🔳⭕️ بیماری حس نسبت ایرانیان از یزدگرد سوم تا دوران معاصر
دکتر محسن رنانی؛ (تلخیص شده از متن اصلی)
یکی از شاهکارهای معماری، میدان نقش جهان اصفهان است. چرا؟ وقتی از دروازه قیصریه (ورودی شمالی میدان) وارد میدان میشوید میدان را خیلی بزرگتر از ورودیهای دیگر میبينید و «حس نسبت» تان بههم میریزد و دچار خطای ادراکی میشويد. دروازه قیصریه مسیر رسمی ورود میهمانان خارجی برای دیدار با شاه بود. به همین خاطر میهمان تازهوارد، در هنگام ورود به میدان، با فریبخوردن «حس نسبت»، گرفتار عظمت میدان میشد و با همین حس فریب خورده، به دیدار شاه میرفت.
حس نسبت یعنی چه؟ یعنی توانایی درک یا قضاوت در مورد میزان اهمیت نسبی امور یا اندازه نسبی پدیدهها در یک موقعیت مشخص. حس نسبت (sense of proportion) یکی از تواناییهای شناختی است که در طول زندگی شکل میگیرد. زمان میبرد تا کودک «حس نسبت»اش پرورش پیدا کند. به همین خاطر گاهی ممکن است کودک جرات نکند از یک پله پنج سانتی پایین بیاید و گاهی هم ممکن است با احساس اعتماد از یک پله ۳۰ سانتیمتری پایین بیاید.
مادری که دائماً به دخترش میگوید این کار تو نیست بگذار برادرت آن را انجام بدهد، به حس نسبت دخترش آسیب وارد میکند و باعث میشود تا آخر عمر احساس کند مردها در بیشتر امور نسبت به زنان تواناترند. مثالی دیگر میزان ترس از سوسک، هیچ تناسبی با واقعیت سوسک ندارد.
معیوب بودن حس نسبت محدود نیست و مثالهای بسیاری وجود دارد اما حس نسبت معیوب، در سطح ملی یا کشورداری، گاهی به فاجعههای بزرگ میانجامد. در حمله اعراب به ایران، رستم فرخزاد که یکی از نوابغ نظامی روزگار خودش بود، با آنکه لشکری عظیم داشت، چون حس نسبتش درست کار میکرد از جنگ پرهیز میکرد و به یزدگرد سوم پیشنهاد مصالحه با اعراب را داد. اما یزدگرد به رستم گفت که اگر او به جنگ نرود، خودش فرماندهی سپاه را به عهده میگیرد و به جنگ خواهد رفت و چنین شد که رستم مجبور شد به جنگ با اعراب برود. جنگی که نهایتاً به مرگ رستم و شکست ایرانیان انجامید.
همین حس معیوب نسبت ما بود که دلیل حمله مغول توسط چنگیزخان شد و نزدیک به یکونیم قرن، ایران زیر سم اسبان مغول قرار گرفت و میلیونها ایرانی با خون خویش تاوان حس نسبت معیوب خوارزمشاه را دادند.
جنگ چالدران و شکست ایرانیان و انضمام بخشهای زیادی از غرب ایران به امپراتوری عثمانی، نیز حاصل همین حس نسبت معیوب شاه اسماعیل صفوی بود. در عصر قاجاران نیز، جنگهای ایران و روس که نهایتاً به شکست ایران و پذیرش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای و جداشدن بخشهای بزرگی از سرزمین ایران انجامید، حاصل همین بیماری حس نسبت ایرانیان بود. فرقی نمیکند خواه این جنگها با حکم جهاد علما شروع شده باشد یا با فرمان پادشاه، هر دو گروه تصور درستی از قدرت روسیه تزاری که جمعیتش بیش از ۵ برابر، وسعتش بیش از دوازده برابر و بودجه دولتش دویست برابر بودجه دولت ایران بود، نداشتند و با این حس نسبت معیوب، وارد جنگهایی شدند که سرزمین ما را پارهپاره کرد.
محمدرضاشاه هم درآمدهای سرشار نفت، باستانگرایی افراطیاش را تحریک کرد و او را داعیهدار دروازههای تمدن بزرگ کرد و به سازمان برنامه دستور داد سند توسعه بنویسد که دهساله به ژاپن برسیم.
ما همچنان گرفتار همین حس نسبت معیوب هستیم. در سند چشمانداز بیستساله گفتند ما باید ظرف بیست سال (از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴) در همه شاخصهای مهم ملی، به «رتبه اول» منطقه برسیم؛ و بعد دقیقاً، بر اساس همین حس نسبت معیوب، همین بیست سال را که باید تبدیل به بیست سال تلاش برای جهشهای اقتصادی و اجتماعی جدی اما بیتنش میشد، به یکی از بیثباتترین دوران روابط خارجی ایران در صدساله اخیر، تبدیل کردند.
اینکه ما چهل سال است شعار مرگ بر آمریکا میدهیم؛ نیز همان حکایت ضعف در حس نسبت است. کشوری که جمعیتش یکچهارم جمعیت آمریکا، مساحتش یکششم مساحت آمریکا، اقتصادش یکچهلم اقتصاد آمریکا، ماهوارههای نظامیاش یکشصتم ماهوارههای نظامی آمریکا، بودجه نظامیاش یکصدم بودجه نظامی آمریکا و تعداد هواپیماهای بدون سرنشینش یکهشتصدم آمریکاست، با چه منطقی میخواهد در قدرت سیاسی و نظامی با آمریکا هماوردی کند؟ میبینید؟ هنوز گرفتار همان خطای در حس نسبتی هستیم. آه آه که چقدر زمان و هزینه میبرد تا ملتی بالغ شود!
☑️ برای تصحیح حس نسبت جوامع راهی نداریم جز اتکا به چهار مولفه: عقلانیت، علم، گفتوگو و نقد. هر کدام از این چهار مولفه به نوعی این بیماری حسن نسبت معیوب ما را درمان میکنند. راه توسعه از عقلانیت [حسابگری و استدلال ورزی]، علم [آگاهی نسبت به جهان هستی] و نقد [تلاش برای تغییر نسبتهای اشتباه] و گفتگو [تلاش برای اشتراک گذاری حس نسبت افراد مختلف] میگذرد.
متن اصلی را اینجا بخوانید.
شبکه توسعه
@I_D_Network
دکتر محسن رنانی؛ (تلخیص شده از متن اصلی)
یکی از شاهکارهای معماری، میدان نقش جهان اصفهان است. چرا؟ وقتی از دروازه قیصریه (ورودی شمالی میدان) وارد میدان میشوید میدان را خیلی بزرگتر از ورودیهای دیگر میبينید و «حس نسبت» تان بههم میریزد و دچار خطای ادراکی میشويد. دروازه قیصریه مسیر رسمی ورود میهمانان خارجی برای دیدار با شاه بود. به همین خاطر میهمان تازهوارد، در هنگام ورود به میدان، با فریبخوردن «حس نسبت»، گرفتار عظمت میدان میشد و با همین حس فریب خورده، به دیدار شاه میرفت.
حس نسبت یعنی چه؟ یعنی توانایی درک یا قضاوت در مورد میزان اهمیت نسبی امور یا اندازه نسبی پدیدهها در یک موقعیت مشخص. حس نسبت (sense of proportion) یکی از تواناییهای شناختی است که در طول زندگی شکل میگیرد. زمان میبرد تا کودک «حس نسبت»اش پرورش پیدا کند. به همین خاطر گاهی ممکن است کودک جرات نکند از یک پله پنج سانتی پایین بیاید و گاهی هم ممکن است با احساس اعتماد از یک پله ۳۰ سانتیمتری پایین بیاید.
مادری که دائماً به دخترش میگوید این کار تو نیست بگذار برادرت آن را انجام بدهد، به حس نسبت دخترش آسیب وارد میکند و باعث میشود تا آخر عمر احساس کند مردها در بیشتر امور نسبت به زنان تواناترند. مثالی دیگر میزان ترس از سوسک، هیچ تناسبی با واقعیت سوسک ندارد.
معیوب بودن حس نسبت محدود نیست و مثالهای بسیاری وجود دارد اما حس نسبت معیوب، در سطح ملی یا کشورداری، گاهی به فاجعههای بزرگ میانجامد. در حمله اعراب به ایران، رستم فرخزاد که یکی از نوابغ نظامی روزگار خودش بود، با آنکه لشکری عظیم داشت، چون حس نسبتش درست کار میکرد از جنگ پرهیز میکرد و به یزدگرد سوم پیشنهاد مصالحه با اعراب را داد. اما یزدگرد به رستم گفت که اگر او به جنگ نرود، خودش فرماندهی سپاه را به عهده میگیرد و به جنگ خواهد رفت و چنین شد که رستم مجبور شد به جنگ با اعراب برود. جنگی که نهایتاً به مرگ رستم و شکست ایرانیان انجامید.
همین حس معیوب نسبت ما بود که دلیل حمله مغول توسط چنگیزخان شد و نزدیک به یکونیم قرن، ایران زیر سم اسبان مغول قرار گرفت و میلیونها ایرانی با خون خویش تاوان حس نسبت معیوب خوارزمشاه را دادند.
جنگ چالدران و شکست ایرانیان و انضمام بخشهای زیادی از غرب ایران به امپراتوری عثمانی، نیز حاصل همین حس نسبت معیوب شاه اسماعیل صفوی بود. در عصر قاجاران نیز، جنگهای ایران و روس که نهایتاً به شکست ایران و پذیرش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای و جداشدن بخشهای بزرگی از سرزمین ایران انجامید، حاصل همین بیماری حس نسبت ایرانیان بود. فرقی نمیکند خواه این جنگها با حکم جهاد علما شروع شده باشد یا با فرمان پادشاه، هر دو گروه تصور درستی از قدرت روسیه تزاری که جمعیتش بیش از ۵ برابر، وسعتش بیش از دوازده برابر و بودجه دولتش دویست برابر بودجه دولت ایران بود، نداشتند و با این حس نسبت معیوب، وارد جنگهایی شدند که سرزمین ما را پارهپاره کرد.
محمدرضاشاه هم درآمدهای سرشار نفت، باستانگرایی افراطیاش را تحریک کرد و او را داعیهدار دروازههای تمدن بزرگ کرد و به سازمان برنامه دستور داد سند توسعه بنویسد که دهساله به ژاپن برسیم.
ما همچنان گرفتار همین حس نسبت معیوب هستیم. در سند چشمانداز بیستساله گفتند ما باید ظرف بیست سال (از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴) در همه شاخصهای مهم ملی، به «رتبه اول» منطقه برسیم؛ و بعد دقیقاً، بر اساس همین حس نسبت معیوب، همین بیست سال را که باید تبدیل به بیست سال تلاش برای جهشهای اقتصادی و اجتماعی جدی اما بیتنش میشد، به یکی از بیثباتترین دوران روابط خارجی ایران در صدساله اخیر، تبدیل کردند.
اینکه ما چهل سال است شعار مرگ بر آمریکا میدهیم؛ نیز همان حکایت ضعف در حس نسبت است. کشوری که جمعیتش یکچهارم جمعیت آمریکا، مساحتش یکششم مساحت آمریکا، اقتصادش یکچهلم اقتصاد آمریکا، ماهوارههای نظامیاش یکشصتم ماهوارههای نظامی آمریکا، بودجه نظامیاش یکصدم بودجه نظامی آمریکا و تعداد هواپیماهای بدون سرنشینش یکهشتصدم آمریکاست، با چه منطقی میخواهد در قدرت سیاسی و نظامی با آمریکا هماوردی کند؟ میبینید؟ هنوز گرفتار همان خطای در حس نسبتی هستیم. آه آه که چقدر زمان و هزینه میبرد تا ملتی بالغ شود!
☑️ برای تصحیح حس نسبت جوامع راهی نداریم جز اتکا به چهار مولفه: عقلانیت، علم، گفتوگو و نقد. هر کدام از این چهار مولفه به نوعی این بیماری حسن نسبت معیوب ما را درمان میکنند. راه توسعه از عقلانیت [حسابگری و استدلال ورزی]، علم [آگاهی نسبت به جهان هستی] و نقد [تلاش برای تغییر نسبتهای اشتباه] و گفتگو [تلاش برای اشتراک گذاری حس نسبت افراد مختلف] میگذرد.
متن اصلی را اینجا بخوانید.
شبکه توسعه
@I_D_Network
Forwarded from HR 34000
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه براي انديشيدن مديران
مردان اندیشه
موضوع :فلسفه چیست؟
۱. آیا انسانها از فکر کردن درباره باورهایشان می ترسند؟
۲. آیا زندگی بررسی نشده، ارزش زیستن ندارد؟
۳. آیا پرسش های ناراحت کننده و مزاحم، جامعه را به حرکت وا می دارد؟
۴. آیا برخی نژادها پست و برخی برترند؟
۵. آیا نجات جان یک دانشمند سودمند برای جامعه مهمتر از یک کودک است و حق حیات قابل درجه بندی است؟
۶. چرا انسان بايد به فلسفه علاقه مند باشد؟
۷. در چه شرايطي دروغ گفتن، اخلاقي است؟
گفتگوی برایان مگی با سر آیزیا برلین
منابع انساني ٣٤٠٠٠
مردان اندیشه
موضوع :فلسفه چیست؟
۱. آیا انسانها از فکر کردن درباره باورهایشان می ترسند؟
۲. آیا زندگی بررسی نشده، ارزش زیستن ندارد؟
۳. آیا پرسش های ناراحت کننده و مزاحم، جامعه را به حرکت وا می دارد؟
۴. آیا برخی نژادها پست و برخی برترند؟
۵. آیا نجات جان یک دانشمند سودمند برای جامعه مهمتر از یک کودک است و حق حیات قابل درجه بندی است؟
۶. چرا انسان بايد به فلسفه علاقه مند باشد؟
۷. در چه شرايطي دروغ گفتن، اخلاقي است؟
گفتگوی برایان مگی با سر آیزیا برلین
منابع انساني ٣٤٠٠٠
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰دکتر الهی قمشه ایی: موسیقی را عزیز بدارید، موسیقی چیز کمی نیست، موسیقی رسالتش، رسالت انبیاست.
🔰دکتر الهیقمشهای سخنانِ بسیار دربارهی موسیقی دارد. او میگوید ساز، یک سلسلهی تناسباتی در عالم معنا دارد که در دلِ آن میگذرد.
🔰عارف و فیلسوف بر این اعتقاد است که ساز ها هنوز به خاطر دارند که چه نغمات و چه تناسباتی در عالم معنا وجود داشته است و از همین روی است که موسیقی آدم را به یاد خدا میاندازد. او از باباطاهر نقل میکند که گفته: «النغمة الرحیمه،حبل من الدنیا و الآخره».
🔰یعنی صدای خوش و موسیقی خوش طنابی است که به گردن آدمیزاد میافتد و او را پرت می کند به یک عالم دیگر. بخشی کوتاه از صحبتهای او دربارهی موسیقی ببینید.
🔰با این وجود، چرا برخی از ماها از موسیقی دل پریشانیم و گریزانیم که حتی از نشر و انتشار المان های مربوط به موسیقی آشفته میشویم .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دکتر الهیقمشهای سخنانِ بسیار دربارهی موسیقی دارد. او میگوید ساز، یک سلسلهی تناسباتی در عالم معنا دارد که در دلِ آن میگذرد.
🔰عارف و فیلسوف بر این اعتقاد است که ساز ها هنوز به خاطر دارند که چه نغمات و چه تناسباتی در عالم معنا وجود داشته است و از همین روی است که موسیقی آدم را به یاد خدا میاندازد. او از باباطاهر نقل میکند که گفته: «النغمة الرحیمه،حبل من الدنیا و الآخره».
🔰یعنی صدای خوش و موسیقی خوش طنابی است که به گردن آدمیزاد میافتد و او را پرت می کند به یک عالم دیگر. بخشی کوتاه از صحبتهای او دربارهی موسیقی ببینید.
🔰با این وجود، چرا برخی از ماها از موسیقی دل پریشانیم و گریزانیم که حتی از نشر و انتشار المان های مربوط به موسیقی آشفته میشویم .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ مولفه های هوش مدیریتی:
MQ=IQ+EQ+PQ+PQ+SQ
🔰هوش مدیریتی(MQ): به ما يادآور ميشود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كاروكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين داراييمان است سرمايهگذاري كنيم، و براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيتنگري بهكار گيريم تا با همتوانافزايي بين آنها انساني موفق باشيم.
🔰هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن ميسنجيدند. اما همهي ما شواهد بسياري از انسانهايي را ميتوانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در بهكارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات سعادت نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.
🔰هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما ميتوانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كمكاري در اين زمينه فقط و فقط نشاندهندهي تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيينشده، انگيزهبخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيهي مثبتانديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و در نهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.
🔰هوش سیاسی(PQ): هوش سياسي است كه بهتر است آن را به هوش تدبيري ترجمه كنيم، و معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر مشتري بهترين نوع رفتار چه بايد باشد. تشخيص تفاوت مشتريان و بهكارگيري بهترين شيوهي عملكرد براي نزديك شدن به مشتري، هوش تدبيري يعني هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.
🔰هوش تدبيري :يعني اينكه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنم و از بهكار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنم. هوش تدبيري توان درك طرف مقابل را در ما افزايش ميدهد. هوش تدبيري همان كياست داشتن در كار است. به ما ياد ميدهد كه با مشتري بحث نكنيم، ياد ميدهد كه در بازار رفتهايم تا معامله كنيم نه مقابله. اينكه همه جا جايز نيست اسم كوچك مشتري را بهكار ببريم و اينكه درك فرهنگها و خردهفرهنگها را داشته باشيم.
🔰هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما ميگويد كه براي موفقيت در بازار، و نزد مشتري ميبايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نميشود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما ميگويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبتكنندهي ورزش و سلامتي خود باشيم.
🔰هوش معنوی(SQ): نهايتاً هوش معنوي به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما ميپردازد. همان پندار نيك، گفتار نيك، و كردار نيك است. هوش معنوي يعني خودمان را نانوايي فرض كنيم كه قرار نيست نان سوخته دست مردم بدهيم. ابتدا باور كنيم كه با فروش بيمه به مشتري براي او امنيت خاطر و اطمينان را فراهم ميكنيم، پس من در حال خدمت كردن به مشتري هستم، پس بايد مشاور صديق و راستگوي او باشم تا او با خشنودي كه به دست ميآورد من را به ساير دوستان و افرادي كه ميشناسد ارجاع دهد؛ چون ما ميدانيم تنها در اين حالت است كه فروش مؤثر يا فروش تكرارشونده به همان مشتري صورت ميگيرد و حتي او را به سفير برند و خوشنامي اعتبار ما تبديل ميكند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
MQ=IQ+EQ+PQ+PQ+SQ
🔰هوش مدیریتی(MQ): به ما يادآور ميشود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كاروكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين داراييمان است سرمايهگذاري كنيم، و براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيتنگري بهكار گيريم تا با همتوانافزايي بين آنها انساني موفق باشيم.
🔰هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن ميسنجيدند. اما همهي ما شواهد بسياري از انسانهايي را ميتوانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در بهكارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات سعادت نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.
🔰هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما ميتوانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كمكاري در اين زمينه فقط و فقط نشاندهندهي تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيينشده، انگيزهبخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيهي مثبتانديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و در نهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.
🔰هوش سیاسی(PQ): هوش سياسي است كه بهتر است آن را به هوش تدبيري ترجمه كنيم، و معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر مشتري بهترين نوع رفتار چه بايد باشد. تشخيص تفاوت مشتريان و بهكارگيري بهترين شيوهي عملكرد براي نزديك شدن به مشتري، هوش تدبيري يعني هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.
🔰هوش تدبيري :يعني اينكه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنم و از بهكار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنم. هوش تدبيري توان درك طرف مقابل را در ما افزايش ميدهد. هوش تدبيري همان كياست داشتن در كار است. به ما ياد ميدهد كه با مشتري بحث نكنيم، ياد ميدهد كه در بازار رفتهايم تا معامله كنيم نه مقابله. اينكه همه جا جايز نيست اسم كوچك مشتري را بهكار ببريم و اينكه درك فرهنگها و خردهفرهنگها را داشته باشيم.
🔰هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما ميگويد كه براي موفقيت در بازار، و نزد مشتري ميبايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نميشود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما ميگويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبتكنندهي ورزش و سلامتي خود باشيم.
🔰هوش معنوی(SQ): نهايتاً هوش معنوي به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما ميپردازد. همان پندار نيك، گفتار نيك، و كردار نيك است. هوش معنوي يعني خودمان را نانوايي فرض كنيم كه قرار نيست نان سوخته دست مردم بدهيم. ابتدا باور كنيم كه با فروش بيمه به مشتري براي او امنيت خاطر و اطمينان را فراهم ميكنيم، پس من در حال خدمت كردن به مشتري هستم، پس بايد مشاور صديق و راستگوي او باشم تا او با خشنودي كه به دست ميآورد من را به ساير دوستان و افرادي كه ميشناسد ارجاع دهد؛ چون ما ميدانيم تنها در اين حالت است كه فروش مؤثر يا فروش تكرارشونده به همان مشتري صورت ميگيرد و حتي او را به سفير برند و خوشنامي اعتبار ما تبديل ميكند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from كانال علی میرزاخانی
کتابهایی برای تعطیلات عید
▫️این پست هم تقدیم به دوستانی که مکررا درخواست معرفی کتاب برای تقویت «بینش اقتصادی» و مهارت «تجزیه و تحلیل اقتصادی» داشتند.
▫️چون فضای اینستاگرام برای این منظور، بستر بهتری ایجاد میکند معرفی کتاب را در صفحه جدیدالتأسیس آغاز کردهام و تلاش خواهم کرد هفتهای چند کتاب یا مقاله مهم را در آنجا معرفی کنم. مابقی را همانجا در آدرس زیر دنبال بفرمایید.
Instagram.com/alimir1400
▫️این پست هم تقدیم به دوستانی که مکررا درخواست معرفی کتاب برای تقویت «بینش اقتصادی» و مهارت «تجزیه و تحلیل اقتصادی» داشتند.
▫️چون فضای اینستاگرام برای این منظور، بستر بهتری ایجاد میکند معرفی کتاب را در صفحه جدیدالتأسیس آغاز کردهام و تلاش خواهم کرد هفتهای چند کتاب یا مقاله مهم را در آنجا معرفی کنم. مابقی را همانجا در آدرس زیر دنبال بفرمایید.
Instagram.com/alimir1400
💐سیزده فروردین، روز طبیعت مبارک باد.
📙 سیزده بدر واقعی ما، این است
که از خانه های تنگ و تاریک
افکار خرافی خودمان بصحرای
دانش و بینش خارج شویم.
شهید مطهری
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📙 سیزده بدر واقعی ما، این است
که از خانه های تنگ و تاریک
افکار خرافی خودمان بصحرای
دانش و بینش خارج شویم.
شهید مطهری
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بیایید گره بزنیم،
عشق را به صداقت،
ایمان را به علم،
دوست داشتن را با مهر،
عزت را با شرافت،
وجدان را با انسانیت،
و از خدا بخواهیم،
عاشق، شرافتمند،
وبا وجدان زندگی کنیم،
در یک کلام، انسان باشیم.
و گره بگشاییم از مشکلات،
اگراز دست مون بر هم بر نمی آید،
بشاش و ابرو گشاده باشیم،
و با روی خوش همدیگر را بپذیریم،
شاید سیزده دیگری نباشیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
عشق را به صداقت،
ایمان را به علم،
دوست داشتن را با مهر،
عزت را با شرافت،
وجدان را با انسانیت،
و از خدا بخواهیم،
عاشق، شرافتمند،
وبا وجدان زندگی کنیم،
در یک کلام، انسان باشیم.
و گره بگشاییم از مشکلات،
اگراز دست مون بر هم بر نمی آید،
بشاش و ابرو گشاده باشیم،
و با روی خوش همدیگر را بپذیریم،
شاید سیزده دیگری نباشیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📙واژه قرارگاه اغلب در رابطه با مفاهیم جنگ ونظامی گری کاربرد دارد. طبعا وقتی تفکر نظامی گری بر عرصه های مدیریت و تصمیم گیری کشور حاکم می گردد منطق علمی و اقتصادی وتجزیه وتحلیلهای عقلانی سود وزیان کارکرد خود را از دست می دهد. متاسفانه این آفتی است که در دهه اخیر سایه سنگین خود را بر اکثر مراکز سیستمهای تصمیم گیری انداخته است. شوربختانه دولت مدعی تدبیر گوی سبقت را در این رابطه از دیگر مدعیان برده است.
✍️علی فرید یحیایی:
⭕️یک قرارگاه جدید در کشور تشکیل شد/ قرارگاه ساماندهی؛ مرغ را گران کرد!
بر اساس تصمیم قرارگاه ساماندهی مرغ کشور قیمت مصوب مرغ گرم برای مصرفکننده از کیلویی ۲۰ هزار و ۴۰۰ به کیلویی ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان افزایش یافت.
قرارگاه ساماندهی مرغ کشور به ریاست وزیر جهاد کشاورزی و با حضور نمایندگانی از ارگانهای مختلف از جمله قوه قضائیه و وزارت صمت در آخرین جلسه خود در راستای ساماندهی تولید گوشت مرغ و بر اساس قیمت مؤلفههای تولید نرخ مصوب مرغ را افزایش داد.
بر این اساس قیمت مرغ منجمد درب سرد خانه کیلویی ۱۸ هزار و ۸۰۰ تومان، قیمت مرغ منجمد برای مصرفکننده کیلویی ۱۹ هزار و ۸۰۰ تومان، قیمت مرغ زنده درب کشتارگاه کیلویی ۱۷ هزار و ۱۰۰ تومان، قیمت مرغ آماده طبخ در میدان بهمن کیلویی ۲۳ هزار و ۳۰۰ تومان و قیمت مرغ آماده طبخ برای مصرف کننده کیلویی ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان تعیین شد
در این جلسه مصوب گردید که سازمان تعزیرات حکومتی با همکاری وزارت صمت، اتاق اصناف کشور و سایر نهادهای مسئول بر رعایت دقیق این مصوبه نظارت و با هر گونه انحراف در این خصوص برخورد قانونی انجام شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️علی فرید یحیایی:
⭕️یک قرارگاه جدید در کشور تشکیل شد/ قرارگاه ساماندهی؛ مرغ را گران کرد!
بر اساس تصمیم قرارگاه ساماندهی مرغ کشور قیمت مصوب مرغ گرم برای مصرفکننده از کیلویی ۲۰ هزار و ۴۰۰ به کیلویی ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان افزایش یافت.
قرارگاه ساماندهی مرغ کشور به ریاست وزیر جهاد کشاورزی و با حضور نمایندگانی از ارگانهای مختلف از جمله قوه قضائیه و وزارت صمت در آخرین جلسه خود در راستای ساماندهی تولید گوشت مرغ و بر اساس قیمت مؤلفههای تولید نرخ مصوب مرغ را افزایش داد.
بر این اساس قیمت مرغ منجمد درب سرد خانه کیلویی ۱۸ هزار و ۸۰۰ تومان، قیمت مرغ منجمد برای مصرفکننده کیلویی ۱۹ هزار و ۸۰۰ تومان، قیمت مرغ زنده درب کشتارگاه کیلویی ۱۷ هزار و ۱۰۰ تومان، قیمت مرغ آماده طبخ در میدان بهمن کیلویی ۲۳ هزار و ۳۰۰ تومان و قیمت مرغ آماده طبخ برای مصرف کننده کیلویی ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان تعیین شد
در این جلسه مصوب گردید که سازمان تعزیرات حکومتی با همکاری وزارت صمت، اتاق اصناف کشور و سایر نهادهای مسئول بر رعایت دقیق این مصوبه نظارت و با هر گونه انحراف در این خصوص برخورد قانونی انجام شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺💐 سلام یاران مهربان،
💐🌺 صبح تان بخیر شادی
🌹🌷 آنهایی که این غزل را با صدای شجریان نشنیده اند، حتماً بشنوند، احوالشان دگرگون خواهد شد.
🍀راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
☘️ بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
🪴 قد خمیده ما سهلت نماید اما
بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
🌹 در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی
جام می مغانه هم با مغان توان زد
💐 درویش را نباشد برگ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
🌷 اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
🍃 گر دولت وصالت خواهد دری گشودن
سرها بدین تخیل بر آستان توان زد
🌿 عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
🌺 شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست
گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
🌸 حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی
باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد☘️
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💐🌺 صبح تان بخیر شادی
🌹🌷 آنهایی که این غزل را با صدای شجریان نشنیده اند، حتماً بشنوند، احوالشان دگرگون خواهد شد.
🍀راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
☘️ بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
🪴 قد خمیده ما سهلت نماید اما
بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
🌹 در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی
جام می مغانه هم با مغان توان زد
💐 درویش را نباشد برگ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
🌷 اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
🍃 گر دولت وصالت خواهد دری گشودن
سرها بدین تخیل بر آستان توان زد
🌿 عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
🌺 شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست
گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
🌸 حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی
باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد☘️
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅خماری بعد از تعطیلات!
امیدواریم از تعطیلات بهترین استفاده را کرده باشید و به شما خوش گذشته باشد.
افراد همه جای دنیا بعد از تعطیلات ممکن است به سختی و شاید کمی ناراحتی به سر کار برگردند. در واقع "خماری بعد از تعطیلات (After Vacation Hangover) یک پدیده اثبات شده روانشناختی است.
برای اینکه با روحیه و آمادگی کامل سر کارتان حاضر شوید چند مورد کوچک را رعایت کنید:
۱. به کل سال و اهدافی که به دنبال آن هستید فکر کنید. استراحت تعطیلات قرار است به شما کمک کند تا به اهداف خود بهتر برسید.
۲. در روزهای اول بعد از تعطیلات، فشرده کار نکنید و زودتر به خانه بروید.
۳. برنامه تفریحی کوچک بعد از ساعت کاری داشته باشید. مثلا قدم زدن در پارک.
۴. با همکاران خود تجربیات سفر را به اشتراک بگذارید. این فرصت خوبی برای بهبود فضای ارتباطی و شناخت علایق در بین همکاران است.
۵. سعی کنید حداقل یک عادت خوب را در سال جدید وارد محیط کارتان کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
امیدواریم از تعطیلات بهترین استفاده را کرده باشید و به شما خوش گذشته باشد.
افراد همه جای دنیا بعد از تعطیلات ممکن است به سختی و شاید کمی ناراحتی به سر کار برگردند. در واقع "خماری بعد از تعطیلات (After Vacation Hangover) یک پدیده اثبات شده روانشناختی است.
برای اینکه با روحیه و آمادگی کامل سر کارتان حاضر شوید چند مورد کوچک را رعایت کنید:
۱. به کل سال و اهدافی که به دنبال آن هستید فکر کنید. استراحت تعطیلات قرار است به شما کمک کند تا به اهداف خود بهتر برسید.
۲. در روزهای اول بعد از تعطیلات، فشرده کار نکنید و زودتر به خانه بروید.
۳. برنامه تفریحی کوچک بعد از ساعت کاری داشته باشید. مثلا قدم زدن در پارک.
۴. با همکاران خود تجربیات سفر را به اشتراک بگذارید. این فرصت خوبی برای بهبود فضای ارتباطی و شناخت علایق در بین همکاران است.
۵. سعی کنید حداقل یک عادت خوب را در سال جدید وارد محیط کارتان کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from عکس نگار
📕معرفی کتاب «دامهای اجتماعی و مسئله اعتماد»
✍نویسنده: بو رونستاین- مترجم: لادن رهبری، محمود شارعپور، محمد فاضلی، سجاد فتاحی-
نشر آگه - چاپ اول 1393
🔰موضوع محوری در کتاب دامهای اجتماعی و مسئله اعتماد، بررسی چرایی تفاوت سطوح سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی در کشورهای مختلف است و اینکه کدام دولتها در ایجاد آن میتوانند موفق باشند. اعتماد اجتماعی از بنیانهای ثبات، امنیت، انسجام، همبستگی و پیشرفت کشورهاست و ضعف و قوت آن در جامعه میتواند به فروپاشی یا تعالی ملت ـ دولتها بینجامد
🔰کتاب حاضر، یکی از مهمترین مسائل در عرصه نظامهای اجتماعی و اندیشه اجتماعی درباره این نظامها، و ایدههایی عمیق درباره آنها را طرح میکند. این کتاب برای آنانی که به دنبال پاسخ به پرسش چرایی روند فرسایش اعتماد اجتماعی در ایران میگردند پاسخ نظری درخوری فراهم میکند. به بیان نویسنده در یک جمله، استدلال اصلی این است که اعتماد اجتماعی «از پایین» تولید نمیشود بلکه «از بالا» تولید میشود. دقیقتر اینکه، نوع خاصی از نهادهای سیاسی هستند که اعتماد تولید میکنند. نهادهای حکومتی و خطمشیهایی که برابری سیاسی، حقوقی و اجتماعی تولید میکنند، و بر اصول انصاف، صداقت و بیطرفی بنا شدهاند، اعتماد به بار میآورند
🔰توسعه یافتگی بیش از آن که شبیه به موفقیت در مسابقات پینگ پنگ یا کاراته باشد شبیه موفقیت در مسابقات فوتبال و والیبال است به این معنی که توسعه یعنی موفقیت جمعی. این موفقیت جمعی وقتی حاصل میشود که همه مردم کار خود را به درستی انجام دهند. به عنوان مثال، وقتی یک کشور در صادرات یک محصول موفق می شود که زنجیرهای از افراد کار خود را به درستی انجام دهند. یک بازرگان باید بتواند به خوبی در بازارهای بین المللی بازاریابی کند، باید سیاست ارزی بانک مرکزی مشوق صادرات باشد، باید زیرساختها طوری فراهم باشد که کالای ساخته شده با هزینه کم به کشتیها منتقل شود، باید فساد گمرک کم باشد تا با هزینه کم کالاها ترخیص شوند، باید کارخانه یک کالا را با کیفیت خوب تولید کند، باید موسسه استاندارد وظیفه نظارتی خود را به خوبی انجام دهد، باید قانون کار خوبی وجود داشته باشد که رابطه بین کارگر و کارفرما در آن شرکت خاص را به خوبی تنظیم کند، باید دادگاههای سالمی باشند که اگر قراردادها اجرا نشد بتوان به آنجا شکایت کرد، باید حکومت امنیت خوبی برقرار کرده باشد که اموال کارخانه به سرقت نرود، باید دانشگاهها کارشناسان و متخصصان خوبی تربیت کرده باشند که بتوانند محصولات خوبی را طراحی و تولید کنند، باید شرکتهای مشاور مدیریت خوبی وجود داشته باشند که بتوانند مدیران یک شرکت را در انجام درست وظایف خود یاری رسانند. معنای این امر آن است که رقابت در بازار جهانی محصولات منوط به یک همکاری جمعی است. مشکل آن جاست که اگر در این زنجیره برخی اجزا درست کار نکنند، کل فرآیند مختل میشود مثل این که اگر در تیم فوتبال همه خوب بازی کنند ولی دفاع ضعیف باشد آن تیم نهایتاً بازنده خواهد شد
🔰حال سوال این است که چطور میشود مطمئن بود که همه افراد وظیفه خود را درست انجام میدهند؟ اگر همه وظیفه خود را سمبل کنند آن گاه من نیز انگیزه نخواهم داشت که وظیفه خود را به درستی انجام دهم. چه کسی حاضر است چراغ قرمز عابر را رعایت کند وقتی هیچ کس به آن احترام نمیگذارد؟ با این اوصاف مشخص میشود که مسئله اساسی توسعه چگونگی ایجاد هماهنگی در انجام درست وظایف است و توسعه نیافتگی به دلیل عدم توفیق در ایجاد این هماهنگی (coordination failure) ایجاد می گردد.
🔰حال این سوال مطرح می شود که چطور برخی جوامع موفق به ایجاد این هماهنگی میشوند در حالی که جوامعی دیگر در این کار ناموفق میمانند و نهایتا توسعه نمییابند. نویسنده کتاب با مقایسه دو جامعه روسیه و سوئد به این سوال به طور دقیق پاسخ می دهد. او بر این باور است که ایجاد هماهنگی منوط به وجود مقوله اعتماد و سرمایه اجتماعی است در غیر این صورت جوامع به دام اجتماعی یا همان تله توسعه نیافتگی میافتند و نمیتوانند از آن بیرون آیند.
🔰مزیت این کتاب در دو امر است. نخست آن که اهمیت هماهنگی و نقش اعتماد اجتماعی در ایجاد آن را به شکل بی نظیری تشریح میکند و برای خواننده جا میاندازد. در گام دوم او به نسخهای طلایی برای ایجاد اعتماد دست مییابد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍نویسنده: بو رونستاین- مترجم: لادن رهبری، محمود شارعپور، محمد فاضلی، سجاد فتاحی-
نشر آگه - چاپ اول 1393
🔰موضوع محوری در کتاب دامهای اجتماعی و مسئله اعتماد، بررسی چرایی تفاوت سطوح سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی در کشورهای مختلف است و اینکه کدام دولتها در ایجاد آن میتوانند موفق باشند. اعتماد اجتماعی از بنیانهای ثبات، امنیت، انسجام، همبستگی و پیشرفت کشورهاست و ضعف و قوت آن در جامعه میتواند به فروپاشی یا تعالی ملت ـ دولتها بینجامد
🔰کتاب حاضر، یکی از مهمترین مسائل در عرصه نظامهای اجتماعی و اندیشه اجتماعی درباره این نظامها، و ایدههایی عمیق درباره آنها را طرح میکند. این کتاب برای آنانی که به دنبال پاسخ به پرسش چرایی روند فرسایش اعتماد اجتماعی در ایران میگردند پاسخ نظری درخوری فراهم میکند. به بیان نویسنده در یک جمله، استدلال اصلی این است که اعتماد اجتماعی «از پایین» تولید نمیشود بلکه «از بالا» تولید میشود. دقیقتر اینکه، نوع خاصی از نهادهای سیاسی هستند که اعتماد تولید میکنند. نهادهای حکومتی و خطمشیهایی که برابری سیاسی، حقوقی و اجتماعی تولید میکنند، و بر اصول انصاف، صداقت و بیطرفی بنا شدهاند، اعتماد به بار میآورند
🔰توسعه یافتگی بیش از آن که شبیه به موفقیت در مسابقات پینگ پنگ یا کاراته باشد شبیه موفقیت در مسابقات فوتبال و والیبال است به این معنی که توسعه یعنی موفقیت جمعی. این موفقیت جمعی وقتی حاصل میشود که همه مردم کار خود را به درستی انجام دهند. به عنوان مثال، وقتی یک کشور در صادرات یک محصول موفق می شود که زنجیرهای از افراد کار خود را به درستی انجام دهند. یک بازرگان باید بتواند به خوبی در بازارهای بین المللی بازاریابی کند، باید سیاست ارزی بانک مرکزی مشوق صادرات باشد، باید زیرساختها طوری فراهم باشد که کالای ساخته شده با هزینه کم به کشتیها منتقل شود، باید فساد گمرک کم باشد تا با هزینه کم کالاها ترخیص شوند، باید کارخانه یک کالا را با کیفیت خوب تولید کند، باید موسسه استاندارد وظیفه نظارتی خود را به خوبی انجام دهد، باید قانون کار خوبی وجود داشته باشد که رابطه بین کارگر و کارفرما در آن شرکت خاص را به خوبی تنظیم کند، باید دادگاههای سالمی باشند که اگر قراردادها اجرا نشد بتوان به آنجا شکایت کرد، باید حکومت امنیت خوبی برقرار کرده باشد که اموال کارخانه به سرقت نرود، باید دانشگاهها کارشناسان و متخصصان خوبی تربیت کرده باشند که بتوانند محصولات خوبی را طراحی و تولید کنند، باید شرکتهای مشاور مدیریت خوبی وجود داشته باشند که بتوانند مدیران یک شرکت را در انجام درست وظایف خود یاری رسانند. معنای این امر آن است که رقابت در بازار جهانی محصولات منوط به یک همکاری جمعی است. مشکل آن جاست که اگر در این زنجیره برخی اجزا درست کار نکنند، کل فرآیند مختل میشود مثل این که اگر در تیم فوتبال همه خوب بازی کنند ولی دفاع ضعیف باشد آن تیم نهایتاً بازنده خواهد شد
🔰حال سوال این است که چطور میشود مطمئن بود که همه افراد وظیفه خود را درست انجام میدهند؟ اگر همه وظیفه خود را سمبل کنند آن گاه من نیز انگیزه نخواهم داشت که وظیفه خود را به درستی انجام دهم. چه کسی حاضر است چراغ قرمز عابر را رعایت کند وقتی هیچ کس به آن احترام نمیگذارد؟ با این اوصاف مشخص میشود که مسئله اساسی توسعه چگونگی ایجاد هماهنگی در انجام درست وظایف است و توسعه نیافتگی به دلیل عدم توفیق در ایجاد این هماهنگی (coordination failure) ایجاد می گردد.
🔰حال این سوال مطرح می شود که چطور برخی جوامع موفق به ایجاد این هماهنگی میشوند در حالی که جوامعی دیگر در این کار ناموفق میمانند و نهایتا توسعه نمییابند. نویسنده کتاب با مقایسه دو جامعه روسیه و سوئد به این سوال به طور دقیق پاسخ می دهد. او بر این باور است که ایجاد هماهنگی منوط به وجود مقوله اعتماد و سرمایه اجتماعی است در غیر این صورت جوامع به دام اجتماعی یا همان تله توسعه نیافتگی میافتند و نمیتوانند از آن بیرون آیند.
🔰مزیت این کتاب در دو امر است. نخست آن که اهمیت هماهنگی و نقش اعتماد اجتماعی در ایجاد آن را به شکل بی نظیری تشریح میکند و برای خواننده جا میاندازد. در گام دوم او به نسخهای طلایی برای ایجاد اعتماد دست مییابد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
📕بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعهيافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند ، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعهيافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند ، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers