(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
✅ رمز ماندگاری روز دانشجو چیست؟
🖋 محمد زینالی اُناری پژوهشگر علوم اجتماعی.
اگر از روز به توپ بستن مجلس که روز مهمی در جنبش مشروطه است، بگذریم، روز به تفنگبستن دانشگاه هم روزی تأثیرگذار در برانگیختن انقلاب اسلامی بود که آن را میراثدار هویت و حرکت دانشجو کرد. انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده صرف که حاصل راهپیمایی و یا حرکتهای مسلحانه و زیرزمینی باشد، نبود. این انقلاب، حاصل دگرگونی در اندیشه و تفکر نسلهایی بود که در سالهای متوالی دگرگونیهای جهانی و دگماتیسم حکومتی را در کنار هم می دیدند و این هویت ویژه دانشجو بود که این فضای تازه را دید و همین نگاه او، منجر به حرکتش شد .
حال این که، چگونه این هویت مورد توجه قرار گرفته و یا با آن برخورد شد، یک تحلیل کارآگاهی در حوزه سیاست بوده که به شناسایی عوامل انسانی و یا گروههای تأثیرگذار می پردازد . اما وقوع این پدیده، بیانگر این بود که در آن برهه، فضای تازهای که برای حرفزدن و خواستن به وجود آمد همانا فضای دانشگاه بود. دانشگاهی که در معرض تفنگ قرار گرفت اما پاسخ آن را نه با تفنگ و گلوله، بلکه با سخن منطق خود ارائه داد.
آری! پیدایش و تظلمخواهی هر فضای تازهای در ایران، ناشی از یک دگرگونی در دانش و یافتن جایی برای سخن گفتن است و صدالبته برآوردن فریاد؛ چرا که هر سخنی، اگر که با توپ و مسلسل روبرو شود، آبستن فریادی خواهد شد فقط کمی رساتر شدن برای نالههایش لازم است. الحق که امروز، صدای دانشجو به مدد سرشت پاک جوانان امروزی و زبان برّایی که هیچ احدی را یارای قد علمکردن در برابرش نیست، وضوح دارد و نه یکی، که چندین رسانه برای خود اختصاص داده است.
حال که زمانه، زمانه این صداست، دور و تسلسل دانشجویان در فضای دانشگاه، جمعیت آن را در جامعه به اوج نیز رسانیده و این جامعه، به صدای دانشجو تبدیل شده است.
از این رو بر دانشجوست که مگذارد، صدایش بلرزد و تسلسل دانشگاه، صدای آنها را قطع کرده و به زیرزمینها و کافینتها پناه ببرد. دانشجوی امروزی، رسالت آن را دارد که در کنار حراست از صدای خود، از جامعهای که در این انقلاب شیرین پیرو صدای او بوده مراقبت کرده و آن را در رویارویی با دام انگارههایی که با تفکر، رسالت و آرمانهای دانشجو جور نیستند، تنها مگذارد. اما شناسایی و حفظ این صدای گسسته و چندرشتهای، خود نکتهای است که باید دانشجو به خصوص بعد از فارغالتحصیلی به پیگیری آن بپردازد و بداند این صدایی که در دانشگاه سر داده، چه بوده است و قرار بود چه بشود؟
مبادا بعد از دانشگاه، این صدا رها شده و
به یک آواز دوران دانشجویی تبدیل شود! مبادا کسانی که نشریات دانشجویی میخوانند، نشریات دوران فراغت را به دست نگیرند. مبادا کسانی که در دانشگاه سیاسی میشوند، بعداً بگویند ما را با سیاست کاری نیست! مبادا دانشجویانی که به دنبال دانش هستند، کارفرمای دانش شوند و مبادا دانشجویان راز نخوانده، اسیر رمز شوند.
جنبش دانشجویی، ندای آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖋 محمد زینالی اُناری پژوهشگر علوم اجتماعی.
اگر از روز به توپ بستن مجلس که روز مهمی در جنبش مشروطه است، بگذریم، روز به تفنگبستن دانشگاه هم روزی تأثیرگذار در برانگیختن انقلاب اسلامی بود که آن را میراثدار هویت و حرکت دانشجو کرد. انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده صرف که حاصل راهپیمایی و یا حرکتهای مسلحانه و زیرزمینی باشد، نبود. این انقلاب، حاصل دگرگونی در اندیشه و تفکر نسلهایی بود که در سالهای متوالی دگرگونیهای جهانی و دگماتیسم حکومتی را در کنار هم می دیدند و این هویت ویژه دانشجو بود که این فضای تازه را دید و همین نگاه او، منجر به حرکتش شد .
حال این که، چگونه این هویت مورد توجه قرار گرفته و یا با آن برخورد شد، یک تحلیل کارآگاهی در حوزه سیاست بوده که به شناسایی عوامل انسانی و یا گروههای تأثیرگذار می پردازد . اما وقوع این پدیده، بیانگر این بود که در آن برهه، فضای تازهای که برای حرفزدن و خواستن به وجود آمد همانا فضای دانشگاه بود. دانشگاهی که در معرض تفنگ قرار گرفت اما پاسخ آن را نه با تفنگ و گلوله، بلکه با سخن منطق خود ارائه داد.
آری! پیدایش و تظلمخواهی هر فضای تازهای در ایران، ناشی از یک دگرگونی در دانش و یافتن جایی برای سخن گفتن است و صدالبته برآوردن فریاد؛ چرا که هر سخنی، اگر که با توپ و مسلسل روبرو شود، آبستن فریادی خواهد شد فقط کمی رساتر شدن برای نالههایش لازم است. الحق که امروز، صدای دانشجو به مدد سرشت پاک جوانان امروزی و زبان برّایی که هیچ احدی را یارای قد علمکردن در برابرش نیست، وضوح دارد و نه یکی، که چندین رسانه برای خود اختصاص داده است.
حال که زمانه، زمانه این صداست، دور و تسلسل دانشجویان در فضای دانشگاه، جمعیت آن را در جامعه به اوج نیز رسانیده و این جامعه، به صدای دانشجو تبدیل شده است.
از این رو بر دانشجوست که مگذارد، صدایش بلرزد و تسلسل دانشگاه، صدای آنها را قطع کرده و به زیرزمینها و کافینتها پناه ببرد. دانشجوی امروزی، رسالت آن را دارد که در کنار حراست از صدای خود، از جامعهای که در این انقلاب شیرین پیرو صدای او بوده مراقبت کرده و آن را در رویارویی با دام انگارههایی که با تفکر، رسالت و آرمانهای دانشجو جور نیستند، تنها مگذارد. اما شناسایی و حفظ این صدای گسسته و چندرشتهای، خود نکتهای است که باید دانشجو به خصوص بعد از فارغالتحصیلی به پیگیری آن بپردازد و بداند این صدایی که در دانشگاه سر داده، چه بوده است و قرار بود چه بشود؟
مبادا بعد از دانشگاه، این صدا رها شده و
به یک آواز دوران دانشجویی تبدیل شود! مبادا کسانی که نشریات دانشجویی میخوانند، نشریات دوران فراغت را به دست نگیرند. مبادا کسانی که در دانشگاه سیاسی میشوند، بعداً بگویند ما را با سیاست کاری نیست! مبادا دانشجویانی که به دنبال دانش هستند، کارفرمای دانش شوند و مبادا دانشجویان راز نخوانده، اسیر رمز شوند.
جنبش دانشجویی، ندای آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مواردی از فرهنگ سیاسی مردم ایران
📕برگرفته از کتاب : «فرهنگ سیاسی ایران»
✍ نوشته: دکتر محمود سریع القلم
🔷 مهمترین مشکل ما این است که شخصیت ما به شدت قضاوتی است. یعنی یک نفر را ده دقیقه میبینیم و دو ساعت درباره او صحبت میکنیم! یا یک پاراگراف درباره یک کشور میخوانیم و درباره تمام مسائل آن کشور قضاوت میکنیم!. ما دهها یا صدها متخصص آمریکا شناسی در کشور داریم!! که درباره تمام مسائل آمریکا اظهارنظر میکنند! ولی یک بار هم از کشور خارج نشدهاند!.
🔷 بسیار علاقه مندیم دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج مجبور به اطاعت کنیم. همه از ما باید اطاعت کنند و فردیت و خواسته های دیگران بسیار کم اهمیت است. ریشه های این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخی اند.
🔷 عمده نگاه ما به افراد دیگر ابزاری است و علی رغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد. آنچه در مورد انسان ها به زبان می آوریم غالبا حالت نظری، انتزاعی و پشت تریبونی دارد.
🔷 بسیاری از ما ایرانیان تفاوت های فکری یکدیگر را نمی پذیریم و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم داریم. در نهان و ناخودآگاه اکثریت خود تمایلی عجیبی داریم که همه مردم یک نوع فکر کرده و یکسان عمل کنند. در واقع ما با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل داریم. تمایل به یکسانسازی مانع یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری میشود. جهان ما جهان تفاوت هاست، بهگونهای که یک بانک در 80 کشور فعالیت کرده و همه تفاوتهای فرهنگی آنها را می پذیرد. ما با تنوع مشکل داریم که این ویژگی به تاریخ انباشته شده استبدادی در کشور ما بازمیگردد.
🔷 در فرهنگ ما به خاطر احساس ناامنی، علاقه وافری برای انطباق با افکار موجود وجود دارد. افراد در درون خود یک نظام فکری دارند ولی آنچه بروز میدهد حالت دیگری است! چقدر افرادی را سراغ دارید که با همه دولتها کار کردهاند؟ چون هر دولتی میآید آنها تفکر خود را تغییر میدهند. شما اگر با یک ژاپنی سه ساعت صحبت کنید به نظام فکری و جهانبینی او پی میبرید، اما در ایران هر چه بیشتر با افراد معاشرت میکنید، بیشتر گیج میشوید که نظام فکری فرد چیست؟ بعضاً افراد در روز چندین بار نظام فکری خود را تغییر میدهند این مشخصه، ضدتوسعه است.
🔷 اغلب با نقد و انتقاد -که استوانه های فرهنگ و تمدن سازی هستند- بسیار مشکل داریم. برای کسانی که سئوال نمی کنند و فکری ندارند و با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت می ورزند، جایگاه ویژه ای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت می بریم و نه ابواب بلکه دروازه ها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها می گشاییم. این سنت های فرهنگ سیاسی قرن هاست که در این کشور ریشه دارد.
🔷 یادگیری از تجربیات دیگران برای ما سیار مشکل است. اگر چنین کنیم حس برتری خود را ازدست می دهیم. از این رو دائما اشتباه می کنیم و دوره گذار از اشتباهات تکراری ما بیش از دوقرن طول کشیده است دوره ای که درمالزی یک دهه بیشتر نبود. نتیجه اینکه نمی توانیم سیستم به پا کنیم و آن را نقد واصلاح نماییم. از سعی و خطا کردن های دایمی که برتری ما را جلا بخشد و به حذف دیگران منجر گردد لذت می بریم. عجله ای نداریم. منابع کشور، آینده، زمان، کرامت انسانی و باورها اصالتا برای سخنرانی است. نه عمل!
🔷 غالبا" در گفتگو و مباحثه در مقابل استدلال و منطق طرف مقابل، قدرت و اقتدار خویش را به رخ میکشیم. من دوستی اقتصاددان دارم که به من میگفت وقتی به ایران میآیم و با مدیران ایرانی صحبت میکنم آنها از منظر اقتدار با من صحبت میکنند و من براساس آمار، من با استدلال و علم، دانش و تجربه بشری صحبت میکنم.انها با حالت دستوری و اقتدارگرایانه! شخص مقابل میگوید: چون من این پست و سمت را دارم پس من درست میگویم! اگر کسی از منظر اقتدار و پست و مقام به موضوعی نگاه کند، مذاکره، گفتوگو و رسیدن به یک نتیجه برد برد با دیگران به مشکل بر می خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕برگرفته از کتاب : «فرهنگ سیاسی ایران»
✍ نوشته: دکتر محمود سریع القلم
🔷 مهمترین مشکل ما این است که شخصیت ما به شدت قضاوتی است. یعنی یک نفر را ده دقیقه میبینیم و دو ساعت درباره او صحبت میکنیم! یا یک پاراگراف درباره یک کشور میخوانیم و درباره تمام مسائل آن کشور قضاوت میکنیم!. ما دهها یا صدها متخصص آمریکا شناسی در کشور داریم!! که درباره تمام مسائل آمریکا اظهارنظر میکنند! ولی یک بار هم از کشور خارج نشدهاند!.
🔷 بسیار علاقه مندیم دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج مجبور به اطاعت کنیم. همه از ما باید اطاعت کنند و فردیت و خواسته های دیگران بسیار کم اهمیت است. ریشه های این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخی اند.
🔷 عمده نگاه ما به افراد دیگر ابزاری است و علی رغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد. آنچه در مورد انسان ها به زبان می آوریم غالبا حالت نظری، انتزاعی و پشت تریبونی دارد.
🔷 بسیاری از ما ایرانیان تفاوت های فکری یکدیگر را نمی پذیریم و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم داریم. در نهان و ناخودآگاه اکثریت خود تمایلی عجیبی داریم که همه مردم یک نوع فکر کرده و یکسان عمل کنند. در واقع ما با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل داریم. تمایل به یکسانسازی مانع یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری میشود. جهان ما جهان تفاوت هاست، بهگونهای که یک بانک در 80 کشور فعالیت کرده و همه تفاوتهای فرهنگی آنها را می پذیرد. ما با تنوع مشکل داریم که این ویژگی به تاریخ انباشته شده استبدادی در کشور ما بازمیگردد.
🔷 در فرهنگ ما به خاطر احساس ناامنی، علاقه وافری برای انطباق با افکار موجود وجود دارد. افراد در درون خود یک نظام فکری دارند ولی آنچه بروز میدهد حالت دیگری است! چقدر افرادی را سراغ دارید که با همه دولتها کار کردهاند؟ چون هر دولتی میآید آنها تفکر خود را تغییر میدهند. شما اگر با یک ژاپنی سه ساعت صحبت کنید به نظام فکری و جهانبینی او پی میبرید، اما در ایران هر چه بیشتر با افراد معاشرت میکنید، بیشتر گیج میشوید که نظام فکری فرد چیست؟ بعضاً افراد در روز چندین بار نظام فکری خود را تغییر میدهند این مشخصه، ضدتوسعه است.
🔷 اغلب با نقد و انتقاد -که استوانه های فرهنگ و تمدن سازی هستند- بسیار مشکل داریم. برای کسانی که سئوال نمی کنند و فکری ندارند و با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت می ورزند، جایگاه ویژه ای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت می بریم و نه ابواب بلکه دروازه ها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها می گشاییم. این سنت های فرهنگ سیاسی قرن هاست که در این کشور ریشه دارد.
🔷 یادگیری از تجربیات دیگران برای ما سیار مشکل است. اگر چنین کنیم حس برتری خود را ازدست می دهیم. از این رو دائما اشتباه می کنیم و دوره گذار از اشتباهات تکراری ما بیش از دوقرن طول کشیده است دوره ای که درمالزی یک دهه بیشتر نبود. نتیجه اینکه نمی توانیم سیستم به پا کنیم و آن را نقد واصلاح نماییم. از سعی و خطا کردن های دایمی که برتری ما را جلا بخشد و به حذف دیگران منجر گردد لذت می بریم. عجله ای نداریم. منابع کشور، آینده، زمان، کرامت انسانی و باورها اصالتا برای سخنرانی است. نه عمل!
🔷 غالبا" در گفتگو و مباحثه در مقابل استدلال و منطق طرف مقابل، قدرت و اقتدار خویش را به رخ میکشیم. من دوستی اقتصاددان دارم که به من میگفت وقتی به ایران میآیم و با مدیران ایرانی صحبت میکنم آنها از منظر اقتدار با من صحبت میکنند و من براساس آمار، من با استدلال و علم، دانش و تجربه بشری صحبت میکنم.انها با حالت دستوری و اقتدارگرایانه! شخص مقابل میگوید: چون من این پست و سمت را دارم پس من درست میگویم! اگر کسی از منظر اقتدار و پست و مقام به موضوعی نگاه کند، مذاکره، گفتوگو و رسیدن به یک نتیجه برد برد با دیگران به مشکل بر می خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📚تفاوت "تفکر توسعه نیافته" و "تفکرتوسعه یافته" در چیست؟
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕چرا مُراقبِ آنچه می گوییم نیستیم؟ سی علّت
✍️ دکتر محمود سریع القلم
1-چون کتاب نمی خوانیم؛
2-چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی ما نیست؛
3-چون نظام آموزشی ما بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛
4-چون تربیتِ خانوادگی ما بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛
5-چون نیاموخته ایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛
6-چون وقتی به پول می رسیم احساسِ قدرت می کنیم؛
7-چون وقتی به قدرت می رسیم احساسِ برتری می کنیم؛
8-چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال می کنیم: پول و شهرت؛
9-چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی ما غلبه دارد؛
10-چون اصلِ نگاه ما به انسانهای دیگر ابزاری است؛
11-چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیره منتظره می رسند؛
12-چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پی آمد ندارد؛
13-چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبه گر غلبۀ نود درصدی دارند؛
14-چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛
15چون افراد، جوگیر می شوند؛
16-چون تعدادِFollower به مراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
17-چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی ما کیست؛
18-چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛
19-چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است؛
20-چون بی ثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛
21-چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛
22-چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛
23-چون گروه های مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کرده اند؛
24-چون روان شناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛
25-چون زرنگی های دمِ دست مهم تر از میراثِ شخصیتی است؛
26-چون تصور می کنیم دیگران متوجه نیات ما نمی شوند؛
27-چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛
28-چون زندگی امری جدی نیست؛
29-چون به دوامِ واژه های منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛
30-چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمی توانند بنویسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمود سریع القلم
1-چون کتاب نمی خوانیم؛
2-چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی ما نیست؛
3-چون نظام آموزشی ما بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛
4-چون تربیتِ خانوادگی ما بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛
5-چون نیاموخته ایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛
6-چون وقتی به پول می رسیم احساسِ قدرت می کنیم؛
7-چون وقتی به قدرت می رسیم احساسِ برتری می کنیم؛
8-چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال می کنیم: پول و شهرت؛
9-چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی ما غلبه دارد؛
10-چون اصلِ نگاه ما به انسانهای دیگر ابزاری است؛
11-چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیره منتظره می رسند؛
12-چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پی آمد ندارد؛
13-چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبه گر غلبۀ نود درصدی دارند؛
14-چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛
15چون افراد، جوگیر می شوند؛
16-چون تعدادِFollower به مراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
17-چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی ما کیست؛
18-چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛
19-چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است؛
20-چون بی ثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛
21-چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛
22-چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛
23-چون گروه های مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کرده اند؛
24-چون روان شناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛
25-چون زرنگی های دمِ دست مهم تر از میراثِ شخصیتی است؛
26-چون تصور می کنیم دیگران متوجه نیات ما نمی شوند؛
27-چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛
28-چون زندگی امری جدی نیست؛
29-چون به دوامِ واژه های منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛
30-چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمی توانند بنویسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📚سی آفت در روش فکر کردن:
🔺۱-نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛
🔺۲-اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛
🔺۳-اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛
🔺۴-اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛
🔺۵- اختلاف،در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛
🔺۶-اختلاف فکری به عنوان یک “حق انسانی” محسوب نمی شود؛
🔺۷-اختلاف فکری به عنوان یک “امر طبیعی” محسوب نمی شود؛
🔺۸-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛
🔺۹-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۰-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۱-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛
🔺۱۲-افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛
🔺۱۳-این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛
🔺۱۴-مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛
🔺۱۵-مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛
🔺۱۶-وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛
🔺۱۷-کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛
🔺۱۸-کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛
🔺۱۹-کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛
🔺۲۰-کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛
🔺۲۱-کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛
🔺۲۲-کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛
🔺۲۳-کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛
🔺۲۴-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛
🔺۲۵-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛
🔺۲۶-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛
🔺۲۷-فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛
🔺۲۸-نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛
🔺۲۹-فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛
🔺۳۰-تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند. /دکتر سریع القلم
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺۱-نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛
🔺۲-اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛
🔺۳-اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛
🔺۴-اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛
🔺۵- اختلاف،در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛
🔺۶-اختلاف فکری به عنوان یک “حق انسانی” محسوب نمی شود؛
🔺۷-اختلاف فکری به عنوان یک “امر طبیعی” محسوب نمی شود؛
🔺۸-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛
🔺۹-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۰-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۱-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛
🔺۱۲-افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛
🔺۱۳-این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛
🔺۱۴-مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛
🔺۱۵-مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛
🔺۱۶-وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛
🔺۱۷-کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛
🔺۱۸-کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛
🔺۱۹-کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛
🔺۲۰-کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛
🔺۲۱-کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛
🔺۲۲-کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛
🔺۲۳-کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛
🔺۲۴-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛
🔺۲۵-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛
🔺۲۶-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛
🔺۲۷-فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛
🔺۲۸-نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛
🔺۲۹-فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛
🔺۳۰-تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند. /دکتر سریع القلم
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔹 علیرضا عابدین (روان شناس) در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستانهای کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستانهای کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، به عنوان نماینده فرهنگ جمعگرا و آلمان، به عنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته است.
🔸او به این منظور تمامی داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است.
🔍 نتایج این پژوهش نشان می دهد
♻️نیازهای «پیروی » و اطاعت در ایران
♻️ «پیشرفت » در آلمان
♻️ و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.
🖇 نیاز به «پیروی » و اطاعت به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.
🔹 نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد.
در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن » و همچنین نیاز به «ارائه و بیان » در چین قراردارند.
🔸به طور خلاصه میتوان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند.
🔹بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور میکنند.
🔸این در حالی است که بروز نیازها در آلمان درست وارونه چین است.
در آلمان نیاز به «پیشرفت »، «بازی» و «شناخت » که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی » ظهور می کند.
▪️ بنابراین کودک ایرانی میآموزد طلبکننده و گیرنده (مصرف کننده و تنبل) باشد.
▫️ کودک چینی اما میآموزد دهنده و بخشنده
(تولیدکننده و کارگر) باشد
▪️ در حالی که کودک آلمانی اساسا چیزی طلب نمیکند ( استقلال طلب) است.
🔹بر این پایه میتوان نتیجه گرفت کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سربه زیر باشد
▪️ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند.
▫️نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد.
▪️ ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد.
⭕️ او به یک نقطه و هدف چشم می دوزد و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص می کوشد و در نهایت هم موفق است.
🔹 پ.ن: هر چیزی که الان هستیم ، به خاطر آموزشی است که در دوران ابتدایی دیدیم ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸او به این منظور تمامی داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است.
🔍 نتایج این پژوهش نشان می دهد
♻️نیازهای «پیروی » و اطاعت در ایران
♻️ «پیشرفت » در آلمان
♻️ و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.
🖇 نیاز به «پیروی » و اطاعت به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.
🔹 نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد.
در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن » و همچنین نیاز به «ارائه و بیان » در چین قراردارند.
🔸به طور خلاصه میتوان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند.
🔹بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور میکنند.
🔸این در حالی است که بروز نیازها در آلمان درست وارونه چین است.
در آلمان نیاز به «پیشرفت »، «بازی» و «شناخت » که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی » ظهور می کند.
▪️ بنابراین کودک ایرانی میآموزد طلبکننده و گیرنده (مصرف کننده و تنبل) باشد.
▫️ کودک چینی اما میآموزد دهنده و بخشنده
(تولیدکننده و کارگر) باشد
▪️ در حالی که کودک آلمانی اساسا چیزی طلب نمیکند ( استقلال طلب) است.
🔹بر این پایه میتوان نتیجه گرفت کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سربه زیر باشد
▪️ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند.
▫️نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد.
▪️ ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد.
⭕️ او به یک نقطه و هدف چشم می دوزد و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص می کوشد و در نهایت هم موفق است.
🔹 پ.ن: هر چیزی که الان هستیم ، به خاطر آموزشی است که در دوران ابتدایی دیدیم ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
📘در این کشور کسی دنبال حل مسأله نیست!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ سیلابهای فروردین نودوهشت که چندین استان کشور را در بر گرفت، بزرگی پدیده به حدّی بود که «هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها» با صدور حکم رئیسجمهور برای بیست نفر از اساتید دانشگاههای کشور به منظور بررسی همهجانبه پدیده سیلاب تشکیل شد.
✅ هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها گزارش خود را در اسفند 1398 در هفده جلد و 7600 صفحه به رئیسجمهور ارائه کرد. رئیسجمهور نیز چند ماه بعد طی احکامی برای 14 تن از وزرا، معاونین رئیسجمهور و رؤسای سازمانهای دولتی، اقدامات اصلاحی برای بهبود مدیریت کشور در برابر سیلاب را ابلاغ کرد.
✅ چند روز است که سیلاب چند استان و بالاخص شهرهایی در خوزستان را در بر گرفته است. من چند روز است انتظار میکشم تا ببینم آیا رسانه صدا و سیمای کشور یک برنامه تخصصی اجرا میکند که در آن بگویند بالاخره در این کشور که هفت هزار صفحه درباره سیلاب، توسط بیست نفر استاد دانشگاه و قریب 700 نفر همکارشان «گزارش ملی سیلابها» نوشته شده، مشکل کشور برای تابآوری در برابر سیل چیست.
✅ چند روز است منتظرم که نمایندگان شهرهای سیلزده در رسانه بگویند بالاخره 700 نفر متخصص و کارشناس که گزارش ملی سیلابها نوشتند، پیشنهاداتشان چه بود که ما در مجلس دنبال کنیم و وضعیت تابآوری در برابر سیلاب را افزایش دهیم.
✅ چند روز است منتظرم که رسانههای مکتوب ما آیا سراغی از اعضای هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها میگیرند و با چهار نفر از آنها مصاحبه کنند تا برای مردم توضیح بدهند بالاخره در این کشور چه مشکلی هست که هر سال سیلاب کلی خسارت میزند.
✅ کسی انگار دنبال حل مسأله نیست، همه متهم کردن، مقصر یافتن یا به قول دوستی، یافتن قاتل بروس لی را دوست دارند. وقتی میشود بر مصیبت مردم سیلزده گریه و مویه کرد، خود را طرفدار مردم جلوه داد، از خود رفع مسئولیت کرد و دیگران را مقصر جلوه داد، دنبال حل مسأله بودن چه معنایی دارد؟ چرا باید کسی به خودش زحمت بدهد و چند هزار یا چند صد صفحه بخواند تا بتواند علل ساختاری تابآوری اندک در برابر سیلاب را بررسی کند.
⭕️ ادای دلسوز بودن را درآوردن فعلاً بیشتر خریدار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ سیلابهای فروردین نودوهشت که چندین استان کشور را در بر گرفت، بزرگی پدیده به حدّی بود که «هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها» با صدور حکم رئیسجمهور برای بیست نفر از اساتید دانشگاههای کشور به منظور بررسی همهجانبه پدیده سیلاب تشکیل شد.
✅ هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها گزارش خود را در اسفند 1398 در هفده جلد و 7600 صفحه به رئیسجمهور ارائه کرد. رئیسجمهور نیز چند ماه بعد طی احکامی برای 14 تن از وزرا، معاونین رئیسجمهور و رؤسای سازمانهای دولتی، اقدامات اصلاحی برای بهبود مدیریت کشور در برابر سیلاب را ابلاغ کرد.
✅ چند روز است که سیلاب چند استان و بالاخص شهرهایی در خوزستان را در بر گرفته است. من چند روز است انتظار میکشم تا ببینم آیا رسانه صدا و سیمای کشور یک برنامه تخصصی اجرا میکند که در آن بگویند بالاخره در این کشور که هفت هزار صفحه درباره سیلاب، توسط بیست نفر استاد دانشگاه و قریب 700 نفر همکارشان «گزارش ملی سیلابها» نوشته شده، مشکل کشور برای تابآوری در برابر سیل چیست.
✅ چند روز است منتظرم که نمایندگان شهرهای سیلزده در رسانه بگویند بالاخره 700 نفر متخصص و کارشناس که گزارش ملی سیلابها نوشتند، پیشنهاداتشان چه بود که ما در مجلس دنبال کنیم و وضعیت تابآوری در برابر سیلاب را افزایش دهیم.
✅ چند روز است منتظرم که رسانههای مکتوب ما آیا سراغی از اعضای هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها میگیرند و با چهار نفر از آنها مصاحبه کنند تا برای مردم توضیح بدهند بالاخره در این کشور چه مشکلی هست که هر سال سیلاب کلی خسارت میزند.
✅ کسی انگار دنبال حل مسأله نیست، همه متهم کردن، مقصر یافتن یا به قول دوستی، یافتن قاتل بروس لی را دوست دارند. وقتی میشود بر مصیبت مردم سیلزده گریه و مویه کرد، خود را طرفدار مردم جلوه داد، از خود رفع مسئولیت کرد و دیگران را مقصر جلوه داد، دنبال حل مسأله بودن چه معنایی دارد؟ چرا باید کسی به خودش زحمت بدهد و چند هزار یا چند صد صفحه بخواند تا بتواند علل ساختاری تابآوری اندک در برابر سیلاب را بررسی کند.
⭕️ ادای دلسوز بودن را درآوردن فعلاً بیشتر خریدار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰وظایف اصلی حکومت:
📘حکومت های یک وظیفه بدیع و اولیه دارند. تمامی حکومت ها یک وظیفه بدیع و اولیه دارند، اون هم حل مسایل مردم است، یعنی حکومت تشکیل میشه برای اینکه مسایل مردم را حل کند، مردم میخواهند در پرتو اون حکومت راحت تر زندگی بکنند، آسایش و آرامش ، هر دو را داشته باشند، یعنی اگر شما بهترین نظامهای دنیا را ایجاد کنی، اما نتوانی دل مردم را تسخیر بکنی، اعتماد آنها را بدست بیاوری، و کار آمدی درستی داشته باشی، در اون قسمت هم دچار مشکل میشی، یعنی کم کم مردم با خودشان فکر میکنند،اگر این نظام واقعا مسولین شان رو راست و درست هستند ، چرا نمی توانند زندگی ما را سامان دهند؟ بر اساسا آسیب شناسی که ما انجام دادیم، در یکی از چیزی اساسی که بایستی تغییر کند، ورود سیاست در همه حوزه ها است، ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📘حکومت های یک وظیفه بدیع و اولیه دارند. تمامی حکومت ها یک وظیفه بدیع و اولیه دارند، اون هم حل مسایل مردم است، یعنی حکومت تشکیل میشه برای اینکه مسایل مردم را حل کند، مردم میخواهند در پرتو اون حکومت راحت تر زندگی بکنند، آسایش و آرامش ، هر دو را داشته باشند، یعنی اگر شما بهترین نظامهای دنیا را ایجاد کنی، اما نتوانی دل مردم را تسخیر بکنی، اعتماد آنها را بدست بیاوری، و کار آمدی درستی داشته باشی، در اون قسمت هم دچار مشکل میشی، یعنی کم کم مردم با خودشان فکر میکنند،اگر این نظام واقعا مسولین شان رو راست و درست هستند ، چرا نمی توانند زندگی ما را سامان دهند؟ بر اساسا آسیب شناسی که ما انجام دادیم، در یکی از چیزی اساسی که بایستی تغییر کند، ورود سیاست در همه حوزه ها است، ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢بخشی از توضیحات دکتر باقری مقدم استادیار مرکز تحقیقات سیاستِ علمی کشور در مناظره پیرامون شکاف بین نهاد علم با نهاد سیاست، در برنامه تلویزیونی "زاویه" در شبکه ۴ سیما.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰نلسون ماندلا، رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی همواره به دنبال رفع تبعیض نژاد در این کشور بود و توانست با تکیه بر توان رهبری فوق العاده خود با تکیه بر اخلاق و منش والای انسانی به یکی از چهرههای ماندگار در دنیا تبدیل شود.
🔴 سی ویژگی نلسون ماندلا
✍🏻 محمود سریع القلم
۱- شصت و هفت سال برای مبارزه با نژادپرستی آفریقای جنوبی تلاش کرد؛
۲- بیست وهفت سال زندانی کشید. هجده سال آن را در زندانی با ابعاد: ۲/۷۰ * ۲/۱۰ متر؛
۳- معتقد بود نفرت، مانع فکر کردن منطقی می شود؛
۴- پس از آزادی از زندان، از مردم خواست از سفیدپوستان انتقام نگیرند و آنها را ببخشند؛
۵- فراتر از استدلال، از طریق احترام به انسانها، به دستاوردهای بزرگی دست یافت؛
۶- از زندان، به صورت مکاتبه ای، لیسانس حقوق خود را از دانشگاه لندن گرفت؛
۷- به مردم گفت: اگر می خواهید با مخالف به صلح برسید باید با او کار کنید و با او شریک شوید؛
۸- معتقد بود سخت تر از تغییر جامعه، تغییر خود است؛
۹- در پی شوکت فردی نبود (Self- glory)؛
۱۰- ایرادها و اشتباهات خود را مخفی نمیکرد؛
۱۱- کنترل عمیقی بر احساسات و رفتار خود داشت؛
۱۲- در مراسم تحلیف ریاست جمهوری، از زندان بان خود (Christo Brand) به عنوان مهمان ویژه دعوت کرد؛
۱۳- وقتی رئیس جمهور بود، از قاضی که (Percy Yutar) او را به اعدام محکوم کرده بود برای شام دعوت کرد؛
۱۴- معتقد بود تا فقر از میان نرود، آزادی بدست نمی آید؛
۱۵- توان قابل توجهی در اجماع سازی میان نیروهای مختلف سیاسی را داشت؛
۱۶- بر تدوین قانون اساسی آفریقای جنوبی، دقیق نظارت کرد: سندی که تحسین جهانیان را به همراه داشت؛
۱۷- می گفت بهترین روش شناخت یک کشور، شناخت وضعیت زندانهای آنست؛
۱۸- همیشه در حال یادگیری بود؛
۱۹- هر که او را ملاقات کرد گفت: ماندلا با دقت و علاقه گوش می کند؛
۲۰- هر چه از او تمنا کردند، کاندید دورۀ دوم ریاست جمهوری نشد. فقط پنج سال رئیس جمهور بود؛
۲۱- نام بیوگرافی خود را گذاشت: راه طولانی آزادی؛
۲۲- به طور واقعی و پایدار، متواضع و ازخود گذشته بود(Selfless) ؛
۲۳- ذاتا با پرنسیب بود؛ دیگران احساس حیله گری از جانب او نمی کردند؛
۲۴- قدرت و لذتِ از قدرت بسیاری از رهبران آفریقایی را آلوده کرد. ماندلا فراتر از همۀ آنها عمل کرد و چهرۀ ماندگار تاریخ شد؛
۲۵- معتقد بود آموزش، مؤثرترین روش تغییر جهان است؛
۲۶- مظهرِ بهره برداری از سَمبُل ها بود: شمارۀ زندان خود را به عنوان ابتکارعملی در مبارزه با بیماریها در آفریقا گذاشت (۴۶۶۶۴ Initiative)؛
۲۷- از ۲۵۰ دانشگاه و مؤسسه، جایزۀ صلح و دکترای افتخاری گرفت؛
۲۸- به خاطر محبوبیتِ جهانی، سازمان ملل، ۱۸ جولای هر سال (روز تولد او) را به عنوان روز بین المللی نلسون ماندلا ثبت نمود؛
۲۹- هم انسانِ شریفی بود و هم سیاستمدار بود؛
۳۰- می گفت: مرا با موفقیت هایم نسنجید بلکه با تعداد دفعاتی که سقوط کردم و مجدداً برخاستم ارزیابی کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 سی ویژگی نلسون ماندلا
✍🏻 محمود سریع القلم
۱- شصت و هفت سال برای مبارزه با نژادپرستی آفریقای جنوبی تلاش کرد؛
۲- بیست وهفت سال زندانی کشید. هجده سال آن را در زندانی با ابعاد: ۲/۷۰ * ۲/۱۰ متر؛
۳- معتقد بود نفرت، مانع فکر کردن منطقی می شود؛
۴- پس از آزادی از زندان، از مردم خواست از سفیدپوستان انتقام نگیرند و آنها را ببخشند؛
۵- فراتر از استدلال، از طریق احترام به انسانها، به دستاوردهای بزرگی دست یافت؛
۶- از زندان، به صورت مکاتبه ای، لیسانس حقوق خود را از دانشگاه لندن گرفت؛
۷- به مردم گفت: اگر می خواهید با مخالف به صلح برسید باید با او کار کنید و با او شریک شوید؛
۸- معتقد بود سخت تر از تغییر جامعه، تغییر خود است؛
۹- در پی شوکت فردی نبود (Self- glory)؛
۱۰- ایرادها و اشتباهات خود را مخفی نمیکرد؛
۱۱- کنترل عمیقی بر احساسات و رفتار خود داشت؛
۱۲- در مراسم تحلیف ریاست جمهوری، از زندان بان خود (Christo Brand) به عنوان مهمان ویژه دعوت کرد؛
۱۳- وقتی رئیس جمهور بود، از قاضی که (Percy Yutar) او را به اعدام محکوم کرده بود برای شام دعوت کرد؛
۱۴- معتقد بود تا فقر از میان نرود، آزادی بدست نمی آید؛
۱۵- توان قابل توجهی در اجماع سازی میان نیروهای مختلف سیاسی را داشت؛
۱۶- بر تدوین قانون اساسی آفریقای جنوبی، دقیق نظارت کرد: سندی که تحسین جهانیان را به همراه داشت؛
۱۷- می گفت بهترین روش شناخت یک کشور، شناخت وضعیت زندانهای آنست؛
۱۸- همیشه در حال یادگیری بود؛
۱۹- هر که او را ملاقات کرد گفت: ماندلا با دقت و علاقه گوش می کند؛
۲۰- هر چه از او تمنا کردند، کاندید دورۀ دوم ریاست جمهوری نشد. فقط پنج سال رئیس جمهور بود؛
۲۱- نام بیوگرافی خود را گذاشت: راه طولانی آزادی؛
۲۲- به طور واقعی و پایدار، متواضع و ازخود گذشته بود(Selfless) ؛
۲۳- ذاتا با پرنسیب بود؛ دیگران احساس حیله گری از جانب او نمی کردند؛
۲۴- قدرت و لذتِ از قدرت بسیاری از رهبران آفریقایی را آلوده کرد. ماندلا فراتر از همۀ آنها عمل کرد و چهرۀ ماندگار تاریخ شد؛
۲۵- معتقد بود آموزش، مؤثرترین روش تغییر جهان است؛
۲۶- مظهرِ بهره برداری از سَمبُل ها بود: شمارۀ زندان خود را به عنوان ابتکارعملی در مبارزه با بیماریها در آفریقا گذاشت (۴۶۶۶۴ Initiative)؛
۲۷- از ۲۵۰ دانشگاه و مؤسسه، جایزۀ صلح و دکترای افتخاری گرفت؛
۲۸- به خاطر محبوبیتِ جهانی، سازمان ملل، ۱۸ جولای هر سال (روز تولد او) را به عنوان روز بین المللی نلسون ماندلا ثبت نمود؛
۲۹- هم انسانِ شریفی بود و هم سیاستمدار بود؛
۳۰- می گفت: مرا با موفقیت هایم نسنجید بلکه با تعداد دفعاتی که سقوط کردم و مجدداً برخاستم ارزیابی کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from utubebot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایران ، آزمایشگاه نخبگان ضد توسعه است، دکتر محسن رنانی
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰رمز توسعه و پیشرفت سنگاپور
ایشان یکی از مدیران موفق سنگاپور است که در دوران زندگی شخصی خود، تبدیل شدن سنگاپور از یک کشور فقیر جهان سومی به یک کشور ثروتمند توسعه یافته را به چشم دیده است! او در این کلیپ مهم، فرمول سرّی و محرمانه پیشرفت سنگاپور را به رایگان در اختیار همگان قرار می دهد! باید هر طور شده به دست تک تک مسئولان و نمایندگان مجلس ما برسانید تا خوب متوجه شوند برخورد با مفسد اقتصادی، چگونه و از کجا باید شروع شود! این پنج دقیقه اندازه ۵۰ سال درس جامعه شناسی و مردم داری و اقتصاد ارزشمند و آموزنده است!.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
ایشان یکی از مدیران موفق سنگاپور است که در دوران زندگی شخصی خود، تبدیل شدن سنگاپور از یک کشور فقیر جهان سومی به یک کشور ثروتمند توسعه یافته را به چشم دیده است! او در این کلیپ مهم، فرمول سرّی و محرمانه پیشرفت سنگاپور را به رایگان در اختیار همگان قرار می دهد! باید هر طور شده به دست تک تک مسئولان و نمایندگان مجلس ما برسانید تا خوب متوجه شوند برخورد با مفسد اقتصادی، چگونه و از کجا باید شروع شود! این پنج دقیقه اندازه ۵۰ سال درس جامعه شناسی و مردم داری و اقتصاد ارزشمند و آموزنده است!.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🔰نبض سلامت جامعه، ضربان قلب پرستار
🌺هفته پرستار مبارک باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺هفته پرستار مبارک باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕🌺هفته پرستار را خدمت فرشتگان زمینی تبریک عرض میکنم.
🔰از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است.
🔰 از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است.
🔰از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است.
🔰از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است.
🔰از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است.
🔰و بالاخره از پرستار پرسیدم پرستار کیست؟ گفت:
💐 نمیشه گفت پرستاری یه شغله، پرستاری را باید زندگی کرد. 💐
🧿تقدیم به همه پزشکان و پرستاران و تمام کادر نازنین نظام سلامت کشور.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است.
🔰 از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است.
🔰از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است.
🔰از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است.
🔰از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است.
🔰و بالاخره از پرستار پرسیدم پرستار کیست؟ گفت:
💐 نمیشه گفت پرستاری یه شغله، پرستاری را باید زندگی کرد. 💐
🧿تقدیم به همه پزشکان و پرستاران و تمام کادر نازنین نظام سلامت کشور.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers