(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰در ممالکی مانند ایران متاسفانه پدیده «اثر شوفر» خطرناک‌تر از دشمن، خشکسالی و‌ دروغ شده است.

🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیده‌اند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».

صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید می‌کند «اثر شوفر» است!
 
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از این‌که جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ می‌گیرد ، یک تور دور آلمان می‌ گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت می‌کند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه می‌کند, راننده‌ اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرف‌ها خسته نمی‌شوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد می‌شود. پلانک هم قبول می‌کند!

🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت می‌کند و شنونده‌ها هم خیلی لذت می‌برند. در انتهای جلسه فیزیک‌دانی بلند می‌شود و سوالی را مطرح می‌کند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی می‌گوید: «من تعجب می‌کنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوال‌هایی به این اندازه ساده می‌پرسند که حتی شوفر من هم می‌تواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!

🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمی‌توان مشاهده کرد. افراد سطحی‌نگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را می‌بینند و گمان می‌کنند که کل دانش را دریافت کرده‌اند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.

🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را می‌دانیم، در صورتی که اشتباه می‌کنیم. یعنی یا نمی‌دانیم و یا اشتباه و ناقص می‌دانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسه‌ی دانش خودمان با همان تصور است.

🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.

📕سقراط می ‌گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می ‌دانم نمی‌‌دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.

📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتاب‌خوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ⭕️یکی از خطرناک ترین تفکرات از آن کسانی است که با مطالعه یکی دو تا کتاب و یا شرکت در چند دوره آموزشی و کسب موفقیت محدود، به اشتباه فکر کنند که باهوش‌تر و توانمندتر از دیگران‌اند، و برای همه چیز و‌همه کس نسخه میپیچند، در حالی که واقعا این چنین نیست.

⭕️ همه ما کم و بیش با افرادی برخورد داشته ایم که در یک حوزه خاص اطلاعات بسیار کمی دارند ولی به گونه ای رفتار می کنند که گویا در آن زمینه تخصصی صاحب نظر هستند. برعکس افرادی را هم دیده ایم که با وجود توانایی و تسلط در یک حوزه، توانایی خود را بسیار پایین تر از چیزی که واقعا وجود دارد، برآورد می کنند. این خود کمتر بینی و خود بیشتر بینی به اثر دانینگ - کروگر مشهور است.

⭕️ دیوید دانینگ (David Dunning)
و جاستین کروگر (Justin Kruger)،
روان شناسان آمریکایی، در دسامبر 1999، با انتشار مقاله ای بیان کردند که ارزیابی نادرست نسبت به توانایی های فردی ممکن است باعث شود افراد به تخمین اشتباه در مورد توانایی های خود دست یابند.

⭕️اثر دانینگ کروگر در واقع توجیهی برای این مسئله است که «احمق‌ها از حماقت خود آگاهی ندارند». به بیانی دیگر اثر دانینگ -کروگر یک سوگیری یا خطای شناختی است که بیان می کند افرادی که در یک زمینه فاقد صلاحیت و شایستگی هستند، نه تنها متوجه این موضوع نیستند، بلکه حتی اعتقاد دارند که در آن زمینه شایستگی بالایی نیز دارند. برعکس، افراد شایسته و باصلاحیت، گرایش بیشتری به دست‌کم‌گرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور می‌کنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.

⭕️در واقع افراد کم سوادی که به تازگی از جهل رهایی یافته اند و دانش ابتدایی در حوزه ای را کسب کرده اند، هیجان ناشی از این آگاهی آنقدر زیاد است که این افراد به ناگهان با جهش بالایی در میزان اعتماد به نفس شان روبرو می شوند. البته وقتی این افراد در معرض آزمون و یا آموزش مهارت هایی که ندارند قرار می گیرند، به تدریج از این توهم خارج می شوند و به ضعف و کم دانشی خود پی می برند و در دره ناامیدی فرو می روند. برخی افراد هنگامی که در این وضعیت قرار می گیرند مایوس شده و نسبت به موفقیت و پیشرفت خود ناامید می شوند. اما افراد باهوش و تلاشگر، هنگامی که از ضعف های خود آگاه می شوند، در راه پیشرفت شخصی و حرفه ای خود قدم برداشته و با تلاش و پشتکار روند دانش افزایی و کسب مهارت های بیشتر را ادامه می دهند و به یک فرد شایسته و خبره تبدیل می شوند.

⭕️منحنی داونینگ_کروگر رابطه یادگیری و اعتماد به نفس را نشان می دهد. طبق این نمودار در مراحل ابتدایی یادگیری هر چیزی نوعی اعتماد به نفس کاذب در ما ایجاد میکند که فقط توهم دانایی و توانایی است! در حالی که تنها اعتماد به نفس حاصل از دانش ناب، مهارت سرآمد و دانش افزایی به روز، اعتماد به نفسی حقیقی است و ماندگار.

⭕️برای در امان ماندن از این اشتباه استرا تژیک می توان با دوستان نزدیک به گفت و گو پرداخت و نقاط ضعف و قوت خود را از آن ها پرسید. در این راستا ما نیاز داریم تا دو مهارت را در خودمان تقویت کنیم، گوش کنیم و در زمین فکر دیگری فکر کنیم و با او دیالوگ کنیم، بپذیریم او هم بهره ای از حقیقت دارد و باید بتوانیم خودمان را جای او بگذاریم. از دریچه نگاه او به دنیا بنگریم، گاهی آن دیگری باشیم.

⭕️یکی دیگر از بهترین راه حل ها برای مقابله با این اثر در سازمانها برگزاری جلسات آموزشی است. که به کمک آن میتوان بسیار محترمانه سایرین را در نزد خودشان به چالش کشید!

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
 🔰هرم یادگیری :

تحقیقات نشان داده است تغییر دادن روش ها و ابزارهای آموزشی می تواند سطح یادآوری اطلاعات و حافظه شما را تا حد زیادی ارتقا دهد و مهارت یادگیری شما را بیشتر کند. هرم یادگیری نشان می دهد که اکثر دانش آموزان فقط ۱۰ درصد از آن چه که از کتاب های درسی می خوانند را بخاطر می آورند، اما تقریبا ۹۰ درصد آن چه که از طریق آموزش به دیگران یاد می گیرند را حفظ می کنند.
هرم یادگیری نشان می دهد که برخی از روش های مطالعه نسبت به بقیه مؤثرتر هستند و تغییر دادن روش های مطالعه باعث یادگیری عمیق تر می شود و باعث می شود آموخته های شما در حافظه بلند مدت ضبط شود.

🔺سخنرانی:

هرم یادگیری نشان می دهد که استفاده از سخنرانی کم اثرترین روش یادگیری و حفظ اطلاعات است. سخنرانی یادگیری غیر فعال است. شما راحت نشسته اید و به اطلاعاتی که توسط معلم یا استاد لقمه شده در دهان شما گذاشته می شود گوش می دهید. تلاش برای بدست آوردن اطلاعات و درک آن ها فقط از طریق سخنرانی تاثیرگذار نیست. سخنرانی ها زمانی تاثیرگذار هستند که دانش آموزان به طور فعال در بحث های کلاسی شرکت کنند و یادداشت برداری کنند.

🔺مطالعه:

مطالعه در حالی که موثرتر از سخنرانی است، اما از دید هرم یادگیری هنوز یکی از کم اثرترین روش ها برای حفظ کردن دروس و کسب اطلاعات است. با توجه به هرم یادگیری ، اگر شما دارای سبک یادگیری دیداری هستید، خواندن کتاب درسی می تواند برای شما تاثیر بیشتری نسبت به دیگر دانش آموزانی که یادگیری دیداری ندارند داشته باشد. با این وجود خواندن کتاب های درسی جزء روش های الزامی در مطالعه است. راه ها و روش های مختلفی برای خواندن کتاب های درسی وجود دارد که می تواند قابلیت شما را در حفظ و یاد آوری مطالب بیشتر کنند.

🔺دیداری و شنیداری:

هرم یادگیری نشان می دهد که روش یادگیری دیداری و شنیداری فقط ۲۰ درصد از حفظ اطلاعات آموخته شده را شامل می شود. روش یادگیری دیداری و شنیداری انواع مختلفی را در بر می گیرد که شامل استفاده از ابزارهای آموزشی مانند: فیلم ها، پادکست ها، عکس ها و نمودارها می شود. با این حال از آن جا که رسانه و فن آوری رایانه همچنان در حال پیشرفت هستند، اَشکال جدید آموزش دیداری و شنیداری به سمت تاثیرگذاری موثر و حفظ بهتر اطلاعات پیش می رود. اثرگذاری سبک یادگیری دیداری و شنیداری زمانی پیشرفت می کند که با دیگر روش های مطالعه و یادگیری ترکیب شود.

🔺تصویرسازی:

در ساختار هرم یادگیری تصویر سازی اولین مورد از هفت روش مطالعه است که شامل یادگیری فعال است. تصویر سازی می خواهد که دانش آموزان ابهام و تصورات غلط کمتری نسبت به روش های مطالعه منفعل داشته باشند و بتوانند مطالب درسی را بهتر حفظ کنند. تصویرسازی می تواند یک روش بسیار موثر باشد. مخصوصا زمانی که اطلاعات مبهم و یا گیج کننده هستند. تصویرسازی معمولا از طریق معلم یا استاد برای دانش آموزان ارائه می شود.

🔺بحث گروهی

بحث گروهی نوعی همکاری در یادگیری است. همچنین یک روش مطالعه فعال است که می تواند منجر به حفظ بیشتر اطلاعات شود و باعث پیشرفت تحصیلی بیشتر دانش آموزان نیز می شود. بر خلاف رویکردهای رقابتی و فردگرایانه برای یادگیری و مطالعه، بحث گروهی نوعی همکاری در یادگیری است که به تعامل دانش آموزان با یکدیگر متکی است. بحث گروهی برای تحریک تفکر دانش آموزان و افزایش مشارکت و تعامل آن ها در نظر گرفته شده است. بحث گروهی می تواند در یک کلاس درس و یا با تشکیل یک گروه مطالعاتی انجام شود.

🔺تمرین عملی:

تمرین عملی یکی از انواع یادگیری اکتشافی است که یکی از تاثیرگذارترین روش های مطالعه در هرم یادگیری است. این روش مطالعه دانش آموزان را تشویق می کند که مطالبی که یاد می گیرند را عملی کنند، در نتیجه یادگیری دانش آموز عمیق تر می شود و اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال پیدا می کنند. تمرین عملی موارد مطالعه را انفرادی تر می کند و در نتیجه مباحث درسی مفهوم بیشتری برای دانش آموز پیدا می کند. همچنین تمرین عملی منجر به درک عمیق تر، حفظ بهتر و یاد آوری بیشتر مسائل می شود.

🔺آموزش به دیگران:

تاثیرگذارترین روش در هرم یادگیری آموزش به دیگران می باشد. اگر شما به طور صحیح و دقیق مطلبی را به دیگران آموزش دهید، می توانید تسلط بسیار خوبی بر مفاهیم داشته باشید. بر اساس هرم یادگیری ، دانش آموزان قادر هستند ۹۰ درصد از مطالبی که به دیگران آموزش می دهند را حفظ کنند. رایج ترین روش آموزش به دیگران، تدریس به همسالان است. همچنین بهترین مکان برای آموزش به دیگران در گروه های مطالعاتی است. یکی از اصلی ترین فعالیت هایی که باید در یک گروه مطالعه همسالان وجود داشته باشد این است که هر یک از اعضای گروه فرصتی داشته باشد تا به سایر اعضای گروه مسائل مورد مطالعه خود را آموزش دهد .

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰نتیجه گیری از بحث هرم یادگیری

همچنان که گفته شد، هرم یادگیری نشان می دهد که برخی از روش های مطالعه نسبت به بقیه مؤثرتر هستند و تغییر دادن روش های مطالعه باعث یادگیری عمیق تر می شود و باعث می شود آموخته های شما در حافظه بلند مدت ضبط شود. هرم یادگیری نشان می دهد که اکثر دانش آموزان فقط ۱۰ درصد از آن چه که از کتاب های درسی می خوانند را بخاطر می آورند، اما تقریبا ۹۰ درصد آن چه که از طریق آموزش به دیگران یاد می گیرند را حفظ می کنند.

بر طبق هرم یادگیری EDGAR DALE :

1️⃣ خواندن %10
2️⃣ شنیدن %20
3️⃣ دیدن %30
4️⃣ شنیدن و دیدن %50
5️⃣ گفتن %70
6️⃣ گفتن و انجام دادن %90

همانطور که در هرم یادگیری آمده است، اثرگذاری هر روش یادگیری تحت تاثیر سبک یادگیری منحصر به فرد شماست. برخی دانش آموزان اطلاعات را از طریق یادگیری تصویری به بهترین وجه حفظ کرده و به یاد می آورند، در حالی که برخی دیگر با حالت شنیداری یادگیری بهتری دارند. برای اینکه اثربخشی مطالعه خود را به حداکثر برسانید، روش مطالعه منحصر به فرد خود را پیدا کنید. همچنین به یاد داشته باشید که نکته اصلی، تغییر روش یادگیری شماست. اصلا بر این باور نباشید به دلیل اینکه هرم یادگیری نشان می دهد که سخنرانی ها کمترین سهم را در روش یادگیری و مطالعه دارند، پس آن ها مهم نیستند. سخنرانی ها هنوز هم بسیار مهم هستند. هر یک از روش های یادگیری که در هرم یادگیری به آن ها اشاره شده است مهم هستند. اگر برای شما دشوار است که همه مطالبی را که در طول سخنرانی ها تدریس می شود به خاطر بسپارید، یادداشت هایی که در طول سخنرانی برمی دارید می توانند توانایی شما برای شرکت در بحث های گروهی را بالا ببرد.

روش مطالعه خود را تغییر دهید و تمرکز خود را روی روش ها و سبک های یادگیری بگذارید تا بهترین بازدهی را برای شما داشته باشد. برای اطلاعات بیشتر می توانید مقاله تاثیر شخصیت بر روش مطالعه را که در موسسه آموزشی بارسا تهیه شده مطالعه کنید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Deleted Account
📚در خانه بمانیم و کتاب بخوانیم

📌سازمان اسناد و کتابخانه ملی بیش از ۲۳ هزار کتاب را برای مطالعه با هماهنگی ناشرین روی این سایت در اختیار کودکان و نوجوانان و اولیاشون قرار داده است. سایت امکانات دیگری هم دارد. حال که در خانه ایم با اعضای خانواده کتاب بخوانیم. اینم آدرس وبسایت کتابخانه کودکان و نوجوانان به آدرس http://icnl.nlai.ir .

📌کتابهای صوتی ذیل هم برای گوش کردن مناسب می باشند :
بینوایان (ویکتور هوگو) https://t.me/audiobo0ok/4
هزار و یک شب https://t.me/audiobo0ok/32
بیست هزار فرسنگ زیر دریا (ژول ورن) https://t.me/audiobo0ok/109
داستان آن خمره (هوشنگ مرادی کرمانی) https://t.me/audiobo0ok/146
آنا کارنینا (لئو تولستوی)https://t.me/audiobo0ok/181
موش ها و آدم ها (جان استاینبک)https://t.me/audiobo0ok/197
شب های روشن (فیودور داستایفسکی)https://t.me/audiobo0ok/205
قلعه حیوانات (جورج اورول)https://t.me/audiobo0ok/219
دن کیشوت (میگل سروانتس ساآودرا)https://t.me/audiobo0ok/231
استخوان های دوست داشتنی (آلیس سبالد)https://t.me/audiobo0ok/242
پاپیون (هانری شاریر)https://t.me/audiobo0ok/259
مسخ (فرانتس کافکا) https://t.me/audiobo0ok/286
نوشته ای که در یک بطری پیدا شد (ادگار آلن پو) https://t.me/audiobo0ok/313
امپراطوری هیتلر (گیل بی. استوارت)https://t.me/audiobo0ok/328
دختر مریلین (لین پمبرتون) https://t.me/audiobo0ok/340
هنر عشق ورزیدن (اریش فروم)https://t.me/audiobo0ok/371
دنیای سوفی (یوستین گردر)https://t.me/audiobo0ok/387
داستان های شاهنامهhttps://t.me/audiobo0ok/434
رباعیات خیام. دکلمه کیکاووس یاکیده https://t.me/audiobo0ok/443
بامداد خمار (فتانه حاج سید جوادی) https://t.me/audiobo0ok/449
جهان در پوست گردو (استیون هاوکینگ) https://t.me/audiobo0ok/490
کلبه عمو تم (هریت بیجر استو) https://t.me/audiobo0ok/501
ربکا (دافنه دوموریه) https://t.me/audiobo0ok/592
کنیز ملکه مصر (میکل پیرامو) https://t.me/audiobo0ok/646
قصه های مثنوی مولوی https://t.me/audiobo0ok/706
صد سال تنهایی (گابریل گارسیا مارکز) https://t.me/audiobo0ok/733
غزلیات مولانا https://t.me/audiobo0ok/769
بادبادک باز (خالد حسینی) https://t.me/audiobo0ok/799
جنایت و مکافات (فيودور داستايفسکي) https://t.me/audiobo0ok/836
داستانهای کوتاه قسمت اول https://t.me/audiobo0ok/883
1984 (جرج اورول) https://t.me/audiobo0ok/893
بلندی های بادگیر (امیلی برونته) https://t.me/audiobo0ok/919
بیشعوری (خاویر کرمنت) https://t.me/audiobo0ok/962
شازده کوچولو (آنتوان دو سنت اگزوپری) https://t.me/audiobo0ok/989
سه‌شنبه‌ ها با موری (میچ آلبوم) https://t.me/audiobo0ok/993
چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (نادر ابراهیمی) https://t.me/audiobo0ok/1002
کوه پنجم (پائولو کوئیلو) https://t.me/audiobo0ok/1011
مردی که هادلبرگ را به تباهی کشاند (مارک تواین) https://t.me/audiobo0ok/1029
تاریخ جهان (ارنست گامبریج) https://t.me/audiobo0ok/1038
داستانهای کوتاه قسمت دوم https://t.me/audiobo0ok/1080
غزلیات حافظ https://t.me/audiobo0ok/1087
پدر پولدار پدر بی پول (رابرت کیوساکی) https://t.me/audiobo0ok/1089
محاکمه (فرانتس کافکا) https://t.me/audiobo0ok/1107
دمیان (هرمان هسه) https://t.me/audiobo0ok/1135
خاطرات خانه اموات (فئودور داستایفسکی) https://t.me/audiobo0ok/1153
بابا لنگ دراز (جین وبستر) https://t.me/audiobo0ok/1179
کنت مونت کریستو (الکساندر دوما) https://t.me/audiobo0ok/1195
دیوید کاپرفیلد (چارلز دیکنز) https://t.me/audiobo0ok/1209
تنها یک بار پرواز کن (نسرین قدیری) https://t.me/audiobo0ok/1218
دردسر های یک چینی در چین (ژول ورن) https://t.me/audiobo0ok/1261
مردان مریخی و زنان ونوسی (جان گری) https://t.me/audiobo0ok/1281
پر (شارلوت مری ماتیسن) https://t.me/audiobo0ok/1297
سقوط (آلبر کامو) https://t.me/audiobo0ok/1356
جوانی (پاتریک مودیانو) https://t.me/audiobo0ok/1366
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (اوریانا فالاچی) https://t.me/audiobo0ok/1377
کوری (ژوزه ساراماگو) https://t.me/audiobo0ok/1398
کیمیاگر (پائولو کوئلیو)https://t.me/audiobo0ok/1437

#در_خانه_بمانیم_کتاب_بخوانیم
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰شش ویژگی کارکنان دارای پتانسیل بالا

🔷یکی از مشکلات سازمان‌ها استفاده نکردن از پتانسیل بالا کارمندان می‌باشد. تحقیقات نشان داده است کارمندانی که پتانسیل بالا دارند ۹۱ درصد بهره‌وری بیشتری از کارمندان با پتانسیل کم دارند. همچنین بر اساس مشاهدات انجام شده اضافه شدن یک سرتیم با پتانسیل بالا می‌تواند ۵ تا ۱۵ درصد کارایی سایر اعضای تیم را بالا ببرد اما متأسفانه بسیاری از سازمان‌ها از شناسایی پتانسیل های بالا سر باز می‌زنند.

🔷چگونه استعدادهای با پتانسیل بالا را شناسایی کنیم؟

🔸شناسایی کارمندان مستعد یکی از سخت‌ترین مراحل برای سازمان‌ها است زیرا هیچ معیار و چک لیستی برای بررسی آن وجود ندارد. بنابراین، کارفرمایان باید به دنبال چه چیزی باشند؟ منظور ما از پتانسیل بالای کارمندان، کارمندانی هستند که توانایی و همتی بلند دارند تا بتوانند رهبری موفق در یک سازمان باشند.

🔸در هنگام مشخص کردن اینکه کدام کارمند پتانسیل بالا دارد ، به نظر می رسد تنها کافی است کارمندان با عملکرد بالا را شناسایی کنیم در حالیکه ممکن است یک کارمند در نقش خود عالی باشد ولی این کارمند استعداد یا حتی گرایشی به ایفای نقش رهبری نداشته باشد. نکته مهم برای یادآوری این است، همه کسانی که عملکرد بالایی دارند پتانسیل بالا ندارند. شش ویژگی شخصیتی وجود دارد که سازمان‌ها می‌توانند از آن برای شناسایی کارمندان با پتانسیل بالا و تمایز آن‌ها از دیگر کارمندان استفاده کنند.

1⃣ سازگاری

افرادی که سازگاری بالایی با محیط خود دارند می‌توانند رفتار و نگرش خود را، خیلی سریع با محیط و موقعیت خود منطبق کنند.

 2⃣تحمل پذیری

افرادی که به صورت کارآمد فشار و شرایط کاری سخت را تحمل می‌کنند، می‌توانند در شرایط سخت اوضاع را تحت کنترل داشته باشند و عملکرد مناسب و مثمر ثمری را در زمانی که ابهام محیط منجر به استرس می‌شود، داشته باشند.

 3⃣گرایش به یادگیری

افرادی که گرایش به یادگیری بالا دارند به دنبال فرصت‌هایی برای توسعه مهارت‌های خود هستند و به طور جدی به دنبال چالش‌هایی برای پیشرفت خود می‌باشند.

 4⃣نتیجه گرایی

این افراد نه تنها خود به صورت جدی به دنبال نتایج هستند، بلکه دیگران را هم برای پیگیری تا رسیدن به نتایج کارها تشویق و ترغیب می کنند.

5⃣تفکر استراتژیک

افرادی که دارای تفکر استراتژیک هستند بر آینده تمرکز می‌کنند. آن‌ها اهداف بلند مدت را با چشم‌انداز سازمان منطبق می‌دانند و در سطح کلان به آینده می نگرند.

 6⃣خودآگاهی

افرادی که خود آگاهی بالایی دارند نقاط قوت و محدودیت‌های خود را می‌دانند و مهم‌تر از آن، می‌دانند که چگونه احساسات آن‌ها ممکن است بر واکنش‌ها و تصمیمات شان اثر گذارد.
 

❇️به وسیله این ۶ معیار شناسایی افراد با پتانسیل بالا آسان تر می شود و می توان از این افراد در بهره‌وری سازمان استفاده کرد./ به نقل از سایت رسا ( رشد سرمایه انسانی ایرانیان)

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🌺روز کارمند مبارک🌺

🔷در سیستم اداری کشور، بار اصلی کار اجرایی، بر دوش کارمندان سختکوش ومتعهد است؛ این در حالی است که این سیستم محدودیت هایی دارد که کارمندان ما را درگیر خود می کند.

🔷مشکلات معیشتی و فرسایش های ناشی از مسؤلیت های اداری از جمله این مسائل ناتمام است.

🔷با تمام این موانع اما، کارمندان ما بار گران مسؤلیت را به دوش کشیده و پیشقراول خدمت رسانی به شهروندان و هموطنان هستند.

🔷روز کارمند را به تمام کارمندان سرزمینم ، به ویژه همکاران پرتلاش در مجموعه دانشگاه علوم پزشکی تبریز تبریک عرض نموده وبرای همه این عزیزان موفقیت و سرافرازی را از درگاه خداوند متعال خواستارم.

🌺سربلند و امیدوار باشید.

🔰کاشفی; ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»

🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕هشت راهکار برای شاد و فعال نگه داشتن کارمندان:

🔷محیط کار باید همیشه پویا، مثبت و شاد باشد. فرقی نمیکند که شما چه مدل کاری انجام میدهید یا تجارت و بیزینس تان چگونه است شغل آزاد دارید یا کارمند هستید شاد بودن در هر کدام از این محیط های کاری رمزی برای تعادل در کار است. محیط کاری پر استرس مانع از انجام کار در طول روز خواهد شد. این را هم بدانید که این کارمندان شما هستند که کار را پیش میبرند بنابراین بسیار مهم است که آنها از محیط کاری شان رضایت داشته باشند.

🔷طبق مطالعات مدیران و بنیان گذاران شرکت ها و سازمان ها در سر تا سر جهان میدانند که کار گروهی و تیمی با هماهنگی اعضا با محیط پیش میرود. بنابراین استفاده از این ۸ راهکار میتواند به شما کمک کند محیط کارتان را شاد تر نگه دارید.

1⃣- ارتباط موثری با کارمندان داشته باشید. خو را به رویه های اداری و نامه های مکتوب ورفتارهای خشک محدود نکنید. لبخند بزنید. دیدن چهره یک مدیر خندان و شاد، برای کارمندانش بسیار بهتر از قیافه ای درهم و عبوس است. کارمند شما در این شرایط با شما احساس صمیمیت کرده، بهتر ارتباط برقرار می کند و می تواند بدون ترس مسائل و مشکلات کاری و حتی غیرکاری خود را با شما مطرح کند.

2⃣- کارمندانتان را بهتر بشناسید. شناخت شما به عنوان یک مدیر از کارمندان خود بسیار مهم است. این شناخت تنها به توانایی ها و مهارت های حرفه ای محدود نمی شود. شما باید از وضعیت شخصی، خانوادگی و فرهنگی کارمندان خود نیز تا حد ممکن با خبر باشید. در مراسم جشن و عزای آنان شرکت کرده یا با ارسال گل و ادای جملاتی به آنان ادای احترام کنید. این شناخت و حضور موجب شادی و نشاط روحی و روانی کارمندان میشود.

3⃣- شما باید به کارمندانتان یادآوری کنید که محیط کار مال آنهاست و آنها صاحب و مالک آن هستند بدین معنا که کارمندان باید بدانند که محل کار به آنها هم تعلق دارد بنابراین نباید فقط در طول روز مداوم در حال کار باشند یک تیم کاری موفق باید با یکدیگر اوقات و ساعات گفت و گو داشته باشد. هر چقدر که محیط کار دوستانه تر باشد به طبع فداکاری ها بیشتر بوده و روند کاری مثبت و رو به جلو خواهد بود.

4⃣-کارمندان باید برای شاد بودن به محیط اطمینان داشته باشند. این اطمینان در نوع کاری که انجام دهند وجود دارد بدین معنا که اگر کارمندی دچار مشکل در کار یا اشتباه کاری شد مدیر با دادن اعتماد به نفس به وی او را تشویق به یادگیری از اشتباه کند بدین صورت کارمندان حس بهتری پیدا میکنند و ارزش بیشتری برای کار قائل میشوند و در نهایت در محل کار شاد تر هستند.

5⃣- یک تیم کاری خوب باید آگاه باشد و آگاهانه عمل کند مدیران باید هر آنچه که از تجربیات خود در اختیار دارد را به کارمندان یاد آور شوند در این صورت کارمندان احساس شادی و رضایت بیشتر خواهند داشت البته این نوع از ارتباط باید دو طرفه باشد یعنی مدیران هم باید از کارمندان بخواهند و از آنها  بپرسند که چطور فلان کار را انجام دادید؟ یا چقدر کار با موفقیت انجام شد؟ تمام این ها تعامل ها حس خوب و شادی به محیط خواهد داد.

6⃣- در هر کسب و کاری ممکن است بحران به وجود بیاید یا اینکه شرکت دچار افت و خیزهای مالی شود در این شرایط مدیر باید با اقتدار کافی بتواند کارمندان را مدیریت کنند تا کارمندان کمتر با این بحران رو به رو شوند و در اصل تنش و استرس کاری کاهش یابد در واقع نباید کارمندان احساس ناراحتی و نارضایتی را در مدیران ببینند این گونه آن حس شادی و رضایت از کار در آنها از بین نخواهد رفت.

7⃣- تصمیمات مهم کاری را اغلب مدیران در هر شرکت یا سازمانی میگیرند که کل مجموعه را تحت تاثیر قرار میدهد یک مدیر خوب برای تصمیمات مهم از مشورت گروهی با کارمندان استفاده میکند. به کارمندان اعتماد کنید. برخی تصمیم گیری ها را به کارمندان خود تفویض اختیار کنید و از آنها نتیجه بخواهید. برای کارهای مختلف بودجه های محدود تعیین کنید این حس ارزش گذاری برای کارمندان و پرسنل باعث افزایش رضایت کاری و شاد کردن آنها میشود در این صورت آنها هم بهتر و دلسوزانه تر کار ها را انجام خواهند داد.

8⃣- مسائل مالی را فراموش نکنید انگیزه کارمندان در هر صورت میتواند به حقوق و مزایایی که برای آنها در نظر دارید وابسته باشد البته این بدین معنا نیست که برای شاد کردن آنها مستقیما از پول استفاده کنید یا افزایش حقوق اینها همه بستگی به کارمندان و مثبت بودن روند کاری شان دارد شما در درجه اول میتوانید تقدیر و تشکر از زحمات آنها را در قالب افزایش حقوق نه به مقدار زیاد به همان اندازه ای که مناسب میدانید یا مثلا افزایش روزهای مرخصی در نظر بگیرید قطعا این به شاد کردن کارمندان و در نهایت محیط کار شما کمک خواهد کرد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕روز کارمند، روز تجلیل از بهتربن و برترین سرمایه های هر سازمان بر همه شما عزیزان و همراهان گرامی مبارک باد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰تفاوت سه واژه دارایی، سرمایه و ثروت چیست؟

🔷غالباً این سه کلمه به جای یکدیگر به کار برده می‌شوند اما از نظر اقتصادی تفاوت‌هایی بین آنها وجود دارد.

🔷دارایی؛
به طور کلی دارایی هر آن چیزی است که تحت تملک شخص است, اما ارزشی خلق نمی‌کند. در حقیقت «دارایی»‌ اموالی است که نه برای خلق ارزش­‌های جدید در تولید به کار گرفته می‌شود و نه برای نیازهای کنونی از آن استفاده می شود، مثل خانه کلنگی به ارث رسیده‌ای که وارثان نه می‌توانند اکنون در آن سکونت کرده و از آن استفاده کنند و نه حاضرند با همکاری هم آن را نوسازی کنند یا بفروشند و در کار دیگری به کار بزنند.

 🔷ثروت:
«ثروت» اموالی است که از منافع آن بهره می بریم (مصرف می‌کنیم)، اما با آن ارزش تازه‌ای خلق نمی‌کنیم. مثل اتومبیلی که برای استفاده شخصی سوار می‌شویم یا خانه‌ای که در آن سکونت می‌کنیم. اصولا واژه ثروت زمانی به کار می‌رود که از دارایی‌ها استفاده شود. مثلا از طریق فروش آنها بتوانیم پول کسب کنیم. یا همان خانه کلنگی مثال قبل که اگر بازسازی شود و ارزش فروش کسب کند تبدیل به ثروت میشود.

🔷سرمایه:
«سرمایه»، اموالی است که بتوان با به کارگیری ‌آنها در سرمایه‌ گذاری و تولید، ارزش افزوده خلق کرد، بدون اینکه ارزش واقعی خود را از دست بدهد. یعنی با حفظ ارزش بتوان از آنها درآمد و عواید تازه ایی خلق کرد. مثل اموالی که برای راه‌اندازی یک کارخانه به کار گرفته می‌شود. ویا در مورد مثال قبل همان خانه خانه کلنگی، اگر پس از بازسازی آن را اجاره بدهیم یا آن را به مغازه‌ای تبدیل کنیم که از آن درآمد کسب کنیم به سرمایه تبدیل شده است.

🔺توضیح این که برای به حرکت در آوردن قطار توسعه کشور، ما به چهار نوع سرمایه‌ نیاز داریم که چهار ستون اصلی نظام اقتصادی و اجتماعی هر کشور را تشکیل داده و برای حرکت در مسیر توسعه بایستی به هر چهار سرمایه توجه ویژه داشت: سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین.

🔷بیشترین خلق ارزش از سرمایه صورت می‌گیرد. لذا فهم این تفاوت‌ها می‌تواند کمک کند تا بتوانیم دارایی‌های خود را به سرمایه تبدیل کنیم تا از آنها استفاده بیشتر و بهینه ایی حاصل شود. طبق مطالعات مهمترین سرمایه در همه کشورها و سازمانها سرمایه انسانی است. سرمایه انسانی میتواند با پیوند و ائتلاف دیگر سرمایه ها برای جامعه ارزش افزوده ایجاد کند، یعنی میتواند از دارایی به ثروت و از ثروت به سرمایه عبور کند.

🔹همین تفاسیر را می‌توانید در مورد منابع زیرزمینی همچون نفت به کار بگیرید و تفاوت‌های آنها را بهتر متوجه شوید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
‍‍ ‍‍ 🔴 تفاوت سه واژه

رشد (Growth)
پیشرفت (Progress)
توسعه (Development)

این سه واژه در سه معنای مختلفی به کار برده می‌شوند و حال اینکه ما در بسیاری اوقات آن‌ها را به جای هم به کار می‌بریم.

⬅️ "رشد"تکثیر وضع موجود است. به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده است و سال با همین وضعیت 200 هزار خودرو به این افزایش کمی به حفظ وضعیت موجود "رشد" می گویند و ایضا افزایش تعداد جاده‌ها، فرودگاه‌ها، سدها و کارخانه ها نشانه رشد در جامعه است.

⬅️ "پیشرفت" اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم. به طور مثال ایران خودرو در سال آینده خودروهای مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتر تولید کند. یا اینکه سدها با فرآیند متفاوت و کیفیت بهینه‌تری ساخته شود. یا اینکه فولاد مبارکه تولید فولاد را به جای روش کوره بلند با روش قوس الکتریکی تولید کند. اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند. ما بعد از انقلاب شاهد رشد و پیشرفت زیادی بودیم، حتی در برخی حوزه‌ها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشته‌ایم.

⬅️ اما واژه سوم یعنی "توسعه" برخلاف دو مفهوم قبلی، به معنای تحول کیفی در پدیده های موجود است. توسعه به معنای تغییر در خلق‌ وخوی فردی و الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی ماهیت پدیده‌ها است. به طور مثال در رابطه با انسان، اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد روبه‌رو هستیم. اما اگر با این عضلات بتوانیم کارهای حرفه ایی مثل ورزش ژیمناستیک و وزنه برداری انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بوده‌ایم اما اگر از لحاظ رفتاری و خلق ‌وخوی انسانی، انسان متفاوتی شدیم، و اخلاق نیک در وجود ما نهادینه شد می گوییم توسعه یافته‌ایم.

جامعه توسعه یافته جامعه ایی است پویا و زنده که در آن حساسیت‌ها و توجهات بیشتر میشود و جامعه نسبت به هر رفتاری، واکنش مشخصی نشان می‌دهد. به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته، جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا می‌کند. زمانی که در کشوری توسعه روی می‌دهد ابعاد کمّی پیشرفت و رشد در روح متجلی شده و کیفیت زیست اخلاقی جامعه متحول می شود. به طوری که انسانها از کنار هم زیستن احساس سعادت و رضایت می کنند.

👈از این منظر توسعه یافتگی در جوامع دارای دو بعد است:

«بعد اقتصادی و مادی» و بعد «فرهنگی و رفتاری».

در بعد اقتصادی، توسعه تولید «رفاه» می‌کند و رفاه زمانی است که ما می‌توانیم خود را از فشارها و تصادف‌های طبیعی و غیرطبیعی مصون کنیم. در این بعدِ توسعه، ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم.

سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی می‌خواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت می‌شود.بنابراین احساس نیازبه نیروی فنی شکل می‌گیرد. بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرآیندی که طی می‌شود،رشدو پیشرفت است.

اماتوسعه، بعد فرهنگی و رفتاری هم دارد؛ زمانی شما تمامی ابزارها وامکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعه‌تان احساس ناراحتی و کلافگی می‌کنید، آرام و قرار ندارید و نسبت به رفتارهای پیرامونی خود احساس انزجار می‌کنید. با وجود اینکه رفاه دارید اما احساس رضایت نمی‌کنید. مثلا ما در خودرویی مدرن با «رفاه» کامل نشسته ایم اما به علت بی‌نظمی و بی‌قانونی، از رانندگی در این شهر «رضایت» نداریم. در واقع فرزندان ما به دلیل عدم احساس رضایت است که مهاجرت می‌کنند و با پدیده فرار مغزها مواجه می‌شویم.

ما به طور نسبی «رفاه» داریم اما «رضایت» همان چیزی است که ما نمی‌توانیم تولید کنیم و به واقع رضایت نتیجه همان بعد دوم توسعه یعنی بعد فرهنگی رفتاری است.

زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمی‌دهد، روابط و رفتارهای ما تیز و برنده و پرهزینه می‌شود. در جوامع توسعه نیافته، شما اگر چه ابزارهای پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتارهایتان تیز و همراه با خشونت است.

✅ بنابراین در این مفهوم، توسعه به معنای صیقل دادن تیزی‌های اجتماعی است. جامعه‌ای که توانایی این را داشته باشد که تیزی‌ها را صیقل دهد، مناسباتش توسعه می‌یابد. بعد فرهنگی و رفتاری توسعه، تیزی های رفتار ما را صیقل می‌دهد و مناسبات اجتماعی ما را کم هزینه تر می‌کند و در نتیجه صیقل خوردن تیزی‌ها، رضایت شکل می‌گیرد.

❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

📕@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰تفاوت چهار کلمه; مسئله، مشکل، معضل و بحران:

از هر چهار کلمه؛ مسئله، معضل، مشکل، و بحران، برای توصیف چیزهایی که براشون دنبال راه حل هستیم، استفاده میکنیم. مثلا: بحران آب، مشکل آب، معضل آب، و مسئله‌ی آب. ولی فرق این ها چیه و هر کدوم در چه موقعیت هایی معنادار میشن؟

اصولا این چهار عنوان درجات مختلف یک وضع غیرعادی را تداعی می‌کنند که خفیف‌ ترین آن مسأله است. وقتی مسأله پیچیده می‌شود مشکل شده و به معضل تبدیل می‌ شود؛ اما وقتی اوضاع از حالت عادی خارج شد، بحران به وجود می‌آید. بحران یعنی وضعیتی که روند عادی یک سیستم را دچار تزلزل می‌کند.

🔰 یکی از موضوعاتی که در کسب و کارها و البته توسعه مهارت های فردی بیان می شود، هنر حل مساله است، این که بتوانیم مسائل مربوط به خودمان و یا کسب و کارمان را به درستی تعریف کنیم و برای حل و از بین بردن آنها، راهکار مناسبی را بیابیم.

اگر بخواهیم تعریفی از مسئله یا مشکل (در ادامه تفاوت اینها را بیان می کنیم) بگوییم، تعریف زیر می تواند تعریف کاملی باشد.

🔹تفاوت آنچه وجود دارد با آنچه می خواهیم و مطلوب است.

1⃣ نوع اول مسئله :

اما مسئله؛ مسئله در حقیقت مشکلی است که این زمانی و این مکانی شده باشد، مسئله از دل تغییر بیرون میاید، مسئله دقیقا در شکاف حاصل از تغییر بوجود می آید، مسئله احساس نمیشود بلکه بیان میشود، مسئله باخود راه حل را دارد(مشروط بر این که همت و انگیزه آن را داشته باشیم)، مسئله شکاف بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد است. مسئله قابل شمارش است، اما مشکل غیر قابل شمارش.

مسئله موردی است مانند معادله درجه اول ریاضی مثل X+5=18

حل کردن این معادله ساده است و تنها کافی است اصل مسئله شناسایی شود و با تجزیه و تحلیل می توان آن را حل کرد. بعنوان مثال دستگاهی که بعلت یک قطعه معیوب خراب شده است را به سادگی می توان تعمیر کرد. نکته مهم: در کسب و کارها و موضوع حل مسئله، تلاش می شود، همه موارد بصورت مسئله های مختلف و جداگانه شناسایی شده و سپس به سادگی بتوان هر کدام از مسائل را حل کرد.

2⃣ نوع دوم مشکل است:

وقتی یک جریانی یا حالتی از وضع مطلوب خود خارج شود یعنی یک مانعی بوجود آمده که از ادامه وضع مطلوب جلوگیری کند، به آن مشکل میگویند. مشکل در حقیقت نوعی سختی و دشواری است، مشکل احساس می شود، مشکل مانعی است در برابر ادامه وضع مطلوب، مشکل در حقیقت بالفعل شده تهد یدات است،

مشکل ترکیبی از بوجود آمدن چندین مسئله است. در برخی منابع گفته می شود تفاوت دیگر مشکل و مسئله در این است که مسئله قابل تعریف است و مشکل موضوعی است مبهم و تقریباً حسی. زمانی که سازمانی به مسائل ساده پیش آمده توجه نمی کند، این مسائل به مرور زمان تبدیل به مشکل می شوند. مشکل مجموعه ای از مسائل است که روی هم انباشت میشوند.

اگر بخواهیم مشکل را هم به یک معادله ریاضی تشبیه کنیم، با چنین معادله ای روبرو هستیم: X^2+3X-7=0


3⃣ نوع سوم معضل است:

زمانی که مشکل ها در سازمان یا سیستمی زیاد شوند، معضل بوجود می آید. معمولاً حل معضل کار دشواری است و معضل سدی در برابر حرکت سازمان و کسب و کارهاست و بطور جدی برنامه ریزی های سازمان ها و سیستم ها را مختل می کند. مثلا سازمانی که دچار معضل نیروی انسانی شده است را تصور کنید، هر روز درگیر اعتصاب و آشفتگی کارکنان است، از طرفی تعداد کارکنان آنقدر زیاد است که امکان اخراج همه افراد اخلال گر امکان پذیر نیست . از این دست معضل ها در کشورها و بخصوص کشور خودمان به وفور دیده می شود.

معضل؛ ریشه در عدم دقت و بی توجهی به مسائلی کوچک و ساده دارد که در گذشته مورد توجه قرار نگرفته اند، رفته رفته این مسائل تبدیل به مشکل شده اند، اما باز مورد توجه قرار نگرفته و به مرور زمان تبدیل به معضلاتی شده اند که حل آنها از عهده هر کسی بر نمی آید.

اگر بخواهیم معضل را به یک معادله ریاضی تشبیه کنیم با این معادله روبرو هستیم: d^2X/dt^2 + d^2Y/dt^2+ d^2Z/dt^2=Et

4⃣ نوع چهارم بحران است:

از منظر یک سیستم اجتماعی، وقتی مسایل و مشکلات و معضلات اجتماعی در یک سیستم در اثر کم توجهی و یا بی دقتی و بی برنامگی روی هم آنباشته شود به بحران تبدیل شده و در نهایت منجر به فاجعه میشوند. به عبارت دیگر مراحل چندگانه مشکلات عبارتند از: مسأله، مشکل، معضل، بحران و فاجعه. در حقیقت بحران یه نوعی پیش بینی ناپذیری و عدم امیدواری به راه حل آن را در ذهن تداعی میکند که حتی سرعت هم میتونه در مفهوم پیش بینی ناپذیریش، مهم باشه. برای مسأله و یا مشکل با همفکری، مشورت و تحمل کردن شرایط می‌توان راه‌ حلی پیدا کرد، حتی اگر به معضل هم تبدیل شود چاره خواهد داشت؛ اما اگر به بحران تبدیل شود، تدابیر و اقدامات ویژه‌ و پر هزینه ایی طلب خواهد کرد. 
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ☸ تفاوت دو مفهوم شایستگی با صلاحیت

🔷بسیاری از سازمانها و شرکت های بزرگ چه در بخش خصوصی یا دولتی، دارای چارچوب بسیار پیچیده ای از شایستگی و صلاحیت می باشند. آرمسترانگ می گوید که تمایز بین صلاحیت و شایستگی بسیار اهمیت دارد.

🌀- هر توانایی که براساس وظایف شغلی باشد مربوط به صلاحیت بوده و هنگامی که توانایی براساس رفتارهای لازم برای آن شغل باشد، اشاره به شایستگی است.در یک دیدگاه کلی به صلاحیت به عنوان مهارت و استاندارد عملکرد نگاه می شود در حالی که شایستگی به رفتاری که در این جهت به وجود می آید اشاره می کند.

🌀- مفهوم صلاحيت عموماً با مفاهيمي همچون استانداردها، گواهي‌ها و تصديق‌نامه‌ها گره خورده است؛ يعني تضمينی که به طور عینی تأييد مي‌کند، فرد حداقل استانداردها و الزامات لازم براي انجام شغل را داراست، در حاليکه شايستگي مفهومي ذهني ودرونی است و فاقد گواهينامه‌هاي آن‌چناني است.در اين تلقي، شايستگي مفهومي هنجاري و صلاحيت مفهومي توصيفي خواهد بود.

🌀- شایستگی مجموعه ای از دانش و مهارت و ویژگی های شخصی و شخصیتی است که اگر در کسی موجود باشد او را به فردی مناسب برای شغل و نقش مورد نظر ما تبدیل می کند و به او امکان می دهد تا ماموریت ها و وظایف محوله را در سطحی بالاتر از میانگین یا حتی در سطحی عالی و متعالی انجام دهد. به عبارتی شایستگی عبارت از رفتارهایی است که یک فرد باید داشته باشد یا بدست آورد تا بتواند به سطح بالای عملکرد برسد، در حالی که صلاحیت مربوط به یک سطوحی از استاندارهاست که در یک سیستم می باشد.

🌀- در فرهنگ آکسفورد صلاحیت توانایی انجام کارها به صورت موفقیت آمیز و اثربخش تعریف شده که شامل دانش و توانایی فرد یا گروه می باشد. در واقع صلاحیت توانمندی فرد در ارائه عملکردی مطابق با استانداردهای از پیش تعیین شده است. شامل میزان مناسبی از دانش و مهارتهایی است که فرد را برای عملکرد در موقعیت های مختلف توانا می سازد. چون هر سطح از مسئولیت دارای الزامات خاص خود است،  صلاحیت می تواند در هر دوره از زندگی فرد یا در هر مرحله از شغل فرد وجود داشته باشد.

🌀 شایستگی خصوصیات و ویژگی هایی است که شخص را در انجام کار توانمند می سازد و صلاحیت ، مهارتهایی است که برای بهتر انجام دادن شغل به آن نیاز دارد.

🌀- شایستگی ، گروهی از توانایی های مرتبط به برتری در یک فعالیت خاص است و صلاحیت توانایی انجام یک فعالیت خاص برای دستیابی به استاندارد می باشد.

🌀- صلاحیت ، آنچه برای انجام شغل لازم است را تشریح می کند و شایستگی چگونگی رفتار فرد برای انجام اثر بخش شغل را تشریح می کند

🌀- صلاحیت به توانایی و توانمندی مربوط است و شایستگی به گرایش ها و نگرشها مربوط می شود.

🌀- صلاحیت با توانایی ذهنی مرتبط است و شایستگی در مورد هوش هیجانی است

🌀- صلاحیت در مورد دانش، مهارت ها وتجربه های مورد نیاز برای انجام شغل است و شایستگی در مورد احساسات و رفتارها برای انجام یک شغل به طور اثر بخش.

🔸با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔹@CompetentManagers