(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا ✨🙏

وقتی به آسمان مهرت نگاه می‌کنم❣

✨می‌بینم هیچ چیز ندارم
جز دست‌های خالی و محتاج
که به درگاه تو بلند می‌شود.🙌

✨چشم بر هم می‌گذارم
و نام زیبای تو را زیر لب زمزمه می‌کنم 🙏
تا خشک سال وجودم،
لبریز از زمزم زلال ذکر تو گردد❣🙏

خدایا 🙏
روزمان را با یادت بخیر کن✨🙏

✨آمیـــن یا رَبَّ 🙏

‏هرچه تو را به ياد خدا انداخت🌟
‌‏آن را دعوتى از خدا بگير⭐️
‌‏خيرى براى توست🌟

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ 🔰تعریف اصول منابع انسانی:

اگر بخواهیم تعریفی از اصول منابع انسانی ارائه کنیم باید بگوییم، مجموعه ای از اصول و قواعدی که یک مدیر می تواند با تکیه بر آن ها به بهترین نحو ممکن کارکنان سازمانش را مدیریت کند و به بالاترین بهره وری ممکن توسط نیروی انسانی دست یابد

در این مطلب برخی از این اصول کاربردی را برای شما خواهیم گفت:

1⃣ خط و مسیر آینده سازمان را برای کارکنانتان روشن کنید:

اینکه افراد سازمان بدانند سازمان برای آینده چه برنامه ای دارد و آن ها در این مسیر چه کمکی می توانند برای سازمان باشند، می تواند همکاری آن ها را در اجرای کارها بیشتر کند و باعث می شود، روند اجرایی کارها بهبود بهتری بیابد. مدیران باید بتوانند با زبانی ساده و کاملاً مفهوم اهداف سازمان و چشم اندازهای شرکت را به کارکنان، آموزش بدهند.

2⃣با منابع انسانی و پرسنل سازمانتان ارتباط برقرار کنید:

همیشه این را باید در نظر گرفت، مدیر در سازمان را می توان به پدر در خانواده تشبیه کرد. همانطور که فرزندان نیازمند برقراری ارتباط و صحبت با پدرشان هستند، کارکنان سازمان هم نیاز دارند زمانی را با مدیرانشان بسر کنند و در خصوص مسائل سازمانی با مدیرانشان صحبت کنند. حتما زمانی را برای کارکنان سازمانتان در نظر بگیرید و به صحبت های آن ها با دقت گوش دهید، اینکار تنش های محیط کار را به حداقل خواهد رساند

3⃣افراد سازمانتان را به اسم بشناسید

شاید این موضوع برای یک شرکت کوچک که در آن 5 یا 7 نفر کار می کنند دشوار نباشد، اما اگر در سازمان شما 40 ،50 و یا بیش از 100 نفر مشغول کار هستند، آیا شما نام آن ها را می دانید؟ آیا با همه آن ها ارتباط برقرار می کنید؟ مدیران باید کارکنانشان را با نام صدا بزنند، همانطور که می دانید برای هر فردی شنیدن نامش لذت بخش است. اینگونه با کارکنانتان حس آرامش می دهید

4⃣ مطمئن شوید دقیقاً می دانند چه کاری باید انجام بدهند و شما از آن ها چه انتظاری دارید
گاهاً می بینیم درخواست مدیران از کارکنانشان این است که حداکثر تلاش خودتان را بکنید، این جمله و عبارت، صحیح نیست، اینکه حداکثر تلاش خودتان را بکنید، یعنی چه؟ یعنی چقدر باید کار کنند؟ میزان کار و انتظاراتتان را از کارکنان سازمانتان مشخص کنید، بگویید چقدر زمان دارند، چقدر باید محصول تولید کنند. به آن ها اعداد و ارقام بگویید تا بتوانید بر این اساس کار آن ها را ارزیابی کنید.

5⃣آن ها را راهنمایی کنید:

همه ما انسان هستیم و انسان ها نیاز به راهنمایی و توصیه دارند، برخی باهوش هستند و تنها با یک بار توضیح متوجه می شوند، اما برخی دیگر اینگونه نیستند و باید به آن ها بیشتر توضیح بدهید، برای آن ها کار را عملی آموزش بدهید و این موضوع را تکرار کنید. با صرف یکبار آموزش تئوری توقع نداشته باشید، کارمند شما بهترین نتیجه و بهترین خروجی را به شما تحویل دهد.

6⃣به کارکنانتان بازخور بدهید:

چقدر خوب است که کارکنان شما به صورت دوره ای از عملکرد خودش بازخورد دریافت کند و بداند تا چه حد توانسته است خواسته های سازمان را برآورده نماید. فقط خواهشاً در این کار جانب انصاف و عدالت را رعایت نمایید.

7⃣از کارکنان خودتان تشکر کنید:

زمانی که معیار های کمی برای روند کار تعیین می کنید، می توانید در صورت دستیابی به آن ها از کارکنانتان، بخصوص آن هایی که زحمت بیشتری کشیده اند، تشکر کنید، چه خوب است به آن ها پاداش بدهید. در دادن هدیه، خانواده آن ها را فراموش نکنید، می توانید هدیه ای برای همسر و یا فرزندان او تهیه کنید. (چگونه انگیزه کارکنان را افزایش دهیم؟)

8⃣از کارکنان و منابع انسانی سازمان نظرخواهی کنید:

کارکنان، مشتریان داخلی سازمان شما هستند، پس نظرات و پیشنهادات آن ها باید برای مدیران مهم باشد، روندی را اتخاذ کنید که بتوانند به راحتی نظرات، انتقادات و پیشنهادات خودشان را به دست شما برسانند، به این نظرات، از دید حرفه ای و با رویکرد بهبود نگاه کنید، نه به دید یک انتقاد و یک ایراد. از اصول مدیریت این است که مدیران بدنبال یافتن نقاط ضعف خود برای بهبود آن ها باشند.

⏪ موارد فوق تعداد اندکی از اصولی است که مدیران باید بدانند و رعایت کنند. رعایت اصول مدیریت که در بالا به برخی از آن ها اشاره کردیم می تواند تاثیر بسیار چشمگیری بر بالا رفتن انگیزه کارکنان سازمان و افزایش بهره وری شود.

"گروه ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاشف"
🆔 @Kashef_AD_HR
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ ❇میزان انگیزه نیروی انسانی رابطه مستقیمی با بهره وری دارد

سرمایه‌های انسانی از مهم‌ترین عوامل بهره‌وری در یک سازمان به شمار می‌رود. بهره‌وری بالاترین اهمیت را در سازمان‌ها دارد که نتیجه آن بر عملکرد سازمان‌ها و حتی جامعه اثرگذار است.
نیروی انسانی ماهر و کارآمد، پر بهاترین و ارزنده ترین ثروت و دارایی هر کشور است. بسیاری از جوامع با وجود برخورداری از منابع سرشار، به دلیل فقدان نیروی انسانی شایسته و لایق، توان استفاده از آن را ندارند.

در سال های اخیر رابطه بهره وری و کیفیت کار مورد توجه و مطالعه محافل علمی مدیریت دنیا قرار گرفته است. بهره وری به چهار سطح تقسیم می شود: بهره وری کارکنان، بهره وری سازمانی، بهره وری بخشی و بهره وری ملی.

در همایشی که به دنبال رفع بی انگیزگی کارمندان، به عنوان یکی از مشکلات جدی پیش روی مدیران در سال های اخیر بود، منصور معظمی معاون وزیر صنعت معدن و تجارت بی انگیزگی، بی علاقگی و بی تفاوتی را بلیه ای در سازمانهای مختلف اداری و تولیدی کشور دانست.

او همینطور واگذار نکردن امور مهم به کارکنان، دیده نشدن از سوی مافوق، بی توجهی به شایسته سالاری، ثبات نداشتن مدیریت و پائین بودن حقوق و مزایا را از دلایل عمده این بی انگیزگی برشمرد.

اما اهمیت انگیزه برای حرکت جامعه و افراد به سوی کار و تلاش بر کسی پوشیده نیست، اما عملاً این انگیزه چگونه ایجاد می شود؟ چون ایجاد انگیزه و حرکت در افراد با فکر و قلب و روح آنها ارتباط دارد، با انتقال دانش و فنون تفاوت بسیار دارد.

صاحبنظران معتقدند مدیر باید پاداش‌های ذاتی در شغل ایجاد کند تا افراد احساس ارزشمندبودن کنند، همینطور کارکنان نیاز دارند که بدانند چه چیزی مورد تایید و چه مسائلی خلاف اهداف سازمان است، علاوه بر این باید پاداش‌ها با عملکرد افراد مرتبط شوند.

برای بررسی میزان میل به خواستن و عمل کردن در مردمان یک جامعه مدیریت منابع انسانی به کار می آید، علمی که با پایش دقیق عوامل کاهش انگیزش سالهاست به کمک مدیران آمده و افزایش رضایتمندی و در نهایت بهره وری را موجب شده است.

در این بین برخی بر این اعتقادند که انگیزه کم می شود اگر حقوق و دستمزد پرداختی با میزان بهره وری تناسب نداشته باشد.

مسعود همایونفر رئیس انجمن مدیریت منابع انسانی درباره اهمیت علاقه کارکنان به کاری که انجام می دهند و ارتباط آن با بهره وری میگوید: اگر کسی دانش، توانایی و مهارت لازم را داشته باشد اما تمایلی به انجام آن کار در او دیده نشود، میزان بهره وری او در سازمان محل کارش به حداقل می رسد.

در این بین تفویض نکردن اختیار به کارکنان هم از موانع بکار گیری هوش، تجربه همینطور مسئولیت پذیری کارکنان محسوب می شود.

معظمی مدیر عامل سازمان گسترش نوسازی صنایع اما مهمترین نتایج این بی انگیزگی را در سازمان کشور نارضایتی ذینفعان، اشاعه فرهنگ رخوت و بی مسئولیتی و احاله تصمیم به سطوح بالاتر می داند.

احمد بذلی رئیس شورای راهبردی سیزدهمین همایش توسعه منابع انسانی تاکید دارد: اگر بنیان در کارهای ما نظام شایستگی باشد طبیعتا انگیرش کافی در افراد کارآمد ایجاد می شود و در نتیجه آنها می توانند بهره وری بیشتری داشته باشند.


او همچنین اذعان دارد: وقتی کارکنان حس کنند کار خوب و بد آنها پاداش و تنبیهی ندارد و بقول معروف دوغ و دوشاب یکی است به جای رقابت مثبت، رقابت منفی شکل می گیرد و از آن پس کاهش کارکرد و فرار از کار در اولویت قرار می گیرد.

به هر روی ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه نخست اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، این بخشی از سند چشم انداز ایران 1404 است که راه رسیدن به این اهداف را با تکیه بر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی ترسیم کرده است.

اگر می خواهیم به اهداف تعیین شده در اسناد بالادست دست پیدا کنیم،‌ اگر در پی دستیابی به رشد اقتصادی 8 درصدی هستیم و خروج اقتصاد از رکود و در پی توسعه ای پایدار، نسخه صاحبنظران توجه به منابع انسانی است، آنچه تاکنون کمتر به آن توجه کرده ایم.

گروه ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاشف
@Kashef_ADHR
🔰عدالت در سازمان ؛
🔷عدل را نباید فقط در دستگاه قضایی کشور دنبال کرد. اگر عدل را به معنی وسیع آن یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خودش تعریف کنیم، در سازمان ‌ها و در فرایند های مدیریت منابع انسانی هم، عدل را باید قرار دادن هر کسی در جای خودش معنی کنیم.

🔷حواسمان باشد وقتی کسی را در جای مناسب خود قرار نمی دهیم چه در زمان استخدام و چه در زمان انتصاب، ظلم میکنیم؛ هم به فرد هم به سازمان. فلذا مصداق بارز اجرای عدالت در سازمان .همان تناسب سازی شغل با شاغل است.

🔷عدل نه فقط اساس ملک مملکت، بلکه اساس موفقیت سازمان هاست.

🔷جهان چون خط و خال و چشم و ابروست/ که هر چیزی به جای خویش نیکوست.

🔷 اگر یک ذره را برگیری از جای/همه عالم فرو ریزد سراپای

▶️برگرفته از مطلب اینستاگرامی دکتر بهزاد ابوالعلایی.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Mehdi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکمرانی کارآمد
مناسبات بین مدیریت و سیاست

چرا مشکلات در ایران حل نمی شوند؟
چرا از چاره جویی برای برخی از مشکلات درمانده شده ایم؟

برنامه زاویه، 24 دی 1399
با حضور آقایان
دکتر حسن دانایی فرد
دکتر کیومرث اشتریان
VID-20210107-WA0001.mp4
27.1 MB
‏فیلم از طرف Dr.Kashefi
.
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، این‌ها همه هست و این‌ همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی


🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.

🔰با تقدیم احترام؛ کاشفی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
💢 فاطمه فاطمه است! -خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست!
-خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست!
-نه، این‌ها همه هست و این‌ همه، فاطمه نیست. * فاطمه فاطمه است!
✍زنده یاد دکتر علی شریعتی


🔰شهادت مظلومانه بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه رهروان عشق و حقیقت تسلیت باد.

🔰با تقدیم احترام؛ دکتر کاشفی

💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🙄 چه تفکرات اشتباهی باعث می شود حال ما خراب شود؟

1- ذهن‌خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

2- پیش‌گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

3- فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر ...”.

4- برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

5- نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”این که کار مهمی نیست”.

6- فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

7- تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

8- تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

9- باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید او را قانع کنم”.

10- شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

11- سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”دیگران باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

12- مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

13- تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

14- چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

15- استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

رفرنس:
📚 کتاب تکنیک های شناخت درمانى رابرت لی هی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰تنها راه انجامِ کارهای بزرگ در دنیا،
انجام دادن کاری است که دوست دارید.

🔷اگر هنوز موفق نشدید آنرا پیدا کنید،
به جستجوی‌تان ادامه دهید..
استیو_جابز

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕نتایج بزرگ محصول فکرهای بزرگ و باورهای بزرگ اند ...

🔺ارزش دیدن دارد ...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🟧 تفاوت هدف‌گذاری در دانشگاه‌های برتر دنیا و دانشگاه‌های ایران.

🔷سایمون سینک در کتاب ارزشمند « بازی نامحدود» می‌گوید: معمولا در تحلیل‌هایی که از موفقیت‌ها و شکست‌های حوزه کسب‌وکار ارائه می‌شود، تمرکز بر عوامل اجرایی و ظاهری همچون؛ تبلیغات، روابط عمومی، مدل درآمدی، مقدار سود، نیروی کار یا قوانین نادرست دولت‌ می باشد. اما واقعیت این است که این تفاوت ها را باید در نوع نگاه مدیران شرکت‌ها جستجو کرد که بر همه چیز، از تولید تا تبلیغات اثر می‌گذارد. از این منظر، کسب‌ و کارهایی می‌توانند در تغییرات اقتصادی و فناوری دوام بیاورند که به دنبال خلق ارزش و کمک به حل مشکل واقعی مردم باشند، نه صرفا فروش محصول.

🔷تفکر فروش محصول باعث می‌شود که با تغییرات، به ویژه تغییرات فناوری، نتوانید کسب‌وکار خودتان را سرپا نگه دارید.

🔷برای مثال در زمانی که اپل با معرفی آیپاد، انقلابی در صنعت موسیقی ایجاد کرد، مایکرو سافت برای زمین زدن اپل محصولی مشابه با نام Zune را تولید کرد. در همان دوره سینک یکی از مدیران ارشد اپل را دید و به او گفت که به نظر می‌آید محصول مایکروسافت بهتر از آیپاد است!. او هم با خیال راحت و بدون ترس از رقابت این حرف را تایید کرد.

🔷 سینک راحتی در پذیرش مدیر اپل را به حساب نگاه متفاوت آن‌ها گذاشت. مایکرو سافتی‌ها به فکر این هستند که رقیب را زمین بزنند!!! و اپلی‌ها به این فکر می‌کنند که محصولات بهتری را برای راحتی و آسایش مردم تولید کنند. مایکروسافت در آن دوره درگیر بازی محدود با هدف مقطعی شکست دادن رقیب بود!، اما اپل در یک بازی نامحدود، با «هدفِ تمام نشدنیِ» خلق محصولی ارزشمند پیش می‌رفت. این عامل تفاوت بازی محدود و نامحدود و موضوع اصلی کتاب است.

🔷این نوع نگاه ابزاری با هدف زمین زدن رقیب و نیز تعریف اهدف صرفا کمی مثل افزایش فروش، و بالا بردن سود، باعث می‌شود که در تصمیم‌گیری‌ها قدرت ریسک را از دست بدهید و به کوتاه‌ مدت فکر کنید. حتی اگر شما مدیر کسب‌ و کار هم نباشید، یا اصلا یک فرد بیکار هم باشید، باز هم این نوع نگرش، نمیتواند کمک خوبی برای اتخاذ تصمیمات بهتری برای شما باشد.

🔷اگر شما هدف‌گذاری کرده‌اید که نوازنده خوبی شوید و برای مردم موسیقی‌های لذت‌بخش خلق کنید، دیگر پیشنهاد شغلی بی‌ربط که پول خوبی دارد را به سادگی کنار می‌گذارید. زیرا هدف شما کمی نیست، کیفی است. این نوع هدف‌گذاری در تمام ابعاد مدیریتی و تصمیم‌گیری تاثیرگذار است.

🟣برای مثال این ویدئو در مورد تفاوت هدف‌ گذاری در دانشگاه‌های برتر دنیا و دانشگاه‌های دیگر کشورها را ببیند.

🔺این چند دقیقه به ظاهر توضیحاتی در خصوص مقیاس دانشگاه‌های ایران و دیگر کشورهای برتر دنیا را بازگو میکند، ولی اگر درست نگاه کنید، این مشکل مبتلا به اکثر قسمت‌ها در کشور ماست. درست نگاه کنید، حتی این مشکلات در کسب و کارهای خصوصی ما نیز جاریست. ما غالبا نگاه خلق ارزش در ایجاد کسب و کارها و مدیریت سازمان ها را نداریم.

🔰اگر این مدل از نگاه به اتفاقات و هدف‌ گذاری را داشته باشیم، حالا نوع برخورد ما با مشکلات متفاوت خواهد شد..

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✅سبک‌های متفاوت رهبری در سازمان‌ها:


1- رهبری اقتدارگرایانه (Autocratic Leadership): در سازمان‌هایی که دچار بحران جدی شده‌اند و نیاز به تصمیم‌گیری‌های سریع دارند و فرآیندهای کاری روتین و غیرتخصصی است، اجرا می‌شود. برای سازمان‌های نظامی این سبک رهبری مناسب است و مزایایی مانند سرعت در تصمیم‌گیری و قدرت بلامنازع در رهبری را به همراه دارد.


2- رهبری بوروکراتیک (Leadership Bureaucratic): برای سازمان‌هایی که کارهای دقیق و علمی و نا ایمن انجام می‌دهند و لزوم توجه به قوانین و دستورالعمل‌ها برای انجام درست و ایمنی جدی است، بسیار مناسب است. مزایای این روش رهبری سازمانی بالا بردن ایمنی و کم‌کردن ریسک ناشی از کارکردهای تعیین نشده است.


3- رهبری کاریزماتیک (Charismatic Leadership): برای سازمان‌هایی که از بی‌تفاوتی و عدم احساس مسوولیت کارکنان ناراضی هستند انتخاب این سبک رهبری می‌تواند مفید باشد که با شور و انرژی خود سازمان را به حرکت درمی‌آورند. این سبک از رهبری برای سازمان‌هایی که به تغییرات درونی نیاز دارند، مناسب است و رهبری در این سبک باید با الگو قرار دادن خود سایرین را به عملکردهای فوق‌العاده مجاب کند.


4- رهبری مشارکتی (Participative Leadership): در سازمان‌هایی که نوآوری و خلاقیت رمز موفقیت و نیاز به مشارکت کارکنان مهم‌ترین عامل در ماندگاری سازمان است این سبک از رهبری مناسب است. این نوع رهبری برای شرایط غیربحرانی بسیار موثر است و در شرایط بحرانی که نیاز به سرعت در تصمیم‌گیری دارد پاسخ معکوس می‌دهد. برای سازمان‌هایی که تمرکز بر بهبودهای عملیاتی و بهبود محصول یا ارائه بهتر خدمت دارند، نیز مناسب است و از معایب آن طولانی شدن تصمیم‌گیری‌ها و مشخص نشدن برخی از ناکارآمدی‌های فردی است.


5- رهبری عدم مداخله ( Laissez - Faire Leadership): برای سازمان‌هایی که نیاز به روش‌های خود مدیریتی دارند و مدیریت زمان اهمیت زیادی دارد مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای کارهایی که نیاز به هدایت نداشته و اطمینان داریم که کارها با حداقل خطا انجام می‌گیرد مناسب است و اگر دانش مناسب در بین کارکنان نباشد ریسک زیان‌دهی آن بالا است.


6- رهبری مردم محور (People - oriented Leadership ): این سبک رهبری برای توسعه کارهای تیمی است و با توجه به اینکه رهبری سازمان نگاه یکسانی به کارکنان دارد تیم‌های مقتدر و قوی در آن تشکیل می‌شود. نقطه ضعف بزرگ این نوع سبک رهبری فراموشی مسوولیت‌های فردی است و باعث می‌شود قابلیت‌های فردی کارکنان نادیده گرفته شود.


7- رهبری خدمتگزار (Servant Leadership): این سبک رهبری برای سازمان‌های آموزشی یا خدماتی مانند بیمارستان، دانشگاه بسیار مناسب است و معمولا رهبری سازمان به شاخص‌های فرهنگی و ارزشی بسیار پایبند است و تعهد به‌کار، صداقت، راستگویی و همدلی از ارزش‌های مطرح در این نوع رهبری است. در این سبک به‌رغم کندی تصمیم‌گیری ایجاد فرهنگ ارزشی و خدمت در سازمان از نکات مثبت آن است.


8- رهبری وظیفه‌گرا (Task - Oriented Leadership): این سبک از رهبری توجه وسیعی برکنترل کار، وظایف و دستورالعمل‌ها دارد و معمولا به‌دلیل عدم توجه به مشکلات کارکنان نارضایتی در بین آنها گسترش می‌یابد.


9- رهبری تعاملی(Transactional Leadership): این نوع سبک رهبری مناسب با سازمان‌هایی است که کارها را به شکل پروژه‌ای انجام می‌دهند و برای سازمان‌های دانش محور که نیاز به نوآوری و خلاقیت دارند، مناسب نیست.


10- رهبری تحولی (Transformational Leadership): این سبک رهبری با تعیین چشم‌انداز و اهداف روشن و مکالمه آن در سازمان سعی در جذب مشارکت کارکنان می‌کند. این مهم با درک درستی از تحولات پیرامونی و شیوه‌های ایجاد انگیزه امکان می‌یابد و رهبری با هوش عاطفی خود توانمندی‌های جدیدی نسبت به قبل برای سازمان ایجاد می‌کند. از نقاط ضعف این سبک تایید رهبری از سوی تمامی رده‌های سازمانی است و درصورتی‌که زیرساخت‌های تغییر را ایجاد نکند امکان موفقیت بسیار کاهش می یابد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰آموزش بر اساس شایستگی CBT


✅ کانون ارزیابی و توسعه دو فرآیند بسیار مهم می باشند که در امتداد هم اجرا می شوند. كانون ارزيابي، فرآیندی است كه با بكارگيري فنون تمرینی و غیرتمرینی تلاش دارد تا تصوير دقيق‌تر و جامعی از قابليت‌ها، مهارت‌ها و خصوصيات شخصيتي افراد فراهم كند. مراکز تشخیص صلاحیت شده‌ای که طی فرایندی رسمي و بر مبنای شاخص‌ها و ابزارهای مورد تایید به ارزیابی شایستگی‌های منابع انسانی و تعیین میزان توان بالقوه آنان برای احراز پست‌های مدیریتی اقدام می‌نمایند.

🔴 کانون توسعه، فرآيندی است که به واسطه آن شخص شاغل با توجه به رويکردهای شغل مورد نظر و جهت‌گیری‌های سازمان، پس از ارزيابی و متناسب با توانايی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخوردی که به وی داده میشود در دوره ها و کارگاه های آموزشی متناسب با شایستگی هایی که براش متصور میشود، در دوره‌های بازآموزی شرکت می کند تا موجبات ارتقاء ويژگی‌های رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی حاصل شود.

🔰 آموزش مبتنی بر شایستگی (CBT) روشی نوین در آموزش سازمانی که بیشتر برای مشاغل مدیریتی به کار گرفته می شود،. مفهوم آموزش مبتنی بر شایستگی به ویژه در آموزش حرفه داری سابقه طولانی دارد امه های آموزشی مبتنی بر شایستگی ابتدا در آمریکا معرفی شد و با آموزش معلمان در اواخر دهه ۱۹۶۰ شروع شد و پس از آن در سایر آموزش های حرفه ای در سال ۱۹۷۰ رشد نمود و در برنامه‌های آموزشی شغله انگلستان و آلمان در سال ۱۹۸۰ و در آموزشهای شغلی و حرفه‌ای در سال ۱۹۹۰ در استرالیا به رسمیت شناخته شد که روشی موثر برای آموزش شغلی کارمندان و مدیران می باشد.

🔰مراحل عملیاتی این روش به قرار زیر است:

در این روش ابتدا شایستگی های یک شغل را مشخص می کنیم به این معنی که فرد برای انجام یک شغل به چه شایستگی هایی نیاز دارد تا بتواند شغل خود را به نحو احسن انجام دهد؛ برای مشخص کردن این شایستگی ها از منابع مختلفی می توانیم بهره ببریم از جمله: بهینه کاوی، مصاحبه /مشاهده با خبرگان شغل، اهداف و مأموریت های سازمان، وظایف شغلی. بعد از مشخص نمودن صلاحیت ها باید نشانگرهای رفتاری هر صلاحیت رو مشخص نماییم به این معنی که فرد باید چه رفتارهایی از خود بروز دهد که نشان دهنده آن شایستگی باشد. بعد از مشخص کردن نشانگر های رفتاری مرحله آزمون هست در این مرحله آزمونهای مناسب برای هر شایستگی رو برروی افراد شاغل در شغل اجرا می نماییم تا مشخص کنیم چه میزان از این شایستگی های مورد نظر را دارند و چه میزان از شایستگی ها را ندارند، به وسیله آزمون شکاف شایستگی افراد مشخص می شود حال سازمان می تواند برای پر کردن این شکاف از طریق نوشتن (IDP)(طرح بهسازی فردی) که مرحله بعدی آموزش مبتنی بر شایستگی است اقدام نماید. IDP در واقع طرحی است که متناسب با شکاف شایستگی هر فرد نوشته می شود و توصیف کننده اهداف و فعالیت های لازم برای رشد حرفه ای فرد است که با همکاری خود فرد نوشته می شود و دارای زمانی مشخص می باشد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 آموزش مبتنی بر شایستگی (CBT) روشی نوین در آموزش سازمانی که بیشتر برای مشاغل مدیریتی به کار گرفته می شود، برنامه های آموزشی مبتنی بر شایستگی ابتدا در آمریکا معرفی شد و با آموزش معلمان در اواخر دهه ۱۹۶۰ شروع شد و پس از آن در سایر آموزش های حرفه ای و سازمانی در سال ۱۹۷۰ رشد نمود و در برنامه‌های آموزشی شغله انگلستان و آلمان در سال ۱۹۸۰ و در آموزشهای شغلی و حرفه‌ای در سال ۱۹۹۰ در استرالیا به رسمیت شناخته شد که همینک روشی موثر برای آموزش شغلی کارمندان و مدیران می باشد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from جمهوریت
♈️فقر آفت آگاهی است...

♈️طرحی بسیار پرمعنا از پاول کوژینسکی کارتونیست بزرگ لهستانی که نشان می‌دهد انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمی‌دهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهی‌اش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.

♈️آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمی‌گذارد. به همین دلیل است که گرسنه نگه داشتن اکثریت ملتی ضامن بقای طبقات حاکمه است.

♈️هر کجا فقر تمجید و داشتن سرمایه و پول تقبیح شد، شکم‌ها را هدف نگرفته‌اند، تفکر و آگاهی و مغزها را نشانه گرفته‌اند...

♈️چیزی که با #فقر یکجا جمع نمی‌شود، آگاهی است.

⚛ @jomhuriyat