Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
✅ مهارتهای 20 گانه ضروری برای موفقیت شغلی و زندگی اجتماعی :
۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه
11- مهارت های رهبری
۱۲- مهارت نقدپذیری
13-مهارت اعتماد به نفس
14-مهارت کار تیمی:
15-مهارت نگرش مثبت:
16-مهارت انعطاف پذیری:
17- مهارت اخلاق کاری:
18- مهارت های مدیریت پروژه:
19- مهارت های تحقیقاتی قوی:
20- مهارت های مدیریت زمان:
🔺🔺 دو نکته بسیار مهم👇👇
🔺باتوجه به راهبرد بلند مدت این کانال، درجهت افزایش توانمندی افراد و کمک به توسعه شایستگیهای کارکنان و مدیران عزیز، با عنایت به اهمیت روزافزون مهارت های نرم در موفقیت های شغلی و اجتماعی، در این کانال ما برآنیم با تمرکز بر آموزش و توسعه مهارت های نرم، هر آنچه که در این حوزه ها لازم بوده را در حد توان خود، مرحله به مرحله با رویکرد آموزشی و کاربردی از طریق «کانال مدیران شایسته» تقدیم شما بزرگواران کنیم.
🔺شایان ذکر است به منظور جلو گیری از یکنواختی کانال، و برای تلطیف فضا و بهره مندی بیشتر از موضو عات مدیریتی، (خاصه مسایل مدیریت منابع انسانی) در سطح فردی و سازمانی، حتی در سطح کلان جامعه، سعی خواهیم کرد در خلال مطالب محوری کانال، مطالبی را نیز در خصوص معضلات و مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه، به همراه سرودها و تصنیف های زیبا در این کانال به اشتراک بگذاریم.
💎 لطفاً با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
https://t.me/CompetentManagers
۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه
11- مهارت های رهبری
۱۲- مهارت نقدپذیری
13-مهارت اعتماد به نفس
14-مهارت کار تیمی:
15-مهارت نگرش مثبت:
16-مهارت انعطاف پذیری:
17- مهارت اخلاق کاری:
18- مهارت های مدیریت پروژه:
19- مهارت های تحقیقاتی قوی:
20- مهارت های مدیریت زمان:
🔺🔺 دو نکته بسیار مهم👇👇
🔺باتوجه به راهبرد بلند مدت این کانال، درجهت افزایش توانمندی افراد و کمک به توسعه شایستگیهای کارکنان و مدیران عزیز، با عنایت به اهمیت روزافزون مهارت های نرم در موفقیت های شغلی و اجتماعی، در این کانال ما برآنیم با تمرکز بر آموزش و توسعه مهارت های نرم، هر آنچه که در این حوزه ها لازم بوده را در حد توان خود، مرحله به مرحله با رویکرد آموزشی و کاربردی از طریق «کانال مدیران شایسته» تقدیم شما بزرگواران کنیم.
🔺شایان ذکر است به منظور جلو گیری از یکنواختی کانال، و برای تلطیف فضا و بهره مندی بیشتر از موضو عات مدیریتی، (خاصه مسایل مدیریت منابع انسانی) در سطح فردی و سازمانی، حتی در سطح کلان جامعه، سعی خواهیم کرد در خلال مطالب محوری کانال، مطالبی را نیز در خصوص معضلات و مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه، به همراه سرودها و تصنیف های زیبا در این کانال به اشتراک بگذاریم.
💎 لطفاً با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
https://t.me/CompetentManagers
Telegram
(Competent Managers) مدیران شایسته
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
📕جدیدترین تعریف سواد از نظر یونسکو💢
🔰 *تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی*
به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
🔹شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🔹*با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.*
در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
📕*اولین تعریف*
*توانایی خواندن و نوشتن،* اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
📕*دومین تعریف*
🔷*اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی،*
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
📕*سومین تعریف*
🔷 *اضافه شدن ۱۲ نوع سواد:*
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
📕۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
📕۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
📕۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
📕۴- سواد رسانهای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
📕۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
📕۶- سواد رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه
📕۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
📕۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
📕۹- سواد بوم شناختی: دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
📕۱۰- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
📕۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
📕۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
📕*چهارمین و جدیدترین تعریف*
🔹*علم با عمل معنا میشود.*
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.* در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
🔺*چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟*
****
🔹"آموزش حقوق بشر" با تاکید بر توانمند سازی مبتنی بر آگاهی و ارتقاء مطالبه گری شهروندان میتواند در راستای ایجاد تغییر در جوامع بشری و تحقق "همه حقوق همه" موثر باشد.
🔰مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔰 *تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی*
به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
🔹شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🔹*با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.*
در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
📕*اولین تعریف*
*توانایی خواندن و نوشتن،* اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
📕*دومین تعریف*
🔷*اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی،*
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
📕*سومین تعریف*
🔷 *اضافه شدن ۱۲ نوع سواد:*
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
📕۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
📕۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
📕۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
📕۴- سواد رسانهای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
📕۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
📕۶- سواد رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه
📕۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
📕۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
📕۹- سواد بوم شناختی: دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
📕۱۰- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
📕۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
📕۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
📕*چهارمین و جدیدترین تعریف*
🔹*علم با عمل معنا میشود.*
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.* در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
🔺*چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟*
****
🔹"آموزش حقوق بشر" با تاکید بر توانمند سازی مبتنی بر آگاهی و ارتقاء مطالبه گری شهروندان میتواند در راستای ایجاد تغییر در جوامع بشری و تحقق "همه حقوق همه" موثر باشد.
🔰مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔰 چگونه گفتوگوی سازنده داشته باشیم؟
🔺۱ - شنونده خوبی باشید:
تا وقتی کسی یاد نگیرد خوب بشنود نمیتواند خوب مسئله را حل کند.
🔺۲ - خشم خود را کنترل کنید:
هر وقت عصبانی و ناراحت هستید درباره موضوعی با هم صحبت نکنید.
▪️زمانی با هم گفتوگو کنید که فضا آرام باشد و وقت مناسبی را برای گفتوگو با هم در نظر گرفته باشید؛ یعنی اینکه به محض به وجود آمدن مشکل، سعی نکنید هر طور شده درباره آن حرف بزنید بلکه زمانی مناسب را تعیین کنید تا با آرامش درباره آن صحبت و گفتوگو کنید.
🔺۳ - از موضع قدرت با هم حرف نزنید:
از دستور دادن، باید و نباید کردن، توهین و تحقیر طرف گفت و گوی خود بپرهیزید.
🔺۴ - درباره موضوع واحد حرف بزنید:
هر وقت تصمیم گرفتید گفتوگو کنید فقط درباره یک موضوع حرف بزنید و چند مسئله را مطرح نکنید.
🔺۵ - به طرف مقابل خود اجازه بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتش صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می کند.
🔺۶ - احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید:
چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید.
طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف کنید.
🔺۷ - دیگری هم حق دارد:
به طرف مقابل خود اجازه بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتش صحبت کنند.
▫️تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می کند.
🔺۸ - عذرخواهی مشکل نیست:
در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند.
▫️«عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمیکند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز میسازد.
▫️حال چنانچه لزومیبه عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.
🔺۹ - هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید:
برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید.
چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔺۱ - شنونده خوبی باشید:
تا وقتی کسی یاد نگیرد خوب بشنود نمیتواند خوب مسئله را حل کند.
🔺۲ - خشم خود را کنترل کنید:
هر وقت عصبانی و ناراحت هستید درباره موضوعی با هم صحبت نکنید.
▪️زمانی با هم گفتوگو کنید که فضا آرام باشد و وقت مناسبی را برای گفتوگو با هم در نظر گرفته باشید؛ یعنی اینکه به محض به وجود آمدن مشکل، سعی نکنید هر طور شده درباره آن حرف بزنید بلکه زمانی مناسب را تعیین کنید تا با آرامش درباره آن صحبت و گفتوگو کنید.
🔺۳ - از موضع قدرت با هم حرف نزنید:
از دستور دادن، باید و نباید کردن، توهین و تحقیر طرف گفت و گوی خود بپرهیزید.
🔺۴ - درباره موضوع واحد حرف بزنید:
هر وقت تصمیم گرفتید گفتوگو کنید فقط درباره یک موضوع حرف بزنید و چند مسئله را مطرح نکنید.
🔺۵ - به طرف مقابل خود اجازه بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتش صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می کند.
🔺۶ - احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید:
چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید.
طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف کنید.
🔺۷ - دیگری هم حق دارد:
به طرف مقابل خود اجازه بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتش صحبت کنند.
▫️تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می کند.
🔺۸ - عذرخواهی مشکل نیست:
در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند.
▫️«عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمیکند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز میسازد.
▫️حال چنانچه لزومیبه عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.
🔺۹ - هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید:
برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید.
چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
✍ قبل از اینکه رهبر شوید تمام تمرکزتان باید برای رشد خودتان باشد و وقتی رهبر شدید، موفقیت شما وابسته به رشد دادن دیگران خواهد بود.
👤 جک ولش
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Compeyentmanagers
👤 جک ولش
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Compeyentmanagers
👈 رفتارهایی که افراد موفق را از سایرین متمایز میکنند.
▫️کنترل احساسات
▫️ جمع آوری اطلاعات دربارهی همه چیز
▫️عجله نکردن در تصمیمگیریها
▫️ با یقین صحبت کردن
▫️ زبان بدن مثبت
▫️ تاثیرگذاری در برخورد اول
▫️ شروع با موفقیتهای کوچک
▫️ نترس بودن
▫️ داشتن پرستیژ کاری
▫️ قدردانی از دیگران
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Compeyentmanagers
▫️کنترل احساسات
▫️ جمع آوری اطلاعات دربارهی همه چیز
▫️عجله نکردن در تصمیمگیریها
▫️ با یقین صحبت کردن
▫️ زبان بدن مثبت
▫️ تاثیرگذاری در برخورد اول
▫️ شروع با موفقیتهای کوچک
▫️ نترس بودن
▫️ داشتن پرستیژ کاری
▫️ قدردانی از دیگران
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Compeyentmanagers
🔴 چرا کارکنان بی انگیزه میشوند:
🔹به جای اینکه در معرض مشکل باشیم، این مهم است که درک کنیم ما بهعنوان یک انسان به حس انگیزه و معنیدار بودن کاری که انجام میدهیم نیاز داریم. این بخشی از بیولوژی ماست. در حقیقت، یک بخشی در مغز ما به نام Seeking System (سیستم جستوجویی که در بخشی از مغز انسان قرار داشته و برای فراگیری مهارتها انگیزش ایجاد میکند) وجود دارد که برای یاد گرفتن مهارتهای جدید، انجام وظایف چالشبرانگیز اما معنیدار تولید امواج طبیعی میکند.
✅هنگامی که ما این خواستهها را دنبال میکنیم، مقداری دوپامین دریافت میکنیم که انتقالدهنده عصبی بین انگیزه و لذت است که باعث میشود ما بیشتر در این فعالیتها شرکت کنیم و زمانی که سیستم خلق انگیزه در مغز ما فعال است، ما بیشتر احساس با انگیزه بودن، هدفمند بودن و پرانرژی بودن میکنیم. در حقیقت میتوان گفت بیشتر احساس زنده بودن میکنیم.
✅کاوش کردن، آزمایش کردن، یادگرفتن؛ این همان شیوه و سبکی است که ما باید زندگی و کار کنیم. مشکل این است که کارمندان بیشماری نمیتوانند در این فعالیتها شرکت کنند، زیرا رویکرد سازمانهای ما جلوگیری و ممانعت از انجام چنین کارهایی است.
♨️با وجود این مشکلات، رهبران میتوانند بدون تغییر اساسی در فرهنگ و ساختار سازمانی، سیستم برانگیختن انگیزش در ساختار عصبی مغز کارکنانشان را فعال کنند و براساس تجربه همکاری که من با رهبران سازمانها در سراسر جهان داشتهام، اعتقاد دارم شما قادر خواهید بود که به تمامی اهداف کسبوکار دست یابید درحالیکه زندگی کارکنان را نیز بهبود بخشید.
⭕️سه مساله کوچک اما پراهمیت که سیستم خلق انگیزش کارکنان را برمیانگیزد وجود دارد:
1️⃣آنها را تشویق کنید تا نقاط قوت خود را ارائه دهند.
2️⃣فرصتی برای آزمایش، تحقیق و توسعه برای آنها فراهم کنید .
3️⃣به آنها کمک کنید تا اهداف کاری را جزئی از اهداف شخصی خود بدانند و برای تحقق آن تلاش کنند.
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Compeyentmanagers
🔹به جای اینکه در معرض مشکل باشیم، این مهم است که درک کنیم ما بهعنوان یک انسان به حس انگیزه و معنیدار بودن کاری که انجام میدهیم نیاز داریم. این بخشی از بیولوژی ماست. در حقیقت، یک بخشی در مغز ما به نام Seeking System (سیستم جستوجویی که در بخشی از مغز انسان قرار داشته و برای فراگیری مهارتها انگیزش ایجاد میکند) وجود دارد که برای یاد گرفتن مهارتهای جدید، انجام وظایف چالشبرانگیز اما معنیدار تولید امواج طبیعی میکند.
✅هنگامی که ما این خواستهها را دنبال میکنیم، مقداری دوپامین دریافت میکنیم که انتقالدهنده عصبی بین انگیزه و لذت است که باعث میشود ما بیشتر در این فعالیتها شرکت کنیم و زمانی که سیستم خلق انگیزه در مغز ما فعال است، ما بیشتر احساس با انگیزه بودن، هدفمند بودن و پرانرژی بودن میکنیم. در حقیقت میتوان گفت بیشتر احساس زنده بودن میکنیم.
✅کاوش کردن، آزمایش کردن، یادگرفتن؛ این همان شیوه و سبکی است که ما باید زندگی و کار کنیم. مشکل این است که کارمندان بیشماری نمیتوانند در این فعالیتها شرکت کنند، زیرا رویکرد سازمانهای ما جلوگیری و ممانعت از انجام چنین کارهایی است.
♨️با وجود این مشکلات، رهبران میتوانند بدون تغییر اساسی در فرهنگ و ساختار سازمانی، سیستم برانگیختن انگیزش در ساختار عصبی مغز کارکنانشان را فعال کنند و براساس تجربه همکاری که من با رهبران سازمانها در سراسر جهان داشتهام، اعتقاد دارم شما قادر خواهید بود که به تمامی اهداف کسبوکار دست یابید درحالیکه زندگی کارکنان را نیز بهبود بخشید.
⭕️سه مساله کوچک اما پراهمیت که سیستم خلق انگیزش کارکنان را برمیانگیزد وجود دارد:
1️⃣آنها را تشویق کنید تا نقاط قوت خود را ارائه دهند.
2️⃣فرصتی برای آزمایش، تحقیق و توسعه برای آنها فراهم کنید .
3️⃣به آنها کمک کنید تا اهداف کاری را جزئی از اهداف شخصی خود بدانند و برای تحقق آن تلاش کنند.
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Compeyentmanagers
🔰 آدم حسابی باشیم!
هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم: "فلانی آدم حسابی است". عبارت آدم حسابی در کارکردهای مختلف یک جامعه می تواند ویژگیهایی را در بر گیرد. در نشست و برخاستهایی که در طی این چند سال داشته ام این عبارت را زیاد شنیده ام و اگر مجالی بوده از گوینده اش پرسیده ام که بر چه اساسی این قضاوت را در خصوص فرد مورد نظرش داشته است. پاسخهایی که دریافت کرده ام بسیار متنوع و متفاوت و بیشتر به یک یا چند ویژگی محدود بوده است و از کنار هم گذاشتن این ویژگیها و ساده سازی و پالایش آنها به موارد زیر رسیده ام. البته چون معاشرتهای من بیشتر در مجامع اقتصادی بوده است که در آن از مدیران دولتی گرفته تا نمایندگان مجلس و سایر دستگاهها و البته، به میزان بیشتری، مدیران بخش خصوصی رفت و آمد داشته اند شاید روایی این ویژگیها بیشتر درباره ی این گروهها باشد.
اما آدم حسابی کیست؟
١-آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را آسان می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی.
٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند.
٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست.
٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید.
٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است.
٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند.
٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست.
٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد.
٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند.
١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد.
١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید.
١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است.
١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد.
١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد.
١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش.
١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران.
١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است.
١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند.
١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد.
٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند.
اضافه آنکه:
"آدم حسابی" نه خود و نه مردمان سرزمین خود را "نادان" خطاب نمیکند، آدم حسابی با مردمانش با "کرامت" صحبت میکند،... آدم حسابی می کوشد تا مردمانش آگاه و با شعور شوند... آدم حسابی تعقل دارد./ نوشته: دکتر پدرام سلطانى
🆔 @Competentmanagers
هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم: "فلانی آدم حسابی است". عبارت آدم حسابی در کارکردهای مختلف یک جامعه می تواند ویژگیهایی را در بر گیرد. در نشست و برخاستهایی که در طی این چند سال داشته ام این عبارت را زیاد شنیده ام و اگر مجالی بوده از گوینده اش پرسیده ام که بر چه اساسی این قضاوت را در خصوص فرد مورد نظرش داشته است. پاسخهایی که دریافت کرده ام بسیار متنوع و متفاوت و بیشتر به یک یا چند ویژگی محدود بوده است و از کنار هم گذاشتن این ویژگیها و ساده سازی و پالایش آنها به موارد زیر رسیده ام. البته چون معاشرتهای من بیشتر در مجامع اقتصادی بوده است که در آن از مدیران دولتی گرفته تا نمایندگان مجلس و سایر دستگاهها و البته، به میزان بیشتری، مدیران بخش خصوصی رفت و آمد داشته اند شاید روایی این ویژگیها بیشتر درباره ی این گروهها باشد.
اما آدم حسابی کیست؟
١-آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را آسان می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی.
٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند.
٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست.
٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید.
٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است.
٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند.
٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست.
٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد.
٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند.
١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد.
١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید.
١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است.
١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد.
١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد.
١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش.
١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران.
١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است.
١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند.
١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد.
٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند.
اضافه آنکه:
"آدم حسابی" نه خود و نه مردمان سرزمین خود را "نادان" خطاب نمیکند، آدم حسابی با مردمانش با "کرامت" صحبت میکند،... آدم حسابی می کوشد تا مردمانش آگاه و با شعور شوند... آدم حسابی تعقل دارد./ نوشته: دکتر پدرام سلطانى
🆔 @Competentmanagers
⭕️ نابهجاترین اقداماتی که رؤسای بد انجام دادهاند!
🔸در یک نظرسنجی از هر چهار کارمند، سه نفر اعلام میکنند که رئیسشان، بیشترین سهم ایجاد استرس را در محیط کارشان دارد. بر طبق آمار، رؤسای بد باعث می شوند که هرساله شرکت هایشان به طور مجموع 360 میلیارد دلار از دست بدهند.
🔸این مبلغ نشان می دهد رؤسای بد زیادی در سرتاسر جهان هستند. همچنین کارکنان زیادی از رؤسایشان داستان های بدی نقل می کنند. ولی کدام داستان ها مسخرهترین داستان هستند؟
🔸ما هم کنجکاو بودیم و در اخبار اقتصادی سراسر جهان جستجو کردیم و از مردم خواستیم داستان های رؤسایشان را بازگو کنند که آنها را از زبان خودشان می شنوید. از بین تمام داستان ها، بهترین ها را انتخاب کردیم. پس اگر شما هم رئیس بدی دارید، بدانید که تنها نیستید!
🔺رئیسهایی که به جلسهی ملاقات ایستاده اعتقاد دارند
هر وقت که رئیسمان جلسهی ملاقات با ما می گذاشت، همه را مجبور می کرد که حتماً باید بایستیم و حق نشستن نداریم. همچنین هرکسی که حرف ناخوشایندی می زد را به عنوان تنبیه مجبور می کرد روی صندلی یا میز کارش بایستد!
🔺رئیسی که برای دستشویی رفتن کارکنانش اجازه میخواست
رئیس شرکتی که قبلاً در آن کار می کردم از کارکنان می خواست که برای دستشویی رفتن اجازه بگیرند و رئیس هم تایم می گرفت. اگر ما کارکنان، بیش از 5 دقیقه طول می دادیم، 5 دقیقه به زمان کاری ما در آخر هفته اضافه می کرد و مجبورمان می کرد برای جبران حقوق از دست رفته از زمان تعطیلاتمان کسر کنیم.
🔺رئیسی که بشدت فرصت طلب است
کار من طراحی گرافیکی است. رئیسم از من خواست به عنوان نمونه روی یک عکس ، متنی به شکل واترمارک ایجاد کنم. مشخص شد آن عکس به ظاهر نمونه، برای فارغ التحصیلیِ دخترش بود و میخواست برایش مجانی تمام شود!
🔺رئیسی که برای کل سازمان، استرسزا است
من خانم مدیری داشتم که زیردستان را مجبور می کرد بروند برایش "پاستیل خرسی" بخرند و مجبورشان می کرد پاستیلها را از پشت بسته بندی به ترتیب رنگ مرتب کنند.
🔺رئیسی که به نماینده نیاز دارد
رئیس من که یک خانم است در سفری کاری به سان فرانسیسکو رفته بود. دفتر ما در نیویورک است و من در دفتر مشغول به کار بودم. ناگهان خانم رئیس از اتاق هتلش در سان فرانسیسکو با من تماس گرفت و از من خواست با بخش خدمات هتلش تماس بگیرم و برای او سفارش صبحانه بدهم.
🔺رئیسی که عاشق اطمینانِ کامل بود
من رئیسی داشتم که خانم بوده و می خواست یک کارمند بازنشسته را اخراج کند. آقای کارمند به او گفت وقت بازنشستگی من است. خانم رئیس گفت نمیتوانم تو را بازنشسته کنم چون هنوز کارهای زیادی داریم. ولی کارمند در هر صورت بازنشستگی خودش را از کارگزینی گرفت. وقتی خانم رئیس فهمید، از درون دفترش جیغ بلندی کشید و به پشت میکروفون رفت. مدیر بخش کارگزینی را صدا کرد و گفت می خواهد کارمندی را اخراج کند. مدیر بخش کارگزینی خندید و گفت: نمیتوانم کارمندی که خودش بازنشست شده و رفته را اخراج کنم.
🔺رئیسی که درست آماده نشد
رئیس من شنید که یک همایش مدیران کارخانه های بینالمللی در آمریکای جنوبی برگزار میشود. برای حضور قوی تر در این همایش، تصمیم گرفت از وقت خود در شرکت بزند و اسپانیایی یاد بگیرد. فقط تنها مشکل این بود که همایش در برزیل برگزار میشد و زبان آنها پرتغالی است!
🔺رئیسی که باور داشت در یک گروه کسی جایزه نگیرد
من طراح وب سایت یک دانشگاه هستم. یکی از سازمان های بزرگ که دانشگاه ما زیر مجموعهی آن است تماس گرفت و گفت من برندهی عنوان بهترین طراحی آنها شدم. جایزه این بود که در یک جشن در کالیفرنیا شرکت کنم و جایزه را بگیرم. بلافاصله به رئیسم گفتم می خواهم به جشن بروم و جایزه را تحویل بگیرم.
او بدون اینکه هیچ تبریکی به من بگوید گفت هزینهاش بالاست و دانشگاه نمی تواند مرا به جشن در کالیفرنیا بفرستد. هفتهی بعد رئیسم رفت تا تقدیرنامه را از طرف من دریافت کند. ولی بعد از دیدن جایزه، متوجه شد که اسم من روی پلاک فلزی جایزه حکاکی شده است. درخواست داد تا پلاک نام من را بردارند و جای آن را خالی بگذارند. حالا جایزهی من در دفتر رئیسم روی دیوار آویزان است!
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔸در یک نظرسنجی از هر چهار کارمند، سه نفر اعلام میکنند که رئیسشان، بیشترین سهم ایجاد استرس را در محیط کارشان دارد. بر طبق آمار، رؤسای بد باعث می شوند که هرساله شرکت هایشان به طور مجموع 360 میلیارد دلار از دست بدهند.
🔸این مبلغ نشان می دهد رؤسای بد زیادی در سرتاسر جهان هستند. همچنین کارکنان زیادی از رؤسایشان داستان های بدی نقل می کنند. ولی کدام داستان ها مسخرهترین داستان هستند؟
🔸ما هم کنجکاو بودیم و در اخبار اقتصادی سراسر جهان جستجو کردیم و از مردم خواستیم داستان های رؤسایشان را بازگو کنند که آنها را از زبان خودشان می شنوید. از بین تمام داستان ها، بهترین ها را انتخاب کردیم. پس اگر شما هم رئیس بدی دارید، بدانید که تنها نیستید!
🔺رئیسهایی که به جلسهی ملاقات ایستاده اعتقاد دارند
هر وقت که رئیسمان جلسهی ملاقات با ما می گذاشت، همه را مجبور می کرد که حتماً باید بایستیم و حق نشستن نداریم. همچنین هرکسی که حرف ناخوشایندی می زد را به عنوان تنبیه مجبور می کرد روی صندلی یا میز کارش بایستد!
🔺رئیسی که برای دستشویی رفتن کارکنانش اجازه میخواست
رئیس شرکتی که قبلاً در آن کار می کردم از کارکنان می خواست که برای دستشویی رفتن اجازه بگیرند و رئیس هم تایم می گرفت. اگر ما کارکنان، بیش از 5 دقیقه طول می دادیم، 5 دقیقه به زمان کاری ما در آخر هفته اضافه می کرد و مجبورمان می کرد برای جبران حقوق از دست رفته از زمان تعطیلاتمان کسر کنیم.
🔺رئیسی که بشدت فرصت طلب است
کار من طراحی گرافیکی است. رئیسم از من خواست به عنوان نمونه روی یک عکس ، متنی به شکل واترمارک ایجاد کنم. مشخص شد آن عکس به ظاهر نمونه، برای فارغ التحصیلیِ دخترش بود و میخواست برایش مجانی تمام شود!
🔺رئیسی که برای کل سازمان، استرسزا است
من خانم مدیری داشتم که زیردستان را مجبور می کرد بروند برایش "پاستیل خرسی" بخرند و مجبورشان می کرد پاستیلها را از پشت بسته بندی به ترتیب رنگ مرتب کنند.
🔺رئیسی که به نماینده نیاز دارد
رئیس من که یک خانم است در سفری کاری به سان فرانسیسکو رفته بود. دفتر ما در نیویورک است و من در دفتر مشغول به کار بودم. ناگهان خانم رئیس از اتاق هتلش در سان فرانسیسکو با من تماس گرفت و از من خواست با بخش خدمات هتلش تماس بگیرم و برای او سفارش صبحانه بدهم.
🔺رئیسی که عاشق اطمینانِ کامل بود
من رئیسی داشتم که خانم بوده و می خواست یک کارمند بازنشسته را اخراج کند. آقای کارمند به او گفت وقت بازنشستگی من است. خانم رئیس گفت نمیتوانم تو را بازنشسته کنم چون هنوز کارهای زیادی داریم. ولی کارمند در هر صورت بازنشستگی خودش را از کارگزینی گرفت. وقتی خانم رئیس فهمید، از درون دفترش جیغ بلندی کشید و به پشت میکروفون رفت. مدیر بخش کارگزینی را صدا کرد و گفت می خواهد کارمندی را اخراج کند. مدیر بخش کارگزینی خندید و گفت: نمیتوانم کارمندی که خودش بازنشست شده و رفته را اخراج کنم.
🔺رئیسی که درست آماده نشد
رئیس من شنید که یک همایش مدیران کارخانه های بینالمللی در آمریکای جنوبی برگزار میشود. برای حضور قوی تر در این همایش، تصمیم گرفت از وقت خود در شرکت بزند و اسپانیایی یاد بگیرد. فقط تنها مشکل این بود که همایش در برزیل برگزار میشد و زبان آنها پرتغالی است!
🔺رئیسی که باور داشت در یک گروه کسی جایزه نگیرد
من طراح وب سایت یک دانشگاه هستم. یکی از سازمان های بزرگ که دانشگاه ما زیر مجموعهی آن است تماس گرفت و گفت من برندهی عنوان بهترین طراحی آنها شدم. جایزه این بود که در یک جشن در کالیفرنیا شرکت کنم و جایزه را بگیرم. بلافاصله به رئیسم گفتم می خواهم به جشن بروم و جایزه را تحویل بگیرم.
او بدون اینکه هیچ تبریکی به من بگوید گفت هزینهاش بالاست و دانشگاه نمی تواند مرا به جشن در کالیفرنیا بفرستد. هفتهی بعد رئیسم رفت تا تقدیرنامه را از طرف من دریافت کند. ولی بعد از دیدن جایزه، متوجه شد که اسم من روی پلاک فلزی جایزه حکاکی شده است. درخواست داد تا پلاک نام من را بردارند و جای آن را خالی بگذارند. حالا جایزهی من در دفتر رئیسم روی دیوار آویزان است!
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers