Forwarded from نشريه كارخانهدار
↙️ درس هایی از حاکم دوبی :
⭕️ مسئله اصلي ما «توسعه بود» ؛ به جای «پول مردم» از «ظرفیت مردم» استفاده کردیم
✍️ حسين معين آبادي
🔰 محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" ضمن مروز گذشته فقير كشورش، به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی مي پردازد كه مي تواند تجربه خوبي براي ديگر كشورهاي اسلامي نيز باشد. برخي از مهمترين ايده هاي او را مرور مي كنيم:
1️⃣ به مردم حق اشتباه کردن دادیم
او معتقد است از عوامل موفقیت پدرم و بنده تاکید بر نقاط قوت بوده است نه ضعف، زیرا نقاط ضعف باعث ناامیدی و انزوا می شود. افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
2️⃣ فساد اداري را مستقيما كنترل مي كرديم
برای جذب سرمایه خارجی و بهره گیری از دستاوردهای بشری شرایط ویژه ای را در دوبی فراهم کردیم. ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. من یک سازمان مخفی برای بررسی عملکرد ادارت دولتی ایجاد کردم بنام ” خریداران سری” که کارش بررسی عملکرد ادارت و شناسایی افراد موثر و همچنین مقابله با مفاسد است و این افراد با مراجعه به ادارات و یا تحت عنوان خدمه در ادارات به کار مشغولند. من به واسطه این افراد از کل عملکرد ادارات دولتی دوبی مطلع هستم.
3️⃣ مردم را در توسعه كشور شريك كرديم
برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است.
رهبر باید به جای قصر نشینی، درون میدان کار و منازعه باشد. محیط زندگی ما متاثر از زندگی شیر و آهو در آفریقا است و هر دو باید با سرعت بدوند تا بتوانند زنده بمانند. یکی شکار کند و دیگری از شکار شدن بگریزد.
4️⃣ مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم
مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات، وقتی کسی اشتباه میکند باید برای اصلاح او، تنبیه آخرین اقدام باشد.
5️⃣ پیروز صلح بودیم نه جنگ
تاکید اسلام بر صلح است. زیرا هیچ کس در جنگ برنده نیست. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم و به تمامی برادران عرب خود این رویه را پیشنهاد می کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند
6️⃣ برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم
ما در دوبی با هدف جذب سرمایه خارجی، معافیت های مالیاتی قابل توجهی بر تمامی اشکال سرمایه گذاری وضع کرده ایم و حق انتقال صد در صد سود شرکت های خارجی فراهم است. امنیت از مهمترین ویژگی های امارات است و تاکنون بیش از 100 دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و 4 هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
7️⃣ از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم
برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال 1985 با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث 11 سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت./ مجله کارخانه دار
🔻 متن كامل را در لينك زير بخوانيد
https://b2n.ir/e78095
⭕️ مسئله اصلي ما «توسعه بود» ؛ به جای «پول مردم» از «ظرفیت مردم» استفاده کردیم
✍️ حسين معين آبادي
🔰 محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" ضمن مروز گذشته فقير كشورش، به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی مي پردازد كه مي تواند تجربه خوبي براي ديگر كشورهاي اسلامي نيز باشد. برخي از مهمترين ايده هاي او را مرور مي كنيم:
1️⃣ به مردم حق اشتباه کردن دادیم
او معتقد است از عوامل موفقیت پدرم و بنده تاکید بر نقاط قوت بوده است نه ضعف، زیرا نقاط ضعف باعث ناامیدی و انزوا می شود. افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
2️⃣ فساد اداري را مستقيما كنترل مي كرديم
برای جذب سرمایه خارجی و بهره گیری از دستاوردهای بشری شرایط ویژه ای را در دوبی فراهم کردیم. ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. من یک سازمان مخفی برای بررسی عملکرد ادارت دولتی ایجاد کردم بنام ” خریداران سری” که کارش بررسی عملکرد ادارت و شناسایی افراد موثر و همچنین مقابله با مفاسد است و این افراد با مراجعه به ادارات و یا تحت عنوان خدمه در ادارات به کار مشغولند. من به واسطه این افراد از کل عملکرد ادارات دولتی دوبی مطلع هستم.
3️⃣ مردم را در توسعه كشور شريك كرديم
برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است.
رهبر باید به جای قصر نشینی، درون میدان کار و منازعه باشد. محیط زندگی ما متاثر از زندگی شیر و آهو در آفریقا است و هر دو باید با سرعت بدوند تا بتوانند زنده بمانند. یکی شکار کند و دیگری از شکار شدن بگریزد.
4️⃣ مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم
مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات، وقتی کسی اشتباه میکند باید برای اصلاح او، تنبیه آخرین اقدام باشد.
5️⃣ پیروز صلح بودیم نه جنگ
تاکید اسلام بر صلح است. زیرا هیچ کس در جنگ برنده نیست. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم و به تمامی برادران عرب خود این رویه را پیشنهاد می کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند
6️⃣ برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم
ما در دوبی با هدف جذب سرمایه خارجی، معافیت های مالیاتی قابل توجهی بر تمامی اشکال سرمایه گذاری وضع کرده ایم و حق انتقال صد در صد سود شرکت های خارجی فراهم است. امنیت از مهمترین ویژگی های امارات است و تاکنون بیش از 100 دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و 4 هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
7️⃣ از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم
برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال 1985 با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث 11 سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت./ مجله کارخانه دار
🔻 متن كامل را در لينك زير بخوانيد
https://b2n.ir/e78095
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
حاکم دوبی: مسئله ما «توسعه بود» ؛ به جای پول مردم از ظرفیت مردم استفاده کردیم - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" که توسط دکتر مسلم زمانی به فارسی ترجمه شده است به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی می پردازد. به علت اینکه این کشور در طول 5 دهه پس از تاسیس، از دستاوردهای قابل احترامی در خاورمیانه…
🟪سلام و عرض ادب و احترام خدمت شریف دوستان، همراهان و همکاران گرامی:
🔰جهت بهرمندی از مباحث علمی و تخصصی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدیربتی، تعداد پنجاه تا از کانال های خوب تلگرامی به همراه آدرس لینکشان را به پیوست تقدیم حضور میکنم.
🟩 از خداوند بزرگ میخواهیم همواره صبر و شکیبایی مطالعه و افزایش دانش و بینش متعالی را برای هر یک از ما عنایت فرماید.
🔷کانال استاد ارجمند دکتر محسن رنانی
@Renani_Mohsen
🔷کانال استاد توانمند دکتر محمود سریع القلم
@sariolghalam
🔷کانال دغدغه ایران استاد دکتر محمد فاضلی
@fazeli_mohammad
🔷کانال بسیار مفید پویش فکری توسعه
@PooyeshFekri
🔷کانال دکتر مجتبی لشکر بلوکی دانشگاه صنعتی شریف
@Dr_Lashkarbolouki
🔷کانال رسمی دکتر موسی غنی نژاد. اقتصاد دان
@ghaninejad_mousa
🔷کانال پروفسور مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔷کانال عالی درس گفتارهایی از جامعه شناسی
@kavosh_garan
🔷کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال محسن قریب عقل سرخ
@mohsenegharib
🔷کانال استاد دکتر زیبا کلام
@sadeghZibakalam
🔷کانال بسیار عالی شبکه توسعه
@I_D_Network
🔷کانال آموزش های خوب و کاربردی برای مدیران
@modiriran
🔷کانال گلچيني از بهترينها در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری، فرهنگی ،هنری و......
@bavarh
🔷کانال تخصصی توسعه و تعالی منابع انسانی دانشگاه علامه طباطبائی
@atuhrm
🔷کانال دکتر جلائی پور جامعه شناس
@hamidrezajalaeipour
🔷کانال دکتر اعلمی نماینده پیشین تبریز
@akbaralami
🔷کانال مطالعات دین و اقتصاد
@dinoeqtesad
🔷کانال خرد منتقد
@kherade_montaghed
🔷کانال مجمع فعالان اقتصادی
@iran_economy_online
🔷کانال اندیشه ایرانی
@IranianThought48
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
🔷کانال تخصصی مشاوران مدیریت و منابع انسانی
@HRMIR
🔷کانال کتابخانه دانشگاهی
@Academic_Library
🔷کانال خرمگس
@kharmagaas
🔷کانال hr 34000 مدیریت منابع انسانی
@hr34000
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال کتابخانه صوتی
@audiobo0ok
🔷کانال یاد داشت های توسعه ایران دکتر امیر حسین خالقی
@RahbordChannel
🔷 کانال هنر مدیریت
@honaremodiriat
🔷کانال تحلیل های اجتماعی
@tahlyleejtemaaey
🔷کانال آرشیو منابع سیاسی
@Archpol
🔷کانال دانستن حق مردم است
@bamardum
🔷کانال مطالعات راهبردی امریکا
@EsfandiarKhodaee
🔷کانال دکتر رخداد تازه دکتر مهر آیین
@mostafamehraeen
🔷کانال توانمند سازی حاکمیت و جامعه
@IranBSSC
🔷کانال کتاب فروشی دهخدا تبریز
@dehkhodabook
🔷کانال تخصصی اقتصاد
@eghtesadd
🔷کانال دکتر مهران صولتی جامعه شناسی
@solati_mehran
🔷کانال دکتر مهدی شامی زنجانی . دکترای مدیریت دانشگاه تهران
@ShamiZanjani
🔷هر کتایی میخوای اینجا دانلود کن: کتاب صوتی
@behtarinhayesoti
🔷کانال علوم اجتماعی مسایل روز
@social_science
🔷کانال آگاهی اجتماعی
@rahimzayer
🔷کانال دور نمای اقتصاد
@econviews
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال کلیپ های متنوع
@LaLaLandTel
🔷کانال جامعه شناسی
@iransociology
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰جهت بهرمندی از مباحث علمی و تخصصی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدیربتی، تعداد پنجاه تا از کانال های خوب تلگرامی به همراه آدرس لینکشان را به پیوست تقدیم حضور میکنم.
🟩 از خداوند بزرگ میخواهیم همواره صبر و شکیبایی مطالعه و افزایش دانش و بینش متعالی را برای هر یک از ما عنایت فرماید.
🔷کانال استاد ارجمند دکتر محسن رنانی
@Renani_Mohsen
🔷کانال استاد توانمند دکتر محمود سریع القلم
@sariolghalam
🔷کانال دغدغه ایران استاد دکتر محمد فاضلی
@fazeli_mohammad
🔷کانال بسیار مفید پویش فکری توسعه
@PooyeshFekri
🔷کانال دکتر مجتبی لشکر بلوکی دانشگاه صنعتی شریف
@Dr_Lashkarbolouki
🔷کانال رسمی دکتر موسی غنی نژاد. اقتصاد دان
@ghaninejad_mousa
🔷کانال پروفسور مصطفی ملکیان
@mostafamalekian
🔷کانال عالی درس گفتارهایی از جامعه شناسی
@kavosh_garan
🔷کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال محسن قریب عقل سرخ
@mohsenegharib
🔷کانال استاد دکتر زیبا کلام
@sadeghZibakalam
🔷کانال بسیار عالی شبکه توسعه
@I_D_Network
🔷کانال آموزش های خوب و کاربردی برای مدیران
@modiriran
🔷کانال گلچيني از بهترينها در زمینه های مختلف اجتماعی ،خبری، فرهنگی ،هنری و......
@bavarh
🔷کانال تخصصی توسعه و تعالی منابع انسانی دانشگاه علامه طباطبائی
@atuhrm
🔷کانال دکتر جلائی پور جامعه شناس
@hamidrezajalaeipour
🔷کانال دکتر اعلمی نماینده پیشین تبریز
@akbaralami
🔷کانال مطالعات دین و اقتصاد
@dinoeqtesad
🔷کانال خرد منتقد
@kherade_montaghed
🔷کانال مجمع فعالان اقتصادی
@iran_economy_online
🔷کانال اندیشه ایرانی
@IranianThought48
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
🔷کانال تخصصی مشاوران مدیریت و منابع انسانی
@HRMIR
🔷کانال کتابخانه دانشگاهی
@Academic_Library
🔷کانال خرمگس
@kharmagaas
🔷کانال hr 34000 مدیریت منابع انسانی
@hr34000
🔷کانال دیپلماسی؛ بهترین تحلیلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
@Bestdiplomacy
🔷کانال کتابخانه صوتی
@audiobo0ok
🔷کانال یاد داشت های توسعه ایران دکتر امیر حسین خالقی
@RahbordChannel
🔷 کانال هنر مدیریت
@honaremodiriat
🔷کانال تحلیل های اجتماعی
@tahlyleejtemaaey
🔷کانال آرشیو منابع سیاسی
@Archpol
🔷کانال دانستن حق مردم است
@bamardum
🔷کانال مطالعات راهبردی امریکا
@EsfandiarKhodaee
🔷کانال دکتر رخداد تازه دکتر مهر آیین
@mostafamehraeen
🔷کانال توانمند سازی حاکمیت و جامعه
@IranBSSC
🔷کانال کتاب فروشی دهخدا تبریز
@dehkhodabook
🔷کانال تخصصی اقتصاد
@eghtesadd
🔷کانال دکتر مهران صولتی جامعه شناسی
@solati_mehran
🔷کانال دکتر مهدی شامی زنجانی . دکترای مدیریت دانشگاه تهران
@ShamiZanjani
🔷هر کتایی میخوای اینجا دانلود کن: کتاب صوتی
@behtarinhayesoti
🔷کانال علوم اجتماعی مسایل روز
@social_science
🔷کانال آگاهی اجتماعی
@rahimzayer
🔷کانال دور نمای اقتصاد
@econviews
🔷کانال مهارت های روانی
@Mentalskills
🔷کانال کلیپ های متنوع
@LaLaLandTel
🔷کانال جامعه شناسی
@iransociology
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مهران صولتی
🔹 چرا انتظار توسعه در شرایط کنونی ایران بیهوده است؟!
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
☘ ایران از حدود یکصد سال پیش و با پیوستن به مدار نظام جهانی در مسیر توسعه یافتگی قرار گرفت. شواهد اما حاکی از آن است که به رغم سه تحول سرنوشت ساز مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی هنوز هم ما کشوری در حال توسعه به شمار می رویم. پیشرفت های زیادی در این مدت صورت گرفته ولی از آن جهش نهایی که بتواند ما را در جرگه کشورهای توسعه یافته قرار دهد هنوز هم خبری نیست. به نظر می رسد با نزدیک شدن به موعد بسته شدن پنجره جمعیتی در سال ۱۴۲۵ کار بیش از پیش بر ما سخت تر و دوران انتقال طولانی تر شود. حال بر اساس این ملاحظات مایلم به این پرسش پاسخ دهم که چرا در وضعیت کنونی انتظار برای توسعه یافتگی کشور بیهوده می باشد؟!
🔺 هراس از آزاد شدن نیروهای اجتماعی:
توسعه پدیده ای فراتر از ساختن پل، سد و جاده است. اینها پیشرفت است نه توسعه! یعنی همان تصوری که یکصد سال است مهندسی را برتر از علوم انسانی نشانده و تکنوکراسی را جایگزین دموکراسی ساخته است. توسعه پیش از هر چیز به معنای آزاد سازی تمامی نیروهای اجتماعی و مشارکت آنها در ساختن آینده جامعه است. شاید بتوان ترجمان این آرمان را در شعار ایران برای همه ایرانیان یافت. امری که منوط به آموزش و پرورش انسان هایی در تراز رقابت با قدرت های اقتصادی جهان است. اما آن چه در چهل سال گذشته بیش از همه به چشم آمده است عزمی جدی برای مهار جامعه و نیروهای توانمند آن بوده است. محدود سازی تاثیر گذاری نخبگان، کنترل دامنه فعالیت نهادهای مدنی، امنیتی سازی گفتمان فعالیت های سیاسی- اجتماعی و زینتی سازی نقش نهادهای انتخابی از طریق موازی سازی مراکز قانون گذار از جمله این تلاش ها می باشد!
🔺 هراس از افزایش توقعات اقتصادی:
تجربه رژیم شاه در بالا بردن انتظارات اقتصادی مردم پس از افزایش قیمت نفت(۱۳۵۲) و سپس ناکامی در برآوردن آنها پس از کاهش شدید قیمت آن(۱۳۵۵) که منجر به بی ثباتی سیاسی و انقلاب ۵۷ شد درس هایی ذیقیمت برای آیندگان به همراه داشت. این که حکومت هایی که سطح توقعات اقتصادی را پایین نگه می دارند از ثبات بیشتری برخوردارند. امری که در تمامی چهل سال گذشته سرلوحه سیاست گذاران کشور قرار داشته، عبارت از تلاش برای تعویق مطالبات و پرهیز از دمیدن در کوره انتظارات بوده است. تنظیم آرزوهای مردم و پایین نگه داشتن فتیله امید اجتماعی. درست برخلاف توسعه که مستلزم افزایش امید، برابری و آزادی برای شکوفایی تمامی استعدادها و ظرفیت ها است. شاید بتوان تلاش برای رنگ باختن امیدهای سیاسی مردم از پس هر انتخابات را نیز در همین راستا ارزیابی کرد. این که قرار دادن مردم در برزخ میان بد و بدتر اگر چه با اقتضائات حکمرانی خوب ناسازگار است ولی در عوض می تواند مطمئن تر و پایدارتر باشد!
🔺 اصرار بر تداوم چالش با نظام جهانی:
در همه این سال ها که دلسوزان و کارشناسان از ضرورت آشتی با جهان و ارتباط سازنده با آن سخن گفته اند با این پرسش مواجه شده اند که آیا از ما می خواهید تسلیم امریکا شویم؟! پرواضح است که پاسخ منفی است. ولی واقعیت هم به سادگی نهفته در این پرسش و پاسخ نیست. امروزه نمی توان نظام جهانی را صرفا در امریکای تضعیف شده کنونی خلاصه کرد. کشورهایی مانند چین، هند، روسیه، برزیل، ژاپن و اروپا جهانی چندقطبی را شکل داده اند که در آن مطابق پیش بینی بلومبرگ از رده بندی اقتصادهای جهانی تا سال ۲۰۳۰، چین و هند برتر از امریکا می ایستند. اما مشکل اینجا است که اکنون چالش با نظام جهانی به بخش جدایی ناپذیری از هویت کشور بدل شده است. تبدیل واقعیت به هویت، که نه تنها تجدیدنظر در مواضع پیشین را منتفی می سازد بلکه موجب تصلب یافتن هر چه بیشتر تصمیم ها می شود!
🔺 فقدان چشم انداز روشن برای اجماع ملی: تجربه توسعه در همه اقتصادهای نوظهور نشان می دهد که ضرورت توسعه یافتگی موجب شده در یک پیچ تاریخی نوعی اجماع ملی در بالاترین سطح سیاسی شکل گرفته و دولت به مثابه موتور محرکه توسعه ایفای نقش کند. اجماعی که بر بسیج توده ها پیرامون اولویت یافتن اقتصاد، مشارکت پذیری مردم و سیاست خارجی آشتی جویانه با جهان مبتنی بوده است. اما مع الاسف شواهد نشان می دهد که بی اعتمادی فزاینده سیاسی در کشور حتی امکان شکل گیری نوعی گفت و گوی ملی را هم منتفی ساخته است. مسائل متعدد اجتماعی حل نشده بر یکدیگر انباشت شده و بحران های مختلف را بازتولید می کنند. روشن است که با این حجم از معضلات در هم کلاف شده نمی توان به شکل گیری اجماعی ملی برای بهره گیری از تجارب جهانی جهت ورود به فرایند توسعه یافتگی امید داشت. شرایطی که در آن امر روزمره و زیستن برای بقا اولویت می یابد و فاصله با سایر کشورهای جهان بیش از پیش افزایش می یابد!
@solati_mehran
#توسعه
#بازنشر
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
☘ ایران از حدود یکصد سال پیش و با پیوستن به مدار نظام جهانی در مسیر توسعه یافتگی قرار گرفت. شواهد اما حاکی از آن است که به رغم سه تحول سرنوشت ساز مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی هنوز هم ما کشوری در حال توسعه به شمار می رویم. پیشرفت های زیادی در این مدت صورت گرفته ولی از آن جهش نهایی که بتواند ما را در جرگه کشورهای توسعه یافته قرار دهد هنوز هم خبری نیست. به نظر می رسد با نزدیک شدن به موعد بسته شدن پنجره جمعیتی در سال ۱۴۲۵ کار بیش از پیش بر ما سخت تر و دوران انتقال طولانی تر شود. حال بر اساس این ملاحظات مایلم به این پرسش پاسخ دهم که چرا در وضعیت کنونی انتظار برای توسعه یافتگی کشور بیهوده می باشد؟!
🔺 هراس از آزاد شدن نیروهای اجتماعی:
توسعه پدیده ای فراتر از ساختن پل، سد و جاده است. اینها پیشرفت است نه توسعه! یعنی همان تصوری که یکصد سال است مهندسی را برتر از علوم انسانی نشانده و تکنوکراسی را جایگزین دموکراسی ساخته است. توسعه پیش از هر چیز به معنای آزاد سازی تمامی نیروهای اجتماعی و مشارکت آنها در ساختن آینده جامعه است. شاید بتوان ترجمان این آرمان را در شعار ایران برای همه ایرانیان یافت. امری که منوط به آموزش و پرورش انسان هایی در تراز رقابت با قدرت های اقتصادی جهان است. اما آن چه در چهل سال گذشته بیش از همه به چشم آمده است عزمی جدی برای مهار جامعه و نیروهای توانمند آن بوده است. محدود سازی تاثیر گذاری نخبگان، کنترل دامنه فعالیت نهادهای مدنی، امنیتی سازی گفتمان فعالیت های سیاسی- اجتماعی و زینتی سازی نقش نهادهای انتخابی از طریق موازی سازی مراکز قانون گذار از جمله این تلاش ها می باشد!
🔺 هراس از افزایش توقعات اقتصادی:
تجربه رژیم شاه در بالا بردن انتظارات اقتصادی مردم پس از افزایش قیمت نفت(۱۳۵۲) و سپس ناکامی در برآوردن آنها پس از کاهش شدید قیمت آن(۱۳۵۵) که منجر به بی ثباتی سیاسی و انقلاب ۵۷ شد درس هایی ذیقیمت برای آیندگان به همراه داشت. این که حکومت هایی که سطح توقعات اقتصادی را پایین نگه می دارند از ثبات بیشتری برخوردارند. امری که در تمامی چهل سال گذشته سرلوحه سیاست گذاران کشور قرار داشته، عبارت از تلاش برای تعویق مطالبات و پرهیز از دمیدن در کوره انتظارات بوده است. تنظیم آرزوهای مردم و پایین نگه داشتن فتیله امید اجتماعی. درست برخلاف توسعه که مستلزم افزایش امید، برابری و آزادی برای شکوفایی تمامی استعدادها و ظرفیت ها است. شاید بتوان تلاش برای رنگ باختن امیدهای سیاسی مردم از پس هر انتخابات را نیز در همین راستا ارزیابی کرد. این که قرار دادن مردم در برزخ میان بد و بدتر اگر چه با اقتضائات حکمرانی خوب ناسازگار است ولی در عوض می تواند مطمئن تر و پایدارتر باشد!
🔺 اصرار بر تداوم چالش با نظام جهانی:
در همه این سال ها که دلسوزان و کارشناسان از ضرورت آشتی با جهان و ارتباط سازنده با آن سخن گفته اند با این پرسش مواجه شده اند که آیا از ما می خواهید تسلیم امریکا شویم؟! پرواضح است که پاسخ منفی است. ولی واقعیت هم به سادگی نهفته در این پرسش و پاسخ نیست. امروزه نمی توان نظام جهانی را صرفا در امریکای تضعیف شده کنونی خلاصه کرد. کشورهایی مانند چین، هند، روسیه، برزیل، ژاپن و اروپا جهانی چندقطبی را شکل داده اند که در آن مطابق پیش بینی بلومبرگ از رده بندی اقتصادهای جهانی تا سال ۲۰۳۰، چین و هند برتر از امریکا می ایستند. اما مشکل اینجا است که اکنون چالش با نظام جهانی به بخش جدایی ناپذیری از هویت کشور بدل شده است. تبدیل واقعیت به هویت، که نه تنها تجدیدنظر در مواضع پیشین را منتفی می سازد بلکه موجب تصلب یافتن هر چه بیشتر تصمیم ها می شود!
🔺 فقدان چشم انداز روشن برای اجماع ملی: تجربه توسعه در همه اقتصادهای نوظهور نشان می دهد که ضرورت توسعه یافتگی موجب شده در یک پیچ تاریخی نوعی اجماع ملی در بالاترین سطح سیاسی شکل گرفته و دولت به مثابه موتور محرکه توسعه ایفای نقش کند. اجماعی که بر بسیج توده ها پیرامون اولویت یافتن اقتصاد، مشارکت پذیری مردم و سیاست خارجی آشتی جویانه با جهان مبتنی بوده است. اما مع الاسف شواهد نشان می دهد که بی اعتمادی فزاینده سیاسی در کشور حتی امکان شکل گیری نوعی گفت و گوی ملی را هم منتفی ساخته است. مسائل متعدد اجتماعی حل نشده بر یکدیگر انباشت شده و بحران های مختلف را بازتولید می کنند. روشن است که با این حجم از معضلات در هم کلاف شده نمی توان به شکل گیری اجماعی ملی برای بهره گیری از تجارب جهانی جهت ورود به فرایند توسعه یافتگی امید داشت. شرایطی که در آن امر روزمره و زیستن برای بقا اولویت می یابد و فاصله با سایر کشورهای جهان بیش از پیش افزایش می یابد!
@solati_mehran
#توسعه
#بازنشر
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 تصنیف شکوه - عبدالحسین مختاباد
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
📘مروت و مدارا :
🟪توصیه جالب از برتراند راسل، فیلسوف، و ریاضیدان، و برنده جایزه ادبی نوبل ۱۹۵۰ ؛
بنیانگذار فلسفهٔ تحلیلی به همراه ویتگنشتاین؛
و همچنین بنیانگذار منطق ریاضی به همراه آلفرد نورث وایتهد
✅فرهنگ مدارا چیست؟
🔺فرهنگ مدار میتواند یک کشور و یک ملت را به توسعه برساند.
🔹 در این خصوص یکی از روشهایی که میتوانیم جوامع را از همدیگر باز بشناسیم، طرح این سوال است که در این جوامع اختلافات چگونه حل میشود؟
وارد جامعه فنلاند میشویم، میخواهیم ببینیم در این جامعه آدمها که با هم نزاع میکنند و دچار اختلاف میشوند، چگونه حل وفصل میکنند؟ در انگلیس چطور؟ در یک کشور عربی چطور؟ در فرهنگ ژاپنی چطور؟
🔸یک استاد ژاپنی میگفت، از بچگی به ما یاد میدهند، که تا میتوانید، با دیگران مدارا کنید. این باورها به «شینتوئیسم» برمیگردد که ژاپنیها به عنوان مرام اجتماعی-اخلاقی پذیرفتهاند و آموزههای آن در فرهنگ،اقتصاد، بنگاهداری و سیاست ژاپن بسیار اثرگذار بوده است.
🔹به این ترتیب ارتباطی مستقیم و ارگانیک و پیچیده، بین سرنوشت توسعه یک کشور، و روش حل و فصل اختلافات وجود دارد.
در مقابل، تاریخ ایران را بخوانید، تاریخ ایران، مملو است از تبعید، حذف، ترور، خیانت، مهاجرت، قتل و کشتار ؟!!
🔸در سالهای ۵۱ و ۵۲، بخشی از تحصیل کردهها و تکنوکراتها از ایران مهاجرت کردند. همان دورهای که درآمدهای نفتی ایران زیاد شده بود، حس استبدادی شاه غلیظتر شد، و او دیگر حرف کسی را گوش نمیکرد، و همه دیدند اینجا یک نفر است که به تنهایی تصمیمهای اقتصادی، نظامی،امنیتی، اجتماعی و سیاست خارجی میگیرد. فلذا فرار را بر قرار ترجیح دادند و مهاجرت های بیشماری صورت گرفت.
🔹در اقتدارگرایی، عموم مسایل به گونهای طراحی و هدایت میشوند تا یک نفر در قدرت باقی بماند. شاه هم رسماً گفت: هر کسی که این روند را دوست ندارد، گذرنامهاش را بردارد و از این کشور برود. به این ترتیب یک عده دیدند که نمیتوانند در ایران زندگی کنند و در سالهای ۵۱ و ۵۲مهاجرت کردند.
🔻این روش حل نزاع و اختلاف در ایران است!! ما در ایران فرهنگ مدارا نداریم.
🔸یاد نگرفتهایم با هم مصالحه کنیم. از تضعیف و تخریب یکدیگر لذت میبریم. شما چند تجربه انتقاد به دیگران دارید؟ چه بسا ملایم و محترمانه انتقاد کردهاید اما احتمال اینکه روابط شما پس از طرح انتقادات ادامه پیدا کرده باشد، بسیار ضعیف است. یعنی ما هنوز مساله انتقاد را در جامعه حل نکردهایم. و در مورد آن آموزش ندیده ایم در واقع، میخواهم بگویم افرادی که در ایران صحبت از دموکراسی میزنند، اول باید این مسائل را حل کنند. اول بایدفرهنگ انتقادپذیری را فراگیر کنند. بعد باید یاد بگیریم چگونه با هم همکاری کنیم. افرادی که از دموکراسی سخن میگویند شاید آگاهی لازم را ندارند. شاید نمیدانند که ایرانیان چقدر از هم گریزان هستند.
🔸این روزها به هر شهر اروپایی یا آمریکایی بروید، یک گروه چینی فعال و پرتلاش میبینید. چینیها آموختهاند که چگونه با هم زندگی و همکاری کنند و کوتاه بیایند. از هم حمایت میکنند. در مقابل به اجتماع ایرانیها در داخل و خارج از کشور نگاه کنید، عموماً از هم فرار میکنند. وقتی همکاری و مدارا نمیکنیم، وقتی واژه سازش، واژهای منفی در فرهنگ ایرانی است و اگر من با فردی سازش کنم، یعنی اینکه ابهت من زیر سوال رفته، فکر میکنید این فرهنگ میتواند تولید کند یا حزب بسازد؟ چون هم تولید و هم حزب، هر دو نیاز به همکاری دارند. نیاز به فرهنگ مدارا دارند
به قول لسانالغیب خواجه حافظ شیرازی:
🔰آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
🔰در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
✍"برگرفته از مصاحبه دکتر سریع القلم با مهرنامه در مورد ریشه های تاریخی توسعه یافتگی"
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
🟪توصیه جالب از برتراند راسل، فیلسوف، و ریاضیدان، و برنده جایزه ادبی نوبل ۱۹۵۰ ؛
بنیانگذار فلسفهٔ تحلیلی به همراه ویتگنشتاین؛
و همچنین بنیانگذار منطق ریاضی به همراه آلفرد نورث وایتهد
✅فرهنگ مدارا چیست؟
🔺فرهنگ مدار میتواند یک کشور و یک ملت را به توسعه برساند.
🔹 در این خصوص یکی از روشهایی که میتوانیم جوامع را از همدیگر باز بشناسیم، طرح این سوال است که در این جوامع اختلافات چگونه حل میشود؟
وارد جامعه فنلاند میشویم، میخواهیم ببینیم در این جامعه آدمها که با هم نزاع میکنند و دچار اختلاف میشوند، چگونه حل وفصل میکنند؟ در انگلیس چطور؟ در یک کشور عربی چطور؟ در فرهنگ ژاپنی چطور؟
🔸یک استاد ژاپنی میگفت، از بچگی به ما یاد میدهند، که تا میتوانید، با دیگران مدارا کنید. این باورها به «شینتوئیسم» برمیگردد که ژاپنیها به عنوان مرام اجتماعی-اخلاقی پذیرفتهاند و آموزههای آن در فرهنگ،اقتصاد، بنگاهداری و سیاست ژاپن بسیار اثرگذار بوده است.
🔹به این ترتیب ارتباطی مستقیم و ارگانیک و پیچیده، بین سرنوشت توسعه یک کشور، و روش حل و فصل اختلافات وجود دارد.
در مقابل، تاریخ ایران را بخوانید، تاریخ ایران، مملو است از تبعید، حذف، ترور، خیانت، مهاجرت، قتل و کشتار ؟!!
🔸در سالهای ۵۱ و ۵۲، بخشی از تحصیل کردهها و تکنوکراتها از ایران مهاجرت کردند. همان دورهای که درآمدهای نفتی ایران زیاد شده بود، حس استبدادی شاه غلیظتر شد، و او دیگر حرف کسی را گوش نمیکرد، و همه دیدند اینجا یک نفر است که به تنهایی تصمیمهای اقتصادی، نظامی،امنیتی، اجتماعی و سیاست خارجی میگیرد. فلذا فرار را بر قرار ترجیح دادند و مهاجرت های بیشماری صورت گرفت.
🔹در اقتدارگرایی، عموم مسایل به گونهای طراحی و هدایت میشوند تا یک نفر در قدرت باقی بماند. شاه هم رسماً گفت: هر کسی که این روند را دوست ندارد، گذرنامهاش را بردارد و از این کشور برود. به این ترتیب یک عده دیدند که نمیتوانند در ایران زندگی کنند و در سالهای ۵۱ و ۵۲مهاجرت کردند.
🔻این روش حل نزاع و اختلاف در ایران است!! ما در ایران فرهنگ مدارا نداریم.
🔸یاد نگرفتهایم با هم مصالحه کنیم. از تضعیف و تخریب یکدیگر لذت میبریم. شما چند تجربه انتقاد به دیگران دارید؟ چه بسا ملایم و محترمانه انتقاد کردهاید اما احتمال اینکه روابط شما پس از طرح انتقادات ادامه پیدا کرده باشد، بسیار ضعیف است. یعنی ما هنوز مساله انتقاد را در جامعه حل نکردهایم. و در مورد آن آموزش ندیده ایم در واقع، میخواهم بگویم افرادی که در ایران صحبت از دموکراسی میزنند، اول باید این مسائل را حل کنند. اول بایدفرهنگ انتقادپذیری را فراگیر کنند. بعد باید یاد بگیریم چگونه با هم همکاری کنیم. افرادی که از دموکراسی سخن میگویند شاید آگاهی لازم را ندارند. شاید نمیدانند که ایرانیان چقدر از هم گریزان هستند.
🔸این روزها به هر شهر اروپایی یا آمریکایی بروید، یک گروه چینی فعال و پرتلاش میبینید. چینیها آموختهاند که چگونه با هم زندگی و همکاری کنند و کوتاه بیایند. از هم حمایت میکنند. در مقابل به اجتماع ایرانیها در داخل و خارج از کشور نگاه کنید، عموماً از هم فرار میکنند. وقتی همکاری و مدارا نمیکنیم، وقتی واژه سازش، واژهای منفی در فرهنگ ایرانی است و اگر من با فردی سازش کنم، یعنی اینکه ابهت من زیر سوال رفته، فکر میکنید این فرهنگ میتواند تولید کند یا حزب بسازد؟ چون هم تولید و هم حزب، هر دو نیاز به همکاری دارند. نیاز به فرهنگ مدارا دارند
به قول لسانالغیب خواجه حافظ شیرازی:
🔰آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
🔰در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
✍"برگرفته از مصاحبه دکتر سریع القلم با مهرنامه در مورد ریشه های تاریخی توسعه یافتگی"
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from ԼαԼαԼαɴƊ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر یک بار برای همیشه در طی زندگی می خواهید بفهمید که چرا وزرا و مسئولان بالارتبه کشوری، کارایی و کفایت لازم برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را ندارند، فقط ۴ دقیقه وقت اختصاص دهید و صحبتهای واقعی و موثق استاد دانشگاه تهران را گوش کنید! ۴ دقیقه ارزشمند و موشکافانه راجع به رفتارهای وزرا و مسئولان ما که دیدن و شنیدن آن برای فهم و آگاهی مخاطبان لازم و ضروری است!
🆑 @LaLaLandTel
🆑 @LaLaLandTel
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Forwarded from اتچ بات
✳ به نظر شما چرا ایرانیان با استعداد به راحتی در ساختار های برخی سازمانها یا کشورهای پیشرفته قرار می گیرند، خوب عمل کرده و موفق میشود؟ ولی چه بسا در ساختارهای موجود کشور نتوانند وارد شده و موفقیتی کسب کنند؟
🔷دلیل دارد: چون باید از طریق افراد مسائل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها. اصولا توسعه و پیشرفت هر کشوری مرهون قدرت سیستم سازی آن کشور است. کشوری که بتواند با قدرت سیستم سازی خود، انسانهای نخبه و شایسته را از سر تا سر جهان جذب خود کند چه بسا مسیر پیشرفت و توسعه شتاب بیشتری خواهد گرفت.
🔰یکی از وجوه طبیعت بشر دیده شدن است. رضایت ناشی از دیده شدن بالاتر از پول و ثروت و مقام و سِمَت است. سال گذشته، شخصی که از مذهب سیک هندی است وزیر دفاع کانادا شد. توجه کنید این سیک هندی به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد. و اخیراً یک پاکستانی تبار به مقام وزارت کشور در انگلستان دست یافت. در مجله تایم دو هفته اخیر، شهردار سابق نیویورک در رابطه با شهردار فعلی و مسلمان لندن نوشته بود: او ممکن است زمانی نخست وزیر انگلستان شود.
🔰 پی آمدهای روانی، امنیتی، مشروعیتی و مدنی این گونه تحولات بسیار قابل توجه است. در فضای ذهنی و روانی عموم مهاجران در کانادا و انگلستان این برداشت رسوب می کند که: من هم فرصت دارم در این کشور رشد کنم. این اتفاقات ناشی از یک قرارداد اجتماعی و سیستم سازی است که توانایی و مهارت را بر هر ویژگی فرد اولویت می دهد.
🔰به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.
همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر هستند . تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم
🔰وظیفه یک دولت صرفاً این نیست که میوه وارد کند، نفت بفروشد، حقوق ها را پرداخت کند و زباله ها را جمع کند. این ده درصد کار است. اصل وظیفه دولت ایجاد ساختار و شرایطی است که هر شهروندی فرصت کند پتانسیل خود را تا بالاترین امکان متبلور سازد.
🔰بدون شک یکی از والاترین و ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان هنر حکمرانی خوب و شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امور مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار، به گونه ایی مدیریت کنند و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند، که همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود از ته دل خرسند باشند. و به بهانه های مختلف از آن مهاجرت نکنند. و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند.
🔰 وقتی چنین حِسی در وجود افراد شکل گیرد، و در فضاهای روحی، روانی و عینی وجودشان این اطمینان حاصل گردد، بالاترین سطح از مقبولیت و امنیت برای دولت و حکومت به وجود می آید و هیچ قدرت خارجی با هر سطحی از ابزار و امکانات نمی تواند بافت و ماهیت چنین جامعه ای را مخدوش کند
✳️ با همدیگر مروری داشته باشیم بر نخبگان ایرانی شاغل در ناسا که نتوانستند جذب ساختارهای کشورمان بشوند، اما ...؟!
1-پروفسور محمد جمشیدی، مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا و همچنین مدیر کنترل تکنیک ایستگاه فضایی ناسا.
2-دکتر فیروز نادری، مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا.
3- دکتر حمید برنجی، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا.
4-دکتر ابوالقاسم غفاری، استاد سابق دانشگاه های هاروارد و پرینستون آمریکا و نخستین دانشمند ایرانی ناسا که به عنوان تنها دانشمند غیرآمریکایی در ماموریت اعزام انسان به ماه (آپولو) نیز همکاری داشت
5- دکتر قاسم اسرار، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
6-دکتر کاظم امیدوار، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا
7- دکتر رضا غفاریان، مهندس لابراتوار نیرو محرکه جت ایستگاه فضایی ناسا
8- پروفسور پرویز معین، رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا
9- پروفسور صمد حیاتی، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
10- دکتر آزاده تبازاده، دانشمند ارشد فیزیک ایستگاه فضایی ناسا
11- عبد الحمید کریمی، فعالیت در بخش ساخت موشک های فضایی در ناسا
12- خانم دکتر مقدم، فعالیت در آزمایشگاه پیشرانش جت بر روی رادارها در ناسا
و....
🔷برگرفته از مطالب دکتر سریع القلم
🆔@Competentmanagers
🔷دلیل دارد: چون باید از طریق افراد مسائل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها. اصولا توسعه و پیشرفت هر کشوری مرهون قدرت سیستم سازی آن کشور است. کشوری که بتواند با قدرت سیستم سازی خود، انسانهای نخبه و شایسته را از سر تا سر جهان جذب خود کند چه بسا مسیر پیشرفت و توسعه شتاب بیشتری خواهد گرفت.
🔰یکی از وجوه طبیعت بشر دیده شدن است. رضایت ناشی از دیده شدن بالاتر از پول و ثروت و مقام و سِمَت است. سال گذشته، شخصی که از مذهب سیک هندی است وزیر دفاع کانادا شد. توجه کنید این سیک هندی به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد. و اخیراً یک پاکستانی تبار به مقام وزارت کشور در انگلستان دست یافت. در مجله تایم دو هفته اخیر، شهردار سابق نیویورک در رابطه با شهردار فعلی و مسلمان لندن نوشته بود: او ممکن است زمانی نخست وزیر انگلستان شود.
🔰 پی آمدهای روانی، امنیتی، مشروعیتی و مدنی این گونه تحولات بسیار قابل توجه است. در فضای ذهنی و روانی عموم مهاجران در کانادا و انگلستان این برداشت رسوب می کند که: من هم فرصت دارم در این کشور رشد کنم. این اتفاقات ناشی از یک قرارداد اجتماعی و سیستم سازی است که توانایی و مهارت را بر هر ویژگی فرد اولویت می دهد.
🔰به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.
همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر هستند . تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم
🔰وظیفه یک دولت صرفاً این نیست که میوه وارد کند، نفت بفروشد، حقوق ها را پرداخت کند و زباله ها را جمع کند. این ده درصد کار است. اصل وظیفه دولت ایجاد ساختار و شرایطی است که هر شهروندی فرصت کند پتانسیل خود را تا بالاترین امکان متبلور سازد.
🔰بدون شک یکی از والاترین و ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان هنر حکمرانی خوب و شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امور مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار، به گونه ایی مدیریت کنند و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند، که همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود از ته دل خرسند باشند. و به بهانه های مختلف از آن مهاجرت نکنند. و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند.
🔰 وقتی چنین حِسی در وجود افراد شکل گیرد، و در فضاهای روحی، روانی و عینی وجودشان این اطمینان حاصل گردد، بالاترین سطح از مقبولیت و امنیت برای دولت و حکومت به وجود می آید و هیچ قدرت خارجی با هر سطحی از ابزار و امکانات نمی تواند بافت و ماهیت چنین جامعه ای را مخدوش کند
✳️ با همدیگر مروری داشته باشیم بر نخبگان ایرانی شاغل در ناسا که نتوانستند جذب ساختارهای کشورمان بشوند، اما ...؟!
1-پروفسور محمد جمشیدی، مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا و همچنین مدیر کنترل تکنیک ایستگاه فضایی ناسا.
2-دکتر فیروز نادری، مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا.
3- دکتر حمید برنجی، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا.
4-دکتر ابوالقاسم غفاری، استاد سابق دانشگاه های هاروارد و پرینستون آمریکا و نخستین دانشمند ایرانی ناسا که به عنوان تنها دانشمند غیرآمریکایی در ماموریت اعزام انسان به ماه (آپولو) نیز همکاری داشت
5- دکتر قاسم اسرار، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
6-دکتر کاظم امیدوار، عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا
7- دکتر رضا غفاریان، مهندس لابراتوار نیرو محرکه جت ایستگاه فضایی ناسا
8- پروفسور پرویز معین، رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا
9- پروفسور صمد حیاتی، عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
10- دکتر آزاده تبازاده، دانشمند ارشد فیزیک ایستگاه فضایی ناسا
11- عبد الحمید کریمی، فعالیت در بخش ساخت موشک های فضایی در ناسا
12- خانم دکتر مقدم، فعالیت در آزمایشگاه پیشرانش جت بر روی رادارها در ناسا
و....
🔷برگرفته از مطالب دکتر سریع القلم
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟪كتاب نخوانى در ايران
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
«ایران نمیخواند». اما چرا کتاب نمیخوانیم؟
1- کتاب نمیخوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمیکنیم، به دو دلیل:
🔸- توهم همهچیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.
🔸- لذت و منفعتی در آن نمیبینیم و آن را زحمتی میدانیم که مابهازای مستقیم مالی ندارد.
2 - کتاب نمیخوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهایمان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانستههای قبلی خود شویم.
3 - کتاب نمیخوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آنها آگاه نیستیم.
4 - کتاب نمیخوانیم زیرا فکر میکنیم پیچیدهترین مسائل را در هر عرصهای میتوانیم با ذهن پرورشنیافته خود درک کنیم.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
«ایران نمیخواند». اما چرا کتاب نمیخوانیم؟
1- کتاب نمیخوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمیکنیم، به دو دلیل:
🔸- توهم همهچیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.
🔸- لذت و منفعتی در آن نمیبینیم و آن را زحمتی میدانیم که مابهازای مستقیم مالی ندارد.
2 - کتاب نمیخوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهایمان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانستههای قبلی خود شویم.
3 - کتاب نمیخوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آنها آگاه نیستیم.
4 - کتاب نمیخوانیم زیرا فکر میکنیم پیچیدهترین مسائل را در هر عرصهای میتوانیم با ذهن پرورشنیافته خود درک کنیم.
دل مجنون
@ostad_shajariyan
🎵 دل مجنون
💠آواز :محمدرضا شجریان
💠سرپرست گروه :پرویز مشکاتیان
💠گروه: عارف
💠مایه :افشاری
💠 آلبوم: طریق عشق
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠آواز :محمدرضا شجریان
💠سرپرست گروه :پرویز مشکاتیان
💠گروه: عارف
💠مایه :افشاری
💠 آلبوم: طریق عشق
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from سامانه همیاران (آرشیو اندیشکده همیاران توسعه)
📝 بازتاب نقد و نظر
(۱/۱۴۹۵)
🖌علی زمانیان:
«کسبِ هویت از معبر نفرت»
ضرورت نقد بنیانها
من کیستم، چرا هستم و چگونه بودنی دارم؟ رفتارم را چگونه موجه میکنم؟ و اساسا برای چه میزیم؟ خود را چگونه و با چه معیاری به دیگران معرفی و اثبات کنم؟
هر انسانی با این گونه پرسشها مواجه میشود که باید پاسخی قانع کننده برایش بیابد.
هر یک از ما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، در کنش روزمرهی خویش و در مجموعهی چیزی به نام زندگی، گویی مشغول پاسخ دادن به این پرسشها هستیم.
از منظر تلاش برای هویتیابی و یا موجه نشان دادن هستی خویش، رویکردها و ایدئولوژیها را میتوان در دو طبقهی کلی صورتبندی نمود:
اول؛ رویکردی که خودش را با خلق کردن، ساختن، به سامان نمودن و تمشیت امور میفهمد و به دیگران معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میسازیم؛ ما هستیم و قرار است کاری کنیم که زیستنی بهتر داشته باشیم. این رویکرد را میتوان رویکرد "به زیستی"، تلقی کرد. رویکردی که به "به زیستی" خود و دیگران یاری میرساند.(همیاری برای به زیستی)
دوم؛ رویکردی که خود را در تقابل، تخاصم و نفرتورزی میفهمد و معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میجنگیم؛ ما هستیم تا بجنگیم. از این رویکرد نیز میتوان به رویکرد "تقابل و تضاد"، یاد کرد.
بخش نگران کنندهی داستان این است که هویتِ "نفرت محور"، ویروسی است که:
اولا؛ به سرعت منتشر میشود
ثانیا، تمامی فضاها و ساحتهای زندگی را به تسخیر خود در میآورد
و ثالثا؛ جان سختی میکند و به سختی میتوان کنارش نهاد
از این رو وقتی "تنفر" در سطح فرد، اجتماع، نهادها و سیستمها، ریشه میدواند، به آسانی نمیتوان آن را تغییر داد؛ در نتیجه، نظامی خلق میشود که علت بودناش را نه بر ساختن و تمشیت امور که بر ستیز و مقابله با "دیگری"، میفهمد و معرفی میکند. این رویکرد، آرام آرام به فرهنگ صعب و صلبی تبدیل میشود. فرهنگی که آب تیره و مسموم نفرت را در جوی زندگی روزمره و کنش همه روزه روان میکند.
بر مبنای این دو رویکردِ ("به زیستی" و "تضاد")، دو سیستم سیاسی متفاوت متولد میشود:
الف) سیستمی که "کاهش رنج" و ایجاد رفاهِ بیشتر (همیاری با دیگری) را در کانون خود دارد
ب) سیستمی که با سوخت "تنفر"، ستیز و (تقابل با دیگری) بر پا میماند.
"ایدئولوژی چپ" در جهان مدرن، یکی از عوامل بسیار قوی در بسط رویکرد مبتنی بر "تضاد" بود. نظامات سیاسی مبتنی بر این ایدئولوژی، پیکار و ستیز، تقابل و نفرت را دست مایهی اصلی خود قرار میدادند. از سوی دیگر، نازیسم و فاشیسم، نمونهی کامل رویکرد "تنفر محور" بودند. اوج رویکرد "نفرت محوری" و ستیزهجویی را میتوان در قرن بیستم ملاحظه کرد.
توجه به این نکته نیز ضروری است که صورت بندی دوگانهای که آمد، صرفا صورتی ناب و یکدست از ماجرا است، در حالی که آن چه واقعا رخ میدهد، چنین نیست؛ از این رو، در واقعیت خارجی، با درهمآمیزی و ترکیب دو عنصر مورد نظر در سیستمهای سیاسی، روبرو میشویم. توجه به این نکته مهم است که دریابیم که آیا وجه غالب و مسلط در هر سیستم سیاسی با "کاهش رنج" است یا با ستیز و پیکار و نفرت از دیگری؟
به سخن دیگر، آن چه نظامهای سیاسی را از یکدیگر تفکیک میکند، نحوهی ترکیببندی دو عنصر پیش گفته است. مهم این است که بدانیم نظام سیاسی با کدام سوخت کار میکند.
قسمت دردناک داستان این است:
از نظامی که در موجی از نفرت از دیگری و یا ستیز و پیکار با دیگری غوطهور است، نمیتوان انتظار "به زیستی"، آرامش، شادی و گسترش همیاری و حس خوشبختی داشت. ابتدا باید رویکرد از تضاد و نفرت، به رویکرد "به زیستی" تغییر یابد، تا زمینههای درست حرکت به سوی جامعهای آرام، آزاد و توسعه یافته مهیا گردد؛ در غیر این صورت، هر تلاشی برای بهبود، آبی است که در هاون کوبیده میشود.
➖➖➖👇➖➖➖
با سپاس از همیاری هم دیار ارجمند:
جناب آقای حسن علیمحمددوست💐
~~~~
عرض سلام و ارادت
متاسفانه خود را حق مطلق پنداشتن و دنیای غیر خود را باطل فرض نمودن،
و مدام دیگران را نصیحت نمودن و محکوم کردن ( البته بجز خود !) هیچ نفع و دستاورد پرمهری نخواهد داشت جز ایجاد نفرت !!!
~~~~~~
🙏هم دیار، سپاس
راهکار پیشنهادی عملی (فراتر از توصیه و نصیحت) برای تغییر رویکردها از:
«ستیزه گری، نفرت طلبی، خودمحوری و واگرائی»
به:
«به زیستی، صلح طلبی، مردمسالاری و همیاری»
چیست؟
آیا تشکیل "حلقه های همیاری" می تواند یکی از این راهکا باشد؟
─═ঊঈ🤝 ♥️ 🤝ঊঈ═─
#فروردین ۱۴۰۰
👈#اندیشکده_سهندیاران:
⏪ #پنل_هم_اندیشی👇
#همدیار_سلام:
https://t.me/andishkadeh_sahndiaran
(۱/۱۴۹۵)
🖌علی زمانیان:
«کسبِ هویت از معبر نفرت»
ضرورت نقد بنیانها
من کیستم، چرا هستم و چگونه بودنی دارم؟ رفتارم را چگونه موجه میکنم؟ و اساسا برای چه میزیم؟ خود را چگونه و با چه معیاری به دیگران معرفی و اثبات کنم؟
هر انسانی با این گونه پرسشها مواجه میشود که باید پاسخی قانع کننده برایش بیابد.
هر یک از ما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، در کنش روزمرهی خویش و در مجموعهی چیزی به نام زندگی، گویی مشغول پاسخ دادن به این پرسشها هستیم.
از منظر تلاش برای هویتیابی و یا موجه نشان دادن هستی خویش، رویکردها و ایدئولوژیها را میتوان در دو طبقهی کلی صورتبندی نمود:
اول؛ رویکردی که خودش را با خلق کردن، ساختن، به سامان نمودن و تمشیت امور میفهمد و به دیگران معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میسازیم؛ ما هستیم و قرار است کاری کنیم که زیستنی بهتر داشته باشیم. این رویکرد را میتوان رویکرد "به زیستی"، تلقی کرد. رویکردی که به "به زیستی" خود و دیگران یاری میرساند.(همیاری برای به زیستی)
دوم؛ رویکردی که خود را در تقابل، تخاصم و نفرتورزی میفهمد و معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میجنگیم؛ ما هستیم تا بجنگیم. از این رویکرد نیز میتوان به رویکرد "تقابل و تضاد"، یاد کرد.
بخش نگران کنندهی داستان این است که هویتِ "نفرت محور"، ویروسی است که:
اولا؛ به سرعت منتشر میشود
ثانیا، تمامی فضاها و ساحتهای زندگی را به تسخیر خود در میآورد
و ثالثا؛ جان سختی میکند و به سختی میتوان کنارش نهاد
از این رو وقتی "تنفر" در سطح فرد، اجتماع، نهادها و سیستمها، ریشه میدواند، به آسانی نمیتوان آن را تغییر داد؛ در نتیجه، نظامی خلق میشود که علت بودناش را نه بر ساختن و تمشیت امور که بر ستیز و مقابله با "دیگری"، میفهمد و معرفی میکند. این رویکرد، آرام آرام به فرهنگ صعب و صلبی تبدیل میشود. فرهنگی که آب تیره و مسموم نفرت را در جوی زندگی روزمره و کنش همه روزه روان میکند.
بر مبنای این دو رویکردِ ("به زیستی" و "تضاد")، دو سیستم سیاسی متفاوت متولد میشود:
الف) سیستمی که "کاهش رنج" و ایجاد رفاهِ بیشتر (همیاری با دیگری) را در کانون خود دارد
ب) سیستمی که با سوخت "تنفر"، ستیز و (تقابل با دیگری) بر پا میماند.
"ایدئولوژی چپ" در جهان مدرن، یکی از عوامل بسیار قوی در بسط رویکرد مبتنی بر "تضاد" بود. نظامات سیاسی مبتنی بر این ایدئولوژی، پیکار و ستیز، تقابل و نفرت را دست مایهی اصلی خود قرار میدادند. از سوی دیگر، نازیسم و فاشیسم، نمونهی کامل رویکرد "تنفر محور" بودند. اوج رویکرد "نفرت محوری" و ستیزهجویی را میتوان در قرن بیستم ملاحظه کرد.
توجه به این نکته نیز ضروری است که صورت بندی دوگانهای که آمد، صرفا صورتی ناب و یکدست از ماجرا است، در حالی که آن چه واقعا رخ میدهد، چنین نیست؛ از این رو، در واقعیت خارجی، با درهمآمیزی و ترکیب دو عنصر مورد نظر در سیستمهای سیاسی، روبرو میشویم. توجه به این نکته مهم است که دریابیم که آیا وجه غالب و مسلط در هر سیستم سیاسی با "کاهش رنج" است یا با ستیز و پیکار و نفرت از دیگری؟
به سخن دیگر، آن چه نظامهای سیاسی را از یکدیگر تفکیک میکند، نحوهی ترکیببندی دو عنصر پیش گفته است. مهم این است که بدانیم نظام سیاسی با کدام سوخت کار میکند.
قسمت دردناک داستان این است:
از نظامی که در موجی از نفرت از دیگری و یا ستیز و پیکار با دیگری غوطهور است، نمیتوان انتظار "به زیستی"، آرامش، شادی و گسترش همیاری و حس خوشبختی داشت. ابتدا باید رویکرد از تضاد و نفرت، به رویکرد "به زیستی" تغییر یابد، تا زمینههای درست حرکت به سوی جامعهای آرام، آزاد و توسعه یافته مهیا گردد؛ در غیر این صورت، هر تلاشی برای بهبود، آبی است که در هاون کوبیده میشود.
➖➖➖👇➖➖➖
با سپاس از همیاری هم دیار ارجمند:
جناب آقای حسن علیمحمددوست💐
عرض سلام و ارادت
متاسفانه خود را حق مطلق پنداشتن و دنیای غیر خود را باطل فرض نمودن،
و مدام دیگران را نصیحت نمودن و محکوم کردن ( البته بجز خود !) هیچ نفع و دستاورد پرمهری نخواهد داشت جز ایجاد نفرت !!!
🙏هم دیار، سپاس
راهکار پیشنهادی عملی (فراتر از توصیه و نصیحت) برای تغییر رویکردها از:
«ستیزه گری، نفرت طلبی، خودمحوری و واگرائی»
به:
«به زیستی، صلح طلبی، مردمسالاری و همیاری»
چیست؟
آیا تشکیل "حلقه های همیاری" می تواند یکی از این راهکا باشد؟
─═ঊঈ🤝 ♥️ 🤝ঊঈ═─
#فروردین ۱۴۰۰
👈#اندیشکده_سهندیاران:
⏪ #پنل_هم_اندیشی👇
#همدیار_سلام:
https://t.me/andishkadeh_sahndiaran
Forwarded from سامانه همیاران (آرشیو اندیشکده همیاران توسعه)
📝 بازتاب نقد و نظر
(۱/۱۴۷۷)
«لازمه توسعه کشور، تناسب معارف نمادین و نهادین دین و تمدن است.»
...جمهوری اسلامی آشکارا میگفت که توسعه نمیخواهد، و منظورش توسعه غربی بود و نمیدانست که توسعه یک پدیده بشری و یکپارچه است، مثل علم، مثل اقتصاد مدرن و نظایر آن. یعنی همه بشریت در تولید و ترویج آنها مشارکت داشتهاند و همه هم آن را با هم به پیش میبرند. گرچه ممکن است غربیها بهره بیشتری از آن پیشرفتها برده باشند. با این حال در عمل، و به ضرورت تامین رفاه مردم، جمهوری اسلامی کوشید تا معارف نمادین لازم برای توسعه را بالا ببرد ولی همزمان تلاش کرد که مانع ارتقاء معارف نهادین توسعه بشود، و این آگاهانه بود. از سوی دیگر، چون تمام تاکیدش بر بسط معارف نمادین دین بود، معارف نهادین دین را تخریب کرد، و این ناآگاهانه بود. بنابراین جسم تمدن ما و جسم دین ما تقویت شد اما روح هر دو آسیب دید. و به این خاطر است که اکنون هم نماز میخوانیم بدون آن که متخلق به اخلاق مصلین (معارف نهادین دین) باشیم و هم پیشرفتهترین موبایلها را استفاده میکنیم و به طور گسترده در شبکههای مجازی حضور داریم، بدون آن که به اخلاق توسعه (معارف نهادین توسعه) متخلق باشیم.
در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصود / از گوشه ای برون آی ای کوکبِ هدایت
تنها امیدی که هست این است که انسان بدون معارف نهادین، سرگشته است؛ پس وقتی جامش از لطف معارف نهادین تخلیه شد، میگردد تا معرفت نهادین دیگری جایگزین آن کند تا از سرگشتگی خود بکاهد. و اکنون شواهد حاکی از آن است که نسل جدید درپی منابعی برای غنیسازی معارف نهادین خویش است و لاجرم این نیاز، دیگر با معارف نهادین سنتی تامین نخواهد شد و جام این نسل از جام معارف نهادین مدرن پر خواهد شد. ترجمه انبوه و استقبال شدید از کتابهای عرفانی غیردینی و گسترش شدید گروهها و محفلهای معرفتی در میان نسل جدید، نشانه این تحول است. و به گمانم این راه میانبُری است که شاید جمهوری اسلامی ناخواسته در برابر جامعه ایران به سوی توسعه گشوده است؛ تا راه چهارصد سالهای که اروپا طی کرد تا معارف نهادین مسیحیت را بازنگری و غربالگری کند، ایران جدید در عرض چهل سال انجام دهد. من به این تحول، بسیار خوشبینم، این تحول سیلابی است که هر حکومتی را به زانو درخواهد آورد. تنها یک شرط دارد: همه، مراقبت کنیم ثبات ایران از دورن و بیرون دستخوش حادثه نشود. چنین باد.
محسن رنانی / ۲۶ اسفند ۱۳۹۹
برای خرید کتاب کلیک کنید.
برای دسترسی به فایل معرفی و فهرست کتاب کلیک کنید.
برای مشاهده این مطلب در تارنمای محسن رنانی و ارسال نظر کلیک کنید.
https://telegra.ph/-03-16-1590
─═ঊঈ🤝 ♥️ 🤝ঊঈ═─
#فروردین ۱۴۰۰
👈#اندیشکده_سهندیاران:
⏪ #آرشیوبانک_اطلاعاتی👇
#سامانه_همدیاران:
https://t.me/hamdiar
⏪ #رسانه_نشر_و_توزیع_محتوا👇
#همدیار_سلام:
https://t.me/andishkadeh_sahndiaran
(۱/۱۴۷۷)
«لازمه توسعه کشور، تناسب معارف نمادین و نهادین دین و تمدن است.»
...جمهوری اسلامی آشکارا میگفت که توسعه نمیخواهد، و منظورش توسعه غربی بود و نمیدانست که توسعه یک پدیده بشری و یکپارچه است، مثل علم، مثل اقتصاد مدرن و نظایر آن. یعنی همه بشریت در تولید و ترویج آنها مشارکت داشتهاند و همه هم آن را با هم به پیش میبرند. گرچه ممکن است غربیها بهره بیشتری از آن پیشرفتها برده باشند. با این حال در عمل، و به ضرورت تامین رفاه مردم، جمهوری اسلامی کوشید تا معارف نمادین لازم برای توسعه را بالا ببرد ولی همزمان تلاش کرد که مانع ارتقاء معارف نهادین توسعه بشود، و این آگاهانه بود. از سوی دیگر، چون تمام تاکیدش بر بسط معارف نمادین دین بود، معارف نهادین دین را تخریب کرد، و این ناآگاهانه بود. بنابراین جسم تمدن ما و جسم دین ما تقویت شد اما روح هر دو آسیب دید. و به این خاطر است که اکنون هم نماز میخوانیم بدون آن که متخلق به اخلاق مصلین (معارف نهادین دین) باشیم و هم پیشرفتهترین موبایلها را استفاده میکنیم و به طور گسترده در شبکههای مجازی حضور داریم، بدون آن که به اخلاق توسعه (معارف نهادین توسعه) متخلق باشیم.
در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصود / از گوشه ای برون آی ای کوکبِ هدایت
تنها امیدی که هست این است که انسان بدون معارف نهادین، سرگشته است؛ پس وقتی جامش از لطف معارف نهادین تخلیه شد، میگردد تا معرفت نهادین دیگری جایگزین آن کند تا از سرگشتگی خود بکاهد. و اکنون شواهد حاکی از آن است که نسل جدید درپی منابعی برای غنیسازی معارف نهادین خویش است و لاجرم این نیاز، دیگر با معارف نهادین سنتی تامین نخواهد شد و جام این نسل از جام معارف نهادین مدرن پر خواهد شد. ترجمه انبوه و استقبال شدید از کتابهای عرفانی غیردینی و گسترش شدید گروهها و محفلهای معرفتی در میان نسل جدید، نشانه این تحول است. و به گمانم این راه میانبُری است که شاید جمهوری اسلامی ناخواسته در برابر جامعه ایران به سوی توسعه گشوده است؛ تا راه چهارصد سالهای که اروپا طی کرد تا معارف نهادین مسیحیت را بازنگری و غربالگری کند، ایران جدید در عرض چهل سال انجام دهد. من به این تحول، بسیار خوشبینم، این تحول سیلابی است که هر حکومتی را به زانو درخواهد آورد. تنها یک شرط دارد: همه، مراقبت کنیم ثبات ایران از دورن و بیرون دستخوش حادثه نشود. چنین باد.
محسن رنانی / ۲۶ اسفند ۱۳۹۹
برای خرید کتاب کلیک کنید.
برای دسترسی به فایل معرفی و فهرست کتاب کلیک کنید.
برای مشاهده این مطلب در تارنمای محسن رنانی و ارسال نظر کلیک کنید.
https://telegra.ph/-03-16-1590
─═ঊঈ🤝 ♥️ 🤝ঊঈ═─
#فروردین ۱۴۰۰
👈#اندیشکده_سهندیاران:
⏪ #آرشیوبانک_اطلاعاتی👇
#سامانه_همدیاران:
https://t.me/hamdiar
⏪ #رسانه_نشر_و_توزیع_محتوا👇
#همدیار_سلام:
https://t.me/andishkadeh_sahndiaran
Telegraph
تمدن و توسعه
امروز هشتمین سالگشت پرکشیدن استادم دکتر محمدحسین تمدن جهرمی است. چند هفته پیش که آخرین کتاب او با عنوان «گفتارهایی در زمینههای روش علوم، اقتصاد، حقوق عمومی و فلسفه طبیعت» به اهتمام دکتر ابوالفضل پاسبانی صومعه منتشر شد، در بخش پنجم کتاب، به ترجمه فصل آخر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌷چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید
نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل
چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید
حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست
که شمهای ز بیانش به صد رساله برآید
ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت
که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود
خیال باشد کاین کار بی حواله برآید
گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان
بلا بگردد و کام هزارساله برآید
نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ
ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید
سلاااااااااام برشما
پگاهتان خندان تر از همیشه باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید
نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل
چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید
حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست
که شمهای ز بیانش به صد رساله برآید
ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت
که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود
خیال باشد کاین کار بی حواله برآید
گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان
بلا بگردد و کام هزارساله برآید
نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ
ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید
سلاااااااااام برشما
پگاهتان خندان تر از همیشه باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from HR 34000
⭕️ روز ملی منابع انسانی (۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۰، از ساعت ۱۵ الی ۱۸)
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و انجمن مدیریت دولتی ایران برگزار می کنند.
✅ بازآفرینی مدیریت منابع انسانی سازمانها در عصر دیجیتال
👈 ثبت نام آنلاین:
HR34000.com/hrmday
☎️ 88229901
👈 به معتبرترین گروه مدیریت منابع انسانی ایران بپیوندید:
🆔@HR34000
https://t.me/joinchat/AAAAAE9WKqagq66bv1YafQ
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و انجمن مدیریت دولتی ایران برگزار می کنند.
✅ بازآفرینی مدیریت منابع انسانی سازمانها در عصر دیجیتال
👈 ثبت نام آنلاین:
HR34000.com/hrmday
☎️ 88229901
👈 به معتبرترین گروه مدیریت منابع انسانی ایران بپیوندید:
🆔@HR34000
https://t.me/joinchat/AAAAAE9WKqagq66bv1YafQ
Forwarded from اتچ بات
🔰کتاب "ذهن درستکار" اثر جاناتان هایت است که توسط آقایان امین یزدانی و هادی بهمنی ترجمه شده و در سال 1398 توسط انتشارات نشر نوین زیر چاپ رفته است. این کتاب در 12 فصل و 401 صفحه تهیه و تدوین شده است.
📕جلد کتاب نوشته جالبی دارد: "چرا سیاست و مذهب، افراد خوب را از هم جدا میکند؟" چرا تا این حد برایمان سخت است که با یکدیگر کنار بیاییم؟ همه ما مدتی است که در این وضعیت گیر افتادهایم. هرکس در دنیا فکر میکند حق با اوست و حداقل یک دلیل برای این فکرش دارد. آیا میتوانید پا را از این حلقه بیرون بگذارید و از بیرون همهی مردم را ببینید که فکر میکنند حق با خودشان است؟خب حداقل بیایید تمام تلاش مان را بکنیم تا بفهمیم چرا اینقدر راحت به گروههایی متخاصم تقسیم میشویم که هر یک به حقانیت و درستکاری خود یقین دارند.
📘هدف اصلی این کتاب این است که ضمن انتقال بخشی از یافتهها و نظریههای روانشناسی اخلاق، این امکان را به ما بدهد که عقاید اخلاقی متقابل و متفاوت را راحتتر بشنویم و درک کنیم. خصوصاً در فضای به شدت دوقطبی و جناحبندیشدهی امروز که هر تفکر سیاسی و دینی همیشه خود را حق میداند و دیگری را باطل، این کتاب میتواند کمک کند تا چند صدایی و گفتگو راحتتر شود و بحثهای پرتنش و اغلب بیفایده جای خود را به درک متقابل و گفتگوی سازنده دهد
📕بزرگترین مزیت این کتاب جمعبندیهای جامع انتهای هر فصل است که جان کلام مربوط به هر فصل در آن ادا میشود. مثالها و داستانهای حاشیهای در مورد هر موضوع فوق العاده خوب و روان عنوان میشود.
📘 در این کتاب میخوانیم؛ طرزفکر شما هرطور که باشد، ناخودآگاه اینگونه فکر میکنید که برحق هستید و دیگران اشتباه فکر میکنند!. درواقع نه فقط شما، بلکه هرکس دیگری هم فکر میکند حق با خودش است.! چشم که باز میکنیم، خودمان را در گروهی از همفکرانمان میبینیم که با گروه دیگری که متفاوت از ما میاندیشند، در دشمنی و خصومت است. فکر میکنیم هرکس که مثل ما فکر نمیکند، از روی حماقت و نادانیاش آنچه درک میکنیم، درک نمیکند. ما در اشتباهایم و اینطور نیست.
📕مهمترین قدم اساسی برای کسب فروتنی اخلاقی این است که خود را از حالت حق به جانب بودن در بیاورید و از بیرون به ماجرا نگاه کنید. فروتنیای باعث میشود اندیشهها را درست یا غلط نپندارند و طرف هیچ چیز نباشند و با هیچ چیز هم مخالفت نکنند. البته این به معنای آن نیست که برای آنچه میاندیشیم، تلاش نکنیم و استعدادمان را در جهت اهداف و افکارمان بهکار نبریم؛ بلکه بپذیریم اندیشههای متفاوت باهم دشمن نیستند و تلاش آنها مثل وجود شبوروز برای حرکت دنیا بهسمت جلو لازم است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕جلد کتاب نوشته جالبی دارد: "چرا سیاست و مذهب، افراد خوب را از هم جدا میکند؟" چرا تا این حد برایمان سخت است که با یکدیگر کنار بیاییم؟ همه ما مدتی است که در این وضعیت گیر افتادهایم. هرکس در دنیا فکر میکند حق با اوست و حداقل یک دلیل برای این فکرش دارد. آیا میتوانید پا را از این حلقه بیرون بگذارید و از بیرون همهی مردم را ببینید که فکر میکنند حق با خودشان است؟خب حداقل بیایید تمام تلاش مان را بکنیم تا بفهمیم چرا اینقدر راحت به گروههایی متخاصم تقسیم میشویم که هر یک به حقانیت و درستکاری خود یقین دارند.
📘هدف اصلی این کتاب این است که ضمن انتقال بخشی از یافتهها و نظریههای روانشناسی اخلاق، این امکان را به ما بدهد که عقاید اخلاقی متقابل و متفاوت را راحتتر بشنویم و درک کنیم. خصوصاً در فضای به شدت دوقطبی و جناحبندیشدهی امروز که هر تفکر سیاسی و دینی همیشه خود را حق میداند و دیگری را باطل، این کتاب میتواند کمک کند تا چند صدایی و گفتگو راحتتر شود و بحثهای پرتنش و اغلب بیفایده جای خود را به درک متقابل و گفتگوی سازنده دهد
📕بزرگترین مزیت این کتاب جمعبندیهای جامع انتهای هر فصل است که جان کلام مربوط به هر فصل در آن ادا میشود. مثالها و داستانهای حاشیهای در مورد هر موضوع فوق العاده خوب و روان عنوان میشود.
📘 در این کتاب میخوانیم؛ طرزفکر شما هرطور که باشد، ناخودآگاه اینگونه فکر میکنید که برحق هستید و دیگران اشتباه فکر میکنند!. درواقع نه فقط شما، بلکه هرکس دیگری هم فکر میکند حق با خودش است.! چشم که باز میکنیم، خودمان را در گروهی از همفکرانمان میبینیم که با گروه دیگری که متفاوت از ما میاندیشند، در دشمنی و خصومت است. فکر میکنیم هرکس که مثل ما فکر نمیکند، از روی حماقت و نادانیاش آنچه درک میکنیم، درک نمیکند. ما در اشتباهایم و اینطور نیست.
📕مهمترین قدم اساسی برای کسب فروتنی اخلاقی این است که خود را از حالت حق به جانب بودن در بیاورید و از بیرون به ماجرا نگاه کنید. فروتنیای باعث میشود اندیشهها را درست یا غلط نپندارند و طرف هیچ چیز نباشند و با هیچ چیز هم مخالفت نکنند. البته این به معنای آن نیست که برای آنچه میاندیشیم، تلاش نکنیم و استعدادمان را در جهت اهداف و افکارمان بهکار نبریم؛ بلکه بپذیریم اندیشههای متفاوت باهم دشمن نیستند و تلاش آنها مثل وجود شبوروز برای حرکت دنیا بهسمت جلو لازم است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
✅ "شرط تحقق دموکراسی" ...!
کارل پوپر می گوید:
دموکراسی، نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت. مردم یا اکثریت هیچ وقت حکومت نکردهاند.
مبنا و معیار دیگری نیاز است.
آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند، توانایی و حقِ جابه جایی حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی.
آنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی. دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟»، کنار میزند و به جای آن میپرسد
«چگونه باید حکومت کرد؟».
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد. اگر این درس مهم و اساسی پوپر را گسترش دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردم پشتیبانی میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رای و مسایلی از این جنس، کاهش دهیم. صندوق رای و مجلس، دموکراسی را تضمین نمیکنند.
مقصود این نیست که دموکراسی بدون رای گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رای دادنی، به معنای اجرایی کردن دموکراسی نیست.
البته انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت هدف دموکراسی سازی باشد. حقیقت انتخاباتِ دموکراسی برکناری و جابجایی است نه نصب.
برای دموکراسی شدن، به دستگاه و ساختاری نیاز است که از حق و حقوق مردم و در متن آن حقِ جابه جایی، پشتیبانی کند.
🖋️کارلپوپر فیلسوف انگلیسی معاصر
📚 لینک های کانال های"عصر دانائی و توسعه ایران - راستی" در واتس آپ:
(شماره ۱)
https://chat.whatsapp.com/KBJxOTCrnpYLhBkcU03HTB
(شماره ۲)
https://chat.whatsapp.com/CGD7NVjYl4N46UTK06GYBU
در تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAEEoI3ZpitghBmc_ew
تقاضا دارم:
جهت ارتقاء ذخیره دانائی مان و رهایی راهبردی از فقر اندیشه توسعه یافتگی و بازنشر هرچه بیشتر مطالب؛ ضمن معرفی کانال های حاضر به دوستان خود، با ارسال مطالب در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به بنده بیش از پیش همراه و یاورم باشید.
عزت عالی مستدام
جواد راستی
پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
کارل پوپر می گوید:
دموکراسی، نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت. مردم یا اکثریت هیچ وقت حکومت نکردهاند.
مبنا و معیار دیگری نیاز است.
آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند، توانایی و حقِ جابه جایی حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی.
آنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی. دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟»، کنار میزند و به جای آن میپرسد
«چگونه باید حکومت کرد؟».
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد. اگر این درس مهم و اساسی پوپر را گسترش دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردم پشتیبانی میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رای و مسایلی از این جنس، کاهش دهیم. صندوق رای و مجلس، دموکراسی را تضمین نمیکنند.
مقصود این نیست که دموکراسی بدون رای گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رای دادنی، به معنای اجرایی کردن دموکراسی نیست.
البته انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت هدف دموکراسی سازی باشد. حقیقت انتخاباتِ دموکراسی برکناری و جابجایی است نه نصب.
برای دموکراسی شدن، به دستگاه و ساختاری نیاز است که از حق و حقوق مردم و در متن آن حقِ جابه جایی، پشتیبانی کند.
🖋️کارلپوپر فیلسوف انگلیسی معاصر
📚 لینک های کانال های"عصر دانائی و توسعه ایران - راستی" در واتس آپ:
(شماره ۱)
https://chat.whatsapp.com/KBJxOTCrnpYLhBkcU03HTB
(شماره ۲)
https://chat.whatsapp.com/CGD7NVjYl4N46UTK06GYBU
در تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAEEoI3ZpitghBmc_ew
تقاضا دارم:
جهت ارتقاء ذخیره دانائی مان و رهایی راهبردی از فقر اندیشه توسعه یافتگی و بازنشر هرچه بیشتر مطالب؛ ضمن معرفی کانال های حاضر به دوستان خود، با ارسال مطالب در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به بنده بیش از پیش همراه و یاورم باشید.
عزت عالی مستدام
جواد راستی
پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
Forwarded from HRM مدیران و مشاورین منابع انسانی (Mahjoub j)
چهارمين #جشن #روز_ملی #منابع_انسانی 25 فروردین ( وبینارساعت 16 تا 19)
ثبت نام وبینار :
onlineamoozan.ir/c/27364
لطفا برای دوستان ارسال فرمایید .
ثبت نام وبینار :
onlineamoozan.ir/c/27364
لطفا برای دوستان ارسال فرمایید .