✅دولت پاسخگو، چگونه دولتی است؟
✅ متخصصان و عالمان سیاست، پاسخگویی اربابان قدرت را یکی از مولفههای بنیادین نظامهای دموکراتیک معرفی میکنند؛ یعنی حاکمان و تصمیمگیران عرصهی قدرت در این گونه نظامات، خود را مسئول اقدامات و پاسخگوی تصمیمات خود میدانند. "پاسخگو بودن" دقیقا به معنای مسئول بودن در قبال نتایج و عواقب سیاستها، تصمیمات و اقدامات است. از این رو اگر تصمیمات و یا سیاستهایی برای جامعه، تنگنا، رنج و محنت تولید کرد، صاحبان قدرت و تصمیمگیران، حق ندارند روشِ فرافکنی پیشه کنند و شکست و ناکامی خود را بر دوش دیگران بیندازند و یا دست آخر، به نیتِ خیرخواهانهی خود ارجاع دهند. بار مسئولیت نتایج و عواقب اقدامات و تصمیمهای سیاسی صرفا بر دوش صاحبان قدرت است. میزان پاسخگویی، دقیقا منطبق است با سلسله مراتب قدرت؛ یعنی هر شخص به میزان قدرت و اختیاری که دارد، به همان میزان باید پاسخگو باشد.
✅اربابان قدرت که خود را برتر از جامعه میدانند و یا مشروعیتشان را نه از مردم که از سوی آسمان میپندارند، چرا باید پاسخگوی رفتار خود باشند؟ درست مثل این میماند که پدر برای رفتار خود دسیانواده به فرزند خردسالاش توضیحی نمیدهد. زیرا خود را واجد عقل و انگیزهی خیرخواهانهی کافی میداند و به نظرش میرسد که میتواند مصلحت فرزندش را بهتر از خود او تشخیص دهد و بلکه حق دارد علیرغم میل او رفتار کند.
✅ نظام سیاسی اگر خود را نه وکیل و یا مستخدم جامعه که پدر جامعه بداند، بنیادا تن به پاسخگویی نمیدهد. چنین حاکمانی اساسا جامعه را برای پاسخگویی، ذیحق تلقی نمیکنند. سروران، هیچگاه به بندههای خود و سلطان، هیچگاه به رعیت خود، توضیح نمیدهد و دلیل نمیآورد. او هیچگاه پوزش نمیخواهد و نیازی ندارد رفتارش را موجه نماید.
✅پیش فرض اساسی یک ساختار سیاسی پاسخگو این است که:
اولا، رضایت، ارزیابی و پذیرش مردم، اعتبار دارد و باید به آن توجه کامل کرد.
ثانیا، شجاعت پذیرش شکست و ناکارآمدی خود را داشته باشد.
ثالثا، درون خود از نوعی فرهنگ "شرم" برخوردار باشد.
✅ برای آن که دولت، پاسخگو باشد ابتدا باید زمینهها و ضرورتهای پاسخگویی را در خود نهادینه کرده باشد. پاسخگویی، یک ویژگی ساختاری است و نه یک فضیلت اخلاقی؛ به این معنا که، دولت پاسخگو، الزاما دولت اخلاقی نیست. به سخن دیگر، اگر دولتی پاسخگو است، چون مجبور است که پاسخگو باشد؛ از این رو هیچ دولتی با توصیه ی اخلاقی و پند و اندرز حکیمانه پاسخگو نخواهد شد.
✅پاسخگویی، خصلت اخلاقی حاکمان نیست بلکه ویژگی ساختاری است که در نهاد سیاست تعبیه شده است. نظامات دموکراتیک، ضمانت پاسخگویی مقام های دولتی در مورد رفتارشان را به نحو ساختاری تعبیه میکنند؛ بنابر این "شهروندان باید راههایی در اختیار داشته باشند که با استفاده از آنها، مقامهای دولتی را در برابر اعمال و تصمیمهای خود پاسخگو کنند." (دایرهالمعارف دموکراسی- ۴۲۲).
✅ هیچ دولتی با توصیهی اخلاقی پاسخگو نخواهد شد. پاسخگویی دولت، ویژگی ساختاری است. اگر تضمین ساختاری برای پاسخگو بودن قدرت در درون ساختار سیاسی تعبیه نشده باشد، حاکمان تن به پاسخگویی نمیدهند.
✅ عناصر و مولفههایی که برای پاسخگو شدن دولت به نحو ساختاری لازم است:
۱. مطبوعات آزاد
۲. سیستم سالم رای گیری و ساختار نمایندگی قوی و مستقل
۳. تفکیک قوا به صورت عمیق و نه ظاهری (عدم تداخل وظایف ارکان یک سیستم)
۴. سیستم کارآمد و مستقل قضاوت و دادگستری
۵. نفوذ قانونی رضایت و یا عدم رضایت شهروندان در فرایند تصمیم سازی و سیاستها
✍️علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ متخصصان و عالمان سیاست، پاسخگویی اربابان قدرت را یکی از مولفههای بنیادین نظامهای دموکراتیک معرفی میکنند؛ یعنی حاکمان و تصمیمگیران عرصهی قدرت در این گونه نظامات، خود را مسئول اقدامات و پاسخگوی تصمیمات خود میدانند. "پاسخگو بودن" دقیقا به معنای مسئول بودن در قبال نتایج و عواقب سیاستها، تصمیمات و اقدامات است. از این رو اگر تصمیمات و یا سیاستهایی برای جامعه، تنگنا، رنج و محنت تولید کرد، صاحبان قدرت و تصمیمگیران، حق ندارند روشِ فرافکنی پیشه کنند و شکست و ناکامی خود را بر دوش دیگران بیندازند و یا دست آخر، به نیتِ خیرخواهانهی خود ارجاع دهند. بار مسئولیت نتایج و عواقب اقدامات و تصمیمهای سیاسی صرفا بر دوش صاحبان قدرت است. میزان پاسخگویی، دقیقا منطبق است با سلسله مراتب قدرت؛ یعنی هر شخص به میزان قدرت و اختیاری که دارد، به همان میزان باید پاسخگو باشد.
✅اربابان قدرت که خود را برتر از جامعه میدانند و یا مشروعیتشان را نه از مردم که از سوی آسمان میپندارند، چرا باید پاسخگوی رفتار خود باشند؟ درست مثل این میماند که پدر برای رفتار خود دسیانواده به فرزند خردسالاش توضیحی نمیدهد. زیرا خود را واجد عقل و انگیزهی خیرخواهانهی کافی میداند و به نظرش میرسد که میتواند مصلحت فرزندش را بهتر از خود او تشخیص دهد و بلکه حق دارد علیرغم میل او رفتار کند.
✅ نظام سیاسی اگر خود را نه وکیل و یا مستخدم جامعه که پدر جامعه بداند، بنیادا تن به پاسخگویی نمیدهد. چنین حاکمانی اساسا جامعه را برای پاسخگویی، ذیحق تلقی نمیکنند. سروران، هیچگاه به بندههای خود و سلطان، هیچگاه به رعیت خود، توضیح نمیدهد و دلیل نمیآورد. او هیچگاه پوزش نمیخواهد و نیازی ندارد رفتارش را موجه نماید.
✅پیش فرض اساسی یک ساختار سیاسی پاسخگو این است که:
اولا، رضایت، ارزیابی و پذیرش مردم، اعتبار دارد و باید به آن توجه کامل کرد.
ثانیا، شجاعت پذیرش شکست و ناکارآمدی خود را داشته باشد.
ثالثا، درون خود از نوعی فرهنگ "شرم" برخوردار باشد.
✅ برای آن که دولت، پاسخگو باشد ابتدا باید زمینهها و ضرورتهای پاسخگویی را در خود نهادینه کرده باشد. پاسخگویی، یک ویژگی ساختاری است و نه یک فضیلت اخلاقی؛ به این معنا که، دولت پاسخگو، الزاما دولت اخلاقی نیست. به سخن دیگر، اگر دولتی پاسخگو است، چون مجبور است که پاسخگو باشد؛ از این رو هیچ دولتی با توصیه ی اخلاقی و پند و اندرز حکیمانه پاسخگو نخواهد شد.
✅پاسخگویی، خصلت اخلاقی حاکمان نیست بلکه ویژگی ساختاری است که در نهاد سیاست تعبیه شده است. نظامات دموکراتیک، ضمانت پاسخگویی مقام های دولتی در مورد رفتارشان را به نحو ساختاری تعبیه میکنند؛ بنابر این "شهروندان باید راههایی در اختیار داشته باشند که با استفاده از آنها، مقامهای دولتی را در برابر اعمال و تصمیمهای خود پاسخگو کنند." (دایرهالمعارف دموکراسی- ۴۲۲).
✅ هیچ دولتی با توصیهی اخلاقی پاسخگو نخواهد شد. پاسخگویی دولت، ویژگی ساختاری است. اگر تضمین ساختاری برای پاسخگو بودن قدرت در درون ساختار سیاسی تعبیه نشده باشد، حاکمان تن به پاسخگویی نمیدهند.
✅ عناصر و مولفههایی که برای پاسخگو شدن دولت به نحو ساختاری لازم است:
۱. مطبوعات آزاد
۲. سیستم سالم رای گیری و ساختار نمایندگی قوی و مستقل
۳. تفکیک قوا به صورت عمیق و نه ظاهری (عدم تداخل وظایف ارکان یک سیستم)
۴. سیستم کارآمد و مستقل قضاوت و دادگستری
۵. نفوذ قانونی رضایت و یا عدم رضایت شهروندان در فرایند تصمیم سازی و سیاستها
✍️علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰تحریم یعنی چه؟!
✍یداله کریمیپور؛ متخصص ژئوپلتیک و استاد دانشگاه(با افزودن مقدمه)
🔰تحریم یا سانکشِن (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی(مجری تحریم)، علیه یک یا چند کشور دیگر (هدف تحریم)، به منظور مجازات این کشورها، با اهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مورد نظر خود می باشد.
🔰اصولا جنگ و تحريم نكبت هستند، باعث تلف شدن جان و مال انسانها میشوند، باعث ويراني، پسرفت، فقر و فلاكت کشور مي شوند. لذا هر كشور که دچار جنگ و تحريم شود حاکمانشان سعي مي كنند در كمترين مدت با حداقل خسارت از اين مرحله گذر نمايد و تلاش میکنند. این نکبت ها حتی بصورت مقطعي نیز گريبانگير كشورشان نشود. اما وقتي برخی ها بگويند جنگ و تحريم نعمت است، حتما هميشه بدنبال اين نعمت ها خواهند رفت. از این منظر است که تحریم و جنگ برای توده ایرانی مصیبت ولی برای عده ایی محدود نعمت است.
🔰تحریم کار را از پدر، نشاط را از مادر، تغذیه را از نوزاد، شوق حیات را از مادربزرگ، دارو را از بیمار، امید را از کارآفرین و فرصت یک ازدواج ساده را از جوانان میرباید. درندهای است وحشی که ضعیف ترها را اول میدرد.
🔰امروزه برخی از مسئولین اغلب به قصد کاهش اثرات روانیِ بازگشت تحریمها بر افکار عمومی داخلی، بر بیاثر بودن یا تأثیر اندک تحریمهای تازه بر اقتصاد ایران تأکید میکنند و برخی از آنها معافیت چند کشور از اجرای تحریمها را علامت ناکامی و شکست آمریکا از اعمال تحریم ها می دانند. قاعدتاً بازگشت تحریمها در کنار تأثیرات واقعی و عینی، تأثیرات ذهنی و روانی عمیقی با خود به همراه دارد؛ اما به نظرم راه خنثی کردن تأثیرات روانی، انکار و یا بیاهمیت شمردن اثرات واقعی آنها نیست.در این گونه موارد، چارهای جز رویارو شدن با واقعیت نیست. واقعیت هم صرفا ذهنی و روانی نیست. بالخره تحریمها سر میرسند و واقعیت خود را عریان میکنند و اگر راه چارهای برای آنها اندیشیده نشده باشد؛ اقتصاد را به ویرانی و مردم را به فلاکت میکشانند.
🔰محمد الساده وزیر نفت قطر در کنفرانس خبری گفته است:
دیگر نفتی درمیدان مشترک پارس جنوبی (بزرگترین میدان گازی جهان -مشترک بین ایران و قطر) نمانده است و ما(قطری ها) در ۱۸ سال منتهی به ۲۰۱۸، بیش از ۹۰۰ برابر (۹۰۰۰۰درصد) ایرانی ها از منطقه مشترک مان، با فنآوری دوستانآمریکایی، نفت برداشت کرده ایم. فلذا دیگر نفتی در آن جا نمانده است؛ تنها گاز باقی است.
🔰به عبارت بهتر در سوی قطری پارس جنوبی ۹۰۰ تَن دارند با ۹۰۰ نی پیشرفته از لیوان مشترک می نوشند و در سوی دیگر آن یعنی ایران، فقط یک تن نفس نفس زنان با یک نی فرسوده دارد از آن بالا می کشد.
🔰در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها، از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دریافت که اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف چیزی در حدود 25.5 درصد بوده و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است. که اغلب آثار زیان بار آنها تا ده سال ادامه پیدا می کند .
🔰خرم وزیر راه و ترابری دولت هشتم، میزان خسارت ایران از تحریم ها را بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یا به قیمت امروز ۱۲۰۰۰ تریلیون تومان که چندین برابر بودجه ۱۷۰۳ تریلیونی سال ۱۳۹۸ می باشد، برآورد کرده است هرچند به گمانم با در نظر گرفتن پیامدهای غیر مستقیم تحریم ها، میزان خسارت بسی بیشتر از رقم مذکور است.
🔰در مجموع رشداقتصادی ایران بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲، منفی برآورد می شود، چنین رشدی زمینه پسرفت ناپایدار و بلکه غیر قابل برگشت را مهیا خواهد ساخت. بطوری که عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی می گوید: من با ۶۴ سال پیشینه در امر تجارت،برای نخستین بار است که حدود ۲ ماه بیکارم. بهار سختی در پیش روی داریم. صادرات به طور کامل صفر خواهد شد.
🔰کاهش ۴۰ درصدی تولید خودرو و بیکاری؛رکود ژرف در معاملات مسکن کاهش دست کم ۳۰ درصدی تولید نفت و کاهش های بیشتر در آینده نزدیک؛کسری تند بودجه ۹۸ و استقراض از صندوقتوسعه ،کاهش دست کم ۶۰ درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری و ضعف تقاضا و قس علی هذا.
🔰این ها تنها ارقام نیستند، بلکه زندگی های برباد رفته میلیونها ایرانی است که چندین دهه گرفتار تحریم شده اند . پیامدهای اینان بسیار بیشتر از دزدی ها و اختلاس های کلان اعلام شده است.
🆔@Competentmanagers
✍یداله کریمیپور؛ متخصص ژئوپلتیک و استاد دانشگاه(با افزودن مقدمه)
🔰تحریم یا سانکشِن (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی(مجری تحریم)، علیه یک یا چند کشور دیگر (هدف تحریم)، به منظور مجازات این کشورها، با اهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مورد نظر خود می باشد.
🔰اصولا جنگ و تحريم نكبت هستند، باعث تلف شدن جان و مال انسانها میشوند، باعث ويراني، پسرفت، فقر و فلاكت کشور مي شوند. لذا هر كشور که دچار جنگ و تحريم شود حاکمانشان سعي مي كنند در كمترين مدت با حداقل خسارت از اين مرحله گذر نمايد و تلاش میکنند. این نکبت ها حتی بصورت مقطعي نیز گريبانگير كشورشان نشود. اما وقتي برخی ها بگويند جنگ و تحريم نعمت است، حتما هميشه بدنبال اين نعمت ها خواهند رفت. از این منظر است که تحریم و جنگ برای توده ایرانی مصیبت ولی برای عده ایی محدود نعمت است.
🔰تحریم کار را از پدر، نشاط را از مادر، تغذیه را از نوزاد، شوق حیات را از مادربزرگ، دارو را از بیمار، امید را از کارآفرین و فرصت یک ازدواج ساده را از جوانان میرباید. درندهای است وحشی که ضعیف ترها را اول میدرد.
🔰امروزه برخی از مسئولین اغلب به قصد کاهش اثرات روانیِ بازگشت تحریمها بر افکار عمومی داخلی، بر بیاثر بودن یا تأثیر اندک تحریمهای تازه بر اقتصاد ایران تأکید میکنند و برخی از آنها معافیت چند کشور از اجرای تحریمها را علامت ناکامی و شکست آمریکا از اعمال تحریم ها می دانند. قاعدتاً بازگشت تحریمها در کنار تأثیرات واقعی و عینی، تأثیرات ذهنی و روانی عمیقی با خود به همراه دارد؛ اما به نظرم راه خنثی کردن تأثیرات روانی، انکار و یا بیاهمیت شمردن اثرات واقعی آنها نیست.در این گونه موارد، چارهای جز رویارو شدن با واقعیت نیست. واقعیت هم صرفا ذهنی و روانی نیست. بالخره تحریمها سر میرسند و واقعیت خود را عریان میکنند و اگر راه چارهای برای آنها اندیشیده نشده باشد؛ اقتصاد را به ویرانی و مردم را به فلاکت میکشانند.
🔰محمد الساده وزیر نفت قطر در کنفرانس خبری گفته است:
دیگر نفتی درمیدان مشترک پارس جنوبی (بزرگترین میدان گازی جهان -مشترک بین ایران و قطر) نمانده است و ما(قطری ها) در ۱۸ سال منتهی به ۲۰۱۸، بیش از ۹۰۰ برابر (۹۰۰۰۰درصد) ایرانی ها از منطقه مشترک مان، با فنآوری دوستانآمریکایی، نفت برداشت کرده ایم. فلذا دیگر نفتی در آن جا نمانده است؛ تنها گاز باقی است.
🔰به عبارت بهتر در سوی قطری پارس جنوبی ۹۰۰ تَن دارند با ۹۰۰ نی پیشرفته از لیوان مشترک می نوشند و در سوی دیگر آن یعنی ایران، فقط یک تن نفس نفس زنان با یک نی فرسوده دارد از آن بالا می کشد.
🔰در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها، از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دریافت که اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف چیزی در حدود 25.5 درصد بوده و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است. که اغلب آثار زیان بار آنها تا ده سال ادامه پیدا می کند .
🔰خرم وزیر راه و ترابری دولت هشتم، میزان خسارت ایران از تحریم ها را بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یا به قیمت امروز ۱۲۰۰۰ تریلیون تومان که چندین برابر بودجه ۱۷۰۳ تریلیونی سال ۱۳۹۸ می باشد، برآورد کرده است هرچند به گمانم با در نظر گرفتن پیامدهای غیر مستقیم تحریم ها، میزان خسارت بسی بیشتر از رقم مذکور است.
🔰در مجموع رشداقتصادی ایران بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲، منفی برآورد می شود، چنین رشدی زمینه پسرفت ناپایدار و بلکه غیر قابل برگشت را مهیا خواهد ساخت. بطوری که عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی می گوید: من با ۶۴ سال پیشینه در امر تجارت،برای نخستین بار است که حدود ۲ ماه بیکارم. بهار سختی در پیش روی داریم. صادرات به طور کامل صفر خواهد شد.
🔰کاهش ۴۰ درصدی تولید خودرو و بیکاری؛رکود ژرف در معاملات مسکن کاهش دست کم ۳۰ درصدی تولید نفت و کاهش های بیشتر در آینده نزدیک؛کسری تند بودجه ۹۸ و استقراض از صندوقتوسعه ،کاهش دست کم ۶۰ درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری و ضعف تقاضا و قس علی هذا.
🔰این ها تنها ارقام نیستند، بلکه زندگی های برباد رفته میلیونها ایرانی است که چندین دهه گرفتار تحریم شده اند . پیامدهای اینان بسیار بیشتر از دزدی ها و اختلاس های کلان اعلام شده است.
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
✅ رمز ماندگاری روز دانشجو چیست؟
🖋 محمد زینالی اُناری پژوهشگر علوم اجتماعی.
اگر از روز به توپ بستن مجلس که روز مهمی در جنبش مشروطه است، بگذریم، روز به تفنگبستن دانشگاه هم روزی تأثیرگذار در برانگیختن انقلاب اسلامی بود که آن را میراثدار هویت و حرکت دانشجو کرد. انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده صرف که حاصل راهپیمایی و یا حرکتهای مسلحانه و زیرزمینی باشد، نبود. این انقلاب، حاصل دگرگونی در اندیشه و تفکر نسلهایی بود که در سالهای متوالی دگرگونیهای جهانی و دگماتیسم حکومتی را در کنار هم می دیدند و این هویت ویژه دانشجو بود که این فضای تازه را دید و همین نگاه او، منجر به حرکتش شد .
حال این که، چگونه این هویت مورد توجه قرار گرفته و یا با آن برخورد شد، یک تحلیل کارآگاهی در حوزه سیاست بوده که به شناسایی عوامل انسانی و یا گروههای تأثیرگذار می پردازد . اما وقوع این پدیده، بیانگر این بود که در آن برهه، فضای تازهای که برای حرفزدن و خواستن به وجود آمد همانا فضای دانشگاه بود. دانشگاهی که در معرض تفنگ قرار گرفت اما پاسخ آن را نه با تفنگ و گلوله، بلکه با سخن منطق خود ارائه داد.
آری! پیدایش و تظلمخواهی هر فضای تازهای در ایران، ناشی از یک دگرگونی در دانش و یافتن جایی برای سخن گفتن است و صدالبته برآوردن فریاد؛ چرا که هر سخنی، اگر که با توپ و مسلسل روبرو شود، آبستن فریادی خواهد شد فقط کمی رساتر شدن برای نالههایش لازم است. الحق که امروز، صدای دانشجو به مدد سرشت پاک جوانان امروزی و زبان برّایی که هیچ احدی را یارای قد علمکردن در برابرش نیست، وضوح دارد و نه یکی، که چندین رسانه برای خود اختصاص داده است.
حال که زمانه، زمانه این صداست، دور و تسلسل دانشجویان در فضای دانشگاه، جمعیت آن را در جامعه به اوج نیز رسانیده و این جامعه، به صدای دانشجو تبدیل شده است.
از این رو بر دانشجوست که مگذارد، صدایش بلرزد و تسلسل دانشگاه، صدای آنها را قطع کرده و به زیرزمینها و کافینتها پناه ببرد. دانشجوی امروزی، رسالت آن را دارد که در کنار حراست از صدای خود، از جامعهای که در این انقلاب شیرین پیرو صدای او بوده مراقبت کرده و آن را در رویارویی با دام انگارههایی که با تفکر، رسالت و آرمانهای دانشجو جور نیستند، تنها مگذارد. اما شناسایی و حفظ این صدای گسسته و چندرشتهای، خود نکتهای است که باید دانشجو به خصوص بعد از فارغالتحصیلی به پیگیری آن بپردازد و بداند این صدایی که در دانشگاه سر داده، چه بوده است و قرار بود چه بشود؟
مبادا بعد از دانشگاه، این صدا رها شده و
به یک آواز دوران دانشجویی تبدیل شود! مبادا کسانی که نشریات دانشجویی میخوانند، نشریات دوران فراغت را به دست نگیرند. مبادا کسانی که در دانشگاه سیاسی میشوند، بعداً بگویند ما را با سیاست کاری نیست! مبادا دانشجویانی که به دنبال دانش هستند، کارفرمای دانش شوند و مبادا دانشجویان راز نخوانده، اسیر رمز شوند.
جنبش دانشجویی، ندای آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖋 محمد زینالی اُناری پژوهشگر علوم اجتماعی.
اگر از روز به توپ بستن مجلس که روز مهمی در جنبش مشروطه است، بگذریم، روز به تفنگبستن دانشگاه هم روزی تأثیرگذار در برانگیختن انقلاب اسلامی بود که آن را میراثدار هویت و حرکت دانشجو کرد. انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده صرف که حاصل راهپیمایی و یا حرکتهای مسلحانه و زیرزمینی باشد، نبود. این انقلاب، حاصل دگرگونی در اندیشه و تفکر نسلهایی بود که در سالهای متوالی دگرگونیهای جهانی و دگماتیسم حکومتی را در کنار هم می دیدند و این هویت ویژه دانشجو بود که این فضای تازه را دید و همین نگاه او، منجر به حرکتش شد .
حال این که، چگونه این هویت مورد توجه قرار گرفته و یا با آن برخورد شد، یک تحلیل کارآگاهی در حوزه سیاست بوده که به شناسایی عوامل انسانی و یا گروههای تأثیرگذار می پردازد . اما وقوع این پدیده، بیانگر این بود که در آن برهه، فضای تازهای که برای حرفزدن و خواستن به وجود آمد همانا فضای دانشگاه بود. دانشگاهی که در معرض تفنگ قرار گرفت اما پاسخ آن را نه با تفنگ و گلوله، بلکه با سخن منطق خود ارائه داد.
آری! پیدایش و تظلمخواهی هر فضای تازهای در ایران، ناشی از یک دگرگونی در دانش و یافتن جایی برای سخن گفتن است و صدالبته برآوردن فریاد؛ چرا که هر سخنی، اگر که با توپ و مسلسل روبرو شود، آبستن فریادی خواهد شد فقط کمی رساتر شدن برای نالههایش لازم است. الحق که امروز، صدای دانشجو به مدد سرشت پاک جوانان امروزی و زبان برّایی که هیچ احدی را یارای قد علمکردن در برابرش نیست، وضوح دارد و نه یکی، که چندین رسانه برای خود اختصاص داده است.
حال که زمانه، زمانه این صداست، دور و تسلسل دانشجویان در فضای دانشگاه، جمعیت آن را در جامعه به اوج نیز رسانیده و این جامعه، به صدای دانشجو تبدیل شده است.
از این رو بر دانشجوست که مگذارد، صدایش بلرزد و تسلسل دانشگاه، صدای آنها را قطع کرده و به زیرزمینها و کافینتها پناه ببرد. دانشجوی امروزی، رسالت آن را دارد که در کنار حراست از صدای خود، از جامعهای که در این انقلاب شیرین پیرو صدای او بوده مراقبت کرده و آن را در رویارویی با دام انگارههایی که با تفکر، رسالت و آرمانهای دانشجو جور نیستند، تنها مگذارد. اما شناسایی و حفظ این صدای گسسته و چندرشتهای، خود نکتهای است که باید دانشجو به خصوص بعد از فارغالتحصیلی به پیگیری آن بپردازد و بداند این صدایی که در دانشگاه سر داده، چه بوده است و قرار بود چه بشود؟
مبادا بعد از دانشگاه، این صدا رها شده و
به یک آواز دوران دانشجویی تبدیل شود! مبادا کسانی که نشریات دانشجویی میخوانند، نشریات دوران فراغت را به دست نگیرند. مبادا کسانی که در دانشگاه سیاسی میشوند، بعداً بگویند ما را با سیاست کاری نیست! مبادا دانشجویانی که به دنبال دانش هستند، کارفرمای دانش شوند و مبادا دانشجویان راز نخوانده، اسیر رمز شوند.
جنبش دانشجویی، ندای آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مواردی از فرهنگ سیاسی مردم ایران
📕برگرفته از کتاب : «فرهنگ سیاسی ایران»
✍ نوشته: دکتر محمود سریع القلم
🔷 مهمترین مشکل ما این است که شخصیت ما به شدت قضاوتی است. یعنی یک نفر را ده دقیقه میبینیم و دو ساعت درباره او صحبت میکنیم! یا یک پاراگراف درباره یک کشور میخوانیم و درباره تمام مسائل آن کشور قضاوت میکنیم!. ما دهها یا صدها متخصص آمریکا شناسی در کشور داریم!! که درباره تمام مسائل آمریکا اظهارنظر میکنند! ولی یک بار هم از کشور خارج نشدهاند!.
🔷 بسیار علاقه مندیم دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج مجبور به اطاعت کنیم. همه از ما باید اطاعت کنند و فردیت و خواسته های دیگران بسیار کم اهمیت است. ریشه های این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخی اند.
🔷 عمده نگاه ما به افراد دیگر ابزاری است و علی رغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد. آنچه در مورد انسان ها به زبان می آوریم غالبا حالت نظری، انتزاعی و پشت تریبونی دارد.
🔷 بسیاری از ما ایرانیان تفاوت های فکری یکدیگر را نمی پذیریم و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم داریم. در نهان و ناخودآگاه اکثریت خود تمایلی عجیبی داریم که همه مردم یک نوع فکر کرده و یکسان عمل کنند. در واقع ما با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل داریم. تمایل به یکسانسازی مانع یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری میشود. جهان ما جهان تفاوت هاست، بهگونهای که یک بانک در 80 کشور فعالیت کرده و همه تفاوتهای فرهنگی آنها را می پذیرد. ما با تنوع مشکل داریم که این ویژگی به تاریخ انباشته شده استبدادی در کشور ما بازمیگردد.
🔷 در فرهنگ ما به خاطر احساس ناامنی، علاقه وافری برای انطباق با افکار موجود وجود دارد. افراد در درون خود یک نظام فکری دارند ولی آنچه بروز میدهد حالت دیگری است! چقدر افرادی را سراغ دارید که با همه دولتها کار کردهاند؟ چون هر دولتی میآید آنها تفکر خود را تغییر میدهند. شما اگر با یک ژاپنی سه ساعت صحبت کنید به نظام فکری و جهانبینی او پی میبرید، اما در ایران هر چه بیشتر با افراد معاشرت میکنید، بیشتر گیج میشوید که نظام فکری فرد چیست؟ بعضاً افراد در روز چندین بار نظام فکری خود را تغییر میدهند این مشخصه، ضدتوسعه است.
🔷 اغلب با نقد و انتقاد -که استوانه های فرهنگ و تمدن سازی هستند- بسیار مشکل داریم. برای کسانی که سئوال نمی کنند و فکری ندارند و با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت می ورزند، جایگاه ویژه ای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت می بریم و نه ابواب بلکه دروازه ها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها می گشاییم. این سنت های فرهنگ سیاسی قرن هاست که در این کشور ریشه دارد.
🔷 یادگیری از تجربیات دیگران برای ما سیار مشکل است. اگر چنین کنیم حس برتری خود را ازدست می دهیم. از این رو دائما اشتباه می کنیم و دوره گذار از اشتباهات تکراری ما بیش از دوقرن طول کشیده است دوره ای که درمالزی یک دهه بیشتر نبود. نتیجه اینکه نمی توانیم سیستم به پا کنیم و آن را نقد واصلاح نماییم. از سعی و خطا کردن های دایمی که برتری ما را جلا بخشد و به حذف دیگران منجر گردد لذت می بریم. عجله ای نداریم. منابع کشور، آینده، زمان، کرامت انسانی و باورها اصالتا برای سخنرانی است. نه عمل!
🔷 غالبا" در گفتگو و مباحثه در مقابل استدلال و منطق طرف مقابل، قدرت و اقتدار خویش را به رخ میکشیم. من دوستی اقتصاددان دارم که به من میگفت وقتی به ایران میآیم و با مدیران ایرانی صحبت میکنم آنها از منظر اقتدار با من صحبت میکنند و من براساس آمار، من با استدلال و علم، دانش و تجربه بشری صحبت میکنم.انها با حالت دستوری و اقتدارگرایانه! شخص مقابل میگوید: چون من این پست و سمت را دارم پس من درست میگویم! اگر کسی از منظر اقتدار و پست و مقام به موضوعی نگاه کند، مذاکره، گفتوگو و رسیدن به یک نتیجه برد برد با دیگران به مشکل بر می خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕برگرفته از کتاب : «فرهنگ سیاسی ایران»
✍ نوشته: دکتر محمود سریع القلم
🔷 مهمترین مشکل ما این است که شخصیت ما به شدت قضاوتی است. یعنی یک نفر را ده دقیقه میبینیم و دو ساعت درباره او صحبت میکنیم! یا یک پاراگراف درباره یک کشور میخوانیم و درباره تمام مسائل آن کشور قضاوت میکنیم!. ما دهها یا صدها متخصص آمریکا شناسی در کشور داریم!! که درباره تمام مسائل آمریکا اظهارنظر میکنند! ولی یک بار هم از کشور خارج نشدهاند!.
🔷 بسیار علاقه مندیم دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج مجبور به اطاعت کنیم. همه از ما باید اطاعت کنند و فردیت و خواسته های دیگران بسیار کم اهمیت است. ریشه های این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخی اند.
🔷 عمده نگاه ما به افراد دیگر ابزاری است و علی رغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد. آنچه در مورد انسان ها به زبان می آوریم غالبا حالت نظری، انتزاعی و پشت تریبونی دارد.
🔷 بسیاری از ما ایرانیان تفاوت های فکری یکدیگر را نمی پذیریم و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم داریم. در نهان و ناخودآگاه اکثریت خود تمایلی عجیبی داریم که همه مردم یک نوع فکر کرده و یکسان عمل کنند. در واقع ما با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل داریم. تمایل به یکسانسازی مانع یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری میشود. جهان ما جهان تفاوت هاست، بهگونهای که یک بانک در 80 کشور فعالیت کرده و همه تفاوتهای فرهنگی آنها را می پذیرد. ما با تنوع مشکل داریم که این ویژگی به تاریخ انباشته شده استبدادی در کشور ما بازمیگردد.
🔷 در فرهنگ ما به خاطر احساس ناامنی، علاقه وافری برای انطباق با افکار موجود وجود دارد. افراد در درون خود یک نظام فکری دارند ولی آنچه بروز میدهد حالت دیگری است! چقدر افرادی را سراغ دارید که با همه دولتها کار کردهاند؟ چون هر دولتی میآید آنها تفکر خود را تغییر میدهند. شما اگر با یک ژاپنی سه ساعت صحبت کنید به نظام فکری و جهانبینی او پی میبرید، اما در ایران هر چه بیشتر با افراد معاشرت میکنید، بیشتر گیج میشوید که نظام فکری فرد چیست؟ بعضاً افراد در روز چندین بار نظام فکری خود را تغییر میدهند این مشخصه، ضدتوسعه است.
🔷 اغلب با نقد و انتقاد -که استوانه های فرهنگ و تمدن سازی هستند- بسیار مشکل داریم. برای کسانی که سئوال نمی کنند و فکری ندارند و با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت می ورزند، جایگاه ویژه ای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت می بریم و نه ابواب بلکه دروازه ها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها می گشاییم. این سنت های فرهنگ سیاسی قرن هاست که در این کشور ریشه دارد.
🔷 یادگیری از تجربیات دیگران برای ما سیار مشکل است. اگر چنین کنیم حس برتری خود را ازدست می دهیم. از این رو دائما اشتباه می کنیم و دوره گذار از اشتباهات تکراری ما بیش از دوقرن طول کشیده است دوره ای که درمالزی یک دهه بیشتر نبود. نتیجه اینکه نمی توانیم سیستم به پا کنیم و آن را نقد واصلاح نماییم. از سعی و خطا کردن های دایمی که برتری ما را جلا بخشد و به حذف دیگران منجر گردد لذت می بریم. عجله ای نداریم. منابع کشور، آینده، زمان، کرامت انسانی و باورها اصالتا برای سخنرانی است. نه عمل!
🔷 غالبا" در گفتگو و مباحثه در مقابل استدلال و منطق طرف مقابل، قدرت و اقتدار خویش را به رخ میکشیم. من دوستی اقتصاددان دارم که به من میگفت وقتی به ایران میآیم و با مدیران ایرانی صحبت میکنم آنها از منظر اقتدار با من صحبت میکنند و من براساس آمار، من با استدلال و علم، دانش و تجربه بشری صحبت میکنم.انها با حالت دستوری و اقتدارگرایانه! شخص مقابل میگوید: چون من این پست و سمت را دارم پس من درست میگویم! اگر کسی از منظر اقتدار و پست و مقام به موضوعی نگاه کند، مذاکره، گفتوگو و رسیدن به یک نتیجه برد برد با دیگران به مشکل بر می خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📚تفاوت "تفکر توسعه نیافته" و "تفکرتوسعه یافته" در چیست؟
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕چرا مُراقبِ آنچه می گوییم نیستیم؟ سی علّت
✍️ دکتر محمود سریع القلم
1-چون کتاب نمی خوانیم؛
2-چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی ما نیست؛
3-چون نظام آموزشی ما بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛
4-چون تربیتِ خانوادگی ما بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛
5-چون نیاموخته ایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛
6-چون وقتی به پول می رسیم احساسِ قدرت می کنیم؛
7-چون وقتی به قدرت می رسیم احساسِ برتری می کنیم؛
8-چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال می کنیم: پول و شهرت؛
9-چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی ما غلبه دارد؛
10-چون اصلِ نگاه ما به انسانهای دیگر ابزاری است؛
11-چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیره منتظره می رسند؛
12-چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پی آمد ندارد؛
13-چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبه گر غلبۀ نود درصدی دارند؛
14-چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛
15چون افراد، جوگیر می شوند؛
16-چون تعدادِFollower به مراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
17-چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی ما کیست؛
18-چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛
19-چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است؛
20-چون بی ثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛
21-چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛
22-چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛
23-چون گروه های مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کرده اند؛
24-چون روان شناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛
25-چون زرنگی های دمِ دست مهم تر از میراثِ شخصیتی است؛
26-چون تصور می کنیم دیگران متوجه نیات ما نمی شوند؛
27-چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛
28-چون زندگی امری جدی نیست؛
29-چون به دوامِ واژه های منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛
30-چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمی توانند بنویسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمود سریع القلم
1-چون کتاب نمی خوانیم؛
2-چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی ما نیست؛
3-چون نظام آموزشی ما بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛
4-چون تربیتِ خانوادگی ما بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛
5-چون نیاموخته ایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛
6-چون وقتی به پول می رسیم احساسِ قدرت می کنیم؛
7-چون وقتی به قدرت می رسیم احساسِ برتری می کنیم؛
8-چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال می کنیم: پول و شهرت؛
9-چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی ما غلبه دارد؛
10-چون اصلِ نگاه ما به انسانهای دیگر ابزاری است؛
11-چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیره منتظره می رسند؛
12-چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پی آمد ندارد؛
13-چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبه گر غلبۀ نود درصدی دارند؛
14-چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛
15چون افراد، جوگیر می شوند؛
16-چون تعدادِFollower به مراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
17-چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی ما کیست؛
18-چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛
19-چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است؛
20-چون بی ثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛
21-چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛
22-چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛
23-چون گروه های مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کرده اند؛
24-چون روان شناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛
25-چون زرنگی های دمِ دست مهم تر از میراثِ شخصیتی است؛
26-چون تصور می کنیم دیگران متوجه نیات ما نمی شوند؛
27-چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛
28-چون زندگی امری جدی نیست؛
29-چون به دوامِ واژه های منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛
30-چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمی توانند بنویسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📚سی آفت در روش فکر کردن:
🔺۱-نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛
🔺۲-اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛
🔺۳-اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛
🔺۴-اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛
🔺۵- اختلاف،در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛
🔺۶-اختلاف فکری به عنوان یک “حق انسانی” محسوب نمی شود؛
🔺۷-اختلاف فکری به عنوان یک “امر طبیعی” محسوب نمی شود؛
🔺۸-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛
🔺۹-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۰-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۱-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛
🔺۱۲-افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛
🔺۱۳-این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛
🔺۱۴-مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛
🔺۱۵-مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛
🔺۱۶-وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛
🔺۱۷-کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛
🔺۱۸-کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛
🔺۱۹-کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛
🔺۲۰-کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛
🔺۲۱-کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛
🔺۲۲-کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛
🔺۲۳-کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛
🔺۲۴-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛
🔺۲۵-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛
🔺۲۶-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛
🔺۲۷-فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛
🔺۲۸-نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛
🔺۲۹-فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛
🔺۳۰-تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند. /دکتر سریع القلم
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺۱-نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛
🔺۲-اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛
🔺۳-اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛
🔺۴-اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛
🔺۵- اختلاف،در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛
🔺۶-اختلاف فکری به عنوان یک “حق انسانی” محسوب نمی شود؛
🔺۷-اختلاف فکری به عنوان یک “امر طبیعی” محسوب نمی شود؛
🔺۸-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛
🔺۹-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۰-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
🔺۱۱-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛
🔺۱۲-افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛
🔺۱۳-این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛
🔺۱۴-مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛
🔺۱۵-مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛
🔺۱۶-وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛
🔺۱۷-کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛
🔺۱۸-کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛
🔺۱۹-کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛
🔺۲۰-کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛
🔺۲۱-کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛
🔺۲۲-کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛
🔺۲۳-کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛
🔺۲۴-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛
🔺۲۵-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛
🔺۲۶-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛
🔺۲۷-فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛
🔺۲۸-نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛
🔺۲۹-فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛
🔺۳۰-تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند. /دکتر سریع القلم
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔹 علیرضا عابدین (روان شناس) در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستانهای کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستانهای کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، به عنوان نماینده فرهنگ جمعگرا و آلمان، به عنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته است.
🔸او به این منظور تمامی داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است.
🔍 نتایج این پژوهش نشان می دهد
♻️نیازهای «پیروی » و اطاعت در ایران
♻️ «پیشرفت » در آلمان
♻️ و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.
🖇 نیاز به «پیروی » و اطاعت به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.
🔹 نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد.
در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن » و همچنین نیاز به «ارائه و بیان » در چین قراردارند.
🔸به طور خلاصه میتوان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند.
🔹بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور میکنند.
🔸این در حالی است که بروز نیازها در آلمان درست وارونه چین است.
در آلمان نیاز به «پیشرفت »، «بازی» و «شناخت » که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی » ظهور می کند.
▪️ بنابراین کودک ایرانی میآموزد طلبکننده و گیرنده (مصرف کننده و تنبل) باشد.
▫️ کودک چینی اما میآموزد دهنده و بخشنده
(تولیدکننده و کارگر) باشد
▪️ در حالی که کودک آلمانی اساسا چیزی طلب نمیکند ( استقلال طلب) است.
🔹بر این پایه میتوان نتیجه گرفت کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سربه زیر باشد
▪️ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند.
▫️نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد.
▪️ ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد.
⭕️ او به یک نقطه و هدف چشم می دوزد و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص می کوشد و در نهایت هم موفق است.
🔹 پ.ن: هر چیزی که الان هستیم ، به خاطر آموزشی است که در دوران ابتدایی دیدیم ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸او به این منظور تمامی داستانهای کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستانهای کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است.
🔍 نتایج این پژوهش نشان می دهد
♻️نیازهای «پیروی » و اطاعت در ایران
♻️ «پیشرفت » در آلمان
♻️ و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.
🖇 نیاز به «پیروی » و اطاعت به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.
🔹 نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمعگرای شرقی مطابقت دارد.
در مرتبههای بعدی نیاز «فهمیدن » و همچنین نیاز به «ارائه و بیان » در چین قراردارند.
🔸به طور خلاصه میتوان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند.
🔹بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا میکنند، نیازهای شخصیتر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور میکنند.
🔸این در حالی است که بروز نیازها در آلمان درست وارونه چین است.
در آلمان نیاز به «پیشرفت »، «بازی» و «شناخت » که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی » ظهور می کند.
▪️ بنابراین کودک ایرانی میآموزد طلبکننده و گیرنده (مصرف کننده و تنبل) باشد.
▫️ کودک چینی اما میآموزد دهنده و بخشنده
(تولیدکننده و کارگر) باشد
▪️ در حالی که کودک آلمانی اساسا چیزی طلب نمیکند ( استقلال طلب) است.
🔹بر این پایه میتوان نتیجه گرفت کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد میگیرد که مطیع و سربه زیر باشد
▪️ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه میکند.
▫️نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایرهوار دارد.
▪️ ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد.
⭕️ او به یک نقطه و هدف چشم می دوزد و تنها برای رسیدن به آن در یک خط سیر مشخص می کوشد و در نهایت هم موفق است.
🔹 پ.ن: هر چیزی که الان هستیم ، به خاطر آموزشی است که در دوران ابتدایی دیدیم ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
📘در این کشور کسی دنبال حل مسأله نیست!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ سیلابهای فروردین نودوهشت که چندین استان کشور را در بر گرفت، بزرگی پدیده به حدّی بود که «هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها» با صدور حکم رئیسجمهور برای بیست نفر از اساتید دانشگاههای کشور به منظور بررسی همهجانبه پدیده سیلاب تشکیل شد.
✅ هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها گزارش خود را در اسفند 1398 در هفده جلد و 7600 صفحه به رئیسجمهور ارائه کرد. رئیسجمهور نیز چند ماه بعد طی احکامی برای 14 تن از وزرا، معاونین رئیسجمهور و رؤسای سازمانهای دولتی، اقدامات اصلاحی برای بهبود مدیریت کشور در برابر سیلاب را ابلاغ کرد.
✅ چند روز است که سیلاب چند استان و بالاخص شهرهایی در خوزستان را در بر گرفته است. من چند روز است انتظار میکشم تا ببینم آیا رسانه صدا و سیمای کشور یک برنامه تخصصی اجرا میکند که در آن بگویند بالاخره در این کشور که هفت هزار صفحه درباره سیلاب، توسط بیست نفر استاد دانشگاه و قریب 700 نفر همکارشان «گزارش ملی سیلابها» نوشته شده، مشکل کشور برای تابآوری در برابر سیل چیست.
✅ چند روز است منتظرم که نمایندگان شهرهای سیلزده در رسانه بگویند بالاخره 700 نفر متخصص و کارشناس که گزارش ملی سیلابها نوشتند، پیشنهاداتشان چه بود که ما در مجلس دنبال کنیم و وضعیت تابآوری در برابر سیلاب را افزایش دهیم.
✅ چند روز است منتظرم که رسانههای مکتوب ما آیا سراغی از اعضای هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها میگیرند و با چهار نفر از آنها مصاحبه کنند تا برای مردم توضیح بدهند بالاخره در این کشور چه مشکلی هست که هر سال سیلاب کلی خسارت میزند.
✅ کسی انگار دنبال حل مسأله نیست، همه متهم کردن، مقصر یافتن یا به قول دوستی، یافتن قاتل بروس لی را دوست دارند. وقتی میشود بر مصیبت مردم سیلزده گریه و مویه کرد، خود را طرفدار مردم جلوه داد، از خود رفع مسئولیت کرد و دیگران را مقصر جلوه داد، دنبال حل مسأله بودن چه معنایی دارد؟ چرا باید کسی به خودش زحمت بدهد و چند هزار یا چند صد صفحه بخواند تا بتواند علل ساختاری تابآوری اندک در برابر سیلاب را بررسی کند.
⭕️ ادای دلسوز بودن را درآوردن فعلاً بیشتر خریدار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ سیلابهای فروردین نودوهشت که چندین استان کشور را در بر گرفت، بزرگی پدیده به حدّی بود که «هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها» با صدور حکم رئیسجمهور برای بیست نفر از اساتید دانشگاههای کشور به منظور بررسی همهجانبه پدیده سیلاب تشکیل شد.
✅ هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها گزارش خود را در اسفند 1398 در هفده جلد و 7600 صفحه به رئیسجمهور ارائه کرد. رئیسجمهور نیز چند ماه بعد طی احکامی برای 14 تن از وزرا، معاونین رئیسجمهور و رؤسای سازمانهای دولتی، اقدامات اصلاحی برای بهبود مدیریت کشور در برابر سیلاب را ابلاغ کرد.
✅ چند روز است که سیلاب چند استان و بالاخص شهرهایی در خوزستان را در بر گرفته است. من چند روز است انتظار میکشم تا ببینم آیا رسانه صدا و سیمای کشور یک برنامه تخصصی اجرا میکند که در آن بگویند بالاخره در این کشور که هفت هزار صفحه درباره سیلاب، توسط بیست نفر استاد دانشگاه و قریب 700 نفر همکارشان «گزارش ملی سیلابها» نوشته شده، مشکل کشور برای تابآوری در برابر سیل چیست.
✅ چند روز است منتظرم که نمایندگان شهرهای سیلزده در رسانه بگویند بالاخره 700 نفر متخصص و کارشناس که گزارش ملی سیلابها نوشتند، پیشنهاداتشان چه بود که ما در مجلس دنبال کنیم و وضعیت تابآوری در برابر سیلاب را افزایش دهیم.
✅ چند روز است منتظرم که رسانههای مکتوب ما آیا سراغی از اعضای هیئت ویژه گزارش ملی سیلابها میگیرند و با چهار نفر از آنها مصاحبه کنند تا برای مردم توضیح بدهند بالاخره در این کشور چه مشکلی هست که هر سال سیلاب کلی خسارت میزند.
✅ کسی انگار دنبال حل مسأله نیست، همه متهم کردن، مقصر یافتن یا به قول دوستی، یافتن قاتل بروس لی را دوست دارند. وقتی میشود بر مصیبت مردم سیلزده گریه و مویه کرد، خود را طرفدار مردم جلوه داد، از خود رفع مسئولیت کرد و دیگران را مقصر جلوه داد، دنبال حل مسأله بودن چه معنایی دارد؟ چرا باید کسی به خودش زحمت بدهد و چند هزار یا چند صد صفحه بخواند تا بتواند علل ساختاری تابآوری اندک در برابر سیلاب را بررسی کند.
⭕️ ادای دلسوز بودن را درآوردن فعلاً بیشتر خریدار دارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰وظایف اصلی حکومت:
📘حکومت های یک وظیفه بدیع و اولیه دارند. تمامی حکومت ها یک وظیفه بدیع و اولیه دارند، اون هم حل مسایل مردم است، یعنی حکومت تشکیل میشه برای اینکه مسایل مردم را حل کند، مردم میخواهند در پرتو اون حکومت راحت تر زندگی بکنند، آسایش و آرامش ، هر دو را داشته باشند، یعنی اگر شما بهترین نظامهای دنیا را ایجاد کنی، اما نتوانی دل مردم را تسخیر بکنی، اعتماد آنها را بدست بیاوری، و کار آمدی درستی داشته باشی، در اون قسمت هم دچار مشکل میشی، یعنی کم کم مردم با خودشان فکر میکنند،اگر این نظام واقعا مسولین شان رو راست و درست هستند ، چرا نمی توانند زندگی ما را سامان دهند؟ بر اساسا آسیب شناسی که ما انجام دادیم، در یکی از چیزی اساسی که بایستی تغییر کند، ورود سیاست در همه حوزه ها است، ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📘حکومت های یک وظیفه بدیع و اولیه دارند. تمامی حکومت ها یک وظیفه بدیع و اولیه دارند، اون هم حل مسایل مردم است، یعنی حکومت تشکیل میشه برای اینکه مسایل مردم را حل کند، مردم میخواهند در پرتو اون حکومت راحت تر زندگی بکنند، آسایش و آرامش ، هر دو را داشته باشند، یعنی اگر شما بهترین نظامهای دنیا را ایجاد کنی، اما نتوانی دل مردم را تسخیر بکنی، اعتماد آنها را بدست بیاوری، و کار آمدی درستی داشته باشی، در اون قسمت هم دچار مشکل میشی، یعنی کم کم مردم با خودشان فکر میکنند،اگر این نظام واقعا مسولین شان رو راست و درست هستند ، چرا نمی توانند زندگی ما را سامان دهند؟ بر اساسا آسیب شناسی که ما انجام دادیم، در یکی از چیزی اساسی که بایستی تغییر کند، ورود سیاست در همه حوزه ها است، ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers