Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☸ بدینوسیله فرارسیدن میلاد باسعادت یوسف زهرا، حضرت ولیعصر (عج ) را خدمت همه شما عزیزان، همراهان گرامی و همکاران فرهیخته تبریک و تهنیت عرض مینمایم. 💐
🔰 با کمال احترام ؛ محمد حسین کاشفی، ادمین کانال "مدیران شایسته"
🔸تصنیف:"گل من"
🔸خواننده:علیرضا افتخاری
🔸آهنگساز:محمدجلیل عندلیب
🔸شاعر:بیژن ترقی
🔹گل من چندین،منشین غمگین،شام محنت،بسر آمد. سر و دست افشان،غم دل بنشان،غمخوارت ازسفر آمد.
🔹ز چه بنشستی،بگشا دستی،آذین کن صحن و سرا را. که پس از غمها،به رخ شبها،آب و رنگ سحر آمد.
🔹 شب مهتابی، زچه بیتابی،روشن کن شمع صبوری منشین غمگین،که مه دیرین،تابان و جلوه گر آمد.
🔹 تو که آگاهی،که چه شبهایی،بایاد او بنشستیم شب بارانی،غم پنهانی،رفت و نور بصر آمد
🔹پس از آن دوری،غم مهجوری،شور و شادی بر پا کن ز غم پنهان،نشوی گریان،چون او خندان ز در آمد.
🔹 شب مهجوری،ز ره دوری،آوای رهگذر آمد که سحر سر زد،غم دل پر زد،شادی از بام و در آمد.
🔹شب جانکاهی،شرر آهی،زد ابر غم به کناری به سر افرازی،به دل افروزی،خورشید ما به در آمد. ....
✳با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔰 با کمال احترام ؛ محمد حسین کاشفی، ادمین کانال "مدیران شایسته"
🔸تصنیف:"گل من"
🔸خواننده:علیرضا افتخاری
🔸آهنگساز:محمدجلیل عندلیب
🔸شاعر:بیژن ترقی
🔹گل من چندین،منشین غمگین،شام محنت،بسر آمد. سر و دست افشان،غم دل بنشان،غمخوارت ازسفر آمد.
🔹ز چه بنشستی،بگشا دستی،آذین کن صحن و سرا را. که پس از غمها،به رخ شبها،آب و رنگ سحر آمد.
🔹 شب مهتابی، زچه بیتابی،روشن کن شمع صبوری منشین غمگین،که مه دیرین،تابان و جلوه گر آمد.
🔹 تو که آگاهی،که چه شبهایی،بایاد او بنشستیم شب بارانی،غم پنهانی،رفت و نور بصر آمد
🔹پس از آن دوری،غم مهجوری،شور و شادی بر پا کن ز غم پنهان،نشوی گریان،چون او خندان ز در آمد.
🔹 شب مهجوری،ز ره دوری،آوای رهگذر آمد که سحر سر زد،غم دل پر زد،شادی از بام و در آمد.
🔹شب جانکاهی،شرر آهی،زد ابر غم به کناری به سر افرازی،به دل افروزی،خورشید ما به در آمد. ....
✳با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
Forwarded from عکس نگار
🔰علت العلل کانونی مشکلات ما در کجاست؟
🔷چرا ما بعد از گذشت بیش از ۴۰ سال هنوز هم در حل فصل حداقل مشکلات مردم (از جمله مشکلات معیشتی مردم) ناتوان هستیم؟ این درحالی است که برخی از کشورها همچون: کرهجنوبی، مالزی، چین، هند، ترکیه، آلمان، برزیل و.....که تا پنجاه سال پیش از جمله کشورهای فقیر و ضعیفی بودند، اما توانستند در بازه زمانی ۴۰ یا ۵۰ ساله، با برنامه ریزی های منطقی، توام با علم و درایت و تدبیر، بدور از هرگونه شعار و آرزوهای دست نیافتنی، و آرمانگرایی های آسمانی، با به خدمت گیری دانش و تخصص و تجربه بشری، تا حدودی مشکلات متعدد مردم و جامعه خویش را حل کرده و به رفاه و آسایش خوبی برسانند. اما متاسفانه کشور ما هنوز هم که هنوز است پس از ۴۲ سال در دریای از مشکلات غوطه ور است. واقعا گیر کار ما در کجاست؟
🔰به نظر میرسد ریشه این همه مشکل به مجموعه ایی از نا آموختنی های ما بر میگردد.
✅ " چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟!!؟ "
🔷اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخربتر است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
🎯۱) نیاموخته ایم که اجرای هر تصمیم و سیاستی بدون ایجاد و تقویت اعتماد میان دولت و ملت و میان مردم با مردم، با شکست مواجه میشود.
🎯۲) نیاموخته ایم که بهم ریختگی عمل در عرصه حکمرانی، ریشه در بهم ریختگی فکری دارد. وقتی اجزاء فکر یکدیگر را نقض کنند، عمل به آنها نیز مجموعه ای از تناقضات را به وجود می آورند.
🎯۳) نیاموخته ایم که بدون اجماع سازی میان دولت و ملت، جامعه روی رشد، پیشرفت و ثبات را نخواهد دید.
🎯۴) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
🎯۵)نیاموخته ایم که کشورداری و حکمرانی نیازمند خلق و ایجاد سیستم قدرتمند است که رقابت و شفافیت و تخصص، مهم ترین اصول این سیستم سازی هستند.
🎯۶) نیاموخته ایم که پیشرفت و توسعه هر کشوری در گرو بین المللی شدن (یعنی رقابت، کیفیت، استاندارد) و نیز ایجاد ارتباط و تعامل سازنده با دیگر کشورهای جهان است.
🎯۷) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا با کنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
🎯۸) نیاموخته ایم که با شواهد و مستندات قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
🎯۹) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
🎯۱۰) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
🎯۱۱) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه عمومی وارد شده ایم و در این عرصه نمی توانیم هر کاری انجام دهیم و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
🎯۱۲) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
🎯۱۳) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
🎯۱۴) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس عرصه عمومی اهمیت دهیم.
🎯۱۵) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقد به شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
❇ طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست.
🔷اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که بر ماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
✍ برگرفته از مطالب دکتر سریع القلم
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔷چرا ما بعد از گذشت بیش از ۴۰ سال هنوز هم در حل فصل حداقل مشکلات مردم (از جمله مشکلات معیشتی مردم) ناتوان هستیم؟ این درحالی است که برخی از کشورها همچون: کرهجنوبی، مالزی، چین، هند، ترکیه، آلمان، برزیل و.....که تا پنجاه سال پیش از جمله کشورهای فقیر و ضعیفی بودند، اما توانستند در بازه زمانی ۴۰ یا ۵۰ ساله، با برنامه ریزی های منطقی، توام با علم و درایت و تدبیر، بدور از هرگونه شعار و آرزوهای دست نیافتنی، و آرمانگرایی های آسمانی، با به خدمت گیری دانش و تخصص و تجربه بشری، تا حدودی مشکلات متعدد مردم و جامعه خویش را حل کرده و به رفاه و آسایش خوبی برسانند. اما متاسفانه کشور ما هنوز هم که هنوز است پس از ۴۲ سال در دریای از مشکلات غوطه ور است. واقعا گیر کار ما در کجاست؟
🔰به نظر میرسد ریشه این همه مشکل به مجموعه ایی از نا آموختنی های ما بر میگردد.
✅ " چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟!!؟ "
🔷اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخربتر است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
🎯۱) نیاموخته ایم که اجرای هر تصمیم و سیاستی بدون ایجاد و تقویت اعتماد میان دولت و ملت و میان مردم با مردم، با شکست مواجه میشود.
🎯۲) نیاموخته ایم که بهم ریختگی عمل در عرصه حکمرانی، ریشه در بهم ریختگی فکری دارد. وقتی اجزاء فکر یکدیگر را نقض کنند، عمل به آنها نیز مجموعه ای از تناقضات را به وجود می آورند.
🎯۳) نیاموخته ایم که بدون اجماع سازی میان دولت و ملت، جامعه روی رشد، پیشرفت و ثبات را نخواهد دید.
🎯۴) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
🎯۵)نیاموخته ایم که کشورداری و حکمرانی نیازمند خلق و ایجاد سیستم قدرتمند است که رقابت و شفافیت و تخصص، مهم ترین اصول این سیستم سازی هستند.
🎯۶) نیاموخته ایم که پیشرفت و توسعه هر کشوری در گرو بین المللی شدن (یعنی رقابت، کیفیت، استاندارد) و نیز ایجاد ارتباط و تعامل سازنده با دیگر کشورهای جهان است.
🎯۷) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا با کنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
🎯۸) نیاموخته ایم که با شواهد و مستندات قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
🎯۹) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
🎯۱۰) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
🎯۱۱) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه عمومی وارد شده ایم و در این عرصه نمی توانیم هر کاری انجام دهیم و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
🎯۱۲) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
🎯۱۳) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
🎯۱۴) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس عرصه عمومی اهمیت دهیم.
🎯۱۵) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقد به شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
❇ طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست.
🔷اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که بر ماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
✍ برگرفته از مطالب دکتر سریع القلم
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
ونُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُم الْوارِثِین. «سوره قصص، آیه 5»
فرا رسيدن خجسته میلاد آخرین سحاب رحمت الهي، «مهدی موعود، حضرت بقيه الله الاعظم(عج)» بر تمامي منتظران ظهور حضرتش، تبریک و تهنیت باد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فرا رسيدن خجسته میلاد آخرین سحاب رحمت الهي، «مهدی موعود، حضرت بقيه الله الاعظم(عج)» بر تمامي منتظران ظهور حضرتش، تبریک و تهنیت باد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💐تصنیف زیبای و ماندگار درس سحر
❤️خواننده استاد شهرام ناظری
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤️خواننده استاد شهرام ناظری
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
ونُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُم الْوارِثِین. «سوره قصص، آیه 5»
فرا رسيدن خجسته میلاد آخرین سحاب رحمت الهي، «مهدی موعود، حضرت بقيه الله الاعظم(عج)» بر تمامي منتظران ظهور حضرتش، تبریک و تهنیت باد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فرا رسيدن خجسته میلاد آخرین سحاب رحمت الهي، «مهدی موعود، حضرت بقيه الله الاعظم(عج)» بر تمامي منتظران ظهور حضرتش، تبریک و تهنیت باد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰نماهنگ زیبای «سنه من قربان آقاجان» با مداحی برادرم : کربلایی جلیل کاشفی
🔰فرا رسيدن خجسته میلاد با سعادت آخرین سحاب رحمت الهي، «مهدی موعود، حضرت بقيه الله الاعظم(عج)» بر تمامي منتظران ظهور حضرتش، تبریک و تهنیت باد
🔰بر هرمسلمانى كه مارا مى شناسد، سزاوار است كه كردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آنها بپردازد، تا اگر كار نيكى در آنهاديد، برآنها بيفزايد و اگر كردار بدى در اعمال خود مشاهده كرد،از آنها توبه كند، تا دچار ذلت و خوارى روز قيامت نگردد. « امام جعفر صادق ع»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰فرا رسيدن خجسته میلاد با سعادت آخرین سحاب رحمت الهي، «مهدی موعود، حضرت بقيه الله الاعظم(عج)» بر تمامي منتظران ظهور حضرتش، تبریک و تهنیت باد
🔰بر هرمسلمانى كه مارا مى شناسد، سزاوار است كه كردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آنها بپردازد، تا اگر كار نيكى در آنهاديد، برآنها بيفزايد و اگر كردار بدى در اعمال خود مشاهده كرد،از آنها توبه كند، تا دچار ذلت و خوارى روز قيامت نگردد. « امام جعفر صادق ع»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️بفرمایید شام؛ دیگه موضوعات سیاسی بسه!
در جمعهای خانوادگی و میهمانیهای دوستانه که دور هم که جمع می شویم از هر دری سخن میگوییم. زمین و زمان را در عرض یک ساعت شخم میزنیم. درد دل میکنیم، خبر رد و بد میکنیم در حد سی.ان.ان و سپس می رویم در پوست هنری کسینجر و اقتصاد و سیاست جهان را نیز تحلیل می کنیم.
نکته جالبی که در جمع های خانوادگی و دوستانه وجود دارد این است که یک جمله به طرق مختلف تکرار می شود. و آن این است: اصلاً بزرگترین مشکل مملکت این است که ....
این جمله هر چند وقت یکبار توسط یکی از حضار گفته میشود و بسته به موضوع و مساله ای که طرح شده به گونه ای خاتمه می یابد. جالب اینجاست که این جمله در طول یک میهمانی دو ساعته سه بار گفته شود و بزرگترین مشکل مملکت را به سه چیز کاملا متفاوت ربط می دهیم و هر سه بار هم ما با تکان دادن سر آن را تایید می کنیم و یادمان می رود که دقیقا همین ده دقیقه پیش بزرگ ترین مشکل مملکت را چیز دیگری می دانستیم.
جالب اینجاست که این فقط به افراد عمومی کوچه و بازار ندارد. در یک جلسه که با معاون اسبق سازمان برنامه و بودجه کشور داشتم در یک جلسه یک ساعته ایشان بزرگ ترین مشکل مملکت را در دو جمله با اختلاف نیم ساعت دو چیز متفاوت دانستند!!
بگذارید مثال بزنم:
◻️اصلا گیر اصلی مملکت این است که مدیران بی کفایت و بی خاصیت بر سر کارند.
◻️بزرگ ترین مساله اینه که در ژاپن ۹۹٪ آدم ها کم هوشند و ۱٪ باهوش. و همان یک درصد مسوولند. در حالی که در ایران ۹۹٪ باهوشند ولی ....
◻️بزرگ ترین مشکل مملکت این است که ما با دنیا سر جنگ داریم.
◻️بزرگ ترین مشکل مملکت اینه که همه به فکر خودشون هستند و کسی به دیگری فکر نمی کنه.
◻️آقا بزرگترین مشکل مملکت این است که از همان کلاس اول به ما یاد دادند که بابا نان داد در صورتی که باید می نوشتیم بابای من کارآفرین است.
◻️بزرگ ترین مشکل مملکت اینه که همه دزد شدند!
◻️بزرگ ترین مساله اینه که کسی رشد می کنه، کمی قدش بلند میشه، سرش رو قیچی می کنند! نمی ذارند کسی قدش بلند بشه.
این جملات و تحلیل ها ادامه پیدا می کنند تا یک نفر صدا می زند که بفرمایید شام! دیگه این صحبت ها بسه و ما هم با کمال میل آخرین تایید سرمان را انجام می دهیم و می رویم که چیزی بخوریم تا همه این ها را بشورد و ببرد پایین! هپی اند!
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
می دانید معنی چنین رفتاری چیست؟ اول اینکه ما حدود دویست سال است که با یک سوال دست به گریبان شده ایم. و این سوال مانند خوره روح ما را می خورد. و آن سوال هم این است که چرا غرب (آلمان، انگلستان، فرانسه، کانادا) پیش رفت و ما ماندیم. بعد که رفتیم جلوتر این سوال برای ما سنگینتر شد. چرا شرق (ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و چین) پیش رفت و ما ماندیم. این سوال دارد حلقه خود را تنگتر می کند. چرا ترکیه، امارات، هند، اندونزی و .... پیش میروند و ما در جا می زنیم؟
اما معنی دیگر این رفتار چیست؟ این رفتار پیامش این است که ما ملتی هستیم که سوال داریم، اما حال نداریم! حال نداریم به سوالات خود به شیوه ای اصولی و قاعده مند بپردازیم. صرفا حرف می زنیم. بی مطالعه. نظر می دهیم بی تامل! ملتی که حال ندارد به مساله خودش به صورت «جدی» بپردازد. ملتی که در هر خانواده شان دست کم یک نفر تحصیلات دانشگاهی دارند! از تحلیل قاعده مند بزرگ ترین مساله خودش عاجز است! مدرک داران بی ادراک! ملتی که درد دارد اما حال ندارد که ببیند که دردش از کجاست؟ 200 سال است که سوال مشترک داریم اما تحلیل مشترک نداریم.
ما تا زمانی که درک مشترک از درد مشترک مان نداشته باشیم و تا زمانی که سطح تحلیلهایمان در حد صبحت های قبل از بفرمایید شام است به جایی نمی رسیم. دعوت؛ سلسله کتابهای استراتژی توسعه از چرایی تا چگونگی (چرا ایران عقب ماند؟) تلاشی است برای جمع بندی یافته های نظریه پردازان توسعه تا این لحظه. شاید نقطه شروع خوبی باشد!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
در جمعهای خانوادگی و میهمانیهای دوستانه که دور هم که جمع می شویم از هر دری سخن میگوییم. زمین و زمان را در عرض یک ساعت شخم میزنیم. درد دل میکنیم، خبر رد و بد میکنیم در حد سی.ان.ان و سپس می رویم در پوست هنری کسینجر و اقتصاد و سیاست جهان را نیز تحلیل می کنیم.
نکته جالبی که در جمع های خانوادگی و دوستانه وجود دارد این است که یک جمله به طرق مختلف تکرار می شود. و آن این است: اصلاً بزرگترین مشکل مملکت این است که ....
این جمله هر چند وقت یکبار توسط یکی از حضار گفته میشود و بسته به موضوع و مساله ای که طرح شده به گونه ای خاتمه می یابد. جالب اینجاست که این جمله در طول یک میهمانی دو ساعته سه بار گفته شود و بزرگترین مشکل مملکت را به سه چیز کاملا متفاوت ربط می دهیم و هر سه بار هم ما با تکان دادن سر آن را تایید می کنیم و یادمان می رود که دقیقا همین ده دقیقه پیش بزرگ ترین مشکل مملکت را چیز دیگری می دانستیم.
جالب اینجاست که این فقط به افراد عمومی کوچه و بازار ندارد. در یک جلسه که با معاون اسبق سازمان برنامه و بودجه کشور داشتم در یک جلسه یک ساعته ایشان بزرگ ترین مشکل مملکت را در دو جمله با اختلاف نیم ساعت دو چیز متفاوت دانستند!!
بگذارید مثال بزنم:
◻️اصلا گیر اصلی مملکت این است که مدیران بی کفایت و بی خاصیت بر سر کارند.
◻️بزرگ ترین مساله اینه که در ژاپن ۹۹٪ آدم ها کم هوشند و ۱٪ باهوش. و همان یک درصد مسوولند. در حالی که در ایران ۹۹٪ باهوشند ولی ....
◻️بزرگ ترین مشکل مملکت این است که ما با دنیا سر جنگ داریم.
◻️بزرگ ترین مشکل مملکت اینه که همه به فکر خودشون هستند و کسی به دیگری فکر نمی کنه.
◻️آقا بزرگترین مشکل مملکت این است که از همان کلاس اول به ما یاد دادند که بابا نان داد در صورتی که باید می نوشتیم بابای من کارآفرین است.
◻️بزرگ ترین مشکل مملکت اینه که همه دزد شدند!
◻️بزرگ ترین مساله اینه که کسی رشد می کنه، کمی قدش بلند میشه، سرش رو قیچی می کنند! نمی ذارند کسی قدش بلند بشه.
این جملات و تحلیل ها ادامه پیدا می کنند تا یک نفر صدا می زند که بفرمایید شام! دیگه این صحبت ها بسه و ما هم با کمال میل آخرین تایید سرمان را انجام می دهیم و می رویم که چیزی بخوریم تا همه این ها را بشورد و ببرد پایین! هپی اند!
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
می دانید معنی چنین رفتاری چیست؟ اول اینکه ما حدود دویست سال است که با یک سوال دست به گریبان شده ایم. و این سوال مانند خوره روح ما را می خورد. و آن سوال هم این است که چرا غرب (آلمان، انگلستان، فرانسه، کانادا) پیش رفت و ما ماندیم. بعد که رفتیم جلوتر این سوال برای ما سنگینتر شد. چرا شرق (ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و چین) پیش رفت و ما ماندیم. این سوال دارد حلقه خود را تنگتر می کند. چرا ترکیه، امارات، هند، اندونزی و .... پیش میروند و ما در جا می زنیم؟
اما معنی دیگر این رفتار چیست؟ این رفتار پیامش این است که ما ملتی هستیم که سوال داریم، اما حال نداریم! حال نداریم به سوالات خود به شیوه ای اصولی و قاعده مند بپردازیم. صرفا حرف می زنیم. بی مطالعه. نظر می دهیم بی تامل! ملتی که حال ندارد به مساله خودش به صورت «جدی» بپردازد. ملتی که در هر خانواده شان دست کم یک نفر تحصیلات دانشگاهی دارند! از تحلیل قاعده مند بزرگ ترین مساله خودش عاجز است! مدرک داران بی ادراک! ملتی که درد دارد اما حال ندارد که ببیند که دردش از کجاست؟ 200 سال است که سوال مشترک داریم اما تحلیل مشترک نداریم.
ما تا زمانی که درک مشترک از درد مشترک مان نداشته باشیم و تا زمانی که سطح تحلیلهایمان در حد صبحت های قبل از بفرمایید شام است به جایی نمی رسیم. دعوت؛ سلسله کتابهای استراتژی توسعه از چرایی تا چگونگی (چرا ایران عقب ماند؟) تلاشی است برای جمع بندی یافته های نظریه پردازان توسعه تا این لحظه. شاید نقطه شروع خوبی باشد!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Telegram
مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️جلد۱ کتاب چرا ایران عقب ماند و توسعه پیدا نکرد؟
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
این جلد به روایت های دکتر زیباکلام، دکتر سریع القلم، دکتر داوری اردکانی می پردازد.
در جستجوی درک مشترک برای درد مشترک
@Dr_Lashkarbolouki
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
این جلد به روایت های دکتر زیباکلام، دکتر سریع القلم، دکتر داوری اردکانی می پردازد.
در جستجوی درک مشترک برای درد مشترک
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
چرا ایران عقب ماند؟ جلد۲.pdf
1.4 MB
🔳⭕️چرا ایران عقب ماند و توسعه پیدا نکرد؟ جلد۲
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
▫️دکتر کاظم علمداری؛ استاد دانشگاه های لس آنجلس، نورث ریج و ...
▫️دکتر حسین عظیمی آرانی، دکترای اقتصاد توسعه از دانشگاه آکسفورد
▫️استاد علی رضاقلی، پژوهشگر برجسته و دانش آموخته دانشگاه سوربن
هر کدام از منظری به این سوال پاسخ می دهند.
کانال شخصی دکتر لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
▫️دکتر کاظم علمداری؛ استاد دانشگاه های لس آنجلس، نورث ریج و ...
▫️دکتر حسین عظیمی آرانی، دکترای اقتصاد توسعه از دانشگاه آکسفورد
▫️استاد علی رضاقلی، پژوهشگر برجسته و دانش آموخته دانشگاه سوربن
هر کدام از منظری به این سوال پاسخ می دهند.
کانال شخصی دکتر لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
جلد۳ چرا ایران عقب ماند؟.pdf
1.5 MB
🔳⭕️چرا ایران عقب ماند؟جلد۳
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
در ادامه جلد یک و دو در این جلد دیدگاه های زیر را می خوانیم:
▫️دکتر همایون کاتوزیان که از جامعه کلنگی، کوتاه مدت و بی اعتباری جان و مال مردم و انقطاع تجربه می گوید.
▫️دکتر مقصود فراستخواه که به فقدان مدینه عاقله، کمبود کنشگران مرزی و آسمان پرستاره و زمین سنگلاخ اشاره می کند
▫️دکتر محمد فاضلی که به افسانه پیل و پراید، هسته سخت نرم توسعه، چرخه فلاکت و حکومت بی ظرفیت می پردازد.
لینک دریافت جلد ۱
لینک دریافت جلد ۲
کانال شخصی دکتر لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
در ادامه جلد یک و دو در این جلد دیدگاه های زیر را می خوانیم:
▫️دکتر همایون کاتوزیان که از جامعه کلنگی، کوتاه مدت و بی اعتباری جان و مال مردم و انقطاع تجربه می گوید.
▫️دکتر مقصود فراستخواه که به فقدان مدینه عاقله، کمبود کنشگران مرزی و آسمان پرستاره و زمین سنگلاخ اشاره می کند
▫️دکتر محمد فاضلی که به افسانه پیل و پراید، هسته سخت نرم توسعه، چرخه فلاکت و حکومت بی ظرفیت می پردازد.
لینک دریافت جلد ۱
لینک دریافت جلد ۲
کانال شخصی دکتر لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from 📶درسگفتارهای جامعه شناسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فوری؛ پیش بینی تبریزمن اتفاق افتاد😔
🎥 ببینید: اِلمان پیانو تبریز هم اکنون برچیده شد!
▫️درحالیکه چند روز پیش نصب المان پیانو در سطح شهر تبریز موجب استقبال عموم شهروندان از این اقدام شده بود، ظاهرا این اثر هنری شبانه برچیده شده است.
▫️ المان و آبنمای زیبای پیانو توسط شهرداری تبریز در فلکه دانشگاه نصب شده بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🎥 ببینید: اِلمان پیانو تبریز هم اکنون برچیده شد!
▫️درحالیکه چند روز پیش نصب المان پیانو در سطح شهر تبریز موجب استقبال عموم شهروندان از این اقدام شده بود، ظاهرا این اثر هنری شبانه برچیده شده است.
▫️ المان و آبنمای زیبای پیانو توسط شهرداری تبریز در فلکه دانشگاه نصب شده بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️ بیماری حس نسبت ایرانیان از یزدگرد سوم تا دوران معاصر
دکتر محسن رنانی؛ (تلخیص شده از متن اصلی)
یکی از شاهکارهای معماری، میدان نقش جهان اصفهان است. چرا؟ وقتی از دروازه قیصریه (ورودی شمالی میدان) وارد میدان میشوید میدان را خیلی بزرگتر از ورودیهای دیگر میبينید و «حس نسبت» تان بههم میریزد و دچار خطای ادراکی میشويد. دروازه قیصریه مسیر رسمی ورود میهمانان خارجی برای دیدار با شاه بود. به همین خاطر میهمان تازهوارد، در هنگام ورود به میدان، با فریبخوردن «حس نسبت»، گرفتار عظمت میدان میشد و با همین حس فریب خورده، به دیدار شاه میرفت.
حس نسبت یعنی چه؟ یعنی توانایی درک یا قضاوت در مورد میزان اهمیت نسبی امور یا اندازه نسبی پدیدهها در یک موقعیت مشخص. حس نسبت (sense of proportion) یکی از تواناییهای شناختی است که در طول زندگی شکل میگیرد. زمان میبرد تا کودک «حس نسبت»اش پرورش پیدا کند. به همین خاطر گاهی ممکن است کودک جرات نکند از یک پله پنج سانتی پایین بیاید و گاهی هم ممکن است با احساس اعتماد از یک پله ۳۰ سانتیمتری پایین بیاید.
مادری که دائماً به دخترش میگوید این کار تو نیست بگذار برادرت آن را انجام بدهد، به حس نسبت دخترش آسیب وارد میکند و باعث میشود تا آخر عمر احساس کند مردها در بیشتر امور نسبت به زنان تواناترند. مثالی دیگر میزان ترس از سوسک، هیچ تناسبی با واقعیت سوسک ندارد.
معیوب بودن حس نسبت محدود نیست و مثالهای بسیاری وجود دارد اما حس نسبت معیوب، در سطح ملی یا کشورداری، گاهی به فاجعههای بزرگ میانجامد. در حمله اعراب به ایران، رستم فرخزاد که یکی از نوابغ نظامی روزگار خودش بود، با آنکه لشکری عظیم داشت، چون حس نسبتش درست کار میکرد از جنگ پرهیز میکرد و به یزدگرد سوم پیشنهاد مصالحه با اعراب را داد. اما یزدگرد به رستم گفت که اگر او به جنگ نرود، خودش فرماندهی سپاه را به عهده میگیرد و به جنگ خواهد رفت و چنین شد که رستم مجبور شد به جنگ با اعراب برود. جنگی که نهایتاً به مرگ رستم و شکست ایرانیان انجامید.
همین حس معیوب نسبت ما بود که دلیل حمله مغول توسط چنگیزخان شد و نزدیک به یکونیم قرن، ایران زیر سم اسبان مغول قرار گرفت و میلیونها ایرانی با خون خویش تاوان حس نسبت معیوب خوارزمشاه را دادند.
جنگ چالدران و شکست ایرانیان و انضمام بخشهای زیادی از غرب ایران به امپراتوری عثمانی، نیز حاصل همین حس نسبت معیوب شاه اسماعیل صفوی بود. در عصر قاجاران نیز، جنگهای ایران و روس که نهایتاً به شکست ایران و پذیرش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای و جداشدن بخشهای بزرگی از سرزمین ایران انجامید، حاصل همین بیماری حس نسبت ایرانیان بود. فرقی نمیکند خواه این جنگها با حکم جهاد علما شروع شده باشد یا با فرمان پادشاه، هر دو گروه تصور درستی از قدرت روسیه تزاری که جمعیتش بیش از ۵ برابر، وسعتش بیش از دوازده برابر و بودجه دولتش دویست برابر بودجه دولت ایران بود، نداشتند و با این حس نسبت معیوب، وارد جنگهایی شدند که سرزمین ما را پارهپاره کرد.
محمدرضاشاه هم درآمدهای سرشار نفت، باستانگرایی افراطیاش را تحریک کرد و او را داعیهدار دروازههای تمدن بزرگ کرد و به سازمان برنامه دستور داد سند توسعه بنویسد که دهساله به ژاپن برسیم.
ما همچنان گرفتار همین حس نسبت معیوب هستیم. در سند چشمانداز بیستساله گفتند ما باید ظرف بیست سال (از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴) در همه شاخصهای مهم ملی، به «رتبه اول» منطقه برسیم؛ و بعد دقیقاً، بر اساس همین حس نسبت معیوب، همین بیست سال را که باید تبدیل به بیست سال تلاش برای جهشهای اقتصادی و اجتماعی جدی اما بیتنش میشد، به یکی از بیثباتترین دوران روابط خارجی ایران در صدساله اخیر، تبدیل کردند.
اینکه ما چهل سال است شعار مرگ بر آمریکا میدهیم؛ نیز همان حکایت ضعف در حس نسبت است. کشوری که جمعیتش یکچهارم جمعیت آمریکا، مساحتش یکششم مساحت آمریکا، اقتصادش یکچهلم اقتصاد آمریکا، ماهوارههای نظامیاش یکشصتم ماهوارههای نظامی آمریکا، بودجه نظامیاش یکصدم بودجه نظامی آمریکا و تعداد هواپیماهای بدون سرنشینش یکهشتصدم آمریکاست، با چه منطقی میخواهد در قدرت سیاسی و نظامی با آمریکا هماوردی کند؟ میبینید؟ هنوز گرفتار همان خطای در حس نسبتی هستیم. آه آه که چقدر زمان و هزینه میبرد تا ملتی بالغ شود!
☑️ برای تصحیح حس نسبت جوامع راهی نداریم جز اتکا به چهار مولفه: عقلانیت، علم، گفتوگو و نقد. هر کدام از این چهار مولفه به نوعی این بیماری حسن نسبت معیوب ما را درمان میکنند. راه توسعه از عقلانیت [حسابگری و استدلال ورزی]، علم [آگاهی نسبت به جهان هستی] و نقد [تلاش برای تغییر نسبتهای اشتباه] و گفتگو [تلاش برای اشتراک گذاری حس نسبت افراد مختلف] میگذرد.
متن اصلی را اینجا بخوانید.
شبکه توسعه
@I_D_Network
دکتر محسن رنانی؛ (تلخیص شده از متن اصلی)
یکی از شاهکارهای معماری، میدان نقش جهان اصفهان است. چرا؟ وقتی از دروازه قیصریه (ورودی شمالی میدان) وارد میدان میشوید میدان را خیلی بزرگتر از ورودیهای دیگر میبينید و «حس نسبت» تان بههم میریزد و دچار خطای ادراکی میشويد. دروازه قیصریه مسیر رسمی ورود میهمانان خارجی برای دیدار با شاه بود. به همین خاطر میهمان تازهوارد، در هنگام ورود به میدان، با فریبخوردن «حس نسبت»، گرفتار عظمت میدان میشد و با همین حس فریب خورده، به دیدار شاه میرفت.
حس نسبت یعنی چه؟ یعنی توانایی درک یا قضاوت در مورد میزان اهمیت نسبی امور یا اندازه نسبی پدیدهها در یک موقعیت مشخص. حس نسبت (sense of proportion) یکی از تواناییهای شناختی است که در طول زندگی شکل میگیرد. زمان میبرد تا کودک «حس نسبت»اش پرورش پیدا کند. به همین خاطر گاهی ممکن است کودک جرات نکند از یک پله پنج سانتی پایین بیاید و گاهی هم ممکن است با احساس اعتماد از یک پله ۳۰ سانتیمتری پایین بیاید.
مادری که دائماً به دخترش میگوید این کار تو نیست بگذار برادرت آن را انجام بدهد، به حس نسبت دخترش آسیب وارد میکند و باعث میشود تا آخر عمر احساس کند مردها در بیشتر امور نسبت به زنان تواناترند. مثالی دیگر میزان ترس از سوسک، هیچ تناسبی با واقعیت سوسک ندارد.
معیوب بودن حس نسبت محدود نیست و مثالهای بسیاری وجود دارد اما حس نسبت معیوب، در سطح ملی یا کشورداری، گاهی به فاجعههای بزرگ میانجامد. در حمله اعراب به ایران، رستم فرخزاد که یکی از نوابغ نظامی روزگار خودش بود، با آنکه لشکری عظیم داشت، چون حس نسبتش درست کار میکرد از جنگ پرهیز میکرد و به یزدگرد سوم پیشنهاد مصالحه با اعراب را داد. اما یزدگرد به رستم گفت که اگر او به جنگ نرود، خودش فرماندهی سپاه را به عهده میگیرد و به جنگ خواهد رفت و چنین شد که رستم مجبور شد به جنگ با اعراب برود. جنگی که نهایتاً به مرگ رستم و شکست ایرانیان انجامید.
همین حس معیوب نسبت ما بود که دلیل حمله مغول توسط چنگیزخان شد و نزدیک به یکونیم قرن، ایران زیر سم اسبان مغول قرار گرفت و میلیونها ایرانی با خون خویش تاوان حس نسبت معیوب خوارزمشاه را دادند.
جنگ چالدران و شکست ایرانیان و انضمام بخشهای زیادی از غرب ایران به امپراتوری عثمانی، نیز حاصل همین حس نسبت معیوب شاه اسماعیل صفوی بود. در عصر قاجاران نیز، جنگهای ایران و روس که نهایتاً به شکست ایران و پذیرش عهدنامههای گلستان و ترکمانچای و جداشدن بخشهای بزرگی از سرزمین ایران انجامید، حاصل همین بیماری حس نسبت ایرانیان بود. فرقی نمیکند خواه این جنگها با حکم جهاد علما شروع شده باشد یا با فرمان پادشاه، هر دو گروه تصور درستی از قدرت روسیه تزاری که جمعیتش بیش از ۵ برابر، وسعتش بیش از دوازده برابر و بودجه دولتش دویست برابر بودجه دولت ایران بود، نداشتند و با این حس نسبت معیوب، وارد جنگهایی شدند که سرزمین ما را پارهپاره کرد.
محمدرضاشاه هم درآمدهای سرشار نفت، باستانگرایی افراطیاش را تحریک کرد و او را داعیهدار دروازههای تمدن بزرگ کرد و به سازمان برنامه دستور داد سند توسعه بنویسد که دهساله به ژاپن برسیم.
ما همچنان گرفتار همین حس نسبت معیوب هستیم. در سند چشمانداز بیستساله گفتند ما باید ظرف بیست سال (از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴) در همه شاخصهای مهم ملی، به «رتبه اول» منطقه برسیم؛ و بعد دقیقاً، بر اساس همین حس نسبت معیوب، همین بیست سال را که باید تبدیل به بیست سال تلاش برای جهشهای اقتصادی و اجتماعی جدی اما بیتنش میشد، به یکی از بیثباتترین دوران روابط خارجی ایران در صدساله اخیر، تبدیل کردند.
اینکه ما چهل سال است شعار مرگ بر آمریکا میدهیم؛ نیز همان حکایت ضعف در حس نسبت است. کشوری که جمعیتش یکچهارم جمعیت آمریکا، مساحتش یکششم مساحت آمریکا، اقتصادش یکچهلم اقتصاد آمریکا، ماهوارههای نظامیاش یکشصتم ماهوارههای نظامی آمریکا، بودجه نظامیاش یکصدم بودجه نظامی آمریکا و تعداد هواپیماهای بدون سرنشینش یکهشتصدم آمریکاست، با چه منطقی میخواهد در قدرت سیاسی و نظامی با آمریکا هماوردی کند؟ میبینید؟ هنوز گرفتار همان خطای در حس نسبتی هستیم. آه آه که چقدر زمان و هزینه میبرد تا ملتی بالغ شود!
☑️ برای تصحیح حس نسبت جوامع راهی نداریم جز اتکا به چهار مولفه: عقلانیت، علم، گفتوگو و نقد. هر کدام از این چهار مولفه به نوعی این بیماری حسن نسبت معیوب ما را درمان میکنند. راه توسعه از عقلانیت [حسابگری و استدلال ورزی]، علم [آگاهی نسبت به جهان هستی] و نقد [تلاش برای تغییر نسبتهای اشتباه] و گفتگو [تلاش برای اشتراک گذاری حس نسبت افراد مختلف] میگذرد.
متن اصلی را اینجا بخوانید.
شبکه توسعه
@I_D_Network