📕هفت مهارت رهبری که مدیران اکثرا فاقد آن هستند.
نشریه فوربس در یکی از شمارههای سال ۲۰۱۶ خود، به هفت مهارت و ویژگی رهبری اشاره نموده که اغلب مدیران، فاقد آن میباشند. این مهارتها و ویژگی ها عبارتند از:
🔺– دریافت دیدگاهها و نقطهنظرات دیگران:
بسیاری از مدیران نمیتوانند دنیا را از نگاه ذینفعان مختلف سازمان همچون مشتریان، هیات مدیره، کارکنان و نهادهای قانونگذار ببینند.
🔺– کنترل هیجانات و احساسات:
مدیران موفق، زمانی که در موقعیت ناراحتکننده یا خوشحالکنندهای قرار میگیرند، نفسی عمیق کشیده و هیجانات خویش را کنترل مینمایند.
🔺– کنجکاوی مفهومی:
مدیران موفق زمانی که در برابر ایدهای جدید قرار میگیرند، دوست دارند بیشتر در مورد آن بدانند، اما مدیران ضعیف معمولا” با گفتن جملههایی همچون "سیاست شرکت، اجازه چنین کاری را نمیدهد” و یا اینکه "این تصمیم به شما ربطی ندارد”، کنجکاوی خاصی در برابر ایدههای جدید از خود نشان نمیدهند.
🔺– تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی برای همه مهم است، اما اهمیت آن قطعا” برای افرادی که گروهی از مردم را مدیریت میکنند، بیشتر است.
🔺🔺– تفکر سیستمی:
مدیران ضعیف، توانایی دیدن رابطه و وابستگی میان مسائل مختلف و حل یکپارچه آنها را ندارند، در نتیجه، بیشتر به دنبال حل یک مساله در فضای ایزوله هستند. چنین راهحلهایی، معمولا” پایدار نخواهند ماند.
🔺– فروتنی: مدیران قوی اغلب باور دارند که پاسخ همه مسائل را نمیدانند و به عقلجمعی و مشورت، محتاج هستند. آنها خود را خردمندتر و باهوشتر از سایرین نمیدانند.
🔺– مربیگری:
مربیگری، هنر گوشدادن و همدلی است. مدیران ضعیف، اغلب بر دستورات مدیریتی و قوه قهریه تکیه دارند تا انجام فرایند مربیگری.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نشریه فوربس در یکی از شمارههای سال ۲۰۱۶ خود، به هفت مهارت و ویژگی رهبری اشاره نموده که اغلب مدیران، فاقد آن میباشند. این مهارتها و ویژگی ها عبارتند از:
🔺– دریافت دیدگاهها و نقطهنظرات دیگران:
بسیاری از مدیران نمیتوانند دنیا را از نگاه ذینفعان مختلف سازمان همچون مشتریان، هیات مدیره، کارکنان و نهادهای قانونگذار ببینند.
🔺– کنترل هیجانات و احساسات:
مدیران موفق، زمانی که در موقعیت ناراحتکننده یا خوشحالکنندهای قرار میگیرند، نفسی عمیق کشیده و هیجانات خویش را کنترل مینمایند.
🔺– کنجکاوی مفهومی:
مدیران موفق زمانی که در برابر ایدهای جدید قرار میگیرند، دوست دارند بیشتر در مورد آن بدانند، اما مدیران ضعیف معمولا” با گفتن جملههایی همچون "سیاست شرکت، اجازه چنین کاری را نمیدهد” و یا اینکه "این تصمیم به شما ربطی ندارد”، کنجکاوی خاصی در برابر ایدههای جدید از خود نشان نمیدهند.
🔺– تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی برای همه مهم است، اما اهمیت آن قطعا” برای افرادی که گروهی از مردم را مدیریت میکنند، بیشتر است.
🔺🔺– تفکر سیستمی:
مدیران ضعیف، توانایی دیدن رابطه و وابستگی میان مسائل مختلف و حل یکپارچه آنها را ندارند، در نتیجه، بیشتر به دنبال حل یک مساله در فضای ایزوله هستند. چنین راهحلهایی، معمولا” پایدار نخواهند ماند.
🔺– فروتنی: مدیران قوی اغلب باور دارند که پاسخ همه مسائل را نمیدانند و به عقلجمعی و مشورت، محتاج هستند. آنها خود را خردمندتر و باهوشتر از سایرین نمیدانند.
🔺– مربیگری:
مربیگری، هنر گوشدادن و همدلی است. مدیران ضعیف، اغلب بر دستورات مدیریتی و قوه قهریه تکیه دارند تا انجام فرایند مربیگری.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 تفکر سیستمی
◾ مردی در کنار رودخانه ای ایستاده بود، ناگهان صدای فریادی شنید و متوجه شد فردی در حال غرق شدن است،فورا خود را به اب زد و او را نجات داد ؛اما پیش از انکه نفسی تازه کند ،دوباره صدای فریاد شنید،به داخل اب پرید و دو نفر دیگر را نجات داد.
پیش از انکه حالش جا بیاید دوباره صدای فریاد شنید و دوباره به داخل اب پرید و چند نفر دیگر را نجات داد.
او تمام روز مشغول نجات جان دیگران بود، غافل از انکه دیوانه ای چند ده متر بالاتر مردم را یکی یکی به داخل رودخانه خروشان می انداخت!!
⭐️ 🔺 حل ریشه ای مساله, اساس تفکر سیستمی است.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
◾ مردی در کنار رودخانه ای ایستاده بود، ناگهان صدای فریادی شنید و متوجه شد فردی در حال غرق شدن است،فورا خود را به اب زد و او را نجات داد ؛اما پیش از انکه نفسی تازه کند ،دوباره صدای فریاد شنید،به داخل اب پرید و دو نفر دیگر را نجات داد.
پیش از انکه حالش جا بیاید دوباره صدای فریاد شنید و دوباره به داخل اب پرید و چند نفر دیگر را نجات داد.
او تمام روز مشغول نجات جان دیگران بود، غافل از انکه دیوانه ای چند ده متر بالاتر مردم را یکی یکی به داخل رودخانه خروشان می انداخت!!
⭐️ 🔺 حل ریشه ای مساله, اساس تفکر سیستمی است.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اصولی از تفکر سیستمی بر اساس دیدگاه های پیتر سنگه: قسمت اول:
🔹1. مشکلات امروزی از راهحلهای سنتی ناشی میشوند
قانون اول تفکر سیستمی پیتر سنگه دربارهی مشکلات و راهحل آنهاست. همهی ما عاشق حل مسئله هستیم. وقتی آخرین قسمت پازلی را پیدا میکنیم، تصمیمی میگیریم یا مشکلی را حل میکنیم، در پوست خود نمیگنجیم. اما بسیاری از مشکلاتی که امروزه با آنها سروکله میزنیم، ناشی از اقداماتی هستند که قبلا بهتنهایی یا بهصورت گروهی انجام دادهایم. تصمیماتی که امروز میگیریم، مشکلات فردایمان میشوند! راهحل این است که به افراد گروه خود کمک کنیم مشکل را تشخیص بدهند، چارچوببندی کنند و بهطور جمعی برای آن راهحلی پیدا کنند. افراد گروه با دیدگاهها و نقطهنظرات متفاوت، کمک میکنند تصمیمی بگیریم که اثرات جانبی و ناخواستهی کمتری داشته باشد.
🔹۲. هرچه بیشتر فشار بیاورید، سیستم شما را بیشتر پس خواهد زد!
در زبان تفکر سیستمی پیتر سنگه به این مورد «بازخورد جبرانی» گفته میشود. این مورد را در مکالمات خود، در برنامههای دولت و در کسبوکارها دیدهایم. در مکالماتمان، سعی میکنیم با مخالفت کردن با حرفهای طرف مقابل، روی حرف خودمان تأکید کرده باشیم. درصورتیکه دقیقا همین فشار ما به آنها انگیزه میدهد بیشتر روی حرف خودشان بمانند. در واقع به آنها کمک میکنیم با قدرت بیشتری با ما مبارزه کنند.
برنامههای اجتماعی نمونهای از همین موارد هستند که هدفشان بهبود جامعه بوده است، اما شرایط بدتری را ایجاد کردهاند. مثلا دولت شرایط بهبود زندگی را برای منطقهای از کشور ایجاد میکند. همین موضوع سبب میشود مهاجرت به آن ناحیه بیشتر شود و حاشیهنشینی غیراستاندارد در آن منطقه افزایش یابد. همیشه مراقب کلمهی «مداخله» باشید. بهمحضاینکه این کلمه را شنیدید، بدانید معنیاش این است که «فشار زیادی وارد میکنیم» و منتظر نتایجش بنشینید. برای مقابله با این موضوع، اجازه بدهید سیستم خودش راهحل را پیدا کند. مارگارت ویتلی (Margaret Wheatley) در اینباره میگوید:
«… یک سیستم زنده، از منافع مشترک تشکیل میشود. همهی تغییرات، ناشی از تغییر در معنا هستند. هر سیستم زنده آزاد است انتخاب کند که آیا میخواهد تغییر کند یا نه؟ سیستمها راهحلهای خود را دارند.»
یکی از وظایف مدیران و رهبران این است که افراد را به همکاری دعوت کنند و با ایجاد مشارکت جمعی، محیط امنی را بهوجود بیاورند که ایدهها در آن رشد کنند.
🔹3. رفتار قبل از اینکه بدتر شود، بهتر می شود!!
بهترین راه برای ترسیم این مفهوم، توضیح کارتونی از آرنی لِوین (arnie Levin) است. این کارتون مردی را نشان میدهد که در بین دومینوهایی قرار دارد که به شکل دایره چیده شدهاند. او دومینوی جلوییاش را هل میدهد. از لحظهای که دومینوها شروع به ریختن میکنند، آزادی احساس میشود چون فشار از روی مرد، به دومینوی بعدی منتقل شده است. اما نکتهی مهم این است که دومینوها روی هم میریزند و درنهایت آخرین دومینو روی مرد میافتد و او را له میکند. این مثال استعاره از آن است که مشکل درنهایت به خودِ مدیریت برمیگردد.
پیتر سنگه معتقد است که همین مسئله در سازمانهایی که بهجای حل مشکل، بیشتر درگیر کنترل تأثیرات آن هستند نیز اتفاق میافتد. مشارکت با دینفعان برای حل مسئله، میتواند این دغدغه را حل کند. به شرط اینکه محیط سالمی برای تعامل وجود داشته باشد و تعصب را کاهش بدهد. به این ترتیب ایدهها و راهحلهای بالقوهای ورای سیاستها و شخصیتها شکل میگیرد...ادامه دارد
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹1. مشکلات امروزی از راهحلهای سنتی ناشی میشوند
قانون اول تفکر سیستمی پیتر سنگه دربارهی مشکلات و راهحل آنهاست. همهی ما عاشق حل مسئله هستیم. وقتی آخرین قسمت پازلی را پیدا میکنیم، تصمیمی میگیریم یا مشکلی را حل میکنیم، در پوست خود نمیگنجیم. اما بسیاری از مشکلاتی که امروزه با آنها سروکله میزنیم، ناشی از اقداماتی هستند که قبلا بهتنهایی یا بهصورت گروهی انجام دادهایم. تصمیماتی که امروز میگیریم، مشکلات فردایمان میشوند! راهحل این است که به افراد گروه خود کمک کنیم مشکل را تشخیص بدهند، چارچوببندی کنند و بهطور جمعی برای آن راهحلی پیدا کنند. افراد گروه با دیدگاهها و نقطهنظرات متفاوت، کمک میکنند تصمیمی بگیریم که اثرات جانبی و ناخواستهی کمتری داشته باشد.
🔹۲. هرچه بیشتر فشار بیاورید، سیستم شما را بیشتر پس خواهد زد!
در زبان تفکر سیستمی پیتر سنگه به این مورد «بازخورد جبرانی» گفته میشود. این مورد را در مکالمات خود، در برنامههای دولت و در کسبوکارها دیدهایم. در مکالماتمان، سعی میکنیم با مخالفت کردن با حرفهای طرف مقابل، روی حرف خودمان تأکید کرده باشیم. درصورتیکه دقیقا همین فشار ما به آنها انگیزه میدهد بیشتر روی حرف خودشان بمانند. در واقع به آنها کمک میکنیم با قدرت بیشتری با ما مبارزه کنند.
برنامههای اجتماعی نمونهای از همین موارد هستند که هدفشان بهبود جامعه بوده است، اما شرایط بدتری را ایجاد کردهاند. مثلا دولت شرایط بهبود زندگی را برای منطقهای از کشور ایجاد میکند. همین موضوع سبب میشود مهاجرت به آن ناحیه بیشتر شود و حاشیهنشینی غیراستاندارد در آن منطقه افزایش یابد. همیشه مراقب کلمهی «مداخله» باشید. بهمحضاینکه این کلمه را شنیدید، بدانید معنیاش این است که «فشار زیادی وارد میکنیم» و منتظر نتایجش بنشینید. برای مقابله با این موضوع، اجازه بدهید سیستم خودش راهحل را پیدا کند. مارگارت ویتلی (Margaret Wheatley) در اینباره میگوید:
«… یک سیستم زنده، از منافع مشترک تشکیل میشود. همهی تغییرات، ناشی از تغییر در معنا هستند. هر سیستم زنده آزاد است انتخاب کند که آیا میخواهد تغییر کند یا نه؟ سیستمها راهحلهای خود را دارند.»
یکی از وظایف مدیران و رهبران این است که افراد را به همکاری دعوت کنند و با ایجاد مشارکت جمعی، محیط امنی را بهوجود بیاورند که ایدهها در آن رشد کنند.
🔹3. رفتار قبل از اینکه بدتر شود، بهتر می شود!!
بهترین راه برای ترسیم این مفهوم، توضیح کارتونی از آرنی لِوین (arnie Levin) است. این کارتون مردی را نشان میدهد که در بین دومینوهایی قرار دارد که به شکل دایره چیده شدهاند. او دومینوی جلوییاش را هل میدهد. از لحظهای که دومینوها شروع به ریختن میکنند، آزادی احساس میشود چون فشار از روی مرد، به دومینوی بعدی منتقل شده است. اما نکتهی مهم این است که دومینوها روی هم میریزند و درنهایت آخرین دومینو روی مرد میافتد و او را له میکند. این مثال استعاره از آن است که مشکل درنهایت به خودِ مدیریت برمیگردد.
پیتر سنگه معتقد است که همین مسئله در سازمانهایی که بهجای حل مشکل، بیشتر درگیر کنترل تأثیرات آن هستند نیز اتفاق میافتد. مشارکت با دینفعان برای حل مسئله، میتواند این دغدغه را حل کند. به شرط اینکه محیط سالمی برای تعامل وجود داشته باشد و تعصب را کاهش بدهد. به این ترتیب ایدهها و راهحلهای بالقوهای ورای سیاستها و شخصیتها شکل میگیرد...ادامه دارد
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اصولی از تفکر سیستمی بر اساس دیدگاه های پیتر سنگه: قسمت دوم:
🔹4. همه مشکلات با یک راهکار حل نمی شوند!
کاپلان (Kaplan) این قانون را «قانون ابزار» نام نهاده است. او میگوید: «به پسربچهای یک چکش بدهید، آنوقت آن بچه با هرچه مواجه شود، فکر میکند نیاز به کوبیدن دارد!» درک این قانون خیلی راحت است. وقتی راهحلی یکبار به نتیجه میرسد، دوست داریم دوباره از آن استفاده کنیم. این اتفاق زمانی میافتد که میخواهیم بهترین روشها را برای حل مسائل پیچیده به کار ببریم. مشارکت با اعضای گروهتان به شما کمک میکند به دیدگاههای غنیتری دست پیدا کنید و ابزارهای متنوعتری برای حل مشکل پیدا کنید.
🔹۵. مصرف دارو ممکن است بدتر از بیماری باشد!
این قانون «انتقال بار مسئولیت» نام دارد. ممکن است از مقایسهی این قانون با قانون شماره ۲ (هرچه بیشتر فشار بیاورید، سیستم شما را بیشتر پس خواهد زد) گیج شوید. ولی این دو قانون با هم متفاوتند و ممکن است در یک لحظه هردوی آنها رخ بدهند. دارو در این مورد، مداخلهای است که افراد را توانمند میکند و این نوع مداخله اعتیادآور است. پیتر سنگه میگوید: «هرچه تکیه بر مداخله بیشتر شود، قدرت سیستم برای خوددرمانی کمتر میشود.» این قضیه مانند این است که بخواهید به کسی ماهی بدهید یا ماهیگیری را یادش بدهید.
اگر معتقدید مداخله لازم است، باید مطمئن شوید این مداخله با وابستگیای که ایجاد میکند، کل سیستم را ضعیف نمیکند. مثلا آموزش همگانی فشار آموزش کودکان را از دوش والدین برداشته است. اما مشارکت ذینفعان در پیدا کردن مشکل و ارائهی راهحل برای آن، بار مسئولیت را از یک بخش خاص بر میدارد و در کل شرکت پخش میکند.
🔹۶. کسی که سریعتر است، لزوما موفقتر نیست!
طبق داستان معروف لاکپشت و خرگوش، میدانیم که ممکن است وقتی درگیر سرعتگرفتن هستیم، عقب بمانیم. هر سیستمی برای خودش سرعت بهینه و منحصربهفردی دارد. اگر مدیریت نگران سرعتعمل سازمان باشد، از برنامههای «اصلاحی» استفاده میکند. مثلا میگوید: «مشاوری استخدام کردم که شرایط را اصلاح کند.» نسبت به این واژه حساس باشید. اگر بخواهیم در بازهی زمانی کوتاه، اصلاحات سریع و کلیشهای انجام دهیم، ممکن است تا مدتها مجبور باشیم تاوان پس بدهیم تا آسیبهای وارده به سیستم را رفع کنیم. هیچ سیستمی در یک شب قادر به تحول نخواهد بود. پیدا کردن راهحل پایدار، زمانبر است. اعضای انجمن برای انطباق با تغییرات جدید نیاز به زمان و فضای کافی دارند. اگر مدیریت با کاهش سرعت تغییرات، امکان انطباق با شرایط جدید را ایجاد کند، نتیجهاش این میشود که اجتماع حامیتری خواهد داشت.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹4. همه مشکلات با یک راهکار حل نمی شوند!
کاپلان (Kaplan) این قانون را «قانون ابزار» نام نهاده است. او میگوید: «به پسربچهای یک چکش بدهید، آنوقت آن بچه با هرچه مواجه شود، فکر میکند نیاز به کوبیدن دارد!» درک این قانون خیلی راحت است. وقتی راهحلی یکبار به نتیجه میرسد، دوست داریم دوباره از آن استفاده کنیم. این اتفاق زمانی میافتد که میخواهیم بهترین روشها را برای حل مسائل پیچیده به کار ببریم. مشارکت با اعضای گروهتان به شما کمک میکند به دیدگاههای غنیتری دست پیدا کنید و ابزارهای متنوعتری برای حل مشکل پیدا کنید.
🔹۵. مصرف دارو ممکن است بدتر از بیماری باشد!
این قانون «انتقال بار مسئولیت» نام دارد. ممکن است از مقایسهی این قانون با قانون شماره ۲ (هرچه بیشتر فشار بیاورید، سیستم شما را بیشتر پس خواهد زد) گیج شوید. ولی این دو قانون با هم متفاوتند و ممکن است در یک لحظه هردوی آنها رخ بدهند. دارو در این مورد، مداخلهای است که افراد را توانمند میکند و این نوع مداخله اعتیادآور است. پیتر سنگه میگوید: «هرچه تکیه بر مداخله بیشتر شود، قدرت سیستم برای خوددرمانی کمتر میشود.» این قضیه مانند این است که بخواهید به کسی ماهی بدهید یا ماهیگیری را یادش بدهید.
اگر معتقدید مداخله لازم است، باید مطمئن شوید این مداخله با وابستگیای که ایجاد میکند، کل سیستم را ضعیف نمیکند. مثلا آموزش همگانی فشار آموزش کودکان را از دوش والدین برداشته است. اما مشارکت ذینفعان در پیدا کردن مشکل و ارائهی راهحل برای آن، بار مسئولیت را از یک بخش خاص بر میدارد و در کل شرکت پخش میکند.
🔹۶. کسی که سریعتر است، لزوما موفقتر نیست!
طبق داستان معروف لاکپشت و خرگوش، میدانیم که ممکن است وقتی درگیر سرعتگرفتن هستیم، عقب بمانیم. هر سیستمی برای خودش سرعت بهینه و منحصربهفردی دارد. اگر مدیریت نگران سرعتعمل سازمان باشد، از برنامههای «اصلاحی» استفاده میکند. مثلا میگوید: «مشاوری استخدام کردم که شرایط را اصلاح کند.» نسبت به این واژه حساس باشید. اگر بخواهیم در بازهی زمانی کوتاه، اصلاحات سریع و کلیشهای انجام دهیم، ممکن است تا مدتها مجبور باشیم تاوان پس بدهیم تا آسیبهای وارده به سیستم را رفع کنیم. هیچ سیستمی در یک شب قادر به تحول نخواهد بود. پیدا کردن راهحل پایدار، زمانبر است. اعضای انجمن برای انطباق با تغییرات جدید نیاز به زمان و فضای کافی دارند. اگر مدیریت با کاهش سرعت تغییرات، امکان انطباق با شرایط جدید را ایجاد کند، نتیجهاش این میشود که اجتماع حامیتری خواهد داشت.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰آخرین پنجشنبه ماه پر برکت شعبان
🔷و ياد درگذشتگان...
🙏اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
☘☘☘
به یاد آنان که روزی در کنارمان،
نفس هایشان گرما بخش محفل مان بود
و امروز یادشان دلگرم مان می کند خداوند مهربان، تمام مسافران آسمانی را رحمت کند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷و ياد درگذشتگان...
🙏اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
☘☘☘
به یاد آنان که روزی در کنارمان،
نفس هایشان گرما بخش محفل مان بود
و امروز یادشان دلگرم مان می کند خداوند مهربان، تمام مسافران آسمانی را رحمت کند.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕23 آوریل، روز جهانی کتاب را به تمام دوستداران کتاب و آنان که در وادی آگاهی و دانش گام بر می دارند، تبریک عرض میکنیم.
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@Competentmanagers
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت اول-
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت دوم-
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق؛ اتفاق نیست
که با آمدن و رفتن ها
از چشم بیافتد
عشق ، تویی!
وجودت که عشق باشد
می بخشی تمامِ مهربانیت را
حالا اینکه بی حرمتی می کنند
با نامِ عشق ،
حالا اینکه تفاوتِ آغوش
و بوسه هایِ عاشقانه را نمی فهمند ،
حالا اینکه تو عاشق بوده ای
و عاشقی کرده ای
و ندیدند ...
عشق؛ باز هم همان عشق است
مثلِ خدا
که ما بی مِهر می شویم ...
ما فراموشش می کنیم
ما نمی بینیم دستانِ نوازشگرش را
اما او باز هم خدایی می کند
باز هم دلش برایِ خنده هایِ ما
تنگ می شود ...
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
که با آمدن و رفتن ها
از چشم بیافتد
عشق ، تویی!
وجودت که عشق باشد
می بخشی تمامِ مهربانیت را
حالا اینکه بی حرمتی می کنند
با نامِ عشق ،
حالا اینکه تفاوتِ آغوش
و بوسه هایِ عاشقانه را نمی فهمند ،
حالا اینکه تو عاشق بوده ای
و عاشقی کرده ای
و ندیدند ...
عشق؛ باز هم همان عشق است
مثلِ خدا
که ما بی مِهر می شویم ...
ما فراموشش می کنیم
ما نمی بینیم دستانِ نوازشگرش را
اما او باز هم خدایی می کند
باز هم دلش برایِ خنده هایِ ما
تنگ می شود ...
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ انگیزشی 🎬🎬
خیلی از ما ها مثل اون آدم وسطی هستیم . خوش شانسیم اما خبر نداریم .
صبر و طاقت به دست آوردن چیزی رو که میخوایم رو نداریم
اون وقت همه رو مقصر میدونیم حتی خدا رو
@Competentmanagers
خیلی از ما ها مثل اون آدم وسطی هستیم . خوش شانسیم اما خبر نداریم .
صبر و طاقت به دست آوردن چیزی رو که میخوایم رو نداریم
اون وقت همه رو مقصر میدونیم حتی خدا رو
@Competentmanagers
✅ بررسی نظریه سیستمی در مدیریت:- بخش اول-
نظریه سیستمی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و مبتنی بر این تفکر است که باید سازمان را به منزله یک کل نظام یافته در نظر گرفت. بر مبنای این نظریه، از تحلیل داده ها برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم استفاده می شود. رهیافت سیستمی، با در نظر گرفتن چهارچوبی برای تجسم عوامل و متغیرهای داخلی و خارجی سازمان در قالب یک مجموعه واحد، به شناخت "خرده سیستمها"، "سیستم اصلی"، و "ابر سیستم پیچیده محیط بر سازمان" کمک می کند. بدین ترتیب می توان با در نظر گرفتن کارهای برنامه ریزی شده و کارهای انجام شده توسط هر خرده سیستم از سیستم کلی سازمان، برای بهبود فعالیتهای سازمان در مسیر تحقق مأموریت آن اقدام کرد. به طور کلی تحلیل هر پدیده در نظریه سیستمی، با توجه به عناصر اصلی آن (داده ها، فراگرد، بازده ها) انجام می پذیرد.
🔹سیستم مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته است که برای کسب هدف مشترک فعالیت می کنند. معمولاً سیستمهای بزرگ از تعدادی خرده سیستم یا اجزای کوچکتر تشکیل می شوند. بنابر این هر سازمان به منزله یک سیستم باز در نظر گرفته می شود که از تعدادی خرده سیستم تشکیل شده و ضمن فعالیت در یک فراگرد مستمر "تبدیل منابع ورودی به محصولات خروجی" با محیط خود در تعامل است؛ بنابر این نگرش "حفظ ارتباط با محیط خارجی" برای سازمان اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا محیط خارجی هم منشاء تأمین منابع ورودی و هم مصرف کننده بازداده های خروجی سازمان است و ضمن ارائه بازخور از مشتریان، به اصلاح عملیات و بازنگری در فراگرد سیستم کمک می کند و بر بهبود نتایج آن اثر می گذارد؛ زیرا بدون دریافت نظر مشتریان امکان ارزیابی دقیق کیفیت عملکرد سازمان کاهش می یابد. در واقع، در صورت کاهش تمایل مشتریان به استفاده از بازداده های سازمان، امکان تداوم فعالیت و بقای بلند مدت سازمان در عرصه تجارت کاهش می یابد. به این ترتیب، بر مبنای نگرش "سازمان به مثابه یک سیستم باز"، مشتریان نقش تعیین کننده ای در تداوم حیات سازمان دارند.
🔹نظریه پردازان مکاتب مدیریت علمی، اصول گرایی، و روابط انسانی، هنگام مطالعه سازمان، اجزای آن را در نظر می گرفتند و بر این باور بودند که "کل سازمان برابر است با مجموع اجزای آن"؛ به همین دلیل سازمان را بر حسب اجزای آن تشریح می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی بر این باورند که "کل سازمان، چیزی متفاوت با مجموع اجزای آن است"؛ و هنگام مطالعه سازمان، آن را به صورت کلی در نظر می گیرند و ویژگیهای اجزای آن را تلفیق می کنند. در واقع در مکاتب قبلی از نوعی تفکر تحلیلی تجزیه مدار استفاده می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی از نوعی تفکر ترکیبی بهره می گیرند. به نظر یکی از کارشناسان مدیریت سیستمها تفکر تحلیلی بر "اندیشیدن از خارج به داخل" است. البته هیچ کدام از این دو شیوه، ارزش دیگری را نفی نمی کند؛ ولی شناختی که با استفاده از تفکر ترکیبی در مورد کلیت یک پدیده به دست می آید، از طریق تفکر تحلیلی دست نایافتنی است./ ادامه دارد
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نظریه سیستمی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و مبتنی بر این تفکر است که باید سازمان را به منزله یک کل نظام یافته در نظر گرفت. بر مبنای این نظریه، از تحلیل داده ها برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم استفاده می شود. رهیافت سیستمی، با در نظر گرفتن چهارچوبی برای تجسم عوامل و متغیرهای داخلی و خارجی سازمان در قالب یک مجموعه واحد، به شناخت "خرده سیستمها"، "سیستم اصلی"، و "ابر سیستم پیچیده محیط بر سازمان" کمک می کند. بدین ترتیب می توان با در نظر گرفتن کارهای برنامه ریزی شده و کارهای انجام شده توسط هر خرده سیستم از سیستم کلی سازمان، برای بهبود فعالیتهای سازمان در مسیر تحقق مأموریت آن اقدام کرد. به طور کلی تحلیل هر پدیده در نظریه سیستمی، با توجه به عناصر اصلی آن (داده ها، فراگرد، بازده ها) انجام می پذیرد.
🔹سیستم مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته است که برای کسب هدف مشترک فعالیت می کنند. معمولاً سیستمهای بزرگ از تعدادی خرده سیستم یا اجزای کوچکتر تشکیل می شوند. بنابر این هر سازمان به منزله یک سیستم باز در نظر گرفته می شود که از تعدادی خرده سیستم تشکیل شده و ضمن فعالیت در یک فراگرد مستمر "تبدیل منابع ورودی به محصولات خروجی" با محیط خود در تعامل است؛ بنابر این نگرش "حفظ ارتباط با محیط خارجی" برای سازمان اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا محیط خارجی هم منشاء تأمین منابع ورودی و هم مصرف کننده بازداده های خروجی سازمان است و ضمن ارائه بازخور از مشتریان، به اصلاح عملیات و بازنگری در فراگرد سیستم کمک می کند و بر بهبود نتایج آن اثر می گذارد؛ زیرا بدون دریافت نظر مشتریان امکان ارزیابی دقیق کیفیت عملکرد سازمان کاهش می یابد. در واقع، در صورت کاهش تمایل مشتریان به استفاده از بازداده های سازمان، امکان تداوم فعالیت و بقای بلند مدت سازمان در عرصه تجارت کاهش می یابد. به این ترتیب، بر مبنای نگرش "سازمان به مثابه یک سیستم باز"، مشتریان نقش تعیین کننده ای در تداوم حیات سازمان دارند.
🔹نظریه پردازان مکاتب مدیریت علمی، اصول گرایی، و روابط انسانی، هنگام مطالعه سازمان، اجزای آن را در نظر می گرفتند و بر این باور بودند که "کل سازمان برابر است با مجموع اجزای آن"؛ به همین دلیل سازمان را بر حسب اجزای آن تشریح می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی بر این باورند که "کل سازمان، چیزی متفاوت با مجموع اجزای آن است"؛ و هنگام مطالعه سازمان، آن را به صورت کلی در نظر می گیرند و ویژگیهای اجزای آن را تلفیق می کنند. در واقع در مکاتب قبلی از نوعی تفکر تحلیلی تجزیه مدار استفاده می کردند؛ در حالی که نظریه پردازان سیستمی از نوعی تفکر ترکیبی بهره می گیرند. به نظر یکی از کارشناسان مدیریت سیستمها تفکر تحلیلی بر "اندیشیدن از خارج به داخل" است. البته هیچ کدام از این دو شیوه، ارزش دیگری را نفی نمی کند؛ ولی شناختی که با استفاده از تفکر ترکیبی در مورد کلیت یک پدیده به دست می آید، از طریق تفکر تحلیلی دست نایافتنی است./ ادامه دارد
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ بررسی نظریه سیستمی در مدیریت:- بخش دوم-
🔹نظریه پردازان سیستمی، بر ضرورت انخاذ شیوه تفکر ترکیبی اصرار دارند؛ زیرا بر این باورند که مدیریت در خلاء انجام نمی شود و مدیران تحت تأثیر متغیرهای سازمانی و محیطی قرار دارند و متقابلاً بر این متغیرها اثر می گذارند.
🔹به این ترتیب، با مطرح شدن ضرورت نگرش سیستمی، یافته های دانش مدیریت با چالش عظیمی مواجه گردید؛ زیرا بر مبنای این نگرش باید برای مدیریت یک سازمان، همه اجزای آن شناسایی شوند و کلیه فراگردها و فعالیتهای منظم اجزای مذکور و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر، مد نظر قرار گیرند. دو نفر از صاحب نظران مدیریت پیش بینی کرده اند که "مبانی شناسایی سازمانها و مسائل آنها در چهارچوب نگرش سیستمی، ممکن است در آینده به انقلابی در عرصه مدیریت منجر شود؛ نظیر آنچه با اشاعه مبانی نظریه مدیریت علمی تیلور حاصل شد"
🔹چستر بارنارد مانند فایول، بر اساس تجربه خودش در منصب مدیریت عالی بنیانگذار رهیافت جدیدی به مدیریت محسوب می شود؛ البته رهیافت بارنارد (رئیس سابق شعبه شرکت تلفن بل در نیوجرسی) با فایول متفاوت است. بارنارد به جای تفکیک اصول و وظایف خاص مدیریتی، به طراحی یک رهیافت سیستمی مجردتر پرداخت. وی در کتاب معروفش "وظایف مدیر عالی اجرایی" سازمانها را به منزله مجموعه ای از خرده سیستمهای همکاری کننده در نظر می گیرد؛ یعنی سازمان مجموعه پیچیده ای از خرده سیستمهای اجتماعی، شخصی، زیستی، و فیزیکی است که در یک ارتباط منظم و خاص، نتایج فعالیت آنها برای دستیابی به حداقل یک هدف معین با هم تلفیق می شود.
🔹بارنارد بر این باور است که تحقق همکاری در سازمان، به وجود سه عامل "تمایل به خدمت"، "هدف مشترک"، و "ارتباطات" بستگی دارد. به نظر وی اگر این سه عامل در یک سازمان وجود نداشته باشند یا مستقل از یکدیگر عمل کنند، دیگر سازمانی باقی نخواهد ماند. بر اساس نظر بارنارد، ارتباطات عاملی نیروبخش است که شکاف طبیعی میان تمایل فرد به خدمت و هدف مشترک سازمان را پر می کند.
🔹همانطور که ذکر شد، قبل از این نظریه پردازان سازمان و مدیریت آنها را به صورت مجموعه ای از اجزای تفکییک و تجزیه شدنی در نظر می گرفتند تا اینکه دیدگاه سیستمی بارنارد نظریه پردازان سازمان و مدیریت را تشویق کرد که سازمانها را به منزله "کلهایی پیچیده و پویا" مطالعه کنند. نکته حایز اهمیت در سخنرانیها و نوشته های بارنارد، تأکید شدید وی بر لزوم رعایت اخلاق در مدیریت است.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹نظریه پردازان سیستمی، بر ضرورت انخاذ شیوه تفکر ترکیبی اصرار دارند؛ زیرا بر این باورند که مدیریت در خلاء انجام نمی شود و مدیران تحت تأثیر متغیرهای سازمانی و محیطی قرار دارند و متقابلاً بر این متغیرها اثر می گذارند.
🔹به این ترتیب، با مطرح شدن ضرورت نگرش سیستمی، یافته های دانش مدیریت با چالش عظیمی مواجه گردید؛ زیرا بر مبنای این نگرش باید برای مدیریت یک سازمان، همه اجزای آن شناسایی شوند و کلیه فراگردها و فعالیتهای منظم اجزای مذکور و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر، مد نظر قرار گیرند. دو نفر از صاحب نظران مدیریت پیش بینی کرده اند که "مبانی شناسایی سازمانها و مسائل آنها در چهارچوب نگرش سیستمی، ممکن است در آینده به انقلابی در عرصه مدیریت منجر شود؛ نظیر آنچه با اشاعه مبانی نظریه مدیریت علمی تیلور حاصل شد"
🔹چستر بارنارد مانند فایول، بر اساس تجربه خودش در منصب مدیریت عالی بنیانگذار رهیافت جدیدی به مدیریت محسوب می شود؛ البته رهیافت بارنارد (رئیس سابق شعبه شرکت تلفن بل در نیوجرسی) با فایول متفاوت است. بارنارد به جای تفکیک اصول و وظایف خاص مدیریتی، به طراحی یک رهیافت سیستمی مجردتر پرداخت. وی در کتاب معروفش "وظایف مدیر عالی اجرایی" سازمانها را به منزله مجموعه ای از خرده سیستمهای همکاری کننده در نظر می گیرد؛ یعنی سازمان مجموعه پیچیده ای از خرده سیستمهای اجتماعی، شخصی، زیستی، و فیزیکی است که در یک ارتباط منظم و خاص، نتایج فعالیت آنها برای دستیابی به حداقل یک هدف معین با هم تلفیق می شود.
🔹بارنارد بر این باور است که تحقق همکاری در سازمان، به وجود سه عامل "تمایل به خدمت"، "هدف مشترک"، و "ارتباطات" بستگی دارد. به نظر وی اگر این سه عامل در یک سازمان وجود نداشته باشند یا مستقل از یکدیگر عمل کنند، دیگر سازمانی باقی نخواهد ماند. بر اساس نظر بارنارد، ارتباطات عاملی نیروبخش است که شکاف طبیعی میان تمایل فرد به خدمت و هدف مشترک سازمان را پر می کند.
🔹همانطور که ذکر شد، قبل از این نظریه پردازان سازمان و مدیریت آنها را به صورت مجموعه ای از اجزای تفکییک و تجزیه شدنی در نظر می گرفتند تا اینکه دیدگاه سیستمی بارنارد نظریه پردازان سازمان و مدیریت را تشویق کرد که سازمانها را به منزله "کلهایی پیچیده و پویا" مطالعه کنند. نکته حایز اهمیت در سخنرانیها و نوشته های بارنارد، تأکید شدید وی بر لزوم رعایت اخلاق در مدیریت است.
♻️با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers