📕انواع تفکر سیستمی- بخش سوم-
📘7.تفکر علمی
مهارت نهایی تفکر سیستمی، تفکر علمی نام دارد که نقطه مقابل تفکر خود حقیقت پندار است. برای فهم آن مهم است که بپذیریم پیشرفت در علم از طریق نادیده گرفتن آنچه اشتباه بوده است، اندازه گیری میشود. دانش درست و پذیرفته شدهی امروز، روزی به عنوان چیزی غیر قابل قبول دور انداخته خواهد شد.
ازطرفی برخی از مدلهای کسب و کار علمی هستند و با این مدل مدیران به عنوان حقایق صحیح به آنها احترام گذاشته از آنها دفاع میکنند. تحلیلگرها تلاشهای خستگی ناپذیر میکنند تا نشان دهند که مدلهایشان گذشته را به خوبی نشان میدهد و به همین خاطر صحیح هستند.
متفکران سیستمی باید همواره به دنبال آزمودن مدل خود باشند. هرچند که گذشته را به خوبی دنبال کند. در این سیر هم باید آنچه اشتباه بوده است را نادیده بگیرند. ادوارد دمینگ که فردی هوشمند و البته متفکری سیستمی بود میگوید: همهی مدلها اشتباه هستند، اما برخی مفیدترند.
درتفکر علمی متفکران سیستمی کمتر نگران پوشاندن لباسی از اعداد دقیق بر مدلهای خود هستند و بیشتر به دنبال اعدادی میباشند که ساده، قابل فهم و ملموس باشد. همچنین پایداری مدلهای خود را به راههای مختلف میسنجند. به دنبال پیدا کردن شرایطی هستند که تحت آن مدلشان از کار بیافتد. همچنین میخواهند بدانند که آیا به صورت طبیعی از کار میافتد؟
راه تقویت تفکر علمی شروع با یک مدل کامپیوتری است که در حال تعادل میباشد و سپس به آن شوک وارد میکنیم. مثلا انتقال 90% از نیروی فروش به بخش تولید، قیمت گذاری 10 برابر آنچه رقبا گذاشتهاند. 3برابر کردن تعداد مشتریان در یک لحظه، سپس ببینید مدل چطور کار میکند. نه تنها موارد بسیاری را دربارهی دامنه کار این مدل میآموزید بلکه به نقاط اهرمی پی خواهید برد که بسیار تاثیرگذار هستند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📘7.تفکر علمی
مهارت نهایی تفکر سیستمی، تفکر علمی نام دارد که نقطه مقابل تفکر خود حقیقت پندار است. برای فهم آن مهم است که بپذیریم پیشرفت در علم از طریق نادیده گرفتن آنچه اشتباه بوده است، اندازه گیری میشود. دانش درست و پذیرفته شدهی امروز، روزی به عنوان چیزی غیر قابل قبول دور انداخته خواهد شد.
ازطرفی برخی از مدلهای کسب و کار علمی هستند و با این مدل مدیران به عنوان حقایق صحیح به آنها احترام گذاشته از آنها دفاع میکنند. تحلیلگرها تلاشهای خستگی ناپذیر میکنند تا نشان دهند که مدلهایشان گذشته را به خوبی نشان میدهد و به همین خاطر صحیح هستند.
متفکران سیستمی باید همواره به دنبال آزمودن مدل خود باشند. هرچند که گذشته را به خوبی دنبال کند. در این سیر هم باید آنچه اشتباه بوده است را نادیده بگیرند. ادوارد دمینگ که فردی هوشمند و البته متفکری سیستمی بود میگوید: همهی مدلها اشتباه هستند، اما برخی مفیدترند.
درتفکر علمی متفکران سیستمی کمتر نگران پوشاندن لباسی از اعداد دقیق بر مدلهای خود هستند و بیشتر به دنبال اعدادی میباشند که ساده، قابل فهم و ملموس باشد. همچنین پایداری مدلهای خود را به راههای مختلف میسنجند. به دنبال پیدا کردن شرایطی هستند که تحت آن مدلشان از کار بیافتد. همچنین میخواهند بدانند که آیا به صورت طبیعی از کار میافتد؟
راه تقویت تفکر علمی شروع با یک مدل کامپیوتری است که در حال تعادل میباشد و سپس به آن شوک وارد میکنیم. مثلا انتقال 90% از نیروی فروش به بخش تولید، قیمت گذاری 10 برابر آنچه رقبا گذاشتهاند. 3برابر کردن تعداد مشتریان در یک لحظه، سپس ببینید مدل چطور کار میکند. نه تنها موارد بسیاری را دربارهی دامنه کار این مدل میآموزید بلکه به نقاط اهرمی پی خواهید برد که بسیار تاثیرگذار هستند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💐💐شهرُ رَمَضان الَّذي انزِلَ فيهِ القرآن...💐💐
✅ حلول ماه مبارک رمضان، ماه هدایت و قیام و به پا خواستن برای اصلاح رفتار و اخلاق، ماه دوری از گناهان، ماه بندگی و فرصت خدایی شدن، مبارکباد...
🌺امام سجاد(ع)در توصیف ماه مبارک رمضان
می فرمایند: «سپاس خداى را که از جمله آن راههای هدایت، ماه خود، ماه رمضان را قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام، ماهى که قرآن را در آن نازل کرد، براى هدایت مردم ... و مشخص شدن حق از باطل.»
🟪جا دارد در این شب عزیز اول ماه مبارک رمضان برای همه درگذشتگان و عزیزان مون که در جوار حق آرمیده اند، مخصوصا روح بلند خالق این اثر جاودانه دعای ربنا استاد شجریان هم نثار فاتحه ایی داشته باشیم. خداوند رحمت کند و روحشان را شاد گرداند.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
✅ حلول ماه مبارک رمضان، ماه هدایت و قیام و به پا خواستن برای اصلاح رفتار و اخلاق، ماه دوری از گناهان، ماه بندگی و فرصت خدایی شدن، مبارکباد...
🌺امام سجاد(ع)در توصیف ماه مبارک رمضان
می فرمایند: «سپاس خداى را که از جمله آن راههای هدایت، ماه خود، ماه رمضان را قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام، ماهى که قرآن را در آن نازل کرد، براى هدایت مردم ... و مشخص شدن حق از باطل.»
🟪جا دارد در این شب عزیز اول ماه مبارک رمضان برای همه درگذشتگان و عزیزان مون که در جوار حق آرمیده اند، مخصوصا روح بلند خالق این اثر جاودانه دعای ربنا استاد شجریان هم نثار فاتحه ایی داشته باشیم. خداوند رحمت کند و روحشان را شاد گرداند.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕کتاب پنجمین فرمان که محتوای آن به آموزش مفاهیم مرتبط با سازمان یادگیرنده و نیز مبانی تفکر سیستمی میپردازد، در سال ۱۹۹۰ نوشته شده است. این کتاب برای یک مخاطب فرضی تدوین شده است که علاقمند است سازمان خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کند.
🔰پیام کلی پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان این است که هیچ سازمانی نمی تواند برای رشد و پیشرفت خود، فقط به تعداد محدود و معدودی از کارکنان خود تکیه کند. بلکه باید همهی اعضای یک سازمان بیاموزند که با هم کار کنند و دنیای بیرون و مشکلات درونی خود را از نگاهی تازه ببینند.
🔷پیتر سنگه در این کتاب، توضیح می دهد که اگر کسی میخواهد یک سازمان یادگیرنده بنا کند (یا سازمان فعلی خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کند) باید در ایجاد و توسعهی پنج حوزه، سرمایه گذاری نماید
🔻 تسلط فردی: اگه به دنبال سازمانی توانا هستیم اولین قدم داشتن کارمندان تواناست.
🔻 مدل ذهنی: اگه یه مدیر خوشبینی یا بدبینی مفرط و اشتباه داشته باشه سازمانش رو منحرف میکنه پس با روشهایی باید مدل ذهنی رو تصحیح کرد.
🔻 ایجاد چشم انداز مشترک: اگه مدیر بتونه چیزی رو که تو ذهن داره برای همکاران توضیح بده به یک "آرمان گروهی" میرسند و با انگیزه بیشتری کار میکنن.
🔻 یادگیری تیمی: سنگبنای یادگیری تو سازمانها تیمها هستن.
🔻 تفکر سیستمی: مهمترین فرمان در خلق سازمان یادگیرنده است. مثلا اگه بخش فروش یه شرکت مشکل داشته باشه سایر بخشها نباید فکر کنن به اونها ربطی نداره چون همه تو یه کشتی هستن و اگه یه جای کشتی سوراخ بشه همه باهم غرق میشن.
🔷 خلاصه کتاب ارزشمند پنجمین فرمان به پیوست ایفاد میگردد .
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰پیام کلی پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان این است که هیچ سازمانی نمی تواند برای رشد و پیشرفت خود، فقط به تعداد محدود و معدودی از کارکنان خود تکیه کند. بلکه باید همهی اعضای یک سازمان بیاموزند که با هم کار کنند و دنیای بیرون و مشکلات درونی خود را از نگاهی تازه ببینند.
🔷پیتر سنگه در این کتاب، توضیح می دهد که اگر کسی میخواهد یک سازمان یادگیرنده بنا کند (یا سازمان فعلی خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کند) باید در ایجاد و توسعهی پنج حوزه، سرمایه گذاری نماید
🔻 تسلط فردی: اگه به دنبال سازمانی توانا هستیم اولین قدم داشتن کارمندان تواناست.
🔻 مدل ذهنی: اگه یه مدیر خوشبینی یا بدبینی مفرط و اشتباه داشته باشه سازمانش رو منحرف میکنه پس با روشهایی باید مدل ذهنی رو تصحیح کرد.
🔻 ایجاد چشم انداز مشترک: اگه مدیر بتونه چیزی رو که تو ذهن داره برای همکاران توضیح بده به یک "آرمان گروهی" میرسند و با انگیزه بیشتری کار میکنن.
🔻 یادگیری تیمی: سنگبنای یادگیری تو سازمانها تیمها هستن.
🔻 تفکر سیستمی: مهمترین فرمان در خلق سازمان یادگیرنده است. مثلا اگه بخش فروش یه شرکت مشکل داشته باشه سایر بخشها نباید فکر کنن به اونها ربطی نداره چون همه تو یه کشتی هستن و اگه یه جای کشتی سوراخ بشه همه باهم غرق میشن.
🔷 خلاصه کتاب ارزشمند پنجمین فرمان به پیوست ایفاد میگردد .
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پنجمین فرمان .pdf
344.7 KB
🔷 خلاصه کتاب ارزشمند پنجمین فرمان اثر پیتر سنگه به پیوست ایفاد میگردد .
📕کتاب پنجمین فرمان که محتوای آن به آموزش مفاهیم مرتبط با سازمان یادگیرنده و نیز مبانی تفکر سیستمی میپردازد، در سال ۱۹۹۰ نوشته شده است. این کتاب برای یک مخاطب فرضی تدوین شده است که علاقمند است سازمان خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کند.
🔰پیام کلی پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان این است که هیچ سازمانی نمی تواند برای رشد و پیشرفت خود، فقط به تعداد محدود و معدودی از کارکنان خود تکیه کند. بلکه باید همهی اعضای یک سازمان بیاموزند که با هم کار کنند و دنیای بیرون و مشکلات درونی خود را از نگاهی تازه ببینند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕کتاب پنجمین فرمان که محتوای آن به آموزش مفاهیم مرتبط با سازمان یادگیرنده و نیز مبانی تفکر سیستمی میپردازد، در سال ۱۹۹۰ نوشته شده است. این کتاب برای یک مخاطب فرضی تدوین شده است که علاقمند است سازمان خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کند.
🔰پیام کلی پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان این است که هیچ سازمانی نمی تواند برای رشد و پیشرفت خود، فقط به تعداد محدود و معدودی از کارکنان خود تکیه کند. بلکه باید همهی اعضای یک سازمان بیاموزند که با هم کار کنند و دنیای بیرون و مشکلات درونی خود را از نگاهی تازه ببینند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰تمرین روزانه تفکر سیستمی
تفکر سیستمی از جمله بحثها و موضوعاتی است که نمیتوان برای آن پایانی متصوّر شد. به طور کلی تمرین برای سیستمی اندیشیدن را میتوان به دو دسته فردی و گروهی تقسیم کرد. در ادامه هر دو دسته را بررسی میکنیم.
🔹تمرین های فردی
تبدیل شدن به یک متفکر سیستمی نیازمند تعهدی قوی نسبت به توسعه آگاهی و مهارت های خود است.
🔷۱. سوالات متفاوتی بپرسیم:
تفکر سیستمی چارچوبی را ارائه میکند تا به کمک آن مشکلات را تعریف و حل کنیم. برای تمرین اینکه با رویکردی سیستمیتر بیندیشیم، باید به سوالاتی که میپرسیم توجه داشته باشیم. سوالاتی کمک کننده هستند که: ساختار زیربنایی روابط یا الگوهای رفتاری را که در طول زمان شکل میگیرند، هدف قرار دهد. توجه ما را نسبت به تاخیرهای بالقوه، فرآیندهای تقویتی یا تعادلی و عواقب نا خواسته جلب کنند.با آنها بتوانیم بازههای زمانی که روی موضوع تمرکز میکنیم و نحوه درک دیگران نسبت به موقعیتها را متوجه شویم.
🔷۲. زمان را متفاوت تجربه کنیم
وقتی با مشکلات پیچیده مواجه میشویم، معمولاً شدیداً تحت تاثیر پیام جامعه درباره این هستیم که زمان کافی شامل چیست؟ به همین خاطر تمرکز روی بازههای زمانی کوتاهتر رایج است. برای مقابله با آن باید افق زمانی که در نظر داریم را برای خود شفاف کنیم. برای مثال آیا رفتار قیمت نفت در مدت دو ماه برایتان جذاب است یا دو سال؟ افق زمانی مناسب برای فهم تاثیر زبالههای اتمی روی محیط زیست چقدر است؟ همچنین باید فهم خود را نسبت به آنچه شامل “حال” میشود نیز تغییر دهیم. سعی میکنیم بلوک بزرگتری از زمان را به عنوان “اکنون” در نظر بگیریم. مثلا یک سال قبل و یک سال بعد.
از خودمان میپرسیم، یک سال پیش چه اتفاقی میافتاد. الآن چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ یک سال آینده چه چیزی برایمان خواهد داشت؟ با گسترش دادن حس خود از “اکنون” میتوانیم روابط متقابلی را دریابیم که پیش از آن قادر نبودیم. سرعت را کاهش میدهیم تا بتوانیم به خوبی با سیستمی که دوست داریم آن را بفهمیم، هماهنگ شویم. در کتاب پنجمین فرمان آقای پیتر سنگه، به این اشاره میکند که آرام گرفتن را بیاموزیم؛ فرآیندهای تدریجی نیازمند کاهش سرعت و آشفتگی ما هستند و این که به موارد پنهان مانند موارد ناگهانی و آشکار توجه کنیم (مثل نزول تدریجی استاندارها). گاهی باید بیرون قدمی بزنیم یا چند دقیقه زیر درختی بنشینیم. شاید سایهها کنار رود، برگی از درخت بیافتد و آنچه نادیدنی بود را با آرام گرفتن ببینیم.
🔷۳. سیستم های اطراف خود را ببینیم
باید سعی کنیم حلقههای بازخورد را در موقعیتهای روزانه ببینیم. مثلاً ممکن است شرکتمان محصولی را عرضه کرده باشد و بعد از یک افزایش، فروش آن ثابت شده باشد. چنین چیزی احتمال نشاندهنده حضور یک فرآیند تقویتی است که با یک فرآیند تعادلی مواجه شده است (همان آرکتایپ محدودیتهای موفقیت).
اگر حس کنیم که مانند یک یویو بین دو سر یک طیف در رفت و برگشت هستیم، احتمالاً درگیر یک حلقه تعادلی با تاخیر شدهایم. میتوانیم نگاهی به فرآیندهای سیستمی در زندگی شخصی خود هم داشته باشیم. مثل تاثیری که اقداماتمان روی خانواده یا سیستم فیزیولوژیکی خود دارد.اگر زمانی که ناراحت هستیم به اطرافیان خود بازخورد دهیم و آنها در جریان بگذاریم، چه تفاوتی با زمانی دارد که صرفا بداخلاقی کنیم. یا اگر هنگام تنظیم دمای آب دوش اندکی صبور باشیم و آب گرم را به سرعت باز و بست نکنیم، چقدر از سوختن و یخ زدنمان کم میشود؟
🔷۴. هر روز یا هر هفته یک حلقه بکشیم
هر روز صبح بنشینیم و در کنار لیوان چایی، یک روزنامه، یک برگه کاغذ و یک خودکار داشته باشیم و به دنبال اخباری بگردیم که میتوان علت ها را در آن مشخص کرد.
داستانهایی را جست و جو میکنیم که نشاندهنده یک الگوی رفتاری در طول زمان هستند. مثلاٌ بیکاری که در طول چند سال افزایش داشته است و خانوادههایی که به پایین خط فقر رفتهاند. سپس ساختار سیستمی را رسم میکنیم که ظاهرا در حال تولید چنین الگوهایی است. این کار تمرینی عالی برای شناسایی ساختارهای سیستمی و تسلط یافتن بر رسم نمودارهای علت و معلولی است.مثلاً روزنامه دنیای اقتصاد منبعی غنی از داستانهای سیستمی است.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تفکر سیستمی از جمله بحثها و موضوعاتی است که نمیتوان برای آن پایانی متصوّر شد. به طور کلی تمرین برای سیستمی اندیشیدن را میتوان به دو دسته فردی و گروهی تقسیم کرد. در ادامه هر دو دسته را بررسی میکنیم.
🔹تمرین های فردی
تبدیل شدن به یک متفکر سیستمی نیازمند تعهدی قوی نسبت به توسعه آگاهی و مهارت های خود است.
🔷۱. سوالات متفاوتی بپرسیم:
تفکر سیستمی چارچوبی را ارائه میکند تا به کمک آن مشکلات را تعریف و حل کنیم. برای تمرین اینکه با رویکردی سیستمیتر بیندیشیم، باید به سوالاتی که میپرسیم توجه داشته باشیم. سوالاتی کمک کننده هستند که: ساختار زیربنایی روابط یا الگوهای رفتاری را که در طول زمان شکل میگیرند، هدف قرار دهد. توجه ما را نسبت به تاخیرهای بالقوه، فرآیندهای تقویتی یا تعادلی و عواقب نا خواسته جلب کنند.با آنها بتوانیم بازههای زمانی که روی موضوع تمرکز میکنیم و نحوه درک دیگران نسبت به موقعیتها را متوجه شویم.
🔷۲. زمان را متفاوت تجربه کنیم
وقتی با مشکلات پیچیده مواجه میشویم، معمولاً شدیداً تحت تاثیر پیام جامعه درباره این هستیم که زمان کافی شامل چیست؟ به همین خاطر تمرکز روی بازههای زمانی کوتاهتر رایج است. برای مقابله با آن باید افق زمانی که در نظر داریم را برای خود شفاف کنیم. برای مثال آیا رفتار قیمت نفت در مدت دو ماه برایتان جذاب است یا دو سال؟ افق زمانی مناسب برای فهم تاثیر زبالههای اتمی روی محیط زیست چقدر است؟ همچنین باید فهم خود را نسبت به آنچه شامل “حال” میشود نیز تغییر دهیم. سعی میکنیم بلوک بزرگتری از زمان را به عنوان “اکنون” در نظر بگیریم. مثلا یک سال قبل و یک سال بعد.
از خودمان میپرسیم، یک سال پیش چه اتفاقی میافتاد. الآن چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ یک سال آینده چه چیزی برایمان خواهد داشت؟ با گسترش دادن حس خود از “اکنون” میتوانیم روابط متقابلی را دریابیم که پیش از آن قادر نبودیم. سرعت را کاهش میدهیم تا بتوانیم به خوبی با سیستمی که دوست داریم آن را بفهمیم، هماهنگ شویم. در کتاب پنجمین فرمان آقای پیتر سنگه، به این اشاره میکند که آرام گرفتن را بیاموزیم؛ فرآیندهای تدریجی نیازمند کاهش سرعت و آشفتگی ما هستند و این که به موارد پنهان مانند موارد ناگهانی و آشکار توجه کنیم (مثل نزول تدریجی استاندارها). گاهی باید بیرون قدمی بزنیم یا چند دقیقه زیر درختی بنشینیم. شاید سایهها کنار رود، برگی از درخت بیافتد و آنچه نادیدنی بود را با آرام گرفتن ببینیم.
🔷۳. سیستم های اطراف خود را ببینیم
باید سعی کنیم حلقههای بازخورد را در موقعیتهای روزانه ببینیم. مثلاً ممکن است شرکتمان محصولی را عرضه کرده باشد و بعد از یک افزایش، فروش آن ثابت شده باشد. چنین چیزی احتمال نشاندهنده حضور یک فرآیند تقویتی است که با یک فرآیند تعادلی مواجه شده است (همان آرکتایپ محدودیتهای موفقیت).
اگر حس کنیم که مانند یک یویو بین دو سر یک طیف در رفت و برگشت هستیم، احتمالاً درگیر یک حلقه تعادلی با تاخیر شدهایم. میتوانیم نگاهی به فرآیندهای سیستمی در زندگی شخصی خود هم داشته باشیم. مثل تاثیری که اقداماتمان روی خانواده یا سیستم فیزیولوژیکی خود دارد.اگر زمانی که ناراحت هستیم به اطرافیان خود بازخورد دهیم و آنها در جریان بگذاریم، چه تفاوتی با زمانی دارد که صرفا بداخلاقی کنیم. یا اگر هنگام تنظیم دمای آب دوش اندکی صبور باشیم و آب گرم را به سرعت باز و بست نکنیم، چقدر از سوختن و یخ زدنمان کم میشود؟
🔷۴. هر روز یا هر هفته یک حلقه بکشیم
هر روز صبح بنشینیم و در کنار لیوان چایی، یک روزنامه، یک برگه کاغذ و یک خودکار داشته باشیم و به دنبال اخباری بگردیم که میتوان علت ها را در آن مشخص کرد.
داستانهایی را جست و جو میکنیم که نشاندهنده یک الگوی رفتاری در طول زمان هستند. مثلاٌ بیکاری که در طول چند سال افزایش داشته است و خانوادههایی که به پایین خط فقر رفتهاند. سپس ساختار سیستمی را رسم میکنیم که ظاهرا در حال تولید چنین الگوهایی است. این کار تمرینی عالی برای شناسایی ساختارهای سیستمی و تسلط یافتن بر رسم نمودارهای علت و معلولی است.مثلاً روزنامه دنیای اقتصاد منبعی غنی از داستانهای سیستمی است.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈بهشت فنلاند سرزمین خوشبختی!
🔹مصداق بارز آن گفته حضرت خیام"این نقد بگیر، دست از آن نسیه بدار"
🔹فنلاند کشوری است بالای مدار ۶۰ درجه شمالی، سرزمینی یخزده، کم نور و کم آفتاب که در برخی از مناطق دارای بلندی روز در ازای هر روز ۷۳ روز است و بلعکس در ازای هر شب در زمستان، ۵۳ شب.
🔹خاک فنلاند در زمستان یخزده و در تابستان باتلاقی (توندرا) است. طبیعت در این کشور، ناجوانمردانه گرما، نور و خاک حاصلخیز را به مقدار زیادی از فنلاند دریغ کرده است. آخرین دشنه را هم "استیو جابز" به پیکر این کشور وارد کرد، که اپل را بجای نوکیا، که ۲۵ درصد اقتصاد فنلاند را تشکیل می داد در جهان جا انداخت.
🔹بازار چوب هم که دهها سال بود اقتصاد فنلاند بر پایه آن می چرخید، در حال حاضر از شرایط خوبی برخوردار نیست.
🔹اما و هزار اما.... با این همه ستم وارده از سوی طبیعت و استیو جابز، امروز فنلاند بنا به نظر اکثر کارشناسان از "پیشرفته ترین" دولت - ملت های روی زمین به حساب می آید. شاید بپرسید چگونه؟ به دلایل زیر:
⬅️۱. تنها کشور منطقه یورو است که از دیدگاه اعتبار و درستی سنجی، دارای درجه فوق تصور (AAA) است؛ این یعنی موقعیت بسیار پایدار. رکوردی دیوانه کننده و منحصر به فرد در جهان!
⬅️۲. از دیدگاه "شاخص فساد"، فنلاند به همراه دانمارک و نیوزلند، از پاک ترین کشورهای جهان محسوب می شود و مسوولین اش بسیار درستکار و شرافتمند هستند.(یعنی اصلا" در این کشور هیچ دزدی و اختلاسی وجود ندارد!)
⬅️۳. با بیش از ۳۸۰۰۰ دلار آمریکا درآمد سرانه، در شمار مرفه ترین کشور های جهان است.
⬅️۴. امید به زندگی در زنان این کشور ۸۵ و در مردانش بالای ۸۲ سال است. یک رکورد شگفت انگیز..!!
⬅️۵. دارای سیستم سرتاسری تلویزیونی دیجیتال است، سال هاست که آنالوگ در این کشور از رده خارج شده است.
⬅️۶. فنلاند به همراه با نیوزلند، بیش از ۱۰۰ سال است که زنانش از حق رای و حق انتخاب و از تمام حقوق مساوی با مردان برخوردارند.
⬅️۷. رشد سالانه جمعیت در این کشور، تنها اندکی بالاتر از صفردرصد است.
⬅️۸. دارای بهترین و کامل ترین و پربازده ترین نظام آموزشی جهان است.
⬅️۹. در شاخص توسعه انسانی در چند دهه اخیر، فنلاند همواره رتبه اش بین یکم تا دهم بوده است.
⬅️۱۰. در فنلاند شمار سوناها و استخر بیش از تعداد خودروهاست.!
⬅️۱۱. در فنلاند از هر ۱۰۰ بطری شیشه مایعات دور ریز، همه ۱۰۰ تای آن بازیافت می شوند و از هر ۱۰ بطری پلاستیکی نیز، ۹ بطری اش بازیافت می شود.
⬅️۱۲. اگر قصد دارید با خودروی خود در سال 2030 میلادی به فنلاند سفر کنید، دچار مشکل می شوید.! چون آن زمان تمام خودرو ها در فنلاند با انرژی پاک تغذیه می شوند و پمپ بنزینی دیگر در این کشور وجود نخواهد داشت.!
⬅️۱۳. آموزش عالی تا مقطع دکترا در این کشور، حتا برای دانشجویان خارجی رایگان است.
⬅️۱۴. کشور فنلاند دارای معتبرترین گذرنامه بین المللی است. تقریبا" در همه جا بدون ویزا از شهروندان فنلاندی استقبال می شود.
⬅️۱۵. بیش از ۹۷ درصد از مردم فنلاند از ادیان ابراهیمی هیچ اطلاعاتی ندارند، اما اکثریت آنان تنها معتقدند که خدایی قطعا" موجودیت دارد و در سراسر این کشور تنها یک کنیسه و چهار کلیسا وجود دارد که غالبا" خلوت و بدون مراجعه کننده است!
⬅️۱۶. در فنلاند بیش از ۱۶ هزار کافه موسیقی و سالن های رقص و آواز و هنرهای تجسمی وجود دارد که عموما" پر رفت و آمد و شلوغ است.
⬅️۱۷. دادگاه ها در اکثر شهرهای این کشور از خلوت ترین ادارات و در برخی از شهرها، جمع آوری و تبدیل به کتابخانه شده است.!
⬅️۱۸. هر شهروند فنلاندی به محض تولد به حکم قانون تحت نظر یک پزشک متخصص، یک روانشناس، یک مربی ورزشی و یک وکیل حقوقی می شود.
⬅️۱۹. هر شهروند فنلاندی در طول زندگی خود دوبار حق دارد نام کوچک یا نام خانوادگی اش را به دلخواه تغییر دهد.
⬅️۲۰. هر شهروند فنلاندی این حق را دارد که پس از رسیدن به سن قانونی صاحب شغل شود، در غیراینصورت دولت موظف است او را دارای شغلی متناسب با تخصص و تحصیلاتش یا او را تامین مالی کند.
🔹این ها وهم و خیال نیست؛ امروز این یادداشت شما را به بهشت دموکراسی فراخوانده است.
🔹کشورهای چون فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک از صدرنشینان جدول کشورهای خوشبخت جهان اند. کشورهایی که مذهب در آن ها دارای کمترین نقش است. و از بی آزارترین کشورهای دنیا محسوب می شوند.
🔹کارشناسان علوم اجتماعی دو دلیل عمده را در خوشبختی مردمان این کشورها برمی شمارند:
1️⃣تمامی تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها در تمامی حوزه ها در این کشورها تنها با رهیافت های عقلی و علمی است.
2️⃣به وجوه احساسات آدمیان بهای درخوری می دهند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹مصداق بارز آن گفته حضرت خیام"این نقد بگیر، دست از آن نسیه بدار"
🔹فنلاند کشوری است بالای مدار ۶۰ درجه شمالی، سرزمینی یخزده، کم نور و کم آفتاب که در برخی از مناطق دارای بلندی روز در ازای هر روز ۷۳ روز است و بلعکس در ازای هر شب در زمستان، ۵۳ شب.
🔹خاک فنلاند در زمستان یخزده و در تابستان باتلاقی (توندرا) است. طبیعت در این کشور، ناجوانمردانه گرما، نور و خاک حاصلخیز را به مقدار زیادی از فنلاند دریغ کرده است. آخرین دشنه را هم "استیو جابز" به پیکر این کشور وارد کرد، که اپل را بجای نوکیا، که ۲۵ درصد اقتصاد فنلاند را تشکیل می داد در جهان جا انداخت.
🔹بازار چوب هم که دهها سال بود اقتصاد فنلاند بر پایه آن می چرخید، در حال حاضر از شرایط خوبی برخوردار نیست.
🔹اما و هزار اما.... با این همه ستم وارده از سوی طبیعت و استیو جابز، امروز فنلاند بنا به نظر اکثر کارشناسان از "پیشرفته ترین" دولت - ملت های روی زمین به حساب می آید. شاید بپرسید چگونه؟ به دلایل زیر:
⬅️۱. تنها کشور منطقه یورو است که از دیدگاه اعتبار و درستی سنجی، دارای درجه فوق تصور (AAA) است؛ این یعنی موقعیت بسیار پایدار. رکوردی دیوانه کننده و منحصر به فرد در جهان!
⬅️۲. از دیدگاه "شاخص فساد"، فنلاند به همراه دانمارک و نیوزلند، از پاک ترین کشورهای جهان محسوب می شود و مسوولین اش بسیار درستکار و شرافتمند هستند.(یعنی اصلا" در این کشور هیچ دزدی و اختلاسی وجود ندارد!)
⬅️۳. با بیش از ۳۸۰۰۰ دلار آمریکا درآمد سرانه، در شمار مرفه ترین کشور های جهان است.
⬅️۴. امید به زندگی در زنان این کشور ۸۵ و در مردانش بالای ۸۲ سال است. یک رکورد شگفت انگیز..!!
⬅️۵. دارای سیستم سرتاسری تلویزیونی دیجیتال است، سال هاست که آنالوگ در این کشور از رده خارج شده است.
⬅️۶. فنلاند به همراه با نیوزلند، بیش از ۱۰۰ سال است که زنانش از حق رای و حق انتخاب و از تمام حقوق مساوی با مردان برخوردارند.
⬅️۷. رشد سالانه جمعیت در این کشور، تنها اندکی بالاتر از صفردرصد است.
⬅️۸. دارای بهترین و کامل ترین و پربازده ترین نظام آموزشی جهان است.
⬅️۹. در شاخص توسعه انسانی در چند دهه اخیر، فنلاند همواره رتبه اش بین یکم تا دهم بوده است.
⬅️۱۰. در فنلاند شمار سوناها و استخر بیش از تعداد خودروهاست.!
⬅️۱۱. در فنلاند از هر ۱۰۰ بطری شیشه مایعات دور ریز، همه ۱۰۰ تای آن بازیافت می شوند و از هر ۱۰ بطری پلاستیکی نیز، ۹ بطری اش بازیافت می شود.
⬅️۱۲. اگر قصد دارید با خودروی خود در سال 2030 میلادی به فنلاند سفر کنید، دچار مشکل می شوید.! چون آن زمان تمام خودرو ها در فنلاند با انرژی پاک تغذیه می شوند و پمپ بنزینی دیگر در این کشور وجود نخواهد داشت.!
⬅️۱۳. آموزش عالی تا مقطع دکترا در این کشور، حتا برای دانشجویان خارجی رایگان است.
⬅️۱۴. کشور فنلاند دارای معتبرترین گذرنامه بین المللی است. تقریبا" در همه جا بدون ویزا از شهروندان فنلاندی استقبال می شود.
⬅️۱۵. بیش از ۹۷ درصد از مردم فنلاند از ادیان ابراهیمی هیچ اطلاعاتی ندارند، اما اکثریت آنان تنها معتقدند که خدایی قطعا" موجودیت دارد و در سراسر این کشور تنها یک کنیسه و چهار کلیسا وجود دارد که غالبا" خلوت و بدون مراجعه کننده است!
⬅️۱۶. در فنلاند بیش از ۱۶ هزار کافه موسیقی و سالن های رقص و آواز و هنرهای تجسمی وجود دارد که عموما" پر رفت و آمد و شلوغ است.
⬅️۱۷. دادگاه ها در اکثر شهرهای این کشور از خلوت ترین ادارات و در برخی از شهرها، جمع آوری و تبدیل به کتابخانه شده است.!
⬅️۱۸. هر شهروند فنلاندی به محض تولد به حکم قانون تحت نظر یک پزشک متخصص، یک روانشناس، یک مربی ورزشی و یک وکیل حقوقی می شود.
⬅️۱۹. هر شهروند فنلاندی در طول زندگی خود دوبار حق دارد نام کوچک یا نام خانوادگی اش را به دلخواه تغییر دهد.
⬅️۲۰. هر شهروند فنلاندی این حق را دارد که پس از رسیدن به سن قانونی صاحب شغل شود، در غیراینصورت دولت موظف است او را دارای شغلی متناسب با تخصص و تحصیلاتش یا او را تامین مالی کند.
🔹این ها وهم و خیال نیست؛ امروز این یادداشت شما را به بهشت دموکراسی فراخوانده است.
🔹کشورهای چون فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک از صدرنشینان جدول کشورهای خوشبخت جهان اند. کشورهایی که مذهب در آن ها دارای کمترین نقش است. و از بی آزارترین کشورهای دنیا محسوب می شوند.
🔹کارشناسان علوم اجتماعی دو دلیل عمده را در خوشبختی مردمان این کشورها برمی شمارند:
1️⃣تمامی تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها در تمامی حوزه ها در این کشورها تنها با رهیافت های عقلی و علمی است.
2️⃣به وجوه احساسات آدمیان بهای درخوری می دهند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕معرفی کتاب: رقص تغییر, اثر؛ پیتر سنگه
🔰رقص تغییر با استناد به تجارب شرکت هایی که تغییرات پایدار را تجربه کرده اند، نشان می دهد چگونه تغییر ارزش ها، آرزوها و رفتارهای افراد با تغییرات بیرونی فرآیندها، استراتژی ها، فعالیت ها و سیستم ها ترکیب می شود. این کتاب با رویکرد سیستمی، به مدیران عامل، مدیران عملیاتی، مدیران شبکه و اجرایی و همچنین مشاوران کمک می کند تا شیوه تفکر خود را در مورد تغییر، تغییر بدهند. خواندن این کتاب برای تمام کسانی که می خواهند سازمانی پویا و اثربخش داشته باشند، ضروری است.
📕کتاب رقص تغییر ، ده چالش مهمی را که اقدامات تغییر در مراحل مختلف آغاز، تثبیت و بازنگری با آن مواجه میشوند، شناسایی و تحلیل کرده است.
🔰تغییر پایدار از تحمیل خواست به دیگران ناشی نمی شود. ترس می تواند محرک بسیاری از تغییرات باشد، اما این تغییرات عمری کوتاه دارند و فقط تا وقتی ترس وجود دارد، دوام می آورند. تغییراتی که افراد نسبت به آن ها احساس تعهد درونی نمی کنند، تخیل، خواست خطر کردن، شکیبایی، پشتکار و نهایتا یادگیری را که هر تغییر عمده ای بی تردید به آن ها نیاز دارد، به دنبال ندارند.
🆔@Competentmanagets
🔰رقص تغییر با استناد به تجارب شرکت هایی که تغییرات پایدار را تجربه کرده اند، نشان می دهد چگونه تغییر ارزش ها، آرزوها و رفتارهای افراد با تغییرات بیرونی فرآیندها، استراتژی ها، فعالیت ها و سیستم ها ترکیب می شود. این کتاب با رویکرد سیستمی، به مدیران عامل، مدیران عملیاتی، مدیران شبکه و اجرایی و همچنین مشاوران کمک می کند تا شیوه تفکر خود را در مورد تغییر، تغییر بدهند. خواندن این کتاب برای تمام کسانی که می خواهند سازمانی پویا و اثربخش داشته باشند، ضروری است.
📕کتاب رقص تغییر ، ده چالش مهمی را که اقدامات تغییر در مراحل مختلف آغاز، تثبیت و بازنگری با آن مواجه میشوند، شناسایی و تحلیل کرده است.
🔰تغییر پایدار از تحمیل خواست به دیگران ناشی نمی شود. ترس می تواند محرک بسیاری از تغییرات باشد، اما این تغییرات عمری کوتاه دارند و فقط تا وقتی ترس وجود دارد، دوام می آورند. تغییراتی که افراد نسبت به آن ها احساس تعهد درونی نمی کنند، تخیل، خواست خطر کردن، شکیبایی، پشتکار و نهایتا یادگیری را که هر تغییر عمده ای بی تردید به آن ها نیاز دارد، به دنبال ندارند.
🆔@Competentmanagets
رقص تغییر .pdf
680.9 KB
📕به پیوست خلاصه کتاب ارزشمند «رقص تغییر» اثر پیتر سنگه تقدیم میگردد .
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from دغدغه ایران
موقع خواندن این کتاب است
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کشورها چه میکنند وقتی که با بحران روبهرو میشوند؟ کشورهای موفق در مقابل بحرانهای ملی چه کارهایی انجام دادهاند؟
✅ بحران کرونا جهان را فراگرفته و برای بسیاری از کشورها نظیر ایران ما، بحرانی عظیم است. ایران ما علاوه بر کرونا، با بحران اقتصادی، تحریمها، وضع ناخوشایند سرمایه اجتماعی، تنش در سیاست خارجی، پایین آمدن قیمت نفت، بیش از یک دهه کاهش نرخ سرمایهگذاری، چند دهه تورم دورقمی و ناکافی بودن رشد اقتصادی هم مواجه است. اینها همه میتوانند بحران ملی باشند یا به بحرانهای ملی تبدیل شوند.
✅ اگر کتابی، تلاش علمی خوبی برای پاسخ دادن به این دو سؤال باشد، ارزش خواندن دارد. کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» نوشته «جِرد دایموند» (که پیش از این کتاب ارزشمند فروپاشی هم از او به فارسی ترجمه شده) کتابی است که با وصف فوق الان باید خواند.
✅ جرد دایموند کتاب را با بحثی درباره بحرانهای شخصی زندگی افراد و یافتههای رواندرمانی برای غلبه بر این نوع بحرانها شروع میکند. بحرانهای شخصی «نقطه عطف» هستند. «نقطه عطف ما را در تنگنا میگذارد تا روشهای جدیدی طراحی کنیم، زیرا ثابت شده است که روشهای پیشین برای رفع مشکلات، از عهده چالش مورد نظر برنمیآیند.» (ص. 20)
✅ او نشان میدهد که برای غلبه بر بحرانهای شخصی در زندگی باید دوازده اقدام صورت گیرد. (ص. 60) دایموند سپس شباهتها و تفاوتهای بین افراد و کشورها را بررسی کرده و به فهرست دوازده «عامل مرتبط با پیآمدهای بحرانهای ملی» میرسد. او نُه عامل را بین افراد و کشورها مشترک تشخیص داده و سه عامل را به صورت استعارههایی برای مقابله با بحرانهای ملی بهکار میگیرد. نه عامل مشترک خیلی خلاصه عبارتند از:
🔹 یک. اجماع ملی درباره در بحران قرار گرفتن کشور (تصدیق یا انکار)
🔹 دو. پذیرش مسئولیت ملی برای اقدام کردن (پذیرش مسئولیت یا به گردن دیگران انداختن تقصیر)
🔹 سه. حصارسازی و تعیین حدود آن دسته مشکلات ملی که باید رفع شوند (تعیین آن سیاستها و نهادهایی که باید تغییر کنند یا غفلت از تغییر)
🔹 چهار. دریافت کمک مادی و مالی از سایر کشورها
🔹 پنج. توسل به سایر کشورها به عنوان الگو برای چگونگی حل کردن مشکلات (الگوبرداری کردن)
🔹 هفت. خودسنجی صادقانه (اندازهگیری صادقانه تواناییها، و کسب درک و شناختی از حدود خویش)
🔹 هشت. تجربه تاریخی از بحرانهای ملی پیشین (درسآموزی از بحرانهای گذشته)
🔹 نُه. پرداختن به ناکامی ملی (بررسی شکستهای گذشته و شوق کشف راهحلهای جدید، یا اصرار بر همان روشهای قدیمی)
🔹 دوازده. رهایی از قیود جغرافیایی-سیاسی (هر کشوری محدودیتهایی دارد و باید به رها شدن از برخی و شناخت محدودیتهای غیرقابل تغییر بیندیشد و به اجماع برسد.)
✅ سه عامل هم که دایموند به شکل استعاری از حیطه شخصی به سطح ملی میکشاند عبارتند از:
🔹 شش. هویت ملی (متناظر با صلابت نفس در سطح فردی، و ترکیبی از مشخصههای زبانی، فرهنگی و تاریخی منحصربهفرد کشورهاست.)
🔹 ده. انعطافپذیری (برخلاف سطح شخصی، انعطافپذیری برای کشورها در موقعیتهای خاص تعریف میشود و بخشی از هویت کشور نیست.)
🔹 یازده. ارزشهای اساسی (هر کشور دارای ارزشهای اساسی است که رعایت کردنشان حیثیتی است.)
✅ دایموند سپس در فصول دو تا هفت، تاریخ معاصر کشورهای فنلاند، ژاپن، شیلی، اندونزی، آلمان بعد از جنگ جهانی دوم و استرالیا را بررسی میکند. فصول هشتم تا دهم مشکلات پیش روی ژاپن و آمریکا را بررسی میکند و در فصل یازدهم به مشکلات پیش روی جهان میپردازد. آخرین بخش کتاب به درسها، پرسشها و چشمانداز او از عوامل بررسیشده و دستآورد کتاب او میپردازد.
✅ کتاب اگرچه به اذعان نویسندهاش از نوع انتخاب کشورهای بررسیشده رنج میبرد و هفت کشور شاخص همه کشورهای جهان نیستند و تحلیل عمیقتری از دادههای مربوط به هر کشور را نیز طلب میکند، اما حاوی بینشهای عمیقی است.
✅ الگوی نظری دوازده عاملی دایموند را میتوان برای تحلیل شرایط کشورها در مقابل بحرانها و پاسخ دادن به این پرسش که «کدام کشورها میتوانند از بحرانهایشان با موفقیت عبور کنند و آیندهای بهتر بسازند؟» استفاده کرد. این دقیقاً همان پرسشی است که پیش روی ایران ماست.
✅ خواندن این کتاب برای عموم کتابخوان، مقامات سیاسی و محققان علوم سیاسی، اقتصاد، جامعهشناسی، سیاستگذاری عمومی و رشتههای مرتبط، جذاب و تأملبرانگیز است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/B_QTY4hJnrO/?igshid=7pjy73d6a0rd
معرفی کتاب فروپاشی نوشته جرد دایموند.
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کشورها چه میکنند وقتی که با بحران روبهرو میشوند؟ کشورهای موفق در مقابل بحرانهای ملی چه کارهایی انجام دادهاند؟
✅ بحران کرونا جهان را فراگرفته و برای بسیاری از کشورها نظیر ایران ما، بحرانی عظیم است. ایران ما علاوه بر کرونا، با بحران اقتصادی، تحریمها، وضع ناخوشایند سرمایه اجتماعی، تنش در سیاست خارجی، پایین آمدن قیمت نفت، بیش از یک دهه کاهش نرخ سرمایهگذاری، چند دهه تورم دورقمی و ناکافی بودن رشد اقتصادی هم مواجه است. اینها همه میتوانند بحران ملی باشند یا به بحرانهای ملی تبدیل شوند.
✅ اگر کتابی، تلاش علمی خوبی برای پاسخ دادن به این دو سؤال باشد، ارزش خواندن دارد. کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده» نوشته «جِرد دایموند» (که پیش از این کتاب ارزشمند فروپاشی هم از او به فارسی ترجمه شده) کتابی است که با وصف فوق الان باید خواند.
✅ جرد دایموند کتاب را با بحثی درباره بحرانهای شخصی زندگی افراد و یافتههای رواندرمانی برای غلبه بر این نوع بحرانها شروع میکند. بحرانهای شخصی «نقطه عطف» هستند. «نقطه عطف ما را در تنگنا میگذارد تا روشهای جدیدی طراحی کنیم، زیرا ثابت شده است که روشهای پیشین برای رفع مشکلات، از عهده چالش مورد نظر برنمیآیند.» (ص. 20)
✅ او نشان میدهد که برای غلبه بر بحرانهای شخصی در زندگی باید دوازده اقدام صورت گیرد. (ص. 60) دایموند سپس شباهتها و تفاوتهای بین افراد و کشورها را بررسی کرده و به فهرست دوازده «عامل مرتبط با پیآمدهای بحرانهای ملی» میرسد. او نُه عامل را بین افراد و کشورها مشترک تشخیص داده و سه عامل را به صورت استعارههایی برای مقابله با بحرانهای ملی بهکار میگیرد. نه عامل مشترک خیلی خلاصه عبارتند از:
🔹 یک. اجماع ملی درباره در بحران قرار گرفتن کشور (تصدیق یا انکار)
🔹 دو. پذیرش مسئولیت ملی برای اقدام کردن (پذیرش مسئولیت یا به گردن دیگران انداختن تقصیر)
🔹 سه. حصارسازی و تعیین حدود آن دسته مشکلات ملی که باید رفع شوند (تعیین آن سیاستها و نهادهایی که باید تغییر کنند یا غفلت از تغییر)
🔹 چهار. دریافت کمک مادی و مالی از سایر کشورها
🔹 پنج. توسل به سایر کشورها به عنوان الگو برای چگونگی حل کردن مشکلات (الگوبرداری کردن)
🔹 هفت. خودسنجی صادقانه (اندازهگیری صادقانه تواناییها، و کسب درک و شناختی از حدود خویش)
🔹 هشت. تجربه تاریخی از بحرانهای ملی پیشین (درسآموزی از بحرانهای گذشته)
🔹 نُه. پرداختن به ناکامی ملی (بررسی شکستهای گذشته و شوق کشف راهحلهای جدید، یا اصرار بر همان روشهای قدیمی)
🔹 دوازده. رهایی از قیود جغرافیایی-سیاسی (هر کشوری محدودیتهایی دارد و باید به رها شدن از برخی و شناخت محدودیتهای غیرقابل تغییر بیندیشد و به اجماع برسد.)
✅ سه عامل هم که دایموند به شکل استعاری از حیطه شخصی به سطح ملی میکشاند عبارتند از:
🔹 شش. هویت ملی (متناظر با صلابت نفس در سطح فردی، و ترکیبی از مشخصههای زبانی، فرهنگی و تاریخی منحصربهفرد کشورهاست.)
🔹 ده. انعطافپذیری (برخلاف سطح شخصی، انعطافپذیری برای کشورها در موقعیتهای خاص تعریف میشود و بخشی از هویت کشور نیست.)
🔹 یازده. ارزشهای اساسی (هر کشور دارای ارزشهای اساسی است که رعایت کردنشان حیثیتی است.)
✅ دایموند سپس در فصول دو تا هفت، تاریخ معاصر کشورهای فنلاند، ژاپن، شیلی، اندونزی، آلمان بعد از جنگ جهانی دوم و استرالیا را بررسی میکند. فصول هشتم تا دهم مشکلات پیش روی ژاپن و آمریکا را بررسی میکند و در فصل یازدهم به مشکلات پیش روی جهان میپردازد. آخرین بخش کتاب به درسها، پرسشها و چشمانداز او از عوامل بررسیشده و دستآورد کتاب او میپردازد.
✅ کتاب اگرچه به اذعان نویسندهاش از نوع انتخاب کشورهای بررسیشده رنج میبرد و هفت کشور شاخص همه کشورهای جهان نیستند و تحلیل عمیقتری از دادههای مربوط به هر کشور را نیز طلب میکند، اما حاوی بینشهای عمیقی است.
✅ الگوی نظری دوازده عاملی دایموند را میتوان برای تحلیل شرایط کشورها در مقابل بحرانها و پاسخ دادن به این پرسش که «کدام کشورها میتوانند از بحرانهایشان با موفقیت عبور کنند و آیندهای بهتر بسازند؟» استفاده کرد. این دقیقاً همان پرسشی است که پیش روی ایران ماست.
✅ خواندن این کتاب برای عموم کتابخوان، مقامات سیاسی و محققان علوم سیاسی، اقتصاد، جامعهشناسی، سیاستگذاری عمومی و رشتههای مرتبط، جذاب و تأملبرانگیز است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/B_QTY4hJnrO/?igshid=7pjy73d6a0rd
معرفی کتاب فروپاشی نوشته جرد دایموند.
Instagram
@daghdagheh_iran
.
آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده
.
این کتاب بررسی تطبیقی تاریخی نقاط عطف و مواجهه با بحرانهای ملی در هفت کشور است: فنلاند، ژاپن، اندونزی، آلمان، شیلی، استرالیا و آمریکا.
.
کتاب با بررسی روان درمانگری بحران در افراد و عوامل مؤثر بر درمان بحرانهای…
آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحرانزده
.
این کتاب بررسی تطبیقی تاریخی نقاط عطف و مواجهه با بحرانهای ملی در هفت کشور است: فنلاند، ژاپن، اندونزی، آلمان، شیلی، استرالیا و آمریکا.
.
کتاب با بررسی روان درمانگری بحران در افراد و عوامل مؤثر بر درمان بحرانهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️برخلاف سیستم آموزشی در کشور ایران که سعی میشود با مدنظر قراردادن خصوصیات فردی افراد، به تقویت آنها بپردازد. در کشور ژاپن، افراد مختلف همچون اجزایی در درون سیستم درنظرگرفته میشوند، که باید در ارتباط با هم بتوانند هدف و مأموریت خود را به نحو احسن انجام دهند.
🔰با مدیران شایسته همراه باشید
🆔@Competentmanagers
🔰با مدیران شایسته همراه باشید
🆔@Competentmanagers
🔰 لزوم سیستم سازی ؛ _بخش اول_
⛔️به نظر شما چرا در جامعه ایران اینقدر بحث بر سر اشخاص و چهره هاست؟
⛔️چرا هنوز ما به جای توجه به سیستم ها، در چهره ها قفل شده ایم ؟ و از آنها دست برنمی داریم؟
⛔️چرا در همه محافل و مجالس و موقعیت ها همواره بر چهره ها و اشخاص زوم میکنیم ؟
⛔️ چرا در همه رسانه ها روزنامه ها صدا و سیما و امواع تریبون ها اینقدر در مورد اشخاص صحبت میشود؟
✅تاریخ نشان داده است پیشرفت و توسعه هرجوامعی و هر کشوری در گرو سیستم حکمرانی و نظام کارآمد آنهاست نه اشخاص !!
✅و بر همین اساس همه بحثها در جهان پیشرفته امروز بر روی سیستم و ساختارها و نظام حکمرانی است است نه اشخاص .
📕لزوم سیستم سازی :
به نظر میرسد راهکار اصلی برای برون رفت از این همه مشکلات و نابسامانی های کشور "سیستم سازی" است.
تا زمانی که نتوانيم سیستمی مناسب برای حکمرانی خوب و شایسته برای کشورمان ایجاد کنیم مشکلات همواره و همیشه باقی خواهند ماند.
🔸به نظر شماآیا مسئله ما افراد هستند یا ساختارها؟ چرا در کشور ما، اینقدر تجزیه و تحلیل مسایل، حول و حوش افراد است؟
🔸 چرا برای اینکه بهتر زندگی کنیم، جامعۀ سالمی داشته باشیم، اقتصاد با ثباتی داشته باشیم، با فساد مالی مبارزه کنیم، تصور می کنیم باید متکی به افراد باشیم؟
🔺چرا ما در پی افراد هستیم تا مسایل ما را حل کنند؟
🔹بحث داغ دهها رسانه در کشور ما اینست، اگر فلان شخص از فلان جریان و جناح کاندیدا ریس جمهوری شود، مسایل ما حل می شود؟ آیا مبارزه با قاچاق که گفته می شود حدود نصف درآمد نفت کشور است با تغییر رییس و اعضای شورای مبارزه با قاچاق حل می شود؟ آیا مشکلات بانکی و محیط زیستی ما به عنوان مثال، به خاطر وجود مجریان آنهاست یا ساختارهایی است که این مجریان بر آنها مدیریت می کنند؟
🔹آیا مسئله اصلی ما این نیست که اتفاقاً در مدیریت، افراد و مناسبات بین آنها حاکم است و نه قواعد، آیین نامه ها، اندیشه ها و ساختار ها؟ تصور کنید در جوّ کره زمین چه اتفاقی می افتاد وقتی هزاران هواپیما صرفاً با رای و تشخیص خلبانها هدایت می شدند؟ این در حالی است که یک ساختار نرم افزاری هشدار دهنده وقتی هواپیمای دیگری در ۵ کیلومتری هواپیما قرار می گیرد، خلبانها را متوجه موقعیت هواپیمای خود نسبت به هواپیماهای دیگر می کند.
✅مبارزه با فساد و صدها مشکل دیگر در کشور، اول اندیشه های جهان شمول آزمون شدۀ منطقی می خواهد و سپس یک ساختار برای اجرا و مدیریت. در قانون اساسی سوئیس تصریح شده که خوشبختی عموم مردم سوئیس زمانی تحقق پیدا می کند که حکومت، رفاه اقشار ضعیف جامعه را تضمین کند. سپس در مجموعه قوانین و ساختار ها، این فکر جنبه عملیاتی و اجرایی پیدا می کند. بی دلیل نیست که در اروپا، ساعت پنج بعد از ظهر به بعد همه زندگی می کنند اما در کشور ما حتی تا ۱۱ شب جلسات اجرایی تشکیل می شود. مدیریت در آلمان، منطقی فکر کردن و بعد ساختار سازی برای اجراست؛ مدیریت در کشور ما، مناسبات بین افراد است. در آلمان، اعتماد دو فرد اجرایی به یکدیگر ریشه در فکر و قاعده و قانون و ساختار دارد و نه در نسبت های خانوادگی یا اینکه دو نفر مثلاً با هم به یک دبیرستان رفته باشند. حدود ۱۰۷ سال پیش، مورگان شوستر برای تنظیم نظام مالی و مالیاتی به ایران آمد ولی بعد از مدتی کوتاه، کشور را ترک کرد. یکی از دلایل ناکامی او این بود که مناسبات افراد، کلیدی تر از قاعده و قانون بود.
🔹چه این رئیس جمهور بماند و چه شخص دیگری رئیس جمهور شود، در فقدان اندیشه های آزمون شدۀ حکمرانی و نبود ساختارهای اجرایی غیر فردی، بسیاری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و غیره ما حل نخواهند شد. در کشور ما، پیرامون حکمرانی مطلوب و اینکه کدام مبانی فکری باید حکمرانی مطلوب را شکل دهند، بنظر می رسد حتی تا ۲۰ درصد هم اجماع نیست. این مبانی فکری و فلسفی همان قرارداد های اجتماعی است که ژان ژاک روسو در سال ۱۷۶۲ به رشتۀ تحریر درآورد.
🔹حتی امیرکبیر، ۱۵۶ سال پیش برای حکمرانی مطلوب سراغ ساختار سازی رفت. تازه بعد از اینکه این مبانی فکری برای حکمرانی و مدیریت با بحث و جدل، همدلی و هم فکری، احترام و ادب، گوش کردن و شنیدن و اولویت دادن به مصالح کشور و آیندۀ آن تنظیم شد، بعد باید برای عملیاتی کردن آنها، ساختار بسازیم.
🔹بنا کردن این ساختارها بقدری کارهای سهمگینی هستند که با سخنرانی، بیانیه، سمینار و هشدار بدست نمی آیند. در اهمیت فکر و اندیشه منطقی برای حکمرانی می توانیم این مثال را مطرح کنیم: از سال ۱۸۴۸ و تنها با دو متمم، چارچوب فکری و حقوقی کشور سوئیس تابحال کار کرده و ثبات داشته است. دو متمم در سال های ۱۸۷۴ و ۱۹۹۹ اعمال شده اند.،،/ ادامه دارد
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
⛔️به نظر شما چرا در جامعه ایران اینقدر بحث بر سر اشخاص و چهره هاست؟
⛔️چرا هنوز ما به جای توجه به سیستم ها، در چهره ها قفل شده ایم ؟ و از آنها دست برنمی داریم؟
⛔️چرا در همه محافل و مجالس و موقعیت ها همواره بر چهره ها و اشخاص زوم میکنیم ؟
⛔️ چرا در همه رسانه ها روزنامه ها صدا و سیما و امواع تریبون ها اینقدر در مورد اشخاص صحبت میشود؟
✅تاریخ نشان داده است پیشرفت و توسعه هرجوامعی و هر کشوری در گرو سیستم حکمرانی و نظام کارآمد آنهاست نه اشخاص !!
✅و بر همین اساس همه بحثها در جهان پیشرفته امروز بر روی سیستم و ساختارها و نظام حکمرانی است است نه اشخاص .
📕لزوم سیستم سازی :
به نظر میرسد راهکار اصلی برای برون رفت از این همه مشکلات و نابسامانی های کشور "سیستم سازی" است.
تا زمانی که نتوانيم سیستمی مناسب برای حکمرانی خوب و شایسته برای کشورمان ایجاد کنیم مشکلات همواره و همیشه باقی خواهند ماند.
🔸به نظر شماآیا مسئله ما افراد هستند یا ساختارها؟ چرا در کشور ما، اینقدر تجزیه و تحلیل مسایل، حول و حوش افراد است؟
🔸 چرا برای اینکه بهتر زندگی کنیم، جامعۀ سالمی داشته باشیم، اقتصاد با ثباتی داشته باشیم، با فساد مالی مبارزه کنیم، تصور می کنیم باید متکی به افراد باشیم؟
🔺چرا ما در پی افراد هستیم تا مسایل ما را حل کنند؟
🔹بحث داغ دهها رسانه در کشور ما اینست، اگر فلان شخص از فلان جریان و جناح کاندیدا ریس جمهوری شود، مسایل ما حل می شود؟ آیا مبارزه با قاچاق که گفته می شود حدود نصف درآمد نفت کشور است با تغییر رییس و اعضای شورای مبارزه با قاچاق حل می شود؟ آیا مشکلات بانکی و محیط زیستی ما به عنوان مثال، به خاطر وجود مجریان آنهاست یا ساختارهایی است که این مجریان بر آنها مدیریت می کنند؟
🔹آیا مسئله اصلی ما این نیست که اتفاقاً در مدیریت، افراد و مناسبات بین آنها حاکم است و نه قواعد، آیین نامه ها، اندیشه ها و ساختار ها؟ تصور کنید در جوّ کره زمین چه اتفاقی می افتاد وقتی هزاران هواپیما صرفاً با رای و تشخیص خلبانها هدایت می شدند؟ این در حالی است که یک ساختار نرم افزاری هشدار دهنده وقتی هواپیمای دیگری در ۵ کیلومتری هواپیما قرار می گیرد، خلبانها را متوجه موقعیت هواپیمای خود نسبت به هواپیماهای دیگر می کند.
✅مبارزه با فساد و صدها مشکل دیگر در کشور، اول اندیشه های جهان شمول آزمون شدۀ منطقی می خواهد و سپس یک ساختار برای اجرا و مدیریت. در قانون اساسی سوئیس تصریح شده که خوشبختی عموم مردم سوئیس زمانی تحقق پیدا می کند که حکومت، رفاه اقشار ضعیف جامعه را تضمین کند. سپس در مجموعه قوانین و ساختار ها، این فکر جنبه عملیاتی و اجرایی پیدا می کند. بی دلیل نیست که در اروپا، ساعت پنج بعد از ظهر به بعد همه زندگی می کنند اما در کشور ما حتی تا ۱۱ شب جلسات اجرایی تشکیل می شود. مدیریت در آلمان، منطقی فکر کردن و بعد ساختار سازی برای اجراست؛ مدیریت در کشور ما، مناسبات بین افراد است. در آلمان، اعتماد دو فرد اجرایی به یکدیگر ریشه در فکر و قاعده و قانون و ساختار دارد و نه در نسبت های خانوادگی یا اینکه دو نفر مثلاً با هم به یک دبیرستان رفته باشند. حدود ۱۰۷ سال پیش، مورگان شوستر برای تنظیم نظام مالی و مالیاتی به ایران آمد ولی بعد از مدتی کوتاه، کشور را ترک کرد. یکی از دلایل ناکامی او این بود که مناسبات افراد، کلیدی تر از قاعده و قانون بود.
🔹چه این رئیس جمهور بماند و چه شخص دیگری رئیس جمهور شود، در فقدان اندیشه های آزمون شدۀ حکمرانی و نبود ساختارهای اجرایی غیر فردی، بسیاری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و غیره ما حل نخواهند شد. در کشور ما، پیرامون حکمرانی مطلوب و اینکه کدام مبانی فکری باید حکمرانی مطلوب را شکل دهند، بنظر می رسد حتی تا ۲۰ درصد هم اجماع نیست. این مبانی فکری و فلسفی همان قرارداد های اجتماعی است که ژان ژاک روسو در سال ۱۷۶۲ به رشتۀ تحریر درآورد.
🔹حتی امیرکبیر، ۱۵۶ سال پیش برای حکمرانی مطلوب سراغ ساختار سازی رفت. تازه بعد از اینکه این مبانی فکری برای حکمرانی و مدیریت با بحث و جدل، همدلی و هم فکری، احترام و ادب، گوش کردن و شنیدن و اولویت دادن به مصالح کشور و آیندۀ آن تنظیم شد، بعد باید برای عملیاتی کردن آنها، ساختار بسازیم.
🔹بنا کردن این ساختارها بقدری کارهای سهمگینی هستند که با سخنرانی، بیانیه، سمینار و هشدار بدست نمی آیند. در اهمیت فکر و اندیشه منطقی برای حکمرانی می توانیم این مثال را مطرح کنیم: از سال ۱۸۴۸ و تنها با دو متمم، چارچوب فکری و حقوقی کشور سوئیس تابحال کار کرده و ثبات داشته است. دو متمم در سال های ۱۸۷۴ و ۱۹۹۹ اعمال شده اند.،،/ ادامه دارد
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
🔴ابزار تفکر سیستمی:
🔰یکی از مهمترین گامها در جهت افزایش مهارت در نگرش به پدیده ها و تقویت تفکر سیستمی آشنایی با مفاهیم تفکر سیستمی است.
💢در زیر برخی از این مفاهیم به طور کلی تعریف شدهاند:
1️⃣ ارتباط و همبستگی (Interconnectedness)
برای ایجاد تفکر سیستمی لازم است تا در نوع نگرش به پدیده ها تغییر ایجاد شود. دلیل اساسی این تغییر این است که همه اجزا با هم در ارتباط هستند و همبستگی دارند.
2️⃣ ترکیب (Synthesis)
به طور کلی ترکیب به ادغام دو یا چند آیتم برای ایجاد آیتم جدید اشاره دارد. در تفکر سیستمی ترکیب در مقابل تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در واقع تجزیه و تحلیل در جهان بینی مکانیکی کاربرد دارد که در آن پدیده های جهان را به بخش های کوچک تقسیم می کنند.
3️⃣ پیدایش (Emergence)
تفکر سیستمی بیان می کند که اجزای بزرگتر از اجزای کوچکتر ایجاد می شوند. پیدایش مفهوم کلی ایجاد المان های متفاوت و منحصر به فرد از عناصر بیولوژیکی را بیان می کند.
4️⃣ حلقه های بازخورد (Feedback Loops)
از آن جا که همه اجزا در سیستم به هم وابسته هستند، حلقههای بازخورد و جریان هایی بین متغیرهای سیستم وجود دارد. هنگامی که نوع حلقه ها و پویایی آن ها مشخص شود، می توانیم آن ها را مشاهده کنیم، درک کنیم و در آنها مداخله کنیم.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
🔰یکی از مهمترین گامها در جهت افزایش مهارت در نگرش به پدیده ها و تقویت تفکر سیستمی آشنایی با مفاهیم تفکر سیستمی است.
💢در زیر برخی از این مفاهیم به طور کلی تعریف شدهاند:
1️⃣ ارتباط و همبستگی (Interconnectedness)
برای ایجاد تفکر سیستمی لازم است تا در نوع نگرش به پدیده ها تغییر ایجاد شود. دلیل اساسی این تغییر این است که همه اجزا با هم در ارتباط هستند و همبستگی دارند.
2️⃣ ترکیب (Synthesis)
به طور کلی ترکیب به ادغام دو یا چند آیتم برای ایجاد آیتم جدید اشاره دارد. در تفکر سیستمی ترکیب در مقابل تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در واقع تجزیه و تحلیل در جهان بینی مکانیکی کاربرد دارد که در آن پدیده های جهان را به بخش های کوچک تقسیم می کنند.
3️⃣ پیدایش (Emergence)
تفکر سیستمی بیان می کند که اجزای بزرگتر از اجزای کوچکتر ایجاد می شوند. پیدایش مفهوم کلی ایجاد المان های متفاوت و منحصر به فرد از عناصر بیولوژیکی را بیان می کند.
4️⃣ حلقه های بازخورد (Feedback Loops)
از آن جا که همه اجزا در سیستم به هم وابسته هستند، حلقههای بازخورد و جریان هایی بین متغیرهای سیستم وجود دارد. هنگامی که نوع حلقه ها و پویایی آن ها مشخص شود، می توانیم آن ها را مشاهده کنیم، درک کنیم و در آنها مداخله کنیم.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
🌹انگیزشی
✍ از ” فورد”، میلیاردر معروف آمریکایی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده ی انواع اتومبیل در آمریکا پرسیدند:
▫️اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟
” فورد پاسخ داد:”
▫️دوباره یکی از نیازهای اصلی مردم را شناسایی می کنم و با کار و کوشش، آن خدمت را با کیفیت مناسب و قیمت ارزان به مردم ارئه می دهم.
▫️مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.”
▫️کار و تلاش و کوشش یک اهرم مهم و اساس پیشرفت است.
تا زمانی که این اهرم در شما وجود نداشته باشد و این مهم در وجودتان رشد نکرده است نخواهید توانست به موفقیت دست پیدا کنید.
🖌 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
✍ از ” فورد”، میلیاردر معروف آمریکایی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده ی انواع اتومبیل در آمریکا پرسیدند:
▫️اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟
” فورد پاسخ داد:”
▫️دوباره یکی از نیازهای اصلی مردم را شناسایی می کنم و با کار و کوشش، آن خدمت را با کیفیت مناسب و قیمت ارزان به مردم ارئه می دهم.
▫️مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.”
▫️کار و تلاش و کوشش یک اهرم مهم و اساس پیشرفت است.
تا زمانی که این اهرم در شما وجود نداشته باشد و این مهم در وجودتان رشد نکرده است نخواهید توانست به موفقیت دست پیدا کنید.
🖌 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔰 لزوم سیستم سازی ؛ _بخش دوم_
🔺مسایل ما ایرانیان با تغییر افراد هرچند به صورت خوش فکر و خوش بیان و خوش ظاهر و خوش ادا حل نمی شوند.
✅دلیل دارد؛
چرا ایرانی با استعداد در ساختار مایکروسافت قرار می گیرد، خوب عمل کرده و موفق می شود. اگر بیل گیتس را به این کشور بیاورند، موفق نمی شود چون باید از طریق افراد مسایل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها.
🔹بهترین و دقیق ترین و علمی ترین برنامه های اقتصادی، مالی، بانکی و سیاست خارجی وقتی تابع مناسبات فردی باشند، جواب نخواهند داد.در سال ۱۳۵۲، موجی از مهاجرت افراد متخصص و کارآفرین از ایران آغاز شد.
دلیلی اصلی: شاه به این تصور رسیده بود که او تصمیم گیرندۀ تمام مسایل ریز و درشت کشور است حتی اینکه سفیر ایران در مکزیک چه کسی باید باشد. یک نظام تصمیم گیری مبتنی بر قرارداد اجتماعی و یک ساختار مبتنی بر قاعده و قانون و آئین نامه وجود نداشت تا همه را حول و حوش مصالح کلان کشور جمع کند: کاری که اروپائیها از اواخر قرن هجدهم آغاز کردند و آسیایی ها از اواخر دهۀ ۱۹۶۰٫
🔹افراد مهم نیستند، فکر و اندیشه آنها مهم است. در هیچ جامعه ای، فکرها یکی نشده اند بلکه به هم نزدیک شده اند و این معنای دقیق قرارداد اجتماعی است. تقسیم بندی ها و چندگانگی های متضاد فکری، فلسفی عموماً ضد توسعه و پیشرفت هستند.
🔹چرا توماس هابز و ماکس وبر مهم هستند: چون گفتند بشر بتواند، سوء استفاده می کند باید ساختار ساخت تا نتواند سوء استفاده کند. اگر سیاست مداران نصحیت کنند ودانشگاهیان هشدار دهند، اتفاق خاصی نخواهد افتاد. دلیل اینکه هواپیما کار می کند چون یک سیستم و ساختار است. دلیل اینکه سنگاپور با پنج میلیون جمعیت، حدود هفتاد درصد تولید ناخالص داخلی ما را دارد به خاطر سیستم بودنش است و دلیل اینکه نروژ تنها ۴ درصد از درآمد نفتی خود را در بودجه های جاری کشور مصرف می کند چون نظام تصمیم گیری معقول و ساختاری مبتنی بر قاعده و نه فرد و از همه مهم تر چون قرار داد اجتماعی دارد که همه را حول و حوش آن به اجماع و همکاری می رساند.
🔹قهرمان پروری و اسطوره سازی با مبانی فکری و فلسفی پیشرفت و توسعه مغایرت دارند. افکار گاندی مهم تر از فرد اوست. به اندیشه های افراد و ظرفیت ساختارسازی آنها توجه کنیم بهتر از اینست که به مناسبات فردی آنها دقت کنیم.
🔹و نکتۀ آخر: تاریخ مطالعات توسعه گواه است که تا زمانی که اعتقادی عمیق و با ثبات میان نویسندگان، کارآفرینان، سیاستمداران و شهروندان نسبت به کشور وجود نداشته باشد، قرارداد اجتماعی حول و حوش مصالح کشور شکل نمی گیرد و بدون قرارداد اجتماعی، نمی توان به ساختار سازی و سیستم سازی مبادرت ورزید.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets
🔺مسایل ما ایرانیان با تغییر افراد هرچند به صورت خوش فکر و خوش بیان و خوش ظاهر و خوش ادا حل نمی شوند.
✅دلیل دارد؛
چرا ایرانی با استعداد در ساختار مایکروسافت قرار می گیرد، خوب عمل کرده و موفق می شود. اگر بیل گیتس را به این کشور بیاورند، موفق نمی شود چون باید از طریق افراد مسایل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها.
🔹بهترین و دقیق ترین و علمی ترین برنامه های اقتصادی، مالی، بانکی و سیاست خارجی وقتی تابع مناسبات فردی باشند، جواب نخواهند داد.در سال ۱۳۵۲، موجی از مهاجرت افراد متخصص و کارآفرین از ایران آغاز شد.
دلیلی اصلی: شاه به این تصور رسیده بود که او تصمیم گیرندۀ تمام مسایل ریز و درشت کشور است حتی اینکه سفیر ایران در مکزیک چه کسی باید باشد. یک نظام تصمیم گیری مبتنی بر قرارداد اجتماعی و یک ساختار مبتنی بر قاعده و قانون و آئین نامه وجود نداشت تا همه را حول و حوش مصالح کلان کشور جمع کند: کاری که اروپائیها از اواخر قرن هجدهم آغاز کردند و آسیایی ها از اواخر دهۀ ۱۹۶۰٫
🔹افراد مهم نیستند، فکر و اندیشه آنها مهم است. در هیچ جامعه ای، فکرها یکی نشده اند بلکه به هم نزدیک شده اند و این معنای دقیق قرارداد اجتماعی است. تقسیم بندی ها و چندگانگی های متضاد فکری، فلسفی عموماً ضد توسعه و پیشرفت هستند.
🔹چرا توماس هابز و ماکس وبر مهم هستند: چون گفتند بشر بتواند، سوء استفاده می کند باید ساختار ساخت تا نتواند سوء استفاده کند. اگر سیاست مداران نصحیت کنند ودانشگاهیان هشدار دهند، اتفاق خاصی نخواهد افتاد. دلیل اینکه هواپیما کار می کند چون یک سیستم و ساختار است. دلیل اینکه سنگاپور با پنج میلیون جمعیت، حدود هفتاد درصد تولید ناخالص داخلی ما را دارد به خاطر سیستم بودنش است و دلیل اینکه نروژ تنها ۴ درصد از درآمد نفتی خود را در بودجه های جاری کشور مصرف می کند چون نظام تصمیم گیری معقول و ساختاری مبتنی بر قاعده و نه فرد و از همه مهم تر چون قرار داد اجتماعی دارد که همه را حول و حوش آن به اجماع و همکاری می رساند.
🔹قهرمان پروری و اسطوره سازی با مبانی فکری و فلسفی پیشرفت و توسعه مغایرت دارند. افکار گاندی مهم تر از فرد اوست. به اندیشه های افراد و ظرفیت ساختارسازی آنها توجه کنیم بهتر از اینست که به مناسبات فردی آنها دقت کنیم.
🔹و نکتۀ آخر: تاریخ مطالعات توسعه گواه است که تا زمانی که اعتقادی عمیق و با ثبات میان نویسندگان، کارآفرینان، سیاستمداران و شهروندان نسبت به کشور وجود نداشته باشد، قرارداد اجتماعی حول و حوش مصالح کشور شکل نمی گیرد و بدون قرارداد اجتماعی، نمی توان به ساختار سازی و سیستم سازی مبادرت ورزید.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagets