(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
✅ یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی کشور این است که تا حالا نتوانسته ایم با جهان ارتباط مناسب ایجاد کنیم و بین المللی شویم .
🔷مسئله ما ناکارآمدی است و راهحل آن بینالمللیشدن است. سیستم، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بینالمللی قابل تحقق است.
🔷منظور از بینالمللی شدن چيست؟ سه اصل است: رقابت، كيفيت و استاندارد. تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بینالمللی شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارقالعادهاي كردهاند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كردهاند و هم ميتوانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كردهاند، همسایه شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كرة شمالي که انواع موشکی هسته ایی را در اختیار دارد همواره نگران باز شدن است چون تضادهاي دروني آن برملا ميشود و نظمي كه ايجاد كردهاند را متزلزل ميكند.
🔷 به منظور تعامل با نظام بین اللملل، در کشور چین دن شائو پینگ در سال ۱۹۸۰، دستور داد به نیم قرن صلح جهانی نیاز دارد تا مدام رشد و توسعه را تجربه کند. نتیجه این شد که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶ ، ۱٫۶ تریلیون دلار در این کشور سرمایهگذاری خارجی شد. ضمن اینکه به صورت آرام و بیصدا حدود ۲۳۳ میلیارد دلار سال گذشته برای قدرت نظامی خود هزینه کرد. چین در عین حال سومین صادرکننده اسلحه در جهان است.
🔰به طور کلی دو رابطه بسیار پیچیده در نظام بینالمللی وجود دارد ، یکی رابطۀ آمریکا با روسیه و دیگری رابطۀ آمریکا با چین.
🔷چینیها ٢٠ سال پیش تصمیم گرفتند به دلیل نیازشان به بازار و صنعت آمریکا ، اختلافات سیاسی خود با این کشور را مدیریت کنند تا با آمریکا وارد اصطکاک سیاسی نشوند و در این کار هم بسیار هنرمندانه عمل کردند تا جایی که امروز به عنوان اصلیترین رقیب آمریکا در صحنۀ اقتصاد بین الملل به حساب میآیند
🔷ویژگی مهمی که در فرهنگ چین وجود دارد این است که چینیها هرمی فکر میکنند.یعنی درست برخلاف ما که از نفی دیگران لذت میبریم و همکاری باهم برایمان بسیار سخت است آنها به خوبی با یکدیگر مشارکت میکنند.اکثر مردم چین به دولت خود اعتماد دارند و در مقابل دولت هم به دنبال کار مفید برای مردم است.علاقه مردم به وطن خود مهمترین عامل موفقیت چینیهاست
🔷سیاست فی نفسه ارزش ندارد.جایی اهمیت دارد که بتواند افزایش دهندۀ ثروت ملی برای کشور باشد و آنگاه که ثروت ملی افزایش پیدا کرد دولتها هم میتوانند به توسعه فرهنگ خود بپردازند و احترام بینالمللی کسب کنند. با افزایش ثروت ملی و کسب قدرت اقتصادی است که میتوان فرهنگ را صادر کرد و مردم سایر کشورها را برای یادگیری زبان و فرهنگ یک کشور قدرتمتد تشویق کرد.
🔷اندیشه سیاسی در ایران بر مبنای ضدیت با جهان تعریف شده است و متاسفانه ما هنوز جهان را تهدید قلمداد میکنیم تا فرصت، و دلیل عمده آن هم فقدان اعتماد به نفس است.چون اگر کسی اعتماد به نفس داشته باشد از تعامل هراسی نخواهد داشت.
🔷در سال های اخیر متأسفانه اقتصاد ایران بسته تر شده است. هرچه اقتصاد بسته تر باشد امکان این که ما بتوانیم با جهان بین الملل کار کنیم وجود نخواهد داشت. متأسفانه در ایران، تندروها نه برنامه ای برای کشور دارند، نه جامعه جهانی را می شناسند و نه منافع ملی را تشخیص می دهند و سعی دارند که همیشه کشور درجا بزند، و به سمت بسته شدن اقتصاد برود. اگر اقتصاد ایران یک اقتصاد بسته باشد، بهترین اقتصاد دانان دنیا را هم به ایران دعوت کنید، هیچ کاری نمی توانند انجام دهند. یعنی در یک اقتصاد بسته شما می توانید فقط یک دولت «بخور و نمیر» با حداقل معیشت داشته باشید.
🔷تولید ملی ما وقتی اقصادی خواهد شد که بازارهای گسترده صادراتی وجود داشته باشد برای آنکه تولید در مقیاس عظیم تر باشد، باید بازارهای بین المللی و منطقه را داشته باشیم. برای این کار باید قوانین بین الملی را بپذیریم و تعامل مناسب با جهان داشته باشیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷مسئله ما ناکارآمدی است و راهحل آن بینالمللیشدن است. سیستم، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بینالمللی قابل تحقق است.
🔷منظور از بینالمللی شدن چيست؟ سه اصل است: رقابت، كيفيت و استاندارد. تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بینالمللی شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارقالعادهاي كردهاند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كردهاند و هم ميتوانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كردهاند، همسایه شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كرة شمالي که انواع موشکی هسته ایی را در اختیار دارد همواره نگران باز شدن است چون تضادهاي دروني آن برملا ميشود و نظمي كه ايجاد كردهاند را متزلزل ميكند.
🔷 به منظور تعامل با نظام بین اللملل، در کشور چین دن شائو پینگ در سال ۱۹۸۰، دستور داد به نیم قرن صلح جهانی نیاز دارد تا مدام رشد و توسعه را تجربه کند. نتیجه این شد که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶ ، ۱٫۶ تریلیون دلار در این کشور سرمایهگذاری خارجی شد. ضمن اینکه به صورت آرام و بیصدا حدود ۲۳۳ میلیارد دلار سال گذشته برای قدرت نظامی خود هزینه کرد. چین در عین حال سومین صادرکننده اسلحه در جهان است.
🔰به طور کلی دو رابطه بسیار پیچیده در نظام بینالمللی وجود دارد ، یکی رابطۀ آمریکا با روسیه و دیگری رابطۀ آمریکا با چین.
🔷چینیها ٢٠ سال پیش تصمیم گرفتند به دلیل نیازشان به بازار و صنعت آمریکا ، اختلافات سیاسی خود با این کشور را مدیریت کنند تا با آمریکا وارد اصطکاک سیاسی نشوند و در این کار هم بسیار هنرمندانه عمل کردند تا جایی که امروز به عنوان اصلیترین رقیب آمریکا در صحنۀ اقتصاد بین الملل به حساب میآیند
🔷ویژگی مهمی که در فرهنگ چین وجود دارد این است که چینیها هرمی فکر میکنند.یعنی درست برخلاف ما که از نفی دیگران لذت میبریم و همکاری باهم برایمان بسیار سخت است آنها به خوبی با یکدیگر مشارکت میکنند.اکثر مردم چین به دولت خود اعتماد دارند و در مقابل دولت هم به دنبال کار مفید برای مردم است.علاقه مردم به وطن خود مهمترین عامل موفقیت چینیهاست
🔷سیاست فی نفسه ارزش ندارد.جایی اهمیت دارد که بتواند افزایش دهندۀ ثروت ملی برای کشور باشد و آنگاه که ثروت ملی افزایش پیدا کرد دولتها هم میتوانند به توسعه فرهنگ خود بپردازند و احترام بینالمللی کسب کنند. با افزایش ثروت ملی و کسب قدرت اقتصادی است که میتوان فرهنگ را صادر کرد و مردم سایر کشورها را برای یادگیری زبان و فرهنگ یک کشور قدرتمتد تشویق کرد.
🔷اندیشه سیاسی در ایران بر مبنای ضدیت با جهان تعریف شده است و متاسفانه ما هنوز جهان را تهدید قلمداد میکنیم تا فرصت، و دلیل عمده آن هم فقدان اعتماد به نفس است.چون اگر کسی اعتماد به نفس داشته باشد از تعامل هراسی نخواهد داشت.
🔷در سال های اخیر متأسفانه اقتصاد ایران بسته تر شده است. هرچه اقتصاد بسته تر باشد امکان این که ما بتوانیم با جهان بین الملل کار کنیم وجود نخواهد داشت. متأسفانه در ایران، تندروها نه برنامه ای برای کشور دارند، نه جامعه جهانی را می شناسند و نه منافع ملی را تشخیص می دهند و سعی دارند که همیشه کشور درجا بزند، و به سمت بسته شدن اقتصاد برود. اگر اقتصاد ایران یک اقتصاد بسته باشد، بهترین اقتصاد دانان دنیا را هم به ایران دعوت کنید، هیچ کاری نمی توانند انجام دهند. یعنی در یک اقتصاد بسته شما می توانید فقط یک دولت «بخور و نمیر» با حداقل معیشت داشته باشید.
🔷تولید ملی ما وقتی اقصادی خواهد شد که بازارهای گسترده صادراتی وجود داشته باشد برای آنکه تولید در مقیاس عظیم تر باشد، باید بازارهای بین المللی و منطقه را داشته باشیم. برای این کار باید قوانین بین الملی را بپذیریم و تعامل مناسب با جهان داشته باشیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ قحطی مدیریت؟
*لزوم انتخاب مدیران از میان استعدادهای مدیریتی*
تحقیق اخیر موسسه گالوپ حاکی از آن است که حدود ده درصد از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند.
همچنین حدود بیست درصد از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
این بررسی نشان داده است که فقط هجده درصد از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ده درصد انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸ درصد سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمانشان به ارمغان آورده اند.
وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این دو گزینه روبرو شدند:
۱. ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
۲. ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، *ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.*
در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که *استعداد برتر در زمینه مدیریت* باشد.
این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افراد را نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایسته ها جسارت لازم را به خرج دهیم.
از پیش داوری های متعصبانه و چسباندن برچسب های مختلف به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم با نگاهی وسیع از بهترین و قوی ترین مدیران استفاده کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*لزوم انتخاب مدیران از میان استعدادهای مدیریتی*
تحقیق اخیر موسسه گالوپ حاکی از آن است که حدود ده درصد از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند.
همچنین حدود بیست درصد از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
این بررسی نشان داده است که فقط هجده درصد از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ده درصد انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸ درصد سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمانشان به ارمغان آورده اند.
وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این دو گزینه روبرو شدند:
۱. ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
۲. ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، *ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.*
در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که *استعداد برتر در زمینه مدیریت* باشد.
این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افراد را نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایسته ها جسارت لازم را به خرج دهیم.
از پیش داوری های متعصبانه و چسباندن برچسب های مختلف به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم با نگاهی وسیع از بهترین و قوی ترین مدیران استفاده کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی .
📘جسارتا یک کانال خوب و مفید بصیرت افزایی و آگاهی بخشی عمومی خدمت تون معرفی میکنم. که هم در واتساپ و هم در تلگرام فعالیت دارد.
📘 لطفا دوستانی که حوصله و علاقه به مطالعه مطالب مفید و سودمند داشته باشند عضو بشوند ؛
📚 لینک های کانال های"عصر دانائی و توسعه ایران - راستی" در واتس آپ:
(شماره ۱)
https://chat.whatsapp.com/KBJxOTCrnpYLhBkcU03HTB
(شماره ۲)
https://chat.whatsapp.com/CGD7NVjYl4N46UTK06GYBU
در تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAEEoI3ZpitghBmc_ew
جواد راستی
پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
📘جسارتا یک کانال خوب و مفید بصیرت افزایی و آگاهی بخشی عمومی خدمت تون معرفی میکنم. که هم در واتساپ و هم در تلگرام فعالیت دارد.
📘 لطفا دوستانی که حوصله و علاقه به مطالعه مطالب مفید و سودمند داشته باشند عضو بشوند ؛
📚 لینک های کانال های"عصر دانائی و توسعه ایران - راستی" در واتس آپ:
(شماره ۱)
https://chat.whatsapp.com/KBJxOTCrnpYLhBkcU03HTB
(شماره ۲)
https://chat.whatsapp.com/CGD7NVjYl4N46UTK06GYBU
در تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAEEoI3ZpitghBmc_ew
جواد راستی
پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی توسعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام و عرض ادب، صبح یکشنبه تون به خیر و شادی ! 🌺
💐ضمن عرض خیر مقدم به همراهان و همکاران عزیزی که اخیرا به جمع ما ملحق شده اند، برای همه شما فرهیختگان نیک اندیش و نیک سیرت و همه همراهان مهربان آرزوی سلامتی و توفیق و سربلندی و شادکامی دارم. همواره پیروز و سربلند باشید.🌺
🟢مانا باشید و رستگار 🙏🌺
🔵خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد . چه خوش است که انسان این اشرف موجودات عالم هستی که خداوند با عبارت « فتبارک الله احسن الخالقین » این آفرینش را مورد تحسین قرار میدهد ، این آثار زیبا را خلق کند و سایر انسانها بواسطه دیدن این آثار هنری زیبا و خلاقانه به قدرت خالق واقعی خداوند پی ببرند و در صنع وجودش بیشتر تفکر و اندیشه کنند. بایستی دست خالق این آثار زیبا را بوسید..
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💐ضمن عرض خیر مقدم به همراهان و همکاران عزیزی که اخیرا به جمع ما ملحق شده اند، برای همه شما فرهیختگان نیک اندیش و نیک سیرت و همه همراهان مهربان آرزوی سلامتی و توفیق و سربلندی و شادکامی دارم. همواره پیروز و سربلند باشید.🌺
🟢مانا باشید و رستگار 🙏🌺
🔵خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد . چه خوش است که انسان این اشرف موجودات عالم هستی که خداوند با عبارت « فتبارک الله احسن الخالقین » این آفرینش را مورد تحسین قرار میدهد ، این آثار زیبا را خلق کند و سایر انسانها بواسطه دیدن این آثار هنری زیبا و خلاقانه به قدرت خالق واقعی خداوند پی ببرند و در صنع وجودش بیشتر تفکر و اندیشه کنند. بایستی دست خالق این آثار زیبا را بوسید..
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔴شلختگی گفتاری!
🔻اعتماد ۱۱ آذر ۱۳۹۹
ا🔘گر بخواهیم برای ایران یک ویژگی منحصر به فرد تعریف کنیم که در دیگر جوامع کمتر دیده میشود، باید بر شلختگی گفتاری دهها و بلکه صدها صاحب سخن که هر کدام در یک پستی مسئول هستند انگشت نهاد.
🔘شلختگی گفتاری یعنی حرفهای بیمعنا زدن یا بیان گزاره های پوچ و اینهمانی، یا اظهاراتی که مستوجب جرم و مجازات است، یا القای کلماتی که معنای دیگری را به ذهن متبادر میکند و... انواع و اقسام گزارههای بیمعنی و نادرست یا دروغ را میتوان برشمرد که اعتبار سخنان آنان را به کلی زایل کرده است. بدتر از همه لحن غیر دیپلماتیک در امور خارجی موجب زیانهای فراوان میباشد. لحنی که غالب آن توهین و تحقیر است.
🔘شلختگی گفتاری ناشی از شلختگی فکری و نداشتن سازمان فکری منسجم است که در نهایت به شلختگی رفتاری و عملی نیز منجر میشود. نکته جالب اینکه هر کس در گفتار بیمنطقتر و شلختهتر باشد، از جانب دیگران بیشتر تقلید میشود! مثل کودکانی که اگر صدها کلمه و حرف خوب و متین بشنوند، یکی را یاد نمیگیرند، ولی خدا نکند از دهان یک نفر فحش بشنوند که همیشه تکرار میکنند!!
شلختگی گفتاری محصول نوعی انحراف در سیاست است که البته خودش نیز به نوعی این انحراف را تقویت میکند.
🔘شلختگی گفتاری ریشه در عوامل گوناگونی دارد. بیریشه بودن یا وجود و فرهنگ لمپن سیاسی یکی از علل رشد این نوع گفتار است. فقدان پاسخگویی در جامعه، مسئولین را مصون از نظارت میکند و این به بیان اظهارات غیر مسئولانه آنان کمک میکند، چرا که متوجه ایراد اظهارات خود نمیشوند. در واقع در غیاب رسانههای مستقل این ادبیات رشد میکند.
🔘علت دیگر فقدان مرزبندیهای تخصصی و حرفهای است. همه در باره همه مسایل و با هر سطحی از اطلاعات داشته یا نداشته حرف میزنند، و هیچ کس هم نیست که از آنان حساب بکشد که، تو به دلیل جایگاه رسمی، چرا وارد عرصهای شدهای که ربطی به جایگاه رسمی تو ندارد؟
🔘تبعیض در رسیدگیهای حقوقی و مصونیت عدهای موجب میشود که این وضع ادامه یابد و تشدید شود. متاسفانه ابزار تبلیغ و حاشیه امن در اختیار برخی از دوستان است. و به راحتی به بهانه های مختلف هر کسی را که تفاوت نگرش با خودشان داشته باشد را بی آبرو میکنند.
🔘از این عوامل گذشته، شاید یک عامل دیگر که مهم است، فقدان آموزش و قدرت تخیل است، در واقع آنان کمتر نیاز پیدا کردهاند یا یاد گرفتهاند که در هر کاری یا سخنی که میخواهند انجام دهند یا بگویند، خود را به جای مخاطب قرار دهند و تخیل خود را فعال کنند که در صورت جابجا شدن با او از عمل یا گفتار مشابه خود چه برداشتی خواهند داشت؟
🔘این مهم است که ما هر سخنی میخواهیم بگوییم خود را جای مخاطب قرار دهیم که او چه برداشت و احساسی خواهد داشت؟ این یعنی قدرت تخیل داشتن. هزینههایی که جامعه و مردم ایران از گفتار شلخته بسیاری از مسیولین پرداخت میکنند، بسیار سنگین است.
🔘راهحل چیست؟ برطرف کردن عوامل مزبور راهحل است. اضافه بر آنها آموزش نظری و عملی مهم است. برای آموزش نظری طبعاً باید کلاس گذاشت و کتاب معرفی کرد. باید کارگاههای آموزشی و نقد و بررسی گفتارهای شلخته روزانه را گذاشت. کسی نمیتواند کلمه یا مفهومی را که در یک گفتگوی دو نفری یا جمع محدود دوستانه به کار میبرد، عیناً آن را در فضای عمومی و جلوی رسانه تکرار کند. باید آموزش داد که چگونه تخیل ورزند.
🔘آموزش عملی در حقیقت از طریق فعالیتهای حزبی و مشارکت در نهادهای خارج از دولت رخ میدهد. تا هنگامی که چنین نهادهایی به طور جدی شکل نگیرند این ویژگی منفی حل نخواهد شد. البته اصلاحات ساختاری نیز شرط لازم است. شفافیت و پاسخگویی، رفع تبعیضات سیاسی و حقوقی، ارتقای شغلی برحسب صلاحیت و تمایز میان حوزههای گوناگون حرفهای و تقویت نظارت رسانهای آزاد، شروط لازم برای محو شلختگی گفتاری است.
🔘حتماً خواهید گفت که با این توضیحات نباید منتظر حل این مسأله باشیم، شاید. ولی باید امیدوار بود.
✍عباس عبدی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔻اعتماد ۱۱ آذر ۱۳۹۹
ا🔘گر بخواهیم برای ایران یک ویژگی منحصر به فرد تعریف کنیم که در دیگر جوامع کمتر دیده میشود، باید بر شلختگی گفتاری دهها و بلکه صدها صاحب سخن که هر کدام در یک پستی مسئول هستند انگشت نهاد.
🔘شلختگی گفتاری یعنی حرفهای بیمعنا زدن یا بیان گزاره های پوچ و اینهمانی، یا اظهاراتی که مستوجب جرم و مجازات است، یا القای کلماتی که معنای دیگری را به ذهن متبادر میکند و... انواع و اقسام گزارههای بیمعنی و نادرست یا دروغ را میتوان برشمرد که اعتبار سخنان آنان را به کلی زایل کرده است. بدتر از همه لحن غیر دیپلماتیک در امور خارجی موجب زیانهای فراوان میباشد. لحنی که غالب آن توهین و تحقیر است.
🔘شلختگی گفتاری ناشی از شلختگی فکری و نداشتن سازمان فکری منسجم است که در نهایت به شلختگی رفتاری و عملی نیز منجر میشود. نکته جالب اینکه هر کس در گفتار بیمنطقتر و شلختهتر باشد، از جانب دیگران بیشتر تقلید میشود! مثل کودکانی که اگر صدها کلمه و حرف خوب و متین بشنوند، یکی را یاد نمیگیرند، ولی خدا نکند از دهان یک نفر فحش بشنوند که همیشه تکرار میکنند!!
شلختگی گفتاری محصول نوعی انحراف در سیاست است که البته خودش نیز به نوعی این انحراف را تقویت میکند.
🔘شلختگی گفتاری ریشه در عوامل گوناگونی دارد. بیریشه بودن یا وجود و فرهنگ لمپن سیاسی یکی از علل رشد این نوع گفتار است. فقدان پاسخگویی در جامعه، مسئولین را مصون از نظارت میکند و این به بیان اظهارات غیر مسئولانه آنان کمک میکند، چرا که متوجه ایراد اظهارات خود نمیشوند. در واقع در غیاب رسانههای مستقل این ادبیات رشد میکند.
🔘علت دیگر فقدان مرزبندیهای تخصصی و حرفهای است. همه در باره همه مسایل و با هر سطحی از اطلاعات داشته یا نداشته حرف میزنند، و هیچ کس هم نیست که از آنان حساب بکشد که، تو به دلیل جایگاه رسمی، چرا وارد عرصهای شدهای که ربطی به جایگاه رسمی تو ندارد؟
🔘تبعیض در رسیدگیهای حقوقی و مصونیت عدهای موجب میشود که این وضع ادامه یابد و تشدید شود. متاسفانه ابزار تبلیغ و حاشیه امن در اختیار برخی از دوستان است. و به راحتی به بهانه های مختلف هر کسی را که تفاوت نگرش با خودشان داشته باشد را بی آبرو میکنند.
🔘از این عوامل گذشته، شاید یک عامل دیگر که مهم است، فقدان آموزش و قدرت تخیل است، در واقع آنان کمتر نیاز پیدا کردهاند یا یاد گرفتهاند که در هر کاری یا سخنی که میخواهند انجام دهند یا بگویند، خود را به جای مخاطب قرار دهند و تخیل خود را فعال کنند که در صورت جابجا شدن با او از عمل یا گفتار مشابه خود چه برداشتی خواهند داشت؟
🔘این مهم است که ما هر سخنی میخواهیم بگوییم خود را جای مخاطب قرار دهیم که او چه برداشت و احساسی خواهد داشت؟ این یعنی قدرت تخیل داشتن. هزینههایی که جامعه و مردم ایران از گفتار شلخته بسیاری از مسیولین پرداخت میکنند، بسیار سنگین است.
🔘راهحل چیست؟ برطرف کردن عوامل مزبور راهحل است. اضافه بر آنها آموزش نظری و عملی مهم است. برای آموزش نظری طبعاً باید کلاس گذاشت و کتاب معرفی کرد. باید کارگاههای آموزشی و نقد و بررسی گفتارهای شلخته روزانه را گذاشت. کسی نمیتواند کلمه یا مفهومی را که در یک گفتگوی دو نفری یا جمع محدود دوستانه به کار میبرد، عیناً آن را در فضای عمومی و جلوی رسانه تکرار کند. باید آموزش داد که چگونه تخیل ورزند.
🔘آموزش عملی در حقیقت از طریق فعالیتهای حزبی و مشارکت در نهادهای خارج از دولت رخ میدهد. تا هنگامی که چنین نهادهایی به طور جدی شکل نگیرند این ویژگی منفی حل نخواهد شد. البته اصلاحات ساختاری نیز شرط لازم است. شفافیت و پاسخگویی، رفع تبعیضات سیاسی و حقوقی، ارتقای شغلی برحسب صلاحیت و تمایز میان حوزههای گوناگون حرفهای و تقویت نظارت رسانهای آزاد، شروط لازم برای محو شلختگی گفتاری است.
🔘حتماً خواهید گفت که با این توضیحات نباید منتظر حل این مسأله باشیم، شاید. ولی باید امیدوار بود.
✍عباس عبدی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
[۱۲/۲، ۲۳:۳۵] Dr.Kashefi: احتراما به پیوست چند ادرس کانال پروکسی جهت عبور از فیلترینگ تلگرام ارسال میکنم . با پیوستن به این کانال های و استفاده از پروکسی آنها فکر نمیکنم محدودیتی برای کار در فضای تلگرام داشته باشید :
کانال اول؛
☑️ پروکسی ضد فیلتر و پر سرعت
https://t.me/proxy?server=Soal.khamenei--ir.gq&port=443&secret=7jK5IN_7UWQwKOL2uHjU6sF3MS53ZWIud2hhdHNhcHAuY29t
🔘لطفا پروکسی ها را برای دوستان خود هم ارسال کنید تا استفاده کنند🙏
🆔 @MyPoroxy
کانال دوم:
💻 Server:fast
🔌 Port:41372
🔐 Secret:dd0000000000000***
کانال سوم ؛
🎈 New MTProto Proxy!
Server: Unknown
Port: 443
Secret: dd00000000000000000000000000000000
• More: @TelMTProto
کانال چهارم
پرسرعت وصل بر روی تمام اپراتورها 😍✅
https://t.me/proxy?server=168.119.243.86&port=3030&secret=dd00000000000000000000000000000000
برای دوستاتون بفرستید تا استفاده کنند
@hotspotproxy
برای پیوستن به کانال هر یک از این کانال ها . آدرس انها را که با نماد @ شروه شده در قسمت سرچ تلگرام بنویسید و با جوین شدن در کانال مریوطه از پروکس های قدرتمند انها بهره مند شوید
کانال اول؛
☑️ پروکسی ضد فیلتر و پر سرعت
https://t.me/proxy?server=Soal.khamenei--ir.gq&port=443&secret=7jK5IN_7UWQwKOL2uHjU6sF3MS53ZWIud2hhdHNhcHAuY29t
🔘لطفا پروکسی ها را برای دوستان خود هم ارسال کنید تا استفاده کنند🙏
🆔 @MyPoroxy
کانال دوم:
💻 Server:fast
🔌 Port:41372
🔐 Secret:dd0000000000000***
کانال سوم ؛
🎈 New MTProto Proxy!
Server: Unknown
Port: 443
Secret: dd00000000000000000000000000000000
• More: @TelMTProto
کانال چهارم
پرسرعت وصل بر روی تمام اپراتورها 😍✅
https://t.me/proxy?server=168.119.243.86&port=3030&secret=dd00000000000000000000000000000000
برای دوستاتون بفرستید تا استفاده کنند
@hotspotproxy
برای پیوستن به کانال هر یک از این کانال ها . آدرس انها را که با نماد @ شروه شده در قسمت سرچ تلگرام بنویسید و با جوین شدن در کانال مریوطه از پروکس های قدرتمند انها بهره مند شوید
✅دولت پاسخگو، چگونه دولتی است؟
✅ متخصصان و عالمان سیاست، پاسخگویی اربابان قدرت را یکی از مولفههای بنیادین نظامهای دموکراتیک معرفی میکنند؛ یعنی حاکمان و تصمیمگیران عرصهی قدرت در این گونه نظامات، خود را مسئول اقدامات و پاسخگوی تصمیمات خود میدانند. "پاسخگو بودن" دقیقا به معنای مسئول بودن در قبال نتایج و عواقب سیاستها، تصمیمات و اقدامات است. از این رو اگر تصمیمات و یا سیاستهایی برای جامعه، تنگنا، رنج و محنت تولید کرد، صاحبان قدرت و تصمیمگیران، حق ندارند روشِ فرافکنی پیشه کنند و شکست و ناکامی خود را بر دوش دیگران بیندازند و یا دست آخر، به نیتِ خیرخواهانهی خود ارجاع دهند. بار مسئولیت نتایج و عواقب اقدامات و تصمیمهای سیاسی صرفا بر دوش صاحبان قدرت است. میزان پاسخگویی، دقیقا منطبق است با سلسله مراتب قدرت؛ یعنی هر شخص به میزان قدرت و اختیاری که دارد، به همان میزان باید پاسخگو باشد.
✅اربابان قدرت که خود را برتر از جامعه میدانند و یا مشروعیتشان را نه از مردم که از سوی آسمان میپندارند، چرا باید پاسخگوی رفتار خود باشند؟ درست مثل این میماند که پدر برای رفتار خود دسیانواده به فرزند خردسالاش توضیحی نمیدهد. زیرا خود را واجد عقل و انگیزهی خیرخواهانهی کافی میداند و به نظرش میرسد که میتواند مصلحت فرزندش را بهتر از خود او تشخیص دهد و بلکه حق دارد علیرغم میل او رفتار کند.
✅ نظام سیاسی اگر خود را نه وکیل و یا مستخدم جامعه که پدر جامعه بداند، بنیادا تن به پاسخگویی نمیدهد. چنین حاکمانی اساسا جامعه را برای پاسخگویی، ذیحق تلقی نمیکنند. سروران، هیچگاه به بندههای خود و سلطان، هیچگاه به رعیت خود، توضیح نمیدهد و دلیل نمیآورد. او هیچگاه پوزش نمیخواهد و نیازی ندارد رفتارش را موجه نماید.
✅پیش فرض اساسی یک ساختار سیاسی پاسخگو این است که:
اولا، رضایت، ارزیابی و پذیرش مردم، اعتبار دارد و باید به آن توجه کامل کرد.
ثانیا، شجاعت پذیرش شکست و ناکارآمدی خود را داشته باشد.
ثالثا، درون خود از نوعی فرهنگ "شرم" برخوردار باشد.
✅ برای آن که دولت، پاسخگو باشد ابتدا باید زمینهها و ضرورتهای پاسخگویی را در خود نهادینه کرده باشد. پاسخگویی، یک ویژگی ساختاری است و نه یک فضیلت اخلاقی؛ به این معنا که، دولت پاسخگو، الزاما دولت اخلاقی نیست. به سخن دیگر، اگر دولتی پاسخگو است، چون مجبور است که پاسخگو باشد؛ از این رو هیچ دولتی با توصیه ی اخلاقی و پند و اندرز حکیمانه پاسخگو نخواهد شد.
✅پاسخگویی، خصلت اخلاقی حاکمان نیست بلکه ویژگی ساختاری است که در نهاد سیاست تعبیه شده است. نظامات دموکراتیک، ضمانت پاسخگویی مقام های دولتی در مورد رفتارشان را به نحو ساختاری تعبیه میکنند؛ بنابر این "شهروندان باید راههایی در اختیار داشته باشند که با استفاده از آنها، مقامهای دولتی را در برابر اعمال و تصمیمهای خود پاسخگو کنند." (دایرهالمعارف دموکراسی- ۴۲۲).
✅ هیچ دولتی با توصیهی اخلاقی پاسخگو نخواهد شد. پاسخگویی دولت، ویژگی ساختاری است. اگر تضمین ساختاری برای پاسخگو بودن قدرت در درون ساختار سیاسی تعبیه نشده باشد، حاکمان تن به پاسخگویی نمیدهند.
✅ عناصر و مولفههایی که برای پاسخگو شدن دولت به نحو ساختاری لازم است:
۱. مطبوعات آزاد
۲. سیستم سالم رای گیری و ساختار نمایندگی قوی و مستقل
۳. تفکیک قوا به صورت عمیق و نه ظاهری (عدم تداخل وظایف ارکان یک سیستم)
۴. سیستم کارآمد و مستقل قضاوت و دادگستری
۵. نفوذ قانونی رضایت و یا عدم رضایت شهروندان در فرایند تصمیم سازی و سیاستها
✍️علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ متخصصان و عالمان سیاست، پاسخگویی اربابان قدرت را یکی از مولفههای بنیادین نظامهای دموکراتیک معرفی میکنند؛ یعنی حاکمان و تصمیمگیران عرصهی قدرت در این گونه نظامات، خود را مسئول اقدامات و پاسخگوی تصمیمات خود میدانند. "پاسخگو بودن" دقیقا به معنای مسئول بودن در قبال نتایج و عواقب سیاستها، تصمیمات و اقدامات است. از این رو اگر تصمیمات و یا سیاستهایی برای جامعه، تنگنا، رنج و محنت تولید کرد، صاحبان قدرت و تصمیمگیران، حق ندارند روشِ فرافکنی پیشه کنند و شکست و ناکامی خود را بر دوش دیگران بیندازند و یا دست آخر، به نیتِ خیرخواهانهی خود ارجاع دهند. بار مسئولیت نتایج و عواقب اقدامات و تصمیمهای سیاسی صرفا بر دوش صاحبان قدرت است. میزان پاسخگویی، دقیقا منطبق است با سلسله مراتب قدرت؛ یعنی هر شخص به میزان قدرت و اختیاری که دارد، به همان میزان باید پاسخگو باشد.
✅اربابان قدرت که خود را برتر از جامعه میدانند و یا مشروعیتشان را نه از مردم که از سوی آسمان میپندارند، چرا باید پاسخگوی رفتار خود باشند؟ درست مثل این میماند که پدر برای رفتار خود دسیانواده به فرزند خردسالاش توضیحی نمیدهد. زیرا خود را واجد عقل و انگیزهی خیرخواهانهی کافی میداند و به نظرش میرسد که میتواند مصلحت فرزندش را بهتر از خود او تشخیص دهد و بلکه حق دارد علیرغم میل او رفتار کند.
✅ نظام سیاسی اگر خود را نه وکیل و یا مستخدم جامعه که پدر جامعه بداند، بنیادا تن به پاسخگویی نمیدهد. چنین حاکمانی اساسا جامعه را برای پاسخگویی، ذیحق تلقی نمیکنند. سروران، هیچگاه به بندههای خود و سلطان، هیچگاه به رعیت خود، توضیح نمیدهد و دلیل نمیآورد. او هیچگاه پوزش نمیخواهد و نیازی ندارد رفتارش را موجه نماید.
✅پیش فرض اساسی یک ساختار سیاسی پاسخگو این است که:
اولا، رضایت، ارزیابی و پذیرش مردم، اعتبار دارد و باید به آن توجه کامل کرد.
ثانیا، شجاعت پذیرش شکست و ناکارآمدی خود را داشته باشد.
ثالثا، درون خود از نوعی فرهنگ "شرم" برخوردار باشد.
✅ برای آن که دولت، پاسخگو باشد ابتدا باید زمینهها و ضرورتهای پاسخگویی را در خود نهادینه کرده باشد. پاسخگویی، یک ویژگی ساختاری است و نه یک فضیلت اخلاقی؛ به این معنا که، دولت پاسخگو، الزاما دولت اخلاقی نیست. به سخن دیگر، اگر دولتی پاسخگو است، چون مجبور است که پاسخگو باشد؛ از این رو هیچ دولتی با توصیه ی اخلاقی و پند و اندرز حکیمانه پاسخگو نخواهد شد.
✅پاسخگویی، خصلت اخلاقی حاکمان نیست بلکه ویژگی ساختاری است که در نهاد سیاست تعبیه شده است. نظامات دموکراتیک، ضمانت پاسخگویی مقام های دولتی در مورد رفتارشان را به نحو ساختاری تعبیه میکنند؛ بنابر این "شهروندان باید راههایی در اختیار داشته باشند که با استفاده از آنها، مقامهای دولتی را در برابر اعمال و تصمیمهای خود پاسخگو کنند." (دایرهالمعارف دموکراسی- ۴۲۲).
✅ هیچ دولتی با توصیهی اخلاقی پاسخگو نخواهد شد. پاسخگویی دولت، ویژگی ساختاری است. اگر تضمین ساختاری برای پاسخگو بودن قدرت در درون ساختار سیاسی تعبیه نشده باشد، حاکمان تن به پاسخگویی نمیدهند.
✅ عناصر و مولفههایی که برای پاسخگو شدن دولت به نحو ساختاری لازم است:
۱. مطبوعات آزاد
۲. سیستم سالم رای گیری و ساختار نمایندگی قوی و مستقل
۳. تفکیک قوا به صورت عمیق و نه ظاهری (عدم تداخل وظایف ارکان یک سیستم)
۴. سیستم کارآمد و مستقل قضاوت و دادگستری
۵. نفوذ قانونی رضایت و یا عدم رضایت شهروندان در فرایند تصمیم سازی و سیاستها
✍️علی زمانیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰تحریم یعنی چه؟!
✍یداله کریمیپور؛ متخصص ژئوپلتیک و استاد دانشگاه(با افزودن مقدمه)
🔰تحریم یا سانکشِن (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی(مجری تحریم)، علیه یک یا چند کشور دیگر (هدف تحریم)، به منظور مجازات این کشورها، با اهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مورد نظر خود می باشد.
🔰اصولا جنگ و تحريم نكبت هستند، باعث تلف شدن جان و مال انسانها میشوند، باعث ويراني، پسرفت، فقر و فلاكت کشور مي شوند. لذا هر كشور که دچار جنگ و تحريم شود حاکمانشان سعي مي كنند در كمترين مدت با حداقل خسارت از اين مرحله گذر نمايد و تلاش میکنند. این نکبت ها حتی بصورت مقطعي نیز گريبانگير كشورشان نشود. اما وقتي برخی ها بگويند جنگ و تحريم نعمت است، حتما هميشه بدنبال اين نعمت ها خواهند رفت. از این منظر است که تحریم و جنگ برای توده ایرانی مصیبت ولی برای عده ایی محدود نعمت است.
🔰تحریم کار را از پدر، نشاط را از مادر، تغذیه را از نوزاد، شوق حیات را از مادربزرگ، دارو را از بیمار، امید را از کارآفرین و فرصت یک ازدواج ساده را از جوانان میرباید. درندهای است وحشی که ضعیف ترها را اول میدرد.
🔰امروزه برخی از مسئولین اغلب به قصد کاهش اثرات روانیِ بازگشت تحریمها بر افکار عمومی داخلی، بر بیاثر بودن یا تأثیر اندک تحریمهای تازه بر اقتصاد ایران تأکید میکنند و برخی از آنها معافیت چند کشور از اجرای تحریمها را علامت ناکامی و شکست آمریکا از اعمال تحریم ها می دانند. قاعدتاً بازگشت تحریمها در کنار تأثیرات واقعی و عینی، تأثیرات ذهنی و روانی عمیقی با خود به همراه دارد؛ اما به نظرم راه خنثی کردن تأثیرات روانی، انکار و یا بیاهمیت شمردن اثرات واقعی آنها نیست.در این گونه موارد، چارهای جز رویارو شدن با واقعیت نیست. واقعیت هم صرفا ذهنی و روانی نیست. بالخره تحریمها سر میرسند و واقعیت خود را عریان میکنند و اگر راه چارهای برای آنها اندیشیده نشده باشد؛ اقتصاد را به ویرانی و مردم را به فلاکت میکشانند.
🔰محمد الساده وزیر نفت قطر در کنفرانس خبری گفته است:
دیگر نفتی درمیدان مشترک پارس جنوبی (بزرگترین میدان گازی جهان -مشترک بین ایران و قطر) نمانده است و ما(قطری ها) در ۱۸ سال منتهی به ۲۰۱۸، بیش از ۹۰۰ برابر (۹۰۰۰۰درصد) ایرانی ها از منطقه مشترک مان، با فنآوری دوستانآمریکایی، نفت برداشت کرده ایم. فلذا دیگر نفتی در آن جا نمانده است؛ تنها گاز باقی است.
🔰به عبارت بهتر در سوی قطری پارس جنوبی ۹۰۰ تَن دارند با ۹۰۰ نی پیشرفته از لیوان مشترک می نوشند و در سوی دیگر آن یعنی ایران، فقط یک تن نفس نفس زنان با یک نی فرسوده دارد از آن بالا می کشد.
🔰در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها، از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دریافت که اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف چیزی در حدود 25.5 درصد بوده و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است. که اغلب آثار زیان بار آنها تا ده سال ادامه پیدا می کند .
🔰خرم وزیر راه و ترابری دولت هشتم، میزان خسارت ایران از تحریم ها را بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یا به قیمت امروز ۱۲۰۰۰ تریلیون تومان که چندین برابر بودجه ۱۷۰۳ تریلیونی سال ۱۳۹۸ می باشد، برآورد کرده است هرچند به گمانم با در نظر گرفتن پیامدهای غیر مستقیم تحریم ها، میزان خسارت بسی بیشتر از رقم مذکور است.
🔰در مجموع رشداقتصادی ایران بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲، منفی برآورد می شود، چنین رشدی زمینه پسرفت ناپایدار و بلکه غیر قابل برگشت را مهیا خواهد ساخت. بطوری که عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی می گوید: من با ۶۴ سال پیشینه در امر تجارت،برای نخستین بار است که حدود ۲ ماه بیکارم. بهار سختی در پیش روی داریم. صادرات به طور کامل صفر خواهد شد.
🔰کاهش ۴۰ درصدی تولید خودرو و بیکاری؛رکود ژرف در معاملات مسکن کاهش دست کم ۳۰ درصدی تولید نفت و کاهش های بیشتر در آینده نزدیک؛کسری تند بودجه ۹۸ و استقراض از صندوقتوسعه ،کاهش دست کم ۶۰ درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری و ضعف تقاضا و قس علی هذا.
🔰این ها تنها ارقام نیستند، بلکه زندگی های برباد رفته میلیونها ایرانی است که چندین دهه گرفتار تحریم شده اند . پیامدهای اینان بسیار بیشتر از دزدی ها و اختلاس های کلان اعلام شده است.
🆔@Competentmanagers
✍یداله کریمیپور؛ متخصص ژئوپلتیک و استاد دانشگاه(با افزودن مقدمه)
🔰تحریم یا سانکشِن (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی(مجری تحریم)، علیه یک یا چند کشور دیگر (هدف تحریم)، به منظور مجازات این کشورها، با اهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مورد نظر خود می باشد.
🔰اصولا جنگ و تحريم نكبت هستند، باعث تلف شدن جان و مال انسانها میشوند، باعث ويراني، پسرفت، فقر و فلاكت کشور مي شوند. لذا هر كشور که دچار جنگ و تحريم شود حاکمانشان سعي مي كنند در كمترين مدت با حداقل خسارت از اين مرحله گذر نمايد و تلاش میکنند. این نکبت ها حتی بصورت مقطعي نیز گريبانگير كشورشان نشود. اما وقتي برخی ها بگويند جنگ و تحريم نعمت است، حتما هميشه بدنبال اين نعمت ها خواهند رفت. از این منظر است که تحریم و جنگ برای توده ایرانی مصیبت ولی برای عده ایی محدود نعمت است.
🔰تحریم کار را از پدر، نشاط را از مادر، تغذیه را از نوزاد، شوق حیات را از مادربزرگ، دارو را از بیمار، امید را از کارآفرین و فرصت یک ازدواج ساده را از جوانان میرباید. درندهای است وحشی که ضعیف ترها را اول میدرد.
🔰امروزه برخی از مسئولین اغلب به قصد کاهش اثرات روانیِ بازگشت تحریمها بر افکار عمومی داخلی، بر بیاثر بودن یا تأثیر اندک تحریمهای تازه بر اقتصاد ایران تأکید میکنند و برخی از آنها معافیت چند کشور از اجرای تحریمها را علامت ناکامی و شکست آمریکا از اعمال تحریم ها می دانند. قاعدتاً بازگشت تحریمها در کنار تأثیرات واقعی و عینی، تأثیرات ذهنی و روانی عمیقی با خود به همراه دارد؛ اما به نظرم راه خنثی کردن تأثیرات روانی، انکار و یا بیاهمیت شمردن اثرات واقعی آنها نیست.در این گونه موارد، چارهای جز رویارو شدن با واقعیت نیست. واقعیت هم صرفا ذهنی و روانی نیست. بالخره تحریمها سر میرسند و واقعیت خود را عریان میکنند و اگر راه چارهای برای آنها اندیشیده نشده باشد؛ اقتصاد را به ویرانی و مردم را به فلاکت میکشانند.
🔰محمد الساده وزیر نفت قطر در کنفرانس خبری گفته است:
دیگر نفتی درمیدان مشترک پارس جنوبی (بزرگترین میدان گازی جهان -مشترک بین ایران و قطر) نمانده است و ما(قطری ها) در ۱۸ سال منتهی به ۲۰۱۸، بیش از ۹۰۰ برابر (۹۰۰۰۰درصد) ایرانی ها از منطقه مشترک مان، با فنآوری دوستانآمریکایی، نفت برداشت کرده ایم. فلذا دیگر نفتی در آن جا نمانده است؛ تنها گاز باقی است.
🔰به عبارت بهتر در سوی قطری پارس جنوبی ۹۰۰ تَن دارند با ۹۰۰ نی پیشرفته از لیوان مشترک می نوشند و در سوی دیگر آن یعنی ایران، فقط یک تن نفس نفس زنان با یک نی فرسوده دارد از آن بالا می کشد.
🔰در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها، از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دریافت که اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف چیزی در حدود 25.5 درصد بوده و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است. که اغلب آثار زیان بار آنها تا ده سال ادامه پیدا می کند .
🔰خرم وزیر راه و ترابری دولت هشتم، میزان خسارت ایران از تحریم ها را بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یا به قیمت امروز ۱۲۰۰۰ تریلیون تومان که چندین برابر بودجه ۱۷۰۳ تریلیونی سال ۱۳۹۸ می باشد، برآورد کرده است هرچند به گمانم با در نظر گرفتن پیامدهای غیر مستقیم تحریم ها، میزان خسارت بسی بیشتر از رقم مذکور است.
🔰در مجموع رشداقتصادی ایران بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲، منفی برآورد می شود، چنین رشدی زمینه پسرفت ناپایدار و بلکه غیر قابل برگشت را مهیا خواهد ساخت. بطوری که عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی می گوید: من با ۶۴ سال پیشینه در امر تجارت،برای نخستین بار است که حدود ۲ ماه بیکارم. بهار سختی در پیش روی داریم. صادرات به طور کامل صفر خواهد شد.
🔰کاهش ۴۰ درصدی تولید خودرو و بیکاری؛رکود ژرف در معاملات مسکن کاهش دست کم ۳۰ درصدی تولید نفت و کاهش های بیشتر در آینده نزدیک؛کسری تند بودجه ۹۸ و استقراض از صندوقتوسعه ،کاهش دست کم ۶۰ درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری و ضعف تقاضا و قس علی هذا.
🔰این ها تنها ارقام نیستند، بلکه زندگی های برباد رفته میلیونها ایرانی است که چندین دهه گرفتار تحریم شده اند . پیامدهای اینان بسیار بیشتر از دزدی ها و اختلاس های کلان اعلام شده است.
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
✅ رمز ماندگاری روز دانشجو چیست؟
🖋 محمد زینالی اُناری پژوهشگر علوم اجتماعی.
اگر از روز به توپ بستن مجلس که روز مهمی در جنبش مشروطه است، بگذریم، روز به تفنگبستن دانشگاه هم روزی تأثیرگذار در برانگیختن انقلاب اسلامی بود که آن را میراثدار هویت و حرکت دانشجو کرد. انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده صرف که حاصل راهپیمایی و یا حرکتهای مسلحانه و زیرزمینی باشد، نبود. این انقلاب، حاصل دگرگونی در اندیشه و تفکر نسلهایی بود که در سالهای متوالی دگرگونیهای جهانی و دگماتیسم حکومتی را در کنار هم می دیدند و این هویت ویژه دانشجو بود که این فضای تازه را دید و همین نگاه او، منجر به حرکتش شد .
حال این که، چگونه این هویت مورد توجه قرار گرفته و یا با آن برخورد شد، یک تحلیل کارآگاهی در حوزه سیاست بوده که به شناسایی عوامل انسانی و یا گروههای تأثیرگذار می پردازد . اما وقوع این پدیده، بیانگر این بود که در آن برهه، فضای تازهای که برای حرفزدن و خواستن به وجود آمد همانا فضای دانشگاه بود. دانشگاهی که در معرض تفنگ قرار گرفت اما پاسخ آن را نه با تفنگ و گلوله، بلکه با سخن منطق خود ارائه داد.
آری! پیدایش و تظلمخواهی هر فضای تازهای در ایران، ناشی از یک دگرگونی در دانش و یافتن جایی برای سخن گفتن است و صدالبته برآوردن فریاد؛ چرا که هر سخنی، اگر که با توپ و مسلسل روبرو شود، آبستن فریادی خواهد شد فقط کمی رساتر شدن برای نالههایش لازم است. الحق که امروز، صدای دانشجو به مدد سرشت پاک جوانان امروزی و زبان برّایی که هیچ احدی را یارای قد علمکردن در برابرش نیست، وضوح دارد و نه یکی، که چندین رسانه برای خود اختصاص داده است.
حال که زمانه، زمانه این صداست، دور و تسلسل دانشجویان در فضای دانشگاه، جمعیت آن را در جامعه به اوج نیز رسانیده و این جامعه، به صدای دانشجو تبدیل شده است.
از این رو بر دانشجوست که مگذارد، صدایش بلرزد و تسلسل دانشگاه، صدای آنها را قطع کرده و به زیرزمینها و کافینتها پناه ببرد. دانشجوی امروزی، رسالت آن را دارد که در کنار حراست از صدای خود، از جامعهای که در این انقلاب شیرین پیرو صدای او بوده مراقبت کرده و آن را در رویارویی با دام انگارههایی که با تفکر، رسالت و آرمانهای دانشجو جور نیستند، تنها مگذارد. اما شناسایی و حفظ این صدای گسسته و چندرشتهای، خود نکتهای است که باید دانشجو به خصوص بعد از فارغالتحصیلی به پیگیری آن بپردازد و بداند این صدایی که در دانشگاه سر داده، چه بوده است و قرار بود چه بشود؟
مبادا بعد از دانشگاه، این صدا رها شده و
به یک آواز دوران دانشجویی تبدیل شود! مبادا کسانی که نشریات دانشجویی میخوانند، نشریات دوران فراغت را به دست نگیرند. مبادا کسانی که در دانشگاه سیاسی میشوند، بعداً بگویند ما را با سیاست کاری نیست! مبادا دانشجویانی که به دنبال دانش هستند، کارفرمای دانش شوند و مبادا دانشجویان راز نخوانده، اسیر رمز شوند.
جنبش دانشجویی، ندای آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖋 محمد زینالی اُناری پژوهشگر علوم اجتماعی.
اگر از روز به توپ بستن مجلس که روز مهمی در جنبش مشروطه است، بگذریم، روز به تفنگبستن دانشگاه هم روزی تأثیرگذار در برانگیختن انقلاب اسلامی بود که آن را میراثدار هویت و حرکت دانشجو کرد. انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده صرف که حاصل راهپیمایی و یا حرکتهای مسلحانه و زیرزمینی باشد، نبود. این انقلاب، حاصل دگرگونی در اندیشه و تفکر نسلهایی بود که در سالهای متوالی دگرگونیهای جهانی و دگماتیسم حکومتی را در کنار هم می دیدند و این هویت ویژه دانشجو بود که این فضای تازه را دید و همین نگاه او، منجر به حرکتش شد .
حال این که، چگونه این هویت مورد توجه قرار گرفته و یا با آن برخورد شد، یک تحلیل کارآگاهی در حوزه سیاست بوده که به شناسایی عوامل انسانی و یا گروههای تأثیرگذار می پردازد . اما وقوع این پدیده، بیانگر این بود که در آن برهه، فضای تازهای که برای حرفزدن و خواستن به وجود آمد همانا فضای دانشگاه بود. دانشگاهی که در معرض تفنگ قرار گرفت اما پاسخ آن را نه با تفنگ و گلوله، بلکه با سخن منطق خود ارائه داد.
آری! پیدایش و تظلمخواهی هر فضای تازهای در ایران، ناشی از یک دگرگونی در دانش و یافتن جایی برای سخن گفتن است و صدالبته برآوردن فریاد؛ چرا که هر سخنی، اگر که با توپ و مسلسل روبرو شود، آبستن فریادی خواهد شد فقط کمی رساتر شدن برای نالههایش لازم است. الحق که امروز، صدای دانشجو به مدد سرشت پاک جوانان امروزی و زبان برّایی که هیچ احدی را یارای قد علمکردن در برابرش نیست، وضوح دارد و نه یکی، که چندین رسانه برای خود اختصاص داده است.
حال که زمانه، زمانه این صداست، دور و تسلسل دانشجویان در فضای دانشگاه، جمعیت آن را در جامعه به اوج نیز رسانیده و این جامعه، به صدای دانشجو تبدیل شده است.
از این رو بر دانشجوست که مگذارد، صدایش بلرزد و تسلسل دانشگاه، صدای آنها را قطع کرده و به زیرزمینها و کافینتها پناه ببرد. دانشجوی امروزی، رسالت آن را دارد که در کنار حراست از صدای خود، از جامعهای که در این انقلاب شیرین پیرو صدای او بوده مراقبت کرده و آن را در رویارویی با دام انگارههایی که با تفکر، رسالت و آرمانهای دانشجو جور نیستند، تنها مگذارد. اما شناسایی و حفظ این صدای گسسته و چندرشتهای، خود نکتهای است که باید دانشجو به خصوص بعد از فارغالتحصیلی به پیگیری آن بپردازد و بداند این صدایی که در دانشگاه سر داده، چه بوده است و قرار بود چه بشود؟
مبادا بعد از دانشگاه، این صدا رها شده و
به یک آواز دوران دانشجویی تبدیل شود! مبادا کسانی که نشریات دانشجویی میخوانند، نشریات دوران فراغت را به دست نگیرند. مبادا کسانی که در دانشگاه سیاسی میشوند، بعداً بگویند ما را با سیاست کاری نیست! مبادا دانشجویانی که به دنبال دانش هستند، کارفرمای دانش شوند و مبادا دانشجویان راز نخوانده، اسیر رمز شوند.
جنبش دانشجویی، ندای آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مواردی از فرهنگ سیاسی مردم ایران
📕برگرفته از کتاب : «فرهنگ سیاسی ایران»
✍ نوشته: دکتر محمود سریع القلم
🔷 مهمترین مشکل ما این است که شخصیت ما به شدت قضاوتی است. یعنی یک نفر را ده دقیقه میبینیم و دو ساعت درباره او صحبت میکنیم! یا یک پاراگراف درباره یک کشور میخوانیم و درباره تمام مسائل آن کشور قضاوت میکنیم!. ما دهها یا صدها متخصص آمریکا شناسی در کشور داریم!! که درباره تمام مسائل آمریکا اظهارنظر میکنند! ولی یک بار هم از کشور خارج نشدهاند!.
🔷 بسیار علاقه مندیم دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج مجبور به اطاعت کنیم. همه از ما باید اطاعت کنند و فردیت و خواسته های دیگران بسیار کم اهمیت است. ریشه های این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخی اند.
🔷 عمده نگاه ما به افراد دیگر ابزاری است و علی رغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد. آنچه در مورد انسان ها به زبان می آوریم غالبا حالت نظری، انتزاعی و پشت تریبونی دارد.
🔷 بسیاری از ما ایرانیان تفاوت های فکری یکدیگر را نمی پذیریم و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم داریم. در نهان و ناخودآگاه اکثریت خود تمایلی عجیبی داریم که همه مردم یک نوع فکر کرده و یکسان عمل کنند. در واقع ما با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل داریم. تمایل به یکسانسازی مانع یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری میشود. جهان ما جهان تفاوت هاست، بهگونهای که یک بانک در 80 کشور فعالیت کرده و همه تفاوتهای فرهنگی آنها را می پذیرد. ما با تنوع مشکل داریم که این ویژگی به تاریخ انباشته شده استبدادی در کشور ما بازمیگردد.
🔷 در فرهنگ ما به خاطر احساس ناامنی، علاقه وافری برای انطباق با افکار موجود وجود دارد. افراد در درون خود یک نظام فکری دارند ولی آنچه بروز میدهد حالت دیگری است! چقدر افرادی را سراغ دارید که با همه دولتها کار کردهاند؟ چون هر دولتی میآید آنها تفکر خود را تغییر میدهند. شما اگر با یک ژاپنی سه ساعت صحبت کنید به نظام فکری و جهانبینی او پی میبرید، اما در ایران هر چه بیشتر با افراد معاشرت میکنید، بیشتر گیج میشوید که نظام فکری فرد چیست؟ بعضاً افراد در روز چندین بار نظام فکری خود را تغییر میدهند این مشخصه، ضدتوسعه است.
🔷 اغلب با نقد و انتقاد -که استوانه های فرهنگ و تمدن سازی هستند- بسیار مشکل داریم. برای کسانی که سئوال نمی کنند و فکری ندارند و با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت می ورزند، جایگاه ویژه ای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت می بریم و نه ابواب بلکه دروازه ها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها می گشاییم. این سنت های فرهنگ سیاسی قرن هاست که در این کشور ریشه دارد.
🔷 یادگیری از تجربیات دیگران برای ما سیار مشکل است. اگر چنین کنیم حس برتری خود را ازدست می دهیم. از این رو دائما اشتباه می کنیم و دوره گذار از اشتباهات تکراری ما بیش از دوقرن طول کشیده است دوره ای که درمالزی یک دهه بیشتر نبود. نتیجه اینکه نمی توانیم سیستم به پا کنیم و آن را نقد واصلاح نماییم. از سعی و خطا کردن های دایمی که برتری ما را جلا بخشد و به حذف دیگران منجر گردد لذت می بریم. عجله ای نداریم. منابع کشور، آینده، زمان، کرامت انسانی و باورها اصالتا برای سخنرانی است. نه عمل!
🔷 غالبا" در گفتگو و مباحثه در مقابل استدلال و منطق طرف مقابل، قدرت و اقتدار خویش را به رخ میکشیم. من دوستی اقتصاددان دارم که به من میگفت وقتی به ایران میآیم و با مدیران ایرانی صحبت میکنم آنها از منظر اقتدار با من صحبت میکنند و من براساس آمار، من با استدلال و علم، دانش و تجربه بشری صحبت میکنم.انها با حالت دستوری و اقتدارگرایانه! شخص مقابل میگوید: چون من این پست و سمت را دارم پس من درست میگویم! اگر کسی از منظر اقتدار و پست و مقام به موضوعی نگاه کند، مذاکره، گفتوگو و رسیدن به یک نتیجه برد برد با دیگران به مشکل بر می خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕برگرفته از کتاب : «فرهنگ سیاسی ایران»
✍ نوشته: دکتر محمود سریع القلم
🔷 مهمترین مشکل ما این است که شخصیت ما به شدت قضاوتی است. یعنی یک نفر را ده دقیقه میبینیم و دو ساعت درباره او صحبت میکنیم! یا یک پاراگراف درباره یک کشور میخوانیم و درباره تمام مسائل آن کشور قضاوت میکنیم!. ما دهها یا صدها متخصص آمریکا شناسی در کشور داریم!! که درباره تمام مسائل آمریکا اظهارنظر میکنند! ولی یک بار هم از کشور خارج نشدهاند!.
🔷 بسیار علاقه مندیم دیگران را کنترل کنیم و آنها را به مرکزیت خودمان دعوت کرده و به تدریج مجبور به اطاعت کنیم. همه از ما باید اطاعت کنند و فردیت و خواسته های دیگران بسیار کم اهمیت است. ریشه های این تلقی و رفتار در استبداد انباشته شده تاریخی اند.
🔷 عمده نگاه ما به افراد دیگر ابزاری است و علی رغم اینکه کرامت انسانی در دین و آئین ما شاید نمونه رقیب دیگری در جهان نداشته باشد، اما در عمل نمود عینی و حقیقی ندارد. آنچه در مورد انسان ها به زبان می آوریم غالبا حالت نظری، انتزاعی و پشت تریبونی دارد.
🔷 بسیاری از ما ایرانیان تفاوت های فکری یکدیگر را نمی پذیریم و تمایلی نامحسوس به یکسان سازی و پوپولیسم داریم. در نهان و ناخودآگاه اکثریت خود تمایلی عجیبی داریم که همه مردم یک نوع فکر کرده و یکسان عمل کنند. در واقع ما با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل داریم. تمایل به یکسانسازی مانع یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری میشود. جهان ما جهان تفاوت هاست، بهگونهای که یک بانک در 80 کشور فعالیت کرده و همه تفاوتهای فرهنگی آنها را می پذیرد. ما با تنوع مشکل داریم که این ویژگی به تاریخ انباشته شده استبدادی در کشور ما بازمیگردد.
🔷 در فرهنگ ما به خاطر احساس ناامنی، علاقه وافری برای انطباق با افکار موجود وجود دارد. افراد در درون خود یک نظام فکری دارند ولی آنچه بروز میدهد حالت دیگری است! چقدر افرادی را سراغ دارید که با همه دولتها کار کردهاند؟ چون هر دولتی میآید آنها تفکر خود را تغییر میدهند. شما اگر با یک ژاپنی سه ساعت صحبت کنید به نظام فکری و جهانبینی او پی میبرید، اما در ایران هر چه بیشتر با افراد معاشرت میکنید، بیشتر گیج میشوید که نظام فکری فرد چیست؟ بعضاً افراد در روز چندین بار نظام فکری خود را تغییر میدهند این مشخصه، ضدتوسعه است.
🔷 اغلب با نقد و انتقاد -که استوانه های فرهنگ و تمدن سازی هستند- بسیار مشکل داریم. برای کسانی که سئوال نمی کنند و فکری ندارند و با آداب مدح گفتن آشنایی دارند و پیوسته ارادت می ورزند، جایگاه ویژه ای قائل هستیم. بسیار از مدح دیگران لذت می بریم و نه ابواب بلکه دروازه ها را برای اعطای فرصت و امکانات به آنها می گشاییم. این سنت های فرهنگ سیاسی قرن هاست که در این کشور ریشه دارد.
🔷 یادگیری از تجربیات دیگران برای ما سیار مشکل است. اگر چنین کنیم حس برتری خود را ازدست می دهیم. از این رو دائما اشتباه می کنیم و دوره گذار از اشتباهات تکراری ما بیش از دوقرن طول کشیده است دوره ای که درمالزی یک دهه بیشتر نبود. نتیجه اینکه نمی توانیم سیستم به پا کنیم و آن را نقد واصلاح نماییم. از سعی و خطا کردن های دایمی که برتری ما را جلا بخشد و به حذف دیگران منجر گردد لذت می بریم. عجله ای نداریم. منابع کشور، آینده، زمان، کرامت انسانی و باورها اصالتا برای سخنرانی است. نه عمل!
🔷 غالبا" در گفتگو و مباحثه در مقابل استدلال و منطق طرف مقابل، قدرت و اقتدار خویش را به رخ میکشیم. من دوستی اقتصاددان دارم که به من میگفت وقتی به ایران میآیم و با مدیران ایرانی صحبت میکنم آنها از منظر اقتدار با من صحبت میکنند و من براساس آمار، من با استدلال و علم، دانش و تجربه بشری صحبت میکنم.انها با حالت دستوری و اقتدارگرایانه! شخص مقابل میگوید: چون من این پست و سمت را دارم پس من درست میگویم! اگر کسی از منظر اقتدار و پست و مقام به موضوعی نگاه کند، مذاکره، گفتوگو و رسیدن به یک نتیجه برد برد با دیگران به مشکل بر می خورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📚تفاوت "تفکر توسعه نیافته" و "تفکرتوسعه یافته" در چیست؟
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📕چرا مُراقبِ آنچه می گوییم نیستیم؟ سی علّت
✍️ دکتر محمود سریع القلم
1-چون کتاب نمی خوانیم؛
2-چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی ما نیست؛
3-چون نظام آموزشی ما بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛
4-چون تربیتِ خانوادگی ما بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛
5-چون نیاموخته ایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛
6-چون وقتی به پول می رسیم احساسِ قدرت می کنیم؛
7-چون وقتی به قدرت می رسیم احساسِ برتری می کنیم؛
8-چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال می کنیم: پول و شهرت؛
9-چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی ما غلبه دارد؛
10-چون اصلِ نگاه ما به انسانهای دیگر ابزاری است؛
11-چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیره منتظره می رسند؛
12-چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پی آمد ندارد؛
13-چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبه گر غلبۀ نود درصدی دارند؛
14-چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛
15چون افراد، جوگیر می شوند؛
16-چون تعدادِFollower به مراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
17-چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی ما کیست؛
18-چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛
19-چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است؛
20-چون بی ثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛
21-چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛
22-چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛
23-چون گروه های مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کرده اند؛
24-چون روان شناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛
25-چون زرنگی های دمِ دست مهم تر از میراثِ شخصیتی است؛
26-چون تصور می کنیم دیگران متوجه نیات ما نمی شوند؛
27-چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛
28-چون زندگی امری جدی نیست؛
29-چون به دوامِ واژه های منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛
30-چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمی توانند بنویسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر محمود سریع القلم
1-چون کتاب نمی خوانیم؛
2-چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی ما نیست؛
3-چون نظام آموزشی ما بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن؛
4-چون تربیتِ خانوادگی ما بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی؛
5-چون نیاموخته ایم حرف زدن، مسئولیت دارد؛
6-چون وقتی به پول می رسیم احساسِ قدرت می کنیم؛
7-چون وقتی به قدرت می رسیم احساسِ برتری می کنیم؛
8-چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال می کنیم: پول و شهرت؛
9-چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی ما غلبه دارد؛
10-چون اصلِ نگاه ما به انسانهای دیگر ابزاری است؛
11-چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیره منتظره می رسند؛
12-چون بی احترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پی آمد ندارد؛
13-چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبه گر غلبۀ نود درصدی دارند؛
14-چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد؛
15چون افراد، جوگیر می شوند؛
16-چون تعدادِFollower به مراتب مهم تر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
17-چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی ما کیست؛
18-چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است؛
19-چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است؛
20-چون بی ثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است؛
21-چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است؛
22-چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است؛
23-چون گروه های مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کرده اند؛
24-چون روان شناسی فهم دیگران در بسیاری از افراد ضعیف است؛
25-چون زرنگی های دمِ دست مهم تر از میراثِ شخصیتی است؛
26-چون تصور می کنیم دیگران متوجه نیات ما نمی شوند؛
27-چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است؛
28-چون زندگی امری جدی نیست؛
29-چون به دوامِ واژه های منفی در ذهن انسان واقف نیستیم؛
30-چون بسیاری، حتی پنج صفحه در مورد خودشان نمی توانند بنویسند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎