Forwarded from اتچ بات
🔰چرا سیاست مداری در جامعۀ ما عاقبتِ خوبی ندارد؟ (بخش اول)
🌹این مطلب در سه بخش تقدیم میگردد.
✍️دکتر محمود سریع القلم
🔹در یک قرنِ گذشته، عمومِ فرآورده های مُدرنیته به کشورمنتقل شده است: از برق و راه آهن تا اتومبیل و هواپیما؛ از بلندگو و ضبط صوت تا چراغِ خیابان و تراکتور؛ از چاپخانه و اسکناس تا رادیو و تلویزیون؛ از جاروبرقی و ماشین لباس شویی تا عینک و آرام پز و بالاخره از خودپرداز و کامپیوتر تا موبایل و اینترنت.
اما در کنارِ طیفِ وسیع این فرآورده ها که هر فردی با هر مرامی از آنها استفاده می کند، فلسفه و مبانی نظری مدرنیته صرفا در حدِ تعدادی کُتبِ ترجمه شده منتقل شده است.
🔹بعضی از مبانی نظری مُدرنیته که در کنارِ وارداتِ گستردۀ فرآورده های آن، پشتِ مرزها ماندند عبارت اند از: آزادی رسانه، حقِ داشتنِ اندیشه های متفاوت ، نظامِ حزبی، گردشِ قدرت، تخصص گرایی، نقدِ دولت، جامعۀ مدنی، به رسمیت شناختن افکارِ رقیب، مصلحتِ عامه، بوروکراسی کارآمد، منافع ملی و تفکیک قوا.
🔹اگرچه پیرامونِ این مفاهیم، نوشته و سخنرانی فراوان است ولی به نهاد سازی و ناخودآگاهِ مسلط Mainstream Subconscious)) تبدیل نشده اند. بِگذریم که اگر درآمد نفت نبود، گستردگی واردات فرآورده های مدرنیته هم صورت نمی پذیرفت.
🔹طبیعی است که پذیرش فرهنگی اندیشه های متفاوت از واردات موبایل به مراتب کار سخت تری است. اول، کتاب خواندن می طلبد. بعد بحث و جدل عمومی می خواهد و سال ها تمرین و ارتباطات بین المللی لازم دارد تا جامعه ای به عمقِ رقابتِ فکری و اندیشه های رقیب و پیامد های فوق العاده مفید آن ها پی ببرد. کشوری نداریم که بدون تبادلِ کالا و خدمات با جهان، رشد و پیشرفت کرده باشد.
🔹یک نظام سیاسی خیلی باید اعتماد به نفس داشته باشد تا هم آزادی رسانه را حقوقی کند و هم از نقد، هراسی نداشته باشد. در انگلستان، آزادی رسانه را آقای بوریس جانسون اعطا نمی کند بلکه با نهایت شفافیت بر روی کاغذ و به صورت قانون است. نظام حزبی خود به خود گردش قدرت به دنبال می آورد و در ذات خود ثبات و امید به بهبودی به همراه دارد. ایجادِ نظامِ رقابتی حزبی، جدی ترین دستاورد حقوقی و سیاسی مدرنیته است که با سال ها بحث و گفتگو، اجماعِ فلسفی و نظری و خواندنِ هزاران کتاب و تمرین به دست می آید و با پولِ نفت قابل حصول نیست. تحققِ مصلحتِ عامه، منافع ملی و تفکیکِ قوا، امور کهکشانی ای هستند که باید در اعماقِ فلسفۀ وجودی Raison d’etre))جریان های مختلف یک هیاتِ حاکمه با مطالعه و کتاب خواندن و درکِ مسئولیت حکمرانی حاصل گردند. اکتساب و به کارگیری این نوع فرآورده ها با خودپرداز و موبایل قابل مقایسه نیستند. بی دلیل نیست که این فرآورده های نظری، خیلی مشتری ندارند چون کتاب خواندن، فکر کردن و تغییر نمودن نیاز دارند. تغییر نکردن نه مطالعه می خواهد و نه محتاج فکر کردن است./ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌹این مطلب در سه بخش تقدیم میگردد.
✍️دکتر محمود سریع القلم
🔹در یک قرنِ گذشته، عمومِ فرآورده های مُدرنیته به کشورمنتقل شده است: از برق و راه آهن تا اتومبیل و هواپیما؛ از بلندگو و ضبط صوت تا چراغِ خیابان و تراکتور؛ از چاپخانه و اسکناس تا رادیو و تلویزیون؛ از جاروبرقی و ماشین لباس شویی تا عینک و آرام پز و بالاخره از خودپرداز و کامپیوتر تا موبایل و اینترنت.
اما در کنارِ طیفِ وسیع این فرآورده ها که هر فردی با هر مرامی از آنها استفاده می کند، فلسفه و مبانی نظری مدرنیته صرفا در حدِ تعدادی کُتبِ ترجمه شده منتقل شده است.
🔹بعضی از مبانی نظری مُدرنیته که در کنارِ وارداتِ گستردۀ فرآورده های آن، پشتِ مرزها ماندند عبارت اند از: آزادی رسانه، حقِ داشتنِ اندیشه های متفاوت ، نظامِ حزبی، گردشِ قدرت، تخصص گرایی، نقدِ دولت، جامعۀ مدنی، به رسمیت شناختن افکارِ رقیب، مصلحتِ عامه، بوروکراسی کارآمد، منافع ملی و تفکیک قوا.
🔹اگرچه پیرامونِ این مفاهیم، نوشته و سخنرانی فراوان است ولی به نهاد سازی و ناخودآگاهِ مسلط Mainstream Subconscious)) تبدیل نشده اند. بِگذریم که اگر درآمد نفت نبود، گستردگی واردات فرآورده های مدرنیته هم صورت نمی پذیرفت.
🔹طبیعی است که پذیرش فرهنگی اندیشه های متفاوت از واردات موبایل به مراتب کار سخت تری است. اول، کتاب خواندن می طلبد. بعد بحث و جدل عمومی می خواهد و سال ها تمرین و ارتباطات بین المللی لازم دارد تا جامعه ای به عمقِ رقابتِ فکری و اندیشه های رقیب و پیامد های فوق العاده مفید آن ها پی ببرد. کشوری نداریم که بدون تبادلِ کالا و خدمات با جهان، رشد و پیشرفت کرده باشد.
🔹یک نظام سیاسی خیلی باید اعتماد به نفس داشته باشد تا هم آزادی رسانه را حقوقی کند و هم از نقد، هراسی نداشته باشد. در انگلستان، آزادی رسانه را آقای بوریس جانسون اعطا نمی کند بلکه با نهایت شفافیت بر روی کاغذ و به صورت قانون است. نظام حزبی خود به خود گردش قدرت به دنبال می آورد و در ذات خود ثبات و امید به بهبودی به همراه دارد. ایجادِ نظامِ رقابتی حزبی، جدی ترین دستاورد حقوقی و سیاسی مدرنیته است که با سال ها بحث و گفتگو، اجماعِ فلسفی و نظری و خواندنِ هزاران کتاب و تمرین به دست می آید و با پولِ نفت قابل حصول نیست. تحققِ مصلحتِ عامه، منافع ملی و تفکیکِ قوا، امور کهکشانی ای هستند که باید در اعماقِ فلسفۀ وجودی Raison d’etre))جریان های مختلف یک هیاتِ حاکمه با مطالعه و کتاب خواندن و درکِ مسئولیت حکمرانی حاصل گردند. اکتساب و به کارگیری این نوع فرآورده ها با خودپرداز و موبایل قابل مقایسه نیستند. بی دلیل نیست که این فرآورده های نظری، خیلی مشتری ندارند چون کتاب خواندن، فکر کردن و تغییر نمودن نیاز دارند. تغییر نکردن نه مطالعه می خواهد و نه محتاج فکر کردن است./ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰چرا سیاست مداری در جامعۀ ما عاقبتِ خوبی ندارد؟ (بخش دوم)
🔹فردی که در کشورهای جهان سوم، عرصۀ سیاست راقدری تجربه می کند بلافاصله متوجه چند نکته می شود:
🔺 1) سیستمی در کار نیست؛ آنچه در کار است "شبکه های مرید و مرادی" است (پادشاهان و درباریان)
🔺 2) اگر قرار است کاری پیش رود باید با منافع افراد بالا تطابق پیدا کند و نه با علم و برنامه و قاعده
🔺 3) حفظِ وضعِ موجود مهمترین هدف است.
🔷حال این فرد بعد از درکِ این مسئله، چند انتخاب دارد:
🔸الف: در سیاست بمانَد. خوب از منافع آن استفاده کند و هر قدر که مرید بودن خود را به صد درصد نزدیک تر کند بیشتر استفاده می کند و در مسیرممکن است چند کارِ خوب هم انجام دهد. نه سوال می کند. نه تشکیک می کند و نه در پی تغییر است. سیاست، ریاست و وزارت برای او مترادف با زندگیِ بهتر(پول، سفر و شهرت) محسوب می شود. وقتی هم متوجهِ خطر می شود، صحنه را ترک می کند (هوشنگ انصاری، وزیر اقتصاد و رئیس شرکتِ نفتِ پهلوی دوم)
🔸ب: در سیاست بِماند. ولی نقد می کند. سوال می کند. دیدگاه های خود را مطرح می نماید. بعضی وقت ها "نه" می گوید. می خواهد تغییر ایجاد کند ولی ساختار شکن نیست. کوشش می کند با منطق و علم و تجربۀ بشری کارها را پیش ببرد ولی چون مرید بودن خود را تا بیشتر از سی یا چهل درصد نمی تواند نشان دهد، به تدریج به نقطه ای می رسد که نمی تواند کاری از پیش ببرد. مرید بودن او با علمی بودن کارهای حکمرانی سازگاری ندارد. در نهایت حذف می شود. خود را در مقابل مراد قرار نمی دهد و به دنبال امور غیر سیاسی می رود وعرصۀ سیاست را تَرک می کند (علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد پهلوی دوم)
🔸پ: در سیاست بِماند. ولی می خواهد تغییرات اساسی ایجاد کند. مرید و مرادی را قبول ندارد. در پی قاعده و منطق و علم و قانون و آیین نامه و برنامه و اجماع فکری و رشد است. اصولی دارد. با فرد کاری ندارد. با اندیشه می خواهد سیاست ورزی کند. برنامه هایی دارد و در پی رضایت مراد نیست. جسارت می کند و با او بحث می کند. از خود نظر دارد. می خواهد گره های مردم را باز کند. نه سوال و تشکیک بلکه نزاع می کند و تقابل می کند. این مسیر، منافع افراد را به خطر می اندازد و کار به جاهای باریک می کشد و نه حذف بلکه به طرد، خانه نشینی، گوشه نشینی، تبعید و نابودی می انجامد (امیرکبیر و محمد مصدق)
🔸ت: سیاست را ترک می کند و یا وارد نمی شود. زیرا متوجه می شود که کار اساسی نمی تواند انجام دهد. اهل سو استفاده نیست. به مرید و مرادی هم اعتقاد ندارد. معتقد است در فقدانِ سیستم و قاعده مندی، هر اهتمامی، آب در هاون کوبیدن است.( غلامحسین صدیقی، استاد جامعه شناس دانشگاه تهران و وزیر دولت مصدق).
🔹واردات فرآورده های مدرنیته و عدم پذیرش مبانی نظری که به آن فرآورده ها منتهی شده است در نهایت به ناکارآمدی و هرج و مرج منجر می شود. این نوع گزینش بسیار بی محتواست. مِصر نمونۀ بارز این نوع گزینش است که در متون توسعه به آن "توسعۀ نامتوازن" (Uneven Development) می گویند. هنگامی که سیستم نباشد، تخصص و انرژی متخصص هدر می رود. پروژه ها بر روی هم انباشته نمی شوند. حرکت جامعه، مملو از فراز و نشیب و بی ثباتی است. تاریخ مرتب تکرار می شود و انبوهی از اشتباهات روی هم جمع می شوند. سیاست ورزی در چارچوبی که قائم به شبکۀ مرید و مرادی باشد عاقبتی ندارد./ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹فردی که در کشورهای جهان سوم، عرصۀ سیاست راقدری تجربه می کند بلافاصله متوجه چند نکته می شود:
🔺 1) سیستمی در کار نیست؛ آنچه در کار است "شبکه های مرید و مرادی" است (پادشاهان و درباریان)
🔺 2) اگر قرار است کاری پیش رود باید با منافع افراد بالا تطابق پیدا کند و نه با علم و برنامه و قاعده
🔺 3) حفظِ وضعِ موجود مهمترین هدف است.
🔷حال این فرد بعد از درکِ این مسئله، چند انتخاب دارد:
🔸الف: در سیاست بمانَد. خوب از منافع آن استفاده کند و هر قدر که مرید بودن خود را به صد درصد نزدیک تر کند بیشتر استفاده می کند و در مسیرممکن است چند کارِ خوب هم انجام دهد. نه سوال می کند. نه تشکیک می کند و نه در پی تغییر است. سیاست، ریاست و وزارت برای او مترادف با زندگیِ بهتر(پول، سفر و شهرت) محسوب می شود. وقتی هم متوجهِ خطر می شود، صحنه را ترک می کند (هوشنگ انصاری، وزیر اقتصاد و رئیس شرکتِ نفتِ پهلوی دوم)
🔸ب: در سیاست بِماند. ولی نقد می کند. سوال می کند. دیدگاه های خود را مطرح می نماید. بعضی وقت ها "نه" می گوید. می خواهد تغییر ایجاد کند ولی ساختار شکن نیست. کوشش می کند با منطق و علم و تجربۀ بشری کارها را پیش ببرد ولی چون مرید بودن خود را تا بیشتر از سی یا چهل درصد نمی تواند نشان دهد، به تدریج به نقطه ای می رسد که نمی تواند کاری از پیش ببرد. مرید بودن او با علمی بودن کارهای حکمرانی سازگاری ندارد. در نهایت حذف می شود. خود را در مقابل مراد قرار نمی دهد و به دنبال امور غیر سیاسی می رود وعرصۀ سیاست را تَرک می کند (علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد پهلوی دوم)
🔸پ: در سیاست بِماند. ولی می خواهد تغییرات اساسی ایجاد کند. مرید و مرادی را قبول ندارد. در پی قاعده و منطق و علم و قانون و آیین نامه و برنامه و اجماع فکری و رشد است. اصولی دارد. با فرد کاری ندارد. با اندیشه می خواهد سیاست ورزی کند. برنامه هایی دارد و در پی رضایت مراد نیست. جسارت می کند و با او بحث می کند. از خود نظر دارد. می خواهد گره های مردم را باز کند. نه سوال و تشکیک بلکه نزاع می کند و تقابل می کند. این مسیر، منافع افراد را به خطر می اندازد و کار به جاهای باریک می کشد و نه حذف بلکه به طرد، خانه نشینی، گوشه نشینی، تبعید و نابودی می انجامد (امیرکبیر و محمد مصدق)
🔸ت: سیاست را ترک می کند و یا وارد نمی شود. زیرا متوجه می شود که کار اساسی نمی تواند انجام دهد. اهل سو استفاده نیست. به مرید و مرادی هم اعتقاد ندارد. معتقد است در فقدانِ سیستم و قاعده مندی، هر اهتمامی، آب در هاون کوبیدن است.( غلامحسین صدیقی، استاد جامعه شناس دانشگاه تهران و وزیر دولت مصدق).
🔹واردات فرآورده های مدرنیته و عدم پذیرش مبانی نظری که به آن فرآورده ها منتهی شده است در نهایت به ناکارآمدی و هرج و مرج منجر می شود. این نوع گزینش بسیار بی محتواست. مِصر نمونۀ بارز این نوع گزینش است که در متون توسعه به آن "توسعۀ نامتوازن" (Uneven Development) می گویند. هنگامی که سیستم نباشد، تخصص و انرژی متخصص هدر می رود. پروژه ها بر روی هم انباشته نمی شوند. حرکت جامعه، مملو از فراز و نشیب و بی ثباتی است. تاریخ مرتب تکرار می شود و انبوهی از اشتباهات روی هم جمع می شوند. سیاست ورزی در چارچوبی که قائم به شبکۀ مرید و مرادی باشد عاقبتی ندارد./ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰چرا سیاست مداری در جامعۀ ما عاقبتِ خوبی ندارد؟ (بخش سوم و پایانی)
🔹به پا کردن یک سیستمِ حکومتی کارآمد، کارِ سهلی نیست. غرب هنوز هم در جریانِ تکاملی است. شکاف های فراوانی در عقلانی کردن، منطقی کردن و در تحققِ مصلحت عامه پیش رو دارد. این نشان دهندۀ این است که علی رغمِ تنظیمِ ابعادِ حقوقی مدرنیته در قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۷۶ (با ۲۷ متمم تا به امروز)،
🔹عقلانی کردن امر حکمرانی یک پروسه است و ادامه دارد. حکمرانی مطلوب همچنان در نظام بین الملل امروز، مهم ترین موضوع چالشی حتی در جوامع پیشرفته است. وقتی سیستم نباشد، نه کارآمدی هست و نه امیدی به بهبود. اصولا سیاست ورزی و ورود در سیاست برای تغییرات است و نه به منظورِحفظ وضع موجود. سیاست مداری که تغییرِ مثبت ایجاد نکند هم وقت خود و هم منابع جامعه را تلف می کند.
🔹امروز در آسیا، کشورهایی مانند ویتنام، اندونزی، کره جنوبی، مالزی، سنگاپور و چین از سیستمِ مرید و مرادی مدیریتی خارج شده اند و حداقل در مدیریتِ اقتصادی و اجتماعی به شدت تحت تاثیرِ رقابت، گردشِ اندیشه، یادگیری از جهان، بوروکراسی کارآمد، به رسمیت شناختن افکار اقتصادی و اجتماعی رقیب، تخصص گرایی و حتی مصلحت عامه را پذیرفته و به آن پروسه وار عمل می کنند. بعضی مانند کره جنوبی حتی به مراحلِ پیشرفته ای مانند آزادی رسانه، نظام حزبی و گردشِ قدرت نیز دست یافته اند.
🔹وقتی سیستم نباشد، افرادِ زیر متوسط که ظرفیتِ تغییرپنج مرتبه جهان بینی در روز را دارند، جذب قدرت و سِمَت می شوند و افرادِ توانا چه به لحاظ تخصصی و چه از حیث شخصیتی و عُلُو طبع به حاشیه می روند.
🔹مدرنیته، تجربۀ بشری است و صرفا به فرانسه و انگلستان و غرب تعلق ندارد. هر فردی که در کرۀ زمین زندگی می کند، حداقل با فرآورده های مدرنیته آشناست. مهمترین دستاوردِ علمی و اجتماعی مدرنیته، سیستم سازی است. کما اینکه هواپیما، خودپرداز، ماشین لباسشویی و اینترنت همه سیستم هستند. آن دسته از کشورهایی که سیستم را در حکمرانی به کار نمی گیرند، رشد خود را به تعویق می اندازند.
🔹مدرنیته پایان تاریخ نیست. اگر کشوری مجهز به اندیشۀ جدیدی است، مدرنیته را اصلاح کند و بر آن بیفزاید. اثرگذاری و اثرپذیری زمینۀ رشد و توسعه را فراهم می کند. هر زمان که فردِ سیاست مداری، در جامعۀ ما خاطرات خود را نوشت و متن آن سراسر شادمانی بود و حکایت از کار و فعالیت و خدمت بود و گِله و شکایت از حذف، طرد، تبعید، حاشیه نشینی و ناجوانمردی و بی احترامی نبود، سیاست ورزی عاقبت مثبتی خواهد داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹به پا کردن یک سیستمِ حکومتی کارآمد، کارِ سهلی نیست. غرب هنوز هم در جریانِ تکاملی است. شکاف های فراوانی در عقلانی کردن، منطقی کردن و در تحققِ مصلحت عامه پیش رو دارد. این نشان دهندۀ این است که علی رغمِ تنظیمِ ابعادِ حقوقی مدرنیته در قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۷۶ (با ۲۷ متمم تا به امروز)،
🔹عقلانی کردن امر حکمرانی یک پروسه است و ادامه دارد. حکمرانی مطلوب همچنان در نظام بین الملل امروز، مهم ترین موضوع چالشی حتی در جوامع پیشرفته است. وقتی سیستم نباشد، نه کارآمدی هست و نه امیدی به بهبود. اصولا سیاست ورزی و ورود در سیاست برای تغییرات است و نه به منظورِحفظ وضع موجود. سیاست مداری که تغییرِ مثبت ایجاد نکند هم وقت خود و هم منابع جامعه را تلف می کند.
🔹امروز در آسیا، کشورهایی مانند ویتنام، اندونزی، کره جنوبی، مالزی، سنگاپور و چین از سیستمِ مرید و مرادی مدیریتی خارج شده اند و حداقل در مدیریتِ اقتصادی و اجتماعی به شدت تحت تاثیرِ رقابت، گردشِ اندیشه، یادگیری از جهان، بوروکراسی کارآمد، به رسمیت شناختن افکار اقتصادی و اجتماعی رقیب، تخصص گرایی و حتی مصلحت عامه را پذیرفته و به آن پروسه وار عمل می کنند. بعضی مانند کره جنوبی حتی به مراحلِ پیشرفته ای مانند آزادی رسانه، نظام حزبی و گردشِ قدرت نیز دست یافته اند.
🔹وقتی سیستم نباشد، افرادِ زیر متوسط که ظرفیتِ تغییرپنج مرتبه جهان بینی در روز را دارند، جذب قدرت و سِمَت می شوند و افرادِ توانا چه به لحاظ تخصصی و چه از حیث شخصیتی و عُلُو طبع به حاشیه می روند.
🔹مدرنیته، تجربۀ بشری است و صرفا به فرانسه و انگلستان و غرب تعلق ندارد. هر فردی که در کرۀ زمین زندگی می کند، حداقل با فرآورده های مدرنیته آشناست. مهمترین دستاوردِ علمی و اجتماعی مدرنیته، سیستم سازی است. کما اینکه هواپیما، خودپرداز، ماشین لباسشویی و اینترنت همه سیستم هستند. آن دسته از کشورهایی که سیستم را در حکمرانی به کار نمی گیرند، رشد خود را به تعویق می اندازند.
🔹مدرنیته پایان تاریخ نیست. اگر کشوری مجهز به اندیشۀ جدیدی است، مدرنیته را اصلاح کند و بر آن بیفزاید. اثرگذاری و اثرپذیری زمینۀ رشد و توسعه را فراهم می کند. هر زمان که فردِ سیاست مداری، در جامعۀ ما خاطرات خود را نوشت و متن آن سراسر شادمانی بود و حکایت از کار و فعالیت و خدمت بود و گِله و شکایت از حذف، طرد، تبعید، حاشیه نشینی و ناجوانمردی و بی احترامی نبود، سیاست ورزی عاقبت مثبتی خواهد داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبای وقت سحر – شب قدر محمد اصفهانی
🔰ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان و همراهان گرامی در شب های پر فضیلت قدر، تصنیف زیبای وقت سحر از دکتر محمد اصفهانی تقدیم حضور میگردد . انشاالله که بعد از این شبها مصداق بارز این شعر زیبا قرار گیرید.
🔹دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند.
🔹چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
🔹من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند.
🔹هاتف آنروز بمن مژده ی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان و همراهان گرامی در شب های پر فضیلت قدر، تصنیف زیبای وقت سحر از دکتر محمد اصفهانی تقدیم حضور میگردد . انشاالله که بعد از این شبها مصداق بارز این شعر زیبا قرار گیرید.
🔹دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند.
🔹چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
🔹من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند.
🔹هاتف آنروز بمن مژده ی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕آیا ما با قحطی مدیر مواجه هستیم؟
🔰• تحقیق اخیر موسسه گالوپ حاکی است حدود ۱۰٪ از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند و حدود ۲۰٪ از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
🔸• این بررسی نشان داده است که فقط ۱۸٪ از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ۱۰٪ انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸٪ سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمان شان به ارمغان آورده اند.
🔸• وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این ۲ گزینه روبرو شدند:
➊ ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
➋ ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
🔸• این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.
🔸• در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد.
🔸• این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افراد را نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
♦️🔚 سخن آخر:
🔹• اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایسته ها جسارت لازم را به خرج دهیم.
🔹• از پیش داوری های متعصبانه و چسباندن برچسب های مختلف به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم با نگاهی وسیع از بهترین و قوی ترین مدیران استفاده کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕آیا ما با قحطی مدیر مواجه هستیم؟
🔰• تحقیق اخیر موسسه گالوپ حاکی است حدود ۱۰٪ از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند و حدود ۲۰٪ از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
🔸• این بررسی نشان داده است که فقط ۱۸٪ از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ۱۰٪ انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸٪ سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمان شان به ارمغان آورده اند.
🔸• وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این ۲ گزینه روبرو شدند:
➊ ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
➋ ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
🔸• این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.
🔸• در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد.
🔸• این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افراد را نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
♦️🔚 سخن آخر:
🔹• اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایسته ها جسارت لازم را به خرج دهیم.
🔹• از پیش داوری های متعصبانه و چسباندن برچسب های مختلف به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم با نگاهی وسیع از بهترین و قوی ترین مدیران استفاده کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕به طور کلی عوامل مؤثر بر حفظ و نگهداری کارکنان را می توان در چهار گروه | دسته بندی کرد که لازم است برای هر گروه اقدامات و ابتکارات لازم طراحی، اجرا و پیگیری شود.
1️⃣گروه اول عوامل سازمانی مثل حقوق و نظام جبران خدمت، اعتبار سازمان فرصت های ارتقا از درون و ..؟
2️⃣گروه دوم عوامل شغلی مثل تنوع وظایف و مسئولیتها؛
3️⃣گروه سوم عوامل مدیریتی مانند قابل اعتماد بودن یا منعطف بودن مدیران و سرپرستان و تلاش مشهود آنها برای پرورش کارکنان
4️⃣و در نهایت، گروه چهارم شامل عوامل تیمی مثل مناسب و قابل اعتماد بودن همکاران یا فضای مناسب همکاری که به سازمان جذابیت می دهد و کارکنان شایسته را برای با ماندن در سازمان تیم پایبند می کند.
علاوه بر مواردی که ذکر شد، فهرست زیر هم می تواند راهنمای شما برای انجام اقداماتی باشد که هدف آنها جلب، جذب و حفظ کارکنان شایسته است. آیا توسط دانشجویان ترم های گذشته من و در پاسخ به پرسش در مورد دلایل پیوستن باقی ماندن یا تصمیم برای ترک کار فراهم شده است:
🔸امکان پیشرفت و ارتقای کافی
🔸 درآمد بالا و حقوق کافی
🔸 و اعتبار شرکت و اعتبار برند آن
🔸اسم و رسم شرکت/پرستیژ شرکت
🔸وجود فرصتهای رشد و یادگیری /فراهم بودن امکان ادامه تحصیل
🔸ساعات کار مناسب/ ساعات کاری شناور
🔸روبه پیشرفت بودن سازمان
🔸مناسب بودن کار با رشته تحصیلی
🔸آینده شغلی جذاب
🔸قابل قبول و دقیق بودن و روشن بودن وظایف، اختیارات، ارتباطات و انتظارات
🔸امنیت شغلی
🔸محدود نبودن (نکردن کارکنان از نظر افکار، اعتقادات، و باز و دمکراتیک بودن محیط کار
🔸شایسته سالاری و وجود فرصت های مساوی برای همه و داشتن استقلال و آزادی عمل در کار
🔸مدیر (مافوق) شایسته
🔸 موقعیت مکانی مناسب سازمان
🔸مؤثر بودن عملکرد و تلاش کارکنان در حقوق، پاداش و موقعیت شغلی و سازمانی آنان
🔸جالب و جذاب بودن شغل و تنوع وظایف
منبع: کلینک منابع انسانی – دکتر بهزاد ابوالعلایی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
1️⃣گروه اول عوامل سازمانی مثل حقوق و نظام جبران خدمت، اعتبار سازمان فرصت های ارتقا از درون و ..؟
2️⃣گروه دوم عوامل شغلی مثل تنوع وظایف و مسئولیتها؛
3️⃣گروه سوم عوامل مدیریتی مانند قابل اعتماد بودن یا منعطف بودن مدیران و سرپرستان و تلاش مشهود آنها برای پرورش کارکنان
4️⃣و در نهایت، گروه چهارم شامل عوامل تیمی مثل مناسب و قابل اعتماد بودن همکاران یا فضای مناسب همکاری که به سازمان جذابیت می دهد و کارکنان شایسته را برای با ماندن در سازمان تیم پایبند می کند.
علاوه بر مواردی که ذکر شد، فهرست زیر هم می تواند راهنمای شما برای انجام اقداماتی باشد که هدف آنها جلب، جذب و حفظ کارکنان شایسته است. آیا توسط دانشجویان ترم های گذشته من و در پاسخ به پرسش در مورد دلایل پیوستن باقی ماندن یا تصمیم برای ترک کار فراهم شده است:
🔸امکان پیشرفت و ارتقای کافی
🔸 درآمد بالا و حقوق کافی
🔸 و اعتبار شرکت و اعتبار برند آن
🔸اسم و رسم شرکت/پرستیژ شرکت
🔸وجود فرصتهای رشد و یادگیری /فراهم بودن امکان ادامه تحصیل
🔸ساعات کار مناسب/ ساعات کاری شناور
🔸روبه پیشرفت بودن سازمان
🔸مناسب بودن کار با رشته تحصیلی
🔸آینده شغلی جذاب
🔸قابل قبول و دقیق بودن و روشن بودن وظایف، اختیارات، ارتباطات و انتظارات
🔸امنیت شغلی
🔸محدود نبودن (نکردن کارکنان از نظر افکار، اعتقادات، و باز و دمکراتیک بودن محیط کار
🔸شایسته سالاری و وجود فرصت های مساوی برای همه و داشتن استقلال و آزادی عمل در کار
🔸مدیر (مافوق) شایسته
🔸 موقعیت مکانی مناسب سازمان
🔸مؤثر بودن عملکرد و تلاش کارکنان در حقوق، پاداش و موقعیت شغلی و سازمانی آنان
🔸جالب و جذاب بودن شغل و تنوع وظایف
منبع: کلینک منابع انسانی – دکتر بهزاد ابوالعلایی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف گل من چندین منشین غمگین
💐علیرضا افتخاری
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ
ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷم
ﺑﺪ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ، ﺁﺏ ، ﺯﻣﯿﻦ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ
ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ، ﺑﺘﮑﺎﻧﻢ ﺍﺯﻏﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﮔﺬﺷﺖ ،
ﺑﺰﺩﺍﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ،ﺗﺎﺭ ﮐﺪﻭﺭﺕ، ﺍﺯ ﺩﻝ
ﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺵ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ
ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺻﺪﻕ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﺪﻫﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖ
ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ، ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻓﺮﺩﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ
ﮔﺮﭼﻪ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ
ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﯾﺰﻡ.
💎با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competntmanagers
💐علیرضا افتخاری
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ
ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷم
ﺑﺪ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ، ﺁﺏ ، ﺯﻣﯿﻦ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ
ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ، ﺑﺘﮑﺎﻧﻢ ﺍﺯﻏﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﮔﺬﺷﺖ ،
ﺑﺰﺩﺍﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ،ﺗﺎﺭ ﮐﺪﻭﺭﺕ، ﺍﺯ ﺩﻝ
ﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺵ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ
ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺻﺪﻕ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﺪﻫﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖ
ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ، ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻓﺮﺩﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ
ﮔﺮﭼﻪ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ
ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﯾﺰﻡ.
💎با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competntmanagers
Forwarded from اتچ بات
✅کارخانه تولید سلاطین چطور کار میکند؟
✍️محمد ماشینچیان
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
🔺یکی از نگرانیهای منتقدان بازار شکل گرفتن انحصار در بازار و در نتیجه ثروتاندوزی عدهای انگشتشمار به قیمت بدبختی انبوهی از مردمان جامعه است.
🔹آیا واقعاً سلاطین اقتصادی محصول شکست بازار هستند؟
🔸آزادترین اقتصادهای جهان هنگکنگ، سنگاپور، نیوزیلند، انگلستان، کانادا، دانمارک، تایوان، لوکزامبورگ، سوئد و هلند هستند. این کشورها نرخ مالیات پایینی دارند، نظام قانونی خوبی دارند، پولشان سالم است، تجارت آزاد را به اجرا میگذارند و مقرراتپردازیشان بر کسبوکار کمینه است. بدون استثنا هیچکدام از این کشورها بین تجار و واردکنندگان دلار با قیمت ارزانتر از بازار توزیع نمیکنند. ممکن است بگویید که این کشورها ثروتمند هستند و با مشکلاتی از جنس وضعیت کنونی ایران دست و پنجه نرم نمیکنند پس نیازی به چنین سیاستهایی ندارند.مردمان این کشورها نیز به نوبه خود با چالشهای گوناگونی در طول تاریخ مواجه بودهاند. از جنگهای جهانی گرفته تا استعمار و... . نکته مهم این است که هیچکدام با سیاستهایی از جنس پولپاشی میان احبا و بینظمی در سیاست پولی ثروتمند نشدهاند و هیچکدام از این طریق چالشهای کشور را حل و فصل نکردهاند.
🔹حال کدامیک از این کشورهای صدرنشین در فهرست آزادی اقتصادی با مشکل سلاطین اقتصادی و ثروتهای بادآورده ناشی از رانت دولتی مواجه است ؟هیچکدام. هیچکدام از کشورهای منتفع از اقتصاد آزاد سلطان اقتصادی ندارند. بهرغم آنکه ثروتمندان در این کشورها چندین برابر ثروتمندان ایرانی مکنت دارند اما بازار کاغذ و قیر و سکه در هیچکدام از آنها به دلبخواه یک نفر سودجو به خطر نیفتاده و متلاطم نمیشود. امروزه احتکار در هیچکدام از این کشورها معنا ندارد و قانونی برای مبارزه با احتکار و گرانفروشی در این کشورها در کار نیست.
🔹از آنسو ایران، در معیت کشورهایی چون نیجر و سودان و کنگو و ترکمنستان و کره شمالی و ونزوئلا در قعر جدول آزادی اقتصادی قرار داشته و به مجموعه کشورهایی تعلق دارد که در ادبیات اقتصادی به آنها اقتصادهای کنترل شده و برنامهریزیشده گفته میشود. در کشورهایی که در قعر جدول آزادی اقتصادی گیر افتادهاند تا بخواهید سلطان داریم و صنایع عموماً در چنگ و انحصار انگشتشماری هستند که ارتباطات سیاسی قویتری دارند. مطالعه این موضوع کار آسانی است. کافی است سری به کشور همسایه، ترکمنستان، بزنید تا ببینید که انجام هیچ کاری بدون همکاری سلاطین نزدیک به نهادهای قدرت ممکن نیست.
🔹اگر سلاطین اقتصادی حاصل شکست بازار نیستند و در آزادترین اقتصادهای دنیا اثری از ایشان نیست، پس کارخانه تولید سلاطین اقتصادی چطور کار میکند؟ خصوصیت مشترک تمام سلاطین اقتصادی، در تمام دنیا، یک چیز است؛ ایشان محصول برنامهریزی مرکزی و توزیع رانت دولتی هستند. هیچ استثنایی بر این قاعده وجود ندارد.به عنوان نمونه در پرونده سلطان کاغذ، افرادی به صورت سازمانیافته ارز ارزانقیمت دولتی برای واردات کاغذ دریافت کرده و آن را صرف امور دیگری کرده یا به قیمت آزاد در بازار به فروش رسانده بودند. گفته میشود که ارزش این پرونده نهچندان بزرگ قریب به1700میلیارد تومان است.شرط تولید یک سلطان اقتصادی، توزیع رانت در اقتصاد دولتی است.هرچه پول بیشتری توسط دولت توزیع شود بهرهوری آن کاهش یافته، فساد افزایش خواهد یافت و سودجویان بیشتری به دنبال پیدا کردن راهی برای دریافت این پولها تلاش خواهند کرد.
🔹اگر امروز تمام دریافتکنندگان رانتهای دولتی را اعدام کنیم و فردا دوباره در دستگاه دولت توزیع رانت را ادامه بدهیم افراد جدیدی برای دریافت این رانتها مراجعه خواهند کرد. به عبارت روشنتر، بسیار خوب است که عدالت جاری و با متخلفان برخورد شود اما مادامی که توزیع رانت ادامه یابد کارخانه تولید سلاطین به کار ادامه خواهد داد.
🔹به قول دوستی، شبیه این است که از روی پشت بام دسته اسکناسی را به خیابان شلوغی بپاشیم و بعد سعی کنیم تمام روز را صرف پیدا کردن دارایی از دسترفته کنیم.
🔹متاسفانه بسیاری از سیاستهای جاری دولت از این جنس است. پس از ماهها زمان و میلیاردها هزینه و تمرکز بسیاری از خدمتگزاران زحمتکش کشور نهایتاً قرار است به نقطه پیش از رانتپاشی برسیم تا بتوانیم با اقتدار و ضمن اثبات هوشیاری و توانمندی مجدداً رانت را، انشاءالله بین افراد دیگری، توزیع کنیم و امیدوار باشیم که اینبار از رانتهای توزیعشده سوءاستفاده نشود. یا به عبارت دیگر صبح روز بعد قبراق و آماده روی پشت بام باشیم تا مجدداً دارایی مردم را به خیابان بپاشیم. دست مریزاد./تجارت فردا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️محمد ماشینچیان
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
🔺یکی از نگرانیهای منتقدان بازار شکل گرفتن انحصار در بازار و در نتیجه ثروتاندوزی عدهای انگشتشمار به قیمت بدبختی انبوهی از مردمان جامعه است.
🔹آیا واقعاً سلاطین اقتصادی محصول شکست بازار هستند؟
🔸آزادترین اقتصادهای جهان هنگکنگ، سنگاپور، نیوزیلند، انگلستان، کانادا، دانمارک، تایوان، لوکزامبورگ، سوئد و هلند هستند. این کشورها نرخ مالیات پایینی دارند، نظام قانونی خوبی دارند، پولشان سالم است، تجارت آزاد را به اجرا میگذارند و مقرراتپردازیشان بر کسبوکار کمینه است. بدون استثنا هیچکدام از این کشورها بین تجار و واردکنندگان دلار با قیمت ارزانتر از بازار توزیع نمیکنند. ممکن است بگویید که این کشورها ثروتمند هستند و با مشکلاتی از جنس وضعیت کنونی ایران دست و پنجه نرم نمیکنند پس نیازی به چنین سیاستهایی ندارند.مردمان این کشورها نیز به نوبه خود با چالشهای گوناگونی در طول تاریخ مواجه بودهاند. از جنگهای جهانی گرفته تا استعمار و... . نکته مهم این است که هیچکدام با سیاستهایی از جنس پولپاشی میان احبا و بینظمی در سیاست پولی ثروتمند نشدهاند و هیچکدام از این طریق چالشهای کشور را حل و فصل نکردهاند.
🔹حال کدامیک از این کشورهای صدرنشین در فهرست آزادی اقتصادی با مشکل سلاطین اقتصادی و ثروتهای بادآورده ناشی از رانت دولتی مواجه است ؟هیچکدام. هیچکدام از کشورهای منتفع از اقتصاد آزاد سلطان اقتصادی ندارند. بهرغم آنکه ثروتمندان در این کشورها چندین برابر ثروتمندان ایرانی مکنت دارند اما بازار کاغذ و قیر و سکه در هیچکدام از آنها به دلبخواه یک نفر سودجو به خطر نیفتاده و متلاطم نمیشود. امروزه احتکار در هیچکدام از این کشورها معنا ندارد و قانونی برای مبارزه با احتکار و گرانفروشی در این کشورها در کار نیست.
🔹از آنسو ایران، در معیت کشورهایی چون نیجر و سودان و کنگو و ترکمنستان و کره شمالی و ونزوئلا در قعر جدول آزادی اقتصادی قرار داشته و به مجموعه کشورهایی تعلق دارد که در ادبیات اقتصادی به آنها اقتصادهای کنترل شده و برنامهریزیشده گفته میشود. در کشورهایی که در قعر جدول آزادی اقتصادی گیر افتادهاند تا بخواهید سلطان داریم و صنایع عموماً در چنگ و انحصار انگشتشماری هستند که ارتباطات سیاسی قویتری دارند. مطالعه این موضوع کار آسانی است. کافی است سری به کشور همسایه، ترکمنستان، بزنید تا ببینید که انجام هیچ کاری بدون همکاری سلاطین نزدیک به نهادهای قدرت ممکن نیست.
🔹اگر سلاطین اقتصادی حاصل شکست بازار نیستند و در آزادترین اقتصادهای دنیا اثری از ایشان نیست، پس کارخانه تولید سلاطین اقتصادی چطور کار میکند؟ خصوصیت مشترک تمام سلاطین اقتصادی، در تمام دنیا، یک چیز است؛ ایشان محصول برنامهریزی مرکزی و توزیع رانت دولتی هستند. هیچ استثنایی بر این قاعده وجود ندارد.به عنوان نمونه در پرونده سلطان کاغذ، افرادی به صورت سازمانیافته ارز ارزانقیمت دولتی برای واردات کاغذ دریافت کرده و آن را صرف امور دیگری کرده یا به قیمت آزاد در بازار به فروش رسانده بودند. گفته میشود که ارزش این پرونده نهچندان بزرگ قریب به1700میلیارد تومان است.شرط تولید یک سلطان اقتصادی، توزیع رانت در اقتصاد دولتی است.هرچه پول بیشتری توسط دولت توزیع شود بهرهوری آن کاهش یافته، فساد افزایش خواهد یافت و سودجویان بیشتری به دنبال پیدا کردن راهی برای دریافت این پولها تلاش خواهند کرد.
🔹اگر امروز تمام دریافتکنندگان رانتهای دولتی را اعدام کنیم و فردا دوباره در دستگاه دولت توزیع رانت را ادامه بدهیم افراد جدیدی برای دریافت این رانتها مراجعه خواهند کرد. به عبارت روشنتر، بسیار خوب است که عدالت جاری و با متخلفان برخورد شود اما مادامی که توزیع رانت ادامه یابد کارخانه تولید سلاطین به کار ادامه خواهد داد.
🔹به قول دوستی، شبیه این است که از روی پشت بام دسته اسکناسی را به خیابان شلوغی بپاشیم و بعد سعی کنیم تمام روز را صرف پیدا کردن دارایی از دسترفته کنیم.
🔹متاسفانه بسیاری از سیاستهای جاری دولت از این جنس است. پس از ماهها زمان و میلیاردها هزینه و تمرکز بسیاری از خدمتگزاران زحمتکش کشور نهایتاً قرار است به نقطه پیش از رانتپاشی برسیم تا بتوانیم با اقتدار و ضمن اثبات هوشیاری و توانمندی مجدداً رانت را، انشاءالله بین افراد دیگری، توزیع کنیم و امیدوار باشیم که اینبار از رانتهای توزیعشده سوءاستفاده نشود. یا به عبارت دیگر صبح روز بعد قبراق و آماده روی پشت بام باشیم تا مجدداً دارایی مردم را به خیابان بپاشیم. دست مریزاد./تجارت فردا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔲 حداقل نسبت مثبت گرائی و عملکرد آن
🔘 پروفسور باربارا فردریکسون، روانشناسی که به خاطر پژوهشهایش درباره هیجانهای مثبت شهرت جهانی دارد، میگوید: ما برای اینکه حالمان خوب باشد و بتوانیم در مسیر رشد و شکوفایی گام برداریم، باید میزان هیجانات مثبتمان از هیجانات منفیمان بیشتر باشد.
🔘 فردریکسون برای اینکه بفهمد میزان هیجانات مثبت دقیقا باید چه مقدار از هیجانات منفی بیشتر باشد تا فرد در مسیر رشد و بالندگی قرار گیرد، از ریاضیدانی به نام مایکل لوزادا کمک گرفت.
🔘 لوزادا با استفاده از روشهای دقیق ریاضی و آمار به نتایج جالبی رسید:
"بر اساس نتایج این پژوهشها برای اینکه رشد و پیشرفت اتفاق بیفتد، میزان هیجانهای مثبت فرد حداقل باید سه برابر هیجانهای منفیای باشد که او تجربه میکند. به عبارت دیگر فرد باید به ازای هر هیجان منفی سه هیجان مثبت تجربه کند."
فردریکسون و لوزادا نام این نسبت را نسبت مثبتگرایی گذاشتند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔘 پروفسور باربارا فردریکسون، روانشناسی که به خاطر پژوهشهایش درباره هیجانهای مثبت شهرت جهانی دارد، میگوید: ما برای اینکه حالمان خوب باشد و بتوانیم در مسیر رشد و شکوفایی گام برداریم، باید میزان هیجانات مثبتمان از هیجانات منفیمان بیشتر باشد.
🔘 فردریکسون برای اینکه بفهمد میزان هیجانات مثبت دقیقا باید چه مقدار از هیجانات منفی بیشتر باشد تا فرد در مسیر رشد و بالندگی قرار گیرد، از ریاضیدانی به نام مایکل لوزادا کمک گرفت.
🔘 لوزادا با استفاده از روشهای دقیق ریاضی و آمار به نتایج جالبی رسید:
"بر اساس نتایج این پژوهشها برای اینکه رشد و پیشرفت اتفاق بیفتد، میزان هیجانهای مثبت فرد حداقل باید سه برابر هیجانهای منفیای باشد که او تجربه میکند. به عبارت دیگر فرد باید به ازای هر هیجان منفی سه هیجان مثبت تجربه کند."
فردریکسون و لوزادا نام این نسبت را نسبت مثبتگرایی گذاشتند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
✅ پرایدی شدن و توسعه ✍️ دکتر محمد فاضلی
⭕️ پرده اول؛ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است.
🔹پراید محصول و البته نماد تفکر انحصارگرا، و عدم پذیرش رقابت است. رقابت ماشینهای خارجی که نباشد، میشود تا ابد پراید را با همین کیفیت فروخت.
🔹سازنده پراید هیچ وقت ضرورتی برای رقابت احساس نکرده است و در نتیجه همواره محصولی قدیمی، کمکیفیت، دارای ایمنی نامناسب با زمانه، و مسبب نارضایتی مشتری را فروخته است.
🔹سازنده پراید هیچ وقت تحولی اساسی در محصولش ایجاد نمیکند اما چندین مدل از آنرا که به معنای واقعی همگی پراید هستند، به بازار عرضه کرده است. تفاوتهایشان جزئی – در حد تغییرات ساده و کمفروغ در بدنه - و نامؤثر است و عملاً هیچ تفاوتی در رضایت مشتری ایجاد نمیکنند.
🔹پراید در یک بازار بیرقابت باقی میماند اما درست به ضد معنای اسمش بدل میشود. واژه پراید (Pride) در زبان انگلیسی به معنای غرور، افتخار و احساس خوش ناشی از دستآوردی فوقالعاده است. اما پرایدی که امروز ایرانیان از آن سواری میگیرند، بیشتر نشانه استیصال در صنعت و توسعه است تا علامت غرور، افتخار یا دستآوردی فوقالعاده که شایسته ستایش باشد.
🔹 تناقضی که در واقعیت و اسم پراید نهفته است، تا اندازه زیادی محصول انحصار، بازار بدون رقابت، بیانگیزگیهای ناشی از انحصار، ناهماهنگی با اوضاع جهان و واقعیتگریزی است.
⭕️ پرده دوم؛ تفکر پرایدی میتواند پا را از عرصه صنعت و اقتصاد بیرون بگذارد و به عرصه سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه نیز تسری پیدا کند. خروجی سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه انحصارگرا هم پرایدی شدن محصولات همه این عرصههاست.
🔹محصولات رسانه برآمده از انحصار، پرایدی است؛ یعنی مخاطب را جذب نمیکند حتی وقتی مخاطب بالاجبار آنرا مصرف میکند. میلیونها نفر ممکن است با پراید معاش زندگیشان را تأمین کنند اما به معنای رضایت از آن نیست.
🔹رسانه پرایدی، عین خود ماشین پراید نیازمند یارانه است. تداوم اقتصاد پرایدی به دوام یارانه سوخت بستگی دارد، و به همان نسبت رسانه پرایدی نیز قادر نیست روی پای خودش بایستد و باید یارانه بگیرد.
🔹نهادهای برآمده از انحصار هم عین پراید، کمکیفیت، ناراضیکننده مشتری و در طول زمان ثابت و کمتغییرند و به تدریج با روح زمانه در تضاد قرار میگیرند؛ درست همان گونه که طراحی و ریخت و قیافه پراید با ماشینهای امروز ناسازگار و وصله ناجور است.
🔹پرایدی شدن هر عرصهای، درست عین خود ماشین پراید، واقعیت و معنای کلمات را رو در روی هم قرار میدهد. آنچه بر افتخارآمیز بودنش تأکید میشود درست عین پراید، واقعیتی نازل پیدا میکند. ممکن است کثیری برای آن سر و دست هم بشکنند، اما نتیجه رضایت و کیفیت نیست، گویی چارهای ندارند. آنها که چاره دارند، پراید سوار نمیشوند.
⭕️ آنچه توسعه ایران ما را تهدید میکند، قفس انحصارهای مختلف است که از سیاست تا فرهنگ و رسانه، اقتصاد و صنعت را از آن خود کردهاند.
⭕️ نتیجه انحصار پرایدی شدن محصولات تا سیاستها، نهادها، سخنها و ایدههاست. همان گونه که نمیتوان پراید را ابزار و بازوی قدرت ملی، رضایت عمومی و توسعه صنعتی قرار داد، و به معنای واقعی افتخارآمیز نیست، سایر محصولات ناشی از انحصار نیز چنین سرنوشتی دارند.
⭕️ آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، گشودن همه بندهای انحصار است، هر نوع انحصاری که جامعه و محصولاتش را در کلیت به سمت پرایدی شدن پیش میبرد.
⭕️ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است. فراتر رفتن از پراید، مستلزم تغییر نگرش به انحصار و گام برداشتن به سوی دنیایی فراتر از انحصارهای چندگانه است.
⭕️ فهرست کردن مصادیق انحصارهای چندگانه و عزم جمعی برای فراتر رفتن از آنها، راهی به سوی گریز از پرایدی شدن جامعه، سیاست، فرهنگ و اقتصاد در ایران امروز است. این به نفع همه ایرانیان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ پرده اول؛ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است.
🔹پراید محصول و البته نماد تفکر انحصارگرا، و عدم پذیرش رقابت است. رقابت ماشینهای خارجی که نباشد، میشود تا ابد پراید را با همین کیفیت فروخت.
🔹سازنده پراید هیچ وقت ضرورتی برای رقابت احساس نکرده است و در نتیجه همواره محصولی قدیمی، کمکیفیت، دارای ایمنی نامناسب با زمانه، و مسبب نارضایتی مشتری را فروخته است.
🔹سازنده پراید هیچ وقت تحولی اساسی در محصولش ایجاد نمیکند اما چندین مدل از آنرا که به معنای واقعی همگی پراید هستند، به بازار عرضه کرده است. تفاوتهایشان جزئی – در حد تغییرات ساده و کمفروغ در بدنه - و نامؤثر است و عملاً هیچ تفاوتی در رضایت مشتری ایجاد نمیکنند.
🔹پراید در یک بازار بیرقابت باقی میماند اما درست به ضد معنای اسمش بدل میشود. واژه پراید (Pride) در زبان انگلیسی به معنای غرور، افتخار و احساس خوش ناشی از دستآوردی فوقالعاده است. اما پرایدی که امروز ایرانیان از آن سواری میگیرند، بیشتر نشانه استیصال در صنعت و توسعه است تا علامت غرور، افتخار یا دستآوردی فوقالعاده که شایسته ستایش باشد.
🔹 تناقضی که در واقعیت و اسم پراید نهفته است، تا اندازه زیادی محصول انحصار، بازار بدون رقابت، بیانگیزگیهای ناشی از انحصار، ناهماهنگی با اوضاع جهان و واقعیتگریزی است.
⭕️ پرده دوم؛ تفکر پرایدی میتواند پا را از عرصه صنعت و اقتصاد بیرون بگذارد و به عرصه سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه نیز تسری پیدا کند. خروجی سیاست، رسانه، فرهنگ و جامعه انحصارگرا هم پرایدی شدن محصولات همه این عرصههاست.
🔹محصولات رسانه برآمده از انحصار، پرایدی است؛ یعنی مخاطب را جذب نمیکند حتی وقتی مخاطب بالاجبار آنرا مصرف میکند. میلیونها نفر ممکن است با پراید معاش زندگیشان را تأمین کنند اما به معنای رضایت از آن نیست.
🔹رسانه پرایدی، عین خود ماشین پراید نیازمند یارانه است. تداوم اقتصاد پرایدی به دوام یارانه سوخت بستگی دارد، و به همان نسبت رسانه پرایدی نیز قادر نیست روی پای خودش بایستد و باید یارانه بگیرد.
🔹نهادهای برآمده از انحصار هم عین پراید، کمکیفیت، ناراضیکننده مشتری و در طول زمان ثابت و کمتغییرند و به تدریج با روح زمانه در تضاد قرار میگیرند؛ درست همان گونه که طراحی و ریخت و قیافه پراید با ماشینهای امروز ناسازگار و وصله ناجور است.
🔹پرایدی شدن هر عرصهای، درست عین خود ماشین پراید، واقعیت و معنای کلمات را رو در روی هم قرار میدهد. آنچه بر افتخارآمیز بودنش تأکید میشود درست عین پراید، واقعیتی نازل پیدا میکند. ممکن است کثیری برای آن سر و دست هم بشکنند، اما نتیجه رضایت و کیفیت نیست، گویی چارهای ندارند. آنها که چاره دارند، پراید سوار نمیشوند.
⭕️ آنچه توسعه ایران ما را تهدید میکند، قفس انحصارهای مختلف است که از سیاست تا فرهنگ و رسانه، اقتصاد و صنعت را از آن خود کردهاند.
⭕️ نتیجه انحصار پرایدی شدن محصولات تا سیاستها، نهادها، سخنها و ایدههاست. همان گونه که نمیتوان پراید را ابزار و بازوی قدرت ملی، رضایت عمومی و توسعه صنعتی قرار داد، و به معنای واقعی افتخارآمیز نیست، سایر محصولات ناشی از انحصار نیز چنین سرنوشتی دارند.
⭕️ آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، گشودن همه بندهای انحصار است، هر نوع انحصاری که جامعه و محصولاتش را در کلیت به سمت پرایدی شدن پیش میبرد.
⭕️ پراید فقط ماشین نیست، پراید مدل و شیوهای از تفکر و نگرش به جهان است. فراتر رفتن از پراید، مستلزم تغییر نگرش به انحصار و گام برداشتن به سوی دنیایی فراتر از انحصارهای چندگانه است.
⭕️ فهرست کردن مصادیق انحصارهای چندگانه و عزم جمعی برای فراتر رفتن از آنها، راهی به سوی گریز از پرایدی شدن جامعه، سیاست، فرهنگ و اقتصاد در ایران امروز است. این به نفع همه ایرانیان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰حماسه دوم خرداد گرامی باد ..
🔹در دوم خرداد ٧٦ با پيروزى سيد محمدخاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى و مشاركت گسترده مردم شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و بين الملى ايران تغييرات گسترده اى را شاهدشد. در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، حدود ۸۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. رهبرحكيم انقلاب اسلامى واژه"حماسه دوم خرداد"را براى تبيين اوضاع و احوال آن زمان برگزيدند..
🔹«صحنهی زیبا و پرشوری که مردم در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند، درست در لحظهی مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهرهیی با نشاط، مصمم، و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» « مقام معظم رهبری»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹در دوم خرداد ٧٦ با پيروزى سيد محمدخاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى و مشاركت گسترده مردم شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و بين الملى ايران تغييرات گسترده اى را شاهدشد. در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، حدود ۸۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. رهبرحكيم انقلاب اسلامى واژه"حماسه دوم خرداد"را براى تبيين اوضاع و احوال آن زمان برگزيدند..
🔹«صحنهی زیبا و پرشوری که مردم در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند، درست در لحظهی مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهرهیی با نشاط، مصمم، و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» « مقام معظم رهبری»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers