ کسی فرمان نمی برند.من می پرسم آیا نفس این فرمان نبردن مطلوبیت دارد یا چون این فرمان نبردن سبب رفاه بیشتر،سبب امنیت،عدالت،آزادی بیشتر و سایر احوال نفسانی مردم آن کشور می شود باارزش است؟
🔹اگر به سبب اینهاست،وقتی دیدیم اینها حاصل نشده است دیگر نمی توانیم به مفهوم انتزاعی مثل«استقلال» بچسبیم و یا از آن طرف ببینیم که اینها حاصل است ولی آن فرمان نبردن حاصل نیست،چه دغدغه ای داریم؟
🔹اینها را برای این نمی گویم که استقلال چیز بدی است.اصلا به این معنا نیست.می فهمم استقلال چیست،اما می گویم استقلال ارزشش برای این است که سبب ساز این امور میشود.اگر دیدیم این امور وجود ندارد حالا شما یک اسم هم به نام استقلال داشته باشید،چه سودی می برید؟
🔹به نظر من در مغالطه تجاهر همه این دیدگاه ها مشترک هستند.شما یک مفهوم در ذهنتان درست می کنید و به ازای این مفهوم در زبانتان یک اسم می گذارید و بعد فکر می کنید که این واقعیت با مفهوم شما و با اسمی که شما بر روی آن گذاشته اید پدید آمده و بعد می گویید:این واقعیت در حال رشد است،این واقعیت دارد تغذیه میکند،این واقعیت دارد رو به فلان چیز میرود.مثلا می گوییم فلان کس دارد نظام را تضعیف میکند.نظام را تضعیف میکند یعنی چه؟یعنی چه چیز دارد تضعیف میشود؟
🌷🌷مصطفی ملکیان،گریز معنوی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بر مفاهیم انتزاعی مانند «استقلال» ، «نظام» و...
🔹شما مفهوم استقلال را در نظر بگیرید و اینکه می گویید کشور باید استقلال داشته باشد.بسیار خوب!استقلال داشته باشید یعنی چه داشته باشد؟فرض کنید کشوری را بگویند که وابسته است به کشوری دیگر،اما بعد می بینیم که مردمان همین کشور وابسته هم شادتر هستند،هم آرامش بیشتری دارند،هم امیدوارترند،هم رضایت باطن بیشتری دارند و بعد در مسائل اجتماعی هم می بینیم امنیت بیشتری دارند،رفاه بیشتری دارند،از عدالت اجتماعی بیشتری هم برخوردارند.
🔹اما یک کشور دیگری را می بینیم که به هیچ کشور دیگری وابستگی ندارد،ولی هیچکدام از ویژگی هایی را که مردم در آن کشور وابسته داشته اند،مردم این کشور مستقل ندارند.حال کدام یک از اینها ارزشمندتر است؟
🔹شما یک چیزی درست کرده اید به نام مفهوم انتزاعی«استقلال»،بعد برای اینکه آن چیز حاصل بیاید،مردم دارند شادی،امید،آرامش،امنیت،عدالت اجتماعی و رفاه خود را از دست می دهند،ولی در عوض یک چیزی دارند به نام «استقلال»این «استقلال»چیست که دارند؟
🔹ممکن است شما بگویید استقلال به این معنا است که رجال سیاسی یک کشوری در تصمیم گیری هایشان،از هیچ کسی فرمان نمی برند.من می پرسم آیا نفس این فرمان نبردن مطلوبیت دارد یا چون این فرمان نبردن سبب رفاه بیشتر،سبب امنیت،عدالت،آزادی بیشتر و سایر احوال نفسانی مردم آن کشور می شود باارزش است؟
🔹اگر به سبب اینهاست،وقتی دیدیم اینها حاصل نشده است دیگر نمی توانیم به مفهوم انتزاعی مثل«استقلال» بچسبیم و یا از آن طرف ببینیم که اینها حاصل است ولی آن فرمان نبردن حاصل نیست،چه دغدغه ای داریم؟
🔹اینها را برای این نمی گویم که استقلال چیز بدی است.اصلا به این معنا نیست.می فهمم استقلال چیست،اما می گویم استقلال ارزشش برای این است که سبب ساز این امور میشود.اگر دیدیم این امور وجود ندارد حالا شما یک اسم هم به نام استقلال داشته باشید،چه سودی می برید؟
🔹به نظر من در مغالطه تجاهر همه این دیدگاه ها مشترک هستند.شما یک مفهوم در ذهنتان درست می کنید و به ازای این مفهوم در زبانتان یک اسم می گذارید و بعد فکر می کنید که این واقعیت با مفهوم شما و با اسمی که شما بر روی آن گذاشته اید پدید آمده و بعد می گویید:این واقعیت در حال رشد است،این واقعیت دارد تغذیه میکند،این واقعیت دارد رو به فلان چیز میرود.مثلا می گوییم فلان کس دارد نظام را تضعیف میکند.نظام را تضعیف میکند یعنی چه؟یعنی چه چیز دارد تضعیف میشود؟
🌷🌷مصطفی ملکیان،گریز معنوی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴تفاوت همکاری، هماهنگی و مشارکت:
معمولا از واژه های :
مشارکت (collaboration)،
هماهنگی (coordination)
و همکاری (cooperation)
برای توصیف کار تیمی موثر استفاده می شود.
اما معنای آنها یکسان نیست و متاسفانه با استفاده نادرست از این واژه ها به جای یکدیگر، از بار معنایی آن ها کاسته شده و قابلیت آن ها را براي ايجاد فضای کاری قدرتمند و مبتنی بر تعامل سازنده، کاهش می یابد.
♨️تعاریف این سه شایستگی:
❇️مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. مهمترین مبنا و راهگشا در این فضا تلاش براي ايجاد محصول، خدمت و یا هر چیز جدیدی، مشارکت گروهی است و نه انجام کار به صورت انفرادی. عاملی که افراد را در کنار هم به عنوان تيم نگه می دارد هدف و ديدگاه مشترک است.
❇️هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین بتوانند نقش خود را در حمایت از یک هدف مشترک، به انجام برسانند. هماهنگی در کار تیمی تنها در زمان اجرای طرح و برنامه معنا پیدا می کند و به معنی ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.
❇️همکاری (Cooperation): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای حمایت از اهداف یکدیگر استفاده می کنند، نه یک هدف مشترک. ممکن است در عمل نتیجه این همکاری ساخت چیز جدیدی باشد، اما حاصل و نتیجه کار و تلاش تیمی نیست، بلکه کاملا انفرادی است.
🔚همان طور که ملاحظه کردید، هر سه شایستگی مهم می باشند و هر یک، جنبه ای از کار تیمی را بیان می کنند. اما با هم تفاوت دارند.
نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیم های ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگی های مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیتی که دارند، ممکن است به یکی از شایستگی های مشارکت، هماهنگی و همکاری نیاز بیشتری وجود داشته باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
معمولا از واژه های :
مشارکت (collaboration)،
هماهنگی (coordination)
و همکاری (cooperation)
برای توصیف کار تیمی موثر استفاده می شود.
اما معنای آنها یکسان نیست و متاسفانه با استفاده نادرست از این واژه ها به جای یکدیگر، از بار معنایی آن ها کاسته شده و قابلیت آن ها را براي ايجاد فضای کاری قدرتمند و مبتنی بر تعامل سازنده، کاهش می یابد.
♨️تعاریف این سه شایستگی:
❇️مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. مهمترین مبنا و راهگشا در این فضا تلاش براي ايجاد محصول، خدمت و یا هر چیز جدیدی، مشارکت گروهی است و نه انجام کار به صورت انفرادی. عاملی که افراد را در کنار هم به عنوان تيم نگه می دارد هدف و ديدگاه مشترک است.
❇️هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین بتوانند نقش خود را در حمایت از یک هدف مشترک، به انجام برسانند. هماهنگی در کار تیمی تنها در زمان اجرای طرح و برنامه معنا پیدا می کند و به معنی ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.
❇️همکاری (Cooperation): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای حمایت از اهداف یکدیگر استفاده می کنند، نه یک هدف مشترک. ممکن است در عمل نتیجه این همکاری ساخت چیز جدیدی باشد، اما حاصل و نتیجه کار و تلاش تیمی نیست، بلکه کاملا انفرادی است.
🔚همان طور که ملاحظه کردید، هر سه شایستگی مهم می باشند و هر یک، جنبه ای از کار تیمی را بیان می کنند. اما با هم تفاوت دارند.
نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیم های ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگی های مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیتی که دارند، ممکن است به یکی از شایستگی های مشارکت، هماهنگی و همکاری نیاز بیشتری وجود داشته باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅سندروم هوبریس چیست؟
جفری جیمز، در راستای مطالعات روانکاوی خود با صدها مدیرعامل و مدیر اجرایی مصاحبه کرده و معتقد است که مدیران ارشد، بهویژه در شرکتهای بزرگ، خصوصیات اخلاقی مشابهی دارند: آنها خودمحور، بی ادراک و خودشیفته هستند و تصور وهمآلودی از نبوغ و دانش خود دارند.
برخی فکر میکنند این خصوصیات اخلاقی، هرچند منفی هستند ولی برای شکلگیری شخصیت مدیر لازماند. اینطور نیست. برای رشد و پیشرفت یک شرکت، مدیران به همدلی (برای کار با دیگران) و فروتنی (برای کنار گذاشتن عقاید خود به نفع ایدههای بهتر دیگران) نیاز دارند.
طبق مطالعات دانشگاه مک مستر انتاریو، اغلب مدیران بعد از اینکه به هدف خود رسیدند، دچار کوتهفکری و تحکم بیمنطق میشوند؛ چراکه اعمال قدرت مداوم و توانایی حکمرانی (چه به لحاظ تجاری و چه به لحاظ سیاسی) آسیب قابل توجهی به مغز میزند که علم پزشکی و بیولوژی آن را نگرانکننده میخواند.
✳️دکتر کلتنر پیش از این گفته بود مغز افرادی که قدرت تحکم بر دیگر انسانها را دارند، مثل مغز افرادی که دچار جراحات فیزیکی مغزی شدهاند دچار نقصان و آسیب میشود. آنها بدون فکر و از روی انگیزههای آنی رفتار میکنند، قدرت تشخیص ریسک خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، قادر نیستند مسائل را از دریچه دید دیگری ببینند و نمیتوانند خودشان را با اجتماعات انسانی تطبیق بدهند.
هنگامیکه فرد صاحب قدرت توسط افراد متملق و چاپلوس احاطه شده باشد، یعنی افرادی که به احساس توانایی حاکمیت آنها بالو پر میدهند، این آسیبهای مغزی (و متعاقب آن رفتارهای غریب و غیر مأنوس) هم افزایش مییابند.
✳️مجلهی علوم اعصاب Brain، در یک مقاله با رفرنسهای مستند نشان داده است که آسیبهای مغزی به وضعیتی میانجامند که سندروم هوبریس (Hubris) نام دارد و خود را با این علائم رفتاری نشان میدهد:
میخواهند با استفاده از قدرت، تکریم شخصی به دست بیاورند و فکر میکنند دنیا موظف است به این خواستهی آنها تن بدهد؛
حاضر هستند به هر کاری که بتواند تصویر بزرگتر وبرتری از آنها بدهد، دست بزنند؛
ادعا میکنند که با ملت، کشور یا سازمانشان گره خوردهاند.
- بیشازحد اعتمادبهنفس دارند.
- بهصورت آشکار دیگران را تحقیر میکنند.
-ارتباط با واقعیات را از دست میدهند.
- همیشه احساس بیقراری میکنند، بدون فکر و با انگیزههای آنی و لحظهای دست به عمل میزنند و توانایی تشخیص خطر را از دست میدهند.
- با بیکفایتی، بیاعتنایی و بیخیالی سیاستگذاری میکنند.
البته پیدا کردن نمونههای بارز رفتارهای سوء ناشی از آسیبهای مغزی در مدیرعاملهای معروف کار آسانی نیست. آنها به طرز شگفتآوری تلاش میکنند طوری رفتار خود را مدیریت کنند که نرمال به نظر برسند.
✳️قدرتمندانی که نمیخواهند آسیبهای مغزی را تجربه کنند و به عوارض ناشی از سندروم هوبریس دچار شوند، باید گامهای مثبتی برای اجتناب از این مشکل بردارند. کارشناسان راههای زیر را برای کمک به این افراد توصیه میکنند:
مردمی که پیش از رسیدن به قدرت هم شما را میشناختند در اطراف خود نگهدارید. آنها میتوانند حباب خود بزرگبینی و ظلم شما را بترکانند.
مشاوران و کارمندان خود را به صداقت و راستگویی تشویق کنید و تا جای ممکن خودتان را از تملق و مدیحهگویی زیردستانتان دور کنید. از هرگونه امتیازاتی که قدرت به شما میدهد و باعث میشود از اجتماعات و تعاملات عادی انسانی دور شوید پرهیز کنید؛ و در آخر، اگر تعریف شما از مدیریت شرکت یا سازمان، موفقیت در زندگی انسانی است؛ باید ریشههای خود را حفظ کنید.
شغلهای مدیریتی باعث آسیب مغزی می شوند.
📎 برگرفته از اکونومیست فارسی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
جفری جیمز، در راستای مطالعات روانکاوی خود با صدها مدیرعامل و مدیر اجرایی مصاحبه کرده و معتقد است که مدیران ارشد، بهویژه در شرکتهای بزرگ، خصوصیات اخلاقی مشابهی دارند: آنها خودمحور، بی ادراک و خودشیفته هستند و تصور وهمآلودی از نبوغ و دانش خود دارند.
برخی فکر میکنند این خصوصیات اخلاقی، هرچند منفی هستند ولی برای شکلگیری شخصیت مدیر لازماند. اینطور نیست. برای رشد و پیشرفت یک شرکت، مدیران به همدلی (برای کار با دیگران) و فروتنی (برای کنار گذاشتن عقاید خود به نفع ایدههای بهتر دیگران) نیاز دارند.
طبق مطالعات دانشگاه مک مستر انتاریو، اغلب مدیران بعد از اینکه به هدف خود رسیدند، دچار کوتهفکری و تحکم بیمنطق میشوند؛ چراکه اعمال قدرت مداوم و توانایی حکمرانی (چه به لحاظ تجاری و چه به لحاظ سیاسی) آسیب قابل توجهی به مغز میزند که علم پزشکی و بیولوژی آن را نگرانکننده میخواند.
✳️دکتر کلتنر پیش از این گفته بود مغز افرادی که قدرت تحکم بر دیگر انسانها را دارند، مثل مغز افرادی که دچار جراحات فیزیکی مغزی شدهاند دچار نقصان و آسیب میشود. آنها بدون فکر و از روی انگیزههای آنی رفتار میکنند، قدرت تشخیص ریسک خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، قادر نیستند مسائل را از دریچه دید دیگری ببینند و نمیتوانند خودشان را با اجتماعات انسانی تطبیق بدهند.
هنگامیکه فرد صاحب قدرت توسط افراد متملق و چاپلوس احاطه شده باشد، یعنی افرادی که به احساس توانایی حاکمیت آنها بالو پر میدهند، این آسیبهای مغزی (و متعاقب آن رفتارهای غریب و غیر مأنوس) هم افزایش مییابند.
✳️مجلهی علوم اعصاب Brain، در یک مقاله با رفرنسهای مستند نشان داده است که آسیبهای مغزی به وضعیتی میانجامند که سندروم هوبریس (Hubris) نام دارد و خود را با این علائم رفتاری نشان میدهد:
میخواهند با استفاده از قدرت، تکریم شخصی به دست بیاورند و فکر میکنند دنیا موظف است به این خواستهی آنها تن بدهد؛
حاضر هستند به هر کاری که بتواند تصویر بزرگتر وبرتری از آنها بدهد، دست بزنند؛
ادعا میکنند که با ملت، کشور یا سازمانشان گره خوردهاند.
- بیشازحد اعتمادبهنفس دارند.
- بهصورت آشکار دیگران را تحقیر میکنند.
-ارتباط با واقعیات را از دست میدهند.
- همیشه احساس بیقراری میکنند، بدون فکر و با انگیزههای آنی و لحظهای دست به عمل میزنند و توانایی تشخیص خطر را از دست میدهند.
- با بیکفایتی، بیاعتنایی و بیخیالی سیاستگذاری میکنند.
البته پیدا کردن نمونههای بارز رفتارهای سوء ناشی از آسیبهای مغزی در مدیرعاملهای معروف کار آسانی نیست. آنها به طرز شگفتآوری تلاش میکنند طوری رفتار خود را مدیریت کنند که نرمال به نظر برسند.
✳️قدرتمندانی که نمیخواهند آسیبهای مغزی را تجربه کنند و به عوارض ناشی از سندروم هوبریس دچار شوند، باید گامهای مثبتی برای اجتناب از این مشکل بردارند. کارشناسان راههای زیر را برای کمک به این افراد توصیه میکنند:
مردمی که پیش از رسیدن به قدرت هم شما را میشناختند در اطراف خود نگهدارید. آنها میتوانند حباب خود بزرگبینی و ظلم شما را بترکانند.
مشاوران و کارمندان خود را به صداقت و راستگویی تشویق کنید و تا جای ممکن خودتان را از تملق و مدیحهگویی زیردستانتان دور کنید. از هرگونه امتیازاتی که قدرت به شما میدهد و باعث میشود از اجتماعات و تعاملات عادی انسانی دور شوید پرهیز کنید؛ و در آخر، اگر تعریف شما از مدیریت شرکت یا سازمان، موفقیت در زندگی انسانی است؛ باید ریشههای خود را حفظ کنید.
شغلهای مدیریتی باعث آسیب مغزی می شوند.
📎 برگرفته از اکونومیست فارسی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🤷♀چهار دروغ رایجی که مدیران برای اخراج نکردن به خود میگویند!
🔷مدیرها تقریبا همیشه برای اخراج آدمها بیش از حد معطل میکنند. معمولا احتیاط را به عجله ترجیح میدهند. اما به نظر من بیشتر مدیرها خیلی بیش از حد معطل میکنند زیرا خودشان را گول زدهاند و فکر میکنند کار واجبی نیست.
🔰در ادامه چهار دروغ رایجی که مدیرها برای اجتناب از اخراج به خودشان میگویند آمده است:
🟧1. اوضاع بهتر خواهد شد.
البته، اما نه بخودی خود! از خودتان بپرسید: اوضاع دقیقا چطور قرار است بهتر شود؟ چه کار متفاوتی انجام خواهید داد؟ شخص مورد نظر چه کاری را متفاوت انجام خواهد داد؟ چه تغییری ممکن است در شرایط اتفاق بیفتد؟ حتی اگر اوضاع کمی بهتر شده است، آیا این بهبود کافی بوده است؟ اگر جواب دقیقی برای این سوالها ندارید، احتمالا اوضاع قرار نیست بهتر شود.
🟧2. بودنش بهتر از نبودنش است.
یکی دیگر از دلایل رایج بیرغبتی مدیرها به اخراج کارکنان ضعیف این است که نمیخواهد در تیمشان "حفره" ایجاد شود. اگر فرزاد را اخراج کنی، چه کسی کارهایش را انجام خواهد داد؟ چقدر وقت باید صرف کنی تا جایگزینی برایش پیدا کنی؟
✅در عمل، دردسری که کارکنان ضعیف برای دیگران ایجاد میکنند از خروجی کار خودشان بیشتر است، زیرا بخشهایی از کارشان را نیمهکاره رها میکنند یا با شلختگی جلو میبرند و دیگران مجبور به جبران رفتار غیرحرفهایشان میشوند. استیو جابز این موضوع را مختصر و کمی تند بیان میکند:"داشتن حفره شرف دارد به داشتن آدم عوضی."
🟧3. با یک جابجایی حل میشود.
چون اخراج کردن معمولا کار خیلی سختی است، آدم وسوسه میشود شخص را به تیم یکی از همکاران از همه جا بیخبرش منتقل کند، حتی اگر از مهارتهای مورد نیاز همکارتان برخوردار نباشد یا همخوانی فرهنگی چندانی نداشته باشد. این کار از اخراج خوشایندتر است. البته که برای همکار از همه جا بیخبر چندان خوشایند نیست و معمولا هم جفا در حق کسی است که دارید سعی میکنید رفتاری خوشایند با او داشته باشید.
🟧4. برای روحیه تیم بد است.
گاهی آدم وسوسه میشود به خودش بگوید تو قرار نیست کسی را اخراج کنی چون این کار تیم را دلسرد میکند. اما نگه داشتن کسی که از پس کارش بر نمیآید خیلی بدتر است و به روحیه شما، روحیه کسی که کارش افتضاح است و روحیه تمام کسانی که کارشان را خوب انجام میدهند ضربه میزند. در اینجا هم ساختن روابط خوب با کسی که دارید اخراجش میکنید و بقیه اعضای تیم اهمیت زیادی پیدا میکند. /سونیا جلالی آکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷مدیرها تقریبا همیشه برای اخراج آدمها بیش از حد معطل میکنند. معمولا احتیاط را به عجله ترجیح میدهند. اما به نظر من بیشتر مدیرها خیلی بیش از حد معطل میکنند زیرا خودشان را گول زدهاند و فکر میکنند کار واجبی نیست.
🔰در ادامه چهار دروغ رایجی که مدیرها برای اجتناب از اخراج به خودشان میگویند آمده است:
🟧1. اوضاع بهتر خواهد شد.
البته، اما نه بخودی خود! از خودتان بپرسید: اوضاع دقیقا چطور قرار است بهتر شود؟ چه کار متفاوتی انجام خواهید داد؟ شخص مورد نظر چه کاری را متفاوت انجام خواهد داد؟ چه تغییری ممکن است در شرایط اتفاق بیفتد؟ حتی اگر اوضاع کمی بهتر شده است، آیا این بهبود کافی بوده است؟ اگر جواب دقیقی برای این سوالها ندارید، احتمالا اوضاع قرار نیست بهتر شود.
🟧2. بودنش بهتر از نبودنش است.
یکی دیگر از دلایل رایج بیرغبتی مدیرها به اخراج کارکنان ضعیف این است که نمیخواهد در تیمشان "حفره" ایجاد شود. اگر فرزاد را اخراج کنی، چه کسی کارهایش را انجام خواهد داد؟ چقدر وقت باید صرف کنی تا جایگزینی برایش پیدا کنی؟
✅در عمل، دردسری که کارکنان ضعیف برای دیگران ایجاد میکنند از خروجی کار خودشان بیشتر است، زیرا بخشهایی از کارشان را نیمهکاره رها میکنند یا با شلختگی جلو میبرند و دیگران مجبور به جبران رفتار غیرحرفهایشان میشوند. استیو جابز این موضوع را مختصر و کمی تند بیان میکند:"داشتن حفره شرف دارد به داشتن آدم عوضی."
🟧3. با یک جابجایی حل میشود.
چون اخراج کردن معمولا کار خیلی سختی است، آدم وسوسه میشود شخص را به تیم یکی از همکاران از همه جا بیخبرش منتقل کند، حتی اگر از مهارتهای مورد نیاز همکارتان برخوردار نباشد یا همخوانی فرهنگی چندانی نداشته باشد. این کار از اخراج خوشایندتر است. البته که برای همکار از همه جا بیخبر چندان خوشایند نیست و معمولا هم جفا در حق کسی است که دارید سعی میکنید رفتاری خوشایند با او داشته باشید.
🟧4. برای روحیه تیم بد است.
گاهی آدم وسوسه میشود به خودش بگوید تو قرار نیست کسی را اخراج کنی چون این کار تیم را دلسرد میکند. اما نگه داشتن کسی که از پس کارش بر نمیآید خیلی بدتر است و به روحیه شما، روحیه کسی که کارش افتضاح است و روحیه تمام کسانی که کارشان را خوب انجام میدهند ضربه میزند. در اینجا هم ساختن روابط خوب با کسی که دارید اخراجش میکنید و بقیه اعضای تیم اهمیت زیادی پیدا میکند. /سونیا جلالی آکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 مدیریت دانش به چه معناست؟
مدیریت دانش (Knowledge management) مدیریت سیستماتیک دارایی های دانش یک سازمان، به منظور ایجاد ارزش و دستیابی به الزامات تاکتیکی و استراتژیک می باشد.
مدیریت دانش شامل ابتکارات، فرآیند ها، استراتژی ها و سیستم های حفظ و افزایش ذخیره سازی، ارزیابی، به اشتراک گذاری، پالایش و ایجاد دانش است.
از این رو مدیریت دانش به معنی یک گره قوی در اهداف و استراتژی سازمان بوده و شامل مدیریت نمودن دانشی است که برای برخی از اهداف کارآمد است و برای سازمان ایجاد ارزش می کند.
📌مدیریت دانش شامل درک درستی از موارد زیر است:
📍دانش در کجا و به چه شکل وجود دارد.
📍سازمان ها چگونه فرهنگی را ایجاد کنند که منجر به علاقه به یادگیری، اشتراک گذاری و ایجاد دانش در کارکنان شود.
📍چگونه دانش مناسب و مورد نیاز توسط سازمان در زمان مناسب در اختیار شخص مناسب قرار داده شود.
📍سازمان ها چگونه دانش مورد نیاز خود را به بهترین شکل تولید و نگه داری کنند.
📍چگونه از مدیریت دانش برای افزایش عملکرد در جهت اهداف استراتژیک سازمان، استفاده از فرصت های کوتاه مدت و مقابله با تهدید ها، استفاده کنند.
مدیریت دانش باید ابزارها، افراد، دانش، ساختارتیمی و فرهنگ مناسب را ایجاد یا ارائه کند.
بنابراین باید ارزش و کاربرد دانش ایجاد شده درک شود، این دانش باید نگه داری و ذخیره شود و در زمان مناسب برای افراد مناسب قابل دسترس باشد، به صورت پیوسته ارزیابی، پیاده سازی و اصلاح شود و هنگامی که با اهداف بلند مدت و کوتاه مدت در تضاد است، حذف گردد.
از این تعریف متوجه می شویم که مدیریت دانش به مدیریت خلق دانش و تغییر اجزای سازمان، یادگیری سازمانی و فرهنگ سازمان بستگی دارد.
مدیریت دانش به این معنی است که، دانش در کجا و به چه شکل موجود می باشد، فرآیند هایی ایجاد می نماید که عملکرد سازمان را گسترش داده و اطمینان می یابد از این که طرح ها و ابتکارات پذیرفته و توسط اعضای سازمان پشتیبانی می شوند.
همچنین می تواند شامل خلق دانش جدید، و یا صرفا تمرکز بر روی اشتراک گذاری، ذخیره سازی و یا پالایش دانش تمرکز کند. باید به خاطر داشته باشیم که هدف کلی مدیریت دانش، ایجاد ارزش و اصلاح دارایی های دانش سازمان برای رسیدن به اهداف سازمانی می باشد.
📌پیاده سازی مدیریت دانش دارای ابعاد مختلی است از جمله:
◀️استراتژی:
استراتژی مدیریت دانش وابسته به استراتژی های اصلی سازمان می باشد. هدف؛ مدیریت، اشتراک گذاری و ایجاد دارایی های مرتبط با دانش می باشد که با کمک آن می توانیم به الزامات تاکتیکی و استراتژیک سازمان دست پیدا کنیم.
◀️فرهنگ سازمانی:
فرهنگ سازمانی راه تعامل افراد، شرایط ایجاد دانش، مقاومت افراد در برابر تغییرات خاص و در نهایت راه های اشتراک گذاری دانش توسط افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
◀️فرآیند های سازمانی:
فرآیندها، محیط و سیستم های مناسبی هستند که سازمان را قادر می سازند مدیریت دانش را به درستی پیاده سازی کند.
◀️مدیریت و رهبری:
یکی از الزامات مدیریت دانش رهبری شایسته و با تجربه در تمام سطوح می باشد. طیف گسترده ای از نقش های مرتبط با این سبک وجود دارد که سازمان ها در پیاده سازی آنها تصمیم گیرنده هستند( ممکن است پیاده سازی کنند یا نکنند.) شامل مدیر ارشد دانش (CKO)، مدیران دانش، کارگزاران دانش و به همین ترتیب نقش و شغل هایی متفاوتی در مدیریت دانش وجود دارد.
◀️تکنولوژی:
سیستم، ابزار و فن آوری متناسب با الزامات سازمان که به درستی طراحی و پیاده سازی شده است.
◀️سیاست:
حمایت طولانی مدت برای پیاده سازی و حفظ مدیریت دانش در تمام بخش های سازمان، چرا که ممکن است پیاده سازی پر هزینه باشد و اغلب به صورت سرمایه گذاری نامشهود در سازمان بیان می شود.
در گذشته علت شکست طرح های چنین سبکی از مدیریت، اغلب به دلیل تمرکز بیش از حد بر روی ابزار و سیستم مدیریت دانش اولیه و هزینه بر روی بخش های نا مرتبط بوده است. در حالی که مدیریت دانش درباره انسان ها و تعامل انسانی است.
سیستم مدیریت دانش راه زیادی پیموده است و از بخش اختیاری به بخش اصلی و حیاتی در سازمان ها تبدیل شده است.
📌مدیریت دانش علم در دسترس قرار دادن اطلاعات مورد نیاز برای افرادی که نیاز به آن اطلاعات دارند، می باشد. مدیریت دانش تضمین می کند که سازمان می تواند دانش خود را افزایش داده، و این دارایی دانشی در زمان لازم قابل بازیابی و استفاده در برنامه های مورد نیاز سازمان باشد. به گفته پیتر دراکر مدیریت دانش، " هماهنگی و بهره برداری از منابع دانش سازمانی، به منظور ایجاد سود و مزیت رقابتی می باشد".
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیریت دانش (Knowledge management) مدیریت سیستماتیک دارایی های دانش یک سازمان، به منظور ایجاد ارزش و دستیابی به الزامات تاکتیکی و استراتژیک می باشد.
مدیریت دانش شامل ابتکارات، فرآیند ها، استراتژی ها و سیستم های حفظ و افزایش ذخیره سازی، ارزیابی، به اشتراک گذاری، پالایش و ایجاد دانش است.
از این رو مدیریت دانش به معنی یک گره قوی در اهداف و استراتژی سازمان بوده و شامل مدیریت نمودن دانشی است که برای برخی از اهداف کارآمد است و برای سازمان ایجاد ارزش می کند.
📌مدیریت دانش شامل درک درستی از موارد زیر است:
📍دانش در کجا و به چه شکل وجود دارد.
📍سازمان ها چگونه فرهنگی را ایجاد کنند که منجر به علاقه به یادگیری، اشتراک گذاری و ایجاد دانش در کارکنان شود.
📍چگونه دانش مناسب و مورد نیاز توسط سازمان در زمان مناسب در اختیار شخص مناسب قرار داده شود.
📍سازمان ها چگونه دانش مورد نیاز خود را به بهترین شکل تولید و نگه داری کنند.
📍چگونه از مدیریت دانش برای افزایش عملکرد در جهت اهداف استراتژیک سازمان، استفاده از فرصت های کوتاه مدت و مقابله با تهدید ها، استفاده کنند.
مدیریت دانش باید ابزارها، افراد، دانش، ساختارتیمی و فرهنگ مناسب را ایجاد یا ارائه کند.
بنابراین باید ارزش و کاربرد دانش ایجاد شده درک شود، این دانش باید نگه داری و ذخیره شود و در زمان مناسب برای افراد مناسب قابل دسترس باشد، به صورت پیوسته ارزیابی، پیاده سازی و اصلاح شود و هنگامی که با اهداف بلند مدت و کوتاه مدت در تضاد است، حذف گردد.
از این تعریف متوجه می شویم که مدیریت دانش به مدیریت خلق دانش و تغییر اجزای سازمان، یادگیری سازمانی و فرهنگ سازمان بستگی دارد.
مدیریت دانش به این معنی است که، دانش در کجا و به چه شکل موجود می باشد، فرآیند هایی ایجاد می نماید که عملکرد سازمان را گسترش داده و اطمینان می یابد از این که طرح ها و ابتکارات پذیرفته و توسط اعضای سازمان پشتیبانی می شوند.
همچنین می تواند شامل خلق دانش جدید، و یا صرفا تمرکز بر روی اشتراک گذاری، ذخیره سازی و یا پالایش دانش تمرکز کند. باید به خاطر داشته باشیم که هدف کلی مدیریت دانش، ایجاد ارزش و اصلاح دارایی های دانش سازمان برای رسیدن به اهداف سازمانی می باشد.
📌پیاده سازی مدیریت دانش دارای ابعاد مختلی است از جمله:
◀️استراتژی:
استراتژی مدیریت دانش وابسته به استراتژی های اصلی سازمان می باشد. هدف؛ مدیریت، اشتراک گذاری و ایجاد دارایی های مرتبط با دانش می باشد که با کمک آن می توانیم به الزامات تاکتیکی و استراتژیک سازمان دست پیدا کنیم.
◀️فرهنگ سازمانی:
فرهنگ سازمانی راه تعامل افراد، شرایط ایجاد دانش، مقاومت افراد در برابر تغییرات خاص و در نهایت راه های اشتراک گذاری دانش توسط افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
◀️فرآیند های سازمانی:
فرآیندها، محیط و سیستم های مناسبی هستند که سازمان را قادر می سازند مدیریت دانش را به درستی پیاده سازی کند.
◀️مدیریت و رهبری:
یکی از الزامات مدیریت دانش رهبری شایسته و با تجربه در تمام سطوح می باشد. طیف گسترده ای از نقش های مرتبط با این سبک وجود دارد که سازمان ها در پیاده سازی آنها تصمیم گیرنده هستند( ممکن است پیاده سازی کنند یا نکنند.) شامل مدیر ارشد دانش (CKO)، مدیران دانش، کارگزاران دانش و به همین ترتیب نقش و شغل هایی متفاوتی در مدیریت دانش وجود دارد.
◀️تکنولوژی:
سیستم، ابزار و فن آوری متناسب با الزامات سازمان که به درستی طراحی و پیاده سازی شده است.
◀️سیاست:
حمایت طولانی مدت برای پیاده سازی و حفظ مدیریت دانش در تمام بخش های سازمان، چرا که ممکن است پیاده سازی پر هزینه باشد و اغلب به صورت سرمایه گذاری نامشهود در سازمان بیان می شود.
در گذشته علت شکست طرح های چنین سبکی از مدیریت، اغلب به دلیل تمرکز بیش از حد بر روی ابزار و سیستم مدیریت دانش اولیه و هزینه بر روی بخش های نا مرتبط بوده است. در حالی که مدیریت دانش درباره انسان ها و تعامل انسانی است.
سیستم مدیریت دانش راه زیادی پیموده است و از بخش اختیاری به بخش اصلی و حیاتی در سازمان ها تبدیل شده است.
📌مدیریت دانش علم در دسترس قرار دادن اطلاعات مورد نیاز برای افرادی که نیاز به آن اطلاعات دارند، می باشد. مدیریت دانش تضمین می کند که سازمان می تواند دانش خود را افزایش داده، و این دارایی دانشی در زمان لازم قابل بازیابی و استفاده در برنامه های مورد نیاز سازمان باشد. به گفته پیتر دراکر مدیریت دانش، " هماهنگی و بهره برداری از منابع دانش سازمانی، به منظور ایجاد سود و مزیت رقابتی می باشد".
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ ۱۰ سوال از رئیسجمهور احتمالی
از رئیسجمهور احتمالی بپرسید:
🔰۱- «رشد اقتصادی چیست و چگونه حاصل میشود؟»
از او این سوال را بپرسید تا مثلا روزی هنگام خداحافظی نگوید، رشد اقتصادی صفر بود؛ اما در عوض بیکاری کمی کم شده است و مجموعا شرایط خوب است!
مطمئن شوید که او میداند که «رشد اقتصادی» و «رشد درآمد ملی سرانه» هدف یک اقتصاد برای به دست آوردن رفاه اقتصادی است.
مطمئن شوید او میداند که درآمد ملی و رشد اقتصادی تغذیه کننده همه حوزههای حکمرانی است تا بعد از دورهاش نگوید که «در حوزههای «اجتماعی» و «سیاست خارجی و داخلی» خوب بودیم؛ اما فقط در اقتصاد خیلی موفق نبودیم»؛ چون حکمرانی مطلوب در هیچ یک از آن زمینهها بدون افزایش «درآمد ملی» ممکن نیست.
🔰۲-تورم چگونه ایجاد شده و چگونه کم میشود؟
اگر وی در پاسخ به جای نقش «کسری بودجه: ناشی از هزینهکرد اضافه دولتها فقط بر اهمیت «نظارت بر قیمتها «مجازات گرانفروشان»، «نرسیدن نهادههای تولیدی به دست تولیدکننده واقعی» و «ممنوعیت صادرات» در کمکردن تورم تاکید و ادعا کرد که اینگونه قصد دارم تورم را از ۵۰ درصد فعلی به زیر ۳ درصد بیاورم، حتما کاندیدای دیگری انتخاب کنید.
🔰۳-«نقدینگی چیست و چرا زیاد میشود؟»
اگر وی به جای حرفزدن از «ناترازی نظام بانکی» فقط به «لزوم هدایت نقدینگی ایجادشده به سمت تولید» اشاره کرد، ابدا امیدی به کمشدن تورم فعلی از وی نداشته باشید.
🔰۴-«تجارت آزاد به چه معناست و آیا مردم را بیکار میکند؟»
اگر در پاسخ به سوال فوق به جای وعده «عضویت در پیمانهای دوجانبه/ چندجانبه لغو تعرفه و ممنوعیتهای واردات و صادرات و انواع اتحادیههای گمرکی بر «جلوگیری از واردات بیرویه» تاکید کرد و ادعا کرد برنامه ما «حمایت از هر نوع تولید داخلی» است و وعده «ممنوعیت واردات کالاهای دارای مشابه داخلی (از صنایع خودروسازی بگیر تا گندم و شکر و آبنبات!)» را داد، فرد دیگری را انتخاب کنید.
🔰۵-«یارانههای پنهان انرژی چقدر است، چرا باید حذف شوند؟
و چرا این قیمتهای فعلی بنزین، گاز و برق و... برداشت غیرمستقیم از جیب کم درآمدها به جیب پر درآمد هاست؟»
اگر کاندیدا گفت که «توزیع سهمیه قابل معامله بنزین و گازوئیل بین همه مردم (و نه خودروها) لازم است؛ اما در هر صورت باید بنزین ۳۰۰۰ تومانی برای جلوگیری از فشار به هیچکس، همچنان عرضه شود(!)»، باز هم فکر کاندیدای دیگری باشید.
🔰۶- «چرا سرمایهگذاری خارجی نداریم؟»
اگر فرد مورد نظر به جای برنامههای خود برای «اصلاحات حقوقی رفع موانع سرمایهگذاری بهخصوص قانون تجارت»، فقط از «لزوم دوری از سرمایهگذاریهای بیگانگان» گفت، در انتخاب فرد مزبور تجدیدنظر کنید.
🔰۷-«ریشه فساد در کجای ساختار حکمرانی است و راهکار چیست؟»
اگر به جای پیشنهاد حذف یا کاهشِ «رفع تصدیگری دولت» و «حذف قیمتگذاری دولت و «کاهش دخالت دولت در بازارهای سرمایه، پول و کار» تنها و تنها راهکارش فقط «شناسایی و برخورد جدی با افراد متخلف و اختلاسگر» است در انتخاب او تجدیدنظر کنید.
🔰۸-«خصوصیسازی چرا لازم است و چگونه باید بهینهتر شود؟»
اگر به جای تاکید بر اینکه «خصوصیسازی اولویت کشور و نظام است و با رفع نواقص قانونی و اجرایی باید با عرضه شفاف بنگاههای دولتی چه زیانده و چه سودده در بورس فقط بر «لزوم نظارت بر خصوصیسازیهای انجامشده» یا «لزوم تضمین به عدم تعطیلی بنگاه زیانده» یا به تنهایی فقط بر «برخورد با متخلفان» تاکید کرد، کاندیدای دیگری انتخاب کنید.
🔰۹-«نرخ ارز چگونه باید تعیین شود؟»
اگر به جای ارائه برنامه برای دلارهای نفتی به «سرمایهگذاری در زیرساخت عمرانی» یا «داراییهای بینالمللی» و «نحوه اجراییشدن صندوقهای ثباتساز درآمدهای نفتی» و «بهروزرسانی مداوم نرخ ارز با توجه به اندازه اسمی اقتصاد و واقعیات ترازنامه بانک مرکزی و نظام بانکی» فقط به این پرداخت که: «قیمت واقعی ارز پایینتر از اینهاست و ما این قیمت را قبول نداریم»، «درآمدهای نفتی باید بر سر سفره مردم احساس شود»، «ارز متعلق به دولت است و تعیین قیمت آن هم حق دولت است»،«تورم ما در درازمدت و کوتاهمدت به خاطر فشار هزینه است و ما باید دلارپاشی کنیم تا با واردات ارزان کالاها ارزان شود» فیالفور کاندیدای دیگری را انتخاب کنید.
🔰۱۰-«برای حمایت از آسیبدیدگان و کمدرآمدها در شرایط فعلی چه باید کرد؟
اگر در پاسخ برای به جای «لزوم تسریع حذف یارانههای پنهان با توزیع کوپنهای سهمیه انرژی قابل معامله بین مردم» همچنان فقط به فکر «تداوم پرداخت مبالغ ناچیز ۴۵۵۰۰ تومان و ۵۵۰۰۰ تومان و ۱۱۰ هزار تومان با چاپ پولهای تورمزا» بود یا وعدههای نشدنی مثل «پرداخت نفری ۲/۵ میلیون تومان» باشد، به فکر کاندیدای دیگری باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از رئیسجمهور احتمالی بپرسید:
🔰۱- «رشد اقتصادی چیست و چگونه حاصل میشود؟»
از او این سوال را بپرسید تا مثلا روزی هنگام خداحافظی نگوید، رشد اقتصادی صفر بود؛ اما در عوض بیکاری کمی کم شده است و مجموعا شرایط خوب است!
مطمئن شوید که او میداند که «رشد اقتصادی» و «رشد درآمد ملی سرانه» هدف یک اقتصاد برای به دست آوردن رفاه اقتصادی است.
مطمئن شوید او میداند که درآمد ملی و رشد اقتصادی تغذیه کننده همه حوزههای حکمرانی است تا بعد از دورهاش نگوید که «در حوزههای «اجتماعی» و «سیاست خارجی و داخلی» خوب بودیم؛ اما فقط در اقتصاد خیلی موفق نبودیم»؛ چون حکمرانی مطلوب در هیچ یک از آن زمینهها بدون افزایش «درآمد ملی» ممکن نیست.
🔰۲-تورم چگونه ایجاد شده و چگونه کم میشود؟
اگر وی در پاسخ به جای نقش «کسری بودجه: ناشی از هزینهکرد اضافه دولتها فقط بر اهمیت «نظارت بر قیمتها «مجازات گرانفروشان»، «نرسیدن نهادههای تولیدی به دست تولیدکننده واقعی» و «ممنوعیت صادرات» در کمکردن تورم تاکید و ادعا کرد که اینگونه قصد دارم تورم را از ۵۰ درصد فعلی به زیر ۳ درصد بیاورم، حتما کاندیدای دیگری انتخاب کنید.
🔰۳-«نقدینگی چیست و چرا زیاد میشود؟»
اگر وی به جای حرفزدن از «ناترازی نظام بانکی» فقط به «لزوم هدایت نقدینگی ایجادشده به سمت تولید» اشاره کرد، ابدا امیدی به کمشدن تورم فعلی از وی نداشته باشید.
🔰۴-«تجارت آزاد به چه معناست و آیا مردم را بیکار میکند؟»
اگر در پاسخ به سوال فوق به جای وعده «عضویت در پیمانهای دوجانبه/ چندجانبه لغو تعرفه و ممنوعیتهای واردات و صادرات و انواع اتحادیههای گمرکی بر «جلوگیری از واردات بیرویه» تاکید کرد و ادعا کرد برنامه ما «حمایت از هر نوع تولید داخلی» است و وعده «ممنوعیت واردات کالاهای دارای مشابه داخلی (از صنایع خودروسازی بگیر تا گندم و شکر و آبنبات!)» را داد، فرد دیگری را انتخاب کنید.
🔰۵-«یارانههای پنهان انرژی چقدر است، چرا باید حذف شوند؟
و چرا این قیمتهای فعلی بنزین، گاز و برق و... برداشت غیرمستقیم از جیب کم درآمدها به جیب پر درآمد هاست؟»
اگر کاندیدا گفت که «توزیع سهمیه قابل معامله بنزین و گازوئیل بین همه مردم (و نه خودروها) لازم است؛ اما در هر صورت باید بنزین ۳۰۰۰ تومانی برای جلوگیری از فشار به هیچکس، همچنان عرضه شود(!)»، باز هم فکر کاندیدای دیگری باشید.
🔰۶- «چرا سرمایهگذاری خارجی نداریم؟»
اگر فرد مورد نظر به جای برنامههای خود برای «اصلاحات حقوقی رفع موانع سرمایهگذاری بهخصوص قانون تجارت»، فقط از «لزوم دوری از سرمایهگذاریهای بیگانگان» گفت، در انتخاب فرد مزبور تجدیدنظر کنید.
🔰۷-«ریشه فساد در کجای ساختار حکمرانی است و راهکار چیست؟»
اگر به جای پیشنهاد حذف یا کاهشِ «رفع تصدیگری دولت» و «حذف قیمتگذاری دولت و «کاهش دخالت دولت در بازارهای سرمایه، پول و کار» تنها و تنها راهکارش فقط «شناسایی و برخورد جدی با افراد متخلف و اختلاسگر» است در انتخاب او تجدیدنظر کنید.
🔰۸-«خصوصیسازی چرا لازم است و چگونه باید بهینهتر شود؟»
اگر به جای تاکید بر اینکه «خصوصیسازی اولویت کشور و نظام است و با رفع نواقص قانونی و اجرایی باید با عرضه شفاف بنگاههای دولتی چه زیانده و چه سودده در بورس فقط بر «لزوم نظارت بر خصوصیسازیهای انجامشده» یا «لزوم تضمین به عدم تعطیلی بنگاه زیانده» یا به تنهایی فقط بر «برخورد با متخلفان» تاکید کرد، کاندیدای دیگری انتخاب کنید.
🔰۹-«نرخ ارز چگونه باید تعیین شود؟»
اگر به جای ارائه برنامه برای دلارهای نفتی به «سرمایهگذاری در زیرساخت عمرانی» یا «داراییهای بینالمللی» و «نحوه اجراییشدن صندوقهای ثباتساز درآمدهای نفتی» و «بهروزرسانی مداوم نرخ ارز با توجه به اندازه اسمی اقتصاد و واقعیات ترازنامه بانک مرکزی و نظام بانکی» فقط به این پرداخت که: «قیمت واقعی ارز پایینتر از اینهاست و ما این قیمت را قبول نداریم»، «درآمدهای نفتی باید بر سر سفره مردم احساس شود»، «ارز متعلق به دولت است و تعیین قیمت آن هم حق دولت است»،«تورم ما در درازمدت و کوتاهمدت به خاطر فشار هزینه است و ما باید دلارپاشی کنیم تا با واردات ارزان کالاها ارزان شود» فیالفور کاندیدای دیگری را انتخاب کنید.
🔰۱۰-«برای حمایت از آسیبدیدگان و کمدرآمدها در شرایط فعلی چه باید کرد؟
اگر در پاسخ برای به جای «لزوم تسریع حذف یارانههای پنهان با توزیع کوپنهای سهمیه انرژی قابل معامله بین مردم» همچنان فقط به فکر «تداوم پرداخت مبالغ ناچیز ۴۵۵۰۰ تومان و ۵۵۰۰۰ تومان و ۱۱۰ هزار تومان با چاپ پولهای تورمزا» بود یا وعدههای نشدنی مثل «پرداخت نفری ۲/۵ میلیون تومان» باشد، به فکر کاندیدای دیگری باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from دغدغه ایران
اپیزود چهاردهم پادکست دغدغه ایران
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اپیزود چهارهم، قسمت سوم شرح کتاب «دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد» و شامل شرحی بر عوامل مؤثر بر شکلگیری اعتماد اجتماعی است. رابطه انسان اقتصادی، اخلاق، نهادهای فراگیر و شکلگیری اعتماد و سرمایه اجتماعی در این اپیزود بررسی میشود.
مشخصات کتاب
«دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد» نوشته بو روثستاین، ترجمه لادن رهبری، محمود شارعپور، محمد فاضلی و سجاد فتاحی، نشر آگه، سال 1393.
شنیدن روی کست باکس
شنیدن روی تلگرام
(اگر میپسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.)
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اپیزود چهارهم، قسمت سوم شرح کتاب «دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد» و شامل شرحی بر عوامل مؤثر بر شکلگیری اعتماد اجتماعی است. رابطه انسان اقتصادی، اخلاق، نهادهای فراگیر و شکلگیری اعتماد و سرمایه اجتماعی در این اپیزود بررسی میشود.
مشخصات کتاب
«دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد» نوشته بو روثستاین، ترجمه لادن رهبری، محمود شارعپور، محمد فاضلی و سجاد فتاحی، نشر آگه، سال 1393.
شنیدن روی کست باکس
شنیدن روی تلگرام
(اگر میپسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.)
Castbox
دغدغه ایران | Listen Free on Castbox.
دغدغه ایران پادکستی بر محور اندیشه توسعه است که در آن کتابها و گفتوگوهای با اندیشمندان بر محور توسعه و مسائل ایران منتشر میشود. این پادکست با مدیریت ...
🥀 رمز موفقیت دو چیز است:🥀
🔶 تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها
🔷 مشخصکردن انگیزهها
💠 قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه:
ناخودآگاه شما موجب میشود همهی گفتهها و اعمالتان، مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیربنایی شما هماهنگ است. ذهن ناخودآگاه شما، بسته به اینکه چگونه آنرا برنامهریزی کنید، میتواند شما را بهپیش ببرد و یا از پیشرفت بازدارد.
💠 قانون انتظارات:
اگر با اعتمادبهنفس، انتظار وقوع چیزی را داشته باشید، در جهان پیرامونتان، امکان وقوع پیدا میکند. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل میکنید و انتظارات شما، بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تأثیر میگذارد.
💠 قانون تمرکز:
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید، در زندگی واقعیت پیدا میکند. هر چیزیکه روی آن تمرکز کنید و مرتب به آن فکر کنید، در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی، واقعاً طالب آنها هستید
💠 قانون عادت:
دستکم ۹۵درصد از کارهایی که انجام میدهید، از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر. شما میتوانید عادتهایی که موفقیتتان را تضمین میکند، در خود پرورش دهید؛ به اینصورت که تا هنگامیکه رفتار مورد نظر، بهصورت غیرارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهید.
💠 قانون جذب:
شما بهطور مرتب افکار، ایدهها و موفقیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند، به خود جذب میکنید؛ خواه افکار منفی و خواه افکار مثبت. شما میتوانید بهتر از اینکه هستید، باشید. ثروتمندتر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید.
💠 قانون انتخاب:
زندگی شما، نتیجهی انتخابهای شما تا این لحظه است.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
🔶 تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها
🔷 مشخصکردن انگیزهها
💠 قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه:
ناخودآگاه شما موجب میشود همهی گفتهها و اعمالتان، مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیربنایی شما هماهنگ است. ذهن ناخودآگاه شما، بسته به اینکه چگونه آنرا برنامهریزی کنید، میتواند شما را بهپیش ببرد و یا از پیشرفت بازدارد.
💠 قانون انتظارات:
اگر با اعتمادبهنفس، انتظار وقوع چیزی را داشته باشید، در جهان پیرامونتان، امکان وقوع پیدا میکند. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل میکنید و انتظارات شما، بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تأثیر میگذارد.
💠 قانون تمرکز:
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید، در زندگی واقعیت پیدا میکند. هر چیزیکه روی آن تمرکز کنید و مرتب به آن فکر کنید، در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی، واقعاً طالب آنها هستید
💠 قانون عادت:
دستکم ۹۵درصد از کارهایی که انجام میدهید، از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر. شما میتوانید عادتهایی که موفقیتتان را تضمین میکند، در خود پرورش دهید؛ به اینصورت که تا هنگامیکه رفتار مورد نظر، بهصورت غیرارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهید.
💠 قانون جذب:
شما بهطور مرتب افکار، ایدهها و موفقیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند، به خود جذب میکنید؛ خواه افکار منفی و خواه افکار مثبت. شما میتوانید بهتر از اینکه هستید، باشید. ثروتمندتر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید.
💠 قانون انتخاب:
زندگی شما، نتیجهی انتخابهای شما تا این لحظه است.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
Forwarded from T
پیل و پراید .MP3
21.3 MB
🟧📘پیل و پراید ؟!!!
📕فایل صوتی ۲۳ دقیقه ایی حتما گوش کنید !
🔴درباره وضعی که در آن به سر میبریم
✅محمد فاضلی--عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هر چه فکر کردم درباره اوضاع جاری چه بنویسم، دیدم قبلا گفتهام.
✅ این فایل صوتی ۲۳ دقیقه ایی ، متعلق به بعد از اعتراضات دیماه 1396 است. دکتر محسن رنانی نام افسانه پیل و پراید بر آن نهاد. شاید میلیونها بار شنیده شد.
✅ حکایت هنوز همین است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
📕فایل صوتی ۲۳ دقیقه ایی حتما گوش کنید !
🔴درباره وضعی که در آن به سر میبریم
✅محمد فاضلی--عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هر چه فکر کردم درباره اوضاع جاری چه بنویسم، دیدم قبلا گفتهام.
✅ این فایل صوتی ۲۳ دقیقه ایی ، متعلق به بعد از اعتراضات دیماه 1396 است. دکتر محسن رنانی نام افسانه پیل و پراید بر آن نهاد. شاید میلیونها بار شنیده شد.
✅ حکایت هنوز همین است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
Audio
✅ بشنوید/ دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان
🔸 التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸 التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Audio
✅ بشنوید/ دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان
🔸 التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان
🔸 التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹از كفم رها جانم شد مهار دل.....
🔰زنده ياد استاد شجریان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰زنده ياد استاد شجریان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟪💐 خجسته میلاد با سعادت امام حسن مجتبی ع مبارک باد .
🔰حسامالدین سراج (خواننده موسیقی ایرانی) به مناسبت ولادت امام حسن (ع) قطعه «یوسف زیبای حجازی» را با ترانهای از عبدالجبار کاکایی منتشر کرد
🔷متن ترانه؛
شب نفسی سبز و معطر دمید، باد به دلتنگی دنیا وزید
صبح سر از پنجره بیرون کشید، صبح سر از پنجره بیرون کشید
شادی این روز پر از ماجرا، صلح بده جان مرا و مرا
ای نفس خرم باد صبا، ای نفس خرم باد صبا
از بر یار آمدهای از بر یار آمدهای مرحبا مرحبا
روز خوش آینه بازی رسید، حسن حقیقی و مجازی رسید
یوسف زیبای حجازی رسید، یوسف زیبای حجازی رسید
پرده بر انداز و به مجلس درآ، صلح بده جان مرا و مرا
ای نفس خرم باد صبا، ای نفس خرم باد صبا
از بر یار آمدهای از بر آمدهای مرحبا مرحبا
ابروی زیبای هلالی توراست، حسن جلالی و جمالی توراست
دولت آن صبح خیالی توراست، چاره کن این جمع پراکنده را
صلح بده جان مرا و مرا، صلح بده جان مرا و مرا
شادی نام حسنت ای خدا، شادی نام حسنت ای خدا
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔰حسامالدین سراج (خواننده موسیقی ایرانی) به مناسبت ولادت امام حسن (ع) قطعه «یوسف زیبای حجازی» را با ترانهای از عبدالجبار کاکایی منتشر کرد
🔷متن ترانه؛
شب نفسی سبز و معطر دمید، باد به دلتنگی دنیا وزید
صبح سر از پنجره بیرون کشید، صبح سر از پنجره بیرون کشید
شادی این روز پر از ماجرا، صلح بده جان مرا و مرا
ای نفس خرم باد صبا، ای نفس خرم باد صبا
از بر یار آمدهای از بر یار آمدهای مرحبا مرحبا
روز خوش آینه بازی رسید، حسن حقیقی و مجازی رسید
یوسف زیبای حجازی رسید، یوسف زیبای حجازی رسید
پرده بر انداز و به مجلس درآ، صلح بده جان مرا و مرا
ای نفس خرم باد صبا، ای نفس خرم باد صبا
از بر یار آمدهای از بر آمدهای مرحبا مرحبا
ابروی زیبای هلالی توراست، حسن جلالی و جمالی توراست
دولت آن صبح خیالی توراست، چاره کن این جمع پراکنده را
صلح بده جان مرا و مرا، صلح بده جان مرا و مرا
شادی نام حسنت ای خدا، شادی نام حسنت ای خدا
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔹 درس هایی از مصاحبه ظریف برای تحلیل آینده ایران،
✍ مهران صولتی
1⃣ در چهل سال گذشته دوگانه امت- ملت در جمهوری اسلامی نتوانسته به تلفیقی کارآمد میان نفوذ منطقه ای و توسعه داخلی ختم شود. به نظر می رسد تا گشوده نشدن این گره و رعایت توازن میان این دو وجه، تصور ایرانی توسعه یافته با معیارهای جهان امروز صرفا خیال پردازی باشد!
2⃣ تداوم حاکمیت دو گانه غیرکارکردی با همان وجوهی که در چهاردهه پیش داشته می تواند به اتلاف منابع، فرسایش سرمایه ها، بی اعتمادی عمومی، افزایش منازعات درون ساختار قدرت و ناکارآمدی هر چه بیشتر نظام تصمیم سازی کشور بینجامد. یگانه کردن حاکمیت، یا کارکردی کردن حاکمیت دو گانه موجود از ضروری ترین تصمیم ها محسوب می شود!
3⃣ فقدان درک واقع بینانه از تحولات بین المللی موجب هزینه کرد بی بازده منابع کشور در حوزه هایی شده است که نه تنها نتوانسته موجب اقناع مردم شود بلکه با تضعیف بنیه اقتصادی کشور موجبات افزایش فقر، نابرابری و حاشیه نشینی شهروندان را فراهم آورده است. پرواضح است که نفوذ منطقه ای ایران تا کنون نتوانسته به رونق اقتصاد کشور از طریق گسترش بازارهای منطقه ای، کریدورهای ترانزیتی و افزایش وابستگی های استراتژیک بینجامد!
4⃣ با افشای نقش مخرب و زیانبار روسیه در داستان برجام اکنون مشخص شده است که نگاه به شرق تنها از مسیر برقراری توازن مثبت میان دو سوی جهان و در هنگامه برتری های سیاسی- اقتصادی می تواند به حفظ منافع ملی در آوردگاه مناسبات بین المللی منجر شود. واقعیتی که باید در جریان عقد توافق راهبردی با چین هم مورد توجه قرار گیرد!
5⃣ سیاست خارجی ادامه منطقی سیاست داخلی است. نافرجام ماندن برجام هم اگر چه با خروج ترامپ از آن فعلیت یافت ولی پیش از آن یک سیاست داخلی منفعل و زخمی شده به وسیله اقسام منازعات فرساینده، راه را بر ابتکارات دیپلماتیک معطوف به حفظ برجام بسته بود. از همین رو تا نتوانیم به نوعی توازن قوا میان نیروهای سیاسی داخلی دست یابیم که بتواند گشاینده افق ها و زاینده توافق های پایدار میان جامعه و حکومت باشد پیروزی های دیپلماتیک موقتی و بی فایده خواهند بود!
6⃣ در جهان امروز نمی توان خطاها را پنهان کرد و نارسایی ها را ماله کشید. هر لحظه پنهان کاری در اشتباهات حکمرانی از جنس حادثه هواپیمای اوکراینی می تواند به سقوط اعتماد عمومی و لطمه دیدن منافع ملی بینجامد. امری که می تواند در ادامه به بحران مشارکت و مشروعیت بینجامد. برای نظامی که جز بر پایه حضور مردم نضج نگرفته و استوار نشده است هیچ چیزی خسارت بارتر از کناره گیری و مشارکت گریزی مردم محسوب نمی شود!
7⃣ در جهانی که امنیت در آن بیش از پیش صبغه ای اقتصادی یافته و گره خوردن منافع کشورهای مختلف، وجود امنیتی فراگیر را در گستره گیتی ضرورت بخشیده است تکیه صرف بر نظامی گری نمی تواند راهکاری مطمئن برای زیست جهانی تلقی شود. از همین رو ایجاب می کند که امنیت پایدار در بستری از تعاملات اقتصادی جهانی و سیاست های دموکراتیک داخلی باز تعریف شود. تنها در این صورت می توان از استثناگرایی پرهزینه به سوی عادی سازی پرفایده برای ایرانیان حرکت کرد!
✍ مهران صولتی
1⃣ در چهل سال گذشته دوگانه امت- ملت در جمهوری اسلامی نتوانسته به تلفیقی کارآمد میان نفوذ منطقه ای و توسعه داخلی ختم شود. به نظر می رسد تا گشوده نشدن این گره و رعایت توازن میان این دو وجه، تصور ایرانی توسعه یافته با معیارهای جهان امروز صرفا خیال پردازی باشد!
2⃣ تداوم حاکمیت دو گانه غیرکارکردی با همان وجوهی که در چهاردهه پیش داشته می تواند به اتلاف منابع، فرسایش سرمایه ها، بی اعتمادی عمومی، افزایش منازعات درون ساختار قدرت و ناکارآمدی هر چه بیشتر نظام تصمیم سازی کشور بینجامد. یگانه کردن حاکمیت، یا کارکردی کردن حاکمیت دو گانه موجود از ضروری ترین تصمیم ها محسوب می شود!
3⃣ فقدان درک واقع بینانه از تحولات بین المللی موجب هزینه کرد بی بازده منابع کشور در حوزه هایی شده است که نه تنها نتوانسته موجب اقناع مردم شود بلکه با تضعیف بنیه اقتصادی کشور موجبات افزایش فقر، نابرابری و حاشیه نشینی شهروندان را فراهم آورده است. پرواضح است که نفوذ منطقه ای ایران تا کنون نتوانسته به رونق اقتصاد کشور از طریق گسترش بازارهای منطقه ای، کریدورهای ترانزیتی و افزایش وابستگی های استراتژیک بینجامد!
4⃣ با افشای نقش مخرب و زیانبار روسیه در داستان برجام اکنون مشخص شده است که نگاه به شرق تنها از مسیر برقراری توازن مثبت میان دو سوی جهان و در هنگامه برتری های سیاسی- اقتصادی می تواند به حفظ منافع ملی در آوردگاه مناسبات بین المللی منجر شود. واقعیتی که باید در جریان عقد توافق راهبردی با چین هم مورد توجه قرار گیرد!
5⃣ سیاست خارجی ادامه منطقی سیاست داخلی است. نافرجام ماندن برجام هم اگر چه با خروج ترامپ از آن فعلیت یافت ولی پیش از آن یک سیاست داخلی منفعل و زخمی شده به وسیله اقسام منازعات فرساینده، راه را بر ابتکارات دیپلماتیک معطوف به حفظ برجام بسته بود. از همین رو تا نتوانیم به نوعی توازن قوا میان نیروهای سیاسی داخلی دست یابیم که بتواند گشاینده افق ها و زاینده توافق های پایدار میان جامعه و حکومت باشد پیروزی های دیپلماتیک موقتی و بی فایده خواهند بود!
6⃣ در جهان امروز نمی توان خطاها را پنهان کرد و نارسایی ها را ماله کشید. هر لحظه پنهان کاری در اشتباهات حکمرانی از جنس حادثه هواپیمای اوکراینی می تواند به سقوط اعتماد عمومی و لطمه دیدن منافع ملی بینجامد. امری که می تواند در ادامه به بحران مشارکت و مشروعیت بینجامد. برای نظامی که جز بر پایه حضور مردم نضج نگرفته و استوار نشده است هیچ چیزی خسارت بارتر از کناره گیری و مشارکت گریزی مردم محسوب نمی شود!
7⃣ در جهانی که امنیت در آن بیش از پیش صبغه ای اقتصادی یافته و گره خوردن منافع کشورهای مختلف، وجود امنیتی فراگیر را در گستره گیتی ضرورت بخشیده است تکیه صرف بر نظامی گری نمی تواند راهکاری مطمئن برای زیست جهانی تلقی شود. از همین رو ایجاب می کند که امنیت پایدار در بستری از تعاملات اقتصادی جهانی و سیاست های دموکراتیک داخلی باز تعریف شود. تنها در این صورت می توان از استثناگرایی پرهزینه به سوی عادی سازی پرفایده برای ایرانیان حرکت کرد!
🔰«آزادی»
نبودن، مانع است و جامعهای را آزاد میتوان گفت که افراد آن برای دنبال کردن سعادت خود به موانع برخورد نکنند. این موانع ممکن است موانع سیاسی باشند و از ظلم حکمران ناشی شوند. ممکن است موانعی باشند که سلطنت دنیایی پیشوایان دین در راه مردم ایجاد کرده است. اما همچنان ممکن است موانعی باشند که اکثریت و عقاید عموم در مقابل اقلیت برپا کردهاند.
استوارت میل معتقد بود که پیشرفت سیاسی و اجتماعی تنها در نتیجهی بهتر شدن افراد محقق میشود و بهتر شدن افراد تنها در این صورت ممکن است که آزادی داشته باشند استعدادهای خود را پرورش دهند و به کمال خود برسند.
رسیدن به کمال فردی همان امکان رشد "فردیت" یعنی نمو صفاتی است که فردی را از فرد دیگر متمایز میکند.
در نظر میل چیزی مهمتر از این نیست که اجتماع اوضاع و احوالی فراهم کند که فرد بتواند استعدادهای خود را تکمیل کند و بروز دهد. چنان که مهمترین وظیفهی باغبان آن است که موانع را برطرف کند و اوضاع و احوالی ایجاد نماید که هر یک از درختان بتوانند در نوع خود درخت کاملی شوند، در اجتماع نیز چنین است.
📙دربارۀ آزادی-جان استوارت میل
نبودن، مانع است و جامعهای را آزاد میتوان گفت که افراد آن برای دنبال کردن سعادت خود به موانع برخورد نکنند. این موانع ممکن است موانع سیاسی باشند و از ظلم حکمران ناشی شوند. ممکن است موانعی باشند که سلطنت دنیایی پیشوایان دین در راه مردم ایجاد کرده است. اما همچنان ممکن است موانعی باشند که اکثریت و عقاید عموم در مقابل اقلیت برپا کردهاند.
استوارت میل معتقد بود که پیشرفت سیاسی و اجتماعی تنها در نتیجهی بهتر شدن افراد محقق میشود و بهتر شدن افراد تنها در این صورت ممکن است که آزادی داشته باشند استعدادهای خود را پرورش دهند و به کمال خود برسند.
رسیدن به کمال فردی همان امکان رشد "فردیت" یعنی نمو صفاتی است که فردی را از فرد دیگر متمایز میکند.
در نظر میل چیزی مهمتر از این نیست که اجتماع اوضاع و احوالی فراهم کند که فرد بتواند استعدادهای خود را تکمیل کند و بروز دهد. چنان که مهمترین وظیفهی باغبان آن است که موانع را برطرف کند و اوضاع و احوالی ایجاد نماید که هر یک از درختان بتوانند در نوع خود درخت کاملی شوند، در اجتماع نیز چنین است.
📙دربارۀ آزادی-جان استوارت میل
Forwarded from مدیران ایران | آموزش مدیریت کسب وکار |modiriran 🕊
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حتی یک دقیقه از صحبت های پرفسور خرم یک دنیا آموختنی دارد... @modiriran