Forwarded from عکس نگار
🔴مدل ارزیابی منابع انسانی EFQM (فیلیپس)
✍️تکنیکها و روشهای متنوعی در محافل آکادمیک و در عرصه عمل جهت ارزیابی فعالیت های منابع انسانی ارائه شده است. ابزارهایی مانند بازگشت سرمایه، شاخص IC، تابینزQ، و.....در این راستا،فیلیپس (EFQM) نیز ابزاری را جهت اندازهگیری کیفیت فرایندهای منابع انسانی تهیه کرده است. این ابزار شامل ۱۰ مولفه است که هر یک نماینده فرایند خاصی از منابع انسانی هستند.
🎯 استراتژی منابع انسانی (معیار ۱)
فرایند استراتژی منابع انسانی استراتژی کسب و کار را به اهدف و فعالیتهای منابع انسانی مرتبط میکند، به گونهای که در نتیجه استراتژی کسب و کار سهیم باشد. در این فرایند سهم حداکثری فعالیتهای منابع انسانی در تحقق اهداف کسب و کار تضمین میشود.
🎯 توسعه قابلیتهای سازمان (معیار ۲) :
توسعه قابلیتهای سازمان بر رشد سازمان جهت تحقق استراتژیهای کسب و کار تمرکز میکند. قابلیتهای سازمانی میتواند از طریق رهبری، فرهنگ و شایستگیها، ردیابی شود. اهداف و اولویتها در رابطه با فرایندهای دیگر منابع انسانی (کارگزینی، توسعه کارکنان، مدیریت استعداد، و...) جهت تحقق کامل اهداف سازمانی، مشخص میشوند. در اینجا توانایی سازمان در مدیریت تغییرات، بهبود فرایندها و یادگیری نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
🎯 کارگزینی (معیار ۳) :
فرایند کارگزینی شامل ۴ فرایند فرعی است. اول، تعریف اهداف استراتژیک و اولویتها برای فرایند کارگزینی. این امر، خروجی فرایند استراتژی منابع انسانی و توسعه قابلیتهای سازمان است. شکاف بین آینده استراتژیک و برنامههای جاری، باید به صورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد و تحلیل شکاف صورت پذیرد. تحلیل شکاف، شامل پیشبینی دقیق در خصوص استخدام از بازار کار داخل و خارج سازمان بر اساس استراتژیها و اولیتها است. فعالیتهای مورد نیاز جهت انجام تغییرات و جابجاییهای داخلی نیز باید تعریف شود.
🎯 توسعه کارکنان (معیار ۴) :
توسعه کارکنان شامل یادگیری، برنامهریزی توسعه، اجرای برنامه توسعه و برنامهریزی بهبود است. این فرایند باید رشد فردی را به جهت استراتژیک کسب و کار از طریق خروجیهای توسعه قابلیت سازمانی و سایر فرایندهای منابع انسانی، مرتبط سازد. سپس، رشد فردی باید در جهت از بین بردن شکاف بین شایستگیهای فعلی و مورد نیاز که از فرایند مدیریت عملکرد حاصل میشود، حرکت کند.
🎯 مدیریت استعداد (معیار ۵) :
فرایند مدیریت استعداد یک شکل خاص از توسعه کارکنان است که جهت شناسایی گروههای هدفی که برای رسیدن به اهداف آتی سازمان ضروری هستند، صورت میپذیرد. فرایند مدیریت استعداد کلیدی است برای جذب، نگه داشت، انتخاب، نگهداشت و توسعه استعداد برای رهبران آینده سازمان است.
🎯 مدیریت عملکرد (معیار ۶) :
مدیریت عملکرد فرایندی است که اهداف کسب و کار را به اهداف فردی برای دوره تعریف شده آینده مرتبط میکند و ارزیابی دوره گذشته صورت میپذیرد.
🎯پاداش و شناسایی (معیار ۷) :
فرایند پاداش و شناسایی در جذب، نگهداشت و انگیزش افراد سهم دارد. فرایند اعطا پاداش به کارکنان بر اساس سهم آنها در ایجاد ارزش افزوده برای سازمان است که میتواند مالی یا غیر مالی باشد.
🎯 ایمنی و سلامت (معیار ۸) :
ایمنی و سلامت، شرایط کاری را در بر میگیرد. این فرایند بر مدیریت و بهبود رویههای سلامت و ایمنی، جلوگیری از کار افتادگی و بهبود شرایط کار تمرکز دارد.
🎯 ارتباطات درونی و بیرونی (معیار ۹) :
این فرایند تشریح میکند که مدیران منابع انسانی چگونه با درون و بیرون سازمان تعامل دارند. همچنین از آگاهی آنها از تاثیر سازمان بر جامعه بومی و محیط، اطمینان حاصل میکند. ارتباطات درون سازمانی مواردی همچون کارکنان، مشاوران کاری و سایر نمایندههای کارکنان را شامل میشود. مدیریت روابط برون سازمانی شامل ارتباط با اتحادیههای کارگری و سایر نمایندگان کارکنان در خارج از سازمان میشود.
🎯 مدیریت داده و سیستمهای منابع انسانی (معیار ۱۰) :
این فرایند شامل رویهها و سیستمهای جمعآوری، نگهداری، پردازش و تحلیلهای دادههای منابع انسانی برای حمایت از فرایندهای مرتبط منابع انسانی میباشد.
اگر تا به امروز فعالیت های واحد منابع انسانی خود را ارزیابی نکرده اید و نمی دانید نقاط قابل بهبود آن کجاست، می توانید از این مدل برای ارزیابی استفاده کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️تکنیکها و روشهای متنوعی در محافل آکادمیک و در عرصه عمل جهت ارزیابی فعالیت های منابع انسانی ارائه شده است. ابزارهایی مانند بازگشت سرمایه، شاخص IC، تابینزQ، و.....در این راستا،فیلیپس (EFQM) نیز ابزاری را جهت اندازهگیری کیفیت فرایندهای منابع انسانی تهیه کرده است. این ابزار شامل ۱۰ مولفه است که هر یک نماینده فرایند خاصی از منابع انسانی هستند.
🎯 استراتژی منابع انسانی (معیار ۱)
فرایند استراتژی منابع انسانی استراتژی کسب و کار را به اهدف و فعالیتهای منابع انسانی مرتبط میکند، به گونهای که در نتیجه استراتژی کسب و کار سهیم باشد. در این فرایند سهم حداکثری فعالیتهای منابع انسانی در تحقق اهداف کسب و کار تضمین میشود.
🎯 توسعه قابلیتهای سازمان (معیار ۲) :
توسعه قابلیتهای سازمان بر رشد سازمان جهت تحقق استراتژیهای کسب و کار تمرکز میکند. قابلیتهای سازمانی میتواند از طریق رهبری، فرهنگ و شایستگیها، ردیابی شود. اهداف و اولویتها در رابطه با فرایندهای دیگر منابع انسانی (کارگزینی، توسعه کارکنان، مدیریت استعداد، و...) جهت تحقق کامل اهداف سازمانی، مشخص میشوند. در اینجا توانایی سازمان در مدیریت تغییرات، بهبود فرایندها و یادگیری نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
🎯 کارگزینی (معیار ۳) :
فرایند کارگزینی شامل ۴ فرایند فرعی است. اول، تعریف اهداف استراتژیک و اولویتها برای فرایند کارگزینی. این امر، خروجی فرایند استراتژی منابع انسانی و توسعه قابلیتهای سازمان است. شکاف بین آینده استراتژیک و برنامههای جاری، باید به صورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد و تحلیل شکاف صورت پذیرد. تحلیل شکاف، شامل پیشبینی دقیق در خصوص استخدام از بازار کار داخل و خارج سازمان بر اساس استراتژیها و اولیتها است. فعالیتهای مورد نیاز جهت انجام تغییرات و جابجاییهای داخلی نیز باید تعریف شود.
🎯 توسعه کارکنان (معیار ۴) :
توسعه کارکنان شامل یادگیری، برنامهریزی توسعه، اجرای برنامه توسعه و برنامهریزی بهبود است. این فرایند باید رشد فردی را به جهت استراتژیک کسب و کار از طریق خروجیهای توسعه قابلیت سازمانی و سایر فرایندهای منابع انسانی، مرتبط سازد. سپس، رشد فردی باید در جهت از بین بردن شکاف بین شایستگیهای فعلی و مورد نیاز که از فرایند مدیریت عملکرد حاصل میشود، حرکت کند.
🎯 مدیریت استعداد (معیار ۵) :
فرایند مدیریت استعداد یک شکل خاص از توسعه کارکنان است که جهت شناسایی گروههای هدفی که برای رسیدن به اهداف آتی سازمان ضروری هستند، صورت میپذیرد. فرایند مدیریت استعداد کلیدی است برای جذب، نگه داشت، انتخاب، نگهداشت و توسعه استعداد برای رهبران آینده سازمان است.
🎯 مدیریت عملکرد (معیار ۶) :
مدیریت عملکرد فرایندی است که اهداف کسب و کار را به اهداف فردی برای دوره تعریف شده آینده مرتبط میکند و ارزیابی دوره گذشته صورت میپذیرد.
🎯پاداش و شناسایی (معیار ۷) :
فرایند پاداش و شناسایی در جذب، نگهداشت و انگیزش افراد سهم دارد. فرایند اعطا پاداش به کارکنان بر اساس سهم آنها در ایجاد ارزش افزوده برای سازمان است که میتواند مالی یا غیر مالی باشد.
🎯 ایمنی و سلامت (معیار ۸) :
ایمنی و سلامت، شرایط کاری را در بر میگیرد. این فرایند بر مدیریت و بهبود رویههای سلامت و ایمنی، جلوگیری از کار افتادگی و بهبود شرایط کار تمرکز دارد.
🎯 ارتباطات درونی و بیرونی (معیار ۹) :
این فرایند تشریح میکند که مدیران منابع انسانی چگونه با درون و بیرون سازمان تعامل دارند. همچنین از آگاهی آنها از تاثیر سازمان بر جامعه بومی و محیط، اطمینان حاصل میکند. ارتباطات درون سازمانی مواردی همچون کارکنان، مشاوران کاری و سایر نمایندههای کارکنان را شامل میشود. مدیریت روابط برون سازمانی شامل ارتباط با اتحادیههای کارگری و سایر نمایندگان کارکنان در خارج از سازمان میشود.
🎯 مدیریت داده و سیستمهای منابع انسانی (معیار ۱۰) :
این فرایند شامل رویهها و سیستمهای جمعآوری، نگهداری، پردازش و تحلیلهای دادههای منابع انسانی برای حمایت از فرایندهای مرتبط منابع انسانی میباشد.
اگر تا به امروز فعالیت های واحد منابع انسانی خود را ارزیابی نکرده اید و نمی دانید نقاط قابل بهبود آن کجاست، می توانید از این مدل برای ارزیابی استفاده کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from عکس نگار
⏺در یک سیستم یا سازمان معیوب چه کارهایی را نباید انجام داد؟ زیرا انجام آنها بی فایده است.
🔰در سیستم معیوب از وجود اشتباهات و کاستیها انتقاد نکنید چون تلف کردن وقت و انرژی است و متهم به ناسازگاری می شوید.
🔰در سیستم معیوب در زمان مشاهده مشکلات و یا موارد نادرست بیشتر سکوت کنید. زیرا در سکوت کردن دشمن و مخالف پیدا نمیکنید.
🔰در سیستم معیوب با مدیران و کارکنانی برخورد میکنید که بخاطر شایستگی، تخصص و مهارت در موقعیت فعلیشان قرار نگرفته اند پس به دنبال پاسخ این سئوال نباشید که چرا اینگونه مدیران و یا کارکنان مسئولیتهایی را در دست دارند.
🔰در سیستم معیوب اشتباهات سرپرست و مدیران را بازگو نکنید زیرا نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه موقعیت فعلی شما را نیز به خطر خواهد انداخت.
🔰در سیستم معیوب سعی کنید همواره قدرت سازگاری خود را افزایش دهید زیرا کنترل میزان سازگاری در اختیار شماست و زورتان فقط به خودتان میرسد.
🔰در سیستم معیوب سعی کنید همواره گفته های مدیرتان را تایید کنید. زیرا در اینگونه سیستمها مدیران بسیار علاقمند به تایید توسط دیگران هستند.
🔰در سیستم معیوب برای ارتقاء و رشد معیارهای شایستگی، تخصص و صلاحیت معنی ندارد پس با این ابزار راه به جایی نمیبرید. زیرا ابزارهایی همچون تملق، تعریف و تمجید بهتر جواب میدهد.
🔰 در یک سیستم معیوب، با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ در غیر اینصورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه میشود و آن مشکل، شما هستید!
🔰در یک سیستم معیوب، اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید که در اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.
🔰در سیستم معیوب همواره عامل بروز موفقیتها شخص مدیران هستند و عامل بروز نارساییها و شکست ها کارکنان هستند. پس اگر شکستها را به شما نسبت دادن رنجیده خاطر نشوید. عادت کنید.
🔰در سیستم معیوب از رفتن سرپرست و یا مدیرتان زیاد خوشحال نشوید زیرا مدیری به مراتب بدتر نصیبتان میشود.
🔰در سیستم معیوب تلاش زیادی در جهت انجام کارهای درست و مفید نداشته باشید. زیرا نه تنها هیچ چشمی کار شما را نمی بیند بلکه با کوچکترین اشتباه و لغزشی تاوان سختی خواهید داد.
⭕️در سیستم معیوب چه کاری باید انجام داد؟
اگر بالاجبار تحت شرایطی نمیتوانید سیستم معیوب را ترک کنید و علاقه ای هم به تعریف و تمجید بی دلیل از مدیر خود ندارید، مواردی همچون لال شدن، سکوت کردن، و انتقاد نکردن و سازگار شدن با محیط را در سرلوحه کاری خود قرار دهید و فراموش نکنید که شما در این سیستم میهمان هستید نه صاحب خانه. یعنی اینکه وقتی تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران اینگونه سیستمها تمایل به تداوم آن دارند، پس دلیلی ندارد شما به فکر اصلاح چیزی باشید.
📚با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در سیستم معیوب از وجود اشتباهات و کاستیها انتقاد نکنید چون تلف کردن وقت و انرژی است و متهم به ناسازگاری می شوید.
🔰در سیستم معیوب در زمان مشاهده مشکلات و یا موارد نادرست بیشتر سکوت کنید. زیرا در سکوت کردن دشمن و مخالف پیدا نمیکنید.
🔰در سیستم معیوب با مدیران و کارکنانی برخورد میکنید که بخاطر شایستگی، تخصص و مهارت در موقعیت فعلیشان قرار نگرفته اند پس به دنبال پاسخ این سئوال نباشید که چرا اینگونه مدیران و یا کارکنان مسئولیتهایی را در دست دارند.
🔰در سیستم معیوب اشتباهات سرپرست و مدیران را بازگو نکنید زیرا نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه موقعیت فعلی شما را نیز به خطر خواهد انداخت.
🔰در سیستم معیوب سعی کنید همواره قدرت سازگاری خود را افزایش دهید زیرا کنترل میزان سازگاری در اختیار شماست و زورتان فقط به خودتان میرسد.
🔰در سیستم معیوب سعی کنید همواره گفته های مدیرتان را تایید کنید. زیرا در اینگونه سیستمها مدیران بسیار علاقمند به تایید توسط دیگران هستند.
🔰در سیستم معیوب برای ارتقاء و رشد معیارهای شایستگی، تخصص و صلاحیت معنی ندارد پس با این ابزار راه به جایی نمیبرید. زیرا ابزارهایی همچون تملق، تعریف و تمجید بهتر جواب میدهد.
🔰 در یک سیستم معیوب، با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ در غیر اینصورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه میشود و آن مشکل، شما هستید!
🔰در یک سیستم معیوب، اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید که در اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.
🔰در سیستم معیوب همواره عامل بروز موفقیتها شخص مدیران هستند و عامل بروز نارساییها و شکست ها کارکنان هستند. پس اگر شکستها را به شما نسبت دادن رنجیده خاطر نشوید. عادت کنید.
🔰در سیستم معیوب از رفتن سرپرست و یا مدیرتان زیاد خوشحال نشوید زیرا مدیری به مراتب بدتر نصیبتان میشود.
🔰در سیستم معیوب تلاش زیادی در جهت انجام کارهای درست و مفید نداشته باشید. زیرا نه تنها هیچ چشمی کار شما را نمی بیند بلکه با کوچکترین اشتباه و لغزشی تاوان سختی خواهید داد.
⭕️در سیستم معیوب چه کاری باید انجام داد؟
اگر بالاجبار تحت شرایطی نمیتوانید سیستم معیوب را ترک کنید و علاقه ای هم به تعریف و تمجید بی دلیل از مدیر خود ندارید، مواردی همچون لال شدن، سکوت کردن، و انتقاد نکردن و سازگار شدن با محیط را در سرلوحه کاری خود قرار دهید و فراموش نکنید که شما در این سیستم میهمان هستید نه صاحب خانه. یعنی اینکه وقتی تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران اینگونه سیستمها تمایل به تداوم آن دارند، پس دلیلی ندارد شما به فکر اصلاح چیزی باشید.
📚با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from عکس نگار
🔰 راهکارهای انسانهای خلاق در مواجه با یک سیستم یا سازمان معیوب:
🔷راه کارهایی که در پست قبلی برای مواجه با یک سیستم معیوب مطرح شده است برگرفته از کتاب «چگونه جهان را ادره کنیم » از وینستون چرچیل؛ سیاستمدار معروف انگلیسی بوده که شاید نشان از جو سرسخت غیر قابل نفوذ حاکم بر آن کشور در آن زمان بوده است، که بدلایل خاص جو سیاسی در آن زمان، امکان ایجاد تغییر و اصلاح را در ذهن هر انسان خلاق و آگاهی غیر قابل باور کرده بود و این سرسختی غیر قابل نفوذ برای ایجاد تغییر و اصلاح آنها را به سکوت و انفعال کشانده بود.
🔷 اما اگر انسانها و افراد آگاه و ذی صلاح اندک امیدی برای ایجاد تغییر در لایه های سخت سیاست گذاریها و تصمیم گیرندگان اصلی سازمانها داشته باشند اینچنین در مقابل سیستم معیوب حالت انفعالی به خود نمی گیرند. و با راهکارهای خلاقانه و فکر های بدیع و نو آورانه سعی در اصلاح امور میکنند. به طور کلی افراد خلاق در مواجهه با یک سیستم معیوب یا سازمان معیوب رفتارهای متفاوتی نسبت به افراد منفعل بروز می دهند، مشروط بر اینکه امید و نشانی برای ایجاد تغییر و همراهی برخی از سیاست گذاران را در حداقل های ممکن داشته باشند. این پست 13 برخورد متفاوت افراد خلاق را که ذره امیدی برای ایجاد تغییر در مواجه با یک سیستم معیوب را داشته باشند نشان می دهند.
🔸۱.از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ همواره سعی کنید «درست حرف زدن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان رشد شما و سازمان شما بسیار موثر است.
🔸۲. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ بلکه سعی کنید با نشان دادن خلاقیت هایی ویژه از خود توانایی های خود را اثبات کنید.
🔸۳. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ اگر مدیرتان ۳ یا ۴ ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، سعی کنید بسیار محترمانه و در یک فضای مناسب نکات رو به او متذکر شوید تا شما نیز باعث رشد مدیر خود شوید.
🔸۴. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ می توانید با کارهای درست کم و کوچک، خودی نشان دهید اما باید به فکر تحول های عظیم و انجام کارهای بزرگ باشید. اما یادتون باشه زمان همه چیز رو اثبات می کند.
🔸۵. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ هر چه بیشتر کار و تلاش مستمر با اندیشه بالا داشته باشید احتمال موفقیتتان بیشتر است. بزرگی می گوید موفقیت حاصل کسری است که صورت آن تلاش و مخرج آن توقع است، حال اگه مخرج به سمت صفر میل کند حاصل کسر به سمت بی نهایت خواهد رفت.
🔸۶. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ با اشکالات سازمانتان نسازید و همیشه آنها را با مدیرتان در میان بگذارید؛ حتی اگر در این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه شود و آن مشکل، شما باشید، باز هم شما در عمرتان مفید بوده اید مانند یک بوته میوه نه مانند یک علف هرز که فقط از منابع استفاده می کنه و فایده ایی ندارد.
🔸۷. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ و سعی کنید با کمک همان مدیر مشکلاتش را حل کنید.
🔸۸. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده می شود؛ البته باید همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید !
🔸۹. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ اضافه بر کارهای معمول همیشه کارهای اضافه تری انجام دهید. بزرگی می گفت اگر یک روز بیشتر از اون مقداری که پول می گیرید کار کنید روزی خواهد رسید که خیلی بیشتر از کاری که می کنید پول بگیرید
🔸۱۰. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ همیشه نظرات مدیرتان را بررسی کنید وسعی کنید به او کمک کنید تا تیم را موفق کند.
🔸۱۱. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ یکی از کارهایی که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.
🔸۱۲. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند « کسب روزی حلال» نیست بلکه خیلی دلایل دیگر وجود دارد مثل رشد و پیشرفت و ساخت وطن و مفید بودن و...
🔸۱۳. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ خودخواه نباش، سعی کن اگر لازم است خودت را فدا کنی اما یک سیستم را رشد بدی.
🔷در مجموع اگر من و شما ذره امیدی به اصلاح یک سیستم معیوب داشته باشیم و بخواهیم در این سیستم منفعل باشیم، باید باور داشته باشیم که دچار مرگ خاموش شده ایم. پس باید با روشهای خلاقانه و آگاهی بخشی عمومی ذهن و فکر و اندیشه سیاستگذاران و تصمیم گیرندگان اصلی را در جهت اصلاح یک سیستم معیوب بکار گیریم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷راه کارهایی که در پست قبلی برای مواجه با یک سیستم معیوب مطرح شده است برگرفته از کتاب «چگونه جهان را ادره کنیم » از وینستون چرچیل؛ سیاستمدار معروف انگلیسی بوده که شاید نشان از جو سرسخت غیر قابل نفوذ حاکم بر آن کشور در آن زمان بوده است، که بدلایل خاص جو سیاسی در آن زمان، امکان ایجاد تغییر و اصلاح را در ذهن هر انسان خلاق و آگاهی غیر قابل باور کرده بود و این سرسختی غیر قابل نفوذ برای ایجاد تغییر و اصلاح آنها را به سکوت و انفعال کشانده بود.
🔷 اما اگر انسانها و افراد آگاه و ذی صلاح اندک امیدی برای ایجاد تغییر در لایه های سخت سیاست گذاریها و تصمیم گیرندگان اصلی سازمانها داشته باشند اینچنین در مقابل سیستم معیوب حالت انفعالی به خود نمی گیرند. و با راهکارهای خلاقانه و فکر های بدیع و نو آورانه سعی در اصلاح امور میکنند. به طور کلی افراد خلاق در مواجهه با یک سیستم معیوب یا سازمان معیوب رفتارهای متفاوتی نسبت به افراد منفعل بروز می دهند، مشروط بر اینکه امید و نشانی برای ایجاد تغییر و همراهی برخی از سیاست گذاران را در حداقل های ممکن داشته باشند. این پست 13 برخورد متفاوت افراد خلاق را که ذره امیدی برای ایجاد تغییر در مواجه با یک سیستم معیوب را داشته باشند نشان می دهند.
🔸۱.از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ همواره سعی کنید «درست حرف زدن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان رشد شما و سازمان شما بسیار موثر است.
🔸۲. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ بلکه سعی کنید با نشان دادن خلاقیت هایی ویژه از خود توانایی های خود را اثبات کنید.
🔸۳. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ اگر مدیرتان ۳ یا ۴ ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، سعی کنید بسیار محترمانه و در یک فضای مناسب نکات رو به او متذکر شوید تا شما نیز باعث رشد مدیر خود شوید.
🔸۴. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ می توانید با کارهای درست کم و کوچک، خودی نشان دهید اما باید به فکر تحول های عظیم و انجام کارهای بزرگ باشید. اما یادتون باشه زمان همه چیز رو اثبات می کند.
🔸۵. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ هر چه بیشتر کار و تلاش مستمر با اندیشه بالا داشته باشید احتمال موفقیتتان بیشتر است. بزرگی می گوید موفقیت حاصل کسری است که صورت آن تلاش و مخرج آن توقع است، حال اگه مخرج به سمت صفر میل کند حاصل کسر به سمت بی نهایت خواهد رفت.
🔸۶. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ با اشکالات سازمانتان نسازید و همیشه آنها را با مدیرتان در میان بگذارید؛ حتی اگر در این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه شود و آن مشکل، شما باشید، باز هم شما در عمرتان مفید بوده اید مانند یک بوته میوه نه مانند یک علف هرز که فقط از منابع استفاده می کنه و فایده ایی ندارد.
🔸۷. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ و سعی کنید با کمک همان مدیر مشکلاتش را حل کنید.
🔸۸. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده می شود؛ البته باید همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید !
🔸۹. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ اضافه بر کارهای معمول همیشه کارهای اضافه تری انجام دهید. بزرگی می گفت اگر یک روز بیشتر از اون مقداری که پول می گیرید کار کنید روزی خواهد رسید که خیلی بیشتر از کاری که می کنید پول بگیرید
🔸۱۰. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ همیشه نظرات مدیرتان را بررسی کنید وسعی کنید به او کمک کنید تا تیم را موفق کند.
🔸۱۱. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ یکی از کارهایی که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.
🔸۱۲. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند « کسب روزی حلال» نیست بلکه خیلی دلایل دیگر وجود دارد مثل رشد و پیشرفت و ساخت وطن و مفید بودن و...
🔸۱۳. از دید انسان خلاق: در یک سیستم معیوب؛ خودخواه نباش، سعی کن اگر لازم است خودت را فدا کنی اما یک سیستم را رشد بدی.
🔷در مجموع اگر من و شما ذره امیدی به اصلاح یک سیستم معیوب داشته باشیم و بخواهیم در این سیستم منفعل باشیم، باید باور داشته باشیم که دچار مرگ خاموش شده ایم. پس باید با روشهای خلاقانه و آگاهی بخشی عمومی ذهن و فکر و اندیشه سیاستگذاران و تصمیم گیرندگان اصلی را در جهت اصلاح یک سیستم معیوب بکار گیریم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🏴🏴🏴 انا لله و انا الیه راجعون 🏴🏴🏴
🖤خانواده محترم نصرالهی و سایر منسوبین گرامی
با نهایت تاثر و تالم مصیبت وارده را خدمت شما عزیزان تسلیت عرض نموده و از درگاه احدیث برای فرزند دلبنتان(حمید نصرالهی) علو درجات، طلب مغفرت و برای جمیع بازماندگان صبر عظیم و اجر جزیل مسئلت داریم.
🖤خداوند متعال روح آن عزیز سفر کرده را قرین رحت خویش گرداند . روحش شاد و یادش گرامی
با احترام : کاشفی
🖤خانواده محترم نصرالهی و سایر منسوبین گرامی
با نهایت تاثر و تالم مصیبت وارده را خدمت شما عزیزان تسلیت عرض نموده و از درگاه احدیث برای فرزند دلبنتان(حمید نصرالهی) علو درجات، طلب مغفرت و برای جمیع بازماندگان صبر عظیم و اجر جزیل مسئلت داریم.
🖤خداوند متعال روح آن عزیز سفر کرده را قرین رحت خویش گرداند . روحش شاد و یادش گرامی
با احترام : کاشفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰آخرین پنجشنبه سال است و ياد درگذشتگان مان می افتیم. به خصوص عزیزانی که به تازگی سفرت آخرت را در پیش گرفتند و از بین ما رفتند. وچه غربانه رفتند!!
🖤اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ ☘☘☘
🖤به یاد آنان که روزی در کنارمان، نفس هایشان گرما بخش محفل مان بود
🖤و امروز یادشان دلگرم مان می کند. خداوند مهربان، تمام مسافران آسمانی را رحمت کند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖤اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ ☘☘☘
🖤به یاد آنان که روزی در کنارمان، نفس هایشان گرما بخش محفل مان بود
🖤و امروز یادشان دلگرم مان می کند. خداوند مهربان، تمام مسافران آسمانی را رحمت کند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
دکتر محمود سریعالقلم
📗 بزرگترین سرمایه که یک حکومت میتواند داشته باشد این است که عموم مردم نسبت به آیندۀ جامعه و کشورشان امیدوار باشند ، چندسال قبل تحقیقی در رابطه با دانشجویان مالزی در کشور آمریکا انجام شد که نتیجۀ آن این بود که حتی یک دانشجوی مالزیایی پس از اتمام تحصیل در آمریکا نمیماند و همه به مالزی برمیگردند . چرا ؟؟ چون مسئولان در مالزی کشورشان را با یک عقلانیت استاندارد ، منطقی و جهانشمول مدیریت میکنند در نتیجه جوانان مالزیایی نسبت به وضعیتی که امروز دارند و آیندهای که پیش روی این کشور است بسیار امیدوارند در نتیجه کار و زندگی در کشور خودشان را بهترین انتخاب میدانند
📗 انسان نخست برای آیندۀ خویش به تأمین نیازهای اولیه فکر میکند لااقل اکثریت اینگونه هستند ، حفظ ارزشهایی همچون انسانیت ، معنویت و عدالت در سایۀ تورم دو رقمی و فقر قابل تصور نیست و دیانت و درستکاری انسان در گرو سلامت و آرامش اقتصادی اوست پس در شرایط بد اقتصادی نباید انتظار داشت که همه را زاهد کنیم
📗 مردم آن زمانی همراه مسئولین خود خواهند شد که آنها را همراه خود ببینند ، وقتی هوا سالم باشد ، ادارات کارآمد باشند ، نرخ تورم حداکثر تک رقمی باشد ، بتوان با گذرنامه ایرانی مانند مالزی به ١٣۵ کشور سفر کرد ، وقتی ورود به فروردگاههای بینالمللی برای یک شهروند ایرانی دو ساعت و نیم طول نکشد ، وقتی جادهها امن باشند ، وقتی بیتالمال حساب و کتاب داشته باشد ، وقتی امور با آییننامه اداره شود ، وقتی رسانۀ ملی خودی و غیرخودی نداشته باشد ، وقتی اخذ وام برای همه مراحل مشترکی داشته باشد آنگاه میتوان نسبت به آینده امیدوار بود
📗 در نهایت ما مسئول مسائل ایران هستیم که باید آنها را حل کنیم بعد برویم سراغ حل مسائل جهان چون قاعدتا کسی با حل مسائل در سطح جهان مخالف نیست ، بحث صرفا بحث اولویت بندی ست ، بحث سنجیدن مقدورات با اهداف است ، ما در طی یک دهه آینده نیاز به نرخ رشد اقتصادی پنج درصدی داریم تا اینکه هم جمعیت کشور بیشتر شود و هم مردم خوب زندگی کنند در غیر این صورت احتمالا باید برای بحرانهای اجتماعی و زیستی بزرگی آماده باشیم . خداوند در فیزیک انسان جایگاه عقل را بالاتر از سایر اعضای بدن قرار داده پس قطعا ما هم باید از این موهبت الهی استفاده کنیم !!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📗 بزرگترین سرمایه که یک حکومت میتواند داشته باشد این است که عموم مردم نسبت به آیندۀ جامعه و کشورشان امیدوار باشند ، چندسال قبل تحقیقی در رابطه با دانشجویان مالزی در کشور آمریکا انجام شد که نتیجۀ آن این بود که حتی یک دانشجوی مالزیایی پس از اتمام تحصیل در آمریکا نمیماند و همه به مالزی برمیگردند . چرا ؟؟ چون مسئولان در مالزی کشورشان را با یک عقلانیت استاندارد ، منطقی و جهانشمول مدیریت میکنند در نتیجه جوانان مالزیایی نسبت به وضعیتی که امروز دارند و آیندهای که پیش روی این کشور است بسیار امیدوارند در نتیجه کار و زندگی در کشور خودشان را بهترین انتخاب میدانند
📗 انسان نخست برای آیندۀ خویش به تأمین نیازهای اولیه فکر میکند لااقل اکثریت اینگونه هستند ، حفظ ارزشهایی همچون انسانیت ، معنویت و عدالت در سایۀ تورم دو رقمی و فقر قابل تصور نیست و دیانت و درستکاری انسان در گرو سلامت و آرامش اقتصادی اوست پس در شرایط بد اقتصادی نباید انتظار داشت که همه را زاهد کنیم
📗 مردم آن زمانی همراه مسئولین خود خواهند شد که آنها را همراه خود ببینند ، وقتی هوا سالم باشد ، ادارات کارآمد باشند ، نرخ تورم حداکثر تک رقمی باشد ، بتوان با گذرنامه ایرانی مانند مالزی به ١٣۵ کشور سفر کرد ، وقتی ورود به فروردگاههای بینالمللی برای یک شهروند ایرانی دو ساعت و نیم طول نکشد ، وقتی جادهها امن باشند ، وقتی بیتالمال حساب و کتاب داشته باشد ، وقتی امور با آییننامه اداره شود ، وقتی رسانۀ ملی خودی و غیرخودی نداشته باشد ، وقتی اخذ وام برای همه مراحل مشترکی داشته باشد آنگاه میتوان نسبت به آینده امیدوار بود
📗 در نهایت ما مسئول مسائل ایران هستیم که باید آنها را حل کنیم بعد برویم سراغ حل مسائل جهان چون قاعدتا کسی با حل مسائل در سطح جهان مخالف نیست ، بحث صرفا بحث اولویت بندی ست ، بحث سنجیدن مقدورات با اهداف است ، ما در طی یک دهه آینده نیاز به نرخ رشد اقتصادی پنج درصدی داریم تا اینکه هم جمعیت کشور بیشتر شود و هم مردم خوب زندگی کنند در غیر این صورت احتمالا باید برای بحرانهای اجتماعی و زیستی بزرگی آماده باشیم . خداوند در فیزیک انسان جایگاه عقل را بالاتر از سایر اعضای بدن قرار داده پس قطعا ما هم باید از این موهبت الهی استفاده کنیم !!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
.
از منظر امام على (ع) رابطه ميان حقوق حاکمان و مردم، رابطه اى يك سويه نيست بلكه متقابل و دو جانبه است. بدون اصلاح حاکمان، مردم صالح نمی شوند؛ بر مردم و حاکم واجب است حقوق یکدیگر را رعایت کنند.
رعایت حقوق متقابل، موجب استحکام استوانه های عدالت در جامعه و الفت میان مردم و حکومت میشود.
از دیدگاه امام علی(ع)، حق مردم مقدم بر سایر حقوق است، این حق، حکومت را وادار میکند در برابر حق مردم تعظیم کند و به آنان احترام بگذارد؛ بر حکومت واجب است از حقوق مردم دفاع کند. "فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ اَلرَّعِیَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ اَلْوُلاَةِ" اگر رعایت کردن حقوق یک طرفه باشد، فایدهای ندارد و مردم اصلاح نمی شوند، والیان باید صالح باشند چون آنان در فرهنگ سازیِ رعایت حقوق و نظام جامعه اولی تر و بهتر هستند،
بدون اصلاح زمامداران، رعیت صالح نمی شود "وَ لاَ تَصْلُحُ اَلْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ اَلرَّعِیَّةِ" و زمامداران نیز صالح نمی شوند مگر اینکه مردم استقامت داشته باشند. استقامت مردم برای اصلاح زمامداران دو نوع است: اول اینکه مردم خودشان حقشان را بدانند و به حقشان عمل کنند. دوم اینکه در برابر حاکم استقامت کنند، حقوقشان را طلب کنند و حاکم را خودسرانه رها نکنند. "فَإِذَا أَدَّتْ اَلرَّعِیَّةُ إِلَى اَلْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى اَلْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا" وقتی رعیت حق والی را ادا کرد و والی نیز حق رعیت را ادا کرد "عَزَّ اَلْحَقُّ بَیْنَهُمْ" حق در میان آنها عزت پیدا می کند، یعنی حقوق ارزش پیدا می کند و در نتیجه رعایت و اعتنا به حقوق یکدیگر در جامعه تبدیل به فرهنگ می شود و ارزش پیدا میکند. "وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ اَلدِّینِ" در سایه رعایت حقوق طرفین استوانه های عدالت در جامعه اعتدال پیدا می کند و محکم می شود "وَ اِعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ اَلْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلاَلِهَا اَلسُّنَنُ" سنت های صالح اجرا می شود "فَصَلَحَ بِذَلِکَ اَلزَّمَانُ" زمانه صالح می شود "وَ طُمِعَ فِی بَقَاءِ اَلدَّوْلَةِ" و در آن صورت است که انسان ها امیدوار می شوند که دولت شان باقی بماند. دولت و حکومت به هر نامی که باشد باید حقوق را رعایت کند. "وَ یَئِسَتْ مَطَامِعُ اَلْأَعْدَاءِ" دشمن حکومت وقتی مایوس می شود که حاکم مردم را جذب کند و حقوق آنان را رعایت کند؛ مردم نیز در مقابل، حق حاکم را رعایت می کنند، در این صورت دشمنان دین و حکومت، مایوس میشوند، حکومت داوم پیدا میکند و عدالت اجرا میشود." آیت الله موسوی تبریزی "
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از منظر امام على (ع) رابطه ميان حقوق حاکمان و مردم، رابطه اى يك سويه نيست بلكه متقابل و دو جانبه است. بدون اصلاح حاکمان، مردم صالح نمی شوند؛ بر مردم و حاکم واجب است حقوق یکدیگر را رعایت کنند.
رعایت حقوق متقابل، موجب استحکام استوانه های عدالت در جامعه و الفت میان مردم و حکومت میشود.
از دیدگاه امام علی(ع)، حق مردم مقدم بر سایر حقوق است، این حق، حکومت را وادار میکند در برابر حق مردم تعظیم کند و به آنان احترام بگذارد؛ بر حکومت واجب است از حقوق مردم دفاع کند. "فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ اَلرَّعِیَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ اَلْوُلاَةِ" اگر رعایت کردن حقوق یک طرفه باشد، فایدهای ندارد و مردم اصلاح نمی شوند، والیان باید صالح باشند چون آنان در فرهنگ سازیِ رعایت حقوق و نظام جامعه اولی تر و بهتر هستند،
بدون اصلاح زمامداران، رعیت صالح نمی شود "وَ لاَ تَصْلُحُ اَلْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ اَلرَّعِیَّةِ" و زمامداران نیز صالح نمی شوند مگر اینکه مردم استقامت داشته باشند. استقامت مردم برای اصلاح زمامداران دو نوع است: اول اینکه مردم خودشان حقشان را بدانند و به حقشان عمل کنند. دوم اینکه در برابر حاکم استقامت کنند، حقوقشان را طلب کنند و حاکم را خودسرانه رها نکنند. "فَإِذَا أَدَّتْ اَلرَّعِیَّةُ إِلَى اَلْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى اَلْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا" وقتی رعیت حق والی را ادا کرد و والی نیز حق رعیت را ادا کرد "عَزَّ اَلْحَقُّ بَیْنَهُمْ" حق در میان آنها عزت پیدا می کند، یعنی حقوق ارزش پیدا می کند و در نتیجه رعایت و اعتنا به حقوق یکدیگر در جامعه تبدیل به فرهنگ می شود و ارزش پیدا میکند. "وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ اَلدِّینِ" در سایه رعایت حقوق طرفین استوانه های عدالت در جامعه اعتدال پیدا می کند و محکم می شود "وَ اِعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ اَلْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلاَلِهَا اَلسُّنَنُ" سنت های صالح اجرا می شود "فَصَلَحَ بِذَلِکَ اَلزَّمَانُ" زمانه صالح می شود "وَ طُمِعَ فِی بَقَاءِ اَلدَّوْلَةِ" و در آن صورت است که انسان ها امیدوار می شوند که دولت شان باقی بماند. دولت و حکومت به هر نامی که باشد باید حقوق را رعایت کند. "وَ یَئِسَتْ مَطَامِعُ اَلْأَعْدَاءِ" دشمن حکومت وقتی مایوس می شود که حاکم مردم را جذب کند و حقوق آنان را رعایت کند؛ مردم نیز در مقابل، حق حاکم را رعایت می کنند، در این صورت دشمنان دین و حکومت، مایوس میشوند، حکومت داوم پیدا میکند و عدالت اجرا میشود." آیت الله موسوی تبریزی "
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
من با نام @dr.kashefi در Instagram هستم. برای دنبال کردن عکسها و ویدیوهای من این برنامه را نصب کنید. https://www.instagram.com/invites/contact/?i=6p7afhuahgm2&utm_content=3wubixl
Instagram
Create an account or log in to Instagram - A simple, fun & creative way to capture, edit & share photos, videos & messages with friends & family.
Forwarded from اتچ بات
🔰اولین شرط حکمرانی خوب؛ ایجاد امنیت و آرامش فکری، شغلی، و اقتصادی فرد فرد جامعه است.
🔷چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ چرا مسئولیت خود را در قبال مشکلات داخلی نمیپذیریم آیا اماراتی ها، گرجستانی ها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانک های ایرانی منتقل می کنند؟ یا برعکس. چرا گرجستان ویزا برای ایرانی ها را لغو می کند و زمینه برای سرمایه گذاری میلیاردی آنها را در گرجستان فراهم میکند؟ و شاید پرسشی اصولی تر: چرا شهروندان به این فکر می افتند که دارایی های خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟
🔰این سوال و ده ها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر می گردد.
🔷حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، یک سری اصول و قواعدی دارد و اگر آن اصول جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال می شود.
🔰 اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی فرد فرد جامعه است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا می کند. اگر بخواهیم این اصل حکمرانی (ایجاد امنیت فردی) را به مرحله سیاست گذاری برسانیم، باید مجموعه افکار و عملکردها از ثبات برخوردار باشند.
🔸اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل/ پنجاه درصد ارزش دارایی های آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چاره اندیشی خواهند بود. در چنین شرایطی، هویت، تعلق به خاک و اعتماد به آینده رنگ می بازد.
🔷اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی توام با آرامش و آسایش دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی می کنند. آنها سالهای متمادی نرخ تورم حدود ۲ درصد دارند و به میزان ۸ درصد درآمد آنها در هر سال افزایش پیدا می کند و بنابراین احساس ثبات و آرامش می کنند. دغدغه گرانی و بحران تورم ندارند. مثل ما دم به دم دچار بحران های عظیم اقتصادی،اجتماعی، سیاسی، بین المللی نمیشوند.
🔷 در ایران، دولت غالبا برای توجیه ناکارآمدی خود به طور سیستماتیک به مردم اطلاعات غلط می دهد ، مثلا گزارشگر رسانهای ما در روز اعتصاب کارکنان متروی فرانسه در کنار ایستگاه مترو میایستد و می گوید پاریس امروز مترو نداشت و مردم با اتوبوس و دوچرخه به سر کار رفتند بعد این شاخص را برای نشان دادن فروپاشی فرانسه در نظر میگیرد. این نوع نتیجه گیری غلط از یک واقعه باعث میشود ما عمق مسائل کشورها را نبینیم.
🔷 فضای رسانهای ما عموما میگوید جهان در حال فروپاشی است و اقتصاد دنیا دچار بحرانهای ساختاری شده است، پس در چنین فضایی مردم از اینکه یک شرکت هواپیمایی هندی در سال گذشته 205 ایرباس تحویل گرفته بیخبرند. و روشن است وقتی دو تا ایرباس به ما داده شود خیلی خوشحال میشوند !!
🔰حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چندین هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و آموزش و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر، تابع یک سیستم علمی با ثبات است.
🔷حکمرانی یک تخصص است. با تغییر این وزیر و آن وزیر، این فرد و آن فرد و... چیزی عوض نمیشود. اتفاق خاصی نمی افتد؛ برای تامین زندگی ایدهآل برای ایرانیان بایستی اندیشه های حکمرانی بارویکرد علمی و منطقی اصلاح شود.
🔷دولت آلمان ، اقتصادی بالغ بر 4 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی را مدیریت میکند اما مسئولین آلمانی همه، ساعت پنج بعدازظهر از محل کار رفته و زندگی عادی خود را می کنند. تعداد جلسات مدیران بسیار محدود است چون اصولا چیز محرمانهای وجود ندارد که از مردم پنهان شود. مدیران آلمانی به سیستم و کشورشان وفادارند نه به ارادت به یک فرد ...
🔷 طبع بشر به گونه ای ساخته شده که دوست دارد دیده شود: دیده شدن یک نیاز است و هر فردی که در خود استعدادی می بیند، حس و علاقه مندی او به دیده شدن بیشتر است. وقتی انسان ها دیده نشوند، همکاری نمی کنند. ریشه ی عموم نارضایتی ها در نادیده شدن و بنابراین در ناکارآمدی است. کارآمدی در حکمرانی نیازمند اجرای سیاست هایی است که به ثبات و امنیت روانی انسانها بیانجامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ چرا مسئولیت خود را در قبال مشکلات داخلی نمیپذیریم آیا اماراتی ها، گرجستانی ها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانک های ایرانی منتقل می کنند؟ یا برعکس. چرا گرجستان ویزا برای ایرانی ها را لغو می کند و زمینه برای سرمایه گذاری میلیاردی آنها را در گرجستان فراهم میکند؟ و شاید پرسشی اصولی تر: چرا شهروندان به این فکر می افتند که دارایی های خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟
🔰این سوال و ده ها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر می گردد.
🔷حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، یک سری اصول و قواعدی دارد و اگر آن اصول جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال می شود.
🔰 اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی فرد فرد جامعه است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا می کند. اگر بخواهیم این اصل حکمرانی (ایجاد امنیت فردی) را به مرحله سیاست گذاری برسانیم، باید مجموعه افکار و عملکردها از ثبات برخوردار باشند.
🔸اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل/ پنجاه درصد ارزش دارایی های آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چاره اندیشی خواهند بود. در چنین شرایطی، هویت، تعلق به خاک و اعتماد به آینده رنگ می بازد.
🔷اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی توام با آرامش و آسایش دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی می کنند. آنها سالهای متمادی نرخ تورم حدود ۲ درصد دارند و به میزان ۸ درصد درآمد آنها در هر سال افزایش پیدا می کند و بنابراین احساس ثبات و آرامش می کنند. دغدغه گرانی و بحران تورم ندارند. مثل ما دم به دم دچار بحران های عظیم اقتصادی،اجتماعی، سیاسی، بین المللی نمیشوند.
🔷 در ایران، دولت غالبا برای توجیه ناکارآمدی خود به طور سیستماتیک به مردم اطلاعات غلط می دهد ، مثلا گزارشگر رسانهای ما در روز اعتصاب کارکنان متروی فرانسه در کنار ایستگاه مترو میایستد و می گوید پاریس امروز مترو نداشت و مردم با اتوبوس و دوچرخه به سر کار رفتند بعد این شاخص را برای نشان دادن فروپاشی فرانسه در نظر میگیرد. این نوع نتیجه گیری غلط از یک واقعه باعث میشود ما عمق مسائل کشورها را نبینیم.
🔷 فضای رسانهای ما عموما میگوید جهان در حال فروپاشی است و اقتصاد دنیا دچار بحرانهای ساختاری شده است، پس در چنین فضایی مردم از اینکه یک شرکت هواپیمایی هندی در سال گذشته 205 ایرباس تحویل گرفته بیخبرند. و روشن است وقتی دو تا ایرباس به ما داده شود خیلی خوشحال میشوند !!
🔰حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چندین هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و آموزش و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر، تابع یک سیستم علمی با ثبات است.
🔷حکمرانی یک تخصص است. با تغییر این وزیر و آن وزیر، این فرد و آن فرد و... چیزی عوض نمیشود. اتفاق خاصی نمی افتد؛ برای تامین زندگی ایدهآل برای ایرانیان بایستی اندیشه های حکمرانی بارویکرد علمی و منطقی اصلاح شود.
🔷دولت آلمان ، اقتصادی بالغ بر 4 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی را مدیریت میکند اما مسئولین آلمانی همه، ساعت پنج بعدازظهر از محل کار رفته و زندگی عادی خود را می کنند. تعداد جلسات مدیران بسیار محدود است چون اصولا چیز محرمانهای وجود ندارد که از مردم پنهان شود. مدیران آلمانی به سیستم و کشورشان وفادارند نه به ارادت به یک فرد ...
🔷 طبع بشر به گونه ای ساخته شده که دوست دارد دیده شود: دیده شدن یک نیاز است و هر فردی که در خود استعدادی می بیند، حس و علاقه مندی او به دیده شدن بیشتر است. وقتی انسان ها دیده نشوند، همکاری نمی کنند. ریشه ی عموم نارضایتی ها در نادیده شدن و بنابراین در ناکارآمدی است. کارآمدی در حکمرانی نیازمند اجرای سیاست هایی است که به ثبات و امنیت روانی انسانها بیانجامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش اول)
🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:
✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.
🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.
✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.
✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.
✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.
✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:
✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.
🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.
✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.
✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.
✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.
✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش دوم)
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود./✍ بخش تعاملی سایت الف-اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود./✍ بخش تعاملی سایت الف-اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
Forwarded from عکس نگار
🔰فساد اقتصادي و قصه پرغصه توسعه نيافتگي ايران
✍جواد راستي، پژوهشگر ارشد اقتصاد سياسي توسعه
🔷در ابتدا اجازه بدهيد يك تعريف جامعي از فساد داشته باشيم
فساد عبارت است از استفاده از منابع عمومي براي منافع شخصي و گروهي مغاير با قانون و مقررات جاري يا كسب منفعت يا امتيازي براي خود يا گروه خود با نقض قوانين
🔷طبق روال هر ساله، سازمان بین المللی شفافیت گزارشی را پیرامون وضعیت فساد در بین کشورهای دنیا تهیه و منتشر نموده است ، این گزارش که مربوط به سال ۲۰۱۸ می باشد نشان می دهد که اوضاع ایران به لحاظ فساد در مقایسه با سال ۲۰۱۷ بدتر شده است و نمره ایران از ۳۰ به ۲۸ تنزل یافته است، به همین خاطر رتبه ایران در بین کشورهای دنیا نیز از ۱۳۰ به ۱۳۸ ارتقاء یافته است.
از طرفي فساد از ديدگاه مردم آن قدر گسترده است كه ما جزو ۱۰ كشور برتر دنيا از لحاظ درك فساد هستيم
🔷اگر به دنبال حل مسائل هستیم، باید ابتدا یک فهم نظری داشته باشیم؛ چراکه در غیاب فهم نظری، هر اقدامی حتی با حسننیت، نافرجام خواهد بود. طبق مطالعاتی که درباره فساد در ایران انجام شده، از شفافیت به عنوان عنصر عملی تأثیرگذار در مبارزه با فساد و جلوگیری از آن سخن گفته شده است. اگر اطلاعات کانونهای تولیدی را شفاف کنیم ۷۵ درصد از وقوع فساد برطرف خواهد شد. واقعيت اين هست كه از سال ۱۳۵۲ که مبارزه با فساد در ایران آغاز شد، تا به امروز گستره و عمق فساد و گرفتاریهای آن بهصورت مرتب در حال افزایش است
🔷شفافیت در اطلاعات درآمد نفتی، طرز عمل تخصیص سیستم بانکی، قوانین و اجرا گمرکات و مناقصههای دولتی میتواند از وقوع فساد جلوگیری کند و بايد به پرسشهایی مانند اینکه چرا هیچ سند دولتی درباره درآمد ارزی کشور موجود نیست یا اینکه چرا طی چند سال گذشته ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور سهم مناقصات دولتی است، کمککننده باشد
🔷ضرورت دارد به اين نكته مهم اشاره كنيم كه چرا در دوران صنعتی شدن، از میان تمامی کشورهای اروپایی، انگلستان نقش پیشگام را داشت، به دلیل قاعدهمند بودن رفتارهای مالی دولتش بوده است. دولتی که در مقایسه با دیگر سازمانها میتواند با تکیه بر امتیاز انحصاری، بر اساس قانون مجازات کند. در دولتی که حقوق مالکیت امنیت کافی نداشته باشد، هدف بنگاههای اقتصادی به سوی فعالیتهایی با سرمایه اندک و در مقیاس کوچکتر با افق نگرش کوتاهمدت جلب میشود تا جایی که تمایل به فعالیتهای مولد و نوآورانه کاهش مییابد. از این رو دستگاه قضایی میتواند در تأمین و اجرای حقوق مالکیت و صیانت از حقوق به حق افراد بدون تأثیرپذیری از فشار گروههای پرنفوذ نقش بسزایی داشته باشد
🔷یکی از معضلات دیرینه و نهادینه شده در عرصه حکومتداری ایران مسئله « فساد » است به گونه ای که در ذهنیت غالب ایرانیان این گزاره جا افتاده است که کمتر دولتمردی را می توان یافت که دامنش به « فساد » و سوء استفاده از مقام و منصب حکومتی آلوده نباشد! پس از پیروزی جنبش مشروطیت و نظام نوین سیاسی مبتنی بر قانون و شکل گیری نسبی جامعه مدنی انتظار می رفت که از حجم و گستره « فساد » در کشورمان کاسته شود اما کشف و استخراج نفت و تزریق درآمد نفتی به بودجه دولت منبع تازه ای را برای دامنگیری دولتمردان به « فساد » فراهم آورد و با افزایش درآمد نفت بر دامنه « فساد » در درون حاکمیت افزوده شد به گونه ای که تاریخ معاصر ایران از نوعی همبستگی مثبت بین " درآمد نفت " و « فساد » حکایت دارد. متاسفانه در همین دوران و در مقاطع مختلف برخی تشنگان قدرت با استفاده از همین روانشناسی غالب ایرانیان ( حساسیت بالا نسبت به فساد دولتمردان ) با شعار " مبارزه با فساد " به میدان سیاست آمده و توانسته اند از نردبان حساسیت جامعه بالا روند اما به هنگام قدرت و مسئولیت نه تنها در زمینه " مبارزه با فساد " اقدام موثری انجام ندادند بلکه بر دامنه « فساد » در عملکرد حکومت افزوده اند!
🔷رئوس مهم ترین راهکارهایی که برای پیشبرد برنامه های مقابله با فساد براساس نتایج چندین یافته های علمی ارائه شده است، به شرح زیر می باشد:
🔺١- انجام اصلاحات سیاسی به منظور کارآمدنمودن، شفافیت و پاسخگوکردن نهادهای دولتی و بالا بردن زمینه های نظارت مردم و نهادهای مدنی، مطبوعاتی و رسانه ها بر عملکرد مسئولان نهادهای سیاسی
🔺٢- ارتقاء سیستم اداری و تجهیز آن به فنّآوری های نوین اطلاعاتی به منظور به حداقل رساندن تعاملات بین مردم و کارکنان دولت و بالا بردن سطح دسترسی مردم به خدمات عمومی و دولتی و تسریع در ارائه این خدمات
🔺۳- انجام اصلاحات اقتصادی و گسترش خصوصی سازی و فراهم نمودن زمینه های توسعه بخش خصوصی و تقلیل نقش دولت به زمینه سازی و نظارت
🔺٤- ایجاد نهادهای مستقل از دولت به منظور پیشبرد برنامه های مقابله با انواع مفاسد اقتصادی، سیاسی و اداری.
✍جواد راستي، پژوهشگر ارشد اقتصاد سياسي توسعه
🔷در ابتدا اجازه بدهيد يك تعريف جامعي از فساد داشته باشيم
فساد عبارت است از استفاده از منابع عمومي براي منافع شخصي و گروهي مغاير با قانون و مقررات جاري يا كسب منفعت يا امتيازي براي خود يا گروه خود با نقض قوانين
🔷طبق روال هر ساله، سازمان بین المللی شفافیت گزارشی را پیرامون وضعیت فساد در بین کشورهای دنیا تهیه و منتشر نموده است ، این گزارش که مربوط به سال ۲۰۱۸ می باشد نشان می دهد که اوضاع ایران به لحاظ فساد در مقایسه با سال ۲۰۱۷ بدتر شده است و نمره ایران از ۳۰ به ۲۸ تنزل یافته است، به همین خاطر رتبه ایران در بین کشورهای دنیا نیز از ۱۳۰ به ۱۳۸ ارتقاء یافته است.
از طرفي فساد از ديدگاه مردم آن قدر گسترده است كه ما جزو ۱۰ كشور برتر دنيا از لحاظ درك فساد هستيم
🔷اگر به دنبال حل مسائل هستیم، باید ابتدا یک فهم نظری داشته باشیم؛ چراکه در غیاب فهم نظری، هر اقدامی حتی با حسننیت، نافرجام خواهد بود. طبق مطالعاتی که درباره فساد در ایران انجام شده، از شفافیت به عنوان عنصر عملی تأثیرگذار در مبارزه با فساد و جلوگیری از آن سخن گفته شده است. اگر اطلاعات کانونهای تولیدی را شفاف کنیم ۷۵ درصد از وقوع فساد برطرف خواهد شد. واقعيت اين هست كه از سال ۱۳۵۲ که مبارزه با فساد در ایران آغاز شد، تا به امروز گستره و عمق فساد و گرفتاریهای آن بهصورت مرتب در حال افزایش است
🔷شفافیت در اطلاعات درآمد نفتی، طرز عمل تخصیص سیستم بانکی، قوانین و اجرا گمرکات و مناقصههای دولتی میتواند از وقوع فساد جلوگیری کند و بايد به پرسشهایی مانند اینکه چرا هیچ سند دولتی درباره درآمد ارزی کشور موجود نیست یا اینکه چرا طی چند سال گذشته ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور سهم مناقصات دولتی است، کمککننده باشد
🔷ضرورت دارد به اين نكته مهم اشاره كنيم كه چرا در دوران صنعتی شدن، از میان تمامی کشورهای اروپایی، انگلستان نقش پیشگام را داشت، به دلیل قاعدهمند بودن رفتارهای مالی دولتش بوده است. دولتی که در مقایسه با دیگر سازمانها میتواند با تکیه بر امتیاز انحصاری، بر اساس قانون مجازات کند. در دولتی که حقوق مالکیت امنیت کافی نداشته باشد، هدف بنگاههای اقتصادی به سوی فعالیتهایی با سرمایه اندک و در مقیاس کوچکتر با افق نگرش کوتاهمدت جلب میشود تا جایی که تمایل به فعالیتهای مولد و نوآورانه کاهش مییابد. از این رو دستگاه قضایی میتواند در تأمین و اجرای حقوق مالکیت و صیانت از حقوق به حق افراد بدون تأثیرپذیری از فشار گروههای پرنفوذ نقش بسزایی داشته باشد
🔷یکی از معضلات دیرینه و نهادینه شده در عرصه حکومتداری ایران مسئله « فساد » است به گونه ای که در ذهنیت غالب ایرانیان این گزاره جا افتاده است که کمتر دولتمردی را می توان یافت که دامنش به « فساد » و سوء استفاده از مقام و منصب حکومتی آلوده نباشد! پس از پیروزی جنبش مشروطیت و نظام نوین سیاسی مبتنی بر قانون و شکل گیری نسبی جامعه مدنی انتظار می رفت که از حجم و گستره « فساد » در کشورمان کاسته شود اما کشف و استخراج نفت و تزریق درآمد نفتی به بودجه دولت منبع تازه ای را برای دامنگیری دولتمردان به « فساد » فراهم آورد و با افزایش درآمد نفت بر دامنه « فساد » در درون حاکمیت افزوده شد به گونه ای که تاریخ معاصر ایران از نوعی همبستگی مثبت بین " درآمد نفت " و « فساد » حکایت دارد. متاسفانه در همین دوران و در مقاطع مختلف برخی تشنگان قدرت با استفاده از همین روانشناسی غالب ایرانیان ( حساسیت بالا نسبت به فساد دولتمردان ) با شعار " مبارزه با فساد " به میدان سیاست آمده و توانسته اند از نردبان حساسیت جامعه بالا روند اما به هنگام قدرت و مسئولیت نه تنها در زمینه " مبارزه با فساد " اقدام موثری انجام ندادند بلکه بر دامنه « فساد » در عملکرد حکومت افزوده اند!
🔷رئوس مهم ترین راهکارهایی که برای پیشبرد برنامه های مقابله با فساد براساس نتایج چندین یافته های علمی ارائه شده است، به شرح زیر می باشد:
🔺١- انجام اصلاحات سیاسی به منظور کارآمدنمودن، شفافیت و پاسخگوکردن نهادهای دولتی و بالا بردن زمینه های نظارت مردم و نهادهای مدنی، مطبوعاتی و رسانه ها بر عملکرد مسئولان نهادهای سیاسی
🔺٢- ارتقاء سیستم اداری و تجهیز آن به فنّآوری های نوین اطلاعاتی به منظور به حداقل رساندن تعاملات بین مردم و کارکنان دولت و بالا بردن سطح دسترسی مردم به خدمات عمومی و دولتی و تسریع در ارائه این خدمات
🔺۳- انجام اصلاحات اقتصادی و گسترش خصوصی سازی و فراهم نمودن زمینه های توسعه بخش خصوصی و تقلیل نقش دولت به زمینه سازی و نظارت
🔺٤- ایجاد نهادهای مستقل از دولت به منظور پیشبرد برنامه های مقابله با انواع مفاسد اقتصادی، سیاسی و اداری.
🌺گل ها شناسنامه ندارند, به خاطر همین شناسنامهی گل هارا با نام دخترها زده اند!🌺
❤️روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را خدمت یکا یک دختـران میهنم تبریک عرض میکنم ❤️
🌸هر کس که ندارد به جهان نعمت خواهر
افسوس که تنها بود و بی کس و یاور
🌸در موقع تنگی و بلا محنت و سختی
یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر
🌸هم رونق کاشانه و نعمت و رحمت
دلسوز برادر بود و حامی مادر
🌸خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است
حاضر نبود خار رود پای برادر
🌸چو شمع شود آب و به اطراف دهد نور
پروانه صفت بر جگر خود زند اذر
🌸دوران خوشی با پدرش هست چه کوته
کوتاهتر از عمر گل و میوه نوبر
🌸در روی زمین نزد پدر مثل ندارد
یک موی سرش با همه دنیاست برابر
🌸از بس که بها داده خدا بر زن و دختر
نازل شده در منزلتش سوره کوثر
🌸هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی
زیرا که خدا داده به من دختر و خواهر
🌺پیشاپیش میلاد فرخنده حضرت
معصومه و روز دختر بر شما مبارک🌺
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤️روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را خدمت یکا یک دختـران میهنم تبریک عرض میکنم ❤️
🌸هر کس که ندارد به جهان نعمت خواهر
افسوس که تنها بود و بی کس و یاور
🌸در موقع تنگی و بلا محنت و سختی
یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر
🌸هم رونق کاشانه و نعمت و رحمت
دلسوز برادر بود و حامی مادر
🌸خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است
حاضر نبود خار رود پای برادر
🌸چو شمع شود آب و به اطراف دهد نور
پروانه صفت بر جگر خود زند اذر
🌸دوران خوشی با پدرش هست چه کوته
کوتاهتر از عمر گل و میوه نوبر
🌸در روی زمین نزد پدر مثل ندارد
یک موی سرش با همه دنیاست برابر
🌸از بس که بها داده خدا بر زن و دختر
نازل شده در منزلتش سوره کوثر
🌸هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی
زیرا که خدا داده به من دختر و خواهر
🌺پیشاپیش میلاد فرخنده حضرت
معصومه و روز دختر بر شما مبارک🌺
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
✳️ مدیریت، بال شکسته توسعه در ایران
🔷استیفن کامینگز از صاحبنظران مدیریت و استراتژی مینویسد: «دانش مدیریت در قرن بیست و یکم می تواند از امپراطوری انگلستان در قرن نوزدهم فراگیرتر و قدرتمندتر باشد».
🔷 پیتر دراکر، اندیشمند بزرگ و فقید مدیریت، مینویسد: «هیچ کشور "توسعه نیافته ای" وجود ندارد. آنچه وجود دارد، کشورهای "مدیریت نشده" هستند. معنای این سخن آن است که مدیریت، محرک اصلی و اولیه توسعه است و توسعه، نتیجه آن است. همه تجربه های ما در توسعه اقتصادی این موضوع را ثابت می کند».
🔷به نظرم میرسد در ایران در مورد توسعه، بیش از حد دچار "نزدیک بینی" شده ایم، چرا که توسعه را غالباً در اقتصاد میجوییم. بگذارید بگویم رابطه اقتصاد و مدیریت مثل رابطه تئوری و عمل یا رابطه تدوین و اجرای استراتژی است. مطابق تحقیقات متعدد، بیش از 75 درصد استراتژی هایی که درست و دقیق تدوین شده اند، در اجرا شکست می خورند! حتی اگر سیاست ها و طرح های کلان اقتصادی صحیحی را در پیش بگیریم، باید آنها را در یک نظام مدیریت تخصصی، حرفه ای و پویا اجرا کنیم. در غیر این صورت، سیاستهای صحیح اقتصادی به صورت کارامد و اثربخش اجرا نمی شوند.
🔷بال شکستۀ توسعه ایران، مدیریت است و اقتصاد و مدیریت، با هم، دو بال قوی توسعه هستند. سیاست اقتصادی بدون نظام مدیریت قوی و اثرگذار یعنی سیاست خوب اما اجرای بد. البته این به دان معنی نیست که علوم جامعه شناسی و سیاست نقشی در توسعه ندارند، بلکه معنای آن این است که در نهایت بار اجرای توسعه بر دوش دانشهای کاربردی و عملیاتی تر مانند اقتصاد و مدیریت است.
🔷با وجود اینکه بیش از 60 سال از عمر دانش مدیریت در ایران میگذرد، برای مردم این کشور، ضعف مدیریت همانند تورم واژه و دردی آشناست. سیاستهای دولتها در تحول اقتصادی و توسعه یک کشور بسیار تاثیرگذار است و اقتصاد دولتی و غیررقابتی ایران از علل ناکارآمدیها و مشکلات کنونی است، اما نمیتوان انکار کرد که اکنون برخی از مشکلات انباشته شده و بارهای مضاعف بر دوش دولت و مردم، نتیجه ناکارآمدی سازمانهای بزرگ و کوچکی است که از ضعف مدیریت رنج میبرند.
🔷اگر چه دانش و تخصص مدیریتی چندان در انتصابهای مسوولان دارای اولویت نبوده و نیست، اما شاید کارنامه خود صاحبنظران و دستاندرکاران مدیریت در تاثیرگذاری کم آنها بر تحولات اقتصادی، بازرگانی و اداره کشور بیتاثیر نبوده است. برای مثال، صاحبنظران و تحلیلگران اقتصاد ایران، اگر نگوییم حضور فعال و اثربخش دارند هر روز دهها مصاحبه و تحلیل در مطبوعات و رسانههای کشور دارند و رسانه های قدرتمندی نظیر روزنامه دنیای اقتصاد دارند.
🔷با وجود اینکه زمینهها و عرصههای بسیار متعددی برای ارائه طرحهای کلان مدیریتی در کشور وجود دارد اما خلأ وجود نهادی مانند "سازمان نظام مدیریت" در کشور، تلقی از مدیریت به عنوان یک مهارت و نه یک حرفه تخصصی و نیز انفعال نسبی صاحبنظران مدیریت ایران باعث شده تا دانش و تخصص مدیریت و مدیران چندان جدی گرفته نشود و امروز انتظاری از اندیشمندان مدیریت برای طرح دیدگاه یا راهبردی برای کمک به برونرفت از گوشهای از چالشها و بحرانهای کشور وجود نداشته باشد. برخی اندیشمندان، اساتید و صاحبنظران علومی مانند سیاست، اقتصاد و حقوق به قدر وسع می کوشند و دیدگاه ها و "طرح هایی" را برای حل چالش ها مطرح کرده و با بهره گیری از رسانه ها، برخی از آنها را به مطالبه افکار عمومی هم تبدیل میکنند اما متأسفانه در این زمینه باید به "انفعال اندیشمندان مدیریت کشور" معترف باشیم.
🔷این در حالی است که اگر در حوزه های دانش و عمل مدیریت تأمل مختصری کنیم میتوان پی برد که حوزه اثرگذاری مدیریت چه میزان میتواند گسترده و نافذ باشد: مدیریت دولتی، صنعتی، بازرگانی،منابع انسانی، کارآفرینی، فناوری اطلاعات، تکنولوژی، کسب و کار، مالی، استراتژیک و ... سیاستها، تجارب و راهبردهای مدیریت میتوانسته و میتواند در حل و کاهش چالشهای متعدد اقتصادی بسیار مؤثر واقع شود و کاتالیزور توسعه کشور باشد.
🔷 اگر مسوولان سیاسی و اندیشمندان اقتصاد کشور، شناخت کافی از ابعاد و زمینههای تاثیرگذاری و عمل دانش مدیریت داشتند، مشارکت بیشتر و رسمیتری از آنان صاحبنظران مدیریت در مدیریت اقتصاد و توسعه کشور مطالبه میکردند. ✍دکتر حسین جلیلیان/ شبکه دانش افزایی مدام
مدیران شایسته
@Competentmanagers
🔷استیفن کامینگز از صاحبنظران مدیریت و استراتژی مینویسد: «دانش مدیریت در قرن بیست و یکم می تواند از امپراطوری انگلستان در قرن نوزدهم فراگیرتر و قدرتمندتر باشد».
🔷 پیتر دراکر، اندیشمند بزرگ و فقید مدیریت، مینویسد: «هیچ کشور "توسعه نیافته ای" وجود ندارد. آنچه وجود دارد، کشورهای "مدیریت نشده" هستند. معنای این سخن آن است که مدیریت، محرک اصلی و اولیه توسعه است و توسعه، نتیجه آن است. همه تجربه های ما در توسعه اقتصادی این موضوع را ثابت می کند».
🔷به نظرم میرسد در ایران در مورد توسعه، بیش از حد دچار "نزدیک بینی" شده ایم، چرا که توسعه را غالباً در اقتصاد میجوییم. بگذارید بگویم رابطه اقتصاد و مدیریت مثل رابطه تئوری و عمل یا رابطه تدوین و اجرای استراتژی است. مطابق تحقیقات متعدد، بیش از 75 درصد استراتژی هایی که درست و دقیق تدوین شده اند، در اجرا شکست می خورند! حتی اگر سیاست ها و طرح های کلان اقتصادی صحیحی را در پیش بگیریم، باید آنها را در یک نظام مدیریت تخصصی، حرفه ای و پویا اجرا کنیم. در غیر این صورت، سیاستهای صحیح اقتصادی به صورت کارامد و اثربخش اجرا نمی شوند.
🔷بال شکستۀ توسعه ایران، مدیریت است و اقتصاد و مدیریت، با هم، دو بال قوی توسعه هستند. سیاست اقتصادی بدون نظام مدیریت قوی و اثرگذار یعنی سیاست خوب اما اجرای بد. البته این به دان معنی نیست که علوم جامعه شناسی و سیاست نقشی در توسعه ندارند، بلکه معنای آن این است که در نهایت بار اجرای توسعه بر دوش دانشهای کاربردی و عملیاتی تر مانند اقتصاد و مدیریت است.
🔷با وجود اینکه بیش از 60 سال از عمر دانش مدیریت در ایران میگذرد، برای مردم این کشور، ضعف مدیریت همانند تورم واژه و دردی آشناست. سیاستهای دولتها در تحول اقتصادی و توسعه یک کشور بسیار تاثیرگذار است و اقتصاد دولتی و غیررقابتی ایران از علل ناکارآمدیها و مشکلات کنونی است، اما نمیتوان انکار کرد که اکنون برخی از مشکلات انباشته شده و بارهای مضاعف بر دوش دولت و مردم، نتیجه ناکارآمدی سازمانهای بزرگ و کوچکی است که از ضعف مدیریت رنج میبرند.
🔷اگر چه دانش و تخصص مدیریتی چندان در انتصابهای مسوولان دارای اولویت نبوده و نیست، اما شاید کارنامه خود صاحبنظران و دستاندرکاران مدیریت در تاثیرگذاری کم آنها بر تحولات اقتصادی، بازرگانی و اداره کشور بیتاثیر نبوده است. برای مثال، صاحبنظران و تحلیلگران اقتصاد ایران، اگر نگوییم حضور فعال و اثربخش دارند هر روز دهها مصاحبه و تحلیل در مطبوعات و رسانههای کشور دارند و رسانه های قدرتمندی نظیر روزنامه دنیای اقتصاد دارند.
🔷با وجود اینکه زمینهها و عرصههای بسیار متعددی برای ارائه طرحهای کلان مدیریتی در کشور وجود دارد اما خلأ وجود نهادی مانند "سازمان نظام مدیریت" در کشور، تلقی از مدیریت به عنوان یک مهارت و نه یک حرفه تخصصی و نیز انفعال نسبی صاحبنظران مدیریت ایران باعث شده تا دانش و تخصص مدیریت و مدیران چندان جدی گرفته نشود و امروز انتظاری از اندیشمندان مدیریت برای طرح دیدگاه یا راهبردی برای کمک به برونرفت از گوشهای از چالشها و بحرانهای کشور وجود نداشته باشد. برخی اندیشمندان، اساتید و صاحبنظران علومی مانند سیاست، اقتصاد و حقوق به قدر وسع می کوشند و دیدگاه ها و "طرح هایی" را برای حل چالش ها مطرح کرده و با بهره گیری از رسانه ها، برخی از آنها را به مطالبه افکار عمومی هم تبدیل میکنند اما متأسفانه در این زمینه باید به "انفعال اندیشمندان مدیریت کشور" معترف باشیم.
🔷این در حالی است که اگر در حوزه های دانش و عمل مدیریت تأمل مختصری کنیم میتوان پی برد که حوزه اثرگذاری مدیریت چه میزان میتواند گسترده و نافذ باشد: مدیریت دولتی، صنعتی، بازرگانی،منابع انسانی، کارآفرینی، فناوری اطلاعات، تکنولوژی، کسب و کار، مالی، استراتژیک و ... سیاستها، تجارب و راهبردهای مدیریت میتوانسته و میتواند در حل و کاهش چالشهای متعدد اقتصادی بسیار مؤثر واقع شود و کاتالیزور توسعه کشور باشد.
🔷 اگر مسوولان سیاسی و اندیشمندان اقتصاد کشور، شناخت کافی از ابعاد و زمینههای تاثیرگذاری و عمل دانش مدیریت داشتند، مشارکت بیشتر و رسمیتری از آنان صاحبنظران مدیریت در مدیریت اقتصاد و توسعه کشور مطالبه میکردند. ✍دکتر حسین جلیلیان/ شبکه دانش افزایی مدام
مدیران شایسته
@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📚تفاوت "تفکر توسعه نیافته" و "تفکرتوسعه یافته" در چیست؟
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from خرمگس
فرهاد قنبری:
معیار توسعه
بی شک یکی از معیارهای اساسی توسعه یافتگی یک کشور، شیوه اداره و مدیریت سیاسی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است. بسته به اینکه مردم چه میزان در تعیین و تغییر حاکمان و ساختار سیاسی نقش دارند. خدمات عمومی چگونه و میان چه طبقاتی ارائه می شود. فساد و شفافیت اقتصادی و فرهنگی در میان حاکمان چه میزان است. رابطه حاکم و مردم ارباب-رعیتی یا قانونگذاز- شهروندی است و مسائلی از این قبیل که به عنوان معیار توسعه یافتگی یا عدم توسعه سیاسی یک کشور به شمار می روند.
اما این یک سوی مسئله و یک شاخص و معیار برای سنجش توسعه یک جامعه به شمار می رود. در سوی دیگر این معادله مردم قرار دارند که معیار و شاخص توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه را رقم می زنند.
در جهان امروز معیار توسعه دیگر آسفالت خیابان ها و بزرگراهها، یا شیشه های رنگی پاساژها و هایپرمارکت ها، پوشیدن لباس های مارک دار، متروها و راه آهن و کارخانه و موبایل و تلفن خودرو و مال ها و برج های دراز و امثالهم نیست و اگر مردم سرزمینی چنین معیارهایی را عامل توسعه خود می دانند نشانگر آن است که هنور با مفهوم توسعه کیلومترها فاصله داشته و به این زودی ها به توسعه و پیشرفت نخواهند رسید.
میزان توسعه یافتگی یک جامعه در جهان امروز را باید از وضعیت زنان در جامعه و خانواده ها شهرها و روستاهای یک کشور مورد سنجش قرار داد. مسائلی مانند خشونت خانگی و خیابانی علیه زنان، سن ازدواج، فرصت های اشتغال، نگاه مردان به جنسیت و زنانگی از عوامل مهم توسعه یا عدم توسعه یک کشور است.
معیار دیگه توسعه میزان احترام و پذیرش اقلیت های دینی و فرهنگی و نژادی و مهاجران در یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یک جامعه تعداد پرونده های در دادگاهها، تعداد زندانیان، میزان اعتماد اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در میان شهروندان آن جامعه است.
معیار دیگر توسعه میزان پاکی و آلودگی هوای و جنگل ها و دشت ها و دریاها و سواحل یک کشور است. نحوه برقراری رابطه انسان و طبیعت معیار مهمی برای سنجش میزان توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه رعایت حقوق حیوانات و سایر جاندران در یک شهر و کشور است. نحوه برخورد مردم با حیوانات اهلی گرفته تا حیوانات خانگی و گربه ها و سگ های در خیابان و بیابان و جنگل نشان مهمی از توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه سرانه مطالعه و ارج و قرب کالای فرهنگی و کتاب در آن جامعه است. نوع کالاهای هنری و فرهنگی پرمصرف در یک جامعه نشان مهمی بر شاخص توسعه آن جامعه است.
عمده تفاوت اصلی ما با ملل اسکاندیناوی، ژاپن و اروپای غربی (که علاقه خاصی داریم تا خود را با آنها مقایسه کنیم) در میزان ذخایر طبیعی، ماشین و خودرو تولیدی یا گوشی اپل و لبای مارک دار و تاریخ پر ابهت و نژاد و ژن برتر و امثالهم نیست، بلکه در شیوه رعایت حقوق دیگران، نحوه برقراری ارتباط با طببعت و میزان زمانی است که برای مطالعه سپری می نمایند. در کشورهای اسکاندیناوی متوسط مطالعه روزانه کتاب عموما بالاتر از دو سه ساعت است و شهروندان به طور متوسط سالیانه بالای سی کتاب مطالعه می کنند.. و بدیهی است تفاوت جامعه ای که سه دقیقه کتاب می خواند با جامعه ای که سه ساعت کتاب می خواند، تفاوتی فاحش و ملموس خواهد بود.
@kharmagaas
معیار توسعه
بی شک یکی از معیارهای اساسی توسعه یافتگی یک کشور، شیوه اداره و مدیریت سیاسی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است. بسته به اینکه مردم چه میزان در تعیین و تغییر حاکمان و ساختار سیاسی نقش دارند. خدمات عمومی چگونه و میان چه طبقاتی ارائه می شود. فساد و شفافیت اقتصادی و فرهنگی در میان حاکمان چه میزان است. رابطه حاکم و مردم ارباب-رعیتی یا قانونگذاز- شهروندی است و مسائلی از این قبیل که به عنوان معیار توسعه یافتگی یا عدم توسعه سیاسی یک کشور به شمار می روند.
اما این یک سوی مسئله و یک شاخص و معیار برای سنجش توسعه یک جامعه به شمار می رود. در سوی دیگر این معادله مردم قرار دارند که معیار و شاخص توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه را رقم می زنند.
در جهان امروز معیار توسعه دیگر آسفالت خیابان ها و بزرگراهها، یا شیشه های رنگی پاساژها و هایپرمارکت ها، پوشیدن لباس های مارک دار، متروها و راه آهن و کارخانه و موبایل و تلفن خودرو و مال ها و برج های دراز و امثالهم نیست و اگر مردم سرزمینی چنین معیارهایی را عامل توسعه خود می دانند نشانگر آن است که هنور با مفهوم توسعه کیلومترها فاصله داشته و به این زودی ها به توسعه و پیشرفت نخواهند رسید.
میزان توسعه یافتگی یک جامعه در جهان امروز را باید از وضعیت زنان در جامعه و خانواده ها شهرها و روستاهای یک کشور مورد سنجش قرار داد. مسائلی مانند خشونت خانگی و خیابانی علیه زنان، سن ازدواج، فرصت های اشتغال، نگاه مردان به جنسیت و زنانگی از عوامل مهم توسعه یا عدم توسعه یک کشور است.
معیار دیگه توسعه میزان احترام و پذیرش اقلیت های دینی و فرهنگی و نژادی و مهاجران در یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یک جامعه تعداد پرونده های در دادگاهها، تعداد زندانیان، میزان اعتماد اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در میان شهروندان آن جامعه است.
معیار دیگر توسعه میزان پاکی و آلودگی هوای و جنگل ها و دشت ها و دریاها و سواحل یک کشور است. نحوه برقراری رابطه انسان و طبیعت معیار مهمی برای سنجش میزان توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه رعایت حقوق حیوانات و سایر جاندران در یک شهر و کشور است. نحوه برخورد مردم با حیوانات اهلی گرفته تا حیوانات خانگی و گربه ها و سگ های در خیابان و بیابان و جنگل نشان مهمی از توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه است.
معیار دیگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه یک جامعه سرانه مطالعه و ارج و قرب کالای فرهنگی و کتاب در آن جامعه است. نوع کالاهای هنری و فرهنگی پرمصرف در یک جامعه نشان مهمی بر شاخص توسعه آن جامعه است.
عمده تفاوت اصلی ما با ملل اسکاندیناوی، ژاپن و اروپای غربی (که علاقه خاصی داریم تا خود را با آنها مقایسه کنیم) در میزان ذخایر طبیعی، ماشین و خودرو تولیدی یا گوشی اپل و لبای مارک دار و تاریخ پر ابهت و نژاد و ژن برتر و امثالهم نیست، بلکه در شیوه رعایت حقوق دیگران، نحوه برقراری ارتباط با طببعت و میزان زمانی است که برای مطالعه سپری می نمایند. در کشورهای اسکاندیناوی متوسط مطالعه روزانه کتاب عموما بالاتر از دو سه ساعت است و شهروندان به طور متوسط سالیانه بالای سی کتاب مطالعه می کنند.. و بدیهی است تفاوت جامعه ای که سه دقیقه کتاب می خواند با جامعه ای که سه ساعت کتاب می خواند، تفاوتی فاحش و ملموس خواهد بود.
@kharmagaas
Forwarded from اتچ بات
🔴 یکی به ما بگوید چگونه زندگی کنیم؟
🔘 چگونه میشود در این روزها زندگی کرد؟ این سوالی است که خیلیها از خود میپرسند، با قیمت مایحتاج عمومی و ضروری زندگی، حتی قیمت خورد و خوراک روزمره، با پراید ۸۰ میلیونی، با مسکن میلیاردی ، با اجاره بهای نجومی مسکن و .... چه کنیم؟
🔘آیا واقعا میشود به این سوال پاسخ داد؟
🔘نه، نمیشود. چون واقعا شرایط زندگی کردن تو کشور خیلی سخت شده است. پیرمردی که سالها کار کرده است حالا مجبور است با اندک مستمری باز نشستگی به فکر درآمدی دومی باشد تا بتواند در پیش خانواده اهل و عیال خود شرمنده نباشد. واقعا فقر و فلاکت و بدبختی بی داد میکند. روز به روز دهک های متوسط را به کام خویش میکشد و کمر مردم را میشکند-
🔘 عمده جوانانی که قدرت و امکاناتی برای ازدواج ندارند به کنار، اما آن جوانی هم که با هزار آرزو و بدبختی اخیرا ازدواج کرده است، در خرج زندگی مانده است و نمیداند غم اجاره خانه رو بخورد یا غم نان را.
🔘مردی که بچههایش از او انتظار دارند، زندگی مرفهی برای آنها بسازد، در حداقل های زندگی و معیشتی خود دست به گریبان است و به فکر شغلی در نیمههای شب است.
🔘زنی که سرپرست خانواده است، با کدام پول شکم بچههای خود را سیر کند؟
🔘زندگی کردن برای زنده ماندن، اتفاق تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم. مردی در مترو، در حال گدایی بود. از غمها و غصههایش میگفت. مرد مسنی از ته واگن فریاد زد، بس کن آقا! حال من از تو خراب تر است. یک کارگاه دارم که باید تعطیلش کنم. باید کارگرهایم را دم عید اخراج کنم. میدانی اخراج کردن 15 نفر، آخر سال یعنی چی؟
🔘در این سبک، دیگر تفریح کردن، سفر کردن و در نهایت لذت بردن از زندگی جایی ندارد. همه به فکر یک لقمه نان هستند تا زنده بمانند.
🔘این یک لقمه نان، باعث میشود، گاهی مردم فکر کنند میشود از راههایی استفاده کرد که چندان قانونی نیست و حتی چندان انسانی نیست.
🔘طبق گفته پلیس، این روزها دزدی زیاد شده است. واقعا هم نمیشود به مردم گفت، نخرید، نپوشید، نروید. آنهایی که این کارها را نکردند، ضرر کردند.
🔘کاش مسؤولان کشور راهکاری را پیش پای مردم میگذاشتند تا بدانند چگونه زندگی کند.
🔘الان مردم منتظر راهکاری برای زندگی کردن هستند. کاش یکی پیدا میشد به مردم میگفت در این شرایط زندگی خود را چگونه سپری کنند.
🔘نمیشود به یکباره همه قیمتها چندین برابر شود و ما انتظار داشته باشیم مردم به همان شیوهای زندگی کنند که قیمتها ارزان بود.
🔘الان زمان مشخص کردن سبک زندگی مبتنی بر قیمتهای نجومی است. متاسفانه برخی از مردم در دوران گرانی میخواهند همانند دوران ارزانی زندگی کنند و این شدنی نیست.
🔘نمیدانم چرا مسؤولان در این میدان تنها و تنها نظاره گر هستند. نه توان کنترل قیمتها و بازار را دارند و نه توان تعریف سبک زندگی برای مردم.
🔘متاسفانه شرایط شبیه کشتی شده است که در توفان افتاده است و تمام کارکنان کشتی تنها در حال نگاه کردن طوفان هستند و هیچ کاری نمیکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔘 چگونه میشود در این روزها زندگی کرد؟ این سوالی است که خیلیها از خود میپرسند، با قیمت مایحتاج عمومی و ضروری زندگی، حتی قیمت خورد و خوراک روزمره، با پراید ۸۰ میلیونی، با مسکن میلیاردی ، با اجاره بهای نجومی مسکن و .... چه کنیم؟
🔘آیا واقعا میشود به این سوال پاسخ داد؟
🔘نه، نمیشود. چون واقعا شرایط زندگی کردن تو کشور خیلی سخت شده است. پیرمردی که سالها کار کرده است حالا مجبور است با اندک مستمری باز نشستگی به فکر درآمدی دومی باشد تا بتواند در پیش خانواده اهل و عیال خود شرمنده نباشد. واقعا فقر و فلاکت و بدبختی بی داد میکند. روز به روز دهک های متوسط را به کام خویش میکشد و کمر مردم را میشکند-
🔘 عمده جوانانی که قدرت و امکاناتی برای ازدواج ندارند به کنار، اما آن جوانی هم که با هزار آرزو و بدبختی اخیرا ازدواج کرده است، در خرج زندگی مانده است و نمیداند غم اجاره خانه رو بخورد یا غم نان را.
🔘مردی که بچههایش از او انتظار دارند، زندگی مرفهی برای آنها بسازد، در حداقل های زندگی و معیشتی خود دست به گریبان است و به فکر شغلی در نیمههای شب است.
🔘زنی که سرپرست خانواده است، با کدام پول شکم بچههای خود را سیر کند؟
🔘زندگی کردن برای زنده ماندن، اتفاق تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم. مردی در مترو، در حال گدایی بود. از غمها و غصههایش میگفت. مرد مسنی از ته واگن فریاد زد، بس کن آقا! حال من از تو خراب تر است. یک کارگاه دارم که باید تعطیلش کنم. باید کارگرهایم را دم عید اخراج کنم. میدانی اخراج کردن 15 نفر، آخر سال یعنی چی؟
🔘در این سبک، دیگر تفریح کردن، سفر کردن و در نهایت لذت بردن از زندگی جایی ندارد. همه به فکر یک لقمه نان هستند تا زنده بمانند.
🔘این یک لقمه نان، باعث میشود، گاهی مردم فکر کنند میشود از راههایی استفاده کرد که چندان قانونی نیست و حتی چندان انسانی نیست.
🔘طبق گفته پلیس، این روزها دزدی زیاد شده است. واقعا هم نمیشود به مردم گفت، نخرید، نپوشید، نروید. آنهایی که این کارها را نکردند، ضرر کردند.
🔘کاش مسؤولان کشور راهکاری را پیش پای مردم میگذاشتند تا بدانند چگونه زندگی کند.
🔘الان مردم منتظر راهکاری برای زندگی کردن هستند. کاش یکی پیدا میشد به مردم میگفت در این شرایط زندگی خود را چگونه سپری کنند.
🔘نمیشود به یکباره همه قیمتها چندین برابر شود و ما انتظار داشته باشیم مردم به همان شیوهای زندگی کنند که قیمتها ارزان بود.
🔘الان زمان مشخص کردن سبک زندگی مبتنی بر قیمتهای نجومی است. متاسفانه برخی از مردم در دوران گرانی میخواهند همانند دوران ارزانی زندگی کنند و این شدنی نیست.
🔘نمیدانم چرا مسؤولان در این میدان تنها و تنها نظاره گر هستند. نه توان کنترل قیمتها و بازار را دارند و نه توان تعریف سبک زندگی برای مردم.
🔘متاسفانه شرایط شبیه کشتی شده است که در توفان افتاده است و تمام کارکنان کشتی تنها در حال نگاه کردن طوفان هستند و هیچ کاری نمیکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎