🔰نبض سلامت جامعه، ضربان قلب پرستار
🌺هفته پرستار مبارک باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺هفته پرستار مبارک باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕🌺هفته پرستار را خدمت فرشتگان زمینی تبریک عرض میکنم.
🔰از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است.
🔰 از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است.
🔰از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است.
🔰از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است.
🔰از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است.
🔰و بالاخره از پرستار پرسیدم پرستار کیست؟ گفت:
💐 نمیشه گفت پرستاری یه شغله، پرستاری را باید زندگی کرد. 💐
🧿تقدیم به همه پزشکان و پرستاران و تمام کادر نازنین نظام سلامت کشور.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است.
🔰 از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است.
🔰از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است.
🔰از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است.
🔰از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است.
🔰و بالاخره از پرستار پرسیدم پرستار کیست؟ گفت:
💐 نمیشه گفت پرستاری یه شغله، پرستاری را باید زندگی کرد. 💐
🧿تقدیم به همه پزشکان و پرستاران و تمام کادر نازنین نظام سلامت کشور.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مادامی که همه نخبگان سیاسی به اتفاق هم اولویت رشد اقتصادی را نپذیرند، از بحرانی به بحران دیگر میرسیم!
🔹یک ویژگی مشترکِ حکمرانی میانِ چهار قدرتِ اول جهان(آلمان، چین، آمریکا و ژاپن)، نگاه های دراز مدت در واکنشها و تصمیم سازی هاست.اصولاً وقتی حکمرانان، اولویت اول خود را رشد و توسعۀ اقتصادی تعریف کنند، بر اساس بازه های زمانی طولانی مدت تصمیم می گیرند.
🔸آلمانی ها
برای آنکه بیهوده نگران ناامنی از ناحیۀ روس ها نشوند، پروژه ای چند میلیارد دلاری برای انتقال گاز طبیعی روسیه به آلمان تعریف کردند تا با ایجاد نوعی وابستگی متقابل، هم در تامین امنیت و هم تامین منابع گاز و انرژی برای دراز مدت برنامه ریزی کنند، این پروژه علیرغم مخالفت آمریکا در حال تکمیل است.
🔹ژاپنی ها
که برتری اقتصادی چین را نهایی می دانند با نادیده گرفتن اختلافات عمیق تاریخی، به روابطِ گسترده ای با چینی ها به خصوص در دهۀ اخیر اهتمام ورزیده اند.
🔸اروپا
برای آنکه انگیزۀ مهاجرت از آفریقا به اتحادیه اروپا به تدریج کاسته شود، این اتحادیه تصمیم گرفته سرمایه گذاری و فعالیت های گسترده ای را در اقتصاد کشورهای آفریقایی شروع کند تا در یک بازۀ زمانی ۱۰ ساله که پیش بینی می شود ۲۰۰ میلیون نفر به جمعیت آفریقا اضافه شود، مهاجرت آفریقا یی ها به اروپا را به حداقل برساند.
🔹آمریکا
برای آنکه برتری خود را نسبت به چین در چند دهۀ آینده حفظ کند، به دنبالِ روابطِ استراتژیک با کشورهایی است که یکی از این ویژگی ها را داشته باشد: بازار مصرفی و سرمایه (برزیل و هند)، سرمایه (عربستان، آلمان، کانادا و انگلیس) و فناوری (سنگاپور، هند، اسراییل و کرۀ جنوبی).
🔸عربستان
که ۸۰ سال به درآمدهای نفتی وابسته بوده، در تلاشی همه جانبه در پی عملیاتی کردن چندین استراتژی موازی برای کسب درآمد های غیرنفتی است.
🔹اگر کاهشِ تقاضایِ انرژی در جهان را مبنا بدانیم، کیفیتِ حیات اقتصادی در ایران که عمدتاً به صادرات انرژیهای فسیلی وابسته است، تابع کدام درآمدهای ارزی خواهد بود؟ در میان عمومِ متغیرهای موفقیتِ اقتصادی، «عنصر زمان» علیه ماست. هرچند ناکارآمدی داخلی بخشی ازمشکل است ولی درعین حال، بیش از ۱۵ سال است که تبعاتِ ناشی از مسائل خارجی و مذاکرات هستهای، رشد اقتصادی را به صفر و در دورِۀ کرونا به زیر صفر رسانده است.
🔸بدون ارتباطات بین المللی نمی توان به رشد اقتصادی و مازاد دست یافت؛ بدون روابط عادی و امن با همسایگان نمیتوان به رشد اقتصادی و مازاد دست یافت.
🔹با توجه به واقعیت های منظومه جهانِ فعلی مادامی که نخبگان سیاسی به اولویت ۸۰% رشد و توسعه اقتصادی در نظام فکری و استنباطی خود دست نیابند، از یک بحران به بحرانی دیگر حرکت خواهند کرد.
🔸یکی از خطاهای تحلیلی در محافلِ علوم انسانی کشور این است که ایران را یک «مورد خاص» میبیند در حالی که مطالعۀ مقایسه ای نشان می دهد که:
کشورهای چند قومی هم پیشرفت کرده اند (مالزی)
کشورهای مستقر در مناطق ژئوپلیتیک هم پیشرفت کرده اند (کرۀ جنوبی)
کشورهایی که با استعمار مبارزه کرده اند هم پیشرفت کرده اند (ویتنام)
کشورهایی که همسایۀ قدرتمند دارند هم پیشرفت کرده اند (مکزیک)
کشورهایی که سوابق ایدئولوژیک دارند هم پیشرفت کرده اند (چین)
کشورهایی که به آنها حمله شده و مستعمره شده اند هم پیشرفت کرده اند (هند).
🔹هیچ کشوری بدون بینالمللی شدن اندیشه و عملکرد نخبگان سیاسی آن نتوانسته است پیشرفت کند، بعضی با مطالعه و تشخیص بین المللی می شوند (سنگاپور و مالزی). بعضی با تعددِ بحران ها بین المللی می شوند (چین).
🔸و بعضی ها بدون بین المللی شدن، نسل های آیندۀ خود را فقیرتر می کنند (بولیوی، کوبا و کرۀ شمالی)./ دکتر محمود سریع القلم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹یک ویژگی مشترکِ حکمرانی میانِ چهار قدرتِ اول جهان(آلمان، چین، آمریکا و ژاپن)، نگاه های دراز مدت در واکنشها و تصمیم سازی هاست.اصولاً وقتی حکمرانان، اولویت اول خود را رشد و توسعۀ اقتصادی تعریف کنند، بر اساس بازه های زمانی طولانی مدت تصمیم می گیرند.
🔸آلمانی ها
برای آنکه بیهوده نگران ناامنی از ناحیۀ روس ها نشوند، پروژه ای چند میلیارد دلاری برای انتقال گاز طبیعی روسیه به آلمان تعریف کردند تا با ایجاد نوعی وابستگی متقابل، هم در تامین امنیت و هم تامین منابع گاز و انرژی برای دراز مدت برنامه ریزی کنند، این پروژه علیرغم مخالفت آمریکا در حال تکمیل است.
🔹ژاپنی ها
که برتری اقتصادی چین را نهایی می دانند با نادیده گرفتن اختلافات عمیق تاریخی، به روابطِ گسترده ای با چینی ها به خصوص در دهۀ اخیر اهتمام ورزیده اند.
🔸اروپا
برای آنکه انگیزۀ مهاجرت از آفریقا به اتحادیه اروپا به تدریج کاسته شود، این اتحادیه تصمیم گرفته سرمایه گذاری و فعالیت های گسترده ای را در اقتصاد کشورهای آفریقایی شروع کند تا در یک بازۀ زمانی ۱۰ ساله که پیش بینی می شود ۲۰۰ میلیون نفر به جمعیت آفریقا اضافه شود، مهاجرت آفریقا یی ها به اروپا را به حداقل برساند.
🔹آمریکا
برای آنکه برتری خود را نسبت به چین در چند دهۀ آینده حفظ کند، به دنبالِ روابطِ استراتژیک با کشورهایی است که یکی از این ویژگی ها را داشته باشد: بازار مصرفی و سرمایه (برزیل و هند)، سرمایه (عربستان، آلمان، کانادا و انگلیس) و فناوری (سنگاپور، هند، اسراییل و کرۀ جنوبی).
🔸عربستان
که ۸۰ سال به درآمدهای نفتی وابسته بوده، در تلاشی همه جانبه در پی عملیاتی کردن چندین استراتژی موازی برای کسب درآمد های غیرنفتی است.
🔹اگر کاهشِ تقاضایِ انرژی در جهان را مبنا بدانیم، کیفیتِ حیات اقتصادی در ایران که عمدتاً به صادرات انرژیهای فسیلی وابسته است، تابع کدام درآمدهای ارزی خواهد بود؟ در میان عمومِ متغیرهای موفقیتِ اقتصادی، «عنصر زمان» علیه ماست. هرچند ناکارآمدی داخلی بخشی ازمشکل است ولی درعین حال، بیش از ۱۵ سال است که تبعاتِ ناشی از مسائل خارجی و مذاکرات هستهای، رشد اقتصادی را به صفر و در دورِۀ کرونا به زیر صفر رسانده است.
🔸بدون ارتباطات بین المللی نمی توان به رشد اقتصادی و مازاد دست یافت؛ بدون روابط عادی و امن با همسایگان نمیتوان به رشد اقتصادی و مازاد دست یافت.
🔹با توجه به واقعیت های منظومه جهانِ فعلی مادامی که نخبگان سیاسی به اولویت ۸۰% رشد و توسعه اقتصادی در نظام فکری و استنباطی خود دست نیابند، از یک بحران به بحرانی دیگر حرکت خواهند کرد.
🔸یکی از خطاهای تحلیلی در محافلِ علوم انسانی کشور این است که ایران را یک «مورد خاص» میبیند در حالی که مطالعۀ مقایسه ای نشان می دهد که:
کشورهای چند قومی هم پیشرفت کرده اند (مالزی)
کشورهای مستقر در مناطق ژئوپلیتیک هم پیشرفت کرده اند (کرۀ جنوبی)
کشورهایی که با استعمار مبارزه کرده اند هم پیشرفت کرده اند (ویتنام)
کشورهایی که همسایۀ قدرتمند دارند هم پیشرفت کرده اند (مکزیک)
کشورهایی که سوابق ایدئولوژیک دارند هم پیشرفت کرده اند (چین)
کشورهایی که به آنها حمله شده و مستعمره شده اند هم پیشرفت کرده اند (هند).
🔹هیچ کشوری بدون بینالمللی شدن اندیشه و عملکرد نخبگان سیاسی آن نتوانسته است پیشرفت کند، بعضی با مطالعه و تشخیص بین المللی می شوند (سنگاپور و مالزی). بعضی با تعددِ بحران ها بین المللی می شوند (چین).
🔸و بعضی ها بدون بین المللی شدن، نسل های آیندۀ خود را فقیرتر می کنند (بولیوی، کوبا و کرۀ شمالی)./ دکتر محمود سریع القلم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰 داستان این روزهای عادل فردوسی پور، به گمان من درس آموخته ای فوق العاده دارد.
🔰آنچه این روزها درباره عادل فردوسی پور در حال اتفاق است، در بسیاری از شرکت ها و سازمان ها رخ میدهد، آنجا شایستگی ها، توانمندیها و استعدادها، عملکرد و محدوده ذهنی یک فرد، فراتر از حدود بلوغ، شعور و شایستگی در سازمان است.
🔰در چنین مواردی تعبیرهایی چون پا را از گلیم دراز کردن، از مدار خارج شدن و... برای فرد استفاده می شود و د ر کمال ناباوری از بازی سازمانی به طور کامل کنار گذاشته می شود تا جایی که بودن و نبودن او احساس نشود، در حالیکه آن فرد در زمین بازی بسیار بزرگتری در سطح ملی یا بین المللی در حال بازی است.
🔰 این یک سناریوی آشنا درکل دنیا ارتباط عجیبی با پدیده انفجار نادانی دارد. که مهم ترین پیام آن نیاز به توسعه و پرورش رهبران برای توان به کارگیری از افراد توانمند به جای کشتن توان آنها است.
🔰کاواساکی نظریهپرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
🔰این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
🔰 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
🔷چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش ، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
🔰معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
🔷جامعه سالم و جامعه اخلاقی ، جامعهایست که باسوادترینها ، سیرترینها ، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته ، یک مهندس متبحر ، یک نویسندۀ موفق ، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو ، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
🔷ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر ، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادیست که سوابق روشن تخصصی ، علمی ، اجرایی و تجربی ندارند . افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
🔷وقتی ساختاری ، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف ، قضاوتهای بیپایه ، دانش محدود ، تصمیمگیری اشتباه ، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد ، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند . تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول , امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰آنچه این روزها درباره عادل فردوسی پور در حال اتفاق است، در بسیاری از شرکت ها و سازمان ها رخ میدهد، آنجا شایستگی ها، توانمندیها و استعدادها، عملکرد و محدوده ذهنی یک فرد، فراتر از حدود بلوغ، شعور و شایستگی در سازمان است.
🔰در چنین مواردی تعبیرهایی چون پا را از گلیم دراز کردن، از مدار خارج شدن و... برای فرد استفاده می شود و د ر کمال ناباوری از بازی سازمانی به طور کامل کنار گذاشته می شود تا جایی که بودن و نبودن او احساس نشود، در حالیکه آن فرد در زمین بازی بسیار بزرگتری در سطح ملی یا بین المللی در حال بازی است.
🔰 این یک سناریوی آشنا درکل دنیا ارتباط عجیبی با پدیده انفجار نادانی دارد. که مهم ترین پیام آن نیاز به توسعه و پرورش رهبران برای توان به کارگیری از افراد توانمند به جای کشتن توان آنها است.
🔰کاواساکی نظریهپرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
🔰این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
🔰 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
🔷چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش ، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
🔰معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
🔷جامعه سالم و جامعه اخلاقی ، جامعهایست که باسوادترینها ، سیرترینها ، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته ، یک مهندس متبحر ، یک نویسندۀ موفق ، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو ، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
🔷ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر ، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادیست که سوابق روشن تخصصی ، علمی ، اجرایی و تجربی ندارند . افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
🔷وقتی ساختاری ، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف ، قضاوتهای بیپایه ، دانش محدود ، تصمیمگیری اشتباه ، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد ، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند . تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول , امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from پیوند نگار
✅فواید مطالعه کردن چیست؟(بخش اول)
✍ محمد حسین کاشفی
🔵1. مطالعه، پايه هاي مهارت را استوار مي سازد.
مطالعه ، به روشن شدن موضوعات پيچيده كمك مي كند. كتاب ها اطلاعاتي را فراهم مي كنند كه خیلی اوقات از بحث هاي كلاس درس عميق تر هستند.
🔵2. مطالعه ، شیوه درست اندیشیدن را تقویت میکند .
مطالعه کتاب باعث میشود شیوه تفکرو اندیشیدن در موضوعات را بیاموزیم و به بررسی منطقی موضوعات مختلف آشنا شویم.
🔵3. مطالعه، قدرت تحلیل و بررسی ریشه ایی مسایل را تقویت میکند.
کتاب خواندن کمک میکند شما در بررسی مسایل و مشکلات از سطحی نگری به عمق نگری برسید.
🔵4. مطالعه ، قدرت تشخیص سره را از ناسره به شما عطا میکند.
مطالعه ، به شما کمک میکند تا از قبول خرافات و مهملات مبرا گشته و به درک حقایق ناب نایل آیید.
🔵5. مطاله ،شیوه تفکر فرآیندی و سلسله مراتبی را تقویت میکند.
🔵6. مطالعه ،فرآیند ذهن را فعال میکند .
برخلاف تلويزيون، مطالعه ، شما را وادار مي كند كه از مغز خود استفاده فعال داشته باشید. در هنگام مطالعه شما بيشتر فكر کرده و باهوش تر شويد.
🔵7. مطالعه، واژگان شناخته شده شما را افزايش مي دهد.
وقتي كه كتاب هاي سنگين (از نظر مفهومي) را مطالعه مي كنيد، خودتان را با لغت هاي جديدي مواجه مي ببنيد كه در حالت عادي با آنها سر و كار نداريد.
8🔵. مطالعه به شما اين امكان را مي دهد كه به صورت اجمالي با ساير فرهنگ ها و مناطق آشنا شويد
خواندن كتاب ها مي تواند افق ديد شما را با ارايه اطلاعلاتی که از مناطق مختلف جهان دارید، گسترش دهند.
🔵9. مطالعه، تمركز ذهنی را افزايش مي دهد.
برخلاف مجلات، مقالات اينترنتي يا ايميل ها كه ممكن است حاوي بسته هاي اطلاعاتي كوچكي باشند. كتاب ها همه ماجرا را بيان مي كنند. اين باعث مي شود كه شما در بلند مدت روي آنچه مطالعه مي كنيد تمركز كنيد.
🔵10. مطالعه، باعث ايجاد اعتماد به نفس مي شود.
با مطالعه بيشتر، آگاهي و تجربه شما در رابطه با مطالبي كه مي خوانيد بيشتر مي شود واین امر به افزایش اعتماد به نفس تان کمک می کند
🔵11. مطالعه، حافظه را تقويت مي كند
تحقيقات نشان مي دهند كه اگر شما از حافظه تان استفاده نكنيد،به مرور آن را از دست خواهيد داد.. مطالعه راهي است غير از روش هاي بازي با كلمات كه مي تواند حافظه شما را تقويت كند. مطالعه مستلزم به خاطر سپردن جزييات، رويدادها و در كتب ادبي، موضوع داستان، مضمون و شخصيت هاست.
🔵12. مطالعه، انضباط فردي را افزايش مي دهد.
همه ما به اهميت مطالعه واقفيم و مي دانيم كه بايد مطالعه را در برنامه روزانه خود بگنجانيم. اگر ما براي مطالعه زمانبندي و برنامه طراحي كنيم، همين باعث افزايش انضباط ما مي شود.
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
✍ محمد حسین کاشفی
🔵1. مطالعه، پايه هاي مهارت را استوار مي سازد.
مطالعه ، به روشن شدن موضوعات پيچيده كمك مي كند. كتاب ها اطلاعاتي را فراهم مي كنند كه خیلی اوقات از بحث هاي كلاس درس عميق تر هستند.
🔵2. مطالعه ، شیوه درست اندیشیدن را تقویت میکند .
مطالعه کتاب باعث میشود شیوه تفکرو اندیشیدن در موضوعات را بیاموزیم و به بررسی منطقی موضوعات مختلف آشنا شویم.
🔵3. مطالعه، قدرت تحلیل و بررسی ریشه ایی مسایل را تقویت میکند.
کتاب خواندن کمک میکند شما در بررسی مسایل و مشکلات از سطحی نگری به عمق نگری برسید.
🔵4. مطالعه ، قدرت تشخیص سره را از ناسره به شما عطا میکند.
مطالعه ، به شما کمک میکند تا از قبول خرافات و مهملات مبرا گشته و به درک حقایق ناب نایل آیید.
🔵5. مطاله ،شیوه تفکر فرآیندی و سلسله مراتبی را تقویت میکند.
🔵6. مطالعه ،فرآیند ذهن را فعال میکند .
برخلاف تلويزيون، مطالعه ، شما را وادار مي كند كه از مغز خود استفاده فعال داشته باشید. در هنگام مطالعه شما بيشتر فكر کرده و باهوش تر شويد.
🔵7. مطالعه، واژگان شناخته شده شما را افزايش مي دهد.
وقتي كه كتاب هاي سنگين (از نظر مفهومي) را مطالعه مي كنيد، خودتان را با لغت هاي جديدي مواجه مي ببنيد كه در حالت عادي با آنها سر و كار نداريد.
8🔵. مطالعه به شما اين امكان را مي دهد كه به صورت اجمالي با ساير فرهنگ ها و مناطق آشنا شويد
خواندن كتاب ها مي تواند افق ديد شما را با ارايه اطلاعلاتی که از مناطق مختلف جهان دارید، گسترش دهند.
🔵9. مطالعه، تمركز ذهنی را افزايش مي دهد.
برخلاف مجلات، مقالات اينترنتي يا ايميل ها كه ممكن است حاوي بسته هاي اطلاعاتي كوچكي باشند. كتاب ها همه ماجرا را بيان مي كنند. اين باعث مي شود كه شما در بلند مدت روي آنچه مطالعه مي كنيد تمركز كنيد.
🔵10. مطالعه، باعث ايجاد اعتماد به نفس مي شود.
با مطالعه بيشتر، آگاهي و تجربه شما در رابطه با مطالبي كه مي خوانيد بيشتر مي شود واین امر به افزایش اعتماد به نفس تان کمک می کند
🔵11. مطالعه، حافظه را تقويت مي كند
تحقيقات نشان مي دهند كه اگر شما از حافظه تان استفاده نكنيد،به مرور آن را از دست خواهيد داد.. مطالعه راهي است غير از روش هاي بازي با كلمات كه مي تواند حافظه شما را تقويت كند. مطالعه مستلزم به خاطر سپردن جزييات، رويدادها و در كتب ادبي، موضوع داستان، مضمون و شخصيت هاست.
🔵12. مطالعه، انضباط فردي را افزايش مي دهد.
همه ما به اهميت مطالعه واقفيم و مي دانيم كه بايد مطالعه را در برنامه روزانه خود بگنجانيم. اگر ما براي مطالعه زمانبندي و برنامه طراحي كنيم، همين باعث افزايش انضباط ما مي شود.
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
✅فواید مطالعه کردن چیست؟(بخش دوم)
✍ محمد حسین کاشفی
🔵13. مطالعه، به ما اين امكان را مي دهد كه همه جا مطلب بياموزيم.
كتاب قابل حمل هست. از آنجايي كه شما مي توانيد كتاب ها را با خود به هر كجا كه مي خواهيد ببريد، مي توانيد هر جا كه باشيد، مطلب بياموزيد.
🔵14. مطالعه، خلاقيت را افزايش مي دهد
با مطالعه كتب بيشتر و قرار دادن خود در معرض اطلاعات كامل تر، مي توانيد سطح خلاقيت خود را افزايش دهيد. مغز شما مي تواند مطالب كتاب هاي مختلف را براي دستيابي به راه حلي جديد براي يك مساله با هم تركيب كند.
🔵15. مطالعه، اين امكان را به شما مي دهد كه در رابطه با یک موضوعي صحبت كنيد
در صورتي كه شما كتاب هاي زيادي خوانده باشيد، هميشه حرفي براي گفتن داريد. شما مي توانيد درباره موضوعات مختلف در جمع صحبت كنيد و يا اطلاعات علمي كه از كتاب هاي علمي آموخته ايد را بيان كنيد. به اين صورت مطالب زيادي براي بيان كردن داريد
🔵16. مطالعه اين امكان را به شما مي دهد كه به اختيار خود مطلب بياموزيد.
تحصيلات رسمي در سيستم آموزشي كشورها، نيازمند صرف زمان در بازه هاي تعريف شده است. ولي مطالعه كتاب اين امكان را به شما مي دهد كه مطالب مورد علاقه خود را در هر زماني كه دوست داريد بياموزيد.
🔵17. مطالعه، مشاركت ذهني جديد ايجاد مي كند
هر چه شما كتاب هاي بيشتري مطالعه ممي كنيد، عمق و پهنه آگاهي شما گسترش پيدا مي كند و قابليت شما براي مشاركت با ديگران بيشتر مي شود. در حين مطالعه يك كتاب براي دريافتن پاسخ يك مشكل، شما ممكن است كه پاسخ بسياري مشكلات ديگر را نيز دريابيد
🔵18. مطالعه، قواي استدلال شما را افزايش مي دهد
يعني وقتي زياد مطالعه كنيد، قادر خواهيد بود با استفاده از دلايلي كه داريد، انجام يا عدم انجام كاري را بررسي كنيد و به بهترين نتيجه برسيد.
🔵19. مطالعه كردن، مهارت هاي شما را بارور مي سازد
برايان تريسي مي گويد: يكي از راه هايي كه بتوانيد در زمينه مورد نظر خود خبره شويد اين است كه حداقل 100 كتاب درباره آن موضوع بخوانيد؛ او همچنيني مي افزايد كه اگر اين كار را براي 5 سال ادامه دهيد، به يك حرفه اي بين المللي تبديل خواهيد شد. با كمك اينترنت و سایت ها و وبلاگ های معتبر و موثق، شما قادر خواهيد بود كه اين زمان را به 2 تا 3 سال كاهش دهيد.
🔵20. مطالعه، شما را از مضرّات دنياي ديجيتالي دور مي كند
وقتي يك كتاب خوب براي خواندن پيدا كنيد، خود را غرق در مطالعه خواهيد يافت و ديگر درگير مسائل پيرامون نخواهيد بود. هرچه بيشتر بخوانيد بيشتر غرق در خواندن مي شويد و ديگر توجهي به وسايل ديجيتالي كه به ما التماس مي كنند تا به آنها توجه كنيم نداريم.
🔵21. مطالعه باعث مي شود كه اشتباهاتمان كاهش پيدا كند
با كمك كتاب شما مي توانيد خرد عميق و وسيعي بدست آوريد و اشتباهات كمتري مرتكب شويد.
🔵22. مطالعه كسالت را كاهش مي دهد
هر وقت كه احساس كسالت كرديد، فقط كافي است كه يك كتاب با موضوع مورد علاقه خود را برداريد و بخوانيد. خواهيد ديد كه كسالت شما بر طرف مي شود.
✏ نگارش؛ "کاشفی،دانشجوی دکتری مدیریت دولتی"
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
✍ محمد حسین کاشفی
🔵13. مطالعه، به ما اين امكان را مي دهد كه همه جا مطلب بياموزيم.
كتاب قابل حمل هست. از آنجايي كه شما مي توانيد كتاب ها را با خود به هر كجا كه مي خواهيد ببريد، مي توانيد هر جا كه باشيد، مطلب بياموزيد.
🔵14. مطالعه، خلاقيت را افزايش مي دهد
با مطالعه كتب بيشتر و قرار دادن خود در معرض اطلاعات كامل تر، مي توانيد سطح خلاقيت خود را افزايش دهيد. مغز شما مي تواند مطالب كتاب هاي مختلف را براي دستيابي به راه حلي جديد براي يك مساله با هم تركيب كند.
🔵15. مطالعه، اين امكان را به شما مي دهد كه در رابطه با یک موضوعي صحبت كنيد
در صورتي كه شما كتاب هاي زيادي خوانده باشيد، هميشه حرفي براي گفتن داريد. شما مي توانيد درباره موضوعات مختلف در جمع صحبت كنيد و يا اطلاعات علمي كه از كتاب هاي علمي آموخته ايد را بيان كنيد. به اين صورت مطالب زيادي براي بيان كردن داريد
🔵16. مطالعه اين امكان را به شما مي دهد كه به اختيار خود مطلب بياموزيد.
تحصيلات رسمي در سيستم آموزشي كشورها، نيازمند صرف زمان در بازه هاي تعريف شده است. ولي مطالعه كتاب اين امكان را به شما مي دهد كه مطالب مورد علاقه خود را در هر زماني كه دوست داريد بياموزيد.
🔵17. مطالعه، مشاركت ذهني جديد ايجاد مي كند
هر چه شما كتاب هاي بيشتري مطالعه ممي كنيد، عمق و پهنه آگاهي شما گسترش پيدا مي كند و قابليت شما براي مشاركت با ديگران بيشتر مي شود. در حين مطالعه يك كتاب براي دريافتن پاسخ يك مشكل، شما ممكن است كه پاسخ بسياري مشكلات ديگر را نيز دريابيد
🔵18. مطالعه، قواي استدلال شما را افزايش مي دهد
يعني وقتي زياد مطالعه كنيد، قادر خواهيد بود با استفاده از دلايلي كه داريد، انجام يا عدم انجام كاري را بررسي كنيد و به بهترين نتيجه برسيد.
🔵19. مطالعه كردن، مهارت هاي شما را بارور مي سازد
برايان تريسي مي گويد: يكي از راه هايي كه بتوانيد در زمينه مورد نظر خود خبره شويد اين است كه حداقل 100 كتاب درباره آن موضوع بخوانيد؛ او همچنيني مي افزايد كه اگر اين كار را براي 5 سال ادامه دهيد، به يك حرفه اي بين المللي تبديل خواهيد شد. با كمك اينترنت و سایت ها و وبلاگ های معتبر و موثق، شما قادر خواهيد بود كه اين زمان را به 2 تا 3 سال كاهش دهيد.
🔵20. مطالعه، شما را از مضرّات دنياي ديجيتالي دور مي كند
وقتي يك كتاب خوب براي خواندن پيدا كنيد، خود را غرق در مطالعه خواهيد يافت و ديگر درگير مسائل پيرامون نخواهيد بود. هرچه بيشتر بخوانيد بيشتر غرق در خواندن مي شويد و ديگر توجهي به وسايل ديجيتالي كه به ما التماس مي كنند تا به آنها توجه كنيم نداريم.
🔵21. مطالعه باعث مي شود كه اشتباهاتمان كاهش پيدا كند
با كمك كتاب شما مي توانيد خرد عميق و وسيعي بدست آوريد و اشتباهات كمتري مرتكب شويد.
🔵22. مطالعه كسالت را كاهش مي دهد
هر وقت كه احساس كسالت كرديد، فقط كافي است كه يك كتاب با موضوع مورد علاقه خود را برداريد و بخوانيد. خواهيد ديد كه كسالت شما بر طرف مي شود.
✏ نگارش؛ "کاشفی،دانشجوی دکتری مدیریت دولتی"
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افکار منفی و احساساتِ سرکوب شده، علت بیماریها هستند.
www.KhodShenasi.info
آدرس سایت خودشناسی-مدرس سنجرانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
www.KhodShenasi.info
آدرس سایت خودشناسی-مدرس سنجرانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این اساتید نام آشنای دانشگاه آمده بوند تا در خود صدا و سیما، راجع به اهمیت و رسالت صدا و سیما سخن بگویند، اما در عوض صدا و سیما را پودر کردند و رفتند! صحبتهایی که شنیدن آن را برای آگاهی و فهم هموطنان لازم می دانم!
Forwarded from اتچ بات
📕حرف و سخن علوم اجتماعی:
🔰با توجه به مباحث قابل تامل و بسیار زیبای این دانشجوی خوش فکر علوم اجتماعی، به نظر میرسد بزرگترین مشکل نظام تدبیر ما این بوده است که با توصیه ها و تحلیل های علمی متخصصین امر میانه خوبی نداشته است. و به جای توجه به نظریات متخصصین، همواره سعی بر آن داشته تا همه چیز را با تکیه بر یک سری ذهنیات معین و تعریف شده خود مدیریت کند. اما امروزه حکمرانی نوین برای موفقیت در تمامی عرصه های حکمرانی ایجاب میکند به مهارت های علمی و مدیریتی مدرن برگرفته از نظریات متعدد کارشناسان مجهز و پایبند باشد، و با داشتن یک نگرش علمی و سیستماتیک همه چیز را باهم ببیند.
🔰امروزه، که کشور ما بعد از چهل سال در یک سیکل معیوب گرفتار مشکلات و بحران های متعدد و فزاینده گشته است. بیش از 40 سال است که همواره متخصصین امر در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی و دینی، با ارایه پژوهش های متعدد در قالب انواع کتاب ها، مقالات، سمینارها، همایش ها، سخنرانی های علمی و... هشدارهای لازم را داده و میدهند، اما گویا تا حالا گوشی برای شنیدن نبوده است. همواره اساتید دانشگاهی، نخبگان علمی و سیاسی و سایر متخصصین امر از وقوع بحرانهای متعدد و عظیم پیشرو خبر داده و میدهند، اما نظام تدبیر ما با قرائت های خاصی که از علم و تخصص داشته است میلی برای شنیدن نکته نظرات متخصصین نداشته است.
🔰به نظر میرسد اگر همچون دیگر کشورهای توسعه یافته از ابتدا به علم و تخصص در این کشور نیز ارزش و اعتبار داده میشد، چه بسا وضع ما اینگونه نبود. اگر علم و تخصص محترم شمرده شده بود، اگر به مبانی علمی و تخصصی در روند اداره جامعه اعتقاد و باور قلبی وجود داشت، بعید میدانم که امروزه در همه زمینه ها و همه عرصه ها اینگونه با ابرچالشها و بحرانها بزرگ دسته پنجه نرم میکردیم.
🔺احتمالا این ویدئو مربوط به سال نود پنج می باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰با توجه به مباحث قابل تامل و بسیار زیبای این دانشجوی خوش فکر علوم اجتماعی، به نظر میرسد بزرگترین مشکل نظام تدبیر ما این بوده است که با توصیه ها و تحلیل های علمی متخصصین امر میانه خوبی نداشته است. و به جای توجه به نظریات متخصصین، همواره سعی بر آن داشته تا همه چیز را با تکیه بر یک سری ذهنیات معین و تعریف شده خود مدیریت کند. اما امروزه حکمرانی نوین برای موفقیت در تمامی عرصه های حکمرانی ایجاب میکند به مهارت های علمی و مدیریتی مدرن برگرفته از نظریات متعدد کارشناسان مجهز و پایبند باشد، و با داشتن یک نگرش علمی و سیستماتیک همه چیز را باهم ببیند.
🔰امروزه، که کشور ما بعد از چهل سال در یک سیکل معیوب گرفتار مشکلات و بحران های متعدد و فزاینده گشته است. بیش از 40 سال است که همواره متخصصین امر در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی و دینی، با ارایه پژوهش های متعدد در قالب انواع کتاب ها، مقالات، سمینارها، همایش ها، سخنرانی های علمی و... هشدارهای لازم را داده و میدهند، اما گویا تا حالا گوشی برای شنیدن نبوده است. همواره اساتید دانشگاهی، نخبگان علمی و سیاسی و سایر متخصصین امر از وقوع بحرانهای متعدد و عظیم پیشرو خبر داده و میدهند، اما نظام تدبیر ما با قرائت های خاصی که از علم و تخصص داشته است میلی برای شنیدن نکته نظرات متخصصین نداشته است.
🔰به نظر میرسد اگر همچون دیگر کشورهای توسعه یافته از ابتدا به علم و تخصص در این کشور نیز ارزش و اعتبار داده میشد، چه بسا وضع ما اینگونه نبود. اگر علم و تخصص محترم شمرده شده بود، اگر به مبانی علمی و تخصصی در روند اداره جامعه اعتقاد و باور قلبی وجود داشت، بعید میدانم که امروزه در همه زمینه ها و همه عرصه ها اینگونه با ابرچالشها و بحرانها بزرگ دسته پنجه نرم میکردیم.
🔺احتمالا این ویدئو مربوط به سال نود پنج می باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰(روح توسعه در کالبد تغییر)
«لذتِ و رنج تغییر و پوست اندازی»
✍️ علی مرادی مراغه ای
💢شوپنهاور فیلسوف آلمانی، نظر خودش را در مورد طبیعتِ بشری چنین بیان کرده بود:
«اگر طبيعت بشري شريف بود و پست نبود، میبايست در هر مباحثه ای فقط در پی كشف حقيقت میبوديم. نمیبايست كمترين اهمیتی می داديم به اینکه حق با ماست يا با خصممان...»
بارها تصمیم میگیریم ماشین مان را عوض کنیم همینطور اثاثیه خانه مان را حتی خودِ خانه را، اما وقتی نوبت به خودمان و باورهایمان میرسد سختترین بخشِ کار شروع میگردد.
چرا وقتی تمام واقعیتهای موجود دلالت بر بطلان نظر و باور ما دارد ما همچنان بدان چسبیده مقاومت میکنیم؟ دقیقا مانند زندانیانِ غارِ افلاطون،که حتی وقتی زنجیر از پایشان گشوده میشود باز از غار بیرون نمی آیند و همچنان ترجیح میدهند در آن تاریکی بر روی زنجیرهایِ خود بنشینند؟! چون به تاریکی خو گرفته و در آنجا به آرامش رسیده اند در نتیجه دیدن خورشید برای چشمانشان آزار دهنده است!. همین، بزرگترین واقعیتِ تراژیک زندگی آدمی است. انسانهایی که میخواهند جهانی را تغییر دهند اما از تغییر خویشتن، عاجز می مانند، انسانهاییکه دریچه شک را بر اعتقادات جزمی خویش می بندند و از نو شدن و صیرورت محروم میگردند! در اینجاست که آن باور، بجای اینکه برایمان بالِ پرواز به افقهای دوردست باشد آن دو پایمان را هم فلج کرده در زنجیرمان میکند برده و زمین گیرمان میکند و به سنگی صلب، بدلِ مان میکند که کم کم تارهایی به دورِ خود تنیده که جزو حقایق ازلی و خطِ قرمزمان میگردند و آنوقت در درون تنگ و تاریکِ خود می میریم! تازه دیگران را هم میخواهیم با خود بمیرانیم!
💢سالها پیش که تازه به دانشگاه پا گذاشته بودم به تازگی اتحاد جماهیر شوروی فروریخته بود. در رشت، دوستِ بزرگسالی داشتم که از اهالی چپ بود و از سینه چاکانِ آن اردوگاه که سالها در زیرِ بیرقش، سینه زده و انواع رنجها و مشقتها را بجان خریده بود او حسابی کفری شده بود و میگفت این بدون شک، توطئه نظام سرمایه داری است او از فروپاشیِ اتحاد شوروی چنان به هم ریخته بود که حتی مدتها از خورد و خوراک افتاده و زندگی را برای خود و خانواده زهر کرده بود عاقبت زنش او را ول کرده به نروژ رفت و او هم پس از مدتی دق کرد و مرد...! بلی، او در واقع از نسل دایناسورهایی بود که در اثر اصابت شهاب سنگ به زمین و آغاز عصر یخبندان، نتوانستند خود را با تغییرات جدید عینی و اقلیمی تطبیق دهند در نتیجه منقرض شدند! البته برخی از رفقای سابقش هم بودند که راهی بمراتب بدتر برگزیدند در شرکتی که در تهران، برپا کرده بودند افتادند به عیاشی و ...بدین ترتیب با عیش فعلی، ایام از کف رفته در زندان و مجاهدتهای عقیدتی ماضی خود را جبران میکردند!
💢از آن فروریختن ها،درسی را گرفتم که هرگز آنرا فراموش نکردم و اینکه فانوسِ شک و نقد، همواره جزیی از زندگیم باشد اینکه هرچقدر هم بنایِ اعتقادات و باورهایم رفیع باشد دریچه ی شک را بر رویِ آنها نبندم تا همواره مجالی برای تازه شدن و ورود و خروج هوا باقی گذارم...
آن درس باعث شد که وقتی امروزه به نوشته های بیست سال پیشِ خودم نظر می افکنم از بعضی از آنها خنده ام میگیرد و با خود میگویم که چه بسا بیست سال بعد هم از فلان نوشته امروزم خنده ام بگیرد! پس چه لزومی دارد که آنها را امروز خط قرمز و یقینی و آیاتِ ازلی و ابدی بنامم؟ بخاطر همین است که همواره آنها را مثل دستفروشهای کنارِ خیابان در معرض دید و نقدِ رهگذران میگذارم، آنهاییکه خیلی عزیزتر هستند بیشتر به رخ می کشم تا بیشتر نقد شوند تا مانند کیسه بوکسی در معرضِ ضرباتِ مشت و لگدِ نقادان قرار بگیرند تا ببینم واقعا ارزش ماندن دارند؟ تا ببینم چقدر تاب می آورند!؟
البته بقول مش قاسم دروغ نباشد وقتی برخی از آنها فرو میریزند مخصوصا در آن اوایل، کمی دردناک بودند. اما به مرور با تمرین،آسانتر شده درست مثلِ زنی که در زاییدن شکم اول و دوم درد داشته باشد اما بعدها دیگر تغییر مثل تفریح میگردد که به یک استدلال قویِ مخالف بند میشوند تا سه طلاقه شوند تا شکسته شوند.در زمان کنار گذاشتن شان وقتی از آنها فاصله میگیرم برای آخرین بار با تحسر نگاهشان می کنم و می گویم بدرود رفیقِ دهساله، بیست ساله...
💢اینست که هر کتابِی مهم، اسنادی تازه حتی مقاله ای ژرف که به دستم می رسد اول کمی تشویش پیدا میکنم و باخود میگویم که پس از خواندنش،این بار باید دست کدام یک از شخصیتهای محبوب تاریخی را بگیرم و کنارش بگذارم البته در این میان ممکن است دوستانِ جدیدی هم پیدا کنم که رنجِ آن رفتن را لذتِ این تازه وارد جبران میکند ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
«لذتِ و رنج تغییر و پوست اندازی»
✍️ علی مرادی مراغه ای
💢شوپنهاور فیلسوف آلمانی، نظر خودش را در مورد طبیعتِ بشری چنین بیان کرده بود:
«اگر طبيعت بشري شريف بود و پست نبود، میبايست در هر مباحثه ای فقط در پی كشف حقيقت میبوديم. نمیبايست كمترين اهمیتی می داديم به اینکه حق با ماست يا با خصممان...»
بارها تصمیم میگیریم ماشین مان را عوض کنیم همینطور اثاثیه خانه مان را حتی خودِ خانه را، اما وقتی نوبت به خودمان و باورهایمان میرسد سختترین بخشِ کار شروع میگردد.
چرا وقتی تمام واقعیتهای موجود دلالت بر بطلان نظر و باور ما دارد ما همچنان بدان چسبیده مقاومت میکنیم؟ دقیقا مانند زندانیانِ غارِ افلاطون،که حتی وقتی زنجیر از پایشان گشوده میشود باز از غار بیرون نمی آیند و همچنان ترجیح میدهند در آن تاریکی بر روی زنجیرهایِ خود بنشینند؟! چون به تاریکی خو گرفته و در آنجا به آرامش رسیده اند در نتیجه دیدن خورشید برای چشمانشان آزار دهنده است!. همین، بزرگترین واقعیتِ تراژیک زندگی آدمی است. انسانهایی که میخواهند جهانی را تغییر دهند اما از تغییر خویشتن، عاجز می مانند، انسانهاییکه دریچه شک را بر اعتقادات جزمی خویش می بندند و از نو شدن و صیرورت محروم میگردند! در اینجاست که آن باور، بجای اینکه برایمان بالِ پرواز به افقهای دوردست باشد آن دو پایمان را هم فلج کرده در زنجیرمان میکند برده و زمین گیرمان میکند و به سنگی صلب، بدلِ مان میکند که کم کم تارهایی به دورِ خود تنیده که جزو حقایق ازلی و خطِ قرمزمان میگردند و آنوقت در درون تنگ و تاریکِ خود می میریم! تازه دیگران را هم میخواهیم با خود بمیرانیم!
💢سالها پیش که تازه به دانشگاه پا گذاشته بودم به تازگی اتحاد جماهیر شوروی فروریخته بود. در رشت، دوستِ بزرگسالی داشتم که از اهالی چپ بود و از سینه چاکانِ آن اردوگاه که سالها در زیرِ بیرقش، سینه زده و انواع رنجها و مشقتها را بجان خریده بود او حسابی کفری شده بود و میگفت این بدون شک، توطئه نظام سرمایه داری است او از فروپاشیِ اتحاد شوروی چنان به هم ریخته بود که حتی مدتها از خورد و خوراک افتاده و زندگی را برای خود و خانواده زهر کرده بود عاقبت زنش او را ول کرده به نروژ رفت و او هم پس از مدتی دق کرد و مرد...! بلی، او در واقع از نسل دایناسورهایی بود که در اثر اصابت شهاب سنگ به زمین و آغاز عصر یخبندان، نتوانستند خود را با تغییرات جدید عینی و اقلیمی تطبیق دهند در نتیجه منقرض شدند! البته برخی از رفقای سابقش هم بودند که راهی بمراتب بدتر برگزیدند در شرکتی که در تهران، برپا کرده بودند افتادند به عیاشی و ...بدین ترتیب با عیش فعلی، ایام از کف رفته در زندان و مجاهدتهای عقیدتی ماضی خود را جبران میکردند!
💢از آن فروریختن ها،درسی را گرفتم که هرگز آنرا فراموش نکردم و اینکه فانوسِ شک و نقد، همواره جزیی از زندگیم باشد اینکه هرچقدر هم بنایِ اعتقادات و باورهایم رفیع باشد دریچه ی شک را بر رویِ آنها نبندم تا همواره مجالی برای تازه شدن و ورود و خروج هوا باقی گذارم...
آن درس باعث شد که وقتی امروزه به نوشته های بیست سال پیشِ خودم نظر می افکنم از بعضی از آنها خنده ام میگیرد و با خود میگویم که چه بسا بیست سال بعد هم از فلان نوشته امروزم خنده ام بگیرد! پس چه لزومی دارد که آنها را امروز خط قرمز و یقینی و آیاتِ ازلی و ابدی بنامم؟ بخاطر همین است که همواره آنها را مثل دستفروشهای کنارِ خیابان در معرض دید و نقدِ رهگذران میگذارم، آنهاییکه خیلی عزیزتر هستند بیشتر به رخ می کشم تا بیشتر نقد شوند تا مانند کیسه بوکسی در معرضِ ضرباتِ مشت و لگدِ نقادان قرار بگیرند تا ببینم واقعا ارزش ماندن دارند؟ تا ببینم چقدر تاب می آورند!؟
البته بقول مش قاسم دروغ نباشد وقتی برخی از آنها فرو میریزند مخصوصا در آن اوایل، کمی دردناک بودند. اما به مرور با تمرین،آسانتر شده درست مثلِ زنی که در زاییدن شکم اول و دوم درد داشته باشد اما بعدها دیگر تغییر مثل تفریح میگردد که به یک استدلال قویِ مخالف بند میشوند تا سه طلاقه شوند تا شکسته شوند.در زمان کنار گذاشتن شان وقتی از آنها فاصله میگیرم برای آخرین بار با تحسر نگاهشان می کنم و می گویم بدرود رفیقِ دهساله، بیست ساله...
💢اینست که هر کتابِی مهم، اسنادی تازه حتی مقاله ای ژرف که به دستم می رسد اول کمی تشویش پیدا میکنم و باخود میگویم که پس از خواندنش،این بار باید دست کدام یک از شخصیتهای محبوب تاریخی را بگیرم و کنارش بگذارم البته در این میان ممکن است دوستانِ جدیدی هم پیدا کنم که رنجِ آن رفتن را لذتِ این تازه وارد جبران میکند ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بحران نابودی فرد:
🔷۱.شاید بتوان مهمترین بحران امروز جامعه ما را گرایش شدید و عجیب و غریب سیستم به نابودی فرد یا سوبژکتیویته دانست.ما با بحران سوبژکتیویته روبروییم.با وضعیتی روبروییم که در آن سازماندهی بوروکراتیک، بویژه از نوع امنیتی آن، سعی در فردیت زدایی از زندگی روزمره و کردارها و اعمال روزمره ما دارد.این نشان می دهد که سیستم تا بی نهایت از تجربیات زیسته مردم و درد و رنج آن ها فاصله گرفته است و تنها به اعمال قدرت خود می اندیشید.این وضعیت تا بدانجا پیش رفته که بسیاری از خود می پرسند ما اصولا برای چه زنده ایم و چرا باید در این جامعه که ما را به هیچ می گیرد به زندگی خود ادامه دهیم.در یک جامعه نرمال و معمولی نظام اجتماعی- سیاسی حاکم تمام تلاش خود را صرف آن می کند که تن زنده جامعه یعنی فرآیندهای زیست شناختی و روانی آن روز به روز شکوفا تر شود، اما ما با جامعه ای روبرو هستیم که تمام تلاش خود را صرف نابودی فرآیندهای حیاتی جامعه ساخته است.
🔷۲.به زبان ژولیا کریستوا در چنین وضعیتی سه گفتمان روانکاوی،هنر و پدیدارشناسی قادرند بار دیگر با به چالش کشیدن گفتمان حاکم که از احساسات حیاتی جامعه فاصله گرفته است،بار دیگر ظرفیت های روانی و زیست شناختی ما برای پیوند خوردن با خودمان،با دیگران و با امکان ها و انگیزه هایمان را باز آورند.
🔷۳.خواندن ادبیات صرفا خواندن متن نیست.زبان ادبی همانقدر که انباشته از دلالت های معنایی است،ما را با وجوه مادی و زیست شناختی و تنانه زبان نیز درگیر می کند. متن همانقدر که نیروی عقل و اندیشه است، انباشته از نیروی تن و ماده نیز می باشد.به زبان سوزان سونتاگ ما در متن فقط گرفتار تفسیر متن یا هرمنوتیک نیستیم،متن پر از نیروی تن یا وجوه اروتیک است که به ما زندگی می بخشد و پیوند ما با زندگی را زنده می کند.
🔷۴.سخن گفتن از خود و سرکوب های درونی، خواندن متون ادبی،دیدن آثار هنری، خلق چند باره و چند باره تجربه های ساده زندگی مهمترین ابزارهای جامعه در برخورد با نظم بوروکراتیکی هستند که با جدا کردن خود از تجربه زیسته جامعه نه تنها به رنج انسان ها بی اعتناست که دایما برای آن ها رنج می افریند.
✍مصطفی مهر آیین
منبع اصلی این نوشتار:کریستوا در قابی دیگر،اثر استل برت،ترجمه مهرداد پارسا.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷۱.شاید بتوان مهمترین بحران امروز جامعه ما را گرایش شدید و عجیب و غریب سیستم به نابودی فرد یا سوبژکتیویته دانست.ما با بحران سوبژکتیویته روبروییم.با وضعیتی روبروییم که در آن سازماندهی بوروکراتیک، بویژه از نوع امنیتی آن، سعی در فردیت زدایی از زندگی روزمره و کردارها و اعمال روزمره ما دارد.این نشان می دهد که سیستم تا بی نهایت از تجربیات زیسته مردم و درد و رنج آن ها فاصله گرفته است و تنها به اعمال قدرت خود می اندیشید.این وضعیت تا بدانجا پیش رفته که بسیاری از خود می پرسند ما اصولا برای چه زنده ایم و چرا باید در این جامعه که ما را به هیچ می گیرد به زندگی خود ادامه دهیم.در یک جامعه نرمال و معمولی نظام اجتماعی- سیاسی حاکم تمام تلاش خود را صرف آن می کند که تن زنده جامعه یعنی فرآیندهای زیست شناختی و روانی آن روز به روز شکوفا تر شود، اما ما با جامعه ای روبرو هستیم که تمام تلاش خود را صرف نابودی فرآیندهای حیاتی جامعه ساخته است.
🔷۲.به زبان ژولیا کریستوا در چنین وضعیتی سه گفتمان روانکاوی،هنر و پدیدارشناسی قادرند بار دیگر با به چالش کشیدن گفتمان حاکم که از احساسات حیاتی جامعه فاصله گرفته است،بار دیگر ظرفیت های روانی و زیست شناختی ما برای پیوند خوردن با خودمان،با دیگران و با امکان ها و انگیزه هایمان را باز آورند.
🔷۳.خواندن ادبیات صرفا خواندن متن نیست.زبان ادبی همانقدر که انباشته از دلالت های معنایی است،ما را با وجوه مادی و زیست شناختی و تنانه زبان نیز درگیر می کند. متن همانقدر که نیروی عقل و اندیشه است، انباشته از نیروی تن و ماده نیز می باشد.به زبان سوزان سونتاگ ما در متن فقط گرفتار تفسیر متن یا هرمنوتیک نیستیم،متن پر از نیروی تن یا وجوه اروتیک است که به ما زندگی می بخشد و پیوند ما با زندگی را زنده می کند.
🔷۴.سخن گفتن از خود و سرکوب های درونی، خواندن متون ادبی،دیدن آثار هنری، خلق چند باره و چند باره تجربه های ساده زندگی مهمترین ابزارهای جامعه در برخورد با نظم بوروکراتیکی هستند که با جدا کردن خود از تجربه زیسته جامعه نه تنها به رنج انسان ها بی اعتناست که دایما برای آن ها رنج می افریند.
✍مصطفی مهر آیین
منبع اصلی این نوشتار:کریستوا در قابی دیگر،اثر استل برت،ترجمه مهرداد پارسا.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰یلدا مبارک
🌺دو قدم مانده به یلدا
🌺به شبی خاطره انگیز
🌺به سپیدی به زمستان
🌺و اناری که دلش
🌺قصه یک رنگی ست.
✅ شب یلدا، قلبهایمان را نزدیک تر کنیم
🔹 شب یلدای امسال با تمام سال های گذشته متفاوت است. امسال باید کنار هم بودنمان را فدای محافظت از عزیزانمان کنیم.
🔸شاید نتوانیم کنار هم باشیم اما تکنولوژی های روز به ما کمک میکند تا قلب هایمان را نزدیک تر کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺دو قدم مانده به یلدا
🌺به شبی خاطره انگیز
🌺به سپیدی به زمستان
🌺و اناری که دلش
🌺قصه یک رنگی ست.
✅ شب یلدا، قلبهایمان را نزدیک تر کنیم
🔹 شب یلدای امسال با تمام سال های گذشته متفاوت است. امسال باید کنار هم بودنمان را فدای محافظت از عزیزانمان کنیم.
🔸شاید نتوانیم کنار هم باشیم اما تکنولوژی های روز به ما کمک میکند تا قلب هایمان را نزدیک تر کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مشروعيت و كارآمدي
وبسایت اسپیدتست: سرعت اینترنت در ایران از آنچه بود بدتر شده- اینترنت ثابت بدتر از اینترنت همراه
1️⃣ بنابر ماهانه نوامبر وبسایت اسپیدتست سرعت اینترنت تلفن همراه ایران در نوامبر ۲۰۲۰ میلادی(۱۱آبان تا ۱۱آذر) ۲۵.۶۴مگابیت بر ثانیه و سرعت آپلود آن ۱۱.۳۲ مگابیت برثانیه بوده.
○جایگاه ایران در این ردهبندی نسبت به ماه قبل از آن، ششپله بدتر شده و حالا در جایگاه ۸۴ قرار دارد.
2️⃣ در بخش اینترنت ثابت نیز سرعت دانلود اینترنت ایران ۱۷.۸۴ مگابیت برثانیه و سرعت آپلود آن ۱۰.۲۱ مگابیت برثانیه ثبت شده.
○در این رده بندی نیز جایگاه ایران در مقایسه با ماه اکتبر ۹ پله بدتر شده و اکنون در جای ۱۳۷ فهرست سرعت اینترنت ثابت در جهان هستیم.
✍ ابزاری است برای تست سرعت وبسایتها که شرکت گوگل بهرایگان در اختیار کاربران قرار میدهد.
💎مشروعیت و کارآمدی💎
💎 @MashrooeiatKaramadi
1️⃣ بنابر ماهانه نوامبر وبسایت اسپیدتست سرعت اینترنت تلفن همراه ایران در نوامبر ۲۰۲۰ میلادی(۱۱آبان تا ۱۱آذر) ۲۵.۶۴مگابیت بر ثانیه و سرعت آپلود آن ۱۱.۳۲ مگابیت برثانیه بوده.
○جایگاه ایران در این ردهبندی نسبت به ماه قبل از آن، ششپله بدتر شده و حالا در جایگاه ۸۴ قرار دارد.
2️⃣ در بخش اینترنت ثابت نیز سرعت دانلود اینترنت ایران ۱۷.۸۴ مگابیت برثانیه و سرعت آپلود آن ۱۰.۲۱ مگابیت برثانیه ثبت شده.
○در این رده بندی نیز جایگاه ایران در مقایسه با ماه اکتبر ۹ پله بدتر شده و اکنون در جای ۱۳۷ فهرست سرعت اینترنت ثابت در جهان هستیم.
✍ ابزاری است برای تست سرعت وبسایتها که شرکت گوگل بهرایگان در اختیار کاربران قرار میدهد.
💎مشروعیت و کارآمدی💎
💎 @MashrooeiatKaramadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺فرخنده میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله و روز پرستار را خدمت همه شما همراهان گرامی به ویژه عموم پرستاران عزیز و تمام ایثارگران نجیب و شریف نظام سلامت کشورمان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers