(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ 🔴 ده نکته مهم از کتاب "اثر مرکب"

نوشته: دارن هاردی، ترجمه: لطیف احمدپور و میلاد حیدری، سال ۱۳۹۳، انتشارات شریف.

1⃣. سکه جادویی یک ریالی:
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین

2⃣. اثر موجی:
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.

3⃣. موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!:
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!

4⃣. نیش پشه ها:
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!

5⃣. فرمول خوش شانسی:
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.

6⃣. اعتیاد به عادتهای خوب و بد:
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.

7⃣. تکانش:
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!

8⃣. ریتم زندگی و ثبات قدم:
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

9⃣. ما انسانهای متاثر:
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.

🔟. اثر دیگران:
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.

✳️با کانال "مدیران شایسته" همراه شوید.
@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ 📚نتایج بررسی پروفسور هافستد از فرهنگ ایرانی:

📙پروفسور هافستد یکی از برجسته ترین نظریه پردازان در زمینه فرهنگ کشورها و فرهنگ سازمانی است. ایشان در وبسایت رسمی خود نتیجه پژوهش های سی ساله خود در این زمینه را منتشر می کنند.بی مناسب نیست که نتیجه پژوهش ایشان درباره فرهنگ ما را از این وبسایت مطالعه کنیم. البته می توانید برای مطالعه بیشتر و یا بررسی نتایج سایر کشورها به وبسایت رسمی ایشان مراجعه کنید:
 
⏹فاصله قدرت:

این بعد با این واقعیت سر و کار دارد که افراد در جوامع برابر نیستند. این بعد نشان میدهد که نگرش فرهنگ در برابر این نابرابریها چگونه است. فاصله قدرت اینطور تعریف میشود که به چه میزان اعضای فرودست در سازمانها در یک کشور، توزیع نابرابر قدرت را انتظار دارند و می پذیرند.
🔸امتیاز ایران در این بعد 58 است که بدین معنی است که مردم سلسله مراتب را که در آن هر کس جای مشخصی دارد را می پذیرند. سلسله مراتب در یک سازمان منعکس کننده نابرابری ذاتی است.در چنین فرهنگی، تمرکز در مدیریت، عمومیت دارد و فرودستان انتظار دارند که به آنها آنچه را که باید انجام دهند گفته شود و رئیس ایده آل کسی است که مستبد ولی خیرخواه باشد.

⏹فرد گرایی/جمع گرایی:

موضوع اصلی که این بعد به آن اشاره میکند میزان وابستگی است که در بین اعضای جامعه وجود دارد که آیا تصویر شخصی افراد بصورت «من» یا بصورت «ما» بیان و تعریف میگردد. در جوامع فردگرا مردم متوجه خودشان و فامیل مستقیم خود هستند. در جوامع جمع گرا مردم به گروههایی تعلق دارند که در ازای اظهار وفاداری به آنها از افراد حمایت و مراقبت می کند.
🔸ایران (با امتیاز 41) یک جامعه جمع گرا در نظر گرفته می شود. پیداست که افراد با یک تعهد بلندمدت در عضویت گروه هستند، مثل خانواده، یا روابط گسترده تر. در یک جامعه جمع گرا وفاداری از هر چیزی مهم تر است و بر سایر قواعد و قوانین اجتماعی مستولی است. جامعه روابط قوی را ترویج می کند که هر کسی در برابر اعضای گروهش مسئولیت پذیر باشد. در جوامع جمع گرا سرپیچی منجر به خجالت و از دست رفتن وجهه و آبرو می شود.روابط کارمند و کارفرما بصورت اخلاقی در نظر گرفته میشود (همانند رابطه فامیلی). در تصمیم گیری درباره بکارگیری یا ارتقاء (کارمند)، کارکنان در یک گروه را مورد توجه قرار می دهند. مدیریت، مدیریت کردن گروههاست.

⏹مرد خویی/ زن خویی:

یک امتیاز بالا در این بعد (مرد خویی) نشان می دهد که جامعه با رقابت و موفقیت پیش می رود که موفقیت با “برنده یا بهترین بودن” در هر زمینه ای تعریف می گردد. یک سیستم ارزشی که در مدرسه آغاز می گردد و در رفتار سازمانی و سازمانها ادامه می یابد. یک امتیاز پایین در این بعد (زن خویی) نشان می دهد که ارزشهای مسلط و غالب در جامعه، مراقبت از دیگران و کیفیت زندگی می باشد. یک جامعه زن خو جایی است که در آن “کیفیت زندگی” نشانه موفقیت است و برجسته شدن در بین افراد تحسین برانگیز نمی باشد.
🔸امتیاز ایران در این بعد 43 است که بطور نسبی جامعه ای زن خو است. در جوامع زن خو تمرکز بر روی «کارکردن برای زندگی» است، مدیران به دنبال توافق جمعی هستند، افراد برای مساوات، همبستگی و کیفیت زندگی کاریشان ارزش قائل هستند. تعارض ها بوسیله مذاکره و سازش رفع می شوند. مشوق هایی مانند وقت آزاد و انعطاف در کار مورد علاقه است. تمرکز بر رفاه و خوشی است. مقام و مرتبه شخصی نشان داده نمی شود.

⏹پرهیز از ابهام:

بعد پرهیز از ابهام با شیوه ای که جامعه با آینده نامعلوم برخورد می کند، سر و کار دارد: آیا ما تلاش می کنیم که آینده را کنترل کنیم یا فقط هر چه پیش آید، خوش آید؟ ابهام در مواجهه با این موضوع نگرانی و دلواپسی ایجاد می کند و فرهنگ های مختلف آموخته اند که با این دلواپسی به شیوه‌های گوناگونی مواجه شوند.
میزانی که اعضای یک فرهنگ در مواجهه با ابهام و موقعیت های ناشناخته احساس تهدید می کنند و باورها و روشهایی برای پرهیز از آنها خلق کرده اند، در امتیاز پرهیز از ابهام (UAI) منعکس می گردد.
🔸امتیاز ایران در این بعد 59 است که بدین ترتیب ترجیح بالایی برای پرهیز از ابهام دارد. جوامعی که امتیاز بالایی در این بعد دارند، مجموعه سنتها و قوانین محکمی برای باورها و رفتارهای خود دارند و در برابر ایده ها و رفتارهای غیرمعمول ناشکیبا هستند. در این فرهنگ ها یک نیاز احساسی و عاطفی در قبال قوانین و قواعد وجود دارد (حتی اگر به نظر برسد که قاعده ها کار نمیکنند). مردم یک اجبار درونی دارند برای این که مشغول باشند و سخت کار کنند. دقت و وقت شناسی یک هنجار است، و در برابر نوآوری و ابداع مقاومت می شود. در انگیزش شخصی، امنیت مسأله مهمی تلقی می شود./ منبع وبسایت دکتر منصور شیرزاد

⏹باکانال مدیران شایسته همراه شوید؛

🆔@CompetentManagers
✳داستانی جالب برای تفسیر تعلق سازمانی:

🔸یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود، تعریف کرده است که روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد. او با جدیت و حرارتی خاص مشغول تمیز کردن یک ماشین بود، بی اختیار ایستادم. مشاهده فردی که این چنین در حفظ و تمیزی ماشین خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود.

🔸مرد جوان پس از تمیز کردن ماشین و تنظیم آیینه های بغل، راهش را گرفت و رفت، چند متر آن طرفتر در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاد. رفتار وی گیجم کرد. به او نزدیک شدم و پرسیدم مگر آن ماشینی را که تمیز کردید متعلق به شما نبود ؟

🔸نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت: من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشین از تولیدات آن است. دلم نمی خواهد اتومبیلی را که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند.
یک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگیزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پیشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ "

🔸جواب داد: این کار به من این احساس را می دهد که شخص مفیدی هستم، نه موجودی که جز انجام یک سلسله کارهای عادی روزمره فایده دیگری ندارد.

🔸کارکنانی که از نام و اعتبار شرکت هویت می گیرند، نسبت به سازمان تعلق خاطر بیشتری دارند و بخاطر همین تعلق خاطر بالا، با همکاری و مشارکت خود، به ارتقاء اعتبار و هویت شرکت کمک می کنند.

🔸اینکه این در این رابطه، کدامیک اول شکل می گیرد و سپس بعدی، مثل داستان مرغ و تخم مرغ است. لذا سعی کنیم در تعامل همزمان موضوع اعتبار و هویت شرکت و تعلق خاطر کارکنان، ابتکاراتی را برنامه ریزی و اجرا کنیم که بتواند استارت یکی از این دو موضوع باشد چرا که هر کدام از این دو موضوع اگر استارت زده شود در یک رابطه رفت و برگشتی می تواند به تقویت دیگری و تقویت خود کمک نماید.

در کانال مدیران شایسته با ما همراه باشید👇👇👇

@CompetentManagers
✳ برای شادکردن همکارانتان تلاش کنید.

🎯وجود اطرافیان شاد در محیط کار باعث شادی شما می‌شود. هر چه شما به افراد شاد نزدیک‌تر باشید، درصد بالاتری از شادی و انرژی مثبت ناشی از آن، نصیبتان می‌شود. در نتیجه، بهره‌وری هم به نحو چشمگیری افزایش می‌یابد‌‌. با این همه، این احتمال وجود دارد که همیشه افراد شاد در اطرافمان نباشند؛ چرا که شادترین همکاران نیز روزهایی بد و سخت دارند و متکی بودن به آنها برای شاد کردن خود کافی نیست. بنابراین، ما همیشه باید بکوشیم با تشویق دیگران به شاد بودن، بر شادی خودمان بیفزاییم.

🎯واقعیت این است که تلاش برای شاد کردن دیگران، حتی اگر موجب شادی آنها نشود، اثری مثبت و شادی بخش بر خود شما دارد. تحقیقات علمی دانشمندان جاکی از آن است که هنگامیکه در حال خنداندن و روحیه دادن به دیگران هستید، ماده‌ای به نام «ایندورفینز» وارد جریان خونتان می‌شود که از آن به‌عنوان «ماده شیمیایی که در ما احساس خوشی و سرزندگی پدید می‌آورد‌» یاد می‌شود. پس، خیلی خوب است که همگان بیشتر مشوق و تولیدکننده شادی باشند تا مصرف کننده و گیرنده شادی.

🎯هزاران راه برای شادتر کردن دیگران وجود دارد از جمله: تعریف و تمجید از آنها، اعطای هدیه‌های کوچک و ارزان قیمت، داستان تعریف کردن، انجام کار گروهی، پیشنهاد روش‌هایی برای مقابله با استرس به‌ویژه در پروژه‌های سخت و گوش فرا دادن به مشکلات دیگران. این فهرست را می‌توان تا بی نهایت ادامه داد و این، یک واقعیت است که هر چه برای شادتر کردن دیگران بیشتر تلاش کنید، ‌شادی بیشتری نصیب خودتان خواهد شد.

در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇
@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ چرا هوش هیجانی (EQ) از ضریب هوشی (IQ) مهم‌تر است؟

🔰پژوهشگران و محققان سال‌های زیادی است که با اهداف مختلف، به بررسی میزان توانایی و درک هوش آدمی پرداخته‌اند. تحقیقات روان‌شناسی و اجتماعی، دست آخر نشان داده است که اهمیت هوش هیجانی از ضریب هوشی درموفقیت اجتماعی افراد بسیار مهم تر است. خوشبختانه برخلاف ضریب هوشی که امکان افزایش آن وجود ندارد و در دوران جنینی تعیین می‌شود، راههای متعددی برای افزایش ضریب هوشی وجود دارد.

✳تفاوت میان IQ و EQ چیست؟

🔹 آی کیو(IQ) به معنا ضریب هوشی است، و نشان‌دهنده میزان ضریب هوشیِ دانشگاهی یا محاسباتی یک فرد است. برای تعیین میزان ضریب‌هوشی یک فرد، چندین آزمون استاندارد وجود دارد. فرد در بازه زمانی مشخص به سوالات پاسخ داده، و در نهایت نمره‌ای به وی تعلق می گیرد. بر اساس این نمره می توان افراد را با هم مقایسه کرد. کسانی‌که به خوبی از عهده آزمون ضریب هوشی بر‌می‌آیند، اغلب به لحاظ تحصیلات در رتبه بالاتر و بهتری هستند. این افراد از کسانی که آی کیو پایین‌تری دارند، درآمد بالاتری داشته‌ و عموماً از لحاظ جسمی نیز سالم‌ترند.

🔹اما ای کیو(EQ) به معنای هوش هیجانی است، و نشان‌دهنده توانایی فردی در درک، کنترل، ارزیابی، و بیان احساسات است. در‌حالی‌که افراد با سطح ای کیو بالا، لزوماً دارای دانش آکادمیک بالایی نیستند، اما عملکرد بهتری در محیط‌های کاری از خود نشان می‌دهند.

🔹 این افراد خود‌‌آگاهی بیشتری دارند و بهتر می‌توانند برخورد‌‌های خود را تنظیم کنند، مسئولیت کار‌های خود را راحت‌تر می‌پذیرند، با انگیزه هستند، و با دیگران همدلی می‌کنند.

✳چرا هوش هیجانی از ضریب هوشی مهم‌تر است؟

🔸با اینکه بیشتر محققین می‌گویند کارایی افراد در زندگی بوسیله IQ و EQ فرد تعیین می‌شود، اما شواهدی وجود دارد که اهمیت هوش هیجانی بسیار بیشتر از ضریب هوشی است. تنها در حدود ۱۰ تا ۲۵ درصد از کارایی افراد از طریق ضریب هوشی، و بیش از  ۷۵ درصد کارایی افراد از طریق هوش هیجانی آنها مشخص می‌شود.

🔹بنابراین، بسیاری شرکت‌ها که بر اهمیت هوش هیجانی واقفند، از متقاضیان کار قبل از استخدام، آزمون‌های هوش هیجانی به‌عمل می‌آورند. برخی دیگر از شرکت‌ها نیز دوره‌های ارتقاء سطح هوش هیجانی جهت کارکنان خود برگزار می‌کنند.

🔹‌می‌تواند بسیار خوب باشد که نهاد‌های کاری برای استخدام متقاضیان چنین قانونی را مدنظر داشته باشند:

◀این‌که “بر‌مبنای شخصیت افراد استخدام کنید و برای افزایش مهارت شغلی به آنها آموزش بدهید”. معنای این جمله به‌طور ساده متضمن این نکته است که مقوله آموزش، بیشتر قادر است مهارت شغلی افراد را بالا برد. اما به‌سختی می‌توان شخصیت یک فرد را با آموزش ارتقا داد.

⏹ برخی از ویژگیهای افراد دارای هوش هیجانی بالا از دید دیگران از این قرار است:

🔸در محیط‌های تیمی، بهتر کار می‌کنند،

🔸بهتر از همه با دیگر افراد ارتباط برقرار می‌کنند،

🔸کارآیی بهتر در محیط کاری دارند،

🔸رهبران خوبی هستند،

🔸اعتماد به نفس بالاتری دارند،

🔸صادق هستند،

🔸واز نظر دیگران دوست داشنتی‌ترند،

🔰 تأثیر هوش هیجانی در مهارتهای بالاتر؛

◀خودآگاهی:
برای کنترل احساسات، شما باید در مورد آنها آگاهی داشته باشید. تنها به شیوه‌ای خودآگاه می‌توان احساسات را کنترل کرد. نظارت بر احساسات باعث ایجاد اعتماد به نفس در عملکرد افراد می‌شود. افراد قادر می‌شوند پیشنهاد بدهند، تصمیم گیری و نظرِ مشخصِ خود را آسان‌تر بیان کنند.

◀خویشتن داری:
اگر شما نتوانید احساسات خود را کنترل کنید، دائماً با دیگران در ستیز و چالش خواهید بود. پس مسئولیت کار‌های خود را به عهده بگیرید، در مقابل تغییرات از خود انعطاف نشان دهید، و برخورد مناسبی در خصوص ایده‌های جدید داشته باشید.

◀انگیزش‌:
افرادِ بی‌انگیزه به ندرت به اهداف خود می‌رسند. در حالی‌که افراد با انگیزه دائماً به سمت اهداف خود پیش می‌روند و با قدرت از موانع عبور می‌کنند. این افراد معمولاً دارای انگیزه‌های قوی و EQ بالا هستند.

◀همدلی‌:
همدلی عبارت است از درک احساس دیگران، و شناخت تاثیر اعمال، و رفتار خود بر آنها. افرادی که همدلی بیشتری دارند، در بخش‌های خدماتی سازمان‌ها بسیار خوب عمل می‌کنند. چراکه به خوبی با دیگران صحبت کرده، به مشکلات آنها گوش داده و راه‌حل مناسبی به آنها ارائه می‌دهند.

◀مهارت‌های اجتماعی‌:
فارغ ‌از آنکه شما در چه حوزه‌ای مشغول به فعالیت هستید، مهارت‌های اجتماعی همواره اهمیت بالایی دارد. افراد موفق ارتباط موثری با دیگران برقرار می‌کنند. مهارت اجتماعی، یک سرمایه‌ی حقیقی است

🔰با کانال"مدیران شایسته همراه شوید

🆔@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳چه عاملی موجب تمایز رهبران عالی و معمولی میشود؛

🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ 💠 رویکرد کوتوله پروری در سیستم مدیریتی ایران

✅یکی از دلایل اصلی شرایط کنونی کشورمان، رویکردهای مدیریتی دولت های بعد از انقلاب با گفتمان های متفاوت انقلابی، جهادی دفاعی، سازندگی، توسعه سیاسی- آزادی های مدنی، عدالت خواهی و در نهایت اعتدال است. با توجه به نوع گفتمان ها در هر دوره سیستم مدیریتی هم دستخوش تغییرات شدید و اغلب اتوبوسی شده است. به نظر می رسد اکثر این دولت ها در یک رویکرد به نام " رویکرد کوتوله پروری" اشتراک دارند.

✅ این رویکرد در دولت های مختلف دارای شدت و ضعف بوده ولی در دولت نهم و دهم به اوج خود رسید و در سیستم مدیریتی ایران نهادینه شد.
این نوع رویکرد مشکلات زیادی برای رشد و توسعه کشور ایجاد نمود و سرمایه های عظیم کشور از جمله ثروت بزرگ نیروی جوان، نفت و گاز و .. را نابود کرد.

🔸در این میان گاها تک ستاره هایی در سیستم مدیریتی کشور پدیدار شده و خدمات ارزنده ای به ملت و کشور عرضه داشتند که به عدم تداوم نگرش و رویکرد آنها، نتوانستند جهت دهی مناسبی به مدیریت منابع و نیروی انسانی کشور بدهند.

✳مدیران کوتوله دارای ویژه گی های مشترکی به شرح ذیل اند:

1- فاقد دانش، توانایی و شایستگی لازم هستند ولی با اطلاعات سطحی که دارند در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.

2- حوزه مدیریت شان به مثابه ملک شخصی است که بر اساس سلیقه و به فراخور زمان از آن هزینه می کنند.

3- نگاه شان به مسند، نگاهی عنکبوتی است، بدان معنی که چینش زیر مجموعه را بر اساس بقاء خویش انجام می دهند.

4- مدیران زیر مجموعه خود را از میان افراد ناتوانتر از خود انتخاب می کنند.

5- لابی با شخصیت های سیاسی مذهبی و بویژه نمایندگان مجلس برای بقاء پست، از وظایف روزمره آنهاست.

6- قانون بقاء پست در مورد آنها صادق است یعنی از دولتی به دولت دیگر همیشه مدیر می مانند و انگار مدیر متولد شده اند.

7- مانع رشد و ارتقاء پرسنل زیر مجموعه خود شده و معیار ارتقاء افراد را میزان نزدیکی و وفاداری می دانند.

8- ریسک پذیر نبوده و در انجام امور به دلیل عدم آگاهی از قوانین، دستور مستقیم بر انجام یا عدم انجام کار نمی دهند و پاراف درخواست های ارباب رجوع معمولا جمله ی معروف "طبق مقررات" است.

9- لابی گرهای خبره ای بوده و زندگی شان از رانت ها تغذیه می شود.

10- از بورس تحصیلی و ماموریت های پر سود بخوبی بهره می برند.

11- بیشتر وقتشان صرف جلسات بی ثمر می شود.

12- برای پر بار نمودن رزومه هایشان، ریاست هیات های ورزشی و ... را بر عهده گرفته و مانع بزرگی در مقابل ورزشکاران حرفه ای اند.

13- علاقه شدیدی به برگزاری همایش های بزرگ و پر هزینه و بی محتوی دارند.

14- مقدس معابی در وجودشان موج می زند. صف اول هر مناسبتی می‌نشیند و زاویه دید دوربین‌ رسانه ها را به خوبی شناسایی می کنند.

15- از بودجه دولت بعضی از رسانه ها را اجیر و تبلیغات پر سر و صدایی دارند.

16-علیرغم نداشتن وقت کافی، رزومه پر پیمانه ای از کتب و مقالات به چاپ رسیده دارند.

17- بیرق آنها بر پشت بام خانه‌شان افراشته، و جهت وزش باد را بخوبی حس می‌کنند.

18- تشریفاتشان زیاد، و دیدارشان برای مردم پر مشقت است.

19- اگر در خطر عزل قرارگیرند نزدیکترین دوستان خود را قربانی می کنند.

20- آمار پردازان و مستند سازان حرفه ای هستند.

21- با ایجاد شبکه های مدیریتی بین بخشی، در امور استخدامی به داد و ستد پرداخته و بستگان خود را به راحتی مستخدم دولت می کنند.

22- ساعات آخر شب زمان لابی آنها است.

23- اسپانسرهای خوبی برای انتخابات هستند.

24- پرونده سازان حرفه ای برای رقبای احتمالی اند.

25- همزمان هم مدیر، هم دانشجو و هم استاد دانشگاه هستند.

26- برای دیدار مدیران بالادستی هدایای ارگانیک می برند.

27- آهنگ انتظار گوشی های تلفن همراه آنها بسیار معنوی و شامل سخن بزرگان است.

28- در بوروکراسی و کاغذ بازی استاد بی بدیل هستند.

رویکرد کوتوله پروری مانند بیماری مزمنی در بدنه مدیریتی کشور رسوخ و نهادینه شده است. یکی از دلایل اصلی ناکارامدی دولت ها و نارضایتی مردم وجود این رویکرد خطرناک مدیریتی در آنهاست. حذف این رویکرد نیاز به عزمی جدی دارد و نجات مدیریت کشور از دست مدیران کوتوله، نجات کشور خواهد بود.

✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ 🔰فرارسیدن اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بر تمامی آزاد مردان جهان و بر تمامی رهروان حق و حقیقت و بر همه همراهان گرامی و اعضای محترم کانال "مدیران شایسته" تسلیت و تعزیت باد ...

📚 ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛

🔰مدیر" کانال مدیران شایسته"

🆔@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ ✳خودتان را بهتر بشناسید؛ آیا شما یک رهبر هستید یا یک مدیر؟

📚 در این ویدیوی ارزشمند ضمن اینکه به صورت کامل با تفاوت های مدیران و رهبران آشنا میشوید خواهید توانست صفات و ویژگیهای یک رهبر یا مدیر واقعی را در خودتان تشخیص دهید

🔰با ما همراه باشید در کانال مدیران شایسته

🆔@CompetentManagers
❇ آسیب های کارمندان چاپلوس:

◀️در محیطی که چاپلوسی وجود دارد، کارمندان غیرچاپلوس درگیر حس عدم امنیت در محل کار می شوند. آنها نگران این می شوند که نکند چاپلوسی افراد دیگر، آنها را در رقابت کاری عقب بیندازد. این حس منفی و نگرانی دائمی، حتماً در راندمان کاری اثر منفی می گذارد. برخی پژوهش ها نشان می دهند میزان رضایت شغلی کارمندانی که "همکاران چاپلوس" دارند، بسته به شرایط از 15 تا 35 درصد از پایین تر از دیگران است و به همین میزان، بهره وری شان پایین تر و احتمال استعفای شان بیشتر است.

◀️ کارمندان چاپلوس معمولا بازده کمتری نسبت به همکاران خود دارند و عملا کم کاری نیروهای چاپلوس باید از طریق افزایش تلاش کارمندان دیگر در ساعات بیشتر کاری جبران شود.

◀️ براساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه استنفورد وقتی ساعت کاری از هفته ای 50 ساعت فراتر رود راندمان کارمندان خوب به ازای هر ساعت کار بیشتر افت می کند.

◀️ هر کارمندی در صدد پیشرفت است. اگر افراد ببینند که دیگران بر اثر چاپلوسی پیشرفت می کنند و پاداش دریافت می کنند، در طول زمان به این روند خواهند پیوست و خلاقیت را کنار خواهند گذاشت. سازمان بی خلاقیت نیز موجودی محکوم به شکست خواهد بود.

◀️ فریدریش نیچه، روانشناس آلمانی می گوید: (1900-1844) هر جا چاپلوسی گسترش بیابد، کمتر می توان در آنجا اندیشه های بلند یافت زیرا چاپلوسی به شدت واگیر است.

◀️ چاپلوسی، نقطه مقابل "جرأت" است. اگر فرهنگ یک سازمان، چاپلوس محوری باشد، جرأت از آن حذف می شود. یکی از پیامدهای حذف جرأت نیز، حذف نقد درون سازمانی است. نقد درون سازمانی، ساز و کاری است که در آن، اعضای یک سازمان خود را بخشی از بدنه مجموعه می دانند و هر گونه اشکالی را گزارش و نقد می کنند و اگر بتوانند راهکار هم می دهند. این ساز و کار را می توان با سیستم دفاعی بدن مشابه دانست که مراقب ناکاستی ها و میکروب های بدن است و با آنها مقابله می کند.  

◀️ مدیران وقتی مورد چاپلوسی قرار می گیرند در واقع در حال قربانی شدن هستند چرا که خود را از موهبتی به نام "نقد شدن" و "پی بردن به خطاها" محروم می کنندبه زحمت می توان در جایی که همه چاپلوسی یک فرد را می کنند، جز در وصف بزرگی او سخنی گفت و برخلاف مسیر آب شنا کرد.
مدیری که عادت می کند مدام تملق بشنود، اگر با کارمندی منتقد مواجه شود که نقدی واقعی درباره سازمان دارد، احتمالاً او را بی ادب و گستاخ خواهد دانست.
👈مدیر تملق پذیر، بی آن که بداند، سازمان را به سمت سقوط هدایت می کند.

✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
🎯 پيش به سوي موفقيت

☸ دست و پاگير ترين كلمه "محدوديت" است، اجازه ندهيم مانع پيشرفتمان شود.

☸سخت ترين كلمه "غيرممكن" است، باور كنيم كه وجود ندارد.

☸مخرب ترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پل هاي پشت سرمان باشيم.

☸تاريك ترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كنيم.

☸كشنده ترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگيريم.

☸صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش باشيم.

☸بي ارزش ترين كلمه "انتقام" است، بگذاريم و بگذريم.

☸ارزشمند ترين كلمه "بخشش" است، سعي خودمان را بكنيم.

☸قشنگ ترين كلمه "خوشروئي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.

☸تميزترين كلمه "پاكيزگي" است، رعايت آن اصلا سخت نيست.

☸رساترين كلمه "وفاداري" است، چه خوب است سر عهدمان بمانيم.

☸تنهاترين كلمه "گوشه گيري" است، بدانيم كه هميشه جمع بهتر از فرد بوده.

☸محرك ترين كلمه "هدفمندي" است، زندگي بدون هدف، بيهوده پيمودن است.

☸و هدفمن ترين كلمه "موفقيت" است، پس همه با هم پيش به سوي موفقيت

🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
⭕️چرا اشتیاق سازمانی مهم است؟

افزایش اشتیاق شغلی کارکنان، اثرات قابل توجهی بر پارامترهای مثبت نیروی انسانی مانند رضایت شغلی، افزایش انگیزه های کاری، سلامت روانی در محیط کار، کاهش استرس و شادی بیشتر دارد. علاوه بر این، منجر به بهبود فاکتورهای کارایی یک سازمان میشود. آمارها حاکی از آن است که در شرکتهایی که از نظر اشتیاق شغلی کارکنان جزء 25 درصد بالا هستند:

🔘65 درصد خروج نیروی انسانی کمتر
🔘48 درصد کاهش حوادث ایمنی کار
🔘41 درصد کاهش خطاهای کیفی
🔘37 درصد کاهش غیبت از کار
🔘21 درصد افزایش بهره وری
🔘22 درصد سودآوری بالاتر
🔘10 درصد افزایش در سنجشهای رضایت مشتری وجود دارد.

📌آخرین گزارش منتشر شده توسط مؤسسه گالوپ (معتبرترین موسسه سنجش و بهبود اشتیاق سازمانی در جهان) نشان میدهد که سطح اشتیاق در کارمندان ایرانی، 9 درصد و بسیار پایین تر از متوسط جهانی آن (16 درصد) میباشد. سطح اشتیاق سازمانی در اکثر کشورهای توسعه یافته بالای 30 درصد است.

🔴این آمار نشان میدهد که از هر 100 شاغل ایرانی تنها 9 نفر با علاقه و اشتیاق و متعهدانه کار می‌کنند!

✅و این وضعیت می طلبد که مدیران و مسئولین محترم سازمانها و ادارات با به خدمت گیری علوم مدیریت خاصه علوم مدیریت منابع انسانی و یا رفتار سازمانی، قدری بیشتر همت و توجه خود را به این موضوع کلیدی (اشتیاق سازمانی) معطوف دارند.

🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
‍‍ 🔰سندرومی خطرناک به نام «نتیجه فوری» (عجله)

❗موفقیت نا‌محدود در۲۰ روز!

❗چاقی و لاغری در سه روز!

❗با شغل دوم و کمتر از یک ساعت در روز میلیاردر شوید!

❗یادگیری ۳۵ زبان دنیا در ۱۰ روز!

❗ترک اعتیاد فوری بدون درد در ۴۵ روز!

❗با ۶۸ ثانیه تمرکز به آرزوهای خود برسید و ... !

🔴سندروم «نتیجه فوری» گریبان جامعه ما را گرفته است.

✳آن قدر گرفتار «جنون سرعت» و «یک شبه ره صد ساله رفتن» برای رسیدن به خواسته‌هایمان هستیم که دوست داریم همه این تبلیغات عجیب را یکجا باور کنیم! این پیام‌های تبلیغاتی همگان را دچار نوعی بیماری به نام «نتیجه فوری» کرده است. تقویت این نوع نگرش تاثیرات بسیار مخربی بر حوزه مدیریت استراتژيک زندگی شخصی/اداره سازمان/کشورداری می گذارد.

♨هیچ کدام از این ها واقعیت ندارد. اگر هم داشته باشد، در دنیای استراتژی چنین چیزی نداریم: موفقیت آسان، ساده و سریع! فقط در کتاب های علمی تخیلی یافت می شود.

✅حتی گاهی می بینیم که در کتاب های موفقیت یا مدیریت، بیان می کنند که موفقیت یک سازمان حاصل یک ایده خلاقانه سریع بوده و سازمان یک شبه ره صد ساله را طی کرده است.

✳ بخوانید اما باور نکنید. درست است گاهی اوقات یک موفقیت ناشی از یک ایده خلاقانه بوده. همین طور ممکن است یک فرد یا یک سازمان در کوتاه مدت یک تغییر اساسی را تجربه کرده است اما به دو نکته توجه داشته باشید:

✳ممکن است فرد/سازمان در کوتاه مدت به منفعت اساسی برسد ولی پشت آن تصمیم سال ها تجربه و دانش خوابیده است و در ضمن برای حفظ نتایج آن در بلندمدت سازمان/فرد تلاش زیادی به خرج داده است. ولی برخی کتاب های موفقیت و مدیریت برای آن که داستان را جذاب کنند همه واقعیت را نمی گویند.

✳ یادمان باشد موفقیت هایی که نصیب افراد صبور می‌شود، همان هایی هستند که توسط افراد عجول رها شده اند!

◀پس امروز کارها را بدون عجله با موفقیت برسان.

✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛

🆔@CompetentManagers
☸عجول بودن چیست؟

معنای دیگر عجول بودن، شتابزدگی در انجام امور است. این را بدانیم که عجول بودن با سرعت عمل و اقدام به موقع کاملاً فرق دارد.

در انجام همه امور زندگی باید سه اصل اساسی را رعایت کنیم:

✅ سرعت عمل
✅ دقت در عمل
✅ آرامش در عمل

ولی عجول بودن باعث می شود که:
سرعت عمل نداشته باشیم. کارهایمان را بدون تمرکز و با دقت کمتری انجام بدهیم.‌در نتیجه آرامش خود را از دست خواهیم داد.

◀چرا در همه کارها عجله می کنیم؟

🔹یکی از دلایل عجول بودن انسان، بعد مادی است! یعنی به خاطر منافع بیشتر و کسب موقعیت های بهتر و بیشتر، ذره ای تفکر و تامل نمی کنیم.

🔹دلیل دیگر این است که به خیال خودمان می خواهیم خیلی زود به نتایج بزرگتر دست یابیم.

یکی از آیات قرآن مثال بسیار خوبی است که باید به آن عمل کنیم و در کارهایمان عجله نکنیم.‌ قرآن می فرماید:

صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش و همانند صاحب ماهی (حضرت یونس) نباش، که در تقاضای مجازات قومش عجله کرد و خودش گرفتار مجازات شد. و در آن زمان متوجه اشتباه خودش شد و در حالی که اندوهناک بود، از خداوند طلب مغفرت کرد.

✅عجول بودن چه معایبی دارد؟

عجول بودن و شتابزدگی در انجام کارها چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی اثرات منفی و جبران ناپذیری دارد.

در ادامه برخی از معایب عجول بودن انسان را با هم بررسی می کنیم.

🔶شاد نبودن:
اصولا یکی از نیازهای اساسی انسان، شاد بودن است. شاد بودن در این دنیای مدرن یک هنر است. عجول بودن باعث می شود که به دلیل عدم موفقیت، غمگین شویم و شاد بودن را نیز فراموش کنیم. پس به جای اینکه عجول بودن را انتخاب کنید، هنرمندانه شاد بودن را انتخاب کنید. مطمئن باشید که به نتایج بسیار عالی دست خواهید یافت.

🔶عدم تمرکز:
عجله در کارها، تمرکز را برهم می زند. افراد عجول به دلیل عدم تمرکز نمی توانند مسائل زندگی شان را حل کنند.

🔶عدم موفقیت:
موفقیت را همه ما دوست داریم. ولی راه رسیدن به موفقیت، عجول بودن نیست. عجله و شتابزدگی در کارها باعث می شود که همه جوانب کار را نسنجیم و به قول معروف، بی گدار به آب بزنیم.

🔶تصمیمات اشتباه:
عجول بودن باعث می شود که تصمیمات اشتباه زیادی بگیریم و موقعیت های زیادی را از دست بدهیم.

🔶پشیمانی:
به دلیل تصمیمات اشتباه که گرفته ایم، نه تنها به نتایج قابل قبولی دست نیافتیم بلکه سودی جز پشیمانی عایدمان نشده است.

🔶افزایش استرس و اضطراب:
یکی از عوامل استرس زا، شتاب در انجام کارهاست. عجول بودن، ترس، استرس و اضطراب را بیشتر و بیشتر می کند. البته ترس، استرس و اضطراب هم دلیلی بر عجول بودن ما به حساب می آید.

🔶حساسیت و زود رنج بودن:
یکی دیگر از معایب عجول بودن این است که آدم حساسی می شویم و در مقابل کوچکترین حرف دیگران رنجیده خاطر شده و از دست آن ها ناراحت می شویم.

🔶عصبانیت:
به دلیل عدم موفقیت و به نتیجه نرسیدن در خیلی از امور، خیلی زود تبدیل به یک آدم خشن و بداخلاق خواهیم شد. عصبانی شدن و به اصطلاح از کوره در رفتن نه تنها باعث آسیب جسمی و روانی به خودمان می شود بلکه به دیگران نیز آسیب می رساند.

🔶قضاوت کردن:
وقتی که عجول بودن به یکی از عادت های روزانه ما تبدیل شود، در همه کارها دخالت می کنیم. همه را مقصر می دانیم. خیلی زود درباره دیگران قضاوت می کنیم. همیشه به خاطر بسپارید که هیچ وقت در قضاوت کردن عجله نکنید. یا اصلاً به خودتان اجازه ندهید که قضاوت کنید.

🔶اهمال کاری:
کارهایی که با عجله انجام شود به خاطر اینکه نتایج خوبی را برجای نمی گذارد و در نهایت باعث شکست می شود، در دراز مدت، تنبل بودن را هم در ما تقویت می کند. چون هیچ وقت نتایج عالی کسب نکردیم پس دیگر دست و دل مان به هیچ کاری نمی رود و مدام بهانه های الکی و بیخود می آوریم.

🔶از دست دادن آرامش:
همه موارد بالا بدون شک باعث می شوند که آرامش خود را از دست بدهید. خیلی می گویند که ما تلاش می کنیم تا به آرامش برسیم. اما سخت در اشتباه هستند. چون ناخودآگاه و ناخواسته آرامش فعلی را قربانی می کنند تا به اهداف پوچ و بی ارزش دیگری دست پیدا کنند. آرامش نداشتن باعث می شود که همیشه با عجله و شتابزده عمل کنیم.
🔹عجول بودن یک نوع بیماری نیست. عجول بودن یک خصلت در وجود همه انسان هاست

🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
✳ سه توصیه به عجول ها:

در قرآن و احادیث، در مورد آثار مخرب تعجیل اشاره شده است اما در خصوص این رفتار از دیدگاه روانشناسی «حسین ابراهیمی مقدم» دکترای روانشناسی و مشاوره به برنا می‌گوید: عجول بودن را می‌توان از منظرهای مختلف بررسی کرد:

1- دسته‌ای از افراد به دلیل عجول بودن، انرژی مضاعف می‌گیرند و این عجله باعث پیشرفت آنها می‌شود و یا عجله را عاملی می‌دانند که شاید آنهارا از بلا و یا اتفاقی که ممکن است برای آنها بیفتد، نجات دهد؛ در نتیجه به مرور زمان، این افراد در خود این طور تلقی می‌کنند که این رفتار برایشان بسیار خوشایند است.

2- دسته‌ای دیگر عمدتاً افرادی هستند که در تمام امور عجله دارند و معمولا به این افراد«الف شخصیتی» می‌گویند. این افراد معمولا سعی می‌کنند کارهای خود را خیلی سریع و با عجله انجام داده و یا در آن واحد دو یا سه کار را با همدیگر انجام ‌دهند. در نتیجه این افراد به دلیل استرسی که دارند به مشکلات و بیماریهای قلبی و عروقی مبتلا می شوند.

3- برخی افراد کسانی هستند که متاسفانه واقعیت این است که جامعه هم، نگاه مثبتی نسبت به این افراد دارد و آنها را بعنوان کسانی که زرنگ هستند و در زمان کم به کارهای بیشتری می‌رسند، می شناسد.

4- برخی از افراد کسانی هستند که معمولا به دلیل اینکه تعجیل در کارها باعث می‌شود آنها از لحاظ اقتصادی و مادی و از نظر کارایی، نسبت به هم سن و سال‌های خود پیشی بگیرند به این رفتار خود ادامه می‌دهند، اما این افراد به دلیل اینکه خود را در وقت معین و مقرر در هر شرایطی آماده کرده و یا زودتر از آن وقت مقرر هم آمادگی خود را نشان می‌دهند، ضربه‌های روانی بسیاری به آنها وارد می‌شود.

✳علت تعجیل کردن:

علت این رفتارها معمولا به الگوهای رفتاری فرد برمی‌گردد؛ مثلا پدر و یا مادری که در کارها، با طمانینه رفتار نمی‌کنند و همیشه در رفتارها و کارهای روزمره خود عجله می‌کنند. آنها فکر می‌کنند که اگر رفتارشان با آرامش باشد، از نظر جامعه مورد پسند نیست.

معمولا تعجیل در رفتار افراد، باعث بالا‌رفتن هیجان شده و در افراد قدرت تفکر کاهش پیدا می‌کند و با کاهش قدرت تفکر، معمولا در دراز مدت، افراد احساس خوشایندی در زندگی خود ندارند.

🔰سه توصیه برای عجله نکردن:

1- افراد سعی کنند با آرامش و با وقت شناسی (نه با طمانینه ی بیش از اندازه که کارهای او انجام نشود و نه انقدر تعجیل که باعث تخریب روحیه و روان آنها می‌شود)، رفتار کنند.

2- پدر و مادرها فرزندان خود را از دوران کودکی به یک آرامش روانی دعوت کنند و بدانند که آرامش روانی خیلی بیشتر از هرگونه موفقیتی است که فرزندان آنها چه از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و یا اجتماعی به دست می‌اورند؛ بنابراین آنها را تحت فشار قرار ندهند.

3- افراد بهتر است تقویت‌ها را درونی کنند و نباید از طرف دنیای بیرون و اجتماع و یا حتی خانواده این رفتار را در خود پرورش دهند. اگر رفتار آنها با آرامش و با تایید خود باشد، قطعا از خود راضی و خشنود هستند

🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🆔@CompetentManagers