🌐 اقتصاد ایران: چرا چنین شد؟ به کجا میرود؟ چه باید کرد؟
🖌دکتر محسن رنانی
حکومت ایران دچار پیری زودرس شده است. کاهش انعطاف پذیری به همراه کاهش کنترل پذیری در هر سیستم نشان دهنده پیری آن سیستم است که در ایران زودتر از موعد خود (قبل از رسیدن به مرحله تکامل و تعادل سیستم) فرا رسیده است.
سیستم در ایران قبل از اینکه وارد مرحله تکامل و تعادل شود، به دلیل تله بنیانگذار از مسیر عادی خود خارج شده و دچار پیری زودرس شده است.
سیستمی میتواند پویا باشد که در آن حکومت همگن، غیر رانتی و غیر ایدئولوژیک باشد، دولت کوچک، چابک و سالم باشد، جامعه صبور، شاد و با اعتماد بالا باشد، بازار در آن متوازن، کارامد و رقابتی باشد.
زنجیره تغییر به ترتیب از بهبود، اصلاح، تحول، پاردایم شیفت (افق پدیری/ دگرگشایی) و انقلاب یا اضمحلال است، که هر یک از این موارد برای خروج از رکود و فرار از پیری زودرس در دوره ای قابل استفاده است و اگر هر یک از آنها در دوره خود استفاده نشود و سیستم به مسیر عادی خود باز نگردد، وارد مرحله بعد میشویم.
دو دوران فعلی تنها راه نجات از مسیر پیری زودرس و تخلیه انرژی سیستم، پارادایم شیفت است و در شرایط فعلی بهبود، اصلاح و تحول دیگر جوابگو نیست.
پارادایم شیفت به معنای «تغییر اولویت اهداف سیستم و نه تغییر کلی اهداف» است که افقهای جدیدی را در پیش روی سیستم باز میکند. پارادایم شیفت تغییرات اساسی افق آفرین و باورپذیر است.
بین رکودهای، اقتصادی، نهادی، ساختاری، نفتی و سیاسی را تفاوت وجود دارد و خروج از رکود فعلی خارج از توان دولت است و مشارکت و تصمیم جدی همه ساختار سیاسی را لازم دارد.
در ایران سه مدل دولت تخصیص، دولت تثبیت و دولت توزیع وجود دارد که بر اساس ترتیب این دولتها در ایران، به نظر میرسد دولت بعدی باید دولت توزیع باشد. اما سوال پیش رو این است که دولت بعدی کدام منابع را میتواند توزیع کند؟ برای اینکه دولت بعدی نیز در دستیابی به هدف خود شکست نخورد نیازمند پارادایم شیفت خواهیم بود.
https://t.me/CompetentManagers
🖌دکتر محسن رنانی
حکومت ایران دچار پیری زودرس شده است. کاهش انعطاف پذیری به همراه کاهش کنترل پذیری در هر سیستم نشان دهنده پیری آن سیستم است که در ایران زودتر از موعد خود (قبل از رسیدن به مرحله تکامل و تعادل سیستم) فرا رسیده است.
سیستم در ایران قبل از اینکه وارد مرحله تکامل و تعادل شود، به دلیل تله بنیانگذار از مسیر عادی خود خارج شده و دچار پیری زودرس شده است.
سیستمی میتواند پویا باشد که در آن حکومت همگن، غیر رانتی و غیر ایدئولوژیک باشد، دولت کوچک، چابک و سالم باشد، جامعه صبور، شاد و با اعتماد بالا باشد، بازار در آن متوازن، کارامد و رقابتی باشد.
زنجیره تغییر به ترتیب از بهبود، اصلاح، تحول، پاردایم شیفت (افق پدیری/ دگرگشایی) و انقلاب یا اضمحلال است، که هر یک از این موارد برای خروج از رکود و فرار از پیری زودرس در دوره ای قابل استفاده است و اگر هر یک از آنها در دوره خود استفاده نشود و سیستم به مسیر عادی خود باز نگردد، وارد مرحله بعد میشویم.
دو دوران فعلی تنها راه نجات از مسیر پیری زودرس و تخلیه انرژی سیستم، پارادایم شیفت است و در شرایط فعلی بهبود، اصلاح و تحول دیگر جوابگو نیست.
پارادایم شیفت به معنای «تغییر اولویت اهداف سیستم و نه تغییر کلی اهداف» است که افقهای جدیدی را در پیش روی سیستم باز میکند. پارادایم شیفت تغییرات اساسی افق آفرین و باورپذیر است.
بین رکودهای، اقتصادی، نهادی، ساختاری، نفتی و سیاسی را تفاوت وجود دارد و خروج از رکود فعلی خارج از توان دولت است و مشارکت و تصمیم جدی همه ساختار سیاسی را لازم دارد.
در ایران سه مدل دولت تخصیص، دولت تثبیت و دولت توزیع وجود دارد که بر اساس ترتیب این دولتها در ایران، به نظر میرسد دولت بعدی باید دولت توزیع باشد. اما سوال پیش رو این است که دولت بعدی کدام منابع را میتواند توزیع کند؟ برای اینکه دولت بعدی نیز در دستیابی به هدف خود شکست نخورد نیازمند پارادایم شیفت خواهیم بود.
https://t.me/CompetentManagers
Telegram
(Competent Managers) مدیران شایسته
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
🔰پيتر دراکر (نظریه پرداز معروف مدیریت) خاطره معروفی دارد که توانست تاثیر قابل توجهی بر زندگی افراد زیادی بگذارد. او در جایی تعریف میکند:
معلم او در سيزده سالگى، سؤالى پرسيده و گفته انتظار ندارم بتوانيد به سؤال من پاسخ دهيد. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتوانيد پاسخى براى آن بيابيد، در اين صورت، حتم بدانيد که زندگي تان را ضايع کرده ايد. آن سؤال اين است:
🔰" به خاطر چه چيزي بايد از شما ياد كنند؟"
مدتی بود که این سوال ذهن بنده را درگیر خود کرده بود. جمله واقعا زیبا و پرمعنایی است. که در حقیقت ارزشمندبودن و فلسفه ایجاد ارزش را به ما یادآوری می کند.
اما به اعتقاد بنده این سوال در نگاه و جنبه ای دیگر نیز می تواند طرح شود و آن بیان سوال با نگاه زندگی سازمانی است.
اگر ما بعد از مدتی کار در یک سازمان، به دلایلی مجبور به ترک آن سازمان و یا عدم همکاری شدیم. به خاطر چه چیزی از ما یاد خواهند کرد؟
👈 آیا آنقدر اثر بخش بوده ایم که بعد از مدت کوتاهی خروج از سازمان فراموش نشویم؟
👈آیا انظباط فکری، اخلاقی، رفتاری و کاری ما به گونه ای بوده است که به نیکی از ما یاد کنند؟
👈و نهایتا این که آیا طراحی ها، قوانین، نظام ها، نو آوری ها، استاندارد ها، مشاوره ها، راه حل ها و در یک کلمه " تغییرات" ایجاد شده از طرف ما به اندازه ای بوده است که بابت آن از ما به نیکی یاد کنند ؟ و موجبات افتخار ما را فراهم کنند؟!
👈اساسا انعکاس نبود ما در سازمان چه خواهد بود؟ ✍ مرتضی جوشقانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
معلم او در سيزده سالگى، سؤالى پرسيده و گفته انتظار ندارم بتوانيد به سؤال من پاسخ دهيد. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتوانيد پاسخى براى آن بيابيد، در اين صورت، حتم بدانيد که زندگي تان را ضايع کرده ايد. آن سؤال اين است:
🔰" به خاطر چه چيزي بايد از شما ياد كنند؟"
مدتی بود که این سوال ذهن بنده را درگیر خود کرده بود. جمله واقعا زیبا و پرمعنایی است. که در حقیقت ارزشمندبودن و فلسفه ایجاد ارزش را به ما یادآوری می کند.
اما به اعتقاد بنده این سوال در نگاه و جنبه ای دیگر نیز می تواند طرح شود و آن بیان سوال با نگاه زندگی سازمانی است.
اگر ما بعد از مدتی کار در یک سازمان، به دلایلی مجبور به ترک آن سازمان و یا عدم همکاری شدیم. به خاطر چه چیزی از ما یاد خواهند کرد؟
👈 آیا آنقدر اثر بخش بوده ایم که بعد از مدت کوتاهی خروج از سازمان فراموش نشویم؟
👈آیا انظباط فکری، اخلاقی، رفتاری و کاری ما به گونه ای بوده است که به نیکی از ما یاد کنند؟
👈و نهایتا این که آیا طراحی ها، قوانین، نظام ها، نو آوری ها، استاندارد ها، مشاوره ها، راه حل ها و در یک کلمه " تغییرات" ایجاد شده از طرف ما به اندازه ای بوده است که بابت آن از ما به نیکی یاد کنند ؟ و موجبات افتخار ما را فراهم کنند؟!
👈اساسا انعکاس نبود ما در سازمان چه خواهد بود؟ ✍ مرتضی جوشقانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰مدیریت استعداد با رویکرد کانون ارزیابی
🔰خانم سونیا جلالی مدرس و مشاور منابع انسانی
🔰خانم سونیا جلالی مدرس و مشاور منابع انسانی
🔰سلام و عرض ادب خدمت همه همکاران و دوستان فرهیخته و عموم علاقمندان به فعالیت در حوزه مدیریت منابع انسانی:
🔰 بدون تردید شاه کلید موفقیت هر شرکت و یا سازمانی در گرو توجه به منابع انسانی آن است. به بیانی دیگر می توان گفت توجه به کارکنان، همان توجه به سازمان است.
🔰 کانال «مدیران شایسته» با رویکرد توجه به منابع انسانی با هدف اشتراک گذاری دانش مدیریت منابع انسانی، با تمرکز بر حوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های منابع انسانی, از حدود دو سال پیش در تلگرام ایجاد شده است.
🔰 از همه شما دوستان و علاقمندان فرهیخته دعوت میکنم با عضویت در کانال " مدیران شایسته " ما را در نهادینه ساختن توجه به منابع انسانی در سطح ملی و سازمانی یاری کنید.
💐با احترام ؛
🔴 " به پیوست آدرس و آیدی کانال "مدیران شایسته" جهت پیوستن به کانال تقدیم حضور میگردد.
🔰آدرس کانال "مدیران شایسته" :
🆔کانال؛
https://t.me/CompetentManagers
🆔لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAFAXf9-qle6OUiRwZA
🆔 مدیر :
@Mh_kashefi
🆔 اینستا گرام:
www.instagram.com/Dr.kashefi
🔰 بدون تردید شاه کلید موفقیت هر شرکت و یا سازمانی در گرو توجه به منابع انسانی آن است. به بیانی دیگر می توان گفت توجه به کارکنان، همان توجه به سازمان است.
🔰 کانال «مدیران شایسته» با رویکرد توجه به منابع انسانی با هدف اشتراک گذاری دانش مدیریت منابع انسانی، با تمرکز بر حوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های منابع انسانی, از حدود دو سال پیش در تلگرام ایجاد شده است.
🔰 از همه شما دوستان و علاقمندان فرهیخته دعوت میکنم با عضویت در کانال " مدیران شایسته " ما را در نهادینه ساختن توجه به منابع انسانی در سطح ملی و سازمانی یاری کنید.
💐با احترام ؛
🔴 " به پیوست آدرس و آیدی کانال "مدیران شایسته" جهت پیوستن به کانال تقدیم حضور میگردد.
🔰آدرس کانال "مدیران شایسته" :
🆔کانال؛
https://t.me/CompetentManagers
🆔لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAFAXf9-qle6OUiRwZA
🆔 مدیر :
@Mh_kashefi
🆔 اینستا گرام:
www.instagram.com/Dr.kashefi
✅استعدادهراسی :چرا مدیران تمایلی به جذب نخبگان ندارند؟(قسمت اول)
⬅️واقعیت تلخی که در برخی از سازمانهای کشور دیده می شود آن است که بعضی از مدیران چندان تمایلی به جذب استعدادها ندارند، اگر چه در اظهاراتشان بر ضرورت مدیریت استعدادها تاکید می کنند!
1️⃣هراس از ایجاد رقیب و بخطر افتادن موقعیت سازمانی:
این مدیران به مدیران کوتاه قد معروفند. مدیرانی که بدلیل کم بودن دانش، مهارت و تجربه اعتماد بنفس لازم را ندارند. محصول این مدیران عوام پسندی است. چون این مدیران توانایی جذب افراد بلندتر از خودشان را ندارند.بنابراین وقتی مدیر کوتاه قد، می آید در یک مجموعه بزرگی قرار می گیرد و سیاست گذاری و اجرا در دست او قرار می گیرد، با این کوتاه قدی نمی تواند افراد فرهیخته و اندیشمند را جذب بکند .
2️⃣ نافرماني:
برخی مدیران فکر می کنند استعدادها به نافرماني گرايش دارند. افكار آنها با افراد معمولي متفاوت است؛ كارها را به روشهاي نامتداول انجام ميدهند و از ناراحت كردن ديگران حتي مديران ارشد ابايي ندارند و احتمالا معتقدند كه ايدههايشان بهتر از ساير ايدههاي متداول است. نا فرماني، ضرورتا مستعد بودن فرد را نشان نميدهد. این هراس بی پایه است. مدیر باید بداند که استخدام افراد نافرمان، فضايي جهت انديشيدن براي وی فراهم ميكند و اگر با تدبیر با آنها رفتار کند خون تازه ای در رگهای سازمان جاری خواهد شد،نشاط حکمفرما شده و انگیزه های رقابت سالم افزایش خواهد یافت که در نهایت بسود همه ارکان سازمان است.
3️⃣ متعهد نبودن این افراد به سازمان
استعداد ها افرادی با مهارت و متخصص هستند که سازمانهای رقیب بدنبال جذب چنین افرادی هستند. پس مشکل بودن در حفظ این افراد در سازمان مطرح است.متعهد بودن امروزه چندان معنی بخصوص در جذب استعدادها در سازمان ندارد. مدیرانی که چنین هراسی دارند بایستی بر روی حفظ استعدادها در سازمانشان متمرکز شوند.
4️⃣ علاقه نداشتن استعدادها به کار و محیط کاری
ممکن است یک محیط کاری اداری و بسته و خشک ، کارکنان معمولی را ارضاء کند ،ولی در مورد استعدادها صادق نیست. آنهامحیطی را دوست دارند که مستلزم کار فراوان است و کمکاری را تحمل نمیکنند. آنان چالش را دوست دارند و دلشان میخواهد با دیگر افراد سخت کوش همکار باشند و برای آنکه بتوانند بر مهارتهای خود همواره بیفزایند، دوست دارند وظایفی چالش برانگیز برعهده آنان گذارده شود. افزون بر این دوست دارند بازخورد کار خود را ببینند و به آنها آموزش داده شود و به دنبال مدیرانی از این دست هستند./ ادامه دارد..
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⬅️واقعیت تلخی که در برخی از سازمانهای کشور دیده می شود آن است که بعضی از مدیران چندان تمایلی به جذب استعدادها ندارند، اگر چه در اظهاراتشان بر ضرورت مدیریت استعدادها تاکید می کنند!
1️⃣هراس از ایجاد رقیب و بخطر افتادن موقعیت سازمانی:
این مدیران به مدیران کوتاه قد معروفند. مدیرانی که بدلیل کم بودن دانش، مهارت و تجربه اعتماد بنفس لازم را ندارند. محصول این مدیران عوام پسندی است. چون این مدیران توانایی جذب افراد بلندتر از خودشان را ندارند.بنابراین وقتی مدیر کوتاه قد، می آید در یک مجموعه بزرگی قرار می گیرد و سیاست گذاری و اجرا در دست او قرار می گیرد، با این کوتاه قدی نمی تواند افراد فرهیخته و اندیشمند را جذب بکند .
2️⃣ نافرماني:
برخی مدیران فکر می کنند استعدادها به نافرماني گرايش دارند. افكار آنها با افراد معمولي متفاوت است؛ كارها را به روشهاي نامتداول انجام ميدهند و از ناراحت كردن ديگران حتي مديران ارشد ابايي ندارند و احتمالا معتقدند كه ايدههايشان بهتر از ساير ايدههاي متداول است. نا فرماني، ضرورتا مستعد بودن فرد را نشان نميدهد. این هراس بی پایه است. مدیر باید بداند که استخدام افراد نافرمان، فضايي جهت انديشيدن براي وی فراهم ميكند و اگر با تدبیر با آنها رفتار کند خون تازه ای در رگهای سازمان جاری خواهد شد،نشاط حکمفرما شده و انگیزه های رقابت سالم افزایش خواهد یافت که در نهایت بسود همه ارکان سازمان است.
3️⃣ متعهد نبودن این افراد به سازمان
استعداد ها افرادی با مهارت و متخصص هستند که سازمانهای رقیب بدنبال جذب چنین افرادی هستند. پس مشکل بودن در حفظ این افراد در سازمان مطرح است.متعهد بودن امروزه چندان معنی بخصوص در جذب استعدادها در سازمان ندارد. مدیرانی که چنین هراسی دارند بایستی بر روی حفظ استعدادها در سازمانشان متمرکز شوند.
4️⃣ علاقه نداشتن استعدادها به کار و محیط کاری
ممکن است یک محیط کاری اداری و بسته و خشک ، کارکنان معمولی را ارضاء کند ،ولی در مورد استعدادها صادق نیست. آنهامحیطی را دوست دارند که مستلزم کار فراوان است و کمکاری را تحمل نمیکنند. آنان چالش را دوست دارند و دلشان میخواهد با دیگر افراد سخت کوش همکار باشند و برای آنکه بتوانند بر مهارتهای خود همواره بیفزایند، دوست دارند وظایفی چالش برانگیز برعهده آنان گذارده شود. افزون بر این دوست دارند بازخورد کار خود را ببینند و به آنها آموزش داده شود و به دنبال مدیرانی از این دست هستند./ ادامه دارد..
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅استعدادهراسی :چرا مدیران تمایلی به جذب نخبگان ندارند؟(قسمت دوم)
5️⃣ایجاد مداوم مزاحمت:
برخی مدیران از مراجعه گاه و بیگاه افراد مستعد به دفترشان آنها معترضند و این کار را موجب اتلاف وقت خود میدانند و این افراد را بیکار تلقی می کنند.واقعيت امر این است که از مدیران خود انتظار دارند که تواناییهای آنها را تشخیص و توسعه دهند. این کار مزاحمت نیست. برخلاف عقاید سنتی، بیشتر مردم در محیطی مستعد، امکان پیشرفت بهتری دارند تا در محیطی ضعیف. بیشتر مدیران این مساله را درک نمیکنند.
6️⃣جذب استعدادها هزینه دارد و زمان بر است:
برخی می اندیشند که شناسایی و جذب و نگهداشت استعدادها هم زمان را به هدر می دهد و هم موجب اتلاف بودجه می شود. آنها از ارزش آفرینی استعدادها غافلند . ارزش مالی سازمانها به کیفیت استعدادهای آنها بستگی دارد و استعدادها به سرعت ارزش سازمان را افزایش می دهند. مدیریت استعداد یک استراتژی تجاری موفق برای سازمانهایی است که آن را بهمانند تعهدی بلندمدت برای خود تصورمی کنند.
7️⃣ احساس غرور یا بي نيازی:
مدیر گاهی می اندیشد که كار خود را بلد است و سازمان را با نیروی انسانی موجود بخوبی پیش می برد، لذا نیازی به جذب استعدادها نیست. اما بعيد است كه مدیر داراي مهارت و تخصص در همه زمينه ها باشد، حداكثر اين است كه بتوان گفت در اين زمينه فردی با تجربه است، ولي در دنياي پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائي كافي نيست .به فرض هم كه داراي تخصص كافي در اين زمينه باشد ولي حقيقت اين است كه از درون سازمان به مسائل و مشکلات می نگرد و درگير تعصبات و نزديك بيني هاي ناشي از اجراست و لذا نمي تواند به اندازه کافی واقع بين باشد
8️⃣احساس بي اعتمادي و بی کفایتی:
استعدادها فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند آنها فقط تئوری تحویل می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را مدیر هم می تواند در کتاب ها بخواند. این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار شده و این بد بینی رادر مدیران به وجود آوردند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً نقش استعدادها ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای سازمان مهمتر است .آنها می توانند پابه پای مدیر در مراحل اجرا همراهي كرده و از طریق ارائه ایده های خلاقانه ونظریه های کارشناسی ، وی را در اجرا یاری کنند ، زمینه ایجاد تحول را در سازمان فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود سازمان، بعلت درون آن بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .
9️⃣احساس هزینه :
جذب استعدادها و مدیریت آنها بودجه زیادی می خواهد و سازمان پول این نوع کارها را ندارد .پاسخ ان است که این هزینه ها در مقایسه با پول هائی که سازمان بخاطر نداشتن استعدادها به هدر می دهد ناچیز است . اینکار هزینه کردن نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
5️⃣ایجاد مداوم مزاحمت:
برخی مدیران از مراجعه گاه و بیگاه افراد مستعد به دفترشان آنها معترضند و این کار را موجب اتلاف وقت خود میدانند و این افراد را بیکار تلقی می کنند.واقعيت امر این است که از مدیران خود انتظار دارند که تواناییهای آنها را تشخیص و توسعه دهند. این کار مزاحمت نیست. برخلاف عقاید سنتی، بیشتر مردم در محیطی مستعد، امکان پیشرفت بهتری دارند تا در محیطی ضعیف. بیشتر مدیران این مساله را درک نمیکنند.
6️⃣جذب استعدادها هزینه دارد و زمان بر است:
برخی می اندیشند که شناسایی و جذب و نگهداشت استعدادها هم زمان را به هدر می دهد و هم موجب اتلاف بودجه می شود. آنها از ارزش آفرینی استعدادها غافلند . ارزش مالی سازمانها به کیفیت استعدادهای آنها بستگی دارد و استعدادها به سرعت ارزش سازمان را افزایش می دهند. مدیریت استعداد یک استراتژی تجاری موفق برای سازمانهایی است که آن را بهمانند تعهدی بلندمدت برای خود تصورمی کنند.
7️⃣ احساس غرور یا بي نيازی:
مدیر گاهی می اندیشد که كار خود را بلد است و سازمان را با نیروی انسانی موجود بخوبی پیش می برد، لذا نیازی به جذب استعدادها نیست. اما بعيد است كه مدیر داراي مهارت و تخصص در همه زمينه ها باشد، حداكثر اين است كه بتوان گفت در اين زمينه فردی با تجربه است، ولي در دنياي پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائي كافي نيست .به فرض هم كه داراي تخصص كافي در اين زمينه باشد ولي حقيقت اين است كه از درون سازمان به مسائل و مشکلات می نگرد و درگير تعصبات و نزديك بيني هاي ناشي از اجراست و لذا نمي تواند به اندازه کافی واقع بين باشد
8️⃣احساس بي اعتمادي و بی کفایتی:
استعدادها فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند آنها فقط تئوری تحویل می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را مدیر هم می تواند در کتاب ها بخواند. این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار شده و این بد بینی رادر مدیران به وجود آوردند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً نقش استعدادها ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای سازمان مهمتر است .آنها می توانند پابه پای مدیر در مراحل اجرا همراهي كرده و از طریق ارائه ایده های خلاقانه ونظریه های کارشناسی ، وی را در اجرا یاری کنند ، زمینه ایجاد تحول را در سازمان فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود سازمان، بعلت درون آن بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .
9️⃣احساس هزینه :
جذب استعدادها و مدیریت آنها بودجه زیادی می خواهد و سازمان پول این نوع کارها را ندارد .پاسخ ان است که این هزینه ها در مقایسه با پول هائی که سازمان بخاطر نداشتن استعدادها به هدر می دهد ناچیز است . اینکار هزینه کردن نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
📕 ۲۴ آبان ماه روز جهانی کتاب مبارک باد.
📚 رابطه کتاب خوانی و طول عمر
نتایج یک تحقیق نشان داده که مطالعه کتاب به افزایش عمر کمک میکند. به گزارش «گاردین» تحقیقی که بر روی بیش از ۳۵۰۰ نفر انجام شده، نشان داد کتاب خواندن بعنوان راهی برای تحمل شرایط زندگی، باعث افزایش طول عمر انسانها میشود.
📕نتایج این پژوهش که داشنگاه «ییل» در انجام آن همکاری داشت، در ژورنال «پزشکی و علوم اجتماعی» منتشر شده است. این تحقیق بر روی ۳۶۳۵ فرد ۵۰ سال به بالا انجام شده و نشان داده است که این افراد تقریبا دو سال بیشتر از دیگران زنده میمانند. داوطلبانی که در این تحقیق شرکت کردند، به سه دسته تقسیم شدند: آنهایی که سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، افرادی که هفتگی بیش از سه ساعت و نیم کتاب میخوانند و کسانی که اصلا اهل مطالعه کتاب نبودند. فاکتورهای دیگری از جمله جنسیت، نژاد و میزان تحصیلات نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
📒محققان دریافتند طی ۱۲ سال گذشته آن دسته از افرادی که بیش از سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، احتمالا مرگشان ۲۳ درصد کمتر بود. این روند درباره افرادی که تا سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، ۱۷ درصد بود. در طول مدت انجام این تحقیق ۳۳ درصد افرادی که کتاب نمیخواندند درگذشتند، در حالی که این رقم درباره کتابخوانها ۲۷ درصد بود.
📘این تحقیق همچنین نشان داد که خواندن کتاب به مراتب نسبت به نشریات و روزنامهها بر افزایش طول عمر تأثیرگذارتر است. کارشناسان علت این مسئله را درگیر شدن ذهن خواننده با محتویات کتابها میدانند.
📙در مطلبی که در این ژورنال علمی منتشر شده، آمده است: کتابخوانی فرایند آرام و عمیق مطالعه و غوطهور شدن در کتاب را تقویت میکند. این نوعی درگیری شناختی است و زمانی اتفاق میافتد که خواننده ارتباط بخشهای مختلف کتاب را درمییابد و کاربرد آنها را در دنیای بیرونی پیدا میکند. در معرض کتابها قرار گرفتن نوعی درگیری شناختی ایجاد میکند که مهارتهای ارتباطی، منطقی، یادگیری واژهها و تفکر انتقادی را در خواننده تقویت میکند. کتابها همچنین احساس همدردی، درک اجتماعی و هوش احساسی افراد را افزایش میدهند و همین موجب شکلگیری فرآیندهای شناختی و در پایان، منجر به افزایش طول عمر میشود.
📗در این تحقیق ژانر کتابهایی که خوانده شده، مشخص نشده اما به احتمال زیاد بیشتر افرادی که در آن شرکت کردند علاقهمند به آثار داستانی بودند.
📚 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📚 رابطه کتاب خوانی و طول عمر
نتایج یک تحقیق نشان داده که مطالعه کتاب به افزایش عمر کمک میکند. به گزارش «گاردین» تحقیقی که بر روی بیش از ۳۵۰۰ نفر انجام شده، نشان داد کتاب خواندن بعنوان راهی برای تحمل شرایط زندگی، باعث افزایش طول عمر انسانها میشود.
📕نتایج این پژوهش که داشنگاه «ییل» در انجام آن همکاری داشت، در ژورنال «پزشکی و علوم اجتماعی» منتشر شده است. این تحقیق بر روی ۳۶۳۵ فرد ۵۰ سال به بالا انجام شده و نشان داده است که این افراد تقریبا دو سال بیشتر از دیگران زنده میمانند. داوطلبانی که در این تحقیق شرکت کردند، به سه دسته تقسیم شدند: آنهایی که سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، افرادی که هفتگی بیش از سه ساعت و نیم کتاب میخوانند و کسانی که اصلا اهل مطالعه کتاب نبودند. فاکتورهای دیگری از جمله جنسیت، نژاد و میزان تحصیلات نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
📒محققان دریافتند طی ۱۲ سال گذشته آن دسته از افرادی که بیش از سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، احتمالا مرگشان ۲۳ درصد کمتر بود. این روند درباره افرادی که تا سه ساعت و نیم در هفته مطالعه داشتند، ۱۷ درصد بود. در طول مدت انجام این تحقیق ۳۳ درصد افرادی که کتاب نمیخواندند درگذشتند، در حالی که این رقم درباره کتابخوانها ۲۷ درصد بود.
📘این تحقیق همچنین نشان داد که خواندن کتاب به مراتب نسبت به نشریات و روزنامهها بر افزایش طول عمر تأثیرگذارتر است. کارشناسان علت این مسئله را درگیر شدن ذهن خواننده با محتویات کتابها میدانند.
📙در مطلبی که در این ژورنال علمی منتشر شده، آمده است: کتابخوانی فرایند آرام و عمیق مطالعه و غوطهور شدن در کتاب را تقویت میکند. این نوعی درگیری شناختی است و زمانی اتفاق میافتد که خواننده ارتباط بخشهای مختلف کتاب را درمییابد و کاربرد آنها را در دنیای بیرونی پیدا میکند. در معرض کتابها قرار گرفتن نوعی درگیری شناختی ایجاد میکند که مهارتهای ارتباطی، منطقی، یادگیری واژهها و تفکر انتقادی را در خواننده تقویت میکند. کتابها همچنین احساس همدردی، درک اجتماعی و هوش احساسی افراد را افزایش میدهند و همین موجب شکلگیری فرآیندهای شناختی و در پایان، منجر به افزایش طول عمر میشود.
📗در این تحقیق ژانر کتابهایی که خوانده شده، مشخص نشده اما به احتمال زیاد بیشتر افرادی که در آن شرکت کردند علاقهمند به آثار داستانی بودند.
📚 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
📕 24 آبان ماه روز ملی کتاب و کتابخوانی گرامی باد .
اگر اهل کتاب خواندن نیستیم، احتمالا:
۱.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۲. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۳. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۴. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۵. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۶. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۷. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۸. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۹. با واژه نقد بیگانهایم.
۱۰. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۱۳. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۴. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر
نداریم.
۱۵. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. دامنهی لذت ما محدود است.
@competentmanagers
اگر اهل کتاب خواندن نیستیم، احتمالا:
۱.حرفهای نسنجیده زیاد میزنیم.
۲. خیلی حرفهای تکراری میزنیم.
۳. دایرهی واژگان ما بسیار محدود است.
۴. بخش استدلالی ذهن ما تقریبا تعطیل است.
۵. استعداد عوامگرا شدن را پیدا میکنیم.
۶. مستعد پذیرش شایعات هستیم.
۷. اهمیت تفاوت میان انسانها را کشف نمیکنیم.
۸. توان و انگیزه یادگیری ما کاهش مییابد.
۹. با واژه نقد بیگانهایم.
۱۰. زمینه استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم میآوریم.
۱۱. از حقوق شهروندی خود و دیگران آگاه نیستیم.
۱۲. حاکمان مستبد را خوشحال میکنیم.
۱۳. راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار میگیریم.
۱۴. یا در همه زمینهها، اظهارنظر میکنیم یا اصلا توان اظهارنظر
نداریم.
۱۵. جهل مرکب داریم، یعنی نمیدانیم که نمیدانیم!
۱۶. گرفتار توهم دانستن هستیم و به اشتباه فکر میکنیم میدانیم.
۱۷. دامنهی لذت ما محدود است.
@competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
✅رابطه مطالعه و خشونت!
🔗موسسه مطالعاتی اقتصاد و صلح، تازهترین گزارش خود را با عنوان «شاخص جهانی صلح» را منتشر کرد.
⏺در این بررسی مهربان ترین کشورها عبارتند از:
1. ایسلند
2. دانمارک
3. اتریش
4. نیوزیلند
5. سوئیس
6. فنلاند
7. کانادا
8. ژاپن
9. استرالیا
10. جمهوری چک
❌قهر آمیز ترین کشورها عبارتند از :
162. سوریه
161. عراق
160. افعانستان
159. سودان شمالی
158. آفریقای مرکزی
157. سومالی
156. سودان
155. کنگو
154. پاکستان
153. کره شمالی
152. روسیه
151. نیجریه
🔗مالزی نخستین کشور اسلامی در رتبه 28 است.
⚠️ایران با بیش از 6 میلیون نزاع خیابانی در سال و بیش از 15 میلیون پرونده تازه در سال گذشته رتبه ای بهتر از 138 در جدول نیافته است.
🔗در این گزارش، اروپا آرام ترین قاره و کشورهای منا یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا خشونت آمیز ترین کشورهای جهان بوده اند.
🔗مالزی، قطر، کویت، امارات و اندونزی پنچ کشور اسلامی هستند که در بالای جدول از 28 به بعد هستند.
🔗آرامش در 25 کشور دنیا خیلی بالاست که شامل هیچ کشور اسلامی نمی شود.
🔗در 43 کشور آرامش بالاست که شامل 5 کشور اسلامی فوق است.
🔗خشونت به انواع مختلف در 87 کشور از جمله ایران بالاست.
🔗12 کشور فوق هم روی خشونت را سفید کرده اند. که به جز روسیه و کره شمالی همه کشورهای اسلامی هستند.
🔗جالب این که 30 کشور آرام جهان در صدر کشورهای پر مطالعه هستند و بدون استثنا رنکینگ مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است. 🔗پس مطالعه کنیم.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@Competentmanagers
🔗موسسه مطالعاتی اقتصاد و صلح، تازهترین گزارش خود را با عنوان «شاخص جهانی صلح» را منتشر کرد.
⏺در این بررسی مهربان ترین کشورها عبارتند از:
1. ایسلند
2. دانمارک
3. اتریش
4. نیوزیلند
5. سوئیس
6. فنلاند
7. کانادا
8. ژاپن
9. استرالیا
10. جمهوری چک
❌قهر آمیز ترین کشورها عبارتند از :
162. سوریه
161. عراق
160. افعانستان
159. سودان شمالی
158. آفریقای مرکزی
157. سومالی
156. سودان
155. کنگو
154. پاکستان
153. کره شمالی
152. روسیه
151. نیجریه
🔗مالزی نخستین کشور اسلامی در رتبه 28 است.
⚠️ایران با بیش از 6 میلیون نزاع خیابانی در سال و بیش از 15 میلیون پرونده تازه در سال گذشته رتبه ای بهتر از 138 در جدول نیافته است.
🔗در این گزارش، اروپا آرام ترین قاره و کشورهای منا یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا خشونت آمیز ترین کشورهای جهان بوده اند.
🔗مالزی، قطر، کویت، امارات و اندونزی پنچ کشور اسلامی هستند که در بالای جدول از 28 به بعد هستند.
🔗آرامش در 25 کشور دنیا خیلی بالاست که شامل هیچ کشور اسلامی نمی شود.
🔗در 43 کشور آرامش بالاست که شامل 5 کشور اسلامی فوق است.
🔗خشونت به انواع مختلف در 87 کشور از جمله ایران بالاست.
🔗12 کشور فوق هم روی خشونت را سفید کرده اند. که به جز روسیه و کره شمالی همه کشورهای اسلامی هستند.
🔗جالب این که 30 کشور آرام جهان در صدر کشورهای پر مطالعه هستند و بدون استثنا رنکینگ مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است. 🔗پس مطالعه کنیم.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
چرا مطالعه نمیکنیم.pdf
410.9 KB
📢📢ایران؛ جامعه بی مطالعه
🔴چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای را پیش رو دارد؟
⭕️1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.
⭕️2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم.
⭕️3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.
⭕️4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم
⭕️5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.
⭕️6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است.
⭕️7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم
⭕️8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم
⭕️9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست
⭕️10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است
⭕️11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم
⭕️12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم
⭕️13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم
⭕️14-شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم
🔰@CompetentManagers
🔴چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای را پیش رو دارد؟
⭕️1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.
⭕️2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم.
⭕️3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.
⭕️4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم
⭕️5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.
⭕️6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است.
⭕️7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم
⭕️8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم
⭕️9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست
⭕️10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است
⭕️11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم
⭕️12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم
⭕️13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم
⭕️14-شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم
🔰@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت اول-
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت دوم-
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
✳ در مسیر موفقیت:
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
🔰بهترین کشور جهان مشخص شد!
🔺در رتبه بندی 73 کشور جهان در سال ۲۰۲۰ که ایران جز کشورها نیست، سوئیس لقب بهترین کشور را گرفت.
🔹سوئیس موفق شد لقب بهترین کشور در جهان را از آن خود کند.
🔸به گزارش سلام نو، رتبه بندی کشورهای جهان در سال ۲۰۲۰ با در نظر گرفتن ۹ زیر شاخه کارآفرینی، تجربه زندگی، شهروندی، نفوذ فرهنگی (ذهنیت مردم دیگر کشورها نسبت به آن کشور)،فرهنگ و هنر، تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور، سهولت کسب و کار، میزان قدرت اقتصاد و کیفیت زندگی توسط دانشگاه پنسیلوانیا و گروه مشاورین " بی ای وی" منتشر شد که در آن از حدود ۲۰ هزار نفر از مردم سراسر جهان در خصوص این کشورها نظرسنجی شده است.
🔺لازم به ذکر است که در این رتبه بندی تنها ۷۳ کشور رده بندی شدهاند و ایران جز کشورهایی است که در این گزارش به آنها پرداخته نشده است.
🔺برترین کشورها در مجموع به ترتیب عبارتند از :
۱- سوئیس
۲- کانادا
۳- ژاپن
۴- آلمان
۵- استرالیا
۶- انگلیس
۷- آمریکا
۸- سوئد
۹- هلند
۱۰- نروژ
🔷برترین کشورها در شاخصهای مختلف
🔺۱- کارآفرینی: آلمان، آمریکا، ژاپن، انگلیس، سوئیس
🔺۲- تجربه زندگی: برزیل، ایتالیا، اسپانیا، یونان، تایلند
🔺۳- شهروندی: سوئد، کانادا، نروژ، هلند، دانمارک
🔺۴- نفوذ فرهنگی: ایتالیا، فرانسه،اسپانیا، آمریکا، انگلیس
🔺۵- فرهنگ و هنر: ایتالیا، اسپانیا، یونان، فرانسه، مکزیک
🔺۶- تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور: امارات، هند، چین، مصر، ژاپن
🔺۷- سهولت کسب و کار: لوکزامبورگ، سوئیس، کانادا، دانمارک، سنگاپور
🔺۸- میزان قدرت اقتصاد: آمریکا، چین، ژاپن، آلمان، انگلیس
🔺۹- کیفیت زندگی: کانادا،دانمارک، سوئد، نروژ، استرالیا
🔘بدترین کشورها
🔻در این رتبه بندی، لبنان در رده آخر قرار دارد و پس از این کشور نیز نام صربستان، عمان، بلاروس، تونس، اوکراین و غنا دیده میشود.
🔸رتبه دیگر کشورها
🔻در گزارش مشترک موسسه " بی ای وی" و دانشگاه پنسیلوانیا، فرانسه در رده دوازدهم، چین پانزدهم، سنگاپور شانزدهم، اتریش هجدهم، امارات بیست و دوم، عربستان سی و یکم، ترکیه سی و پنجم، اسلواکی پنجاه و دوم، آذربایجان شصت و یکم و قزاقستان شصت و ششم بهترین کشورهای جهان قرار گرفتهاند./ایسنا
♻️توسعه و پیشرفت اتفاقی نیست؛ با مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی، با به خدمت گیری علم و دانش بشری، با همگرایی ملی میتوان به آن دست یافت. مهم خواستن است و تلاش در جهت خواستن.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompettentManagers
🔺در رتبه بندی 73 کشور جهان در سال ۲۰۲۰ که ایران جز کشورها نیست، سوئیس لقب بهترین کشور را گرفت.
🔹سوئیس موفق شد لقب بهترین کشور در جهان را از آن خود کند.
🔸به گزارش سلام نو، رتبه بندی کشورهای جهان در سال ۲۰۲۰ با در نظر گرفتن ۹ زیر شاخه کارآفرینی، تجربه زندگی، شهروندی، نفوذ فرهنگی (ذهنیت مردم دیگر کشورها نسبت به آن کشور)،فرهنگ و هنر، تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور، سهولت کسب و کار، میزان قدرت اقتصاد و کیفیت زندگی توسط دانشگاه پنسیلوانیا و گروه مشاورین " بی ای وی" منتشر شد که در آن از حدود ۲۰ هزار نفر از مردم سراسر جهان در خصوص این کشورها نظرسنجی شده است.
🔺لازم به ذکر است که در این رتبه بندی تنها ۷۳ کشور رده بندی شدهاند و ایران جز کشورهایی است که در این گزارش به آنها پرداخته نشده است.
🔺برترین کشورها در مجموع به ترتیب عبارتند از :
۱- سوئیس
۲- کانادا
۳- ژاپن
۴- آلمان
۵- استرالیا
۶- انگلیس
۷- آمریکا
۸- سوئد
۹- هلند
۱۰- نروژ
🔷برترین کشورها در شاخصهای مختلف
🔺۱- کارآفرینی: آلمان، آمریکا، ژاپن، انگلیس، سوئیس
🔺۲- تجربه زندگی: برزیل، ایتالیا، اسپانیا، یونان، تایلند
🔺۳- شهروندی: سوئد، کانادا، نروژ، هلند، دانمارک
🔺۴- نفوذ فرهنگی: ایتالیا، فرانسه،اسپانیا، آمریکا، انگلیس
🔺۵- فرهنگ و هنر: ایتالیا، اسپانیا، یونان، فرانسه، مکزیک
🔺۶- تمایل شهروندان برای مهاجرت از آن کشور: امارات، هند، چین، مصر، ژاپن
🔺۷- سهولت کسب و کار: لوکزامبورگ، سوئیس، کانادا، دانمارک، سنگاپور
🔺۸- میزان قدرت اقتصاد: آمریکا، چین، ژاپن، آلمان، انگلیس
🔺۹- کیفیت زندگی: کانادا،دانمارک، سوئد، نروژ، استرالیا
🔘بدترین کشورها
🔻در این رتبه بندی، لبنان در رده آخر قرار دارد و پس از این کشور نیز نام صربستان، عمان، بلاروس، تونس، اوکراین و غنا دیده میشود.
🔸رتبه دیگر کشورها
🔻در گزارش مشترک موسسه " بی ای وی" و دانشگاه پنسیلوانیا، فرانسه در رده دوازدهم، چین پانزدهم، سنگاپور شانزدهم، اتریش هجدهم، امارات بیست و دوم، عربستان سی و یکم، ترکیه سی و پنجم، اسلواکی پنجاه و دوم، آذربایجان شصت و یکم و قزاقستان شصت و ششم بهترین کشورهای جهان قرار گرفتهاند./ایسنا
♻️توسعه و پیشرفت اتفاقی نیست؛ با مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی، با به خدمت گیری علم و دانش بشری، با همگرایی ملی میتوان به آن دست یافت. مهم خواستن است و تلاش در جهت خواستن.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompettentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز : از نگاه یاران
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔴خسارات طرفین جنگ سرد ايران و آمريكا
✍غلامرضا مصدق
🌿 بيش از ٤١ سال است كه جنگ سردی تمام عيار و در مقاطعي كوتاه جنگ گرم بين ايران و آمريكا در جريان بوده است که هر روز بر شدت آن افزوده شده و فعلاً هم چشم اندازي روشنی برای اتمام آن دیده نمیشود. هرگاه كلمه جنگ به ذهن متبادر می شود، بلافاصله واژه خسارات وارده رخ می نماید. صرف نظر از حقانيت و ضرورت ادامه اين جنگ ، نگاهي كوتاه به خسارات طرفين مي اندازيم.
🌿 لیست خسارات طرف ایرانی چنان بلند بالاست که احصاء همه آن تقریباً غیر ممکن است. در اینجا فقط به چند مورد مهم آن اكتفا ميكنم.
🔹حداقل ٨۵٪ درآمد نفت ایران بعنوان مهمترین منبع درآمدی از دست رفته است و ایران از جایگاه دومین تولید کننده اوپک به ته جدول این سازمان سقوط کرده است،
🔹علی رغم موقعیت جغرافیایی منحصر بفرد در سایه این کشمکش ها و ریسک مترتب بر آن هیچ خط لوله گاز و نفت بین المللی از خاک ایران ترانزیت نمیشود.
🔹 حلقه محاصره اقتصادی چنان تنگ شده که چین ابرقدرت، که رقیب تمام عیار آمریکاست پولهای ایران را با تحریم های یک جانبه این کشور بلوکه کرده است.
🔹همه کشورها حتی دوستان به ظاهر نزدیک ما چنان به تحریم های یک جانبه آمریکا عليه ما تمكين ميكنند که حتی از فروش دارو که مشمول تحریمها هم نیست خودداری میکنند.
🔹علیرغم احتیاج مبرم ایران برای سرمایه گذاریهای خارجی، هیچ سرمایه گذاری خارجی قابل اعتنایی در ایران انجام نمیشود،
🔹هر آنچه را که با دور زدن تحریمها میخریم مجبوریم چندین برابر قیمت آن و بسیار گرانتر از قیمت معمول آن را خرید کنیم و هر آنچه صادر میکنیم نیز باید زیر قیمت جهانی بفروشیم.
🔹 هزينه سر پا نگهداشتن صدها هواپيمای مستعمل و قدیمی، از خرید نو آنها بیشتر است. که با شرایط تحریم هیچ امکانی برای تعویض یا تعمیر اساسی انها وجود ندارد.
🔹_در این چهل سال گذشته آنقدر پول و بودجه و تمام امکانت خود را صرف این مبارزه کردیم که دیگر مجالی برای حل مشکلات ابتدایی شهروندان از جمله مشکلات معیشتی مردم نیافته ایم_.
🔹_در طول این همه سال, همه کشورهای مشابه ما و دیگر همسایگان ما که چهل پنجاه سال گذشته هیچ چیزی برای خود نداشتند، با مدیریت و درایت خود با متمرکز کردن انرژی خود به داخل، قدمهای موثری برای پیشرفت و توسعه و رفاه شهروندان خویش بر داشته اند. که دست یافتنش برای ما رویا شده است.
🔹در طول این سالها در آمریکا هر كسي كه از مادرش قهر ميكند با طرح شكايتي واهی از ایران چند میلیون دلار از پولها و اموال بلوکه شده ایران را در سرتا سر جهان به حکم دادگاه دریافت میکند.
🌿اما در طرف آمریکایی نه تنها خسارتی دیده نمیشود. بر عکس آمریکا این جنگ را به دکانی دو نبش برای کاسبی خود تبدیل کرده است . بر خلاف ایران که لیست خساراتش بلند بالاست، بالعکس لیست منافع آمریکا از این جنگ بی شمار است.
🔸آمریکا با علم کردن ایران بعنوان هیولای منطقه در ۱۰ کشور از ۱۳ همسایه زمینی و دریایی ما پایگاه نظامی ایجاد کرده ، خریدار ۳۵٪ کل فروش اسلحه در جهان کشورهای منطقه هستند ، سهم آمریکا از این بازار ۹۰٪ است ، آمريكا كشورهاي ضعيف ولي ثروتمند منطقه را چنان به خود وابسته كرده كه ترامپ به شكلي تحقير آميز علناً به آنها هشدار ميدهد اگر ما نباشيم ايران کمتر از يك هفته شما را مي خورد ، تسلط آمریکا بر منطقه سرشار از انرژی در رقابت رو به تزاید با چین تشنه انرژی بسیار کارساز خواهد بود ، اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا که قرار بود از صفحه روزگار محو شود در حال گشايش سفارتخانه ها و احداث پایگاه های جاسوسی خود بیخ گوش ما در خلیج فارس است ، آمریکا در این جنگ یک کاسبی با سود صد در صدی بدون یک دلار هزینه هم دارد و آن كسب سالانه میلیاردها دلار از محل جریمه بانکها و شرکتهائی که تحریم ایران را نقض میکنند.
🌿 من در مورد انگیزه ادامه این جنگ از طرف ایران قضاوتی نمیکنم ولی تردیدی ندارم استراتژیستها و اتاقهای فکر طرف آمریکایی صرف نظر از اینکه ترامپ یا بایدن بر این کشور حکمرانی کند ، بعید است از منافع این جنگ بی هزینه ولی سراسر فایده به این زودی ها دست بکشند/منبع کانال دیپلماسی
✍غلامرضا مصدق
🌿 بيش از ٤١ سال است كه جنگ سردی تمام عيار و در مقاطعي كوتاه جنگ گرم بين ايران و آمريكا در جريان بوده است که هر روز بر شدت آن افزوده شده و فعلاً هم چشم اندازي روشنی برای اتمام آن دیده نمیشود. هرگاه كلمه جنگ به ذهن متبادر می شود، بلافاصله واژه خسارات وارده رخ می نماید. صرف نظر از حقانيت و ضرورت ادامه اين جنگ ، نگاهي كوتاه به خسارات طرفين مي اندازيم.
🌿 لیست خسارات طرف ایرانی چنان بلند بالاست که احصاء همه آن تقریباً غیر ممکن است. در اینجا فقط به چند مورد مهم آن اكتفا ميكنم.
🔹حداقل ٨۵٪ درآمد نفت ایران بعنوان مهمترین منبع درآمدی از دست رفته است و ایران از جایگاه دومین تولید کننده اوپک به ته جدول این سازمان سقوط کرده است،
🔹علی رغم موقعیت جغرافیایی منحصر بفرد در سایه این کشمکش ها و ریسک مترتب بر آن هیچ خط لوله گاز و نفت بین المللی از خاک ایران ترانزیت نمیشود.
🔹 حلقه محاصره اقتصادی چنان تنگ شده که چین ابرقدرت، که رقیب تمام عیار آمریکاست پولهای ایران را با تحریم های یک جانبه این کشور بلوکه کرده است.
🔹همه کشورها حتی دوستان به ظاهر نزدیک ما چنان به تحریم های یک جانبه آمریکا عليه ما تمكين ميكنند که حتی از فروش دارو که مشمول تحریمها هم نیست خودداری میکنند.
🔹علیرغم احتیاج مبرم ایران برای سرمایه گذاریهای خارجی، هیچ سرمایه گذاری خارجی قابل اعتنایی در ایران انجام نمیشود،
🔹هر آنچه را که با دور زدن تحریمها میخریم مجبوریم چندین برابر قیمت آن و بسیار گرانتر از قیمت معمول آن را خرید کنیم و هر آنچه صادر میکنیم نیز باید زیر قیمت جهانی بفروشیم.
🔹 هزينه سر پا نگهداشتن صدها هواپيمای مستعمل و قدیمی، از خرید نو آنها بیشتر است. که با شرایط تحریم هیچ امکانی برای تعویض یا تعمیر اساسی انها وجود ندارد.
🔹_در این چهل سال گذشته آنقدر پول و بودجه و تمام امکانت خود را صرف این مبارزه کردیم که دیگر مجالی برای حل مشکلات ابتدایی شهروندان از جمله مشکلات معیشتی مردم نیافته ایم_.
🔹_در طول این همه سال, همه کشورهای مشابه ما و دیگر همسایگان ما که چهل پنجاه سال گذشته هیچ چیزی برای خود نداشتند، با مدیریت و درایت خود با متمرکز کردن انرژی خود به داخل، قدمهای موثری برای پیشرفت و توسعه و رفاه شهروندان خویش بر داشته اند. که دست یافتنش برای ما رویا شده است.
🔹در طول این سالها در آمریکا هر كسي كه از مادرش قهر ميكند با طرح شكايتي واهی از ایران چند میلیون دلار از پولها و اموال بلوکه شده ایران را در سرتا سر جهان به حکم دادگاه دریافت میکند.
🌿اما در طرف آمریکایی نه تنها خسارتی دیده نمیشود. بر عکس آمریکا این جنگ را به دکانی دو نبش برای کاسبی خود تبدیل کرده است . بر خلاف ایران که لیست خساراتش بلند بالاست، بالعکس لیست منافع آمریکا از این جنگ بی شمار است.
🔸آمریکا با علم کردن ایران بعنوان هیولای منطقه در ۱۰ کشور از ۱۳ همسایه زمینی و دریایی ما پایگاه نظامی ایجاد کرده ، خریدار ۳۵٪ کل فروش اسلحه در جهان کشورهای منطقه هستند ، سهم آمریکا از این بازار ۹۰٪ است ، آمريكا كشورهاي ضعيف ولي ثروتمند منطقه را چنان به خود وابسته كرده كه ترامپ به شكلي تحقير آميز علناً به آنها هشدار ميدهد اگر ما نباشيم ايران کمتر از يك هفته شما را مي خورد ، تسلط آمریکا بر منطقه سرشار از انرژی در رقابت رو به تزاید با چین تشنه انرژی بسیار کارساز خواهد بود ، اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا که قرار بود از صفحه روزگار محو شود در حال گشايش سفارتخانه ها و احداث پایگاه های جاسوسی خود بیخ گوش ما در خلیج فارس است ، آمریکا در این جنگ یک کاسبی با سود صد در صدی بدون یک دلار هزینه هم دارد و آن كسب سالانه میلیاردها دلار از محل جریمه بانکها و شرکتهائی که تحریم ایران را نقض میکنند.
🌿 من در مورد انگیزه ادامه این جنگ از طرف ایران قضاوتی نمیکنم ولی تردیدی ندارم استراتژیستها و اتاقهای فکر طرف آمریکایی صرف نظر از اینکه ترامپ یا بایدن بر این کشور حکمرانی کند ، بعید است از منافع این جنگ بی هزینه ولی سراسر فایده به این زودی ها دست بکشند/منبع کانال دیپلماسی
4_5801185246938400474.pdf
3.5 MB
📕پی دی اف کتاب : عصر سنت گریزی
سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
🖌نویسنده : چارلز هندی
📝مترجم : عباس مخبر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
🖌نویسنده : چارلز هندی
📝مترجم : عباس مخبر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕خلاصه ایی از مباحث کتاب :
عصر سنت گریزی: سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
صحبت درباره ی این بود که به زنان اجازه داده شود که کشیش شوند، یکی از حضار اظهار داشت: چرا نباید اجازه دهیم وضع موجود ادامه پیدا کند؟
اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتاد بهتر است آهسته و پیوسته باشد تغییر پیوسته راحت است در چنین حالتی گذشته چراغ راه آینده است. اما گاهی تقارن شرایط به گونه ای است که مدافعان وضع موجود را به دردسر می اندازد مانند جنگ ها و پیشرفت های تکنولوژی یا تغییرات جمعیتی و تغییرات اقتصادی.
تغییر دیگر همان چیزی که قبلا بود نیست و حفظ وضع موجود دیگر به هیچ وجه بهترین راهی نیست که پیش روی ما قرار دارد. اگر خواهان بهره گیری بیشتر از فرصت و خطر کمتری باشیم لازم است تغییرات را بهتر درک کنیم. کسانی که علل تغییر را می فهمند در راه صیانت از خود یا مبارزه با آنچه اجتناب ناپذیر است نیروی کمتری تلف می کنند. کسانی که سمت و سوی تغییر را درک می کنند بهتر می توانند از این تغییرات به نفع خویش بهره برداری کنند و جامعه ای که از تغییر استقبال کند می تواند به جای اینکه صرفا در مقابل آن واکنش نشان دهد، آن را به خدمت بگیرد.
جرج برنارد شاو عقیده داشت که انسان معقول خود را با جهان منطبق می سازد در حالی که انسان غیر معقول سعی می کند جهان را بر خویش منطبق سازد.
ما در آستانه ورود به عصری نامعقول هستیم که در آن آینده به وسیله ما و برای ما شکل میگیرد زمانه پرداختن به تخیلات جسورانه و آنچه غیرمعقول است.
هدف این کتاب اشاعه درک صحیح تری از تغییراتی است که هم اکنون در اطراف ما اتفاق می افتد، تا بتوانیم در مقام افراد و اجتماع رنج کمتر و بهره بیشتری ببریم.
استدلال این کتاب بر سه فرض استوار است:
1- اینکه تغییرات با آنچه در گذشته اتفاق می افتاد متفاوتند آنها نا پیوسته اند.
2- اینکه تغییرات کوچک می تواند بزرگترین تفاوت ها را در زندگی ما بوجود آورند.
3- اینکه برخورد با تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشه واژگون ناپیوسته است.
و......
واژگون اندیشیدن
تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است. شیوه های انجام امور بصورت متفاوت با گذشته مستلزم نگاهی تازه به همه چیز است. اندیشه واژگون ناپیوسته هیچ گاه مورد پسند حامیان پیوستگی و حفظ وضع موجود نبوده است کپرنیک ، گالیله و حضرت مسیح نمونه های برجسته اندیشه ی واژگون هستند که رنج های زیادی کشیده اند اما اندیشه های آنان زنده است و نیرو ها وامکانات تازه ای را آزاد می کنند. انسان های صاحب نفوذ در صد سال گذشته هیتلر ، استالین و چرچیل نبوده اند بلکه فروید، مارکس و انشتین بوده اند که شیوه تفکر ما را تغییر داده اند.
تفکر خلاق و واژگون می تواند نیرو های تازه ای را آزاد کند و نیازی نیست سودای بزرگی انشتین و تفکر فراگیر مارکس را در سر پروراند. در این تفکر آشپزی نیز می تواند یک فعالیت خلاق باشد. تفکر واژگون هیچ چیز را تغییر نمی دهد به جز تفکر ما، که همین تغییر می تواند همه چیز را به کلی متفاوت سازد.
تغییرات با آنچه در گذشته بوده فرق می کند سرعت تغییرات افزایش یافته و در این حالت امکان پیش بینی و کنترل امور کمتر می شود و تغییر تدریجی ناگهان به تغییر ناپیوسته تبدیل می شود. تغییر ناپیوسته نه تنها فاجعه نیست بلکه بهترین راه پیشرفت برای جامعه ای است که دچار یکنواختی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
عصر سنت گریزی: سازمان و مدیریت در قرن بیست و یکم
صحبت درباره ی این بود که به زنان اجازه داده شود که کشیش شوند، یکی از حضار اظهار داشت: چرا نباید اجازه دهیم وضع موجود ادامه پیدا کند؟
اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتاد بهتر است آهسته و پیوسته باشد تغییر پیوسته راحت است در چنین حالتی گذشته چراغ راه آینده است. اما گاهی تقارن شرایط به گونه ای است که مدافعان وضع موجود را به دردسر می اندازد مانند جنگ ها و پیشرفت های تکنولوژی یا تغییرات جمعیتی و تغییرات اقتصادی.
تغییر دیگر همان چیزی که قبلا بود نیست و حفظ وضع موجود دیگر به هیچ وجه بهترین راهی نیست که پیش روی ما قرار دارد. اگر خواهان بهره گیری بیشتر از فرصت و خطر کمتری باشیم لازم است تغییرات را بهتر درک کنیم. کسانی که علل تغییر را می فهمند در راه صیانت از خود یا مبارزه با آنچه اجتناب ناپذیر است نیروی کمتری تلف می کنند. کسانی که سمت و سوی تغییر را درک می کنند بهتر می توانند از این تغییرات به نفع خویش بهره برداری کنند و جامعه ای که از تغییر استقبال کند می تواند به جای اینکه صرفا در مقابل آن واکنش نشان دهد، آن را به خدمت بگیرد.
جرج برنارد شاو عقیده داشت که انسان معقول خود را با جهان منطبق می سازد در حالی که انسان غیر معقول سعی می کند جهان را بر خویش منطبق سازد.
ما در آستانه ورود به عصری نامعقول هستیم که در آن آینده به وسیله ما و برای ما شکل میگیرد زمانه پرداختن به تخیلات جسورانه و آنچه غیرمعقول است.
هدف این کتاب اشاعه درک صحیح تری از تغییراتی است که هم اکنون در اطراف ما اتفاق می افتد، تا بتوانیم در مقام افراد و اجتماع رنج کمتر و بهره بیشتری ببریم.
استدلال این کتاب بر سه فرض استوار است:
1- اینکه تغییرات با آنچه در گذشته اتفاق می افتاد متفاوتند آنها نا پیوسته اند.
2- اینکه تغییرات کوچک می تواند بزرگترین تفاوت ها را در زندگی ما بوجود آورند.
3- اینکه برخورد با تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشه واژگون ناپیوسته است.
و......
واژگون اندیشیدن
تغییر ناپیوسته مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است. شیوه های انجام امور بصورت متفاوت با گذشته مستلزم نگاهی تازه به همه چیز است. اندیشه واژگون ناپیوسته هیچ گاه مورد پسند حامیان پیوستگی و حفظ وضع موجود نبوده است کپرنیک ، گالیله و حضرت مسیح نمونه های برجسته اندیشه ی واژگون هستند که رنج های زیادی کشیده اند اما اندیشه های آنان زنده است و نیرو ها وامکانات تازه ای را آزاد می کنند. انسان های صاحب نفوذ در صد سال گذشته هیتلر ، استالین و چرچیل نبوده اند بلکه فروید، مارکس و انشتین بوده اند که شیوه تفکر ما را تغییر داده اند.
تفکر خلاق و واژگون می تواند نیرو های تازه ای را آزاد کند و نیازی نیست سودای بزرگی انشتین و تفکر فراگیر مارکس را در سر پروراند. در این تفکر آشپزی نیز می تواند یک فعالیت خلاق باشد. تفکر واژگون هیچ چیز را تغییر نمی دهد به جز تفکر ما، که همین تغییر می تواند همه چیز را به کلی متفاوت سازد.
تغییرات با آنچه در گذشته بوده فرق می کند سرعت تغییرات افزایش یافته و در این حالت امکان پیش بینی و کنترل امور کمتر می شود و تغییر تدریجی ناگهان به تغییر ناپیوسته تبدیل می شود. تغییر ناپیوسته نه تنها فاجعه نیست بلکه بهترین راه پیشرفت برای جامعه ای است که دچار یکنواختی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 معیار توسعه
✍️ فرهاد قنبری
بی شک یکی از معیارهای اساسی توسعه یافتگی یک کشور، شیوه اداره و مدیریت سیاسی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است. بسته به اینکه مردم چه میزان در تعیین و تغییر حاکمان و ساختار سیاسی نقش دارند. خدمات عمومی چگونه و میان چه طبقاتی ارائه می شود. فساد و شفافیت اقتصادی و فرهنگی در میان حاکمان چه میزان است. رابطه حاکم و مردم ارباب-رعیتی یا قانونگذاز- شهروندی است و مسائلی از این قبیل که به عنوان معیار توسعه یافتگی یا عدم توسعه سیاسی یک کشور به شمار می روند.
اما این یک سوی مسئله و یک شاخص و معیار برای سنجش توسعه یک جامعه به شمار می رود. در سوی دیگر این معادله مردم قرار دارند که معیار و شاخص توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه را رقم می زنند.
در جهان امروز معیار توسعه دیگر آسفالت خیابان ها و بزرگراهها، یا شیشه های رنگی پاساژها و هایپرمارکت ها، پوشیدن لباس های مارک دار، متروها و راه آهن و کارخانه و موبایل و تلفن خودرو و مال ها و برج های دراز و امثالهم نیست و اگر مردم سرزمینی چنین معیارهایی را عامل توسعه خود می دانند نشانگر آن است که هنور با مفهوم توسعه کیلومترها فاصله داشته و به این زودی ها به توسعه و پیشرفت نخواهند رسید.
میزان توسعه یافتگی یک جامعه در جهان امروز را باید از وضعیت زنان در جامعه و خانواده ها شهرها و روستاهای یک کشور مورد سنجش قرار داد. مسائلی مانند خشونت خانگی و خیابانی علیه زنان، سن ازدواج، فرصت های اشتغال، نگاه مردان به جنسیت و زنانگی از عوامل مهم توسعه یا عدم توسعه یک کشور است.
معیار دیگه توسعه میزان احترام و پذیرش اقلیت های دینی و فرهنگی و نژادی و مهاجران در یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یک جامعه تعداد پرونده های در دادگاهها، تعداد زندانیان، میزان اعتماد اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در میان شهروندان آن جامعه است.
معیار دیگر توسعه میزان پاکی و آلودگی هوای و جنگل ها و دشت ها و دریاها و سواحل یک کشور است. نحوه برقراری رابطه انسان و طبیعت معیار مهمی برای سنجش میزان توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه رعایت حقوق حیوانات و سایر جاندران در یک شهر و کشور است. نحوه برخورد مردم با حیوانات اهلی گرفته تا حیوانات خانگی و گربه ها و سگ های در خیابان و بیابان و جنگل نشان مهمی از توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه سرانه مطالعه و ارج و قرب کالای فرهنگی و کتاب در آن جامعه است. نوع کالاهای هنری و فرهنگی پرمصرف در یک جامعه نشان مهمی بر شاخص توسعه آن جامعه است.
عمده تفاوت اصلی ما با ملل اسکاندیناوی، ژاپن و اروپای غربی (که علاقه خاصی داریم تا خود را با آنها مقایسه کنیم) در میزان ذخایر طبیعی، ماشین و خودرو تولیدی یا گوشی اپل و لبای مارک دار و تاریخ پر ابهت و نژاد و ژن برتر و امثالهم نیست، بلکه در شیوه رعایت حقوق دیگران، نحوه برقراری ارتباط با طببعت و میزان زمانی است که برای مطالعه سپری می نمایند. در کشورهای اسکاندیناوی متوسط مطالعه روزانه کتاب عموما بالاتر از دو سه ساعت است و شهروندان به طور متوسط سالیانه بالای سی کتاب مطالعه می کنند.. و بدیهی است تفاوت جامعه ای که سه دقیقه کتاب می خواند با جامعه ای که سه ساعت کتاب می خواند، تفاوتی فاحش و ملموس خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ فرهاد قنبری
بی شک یکی از معیارهای اساسی توسعه یافتگی یک کشور، شیوه اداره و مدیریت سیاسی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است. بسته به اینکه مردم چه میزان در تعیین و تغییر حاکمان و ساختار سیاسی نقش دارند. خدمات عمومی چگونه و میان چه طبقاتی ارائه می شود. فساد و شفافیت اقتصادی و فرهنگی در میان حاکمان چه میزان است. رابطه حاکم و مردم ارباب-رعیتی یا قانونگذاز- شهروندی است و مسائلی از این قبیل که به عنوان معیار توسعه یافتگی یا عدم توسعه سیاسی یک کشور به شمار می روند.
اما این یک سوی مسئله و یک شاخص و معیار برای سنجش توسعه یک جامعه به شمار می رود. در سوی دیگر این معادله مردم قرار دارند که معیار و شاخص توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه را رقم می زنند.
در جهان امروز معیار توسعه دیگر آسفالت خیابان ها و بزرگراهها، یا شیشه های رنگی پاساژها و هایپرمارکت ها، پوشیدن لباس های مارک دار، متروها و راه آهن و کارخانه و موبایل و تلفن خودرو و مال ها و برج های دراز و امثالهم نیست و اگر مردم سرزمینی چنین معیارهایی را عامل توسعه خود می دانند نشانگر آن است که هنور با مفهوم توسعه کیلومترها فاصله داشته و به این زودی ها به توسعه و پیشرفت نخواهند رسید.
میزان توسعه یافتگی یک جامعه در جهان امروز را باید از وضعیت زنان در جامعه و خانواده ها شهرها و روستاهای یک کشور مورد سنجش قرار داد. مسائلی مانند خشونت خانگی و خیابانی علیه زنان، سن ازدواج، فرصت های اشتغال، نگاه مردان به جنسیت و زنانگی از عوامل مهم توسعه یا عدم توسعه یک کشور است.
معیار دیگه توسعه میزان احترام و پذیرش اقلیت های دینی و فرهنگی و نژادی و مهاجران در یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یک جامعه تعداد پرونده های در دادگاهها، تعداد زندانیان، میزان اعتماد اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در میان شهروندان آن جامعه است.
معیار دیگر توسعه میزان پاکی و آلودگی هوای و جنگل ها و دشت ها و دریاها و سواحل یک کشور است. نحوه برقراری رابطه انسان و طبیعت معیار مهمی برای سنجش میزان توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه رعایت حقوق حیوانات و سایر جاندران در یک شهر و کشور است. نحوه برخورد مردم با حیوانات اهلی گرفته تا حیوانات خانگی و گربه ها و سگ های در خیابان و بیابان و جنگل نشان مهمی از توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه سرانه مطالعه و ارج و قرب کالای فرهنگی و کتاب در آن جامعه است. نوع کالاهای هنری و فرهنگی پرمصرف در یک جامعه نشان مهمی بر شاخص توسعه آن جامعه است.
عمده تفاوت اصلی ما با ملل اسکاندیناوی، ژاپن و اروپای غربی (که علاقه خاصی داریم تا خود را با آنها مقایسه کنیم) در میزان ذخایر طبیعی، ماشین و خودرو تولیدی یا گوشی اپل و لبای مارک دار و تاریخ پر ابهت و نژاد و ژن برتر و امثالهم نیست، بلکه در شیوه رعایت حقوق دیگران، نحوه برقراری ارتباط با طببعت و میزان زمانی است که برای مطالعه سپری می نمایند. در کشورهای اسکاندیناوی متوسط مطالعه روزانه کتاب عموما بالاتر از دو سه ساعت است و شهروندان به طور متوسط سالیانه بالای سی کتاب مطالعه می کنند.. و بدیهی است تفاوت جامعه ای که سه دقیقه کتاب می خواند با جامعه ای که سه ساعت کتاب می خواند، تفاوتی فاحش و ملموس خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers