✅استعدادهراسی :چرا مدیران تمایلی به جذب نخبگان ندارند؟(قسمت دوم)
5️⃣ایجاد مداوم مزاحمت:
برخی مدیران از مراجعه گاه و بیگاه افراد مستعد به دفترشان آنها معترضند و این کار را موجب اتلاف وقت خود میدانند و این افراد را بیکار تلقی می کنند.واقعيت امر این است که از مدیران خود انتظار دارند که تواناییهای آنها را تشخیص و توسعه دهند. این کار مزاحمت نیست. برخلاف عقاید سنتی، بیشتر مردم در محیطی مستعد، امکان پیشرفت بهتری دارند تا در محیطی ضعیف. بیشتر مدیران این مساله را درک نمیکنند.
6️⃣جذب استعدادها هزینه دارد و زمان بر است:
برخی می اندیشند که شناسایی و جذب و نگهداشت استعدادها هم زمان را به هدر می دهد و هم موجب اتلاف بودجه می شود. آنها از ارزش آفرینی استعدادها غافلند . ارزش مالی سازمانها به کیفیت استعدادهای آنها بستگی دارد و استعدادها به سرعت ارزش سازمان را افزایش می دهند. مدیریت استعداد یک استراتژی تجاری موفق برای سازمانهایی است که آن را بهمانند تعهدی بلندمدت برای خود تصورمی کنند.
7️⃣ احساس غرور یا بي نيازی:
مدیر گاهی می اندیشد که كار خود را بلد است و سازمان را با نیروی انسانی موجود بخوبی پیش می برد، لذا نیازی به جذب استعدادها نیست. اما بعيد است كه مدیر داراي مهارت و تخصص در همه زمينه ها باشد، حداكثر اين است كه بتوان گفت در اين زمينه فردی با تجربه است، ولي در دنياي پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائي كافي نيست .به فرض هم كه داراي تخصص كافي در اين زمينه باشد ولي حقيقت اين است كه از درون سازمان به مسائل و مشکلات می نگرد و درگير تعصبات و نزديك بيني هاي ناشي از اجراست و لذا نمي تواند به اندازه کافی واقع بين باشد
8️⃣احساس بي اعتمادي و بی کفایتی:
استعدادها فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند آنها فقط تئوری تحویل می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را مدیر هم می تواند در کتاب ها بخواند. این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار شده و این بد بینی رادر مدیران به وجود آوردند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً نقش استعدادها ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای سازمان مهمتر است .آنها می توانند پابه پای مدیر در مراحل اجرا همراهي كرده و از طریق ارائه ایده های خلاقانه ونظریه های کارشناسی ، وی را در اجرا یاری کنند ، زمینه ایجاد تحول را در سازمان فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود سازمان، بعلت درون آن بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .
9️⃣احساس هزینه :
جذب استعدادها و مدیریت آنها بودجه زیادی می خواهد و سازمان پول این نوع کارها را ندارد .پاسخ ان است که این هزینه ها در مقایسه با پول هائی که سازمان بخاطر نداشتن استعدادها به هدر می دهد ناچیز است . اینکار هزینه کردن نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
5️⃣ایجاد مداوم مزاحمت:
برخی مدیران از مراجعه گاه و بیگاه افراد مستعد به دفترشان آنها معترضند و این کار را موجب اتلاف وقت خود میدانند و این افراد را بیکار تلقی می کنند.واقعيت امر این است که از مدیران خود انتظار دارند که تواناییهای آنها را تشخیص و توسعه دهند. این کار مزاحمت نیست. برخلاف عقاید سنتی، بیشتر مردم در محیطی مستعد، امکان پیشرفت بهتری دارند تا در محیطی ضعیف. بیشتر مدیران این مساله را درک نمیکنند.
6️⃣جذب استعدادها هزینه دارد و زمان بر است:
برخی می اندیشند که شناسایی و جذب و نگهداشت استعدادها هم زمان را به هدر می دهد و هم موجب اتلاف بودجه می شود. آنها از ارزش آفرینی استعدادها غافلند . ارزش مالی سازمانها به کیفیت استعدادهای آنها بستگی دارد و استعدادها به سرعت ارزش سازمان را افزایش می دهند. مدیریت استعداد یک استراتژی تجاری موفق برای سازمانهایی است که آن را بهمانند تعهدی بلندمدت برای خود تصورمی کنند.
7️⃣ احساس غرور یا بي نيازی:
مدیر گاهی می اندیشد که كار خود را بلد است و سازمان را با نیروی انسانی موجود بخوبی پیش می برد، لذا نیازی به جذب استعدادها نیست. اما بعيد است كه مدیر داراي مهارت و تخصص در همه زمينه ها باشد، حداكثر اين است كه بتوان گفت در اين زمينه فردی با تجربه است، ولي در دنياي پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائي كافي نيست .به فرض هم كه داراي تخصص كافي در اين زمينه باشد ولي حقيقت اين است كه از درون سازمان به مسائل و مشکلات می نگرد و درگير تعصبات و نزديك بيني هاي ناشي از اجراست و لذا نمي تواند به اندازه کافی واقع بين باشد
8️⃣احساس بي اعتمادي و بی کفایتی:
استعدادها فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند آنها فقط تئوری تحویل می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را مدیر هم می تواند در کتاب ها بخواند. این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار شده و این بد بینی رادر مدیران به وجود آوردند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً نقش استعدادها ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای سازمان مهمتر است .آنها می توانند پابه پای مدیر در مراحل اجرا همراهي كرده و از طریق ارائه ایده های خلاقانه ونظریه های کارشناسی ، وی را در اجرا یاری کنند ، زمینه ایجاد تحول را در سازمان فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود سازمان، بعلت درون آن بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .
9️⃣احساس هزینه :
جذب استعدادها و مدیریت آنها بودجه زیادی می خواهد و سازمان پول این نوع کارها را ندارد .پاسخ ان است که این هزینه ها در مقایسه با پول هائی که سازمان بخاطر نداشتن استعدادها به هدر می دهد ناچیز است . اینکار هزینه کردن نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
📕 ۲۴ آبان ماه روز جهانی کتاب مبارک باد.
📚 رابطه کتاب خوانی و طول عمر
نتایج یک تحقیق نشان داده که مطالعه کتاب به افزایش عمر کمک میکند. به گزارش «گاردین» تحقیقی که بر روی بیش از ۳۵۰۰ نفر انجام شده، نشان داد کتاب خواندن بعنوان راهی برای تحمل شرایط زندگی، باعث افزایش طول عمر انسانها میشود.
📕نتایج این پژوهش که داشنگاه «ییل» در انجام آن همکاری داشت، در ژورنال «پزشکی و علوم اجتماعی» منتشر شده است. این تحقیق بر روی ۳۶۳۵ فرد ۵۰ سال به بالا انجام شده و نشان داده است که این افراد تقریبا دو سال بیشتر از دیگران زنده میمانند. داوطلبانی که در این تحقیق شرکت کردند، به سه دسته تقسیم شدند: آنهایی که سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، افرادی که هفتگی بیش از سه ساعت و نیم کتاب میخوانند و کسانی که اصلا اهل مطالعه کتاب نبودند. فاکتورهای دیگری از جمله جنسیت، نژاد و میزان تحصیلات نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
📒محققان دریافتند طی ۱۲ سال گذشته آن دسته از افرادی که بیش از سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، احتمالا مرگشان ۲۳ درصد کمتر بود. این روند درباره افرادی که تا سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، ۱۷ درصد بود. در طول مدت انجام این تحقیق ۳۳ درصد افرادی که کتاب نمیخواندند درگذشتند، در حالی که این رقم درباره کتابخوانها ۲۷ درصد بود.
📘این تحقیق همچنین نشان داد که خواندن کتاب به مراتب نسبت به نشریات و روزنامهها بر افزایش طول عمر تأثیرگذارتر است. کارشناسان علت این مسئله را درگیر شدن ذهن خواننده با محتویات کتابها میدانند.
📙در مطلبی که در این ژورنال علمی منتشر شده، آمده است: کتابخوانی فرایند آرام و عمیق مطالعه و غوطهور شدن در کتاب را تقویت میکند. این نوعی درگیری شناختی است و زمانی اتفاق میافتد که خواننده ارتباط بخشهای مختلف کتاب را درمییابد و کاربرد آنها را در دنیای بیرونی پیدا میکند. در معرض کتابها قرار گرفتن نوعی درگیری شناختی ایجاد میکند که مهارتهای ارتباطی، منطقی، یادگیری واژهها و تفکر انتقادی را در خواننده تقویت میکند. کتابها همچنین احساس همدردی، درک اجتماعی و هوش احساسی افراد را افزایش میدهند و همین موجب شکلگیری فرآیندهای شناختی و در پایان، منجر به افزایش طول عمر میشود.
📗در این تحقیق ژانر کتابهایی که خوانده شده، مشخص نشده اما به احتمال زیاد بیشتر افرادی که در آن شرکت کردند علاقهمند به آثار داستانی بودند.
📚 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📚 رابطه کتاب خوانی و طول عمر
نتایج یک تحقیق نشان داده که مطالعه کتاب به افزایش عمر کمک میکند. به گزارش «گاردین» تحقیقی که بر روی بیش از ۳۵۰۰ نفر انجام شده، نشان داد کتاب خواندن بعنوان راهی برای تحمل شرایط زندگی، باعث افزایش طول عمر انسانها میشود.
📕نتایج این پژوهش که داشنگاه «ییل» در انجام آن همکاری داشت، در ژورنال «پزشکی و علوم اجتماعی» منتشر شده است. این تحقیق بر روی ۳۶۳۵ فرد ۵۰ سال به بالا انجام شده و نشان داده است که این افراد تقریبا دو سال بیشتر از دیگران زنده میمانند. داوطلبانی که در این تحقیق شرکت کردند، به سه دسته تقسیم شدند: آنهایی که سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، افرادی که هفتگی بیش از سه ساعت و نیم کتاب میخوانند و کسانی که اصلا اهل مطالعه کتاب نبودند. فاکتورهای دیگری از جمله جنسیت، نژاد و میزان تحصیلات نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
📒محققان دریافتند طی ۱۲ سال گذشته آن دسته از افرادی که بیش از سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، احتمالا مرگشان ۲۳ درصد کمتر بود. این روند درباره افرادی که تا سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، ۱۷ درصد بود. در طول مدت انجام این تحقیق ۳۳ درصد افرادی که کتاب نمیخواندند درگذشتند، در حالی که این رقم درباره کتابخوانها ۲۷ درصد بود.
📘این تحقیق همچنین نشان داد که خواندن کتاب به مراتب نسبت به نشریات و روزنامهها بر افزایش طول عمر تأثیرگذارتر است. کارشناسان علت این مسئله را درگیر شدن ذهن خواننده با محتویات کتابها میدانند.
📙در مطلبی که در این ژورنال علمی منتشر شده، آمده است: کتابخوانی فرایند آرام و عمیق مطالعه و غوطهور شدن در کتاب را تقویت میکند. این نوعی درگیری شناختی است و زمانی اتفاق میافتد که خواننده ارتباط بخشهای مختلف کتاب را درمییابد و کاربرد آنها را در دنیای بیرونی پیدا میکند. در معرض کتابها قرار گرفتن نوعی درگیری شناختی ایجاد میکند که مهارتهای ارتباطی، منطقی، یادگیری واژهها و تفکر انتقادی را در خواننده تقویت میکند. کتابها همچنین احساس همدردی، درک اجتماعی و هوش احساسی افراد را افزایش میدهند و همین موجب شکلگیری فرآیندهای شناختی و در پایان، منجر به افزایش طول عمر میشود.
📗در این تحقیق ژانر کتابهایی که خوانده شده، مشخص نشده اما به احتمال زیاد بیشتر افرادی که در آن شرکت کردند علاقهمند به آثار داستانی بودند.
📚 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
📕 24 آبان ماه روز ملی کتاب و کتابخوانی گرامی باد .
اگر اهل کتاب خواندن نیستیم، احتمالا:
۱.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۲. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۳. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۴. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۵. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۶. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۷. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۸. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۹. با واژه نقد بیگانهایم.
۱۰. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۱۳. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۴. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر
نداریم.
۱۵. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. دامنهی لذت ما محدود است.
@competentmanagers
اگر اهل کتاب خواندن نیستیم، احتمالا:
۱.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۲. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۳. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۴. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۵. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۶. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۷. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۸. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۹. با واژه نقد بیگانهایم.
۱۰. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۱۳. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۴. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر
نداریم.
۱۵. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. دامنهی لذت ما محدود است.
@competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
✅رابطه مطالعه و خشونت!
🔗موسسه مطالعاتی اقتصاد و صلح، تازهترین گزارش خود را با عنوان «شاخص جهانی صلح» را منتشر کرد.
⏺در این بررسی مهربان ترین کشورها عبارتند از:
1. ایسلند
2. دانمارک
3. اتریش
4. نیوزیلند
5. سوئیس
6. فنلاند
7. کانادا
8. ژاپن
9. استرالیا
10. جمهوری چک
❌قهر آمیز ترین کشورها عبارتند از :
162. سوریه
161. عراق
160. افعانستان
159. سودان شمالی
158. آفریقای مرکزی
157. سومالی
156. سودان
155. کنگو
154. پاکستان
153. کره شمالی
152. روسیه
151. نیجریه
🔗مالزی نخستین کشور اسلامی در رتبه 28 است.
⚠️ایران با بیش از 6 میلیون نزاع خیابانی در سال و بیش از 15 میلیون پرونده تازه در سال گذشته رتبه ای بهتر از 138 در جدول نیافته است.
🔗در این گزارش، اروپا آرام ترین قاره و کشورهای منا یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا خشونت آمیز ترین کشورهای جهان بوده اند.
🔗مالزی، قطر، کویت، امارات و اندونزی پنچ کشور اسلامی هستند که در بالای جدول از 28 به بعد هستند.
🔗آرامش در 25 کشور دنیا خیلی بالاست که شامل هیچ کشور اسلامی نمی شود.
🔗در 43 کشور آرامش بالاست که شامل 5 کشور اسلامی فوق است.
🔗خشونت به انواع مختلف در 87 کشور از جمله ایران بالاست.
🔗12 کشور فوق هم روی خشونت را سفید کرده اند. که به جز روسیه و کره شمالی همه کشورهای اسلامی هستند.
🔗جالب این که 30 کشور آرام جهان در صدر کشورهای پر مطالعه هستند و بدون استثنا رنکینگ مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است. 🔗پس مطالعه کنیم.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@Competentmanagers
🔗موسسه مطالعاتی اقتصاد و صلح، تازهترین گزارش خود را با عنوان «شاخص جهانی صلح» را منتشر کرد.
⏺در این بررسی مهربان ترین کشورها عبارتند از:
1. ایسلند
2. دانمارک
3. اتریش
4. نیوزیلند
5. سوئیس
6. فنلاند
7. کانادا
8. ژاپن
9. استرالیا
10. جمهوری چک
❌قهر آمیز ترین کشورها عبارتند از :
162. سوریه
161. عراق
160. افعانستان
159. سودان شمالی
158. آفریقای مرکزی
157. سومالی
156. سودان
155. کنگو
154. پاکستان
153. کره شمالی
152. روسیه
151. نیجریه
🔗مالزی نخستین کشور اسلامی در رتبه 28 است.
⚠️ایران با بیش از 6 میلیون نزاع خیابانی در سال و بیش از 15 میلیون پرونده تازه در سال گذشته رتبه ای بهتر از 138 در جدول نیافته است.
🔗در این گزارش، اروپا آرام ترین قاره و کشورهای منا یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا خشونت آمیز ترین کشورهای جهان بوده اند.
🔗مالزی، قطر، کویت، امارات و اندونزی پنچ کشور اسلامی هستند که در بالای جدول از 28 به بعد هستند.
🔗آرامش در 25 کشور دنیا خیلی بالاست که شامل هیچ کشور اسلامی نمی شود.
🔗در 43 کشور آرامش بالاست که شامل 5 کشور اسلامی فوق است.
🔗خشونت به انواع مختلف در 87 کشور از جمله ایران بالاست.
🔗12 کشور فوق هم روی خشونت را سفید کرده اند. که به جز روسیه و کره شمالی همه کشورهای اسلامی هستند.
🔗جالب این که 30 کشور آرام جهان در صدر کشورهای پر مطالعه هستند و بدون استثنا رنکینگ مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است. 🔗پس مطالعه کنیم.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
چرا مطالعه نمیکنیم.pdf
410.9 KB
📢📢ایران؛ جامعه بی مطالعه
🔴چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای را پیش رو دارد؟
⭕️1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.
⭕️2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم.
⭕️3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.
⭕️4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم
⭕️5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.
⭕️6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است.
⭕️7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم
⭕️8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم
⭕️9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست
⭕️10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است
⭕️11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم
⭕️12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم
⭕️13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم
⭕️14-شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم
🔰@CompetentManagers
🔴چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای را پیش رو دارد؟
⭕️1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.
⭕️2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم.
⭕️3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.
⭕️4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم
⭕️5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.
⭕️6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است.
⭕️7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم
⭕️8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم
⭕️9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست
⭕️10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است
⭕️11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم
⭕️12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم
⭕️13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم
⭕️14-شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم
🔰@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت اول-
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت دوم-
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
✳ در مسیر موفقیت:
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
🔰بهترین کشور جهان مشخص شد!
🔺در رتبه بندی 73 کشور جهان در سال ۲۰۲۰ که ایران جز کشورها نیست، سوئیس لقب بهترین کشور را گرفت.
🔹سوئیس موفق شد لقب بهترین کشور در جهان را از آن خود کند.
🔸به گزارش سلام نو، رتبه بندی کشورهای جهان در سال ۲۰۲۰ با در نظر گرفتن ۹ زیر شاخه کارآفرینی، تجربه زندگی، شهروندی، نفوذ فرهنگی (ذهنیت مردم دیگر کشورها نسبت به آن کشور)،فرهنگ و هنر، تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور، سهولت کسب و کار، میزان قدرت اقتصاد و کیفیت زندگی توسط دانشگاه پنسیلوانیا و گروه مشاورین " بی ای وی" منتشر شد که در آن از حدود ۲۰ هزار نفر از مردم سراسر جهان در خصوص این کشورها نظرسنجی شده است.
🔺لازم به ذکر است که در این رتبه بندی تنها ۷۳ کشور رده بندی شدهاند و ایران جز کشورهایی است که در این گزارش به آنها پرداخته نشده است.
🔺برترین کشورها در مجموع به ترتیب عبارتند از :
۱- سوئیس
۲- کانادا
۳- ژاپن
۴- آلمان
۵- استرالیا
۶- انگلیس
۷- آمریکا
۸- سوئد
۹- هلند
۱۰- نروژ
🔷برترین کشورها در شاخصهای مختلف
🔺۱- کارآفرینی: آلمان، آمریکا، ژاپن، انگلیس، سوئیس
🔺۲- تجربه زندگی: برزیل، ایتالیا، اسپانیا، یونان، تایلند
🔺۳- شهروندی: سوئد، کانادا، نروژ، هلند، دانمارک
🔺۴- نفوذ فرهنگی: ایتالیا، فرانسه،اسپانیا، آمریکا، انگلیس
🔺۵- فرهنگ و هنر: ایتالیا، اسپانیا، یونان، فرانسه، مکزیک
🔺۶- تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور: امارات، هند، چین، مصر، ژاپن
🔺۷- سهولت کسب و کار: لوکزامبورگ، سوئیس، کانادا، دانمارک، سنگاپور
🔺۸- میزان قدرت اقتصاد: آمریکا، چین، ژاپن، آلمان، انگلیس
🔺۹- کیفیت زندگی: کانادا،دانمارک، سوئد، نروژ، استرالیا
🔘بدترین کشورها
🔻در این رتبه بندی، لبنان در رده آخر قرار دارد و پس از این کشور نیز نام صربستان، عمان، بلاروس، تونس، اوکراین و غنا دیده میشود.
🔸رتبه دیگر کشورها
🔻در گزارش مشترک موسسه " بی ای وی" و دانشگاه پنسیلوانیا، فرانسه در رده دوازدهم، چین پانزدهم، سنگاپور شانزدهم، اتریش هجدهم، امارات بیست و دوم، عربستان سی و یکم، ترکیه سی و پنجم، اسلواکی پنجاه و دوم، آذربایجان شصت و یکم و قزاقستان شصت و ششم بهترین کشورهای جهان قرار گرفتهاند./ایسنا
♻️توسعه و پیشرفت اتفاقی نیست؛ با مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی، با به خدمت گیری علم و دانش بشری، با همگرایی ملی میتوان به آن دست یافت. مهم خواستن است و تلاش در جهت خواستن.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompettentManagers
🔺در رتبه بندی 73 کشور جهان در سال ۲۰۲۰ که ایران جز کشورها نیست، سوئیس لقب بهترین کشور را گرفت.
🔹سوئیس موفق شد لقب بهترین کشور در جهان را از آن خود کند.
🔸به گزارش سلام نو، رتبه بندی کشورهای جهان در سال ۲۰۲۰ با در نظر گرفتن ۹ زیر شاخه کارآفرینی، تجربه زندگی، شهروندی، نفوذ فرهنگی (ذهنیت مردم دیگر کشورها نسبت به آن کشور)،فرهنگ و هنر، تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور، سهولت کسب و کار، میزان قدرت اقتصاد و کیفیت زندگی توسط دانشگاه پنسیلوانیا و گروه مشاورین " بی ای وی" منتشر شد که در آن از حدود ۲۰ هزار نفر از مردم سراسر جهان در خصوص این کشورها نظرسنجی شده است.
🔺لازم به ذکر است که در این رتبه بندی تنها ۷۳ کشور رده بندی شدهاند و ایران جز کشورهایی است که در این گزارش به آنها پرداخته نشده است.
🔺برترین کشورها در مجموع به ترتیب عبارتند از :
۱- سوئیس
۲- کانادا
۳- ژاپن
۴- آلمان
۵- استرالیا
۶- انگلیس
۷- آمریکا
۸- سوئد
۹- هلند
۱۰- نروژ
🔷برترین کشورها در شاخصهای مختلف
🔺۱- کارآفرینی: آلمان، آمریکا، ژاپن، انگلیس، سوئیس
🔺۲- تجربه زندگی: برزیل، ایتالیا، اسپانیا، یونان، تایلند
🔺۳- شهروندی: سوئد، کانادا، نروژ، هلند، دانمارک
🔺۴- نفوذ فرهنگی: ایتالیا، فرانسه،اسپانیا، آمریکا، انگلیس
🔺۵- فرهنگ و هنر: ایتالیا، اسپانیا، یونان، فرانسه، مکزیک
🔺۶- تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور: امارات، هند، چین، مصر، ژاپن
🔺۷- سهولت کسب و کار: لوکزامبورگ، سوئیس، کانادا، دانمارک، سنگاپور
🔺۸- میزان قدرت اقتصاد: آمریکا، چین، ژاپن، آلمان، انگلیس
🔺۹- کیفیت زندگی: کانادا،دانمارک، سوئد، نروژ، استرالیا
🔘بدترین کشورها
🔻در این رتبه بندی، لبنان در رده آخر قرار دارد و پس از این کشور نیز نام صربستان، عمان، بلاروس، تونس، اوکراین و غنا دیده میشود.
🔸رتبه دیگر کشورها
🔻در گزارش مشترک موسسه " بی ای وی" و دانشگاه پنسیلوانیا، فرانسه در رده دوازدهم، چین پانزدهم، سنگاپور شانزدهم، اتریش هجدهم، امارات بیست و دوم، عربستان سی و یکم، ترکیه سی و پنجم، اسلواکی پنجاه و دوم، آذربایجان شصت و یکم و قزاقستان شصت و ششم بهترین کشورهای جهان قرار گرفتهاند./ایسنا
♻️توسعه و پیشرفت اتفاقی نیست؛ با مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی، با به خدمت گیری علم و دانش بشری، با همگرایی ملی میتوان به آن دست یافت. مهم خواستن است و تلاش در جهت خواستن.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompettentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز : از نگاه یاران
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔴خسارات طرفین جنگ سرد ايران و آمريكا
✍غلامرضا مصدق
🌿 بيش از ٤١ سال است كه جنگ سردی تمام عيار و در مقاطعي كوتاه جنگ گرم بين ايران و آمريكا در جريان بوده است که هر روز بر شدت آن افزوده شده و فعلاً هم چشم اندازي روشنی برای اتمام آن دیده نمیشود. هرگاه كلمه جنگ به ذهن متبادر می شود، بلافاصله واژه خسارات وارده رخ می نماید. صرف نظر از حقانيت و ضرورت ادامه اين جنگ ، نگاهي كوتاه به خسارات طرفين مي اندازيم.
🌿 لیست خسارات طرف ایرانی چنان بلند بالاست که احصاء همه آن تقریباً غیر ممکن است. در اینجا فقط به چند مورد مهم آن اكتفا ميكنم.
🔹حداقل ٨۵٪ درآمد نفت ایران بعنوان مهمترین منبع درآمدی از دست رفته است و ایران از جایگاه دومین تولید کننده اوپک به ته جدول این سازمان سقوط کرده است،
🔹علی رغم موقعیت جغرافیایی منحصر بفرد در سایه این کشمکش ها و ریسک مترتب بر آن هیچ خط لوله گاز و نفت بین المللی از خاک ایران ترانزیت نمیشود.
🔹 حلقه محاصره اقتصادی چنان تنگ شده که چین ابرقدرت، که رقیب تمام عیار آمریکاست پولهای ایران را با تحریم های یک جانبه این کشور بلوکه کرده است.
🔹همه کشورها حتی دوستان به ظاهر نزدیک ما چنان به تحریم های یک جانبه آمریکا عليه ما تمكين ميكنند که حتی از فروش دارو که مشمول تحریمها هم نیست خودداری میکنند.
🔹علیرغم احتیاج مبرم ایران برای سرمایه گذاریهای خارجی، هیچ سرمایه گذاری خارجی قابل اعتنایی در ایران انجام نمیشود،
🔹هر آنچه را که با دور زدن تحریمها میخریم مجبوریم چندین برابر قیمت آن و بسیار گرانتر از قیمت معمول آن را خرید کنیم و هر آنچه صادر میکنیم نیز باید زیر قیمت جهانی بفروشیم.
🔹 هزينه سر پا نگهداشتن صدها هواپيمای مستعمل و قدیمی، از خرید نو آنها بیشتر است. که با شرایط تحریم هیچ امکانی برای تعویض یا تعمیر اساسی انها وجود ندارد.
🔹_در این چهل سال گذشته آنقدر پول و بودجه و تمام امکانت خود را صرف این مبارزه کردیم که دیگر مجالی برای حل مشکلات ابتدایی شهروندان از جمله مشکلات معیشتی مردم نیافته ایم_.
🔹_در طول این همه سال, همه کشورهای مشابه ما و دیگر همسایگان ما که چهل پنجاه سال گذشته هیچ چیزی برای خود نداشتند، با مدیریت و درایت خود با متمرکز کردن انرژی خود به داخل، قدمهای موثری برای پیشرفت و توسعه و رفاه شهروندان خویش بر داشته اند. که دست یافتنش برای ما رویا شده است.
🔹در طول این سالها در آمریکا هر كسي كه از مادرش قهر ميكند با طرح شكايتي واهی از ایران چند میلیون دلار از پولها و اموال بلوکه شده ایران را در سرتا سر جهان به حکم دادگاه دریافت میکند.
🌿اما در طرف آمریکایی نه تنها خسارتی دیده نمیشود. بر عکس آمریکا این جنگ را به دکانی دو نبش برای کاسبی خود تبدیل کرده است . بر خلاف ایران که لیست خساراتش بلند بالاست، بالعکس لیست منافع آمریکا از این جنگ بی شمار است.
🔸آمریکا با علم کردن ایران بعنوان هیولای منطقه در ۱۰ کشور از ۱۳ همسایه زمینی و دریایی ما پایگاه نظامی ایجاد کرده ، خریدار ۳۵٪ کل فروش اسلحه در جهان کشورهای منطقه هستند ، سهم آمریکا از این بازار ۹۰٪ است ، آمريكا كشورهاي ضعيف ولي ثروتمند منطقه را چنان به خود وابسته كرده كه ترامپ به شكلي تحقير آميز علناً به آنها هشدار ميدهد اگر ما نباشيم ايران کمتر از يك هفته شما را مي خورد ، تسلط آمریکا بر منطقه سرشار از انرژی در رقابت رو به تزاید با چین تشنه انرژی بسیار کارساز خواهد بود ، اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا که قرار بود از صفحه روزگار محو شود در حال گشايش سفارتخانه ها و احداث پایگاه های جاسوسی خود بیخ گوش ما در خلیج فارس است ، آمریکا در این جنگ یک کاسبی با سود صد در صدی بدون یک دلار هزینه هم دارد و آن كسب سالانه میلیاردها دلار از محل جریمه بانکها و شرکتهائی که تحریم ایران را نقض میکنند.
🌿 من در مورد انگیزه ادامه این جنگ از طرف ایران قضاوتی نمیکنم ولی تردیدی ندارم استراتژیستها و اتاقهای فکر طرف آمریکایی صرف نظر از اینکه ترامپ یا بایدن بر این کشور حکمرانی کند ، بعید است از منافع این جنگ بی هزینه ولی سراسر فایده به این زودی ها دست بکشند/منبع کانال دیپلماسی
✍غلامرضا مصدق
🌿 بيش از ٤١ سال است كه جنگ سردی تمام عيار و در مقاطعي كوتاه جنگ گرم بين ايران و آمريكا در جريان بوده است که هر روز بر شدت آن افزوده شده و فعلاً هم چشم اندازي روشنی برای اتمام آن دیده نمیشود. هرگاه كلمه جنگ به ذهن متبادر می شود، بلافاصله واژه خسارات وارده رخ می نماید. صرف نظر از حقانيت و ضرورت ادامه اين جنگ ، نگاهي كوتاه به خسارات طرفين مي اندازيم.
🌿 لیست خسارات طرف ایرانی چنان بلند بالاست که احصاء همه آن تقریباً غیر ممکن است. در اینجا فقط به چند مورد مهم آن اكتفا ميكنم.
🔹حداقل ٨۵٪ درآمد نفت ایران بعنوان مهمترین منبع درآمدی از دست رفته است و ایران از جایگاه دومین تولید کننده اوپک به ته جدول این سازمان سقوط کرده است،
🔹علی رغم موقعیت جغرافیایی منحصر بفرد در سایه این کشمکش ها و ریسک مترتب بر آن هیچ خط لوله گاز و نفت بین المللی از خاک ایران ترانزیت نمیشود.
🔹 حلقه محاصره اقتصادی چنان تنگ شده که چین ابرقدرت، که رقیب تمام عیار آمریکاست پولهای ایران را با تحریم های یک جانبه این کشور بلوکه کرده است.
🔹همه کشورها حتی دوستان به ظاهر نزدیک ما چنان به تحریم های یک جانبه آمریکا عليه ما تمكين ميكنند که حتی از فروش دارو که مشمول تحریمها هم نیست خودداری میکنند.
🔹علیرغم احتیاج مبرم ایران برای سرمایه گذاریهای خارجی، هیچ سرمایه گذاری خارجی قابل اعتنایی در ایران انجام نمیشود،
🔹هر آنچه را که با دور زدن تحریمها میخریم مجبوریم چندین برابر قیمت آن و بسیار گرانتر از قیمت معمول آن را خرید کنیم و هر آنچه صادر میکنیم نیز باید زیر قیمت جهانی بفروشیم.
🔹 هزينه سر پا نگهداشتن صدها هواپيمای مستعمل و قدیمی، از خرید نو آنها بیشتر است. که با شرایط تحریم هیچ امکانی برای تعویض یا تعمیر اساسی انها وجود ندارد.
🔹_در این چهل سال گذشته آنقدر پول و بودجه و تمام امکانت خود را صرف این مبارزه کردیم که دیگر مجالی برای حل مشکلات ابتدایی شهروندان از جمله مشکلات معیشتی مردم نیافته ایم_.
🔹_در طول این همه سال, همه کشورهای مشابه ما و دیگر همسایگان ما که چهل پنجاه سال گذشته هیچ چیزی برای خود نداشتند، با مدیریت و درایت خود با متمرکز کردن انرژی خود به داخل، قدمهای موثری برای پیشرفت و توسعه و رفاه شهروندان خویش بر داشته اند. که دست یافتنش برای ما رویا شده است.
🔹در طول این سالها در آمریکا هر كسي كه از مادرش قهر ميكند با طرح شكايتي واهی از ایران چند میلیون دلار از پولها و اموال بلوکه شده ایران را در سرتا سر جهان به حکم دادگاه دریافت میکند.
🌿اما در طرف آمریکایی نه تنها خسارتی دیده نمیشود. بر عکس آمریکا این جنگ را به دکانی دو نبش برای کاسبی خود تبدیل کرده است . بر خلاف ایران که لیست خساراتش بلند بالاست، بالعکس لیست منافع آمریکا از این جنگ بی شمار است.
🔸آمریکا با علم کردن ایران بعنوان هیولای منطقه در ۱۰ کشور از ۱۳ همسایه زمینی و دریایی ما پایگاه نظامی ایجاد کرده ، خریدار ۳۵٪ کل فروش اسلحه در جهان کشورهای منطقه هستند ، سهم آمریکا از این بازار ۹۰٪ است ، آمريكا كشورهاي ضعيف ولي ثروتمند منطقه را چنان به خود وابسته كرده كه ترامپ به شكلي تحقير آميز علناً به آنها هشدار ميدهد اگر ما نباشيم ايران کمتر از يك هفته شما را مي خورد ، تسلط آمریکا بر منطقه سرشار از انرژی در رقابت رو به تزاید با چین تشنه انرژی بسیار کارساز خواهد بود ، اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا که قرار بود از صفحه روزگار محو شود در حال گشايش سفارتخانه ها و احداث پایگاه های جاسوسی خود بیخ گوش ما در خلیج فارس است ، آمریکا در این جنگ یک کاسبی با سود صد در صدی بدون یک دلار هزینه هم دارد و آن كسب سالانه میلیاردها دلار از محل جریمه بانکها و شرکتهائی که تحریم ایران را نقض میکنند.
🌿 من در مورد انگیزه ادامه این جنگ از طرف ایران قضاوتی نمیکنم ولی تردیدی ندارم استراتژیستها و اتاقهای فکر طرف آمریکایی صرف نظر از اینکه ترامپ یا بایدن بر این کشور حکمرانی کند ، بعید است از منافع این جنگ بی هزینه ولی سراسر فایده به این زودی ها دست بکشند/منبع کانال دیپلماسی
4_5801185246938400474.pdf
3.5 MB
📕پی دی اف کتاب : عصر سنت گریزی
سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
🖌نویسنده : چارلز هندی
📝مترجم : عباس مخبر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
🖌نویسنده : چارلز هندی
📝مترجم : عباس مخبر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕خلاصه ایی از مباحث کتاب :
عصر سنت گریزی: سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
صحبت درباره ی این بود که به زنان اجازه داده شود که کشیش شوند، یکی از حضار اظهار داشت: چرا نباید اجازه دهیم وضع موجود ادامه پیدا کند؟
اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتاد بهتر است آهسته و پیوسته باشد تغییر پیوسته راحت است در چنین حالتی گذشته چراغ راه آینده است. اما گاهی تقارن شرایط به گونه ای است که مدافعان وضع موجود را به دردسر می اندازد مانند جنگ ها و پیشرفت های تکنولوژی یا تغییرات جمعیتی و تغییرات اقتصادی.
تغییر دیگر همان چیزی که قبلا بود نیست و حفظ وضع موجود دیگر به هیچ وجه بهترین راهی نیست که پیش روی ما قرار دارد. اگر خواهان بهره گیری بیشتر از فرصت و خطر کمتری باشیم لازم است تغییرات را بهتر درک کنیم. کسانی که علل تغییر را می فهمند در راه صیانت از خود یا مبارزه با آنچه اجتناب ناپذیر است نیروی کمتری تلف می کنند. کسانی که سمت و سوی تغییر را درک می کنند بهتر می توانند از این تغییرات به نفع خویش بهره برداری کنند و جامعه ای که از تغییر استقبال کند می تواند به جای اینکه صرفا در مقابل آن واکنش نشان دهد، آن را به خدمت بگیرد.
جرج برنارد شاو عقیده داشت که انسان معقول خود را با جهان منطبق می سازد در حالی که انسان غیر معقول سعی می کند جهان را بر خویش منطبق سازد.
ما در آستانه ورود به عصری نامعقول هستیم که در آن آینده به وسیله ما و برای ما شکل میگیرد زمانه پرداختن به تخیلات جسورانه و آنچه غیرمعقول است.
هدف این کتاب اشاعه درک صحیح تری از تغییراتی است که هم اکنون در اطراف ما اتفاق می افتد، تا بتوانیم در مقام افراد و اجتماع رنج کمتر و بهره بیشتری ببریم.
استدلال این کتاب بر سه فرض استوار است:
1- اینکه تغییرات با آنچه در گذشته اتفاق می افتاد متفاوتند آنها نا پیوسته اند.
2- اینکه تغییرات کوچک می تواند بزرگترین تفاوت ها را در زندگی ما بوجود آورند.
3- اینکه برخورد با تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشه واژگون ناپیوسته است.
و......
واژگون اندیشیدن
تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است. شیوه های انجام امور بصورت متفاوت با گذشته مستلزم نگاهی تازه به همه چیز است. اندیشه واژگون ناپیوسته هیچ گاه مورد پسند حامیان پیوستگی و حفظ وضع موجود نبوده است کپرنیک ، گالیله و حضرت مسیح نمونه های برجسته اندیشه ی واژگون هستند که رنج های زیادی کشیده اند اما اندیشه های آنان زنده است و نیرو ها وامکانات تازه ای را آزاد می کنند. انسان های صاحب نفوذ در صد سال گذشته هیتلر ، استالین و چرچیل نبوده اند بلکه فروید، مارکس و انشتین بوده اند که شیوه تفکر ما را تغییر داده اند.
تفکر خلاق و واژگون می تواند نیرو های تازه ای را آزاد کند و نیازی نیست سودای بزرگی انشتین و تفکر فراگیر مارکس را در سر پروراند. در این تفکر آشپزی نیز می تواند یک فعالیت خلاق باشد. تفکر واژگون هیچ چیز را تغییر نمی دهد به جز تفکر ما، که همین تغییر می تواند همه چیز را به کلی متفاوت سازد.
تغییرات با آنچه در گذشته بوده فرق می کند سرعت تغییرات افزایش یافته و در این حالت امکان پیش بینی و کنترل امور کمتر می شود و تغییر تدریجی ناگهان به تغییر ناپیوسته تبدیل می شود. تغییر ناپیوسته نه تنها فاجعه نیست بلکه بهترین راه پیشرفت برای جامعه ای است که دچار یکنواختی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
عصر سنت گریزی: سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
صحبت درباره ی این بود که به زنان اجازه داده شود که کشیش شوند، یکی از حضار اظهار داشت: چرا نباید اجازه دهیم وضع موجود ادامه پیدا کند؟
اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتاد بهتر است آهسته و پیوسته باشد تغییر پیوسته راحت است در چنین حالتی گذشته چراغ راه آینده است. اما گاهی تقارن شرایط به گونه ای است که مدافعان وضع موجود را به دردسر می اندازد مانند جنگ ها و پیشرفت های تکنولوژی یا تغییرات جمعیتی و تغییرات اقتصادی.
تغییر دیگر همان چیزی که قبلا بود نیست و حفظ وضع موجود دیگر به هیچ وجه بهترین راهی نیست که پیش روی ما قرار دارد. اگر خواهان بهره گیری بیشتر از فرصت و خطر کمتری باشیم لازم است تغییرات را بهتر درک کنیم. کسانی که علل تغییر را می فهمند در راه صیانت از خود یا مبارزه با آنچه اجتناب ناپذیر است نیروی کمتری تلف می کنند. کسانی که سمت و سوی تغییر را درک می کنند بهتر می توانند از این تغییرات به نفع خویش بهره برداری کنند و جامعه ای که از تغییر استقبال کند می تواند به جای اینکه صرفا در مقابل آن واکنش نشان دهد، آن را به خدمت بگیرد.
جرج برنارد شاو عقیده داشت که انسان معقول خود را با جهان منطبق می سازد در حالی که انسان غیر معقول سعی می کند جهان را بر خویش منطبق سازد.
ما در آستانه ورود به عصری نامعقول هستیم که در آن آینده به وسیله ما و برای ما شکل میگیرد زمانه پرداختن به تخیلات جسورانه و آنچه غیرمعقول است.
هدف این کتاب اشاعه درک صحیح تری از تغییراتی است که هم اکنون در اطراف ما اتفاق می افتد، تا بتوانیم در مقام افراد و اجتماع رنج کمتر و بهره بیشتری ببریم.
استدلال این کتاب بر سه فرض استوار است:
1- اینکه تغییرات با آنچه در گذشته اتفاق می افتاد متفاوتند آنها نا پیوسته اند.
2- اینکه تغییرات کوچک می تواند بزرگترین تفاوت ها را در زندگی ما بوجود آورند.
3- اینکه برخورد با تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشه واژگون ناپیوسته است.
و......
واژگون اندیشیدن
تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است. شیوه های انجام امور بصورت متفاوت با گذشته مستلزم نگاهی تازه به همه چیز است. اندیشه واژگون ناپیوسته هیچ گاه مورد پسند حامیان پیوستگی و حفظ وضع موجود نبوده است کپرنیک ، گالیله و حضرت مسیح نمونه های برجسته اندیشه ی واژگون هستند که رنج های زیادی کشیده اند اما اندیشه های آنان زنده است و نیرو ها وامکانات تازه ای را آزاد می کنند. انسان های صاحب نفوذ در صد سال گذشته هیتلر ، استالین و چرچیل نبوده اند بلکه فروید، مارکس و انشتین بوده اند که شیوه تفکر ما را تغییر داده اند.
تفکر خلاق و واژگون می تواند نیرو های تازه ای را آزاد کند و نیازی نیست سودای بزرگی انشتین و تفکر فراگیر مارکس را در سر پروراند. در این تفکر آشپزی نیز می تواند یک فعالیت خلاق باشد. تفکر واژگون هیچ چیز را تغییر نمی دهد به جز تفکر ما، که همین تغییر می تواند همه چیز را به کلی متفاوت سازد.
تغییرات با آنچه در گذشته بوده فرق می کند سرعت تغییرات افزایش یافته و در این حالت امکان پیش بینی و کنترل امور کمتر می شود و تغییر تدریجی ناگهان به تغییر ناپیوسته تبدیل می شود. تغییر ناپیوسته نه تنها فاجعه نیست بلکه بهترین راه پیشرفت برای جامعه ای است که دچار یکنواختی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 معیار توسعه
✍️ فرهاد قنبری
بی شک یکی از معیارهای اساسی توسعه یافتگی یک کشور، شیوه اداره و مدیریت سیاسی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است. بسته به اینکه مردم چه میزان در تعیین و تغییر حاکمان و ساختار سیاسی نقش دارند. خدمات عمومی چگونه و میان چه طبقاتی ارائه می شود. فساد و شفافیت اقتصادی و فرهنگی در میان حاکمان چه میزان است. رابطه حاکم و مردم ارباب-رعیتی یا قانونگذاز- شهروندی است و مسائلی از این قبیل که به عنوان معیار توسعه یافتگی یا عدم توسعه سیاسی یک کشور به شمار می روند.
اما این یک سوی مسئله و یک شاخص و معیار برای سنجش توسعه یک جامعه به شمار می رود. در سوی دیگر این معادله مردم قرار دارند که معیار و شاخص توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه را رقم می زنند.
در جهان امروز معیار توسعه دیگر آسفالت خیابان ها و بزرگراهها، یا شیشه های رنگی پاساژها و هایپرمارکت ها، پوشیدن لباس های مارک دار، متروها و راه آهن و کارخانه و موبایل و تلفن خودرو و مال ها و برج های دراز و امثالهم نیست و اگر مردم سرزمینی چنین معیارهایی را عامل توسعه خود می دانند نشانگر آن است که هنور با مفهوم توسعه کیلومترها فاصله داشته و به این زودی ها به توسعه و پیشرفت نخواهند رسید.
میزان توسعه یافتگی یک جامعه در جهان امروز را باید از وضعیت زنان در جامعه و خانواده ها شهرها و روستاهای یک کشور مورد سنجش قرار داد. مسائلی مانند خشونت خانگی و خیابانی علیه زنان، سن ازدواج، فرصت های اشتغال، نگاه مردان به جنسیت و زنانگی از عوامل مهم توسعه یا عدم توسعه یک کشور است.
معیار دیگه توسعه میزان احترام و پذیرش اقلیت های دینی و فرهنگی و نژادی و مهاجران در یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یک جامعه تعداد پرونده های در دادگاهها، تعداد زندانیان، میزان اعتماد اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در میان شهروندان آن جامعه است.
معیار دیگر توسعه میزان پاکی و آلودگی هوای و جنگل ها و دشت ها و دریاها و سواحل یک کشور است. نحوه برقراری رابطه انسان و طبیعت معیار مهمی برای سنجش میزان توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه رعایت حقوق حیوانات و سایر جاندران در یک شهر و کشور است. نحوه برخورد مردم با حیوانات اهلی گرفته تا حیوانات خانگی و گربه ها و سگ های در خیابان و بیابان و جنگل نشان مهمی از توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه سرانه مطالعه و ارج و قرب کالای فرهنگی و کتاب در آن جامعه است. نوع کالاهای هنری و فرهنگی پرمصرف در یک جامعه نشان مهمی بر شاخص توسعه آن جامعه است.
عمده تفاوت اصلی ما با ملل اسکاندیناوی، ژاپن و اروپای غربی (که علاقه خاصی داریم تا خود را با آنها مقایسه کنیم) در میزان ذخایر طبیعی، ماشین و خودرو تولیدی یا گوشی اپل و لبای مارک دار و تاریخ پر ابهت و نژاد و ژن برتر و امثالهم نیست، بلکه در شیوه رعایت حقوق دیگران، نحوه برقراری ارتباط با طببعت و میزان زمانی است که برای مطالعه سپری می نمایند. در کشورهای اسکاندیناوی متوسط مطالعه روزانه کتاب عموما بالاتر از دو سه ساعت است و شهروندان به طور متوسط سالیانه بالای سی کتاب مطالعه می کنند.. و بدیهی است تفاوت جامعه ای که سه دقیقه کتاب می خواند با جامعه ای که سه ساعت کتاب می خواند، تفاوتی فاحش و ملموس خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ فرهاد قنبری
بی شک یکی از معیارهای اساسی توسعه یافتگی یک کشور، شیوه اداره و مدیریت سیاسی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است. بسته به اینکه مردم چه میزان در تعیین و تغییر حاکمان و ساختار سیاسی نقش دارند. خدمات عمومی چگونه و میان چه طبقاتی ارائه می شود. فساد و شفافیت اقتصادی و فرهنگی در میان حاکمان چه میزان است. رابطه حاکم و مردم ارباب-رعیتی یا قانونگذاز- شهروندی است و مسائلی از این قبیل که به عنوان معیار توسعه یافتگی یا عدم توسعه سیاسی یک کشور به شمار می روند.
اما این یک سوی مسئله و یک شاخص و معیار برای سنجش توسعه یک جامعه به شمار می رود. در سوی دیگر این معادله مردم قرار دارند که معیار و شاخص توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه را رقم می زنند.
در جهان امروز معیار توسعه دیگر آسفالت خیابان ها و بزرگراهها، یا شیشه های رنگی پاساژها و هایپرمارکت ها، پوشیدن لباس های مارک دار، متروها و راه آهن و کارخانه و موبایل و تلفن خودرو و مال ها و برج های دراز و امثالهم نیست و اگر مردم سرزمینی چنین معیارهایی را عامل توسعه خود می دانند نشانگر آن است که هنور با مفهوم توسعه کیلومترها فاصله داشته و به این زودی ها به توسعه و پیشرفت نخواهند رسید.
میزان توسعه یافتگی یک جامعه در جهان امروز را باید از وضعیت زنان در جامعه و خانواده ها شهرها و روستاهای یک کشور مورد سنجش قرار داد. مسائلی مانند خشونت خانگی و خیابانی علیه زنان، سن ازدواج، فرصت های اشتغال، نگاه مردان به جنسیت و زنانگی از عوامل مهم توسعه یا عدم توسعه یک کشور است.
معیار دیگه توسعه میزان احترام و پذیرش اقلیت های دینی و فرهنگی و نژادی و مهاجران در یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یک جامعه تعداد پرونده های در دادگاهها، تعداد زندانیان، میزان اعتماد اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در میان شهروندان آن جامعه است.
معیار دیگر توسعه میزان پاکی و آلودگی هوای و جنگل ها و دشت ها و دریاها و سواحل یک کشور است. نحوه برقراری رابطه انسان و طبیعت معیار مهمی برای سنجش میزان توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه رعایت حقوق حیوانات و سایر جاندران در یک شهر و کشور است. نحوه برخورد مردم با حیوانات اهلی گرفته تا حیوانات خانگی و گربه ها و سگ های در خیابان و بیابان و جنگل نشان مهمی از توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه سرانه مطالعه و ارج و قرب کالای فرهنگی و کتاب در آن جامعه است. نوع کالاهای هنری و فرهنگی پرمصرف در یک جامعه نشان مهمی بر شاخص توسعه آن جامعه است.
عمده تفاوت اصلی ما با ملل اسکاندیناوی، ژاپن و اروپای غربی (که علاقه خاصی داریم تا خود را با آنها مقایسه کنیم) در میزان ذخایر طبیعی، ماشین و خودرو تولیدی یا گوشی اپل و لبای مارک دار و تاریخ پر ابهت و نژاد و ژن برتر و امثالهم نیست، بلکه در شیوه رعایت حقوق دیگران، نحوه برقراری ارتباط با طببعت و میزان زمانی است که برای مطالعه سپری می نمایند. در کشورهای اسکاندیناوی متوسط مطالعه روزانه کتاب عموما بالاتر از دو سه ساعت است و شهروندان به طور متوسط سالیانه بالای سی کتاب مطالعه می کنند.. و بدیهی است تفاوت جامعه ای که سه دقیقه کتاب می خواند با جامعه ای که سه ساعت کتاب می خواند، تفاوتی فاحش و ملموس خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کتابهای_منتشره_اتاق_بازرگانی_تهران.zip
63.7 MB
📕فایل زیپشدهی کتابهای منشر شده اتاق بازرگانی
🔷انتشار عمومی و رایگان فروردین 97 در راستای در_خانه_بمانیم
عیدانه_کتاب
⬇️فهرست کتابهای درون فایل
🔶تغییر بزرگ تکنولوژی تا سال ۲۰۵۰
🔘تغییر بزرگ، جهان در سال ۲۰۵۰
🔶جهانی از اعداد ( ویرایش سال ۲۰۱۸ )
🔘جهانی از اعداد ( ویرایش سال ۲۰۱۶ )
🔶آنچه مال من است مال شماست
🔘راهنمای بازارهای مالی
🔶مدیریت استعدادها
🔘ابتکارات صرفه جویانه
🔶راهنمای ریسک کشوری
🔘چرا شکست می خورید ؟
🔶ثبات افیون کسب و کارها
🔘سرمایه فراموش شده
🔶اقتصاد در عصر جدید
🔘علیه توسعه
🔶معمای چین
🔘آشوب بزرگ
🔶آن سوی دیوار
🔘سراب توسعه
🔶ایدهها
🔘١٠٠ سال دگر....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷انتشار عمومی و رایگان فروردین 97 در راستای در_خانه_بمانیم
عیدانه_کتاب
⬇️فهرست کتابهای درون فایل
🔶تغییر بزرگ تکنولوژی تا سال ۲۰۵۰
🔘تغییر بزرگ، جهان در سال ۲۰۵۰
🔶جهانی از اعداد ( ویرایش سال ۲۰۱۸ )
🔘جهانی از اعداد ( ویرایش سال ۲۰۱۶ )
🔶آنچه مال من است مال شماست
🔘راهنمای بازارهای مالی
🔶مدیریت استعدادها
🔘ابتکارات صرفه جویانه
🔶راهنمای ریسک کشوری
🔘چرا شکست می خورید ؟
🔶ثبات افیون کسب و کارها
🔘سرمایه فراموش شده
🔶اقتصاد در عصر جدید
🔘علیه توسعه
🔶معمای چین
🔘آشوب بزرگ
🔶آن سوی دیوار
🔘سراب توسعه
🔶ایدهها
🔘١٠٠ سال دگر....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 5 عامل کلیدی که یک برنامه توسعه استعدادها باید داشته باشد:
1⃣روشن کردن مسئولیت های تعریف شده:
قبل از اینکه بتوانید یک برنامه توسعه موفق استعداد ایجاد کنید، باید بدانید چه کسی مسئول ایجاد و نگهداری آن است. یکی از دلایل اصلی که سازمان ها استعداد ها را از دست می دهند به علت فقدان فرصت های یادگیری است.
2⃣تاکید بر استعداد افراد نه مهارت انها:
شناسایی مهارت های افراد اسان است، اما وقتی که شما در حال توسعه استعداد هستید، تمرکز بر روی استعداد، مهم است. استعدادها طبیعی هستند؛ مهارت ها از طعم معادن به دست می آید. کسی ممکن است بسیار ماهر باشد اما هنوز هم برای توسعه استعدادها مناسب نیست. موفقیت حاصل از ترکیبی از کار سخت، تعهد، اشتیاق و بینش است. به دنبال این ویژگی ها در کارکنان خود باشید.
3⃣زمان و اولویت بندی:
مشابه بیشتر وارد،استعدادها نمی توانند یک شبه توسعه یابند.بلکه نیازمند اموزش،مربی گری و مرشدیت است.برای توسعه استعدادها برنامه داشته باشید مطابق با برنامه پیش روید و هیچ مساله دیگری را اولویت با ان قرار ندهید.
4⃣ اموزش واقعی:
به افراد اموزش واقعی دهید. اموزش جلسات سخنرانی و کنفرانس و ویدیو نیست. بلکه باید مشخص شود در چه حوزه ای نیاز به توسعه دارند و در راستای ان اموزش مستقیم با کار مثل مرشدیت و مربی گری لازم است.
5⃣فرهنگ توسعه استعداد:
این فرهنگ باید توسط مدیران ارشد ایجاد شود. برنامه ها مشخص باشد و بر اساس ان فرهنگ سازی شود.
💎 نحوه فرهنگ سازی مدیران ارشد برای توسعه استعداد بدین گونه است:
1⃣بعنوان یک رول مدل باشید: رهبران باید بیان کنند چه اموزشهایی نیاز دارند.
2⃣بالا بردن ارزش یادگیری: از دیگران بخواهید شکاف بین ان چیزی که هست و ان چیزی که باید یادبگیرند را بیان کنند.
3⃣ ایجاد فرایندی برای حمایت از توسعه استعداد:مدیر ارشد باید همانند یک مربی(coach) عمل کند.
4⃣تقویت ارزش های مشترک : کارکنان باید بدانند که چرا کارهایی که انجام می دهند اهمیت دارد.
5⃣استفاده از مسائلی که به عنوان فرصت های آموزشی در دنیای واقعی ارائه می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1⃣روشن کردن مسئولیت های تعریف شده:
قبل از اینکه بتوانید یک برنامه توسعه موفق استعداد ایجاد کنید، باید بدانید چه کسی مسئول ایجاد و نگهداری آن است. یکی از دلایل اصلی که سازمان ها استعداد ها را از دست می دهند به علت فقدان فرصت های یادگیری است.
2⃣تاکید بر استعداد افراد نه مهارت انها:
شناسایی مهارت های افراد اسان است، اما وقتی که شما در حال توسعه استعداد هستید، تمرکز بر روی استعداد، مهم است. استعدادها طبیعی هستند؛ مهارت ها از طعم معادن به دست می آید. کسی ممکن است بسیار ماهر باشد اما هنوز هم برای توسعه استعدادها مناسب نیست. موفقیت حاصل از ترکیبی از کار سخت، تعهد، اشتیاق و بینش است. به دنبال این ویژگی ها در کارکنان خود باشید.
3⃣زمان و اولویت بندی:
مشابه بیشتر وارد،استعدادها نمی توانند یک شبه توسعه یابند.بلکه نیازمند اموزش،مربی گری و مرشدیت است.برای توسعه استعدادها برنامه داشته باشید مطابق با برنامه پیش روید و هیچ مساله دیگری را اولویت با ان قرار ندهید.
4⃣ اموزش واقعی:
به افراد اموزش واقعی دهید. اموزش جلسات سخنرانی و کنفرانس و ویدیو نیست. بلکه باید مشخص شود در چه حوزه ای نیاز به توسعه دارند و در راستای ان اموزش مستقیم با کار مثل مرشدیت و مربی گری لازم است.
5⃣فرهنگ توسعه استعداد:
این فرهنگ باید توسط مدیران ارشد ایجاد شود. برنامه ها مشخص باشد و بر اساس ان فرهنگ سازی شود.
💎 نحوه فرهنگ سازی مدیران ارشد برای توسعه استعداد بدین گونه است:
1⃣بعنوان یک رول مدل باشید: رهبران باید بیان کنند چه اموزشهایی نیاز دارند.
2⃣بالا بردن ارزش یادگیری: از دیگران بخواهید شکاف بین ان چیزی که هست و ان چیزی که باید یادبگیرند را بیان کنند.
3⃣ ایجاد فرایندی برای حمایت از توسعه استعداد:مدیر ارشد باید همانند یک مربی(coach) عمل کند.
4⃣تقویت ارزش های مشترک : کارکنان باید بدانند که چرا کارهایی که انجام می دهند اهمیت دارد.
5⃣استفاده از مسائلی که به عنوان فرصت های آموزشی در دنیای واقعی ارائه می شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰در سازمانهای امروزی با استعداد، توانمندی و شایستگی انسانها کار داریم. دیدگاه ماشینی به انسان همه اینها را نابود می کند..... 💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🆔@Competentmanagers
📕چرا ایران مترقی نشد؟ توسعه نیافت؟ و پیشرفته نیست؟ ( بخش اول)
🔰واترقّیدگیِ ایرانی:
✍محدثه جزائی| دکتری علوم سیاسی،| دانشگاه فردوسی مشهد (پژوهشگر افتخاری پویش فکری توسعه)
🔷مقدمه
«توسعه» و «پیشرفت» یکی از مهمترین دغدغههای فکریِ انسانِ ایرانی در بیش از یکسدۀ گذشته بوده است. حرکت رو بهجلو و قرارگرفتنِ در مسیری که از آن با نامهای گوناگونی همچون مدرنیزاسیون، غربیشدن، احیای عظمتِ باستانیِ ایران، تمدنسازی، بازگشت به خویشتن، احیای الگوی اسلامیِ پیشرفت و... یاد شده است، مدتهاست که به دال مرکزیِ عرصۀ سیاستاندیشی و سیاستورزی در ایران تبدیل شده است. با اینهمه دستاورد آن چیزی جز «حسرت از حرکتِ مداومِ آنها» و «درجازدگیِ ما» نبوده است. در این نوشتارِ کوتاه، نگارنده در سطحی خُرد، میکوشد نشان دهد چگونه فقدانِ بُنمایۀ نظری تاریخی برای توسعه از یک سو و جدالهای مفهومی، کلامی و تئوریک میانِ مفاهیم مربوط به امر توسعه به وضعیتِ کنونی - که از آن با عنوان «واترقّیدگی » یاد شده - منجر شده است.
🔷«ترقی»، «توسعه» و «پیشرفت» را میتوان پاسخی برای طرح پرسش از چرایی عقبماندگی ایران خواند. ضربۀ سهمگینِ توپهای روسی در دوران قاجار، آغازگاه این پرسش و پاسخ و منتسب به عباسمیرزا، شاهزادۀ قاجاری است. نتیجۀ آشفتگیِ خوابگهِ نخبگانِ قاجاری، اعزامِ محصلانی به فرنگ برای یادگیری فنونِ «ترقی» بود. بازگشتِ نخستین موج از این محصلان، نتیجهای جز حیرت و سرگشتگی مضاعف در پی نداشت اما این تحیر و تعجب به طرحِ پرسشهای نظری دربارۀ اندیشه ترقی ختم نشد. چراکه نخستین مسافران به فرنگ، تنها قاصدکهایی برای آوردن خبر و وصفِ آنچه در غرب میگذشت بودند. آنها بدونِ این که پرسشِ مشخصی برای طرح داشته باشند هنوز آنچنان که باید با هستۀ سختِ واقعیتِ عقبماندگی در ایران برخورد نکرده بودند. به نظر میرسد احساس عقبماندنِ ایران و از دستدادنِ بخشهایی از سرزمین بهواسطۀ شکستهای نظامی، قراردادها و معاهدهنامهها به ایجاد برداشتِ نوستالژیکی که ما امروزه از آن درک و دریافت میکنیم، منجر نشده است. چنانکه در متون بازمانده از این دوران، بهویژه نخستین سفرنامهها، آه و اَسف بخش اندکی را بهخود اختصاص داده و به جای آن تحیّرِ ناشی از واماندگی و «واترقیدگی» بر آنها مستولی شده است. این «وا»ماندنِ سفرنامهنویسان، نشان از توقف و ایستادگی در موضِع ناشی از احساسِ تحیر دارد و طبیعی است در چنان موقعیتی طرح پرسش و توجه به بنیادهای نظری محلی از اعراب نداشته باشد. برهمین مبنا تماشاخانهها، اُپراها و کاخهای مجلل جذابیتِ بیشتری از ساختمانهای اداری و قانونگذاری داشته و سهم اندکِ عرصه سیاست در این نوشتهها دلیلی بر این مدعاست.
🔷بادهایِ موسمی اصلاحخواهی که در نتیجه تسلیم در برابر توپهای روسی وزیدن گرفته بود، توصیفهایِ قاصدکهایِ بازگشته از بلادِ فرنگ را مبنایِ مقایسه میان دربارِ ناکارآمدِ قاجار و جامعۀ سنتی ممالک محروسۀ ایران با دولتها و جامعۀ در حالِ تغییر اروپایی قرار داد و اینچنین بود که ندایِ «عدالتخانهخواهی» و سپس «مشروطهخواهی» در سراسر ایران طنینانداز شد. اگر انقلابِ مشروطیت را واکنشِ جامعۀ ایرانی به واترقیدگیِ ایرانی بدانیم، سخن به گزافه نخواهد بود. روشنفکران و نخبگان قاجاری با تکیه بر منابع سنتیِ خود، «عدالت» را در کُنه مفهوم ترقی نشاندند و آرزومندِ جامعهای بودند که در آن «شاه و گدا مساوی باشد».
🔷در پاسخ به پرسشِ عدالت چیست، پاسخی دوگانه از سوی سرورانِ اجتماعی یعنی روحانیون و روشنفکران مبتنی بر شرع یا قانون ارائه شد. دسته نخست، اتکا به قوانین شریعت و بازگشت به جامعۀ بیپیرایۀ نبوی را چراغِ راهِ ترقی میدانست و دسته دیگر با تبعیت از الگویِ هموارتری که غرب پیشِ پای آنها میگذاشت به قانون نظر داشتند. جدالِ بهظاهرِ ناتمامِ مفهومی میان این دو گروه، موتورِ محرکۀ تحولاتِ تاریخی ایران در سالهای پایانی حیات قاجار بود. در سرخوردگیِ ناشی از پیروزی و غلبۀ تامّ و تمامِ هیچکدام از این دو گروه، رضاخانِ میرپنج با اردهای آهنین به این آشفتگیها خاتمه داد و عَلَمِ ترقی را خود بر دوش گرفت. / ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰واترقّیدگیِ ایرانی:
✍محدثه جزائی| دکتری علوم سیاسی،| دانشگاه فردوسی مشهد (پژوهشگر افتخاری پویش فکری توسعه)
🔷مقدمه
«توسعه» و «پیشرفت» یکی از مهمترین دغدغههای فکریِ انسانِ ایرانی در بیش از یکسدۀ گذشته بوده است. حرکت رو بهجلو و قرارگرفتنِ در مسیری که از آن با نامهای گوناگونی همچون مدرنیزاسیون، غربیشدن، احیای عظمتِ باستانیِ ایران، تمدنسازی، بازگشت به خویشتن، احیای الگوی اسلامیِ پیشرفت و... یاد شده است، مدتهاست که به دال مرکزیِ عرصۀ سیاستاندیشی و سیاستورزی در ایران تبدیل شده است. با اینهمه دستاورد آن چیزی جز «حسرت از حرکتِ مداومِ آنها» و «درجازدگیِ ما» نبوده است. در این نوشتارِ کوتاه، نگارنده در سطحی خُرد، میکوشد نشان دهد چگونه فقدانِ بُنمایۀ نظری تاریخی برای توسعه از یک سو و جدالهای مفهومی، کلامی و تئوریک میانِ مفاهیم مربوط به امر توسعه به وضعیتِ کنونی - که از آن با عنوان «واترقّیدگی » یاد شده - منجر شده است.
🔷«ترقی»، «توسعه» و «پیشرفت» را میتوان پاسخی برای طرح پرسش از چرایی عقبماندگی ایران خواند. ضربۀ سهمگینِ توپهای روسی در دوران قاجار، آغازگاه این پرسش و پاسخ و منتسب به عباسمیرزا، شاهزادۀ قاجاری است. نتیجۀ آشفتگیِ خوابگهِ نخبگانِ قاجاری، اعزامِ محصلانی به فرنگ برای یادگیری فنونِ «ترقی» بود. بازگشتِ نخستین موج از این محصلان، نتیجهای جز حیرت و سرگشتگی مضاعف در پی نداشت اما این تحیر و تعجب به طرحِ پرسشهای نظری دربارۀ اندیشه ترقی ختم نشد. چراکه نخستین مسافران به فرنگ، تنها قاصدکهایی برای آوردن خبر و وصفِ آنچه در غرب میگذشت بودند. آنها بدونِ این که پرسشِ مشخصی برای طرح داشته باشند هنوز آنچنان که باید با هستۀ سختِ واقعیتِ عقبماندگی در ایران برخورد نکرده بودند. به نظر میرسد احساس عقبماندنِ ایران و از دستدادنِ بخشهایی از سرزمین بهواسطۀ شکستهای نظامی، قراردادها و معاهدهنامهها به ایجاد برداشتِ نوستالژیکی که ما امروزه از آن درک و دریافت میکنیم، منجر نشده است. چنانکه در متون بازمانده از این دوران، بهویژه نخستین سفرنامهها، آه و اَسف بخش اندکی را بهخود اختصاص داده و به جای آن تحیّرِ ناشی از واماندگی و «واترقیدگی» بر آنها مستولی شده است. این «وا»ماندنِ سفرنامهنویسان، نشان از توقف و ایستادگی در موضِع ناشی از احساسِ تحیر دارد و طبیعی است در چنان موقعیتی طرح پرسش و توجه به بنیادهای نظری محلی از اعراب نداشته باشد. برهمین مبنا تماشاخانهها، اُپراها و کاخهای مجلل جذابیتِ بیشتری از ساختمانهای اداری و قانونگذاری داشته و سهم اندکِ عرصه سیاست در این نوشتهها دلیلی بر این مدعاست.
🔷بادهایِ موسمی اصلاحخواهی که در نتیجه تسلیم در برابر توپهای روسی وزیدن گرفته بود، توصیفهایِ قاصدکهایِ بازگشته از بلادِ فرنگ را مبنایِ مقایسه میان دربارِ ناکارآمدِ قاجار و جامعۀ سنتی ممالک محروسۀ ایران با دولتها و جامعۀ در حالِ تغییر اروپایی قرار داد و اینچنین بود که ندایِ «عدالتخانهخواهی» و سپس «مشروطهخواهی» در سراسر ایران طنینانداز شد. اگر انقلابِ مشروطیت را واکنشِ جامعۀ ایرانی به واترقیدگیِ ایرانی بدانیم، سخن به گزافه نخواهد بود. روشنفکران و نخبگان قاجاری با تکیه بر منابع سنتیِ خود، «عدالت» را در کُنه مفهوم ترقی نشاندند و آرزومندِ جامعهای بودند که در آن «شاه و گدا مساوی باشد».
🔷در پاسخ به پرسشِ عدالت چیست، پاسخی دوگانه از سوی سرورانِ اجتماعی یعنی روحانیون و روشنفکران مبتنی بر شرع یا قانون ارائه شد. دسته نخست، اتکا به قوانین شریعت و بازگشت به جامعۀ بیپیرایۀ نبوی را چراغِ راهِ ترقی میدانست و دسته دیگر با تبعیت از الگویِ هموارتری که غرب پیشِ پای آنها میگذاشت به قانون نظر داشتند. جدالِ بهظاهرِ ناتمامِ مفهومی میان این دو گروه، موتورِ محرکۀ تحولاتِ تاریخی ایران در سالهای پایانی حیات قاجار بود. در سرخوردگیِ ناشی از پیروزی و غلبۀ تامّ و تمامِ هیچکدام از این دو گروه، رضاخانِ میرپنج با اردهای آهنین به این آشفتگیها خاتمه داد و عَلَمِ ترقی را خود بر دوش گرفت. / ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بخش دوم
🔷از نظر شاه پهلوی، ترقی مسیرِ سادهای داشت: «الگو بردار و پیاده کن». رضاشاه با تأسیس نهادهای مدرن و الگوبرداری از دیگر کشورها، روحانیون و روشنفکران را به سکوت و انزوا کشاند. او نه بر شریعت تکیه زد و نه قانونی که از روی «کُدِ فرانسوی» نوشته شده بود را به اجرا گذاشت. درحقیقت او با فرامینِ شخصی و بر پایۀ یک نوع اقتدارِ فردی، اصولِ ترقیِ مد نظرش را به اجرا میگذاشت؛ ترقیای که آن را «مدرنیزاسیون» می شناسند. اما همانند همۀ قدرتهای شخصی، قدرت رضاشاه نیز روبه زوال گذاشت و ایران در سالهای پایانیِ دهه ۲۰ شمسی، اگرچه از حیثِ دارابودنِ نهادهای مترقی، گامی به جلو برداشته بود اما همچنان دربارۀ هستۀ نظری این نهادها تردیدهای جدی وجود داشت.
🔷توسعه؛ استقلال یا وابستگی، مسئله این است!
پهلوی دوم، دوازده سال زمان لازم داشت تا بتواند اصولِ شخصیِ خود برای ترقی را تدوین کند. اینک، مانند بسیاری از ایدهها و مفاهیم قدیمی، «ترقی» از نظر لفظ، قدیمی و منسوخ تلقی میشد و ایران میبایست با ایدئولوژی باستانگرا «توسعه» یابد و به «دروازههای تمدن» نزدیک شود. توسعه بهعنوان مفهومِ پرطرفدارِ این دوران، بر ملیگرایی باستانگرا که درصدد احیای عظمتِ باستانیِ ایران بود تکیه داشت. پر واضح است که نظام سیاسی پهلوی دوم با پیوندهای اقتصادی، فرهنگی، نظامی و سیاسی با اروپا و آمریکا، الگوهای متنوعی پیشِ رو داشت که البته برای پیادهکردنِ آنها مخالفانِ ریز و درشت فراوانی در برابرش صفآرایی کردند. محمدرضاشاه پهلوی پروژههای مدرنیزاسیونی دورۀ قبل را با شتابِ بیشتری به جلو برد و با نیمنگاهی به غرب، اصلاحاتِ سیاسی و فرهنگی را که میپنداشت نمیتواند آسیبی را متوجه قدرتِ سیاسیِ شخصیِ او کند، در نظر گرفت. توسعۀ تکجانبه که به مدد سرریزشدنِ درآمدهای نفتی شتاب بیشتری گرفته بود، جامعۀ ایرانی را به سرگیجهای دچار کرد که برای دارندگان قدرت احساس اطمینان و سرخوشی و برای فاقدان قدرت، سرگشتگی را به ارمغان آورد. دال ترقی که اینک در مفهوم توسعه تبلور یافته بود با «غربیشدن» هممعنا پنداشته شد و اینچنین مخالفانِ سنتی که در اواخر دورانِ قاجار با مفاهیم شریعت و مشروعه به مخالفت با آن برخاسته بودند، تحتِ لوایِ اندیشۀ بازگشت به خویشتن و بومیگرایی، در غمی نوستالژیک، زندگیِ آرام و معنویتگرایِ اسلامی را خواستار شدند.
🔷در این مرحله، پرسشِ اساسی برای جامعه، دیگر توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی نبود چرا که مردم شواهد و ظواهر آن را بهروشنی و در سطح جامعه مشاهده میکردند. نهادها، ساختمانها و ساختارهایی که قارچگونه در اطراف و اکنافِ ایران سربرمیآورد، حکایتگرِ این بود که تحولی شتابان در حالِ وقوع است. نقطۀ جوششِ خونِ جامعه در فرآیندِ شتابانِ توسعه آنچیزی بود که تحتِ عنوان «توسعۀ وابسته» از سوی گروههای چپ و اسلامگرا اعلام شده بود. توسعۀ محمدرضاشاهی از نظر گروههای مخالف، نه امری شگرف و قابل تقدیر بلکه مایۀ ننگِ ملتی بود که همواره استقلال را بهعنوان یک ارزشِ غیرقابل اغماض ستوده بود. در حالی که مفهومِ توسعه از سوی نظامِ حاکم، مصادف با تمدنسازی توأمان با افزایش ارج و قربِ «ملتِ ایران» بود، از سوی مخالفان، چیزی جز کرنش و تعظیم در مقابل خواست امپریالیسم، مستکبران و استعمارگرانِ سابق نبود. در این وهلۀ مهم تاریخی، این روحِ ایرانی بود که از قافلۀ توسعۀ جاماند و با هرمان، خویشتنِ آرمانیِ خویش را در آیینۀ شخصیتهای وارسته، پاکباخته و مذهبی صدر اسلام همچون «سلمانِ فارسی» میجست؛ امری که در قالبِ حرکتی انقلابی در نهایت به ثمر نشست و عطشِ روحِ معنویتگرایِ ایرانی را فرونشاند.
🔷پیشرفت؛ در جستوجوی الگوی ایرانی- اسلامی
با تأسیسِ نظام جمهوری اسلامی، حلقۀ مفقودۀ توسعه ایران یافت شده بود اما با نهادسازیها و اصلاحهای ساختاری و کلامی، تعارضهای مکنون میان آن «توسعه» و این «پیشرفت» سربرآورد. تعارضها و تناقضهایی که قبل از هرچیز خود را در عرصۀ زبان متجلی ساخت. استفاده از مفهومِ توسعه و تمدنسازی بهدلیل ارتباطِ آن با نظمِ سیاسیِ پیشین اندکاندک از ادبیاتِ سیاسی سیاستمداران حذف شد و به جایِ آن از مفهوم «پیشرفت» استفاده شد. بارها و بارها واژه توسعه که «عقبماندگی» و «جهانسومی» بودن کشور را به ذهن متبادر میساخت توسط رهبر انقلاب مورد نقد قرار گرفته و از مفهومِ پیشرفت به جایِ آن استفاده شد. گویی مفهومِ پیشرفت و تلاش برای نظریهپردازی پیرامونِ آن میتوانست سرخوردگیِ جاماندگیِ روحِ ایرانی را تلطیف سازد و الگویِ جدیدی از حرکت در مسیر تاریخ را پیشِ روی انسان ایرانی قرار دهد. این الگوی جدید، پرندهای با دو بالِ «ایرانیت» و «اسلامیت» تصور میشد که قرار بود با سرعتی بیشتر و از مسیری منحصربهفرد، نه با حرکت در مسیر تاریخی بلکه با پرواز بر فرازِ آن، راه پیشرفت را بپیماید./ ادامه دارد...
🔷از نظر شاه پهلوی، ترقی مسیرِ سادهای داشت: «الگو بردار و پیاده کن». رضاشاه با تأسیس نهادهای مدرن و الگوبرداری از دیگر کشورها، روحانیون و روشنفکران را به سکوت و انزوا کشاند. او نه بر شریعت تکیه زد و نه قانونی که از روی «کُدِ فرانسوی» نوشته شده بود را به اجرا گذاشت. درحقیقت او با فرامینِ شخصی و بر پایۀ یک نوع اقتدارِ فردی، اصولِ ترقیِ مد نظرش را به اجرا میگذاشت؛ ترقیای که آن را «مدرنیزاسیون» می شناسند. اما همانند همۀ قدرتهای شخصی، قدرت رضاشاه نیز روبه زوال گذاشت و ایران در سالهای پایانیِ دهه ۲۰ شمسی، اگرچه از حیثِ دارابودنِ نهادهای مترقی، گامی به جلو برداشته بود اما همچنان دربارۀ هستۀ نظری این نهادها تردیدهای جدی وجود داشت.
🔷توسعه؛ استقلال یا وابستگی، مسئله این است!
پهلوی دوم، دوازده سال زمان لازم داشت تا بتواند اصولِ شخصیِ خود برای ترقی را تدوین کند. اینک، مانند بسیاری از ایدهها و مفاهیم قدیمی، «ترقی» از نظر لفظ، قدیمی و منسوخ تلقی میشد و ایران میبایست با ایدئولوژی باستانگرا «توسعه» یابد و به «دروازههای تمدن» نزدیک شود. توسعه بهعنوان مفهومِ پرطرفدارِ این دوران، بر ملیگرایی باستانگرا که درصدد احیای عظمتِ باستانیِ ایران بود تکیه داشت. پر واضح است که نظام سیاسی پهلوی دوم با پیوندهای اقتصادی، فرهنگی، نظامی و سیاسی با اروپا و آمریکا، الگوهای متنوعی پیشِ رو داشت که البته برای پیادهکردنِ آنها مخالفانِ ریز و درشت فراوانی در برابرش صفآرایی کردند. محمدرضاشاه پهلوی پروژههای مدرنیزاسیونی دورۀ قبل را با شتابِ بیشتری به جلو برد و با نیمنگاهی به غرب، اصلاحاتِ سیاسی و فرهنگی را که میپنداشت نمیتواند آسیبی را متوجه قدرتِ سیاسیِ شخصیِ او کند، در نظر گرفت. توسعۀ تکجانبه که به مدد سرریزشدنِ درآمدهای نفتی شتاب بیشتری گرفته بود، جامعۀ ایرانی را به سرگیجهای دچار کرد که برای دارندگان قدرت احساس اطمینان و سرخوشی و برای فاقدان قدرت، سرگشتگی را به ارمغان آورد. دال ترقی که اینک در مفهوم توسعه تبلور یافته بود با «غربیشدن» هممعنا پنداشته شد و اینچنین مخالفانِ سنتی که در اواخر دورانِ قاجار با مفاهیم شریعت و مشروعه به مخالفت با آن برخاسته بودند، تحتِ لوایِ اندیشۀ بازگشت به خویشتن و بومیگرایی، در غمی نوستالژیک، زندگیِ آرام و معنویتگرایِ اسلامی را خواستار شدند.
🔷در این مرحله، پرسشِ اساسی برای جامعه، دیگر توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی نبود چرا که مردم شواهد و ظواهر آن را بهروشنی و در سطح جامعه مشاهده میکردند. نهادها، ساختمانها و ساختارهایی که قارچگونه در اطراف و اکنافِ ایران سربرمیآورد، حکایتگرِ این بود که تحولی شتابان در حالِ وقوع است. نقطۀ جوششِ خونِ جامعه در فرآیندِ شتابانِ توسعه آنچیزی بود که تحتِ عنوان «توسعۀ وابسته» از سوی گروههای چپ و اسلامگرا اعلام شده بود. توسعۀ محمدرضاشاهی از نظر گروههای مخالف، نه امری شگرف و قابل تقدیر بلکه مایۀ ننگِ ملتی بود که همواره استقلال را بهعنوان یک ارزشِ غیرقابل اغماض ستوده بود. در حالی که مفهومِ توسعه از سوی نظامِ حاکم، مصادف با تمدنسازی توأمان با افزایش ارج و قربِ «ملتِ ایران» بود، از سوی مخالفان، چیزی جز کرنش و تعظیم در مقابل خواست امپریالیسم، مستکبران و استعمارگرانِ سابق نبود. در این وهلۀ مهم تاریخی، این روحِ ایرانی بود که از قافلۀ توسعۀ جاماند و با هرمان، خویشتنِ آرمانیِ خویش را در آیینۀ شخصیتهای وارسته، پاکباخته و مذهبی صدر اسلام همچون «سلمانِ فارسی» میجست؛ امری که در قالبِ حرکتی انقلابی در نهایت به ثمر نشست و عطشِ روحِ معنویتگرایِ ایرانی را فرونشاند.
🔷پیشرفت؛ در جستوجوی الگوی ایرانی- اسلامی
با تأسیسِ نظام جمهوری اسلامی، حلقۀ مفقودۀ توسعه ایران یافت شده بود اما با نهادسازیها و اصلاحهای ساختاری و کلامی، تعارضهای مکنون میان آن «توسعه» و این «پیشرفت» سربرآورد. تعارضها و تناقضهایی که قبل از هرچیز خود را در عرصۀ زبان متجلی ساخت. استفاده از مفهومِ توسعه و تمدنسازی بهدلیل ارتباطِ آن با نظمِ سیاسیِ پیشین اندکاندک از ادبیاتِ سیاسی سیاستمداران حذف شد و به جایِ آن از مفهوم «پیشرفت» استفاده شد. بارها و بارها واژه توسعه که «عقبماندگی» و «جهانسومی» بودن کشور را به ذهن متبادر میساخت توسط رهبر انقلاب مورد نقد قرار گرفته و از مفهومِ پیشرفت به جایِ آن استفاده شد. گویی مفهومِ پیشرفت و تلاش برای نظریهپردازی پیرامونِ آن میتوانست سرخوردگیِ جاماندگیِ روحِ ایرانی را تلطیف سازد و الگویِ جدیدی از حرکت در مسیر تاریخ را پیشِ روی انسان ایرانی قرار دهد. این الگوی جدید، پرندهای با دو بالِ «ایرانیت» و «اسلامیت» تصور میشد که قرار بود با سرعتی بیشتر و از مسیری منحصربهفرد، نه با حرکت در مسیر تاریخی بلکه با پرواز بر فرازِ آن، راه پیشرفت را بپیماید./ ادامه دارد...