Forwarded from روزگار سکوت (محمدجواد روح)
👨⚕ نگاه پزشک: "واکسن بخرید!"
👈 دکتر مصطفی معین، رییس شورایعالی نظامپزشکی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ واکسن جدید کرونا از نوع واکسن RNA است که به سیستم ایمنی بدن یاد میدهد چگونه با ویروس کرونا مبارزه کند. با تزریق واکسن، بخش کوچکی از کُد ژنتیکی ویروس وارد بدن میشود و سیستم ایمنی آن را بعنوان یک عامل خارجی شناسایی میکند و از بین میبرد!
✍ موثرترین و قاطعانهترین راه ایجاد ایمنی جمعی و خاتمه کشتار مردم بیپناه، انجام واکسیناسیون بموقع است که باید نسبت به خریداری هرچه سریعتر واکسن کرونا اقدام شود.
✍ حدود ۸۰کشور، ۷میلیارد دوز واکسن فایزر را خریدهاند، حتی کشورهایی چون اکوادور، پاناما، قزاقستان و یا ونزوئلا؛ ولی نامی از ایران نیست؟!
✍ در کشورهای جنوب خلیجفارس واکسیناسیون را در سطح فراگیر آغاز کردهاند و کشوری مانند کانادا، حتی پنج برابر جمعیت خود واکسن پیشخرید کرده است.
✍ کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی از مسئولان با هشتک ''#واکسن_بخرید'' خواستهاند که برای خرید واکسن اقدام کنند!
✍ بعضی از مقامهای ایران بیان میکنند که به دلیل تحریمها اجازه خرید واکسن تولید آمریکا را ندارند، اما کواکس (COVAX) که نهاد هماهنگکننده سازمان جهانی بهداشت برای دسترسی کشورها به واکسن کووید-۱۹ است؛ گفته که ایران برای خرید واکسن با هیچ منع قانونی و حقوقی از طرف دولت آمریکا روبهرو نیست!
✍ و اینگونه نیست که از نظر اقتصادی، ایران علیرغم تحریمها نتواند با تخصیص اعتبار لازم برای تهیه واکسن در حد استانداردهای جهانی و انجام فراگیر واکسیناسیون اقدام کند!
✍ بهنظر میرسد دولتمردان ایران باید حساسیت و احساس مسئولیت بیشتری نسبت به تامین حقوق شهروندی ایرانیان بویژه "حق سلامت" از خود نشان دهند و در اسرع وقت نسبت به خرید واکسن استاندارد (و نه لزوما از نوع آمریکایی!) اقدام کنند و صادقانه وشفاف اولویت دریافت واکسن توسط شهروندان را از نظر نیاز و آسیبپذیری آنان اعلام کنند!؟
@javadrooh
👈 دکتر مصطفی معین، رییس شورایعالی نظامپزشکی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ واکسن جدید کرونا از نوع واکسن RNA است که به سیستم ایمنی بدن یاد میدهد چگونه با ویروس کرونا مبارزه کند. با تزریق واکسن، بخش کوچکی از کُد ژنتیکی ویروس وارد بدن میشود و سیستم ایمنی آن را بعنوان یک عامل خارجی شناسایی میکند و از بین میبرد!
✍ موثرترین و قاطعانهترین راه ایجاد ایمنی جمعی و خاتمه کشتار مردم بیپناه، انجام واکسیناسیون بموقع است که باید نسبت به خریداری هرچه سریعتر واکسن کرونا اقدام شود.
✍ حدود ۸۰کشور، ۷میلیارد دوز واکسن فایزر را خریدهاند، حتی کشورهایی چون اکوادور، پاناما، قزاقستان و یا ونزوئلا؛ ولی نامی از ایران نیست؟!
✍ در کشورهای جنوب خلیجفارس واکسیناسیون را در سطح فراگیر آغاز کردهاند و کشوری مانند کانادا، حتی پنج برابر جمعیت خود واکسن پیشخرید کرده است.
✍ کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی از مسئولان با هشتک ''#واکسن_بخرید'' خواستهاند که برای خرید واکسن اقدام کنند!
✍ بعضی از مقامهای ایران بیان میکنند که به دلیل تحریمها اجازه خرید واکسن تولید آمریکا را ندارند، اما کواکس (COVAX) که نهاد هماهنگکننده سازمان جهانی بهداشت برای دسترسی کشورها به واکسن کووید-۱۹ است؛ گفته که ایران برای خرید واکسن با هیچ منع قانونی و حقوقی از طرف دولت آمریکا روبهرو نیست!
✍ و اینگونه نیست که از نظر اقتصادی، ایران علیرغم تحریمها نتواند با تخصیص اعتبار لازم برای تهیه واکسن در حد استانداردهای جهانی و انجام فراگیر واکسیناسیون اقدام کند!
✍ بهنظر میرسد دولتمردان ایران باید حساسیت و احساس مسئولیت بیشتری نسبت به تامین حقوق شهروندی ایرانیان بویژه "حق سلامت" از خود نشان دهند و در اسرع وقت نسبت به خرید واکسن استاندارد (و نه لزوما از نوع آمریکایی!) اقدام کنند و صادقانه وشفاف اولویت دریافت واکسن توسط شهروندان را از نظر نیاز و آسیبپذیری آنان اعلام کنند!؟
@javadrooh
🌎 کتب درسی در چین، آلمان و ایران به کودکان چه میآموزند؟
✍ علیرضا عابدین
🎲 کتابهای درسی ایران، کودکان را پیرو، مطیع و تسلیم و مصرفکننده بار میآورند. کتابهای درسی آلمان، کودکان را به پیشرفت و خلاقیت تشویق میکنند و کتابهای چین بچهها را به مهرورزی و همکاری گروهی علاقمند میسازند.
🌿 در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستانهای کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستانهای کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی
➖چین، بعنوان نماینده فرهنگ جمعگرا
➖و آلمان، بعنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته شد.
🌿 به این منظور کلیه داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند.
🌿 در این پژوهش، تحلیل روانشناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمونهای فرافکن تحلیلی یعنی آزموناندریافت موضوع که یکی از مناسبترین آزمونها برای تحلیل داستان است انجام گرفت. تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستان، چه نیازها و چه فشارهای محیطی توسط این کتابهای درسی به کودکان القاء میشود و این موضوعات چه تفاوتی در دنیای شرق وغرب دارند.
نتایج این پژوهش نشان داد
🇮🇷 نیازهای «پیروی » در ایران
🇩🇪 «پیشرفت» در آلمان
🇨🇳 و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.
🎲🌿▪️نیاز به «پیروی » به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.
➖ پرتکرارترین نیاز در ایران، «پیروی» از هر دو نوع ولی در بیشتر موارد از نوع «تسلیم »
➖ و در چین و آلمان فقط از نوع دوم یعنی «سپاسگزاری» است.
🇨🇳چین:
نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد.
➖ در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن»
➖و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» در چین قراردارند.
به طور خلاصه میتوان گفت :
🇨🇳 کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور میکنند.
🇩🇪 آلمان:
ترتیب بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی» ظهور میکند.
🇮🇷 ایران:
کودک ایرانی میآموزد که طلبکننده و گیرنده (تلویحا مصرف کننده و تنبل) باشد؛
🇨🇳 کودک چینی میآموزد دهنده و بخشنده (تلویحا تولیدکننده و کارگر) باشد
🇩🇪 و کودک آلمانی چیزی طلب نمیکند (تلویحا مستقل) ولی تا حدی دهنده است.
به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت :
🇮🇷 کودک ایرانی:
➖ در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سر به زیر باشد.
➖ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند.
🇨🇳 نگاه کودک چینی :
➖ به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد،
🇩🇪 ولی کودک آلمانی :
یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص تلاش میکند و در نهایت هم موفق است.
✍ علیرضا عابدین
🎲 کتابهای درسی ایران، کودکان را پیرو، مطیع و تسلیم و مصرفکننده بار میآورند. کتابهای درسی آلمان، کودکان را به پیشرفت و خلاقیت تشویق میکنند و کتابهای چین بچهها را به مهرورزی و همکاری گروهی علاقمند میسازند.
🌿 در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستانهای کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستانهای کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی
➖چین، بعنوان نماینده فرهنگ جمعگرا
➖و آلمان، بعنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته شد.
🌿 به این منظور کلیه داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند.
🌿 در این پژوهش، تحلیل روانشناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمونهای فرافکن تحلیلی یعنی آزموناندریافت موضوع که یکی از مناسبترین آزمونها برای تحلیل داستان است انجام گرفت. تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستان، چه نیازها و چه فشارهای محیطی توسط این کتابهای درسی به کودکان القاء میشود و این موضوعات چه تفاوتی در دنیای شرق وغرب دارند.
نتایج این پژوهش نشان داد
🇮🇷 نیازهای «پیروی » در ایران
🇩🇪 «پیشرفت» در آلمان
🇨🇳 و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.
🎲🌿▪️نیاز به «پیروی » به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.
➖ پرتکرارترین نیاز در ایران، «پیروی» از هر دو نوع ولی در بیشتر موارد از نوع «تسلیم »
➖ و در چین و آلمان فقط از نوع دوم یعنی «سپاسگزاری» است.
🇨🇳چین:
نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد.
➖ در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن»
➖و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» در چین قراردارند.
به طور خلاصه میتوان گفت :
🇨🇳 کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور میکنند.
🇩🇪 آلمان:
ترتیب بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی» ظهور میکند.
🇮🇷 ایران:
کودک ایرانی میآموزد که طلبکننده و گیرنده (تلویحا مصرف کننده و تنبل) باشد؛
🇨🇳 کودک چینی میآموزد دهنده و بخشنده (تلویحا تولیدکننده و کارگر) باشد
🇩🇪 و کودک آلمانی چیزی طلب نمیکند (تلویحا مستقل) ولی تا حدی دهنده است.
به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت :
🇮🇷 کودک ایرانی:
➖ در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سر به زیر باشد.
➖ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند.
🇨🇳 نگاه کودک چینی :
➖ به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد،
🇩🇪 ولی کودک آلمانی :
یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص تلاش میکند و در نهایت هم موفق است.
*_چه وقت انسان بزرگی هستیم ؟!_*
*_هرگاه از خوشبختی کسانیکه دوستمان_*
*_ندارند ، خوشحال شدیم...._*
*_هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق_*
*_خود گذشتیم...._*
*_هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما_*
*_گرفته اند هدیه دادیم....._*
*_هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی_*
*_دیگران نبود...._*
*_هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم._*
*_هرگاه به بهانه ی عشق از دوست داشتن_*
*_دیگران غافل نشدیم...._*
*_هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با_*
*_دشمن انتقام نبود...._*
*_هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد ،_*
*_مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران_*
*_باشد...._*
*_هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران_*
*_بود...._*
*_هـــرگــاه هـــمه چـیز بــودیــم و نگفتیم که همه چیز هستیم..._*
*_درود دوست گرانقدر 💥_*
*_صبح سرد زمستانی بخیر و نیکی💐_*
*_روزتون پر از بهترینهای زندگیتون 🌴_*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*_هرگاه از خوشبختی کسانیکه دوستمان_*
*_ندارند ، خوشحال شدیم...._*
*_هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق_*
*_خود گذشتیم...._*
*_هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما_*
*_گرفته اند هدیه دادیم....._*
*_هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی_*
*_دیگران نبود...._*
*_هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم._*
*_هرگاه به بهانه ی عشق از دوست داشتن_*
*_دیگران غافل نشدیم...._*
*_هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با_*
*_دشمن انتقام نبود...._*
*_هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد ،_*
*_مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران_*
*_باشد...._*
*_هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران_*
*_بود...._*
*_هـــرگــاه هـــمه چـیز بــودیــم و نگفتیم که همه چیز هستیم..._*
*_درود دوست گرانقدر 💥_*
*_صبح سرد زمستانی بخیر و نیکی💐_*
*_روزتون پر از بهترینهای زندگیتون 🌴_*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
📌نمودار حجم صادرات دو کره شمالی و جنوبی را ببینید!!
🔰این دو کشور دارای فرهنگ، نژاد، اعتقادات و تاریخ مشترک هستند. اما از حدود شصت و پنج سال قبل «سیاست» مرزهای این کشور را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرد
🔷 کسانی که علت اصلی توسعه یا عقب ماندگی جوامع را دین، فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، سرزمین، آب و هوا، نژاد، موقعیت ژئوپلیتیک، همسایگان یا ... میخوانند، توضیح دهند چرا با وجود شرایط کاملا یکسان، کرهجنوبی جزو ۱۰ اقتصاد برتر و کره شمالی در ردیف ۱۰ کشور عقب مانده دنیاست؟
🔷امروزه نام کره شمالی با گرسنگی، قحطی، فقر و گاهی آزمایش بمب و موشک در جهان مخابره می شود. اما در سوی دیگر کره جنوبی با صادرات کالاهای صنعتی، صعود راحت به جام جهانی فوتبال و بالاترین سرعت اینترنت در جهان و امثالهم خود را به جهان معرفی می کند.
🔷 کره شمالی دل در گرو خوانشی جهان سومی از مارکس به دنبال آرمانشهر رفت و بمب های خود را با توان تخریبی بالا ساخت. و در قسمتی دیگر، کره جنوبی بدون توجه به شعارهای جهانشمول مسیر توسعه اقتصادی را پیش گرفت. و رفاه و آسایش و آرامش ملتش را محور راهبردی تمام سیاست گذاری های خود قرار داد.
🔷امروز کره جنوبی با سامسونگ و ال جی و بسیاری برندهای معروف صنعتی شناخته می شود. آنها به یکی از کشورهای ثروتمند آسیا تبدیل شده اند. کره جنوبی در رقابت های علمی و ورزشی نامی برای خود دست و پا کرده و در کارنامه خود برگزاری المپیک و جام جهانی را می بیند.
📕رژیم های سیاسی هر دو کشور سوژه های خاص گفتمان خود را پرورش داده اند.
🔷کره شمالی با تاکید بر دو گانه ما و دشمنان ما,!! از رهبران خود قدیس هایی در حد پرستش تولید کرده که «خلق» آنها را ناجی خود می بینند. و این گفتمان همواره از طریق رسانه ها، کتب درسی و سایر ابزارهای خود به افراد از بدو تولد آموزش می دهد که جهان را آنگونه ببینند که سیستم از آنها طلب می کند!!. خشونت، غیر ستیزی و احترام و سرسپردگی ویژگی اصلی سوژه هایی است که در این کشور رشد می کنند. (بی جهت نیست که جوانان کره شمالی حتی در ورزش های سخت و طاقت فرسایی مانند وزنه برداری می توانند در المپیک مدال کسب کنند)
🔷 اما در مقابل نظام حکمرانی کره جنوبی از طریق همان ابزارهای در دسترس خود (رسانه، کتب آموزشی و امثالهم) سوژه هایی قانون مدار، سخت کوش ، دیگر خواهی، مسئولیت پذیری را پرورش می دهد. سوژه هایی که یاد می گیرند خود را در قالب ملتی به نام کره جنوبی ببینند و موفقیت خود را به صورت جمعی تجربه نمایند. در چنین شرایطی است که در کره جنوبی سیاست مداران برعکس کره شمالی، نه تنها مورد پرستش نیستند، بلکه مدام از طریق مردم و رسانه های مستقل مورد مؤاخذه قرار می گیرند و با کوچکترین تخلف و اشتباهی مجبور به استعفا و عذر خواهی می شوند.
📕مقایسه این دو کشور نشان می دهد سیستم حکمرانی و نحوه نگاه مردم به قدرت چه تاثیر بزرگی بر زندگی آنها دارد.
🔷 همه این تفاوت ها را باید در تفاوت استراتژی راهبردی دو کره و جایگاه نظامیان و نگاه آنها به امنیت و رفاه ملی جستجو کرد.
🔷 در کره شمالی، نظامیان همهکارهاند و امنیت فقط نظامی تعریف شده است و توسعه اقتصادی و رفاه و آسایش شهروندان، اولویت ندارد. کشور هم عملا مرزهای خود را با دنیا بسته و مانند پادگان اداره میشود.
🔷 در کرهجنوبی، برعکس، اولویت راهبردی کشور توسعه اقتصادی و علمی و فنی است. آنها با تنشزدایی و تعامل با دنیا، دیپلماسی را خادم پیشرفت اقتصادی و رفاه ملی مردم خویش قرار داده اند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰این دو کشور دارای فرهنگ، نژاد، اعتقادات و تاریخ مشترک هستند. اما از حدود شصت و پنج سال قبل «سیاست» مرزهای این کشور را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرد
🔷 کسانی که علت اصلی توسعه یا عقب ماندگی جوامع را دین، فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، سرزمین، آب و هوا، نژاد، موقعیت ژئوپلیتیک، همسایگان یا ... میخوانند، توضیح دهند چرا با وجود شرایط کاملا یکسان، کرهجنوبی جزو ۱۰ اقتصاد برتر و کره شمالی در ردیف ۱۰ کشور عقب مانده دنیاست؟
🔷امروزه نام کره شمالی با گرسنگی، قحطی، فقر و گاهی آزمایش بمب و موشک در جهان مخابره می شود. اما در سوی دیگر کره جنوبی با صادرات کالاهای صنعتی، صعود راحت به جام جهانی فوتبال و بالاترین سرعت اینترنت در جهان و امثالهم خود را به جهان معرفی می کند.
🔷 کره شمالی دل در گرو خوانشی جهان سومی از مارکس به دنبال آرمانشهر رفت و بمب های خود را با توان تخریبی بالا ساخت. و در قسمتی دیگر، کره جنوبی بدون توجه به شعارهای جهانشمول مسیر توسعه اقتصادی را پیش گرفت. و رفاه و آسایش و آرامش ملتش را محور راهبردی تمام سیاست گذاری های خود قرار داد.
🔷امروز کره جنوبی با سامسونگ و ال جی و بسیاری برندهای معروف صنعتی شناخته می شود. آنها به یکی از کشورهای ثروتمند آسیا تبدیل شده اند. کره جنوبی در رقابت های علمی و ورزشی نامی برای خود دست و پا کرده و در کارنامه خود برگزاری المپیک و جام جهانی را می بیند.
📕رژیم های سیاسی هر دو کشور سوژه های خاص گفتمان خود را پرورش داده اند.
🔷کره شمالی با تاکید بر دو گانه ما و دشمنان ما,!! از رهبران خود قدیس هایی در حد پرستش تولید کرده که «خلق» آنها را ناجی خود می بینند. و این گفتمان همواره از طریق رسانه ها، کتب درسی و سایر ابزارهای خود به افراد از بدو تولد آموزش می دهد که جهان را آنگونه ببینند که سیستم از آنها طلب می کند!!. خشونت، غیر ستیزی و احترام و سرسپردگی ویژگی اصلی سوژه هایی است که در این کشور رشد می کنند. (بی جهت نیست که جوانان کره شمالی حتی در ورزش های سخت و طاقت فرسایی مانند وزنه برداری می توانند در المپیک مدال کسب کنند)
🔷 اما در مقابل نظام حکمرانی کره جنوبی از طریق همان ابزارهای در دسترس خود (رسانه، کتب آموزشی و امثالهم) سوژه هایی قانون مدار، سخت کوش ، دیگر خواهی، مسئولیت پذیری را پرورش می دهد. سوژه هایی که یاد می گیرند خود را در قالب ملتی به نام کره جنوبی ببینند و موفقیت خود را به صورت جمعی تجربه نمایند. در چنین شرایطی است که در کره جنوبی سیاست مداران برعکس کره شمالی، نه تنها مورد پرستش نیستند، بلکه مدام از طریق مردم و رسانه های مستقل مورد مؤاخذه قرار می گیرند و با کوچکترین تخلف و اشتباهی مجبور به استعفا و عذر خواهی می شوند.
📕مقایسه این دو کشور نشان می دهد سیستم حکمرانی و نحوه نگاه مردم به قدرت چه تاثیر بزرگی بر زندگی آنها دارد.
🔷 همه این تفاوت ها را باید در تفاوت استراتژی راهبردی دو کره و جایگاه نظامیان و نگاه آنها به امنیت و رفاه ملی جستجو کرد.
🔷 در کره شمالی، نظامیان همهکارهاند و امنیت فقط نظامی تعریف شده است و توسعه اقتصادی و رفاه و آسایش شهروندان، اولویت ندارد. کشور هم عملا مرزهای خود را با دنیا بسته و مانند پادگان اداره میشود.
🔷 در کرهجنوبی، برعکس، اولویت راهبردی کشور توسعه اقتصادی و علمی و فنی است. آنها با تنشزدایی و تعامل با دنیا، دیپلماسی را خادم پیشرفت اقتصادی و رفاه ملی مردم خویش قرار داده اند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰چگونه عادات مغزی بر سازگاری با همکاران تاثیر میگذارد؟
📌اگرچه مغز ما 4 درصد توده بدن را شامل میشود، اما حداقل 20 درصد گلوکز خون بدن را مصرف میکند تا بتواند کار دشوار تفکر و راهاندازی بدن را انجام دهد. این تحلیل منابع، مغز را به یک سیستم ناکارآ تبدیل میکند، بنابراین با مسیریابی پیامهای عصبی در مسیرهای کارآتر و با مقاومت کمتر، انرژی را حفظ میکند.
🔹کارن گوردون، مدیر ارشد اجرایی Dynamics 5، که یک شرکت مشاوران کار تیمی است و مشتریان آن لینکدین، IDEO و هاروارد هستند؛ میگوید: «این مسیر مشابه مسیرهای در جنگل است؛ شما میتوانید در یک مسیر تکراری و فرسوده با سرعت بیشتری حرکت کنید؛ مگر اینکه نیاز به ایجاد راهی جدید داشته باشید.»
🔹این حقیقت که مغز ما مسیری را ترجیح میدهد که با حداقل مقاومت همراه است، در کار تیمی نیز دارای دلالتهایی است.
📍بر مبنای تحقیقی که اخیراً انجام شده است، گوردون مدیر این تحقیق، میگوید چهار مسیر وجود داد که مردم طی یک فرآیند از آن استفاده میکنند:
1-کشف کردن.
کسانی که عاشق جلسات دور از محل کار، جلسات توفان فکری (brainstorming) و نگاه به سناریوهای «چه میشود اگر» هستند در طبقه «کشف کردن» رتبه بالایی دارند. آنها موقعیت را درک میکنند، روابط را میبینند و راهحلهای خلاقانه را توسعه میدهند.
2- برانگیختن.
کسانی که بر یادگیری در مورد افراد، ایجاد ارتباطات و مشارکت در گفتوگوها بسیار متمرکز هستند، در این طبقه جایگاه بالایی دارند. آنها انرژی خود را صرف تهییج افراد دیگر در مورد ایدهشان، گسترش حمایت داخلی و ایجاد یک تیم میکنند.
3- آزمون کردن.
کسی که عاشق پایگاههای داده، تحلیل کار و نگاه به جنبههای تاریخی است در این طبقه قرار میگیرد. آنها با استفاده از دادهها یک برنامه اجرایی را توسعه میدهند؛ برنامه زمانی، بودجهها، برنامه ساعات کار، نقشهای واضح و قوانین ایجاد میکنند؛ مشکلات را پیشبینی میکنند و اشتباهات را مییابند.
4- اجرا کردن.
کسانی که بر انجام آنچه مهم است، ایجاد لیست بایدها و تایید وظایف متمرکز هستند، در این طبقه رتبه بالایی دارند. آنها بهطور مصمم، برنامه را اجرا میکنند و افراد را پاسخگو نگه میدارند و عملکرد را اندازهگیری میکنند.
🔹گرچه Dynamics 5 دارای یک ارزیابی است که تواناییهای یک فرد را شناسایی میکند، اما شما میتوانید با تفکر در مورد آنچه از انجام آن لذت میبرید و وظایفی که به شما انرژی مضاعف میدهد، ترجیحات را تعیین کنید. گوردون میگوید: «کارهایی که انرژی شما را تحلیل میبرند، در نقاطی وجود دارند که در آنها برتری ندارید.»
✍🏻کارن گوردون؛ مدیر ارشد اجرایی Dynamics
📚منبع: fastcompany
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌اگرچه مغز ما 4 درصد توده بدن را شامل میشود، اما حداقل 20 درصد گلوکز خون بدن را مصرف میکند تا بتواند کار دشوار تفکر و راهاندازی بدن را انجام دهد. این تحلیل منابع، مغز را به یک سیستم ناکارآ تبدیل میکند، بنابراین با مسیریابی پیامهای عصبی در مسیرهای کارآتر و با مقاومت کمتر، انرژی را حفظ میکند.
🔹کارن گوردون، مدیر ارشد اجرایی Dynamics 5، که یک شرکت مشاوران کار تیمی است و مشتریان آن لینکدین، IDEO و هاروارد هستند؛ میگوید: «این مسیر مشابه مسیرهای در جنگل است؛ شما میتوانید در یک مسیر تکراری و فرسوده با سرعت بیشتری حرکت کنید؛ مگر اینکه نیاز به ایجاد راهی جدید داشته باشید.»
🔹این حقیقت که مغز ما مسیری را ترجیح میدهد که با حداقل مقاومت همراه است، در کار تیمی نیز دارای دلالتهایی است.
📍بر مبنای تحقیقی که اخیراً انجام شده است، گوردون مدیر این تحقیق، میگوید چهار مسیر وجود داد که مردم طی یک فرآیند از آن استفاده میکنند:
1-کشف کردن.
کسانی که عاشق جلسات دور از محل کار، جلسات توفان فکری (brainstorming) و نگاه به سناریوهای «چه میشود اگر» هستند در طبقه «کشف کردن» رتبه بالایی دارند. آنها موقعیت را درک میکنند، روابط را میبینند و راهحلهای خلاقانه را توسعه میدهند.
2- برانگیختن.
کسانی که بر یادگیری در مورد افراد، ایجاد ارتباطات و مشارکت در گفتوگوها بسیار متمرکز هستند، در این طبقه جایگاه بالایی دارند. آنها انرژی خود را صرف تهییج افراد دیگر در مورد ایدهشان، گسترش حمایت داخلی و ایجاد یک تیم میکنند.
3- آزمون کردن.
کسی که عاشق پایگاههای داده، تحلیل کار و نگاه به جنبههای تاریخی است در این طبقه قرار میگیرد. آنها با استفاده از دادهها یک برنامه اجرایی را توسعه میدهند؛ برنامه زمانی، بودجهها، برنامه ساعات کار، نقشهای واضح و قوانین ایجاد میکنند؛ مشکلات را پیشبینی میکنند و اشتباهات را مییابند.
4- اجرا کردن.
کسانی که بر انجام آنچه مهم است، ایجاد لیست بایدها و تایید وظایف متمرکز هستند، در این طبقه رتبه بالایی دارند. آنها بهطور مصمم، برنامه را اجرا میکنند و افراد را پاسخگو نگه میدارند و عملکرد را اندازهگیری میکنند.
🔹گرچه Dynamics 5 دارای یک ارزیابی است که تواناییهای یک فرد را شناسایی میکند، اما شما میتوانید با تفکر در مورد آنچه از انجام آن لذت میبرید و وظایفی که به شما انرژی مضاعف میدهد، ترجیحات را تعیین کنید. گوردون میگوید: «کارهایی که انرژی شما را تحلیل میبرند، در نقاطی وجود دارند که در آنها برتری ندارید.»
✍🏻کارن گوردون؛ مدیر ارشد اجرایی Dynamics
📚منبع: fastcompany
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ نقش مدیران در بهبود رفاه نیروی انسانی
🔶بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیقات موسسه گالوپ، کارکنانی که از تمامی پنج مولفه تشکیلدهنده در رفاه شغلی (هدف، اجتماع، مالی، ارتباطات و جسمی) برخوردار هستند به احتمال زیاد کمتر از همتایانشان در معرض از دست دادن شغل خود هستند، مشکلات پیش آمده را بهتر حل میکنند و در مقایسه با سایر کارکنان آمادگی بیشتری برای پذیرش تغییر دارند.
🔷با در نظر گرفتن ارتباط تنگاتنگ میان رفاه و آسایش کارکنان و کیفیت عملکرد آنان در سازمان، به نظر منطقی میرسد که ۸۰ درصد کارفرمایان به دنبال اطلاعاتی از سلامت جسمی و روانی نیروی انسانی خود باشند. اما در این میان چالش اصلی مدیران، تلاش نافرجام آنان در پیادهسازی موفق استراتژیهای مرتبط است.
🔷از آنجا که مدیران نقشی کلیدی در زندگی حرفهای و شخصی کارکنان ایفا میکنند، تعهد آنان نسبت به برنامههای مرتبط با رفاه نیروی انسانی یکی از مولفههای تاثیرگذار در دستیابی به موفقیت در این زمینه بهشمار میرود. با این حال، اغلب مدیران در ترویج مفهوم رفاه و سلامت نیروی انسانی دچار احساسات ناخوشایندی هستند.
🔷به منظور کمک به سازمانها در تقویت و بهبود رفاه کارکنان Gallup و Sharecare در پروژهای مشترک به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداختهاند. در این راستا بیش از سه میلیون نفر در سراسر جهان از سال ۲۰۰۸ میلادی تاکنون مصاحبه شدهاند. در نهایت روشهایی برای بهبود سلامت جسمی و روحی کارکنان و حفظ یکپارچگی روابط مدیران و نیروی انسانی شناسایی شده است که سازمانها را در تحقق نتایج مثبت و بلندمدت در این زمینه یاری خواهند کرد.
بر اساس شاخص رفاه به دست آمده، نقش مدیران در قالب چهار مولفه کلیدی تعریف میشود که بهعنوان نقشه راهی برای ایجاد یک فرهنگ رضایتبخش در این زمینه معرفی میشوند:
1️⃣دعوت
فرهنگ رفاه به فضای کاری باز و پذیرا دلالت دارد. مدیران باید اهمیت یک زندگی خوب را به کارکنان خود گوشزد کنند و از آنان در راستای بهبود وضعیت جسمی و روحیشان حمایت کنند. آنان با ایجاد لحن پذیرش و استقبال از مقوله رفاه نیروی انسانی، کارکنان خود را نسبت به پذیرش مسوولیت و مشارکت در اجرای اصول مربوط به آن آماده میکنند.
2️⃣ ایجاد فضای مناسب
مدیران باید بر اساس برنامهای منظم کارمندان خود را با فرصتها و فعالیتهای مرتبط آشنا کنند. اگرچه کارکنان مسوول اقدامات و تصمیمات خود هستند اما وظیفه یادآوری میزان اهمیت بهبود سطح رفاه نیروی انسانی و دعوت به مشارکت در تقویت آن بر عهده مدیران است. این به معنی در اختیار قرار دادن اطلاعات و فرصتهای لازم است و نه فقط کمک گرفتن از مشاوران و متخصصان امر. به کمک این رویکرد میتوان میزان آگاهی کارکنان را به طرز چشمگیری افزایش داد.
3️⃣ مدل
کارکنان به نشانههای موجود در رفتار مدیران خود توجه میکنند و احتمالا زمانی که مدیرانشان بهترین نمونه زندگی کاری و شخصی سالم باشند، نسبت به افزایش سلامتی خود بیشتر ترغیب خواهند شد. به همین دلیل، مدیران باید به مدلی برای سلامت جسم و روان در سازمان تبدیل شوند تا زمینه تشویق کارکنان هم فراهم شود.
4️⃣ مراقبت
مدیران باید به این نکته اشاره کنند که طرحهای مربوط به تقویت رفاه نیروی انسانی در سازمان با هدف بهبود رفاه در زندگی کاری و شخصی کارکنان اجرا میشوند و نتایج حاصل از آن در فضای کسبوکار تنها گوشهای از دستاوردهای آن است. به این منظور آنها باید بهصورت فعالانه با کارکنان در ارتباط باشند و میزان اهمیت سلامت روحی و جسمی آنان برای سازمان را به تک تک اعضای سازمان یادآوری نمایند. تشویق کارکنان به تعیین اهداف رفاهی و پیگیری پیشرفت افراد در این زمینه یکی از روشهایی است که برای نشان دادن علاقه واقعی سازمان به تقویت رفاه کارکنان میتوان بهکار گرفت.
🔸 در یک فرهنگ غنی مدیران بهطور شفاف تعهد خود نسبت به بهبود زندگی اجتماعی افراد را نشان میدهند. کارکنان از داراییهای ارزشمند هر سازمانی بهشمار میروند. بزرگترین و موفقترین مدیران جهان به خوبی از تاثیر تصمیمات خود بر سلامت روحی و جسمی - مثبت و منفی- کارکنانشان آگاه هستند و همواره در کنار بهبود عملکرد فردی بر موضوع بهبود رفاه نیروی انسانی بهعنوان بخشی از ماموریت سازمان تاکید دارند.
🖋 آکادمی مدیریت حرفه ای انجمن مدیران،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔶بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیقات موسسه گالوپ، کارکنانی که از تمامی پنج مولفه تشکیلدهنده در رفاه شغلی (هدف، اجتماع، مالی، ارتباطات و جسمی) برخوردار هستند به احتمال زیاد کمتر از همتایانشان در معرض از دست دادن شغل خود هستند، مشکلات پیش آمده را بهتر حل میکنند و در مقایسه با سایر کارکنان آمادگی بیشتری برای پذیرش تغییر دارند.
🔷با در نظر گرفتن ارتباط تنگاتنگ میان رفاه و آسایش کارکنان و کیفیت عملکرد آنان در سازمان، به نظر منطقی میرسد که ۸۰ درصد کارفرمایان به دنبال اطلاعاتی از سلامت جسمی و روانی نیروی انسانی خود باشند. اما در این میان چالش اصلی مدیران، تلاش نافرجام آنان در پیادهسازی موفق استراتژیهای مرتبط است.
🔷از آنجا که مدیران نقشی کلیدی در زندگی حرفهای و شخصی کارکنان ایفا میکنند، تعهد آنان نسبت به برنامههای مرتبط با رفاه نیروی انسانی یکی از مولفههای تاثیرگذار در دستیابی به موفقیت در این زمینه بهشمار میرود. با این حال، اغلب مدیران در ترویج مفهوم رفاه و سلامت نیروی انسانی دچار احساسات ناخوشایندی هستند.
🔷به منظور کمک به سازمانها در تقویت و بهبود رفاه کارکنان Gallup و Sharecare در پروژهای مشترک به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداختهاند. در این راستا بیش از سه میلیون نفر در سراسر جهان از سال ۲۰۰۸ میلادی تاکنون مصاحبه شدهاند. در نهایت روشهایی برای بهبود سلامت جسمی و روحی کارکنان و حفظ یکپارچگی روابط مدیران و نیروی انسانی شناسایی شده است که سازمانها را در تحقق نتایج مثبت و بلندمدت در این زمینه یاری خواهند کرد.
بر اساس شاخص رفاه به دست آمده، نقش مدیران در قالب چهار مولفه کلیدی تعریف میشود که بهعنوان نقشه راهی برای ایجاد یک فرهنگ رضایتبخش در این زمینه معرفی میشوند:
1️⃣دعوت
فرهنگ رفاه به فضای کاری باز و پذیرا دلالت دارد. مدیران باید اهمیت یک زندگی خوب را به کارکنان خود گوشزد کنند و از آنان در راستای بهبود وضعیت جسمی و روحیشان حمایت کنند. آنان با ایجاد لحن پذیرش و استقبال از مقوله رفاه نیروی انسانی، کارکنان خود را نسبت به پذیرش مسوولیت و مشارکت در اجرای اصول مربوط به آن آماده میکنند.
2️⃣ ایجاد فضای مناسب
مدیران باید بر اساس برنامهای منظم کارمندان خود را با فرصتها و فعالیتهای مرتبط آشنا کنند. اگرچه کارکنان مسوول اقدامات و تصمیمات خود هستند اما وظیفه یادآوری میزان اهمیت بهبود سطح رفاه نیروی انسانی و دعوت به مشارکت در تقویت آن بر عهده مدیران است. این به معنی در اختیار قرار دادن اطلاعات و فرصتهای لازم است و نه فقط کمک گرفتن از مشاوران و متخصصان امر. به کمک این رویکرد میتوان میزان آگاهی کارکنان را به طرز چشمگیری افزایش داد.
3️⃣ مدل
کارکنان به نشانههای موجود در رفتار مدیران خود توجه میکنند و احتمالا زمانی که مدیرانشان بهترین نمونه زندگی کاری و شخصی سالم باشند، نسبت به افزایش سلامتی خود بیشتر ترغیب خواهند شد. به همین دلیل، مدیران باید به مدلی برای سلامت جسم و روان در سازمان تبدیل شوند تا زمینه تشویق کارکنان هم فراهم شود.
4️⃣ مراقبت
مدیران باید به این نکته اشاره کنند که طرحهای مربوط به تقویت رفاه نیروی انسانی در سازمان با هدف بهبود رفاه در زندگی کاری و شخصی کارکنان اجرا میشوند و نتایج حاصل از آن در فضای کسبوکار تنها گوشهای از دستاوردهای آن است. به این منظور آنها باید بهصورت فعالانه با کارکنان در ارتباط باشند و میزان اهمیت سلامت روحی و جسمی آنان برای سازمان را به تک تک اعضای سازمان یادآوری نمایند. تشویق کارکنان به تعیین اهداف رفاهی و پیگیری پیشرفت افراد در این زمینه یکی از روشهایی است که برای نشان دادن علاقه واقعی سازمان به تقویت رفاه کارکنان میتوان بهکار گرفت.
🔸 در یک فرهنگ غنی مدیران بهطور شفاف تعهد خود نسبت به بهبود زندگی اجتماعی افراد را نشان میدهند. کارکنان از داراییهای ارزشمند هر سازمانی بهشمار میروند. بزرگترین و موفقترین مدیران جهان به خوبی از تاثیر تصمیمات خود بر سلامت روحی و جسمی - مثبت و منفی- کارکنانشان آگاه هستند و همواره در کنار بهبود عملکرد فردی بر موضوع بهبود رفاه نیروی انسانی بهعنوان بخشی از ماموریت سازمان تاکید دارند.
🖋 آکادمی مدیریت حرفه ای انجمن مدیران،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعهيافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند ، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعهيافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند ، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پیوند نگار
✳مركز ارزيابي يا كانون ارزيابي:
🔰همانگونه كه شرايط احراز مشاغل و حرفه ها با يكديگر متفاوت است، افراد نيز از لحاظ شايستگی ها ، استعدادها، تواناييها، علايق، رغبتها و ساير ابعاد با يكديگر تفاوت دارند . وجود اين تنوع و گوناگوني در افراد و مشاغل سبب شده تا برنامه ريزان نيروي انساني با مشكلاتي در خصوص انتخاب مناسب ترين فرد براي مناسب ترين شغل روبرو شوند.
عمده ترين مشكل در اين زمينه تصميم گيري در مورد جذب، گزينش، انتصاب و ارتقاء افراد مي باشد كه بطور يقين عاري از خطا نخواهد بود. اين خطاها عبارتند از:
1⃣ پذيرش نادرست:
عبارت است از جذب، انتخاب و انتصاب فردي كه به مرور زمان عملكردي پايي نتر از حد انتظارات سازمان از خود نشان مي دهد. به عبارت ديگر فرد در پستي به كار گمارده شده كه فاقد شايستگي هاي لازم جهت احراز آن بوده است.
2⃣ رد كردن نادرست:
عبارت است از تصميم گيري مبني بر عدم پذيرش فرد. اين بدان معناست كه افراد بالقوه شايسته اي كه مي توانستند در صورت انتخاب، انتصاب، ارتقاء و ... منشاء خدمات مهم و ارزنده اي براي سازمان باشند به دليل تصميم گيري نادرست هيچگاه در جايگاه شغلي واقعي خود قرار نگرفتند.
✅زيانهاي ناشي از پذيرش نادرست دير يا زود آشكار می گردد ليكن در بسياري از موارد ضررهاي ناشي از رد كردن نادرست افراد آشكار و محسوس نمي باشد مگر در مواردي كه فرد رد شده جذب سازمان رقيب گرديده و موفقيت شايان توجهي بدست آورد
با اين تفاسير و قبول اين فرض كه هركس حق دارد در شغلي كه شايستگي احراز آن را دارد به كار گمارده شود، در مي يابيم كه تنها راه رسيدن به اين هدف و بهره گيري بهينه و خردمندانه از نيروي انساني، ياري جستن از روا نشناسي پرسنل ميباشد. يكي از راهبردهايي كه با استفاده از اصول روانشناسي مي تواند به كاهش اينگونه خطاها در تصميم گيري منجر گردد، طرح ايجاد مركز ارزيابي يا كانون ارزيابي مي باشد. که امروزه در فرآیند ارزیابی و توسعه مدیران و کارشناسان جایگاه معتبری به صورت علمی و سیستماتیک برای خود باز کرده است.
❇گروه ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاشف:
https://t.me/Kashef_AD_HR
🔰همانگونه كه شرايط احراز مشاغل و حرفه ها با يكديگر متفاوت است، افراد نيز از لحاظ شايستگی ها ، استعدادها، تواناييها، علايق، رغبتها و ساير ابعاد با يكديگر تفاوت دارند . وجود اين تنوع و گوناگوني در افراد و مشاغل سبب شده تا برنامه ريزان نيروي انساني با مشكلاتي در خصوص انتخاب مناسب ترين فرد براي مناسب ترين شغل روبرو شوند.
عمده ترين مشكل در اين زمينه تصميم گيري در مورد جذب، گزينش، انتصاب و ارتقاء افراد مي باشد كه بطور يقين عاري از خطا نخواهد بود. اين خطاها عبارتند از:
1⃣ پذيرش نادرست:
عبارت است از جذب، انتخاب و انتصاب فردي كه به مرور زمان عملكردي پايي نتر از حد انتظارات سازمان از خود نشان مي دهد. به عبارت ديگر فرد در پستي به كار گمارده شده كه فاقد شايستگي هاي لازم جهت احراز آن بوده است.
2⃣ رد كردن نادرست:
عبارت است از تصميم گيري مبني بر عدم پذيرش فرد. اين بدان معناست كه افراد بالقوه شايسته اي كه مي توانستند در صورت انتخاب، انتصاب، ارتقاء و ... منشاء خدمات مهم و ارزنده اي براي سازمان باشند به دليل تصميم گيري نادرست هيچگاه در جايگاه شغلي واقعي خود قرار نگرفتند.
✅زيانهاي ناشي از پذيرش نادرست دير يا زود آشكار می گردد ليكن در بسياري از موارد ضررهاي ناشي از رد كردن نادرست افراد آشكار و محسوس نمي باشد مگر در مواردي كه فرد رد شده جذب سازمان رقيب گرديده و موفقيت شايان توجهي بدست آورد
با اين تفاسير و قبول اين فرض كه هركس حق دارد در شغلي كه شايستگي احراز آن را دارد به كار گمارده شود، در مي يابيم كه تنها راه رسيدن به اين هدف و بهره گيري بهينه و خردمندانه از نيروي انساني، ياري جستن از روا نشناسي پرسنل ميباشد. يكي از راهبردهايي كه با استفاده از اصول روانشناسي مي تواند به كاهش اينگونه خطاها در تصميم گيري منجر گردد، طرح ايجاد مركز ارزيابي يا كانون ارزيابي مي باشد. که امروزه در فرآیند ارزیابی و توسعه مدیران و کارشناسان جایگاه معتبری به صورت علمی و سیستماتیک برای خود باز کرده است.
❇گروه ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاشف:
https://t.me/Kashef_AD_HR
Telegram
attach📎
🌷🌼🌷🌼🌷
🌺🧚♀️نیایش صبحگاهی
پروردگار من!
ای اندوخته تهی دستان،
ای فریادِ دادخواهان،
ای تمامتِ آرزومندان،
ای صبح دل انگیز شب ماندگان،
ای مُدامِ همیشه خواهان،
ای روزهایِ پس از بارانِ در کویر افتادگان
ای اجابت خانه ی خواهشمندان،
ای ساحلِ امن کشتی شکستگان،
ای اوج آسمانیان،
ای غایتِ شب زنده داران،
ای دغدغه ی دلتنگی های غروبْ باران،
ای آسمان، ای باران و ای جانِ جانان!
روز ما را از نورِ الهیت روشن و منور بگردان
"آمین"🙏
ای رئوف ترین
با تمام وجود
شهد شیرین زندگی ام را می چشم
و لذت دیدار صبح که
از تیره گی شـب عبور کرده
مرا چنان به وجد میآورد که
حس میکنم
امروز از هر سو عشق میبارد
تو که عاشقانه مرا دوست داری
و لطیف ترین عاشقانه هایت را
برایم می آفرینی..... شکرت🙏
چگونه شادمان و خرسند نباشم؟
امید تـویی
عشق تـویی
مهربان و بخشنده تـویی...🌼🍂
ذکر امروز یا رب العالمین
التماس دعا و صبح بخیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺🧚♀️نیایش صبحگاهی
پروردگار من!
ای اندوخته تهی دستان،
ای فریادِ دادخواهان،
ای تمامتِ آرزومندان،
ای صبح دل انگیز شب ماندگان،
ای مُدامِ همیشه خواهان،
ای روزهایِ پس از بارانِ در کویر افتادگان
ای اجابت خانه ی خواهشمندان،
ای ساحلِ امن کشتی شکستگان،
ای اوج آسمانیان،
ای غایتِ شب زنده داران،
ای دغدغه ی دلتنگی های غروبْ باران،
ای آسمان، ای باران و ای جانِ جانان!
روز ما را از نورِ الهیت روشن و منور بگردان
"آمین"🙏
ای رئوف ترین
با تمام وجود
شهد شیرین زندگی ام را می چشم
و لذت دیدار صبح که
از تیره گی شـب عبور کرده
مرا چنان به وجد میآورد که
حس میکنم
امروز از هر سو عشق میبارد
تو که عاشقانه مرا دوست داری
و لطیف ترین عاشقانه هایت را
برایم می آفرینی..... شکرت🙏
چگونه شادمان و خرسند نباشم؟
امید تـویی
عشق تـویی
مهربان و بخشنده تـویی...🌼🍂
ذکر امروز یا رب العالمین
التماس دعا و صبح بخیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅۲۰معضل برنامه ریزی در ایران یا چرا گروه مشاوران هاروارد از ایران رفتند ؟
✍️روزبه کردونی
📌 گروه مشاوران دانشگاه هاروارد که برای کمک به تدوین برنامه سوم عمرانی ( سال 1341) به ایران آماده بودند، به تعبیر خودشان در وضعیت روحی ناخوشایند، با احساس نومید کننده شکست و ناکامی، ایران را ترک کردند . مرور ارزیابی این گروه از 20 معضل و چالش برنامه ریزی در ایران در سال 1341، احتمالا مفید خواهد بود .
📌۱-خود پرستی اداری و وجود نگرش " ما بهتر از شما کار می کنیم "
📌۲- تمایل به تعارفات و پذیرش و تبعیت از خوشایندترین راه حل مساله
📌۳- کلی گویی و فقدان جزییات در برنامه ها
📌۴- ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
📌۵- تکیه بر راه حل های مفروض
📌۶- عدم جلب نظرات موافق در قبال اهداف طرح ها و برنامه ها
📌۷- بیان امید و آرزو بجای هدف در برنامه
📌۸-عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
📌۹- اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
📌۱۰- تحمیل بارسنگین کارها بر دوش مدیران بدلیل فقدان انضباط اداری
📌۱۱- وفاداری به گروه نه به ساختار در سازمان های دیوان سالار
📌۱۲- پریشانی و اشفتگی بازیگران ( ناشی از هرج و مرج های سیاسی )
📌۱۳- غالب بودن رویکرد ارائه ظن و گمان بجای تحلیل علمی
📌۱۴- وجود همزیستی بجای همکاری در ارتباط دستگاها
📌۱۵- ابهام در واگذاری مسئولیت ها
📌۱۶- بیماری جلسه بازی با هدف سبک کردن بار مسئولیت
📌۱۷- دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
📌۱۸-مایملک شخصی و کانون قدرت شدن هر شغل اداری
📌۱۹- فقدان نظام سلسله مراتبی
📌۲۰-فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری
📌 بودا در جایی می گوید ما همان چیزی هستیم که انجام داده ایم و آنچه خواهیم بود که اکنون انجام می دهیم. اینکه ده سال بعد، نیم قرن بعد و یک قرن بعد کجا خواهیم بود به تعبیر کارل پوپر وابسته به ماست به همه ما، وابسته به اندیشه امروز ما، خواسته های امروز، آرزوهای امروز و ترس های امروز ما.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️روزبه کردونی
📌 گروه مشاوران دانشگاه هاروارد که برای کمک به تدوین برنامه سوم عمرانی ( سال 1341) به ایران آماده بودند، به تعبیر خودشان در وضعیت روحی ناخوشایند، با احساس نومید کننده شکست و ناکامی، ایران را ترک کردند . مرور ارزیابی این گروه از 20 معضل و چالش برنامه ریزی در ایران در سال 1341، احتمالا مفید خواهد بود .
📌۱-خود پرستی اداری و وجود نگرش " ما بهتر از شما کار می کنیم "
📌۲- تمایل به تعارفات و پذیرش و تبعیت از خوشایندترین راه حل مساله
📌۳- کلی گویی و فقدان جزییات در برنامه ها
📌۴- ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
📌۵- تکیه بر راه حل های مفروض
📌۶- عدم جلب نظرات موافق در قبال اهداف طرح ها و برنامه ها
📌۷- بیان امید و آرزو بجای هدف در برنامه
📌۸-عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
📌۹- اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
📌۱۰- تحمیل بارسنگین کارها بر دوش مدیران بدلیل فقدان انضباط اداری
📌۱۱- وفاداری به گروه نه به ساختار در سازمان های دیوان سالار
📌۱۲- پریشانی و اشفتگی بازیگران ( ناشی از هرج و مرج های سیاسی )
📌۱۳- غالب بودن رویکرد ارائه ظن و گمان بجای تحلیل علمی
📌۱۴- وجود همزیستی بجای همکاری در ارتباط دستگاها
📌۱۵- ابهام در واگذاری مسئولیت ها
📌۱۶- بیماری جلسه بازی با هدف سبک کردن بار مسئولیت
📌۱۷- دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
📌۱۸-مایملک شخصی و کانون قدرت شدن هر شغل اداری
📌۱۹- فقدان نظام سلسله مراتبی
📌۲۰-فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری
📌 بودا در جایی می گوید ما همان چیزی هستیم که انجام داده ایم و آنچه خواهیم بود که اکنون انجام می دهیم. اینکه ده سال بعد، نیم قرن بعد و یک قرن بعد کجا خواهیم بود به تعبیر کارل پوپر وابسته به ماست به همه ما، وابسته به اندیشه امروز ما، خواسته های امروز، آرزوهای امروز و ترس های امروز ما.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺دوستان سلام، صبح تان به خیر نیکی باد!
♥ آرامش!
✅همه ما در زندگی به صلح و آرامش نیاز داریم و کمتر کسی است که در این موضوع شک و تردید داشته باشد و یا اینکه برایش مهم نباشد.
✅ زندگی در آرامش یعنی با خودمان، دیگران و همهی موجودات اطرافمان مسالمتآمیز رفتار و زندگی کنیم.
✅ اینکه چگونه آرامش داشته باشیم در واقع به باورها و شیوه زندگی شخصی خودمان برمیگردد.
✅ با این حال اصول اولیهای وجود دارد که زیربنای آرامش در زندگی را تشکیل میدهد و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
✅ این اصول اولیه شامل؛
نبود خشونت، نبود کینه و کدورت، داشتن عقاید متعادل به دور از افراط و تفریط، بردباری در برابر تفاوتها، لذت بردن از زیباییهای زندگی و نظایر آنها هستند.
🔶با مدیران شایسته همراه باشید
🔹@CompetentManagers
♥ آرامش!
✅همه ما در زندگی به صلح و آرامش نیاز داریم و کمتر کسی است که در این موضوع شک و تردید داشته باشد و یا اینکه برایش مهم نباشد.
✅ زندگی در آرامش یعنی با خودمان، دیگران و همهی موجودات اطرافمان مسالمتآمیز رفتار و زندگی کنیم.
✅ اینکه چگونه آرامش داشته باشیم در واقع به باورها و شیوه زندگی شخصی خودمان برمیگردد.
✅ با این حال اصول اولیهای وجود دارد که زیربنای آرامش در زندگی را تشکیل میدهد و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
✅ این اصول اولیه شامل؛
نبود خشونت، نبود کینه و کدورت، داشتن عقاید متعادل به دور از افراط و تفریط، بردباری در برابر تفاوتها، لذت بردن از زیباییهای زندگی و نظایر آنها هستند.
🔶با مدیران شایسته همراه باشید
🔹@CompetentManagers
🔰تغییرِ افراد اُولویت دارد یا تغییرِ اندیشه ها؟
🔷اخیراً از دانشجویانِ فوق لیسانسِ روابط بین الملل خود پرسیدم، نخست وزیر یا رئیس جمهور این کشورها را نام ببرند: کرۀ جنوبی، اندونزی، ژاپن و اطریش.
یا نمی دانستند یا اشتباه گفتند. اما همه جوابِ این سوال در مورد مصر، عربستان و لیبی را می دانستند. این تمرینِ ساده یک نتیجۀ مهم داشت: در کشورهایی که سیستم، حزب، تشکیلات، بنگاه و شرکت ها کار می کنند، افراد دیده نمی شوند کما اینکه ژاپن در جهان با سونی، پاناسونیک، هوندا و تویوتا شناخته می شود. هرچند افراد به عنوان مدیر و تصمیم گیرنده مهم هستند ولی ظرفِ بزرگتر اندیشه ها که این افراد در قالبِ آن فکر و عمل می کنند به مراتب تعیین کننده تر است.
🔷در حال و هوای انتخابات 1400، بعضی رسانه ها لیستی از افراد را مطرح می کنند اما به ندرت دیالوگ و مناظره ای پیرامونِ اندیشه هایی که قرار است به بهبودِ وضع جامعه منجر شوند را به میان می آورند. البته هزاران سال تاریخِ ما حولِ افراد شکل گرفته و خروج از این سنتِ تاریخی به سوی سیستم، تشکیلات، بنگاه و قراردادِ اجتماعی کارِ سهلی نیست. دورۀ 136 سالۀ قاجار با هفت نفر و دورۀ 57 سالۀ پهلوی با نام دو نفر آمیخته است. افکار، سلایق، منافع و تمایلات این 9 نفر، 193 سال از تاریخ ایران را رقم زده است. هم زمان با این 193 سال، بخشِ مهمی از جهان به سیستم و تشکیلات روی آورد و افراد، صرفاً مجریان و گردانندگان سیستم ها شدند. این به معنای آن است که فقط تا چند قرنِ اخیر، حکمرانی منحصراً تابعِ افراد بوده است و ظهور سیستم و تشکیلات، پدیده ای نوین است.
🔷هرچند علل مختلفی برای ظهورِ سیستم در جهان را می توان مطرح کرد ولی به اعتقادِ این نویسنده، علتِ شاید 70-80 درصدی ضرورتِ ایجاد سیستم و تشکیلات، در تولید است. واژه هایی مانند شبکه، کارخانه، بنگاه، برق، نفت، تلگرام، تلفن و بالاخره کامپیوترواینترنت همه به خاطر تولید و کیفیت و گسترش آن به وجود آمده اند. فناوری، دانشگاه، شهرنشینی، حمل و نقل هوایی و عموماً «توانایی» و «سرعت» در اختیار تولید قرار گرفته اند. اگر تولید نباشد، کارآمدی، بهینه سازی و حکمرانی مطلوب معنایی نخواهند داشت. اگر تولید نباشد، چه ضرورتی به ثبات سیاسی، آرامش اجتماعی و توسعۀ اقتصادی وجود خواهد داشت؟ اگر تولید نباشد، فکرِ حفظِ وضع موجود و استفاده از آنچه که موجود است رایج می گردد. جهش و گسترش تولید از 1600 به بعد شروع شده ولی تولد رسمی و همه جانبۀ دموکراسی، سال 1924 است زیرا ثباتِ سیاسی و رقابتِ حزبی نتیجۀ افزایشِ صعودی تولیدِ ناخالص ملی، مدیریتِ جمعی و عقلانی جامعه در کشورهای غربی بوده است.
اگر قرار باشد کشور به کارآمدی، ثبات، رشد و امنیت پایدار دست یابد، با تغییر افراد و تعدادی سمینار، مدارک تحصیلی، کارگاه های آموزشی و کمپین های انتخاباتی به دست نمی آید، بلکه محتاج تحولِی اندیشه ای است.
🔷فرازُ و نشیب و عملکرد دولتهای چپ و راست در دورانِ بعد از جنگ، در نهایت تابع درآمد نفت بوده به طوری که ریل سیاست خارجی، مسیرِ مستقلِ خود را طی کرده است. سعی و خطا از یک طرف و انطباق با شرایط و حرکت از یک ستون به ستونی دیگر، عمدتاً متدلوژی حکمرانی بسیاری از دولتها بوده است.
🔷به عنوان یک نظر، حکمرانی سیستمی و تشکیلاتی مبتنی بر کارآمدی، ثبات و امنیت، تابعِ بحث، گفت وگو، مناظره و اندیشه ورزی پیرامونِ حل وفصلِ هشت مورد زیر است:
1) آیا سیاستِ خارجی تابعِ اقتصاد است یا اقتصاد تابعِ سیاستِ خارجی؟
2) آیا تولید ناخالصِ ملی امنیت می آورد یا امنیت به رشد اقتصادی منجر می شود؟
3) آیا رویارویی با نظم جهانی ضرورتی انتزاعی است یا یک پایۀ حکمرانی؟
4) آیا انسجام فرهنگی به جامعه ای تزریق می شود یا نتیجۀ تولید اقتصادی و ثبات سیاسی است؟
5) آیا در نیم قرنِ آینده، کشور تابع درآمد های ناشی از فروشِ منابع فسیلی خواهد بود یا باید در فکرِ مزیت های تولیدی و خدماتی قابلِ عرضه در منطقه و جهان باشد ؟
6) کدام استراتژیها، کشور را به سمت مازادِ سرمایه، افزایشِ تولید و مزیت های نسبی سوق خواهند داد؟
7) آیا باید از فرآیند های جهانی شدن فاصله گرفت یا باید به آن ها پیوست؟
8) کدام کشورها به پیشرفت ایران علاقه مندند وازاین پیشرفت نفع می برند؟
دستیابی به پاسخ هایی دقیق، با جزئیات، متمرکز و با پشتوانۀ مطالعاتی، تابعِ یک کار جمعی است. در فرآیند دستیابی به این پاسخ ها، افراد دیده نمی شوند بلکه دانش، تخصص، تسلطِ علمی و آگاهی آن ها شرط است صحبت های مبهم، کلی، چند پهلو و غیرِ دقیق به مازادِ سرمایه، ثروتِ ملی و ثباتِ اقتصادی-سیاسی منجر نمی شوند. اگر در پی سیستم، کارآمدی و ثبات هستیم، نیاز داریم فراتر از افراد بیاندیشیم و با فکر و اندیشه های ناظر به دراز مدت به صلح برسیم سپس این اندیشه های دراز مدت را به قراردادِ اجتماعی تبدیل کنیم/دکتر سریع القلم
🔷اخیراً از دانشجویانِ فوق لیسانسِ روابط بین الملل خود پرسیدم، نخست وزیر یا رئیس جمهور این کشورها را نام ببرند: کرۀ جنوبی، اندونزی، ژاپن و اطریش.
یا نمی دانستند یا اشتباه گفتند. اما همه جوابِ این سوال در مورد مصر، عربستان و لیبی را می دانستند. این تمرینِ ساده یک نتیجۀ مهم داشت: در کشورهایی که سیستم، حزب، تشکیلات، بنگاه و شرکت ها کار می کنند، افراد دیده نمی شوند کما اینکه ژاپن در جهان با سونی، پاناسونیک، هوندا و تویوتا شناخته می شود. هرچند افراد به عنوان مدیر و تصمیم گیرنده مهم هستند ولی ظرفِ بزرگتر اندیشه ها که این افراد در قالبِ آن فکر و عمل می کنند به مراتب تعیین کننده تر است.
🔷در حال و هوای انتخابات 1400، بعضی رسانه ها لیستی از افراد را مطرح می کنند اما به ندرت دیالوگ و مناظره ای پیرامونِ اندیشه هایی که قرار است به بهبودِ وضع جامعه منجر شوند را به میان می آورند. البته هزاران سال تاریخِ ما حولِ افراد شکل گرفته و خروج از این سنتِ تاریخی به سوی سیستم، تشکیلات، بنگاه و قراردادِ اجتماعی کارِ سهلی نیست. دورۀ 136 سالۀ قاجار با هفت نفر و دورۀ 57 سالۀ پهلوی با نام دو نفر آمیخته است. افکار، سلایق، منافع و تمایلات این 9 نفر، 193 سال از تاریخ ایران را رقم زده است. هم زمان با این 193 سال، بخشِ مهمی از جهان به سیستم و تشکیلات روی آورد و افراد، صرفاً مجریان و گردانندگان سیستم ها شدند. این به معنای آن است که فقط تا چند قرنِ اخیر، حکمرانی منحصراً تابعِ افراد بوده است و ظهور سیستم و تشکیلات، پدیده ای نوین است.
🔷هرچند علل مختلفی برای ظهورِ سیستم در جهان را می توان مطرح کرد ولی به اعتقادِ این نویسنده، علتِ شاید 70-80 درصدی ضرورتِ ایجاد سیستم و تشکیلات، در تولید است. واژه هایی مانند شبکه، کارخانه، بنگاه، برق، نفت، تلگرام، تلفن و بالاخره کامپیوترواینترنت همه به خاطر تولید و کیفیت و گسترش آن به وجود آمده اند. فناوری، دانشگاه، شهرنشینی، حمل و نقل هوایی و عموماً «توانایی» و «سرعت» در اختیار تولید قرار گرفته اند. اگر تولید نباشد، کارآمدی، بهینه سازی و حکمرانی مطلوب معنایی نخواهند داشت. اگر تولید نباشد، چه ضرورتی به ثبات سیاسی، آرامش اجتماعی و توسعۀ اقتصادی وجود خواهد داشت؟ اگر تولید نباشد، فکرِ حفظِ وضع موجود و استفاده از آنچه که موجود است رایج می گردد. جهش و گسترش تولید از 1600 به بعد شروع شده ولی تولد رسمی و همه جانبۀ دموکراسی، سال 1924 است زیرا ثباتِ سیاسی و رقابتِ حزبی نتیجۀ افزایشِ صعودی تولیدِ ناخالص ملی، مدیریتِ جمعی و عقلانی جامعه در کشورهای غربی بوده است.
اگر قرار باشد کشور به کارآمدی، ثبات، رشد و امنیت پایدار دست یابد، با تغییر افراد و تعدادی سمینار، مدارک تحصیلی، کارگاه های آموزشی و کمپین های انتخاباتی به دست نمی آید، بلکه محتاج تحولِی اندیشه ای است.
🔷فرازُ و نشیب و عملکرد دولتهای چپ و راست در دورانِ بعد از جنگ، در نهایت تابع درآمد نفت بوده به طوری که ریل سیاست خارجی، مسیرِ مستقلِ خود را طی کرده است. سعی و خطا از یک طرف و انطباق با شرایط و حرکت از یک ستون به ستونی دیگر، عمدتاً متدلوژی حکمرانی بسیاری از دولتها بوده است.
🔷به عنوان یک نظر، حکمرانی سیستمی و تشکیلاتی مبتنی بر کارآمدی، ثبات و امنیت، تابعِ بحث، گفت وگو، مناظره و اندیشه ورزی پیرامونِ حل وفصلِ هشت مورد زیر است:
1) آیا سیاستِ خارجی تابعِ اقتصاد است یا اقتصاد تابعِ سیاستِ خارجی؟
2) آیا تولید ناخالصِ ملی امنیت می آورد یا امنیت به رشد اقتصادی منجر می شود؟
3) آیا رویارویی با نظم جهانی ضرورتی انتزاعی است یا یک پایۀ حکمرانی؟
4) آیا انسجام فرهنگی به جامعه ای تزریق می شود یا نتیجۀ تولید اقتصادی و ثبات سیاسی است؟
5) آیا در نیم قرنِ آینده، کشور تابع درآمد های ناشی از فروشِ منابع فسیلی خواهد بود یا باید در فکرِ مزیت های تولیدی و خدماتی قابلِ عرضه در منطقه و جهان باشد ؟
6) کدام استراتژیها، کشور را به سمت مازادِ سرمایه، افزایشِ تولید و مزیت های نسبی سوق خواهند داد؟
7) آیا باید از فرآیند های جهانی شدن فاصله گرفت یا باید به آن ها پیوست؟
8) کدام کشورها به پیشرفت ایران علاقه مندند وازاین پیشرفت نفع می برند؟
دستیابی به پاسخ هایی دقیق، با جزئیات، متمرکز و با پشتوانۀ مطالعاتی، تابعِ یک کار جمعی است. در فرآیند دستیابی به این پاسخ ها، افراد دیده نمی شوند بلکه دانش، تخصص، تسلطِ علمی و آگاهی آن ها شرط است صحبت های مبهم، کلی، چند پهلو و غیرِ دقیق به مازادِ سرمایه، ثروتِ ملی و ثباتِ اقتصادی-سیاسی منجر نمی شوند. اگر در پی سیستم، کارآمدی و ثبات هستیم، نیاز داریم فراتر از افراد بیاندیشیم و با فکر و اندیشه های ناظر به دراز مدت به صلح برسیم سپس این اندیشه های دراز مدت را به قراردادِ اجتماعی تبدیل کنیم/دکتر سریع القلم
🔰 *تنبیه به روش راکفلر*
🌀 قبل از تنبیه و سرزنش یک دوست، یک کارمند، یا یک مدیر، از روش راکفلرکمک بگیرید!
🔻 سالها پیش یکی از مدیران ارشد هند یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جاندی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.
روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید، بیشتر مدیران شرکت به بهانههای مختلف میکوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند. تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تیبدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب میدانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.
زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد.
راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت:
آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیدهای.
🔸 بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر میکنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت میکردم.
بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
📋 سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرححال مختصری از کمکهای او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیمهایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.
🔴 بدفورد میگوید من هرگز این درس را فراموش نمیکنم؛ در سالهای بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار میکردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیهی یک چنین فهرستی متوجه میشدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینهترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه میکنم که از این روش استفاده کند.
☑️ اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، دربارهی ویژگیهای مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است هم فکر کنید.
*آدمی خطا میکند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است کفّه ی مثبت آن سنگینی کند.*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌀 قبل از تنبیه و سرزنش یک دوست، یک کارمند، یا یک مدیر، از روش راکفلرکمک بگیرید!
🔻 سالها پیش یکی از مدیران ارشد هند یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جاندی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.
روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید، بیشتر مدیران شرکت به بهانههای مختلف میکوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند. تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تیبدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب میدانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.
زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد.
راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت:
آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیدهای.
🔸 بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر میکنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت میکردم.
بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
📋 سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرححال مختصری از کمکهای او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیمهایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.
🔴 بدفورد میگوید من هرگز این درس را فراموش نمیکنم؛ در سالهای بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار میکردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیهی یک چنین فهرستی متوجه میشدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینهترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه میکنم که از این روش استفاده کند.
☑️ اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، دربارهی ویژگیهای مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است هم فکر کنید.
*آدمی خطا میکند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است کفّه ی مثبت آن سنگینی کند.*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️دگرگاو پنداری و خوددانا پنداری!!!
گرفتار سرطان شد و رفت اما قبل از اینکه برود در اوج بیماری متن زیر را برای ما نوشت:
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربان نمیکنم.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شان او نیست.
...
دوستان من بدانند این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتابهایی که نخوانده، غمگین است؛ به شمار دستهایی که نگرفته، پشیمان است. اگر امروز از این مرد بسترنشین بپرسند که تنها وصیت تو به جوانان و میانسالان و حتی پیران و بیماران چیست، میگوید بخوانید و بخوانید و بخوانید. درد ما خودداناپنداری و بی اشتهایی به دانستن و خواندن است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه خواندیم از استاد رضا بابایی بود. نویسنده بیش از ۳۵ کتاب و ۱۵۰ مقاله در زمینه فرهنگ و تاریخ. آنچه در نوشته او برای من بسیار جذاب بود مفهوم خودداناپنداری بود و جالب اینجاست چندی پیش دوست دیگری مفهومی را به من آموخت به نام دگرگاوپنداری. من فکر می کنم این دو پدیده همزاد هم هستند اولی می گوید من می فهمم و دیگران نمی فهمند و دومی می گوید دیگران نمی فهمند و من می فهمم.
تاثیر شوم این زوج خوددانا پنداری و دگرگاوپنداری بر زندگی فردی و جمعی چیست؟
◻️خشونت: وقتی فکر می کنم که من می فهمم و تو نمی فهمی تا اندکی مدارا می کنم و سپس از خشونت برای خفه کردن صدای تو و اندیشه تو استفاده می کنم. خودداناپنداری سرآغاز خشونت کلامی و سپس خشونت فیزیکی است. خود داناپنداران دلیلی نمی بینید که دیگران حرف بزنند! چون اصلا نیازی نیست.
◻️استبداد: وقتی من دگرگاوپندار هستم یعنی اینکه دیگران و به ویژه زیردستان صلاح خودشان را تشخیص نمی دهند. پس استبداد متولد می شود. من به جای تو و برای تو تصمیم می گیرم بدون آنکه نه تو را در تصمیم خود مشارکت دهم و نه حتی تو را توجیه کنم.
◻️عقب ماندگی: در جامعه ای که خشونت از یک سو و استبداد از دیگر سو هست، نه ظرفیتی شکوفا می شود، نه حقوق مالکیت معنا پیدا می کند، نه حاکمیت قانون مستقر می شود و نه آینده ای روشن ترسیم می شود. بهمین خاطر جامعه ای عقیم و تهی از امید و آینده شکل می گیرد.
چه کنیم؟ می شود تجویزهای مختلفی کرد ولی من فکر می کنم برگردیم به وصیت او. کتاب بخوانیم! کتاب خوانی سه نتیجه مبارک دارد: تواضع فکری، تنوع فکری و تعالی فکری.
چرا تواضع فکری؟ کتاب خوانی یعنی چیزهایی هست که دیگران می دانند و من نمی دانم.
چرا تنوع فکری؟ چون با خواندن کتاب های مختلف از اعصار و ملل و افکار مختلف می آموزیم آنقدر هم که فکر می کنیم ما دانا نیستیم و دیگران نادان نیستند.
چرا تعالی فکری؟ به مرور زمان تغذیه ذهن با کتاب های مختلف منجر به شکل گیری اندیشه های جدید متعالی تری می شود که حتی خود نیز انتظارش را نداشتیم. کتاب خوانی یک نه بزرگ به خودداناپنداری و دگرگاوپنداریست. کتاب خوانی آغاز مبارزه با خشونت، استبداد و عقب ماندگی است و البته کافی نیست ولی برای آغاز نقطه شروع خوبی است.
✍دکتر مجتبی لشکربلوکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
گرفتار سرطان شد و رفت اما قبل از اینکه برود در اوج بیماری متن زیر را برای ما نوشت:
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاستمداری وکالت بلاعزل نمیدهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث نمیکنم: آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربان نمیکنم.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاستمداران را از دو حال بیرون نمیدانم: آنان که دروغ را به راست میآرایند و آنان که راست را به دروغ میآلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شان او نیست.
...
دوستان من بدانند این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتابهایی که نخوانده، غمگین است؛ به شمار دستهایی که نگرفته، پشیمان است. اگر امروز از این مرد بسترنشین بپرسند که تنها وصیت تو به جوانان و میانسالان و حتی پیران و بیماران چیست، میگوید بخوانید و بخوانید و بخوانید. درد ما خودداناپنداری و بی اشتهایی به دانستن و خواندن است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه خواندیم از استاد رضا بابایی بود. نویسنده بیش از ۳۵ کتاب و ۱۵۰ مقاله در زمینه فرهنگ و تاریخ. آنچه در نوشته او برای من بسیار جذاب بود مفهوم خودداناپنداری بود و جالب اینجاست چندی پیش دوست دیگری مفهومی را به من آموخت به نام دگرگاوپنداری. من فکر می کنم این دو پدیده همزاد هم هستند اولی می گوید من می فهمم و دیگران نمی فهمند و دومی می گوید دیگران نمی فهمند و من می فهمم.
تاثیر شوم این زوج خوددانا پنداری و دگرگاوپنداری بر زندگی فردی و جمعی چیست؟
◻️خشونت: وقتی فکر می کنم که من می فهمم و تو نمی فهمی تا اندکی مدارا می کنم و سپس از خشونت برای خفه کردن صدای تو و اندیشه تو استفاده می کنم. خودداناپنداری سرآغاز خشونت کلامی و سپس خشونت فیزیکی است. خود داناپنداران دلیلی نمی بینید که دیگران حرف بزنند! چون اصلا نیازی نیست.
◻️استبداد: وقتی من دگرگاوپندار هستم یعنی اینکه دیگران و به ویژه زیردستان صلاح خودشان را تشخیص نمی دهند. پس استبداد متولد می شود. من به جای تو و برای تو تصمیم می گیرم بدون آنکه نه تو را در تصمیم خود مشارکت دهم و نه حتی تو را توجیه کنم.
◻️عقب ماندگی: در جامعه ای که خشونت از یک سو و استبداد از دیگر سو هست، نه ظرفیتی شکوفا می شود، نه حقوق مالکیت معنا پیدا می کند، نه حاکمیت قانون مستقر می شود و نه آینده ای روشن ترسیم می شود. بهمین خاطر جامعه ای عقیم و تهی از امید و آینده شکل می گیرد.
چه کنیم؟ می شود تجویزهای مختلفی کرد ولی من فکر می کنم برگردیم به وصیت او. کتاب بخوانیم! کتاب خوانی سه نتیجه مبارک دارد: تواضع فکری، تنوع فکری و تعالی فکری.
چرا تواضع فکری؟ کتاب خوانی یعنی چیزهایی هست که دیگران می دانند و من نمی دانم.
چرا تنوع فکری؟ چون با خواندن کتاب های مختلف از اعصار و ملل و افکار مختلف می آموزیم آنقدر هم که فکر می کنیم ما دانا نیستیم و دیگران نادان نیستند.
چرا تعالی فکری؟ به مرور زمان تغذیه ذهن با کتاب های مختلف منجر به شکل گیری اندیشه های جدید متعالی تری می شود که حتی خود نیز انتظارش را نداشتیم. کتاب خوانی یک نه بزرگ به خودداناپنداری و دگرگاوپنداریست. کتاب خوانی آغاز مبارزه با خشونت، استبداد و عقب ماندگی است و البته کافی نیست ولی برای آغاز نقطه شروع خوبی است.
✍دکتر مجتبی لشکربلوکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers