Forwarded from اتچ بات
🔰در ممالکی مانند ایران متاسفانه پدیده «اثر شوفر» خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است.
🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیدهاند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».
صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند «اثر شوفر» است!
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد. افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.
🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.
📕سقراط می گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیدهاند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».
صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند «اثر شوفر» است!
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد. افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.
🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.
📕سقراط می گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕معرفی کتاب « دموکراسی یا دموقراضه»
✍نویسنده: سید مهدی شجاعی
🔸سال انتشار: ۱۳۸۷.🔸تعداد صفحات: ۱۹۲
🟢این نوشته در دو بخش متوالی تقدیم میگردد:
🔺بخش اول
🔷داستان «کتاب دموکراسی یا دموقراضه» درباره ایران نیست. نه تنها ایران، بلکه درباره هیچکشور دیگری نیست. داستان در سرزمینی خیالی به نام غربستان میگذرد! این کتاب برای تمام کسانی است که از خواندن کتاب های سیاسی و اجتماعی به زبان طنز لذت میبرند، بسیار لذت بخش خواهد بود.
🔷«مَمُول» پادشاه سرزمینی به نام غربستان است. پادشاهی که سرش به عیشونوش و حکومت گرم است و کاری به کار مردم ندارد. البته نه اینکه کاری به کار مردم نداشته باشد، گاهی هم سرش را به مردم و زندگی معمولی آنها گرم میکند و پادشاهبودن خود را به رُخ آنها میکشد؛ اما با تمام این حرفها، مردم از «مَمُول» راضی بهنظر میرسند یا حداقل وانمود میکنند که «بهبه چه زندگی گل و بلبلی داریم ما!»
🔷چند صفحه نخست کتاب به تعریف این روایتها میگذرد و خط اولیه داستان از لحظهای آغاز میشود که «مَمُول» پادشاه خاکستری قصه با خودش میگوید: «خُب! اگر من بمیرم، چه بر سر سرزمینم میآید؟» این سؤال، سرآغازی برای «کتاب دموکراسی یا دموقراضه» است تا «مَمُول» با وضع قوانینی جدید، آینده سرزمینش را بسازد؛ البته خودش تصور میکرد که وضع این قوانین به جاودانگی سرزمینش کمک خواهد کرد. یکی از این قوانین به انتخاب پادشاه بعد از «مَمُول» گره خورده است. او در قانون مورد نظر مینویسد: بعد از مرگ من یکی از پسرانم پادشاه سرزمین میشود. همین و تمام.
🔺همین جا داستان را نگه دارید تا نکتهای مهم را برایتان بگویم: «مَمُول» ۲۵ فرزند پسر دارد!
🔸و حالا ادامه داستان را گوش کنید:
🔷«مَمُول» در قانونش مینویسد: بعد از مرگم یکی از فرزندانم پادشاه غربستان میشود؛ البته نه به همین راحتیها. و یا یا جنگ وخونریزی، اینبار این مردم هستند که از میان فرزندانم یکی را به عنوان پادشاه غربستان انتخاب کنند. در حقیقت بعد از مرگم، پادشاه بعدی با رأی مردم انتخاب خواهد شد و به مدت دو سال پادشاهی خواهد کرد. دو سال پادشاهی فرزندم که تمام شد، انتخابات جدید، پادشاه بعدی را مشخص خواهد کرد.
🔷هنوز جوهر امضای این قوانین خشک نشده که «مَمُول» میمیرد و انتخابات آغاز می شود و مردم می بایست طبق قانون جدید از میان ۲۴ فرزند پادشاه یکی را برای دو سال به عنوان پادشاه انتخاب کنند. شاید با خودتان گفته باشید در سطرهای بالاتر گفتیم که پادشاه ۲۵ فرزند داشت، چرا انتخابات میان ۲۴ فرزند برگزار شد؟ پاسخ آن در یک جمله خلاصه میشود: «چون فرزند بیست و پنجم ناقص الخلقه و تا حدودی مُنگل و عقبافتاده متولد شده بود.»
🔷به همین دلیل یک هفته بعد، مردم در میدان اصلی سرزمین جمع شدند تا ازمیان ۲۴ برادر، پادشاه جدید را انتخاب کنند. همانگونه که انتظار میرفت، مردم برادر ارشد و فرزند نخست را به عنوان پادشاه انتخاب میکنند، اما از آنجا که گاهی مردم هم اشتباه میکنند و برادرهای دیگر هم بیکار نمینشینند، برادر ارشد به دلایلی که در کتاب میخوانید، دوره پادشاهی دو سالهاش را تمام نمیکند و از چرخهی پادشاهی حذف میشود. برادر اول، جای خود را به برادر دوم میدهد و برادر دوم هم چند وقت بعد جای خود را به برادر سوم میدهد و این چرخه ادامه دارد تا وقتی که مردم هیچ انتخابی به غیر از برادر بیست و پنجم، یعنی همان برادر ناقصالخلقه یا مُنگل ندارند.
🔺و اینگونه « دموقراضه» یعنی برادر بیست و پنجم، پادشاه سرزمین غربستان میشود تا داستان، طور دیگری پیش برود.
🔺خلاصهای که خواندید، شرح ۳۶ صفحهی اول کتاب بود و دموقراضه با تصمیمهایش در صفحات بعدی کتاب شما را حیرتزده خواهد کرد..
📕فایل صوتی و پی دی اف این کتاب در کانال مدیران شایسته در دسترس است .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍نویسنده: سید مهدی شجاعی
🔸سال انتشار: ۱۳۸۷.🔸تعداد صفحات: ۱۹۲
🟢این نوشته در دو بخش متوالی تقدیم میگردد:
🔺بخش اول
🔷داستان «کتاب دموکراسی یا دموقراضه» درباره ایران نیست. نه تنها ایران، بلکه درباره هیچکشور دیگری نیست. داستان در سرزمینی خیالی به نام غربستان میگذرد! این کتاب برای تمام کسانی است که از خواندن کتاب های سیاسی و اجتماعی به زبان طنز لذت میبرند، بسیار لذت بخش خواهد بود.
🔷«مَمُول» پادشاه سرزمینی به نام غربستان است. پادشاهی که سرش به عیشونوش و حکومت گرم است و کاری به کار مردم ندارد. البته نه اینکه کاری به کار مردم نداشته باشد، گاهی هم سرش را به مردم و زندگی معمولی آنها گرم میکند و پادشاهبودن خود را به رُخ آنها میکشد؛ اما با تمام این حرفها، مردم از «مَمُول» راضی بهنظر میرسند یا حداقل وانمود میکنند که «بهبه چه زندگی گل و بلبلی داریم ما!»
🔷چند صفحه نخست کتاب به تعریف این روایتها میگذرد و خط اولیه داستان از لحظهای آغاز میشود که «مَمُول» پادشاه خاکستری قصه با خودش میگوید: «خُب! اگر من بمیرم، چه بر سر سرزمینم میآید؟» این سؤال، سرآغازی برای «کتاب دموکراسی یا دموقراضه» است تا «مَمُول» با وضع قوانینی جدید، آینده سرزمینش را بسازد؛ البته خودش تصور میکرد که وضع این قوانین به جاودانگی سرزمینش کمک خواهد کرد. یکی از این قوانین به انتخاب پادشاه بعد از «مَمُول» گره خورده است. او در قانون مورد نظر مینویسد: بعد از مرگ من یکی از پسرانم پادشاه سرزمین میشود. همین و تمام.
🔺همین جا داستان را نگه دارید تا نکتهای مهم را برایتان بگویم: «مَمُول» ۲۵ فرزند پسر دارد!
🔸و حالا ادامه داستان را گوش کنید:
🔷«مَمُول» در قانونش مینویسد: بعد از مرگم یکی از فرزندانم پادشاه غربستان میشود؛ البته نه به همین راحتیها. و یا یا جنگ وخونریزی، اینبار این مردم هستند که از میان فرزندانم یکی را به عنوان پادشاه غربستان انتخاب کنند. در حقیقت بعد از مرگم، پادشاه بعدی با رأی مردم انتخاب خواهد شد و به مدت دو سال پادشاهی خواهد کرد. دو سال پادشاهی فرزندم که تمام شد، انتخابات جدید، پادشاه بعدی را مشخص خواهد کرد.
🔷هنوز جوهر امضای این قوانین خشک نشده که «مَمُول» میمیرد و انتخابات آغاز می شود و مردم می بایست طبق قانون جدید از میان ۲۴ فرزند پادشاه یکی را برای دو سال به عنوان پادشاه انتخاب کنند. شاید با خودتان گفته باشید در سطرهای بالاتر گفتیم که پادشاه ۲۵ فرزند داشت، چرا انتخابات میان ۲۴ فرزند برگزار شد؟ پاسخ آن در یک جمله خلاصه میشود: «چون فرزند بیست و پنجم ناقص الخلقه و تا حدودی مُنگل و عقبافتاده متولد شده بود.»
🔷به همین دلیل یک هفته بعد، مردم در میدان اصلی سرزمین جمع شدند تا ازمیان ۲۴ برادر، پادشاه جدید را انتخاب کنند. همانگونه که انتظار میرفت، مردم برادر ارشد و فرزند نخست را به عنوان پادشاه انتخاب میکنند، اما از آنجا که گاهی مردم هم اشتباه میکنند و برادرهای دیگر هم بیکار نمینشینند، برادر ارشد به دلایلی که در کتاب میخوانید، دوره پادشاهی دو سالهاش را تمام نمیکند و از چرخهی پادشاهی حذف میشود. برادر اول، جای خود را به برادر دوم میدهد و برادر دوم هم چند وقت بعد جای خود را به برادر سوم میدهد و این چرخه ادامه دارد تا وقتی که مردم هیچ انتخابی به غیر از برادر بیست و پنجم، یعنی همان برادر ناقصالخلقه یا مُنگل ندارند.
🔺و اینگونه « دموقراضه» یعنی برادر بیست و پنجم، پادشاه سرزمین غربستان میشود تا داستان، طور دیگری پیش برود.
🔺خلاصهای که خواندید، شرح ۳۶ صفحهی اول کتاب بود و دموقراضه با تصمیمهایش در صفحات بعدی کتاب شما را حیرتزده خواهد کرد..
📕فایل صوتی و پی دی اف این کتاب در کانال مدیران شایسته در دسترس است .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
📕 معرفی کتاب دموکراسی یا دموقراضه -سید مهدی شجاعی
🔺بخش دوم
🔶... طبق قانون سرانجام مردم آخرین فرزند شاه که بیمارترین، زشتترین و نادانترین فرزند بود را به عنوان پادشاه انتخاب میکنند تا به خیال خود دمی بیاسایند!، نام فرزندان شاه همگی پیشوند "دمو" دارد و این آخری در زبان مردم شهر به «دموقراضه» شهرت یافته است. اما برخلاف تصور مردم او پس از استقرار با اتکا به هوش شیطانی و روان پرعقده خود حلقه خاصی را سامان میدهد و قوانین طلایی خود را به کار میبندد و ترکیبی از ظلم و عوامفریبی را برای حکومت بر مردم میسازد.
🔰 اصول حکومت داری دموقُراضه:
1⃣مردم همه گوسفندند و ما چوپان، حواستان باشد، بزرگ ترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است، شما مطمئن باشید که اگر برای مردم ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
2⃣ یادت باشد، مردم را هر جور بار بیاورید، بار میآیند. اگر به آن ها احترام بگذارید، فکر میکنند که شما موظفید به آن ها احترام بگذارید. اگر به آن ها توضیح دهید، گمان میکنند که شما موظف به توضیح دادنید.
3⃣ هیچوقت شنیدهاید که غذای گوسفند را به او اهداء یا تقدیم کنند؟ غذا یا علوفه گوسفند را جلویش میریزند. رفتار با مردم هم باید مثل رفتار با گوسفند باشد، طبیعیترین و مسلمترین حق مردم را باید با تحقیر و توهین به آنها داد وگرنه طلبکار میشوند. آنها باید علوفۀ اسب و گاوشان را هم از دست ما بگیرند. مردم در صورتی به شما احترام میگذارند یا از شما فرمان میبرند که محتاجتان باشند.
4⃣یک حیوان اهلی مثل سگ یا گربه را در نظر بگیرید. برای نشان دادن اخلاق و روحیۀ مردم بهترین مثال همین حیوان اهلیست. اگر این حیوان اهلی سیر باشد، وقتی صدایش کنید اصلا تحویل نمیگیرد و از جایش تکان نمیخورد، ولی اگر شما همین حیوان را هیمشه گرسنهٔ، نصف شکم نگه دارید به محض اینکه صدایش میکنید چهار نعل به سمت شما میدود. فرضا اگر همین آب مفت و رایگان را سهمیه بندی کنید، مردم فردا برای گرفتن سهمیۀ آبشان صف میکشند و برای گرفتن یک سطل آب بیشتر، دست تان را میبوسند.
5⃣ آنقدر چشم و گوش مردم را از حرفهایی راست بی ضرر و بی خاصيت پر کنید که مجال فکر کردن در مورد حقایق خطرناک را پیدا نکنند. اگر ما اصل باور و اعتقاد مردم به هر چیزی را به رسميت بشناسیم و تقویت کنیم، باید منتظر روزی باشیم که این سلاح برنده به سمت خود ما برگردد و علیه خود ما به کار گرفته شود.
6⃣ طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند: مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند اگر وقت اضافه داشته باشند عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر انقلاب و این حرفها میافتند
7⃣ یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش ایجاد موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کره زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
8⃣ مردم را به دو دسته تقسیم کنید؛ یکی عوام، یکی خواص، و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستۀ دیگر باشند، دسته اول به طمع مواجب مرید شما میشوند و دستۀ دوم، از ترس دستۀ اول، مطیع شما و به این ترتیب مملکت خود به خود اداره میشود بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید
9⃣ برای هر نقص و کاستی و کمبودتان معجونی از دلیل و حکمت و فلسفه درست کنید و به مردم بخورانید ، مردم استعداد غریبی برای خر شدن دارند، مثلا اگر نان ندارید که شکم مردم را سیر کنید برایشان از فضیلت گرسنگی سخن بگویید
🔟این اصل را هیچ وقت فراموش نکنید که بزرگترین دشمن ما علم و دانش است و تنها راه مبارزه با این دشمن تحقیر کردن آن است، تا میتوانید از افراد بیسواد تجلیل کنید و آنها را در صدر بنشانید. مناصب مهم و بزرگ را به آنها بسپارید و به همگان نشان دهید که علم و دانش، جز بدبختی و دردسر و بیکاری خاصیت دیگری ندارد ، رمز بقای مدیریت، انتخاب و انتصاب زیردستانی است که قدشان از شما کوتاه تر باشد
1⃣1⃣ دروغ گفتن هنر است، هنری که از عهدۀ هر کسی ساخته نیست و مهم ترین اصل در این هنر داشتن جسارت است، دروغی که با شهامت و قاطعیت و اعتماد به نفس گفته میشود از هر راستی قابل قبولتر است، چرا مردم باور می کنند؟ برای اینکه هیچ کس تصور هم نمیکند که با این قاطعیت و محکمی بشود دروغ گفت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺بخش دوم
🔶... طبق قانون سرانجام مردم آخرین فرزند شاه که بیمارترین، زشتترین و نادانترین فرزند بود را به عنوان پادشاه انتخاب میکنند تا به خیال خود دمی بیاسایند!، نام فرزندان شاه همگی پیشوند "دمو" دارد و این آخری در زبان مردم شهر به «دموقراضه» شهرت یافته است. اما برخلاف تصور مردم او پس از استقرار با اتکا به هوش شیطانی و روان پرعقده خود حلقه خاصی را سامان میدهد و قوانین طلایی خود را به کار میبندد و ترکیبی از ظلم و عوامفریبی را برای حکومت بر مردم میسازد.
🔰 اصول حکومت داری دموقُراضه:
1⃣مردم همه گوسفندند و ما چوپان، حواستان باشد، بزرگ ترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است، شما مطمئن باشید که اگر برای مردم ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
2⃣ یادت باشد، مردم را هر جور بار بیاورید، بار میآیند. اگر به آن ها احترام بگذارید، فکر میکنند که شما موظفید به آن ها احترام بگذارید. اگر به آن ها توضیح دهید، گمان میکنند که شما موظف به توضیح دادنید.
3⃣ هیچوقت شنیدهاید که غذای گوسفند را به او اهداء یا تقدیم کنند؟ غذا یا علوفه گوسفند را جلویش میریزند. رفتار با مردم هم باید مثل رفتار با گوسفند باشد، طبیعیترین و مسلمترین حق مردم را باید با تحقیر و توهین به آنها داد وگرنه طلبکار میشوند. آنها باید علوفۀ اسب و گاوشان را هم از دست ما بگیرند. مردم در صورتی به شما احترام میگذارند یا از شما فرمان میبرند که محتاجتان باشند.
4⃣یک حیوان اهلی مثل سگ یا گربه را در نظر بگیرید. برای نشان دادن اخلاق و روحیۀ مردم بهترین مثال همین حیوان اهلیست. اگر این حیوان اهلی سیر باشد، وقتی صدایش کنید اصلا تحویل نمیگیرد و از جایش تکان نمیخورد، ولی اگر شما همین حیوان را هیمشه گرسنهٔ، نصف شکم نگه دارید به محض اینکه صدایش میکنید چهار نعل به سمت شما میدود. فرضا اگر همین آب مفت و رایگان را سهمیه بندی کنید، مردم فردا برای گرفتن سهمیۀ آبشان صف میکشند و برای گرفتن یک سطل آب بیشتر، دست تان را میبوسند.
5⃣ آنقدر چشم و گوش مردم را از حرفهایی راست بی ضرر و بی خاصيت پر کنید که مجال فکر کردن در مورد حقایق خطرناک را پیدا نکنند. اگر ما اصل باور و اعتقاد مردم به هر چیزی را به رسميت بشناسیم و تقویت کنیم، باید منتظر روزی باشیم که این سلاح برنده به سمت خود ما برگردد و علیه خود ما به کار گرفته شود.
6⃣ طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند: مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند اگر وقت اضافه داشته باشند عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر انقلاب و این حرفها میافتند
7⃣ یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش ایجاد موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کره زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
8⃣ مردم را به دو دسته تقسیم کنید؛ یکی عوام، یکی خواص، و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستۀ دیگر باشند، دسته اول به طمع مواجب مرید شما میشوند و دستۀ دوم، از ترس دستۀ اول، مطیع شما و به این ترتیب مملکت خود به خود اداره میشود بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید
9⃣ برای هر نقص و کاستی و کمبودتان معجونی از دلیل و حکمت و فلسفه درست کنید و به مردم بخورانید ، مردم استعداد غریبی برای خر شدن دارند، مثلا اگر نان ندارید که شکم مردم را سیر کنید برایشان از فضیلت گرسنگی سخن بگویید
🔟این اصل را هیچ وقت فراموش نکنید که بزرگترین دشمن ما علم و دانش است و تنها راه مبارزه با این دشمن تحقیر کردن آن است، تا میتوانید از افراد بیسواد تجلیل کنید و آنها را در صدر بنشانید. مناصب مهم و بزرگ را به آنها بسپارید و به همگان نشان دهید که علم و دانش، جز بدبختی و دردسر و بیکاری خاصیت دیگری ندارد ، رمز بقای مدیریت، انتخاب و انتصاب زیردستانی است که قدشان از شما کوتاه تر باشد
1⃣1⃣ دروغ گفتن هنر است، هنری که از عهدۀ هر کسی ساخته نیست و مهم ترین اصل در این هنر داشتن جسارت است، دروغی که با شهامت و قاطعیت و اعتماد به نفس گفته میشود از هر راستی قابل قبولتر است، چرا مردم باور می کنند؟ برای اینکه هیچ کس تصور هم نمیکند که با این قاطعیت و محکمی بشود دروغ گفت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
دموکراسی یا دموقراضه.pdf
2.9 MB
📕فایل پی دی اف کتاب؛ دموکراسی یا دموقراضه👇👇
✍اثر سید مهدی شجاعی
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﺪﻭﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
✍اثر سید مهدی شجاعی
ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﺪﻭﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagets
Forwarded from کتابدونی (F M)
#کتاب_صوتی 🎤
#دموکراسی_یا_دموقراضه
( قسمت اول)
#سید_مهدی_شجاعی
📚نشر #نوین_کتاب_گویا
دوستان عزیز از امشب با کتاب دموکراسی یا دموقراضه همراهتان هستیم🌹😊
@novinketabgooya🎧
@ketabdooni✨
#دموکراسی_یا_دموقراضه
( قسمت اول)
#سید_مهدی_شجاعی
📚نشر #نوین_کتاب_گویا
دوستان عزیز از امشب با کتاب دموکراسی یا دموقراضه همراهتان هستیم🌹😊
@novinketabgooya🎧
@ketabdooni✨